ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
یکشنبه 25 شهریور 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

فدراسیون فوتبال تحریم باید گردد

پرچم امام حسین ع، در ردیف مواد آتش زا و بطری! قرار گرفت و ورود آن به استادیوم ها ممنوع گردید. این اولین بار نیست که ناظر فیفا، از این فرمایش های ضد ارزشی می فرمایند، و ما را در کشور خودمان از: عزاداری برای امام حسین ع منع می کند، بلکه فیفا بدتر از شورای امنیت سازمان ملل، حملات موشکی و بمباران های فرهنگی شدیدی را، به تمام مراکز فرهنگی می کند. فدراسیون فوتبال ایران هم مانند مزدور آنها، مجبور است سمعا و طاعتا گوش کند، والا جریمه می شود! فدراسیون حتی فکر این را نمی کند که: ما برای این ارزشهای خود، خیلی جریمه شدیم، ما را از جریمه نترسانند. آنها نمی دانند که برای این پرچم، میلیاردها خون ریخته شده. و در طول تاریخ میلیون ها شیعه، سربریده شدند و در زندان ها شکنجه شدند. فقط یک قلم وزیر شیعه کش هارون الرشید، اعتراف می کند که گله گله، شیعیان را گردن می زده و دفن می کرده . در همین زمان خودمان، در سوریه و افعانستان، پاکستان و هند و عربستان گورهای: دسته جمعی یرای اینها داشتند. اخیرا آن را هم به دستور عربستان، برداشته اند و شیعیان را می سوزانند و: کود درختان می کنند! حالا فدراسیون یا باید بیدار شود، یا برای همیشه فوتبال و: مسابقات فوتبال را با خود دفن کند، وگرنه منتظر خشم عزاداران حسینی باشد. ما اگر یک فدراسیون را تعطیل کنیم، بهتر است که به خون میلیون ها شهید، مخصوصا سالار شهیدان، امام حسین ع، اینگونه بی احترامی شود! شهردار تهران هم با اینکه سید لر است! ولی امروز همشهری تیتر زده: فیفا می گوید: پس کی زنها به استادیوم می روند؟ یک نفر نیست سوال کند: چرا آنها اینقدر غصه زن های ما را می خورند؟ این عجیب نیست؟ عراقی ها که در مشهد، فقط زیارت می کنند: وا اسلاما وا ناموسای این ها بلند است. ولی سالها است که آنتالیا و ایتالیا و فرانسه، همه جوره نوامیس ما را به باد می دهند، ولی برای اینها مهم نیست. آقای شهردار حتی گفته: چادر مشکی استفاده نکنید، از رنگهای شاد استفاده کنید! واقعا عجیب است، که بعضی ها چه ساده، آب را گل آلود می کنند و: مذهب و اسلام و قران مردم را به باد می دهند. فوتبال یکی از این دریچه های: فساد با کلاس است. یعنی همه ریشه دین را می زند، بدون اینکه کسی متوجه شود. فیفا که از طرف وهابیها، حمایت مالی می شود همه: مسابقات با ایران را، در روزهای عاشورا و تاسوعا، یا جمعه که سید الایام است می اندازد، آنهم وقت نماز، که هیچکس جرات نماز خواندن نداشته باشد. حتی از پخش اذان و یا: اشاره به آن هم منع کرده! معلوم نیست یک نهاد ورزشی، که ادعا می کند غیر سیاسی هم هست! با دین و مذهب ایران چکار دارد؟ فدراسیون فوتبال ایران نه تنها مقاومت نمی کند! از خدا خواسته همه را اجرا می کند، تا جریمه نشود! گویا در جاهایی که رعایت کرده، تا حالا جریمه نشده! ما اعلام می کنیم: همانطور که امام خمینی فرمودند: اگر آنها در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل دنیای آنها خواهیم ایستاد. اگر فدراسیون ملی فوتبال ایران، در مقابل اینگونه تجاوز های فرهنگی فیفا، مقاومت نکند، فدراسیون ایران و فیفا را تحریم خواهیم کرد! و برای همیشه، فوتبال را به گورستان خواهیم فرستاد. چرا در ورزشهای دیگر، سجده شکر بجا آوردن، یا پوشیدن پیراهن یا ابالفضل، اشکالی ندارد ولی در استادیوم ها، نماز جماعت در وقت اذان ممنوع است؟ یا عزاداری محلی، قبل از بازی و: بردن پرچم امام حسین ع ممنوع است. چرا اگر تماشاگران، فحش ناموسی بدهند! یا برعلیه امنیت ملی اقدام کنند، یا اموال عمومی را تخریب کنند، اشکالی ندارد! و فیفا در این مورد، مسئولیتی قبول نمی کند! حتی آنها را تشویق می کند تا: حکومت های محلی را سرنگون کنند! آیا فیفا، یک موسسه ورزشی است یا جاسوسی؟



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


شاعر معتقد است اگر کسی، بلایی بر سرش می آید، برای اینکه جایی بله را گفته است! از این جهت می گویند بله و بلا. مثلا اگر زنی به خواستگاری مردی، جواب بلی گفت باید همه عواقب آن را هم بپذیرد. والا مردم می گویند: یکبار بله نگو، 9 ماه نکش! وقتی زنی خواسته شوهرش را اجابت کرد، و یک شب به او بله گفت، باید نطفه بسته شده را، تا نه ماه با خود حمل کند! این است تفاوت کسانی که: به بلی و تعهد خود، پابرجا هستند، با کسانی که تحمل ادامه کار را ندارند، و رها می کنند! کرب و بلا هم از همین ماده است. شیاطین جن و انس از این ناراحت بودند: که چرا امام حسین ع سرنوشت محتوم خود را قبول کرد؟ و در برابر سوال خدا، جواب بلی داد. دست بدست هم دادند بلایی سر او بیاورند: تا دیگران عبرت بگیرند و: کسی به خدا جواب بلی ندهد. و اگر داد آن را نادیده بگیرد. علت ناراحتی شیاطین، مخصوصا شیطان بزرگ(ابلیس) از این موضوع ناراحت هستند؟ دو گونه در طول تاریخ تفسیر شده است. عده ای می گویند شیطان بنده خوب خدا بوده، و سالها او را عبادت می کرد. وقتی خداوند آدم را آفرید، و جلوی چشم آنها گذاشت، فرمود بر او سجده کنید. همه سجده کردند ولی ابلیس، فکر کرد با این کار از چشم خدا می افتد! یعنی ثابت می شود: آدم خلقت بهتری از او دارد، و خدا او را بیشتر دوست دارد. از ترس کم شدن عشق خداوند، و داشتن رقیب عشقی جدید،  آدم را سجده نکرد! بعبارتی گفت که من تا حالا، خدایی مثل تو را سجده می کردم، شایسته نیست کمتر از تو را هم سجده کنم. حسادت یا خسارت شیطان، نگاه مثبت او به خداوند است. و نمی خواهد معشوقش را، با دیگری شریک باشد. شیطان پرستها به این جنبه اهمیت می دهند، و او را نه تنها کافر نمی دانند، بلکه دیوانه عشق خداوندی می دانند. لذا پرستیدن شیطان را، یک پرستش برتر یا عشق بالاتر می دانند. همین عشق و دیوانگی هم، او را از درگاه خدا دور کرد. یعنی شیطان گفت حاضرم، از درگاه تو دور شوم! ولی کس دیگری را در عشق خود شریک نکنم. به همین جهت است که دنیا، با تمام زشتیهای شیطانی اش، هیچگاه از اساس مورد تهدید نبوده است. دسته دوم که انبیا الهی هستند، نقل قول از خداوند می کنند. این عشق شیطان را نه برای خدا، بلکه برای خودش می دانند. یعنی تعبیر آنها این است: که شیطان گفت من از آتش هستم! پس از آدم برتر می باشم، و نباید به او سجده کنم. پس مایه مخالفت او، خود بزرگ بینی و یا اصلا خود بینی است. لذا خداوند هم او را لعن کرد، یعنی از درگاه خود بیرون انداخت، و فرمود تو دیگر فرشته یا بنده سابق من نیستی، و من مثل تویی عاشق نمی خواهم. اخراج هرکسی از مامن قبلی خود، دنیای ناسوت یا دنیای غیر دوست داشتن خواهد بود. لذا شیطان یکباره خود را تنها دید. از خدا خواست بخاطر: سالها خدمت و عبادتش، به او مهلت دهد تا تعدادی را باخود ببرد! و خدا پذیرفت. آنگاه روبه بنی آدم کرد و گفت: آیا من خدای شما نیتسم؟ همه گفتند بلی.  شیطان ها از این جواب عصبانی شدند. گفتند عجب امتحان ساده ای! که همه در آن قبول شدند. این بود که سنگ بلا آفریده شد، و شیاطین آن را به انسان های ساده اندیش پرتاب کردند. انسان ابتدا فکر می کرد: اگر بگوید بلی کار تمام است. و از همه نعمت های خدایی استفاده می کند، و برای همیشه در بهشت می ماند. اما سنگ بلا یکی پس از دیگری روانه شد. و در اولین آن، آدم رای ثابتی از خود نشان نداد! لذا خداوند او را از بهشت بیون راند. اما تعدادی از نور و اولاد آدم، بودند که دارای عزم بودند، اینها را خداوند انبیا اولوالعزم خود قرارداد. آنها در برابر سنگ بلاها مقاومت کردند، آزار و اذیت را به جان خریدند. اما در یک سناریو، همه بلاها در یکجا جمع شد، و بنام کرببلا ثبت گردید. و حسین قهرمان کربلا، توانست آن را ادا کند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
پنجشنبه 22 شهریور 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

همه قصه های دنیا، از یک نقطه شروع می شود! ولی در انتهای این مخروط، آنقدر پراکندگی است که، اقتباس از یاد رفته، به سرقت ادبی می رسد! و بدون ذکر منبع و یا :پرداخت کپی رایت، همه عناصر داستانی دیگران، آنهم بصورت بهم ریخته، استفاده می شود! یکی از قصه های معروف دنیا، نجات ابراهیم ع از آتش نمرودیان است. ولی به مرور آن را به فراموشی می سپارند، و بجای آن سیاوش از روی آتش می پرد! و نجات پیدا می کند. بعد هم رستم از اژدهای آتش خوار، و ژوراسیک و امثال آن! همه داستانها اصل آن به پیامبران برمی گردد. ولی دشمنان آن را در پستو ذهنها می گذارند، و برای خودشان داستان مشابه، بدون پرداخت کپی رایت می نویسند! مانند به آب انداختن قنداقه حضرت موسی! که اصلا موسی به نام فرزند آب است. اما رودابه ها می آیند. و افسانه گویان! و غیره که همگی بچه های: رودخانه ای پیدا می کنند و بزرگ می کنند! مبارزه میدانی حداقلی، در برابر حداکثری مختص امام حسین ع است. ولی دن کیشوت ها و خوزه ها و زوروها! ساخته می شوند. و این سرگشاد تمپو همچنان: صدا های کوچک و ضعیف گذشته را، بزرگتر و گوشخراش تر می کند. ابتدا شاهنامه چند ورق پاره بود! در بین مردم چین و ایران و هند، دست به دست می گشت. حتی یک شاهنامه نثر نیز، در قرن دوم هجری نوشته شد. ولی این فردوسی بود که سی سال تمام، در خانه نشست و اسناد جمع آوری کرد، و آنها را به صورت شعری روان و ساده، در یک مجلد ریخت و آن را در صندوقی بزرگ، برای اهدا فرستاد و فرمود: بسی رنج بردم در این سال سی . عجم زنده کردم به این پارسی. اما  وقتی دستمزد او در یک صندوق بزرگتر، برایش ارسال می شد، تابوت او از نقطه مقابل می آمد. یعنی فردوسی سی سال بدون حق التحریر! بدون کپی رایت، کاری بزرگ کرد  که اکنون، این کتاب قران بسیاری از افراد: کهنه پرست و باستان گرا است. به زبانهای گوناگون ترجمه شده، و در ابعاد مختلف و با شکل و: نقاشی های بی بدیل و تازه، رنگ آمیزی شد و در کتاب درسی تدریس می شود. داستان ها و افسانه های بین: انسان و حیوان و یا به زبان حیوانات، به صورت ورق پاره ای در هند بود. آن را بعد از اسلام به ایران آورده، به عربی ترجمه کردند. بعد به فارسی هم ترجمه و: کلیله و دمنه، شد. امروزه پایه هر قصه ای بلند در دنیا، به فردوسی و قصه های کوتاه و انیمیشن، به کلیله ودمنه برمی گردد. گرچه جرج اورل قلعه جیوانات را نوشت، به هر حیوان وظیفه و شخصیتی از انسان داد. ولی ایرانی ها، حتی برای گل ها و رنگ آن قصه و افسانه داشتند. باید جایی در دنیا باشد، به این بی سر وسامانی برسد، هرم یا نقشه قصه را تهیه نماید. نقش شحصیت های اصلی را به آن برگرداند. یا آن را دانشنامه ای بیان کند. قصه با گذشته و حال و آینده: همه مردم و دنیا سرو کار دارد. اهداف بزرگ مردان نامی دنیا، از زبان یک حیوان کوچک در: داستان مورچه ها بیان می شود! سلیمان بزرگ، از گفتار یک مورچه، پند می گیرد و حضرت علی می فرماید: اگر تمام ثروت دنیا را به من بدهند، تا دانه ای را از دهان موری بگیرم، این کار را نمی کنم. مورچه به بلبل خوشخوان می گوید: وقتی که جیک جیک مستانه ات بود، فکر زمستانه ات نبود؟ این است که نابسانی در قصه ها، یعنی سرگردانی در زندگی همه. آیا باید فکر مورچه را پذیرفت، یا فکر فیلی داشت؟ بزرگترین اصلاحی که باید شود: حق انبیا الهی به آنان برگردانده شود. زیرا سالها کمونیست و ضد دین ها، کوشیده اند همه دانش های انبیا الهی را، به حادثه و اتفاق و تصادف نسبت دهند! یا به دانشمندانی چون بقراط و سقراط. یا اینکه آنها را اساسا منکر شوند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

در فلسفه و تاریخ هنر، زیباشناسی جزو اصول بی بدیل آن می باشد. کسی که زیبایی را نشناسد، اصلا هنرمند نیست! انسان هم نیست. بدتر از آن اینکه بجای زیبا شناسی، زیبا سازی کند! از پیکر تراش مشهوری پرسیدند: تو چطور اینهمه پیکر های زیبا را، از سنگ به این سختی می تراشی؟ جواب داد: این پیکرها درون سنگ ها هستند! من فقط زوائد ان را می زنم، و ظاهر و آشکارش می کنم! این هنرمند معروف(لئونارد دو داوینجی) نقاش و: مجسمه ساز کلیسا بود، آنقدر با رنگ روغن سقف کلیساها رنگ کرد، تا شبیه مساجد مسلمانان شود! ولی نشد و چشمانش هم در اثر: ریزش مکرر رنگ روغن سقفها کور شد! بله چشمی که زیبایی را نمی بیند، باید کور شود! زیرا او معتقد بود: سنگها بخودی خود زیبا نیستند، فقط با تراشه کاری او زیبا می شوند! البته حافظ هم مثل او فکر می کرد، می گفت فلک را سقف بشکافیم! و طرحی نو در اندازیم. مثل بسیاری از مردم ما، که همیشه طلبکار هستند! از همه ایراد می گیرند گویا خداوند از شدت اشتباه کاری، باید خدایی را رها کند و به دست آنها بسپارد. یا اینکه روسای جمهور جهان، استعفا دهند و او رئیس جمهور شود. هرچند که بعد از رئیس جمهور شدن هم، می گوید نگذاشتند کاری کنیم! خداوند در آفرینش هیچ چیزی، به خود آفرین نگفت ولی، در آفرینش بشر بخودش تبریک فرمود: (فتبارک الله احسن الخالقین) بعدا به این انسان ناسپاس فرمود: آیا فکر می کنی، خلقت آسمانها و زمین ها کم کاری است؟(لخلق السموات والارض اکثر من ..)آیا وقتی زیبایی انسانی، باعث حیرت دیگران می شود، زیبایی طبیعت و سنگ و نبات، نباید اعجاب انگیز باشد؟ تا بر آفریننده آن تبریک بگوییم. چه ناسپاس هستیم که فقط: ایراد از خلقت می گیریم، به خوبی های آن شکر نمی گذاریم، و پرستش و عیادت خدای را بجا نمی اوریم، به دست ساخته های خود، ارزش بالاتری می دهیم! آیا این همان بت پرستی نیست؟ بت پرست ها از کار خدا ایراد می گرفتند، و بجای او خودشان، خدایی را می ساختند! کافران از آن بدتر بودند: برای خدا دخترانی قائل بودند!(فرشتگان را به شکل زنان، نقاشی می کردند) ولی اگر خودشان دختر دار می شدند، آن را زنده به گور می کردند! یا مثل امروزی ها، سقط می نمودند. و با عتاب به خداوند، چشم انتظار فرزند پسر می ماندند! برای همین است که نقاشی و پیکر تراشی، در اسلام حرام است!  البته عده ای گفتند: اگر حیوانی یا انسانی را نقاشی کنی، یا مجسمه بسازی، باید روز قیامت به آن جان بدهی! (چون ادعای جان دار بودن: نقاشی خودت را داری!) و آن را بهتر از: موجودات مخلوق خدا می دانستی! مانند زنی که خود را برای دیگران آرایش می کند. او در واقع به زیبایی خدادای اش، معترض است، کفر می کند!(حالا دیگران هرچه بگویند!) ماه محرم نمونه روشن آن است. هرکس به روش خودش، عزاداری می کند. به زبان مادری نوحه سرایی می کند، و به رسم قومی یا قبیله ای، فامیلی و محلی بر سر و سینه می زند. خاک بر سر می ریزد. اینها همه زیبایی است. نمودار عشق است، اوج خلاقیت و شکوفایی بشر: در مقابل فداکاری و ایثار امام حسین ع است. غذا دادن در این روز ها به دیگران، بقدری مهم است که حدیث قدسی: در این مورد آمده. این نهایت از خود بیخود شدن، به فکر دیگران بودن است. آیا مجتهدان توانسته اند: جلوی قمه زدن ملتها را در روز عاشورای هرسال، در صحن ابی عیدالله، مانع شوند؟ مگر فکر می کنند این:عقلانیت و روحانیت است که: اسلام را حفظ کرده؟ این عشق است به( ما هو فی الله.) فقط خدا! ترس از شکنجه و شمشیر آل سعود، تهدید ترور اسرائیل و صهیونیسم، جنگ افروزی و انفجارات آمریکایی ارو پایی آسیایی! می تواندعقلانیت و روحانیت را: ساکت کندیا بخرد یامنحرف سازد. ولی عشق خون(ثارالله) را هرگز. خالا هی بگویند این نشان عقب ماندگی است، یا باعث عقب ماندگی. آقا، تمدن بدون عشق الهی، مال خودتان.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
مراسم محرم از زمان امامان شروع شده است. امام سجاد هرجا می رفت، به هر بهانه یاد کربلامی کرد و: اشک می ریخت. مثلا وقتی دید گوسفندی ذبح می کنند پرسید: آیا آب داده ای ؟ قصاب گفت بلی مگر می شود: تشنه سر او را برید؟ و ایشان شروع به گریه کرد! قصاب پرسید مگر حرف بدی زدم؟ امام سجاد باهمان حال گریه گفت: پس چرا پدرم را لب تشنه سر بریدند؟ وقتی که حضرت عباس بدنیا می آید، حضرت علی ع ، به دو دست ایشان بوسه می زند و گریه می کند. ام البنین می پرسد که آیا: دستهای پسرم ایرادی دارد؟ می گوید نه، به یاد کربلا می گریم که: دستان او بخاطر آب آوردن: برای بچه های تشنه قطع می شود. پیامبر هم فرمود:(حسین منی و انا من حسین) نوه من پاره تن من است.  و هرکس او را اذیت کند، مرا اذیت کرده است. حضرت زینب هم، در عزای برادرش سر را به :دیوار کجاوه کوبید که از آن خون آمد. روایات بسیار زیاد است! امام صادق می فرمود: محرم ماه حزن ما شیعیان است. و شیعیان باید در شادی ما شاد باشند، و در اندوه ما محزون گردند. بنابراین آنهاییکه می گویند: عزاداری را آخوند ها درست کردند، یا کار انگلیسی ها و هندی ها، دروغ می گویند. آنها می خواهند همه دنیا به نظرشان احترام بگذارند، ولی خودشان به نظر هیچکس احترام نمی گذارند. آیا مردمی که عزاداری می کنند، نظر خود را اعلام نمی کنند؟ اگر یک یا دو بار بود، می شد گفت زوری است! یا براثر انقلاب است یا تحریک شده اند. ولی وقتی هرساله آن را پرشور تر تکرار می کنند، یعنی نظر ما این است! به نظر ما احترام بگذارید، و فقط خودتان را آدم حساب نکنید. روشنفکر به خاطر همین تاریکی فکر! و خودپسندی شناخته می شود. کسی که دیگران را: نادان و بی عقل و مقلد می داند، و تنها خود را عاقل می شمرد. البته ضدیت با دین و و مذهب همیشه بوده، و آنها حرف تازه ای ندارند. این دیوانه های روشنفکر نام، می گویند بجای خرج عزاداری به فقرا برسید! اصلا فلسفه عزاداری رسیدن به فقرا است. همچنانکه حتی زرتشتی ها، در مراسم امام حسین نذری می دهند. غذای نذری به معنی این است که: افراد بی بضاعت آبرو دار، بدون منت و به بهانه عزاداری تغذیه شوند. نه مثل این دیوانگان که بروند همه محل! تخقیق کنند و آبروی او را ببرند، تا یک لقمه نان به فقرا، آنهم بدهند یا ندهند. چون فقط حرفش را می زنند. بقولی: چرا فقط محرم ها یاد فقرا می افتند! چرا وقتی در عروسی: آقازاده ها و نوه هایشان، سکه پخش می کنند یاد فقرا نیستند؟ اصلا کسی که یاد فقرا باشد، باید مخفیانه کمک کند. نه اینکه عزاداری امام حسین ع را تخریب نماید. یا می گویند: بعضی حرکات زشت است. به شما کاری ندارند که، زشت است یا خوب است. اگر شما را هم مجبور کردند: آن وقت می توانی بگویی . ولی وقتی همه این کار ها را، با رغبت ومکرر انجام می دهند، پس زشت نیست. و تازه، شما در مقامی نیستی که: زشت و زیبا را تعریف کنی! همینکه فکر و ذکرت، ایراد گرفتن از دیگران است! این کار زشت است. خودت را اصلاح کن، تا همه چیز را زیبا ببینی. یا می گویند وحشی گری است! چرا کشتار داعش، آل سعود واسرائیل را وحشی گری نمی دانید؟ حالا اگر کسی به خودش ضربه ای می زند، وحشی گری است؟ بدن خودش است. بیشترین ضربه زدن های ترسناک را، شیعیانی انجام می دهند که دائما: زیر شکنجه و آزار ضد شیعیان هستند. مثلا در هند و کشمیر و افغانستان و پاکستان، هر روز انفجار و کشتاری هست. آنها با این شکنجه کردن خود، آستانه تحمل خود را در برابر آن انفجارات بالا می برند.به دشمن پیام می دهند: اگر ما را قطعه قطعه هم کنید، دست از تشیع و امام حسین ع برنمی داریم. همین پیام است که تکفیری ها را منفجر می کند! ناچار مبلغان آنها، شکل روشنفکر بازی در می اورند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
یکشنبه 18 شهریور 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

دومین همایش دوروزه: پیشگیری از خود کشی، در دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار شد. متاسفانه دو نکته اساسی در این همایش، مورد نظر قرار نگرفت: اول اینکه حرام بودن: خودکشی در اسلام را، مسخره می کردند! و آن را مانع تحقیقات یا شفاف سازی آماری می دانستند. دوم اینکه اصلا راجع به علل خودکشی، بحثی نشده است در حالیکه کسی که اقدام به خودکشی می کند، دلایل خود را صریحا اعلام می کند! اصلا می خواهد همه دنیا این دلایل را بدانند. گرچه از نظر ما ممکن است بی ارزش باشد، ولی برای اقدام کننده، نقش حیاتی دارد و به همین دلیل، او را از شوق زندگی تهی می کند. بسیاری از خودکشی ها برای: فداکاری در عشق است. حد دوست داشتن معشوق، بقدری بالا است که عاشق، خود را از بین می برد، تا مانع خوشبختی معشوقش با دیگران نشود! البته خودکشی برای: مسائل اقتصادی یا سیاسی هم وجود دارد، ولی به دلیل امکان فرافکنی، این دلایل اصلا موجه نیستند. یعنی یک تروریست فکر می کند: کار مثبتی انجام می دهد!  مواد منفجره بخود می بندد، و در میان جمعیت دشمن، خود را آتش می زند. یا یک کارگری که حقوق او ضایع شده، و نمی تواند جوابگوی نیاز های خانواده اش باشد، معمولا ترجیح می دهد عامل اصلی و: مسبب این بدبختی را از بین ببرد، تا لا اقل او قادر به بدبخت کردن: دیگران و افراد جدید تر نباشد. اگر در اسلام خودکشی حرام شده، برای اینکه به عقلانیت انسان مطمئن است. میداند اگر کسی بالاترین فشار را هم، در زندگی داشته باشد، ولی بداند خودکشی حرام است، به آن اقدام نمی کند. اما جوامع غیر دینی، این عنصر را در انسان ازبین برده اند. سکولاریسم انسان را در: فضاهای بی انتها، تنها رها کرده است: اومانیسم، انسان را مستقل از خدا تعریف می کند. لذا نقطه اتکایی و: عقلایی او را نابود می کند. این امر در مرحله اول، پوچ بودن زندگی را القا می کند، و بعد از انهم بی معنی بودن بقا را. در حالیکه در تعاریف دینی، انسان هم ابتدا و هم انتها دارد. و موجودی کشیده شده: در زمان است. حتی برخی ها به ابدی وازلی بودن می رسند. زیرا زندگی انسان در دنیای باقی ابدی است.(هم فیها خالدون) حتی انسان مذهبی می داند: دفعی به وجود نیامده، یعنی تولد او در 18 سالگی نهفته نیست. که وقتی به سن قانونی می رسد: یک قانون اساسی به دستش بدهند، و او را در بین این جهان بزرگ، تنها رها نمایند. بلکه تولد او در زمان: زائیده شدن از مادر! حتی موقع بسته شدن نظفه. یعنی از نظر اسلام، بچه در شکم مادر هم انسان محسوب می شود. پیامبر می فرماید: من به زیادی شما افتخار می کنم، ولو جنین سقط شده باشند! پیغمبر به ما افتخار می کند! لذا بدون پشتوانه نیستیم. امام زمان هر دوشنبه و جمعه، پرونده اعمال ما را می بیند! پس رها شده نیستیم. ولذا هیچگاه احساس تنهایی نداریم. بن بستی وجود ندارد. حتی خداوند از این بالاتر را به ما گوشزد می کند: من شما را آدم حساب کردم! و از شما تعهد گرفتم. یعنی قبل از نطفه نیز، ما شخسیت مورد احترام هستیم، با ما صحبت شده و: از ما تعهد گرفته شده(الم اعهد الیکم یا بنی آدم؟) به همین دلایل است که: در ایران و شرق مدیترانه، آمار خودکشی اصلا قابل طرح نیست. اگر تعدادی هم خودکشی می کنند، الگو برداری از رفتار غربی ها است. ابتدا خدا را فراموش می کنند! در نتیجه، خودشان نیز فراموش می شوند. لذا در تنهایی به گوشه ای می روند، و خود را حلق آویز می کنند. حتی ادعا شد: علت کمبود خودکشی در ایران، نقص در ثبت آمار است! پزشک قانونی وقتی اعلام می کند: 5درصد هزار خودکشی هست، کجای این آمار نقص دارد؟ جاهایی که نقص آمار هست، و ایران را در ردیف های: سه رقمی نشان می دهد، شما که خوشحالید! حالا اینجا ناراحت هستید؟ 


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

وقتی که محرم از راه می رسد، همه دنیا تغییری در خود احساس می کند. محرم ماه اول تقویم هجری قمری است، که براساس حرکت ماه تنظیم میشود. اول هرماه باید هلال ماه را ببینند. لذا تفاوت وهابیون در همین موضوع است: آنها از خودشان روز عید را اعلام می کنند، ولی مسلمانان طبق فرمان قران، باید حتما ماه را ببینند: تا بتوانند روزه بگیرند(فمن شهده فلیصمه) در ماههای محرم و صفر، همچنین ماه مبارک رمضان،(والبته همه روزها) مسلمانان دستور دارند که: به بقیه غذای رایگان بدهند. این عمل ممکن است بخاظر نذر باشد، یا به خاطر انفاق. نذر یعنی اینکه کسی مشکلی در زندگی دارد، از خدا می خواهد که آن را برطرف کند، و قول می دهد اگر برطرف شد، غذای رایگان بدهد. مثل نذری که حضرت علی ع، برای سلامتی امام حسن وامام حسین کردند، و قبول شد.(هل اتی.علی الانسان.) انفاق هم به این معناست که: بطور نرمال 50درصد مردم، زیر خط میانگین درآمد هستند و 50درصد بالای میانگین، و این امر به استعداد ها و توانایی های: بدنی و فکری آنها بستگی دارد. خداوند هم فرموده حالا که من به شماها، فکر برتر یا تن سالمتر داده ام، باید به شکرانه آن، دست فقرا و تنگدستان را بگیرید، تا جامعه حول محور میانگین، به تعادل برسد. در جوامع بدون تعادل، معمولا افراد پردرآمد، کم و افراد کم درآمد، زیاد هستند. لذا منحنی آنها چوله به راست است. برای توجیه آن را با اصل پاراتو مستند می کنند! یعنی می گویند طبیعتا، 80درصد مردم دارای 20درصد ثروت، و 20درصد مردم دارای 80درصد هستند. نظام سرمایه داری برای انتقام بیشتر از مردم، نقطه آغازین آن را انتخاب کرده! زیرا در واحد اول منحنی پاراتو، 99درصد مردم دارای یک درصد ثروت هستند! و یک درصد مردم، دارای 99درصد ثروت جهان. به همین دلیل نهضت 99درصدی، برای انها قابل فهم تر از نهضت اسلامی هست. از منظر حقوق الهی و اسلامی، ممکن است که واقعیت این باشد، ولی حقیقت این نیست! یعنی وضع موجود این است، ولی باید آن را به وضع مطلوب برسانیم. راه کار عملی هم انفاق است! انفاق از نظر ریاضی یعنی: تبدیل منحنی پاراتو به منحنی نرمال! یا تغییر میانگین و کاهش دامنه برای رقع چولگی آن. لذا اگر اقتصاد دولتی را، برمبنای سرمایه داری و اصل پاراتو ببینیم، اقتصاد مردمی یا اقتصاد شیعی و علوی، سعی دارد به منخنی نرمال حول میانگین برسد. یعنی کم درآمد ها و پردرآمد ها،  در اثر اجرای انفاق(شامل صدقه زکات نفقه هبه و ..) به همدیگر نزدیکتر میشوند. تمایز اقتصادمردمی از اقتصاد دولتی، در محرم آنقدر واضح است که مردم، اصلا اقتصاد دولتی را فراموش می کنند! و از دائره ارز و سکه وظلا و: دیگر ابزار های مالی وپولی دولت، دوری می گزینند. که اگر این درمان نبود، بیماری اقتصاد دولتی، همه چیز را نابود می کرد. محرم ماهی است که برای ایرانیان عزیز است: زیرا شیر مردی در این عرصه فداکاری کرد، که نه تنها جان عزیزش را هدیه خداوند کرد، بلکه اسارت فرزندان و: شهادت یاران را پذیرفت تا: خون خدا لقب بگیرد، و خط خدا باقی بماند. اقتصاد علوی، به زبان محرم با مردم حرف می زند و می گوید: طلا و سکه وارز و: عوامل نفوذ دولت ها را کنار بگذارید، و به پیروی از امام حسین ع و فرزندانش، به یاری همدیگر بشتابید. به همین جهت همه مسلمانان که: در امریکا و اروپا و افریقا و اسیا هستند، یا علاقمندان به امام حسین باید: هرچه در توان دارند، برای اطعام و تغذیه دیگران بکوشند. حداقل آن پخش خرما، آش  شله زرد از برنج است. ولی آنهاییکه توانی بیشتری دارند، از گوشت و کباب و ماهی هم نذر کنند، و به مردم بدهند. تا مبادا خانواده ای، تا به حال گوشت نخورده باشد. زیرا شکایت آنها و: آه مظلومیت آنها در نزد خداوند، بهتر شنیده می شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

قران بارها اعلام می فرماید: ما همه را هدایت کردیم، و از آنان تعهد گرفتیم که کار خوب انجام دهند. اما چرا کار خوب انجام نمی دهند؟ به دنبال احتکار و اختلاس، دزدی و زور گویی هستند؟ برای اینکه تعهد خود را فراموش کرده اند. لذا خداوند در زندگی هر قومی، یک نفر را فرستاده تا تعهد آنها را یاد آوری کند. ولی چون انجام کار های خلاف، زحمت کمتری دارد، اغلب با او دشمنی کرده اند. یکی از این دشمنی ها فراموش کردن: نام و آدرس و گفته ها و نوشته های راهنمایان خود است. یا سعی می کند فکر کند: این یک افسانه است، و مربوط به قرون گذشته می باشد. چنانکه تمام سازه های عجیب: حضرت سلیمان را با اینکه نام سلیمان، برآن است افسانه ای و دروغ و یا بنام دیگران می خوانند. مانند ملک سلیمان که در شعر حافظ هم آمده، ولی حالا آن را مقبره کورش می گویند. اما هرچه آنها با تهاجم رسانه ای، بخواهند مردم را به فراموشی عادت دهند، بالاخره کسانی هستند که وجدان بیدار جامعه می باشند. همان ها هدایتگران الهی هستند. در ایران نیز مانند بقیه کشورها، مردم دوست دارند کمتر کارکنند، یا کار خود را بر دوش دیگران بار نمایند، فقط درآمد ها را به جیب بزنند! سالها است که استادان آمریکایی و اروپایی، کتاب می نویسند تا به مردم بگویند: چطور یک شبه پولدار شوند! لذا مردم رغبتی به پولدار شدن تدریجی، از خود نشان نمی دهند. در فرهنگ بیزنس، دزدی و اختلاس را تغییر نام داده، بعنوان هوش سرشار سرمایه داری می دانند. لذا همه کسانی که هوش: پولدار شدن یک شبه را دارند، در تمام دنیا آزاد هستند، که هرکاری بکنند. اما در ایران گاهی، پای آنها به محاکمه کشیده می شود. لذا میتوان گفت تنها کشوری که: هادی و راهنمای دینی آنها معلوم است، ایران است. در ایران، رهبران دینی والهی توانسته اند: کمی برجسته تر از رهبران  پولپرست باشند. هرچند که هر روز از سوی رهبران پولپرست، توطئه هایی برپا می شود: تا ایشان را هم تضعیف کنند. ولی این به آن معنی نیست که: در کشورهای اروپایی یا آمریکایی و افریقایی، حتی اقوام قدیمی وعقب افتاده: استرالیایی و اسکاندیناوی، از نظر خدا و امام زمان عج دور مانده باشند. طبق روایت هر دوشنبه و هرجمعه، پرونده اشخاص به دست امام زمان داده می شود. و ایشان با نگاه به این پرونده، ناراخت یا خوشحال می شوند. آیا امام زمان به اندازه: یک مدیر معمولی سواد ندارد و یا: اصول مدیریت را نمی داند؟ ایشان برای همه شهرها و: روستاها نفر تعیین کرده و آنها، گزارش تهیه می کنند. همانطور که امام زمان را نمی بینیم، آنها را هم نمی بینیم. البته دیدن که می بینیم، ولی نمی شناسیم! امام زمان به همه مردم سرکشی می کند، و از احوال آنان غایب نیست. چه کسی می داند؟ شاید ملکه انگلیس و شاید پوتین و شاید اوباما، نماینده باشند! زیرا آنها تاریخ زندگی خود را مخفی نگه داشتند، و کسی از اصالت آنها باخبر نیست. اگر هم باخبر شود یا باور نمی کند، یا آن را دروغ می پندارد. یکی از مهمترین راههای شناخت آنان، هماهنگی آنان با اسلام است. مثلا وقتی اوباما مادرش را به حج می فرستد. اگر رفتار آنها باعث رشد اسلام و: انقلاب اسلامی شود، میتوان امیدوار بود که هادی قوم خود هستند. شاید کسانی که از 200کشورجهان، در قم یا نجف درس می خوانند، باشند. در همین تهران، قرآن کریم به 170زبان دنیا ترجمه شده! شاید مترجمین قران باشند.شاید کسانی باشند که: مسجد می سازند یا آن را اباد می کنند. شاید کسانی باشند که: مردم را به مسیح و کلیم می خوانند. زیرا حضرت مسیح  به امام زمان اقتدا می کند. دشمنان اسلام آنها را بهتر می شناسند! ولی نباید اینطور باشد. شاید هم یکی از راههای شناخت اولیا خدا، همین دشمنان باشند! باید دید که استعمار و استکبار، باچه کسی بیشتر دشمنی می کند:شاید اولیا خدا همانها هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


( کل صفحات : 288 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :