ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

وجود شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، نشان دهنده ضعف وزارت امور خارجه در معرفی انقلاب اسلامی است. البته کلیه وزارتخانه ها، در این موضوع درگیر هستند، ولی بعد از چهل سال، اکنون نوبت وزارت خارجه است، تا انقلاب اسلامی را معرفی نماید، آنهم نه فقط با توئیت کردن! بلکه ایجاد یک گردونه تشکیلاتی، به مانند آنچه که شهید بهشتی، در اوایل انقلاب آن را پیگیری می کرد. جای خالی وزارت امور خارجه را در معرفی انقلاب اسلامی (ابر و باد و مه خورشید) پر کرده اند! امسال در 22بهمن دیدم که: در مقابل همه سفارتخانه های ایران، بجای تظاهرات 22بهمن، تظاهرات منافقین و ضد انقلاب بود! وجود این تجمعات در مقابل سفارتخانه های ایران، در روز 22بهمن در کشورهای مختلف: از جمله آلمان و انگلیس و ایتالیا، نشان کم کاری و یا خرابکاری وزارت خارجه است. زیرا از تظاهرات انقلابیون جلوگیری می کند! ولی جلوی ضد انقلابیون را نمی تواند بگیرد! یکی از ترفند های وزارت خارجه برای جلوگیری از: تظاهرات انقلابیون این بود که می گفت: دوشنبه روز تعطیل نیست! لذا نباید مزاحم مردم لندن یا پاریس و رم شد! در بقیه کشورها هم می گوید: اینجا که خاک ما نیست! اگر جشن می گیرید، بیایید داخل سفارت! در داخل سفارت هم یا قیر نیست، یا قیر ریز! لذا باید این ضعف جبران شود: از این به بعد انقلاب ایران به جهانیان معرفی شود. اگر تحولی در وزارت خارجه صورت نگیرد، این امکان هم پیش نمی اید! زیرا امور خارجه ای ها، همچنان بر طبل عرف دیپلماتیک می کویند! و می گویند اینها خلاف شئون دیلماتیک است. گویا از نظر آنها، ضدانقلابیون هر کاری کنند، عرف است و انقلابیون هر کاری کنند، خلاف عرف دیپلماتیک! امروز وزارت خارجه، و همه ارگانها باید بدانند که: آغاز دهه پنجم، آغاز اعلام علنی است. همانطور که پیامبر ص  در سن چهل سالگی، مامور به رسالت شد، انقلاب اسلامی هم باید: رسالت خود را اعلام کند! والا جبرائیل، او را آنقدر فشار می دهد: تا همه جای بدنش عرق کند، و ساعتها تب و لرز نماید!(بخوان بنام خدا). به نظر می رسد که: تفکرات حاکم بر وزارت خارجه ایران، دو ایراد اساسی داشته باشد: یکی اینکه مانند دوران دولت بختیار، فکر می کنند همه علما باید به قم برگردند! و آنجا را یک واتیکان اسلامی درست کنند، و وزارت خارجه را بسپارند: به دست آمریکا پرستان. تا به یکباره دریچه را باز کنند، و همه ذخیره های انقلاب را یکجا تحویل دهند. دومین ایراد مهم آن، شعار زدگی بجای عملگرایی است. یعنی شعار عزت حکمت و مصلحت می دهند، ولی گدایی و تقلید از غرب را، با توجه به مصلحت آمریکایی، در عمل جایگزین می کنند! بطوریکه به صراحت می بینیم: وزارت خارجه ایران، تبدیل به وزارت خارجه همه کشورها شده، بجز ایران! زیرا با اینکه رئیس جمهور می گوید: همه ابرقدرتها و همه کشورها، بدون اجازه و همکاری ایران، هیچ کاری نمی توانند بکنند، اینها برعکس فکر می کنند: ایران حتی بدون اجازه امارات و عربستان هم، نمی تواند کاری بکند. نتیجه چنین حرکتی، جز تفکر اومانیستی حاکم بر آنان نیست. آنها اسلام را هم برعکس می فهمند. در حالیکه قران و پیامبر، برای همه مردم دنیا است.  و در همه ایات سیاسی، مردم کل روی زمین (ناس یا بشر)مورد نظر هستند، اقایان می گویند این کار دخالت در: امور دیگر کشورها است! حتی جرات می کنند و به امور داخلی هم، تسری می دهند! و می گویند: روحانیت مردم را رها کنند، و به عبادت خودشان برسند. در پست های سازمانی که اصلا، نقشی برای روحانیون قائل نیستند! داشتن کراوات را به عمامه ترجیح می دهند. یعنی ترجیح می دهند: از عناصر ضد ارزشی بیشتر استفاده کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : جای خالی وزارت امور خارجه ایران، در انقلاب اسلامی،
لینک ها :
یکشنبه 21 بهمن 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

شعارجهان چند قطبی، فقط یک شعار است! و الا در دنیا دو قطب بیشتر وجود ندارد. راه سوم یا خط سوم هم مفهومی ندارد. چرا که همه چیز در دنیا برمحور قدرت می چرخد! و قدرت هم رقیب ندارد. بنابر این یا باید با قدرت بود، و یا تابع قدرت.  قدرت تعریف گوناگونی دارد: ساده ترین آنها قدرت خداوند است. این قدرتی بلا منازع است: خداوند بالاتر از همه قراردارد.  کسانی که تابع قدرت خداوند هستند، یک طیف از جمعیت را تشکیل می دهند. و کسانی که تمایل دارند: قدرت خود را به رخ خدا بکشند، در طرف مقابل. گروه اول را حق، و گروه دوم را باطل می گویند. لذا در طول تاریخ، یا حق حاکمیت داشته و: قدرت انسان در امتداد قدرت خدا بوده، و انسان به عنوان جانشین خدا، اعمال قدرت می کرده یا اینکه، آن را نمی پذیرفته و به قدرت خود، و افراد مثل خود روی می اورده، که این باطل محسوب می شد. قدرت خداوند از طرف خودش، به انبیا و اولیا واسپاری می شده است. کسانی که زیر مجموعه این سلسله نبودند، منحرف محسوب و شیطانی و غیر حق بودند. در قدرت خداوند، کثرت عین وحدت است و در قدرت عیر خدایی، وحدت عین کثرت! یعنی در نقطه مقابل آن قراردارد. به عبارت ساده تر: گرچه 124هزار پیامبر و 12امام و چندین ولی فقیه داریم، ولی با تمام تکثر و زیاد بودنشان، همه یک هدف داشتند! و سخن واحدی می زدند. امام خمینی می فرماید: اگر تمام انبیا در یک جا جمع شوند، هیچ اختلافی باهم نخواهند داشت. و این به معنی متکثر بودن شی واحد است. خداوند روح خود را در تمامی این افراد دمیده است، و آنها را جانشین خود در روی زمین می داند. متقابلا اینها هم، در تمام شرایط، تابع محض خداوند بوده اند(اسلام به معنی تسلیم در برابر خدا). اما برعکس، وقتی پا را از جاده مستقیم الهی بیرون بگذارند، هرکدام مدعی خداوندی می شوند! سرکشی کرده و همه را به اطاعت از خود می خوانند. مانند احزاب که در سراسر دنیا تشکیل می شود، همه با هم درتضاد هستند! ولی حزب الله با این که یک حزب است، از تمامی احزاب دیگر قدرت بیشتری دارد. در احزاب، صحبت از وحدت و تفاهم و همکاری می شود! ولی عملا چیزی جز شعار دادن، و دروغ گفتن نیست. ولی در حزب الله اصلا نیازی به شعار دادن نیست، چرا که همه چیز تکلیف الهی است، و بخوبی انجام می شود. در احزاب یا گروهها و جناح های غیر الهی، از قانون و حقوق بشر و هزاران الفاظ زیبا و جدید، استفاده می شود ولی، در عمل آن را زیرپا می گذارند! اما در حزب الله همه اینها، راهنمای عمل است، لذا همه به یک مسیر می رسند و آن، مسیر حرکت به سوی تکامل و رشد است، تا به حق برسند و انسان کامل شوند. عبودیت خدا همه را متحد و کامل می کند، اما عبودیت انسان(امانیسم)، باعث درگیری و جنگ و تضاد شده، به کشتار یکدیگر می رسد. پس در زمان ما، فقط یک راه درست وجود دارد! و آن راه انقلاب اسلامی است. بجز این راه، اگر هزاران تفکر، اعتقاد و مکتب هم وجود داشته باشد، همه دروغ و باطل است. عنوان راه سوم و خط سوم، یا چند قطبی و چند راهی، فقط برای فرار از حقیقت است.  همه آنهایی که در دنیا، برای خدا کار می کنند، جزو لشکر حق هستند! و عضو حزب الله. و کسانی که با خدا مبارزه می کنند، در حزب شیطان هستند. و راه سومی ندارد. ممکن است در ژاپن افرادی بودایی باشند، ولی برای مسلمانان ماشینی اختراع کنند: که در هرکجا لازم شد، تبدیل به مسجد شود و: همه در ان نماز بخوانند. و یا برعکس در ایران، افرادی باشند که یک شبه، دستمزدهای کارگران را، برداشته و فرار کنند. لذا مرز جغرافیایی یا سیاسی معنی ندارد، دسته بندی فقط در اطاعت از حق است، و بقیه باطل.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : راه سومی وجود ندارد!،
لینک ها :

از منظر امام خمینی ره، انقلاب اسلامی مخصوص ایران نبود. و کلمه ایران همراه آن تکرار نمی شد. همانطور که در روز رای گیری هم، فرمودند جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر. انقلاب اسلامی از نظر مذهبی، برآیند حداقل 1400سال مبارزه که از هجرت پیامبر اسلام، و تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، آغاز می شود. برخلاف تبلیغات دانشمندان مغرض، پیامبر اسلام کاملا تشکیلاتی بود! همان ابتدای کار، به دنبال سالن همایش های مردمی بود، لذا پیشنهاد ساخت مسجد را داد. مسجدی که پیامبر ساخت، دارای سالن اجتماعات، و حجره ها بود، که در هر کدام کار بخصوصی انجام می شد: محل خزانه با محل تجهیز سپاه فرق می کرد. تعدادی از این حجره ها، مخصوص مهاجرین بود که: زندگی خود را در مکه گذاشته، یا توسط کفار مصادره شده بودند. لذا مکانی برای اسکان نداشتند. برای حل این موضوع، پیامبر بین مهاجر و انصار عقد اخوت خواند! خودش هم با حضرت علی ع برادر شد. لذا برخی از انصار ( ساکنین اصلی مدینه) که منزل بزرگتری داشتند، یکی از مهاجرین را اسکان می داد. در برخی از کتب آمده که: مدینه دارای  14واحد اجرایی، زیر نظر پیامبر بوده است. این گردونه تشکیلاتی تا امروز، و تا حکومت واحد جهانی نیز، ادامه خواهد یافت. انقلاب اسلامی برشی از این تاریخ بزرگ است، لذا به همه تعلق دارد . اگر وسیعتر ببینیم، ظهور پیامبر از سوی: ادیان دیگر بشارت داده می شد، یعنی انبیا قبلی هم، گردونه تشکیلاتی داشتند! که از ابتدای تاریخ آغاز می شد. لذا انقلاب اسلامی حتی، متعلق به مسلمانان نیست، بلکه همه ادیان توحیدی در ایجاد آن سهم داشته اند. از نظر جغرافیایی هم، همینطور است مثلا وجود سید قطب، در دانشگاه الازهر مصر و: ارتباط اخوان المسلمین با: آیت الله کاشانی و نواب صفوی، غیر قابل انکار است. امام موسی صدر در لبنان، همان ایده را دنبال می کرد. در کشورهای غیر مسلمان هم، مهاتما گاندی خود را پیرو امام حسین ع میداند! و مائو نیز حقوق اسلامی را پیاده می کند. اما دشمنان از این وسعت دید: انقلاب اسلامی وحشت دارند، لذا در ابتدا گفتند این انقلاب، یک انقلاب آخوندی است! اگر شهر مقدس قم را، به واتیکان اسلامی تبدیل شود، می توان در درون همان شهر، محصور نمود! اما نتیجه نداد و بختیار، که تئوری پرداز آن بود از بین رفت! بعد کمی دایره آن را باز تر کردند! گفتند فقط انقلاب فارس ها است! لذا کرد و بلوچ و عرب با آن نسبتی ندارند! گرچه این تبلیغات و توسعه تجزیه طلبی، تبعاتی داشت، ولی عاقبت دایره وسیع تر شد. این بار ملت ایران را(مجوس گفتند و)، در مقابل ملت مسلمان(عرب) مطرح کردند! لذا با جنگ عراق علیه ایران، کوشش کردند تا ملت های عرب را، بر علیه ایران متحد کنند! ولی با شکست صام و داعش و آل سعود، و ایجاد بهار عربی، این تئوری هم نابود شد. حالا می خواهند آن را، فقط اسلامی جلوه دهند! و لذا جلیقه زرد های اروپا، 99درصدی های آمریکا، بوداییهای انقلابی آسیا را، از این دایره بیرون نگهدارند! که با همکاری همه ملتها، بار دیگر این تئوری نیز خنثی میشود. جلیقه زرد ها مورد تایید: همه مسلمانان و مسیحی ها هستند، باید خودشان هم، به این امر اعتراف کنند! نهضت 99درصدی و انقلاب زنان آمریکایی، بسیار مقدس هستند، ولی خودشان هم باید ابراز علاقه کنند! زیرا جهان دو قطب بیشتر نمی پذیرد. اگر قطب سومی غیر از: انقلاب اسلامی و استکبار جهانی، ایجاد شود طبیعتا مورد بی مهری انقلاب اسلامی قرار می گیرد! وبا سرکوب استکبار، تنها شده راه به جایی نمی برد. حتی بودائیها انقلابی، به بهانه روهنگیایی ها، با همین هدف: مورد بی مهری قرار می گیرند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : انقلاب اسلامی جهان،
لینک ها :

خیلی ها تصور می کنند که: انقلاب اسلامی مخصوص ایران است! در حالیکه تک تک آدم ها، در دنیا برای انقلاب اسلامی زحمت کشیدند، حتی آنهاییکه در گذشته دور زندگی می کردند! یعنی کل تاریخ و جامعه، در یک نقطه مشترک به هم رسیده اند، و آن انقلاب اسلامی است. بطور مثال اگر انقلاب فرانسه نبود، و تاثیرات آن در ایران به شکل مشروطه خواهی ظاهر نمی شد، یا در کوبا و نیکاراگوئه و شیلی و مصر، عبدالناصر و دیگران نبودند، شاید انقلاب اسلامی شکل نمی گرفت . همین امروز اگر مردم ونزوئلا، مقاومت نکنند یا فلسطینی ها مبارزه نکنند، یا در یمن پوزه آل سعود را، به خاک نمی مالیدند، انقلاب به چهل سالگی می رسید؟ فردا هم باید مردم جهان، همه خود را شریک انقلاب اسلامی بدانند! زیرا انقلاب اسلامی از یک سو، موهبتی الهی است، تا دین او را پیاده کند، و از سوی دیگر برآیند عملکرد: بیش از 7میلیارد مردم روی زمین است. شما چه می دانید الان در: ده کوره های افریقای جنوبی، یا روستاهای اندونزی، یا شهرک های اروپایی و امریکایی، چه غوغایی برپا است؟ مردم ایتالیا و یا مردم فرانسه، اگر چه باید همه چیز را در دل بگویند، ولی تهران امروز، همان قلب های آنها است. حتی جان بولتون و پمپیو! دلشان لک زده به تهران بیایند، ولی نمی دانند راه درست کدام است. بجای دوستی، از راه دشمنی وارد می شوند. تهران شهری افسانه ای است که: امروز در راس همه اخبار است و: همه به آن می اندیشند. قلب های همه در حال تپش است، که 22بهمن چه خواهد شد؟ با خود می گویند نکند مردم کم بیایند؟ نکند خواب بمانند یا به مسافرت بروند؟ البته عده ای (مانند داستان خاله خرسه) فکر می کنند: برای اینکه عملکرد بهتری داشته باشند، باید خودشان تصمیم بگیرند. ما نه تنها از همه مردم دنیا می خواهیم که: در قلب خود 22بهمن را گرامی بدارند، بلکه از انها می خواهیم از هر طریقی که میتوانند، خود را به این رودخانه بزرگ برسانند. اما انتظار ما از مردم فلسطین بیشتر است، زیرا آنها میتوانند: جمعه های خشم و راهپیمایی بازگشت خود را، با 22بهمن یکی کنند. چرا که در آن صورت قدرت بیشتری خواهند یافت. امروز اسرائیل فکر می کند: ملت فلسطین فقط 1میلیون نفر هستند که: در غزه زندگی می کنند، زیرا نه انقلاب اسلامی را قبول دارند! و نه اسرائیل را. لذا تنها مانده اند. و برای همین خیلی راحت، آنها را سرکوب می کند. ولی وقتی مردم فلسطین هویت پیدا کردند، و خود را به انقلاب اسلامی پیوند زدند. خواهند گفت: که ما به تهران پشت نکرده ایم! بلکه تل آویو را دشمن خود می دانیم. حتی مردم تل آویو! وقتی تظاهرات می کنند، و خواستار محاکمه نتانیاهو می شوند، کاملا بی دفاع و تنها هستند. زیرا دشمن می داند: آنها پشت شان خالی است، لذا فوری انها را سرکوب می کند! ولی اگر انها نهضت خود را به: دریای انقلاب اسلامی پیوند دهند، مانند حضرت موسی از: دریای نیل اسرائیل نجات پیدامی کنند! مردم فرانسه یا مردم آمریکا هم تنها مانده اند! زیرا دشمن مردم، می داند آنها به انقلاب اسلامی اعتقاد ندارند، و کمک نخواهند خواست! لذا با گلوله آنها را می زند وناقص می کند. مردم ونزوئلا هم اگر بخواهند تنها بمانند، خواهیم دید مانند جزیره هایی جدا از هم،از سوی امپریالیزم خونخوار بلعیده خواهند شد. ولی اگر در روز 22بهمن، همگی به خیابان ها بیایند، بزودی پیروزی را خواهند دید. مردم لبنان نیز فریب تبلیغاتی دشمن را، برای جدایی آنها از انقلاب اسلامی نخورند! بلکه  مانند مردم یمن وبحرین، افغانستان و پاکستان و کشمیر و همه جای دنیا، به خیابان بیایند. آنها بدانند که انقلاب اسلامی شکست ناپذیر است! زیرا دروغ دشمنان، بعد از 40سال، بیشتر از همیشه آشکار است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : همه کشورها، در 22بهمن شرکت کنند.،
لینک ها :
چهار دهه گذشته هرکدام یک شاخصه داشتند: دهه اول انقلاب اسلامی دهه خود باوری، مبارزه با شاه و آمریکا بود، ملت و دولت میدانستند که باید: هزینه آن را هم بپردازند. لذا به سراغ توان داخلی رفتند. امام خمینی با فرمان جهاد سازندگی، تولید کالاهای استراتژیک مثل گندم را، جهادی واجب دانست تا محتاج بیگانه نباشند. لذا ملت نه تنها با جهاد سازندگی، بلکه کمیته امداد و سپاه پاسداران، به سراغ آن رفتند. فرقی نداشت از وزارت مخابرات هستی، یا از وزارت ارشاد! همه دنبال تولید ملی و افزایش توان داخلی بودند، می دانستند باید بیشتر زحمت بکشند، تا مملکت را بسازند. البته جنگ تحمیلی و حوادث مشابه موجب شد: درون همین دهه، دولتها رفتار های متفاوتی داشته باشند: دولت بنی صدر و شهید رجایی، مقابل یکدیگر بودند دولت موسوی و مهدوی کنی هم همینطور. بنی صدر و موسوی، نگاه بیرونی داشتند و: رجایی و مهدوی بومی فکر می کردند. ولی ملت روند خود را حفظ کرده بود: در مقابل همه مشکلات گوش بفرمان امام خمینی و رهبری بودند. در دهه دوم، دولت یا رئیس جمهور 8ساله آن، در مقابل غرب واداگی پیدا کرد. پیشرفت های داخلی را بی نتیجه، و غیر قابل توجه دانست و: به دنیای رویایی آمریکا و اروپا حسرت خورد! فرزندانش را به آنجا فرستاد، تا با فرهنگ آنجا بزرگ شوند! لذا دوران وادادگی در مقابل غرب آغاز شد: و نهایتا به نامه نگاری باصدام: و مذاکرات مک فارلین انجامید. اما در دوره بعد این ارتجاع بیشتر شد! دولت بجای جنگ با استکبار، باب مذکره و گفتگو را آغاز کرد!همانقدر که تریبون سازمان ملل، در دوران گذشته بلندگوی ایران بود، در این دوران تبدیل به اکو شد! و به داخل برگشت. یعنی بجای اصلاح دنیا، به اصلاح ایران پرداختند! دنیای بیرون دنیای استکبار و زورگویی و یکجانبه گرایی بود. دنیای درون دنیایی انقلابی و ساده زیست، فرمانبر و بی توقع! لذاشروع کردند درون را: نافرمانی مدنی یاد دادن! ساده زیستی را تمسخر کردند و: به کاخ ها رفتند. انقلابیون و جبهه رفته ها تسویه نمودند. از بیرون به تمیز کردن چهره خونخوار آمریکا، اسرائیل و عربستان! و نشستن در کنار آنها و دستبوسی آنها! لذا دوران خودباختگی بخوبی خودرا نشان داد. ریل گذاری کج هاشمی و خاتمی را احمدی نژاد، نتوانست اصلاح کند، و به شعارهای انقلاب برگردد. با فتنه 88وارد دوران خود فروشی شدند. انرژی هسته ای و تمام پیشرفت های علمی، در سبد برجام و تقدیم به غرب گردید. فتنه گرها با توبه ظاهری مشاغل دولتی را اشغال کردند. ولی با توبه واقعی به غلط کردن: درمقابل اروپا و آمریکا افتادند.  آنها هم دلار های بیشتری به جیب زدند! تحریم های بیشتری اعمال کردند، و اموال زیادتری را بلوکه و یا مصادره نمودند. برای دهه پنجم پیش بینی بیشتر از این هم می شود! که شاید  به خودگدایی هم برسد! زیرا نفوذ تحصیلکرده های آمریکا، اروپارفته ها در بدنه اجرایی دولت، هر روز بیشتر می شود. و با ارزشهای اسلامی بیشتر مبارزه می گردد! مردم هم نمی توانند راه نفوذ اینها را ببندند! دهه پنج چالش بزرگ مردم ایران است: اگر فرزندان خود را بخارج بفرستند! خودشان هم عازم شوند، یا تبلیغ  خارج رفتن باشند،  طبیعی است دولت هم همینطور می شود! در یک بررسی میدانی به همه نخبگان و تحصیلکردگان ایرانی، حداقل ده نفر در مکان های مختلف: اداری و غیر اداری گفته اند که: در ایران نمانید! اگر چنانچه این روند ادامه یابد، انقلاب در ایران ممکن است: دچار ریزش شود ولی تغییر مکان به اروپا و آمریکا می کند! که در انموقع، اروپایی ها و آمریکایی ها، از ایرانی ها حزب اللهیی تر می شوند! شاید به همین دلیل است که می گویند: در هنگام ظهور قائم ع، خورشید از غرب طلوع می کند!

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : خودباوری یا: وادادگی، خوباختگی، خودفروشی!،
لینک ها :
چهارشنبه 17 بهمن 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

یکی از دلایل عدم رشد بخش خصوصی در ایران، وجود طرح نانوشته ای برای تحمیل بخش خصوصی کلیشه ای است. در همایش دارویی نوین مطرح شد که: داروسازان از یکسو می گویند درآمد ارزی دارند! یا صرفه جویی ارزی کرده، و به تولید داخلی رسیده اند. ولی چند برابر آنچه می گویند خروج ارز دارند: برای دور زدن تحریم! خرید قطعات و ماشین آلات، مواد اولیه و حقوق کارشناسان. در حالیکه بخش دارو سازی در ایران بومی است، از زمان های دور به ابن سینا و دیگران رسیده، و هم اکنون بالاترین سود آوری را، برای بحشی از سوداگران دارند. اما دولت و مخصوصا وزارت بهداشت، این موضوع را نادیده می گیرد و سعی دارد: بخش خصوصی ایجاد کند که: منطبق یا خواست غربی ها باشد، و بتواند در خروج هرچه بیشتر ارز، بهانه های خوبی داشته باشد! همیشه آویزان دولت باشد، تا از این نمد کلاهی ببرد. در حالیکه طبق بودجه سالانه، هرسال 13میلیارد دلار به بخش دارو درمان اختصاص می یابد، ولی رقم واقعی واردات دارو، حتی به یک میلیارد دلار هم نمی رسد! و این نشان می دهد 12 میلیارد حیف و میل می شود. وزیر بهداشت قبلی باید پاسخگوی: 60میلیارد دلار تخصیصی دوران خود باشد. که با دروغ: طرح تحول سلامت، این بودجه را گرفت، ولی هیچ آماری نداد! دستهایش را شست و رفت! نه تنها در صنعت دارو سازی، در همه صنایع سعی می کنند اینطور کنند! تا راه خروج ارز بیشتر باز شود. موضوع گوشت این روزها، همین کلک را می زند! واردات گوشت تعرفه سنگینی داشت، تا دامداران داخلی تقویت شوند، ولی بازار سیاه الکی درست کردند، تا این تعرفه برداشته شود. مانند همان بلایی که بر سر طرح خودرو های خارجی آوردند: قرار بود خودرو خارجی اصلا وارد نشود! مدتی کوشش کردند تا: برای مبارزه با آلودگی هوا اجازه دهند: تعدادی وارد شود، تا بجای آن خودرو های قدیمی اسقاط شوند! ولی این شکم آنها را سیر نمی کرد، به بهانه یک دقیقه هک کردن سایت وزارت صمت، اینهمه مجوز واردات خودرو دادند. همه اینها به دو دلیل فوق است: یکی اینکه بخش خصوصی را، به شکل غربی ایجاد می کنند، چون فوت و فن آن را نمی دانند، فوت آخر(کوزه گری ) را کسی می کند که: وارد است و همه را یکجا می برد! یکی از فوت های آخر مسئله شفافیت است! می گویند وزارت صمت، یا هر وزراتخانه دیگری، باید همه اطلاعات خود را، روی سایت بگذارد! که این دقیقا خواست دشمنان است. تا بدون هزینه به اطلاعات ایران دست پیدا کنند، و در موقع لزوم ضربات خود را وارد کنند. مثلا وزارت دفاع یا وزارت اطلاعات، چرا باید اطلاعات خود را روی سایت بگذارند؟ تا گروههای ضد انقلاب بدانند، که تعقیب یا مراقبت می شوند، و راه دیگری بروند؟ یا وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالی، سوالات امتحانی را روی سایت بگذارند! اپن بوک باشد و به همه هم، بگویند از کدام صفحه و کدام سطر، باید جواب بدهند! در حالیکه سوالات در قرنطینه است، و اینهمه هزینه می شود، تا فاش نشود. در دفاع مقدس با این خیانت ها آشناییم! لو رفتن یک عملیات باعث شد تا: در کربلای 4نزدیک به 15هزار شهید داشته باشیم! شفاف سازی عملیات غواص ها، باعث شد که 153تن غواص یکجا، در هورالعظیم شهید گردند. آنها، شفاف سازی را برای ایران می خواهند! والا نوبت خودشان که می رسد، از ما کپی رایت می خواهند! اگر کسی که بدون اجازه آنها، اطلاعات را شفاف سازی کند، میلیاردها دلار جریمه می شود. خودشان سالهای سال، در ایران خوردند و بردند! ولی یک کلمه را شفاف سازی نکردند. تسخیر لانه جاسوسی هم، اسناد را در دستگاه خردکن ریختند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بخش خصوصی تحمیلی،
لینک ها :
سه شنبه 16 بهمن 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

اقیانوس کاغذ ها محیط زیست را نابود، بوروکراسی ایجاد و: زباله ها را افزایش می دهد! لذا باید مصرف کاغذ را کم کرد. دنیای دیجیتال (که به قول ضرغامی خدا، آن را برای نجات انقلاب اسلامی آفرید) یکی از بهره های خوبش، همین کار است که مصرف کاغذ را کم می کند. اما عده زیادی مانع این کار می شوند! یکی از مهمترین آنها تبلیغ کتابخوانی، به روش سنتی است. آنها کتابخانه دیجیتال را قبول ندارند و می گویند: آمار مطالعه در ایران کم است. سوبسید های فراوانی می دهند تا: کتاب چاپ و منتشر شود، در حالیکه به اعتراف خودشان، کسی آنها را نمی خرد وهمگی راهی زباله دانی می شوند. البته همان ها، باز سویسید می دهند و نشریات باطله و: کتابهای مستعمل را می خرند، تا ناشر و روزنامه چی ضرر نکند. مصرف میلیارد ها دلار و ریال، برای تولید و یاخرید کاغذ، برای امری بیهوده! و معلوم نیست این تبلیغات ضد دیجیتالی، تاکی ادامه دارد. جالب است بدانید که براثر تبلیغ کتابخوانی، فقط کتابهای ضد انقلاب رونق پیدا میکند. کتب صادق هدایت پوچ گرا، و غلامحسین ساعدی چپگرا، بارها و بارها تجدید چاپ می شود! و با قیمتهای گران فروخته می شود، بعد هم می گویند قاچاق است! یعنی با دست خود(با بودجه دولتی)، ضد انقلاب را کمک می کنند! شاید یارانه مطبوعات و ناشران، راحت ترین پولی است که: از ایران خارج می شود! علاوه برمطبوعات، از غولهای مصرف کننده کاغذ: آموزش و پرورش و آموزش عالی است. با وجود اینکه میتوان براحتی، از کتاب درسی دیجیتال استفاده کرد، و امتحان اینترنی داد، و یک گرم کاغذ مصرف نکرد! ولی مافیای کاغذ نمی گذارد دنیای دیجیتال پا بگیرد. این کار ها را کسانی می کنند که: خیلی هم خود را انقلابی می دانند، و بقیه را هم به انقلابی بودن فراخوان می کنند! ولی حاضر نیستند از دنیای ددیجیتال، برای کاهش زباله ها و افزایش: حفاظت از محیط زیست حمایت کنند. این گونه عملکردها، انتظارات مردم را برآورده نمی کند، لذا می گویند انقلاب چه کرده؟ اگر انقلاب نبود شاید از این پیشرفتها لذت می بردیم! لذا برخلاف دیگران که فکر می کنند: اقتصاد بیمار یا مدیریت نا کارآمد، و یا منابع کافی نداریم، همه اشتباه است! بلکه اساسا در چهل سالگی انقلاب، باید به مدیریت انتظارات پرداخت! هرکسی از ظن خود شد یارمن ، از اینجا نشات می گیرد. هرکسی انتظاراتی دارد، و بعد می گوید انقلاب کاری نکرده! اولا انقلاب را آنها ایجاد نکردند! که انتظار داشته باشند. انقلاب را خداوند ایجاد کرد: دلهای مومنان را به هم مرتبط ساخت. همه کسانی که می گوید: بخاطر مبارزه آنها بوده درغ می گویند، زیرا می خواهند سهم بیشتری برای چپاول داشته باشند. یا آنهاییکه می گویند: شرایط اجتماعی طوری بود، که باید انقلاب می شد! یا کارتر بود که شاه را کنار گذاشت، بروند بمیرند! زیرا با این تحلیل ها، انتظارات را تغییر می دهند، و بعد هم جزو طلبکاران انقلاب می شوند. آنهاییکه اصلا ضد انقلاب هستند که بدتر! هنوز در مقابل تغییرات مقاومت می کنند. دنیا را آب برده، آنها را خواب برده. وقتی انقلاب را خدا بوجود آورد، خودش هم هدایت می کند. به گفته قران مجید: اگر خداوند دلهای مردم را بهم نزدیک نکند، میلیاردها دلار یا طلا هم خرج کنند، نمی توانند این کار را بکنند. لذا انقلاب را به کتابخوانی وصل کردن، یا جلوی پیشرفت دیجیتال را گرفتن، به معنی مبارزه با خدا است. زیرا خداوند انقلاب را محافظت می کند. این مشیت الهی است(و نرید ان نمن..) کسانی که این را نمی پذیرند و میخواهند نقش خود را پر رنگ کنند! یا نقش ابزار را بجای خدا معرفی کنند، در مسیر ضد الهی قدم می گذارند، و دیر یا زود نابود می شوند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مصرف کاغذ را کم کنید!،
لینک ها :
دوشنبه 15 بهمن 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

مردم فقیر اروپا و آمریکا، چه تقصیری دارند که باید بدهی های بزرگ، به پای آنها نوشته شود؟ 40درصد مردم آمریکا، زیر خط فقر هستند اینها، چطور می توانند 23بیلیون دلار بدهی آمریکا را، که هر روز بیشتر می شود بپردازند؟ تنها راه پرداخت بدهی آنها، از بین بردن نظام سرمایه داری است. این کار، هم مردم فقیر را نجات می دهد، و هم، بدهی های کلان ملت را پاک می کند! زیرا اگر بدهکاران اصلی به درک واصل شوند، کسی نمی تواند از مرده مطالبه ای داشته باشد. اگر جمعیت امریکا همه ثروت حود را بدهند، نمی توانند این بدهی ها را بپردازند! و با ضریب افزایش آن، فرزنانشان هم در خطر قرار می گیرند. با تقسیم 22.5بیلیون دلار بر 225میلیون، هر نفر 100هزار دلار بدهکار است. اگر عمر و کار کرد مفید آن360ماه باشد، با در امد متوسط هزاردلار، چند نسل باید کار کنند، تا بتوانند: بدهی دولت را بدهند! از نظر تولید ناخالص ملی، وضع بدتر است و تقریبا 110درصد: تولید ناخالص ملی آمریکا را شامل می شود: یعنی هرچه آمریکا تا حالا کار کرده، و ثروت اندوخته باید همه را، بابت بدهی بپردازد! و دارایی واقعی(سرمایه) او منفی است. علت همه این بدهی ها، دخالت در امور ایران، و باعث بیشترین بدهی آمریکا است. زیرا برای کنترل ایران، یا محاصره نظامی ان، صدها پایگاه نظامی در اطراف ایران، و کشورهای همسایه ایجاد کرده است! و هزاران افسر و سرباز را، به امید غنیمت های افسانه ای از فتح ایران، به آنجا اعزام کرده است. سربازان و افسران اعزام شده دو انگیزه بیشتر ندارند: اول به دلیل فقر و عملکرد زشت سرمایه داری بوده است. دوم به جهت پیوستن به ملت های مسلمان. دسته اول بدانند که آمریکا، بدهی های فراوان دارد! و قادر به پرداخت هزینه های آنها نمی باشد. گروه دوم بدانند: غالبا آنها به عنوان بیمار روانی! زندانی یا به عقب برده می شوند. لذا هیچ نفعی برای انها ندارد. ممکن است تعدادی هم، به وعده های همسایه های ایران آمده باشند! مثلا عربستان، اردن یا امارات! ولی اکنون بدانید که آنها دستشان در یمن، به خون آلوده شده و همه ثروت خود را، از دست داده اند. به آنها هم امید نداشته باشند. این کشورها همسایه های بد ایران هستند. زیرا در موضوع فلسطین نیز خیانت می کنند. ممکن است ظاهرا چیزی نگویند، ولی عملا با اسرائیل در ارتباط هستند، و همه اطلاعات ایران و فلسطین را، به اسرائیل می دهند. اسرائیل هم با فروش آنها به آمریکا، برای خود درآمد کسب می کند. ولی اغلب اطلاعات فروخته شده، غلط یا برعکس است. مانند اطلاعاتی که در باره: یک کارخانه قالیشویی بعنوان سایت اتمی، نتانیاهو شخصا  به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرد. علت غلط بودن اطلاعات آنها، این است که فقط می خواهند پول بگیرند! این قاعده سازمانهای ضد انقلاب، و خارج نشین ایران را هم شامل می شود. آنها بقدری نفوذ بر رئیس جمهور امریکا و کاخ سفید دارند که: آنها را به اطلاعات نسبتا دقیق سیا هم، بدبین کرده اند. اگر مردم آمریکا به استقلال خود وفادارند، باید که دولتمردان را ساقط کنند! تا اینهمه زیر نفوذ عربستان یا اسرائیل نباشد. اگر هم به خاورمیانه علاقمند هستند، باز هم این کار را بکنند! تا بتوانند به خاورمیانه بیایند. ملت ایران همیشه آماده پذیرای: اروپایی ها و آمریکایی هایی هست که: انقلاب اسلامی را قبول داشته باشند. بنابر این اگر می خواهند همسایه خوب ایران باشند، باید که دولت های خود را سرنگون کنند! اما اگر این کار را نکنند، آنها با همسایه های بد ایران هیچ فرقی ندارند! زیرا که عربستان و اسرائیل را، بر ایران ترجیح می دهند! و انتظار نداشته باشند که ایران هم، از انها استقبال خوبی بکند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : همسایه خوب یا بد؟،
لینک ها :


( کل صفحات : 306 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :