ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
سه شنبه 10 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

وجود به معنی هستی، شامل همه اشیا در جهان است، که از بدیهیات است. یعنی با حواس پنجگانه دریافت و احتیاج به اثبات ندارد. ولی ماهیت تصور ذهنی ما، از وجود است که گاهی کلی است. مثلا تک تک انسانها وجود دارند، ولی مفهوم انسان فصل مشترک همه یک ماهیت است. اما آیا این وجود بدون ماهیت بوده، یا بعدا دارای ماهیت شده است؟ به عبارتی ماهیت اول بوده، یا وجود. مانند قضیه مرغ و تخم مرغ! که در ابتدا چیز مهمی نیست! برای ما فرق نمی کند که: اول مرغ بوده یا تخم مرغ! فعلا از مرغ استفاده می کنیم، از تخم مرغ هم غذا می سازیم. اما موضوع به همین سادگی نیست. تاریخ تمدن بشری، با این توصیف ها، تفسیرهای جداگانه ای پیدا می کند. وظائف ما را در زندگی روشن می کند. هدف و مسئولیت ما را بیان می کند. طوری که همه زندگی خود را، بر اساس ان سرمایه گذاری می کنیم! ماده پرستی یا ماتریالسیم اصالت وجود را قبول دارد. و تقدم وجود برماهیت. یعنی ماده از اول بوده، بعدا تغییر شکل داده: انسان و حیوان از ان بوجود آمدند. پس همه چیز در دست تصادف است، و هیچ هدف از پیش تعیین شده ای نیست. مهمترین نظریه در این زمینه:(ابزار تاریخی) یا زیربنا بودن ابزار، در روند تحولات تاریخی است. مثلا می گویند شلیک توپ جنگی از طرف عثمانی، در قسطنطنیه، امپراطوری روم شرقی را، از روی زمین محو کرد. درحالیکه با شمشیر و ارابه، امکان پذیر نبود! کشف گاو آهن، انسان را، از عصر برده داری، به عصر کشاورزی رساند. بنابر این مبارزات اسپارتاکوس، یا پیامبر اسلام برعلیه برده داری، معنی ندارد. بلکه پیشرفت ابزار، فرهنگ خودش را نحمیل می کند! همین موضوع در اندیشه: بسیاری از اندیشمندان اسلامی هست. که اگر به آنها بگوییم: این یک اندیشه ماتریالیستی است، اشفته می شوند! زیرا آنها می گویند ایرانی ها، ابزار را می گیرند ولی: فرهنگ آن را نمی گیرند! خودرو یا هر ماشین و ابزار دیگری، فرهنگ خودش را دارد. و ما نباید فیل از آموزش فرهنگ آن، ابزار را به دست بگیریم! یا می گویند سواد رسانه ای باید داشت، تا بتوانیم از رسانه ها استفاده کنیم! بنابر این استفاده از تلگرام یا اینستاگرام، بدون قبول فرهنگ آن ( مانند همجنسگرایی و شهوترانی و ..)صحیح نیست، لذا می گویند تلگرام اسلامی، یا علوم اسلامی نداریم! یا می گویند در آینده، تکنولوژی حرف اول را خواهد زد! ماشین بر انسان حکومت می کند. به همین دلیل هم انقلاب را، انقلاب تکنولوژی می دانند، و انقلاب سیاسی یا فرهنگی اصلا معنی ندارد. از انقلاب ماشین بخار! تا انقلاب اینترنت و هوش مصنوعی و خدا ابزاری و غیره! در حالیکه اگر ماهیت را بر وجود مقدم بداریم، درست برعکس می شود! این تانک و توپ نیست که: سرنوشت نبرد را تعیین می کند. بلکه انسانی است که پشت آن نشسته، و فرمان آن را به دست گرفته! این پهباد ها یا سرباز های مصنوعی و ابر هوش مصنوعی نیست، که جهان را اداره میکند، بلکه مدیر ان، کسی است که کلیک این رایانه ها، به دست اوست. این بیت کوین و بلاکپچین نیست که: حاکمیت دولت ها را تهدید می کند، بلکه یاکوزاها یا دزدان اینترنتی هستند که: راه فرار از قوانین را یاد می دهند! و اعتماد مردم به دولت ها را سلب کرده، و به خودشان وصل می کنند. پهبادها یا موشک ها که سرخود! به جایی نمیروند تا عملیاتی انجام دهند! در نهایت این وجود عظیم جهان،خورشید و ماه و فلک، دست خودشان نیست که هرکاری بکنند. بلکه سر رشته در دست کس دیگری است، و آن خداوند گار جهان است. در قضیه مرغ و تخم مرغ همین است: وجود مرغ به تنهایی،عامل ایجاد تخم مرغ نیست! خروس لازم است، غذا و..!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : تقدم ماهیت بر وجود یعنی چه؟،
لینک ها :
دوشنبه 9 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

واشنگتن پست نوشت: عدم پاسخگویی ایران، ترامپ را جسور کرده است. حال باید دید چرا ایران پاسخ نداده است؟ فرض اول این است که پاسخ نمی دهد، چون ترامپ را در حد خود نمی داند!به قول ضرب المثل فارسی: جواب ابلهان خاموشی است. خاموشی در برابر ابلهان، یک مکانیزم منطقی و روشنی دارد که: باعث تخریب ابله به دست خودش می شود. زیرا او به پرگویی دچار شده، و سحنانی می گوید که براثر زیاد گفتن، اعتبار خود را از دست داده، وسیله مضحکه و خنده می شود. مانند اظهارات پمپیو یا جان بولتن که: اگر روزی یک فحش به جمهوری اسلامی ندهند، خوابشان نمی برد. لذا در این حماقت چندان فرو می روند که: یادشان می رود که 14000بار، به مردم آمریکا دروغ گفته اند! مهمترین دروغ آنها این است که می گویند: ما دولت ایران را قبول نداریم، ولی حامی ملت ایران هستیم! و بعد اجازه نمی دهند کمک های مالی مردم دنیا، به حساب های هلال احمر ایران واریز شود! حتی نمی گذارند اهدا کنندگان، خودشان پول را بفرستند یا به دست زلزله زده ها برسانند! آنها را از جریمه و عقوبت تحریم های بانکی می ترسانند. در زمینه دارو و مواد غذایی هم معلوم است: ضرر تحریم ها به ملت می رسد! زیرا دولتی ها میدانند: چطور تحریم را دور بزنند، ولی ملت اینهمه پول ندارد! حالت یا فرضیه دوم این است: ایرانیان جواب می دهند، ولی آنها نمی شنوند! به همین دلیل وزیر خارجه ایران، این بار تصمیم گرفت تا با فاکس نیوز، مصاحبه کند و گویا آنها شنیدند! زیرا جان بولتن و امیر قطر و دیگران، پاسخ دادند . در این فرضیه هم ثابت می شود که: سواد رسانه ای ترامپ و دوستانش کم است، که فقط یک منبع خبری دارند! لذا خبر های دیگر را دنبال نمی کنند، و این بی سوادی، باز هم کار دست آنها می دهد. زیرا فکر می کنند همه دنیا فاکس نیوز است! و چون فاکس نیوز هم، برای درامد بیشتر سعی می کند: اخبار ناراحت کننده را نگوید، لذا از منتقدان خود دور افتاده، و در بی خبری باقی می مانند. در این حالت پیشنهاد می شود که: وزیر خارجه ایران، جواب وزیر خارجه آمریکا را بدهد. رئیس جمهور ایران جواب رئیس جمهور آمریکا را بدهد، سخنگو هم جواب سخنگو! تنزل درجه پاسخگویی، گرچه از نظر عرف ایرانیان پسندیده است، و در واقع همان ضرب المثل را تداعی می کند، ولی از نظر عرف دیپلماتیک، به معنی نشنیده گرفتن است. یعنی ترامپ به خود حق می دهد: که جواب سخنانش را از وزیر یا سخنگو نشنود. لذا چون همتایی رعایت نشده، نشنیدن هم کار درستی به حساب می آید. گرچه واقعا می شنوند . مانند اینکه در ایران، عرف مردم کمک به سیل زده ها، و ترمیم خانه های آنها در: روستای آق قلا است. ولی عرف جهانی و محیط زیستی، می گوید این یک خیانت به مردم آق قلا است! که دوباره آنها را در معرض سیل، و آبگرفتگی قرار دهیم. تا اگر سیل بند آسیب دید، مردم در یک دریای سه متری، دوباره غرق شوند. همانطور که نباید د رحریم رودخانه ها، سکونت کرد، در حریم سیل نیز سکونت مجاز نیست. دولت یا هر ارگانی که آنها را کمک می کند، در مسیل، خانه سازی یا تعمیرات کنند، خطاکارند و قوه قضائیه، باید آنها را محاکمه کند. زیرا آق قلا برای همیشه،باید تبدیل به تالاب شود، تا نزولات آسمانی و آب شیرین را در خود ذخیره نماید. در عرف دیپلماتیک هم، سلسله مراتب باید رعایت گردد. همچنین پاسخگویی موردی باشد، یعنی هر موردی که ترامپ می گوید، روحانی باید پاسخ دهد، اگر توئیت می کند روحانی هم توئیت کند،والا حمل بر خطا می شود و قوه قضائیه باید به این خطای اشکار رسیدگی کند. پاسحگویی حق الناس است، و عدم پاسخگویی یا ایهام، صحیح نیست.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : جسور کردن با ایهام،
لینک ها :
یکشنبه 8 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

 مدتهاست فروپاشی آمریکا انجام شده و: استخوانهای آن شکسته، ولی مثل اینکه دوست ندارند، آن را باور کنند! بدهی 24تریلیون دلاری آمریکا، آن را به گداترین کشور دنیا تبدیل کرده، و هرچه تارمپ زور می زند: از این گرداب بیرون بیاید، وضع بدتر می شود: وقتی ترامپ از پیمان جهانی تجارت اسلحه خارج شد، معلوم شد که فروپاشی امریکا، بجایی رسیده که ترامپ چاره ای جز: خروج از نهاد های بین المللی، و فرو رفتن در انزوا ندارد. ولی در ادامه آن فعالیت، رفوگران امپریالیزم شروع بکار کردند! تا این نشانه های فروپاشی را، برعکس معرفی کنند. دیلماسی التماسی آن را فقط یک اشتباه خواند و:از ترامپ خواهش کرد: از این کارها نکند و به تجارت جهانی برگردد. بعد هم که دید این کارها بطور سریالی ادامه دارد، گفت که او این کار را عمدا می کند! تا به مردم خود بیشتر برسد. روانشناسی اجتماعی هم مانند روانشناسی فردی، میتواند در توجیه درست این رفتار، به ما کمک کند تا معلوم شود کدام درست است. همه انسانها دوران  نوجوانی، جوانی و میانسالی دارند، و تجربه کرده اند که انسان در دوران بلوغ، می خواهد همه جهان را از نو درست کند. بقول حافظ طرحی نو در اندازد! ولی به سن جوانی که میرسد می بیند: مشکل است لذا در حد کشور خود فعالیت می کند، بزرگتر که می شود این محدوه ها کمتر می شود، تا جاییکه انسان در سنین پیری می بیند: نه تنها جهان را نتوانست تغییر بدهد، حتی خانواده خود را هم، قادرنیست. خودش هم را نمی تواند تغییر دهد! آمریکا نیز تا چند سال قبل، فکر می کرد دنیا را تغییر می دهد! و نظم نوین جهانی درست می کند! ولی حالا می خواهد خودش را تغییر دهد! وخواهد دید از ان هم، عاجز تر است. اما کاسه لیسان نمی خواهند: این را باور کنند! در همایش آینده پژوهی، سخنران مهم آن می گفت: ما باید از کشورهای بزرگ یاد بگیریم! یعنی خروج ترامپ را از همه قراردادهای اجتماعی، علامت بزرگی آن کشورها می دانست! و از ما می خواست از انها یاد بگیریم، تا آینده ای بهتر داشته باشیم. درحالیکه آنها با هر ترفندی، می خواهند برای نجات خود از فقر و گدایی، ثروت مردم ایران را دزدی کرده، به 25تریلیون دلار دزدی خود، اضافه کنند و این کسانی که واداده هستند، و می خواهند که از آمریکا یا اروپا، تقلید کنند، عمدا یا سهوا مزدور آمریکا هستند! رفیق دزد و شریک قافله، به حساب می آیند. آنها با بزک کردن دزدی های آمریکا، و جوان نشان دادن آن، اعتماد مردم را که از انها سلب شده، می خواهند بازسازی کنند! و آنها را به دوران طلایی شان برگردانند. ولی کور خوانده اند! قبلا از طریق بانک سوئیس اموال ایران را دزدی می کردند! مدتی به وسیله شرکتهای هرمی دلار ها را از دست مردم خارج کردند و حالا می خواهند: با بلاکچین و رمز ارز! مردم را دوباره سرکیسه کنند! حتی از یاکوزاهای ژاپنی هم استفاده می کنند. وبنام توشی دلارها را از مردم می گیرند! وفقط می گویند ما اعتماد کنیم! کاری که قاچاقچیان می کنند! اگر راست می گویند بجای دلار ریال قبول کنند! یا اصلا چیزی نگیرند! مگر همه چیز براساس اعتماد نیست؟ بیایند و اعتماد کنند و: بیت کوین را رایگان به مردم بدهند! اگر بخواهند بنام رمز ارزو غیره، پولهای مردم را از دستشان بگیرند، مردم بیدارند و به آنها باج نمی دهند! رفوگران امپریالیسم، یا همان یقه سفید ها هم، اگر قضد خیانت ندارند، و نمی خواهند: با فین تک وابزارهای دیگر، سرمردم را کلاه بگذارند، بهتر است یک فین تک، یا رمز ارز ایرانی براساس ریال درست کنند، و آن را بومی کنند. یا اگر می خواهند خدمت کنند، رمز ارزها را فقط برای ورود: دلار طراحی کنند، نه خروج دلار و طلا و اموال مردم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : かがり帝国主義،
لینک ها :

حالا که ترامپ باب کرد:که هرکسی می تواند سند مالکیت بنویسد! و نیازی به سازمان ملل و دیگر چیزها نیست، مقرر می داریم سند آمریکا نیز، بنام اینجانب ثبت شود. تا همه بدانند که آمریکا مال من است، ترامپ و دیگران اجاره نشین هستند، و باید هرچه زودتر اخراج شوند. دلیل واضح این است که آمریکایی ها، همه مهاجر هستند!مالک هیچ چیزی نمی باشند و: همه سندهای موجود در امریکا، مثل امضای ترامپ برای جولان است. زیرا صاحبان اصلی آمریکا، سرخپوستان هستند! لذا باید هرچه سریعتر اسنادشان باطل، و خودشان اخراج شوند. البته کسانی که با سرخپوستان دشمنی ندارند، و قول همکاری می دهند، اشکالی ندارد باقی بمانند! بعدا میتوانیم توافق کنیم، و سند آنها را تایید نماییم! مهم این است که امثال ترامپ، ادعای تمدن و فرهنگ، قانونمداری و حقوق بشر هم دارند. ضرب المثل در فارسی داریم: اگر به مرده هم زیاد رو بدی، خودش را خراب می کند! این ضرب المثل می گوید: تقصیر ترامپ نیست که اینمهمه پر رو شده، و همه چیز را زیر پا می گذارد، بلکه کسانی که پشت او هستند مهمند. اغلب آنها ایرانیان فراری هستند. آنها با 25میلیارد دلار دزدی از ایران فرار کردند، حالا این پولها را خرج ترامپ می کنند! اما ترامپ نمی داند، که برخی ایرانی ها، اگرچه با جمهوری اسلامی، مشکل داشته دارند ولی خائن به وطن نیستند. پولهای آنها تا زمانی ادامه دارد، که فقط یک بازی باشد! و برای حفظ کیان ایرانی، خطری نداشته باشد. والا یک دلار هم به ائ نمی رسد. به همین دلیل بارها تذکر گرفته اند! و مجبور شده اند: ما با ملت ایران دشمنی نداریم! حتی در بسیاری از موارد گفته اند: ما حامی مردم ایران هستیم! در اینجا ثابت می شود، که ترامپ از خود اراده ای ندارد، مانند اجدادش بخاطر یک مشت دلار، آدم کشی می کند. و به آن افتخار هم می کند که: تیرش خطا نمی رود! بنابر این به حامیان ترامپ که، لیست آنها در دست ماست، اخطار می کنیم: دست از حمایت از ترامپ بردارند، و الا نام آنها را افشا می کنیم، تا خائنانی که پشت سر بیگانه سنگر گرفته اند، در تاریخ رسوا شوند. و اگر در صورتی که دست بردارند، یک طرح بهتری برای آنها داریم. و آن اینکه بجای حمایت از این افراد: لاابلی و بدون تعهد، از افراد ایرانی تبار حمایت کنند. زیرا آنها هرچه باشند، فرزندان پدران گاوچران و هفت تیر بدست هستند، هزاران بار هم بگویند که: ما حامی ملت ایران هستیم، برای یکبار هم آن را عملی نمی کنند. چنانچه در سیل ویرانگر دیدم که: هموطنان خارجی همگی برای هلال احمر پول فرستادند، ولی ترامپ ترجیح داد: ایرانی ها در سیل بمانند، تا بلکه شهرت بیشتری پیدا کند! ورای بیشتری بیاورد. لذا یک دلار از این کمک ها، به دلیل تحریم عملیات بانکی، به ایران نرسید. در حالیکه اگر رئیس جمهور آمریکا، یک ایرانی تبار بود، لا اقل در این مصبیت ها، کمی نرمش نشان می داد، و نمی گذاشت 750هزار بی خانمان ، شب را در اردوگاهها به سر ببرند. اجازه می داد: دستگاههای بزرگ به ایران حمل شود، تا هرچه زودتر سیل بندها درست شوند، و اب هایی که تا سه متر در خانه های مردم جا گرفته، از بین برود. دستگاههای بیل مکانیکی و لایروبی، جرثقیل  و سایبون هایی که میتوانست: در عرض نیم روز، همه سیل بندها را ترمیم کند. و یا دستگاه عظیم حفاری تونل(برنا در سیاتل) که می تواند: تا قطر 20متر، تونل را با سرعت 30متر در ساعت، حفاری کند. میتوانست تمام ابهای استان خوزستان را، به خلیج فارس و استان گلستان را، به دریای کاسپین بفرستد. چراکه  در آق قلا، لجن کش کوچک، 72ساعت برای تخلیه وقت لازم دارند.هرچند آق قلا بهتر است: تالاب ثبت شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
آنهاییکه منتظرند: دوباره آمریکا به قدرت سابق برسد، یا مثلا شاه دوباره برگردد. خواب و خیال است! تاریخ هیچوقت به عقب برنمی گردد. اگر به تاریخ نگاه کنیم: بعد از طوفان نوح 36تمدن بزرگ، تشکیل شده است که همگی دورانی داشته اند، رفته اند و تمدن جدید آمده. معمولا تمدن جدیدی که می آمد، چون در ابتدا ضعیف بود، همه فکر می کردند از بین می رود! ولی مانند طفل متولد شده، با رشد خودش همه را متعجب می کرد. اولین تمدن به رهبری فرزند نوج، بنام تمدن سامی شکل گرفت، و تمدن های بعدی آمدند و سامی ها را جابجا کردند! و خودشان تسلط یافتند. در زمان معاصر حداقل 3تمدن بوده است: اول تمدن جدید اروپایی که، با انقلاب فرانسه و گشوده شدن: زندان باستیل در سال 1789شروع می شود. عصبیت یا انرژی این مردم، باعث شد تا اروپا رشد کند و کم کم، به قدرتی تبدیل شود که تمدن عثمانی را از بین ببرد! و بر تمام ممالک محروسه تسلط پیدا کند، حتی آمریکا استرالیا و کانادا را نیز کشف و: ضمیمه استعماری نماید. تا اینکه مردم آمریکا، بر علیه استعمار اروپا قیام کردند، و خود را مستقل نمودند: آنها با اینکه در مقابل قدرتی بودند که: آفتاب در ان غروب نمی کرد، ولی با پایان یافتن جنگ داخلی در سال 1860و: با شعار آزادی برده ها، به رهبری جرج واشنگتن انقلاب کرده و بوسیله ابراهام لینکلن، استقلال امریکا را اعلام نمودند. اروپایی ها را در همه دنیا دنبال کرده! و آنها را از سرزمین های استغماری خارج کردند، تا استعمار نو به رهبری امریکا ایجاد شد. ولی این حرکت آمریکا نیز به عنوان: سلطه طلبی سرمایه داران تلقی شد، و مبارزه بر علیه آن شکل گرفت! با پیروزی بلشویک ها در انقلاب اکتبر 1917 و: انقلاب کمونیستی چین 1949 ،قدرت جدیدی به مقابله با آنها پرداخت: که در ویتنام و کوبا و جاهای دیگر، قدرت یا تمدن غرب از بین رفت، و تمدن شرقی شروع شد. اما کمونیزم نیز به استبداد و دیکتاتوری روی آورد! بنام دیکتاتوری پرولیتاریا، ریویزینیسم را آغاز کرد. مخصوصا بر مسلمان بسیار سخت گیری کرد. آنها را قتل عام نمود، ترکستان شرقی را که: اولین جمهوری اسلامی بود، به دوقسمت نموده، بین چین و شوروی تقسیم گردید. لذا قیام ها برعلیه کمونیزم آغاز شد. این قیامهای اسلامی در مصر و اندونزی، آغاز و به سوریه و عراق و دیگر کشورها سرایت کرد، و نهایتا در ایران به شکل انقلاب اسلامی، به پیروزی رسید. طبیعتا همه تمدن های گذشته: (امپریالیزم و کمونیزم و لیبرالیزم) دست بیکی شدند، تا این مولود جدید را از بین ببرند! اما اتحاد آنها برای کشتن مردم در 17شهریور، تحمیل جنگ صدام، همگی به شکست انجامید. اکنون انقلاب اسلامی چهل سالگی خود را پشت سر گذاشته، و همه فهمیده اند که: قدرت آمریکا قابل برگشت نیست. همانطور شوروی از هم پاشید ،استعمار پیر اروپا، حتی قادر به دفاع خود در مقابل: ایرلندی ها یا جلیقه زردها نیست، آمریکا نیز فروپاشیده است، ولی قبول آن برایشان سخت است! مانند پیرمردان، که خیلی طول می کشد: تا باور کنند پیر شده اند و باید خداحافظی کنند. اکنون تنها قدرت جهانی، ایران است. که این قدرت در فرهنگ و اقتصاد،علم و دانش هم دیده می شود، و تا موقعی که زر و زور و تزویر را، از بین نبرد آرام نخواهد یافت. مغز های بیمار گونه که دنبال قدرت دیگری می گردند، کار بجایی نخواهند برد. و آنهاییکه بدنبال بازگشت دوران طلایی! امریکا یا شوروی، چین و اروپا هستند، فقط به خودشان زحمت می دهند، و آینده شان را از بین می برند. این مرتجعان سرخ و سفید! حتی اگر با پول عربستان، در ارگانهای جمهوری اسلامی هم نفوذ کرده باشند، تاریخ آنها را رسوا کرده و: زیر چرخهای سنگین خود له خواهد کرد.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : تاریخ به عقب برنمی گردد!،
لینک ها :
No alt text provided for this image
جشنواره جهانی فیلم فجر در حالی رو به پایان است، که کاخ جشنواره ای وجود ندارد! گاهی پردیس ملت و گاهی چارسو یا فلسطین! در حالیکه شهرک های سینمایی بزرگی بلا استفاده مانده است. شهرک سینمایی غزالی در جاده کرج، و شهرک سینمایی دفاع مقدس در جاده قم. سازمان سینمایی می تواند یک طرح بزرگ، مانند بازار بزرگ چیتگر یا براساس طرحی از: اسکار هالیوود، یک کاخ بزرگ جشنواره برای سال دیگر برپا کند. حداقل 20سالن سینما 10سالن اجتماعات لازم دارد. برای مهمانان خارجی هتل با همه امکانات، و برای مهمانان داخلی پارکینگ و رستوران،  و برای هردو بازار مکاره. ساختمان اداری و فنی هم، برحسب نیاز و پیشنهاد سازمان سینمایی، به کار فرمایی خانه سینما و اجرای شهرداری به سرعت تمام می شود. در این کاخ کسانی خواهند آمد که: یک ویژگی داشته باشند: قبول قانون اساسی جمهوری اسلامی! بنابر این عده ای تصور نکنند که: شهرداری به قانون اساسی پایبند نیست! و اجازه می دهد هنجار شکنی ها و عقده گشایی ها، به خرج دولت انجام شود. طبیعی است اگر از آمریکا سینماگران: ضد رژیم دعوت می شود از ایران، باید سینماگران طرفدار رژِم دعوت شوند. والا همه خط مشی های جمهوری اسلامی، زیر پا می رود! زیرا سینماگران جهان دعوت می شوند تا به جمهوری اسلامی بیایند، و اگر وقتی آمد و دیدند همه کارگردانهای ایرانی، کاسه لیس ترامپ هستند، یا دنبال ایجاد فساد و فحشا و ازارجنسی می باشند، در اسلامی بودن جمهوری شک میکنند! از غرب بریده و از ایران هم بریده شده، سرگردان می ماند که حق باکیست؟ حسرت به دلی کسانی که از طرف: جشنواره با رادیو گفتگو صحبت می کردند، گاهی آدم را متاسف می کرد که: چرا جمهوری اسلامی حقوق به کسانی می دهد، تا بیایند در رادیوی رسمی جمهوری اسلامی، اخلاق و حجاب را زیر سوال ببرند؟ بگویند جشنواره باید با دید بازتر برخورد کند! یعنی فساد و فحشا را، دوباره وارد سینما کنند. چنانچه از فیلمهای ایرانی جشنواره، بر می اید: همگی دنبال رقض و آواز و سیگار کشیدن بودند! در حالیکه هیچیک از فیلمهای خارجی، این دوعنصر را نداشتند. البته این موضوع فقط به: سینماگران بر نمی گردد! حتی استاد دانشگاه امام صادق هم، از این قاعده کنار نیست! وقتی سخنان گوهری را در رادیو می شنوی، واقعا تاسف می خوری که پول عربستان، در دانشگاه امام صادق هم حرف اول را می زند. با اینکه رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کرده که: این  آخرین نفس های آمریکا ست و: زور دیگری ندارند.  او می گوید این فکر اشتباه است، و ما را به تحلیل نادرست می رساند! وی قدرت ایران هیچ می داند، گرایش به شرق آمریکا را، به سوی چین می کشاند! حتی برخی تحلیلگران می گفتند: دولت باید به سینما کمک های زیادی کند ولی: نظارتی بر خرج آن نداشته باشد! میلیاردها ریال عیدی، به خانه سینما داده شد، ولی تقسیم درستی نشد و: صدای هنرمندان در آمد. اگر دولت نظارت کند، باید از او گله کرد! ولی وقتی جلوی نظارت او را می گیرند، باز هم تقصیرات را به گردن دولت می اندازند! می گویند دولت نباید به سینماگر دستور دهد، باید دست او را باز بگذارد، تا هر غلطی می خواهد بکند! جایزه بهترین کار گردانی به آقای سروش می دهند، که توانسته آوازه خوانی زن، و رقصیدن مردها را، علیرغم فتوای حرام رهبری و مراجع، در فیلم خود جا دهد! در حالیکه داریوش ار جمند در فیلم پرده آخر می گوید: چه فرقی است بین سربازی که: از جنگ فرار می کند، با بازیگری که از صحنه فرار می کند. آیا هنوز جمهوری اسلامی حق ندارد: عناصر نفوذی و فراری را مجازات کند؟ یا حداقل جلوی ضربه زدن بیشتر: انها را بگیرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : کاخ جشنواره در شهرک سینمایی،
لینک ها :
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

امیر نادری سینماگری است که: خود را به تصویر می کشد. و در واقع امیر علی فیلم، خودش است. او از مشکلات فرار می کند، هر روز کار خود را عوض می کند، آرزویی جز فرار از وطن ندارد. ایرانی را در حد واکس زدن کفش خارجی ها می داند. متاسفانه یا حوشبختانه این امر، یک سیر تاریخی است. زیرا مرکز مهاجرت جهانی، قفقاز و اطراف رود ارس است. در طول قرون متمادی، همیشه سر ریز جمعیت، به اطراف خود را داشته. مادها و پارتها حتی هند و اروپایی، همه از کنار دریای خزر و رود ارس، در تمام دنیا پراکنده شده اند. این پراکندگی گاه ابتدا مسالمت آمیز بوده: طبیعتا تا هنگامی که سر زمین های زیر دست، ساکنانی نداشته این پراکندگی یا مهاجرت، بدون درد سر بوده ولی موج بعدی مهاجرت، بصورت جنگی بوده و باعث شده: مهاجران موج قبلی را دورتر بفرستند. سامی ها که لایه اول مهاجرت هستند، از قفقاز رانده شده و: از ایران هم به سوی عربستان مهاجرت نمودند.پشت سر آنها زنگی ها یا سیاهپوستان بودند، که تا قاره آفریقا آنها را دنبال کردند. بعد کاسپی ها بودند که در فلات ایران مستقر شدند، ایران را دشت کاسپی و دریا را، دریای کاسپین نامگذاری کردند. اما دیری نگذشت اریاییی ها آمدند، و همه را بیرون راندند. با ظهور اسلام سامی ها، که ارزوی بازگشت داشتند توانستند: در یک جنگ مذهبی پیروز شوند، که حمله اعراب به ایران نامگذاری شد. بعد ترکان تورانی و هندوها قصد بازگشت کردند. با نفوذ در دربار عباسیان، حکومت هایی را در ایران تشکیل دادند. با حمله مغول، ارزوی بازگشت قوم زرد به ایران تحقق یافت، ایرانی ها یا کشته شدند، یا به اروپا فرار کردند. و نهضت پروتستانتیسم را، در برابر کاتولیک صلیبی ها ایجاد نمودند. اروپاییها هم ناچار به آمریکا فرار کردند! و دنیای سرخپوستان را نابود کردند. بعد از جنگ جهانی دوم، آرزوی بازگشت آمریکایی ها به: اروپا و آسیا کلید خورد. سلطه آمریکا بر شرق، هر روز بیشتر می شد، تا انقلاب اسلامی واقع شد، و یکجایی جلوی آن را گرفت. اما شوق رفتن آسیایی ها، مخصوصا ایرانی ها به غرب و شرق، و نیز بازگشت آنهایی که رفته بودند، جریان دائمی بود. همه آنهاییکه از ایران رفتند،در ابتدا شور وشوق فرار داشتند: همه زندگی خود را فروختند، تا دستمایه ویزا و بلیط و مهاجرت آنها شود. تقریبا 25تریلیون دلار پول، طلا  و دیگر دارایی های منقول با خود بردند. ولی حالا پشیمان هستند، و می خواهند به اصفهان برگردند! ولی نسل عوض شده، عده ای از ایرانیان آنها را متجاوز می دانند. و عده ای که شوق رفتن دارند، به آنها دیوانه! می گویند که می خواهد دنیای ارمانی: در غرب را رها کرده به ایران برگردد. لذا دیوار بزرگی روبروی آنهاست! وقتی مملکت مشکل داشت، و به آنها نیاز مند بود، نتوانستند مشکل را تحمل کنند، و فرار کردند. برخی ها می گویند: مشکل امنیتی مانع از برگشت: ایرانیان خارج از کشور است، ولی این حرف کاملا غلط است. زیرا کسی که وطن را دوست دارد، بلاهای ان را هم به جان می خرد. اما آنها خود بهتر می دانند که: با حسرت دادن های فامیل و اشنا، همه پل های پشت سر خود را خراب کرده اند، و جرات بازگشت دارند. بنابر این باید بین شوق بازگشت، و انگیزه آن تفاوت قائل شد. شوق بازگشت نیز مانند رفتن، در دل همه هست. زیرا تمدن بشری براساس این مهاجرت ها است. ولی انگیزه آن فکر: آبرو داری برای خودشان است! یعنی احساس آنها می گوید: برگرد و اگر جرمی هم داشتی تاوان آن را بده. ولی عقل آنها می گوید: اگر برگردی آبرویت می رود: پز هایی که داده بودی، جایی برای برگشتن نمی گذارد. شاید خیلی از انها مانده اند تا: جمهوری اسلامی آمریکا را برپا کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : رفته ها پشیمانند!،
لینک ها :
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

از وقتی بانک ها در جهان ایجاد شد، در کنار ان سرقت و دزدی و غارت هم زاییده شد. زیرا محلی بود برای ذخیره پول! و همین کافی بود تا همه را، به فکر فرو ببرد که: چطور میتوان اینهمه پول را یکجا صاحب شد! در این خصوص بین هیچکس فرقی نبود! حتی کسی که بانک را تاسیس کرده بود، خود را مالک پول های مردم میدانست. لذا با همان پولها، زمین و ساختمان می خرید، و نقدینگی بانک را به دارایی های جامد تبدیل می کرد. وقتی نقدینگی از دستش خارج می شد، ناچار با تبلیغات زیاد از مردم خواهش می کرد: تا بیشتر از قبل، پولهای خود را به بانک بسپارند، و در عوض سود بگیرند! دولتها برای جلوگیری از این سرفت اعلام نشده، مانع اعطای سود می شدند. یا نرخ بهره را کاهش می دادند. زیرا نرخ بهره بالا، پولها را به سوی بانکها سرازیر می کرد. و تولید از بین می رفت. بانکها هم که پول داشتند، ولی بدهکار سود مردم می شدند، بناچار سوی تولید نمی رفتند! بلکه به سوی دلالی و: تجارت زود بازده می رفتند. از این جهت در اقتصاد کشور، اخلال ایجاد می شد. دولت ها با کاهش دستوری نرخ بهره، سعی می کردند تولید را حمایت کنند. زیرا بیش از 90درصد: هزینه های تولید را بهره های بانکی، جرایم و دیر کرد و امثال آن تشکیل می داد. لذا یک در گیری مستمر بین: منافع ملی و منافع بانکها وجود داشت. بعد از انقلاب اسلامی، برای حل این مسئله، بانکداری اسلامی را مصوب نمودند. ولی بانکها راه خود را می رفتند. مدتی صندوقهای قرض الحسنه ایجاد شد، که با یک توطئه بانکها، طومار انها پیچیده شد. بانکها به افزایش نرخ سود و: جذب نقدینیگی و رکود تولید ادامه دادند. تا اینکه بانکهای خصوصی آمدند، تا کمی از این درگیری بکاهند! ولی فوری مصوبه ای گدراندند، و آنها را در یکی از بانکهای قبلی ادغام کردند، و بقیه را نیز مجبور به اطاعت از:  سود بالا نمودند. ولی علما بپا خواستند و با این زیاده خواهی بانکها، مقابله کردند! لذا شورای پول و اعتبار برای پاسخگویی، بازار متشکل پولی و مالی را تصویب داد. و صرافی ها را هم، به کمک بانکها فرستاد. زیرا اصل صرافی هم مورد اشکال بود. چون پول را با پول عوض می کردند، و اضافه دریافتی داشتند. اکنون علما را پیچانده اند! کلمات و اصطلاحات جدید به کار برده اند، تا آنها از اصل موضوع آگاه نشوند. بانکها در ایران خیانت دیگری را هم انجام می دهند. که باز مثل قبلی، قابل اصلاح نیست(تربیت نا اهل را، چون گردکان بر گنبد است) این عمل بانکه تضعیف ریال در مقابل دلار است. روزی که نفت ملی شد، و قرار شد به دلار فروخته شود، برابری آن یک ریال بود. یعنی هرکس یک ریال می داد، در سال 1330یک دلار می گرفت. ولی بانکها با جمع آوری دلار ها، تحت عنوان هدایت نقدینگی سرگردان! و انتقال آن به دبی (توسط یکی از اعضا هیات مدیره: فعلی بازار متشکل پولی و بانکی) باعث بالا رفتن برابری دلار شدند. تا جاییکه دولت وقت مجبور شد، بانک مرکزی تاسیس کند! و مانع کاهش قدرت پول ملی شود. ولی بانکها راه خود را رفتند، و بانک ملی مرکزی را هم جلو انداختند! بطوریکه بانک مرکزی درست برخلاف: ماموریت قانونی خود، یکی از عوامل تضعیف پول ملی شد. و اکنون دلار 140هزار برابر ریال شده است. علما سعی کردند با شورای فقهی، مانع این دزدی ها شوند. ولی کوس استقلال بانک مرکزی زده شد! یعنی بانک مرکزی، بدون توجه به دستور علما، باید کار خودش را انجام دهد! البته در ظاهر گفتند می خواهد: تورم را کنترل کند، ولی دروغ از آب در امد. تورم همچنان بالا می رفت.. بر اثر تضعیف پول ملی و تورم، قدرت خرید مردم کاهش، و ظرفیت تولید هم، به تعطیلی کشیده می شد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : غارت مدرن،
لینک ها :


( کل صفحات : 314 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :