ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

مدیریت را باید از خداوند آموخت که همیشه مدیر بوده، ( مدیر بالذات است) یکی از صفات و اعمال خداوند در: اداره جهان وسعت دادن است. خداوند در هرلحظه جهان را وسعت می دهد، و بزرگتر می کند.(انا لموسعون) ولی این صفت برای مدیران امروزی، ترسناک و غیر قابل قبول است! مدیران امروزی که تحت آموزشهای شیطانی هستند: دوست دارند جهان را هرچه کوچکتر کنند، تا در مشت شان باشد! تا راحت تر مدیریت کنند. ضعف مدیران امروزی، از تئوری مالتوس معلوم است. این کشیش بدبین می گفت: منابع محدود است، ولی رشد بشری نامحدود! لذا انسانها از گرسنگی از بین خواهند رفت. به همین مناسبت دستور داده بود: جلوی جمعیت را بگیرند: و زاد و ولد را محدود نمایند. این تئوری با اینکه در جهان ممنوع شده، ولی راه خود را ادامه می دهد. اشتباه بزرگ مالتوس این بوده که: فکر می کرده فقط انسانها زادو ولد می کنند، و زیاد می شوند، درحالیکه گیاهان و: جانوران چرخه غذایی انسان هم، زاد و لد می کنند. امروزه نعمت میوه ها و خوراکی ها، آنقدر زیاد است که یک نفر، نمی تواند در تمام عمرش، همه نوع از انها را بخورد! وقتی فراوانی غذایی اثبات شد که: مازاد گندم ها را به دریا می ریختند، تا قیمت آن کاهش پیدا نکند! ولی مالتوس بعدی پیدا شد و گفت: اگر غذا زیاد می شود، آب که ثابت است. پس از مردم تشنگی خواهند مرد! جنگ جهانی بعدی هم، جنگ بر سر تقسیم آب است. ولی این نادان هم نمی داند که: سه چهارم کره زمین را، آب فرا گرفته! البته او باز پاسخ خواهد داد که: این آب ها شور است! ولی نمی داند که خداوند، فیلتر هم برای آن گذاشته است! یکی: دمای خورشید است که: از آب شور دریاها، باران شیرین درست می کند. یکی هم لایه های زمین است: که آب را تصفیه می کند. اخیرا در کره مریخ، کوههای یخ و دریاهای آب هم کشف شده است! این معنی (انا لموسعون) است. زیرا این کوههای یخ و: دریاهای آب چند سال پیش نبود! البته اگر هم بوده، به ما نمی گفتند. همانطور یخ های دور کره کیوان (زخل) را نمی گویند. یخ به معنی آب است. پس روشن است که باید: دید وسیع داشت. اما داشتن دید وسیع، درست و با ارزش! و حلال. کسانی که در کار های درست، دید وسیع نداشته باشند، ناچار در کار های شیطانی: دزدی و اختلاس، دید وسیع پیدا می کنند. بیکاری زیاد در جهان، فقط به خاطر همین دید: وسیع در خلافکاری است! جوانان بیکار در واقع، کار کردن با مزد معمولی را، کار نمی دانند: بیل زدن به خاک یا در مقابل: کوره های صنعتی عرق ریختن، کار نیست! تز نظر آنها فقط اختلاس و دزدی کار است. زیرا کار باید طوری باشد که: یک شبه آنها را صاحب همه چیز بکند. این تفکر را، سه جریان مهم در ذهن آنها ایجاد کرده است: یکی جریان جهانی پرورش: مدیران بازرگانی و بازاریابی جهانی است. که دانشجویان را فقط برای: انتقال ارقام نجومی پرورش می دهد. دوم نفس جاه طلب و: بلند پرواز جوانان است، که می خواهند ثابت کنند از: پدرانشان زرنگتر هستند، و نمی خواهند مانند آنها، یک عمر در فقر و نداری باشند. سوم هم جریان سیاسی وابسته است، که بستری ایجاد کرده، توقعات آنها را بالا برده. بطوریکه برخی از جوانان  امروزی، نه ازدواج می کنند که مسئولیتی بپذیرند، و نه دنبال کار هستند تا درآمدی کسب کنند. بلکه بیشتر دنبال قرعه کشی ها و قمار بازی ها هستند! تا شاید یک روز  و: فقط برای یک بار! شانس به آنها رو کند، و ناگهان صاحب همه چیز بشوند. از نظر آنها هرنوع کار حرام، یک کار واقعی است: دزدی و سرقت مسلحانه، کلاهبرداری ، اختلاس قاچاق مواد مخدر یا انسان،و هرنوع خلاف دیگر. متاسفانه مشفقان جامعه هم، در زمین آنها بازی می کنند! و شکایت این نوع جوانان از بیکاری را، جدی گرفته و بر روی آن مانور می دهند!


ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب ها : سعه صدر در جهان بینی.،
لینک های مرتبط :

فرایند اختلاس برخلاف ظاهر آن، بسیار پیچیده و بلند است. لذا نیاز به نظریه پردازی و: ارائه راه کارها نوین است. باید دانست نام دیگر اخنلاس گران، دزدان و غارتگران بیت المال است. ولی فرایند اختلاس از: همین نام گذاری شروع می شود. زیرا دزدی و غارت در قانون مشخص است، مردم با آن اشنا هستند. ولی وقنی نام جدید برآن گذاشته می شود، از دسترس داوری مردم و: مسئولین خارج می شود، و به اصطلاح جنبه حقوقی پیدا می کند! که گاهی قانون در مقابل آن ساکت است، تا قانون مربوطه تهیه و اجرا شود، اینها به عملیات خود ادامه می دهند. پس نخستین فرضیه آن است که: به وسیله دوستان نفوذی خود در قوه قضائیه، یا رسانه ها از بکار بردن: الفاظ قدیمی منع شوند، تا مردم دچا سردگمی گردند. دومین فرضیه این است: ما خودمان هم متعلق به بیت المال هستیم! غارتگر بیت المال، با این توجیه یا فرضیه، هرنوع استفاده یا برداشت از بیت المال را مجاز میداند. برای تبیین این فرضیه به ایه ای از: قران هم استناد می شود: قران پرداخت حقوق ماموران زکات بگیر را، یکی از مصارف زکات می داند(والعاملین علیها) اینها نیز می گویند: چون برای بیت المال کار می کنند، بنابر این حق دارند از بیت المال برداشت کنند. اما اشتباه از آنجا ناشی می شود که: حقوق کارمندان زکات بگیر را، حاکم شرع باید بدهد نه اینکه: خودشان هرمقدار خواستند بردارند. تفاوت این دو موضوع، همان حلال و حرام بودن است. در واقع حاکم شرع باید: همه زکات را تحویل بگیرد، تا بتواند نسبت به موارد مصرف تصمیم بگیرد. چه بسا زکات کم باشد! اگر گیرنده زکات همه آن را، برای خود بردارد اصلا چیزی باقی نمی ماند. فرضیه سوم حمله سازمان یافته است. این حمله از سوی بالاترین مقامات دشمن، طراحی و اجرا می شود. البته در تبلیغات آن را داخلی اعلام می کنند، تا مردم نسبت به مسئولین، یا یکدیگر بدبین شوند و: به سرنخ ها دقت نکنند. مثلا اختلاس دکتر خاوی رئیس بانک ملی سابق، نمونه این طراحی ها است که: به ظاهر عمل شخصی است! اما یک فرد به تنهایی نمی تواند: اینهمه پول را یکجا دزدی کند، زیرا دزدی شرایط خود را دارد. چه کسی او را معرفی کرده؟ چه کسی به او اطمینان کرده؟ چگونه در طول عملیات انتقال وجوه، کسی متوجه نشده. وجوه انتقال یافته، چگونه واز چه کانالهایی انجام شده؟ بعد از انجام انتقال، این وجوه بین چند نفر تقسیم شده؟ یا در کدام حساب ها نگهداری می شود. تامین امنیت برای فرار این دزد، با چه کسانی بوده است. لذا می بینیم یک سلسله رفتار دقیق و: برنامه ریزی های هوشمندانه، و خارج از دسترس مسئولان، انجام شده است. اصولا بین ایرانیان مقیم آمریکا، مخصوصا تحصیلکرده های اقتصاد و بازرگانی، این ضرب المثل رایج شده بود که: بروید ایران پول پارو کنید و: برای همه عمر راحت باشید! به همین دلیل عملکرد اختلاس گران، با عملکرد ضد انقلاب کاملا یکی است. خاوری در واقع کشمیری دوم است! او با ظاهر سازی توانست: اعتماد مسئولین را جلب، و بمب را در نخست وزیری کار بگذارذ. این هم همینطور، با ظاهر سازی جلب اعتماد کرد و: ناگهان همه پولها را دزدید و فرار کرد. علت اینکه این افراد مامور بودند هم؛ این است که دولت های معاند، از آنها حمایت کرده و: مانع دستگیری آنها می شوند. حتی امنیت آنها را هم بعهده می گیرند. والا یکی از شاکیان، می تواند او را با یک: ششلول از پا در اورد. این سیستم امنیتی همان سیستمی است که: از سلمان رشدی و بن لادن و بغدادی هم حمایت می کند. لذا فرماندهی عملیات نیز مانند تئوری پردازی آن، در بالاترین رده های دشمنان، یعنی کنگره آمریکا و کنست اسرائیل هستند. به همین خاطر همه دزدی ها، به راحتی انجام می شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مبانی نظری اخنلاس گران،
لینک های مرتبط :

اقتصاد بومی هر کشوری، مجموعه ای از رفتار های: تولیدی و توزیعی خدماتی و مصرفی است که: سالهای طولانی مورد تجربه و استفاده بوده، و توانسته کشورها را در: همه مراحل تمدنی یاری برساند. اقتصاد بومی ایران هزاران سال است که: مردم را در بهترین شرایط اداره می کند. اما هر بار حوادث تاریخی و: گردبادهایی که وزیدن می گیرد، سعی دارد آن را ریشه کن کند، تا مردم راه خود را گم کنند. در زمان معاصر نیز این ریشه کنی، از کودتای 28مرداد به بعد شروع شد: آمریکایی ها پس از تسلط بر ایران، و انجام کودتای ضد ملی: علیه دکتر مصدق، راه اقتصاد بومی را هم سد کردند. در ابتدا طرح ترومن واصل 4آن اجرا شد. به بهانه کمک به روستائیان و عشایر، به آنها کیسه های آرد و قوطی های روغن دادند. حتی به بهانه وحشی بودن ایرانیان، این کیسه ها را، مخصوصا در بلوچستان، با هلی کوپتر پرتاب می کردند! بعد با کمک انقلاب سفید، کاری کردند که روستائیان، بر سر سفره خود، مرغ و برنج آمریکایی مصرف کردند! و برنج و مرغ خود را رها نمودند. با اعلام رایگان بودن زمین: برای ساخت و ساز، مهاجران را به سوی حاشیه های تهران دعوت کردند، و روستاها را از روستاییان خالی نمودند. بعد از انقلاب اسلامی، اولین دستور امام خمینی ابن بود که: سربازها به پادگانه برگردند و: کشاورزان هم گندم بکارند. بعد از مدتی جهاد سازندگی برای: معکوس کردن مسیر یاد شده تاسیس شد. اکنون تمامی 65هزار روستای ایران، دارای آب و برق امکانات اولیه بهداشت، خدمات و آموزش می باشد. ولی هر از چند گاهی، این سیاست ها را تعطیل می کنند! تا بتوانند اقتصاد غیر بومی را زنده کنند. در اقتصاد بومی جای اختلاس و دزدی نیست، زیرا همه مردم آن را می شناسند، و با هم همکاری کنند. بزرگترین دلیل کنار گذاشتن اقتصاد بومی، برای دزدی های کلان است. به همین دلیل آمریکا، بوسیله دکتر میلسپو به بهانه مدرنیزه کردن: اقتصاد ایران اقدام به ایجاد بانک کرد. اولین اختلاس که در تاریخ اقتصاد ایران ثبت شده، مربوط به واحد کامپیوتری وزارت نفت است. که یک مهندس جوان، به بهانه کامپیوتری کردن حسابها، با ایجاد کد کمکی، همه دریافتی های پرسنل را به: حساب خود واریز کرد و بعد هم فراری شد. در اقتصاد بومی، مردم در سیستم کشاورزی سنتی، کارگاههای خانگی، تولید را ساماندهی می کنند. برای شبکه توزیع و خدمات، از دستفروشان و دوره گردها استفاده می شود. برای مسائل مالی نیز از اعتبار شخصی، برای خرید قسطی یا نسیه اقدام می کردند. لذا هیچ گوشه ای از کار، در دست آمریکایی ها نبود، که بتوانند از ان برای دزدی استفاده کنند. به همین دلیل به بهانه مدرنیزه و: مکانیزه کردن سیستم پولی و مالی، مردم را مجبور کردند: تا با سیستم آنها کار کنند. و برای تداوم این وضع، بورسهای تحصیلی فراوانی گذاشتند. متخصصان مالی را به آمریکا برده، مدرک دکترا به آنان اعطا کردند. با خیزش مردمی در سال 1979،مردم بانکها را آتش زدند و: خواستار نابودی این سیستم شدند. ولی نفوذ متخصصان اقتصاد و: اساتید پرورش یافته آمریکایی، با همراهی عوامل جاسوسی: چون امیر انتظام ها، سوء استفاده از سادگی مدیران و: بی اطلاعی انها نسبت به اقتصاد و مسائل بانکی، باعث شد تا بانکها دوباره رشد کنند. و اقتصاد ایران را در دست بگیرند.  آمریکا در این جنگ نابرابر، نیروهای متخصص فراوانی، تربیت و به ایران اعزام نمود. که اکثر انها در بانک مرکزی و: بانکهای دیگر مشفول بکار شدند. با اینکه رابطه ایران و آمریکا قطع بود، ولی تربیت و اعزام جاسوسان اقتصادی، به شدت تمام ادامه داشت. آمریکا به سرعت به نمام ایرانیان جذب شده، دکترای اقتصاد و بازرگانی می داد! و آنها را برای غارت نقدینگی ایران، مامور می کرد.  


ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب ها : اقتصاد بومی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 مرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

برخلاف تبلیغات سرسام آور دشمنان ، امت واحده اسلامی تشکیل شده، و نحت رهبری نایب امام زمان، به همکاری خود در جهت پیشرفتهای: اجتماعی و سیاسی ادامه می دهند. کسانی که تبلیغات دشمن را باور می کنند، یا دوست ندارند که: امت اسلامی واحد را ببینند، یا فکر می کنند از اداره آن عاجز هستند، استعفا دهند، تا به قول خودشان مالایطاع نشوند! الان مردم عراق مخصوصا شهر بصره، بیشترین تمثال مقام معظم رهبری را نصب کرده اند، که گاهی بیش از برخی خیابان های تهران است! اما شاید برخی ضد ایرانی ها، در لوای جناح صدر و امثال آن، نمی خواهند این را ببیند! لذا نباید وحدت از بین برود، بلکه باید آنان، از پست و مقام خود استغفا دهند. مردم یمن یا لبنان و سوریه و بحرین هم همینطورند. حاکمانی که از وحدت آنها با ایران ناراحت هستند، خودشان باید استعفا دهند. تا دیروز می گفتند: استعمار باعث جدایی این ملتها شده است! و انگلستان با شعار: تفرقه بیانداز و حکومت کن، مرزهایی بین امت اسلامی کشیده است. اما امروز که استعمار دفن شده، انگلستان قادر به حفظ وحدت: داخلی خود در مقابل جدایی طلبان: اسکاتلند و ایرلند نیست، دیگر چه بهانه ای دارند؟ برای افزایش ناراحتی این دشمنان وحدت، باید گفت که ایرلند بمعنی: سرمین ایرانی ها است! و آنها خود را ایرانی می دانند، حتی ملکه انگلیس با انتشار: شجره نامه ای مدعی شده که: از نوادگان امام حسن ع می باشد. برای آنکه آنها دق کنند، باید بدانند که: آمریکا را اول یک ایرانی ( که بعضا می گویند عرب بوده) کشف کرد! و ایران بیش از 15هزار سال است: که ایستاده است. شعر فردوسی در هزار سال، پیش گویا همین امروز سروده شده! مردم عادی هم زبان او را می فهمند. اشعار مولوی از فرط تکرار ، نبدیل ضرب المثل شده است. واینها همه نشان می دهد که: ایران بزرگ زنده است، و نفس می کشد.لاشخورهایی که منتظرند: ایران تجزیه شده بماند تا بتوانند: هرکدام یک میراث برای خود بردارند، بدانند که ایران را اگر به 199کشور هم تجزیه کنند، فقط روی کاغذ است. سازمان ملل که: شعر سعدی را بر تارک خود نوشته، در واقع اقرار می کند که: میراث ایرانی است. استادان زیادی از ایران، در تاسیس و تبیین آن نقش داشتند. متاسفانه هنوز دست نامردان، برای کوچک کردن ایران قوی است. می گویند: وقتی شوروی سابق فروپاشی شد، همه جمهوری های آن با ایران اغلام همبستگی کردند. حتی قفقازی ها گفتند: قرارداد ترکمانچای تمام شده، و همه سرزمین های جدا شده، باید به ایران برگردد. ولی هاشمی گفت که: ما این گدا گشنه ها را می خواهیم چه کنیم! باید کلاه خودمان را محکم بگیریم، که آن را باد نبرد. حتی اگر این حرف را هم نزده باشد، عملکرد او اینطور بوده. عین همین موضوع: در مورد عراق و بحرین و افغانستان و پاکستان هم بوده است. ولی متاسفانه دست رد بر سینه آنان زده شد. می گویند مقتدی صدر را تقویت کردند: به شرط اینکه با ایران بد باشد! اگر واقعا دلایل دیگران هم همینطور است، باید استعفا دهند. زیرا از زمانیکه مردم: جمهوری آذربایجان، خود را به ایران سپردند، و دست رد بر سینه آنان زده شد، تا حالا، هر ظلم و جوری برآنان رفته، مسئول هستند. همینطور در مورد مردم: بوسنی هرزگوین، نهضت 99درصدی آمریکا، یا قیام مردم فرانسه و انگلیس و ایتالیا. همه آنها به شوق نیم نگاهی از سوی ایران، شعار ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی می دهند، ولی از سوی مقامات ایرانی، مورد بی مهری قرار می گیرند. مگر مردم یمن یا بحرین، کم از ایران کمک خواستند؟ ولی اقایان بخاطر از دست دان مقام، به آنها توجه نکردند. لذا باید این مقام  را از آنها گرفت تا: مستضعفین جهان بی یار و یاور نمانند.



ادامه مطلب


نوع اخبار : سیاسی، 
برچسب ها : دشمنان وحدت استعفا دهند.،
لینک های مرتبط :

 از دستگیری فله ای مفسدان اقتصادی، باید خوشحال بود زیرا: اینها پیاده نظام ارتش آمریکا، در جنگ اقتصادی علیه ایران و جهان هستند. همانطور که در جنگ تحمیلی، از اسرای بعثی و زیاد بودن آنها، خوشحال بودیم اکنون نیز از دستگیری: هرچه بیشتر آنان باید خوشحال باشیم. زیرا نشان می دهد نگذاشته ایم چون: خاوری ها به دامن دشمن پناهنده شوند. فرضیه ایجاد: جنگ تحمیلی جدید بر علیه ایران، مشابه آنچه در دهه 1980اتفاق افتاد، کاملا غیر عملی است. زیرا که اکنون ملت بزرگ عراق، بیش از هر زمان دیگر، در کنار ایران است. شهرهای عراق بیش از شهرهای ایران! عکس رهبری ایران را دارند. از سوی دیگر آمریکا و اسرائیل، یکبار ایران را آزموده اند! میدانند ایران امروز بسیار: قوی تر و آماده تر از سال های 1980است. بنابر این در عرصه دیگری و: به شکل جدیدتری وارد پیکار شده اند، و آن جنگ اقتصادی است. ستون ها یا لایه های ارتش آمریکا، در این جنگ بطور واضح به شکل زیر است: رکن یا لایه اول آن در اسرائیل قرار دارد. فرماندهان و آمران اصلی جنگ با ایران، در رژیم صهیونیستی قرار دارند. زیرا امام خمینی اساس آن را بر هم زد، و اعلام کرد: اسرائیل باید از روی زمین محو شود. بنابر این برخلاف آمریکا و اروپا که: انگیزه مشخصی برای مقابله با ایران ندارند، اسرائیل موجودیت خود را در آن می بیند. برای حفظ موجودیت خود، باید با ایران انقلابی جنگ میکند. رکن دوم یا لایه دوم ارتش اقتصادی امپریالیزم، در عربستان است. آل سعود و حامیانش، به دلیل جنایت هایی که برعلیه شیعه، انجام داده اند مانند تخریب قبرستان بقیع، کشتار مردم کربلا و تخریب بقعه امام حسین ع، و مانند آن، از رشد یک کشور شیعی وحشت دارد. لذا برای جلوگیری از خشم وانتقام شیعیان، همه ثروت خود را برای مبارزه و نابودی آن، بسیج کرده و هزینه های: تمام درگیری های جهانی: علیه ایران را می پردازد. اما آمریکا رکن سوم این ارتش است! چرا که نیروهای دوره دیده و: شرکت های امنیتی فراوانی دارد، که برای پول می جنگند و: کاری به بهشت و جهنم آن ندارند. لذا پول عربستان و انگیزه اسرائیل فقط: با ششلول بندهای امریکایی نتیجه می دهد. اروپا رکن چهارم این جنگ اقتصادی است. همانطور که مطبوعات رکن چهارم مشروطه بودند! اروپا هم از لحاظ تبلیغاتی و: رسانه ای و حقوقی و غیره، به کمک اسرائیل می شتابد: چنانچه اعلامیه بالفور هم از همانجا بود. اما رکن پنجم یا ستون پنجم این ها، مفسدان اقتصادی وطنی هستند. زیرا با اخلال در سیستم: بازرگانی و اقتصادی ایران، راه را برای حمله چهار لشگر دیگر آماده می کنند! اروپا نبلیغات می کند که: فساد در تمام ارکان حکومت اسلامی ریشه دوانیده! عربستان پول می دهد تا: همه امکانات مردم ایران را از دستش خارج کنند. اسرائیل نقشه می کشد، و آمریکا هم، نیروی متخصص را پرورش می دهد. لذا هرچه از این نیروهای متخصص و: دکترای اقتصاد آمریکایی، بیشتر دستگیر شوند، اقتصاد ایران سالمتر و بومی تر می شود. در این چهل سال آمریکا و اسرائیل و اروپا و آل سعود، نقشه های وحشتناکی برای ایران داشته اند! ولی همه آن تهدید ها، به فرصت برای ایران تبدیل شد. دلار قوی، باعث انتقال کامل داراییهای: آمریکا و اروپا و اسرائیل و آل سعود به ایران شد! زیرا آنها مجبور بودند: اپوزیسیون ایران را،ا پوشش مالی کامل داده، روانه ایران کنند. آنها برای جمع آوری دلارها از دست مردم، یا طلا و زمین و .. مجبور بودند: بالاترین قیمت ها را بپردازند. 156هزارمیلیارد تومان: پول سرگردان به ایران تزریق کردند. بعد مزدورانی را تربیت کرده ند تا: در بانکهای ایران نفوذ کنند، و این پولهای باد آورده را، دوباره جمع کنند! و به آمریکا برگردانند.اینها همان اختلاس گران  یا اسرای جنگ تقنصادی هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب ها : !اسرای جنگ اقتصادی با آمریکا،
لینک های مرتبط :

در قضیه حمله به پادگان سپاه، به دنبال آمرین باشید، نه ضابطین. آنهاییکه به پاسگاه مرزی حمله کردند، مزدوران و آدمکش هایی بودند: که خواستند از نام یک: گروهک بدنام استفاده نمایند. لباس آنها را بر تن کردند. این گروهک بدنام هم برای عرض اندام، چنین امری را پذیرفت. این روش آمریکا در تمام: دوران ضدیت با ایران بوده است. داعش آخرین دستاورد آنها، نه عراقی بود و نه سوری! بلکه مجموعه ای از تکاوران دوره دیده، مزدور سازمان ها و شرکت های امنیتی بودند. والا مردم عراق یا سوریه، هرچه قدر هم خشن باشند، اینگونه وحشیانه سر های یکدیگر را نمی بریدند. حتی اگر مسلمان وهابی بودند اینگونه به ناموس مردم تجاوز نمی کردند! آنها ماهرانه نیروهای عراقی و حشد الشعبی را شکنجه می دادند. زیرا با اینکه همه شکنجه گران شرقی، شاگران شکنجه گران غربی هستند، و در کلاس آنها دوره دیده اند، ولی همیشه عقب می نشستند! و کار را به آمریکایی ها یا اروپایی ها می سپردند! چون مزدوران آمریکایی و اروپایی، اساسا برای دریافت پول و کشتار استخدام شده بودند. ولی شکنجه گران شرقی، باید مشروب می خوردند یا: دارو مخدر مصرف می کردند، از حال عادی خارج می شدند تا: بتوانند این کار ها را انجام دهند. در حمله به پاسگاه مرزی نیز، این وحشیگری دیده می شود. اگر قصد آنها فقط هشدار بود، میتوانستند یک بمب منفجر کنند، و بروند. ولی وقتی دهها سرباز را به گلوله می بندند، یا آنها را در داخل پادگان می کشند، خودشان بهتر می دانند که: اینها سرباز هستند. نه آنها را می شناسند، و نه کینه ای از آنها در دل دارند. لذا کشتن آنها مانند: کشتن یک کودک بیگناه است. و فقط کسانی می توانند این کار را انجام بدهند که، یا دارو مصرف کرده باشند! و یا اینکه برای این کار، مبالغ کلانی گرفته باشند. طبیعتا این کار از دست یک گروهک که: در داخل خودش هم دچار: تضاد و درگیری است بعید است. البته حامیان آنها دوست دارند که: بنام گروهک باشد تا از انتقام به دور باشند. اما در لایه اولیه آمرین این قتل ها و حمله ها، بارزانی است. زیرا او چهار مشت آهنین، با چهار همسایه خود دارد: تا بر علیه ایران و ترکیه و عراق و سوریه، عملیاتی را سامانهی کنند، یا هزینه آن را بپردازند. پژاک، مشت آهنین بارزانی در مقابل ایران است. همانطور که پیشمرگه ها، برای مقابله با ارتش عراق دوره می بینند، یا پ ک ک مشت آهنین برای ترکیه است. لذا استفاده از مزدوران: شرکت های امنیتی آمریکایی و اسرائیلی، برای حمله به مرزهای این چهار کشور، کار روتین چهل ساله انها است. البته چون بارزانی در ایران بوده، و حزب خود را تاسیس کرده است، ملاحظات ظاهری را رعایت می کند! به همین دلیل بجای پیشمرگه، از پژاک استفاده می کند. ولی در سوریه تقریبا وسیعنر عمل می کند، یا مرزهای ترکیه را همیشه نا امن می سازد. همانطور که در موضوع رفراندوم دیدیم، نیروهای عراقی را هم به قتل می رساندند. گرچه الان قدرت ظاهری سابق را ندارد، ولی چون آزاد گذاشته شده، دست از فعالیت های قبلی برنداشته است، و دنبال وقت کشی است. اما در لایه دوم، بارزانی به تنهایی هم نمی تواند: این نقشه یا نقشه های مشابه را اجرا کند. لذا نشان از حمایت بی دریغ: اسرائیل از او دارد. زیرا اسرائیل باخرید نفت و عتیقه ها و: کمک مالی و نظامی و امنیتی، وی را در قدرت نگه داشته است. طبیعی است در لایه بعدی، آمریکا و اروپای  صلیبی نیز، از او حمایت می کنند و: کمک اطلاعاتی و نظامی و مالی را، در دستور کار دارند. لذا اگر سپاه قصد انتقام گرفتن دارد، نباید به سربازان یا پیاده نظام آنها فکر کند. بداند در هیاهوی درگیری لفظی ایران و آمریکا هست که: این حلمه معنی پیدا می کند، نه در مبارزه چند سرباز آنسوی مرز، با چند سرباز این سوی مرز.


ادامه مطلب


نوع اخبار : سیاسی، 
برچسب ها : باید سردسته اشرار مجازات شوند.،
لینک های مرتبط :

آمریکا چهل سال است که با فرضیه: دلار قوی، درصدد براندازی ایران است، ولی حالا متوجه شده که: خودش زمین خورده، و باید کنار برود. ترامپ با همه دیوانگی اش، این کار را شروع کرده! و می خواهد با تضعیف دلار، در مقابل رقبا، دست برتر داشته باشد. کاهش یا افزایش نرخ ارز، دستکاری عمدی است: برای رسیدن به برخی مقاصد. آمریکا با این مقاصد: دلار قوی را در ایران آغاز کرد: در ابتدا کارتر هزارتومانی ایران را، در دست گرفت و گفت: باید این اسکناس با یک دلار برابر شود! سالها طول کشید تا توانستند: دلار 75ریالی را به ده هزار ریال برسانند. اما این کار ساده نبود: باید دو برابر نرخ تورم، سوبسید پرداخت می کردند. زیرا تورم باعث کاهش ارزش دلار می شد، و اگر فقط به میزان تورم سوبسید تزریق می شد، نرخ برابری را تامین نمی کرد.  معادل این مبلغ ها هم، از عربستان در خواست دلار های نفتی می کردند. اما عربستان فقط در حد: تولیدات نفتی خود، و رایگان فروشی آن به امریکا، یا خرید سلاح، میتوانست کمک کند. لذا هرساله آمریکا بدهیهای بیشتری را متحمل می شد. اما امید داشت که عربستان آن را جبران کند. ولی وفتی جنگ یمن شروع شد، و پهباد های یمنی منابع نفتی عربستان را، بمباران کردند این امید آمریکا هم، نا امید شد. لذا برای اینکه بدهیهای او از 22تریلیون دلار بیشتر نشود، قرار است که دلار تضعیف شود. با تضعیف دلار، واردات محدود می شود، صادرات افزایش پیدا می کند و: آمریکا قادر خواهد بود: بدون ایجاد تعرفه، در جنگ با چین و اروپا برنده شود. یکی از دلایل تضعیف ریال هم، توسط آمریکا، اعمال محدودیت واردات به ایران بود، تا تحریم ها تاثیر بگذارد. کاهش ارزش ریال، نه تنها باعث کارآمد شدن: تحریم های بدون تعرفه گمرکی می شد، بلکه به صادرات آنچه در: داخل ایران بود کمک می نمود. که برخی ها می گفتند: نان را از سر سفره ایرانی برمی دارند، و صادر می کنند! البته صادرات ایران در سه شکل خود را نشان می داد: که همه آنها به دلیل تضعیف ریال، به ضرر اقتصاد بوده است. اولین صادرات ایران نفت بود. قرار بود بین مردم نقسیم شود! ولی به دلیل افزایش قدرت دلار و نیاز به آن، صادرات آن به صورت خام و: با قیمت های بسیار ارزان انجام می شد. زیرا تحریم مانع رقابت: با قیمت های بازار نفت بود. دسته دوم صادرات فرش و پسته و خرما بود، که اینهم برداشتن از سفره مردم بود. مانند برق، که به عراق یا آذربایجان صادر می شود، که باعث قطعی برق در داخل است. دسته سوم صادراتی بود که غیرقانونی انجام می شد: مانند قاچاق سوخت یا موادغذایی و کالاهای اساسی، که ایران سعی می کرد: با دلار 75 ریالی یا دولتی وارد کند. افزایش قدرت دلار و کاهش: ارزش ریالی باعث می شد که: قاچافچیان کالاهای سهمیه بندی شده را، تا ده برابر قیمت بفروش برسانند. و به همین دلیل کوپن ها را، از دست مردم حمع می کردند، یا آنها را برای گرفتن: کارت بازرگانی و پیله وری تشویق می نمودند. از همه مهمتر قاچاق انسان یا فرار مغزها بود. دلار قوی، جاذبه ی زندگی ایدئال برای: نخبگان و فرهیختگان، در خارج از مرزهای ایران را وعده می داد. لذا هرکسی میتوانست، فوری همه چیز را می فروخت، و تبدیل به دلار می کرد. از این لحاظ نیز حکومت اسلامی، زیر فشار و مضیقه قرار می گرفت. البته همه اینها یک فایده بزرگ داشت: تمام پولهای دزدیده شده یا قاچاق شده، اهرم بالا نگهداشتن این قدرت می شد: یعنی بالاترین نقدینگی به جامعه تزریق می شد. چون دلاری که 75 ریال ارزش داشت، آمریکا و مزدوران داخلی و خارجی اش،آن را ده هزارتومان از مردم می خرید!


ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب ها : دلار قوی، آمریکا را زمین زد.،
لینک های مرتبط :

فرضیه اصلی در نقشه راه این است که: مردم و دولت با کمک یکدیگر، بتوانند قیمت کالا و خدمات را ثابت نگهداشته، یا روند آن را قابل پیش بینی سازند. لذا لازم است عناصر تولید و توزیع ومصرف: کالا و خدمات مورد بازنگر قرار گیرند. تا اهداف فوق قابل بررسی باشد. اصولی که باید در این بررسی، مورد توجه قرار گیرد: جدایی تئوری اقتصاد ایران، از همه تئوری های اقتصادی جهان است. (بومی باوری). مردم ایران هزاران سال است که: اقتصاد های بزرگ و وسیعی داشته اند، و هیچگاه با بحران مواجه نشدند. از کورش بزرگ نقل شده: که خدایا ایران را از خشکسالی، دشمن و دروغ محفوظ بدار. زیرا اساس بحران های اجتماعی، یا از درون است مانند دروغ گفتن. یا از بیرون است مانند دشمن، یا از طبیعت است مانند خشکسالی. مبانی نظری این اقتصاد قوی 7یا 15هزار ساله، عبارت از این است که: دولت ها کاری به مردم نداشته باشند. علت اصلی همه بحران ها در ایران معاصر، نادیده گرفتن این مبانی است. تولید  در ایران از زمان باستان تا کنون، خانگی( زیر زمینی و بدون پروانه) بوده است. دولت سعی دارد: اینها را شناسایی کند تا از انها مالیات بگیرد. ترس از مالیات و بیمه و هزاران بدهی دیگر، تولیدی ها را تهدید به نابودی می کند. لذا دولت بجای شناسایی آنها برای مالیات، اگر به انها کمک بیمه ای: سوبسید دار و مانند آن داشته باشد، آنها خودشان را نشان خواهند داد. یا حداقل (وسط را بگیرد یعنی) نه کمک کند و نه، کاری به آنها داشته باشد. در اینصورت کل تولیدات کشاورزی و: صنعتی و خدماتی تضمین است. توزیع هم در ایران به همین شکل بوده! یعنی تولیدات زیر زمینی و خانگی، بوسیله دستفروشان و دوره گردان بی شناسنامه! فروخته می شده، چون هزینه اجاره و مالیات و بیمه و امثال آن نداشتند، قیمت ها هم منصفانه بود، و تورم زا نمی شده است. دولت با وضع مالیات بر فروش، آنها را بسوی نابودی می کشاند. خدمات نیز به همین شکل بوده، یعنی طبیب یاآرایشگر، بجای نشستن در یک مکان و: خلق هزینه های ثابت، دوره گردی می کردند: و بر بالین بیمار یا درخواست کننده، خدمات حاضر می شدند. سرمایه گذاری در این روند تاریخی هم، دستمایه نام داشت و: معمولا از ارث پدری، کمک افراد خانواده و یا خیرین، تامین می شده و اکنون صندوق اعتباری: محلی یا خانوادگی هم به آن اضافه شده. لذا هیچ نیازی به بانکها نبوده. صراحتا، ورود بانکها به عرصه تولید و خدمات، فقط به قصد ضربه زدن بوده است. زیرا کسی که وام می گیرد، طبیعتا قدرت بازپرداخت ندارد: فقط طرح هایی در ذهن دارد که: هزینه های آن واقعی ولی درآمد های آن تخیلی است. لذا بانکها با تعیین جریمه و بهره، گرفتن سفته و ضمانت، قصد زندانی کردن کارگزار و: مصادره اموال او را دارند. در بخش صادرات و واردات هم، مردم تجربه حمل بار مسافری، یا صادرات چمدانی، کولباری و پیله وری دارند. هرگز این امر تلاطم پیدا نمی کند. مگر اینکه دولت ورود پیدا کند! مثلا بخواهد آنها را ساماندهی نماید. بنابر این در همه ابعاد اقتصادی ایران، ورود دولت به منزله بی ثبات کردن آن است. بهتر است اصلا به فکر ساماندهی، یا ورود به بخش ها نباشد. مثلا در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز صنعت، دولت ورود کرده و: دانشگاهها را درست می کند، ولی می بینیم همه محصول آن بیکار می مانند! زیرا در دانشگاه تئوری های: تازه به دوران رسیده ها را می خوانند! در اسلام هم خمس و زکات، با همین هدف است. یعنی اسلام دخالتی در تولید گندم نمی کند، ولی اگر تولید گندم زیاد شد، بخشی از آن را با نظر تولید کننده(خوداظهاری)، به عنوان زکات مطالبه می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نقشه راه ثبات اقتصادی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 281 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :