ندای ماهین
پیاده روی جهانی به سوی قدس شریف
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
دوشنبه 25 دی 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

 : پاسکاری دولت و بخش خصوصی! به زیان مردم.

تفسیر برخی گفته های مسئولین بانکی و غیره، آنقدر پیچیده است که مردم از روی ناچاری، می گویند حق باشماست! یکی از این موضوعات غامض و فوق پیچیده، مسئله ریسک است. که بیشتر مواقع بحث های کارشناسی، با فرمول های پیچیده ریاضی، که گاهی تا دوصفحه آ4 هم پر می شود! مردم را سردر گم کرده است. مثلا استاد زلزله شناسی با چندصفحه فرمول، در پای تخته عاقبت نتیجه می گیرد: زلزله قابل پیش بینی نیست لذا ریسک آن بالا است، و بیمه ها باید نرخ بالایی را بگیرند! می گویند چند دانشمند راجع به کشتن: یک سوسک در لابراتور خودشان، چندین ساعت بحث کردند! از داروهای تغییر ژنتیک تا سم مهلکی! که فقط سوسک را بکشد، ناگهان خادم لابراتوار، با نوک دمپایی، سوسک را کشت و به ظرف زباله انداخت! همگی گفتند اینهم یک راه حل بود. چون در اسلام ریسک وجود ندارد، بحث هم نمی شود: زیرا خداوند بزرگ همه برنامه ها را، بطور منظم پیگیری می کند، و شخصا با برخی از حوادث با مردم سخن می گوید. در ایات فراوانی آمده که: برگی روی زمین نمی افتد، مگر در کتاب معلوم شده باشد. امام صادق می فرماید برای دنیا، چنان کوشش کنید که گویا صدها سال زنده اید، و برای آخرت چنان عمل کنید که: گویا بزودی خواهید مرد. مرگ و زندگی در دست خدا است: به گفته مولا امیرالمومنین: بزرگترین اسرار مرگ است. اما در دنیای مادی برعکس است، همه چیز ریسک و خطر است! حتی شما نمی دانید خودرو شما، سالم به مقصد می رسد یا خیر، لذا این ترس از دنیای تاریک زندگی، که زائیده جهل ماده گراها است، آنها را وادار می کند تا ریسک را، به دیگران منتقل کنند! بانک و بورس و بیمه، با استفاده از همین نگرانی و جهل، پا به عرصه می گذارد: تا ریسک را بپذیرد! آنهاعلام می کنند که: خطر کاهش ارزش پول شخص را، با پرداخت ربا و بهره جبران می کنند! آتش سوزی و حوادث را، با دریافت نرخ بیمه جبران می کند، بورس هم با کم کردن سود، سهامداران را از ریسک دور می کند! اما همه اینها فقط تبلیغات است. در حکومت وسیع حضرت علی ع، ارتش یا نیروی انتظامی وجود نداشت، بلکه همه جوانان باید دوره های رزمی و مبارزه را می دیدند، دارای اسب و شمشیر بودند. فقط در موقع فراخوان، حاضر به یراق بودند. اگر دربیت المال پولی می آمد، بلافاصله تقسیم می شد. خزانه داری و حسابداری از زمان حجاج بن یوسف ثقفی جبار، از رسوم دربار ایرانیان وارد حکومت های اسلامی شد. و متاسفانه این عقب گرد را، پیشرفت معنی کردند و گفتند که: مثلا پیامبر یا حضرت علی ع، حسابداری و دیوان داری بلد نبودند! درست مثل امروز که هرچه خیانت است: بنام ایده های نوین سرمایه گذاری مطرح می شود! موضوع ریسک از مهمترین آنها است. دولتها مدتها نقشه می کشند و: شرکت های خصوصی بیمه درست می کنند! تا بخشی از ریسک مدیریت زندگی مردم را، به آنان واگذار کنند. ولی در نهایت بخش خصوصی، فقط بخش های دریافتی را اجرا می کند! پول بیمه ها را می گیرد و فرار می کند. بخش پوشش ریسک، یا قبول ضرر بیخ ریش دولت باقی می ماند. این هنر انتقال ریسک، شاید آخرین پدیده نظام سرمایه داری باشد، که اغلب معکوس نتیجه می دهد. سلامت آموزش و اشتغال، بازنشستگی و از کار افتادکی و حوادث مردم، امری هزینه بر است و: دولت ها با زایش شرکت های بیمه و بانک و بورس، سعی می کنند به دیگران انتقال دهند. اما در طول این دو قرن عمر سرمایه داری، سرمایه همیشه فرار بوده! و عاقبت همه هزینه ها بردوش دولت می افتد. چون راه فراری ندارد! دولت هم با تزریق تورم آن را مدیریت می کند! مردم هم با گرانی و تورم، در شرایط سختی هزینه این پاسکاری های: بین دولت و بخش خصوصی، را پس می دهند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : انتقال ریسک،
لینک های مرتبط :

حادثه نفت کش سانچی نشان داد که: صنعت بیمه یک ساختار مردم فریب و: اختلاس های بزرگ است. کشتی نفتکش ایرانی 30درصد، در نزد بیمه های ایرانی با هزینه سرسام آوربیمه شده. 70 درصد هم در نزد بیمه های: بزرگ اروپایی که تعداد آن ها به 17شرکت می رسد! ولی یک ریال از این بیمه ها، نه به خانواده ها پرداخت خواهد شد! و نه به شرکت ملی نفت کش و نه، به کشور پاناما! زیرا طبق معمول، بیمه ها هیچیک از مفاد قرارداد خود را، مرتبط با این حادثه نخواهند دانست! اول اینکه چرا پرچم پاناما بر کشتی بوده است؟ دوم اینکه در شرایط تحریمی، چرا میعانات گازی فروخته شده است؟ سوم اینکه عامل انسانی در تصادف موثر بوده! لذا مقصر کشتی نفت کش است. زیرا به کشتی حامل بار غله، خسارتی وارد نشده است. می بینیم اینها از ابتدایی ترین دلایل: عدم پرداخت شرکت های بیمه است. که طبیعتا لیست بلند بالاتری از ان را، در روز های آتی خواهیم دید. لذا نظام سرمایه داری، که براساس سه نهاد: بانک و بیمه و بورس، پایه گذاری شده از اساس برای: دزدی و چپاول است و مردم را، با فرمول های پیچیده سردر گم می کنند، تا به اختلاس علنی خود ادامه دهند. البته در ایران بموجب قانون مجازات های اسلامی، جلوی برخی از این کار ها گرفته شده، برخی از آنان نیز در تبعید هستند، ولی نظام بین المللی سرمایه داری، این را خلاف نمی داند! لذا هیچ اختلاس گری در جهان نیست، تا بحال نه تنها دزدان و اختلاس گران، دستگیر نشده اند، بلکه به دلیل ابتکارات خودشان! جایزه نیز دریافت می کنند. از این نظر اقتصاد ایران، با تمام کم و کاستی ها، سالمترین اقتصاد دنیا محسوب می شود. برای اثبات این مدعا کافی است بدانیم: ربا در اسلام حرام است، و اگر مدارک مثبته وجود داشته باشد، رباخوار دستگیر و زندانی می شود. اما در غرب و اقتصاد سرمایه داری، اساس اقتصاد بر مبنای ربا هست. یعنی قیمت و ارزش هر چیزی براساس: نرخ بهره به دست می آید. مثلا اگر وام بدهند، باید ارزش آتی این پول را، براساس نرخ بهره محاسبه و: به صورت روز شمار از وام گیرنده دریافت کنند. ممکن است گفته شود نرخ بهره، در ایران 22درصد است ولی در کشورهای: غربی و سرمایه داری 4درصد ! اینطور نیست در کشورهای غربی، اصل ریسک قانونی است، و حق وام دهنده است که: ارزش آتی را بصورت اقساطی دریافت کند. ولی دولت ها این ریسک را بخود انتقال می دهند، یعنی برای اینکه آشوب و اغتشاش: سالهای 1932 تکرار نشود، مابه التفاوت را می پردازند، و از مردم 4درصد اخذ می کنند! کشورهایی مثل ژاپن، همه ریسک را به دولت منتقل می کنند! به همین دلیل به میزان کاهش: نرخ بهره برای مردم، میزان کسر بودجه، بابت همین هزینه های مالی، افزایش پیدا می کند و نهایتا دولت آمریکا، 2تریلیون دلار بدهی و کسر بودجه، بالا می اورد. در ایران نیز به تبع همان قانون، دولت سوبسید بهره وام ها را تقبل می کند! که هرساله کسر بودجه و حشتناکی را تحمل می کند. بنابر این علت حرام بودن ربا، یا بهره برای وام ها، همین ورشکستگی مالی دولت ها است. بیمه و بورس از ان بالاتر و بدتر است. بدهی دولت به شرکت های بیمه، چوب دو سر نجس است! اگر بپردازد، دولت ورشکسته می شود و اگر نپردازد، بیمه ها. ورشکستگی دولت گرچه مالی باشد، ولی سیاسی تلقی می شود و: سرنگونی آن حتمی است، ولی ورشکستگی بیمه ها فقط تغییر نام است! سازمان تامین اجتماعی می میرد، بجای آن سازمان بیمه سلامت درست می شود. اما بعلت زیربنای خیانتکارانه، آنها هم از توبره می خورند هم از آخور، بعد هم اعلام ورشکستگی و تمام. وقت آن است که: خون موج زند در دل لعل، زین تغابن که: خزف می شکند بازارش .



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بیمه صنعت نیست، یک فریب است.،
لینک های مرتبط :

بودجه سال 97 هم مثل سال های قبل، به مجلس ارائه شد و مجلس در حال: تعدیل و تصحیح آن می باشد، که احتمال خیلی ضعیفی وجود دارد با: نظرات مجلس موافقت شود. زیرا دولت برای هرکدام، برنامه ای دارد که اگر تصویب نشود، یا کم و زیاد شود، آن برنامه را تعطیل خواهد کرد. یکی از موضوعات، یارانه نقدی مردمی است. مردم سال ها است برای: ملی شدن نفت و معادن و مراتع مبارزه کردند، خونها ریخته شد ولی نتیجه آن، دولتی شدن نفت بود! نه ملی شدن آنها. البته می گویند فرقی وجود ندارد، ملت همان دولت است! اما فقط موقع دریافت در امدها، این شعار است ولی موقع پرداخت، همه چیز برعکس است! دولت از طرف ملت، درامد های نفت را دریافت می کند، ولی خرج حقوقهای کلان خودشان و: سفرهای داخلی و خارجی و ریخت و پاش است. نمونه آن برگزاری مراسم برای: سالگرد هاشمی است. اگر هاشمی رفسنجانی مردمی بود، باید مراسم او هم در: همه کوچه و بازار و باهزینه های مردمی، صورت می گرفت نه آنکه در مراکز دولتی، با آنهمه هزینه های امنیتی و پذیرایی، که دهن کجی به مردمی است که: بیکار و کم در امد هستند. به نظر می رسد اگر همه هزینه های سالگرد را، مانند سود سهام عدالت در حساب مردم می ریختند، هم ثوابش بیشتر بود و: هم مردمی تر بود. از نظر اسلامی، یارانه باید همانطور که به خزانه وارد می شود، تقسیم شود! مثلا اگر پول نفت به دلار است، به مردم هم دلار بدهند. حتی باید حقوق های نجومی را، بین مردم تقسیم کرد! تا اینهمه بر سر مسئولیت ها دعوا نباشد! البته خود مجلس هم گرفتار این موضوع هست، هزینه های کلان انتخاباتی، راه بصیرت را بر انان بسته است، به بهانه حمله داعش هزینه هایی در: مجلس انجام گرفته که اگر از یارانه های مردم، بیشتر نباشد کمتر نیست! حقوق ها و هزینه های سفر و امثالی که، برای خود تصویب می کنند، راه را برای تصویب حقوق های نجومی باز می کند! به قول سعدی: اگر ز باغ رعیت، ملک خورد سیبی،  برآورند غلامان او، درخت از بیخ! اگر مجلسی ها نمیدانند، بدانند که هزینه های جاری و عمرانی یکی است! جدا کردن آن فقط فریب مردمی است. موضوع این است که 90درصد: هزینه های عمرانی، هزینه های حقوق و دستمزد و پاداش است! که چون در ردیف های جاری، اشباع شده در داخل: ردیف های عمرانی وارد می کنند. پروژه هایی که بیش از 50سال است، که هنوز به پایان نرسیده، میدانید یعنی چه؟ یعنی فقط هزینه: دستمزد و حقوق کارگران و مهندسان، اجاره محل کار گاه و ماشین الات بلا استفاده، که هرسال به عنوان بودجه عمرانی، طرحهای ناتمام! یا طرح های مصوب می آید. در واقع بر لاشه بودجه دولتی، که اکثرا از نفت است، لاشخور هایی از وزارت نفت، صنعت و معدن و ایستاده اند که: فقط اجاره ماشین آلات آنان، به اندازه حقوق مدیران آموزش و پرورش هست. لذا حقوق مدیران و معلمان را کم می دهند، و نامش را هزینه جاری می گذارند! ولی هزینه توقف یا تعطیلی پروژه ها را، بنام هزینه های عمرانی نامگذاری می کنند، تا بالاترین دریافت ها را داشته باشند. در بحث واردات و صادرات هم، به سادگی می بینیم که واردات بسیار زیادتر از: صادرات است زیرا مقررات واردات، بسیار ساده است و اگر هم نشد، قاچاق رسمی می شود! ولی برای صادرات هزاران مانع که: اولین آن بهای تمام شده: بالای محصولات است. به همین دلیل مشوق های مالی و سوبسیدهای اعطایی، بیشتر از درامد های صادراتی است! و تراز واردات همچنان چاق و چله است. زیرا در واردات دلار 70ریال حساب می شود! چون می گویند: کالاهای اساسی مثل تخم مرغ و برنج و.. است، و باید ارزان دست مردم برسد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : جهت گیری در بودجه،
لینک های مرتبط :

ناطق قبل از خطبه نماز جمعه می گوید: اعتراض حق مردم است! البته این حمله کلیشه ای صد ها بار گفته شده، ولی مسئولین یکبار هم فکر نکردند یعنی چه؟ واقعیت این است که این حرف، از یک لیبرال اسلامی هم بعید است، چه رسد به یک روحانی که مدتی، ستاد نمازجمعه هم بوده است. این حرف یعنی ما کاری کنیم که: مردم اعتراض کنند و اگر اعتراض کردند، کاری به کارشان نداشته باشیم! بقول شاعر چرا باید کاری کنیم که: صدای اعتراض مردم بلند شود؟ مانند این است که با چوب به سر مردم بزنیم، و بگوییم حالا بگو آخ! آخ گفتن حق تو است. ماهیت حکومت های استبدادی هم، چنین ساده اندیشانه برخورد نمی کنند. مگر اعتراض مردم برای چیست؟ دو حالت بیشتر ندارد: یا اصل نظام را زیر سوال می برد، یا حق خودشان را می خواهند، وهیچکدام زیبنده نظام نیست. اگر کسانی باشند که اسلام و: نظام اسلامی و ولایت فقیه و حکومت آخوندی را نمی پسندند، و بدون دلیل به آن اعتراض می کنند، که این امرقانونی نیست: زیرا قانون اساسی می گوید: اعتراضات نباید مخل به مبانی اسلامی باشد. پس حرف ناطق بی اساس است، و اگر عمدا چنین حرفی زده، خودش باید دستگیر شود! چون حمایت از اعتراضی می کند که: مخل به مبانی اسلامی و: نظام جمهوری اسلامی است، و برای لارج نشان دادن خودش! حیثیت نظام را نادیده می گیرد. ولی اگر اعتراض به غیر از مبانی باشد، این هم شایسته نظام و دولتمردان نیست، و کسانی که باعث این اعتراضات می شوند، باید دستگیر شوند! نه کسانی که اعتراض می کنند. معنی این حرف آن است که اگر مردم به رشوه گیری ، اختلاس ، دزدی و کارهای خلاف برخی مسئولین، اعتراض می کنند، نه تنها باید حرف آنان شنیده شود، بلکه جایزه هم داده شود، که توانسته اند نقاط کور و: سیاه نظام را شناسایی کنند. مسئولین دولتی که با سوء استفاده از نام: جمهوری اسلامی و نظام اسلامی، به دزدی و اختلاس مشغول بوده، و یا هنوز هم ادامه میدهند، دستگیر و بازداشت شوند. متاسفانه باید گفت اغلب موارد، برعکس است: معترضان از شغل خود بیکار می شوند، دارایی ها و زندگی شان مورد تهدید قرار می گیرد، گاهی از زندگی ساقط می شوند. ولی دزدان هر روز مناصب بالاتری می گیرند، و به ریش معترضان می خندند. یک بررسی ساده این موضوع را ثابت می کند: چرا قانون از کجا آورده ای؟ اجرایی نشده و دارایی های: مسئولین شفاف سازی نمی شود؟ چرا به حقوقهای نجومی اعتراضی نمی شود؟ البته ساده است! چون می گویند: اگر حقوق نجومی بگیرها را کم کنند، مدیریت کشور ضربه می خورد! این یعنی مدیریت کشور، در دست اختلاس گران است. و الا چرا باید بانک رفاه، که بنام کارگران باز شده، بالاترین حقوق را به روسای بانک وهیات مدیره بدهند؟ بانک مسکن که با فریب مردم، برای خانه دار شدن، سپرده های آنان را صاحب می شود، به دلیل همین خلاف کاری، آن را مدیریت بانکی موفق اسم می گذارند! به حقوق های کلان آنها اضافه هم می کنند.  نه تنها بانکها در مدیریت فساد، گوی سبقت را برده اند، مراکز اطلاع رسانی هم از این موضوع بهرهمند هستند! چرا در کشور سیستم اطلاع رسانی مانند: تلگرام وجود ندارد؟ البته بهانه تصاویر مستهجن را میاورند! ولی اینطور نیست، بهترین برنامه نویسان در ایران هستند، ولی همه به دنبال رانت خودشان هستند! والا اگر به فکر مردم بودند، مانند انرژی هسته ای، یک شبه از همه جلو می افتادند. ظرفیت رسانه های دیجیتال، بنیاد بازهای رایانه ای، شورای عالی فضای مجازی، ارتباطات زیر ساخت و: صدا و سیما هرکدام برای یک دنیا کافی است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا عاقل کند کاری که، باز ارد پشیمانی؟،
لینک های مرتبط :

سخنگوی کاخ سفید در بیانیه خواستار: آزادی بازداشتی های ایران شد!

این هزارمین بار است که: سخنگوی کاخ سفید حرفهایی می زند، که اصلا اطلاعی از ان ندارد! البته بخاطر دستور صهیونیست ها، و دشمنان ایران مجبور است: چنین حرفهایی بزند! او می گوید بازداشتی های: اغتشاشات اخیر ایران باید آزاد شوند! این در حالیست که مدیرکل دادگستری تهران گفت که: همه بازداشتی ها ازاد شدند. اصولا در قانون ایران بیش از 24 ساعت، کسی در بازداشت به سر نمی برد، یا باید آزاد شود و یا اگر، اتهام دارد سند بگذارد، و روز دادگاه خود را معرفی نماید. در مورد مهدی هاشمی و یا دیگران، که همه حرکات آنها زیر نظر رسانه ها بود، دیدیم که نزدیک پنج سال طول کشید: تارای صادر شود و در این مدت، آنها در فرانسه و انگلستان، خوشگذرانی می کردند. اما چرا این موضوع برای سخنگوی کاخ سفید، و دیگر صهیونیست ها، قابل باور نیست برای اینکه آنها، اصلا قانون ندارند! 25درصد مردم آمریکا در زندان هستند، و کسی جرات اعتراض ندارد. حتی برخی از زندانیان به بخش خصوصی! واگذار شدند و آنها از زندانی کردن: آمریکاییان به سودهای هنگفتی دست پیدا کرده اند. زندان های آمریکا: حداقل دارای 4لایه امنیتی است: برخی از آنها را صلیب سرخ اطلاع دارد، ولی این فقط تعداد اندکی است . برخی از انها مخصوص: اف بی آی است و کسی دسترسی به آن ندارد، اکثر زندانیان هم در خارج از آمریکا، در زندانهای مخفی می میرند، تعداد زیادی زندانی پلیس ایالتی هستند. پلیس ایالتی در سه مرحله، این افراد را شکنجه کرده: و در نهایت سربه نیست می کند. مرحله اول در همان خیابان، و محل دستگیری وی است. به بهانه دست بند زدن، آنقدر با زانو در شکم و زیر شکم او،( فن کونگفو) می کویند تا برای همیشه، نفس کشیدن یادش برود. سیستم وحشی پلیس آمریکا، اگر دید زندانی جان سالم بدر برده، بدون پرسش و پاسخ او را در میان: سگهای گرسنه رها می کند، تا سگ ها او را از بین ببرند، و یه عنوان مرگ در حال فرار! بدست سگ ها او را دفن کنند. اما اگر زندانی اطلاعات باارزشی داشت، که مورد نیاز پلیس باشد، این دو مرحله کمی آرامتر است تا او نمیرد. و مرحله سوم: شکنجه با دستگاههای مخوف آغاز می شود. به همین دلیل است که: کسی جرات مبارزه و رودر رویی با پلیس را ندارد. با اینکه 99درصد مردم معترض هستند، ولی حکومت پلیسی همچنان پابرجا است. به دلیل ماهیت پلیسی و: شکنجه گری آمریکاییان که ارثیه پدران آنها در: نابود کردن سرخپوستان، و قتل عام سیاهپوستان است، سیستم پیچیده آن، سرمشق تمام حکومت های پلیسی جهان، از جمله بحرین و اسرائیل و عربستان و مصر است. در بحرین همه مردم معترض هستند، ولی آل خلیفه همچنان پابرجا است! در مصر و عربستان و اسرائیل هم همینطور است. یعنی کشتار مردم بسیار ساده است! دستگیری و زندانی و شکنجه آنان، اصلا مجوز نمی خواهد! لذا سخنگویان و مسئولان این کشورها هم، باور نمی کنند که در بیرون از دایره آنها، مردم راحت نفس می کشند. بنابر این آنها باید اول سیستم امنیتی و پلیسی خود را، از بین ببرند تا بتوانند به مردم اجازه: نفس کشیدن بدهند، بعد برای کشورهای ازاد و: خط مقاومت سخن بگویند. اگر فقط یک روز، سیستم پلیسی را تعطیل کنند، خواهند دید که مردم مثل سیل، آنها را به دریا می ریزند. سیستم پلیسی آمریکا باید بداند که: روزی نسیم ازادی و مقاومت به آمریکا هم خواهد رسید، ولی آن روز برای فرار دیر است و: سرهای آنان در بالای هر چراغ برق، آویخته خواهد شد و مردم شبها، بجای لامپ به سرهای آنان نگاه خواهند کرد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سخنگویی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 دی 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

عده ای به بهانه حصر در قصر، سعی داشتند بگویند این اشتباه است، و باید کسانی که در حصر هستند، آزاد شوند! بعد دیدند نمی شود، دوباره به خیابان ها ریختند تا امتحان بکنند، ولی بعد که خبری نشد، فوری به جای خود خزیدند و علم: مبارزه با داعش برداشتند! غافل از آنکه دم خروس از زیر عبایشان بیرون زده، و همه فهمیدند دزدی خروس، کار کی بوده! به سادگی میتوان فهمید که: بخش عظیمی از سران فتنه 88که: در دولت جا خوش کرده اند، خورد و خوراکی ندارند تا: انتقام آن سال را بگیرند! بدترین شکل آن اظهار نظر جهانگیری است، که هنوز بعد از 6سال دولت مداری خودش، می گوید: این اغتشاشات حاصل عملکرد دولت قبل است. مثل کسانی که چهل سال است در: جمهوری اسلامی کار می کنند، هروقت از آنها انتقاد می شود، می گوید کار زمان پهلوی آنقدر خراب بوده، که هنوز درست نمی شود! وقتی ناسپاسی از حد بگذرد، به خود شخص بر می گردد! لذا عده ای هم پیدا می شوند: هرچه در ایران هزینه های عمرانی می شود، پل و بیمارستان و راه و کارخانه، ساخته می شود باز هم نمی بینند و می گویند: اینها ایران را ویران کردند! و خودشان را مدعی آباد کردن: ایران می خوانند و در شعارهایشان می گویند: تا خرابی از حد نگذرد آباد نگردد. به همین دلیل اغتشاش را یکی از: راههای سازندگی می دانند. و این معنی درهم رفتگی و: به هم ریختگی مفاهیم و معیار ها است. ما هم می توانیم ادعا کنیم: اصلا اغتشاشی در کار نبوده! بلکه عده ای از فتنه گران که: در دولت نفوذ کرده اند، خواستند مشت آهنین خود را، یکبار دیگر امتحان کنند. دلیل آن هم بسیار ساده است: زیرا حامیان این اغتشاش، آمریکا و اسرائیل بودند! و کسی که بیش از همه هزینه کرد، عربستان بود. راهبرد دولت در زمینه شوالیه های سیاسی، همکاری و دوستی با آل سعود است! و هرگونه خیانت آنها را نادیده گرفته، و یا نوعی خدمت تلقی می کنند! اخیرا هم در مطالعات سیاسی و استراتژیک خود، ثابت کرده اند که عربستان، هیچ نقشی در ایجاد طالبان و داعش نداشته! و اینها یک مشت یاوه گویی های: مخالفان آل سعود است. ناطق می گفت: ریشه طالبان به هندوستان برمی گردد، و اصلا آل سعود نقش نداشته! البغدادی هم از متن مردم عراق بوده، و بن سلمان اصلا او را ندیده است! لذا صف بندی ها هر روز روشنتر می شود: و این فقط فتنه گران هستند که: دروغ های شاخدار می گویند و: خود را می خندانند! و الا شعار مردمی این است: مرگ بر فتنه گر، چه در حصر، چه در قصر، چه در قبر! یعنی همه آنها را رصد کرده اند، و میدانند که داخل قصر بودن، جلسات را در نیاوران یا سعد اباد، برگزار کردن خود نوعی فتنه گری است. زیرا مردم آنجا را موزه میدانند، و برای عبرت گرفتن به آنجا می روند. ولی فتنه گران نفوذی در دولت، دوست دارند قدم جای پای طاغوت ها بگذارند! و فکر می کنند مرگ فقط برای همسایه اتفاق می افتد. به قول شاعر:

آن قصر که جمشید درو جام گرفت،

آهو بچه کرد و روبَهْ آرام گرفت؛

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر،

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟

بنا براین بهتر است هرچه زودتر، بحث اغتشاش و تحلیل در آن را، تمام کنند و مردم را بیش از این فریب ندهند! زیرا همه میدانند این حرکت ها برای: فرار از دریافت های نجومی است، که ذهن مردم را مشغول کرده است. یک مدیر اجاره ای دولتی، 30برابر یک کارمند حقوق و پاداش می گیرد، و صد برابر فحش می دهد. این را نباید فراموش کرد! گرفتاری مردم همین است و بس. لطفا آدرس غلط ندهید.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مرگ بر فتنه گر،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 دی 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

همانطور که زندگی انسان، فراز و فرود دارد، زندگی جمعی و تاریخی هم دارای نقاط: اوج و فرود است این ها از نظر هر کسی، یا حمعی فرق می کند مثلا کشتار و سیع اسرائیلی ها، در فلسطین، اوج قدرت صهیونیست ها و شادی دائمی آنها است. یعنی هر فرودی برای فلسطین، یک اوج برای اسرائیل است. طبیعتا اوج فلسطینی ها زمانی خواهد بود که: اسرائیل نباشد. و آن 22سال آینده محقق شود. برخی از این فراز و فرود ها، به عرصه اقتصادی و زندگی، تلاش و تولید بشری مربوط می شود. تقریبا می توان گفت: توالی اوج و فرود اقتصادی هم، دست کمی از دیگر موضوعات بشری ندارد. بستگی به تعریف  ممکن است ارزش یا ضد ارزش هم باشد. از نظر انبیا الهی، ساده زیستی و قناعت، پرداختن به عبادت و معنویات یک اوج برای: خوشبختی انسان است. زیرا خداوند می فرماید غصه روزی خود را نخورید، ما آن را به شما می دهیم! بلکه بروید سراغ عبادت. اما این موضوع از سوی مترفین، سرمایه داران و ثروتمندان، همیشه مورد تمسخر بوده است. در زمان حضرت موسی، قارون با لباس های گرانبها ظاهر می شد، و مردم آرزو می کردند مثل او: صاحب گنج و ثروت باشند. اما خداوند در یک روز در مقابل چشمان همه مردم، او و اموالش را به ارامی در زمین فرو برد! که قارون کاری نتوانست بکند. بعد مردم گفتند خوب شد جای او نبودیم! این زینت فروشی ها، تبختر ها، مخصوصا از سوی افرادی که خود را منسوب: به انبیا میدانند انحراف بزرگی در تاریخ ایجاد می کنند. مردم در یک چاله ای دچار می افتند که: دائم زیاده خواهی می کنند، و هرگز از خواستن سیر نمی شوند و: باعث تحریف بزرگان هم می شوند ! علما مخصوصا مراجع دینی، باید بدانند که تاکید زیاد بر رفاه، اشتغال و تولید چاله ای است که مرتدان، برای نیروهای مذهبی کنده اند. زیرا روزی همه دست خدا است، و او به اندازه معلوم می فرستد. لذا دولت را مقصر فقر مردم دانستن، اشتباه است. و این اشتباه باعث می شود: دولت در برنامه ریزی ها، جهت اصلی را گم کند. کوچکتر ها هم باید دقت کنند، از آن جهت که کوچک هستند، درک درستی از بزرگی بزرگتر ها ندارند. لذا باید آنها را هم کوچک کنند! تا قابل دسترسی باشد، هاشمی رفسنجانی یکی از کسانی است که: خیلی ها مجبورند او را کوچک کنند، تا همقد او شوند! کنگره بزرگداشت یا سالگرد ارتحال، از آن جمله جاهایی است که خطر: این گونه کارها زیاد است. باید مواظب بود که افراد، نظرات شخصی خود را به عنوان دیدگاه: هاشمی مطرح نکنند. تا از بخواهند او را کوچک کنند، به امید آنکه خود را بزرگ نمایند. یکی از تحریف های بزرگی که در حق ایشان شد، شاید خود ایشان هم مقصر بود، اینکه وی را شخصیتی لارج! معرفی کنند! که با زهد و تقوا میانه ای نداشت، و مردم را بیشتر مادی می دید، تا معنوی. در دوران سازندگی این تحول صورت می گیرد! یعنی ناگهان هاشمی رهبر پابرهنه ها، و مستضعفان و نویسنده کتابهایی چون: امیر کبیر و کارنامه استعمار سیاه، تبدیل به بنگاه دار بزرگی می شود که: از زیر عبایش هزاران پروژه: نان و آب دار برای اطرافیان بیرون می زند! باغ پسته پدری، آنقدر بزگ می شود که طنز نویسان می گویند: یکدفعه دیدیم نقشه ایران در باغ پسته ماست! ساده زیستی کاملا زیر سوال رفته، پروژه های اربیل و کانادا و انگلیس و.. مورد بحث قرار گرفته! و ارقام نجومی حسابها، منتقدان را حساس کرد که باز گفته شد: ایشان اینهمه را از قدیم داشته! واکنون نیز می بینیم سالگرد ایشان را با بحث: اغتشاش یکی کردند و: سحنرانی نبود که بنام ایشان از اغتشاش تحلیلی نکند! و حق را هم به اغتشاش گران ندهد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : دوران های اقتصادی،
لینک های مرتبط :

تاکید بر تولید بیشتر، یک تئوری سوداگری قرن هجدهم هست. که سعی داشت از همه دنیا یک چهره تولیدی بسازد. البته این امر برداشت فلسفی از امر: پراگماتیسم یا عملگرایی بود. هنوز هم عملگرایی و توجه به تولید بیشتر و: انباشت کالا یک افتخار محسوب می شود. کسانی که اندیشه اقتصادی قبل از آدام اسمیت، یا حتی دوران آدام اسمیت را دارند، کتاب ثروت ملل او را چون آیه های قران قبول دارند، دست از اقتصاد برنداشته اند. این تصور نادرست آنان از انجا ناشی می شد که: قرن های متمادی مسیحیت قرون وسطایی، دوری از دنیا را تبلیغ می کرد. قسسیسین مسیحی، به حق یا نا حق مردم را به زندگی ساده و: رهبانیت در کلیساها و دیرها تشویق می کردند. البته حق دین مسیح هم همین بود! زیرا آنها در مقابل یک مشت دنیا پرست: زور پسند زر اندیشه، بنام یهودیان ظهور کرده بودند.  شاید اگر زنجیر وار فکر کنیم: آن بدبختها هم زندگی عکس العملی داشتند. یعنی در زمان فرعون، با اینکه برده بودند ولی از همه امکانات، و اختراعات و مواد غذایی برخوردار بودند! حضرت موسی آنها را از این شهر های اباد، بیرون برد و در بیابان ها سرگردان کرد! تا جایی که حسرت خوردن پیاز و عدس و خیار را داشتند! عاقبت اعتراض مدنی کردند! به موسی گفتند اگر راست می گویی به خدایت بگو: برای ما عدس و پیاز و خرما و... بفرستد. ما از بس سرگردان شده ایم، همه چیز را فراموش کرده ایم!(آیه 61سوره بقره) این سرگردانی یهودیها آنها را به سرکشی وا داشت: لذا به مقدار زیادی در سال های بعد، از زهد و پارسایی دوری گزدیدند، به خوردن و نوشیدن و اصراف و تبذیر، روی آوردند و انبیا را هم در صورت اعتراض، سر بریدند! حضرت عیسی در مقابل چنین افراد خشن آمد، انها را دوباره به زهد و پارسایی دعوت کرد. معلوم بود که مدتها گذشت، تا مردم دنیا دوست دست از طمع برداشتند، و راه حضرت مسیح را انتخاب کردند. ولی به مرور زمان، دچار تفریط شدند و کلیسا به معنی دشمنی: با تولید و ثروت معرفی شد. با نفوذ اسلام در غرب،  کاتولیسم دچار تزلزل شد و پروتستانتیزم، یا همان اعتراض های مدنی، و اصلاحات در دین پا گرفت. اما گردونه این بار به سوی: تولید و افزایش ثروت چرخید. هر روز که می گذشت، سکولاریزم شعبه جدیدی از یک: صنعت یا کارخانه رو می کرد و مردم را، به زندگی زیبا و پرنعمت دعوت می نمود. حتی کلیساها هم مشمول نوسازی و اصلاحات، تولید ساختمان های شیک و جدید شدند! از آن حالت قلعه مانند ترسناک، به ساختمانهای زیبا و نقاشی شده و: پرجاذبه تبدیل شدند. سوداگری شکل گرفت و: انقلاب صنعتی اتفاق افتاد. همه اروپا را تب تولید برداشت، هرسال با شعار تولید و اشتغال، دنیای بزرگی از ثروت را ساختند، آنقدر طمع تولید داشتند که به دنبال ثروتهای: جدید آمریکا را هم کشف کردند، و همگی برای آوردن طلا به آنجا رفتند، و با کیسه های پر برگشتند! اما وقتی برگشتند دیگر گندم نبود که بخورند! چون همه کشاورزان را، برای یافتن طلا با خود برده بودند! اینجا بود که سوداگری و ثروت ملل، شکست خورد و قهمیدند کشاورزی بهتر از: معدن طلا است چون طلا را نمی شود خورد! عصر مرکانتلیستها شروع شد. اما متاسفانه در ایران، هنوز عقاید پروتستانتیسم هست! در حالیکه نمی دانند اعتراض به دین خدا، به بهانه تولید بیشتر و افزایش ثروت، راهی جز سقوط در جهنم ماتریالیسم ندارد. با شعارهای قشنگ تولید، باعث اشباع بازار می شویم، ناچار مصرف گرایی اوج می گیرد و: مردم در سیکلی فرو می روند که: هیچگاه سیری ندارد، و اگر تمام دنیارا هم داشته باشند، باز چشمشان به آن گوشه دنیا است، که چیز جدیدی بخرند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : پروتستانتیزم ایرانی!،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 255 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :