ندای ماهین
یک روز از این دل پر پرواز بسازیم در خاک بقیع چار حرم باز بسازیم
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

به نظر می رسد: زمان مذاکره با آمریکا تعیین شد! زیرا قرار است هرگاه خواستیم در: آمریکا حضور پیدا کنیم، با مدیران ارشد آنجا مذاکره کنیم. اکنون اگر دیر نباشد زود هم نیست، و باید در آمریکا حضور پیدا کنیم تا: پرچم سرخ حسینی را بر بالای کاخ سفید، به اهتزار در آوریم. دلایل این امر بسیار زیاد است، اما چند نکته مهم آن قابل یاد آوری است: اول اینکه مردم آمریکا، به ستوه آمده اند و خواستار تغییر واقعی هستند. زیرا نهضت 99درصدی را، فقط مردم آمریکا رقم زدند. آنها بودند که خواستند به ما بفهمانند که: در دست یک درصد اسیرند. از همه مردم دنیا کمک خواستند، تا از این مخمصه نجات پیدا کنند. ولی دولت آمریکا با زور اسلحه و: دستگیری و شکنجه های قرون وسطایی، آنها را سرکوب کرد و هیچکس: از دنیا نیز به کمک آنها نرقت. نهضت های دیگر هم نشان داد که: مردم آمریکا فریاد کمک خواهی دارند، ولی هیچ جوابی پیدا نمی کنند. زیرا دولتهای دیگر، یا مزدور دولت آمریکا هستند، و یا از آن می ترسند. تنها دولت ایران است که از آمریکا نمی ترسد، و مزدور آنها هم نیست. اما متاسفانه این فریاد تظلم خواهی، خیلی دیر به گوش مسئولان جمهوری اسلامی رسید. در اسلام، بر هرکسی که صدای دادخواهی مظلومی را می شنود، واجب است به او کمک کند، و ظالم را سرجای خود بنشاند. لذا اینکه ولی امر مسلمین، مذاکره را به حضور در آمریکا مشروط کردند، به همین دلیل است. در این باب یک توصیه هم به مردم آمریکا باید کرد: برای اینکه صدای آنها بهتر شنیده شود، باید مستقیما مورد خطاب قرار دهند. یعنی کافی نیست که فقط مبارزه کنند، بلکه باید راه حل را هم نشان دهند: بهترین راه حل هم کمک گرفتن از: مقام معظم رهبری است. زیرا ایشان تنها کسی است که: از آمریکا نمی ترسد. به همین دلیل دومین موضوعی که: باید مورد توجه قرار گیرد: ماهیت پلیسی و سیستم: میلیتاریستی دولت آمریکا است. ابتدای ظهور جهانی دولت آمریکا، با کشتار مردم ژاپن توسط بمب اتمی بود. یعنی امریکا نیاز داشت: برای اینکه برتری خود را ثابت کند، این کشتار را انجام دهد. اما این آزمایش خونین، به عنوان سرشت: دولت جدید آمریکا باقی ماند. یعنی با این مشت آهنی که نشان داد، همیشه و همه جا آمادگی اجرای: آن را حقظ کرد. و تقریبا تمام دنیا را در: وحشت بمب اتم های جدید نگهداشت. بعد از مدتی که با نفرت جهانی روبرو شد، ناچار بجای بمب اتم از بمب های: خوشه ای و جت های بمب افکن ب 52، در جنگ ویتنام استفاده کرد و: آن قتل عام قبلی را در: سطح وسیعتری انجام داد تا: مردم همچنان در ترس و وحشت بمانند. اما شهادت طلبی ایرانیان و به رهبری امام خمینی، براین ترس نقطه پایان گذاشت. بعد از انقلاب اسلامی، هیچکس از بمب و موشک نترسید. ولی آمریکا برای حفظ چهره پلیسی خود، به کشتار نیابتی روی آورد: در ابتدا صدام را و سپس گروههای: القاعده و طالبان و داعش را، به جنگ ایران فرستاد. از این جا دلیل سوم واضح می شود که: حضور نظامی و جنگ نیابتی آمریکا، نیاز به عکس العملی مشایه خود دارد. یعنی برای کوتاه کردن دست دولت: نظامی و پلیسی آمریکا، ایران هم باید در آمریکا حضور نظامی پیدا می کرد. اما به دلیل برخی مصالح، این امر از دستور خارج شد، و ایران فقط حالت تدافعی را برگزید. ولی بیش از این دیگر جایز نیست: آیات قرانی را تعطیل کرد، و به عنوان دولت اسلامی، مانع اجرای مقابله به مثل شد. قران صراحتا می فرماید : به همان شکل که به شما، تعدی یا تجاوز می کنند، شما هم مقابله به مثل کنید(فاعتدوا بمثل مااعتدی علیکم) و باز می بیند برخی نمی فهمند! می فرماید: چشم در برابر چشم! یعنی ای نفهم ها! اگر آمریکا یک چشم شما را کور کرد، شما هم باید چشم او را کور کنید، نه اینکه بگویید ما دل رحم هستیم! و نمی خواهیم مثل آمریکایی ها باشیم!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : زمان مذاکره با آمریکا،
لینک های مرتبط :
هنوز هم مثل قدیم ها، این پارادایم وجود دارد که: علم بهتر است یا ثروت؟ برای جواب به این سوال، برخی ها ساده اندیشی را برگزیده اند و: می گویند ثروت بهتر است، چون اگر ثروت داشته باشیم، در بهترین دانشگاهها درس می خوانیم، و بالاترین علم ها را به دست می آوریم. مخالفین این نظریه می گویند: اگر علم ما زیاد باشد، به منابع بیشتری از ثروت دست پیدا می کنیم. و اگر علم ما محدود باشد، ثروت ما هم محدود می شود. عده ای هم حد وسط را می گیرند که: اگر ثروت نباشد علم هم مشکل به دست می اید، و اگر علم هم نباشد ثروت مشکل به دست می آید! پس باید هم به علم توجه کنیم، هم به ثروت. اما همیشه جواب های ساده برای: سوال های پیچیده مناسب نیستند. این سوالی است که همیشه مطرح بوده، و هنوز هم مطرح لست. لذا باید جواب های سنجیده تر و یا: اصطلاحا پیچیده تر به آن داده شود. برخی ها می گویند: تجاری سازی علم جواب این مسئله است، یعنی ما به دنبال علوم و تحقیقانی برویم که: قابل نبدیل به محصول باشد، و آن هم محصولی که سریع و زیاد بفروشد! و سود کلانی به صاحبان علم بدهد. لذا به دنبال ایجاد شرکت های دانش بینان هستند. یعنی اول شرکت! بعدا دانش بنیان، پس اگر تحقیقات طول کشید یا: هزینه زیای جذب کرد، کنار گذاشته می شود. و اگر هزینه کم خواست، و سود نجومی داشت، به نایید می رسد مثل: بازی های رایانه ای! که طراح آن، بازی جدیدی طرح می کند و: تا آخر عمر از در آمد های: میلیاردی آن استفاده می کند. اما ایراد این امر آن است که: دانشمند هم پوپولیست می شود. یعنی فقط به دنبال تحقیقاتی می رود که: زود بارده و زیاد بازده باشد. لذا تحقیات مرز دانش، یا تحقیقات اجتماعی و مفید از بین می رود. در حالیکه اکثر تحقیقات مورد نیاز جامعه، مانند درمان بیماریها یا پیشرفت های دفاعی و: امثال آن باید انجام پذیرد ولو اینکه: در آمد نداشته باشد. برای این منظور قوانینی وضع شده: بنام اخلاق حرفه ای! مانند مقررات ملی اخلاق در: تحقیقات پزشکی که مقرر می دارد: پزشکان طبق قسم نامه، نباید از علم خود به دنبال کسب ثروت باشند! و یا ویزیت را بیشتر از تعرفه دریافت کنند. این یک دوگانگی است: زیرا در علوم پزشکی باید ویزیت کم بگیرد، یا اگر بیمار فقیر بود اصلا نگیرد! ولی در مهندسی راه و ساختمان اینطور نیست! ملاک در آمد غیرپزشکان، مبلغ قراردادی است که امضا می کنند، و هیچ لزومی به تعرفه نیست و: کاملا اختیاری و براساس رضایت طرفین است. ننیجه آن می شود: که همه دانشجویان و اساتید پزشکی، به جای طبابت، به ساخت و ساز روی می آورند. هم اکنون بالاترین سیاستمداران و: مدیران اقتصادی کشور از پزشکان هستند! یعنی به جای درگیری با تعرفه ها، آن را رها کرده وبه شغل دیگری مشغول شده اند. زیرا معتقدند در اینصورت: همه دانشمندان باید فقیر باشند! هرچه در آمد دارند صرف تحقیقات شود، ضمانتی هم نیست که هزینه ها را برگرداند، زیرا کیفیت آن از بین می رود. گرچه در سال های اخیر توجهی به: اخلاق حرفه ای در تمامی رشته ها می شود، ولی از دایره توصیه بیرون نیست. یعنی اخلاق مهندسی، یا اخلاق اقتصادی و اجتماعی هم داریم! ولی کسی آن را جدی نمی گیرد. نمونه آن را در حقوق های نجومی دیدیم. بیشترین حقوقی که به آن اعتراض شد: 34میلیون تومان برای: رییس بانک رفاه بود. مجلس هم تصویب کرد: بالاتر از 18میلیون نباشد.  ولی کسی که مسئول رسیدگی: به این حقوق ها شده، خودش 40میلیون تومان حقوق می گیرد. طبیعی است باید حقوق همه کسانی را که: زیر 40میلیون می گیرند بالا بیاورد تا: همترازی ایجاد شود و الا، باید حقوق خودش را به یک سوم کاهش دهد.ت؟

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : علم بهتر است یا ثروت؟،
لینک های مرتبط :
جمعه 18 اسفند 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
تا دیروز که ایران کشوری عقب افتاده بود، می گفتند ایرانی ها نمی فهمند و: نمی توانند کاری انجام دهند، و باید که زیر یوغ استعمار بمانند! یا از نوک پا تا فرق سر اروپایی یا آمریکایی شوند. بعد که ایرانی ها تکنولوژی را از: انحصار غرب در آوردند گفنند که: ایرانی ها ابزار را وارد کردند ولی: فرهنگ استفاده از ان را وارد نکردند! یا اینکه ایرانی دارای فرهنگ نیست، و باید همانطور که تکنولوژی را یاد گرفته، فرهنگ غربی را هم یاد بگیرد. حالا که ایران به پیشرفت های بالاتری از آنها، دست پیدا کرده می گویند: ایران نردبان ما است! بگذار ایرانی ها مقاله بنویسند و: تحقیق و توسعه بدهند، تا ببینیم خوب است یانه ، بعد ما هم آن را انجام دهیم. بنابر این تا حالا، آنها نردبان ما بودند و ما خبر نداشتیم! در همه علوم اجازه می دادیم: آنها پیشرفت کنند تا ببینیم اگر: خوب بود استفاده کنیم. واقعیت هم همین است، زیرا تکنولوژی ابزار است و باید: از ابزار خوب استفاده شود والا: تبدیل به قاتل انسان می شود. لذا ایران اجازه میداد دیگر کشورها: آزمون و خطا کتند بعد: بهترین آنها را انتخاب می کرد، و چون پول نفت و گاز داشت، به راحتی آن را می خرید و یا: از روی آن می ساخت و: هیچکس هم حق اعتراض نداشت. ایران بهترین هواپیمای جت، شکاری و بمب افکن را خرید! حتی کارخانه اف 4 و اف 5کاملا: متعلق به ایران است. و حالا از آن بالاتر یعنی پهباد ها را، در تولید انبوه گذاشته است. گرچه اصل این تکنولوژی هم مال ایران بوده است، که مدتی بنام عرب ها و بعدا: بنام غربی ها مصادره شد. مثلا ابوعلی سینای ایرانی، که زبان اصلی اش فارسی است، ابتدا بنام دانشمند عرب! معرفی شد و در قرون جدید هم، گفتند دانشمند مرز ندارد! یعنی بی خیال ابن سینا ها شویم. ولی خودشان دائم به دانشجویان ما، بی سواد ترین آدم ها را بنام استاد! و پایه گذار معرفی کردند. فروید در روانشناسی و: پیتر دراکر در مدیریت، هاید گر در جامعه شناسی، نیچه در فلسفه و گوته درشعر، از این دست به حساب می آید. که همه آنها دزدان علوم ایرانی بودند. حنی انیشتین از چهار شاگرد ایرانی خود: سوء استفاده می کرد: به پرفسور حسابی و پروفسور هشترودی و غفاری، می گفت کتب ابوریحان بیرونی و: خیام را برایش توضیح دهند و بعد: نظریات آنها را بنام خودش منتشر می کرد. پاسکال و  گالیله نمونه این سوء برداشتها است: در آیات قران و روایات و: نظرات دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی، منظومه شمسی تصویر شده و از حرکت زمین، فصلها و ماهها را استخراج کرده! و خیام نقویم بزرگ جلالی را محاسبه و ایجاد کرد. ولی آنها می گویند: گالیله کشف کرد که زمین ثابت نیست! تمام مزخرفات قرون وسطایی را، ابتدا به اسلام نسبت می دهند و: بعد آن را رد می کنند!(خود گویی و خود خندی، به به، چه هنرمندی!)می گویند اسلام گفته: زمین روی شاخ گاو است، بعد می گویند این اشتباه است. کجای قران یا گفتار معصومین، این نوشته شده که زمین روی شاخ گاو است؟ بدبختامه در صدا و سیما هم نبلیغ می کنند! یعنی با بودجه دولت ریشه اسلام را می زنند. در همین زلزله کرمانشاه، استاد زمین شناسی در: تلویزیون ظاهر شد و گفت : بنابر اعتقادات ما از: عصبانی شدن گاو زلزله بوجود می آید! که زمین را از این شاخ، به آن شاخ می اندازد و بعد هم گفت: نه اینطور نیست بلکه حاصل فعالیت های هسته زمین است! هنوز هم دست از این کار برنداشتند، یعنی از زمان یهودی های بنی قریضه، در صدر اسلام این اسرائیلیات شروع شد.بسیاری از آنها را در: تورات و انجیل نوشتند. قران با خشم می گوید: ای بنی اسرائیل چرا کتاب هایی را، با دست خود می نویسید و به خدا نسبت می دهید؟

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چه کسی نردبان باشد؟،
لینک های مرتبط :
مزدوران غرب و شرق که: جوانی خود را در آنجا صرف کرده اند، همیشه می گویند در کشورهای پیشرفته! همه چیز خوب است و: ایران را کشور پیشرفته نمی دانند! و سعی دارند ایران را، مسنعمره یکی از آنها بکنند و یا: حداقل تابع سیاست آنها شود و یا اینکه: برنامه های آنها را موبه مو اجرا کنند! گرچه باز هم ایران پیشرفته نمی شود، بیشتر یک مقلد میمون وار خواهد ماند! ولی دل آنها به یک میمون بیشتر خوش است، تا به یک انسان. فقط باید از آنها پرسید: یعنی ایران در این 40سال اصلا پیشرفت نداشته؟ که شما مالزی و کره و ژاپن یا حتی: ترکیه و عربستان را به رخ ما می کشید؟ البته اگر گوش شنوایی داشته باشند، و حاضر باشند بجز به اربابان خارجی، به حرف دیگران هم گوش بدهند، باید بدانند که پیشرفت ارکانی دارد: که همه آنها در ایران موجود است: اگر (سیکس ام) را قبول دارید: ایران همه را دارد: نیروی انسانی ماهر ، مدیران کار آمد، مواد اولیه ارزان و فراوان، دلارهای نفتی و سرمایه فراوان، تکنولوژی هایتک، اسناد بالا دستی و پایین دستی برای برنامه ها. در ایران ما فقط 4میلیون دانشجو داریم! نزدیک همین قدر فارغ التحصیل دانشگاه داریم. هوش ایرانی هم از حد متوسط بالاتر است. بطوریکه یک نفر با 15روز: دوره آموزشی در سوریه می شود: پدر موشکی ایران. حدود 4میلیون کارمند رسمی دولتی، که بیش از سه برابر متوسط جهانی است. بیش از 8میلیون کارگر ماهر که بیمه شده نامین اجتماعی هستند. بیش از 4میلیون نیروی نظامی و انتظامی. بیش از 4میلیون بازنشسته پر تجربه! همه اینها هم، اکثر دوشغله و سه شغله هستند. آیا نیروی انسانی متخصص آماده کار اینطوری، در کدام کشور هست؟ جواب شما فقط پوزخند است، چون منطق ندارید! و این را هم برای رضایت اربابتان می زنید. اما مدیران ایرانی: کلیه ایرانیان بالای 18سال، مدیران باکفایت و بالقوه هستند، بطوریکه در ایران مازاد مدیر داریم و: ناچا آنها را به جهان صادر می کنیم! اکثر جوانان دیپلمه یا دیپلم نگرفته ما، وقتی به اروپا یا آمریکا و آسیا می روند، همگی در شغل های حساس وارد می شوند. و ایران بدون اینکه اعلام کند، با این نیروها مدیریت جهان را در دست گرفته است. پوزخند نزنید که بگویید: اینها در ایران نیستند! زیرا مطمئن باشید هیچکدام از آنها، وطن فروش نیستند. حتی ضد انقلاب آدم کش هم، خود را مجاهد برای خلق ایران می داند! حالا کج فهمیده، یا دروغ می گویند یا با بنده و شما مخالفند، بماند. از نظر مواد اولیه که: احنیاجی نیست چیزی گفته شود: ایران از لحاظ معادن و مواد اولیه بسیار غنی است، حتی آنهاییکه می گویند ابرچالش آب درایران وجود دارد، نمی دانند که سالانه دوهزار: واقعه سیل در ایران ثبت می شود، سه هزار چشمه جوشان داریم، و تمام مرز ایران هم، یا دریا است یا رودخانه. بنابراین از هرلحاظ حساب کنید: ایران دارایی بالاتر از حد متوسط جهانی را دارد. تنها یک حلقه مفقوده است! که نمی گذارد این پیشرفت ها دیده شود. و آن دلارهای نجس جاسوسی است. کسی که بحران آب را در ایران کلید زد، و آن را ابر چالش معرفی کرد: دیدیم که جاسوس بود و: پس از دستگیری به دستور اربابانش خودکشی کرد! منطقی تر این است که بگوییم: اربابان خارجی او برای اینکه: رازهایشان فاش نشود، و اطلاعات لو نرود، او را در زندان وادار به خودکشی کردند. زیرا سید امامی دراعترافات اولیه، ارتباط های جاسوسی اش را معرفی کرد و اگر: بیش از این زنده می ماند، به ضرر خیلی ها تمام می شد. پس باید این دلار های نجس حاسوسی، و پورسانت های خرید خارجی قطع شود.  

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 اسفند 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

اخیرا در جهان، نهضت نوینی پا گرفته که: به دنبال باز پس گیری میراث گذشته است. این امر ریشه در فلسفه تاریخ دارد. براساس فلسفه تاریخ، حوادث تکرار می شوند: این حوادث از نظر زمانی با اختلاف فاز حرکت می کنند. که سکلیک یا تداولی هم گفته می شود: مثل شب و روز یا چهار فصل سال. براساس فلسفه اسلامی، برخی معتقدند که حق و باطل مانند: شب و روز هستند، گاهی باطل جولان می دهد، ولی بالاخره حق پیروز می شود. و همینطور ادامه می یابد. براساس فلسفه های دیگر، ادوار مختلف تاریخ ساخته می شود، و تمدن های مختلفی بوجود می آیند. بهرحال، وقتی تاریخ معاصر را مطالعه می کنیم: اروپا از قرن هجدهم و نوزدهم و آمریکا، از قرن بیستم اقدام به تصرف جهان کردند: که به آن استعمار کهنه (اروپایی –انگلیسی) و استعمار نو(آمریکایی-شوروی) گفته می شود. انگلستان که یک شبه جزیره کوچکی در شمال اروپا، و محل زندگی وایکینگها بود، ناگهان تبدیل به بریتانیای کبیر می شود، که آفتاب در سرزمین های (تحت استعمار)آن غروب نمی کرد! با افول استعمار پیر، آمریکا به میدان آمد، در همه جای دنیا نیروی نظامی پیاده کرد، پایگاههای نظامی ساخت و: با کودتا حکومت ها را عوض کرد، و حامیان خودش حکمفرما شدند: مانند سقوط حکومت مصدق در ایران، یا عبدالناصر در مصر و: آلنده در شیلی و سورکارنو در اندونزی. اما جدای از این دولت های ساقط شده، که براثر اعتماد به آمریکا: به این سرنوشت دچار می شدند، ملت ها به راه خود ادامه میدادند، و سعی داشتند از زیر سلطه استعمار: نو و کهنه بیرون بیایند. ابتدا این حرکت از الجزایر شروع شد، زیرا در آن کشور توانستند: ایدئولوژی اسلامی را کشف کنند که: قدرت مقابله با انواع استعمار: شرق و غرب را داشت. شاید بازگشت به خویشتن فرانتز فانون، اولین کتاب ایدئولوژیک بود، که بعدا با کتابهای: سید قطب در مصر و شهید صدر در عراق، ادامه یافت و امام خمینی با نوشتن: ولایت فقیه یا حکومت اسلامی، آن را تکامل بخشید. گرچه کوشش ملت ها با سختی روبرو بود و: آمریکا و انگلیس با سرکوب نهضت ها، مانع رشد آنها می شدند: آپارتاید در افریقا، اسرائیل در آسیا و به کشتار وسیع: مسلمانان و آزادیخواهان دست زدند، اما بالاخره در ایران اسلامی، به رهبری امام خمینی ره، نهضت به پیروزی رسید و با: مقابله قدرتمندانه با امریکا و انگلیس، توانست عراق و لبنان و سوریه را از: تصرف آنان خارج سازد. اکنون ملت های دیگر مانند: یمن و بحرین و افغانستان و پاکستان نیز، سعی دارند بازپس گیری را ادامه دهند. گرچه برخی کشورهای آسیای میانه، در بازی بین آمریکا و شوروی، هنوز خوشحالند که از دست شوروی بیرون آمدند! و برایشان مهم نیست که مستعمره آمریکا باشند، اما آنها هم خواهند فهمید: همانطور که امام خمینی فرمود: شوروی بازیچه آمریکا بوده است تا: مردم آسیای میانه از ترس مار، به اژدها پناه ببرند! و از چاله کمونیسم در آمده و: به چاه امپریالیزم سقوط کنند. اما ملت های دیگر بیکار ننشستند، در دل آمریکا و انگلیس، نهضت های فراوانی صورت گرفت: ایرلندی ها توانستند انگلوساکسون ها را، دوباره به جزیره  وایکینگ ها محدود کنند! و این دیو بیرون آمده از کوزه را، دوباره به کوزه برگردانند. کوبا و ونزوئلا هم توانستند: حیاط خلوت آمریکا را از بین ببرند، و خر عموسام را به مزرعه برگردانند: و گاو وال استریت را به خیش ببندند. اکنون نوبت سرخپوستان و: سیاه پوستان آمریکا است، تا قدرتی نشان دهند و: میراث پدران خود را از این: عموسام تا دندان مسلح، پس بگیرند و در سرزمین های پدری، اجساد نیاکان خود را دفن کنند، و نگذارند که خون به ناحق ریخته آنان، خشک شود. وبا گرفتن انتقام آن ها، پایان خوشی را برای این نهصت رقم بزنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نهضت بازپس گیری،
لینک های مرتبط :
وزیر کشورهم مثل اپوزیسیون می گوید: حجاب اجباری و بعد هم می گوید: اجبار جواب نداده! عجیب است از اول انقلاب اسلامی، این حرف تکرار شده و: بارها جواب آن داده شده، ولی آقایان گوششان به این ور بدهکار نیست! فقط آن طرف آب را می بینند.  اولا حجاب جزو: اصول دین و انسانیت است. هزاران سال  زنان با حجاب بودند، و فقط در طی دو قرن، دچار بیماری برهنگی شدند. یعنی آنهمه انسان در طول تاریخ، نفهم بودند و نمی دانستند اجباری است؟ ثانیا، آقایان اگر از دین زده شدند، فکر نکنند مردم هم دین زده شده اند، بلکه فکری به حال خود بکنند! وقتی معصومه ابتکار می گوید: بنده به اجبار چادر سرم کردم، از بقیه چه اننظاری داریم؟ همه میدانند: لباس رسمی هر کشوری، احترام دارد و نباید زیر سوال برود: مثلا نخست وزیر هند که به ایران می آید، لباس محلی خودشان را می پوشد، اصلا نمی گوید که شرمنده است و: به اجبار آن را به تن کرده است. اروپایی ها که کراوات می زنند، اصلا نمی گویند ما شرمنده ایم! ولی معلوم نیست چرا مسئولین ما، از اسلام شرمنده اند! و اجرای آن را به صلاح نمی دانند. می گویند حجاب مانع: فعالیت ورزشی زنان می شود! در حالیکه هر ورزشی، لباس های خودش را دارد، و هیچ ورزشکاری نگفته: اگر لخت باشد بهتر است! مخصوصا در ورزش های سنگین و رزمی، مثل شمشیر بازی، کلاه های سنگین و لباسهای سرتاسری، مانع فعالیت آنها نمی شود! حتی در ورزشهای اصیل رزمی ژاپن، لباسهای سامورایی هیچگاه مانع: زرمی بودن آنها نشده بود. در فیلمها می بینیم که: عبای آنها هیچ جا گیر نمی کند، زیرا مهارت فوق العاده: کنترل لباس خود را داشتند. و اما آقای وزیر، اگر بر فرض، اجباری بودن جواب نمی دهد، شما چرا جوانان مردم را در: بهترین سنین فعالیتی شان، به اجباری می برید؟ اگر اجبار نباشد آیا کسی برای: دفاع از مرزها می آید؟ و این است که ارتش چرا ندارد. نه فقط در مسائل نظامی، در مسائل فرهنگی و هنری هم، اجبار پایه کار است. هنرمندان می گویند: درسینما نمی شود نداریم! یعنی اگر به شما گفتند: از طبقه چهارم بپر تا فیلمبرداری کنیم، باید این کار را بکنی! همینکه گفتی نمی شود، از دایره بیرون می روی. برخی انسان های فاسد هم، از این امر سالهاست سوء استفاده می کنند: دختران مردم را به تمام عوامل، برای آزار جنسی می دهند، اگر هرجا بگوید نمی شود، او را اخراج می کنند! آقای وزیر بدانید: همیشه اجبار حرف اول را می زند، بعد از اینکه شما رعایت کردید، ممکن است کمی اختیار به شما بدهند. اگر اجبار نباشد، کدام دانش آموز در کلاس می ماند؟ کدام کارمند سر وقت می آید؟ همان آدم های متمدن! برای بی حجاب کردن زنان، به زور متوسل شدند. همین امروز هم اگر فرد محجبه ای، در اروپا یا آمریکا باشد، امنیت جانی ندارد. مسجد ها را آتش می رنند، قران را می سوزانند، مسلمان ها را در زندانهای گوانتانامو زیر شکنجه می برند. دو قورت و نیم شان هم باقی است! و می گویند مسلمان ها تروریست هستند. بشار اسد را که بارای مردم روی کار آمده، دیکتاتور می گویند و: آل سعود دائم الخمر را، دموکرات می دانند. همه اینها نوازش نیست، بلکه اجبار و زور است که: به کار می برند، تا مردم دست از عقیده اسلامی بردارند. اروپا و آمریکا، اساسا زور و اجبارند. اگر اجبار نباشد، باید زمین ها را به سرخپوستان برگردانند! خسارت آنها را هم بپردازند. مردم اروپا هم باید خسارت هایی که: در جنگهای صلیبی زدند، جبران کنند و زمین هایی را که از مسلمانها گرفتند، پس بدهند. اگر اجبار مردم ایران هم نباشد، شما هم، مسلمان ها را تروریست می خوانید! همانطور که: حزب اللهی ها را افراطی می نامید.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 اسفند 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
متاسفانه یا خوشبختانه، دشمنان ما از چیزی انتقاد می کنند که: خودشان پایه گذار آن بودند! و به همین دلیل امام سجاد می فرماید: خدا را شکر که دشمنان ما را از احمق ها قرارداد! دموکراسی و رای اکثریت را خودشان تبلیغ می کردند ولی حالا از اسد می خواهند رای اکثریت را کنار بگذارد به اقلیت گوش کند. اخیر هم دکتر سروش در نامه به یکی از استادان مسلم دوران ما، وی را سفله پرور دانسته است. در حالیکه دکتر سروش را بنده بزرگ کردم، و میدانم این حرف او نه از سر تعقل، که از سر دیوانگی و جفنگ گویی است! وقتی هیچکس او را نمی شناخت، بنده  مدیر آموزش مدرسه عالی شهید مطهری بودم، و اورا به عنوان کسی که به کمونیزم نقدی کرده بود، دعوت نمودیم و به تمام دانشگاههای دوران انقلاب فرهنگی، فرستادم تا تدریس کند. اما بعد از شهادت استاد مطهری، نواری افشا شد که نشان می داد: ایشان اساسا با نظرات استاد مخالف بود، 15ساعت با ایشان مناظره کرده بود تا: ثابت کند جهان بینی زیربنای ایدئولوژی نیست! لذا او را از دایره بیرون گذاشتیم. البته ایشان ساعاتی چند با منت در برخی از دانشگاهها، بدون اطلاع اینجانب درس می داد، حتی برای دوره فوق لیسانس خودم، در تربیت مدرس در سال 63 درس می داد، بعد هم برای انتقام همه بچه های ورودی 63را، که اولین ورودی آنجا بود، مردود کرد بجز یک نفر! که آنهم معلوم شد از نفوذی های خودش بود. بعد شنیدیم که به خارج رفته.  آن موقع دانشگاه تربیت مدرس تازه درست شده بود، و فقط دوره کارشناسی ارشد داشت. نامش مدرسه تربیت مدرس بود، یعنی جایکه استاد های آینده پرورش می یابند. البته در آن موقع دکتر اردکانی و: دیگران هم تدریس می کردند. زیرا دانشگاهها به دلیل انقلاب فرهنگی تعطیل شده بود، و ما از سوی دفتر تبلیغات امام خمینی، که بعد از شهادت استاد مطهری، به مدرسه عالی شهید مطهری تغییر نام یافت، اداره همه دانشگاهها را برای: کلاسهای اندیشه شناسی اسلامی به دست گرفته بودیم. حالا که ایشان چنین نامه ای نوشته، رادیو های بیگانه این موضوع را دامن زدند! ولی حماقت خود را در موضوعات دیگر هم به ثبت رساندند: مثلا با حمایت از اسرائیل سعی دارند: ورزش کاران ما را برای به رسمیت شناختن: رژیم جعلی مجبور کنند و: دلشان می سوزد که چرا: آنها میدان را خالی می کنند! بعد این احمق ها در همان روز، کتابی را معرفی می کنند که: تیتر آن تشویق به خالی کردن میدان است! اریک بارگر، نویسنده کناب سوراخ دعای گمشده می گوید: در بسیاری از موارد خالی کردن میدان، باعث پیشرفت انسان می شود! زیرا ماندن در میدان به معنی فسیل شدن است، و شما بعد چند وقت کار کردن، باید بتوانید جای خود را تغییر دهید! دروغگویی و دلسوزی رذیلانه آنها، با یک کلمه از بین دانشمندان خودشان، برملا می شود. حماقت دشمنان ما به همین جا خاتمه نمی یابد، باران کوثری در برلین می گوید: بنده از برخورد بد ماموران ایرانی، با دراویش ناراحت هستم ! باید حرف دختران بی حجاب شنیده شود! آنها آنقدر از مرحله پرت هستند و: در عالم هپروت سیر می کنند که: در یک کشور کاملا پلیسی که تا دندان مسلح، در برابر مخالفان می ایستد، این حرف را می زنند! شورشیان اروپا با چه وضعیت سرکوب شدند؟ دروغگو کم حافظه است. جالب این که پروانه معصومی، در مقابلش می گوید: دخترم این حرفها را برای کی می زنی؟ مگر در جاهای دیگر، شورشیان را با بوسه استقبال می کنند؟  در همان اروپا دویست سال تمام است با حجاب برخورد می کنند: باحجاب ها را نه در مدارس، راه می دهند و نه درمحل کار و: گروههای فشار درست کرده اند تا آنها را آزار دهند. و مجبور به بی حجابی کنند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سفله پرور کیست؟،
لینک های مرتبط :
شنبه 12 اسفند 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

چرا همه کس به خود اجازه: دخالت در امور ایران را می دهد؟ از ولیعهد امارات و عربستان گرفته، تا اسرائیل و مصر و اروپا و آمریکا و استرالیا و کانادا! همه برای مردم ایران دل می سوزانند، و میخواهند که کاری کنند که: مردم ایران روی آسایش را ببیند! در نحلیل این موضوع ابتدا باید گفت: مسئولین ایرانی با کوتاه آمدن،  این اجازه را می دهند! یعنی به اضطلاح می خواهند: حرف آنها را بشنوند! ولی این ها کسانی نیستند که: با کوتاه آمدن، موضوع را رها کنند. بعنوان مثال در مورد حجاب زنان، همه دولتمردان به اتفاق می گویند که: باید حرف زنان بدحجاب و بی حجاب باید شنیده شود، و حتی معاون رئیس جمهور می گوید: ما گشت ارشاد و امثال آن را قبول نداریم. حتی احمدی نژاد هم وقتی به مسئله زنان و: حجاب آنها می رسید با ترس و لرز، از کنار آن می گذشت. اما دیدیم که موضع اصلی، از سوی امام جمعه تهران اعلام شد که: مردم برخلاف مسئولین، با آن موافق هستند. ایشان گفت: الان می گویند حجاب اخنیاری، ولی بعدا حجاب اخنیاری را هم کنار می زنند! زیرا قبله آنها همان غرب برهنه است. در زمینه سیاست خارجی هم، هرچه قدر دولتمردان کوتاه می آیند، مردم محکم ایستاده اند، و با شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل و انگلیس و آل سعود! خشم و انزجار خود را از این تحقیر دولتمردان اعلام می کنند. بعد از کوتاه آمدن مسئولین، کج فهمی دشمنان ما است. دشمنان ما از تعارف های ایران، برداشت معکوس می کنند! زیرا در ایران رسم است: برای فروتنی، جملاتی برعلیه خود گفته می شود، که در ادامه انتقاد از خود است. اما دشمنان فکر می کنند: این اعتراف به ضعف است. مثلا وقتی رهبری معظم می گوید: ما در باره عدالت، از مردم عذر خواهی می کنیم، مردم این عذر خواهی را، حمل بر بزرگواری و عزت نفس ایشان می کنند، و می گویند دولتمردان که: عذر خواهی نمی کنند، ناچار رهبری جور آنها را می کشد! ولی دشمن فکر می کند این امر از روی استیصال است. حنی اگر دشمنان بزرگ هم، اینطور فکر نکنند، چون گوششان به دهن: دشمنان حقیر است، همان جملات را تکرار می کنند. لذا می بینیم که رئیس رژیم جعلی، مانند منافقین می گوید: رژیم ایران، چهلمین سالگرد خود را نخواهد دید! در حالیکه خود رژیم صهیونیستی، در لبه پرتگاه است و بزودی از بین می رود و ما در قدس نماز خواهیم خواند. اما رهبری ایران با استمهال، 25سال دیگر را برای نابودی آن تعیین کردند. همینطور در قدرت سپاه یا ارتش هم، این توهم را دارند: وقتی مسئولین می گویند: فقه اسلامی اجازه تولید بمب اتم را نمی دهد، آنها فکر می کنند ایران ناتوان از ساخت: سلاح های خود است. و اگر موشک یا هواپیمایی هم می سازد، با دست روسیه یا چین است. و با این تبلیغات، مرگ خود را به فراموشی می سپارند. کنش بعدی، بدنه دولت یا یقه سفید ها و تکنوکرات ها هستند، اینها با توهم اینکه اروپا و امریکا، همان کشورهای دهه 1960هستند، و ایران هم همان کشور دوران قاجار، سعی دارند کشور را به یکی از قدرتها بفروشند! در بازار مکاره اینها، همه کشورها جا دارند به جز اسلام و ایمان الهی. تعدای که مزدور آمریکا هستند، برخی جاسوس انگلیس و اروپا، ولی بدبخت تر از همه، کسانی هستند که برای امارات یا عربستان دم تکان می دهند! در همین قضیه جاسوسی محیط زیستی، دیدیم که عربستان و امارات، دستگاههای آب شیرین کن گذاشته اند و: نه فقط نیاز خود را، بلکه برای صادرات آب شیرین از دریا، خیز برداشته اند ولی آنها می گفتند: آب شیرین کن ها اثرات مخرب زیست محیطی دارند! و نباید ایران از آن استفاده کند. با تلقین بحران آب و ابرچالش نشان دادن آن، می خواستند ایران مسنعمره امارات یا عربستان شود! یا آب از ترکیه خریداری شود.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : اجازه دخالت،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 262 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :