ندای ماهین
یک روز از این دل پر پرواز بسازیم در خاک بقیع چار حرم باز بسازیم
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
ورزش نیز مانند همه ارگانها: شرکت ها و سازمان های بین المللی، تحت سیطره ابرقدرتهای پوشالی است. همانطور که می بینیم: اغلب تیم های آنها از ردیف اول تا سوم هستند. ولی از آن مهمتر، همه مدافع صهیونیستها می باشند زیرا: در طی این چهل سال که ایران، در مقابل حریف اسرائیلی به میدان نرفت، یکبار موضع بیطرف نگرفتند! و از خدا خواسته هر سه امتیاز را، به اسرائیلی ها دادند و: این هم کافی ندانستند، بلکه به ایران فشار آورند دست از عقاید خود بردارد! علاوه بر فشارهای سیاسی، از عوامل داخلی خود هم به دو صورت استفاده می کنند: یا اینکه راه های گریز به ورزشکاران ما یاد بدهند، یا آنها را مسخره کنند. اولی مانند دو فوتبالیست ایرانی، که در تیم های خارجی مقابل اسرائیل بازی، و دومی هم که شامل همه می شود! هرکس را بتوانند مسخره می کنند. در حالیکه شعار شان می گویند: برای کسی را نباید عقیده محکوم کرد! البته دروغگویی ذات استکبار است، ولی اینکه عده ای آن را باور می کنند، باعث شگفتی است. آیا تابحال کسی به خود جرات داده بپرسد: چرا همیشه در همه رشته های ورزشی، آمریکا حرف اول را می زند، یا روسیه و چین؟ و نمی گذارند از دایره خودشان حارج شود! لابد می گویند بخاطر جمعیت است! هندوستان هم جمعیت دارد، اندونزی هم جمعیت دارد. عده ای هم می گویند: بخاطر زحمات و تمرینات آنها است! ولی متاسفانه باید گفت: زحمات و تمرینات زیاد، برای کشورهای افریقایی و آسیایی است. آنها همه چیز را مکانیزه کرده اند: بدنسازی را با بادی بیلدینگ! و تمرین دو را، نه در میدان، که بر روی تردمیل انجام می دهند! و اگر باز هم تنبلی کردند، موادغذایی مکمل به دادشان می رسد. از همه مهمتر می دانند که: هم مربی و هم داور با آنها است! حتی کادر فنی به جای آموزش و تمرین زیاد، به آنها راه فرار از مقررات را یاد می دهند. مثلا در کشتی ضربه زدن به سر، باعث در هم ریخنگی طرف می شود. ایرانی ها را به اخلاق ورزشی قسم می دهند! که این کار را نکنند، ولی آنها فقط همین کار را بلد هستند. یک دونده آفریقایی یا هندی یا ایرانی، بدون هیچگونه امکانات، باید سگدو بزند و: از جیب خودشان خرج کند، تا بتوانند ویزا بگیرند، ولی آنها ویزای اتوماتیک دارند و هزینه هایشان قبلا پرداخت شده. لذا می بینیم همه چیز در پول و قدرت و نفوذ، خلاصه می شود نه فن و بدن و تمرین. برای همین است که ورزشکار آمریکایی یا روسی و چینی، با تکیه بر ابرقدرتی کشورشان همه نوع: ولنگاری را انجام می دهند: مشروب و مواد مخدر و پارتی های شیانه شان برقرار است. صبح هم که برنده شدن آنها از پیش تعیین شده! این البته از واضحات است، ولی تعجب در معکوس نمودن آنها است: مربیان ایرانی فکر می کنند: آنها شب و روز در حال تمرین هستند و: به غیر ورزش کار دیگری ندارند.(حرفه ای). دلیل واضح آن کسانی هستند که: به فرصت مطالعاتی یا: همایش های خارجی می روند! با کلی تعریف ها و اغراق گویی ها، عازم دوره آموزشی ورزشی خارجی می شوند، ولی می بینند همه آن چیز هایی که گفته شده، می دانستند و بیشتر هم می دانند. اینها هم به سراغ الواتی می روند: تا از مربیان و ورزشکاران درجه یک! عقب نمانند. لذا به مسئولین ورزشی توصیه می شود: اگر واقعا رشد و تعالی ورزش ایران را می خواهند، باید مانند اقنصاد مقاومتی، ورزش مقاومتی هم داشته باشیم، یعنی نگرش به داخل و تکیه: بر نیروهای خودی اصل باشد. فکر نکنند با ولنگاری به سبک قهرمانان استکباری، به جایی می رسند بلکه باید: ورزش مردمی را حمایت کنند. مبادا به سراغ منت کشی از: فدراسیون های صهیونیستی یا سازمان های: ورزشی استکباری بروند و: مردانگی و جوانمردی ایرانی را در پای: الواتی آنان قربانی کنند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا فدراسیون ها اسرائیلی هستند؟،
لینک های مرتبط :
در اولین کنفرانس پزشکی کوهستان، یکی از سخنرانان گفت:« جدیدا مد شده که: مردم می گویند نمک نمی خوریم، یا آب کم می نوشیم! در حالیکه بیشترین ادم مغزی در: کوهگرفتکی یا ورزشهای دیگر، براثر از دست دادن آب و نمک بدن،بواسطه تعریق می باشد، باید بلافاصله به بیمار که: سرگیجه گرفته، سرم قند و نمک تزریق کرد» این نشان میدهد که: کم کم به اهمیت طب ایرانی، و سخنان پیامبر توجه علمی می شود. زیرا پیامبر فرمود: قبل از غذا، نمک بخورید و بعد از غذا شیرینی. ولی باز هم برخی هستند که: مانع تحقق این امر می شوند، اسلام و جمهوری اسلامی را زیر سوال می برند، چنانکه در همین همایش، پزشک دیگری مصرف سیر را مسخره کرد، و آن را با تریاک یکی دانست! این نوع جنگ روانی ها یا جنگ فرهنگی، که به تهاجم فرهنگی تعبیر شده بسیار هست. در غیر ورزش هم هست، مثلا دانشمندان مدیریت دانشگاه صنعتی! افتخار می کردند که: پیتر دراکر گفته: درختان از سر خشک می شوند! در حالیکه این حرف عامیانه: مردم عرب است که نخل را مانند انسان میدانند، که اگر سر آن بریده شود، از بین می رود. یا مردم عامی ایران که می گویند: ماهی از سر گندیده شود نه از دم! لذا همانطور که عوامل خارجی، آنهم در نوک قله! در جنگ نرم دخیل هستند، در داخل نیز، مزدورانی دارند که در بسیاری از: کرسی های دانشگاهی یا مجاری اداری و قضایی نفوذ دارند. و همه چیز را برعلیه: ایران و اسلام سازمان دهی می کنند. برخی مانند مزدوران آل سعود، که نمی توانند به اسلامی بودن ایراد بگیرند، به بهانه ایرانی و عامی بودن، تمسخر می کنند و ایراد می گیرند. برخی دیگر مثل مزدوران آمریکا، علنا اسلام را خرافات دانسته و: مسلمانان را تروریست نام گذاری می کنند. برخی دیگر که مزدوران اسرائیل هستند، با اسرائیلیات جلو می آیند! مثلا می گویند جنگ چهار تا داماد پیامبر، بر سرتصاحب دخنرش، به ما مربوط نمی شود!( اگر عمر سیلی به گوش حضرت فاطمه زد، برای این بود که به خواستگاری اش، جواب منفی داده بود یا ابوبکر و عثمان!) لذا می بینیم که با روشهای مختلف اربابان، سعی دارند در جنگ نرم پیروز شوند، و ایران را از اسلامیت خارج کنند! ولی آنها نمی دانند که اگر، مردم خواستار جدایی دین از سیاست بودند، که هر 22بهمن با آن جمعیت زیاد به خیابان ها نمی آمدند! این توهم آنها است که: فکر می کنند میتوان مردم ایران را، از اسلام جدا کرد و با مال دنیا آنها را گول زد. مردم ایران همیشه مذهبی و خدا پرست بودند: زیرا دارای هوش برتر بودند و: حقیقت را بهتر می فهمیدند. قبل از اسلام هم زرتشتی بودند و یگانه پرست، و درمقابل مانویان کمونیست! یا ارژنگیان ماده پرست و خرافه گرا که خدارا دوتا میدانستند، یا موبدان درباری و سلطنت طلب، مقاومت می کردند. اکنون نیز از همان ابتدا، با راهنمایی سلمان فارسی، دامن امامان را گرفته اند و: دست از پیامبر و اهلبیت آن برنمی دارند. لذا می بینیم دشمنان، به تازگی شیعه شده و از شیعیان، برعلیه ایران کمک می گیرند! از دراویش وعلی الهی که: عشقشان مولا امیرالمومنین است، می خواهند دشمنی برای جمهوری اسلامی بتراشند، و یا سعی دارند سید خراسانی، یاور امام زمان عج را، از خودشان منسوب کنند! تا تئوری خراسان بزرگ را، جایگزین دولت اسلامی شام وعراق نمایند، لذا باید هوشیار بود! به برادرزاده ام گفتم: این فیلم عشقولانه را که کارگردانی کردی، برخی ها می گویند ما کارگردان بودیم، ولی اسم ایشان را نوشتیم! گفت این حرف خوب است، چون در جریان کارگردانی و تهیه فیلم، اصلا جلو نیامدند و حالا که: فیلم جا افتاده مدعی شده اند. لذا دشمن هرچه مدعایش بیشتر شود، تایید حقانیت ماست.  

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : عوامل داخلی جنگ نرم در ورزش کدام است؟،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 اسفند 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

برخلاف این که فکر می کنیم جنگ نرم، امری ساده و پیش پا افتاده است! ولی از جنگ سرد یا جنگ سخت، پیچیده تر است: قربانیان آن میلیونی است، و فرماندهان آن در نوک فدرت هستند! کافی است مردم احساس کمبود روانی یا: نا امیدی داشته باشند و یا از افتخارات تهی شوند، به سرعت به سوی مصرف مواد مخدر و: مشروبات و مسائل حنسی ناروا می روند، تا این غم بزرگ را فراموش کنند. نتیجه آن اعتیاد بیش از 40درصدی می شود! یعنی عملا 40درصد نیروی فعال جامعه که: میتوانستند سربازان جنگ سخت باشند، با این ترفند از میدان به در میروند. بسیاری از آنان در مرحله افراط، دچار مرگ زود رس می شوند و: مهمتر آنکه 60درصد بقیه را نیز، درگیر خود می کنند. به همین دلیل است که مربیان خوب فوتبال به: فوتبالیست های ایرانی توصیه می کنند: برای قبراق ماندن نباید مشروب بخورند یا الواتی کنند. در حالیکه مربیان غرب زده و استعماری، برعکس آن توصیه می کنند: بطوریکه هر مسابقه در خارج از کشور، یک درجه از آستانه اعتیاد و الواتی آنها را بالا می برد. برخی از آنان به همین دلیل نمی توانند: به وطن برگردند لذا یا پناهنده می شوند، و یا خود را به حریفان ایران می فروشند. این نقشه ها، توسط یک نفر مربی یا یک هیئت فوتبال! تهیه و اجرا نمی شود، بلکه توسط آمریکا و اسرائیل و ارتجاع عرب، طراحی و حمایت می شود. وقتی آمریکا از ارائه ویزا به: ورزشکاران ایران خود داری می کند، نتیجه ای جز باخت تیم ایران، و افسردگی بازکنان ندارد. و باید بسیار مقاوم باشند و: روحیه بالایی داشته باشند، که ضوابط جمهوری اسلامی را رعایت کنند، و در جنگ نرم، پیاده نظام دشمن نگردند. وقتی قرار نیست با بازیکنان اسرائیل روبرو شوند، فقط ایمان به خدا میتواند این ورزشکاران: شکست خورده بیگناه را، روی پا نگهدارد. وقتی فدراسیون های بین المللی در: همه بازیهای جهانی، ایران را در گروه مرگ قرار می دهند، تا در همان بازی اولیه، اوت شود چطور میتوان به تعهد و: اخلاق ورزشکار نکیه کرد؟ در جایی که همه مسابقات را دروقت نماز! تعیین می کنند کدام بازیکن، جرات دارد زمین را رها کند، و به نماز بایستد؟ وقتی برای عزاداری امام حسین ع، در روز عاشورا در استادیوم، فیفا راسا دست به قلم می شود، و جریمه می کند چه سادگی است که: ما فکر کنیم ورزش را نباید سیاسی کرد؟ وقتی مانع ورود زنان محجبه به بازیها می شوند، و مقررات را به ضرر آنها تغییر می دهند، آیا جز این است که می خواهند: معصومیت دختران و زنان ما را، بر باد دهند و از آنان، روسپی هایی برای ملعبه: مربی های خودشان بسازند؟ بنا براین جنگ نرم در ورزش و غیر ورزش، بودجه های کلان و برنامه ریزی های دقیق، و موثر می خواهد که: فقط از عهده مستکبرانی چون: آل سعود وآل خلیفه برمی اید. ممکن است آنها در ظاهر نتوانند با: اسلامیت ورزش مبارزه کنند، ولی بنام ضدیت با ایران، از ان پست تر را انجام می دهند. آل سعود در ظاهر خادم الحرمین است، ولی بودجه تمام ماهواره های ضداخلاقی و: کثیف را می پردازد که: بدون بودجه آنها هیچ برنامه ای نمی تواند پخش شود. در بسیاری از رقابت ها، وعده خرید بازیکن ویا قرارداد بازی را می دهند، تا بازکنان ایرانی سبک تر بازی کنند! گرچه بعدا نمی پذیرند و یا: شروط سنگینی برای آن تعیین می کنند. ورزشکاران و جوانان را با وعده: بی بندو باری جنسی و مصرف مواد روانگردان، از دفاع واقعی در بازی ها و کارکردها باز می دارند. به قول ایرانی ها، جوانان براثر دریافت تبلیغات ماهواره های حامی آل سعود، هوایی می شوند و همه می خواهند: به ان سوی مرزها بروند تا شاید به: بی بند وباری دست پیداکنند! اما همان ها! از ناموس و خانواده خود می خواهند که: پاک باشند! 


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : عوامل مهم در جنگ نرم،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 اسفند 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
همانطور که انسان جسم و روح دارد، برای ازبین بردن هرکدام هم، یک جنگ طراحی شده که: جنگ سخت و جنگ نرم است. در جنگ سخت جسم انسان از بین می رود! یا آسیب می بیند، ولی جنگ نرم روحیه کاهش می یابد یا نابود می شود. اینکه کدام مهمتر است، انقلابیون می گویند روحیه که باشد، سلاح را میتوان از دشمن غنیمت گرفت. یعنی نداشتن اسلحه مهم نیست، یک فرد انقلابی سلاح خود را، از دست دشمن مصادره می کند. غیر انقلابی ها می گویند: مشت بر شمشیر کوبیدن خطاست. یعنی دست خالی نمی توان: به جنگ اسلحه رفت. و تقریبا نظامهایی میلیتاری جهان را شامل می شود که: بالاترین سود خود را، در ساخت و فروش و به کار گیری اسلحه می بینند. آنها صلح را هم مسلح می خواهند. لذا می بینیم هرکدام، از یک جهت بهتر هستند! از لحاظ دنیای مادی و غارت اموال مردم، داشتن اسلحه مهمتر است، چون عارتگر بدون اسلحه، نمی تواند کاری کند! ولی از لحاظ انقلابی، داشتن روحیه مهمتر است. در دوران جمهوری اسلامی، ما ابتدا شاهد تهاجم نظامی دشمن بودیم. از ترور مردم شهری شروع و: با حملات سبک به مرزها و: تحریک مرزنشینان به تجزیه طلبی، تا تحمیل یک جنگ تمام عیار، که همان دفاع مقدس نامگذاری شد، ادامه یافت. اما بعد از اینکه دشمن در: میدان های نطامی شکست خورد، دوران تهاجم اقتصادی و فرهنگی، سیاسی و اجتماعی شروع شد، نا روحیه مردم از بین برود، و آنها بتوانند شکست های نظامی زا جبران کنند. یکی از این تهاجم ها، در عرصه ورزش بود. در تمام سازمان های بین المللی ورزشی، برعلیه ایران موضع گیری شد. عنصر مهم موضعگیری آنان به: مسئله حجاب بانوان ورزشکار و: موضوع ضد اسرائیلی بودن مردان بود. آنها تمام مقررات را هم تغییر دادند! تا ایرانی ها نتوانند آن را به سرعت عملی کنند، و در مسابفات شکست بخورند. مثلا با اینکه کشتی آزاد و یا چوگان و امثال آن، خواستگاه ایرانی داشت ولی فیلا، ضوابط را تغییر داد و به اطلاع: کشتی گیران ایرانی هم نرساند، لذا کشتی گیر ما که باقدرت حاضر می شد، ناگهان به دلیل یک فن که قبلا جایز بوده، ولی فیلا آن را مردود کرده، شکست می خورد. الیته مزدوران داخلی هم، با سرو صدا آن را پوشش می دادند، تا جریان ضدورزشی بودن: جمهوری اسلامی را تبلیغ کنند. عده ای هم در مقابل این تفریط، به افراط روی آوردند! سعی کردند همه چیز را در راه ورزش فدا کنند! ناگهان صداو سیما پر از برنامه ها و: شهرداری ها پر از طرح های عمرانی ورزشی شد. بطوریکه سالن ها و زمین های فراوانی ساخته شد، بدون اینکه ورزشکاری باشد. جنگ نرم حتی در دربی ها هم خود را نشان می داد: یعنی اغلب کسانی که به تماشا ی بازی می آمدند، به قصد تخریب اموال عمومی! و زمینه سازی آشوب شهری بود، که اصطلاحا آنها را تماشاگر نما می گفتند.  حنی جنبه های تخریب قومیتی نیز بوجود آمد: که در بازی های نراکنور با: پرسپولیس یا استقلال نمود پیدا می کرد. و یک جنگ بین تهران و: تبریز را تداعی می نمود! نه فقط در فوتبال که در کشتی هم، مثلا کرمانشاهی های با مازندرانی ها رقابت داشتند، ولی تماشاگر نماها و رسانه های معاند، سعی داشتند به تعصب قومی نسبت دهند. نماد دیگر جنگ نرم همین حوادث هست، که سالها بوده و بعد از این هم اتفاق خواهد افتاد، ولی می بینیم که چطور آن را معکوس جلوه داده، و با احساسات مردم بازی می کنند. با اینکه مردم کرمانشاه و سرپل ذهاب، گناباد وجاهای دیگر، بالاترین آمار شرکت در: راهپیمایی 22بهمن را داشتند، دیگران را از آنها می ترسانند! و می خواهند فاز نظامی گذشته را، در فاز فرهنگی نداوم بخشند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 بهمن 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

خیلی ها می پرسند : چرا رخت عزا از تن ما بیرون نمی آید؟ هنوز عزای افراد کشتی سانچی را از سر نگذرانده ایم، که برای هواپیمای مفقودی یاسوج، عزای عمومی اعلام می شود. برخی ها هم می گویند معجزه ما هستیم که زنده ایم! واقعا زنده ماندن یک معجزه است، زیرا در میان هزاران مخاطره که: در اطراف هرکسی است، امید به زنده ماندن آن را از بین می برد. میلیاردها اسپرم تلف می شوند تا: شاید یکی از آنها به لقاح برسد، نبدیل به نطفه شود. هزاران بیماری مانند: ناتوانی رحم و اسنرس مادر، بی توجهی پدر و.. در انتظارند تا: این نطفه تبدیل به جنین نشود، یا آن را سقط کنند. اگر این نطفه از میان تمام این خطرها، عبور کرد و پا به دنیای ما گذاشت، تازه اول حملات سایبری و فیزیکی! شیمیایی و غذایی و میکروبی و اینها است تا: کودک نفس نکشد یا غذا نخورد، زردی بگیرد و یا اینکه از دست: پدر و مادر بلغزد و به زمین بیافتد. از این بیشتر برای دوران: بلوغ و نوجوانی و میانسالی است، تا کسی به کهنسالی نرسد! معمولا دعای ما برای یکدیگر، با یک جمله بیان می شود: الهی پیر شوی! نه اینکه زود پیر شویم، بلکه سالم و قبراق زندگی کنیم، تا به سن پیری برسیم و: نوه و نتیجه و نبیره و ندیده را ببینیم! میگویند حضرت عزرائیل، خدمت خدا عرضه داشت: خدایا هرچه کار نیکو بود، به جبرائیل و میکائیل دادی! آنها مردم را کمک فکری و مادی می کنند، ولی من باید : جانشان را بگیرم! خداوند فرمود: ناراحت نباش، کاری می کنم که کسی به تو شک نکند! همه یا سکته می کنند، یا در تصادف از بین می روند! برخی ها خودرو پراید را به همین روش نقد می کنند: می گویند مرگ دست خداست، پراید فقط وسیله است! بنابراین از این لحاظ فرقی بین: ارباس و پراید و کشتی نفتکش وجود ندارد! همه میتوانند وسیله مرگ شوند. اکنون که در ایران، چربی یا قند خون بیشتر از همه، وسیله مرگ شده است! و گفته می شود 80درصد مرگ و میر ها در ایران، براثر ایست قلبی است، که همه آن هم ناشی از چربی یا قند خون بالا است. و این امر نشان از پرخوری مردم دارد. حالا مردم چون خودشان هم پرخور هستند، به این امر اعتراض نمی کنند و: چیزی نمی گویند! زورشان به کشتی یا هواپیما که: یک میلیاردم مرگ ها را هم شامل نمی شود می رسد! اگر 32 نفر کشنی سانچی را، در مقابل 8میلیارد انسان قرار دهیم، اصلا قابل احصا نیست. از ابسیلون هم کمتر می شود. حالا این چه قضاوتی است که مردم دارند. حداقل این را باید بفهمند که: لازم نیست صد در صد مرگ ها، براثر چربی خون باشد! یک تنوعی هم لازم است. این امر نقیصه فکری مردم است که: رسانه ها در آن نقش مهمی دارند. حضرت علی فرمود: با دروغگو مشورت مکن، چون که مانند سراب، دور را نزدیک،  و نزدیک را دور، کم را زیاد و: زیاد را کم نشان می دهد! رسانه های دروغ گو هم، کاری می کنند که یک نفر بیش از: یک میلیارد به نظر برسد! مثلا یک دختر درخیابان انقلاب، روسری برمی دارد، صدای آمریکا هر روز به بهانه های مختلف، آن را بولد می کند! ولی در همان خیابان، میلیونها نفر با حجاب رفت و آمد می کنند، یا در راهپیمایی 22بهمن شرکت می کنند، اصلا اشاره ای نمی کند! با توجه به آیه (بای ارض تموت) شما نمی دانید ولی خدا می داند: هریک از شما در کدام سرزمین می میرید. لذا صراحتا حوادث کشتی و هواپیما و قطار، به خدا برمی گردد، اما رسانه ها و صاحبان دروغگوی آنها، دنبال مقصر از جناح مقابل هستند، مثلا اگر این هواپیما توپولف بود، می گفتند که تقصیر هواپیماست، ولی الان تقصیر را به گردن خلبان می اندازند. بهر حال مرگ حق است اما انتظارات ما از آن اشتباه است. اگر عزا هم می گیریم، برای این است که جان حتی یک نفر هم، برای اسلام ارزش دارد و: نباید از کنار آن ساده گذشت.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : رخت عزا،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 بهمن 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

هر روز یک هواپیمایی سقوط می کند! یا قطاری از خط خارج می شود، یا پاساژی آتش می گیرد. و مردم دلهره می گیرند که: فردا نوبت کیست. اما باید دانست که این موضوعات، ابعاد زیادی دارد و نباید آن را، فقط در جناح بندی های سیاسی دید! بسیاری از این ها محصول: نحریم های ظالمانه است زیرا: هواپیما فروختند ولی قطعات آن را تحریم کردند! بیماری ها را به ایران صادر کردند (مانند ایدز)، ولی داروهای آن را نمی فروشند. تحریم هم چند جنبه دارد که: ساده ترین آن تحریم خارجی است. ولی عمده آن تحریم درونی است. تحریم درونی یا خود تحریمی، یعنی اینکه نحریم را بسیار مهم بدانیم! و بدنبال از بین بردن آن باشیم و هیچ کاری بجز پیگری رفع تحریم نداشته باشیم! به عبارت بهتر مانند کودکان: بگوییم همان را می خواهیم که: به ما نمی دهند! یا مثل ملای رومی: آنکه یافت می نشود آنم ارزو ست. مثلا بجای اینکه خود مان هواپیما بسازیم، فقط به دنبال آن باشیم که: قطعات همان هواپیما را بسازیم یا: کهنه آن را بازسازی کنیم، و یا برای خرید آن گدایی کنیم. وقتی ایران فن آوری پهباد ها را، یک ماهه به دست می اورد، یا ماهواره بر، می سازد مگر نمی تواند هواپیما بسازد؟ ولی چرا نمی سازد؟ برای همین تفکر خود تحریمی است! که یک نوع تنبلی و تن پروری است، که آمریکاییها در گذشته، در ایران و کشورهای نفتخیز منطقه، نهادینه کرده اند! آنها می گفتند شمالازم نیست کار کنید، چون نفت دارید، آنرا به ما بدهید ما برای شما کار می کنیم! لذا باید این طرز تفکر خائنانه، باید شناسایی و از: بدنه اجرایی و مسئولیتی حذف شوند. دلیل دیگری که این امر دارد، موضوعی طبیعی و احتمالی است، بهرحال تصادف وجود دارد ولو یک در هزار باشد، این اتفاقات در همه جای دنیا هست، فقط در ایران برای سیاسی کاری هم شده، آن را بزرگنمایی می کنند. کشتی تایتانیک که غرق شد، نه تنها کسی سرزنش نشد، بلکه برای آن حماسه ها آفریدند و: داستانها نوشتند و فیلم ها ساختند! ولی کشتی ما که غرق شد، دنیا به آخر رسید! غرق شدن کشتی و مردن خدمه و امثال آن، امری طبیعی بوده و به همین خاطر: شرکت های بیمه گردن کلفتی زیادی ایجاد شد، والا نیازی به آنها نبود! برای ایجاد ریل قطار در آمریکا و اروپا، چه قتل عام هاییکه از مردم بومی نشد. این فقط برای تصرف زمین های آنان بوده! ولی در ایران وقتی کسی که: زمین را با رضایت کامل به راه آهن فروخته، می بیند قیمت ها بالا رفته، ادعای خیانت برعلیه راه آهن طرح می کند! قیمت روز از آن مطالبه می کند. چه طرح های شهرداری و چه طرح های دیگر، همگی از این موضوع، زیان های فراوانی دیده اند. بزرگترین مانع پیشرفت طرح های نیمه کاره، همین موضوع است. برخلاف آنچه که رهبری معظم، معذرت خواهی کردند، عدالت به بهترین نحو در ایران هست، و پیاده شده. در مقایسه با دیگر کشورها مانند: عربستان یا آمریکا که: زندانیان زیادی دارند، همه را شکنجه می دهند. در ایران زندانیان حاکم هستند! خودشان به زندان اوین، لقب هتل اوین را داده اند! وجود هجده میلیون پروند شکایتی، نشان از حاکم بودن شاکی دارد. والا مردم به جایی که: عدالت را رعایت نکند، مراجعه نمی کنند! اعتماد به اجرای حق و عدالت، آنها را به دادگستری می کشاند. برای رهایی از چاله،  کسی به چاه نمی افتد، اگر هم افتاد نمی گذارد دیگران این کار را بکنند. ولی علت عذر خواهی رهبری، به دلیل شدت عدالت علوی است. همانطور که حضرت علی ع، از یک خانواده یتیم و بی پناه عذر خواهی می کرد. داستان ما  قصه نقطه سیاه در یک کاغذ سفید است، که همه فقط آن نقطه سیاه را می بینند! و به وسعت سفیدی کاغذ اعتنایی ندارند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا امکانات کم است؟،
لینک های مرتبط :

در چهارمین همایش بین المللی: اقیانوس شناسی خلیج فارس، عنوان شد که اگر دستگاههای آب شیرین کن نصب شود، نمک های آن را نباید در دریا ریخت. زیرا شوری دریا را تا دوبرابر زیاد می کند! البته مهندس زارع نژاد در مصاحبه با: ماهین نیوز گفت بهترین راه، ایجاد کارخانه نمک دریایی است، تا مردم هم از شر نمک های: شیمیایی نجات پیدا کنند! با این پیشنهاد میتوان گفت: دریای عمان علاوه بر نعمت های: خدا دادی بیشماری که داشته، میتواند دو یا چند محصول جدید نیز، به مردم ایران و جهان تقدیم کند: اولین آن آب شیرین که از دستگاههای: آب شیرین کن بیرون می آید. دوم نمک دریایی ید دار که میتواند جانشین: نمکهای شیمیایی یا همان کلرور سدیم شود. علاوه بر خطرانی که نمک شیمیایی، در اثر پیوند های سست: بین کلر و سدیم و: احتمال تجزیه و تبدیل به: دو سم کشنده کلر و سدیم شود، جلوگیری میشود،از آلودگی دریای عمان هم می کاهد. زیرا آب های شیرین مصرفی، از طریق فاضلاب های طبیعی یا دست ساز، به آب دریای عمان اضافه می شود. از تولید انبوه آب شیرین نیز، می توان بیابان زدایی هم کرد! تالاب های خشک شده را با پمپاز آب شیرین، زنده نگه داشت و نزدیکترین و: مهمترین مرکز تولید ریز گرد، یعنی جازموریان را احیا نمود. یا اینکه فاضلاب ها پس از تصفیه، بنحوی به سوی مزارع یا تالاب ها هدایت شوند. با این کار، آب های شیرین در زمین ماندگار می شوند. علاوه بر آب شیرین و نمک دریایی، میتوان محصولات دیگر را از نمک دریایی تولید کرد: زیرا دستگاه آب شیرین کن، فقط آب مقطر را به لوله ها می فرستد، در حالیکه آب دریا به غیر از نمک طعام، املاح دیگری هم دارد. بسیاری از آنان قلیایی و میتوان فلزات مختلفی از آن بدست آورد. اگر چگالی آب اقیانوس ها و: دریای عمان 1035گرم باشد، یعنی 35گرم مواد غیر آب، در آن هست که البته عمدتا کلر و سدیم است. ولی کلسیم و منزیم و پناسیم هم به مقدار: قابل اسنحصال وجود دارد. یا  فلزات و مواد مغذی دیگری در ان هست، که در چرخه غذایی موجودات دریایی هست. و برخی که غیرشکاری هستند، از ان نغذیه می کنند. این امر علاوه برمنافع غذایی و دارویی و طبی، منافع اقتصادی و اشتغال زایی نیز دارد. اما چرا مسئولین این کار را نمی کنند؟ مهمترین دلیل آن: برون نگری در اقتصاد است! تا با وارد کردن آب شیرین، به پورسانت هایی از جنس میلیارد دلار برسند. زیرا همه امکانات این امر، در ایران هست ولی چشم آقایان به دبی است! نه تنها در بحث آب شیرین، بلکه در همه موارد اینطور است: مثلا در تئوری های حمل و نقل، میتوان از تاکسی هوایی برای: مسئولین و سفرا و مدیران استفاده کرد. زیرا ترافیک را کاهش می دهد و: آلودگی ندارد. اما آقایان میروند از خارج آدم میاورند! و سمینار می گذارند که بگویند: نمی شود، هزینه اش بالا است. حتی خودشان هم میدانند: صرفه اقتصادی دارد، ولی بخاطر یک مشت دلار لعنتی، اصلا به آن نمی پردازند! درحالیکه میتوان با توسعه این ناوگان، آن را در دسترس عموم هم قرار داد. چه اشکالی دارد که رباط های پرنده را، ارتقا داد و بجای دوربین بردن ، نفربر هوایی از آن ساخت؟ و یا پهباد ها و سیستم فناوری آن را، در قطار یا اتوبوس هوایی به کار گرفت، ولی می گویند هزینه بالا است! و دولت بودجه ندارد؟ عجب دولت می تواند میلیاردها دلار بدهد: اتوبوس های کهنه دیگران را بخرد، یا تمام ناوگان نیرو ها را بنز و: تویوتا قرار دهد، ویا سامسونگ را بزرگترین شرکت دنیا کند، ولی نمی تواند خرج یک تویوتا را، برای تاکسی هوایی بدهد؟ مسلما با نوابغی که در ایران داریم، هزینه تاکسی هوایی از تاکسی زمینی کمتر می شود! هزینه اتوبوس و قطارهوایی هم ارزانتر خواهد شد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : محصولات جدید دریای عمان،
لینک های مرتبط :

دکتر احمدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی می گوید: «حتی لنین یا مارکس هم آدم های خوبی بودند، بالاخره دغدغه داشتند و: می خواستند برای فقرا کاری بکنند». از این دیدگاه همه آدم ها، انسان های خوبی هستند زیرا انسان: بر فطرت پاک به دنیا می آید، هرکاری می کند برای خوبی و خوب بودن است. فقط گاهی آن را برعکس انجام می دهد! یا طور دیگری می فهمد. مثلا دزد ها، وقتی قانع می شوند دزدی کنند که: بدانند حق خود را یا دیگران را، پس می گیرند! در قدیم گروهی سارق یا قطاع الطریق، یا دزد گردنه بودند که برخی ها، نماز هم می خواندند! نام اینها عیار بود. در سریال روزی روزگاری، یکی از همین ها وضو می گیرد! تا نماز بخواند و در مقابل سوال دیگران می گوید: غارت بی وضو ثواب ندارد! همه کسانی هم که جنایت یا اختلاس کردند، نماز می خواندند. کشمیری، کلاس بالایی ما، در دانشگاه تهران بود و: رئیس انجمن اسلامی در قبل از انقلاب، بعد از انقلاب هم که: دسنیار ویژه شهید رجایی بود، می گفتند همه نخست وزیری، فقط او را برای پیشنمازی قبول داشتند! ولی، قاتل شهید رجایی و باهنر شد! و به خارج فرار کرد. مجاهدین خلق، در قبل و بعد از انقلاب اسلامی، کتاب هایی در باره: امام حسین و حضرت علی نوشتند! و به قول امام خمینی : نهج البلاغه را از حفظ می خواندند، و ترجمه می کردند، ولی الان در آمریکا هستند! زن های آنها هنوز حجاب را دارند، و جزو لباسهای سازمانی شان است. ولی کج فهمی یا خود محوری، باعث شد تا خون هزاران نفر را بریزند! شاید وقتی می خواستند 17هزار نفر را در تهران، ترور کنند مثل لشکر یزید، به نیت خیر این کار را کردند. چنانچه می گویند شمر، وقتی سر امام حسین را برید، خیلی عجله داشت تحویل دهد! پرسیدند عجله ات برای چیست؟ گفت نمازم قضا می شود! حتی فرعون زمان حضرت موسی، که یک ایرانی اهل خراسان بود، وقتی دید عذاب خدایی جدی است، مخفیانه با خدا عهد کرد که: آدم خوبی باشد و عذاب دفع شد! ولی فکر کرد خیالاتی شده، و به ظلم خود ادامه داد، تا عذاب دوم نازل شد! بازهم توبه کرد و بارسوم هم تکرار شد، تا اینکه خدا فرمود: این بار طوری عذاب می کنم که: جنازه ات تازه بماند برای عبرت آیندگان، والان هم برخی در توهم هستند و: فکر می کنند مومیایی شده است! لذا همه مردم همه چیز را می دانند، و اگر ظلم می کنند یا زور می گویند، شیطان آنها را گول زده است: یعنی توجیه می کنند. باید که از این خود توجیهی! یا خود راضی کردن دست بردارند. برحسب برخی نقل قول ها، انسان ها یکبار قبلا بطور کامل: از سوی خدا توجیه شده و تعهد داده اند! ولی فراموش  کرده یا خود را، به فراموشی زده! لذا انسان های خوب، از نظر خداوند کسانی هستند که: تعهد خود را فراموش نکردند، چه آن تعهد اولیه در عالم ذر، و چه نعهدی که در این دنیا، به خدا می دهند و مانند: نذر و عهد و قسم و آن را فراموش می کنند، یا از یاد می برند. همه انسان ها میدانند که: در درون خود کشوری بزرگ دارند. قوه مقننه ای بنام عقل و خرد و دانایی، که آنها را به کارهای نیک راهنمایی می کند. اراده یا قوه مجریه ای دارند که: این کارهای نیک را انجام می دهد. وجدان یا قوه قضائیه ای دارند که: آنها را تشویق می کنند. اما اینها هرکدام دشمنی دارد! دشمن عقل، جهل و نادانی و بی خردی است. که فرمان از شیطان می گیرد، تا خود را به نفهمی بزند. دشمن اراده، وسوسه شیطان است، در باغ سبز نشان می دهد و: او را منصرف می کند، تا وظیفه اصلی فراموش شود. نفس اماره که در قران آمده، در مقابل نفس لوامه،( وجدان) است. اگر برهمه اینها پیروز شود، به نفس مطمئنه می رسد و: نزد خدای تعالی مستقر می شود



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : همه انسان ها خوب هستند!،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 262 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :