ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

ایران انقلابی، نزدیک به شش تریلیون یورو: کمک به اقتصاد جهانی کرده است. واین امر باعث رشد کشورهای جهان شده و آنها با سرعت رشدی بالاتری، به درجات بالای تمدن رسیده اند. کشورهای چین ژاپن آمریکا آلمان فرانسه، در رده اول تا چهارم دریافت این کمک ها هستند، کره شمالی و جنوبی و مالزی و ترکیه و شورای همکاری خلیج فارس و کاناد و استرالیا، در رده های بعدی هستند! البته از کشور سوئیس آماری در دست نیست، اما میتوان گفت بیش از همه کشورهای دنیا، از پول ایران استفاده کرده است. زیرا به علت رازداری بانکی، مرکز انتقال وجوهات نقدی ایرانیان بوده است. و به عنوان دروازه کمک های مالی ایران هم، محسوب می شده است. اولین بار وقتی رضاشاه در حال تبعید بود، نزدیک یک میلیارد دلار، به بانکهای سوئیس سپرد تا در ژوهانسبورگ، آنها را دریافت کند. ولی او مرد و بانکهای سوئیس، به بهانه رازداری نگفتند چه مقدار! در حساب داشته و هنوز هم کسی اطلاع از ان ندارد. در دوران قبل از کودتای آمریکایی، فرزند او یعنی محمدرضا نیز، در سوئیس و فرانسه، حساب بانکی داشت و به همه دوستان و اشنایان هم، سفارش کرده بود تا برای اطمینان آینده شان! این کار را بکنند. ولی با اینکه با کودتای 28مرداد 1332به ایران برگشت، اما داراییها همچنان در آن بانکها باقی ماند. بعدها به بهانه ساخت کاخ نیاوران و یا سعد اباد، و خرید لوازم وتابلوهای فرانسوی، بخشی از این پول را دریافت کردند، ولی هرگز مانده حسابها اعلام نشد. طبیعی بود که این پولها، در گردش مالی انها تاثیر مثبت داشته و باعث شد: تا خرابیهای ناشی از جنگ دوم جهانی، سریعتر بازسازی شود. آمریکا که این نفوذ ایران را در: کمک های مالی به اروپا می دید، طرح مارشال را پیاده کرد، تا پیشرفتهای اروپا به نام آمریکایی ها تمام شود. با شروع انقلاب اسلامی در ایران، مهاجرت پولها علاوه بر اروپا، به سوی آمریکا هم آغاز شد. با اینکه قیمت نفت بالا رفته و: ایران دارای درآمدهای هنگفت نفتی شد، ولی یک دلار از این درآمدها به ایران داده نشد! بجای آن سلاح و کالا (مانند برنج و روغن و کره و گوشت) ارسال می شد. با شروع انقلاب، دوباره محمدرضا و درباریانش، دست به انتقال وجوه و عتیقه جات از ایران زدند. هرچه ثروت داشتند تبدیل به دلار کرده، راهی بانکهای سوئیس و فرانسه و آمریکا نمودند. تا پیروزی انقلاب اسلامی، نزدیک به دو تریلیون دلار در بانکهای: آمریکا و اروپا ذخیره شد، که کمک بزرگی به پیشرفت این کشورها داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم، این روال ادامه داشت. آنها نه تنها ذخائر قبلی را به ایران پس ندادند. بلوکه کرده و برای پیشرفت های خود هزینه نمودند. بلکه به بهانه تحریم، سویفت راقطع کرده و مانع انتقال: درآمدهای جدید نفتی ایران هم شدند. این علاوه بر ان بود که: بسیاری از وابستگان رژیم قبلی، مهاجرت ثروت ایران را بی وقفه ادامه می دادند. و فرار مغزها را هم به آن اضافه کرده بودند. در دوران جنگ تحمیلی، خرید های جنگی و دور زدن تحریم ها هم، به این دو روند قبلی اضافه شد. و پولهای ایران با سرعت بیشتری، به خارج منتقل گردید. البته این بار بجای آمریکا یا اروپا، چرخش به سوی شرق بود: کره جنوبی که یک روستا بیش نبود، هدف اولیه ایرانی ها بود. بعد مالزی و ژاپن مورد عنایت قرار گرفت. چین و هند هم دور از این ماجرا نماند، حتی بورکینافاسو و برونئی مولداوی هم سهمی داشتند! چه رسد به اسرائیل و عربستان! تا پایان جنگ تحمیلی 1990جمعا2بیلیون دلار دیگر از ایران به سوی این کشورها رفت. وتا به امروز این مبلغ به 6تریلیون یورو رسیده است. بخش اعظم آن درآمد فروش نفت ایران است، که صرف توسعه بازار کالاهای انها شد


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : کمک 6بیلیون یورویی ایران،
لینک ها :
یکشنبه 2 دی 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

ابر پروژه ها یا مگاپروژه ها، طبق تعریف اتاق بازرگانی ایران، عبارتست از پروژه هایی که حداقل یک میلیارد یورو، سرمایه گذاری داشته و حداقل بیش از یکسال باشد.اغلب کشورها این نوع پروژه را دارند، که میتوان به دو نوع آن اشاره کرد: پروژه های ملی و فراملی، ابر پروژه های ملی مانند: سد گتوند یا کارون سه یا مصلی تهران، که بیشتر مصرف داخلی داشته، و مسائل جهانی ندارد. اما فراملی مانند فرودگاه بین المللی امام خمینی ره، یا فرودگاه بزرگ ترکیه و قطر و امارات! یا کانال پاناما. سابقه ابر پروژه ها در ایران به سالهای بسیار دور بر می گردد: ساخت تخت جمشید، پاسارگاد نمونه 3هزار ساله آن است. سازه های آبی در شوشتر یکی از این ها هست، که با مشارکت ایران و روم(ایتالیا) ساخته شده است. کلیه بناهای ساسانیان و هخامنشیان،  بخصوص اینکه در زمان هخامنشیان، کشتیرانی در کویر لوت هم وجود داشته! یعنی با ایجاد کانالهایی توانسته بودند: آب دریای عمان را در مسیر کویر لوت و کویر نمک، به حدی برسانند که در آن، کشتیرانی هم صورت می گرفت. این کارها در دوران بعد از اسلام هم ادامه یافت: بناهایی چون مسجد شیخ لطف الله، میدان نقش جهان و بازار قیصریه در اصفهان، یا بازار وکیل در شیراز و بناهای بزرگ در تهران(کاخ های نیاوران، سعد اباد و مرمر) از ان جمله است. بعد از انقلاب اسلامی هم سدهای بزرگی چون کارون سه و گتوند، پتروشیمی و طرح های عسلویه از ان جمله است. اما متاسفانه اینهمه پروژه در دید بسیاری از: تحلیل گران اقتصادی وابسته، هیچ شمرده می شود! از نظر آنها فرودگاه ترکیه یا کره، از ایران بهتر است! البته عیبی ندارد که برخی کشورها، در برخی پروژه ها از ایران جلو باشند. ما نباید حسودی کنیم! یعنی حتی یک پالایشگاه نفتی بزرگ را، برای جمهوری آذربایجان نپسندیم! یا فکر کنیم در ترکیه، وعده ساخت سنترال پارک در محل فرودگاه آتاترک، از بوستان ولایت ما که ساخته شده! بالاتر است. شاید دلیل آن باشد که: بیش از انکه در مورد ایران تحقیق و پژوهش کنند، در مورد ترکیه و کره و حتی مالزی تحقیق می کنند! آنجا را مثل کف دستشان می شناشند. حتی از اینکه چرا یک فارغ التحصیل دانشگاه شریف، ایران را ترک نکرده تعجب کنند! خوشحال تر باشند و یا بگویند: در ایران اصلا بخش خصوصی نفس نمی تواند بکشد! اما بدانند که زادگاه آزادی و دموکراسی در فرانسه، الان تبدیل به بزرگترین پلیس سرکوبگر و: فاشیست شده است. زادگاه سرمایه داری اکنون محل جولان دولتی ها است، تعطیلی دولت برای انها، زیان وحشتناکی را به بار می اورد! چند میلیون کارمند بیکار می شوند. درحالیکه اعتراض کارگران ایرانی، ضد بخش خصوصی و به حمایت از مالکیت دولت است. آنها باور ندارند که پروژه های بزرگ همه کشورها، از پول ایران است! کره و مالزی و حتی چین وآلمان و فرانسه، تا حالا چند هزار میلیارد دلار از ایران پول گرفته اند، تا اقتصاد خودشان را راه اندازی کرده اند. اگر هم پروژه هایی را کمک گرفته اند، فقط برای مقابله با نفوذ ایران بوده! یعنی رشوه به آنها داده است. چه از دشمنان ایران رشوه بگیرند، و چه پولهای ایران را چپو کنند، در هر صورت مدیریت همه جهان به دست ایرانیان است. و راه فراری ندارند. مصادره مغز ها و پول های ایرانی(که اجزای اصلی هر پروژه هستند) و: اجرای پروژه بنام خودشان، یا بنام دشمنان ما، برای همیشه مخفی نمی ماند! الان هم که مخفی مانده به دلیل غرب پرستان است! که مانند کرم در درون انقلاب نفوذ کرده اند. و نمی گذارند واقعیت به گوش مردم برسد! وقتی ظریف می گوید: ایران نیز مانند فرانسه کشوری با دموکراسی هست، از دیگران چه انتظاری است؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ابر پروژه ها،
لینک ها :

افزایش بدهی های عربستان از یک سو، و کاهش کسر بودجه نشان از: سقوط کامل ال سعود واسرائیل است. کسر بودجه از آنجا شروع شد که دولتهای قبلی، به خیال جاودانگی خودشان! به بذل و بخششهای مهم روی آوردند. در زمانی که آل سعود فقط: به دلارهای نفتی شناخته می شد! و هرکسی این گوشت قربانی را برای خودش می خواست. امریکا بزرگترین شریک تجاری، یا درواقع بزرگترین دزدی! بود که به این خزانه زده بود. بسیاری از شرکت های ورشکسته را، به آل سعود فروخت و به بهانه سهامدار کردن، همه پول های انها را گرفت! سلاحهای مدرن را با آنها قرارداد بست، در حالیکه آل سعود نه امکان استفاده از آن را داشت، و نه تخصص و نیروی انسانی. نیروی زمینی و هوایی آل سعود از: پاکستانی ها و تونسی ها پرشد.  این امر اشتغال را از مردم بومی دور کرد، و به مردم دیگر کشورها انتقال داد. همین موضوع باعث مهاجرت دلارهای نفتی، به کشورهای دست دوم شد، گروه سومی که خزانه آل سعود را خالی کردند، کشورهای انقلابی و خط مقاومت بودند! خط مقاومت با استراتژی درست خود، تا کنون 24هزار تریلیون دلار خرج، روی دست دو گروه قبلی گذاشته است. آمریکا و انگلیس(فروشندگان اسلحه) پاکستان و سودان تونس (کاربران اسلحه) به امید دریافت هزینه های خود، وارد جنگ با خط مقاومت شدند. ولی آل سعود که توان پرداخت این همه هزینه ها را نداشت. به دروغ به آنان وعده کمک مالی داد! و یا پای قرارداد های بدون ضمانت را امضا کرد. اکنون آل سعود با طلبکارانی مواجه هست که: برای او جنگیدند و خون مردم بیگناه را ریخته اند! و این در حالی است که: با کسر بودجه فعلی قدرت پرداخت: طلب افراد پلیس خود را هم ندارد. این امر نشان می دهد: آسیب پذیر ترین گروهها در جهان، پلیس ها و: حقوق بگیران شرکت های امنیتی هستند. ناتوانی پرداخت هزینه ها توسط آل سعود، در مرحله اول پلیس عربستان را با چالش مواجه می کند! و این امر حفاظت از آل سعود را نابود می کند. شرکت های امنیتی حامی هم در مرحله بعدی! طبیعی است که بودجه نظامی و امنیتی کشورهای: اروپایی و آسیایی حامی عربستان نیز، دچار فقر و کاهش می شود! لذا اولین گروهی که ضربه می بینند و: حقوق های آنها پرداخت نمی شود، پلیس این کشورها است! که باعث می شود مردم نفس راحتی کشیده، و برای اعتراضات خود فرصت مناسبی پیدا می کنند! پیش بینی می شود در سال جدید میلادی، شاهد گسترش اعتراضات خواهیم بود: یعنی جهان یکپارچه برعلیه لیبرالیزم(آمریکایی)، صهیونیزم و ارتجاع(آل سعود)، بپا می خیزند. البته عده ای خیال پردازا نه تنها این خیزش را باور نمی کنند، بلکه برای ان تاسف می خورند و : در انتظار هدایای آل سعود باقی می مانند. لیبرالیزم در لباس غرب زدگان در ایران نفوذ می کنند. صهیونیزم در لباس طرح سازش(مانند محمودعباس) در فلسطین، و ارتجاع عرب در لباس وهابیت(آل سعود)، با خیال ثروت های افسانه ای محدود، و در انتظار بازگشت دوباره ثروت و قدرت به مقابله: با خط مقاومت ادامه می دهند. لذا می بینیم وزیر خارجه ایران، هیچ عکس العملی در مقابل حمایت از: جلیقه زرد ها نشان نمی دهد! و اگر می توانست، همزبان با مکرون آنها را شورشی خطاب می کرد. یا اینکه محمود عباس پارلمان را تعطیل می کند. تا شاید در انتخابات جدید، بتواند اعمال نفوذ بیشتری بکند. اما آل سعود مضمحل، دولت ترامپ تعطیل و اسرائیل نابود خواهد شد. هرچند که  امام را هم تغییر دهند! و بگویند امام خمینی هم نمی خواست اسرائیل نابود شود؟ یا بگویند که در ایران هیچکس نمی خواهد اسرائیل نابود شود! مرگ بر اسرائیل و مزدورانش.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : کسر بودجه عربستان نشانه اضمحلال،
لینک ها :

راز نابودی اسرائیل که نماد یهودی های رباخوار است، فقط در دست مسیحای تارک دنیا می باشد! تولد حضرت عیسی را جشن می گیریم، در حالیکه نمی دانیم برای چه به دنیا آمده است؟ هدف و رسالت ایشان چه بوده؟ چرا ازدواج نکرد؟ چرا مانند سران یهودی زمان خود، به جمع آوری قدرت و مال و ثروت نپرداخت. با اینکه می توانست مرده ای را زنده کند، سینی پر ازطلا یا سفره ای پر از غذا را داشته باشد، ولی همیشه در سفر بود؟ همه اینها فقط به این دلیل بود که: راز نابودی اسرائیل را می دانست! در زمان تولد حضرت مسیح ع، همه سران یهودی منتظر بودند تا او را شناسایی، و قبل ازاینکه افشاگری کند، او را شهید نمایند. زیرا یهودیت تغییر ماهیت داده بود. کسانی که روزی با حضرت موسی همراه شدند، غرق شدن فرعون را در دریای نیل دیدند، در امتحانات الهی سربلند بیرون نیامدند! ثروت و پول خیلی زود آنها را فریب می داد! تنها چهل روز دوری حضرت موسی، باعث شد همه افتخارات خدایی را، به گوساله ای از طلا بفروشند! حتی توبه کردگان آنها، از موسی فقط نان و عدس می خواستند! کاری به خدا و دستورات ده فرمان نداشتند. این بود که از انان قبیله ای پول پرست ساخت. حضرت موسی آنها را نفرین کرد، و به یهودی سرگردان تبدیل شدند! آنها سرگردانی را پذیرفتند، ولی دست از رباخواری و پول شماری برنداشتند! تا جاییکه همه ارکان یهودیت را، ثروت و ربا فرا گرفت. و حضرت عیسی ع متولد شد تا: با این دگردیسی مبارزه کند. لذا اگر انها حرص و طمع ثروت داشتند، او باید به دنیا بی اعتنا می شد. دیدیم تنها حواریونی با او همراه بودند که: ترک دنیا کرده بودند، و به مال و ثروت بی اعتنا بودند. یهودیان تبلیغ کردند که او: دستش به پول نمی رسد برای همین، با رباخواری مبارزه می کند! برای تنبیه آنان، به یکی از حواریون گفت به خواستگاری دختر پادشاهی برود! پادشاه از او سینی پر از جواهر خواست، و حضرت عیسی معجزه کرد و: سینی آن جوان را پر از طلا نمود! حواری پرسید شما می توانید: معجزه کنید چرا برای خودتان، این کار را نمی کنید! این سوال عجیب دلیل آن بود که: یهودی ها دنیا پرست در درون: حواریون حضرت عیسی نیز نفوذ کرده بودند. پروژه نفوذ گاهی بیرونی است، گاهی درونی! اکنون نیز ما با چنین رویکردی مواجه هستیم: هرتصل ودیگر پایه گذارن صهیونیسم، بر روی ثروت و قدرت بسیار تاکید داشتند، چون همه چیز را قابل خرید و فروش می دانند. این روحیه آنها باعث نفوذ آنها، در دربار انگلیس و آمریکا شد. پولهای زیادی خرج کردند تا در همه جا، پایگاهی داشته باشند. اما برخی دیگر از نفوذی ها، به دلیل شیطان درونی است. یعنی شاید آن حواری عیسی، قصد تخریب نداشت، و یا پولی از یهودیان دنیا پرست نگرفته بود، ولی تفکرش با یهودی ها پولپرست هماهنگ بود. این گونه افراد را مزدور بی جیره و مواجب می گویند. نفوذی های ایرانی اکثرا اینطوری هستند! یعنی شیطان درون، آنها را به جمع آوری ثروت و: کسب قدرت و نفوذ مالی هدایت می کند، و خود بخود با رشد تجمل گرایی، به دنیای یهودیان قدم می گذارند! و مزدور انها می شوند. لذا مانع حمله ایران و نابودی اسرائیل هستند. سردار جعفری در همایش: سومین سالگرد گردان های فاتح گفت: این گردانها از ماخواستند که: بودجه یا ردیف سازمانی برای انها تعریف کنیم! ولی ما گفتیم همینطوری بهتر است. درگیر ساختار سازمانی و بودجه شدن، مبارزه با داعش و حامیان آنها را کند می کند! این عصاره همه قرون است: فقط کسانی میتوانند با دنیا پرستان یهودی (صهیونیست ها) مبارزه کنند، که چون عیسی ع  بی علاقه به ثروت و قدرت باشند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : راز نابودی اسرائیل،
لینک ها :

برای دانستن نقطه ضعف اسرائیل، باید به تاریخچه ایجاد آن نگاهی دوباره بیاندازیم. زیرا هرچه تا کنون گفته اند دروغ است، به همین دلیل اسرائیل بدون نقطه ضعف نشان داده شده، و همچنان چنگ و دندان نشان می دهد! این بار تاریحچه را آنطور که: خودشان می گویند نقل نمی کنیم! آنها می گویند: انگلیس با اعلامیه بالفور، هرتصل با پروتکل ها و آمریکا با وتو قطعنامه ها، از اسرائیل می خواهند که قوی و پابرجا بماند! و با چماق هولوکاست هم، بر سر مخالفان چنان می کوبند که: نتواند ازجا برخیزد! اما واقعیت این است که علت تاسیس اسرائیل، نه قدرت سیاسی است و نه قدرت نظامی، بلکه یک موضوع حرام اقتصادی است. و این نزول خواری یا رباخواری انها است. یعنی هرجا نزولخواری مقدس شمرده شود، اسرائیل هم همانجا است. اگر ایران هم تاکنون نتوانسته به اسرائیل ضربه ای بزند، برای همین است که گرفتار بانکداری نزولخواری، ولی بنام بانکداری اسلامی است. این کار انها مانند چنگال های اختاپوس، گردن همه را فشار می دهد، تا هیچ کاری نتوانند بکنند. فقط موقعی از شر اسرائیل شامل: لیبرالیزم(مسیحیت صلیبی) صهیونیسم و ارتجاع(اسلام وهابی)، نجات پیدا می کنند که: دست از نزولخواری بردارند. اروپا و آمریکا اگر به تمدن یا ترقی دست یافتند، راز آن همین بود. بانکهای اروپا و آمریکا، حداکثر سود را 4درصد اعلام کردند! در حالیکه نرخ بهره، در ایران رسما 22درصد! و غیر رسمی تا 75درصد می باشد. حالا یک بررسی جدید در تاریخچه: صهیونیست ها یا یهودی های پولپرست داشته باشیم: در قرون وسطی، یهودی ها در اروپا پول نزول می دادند. ونزول یا اسکنت آن را هم، خودشان حساب می کردند! بطوریکه هیچکس قادر به بازپرداخت وام و بهره آن نمی شد. لذا اموال  یا وثیقه و گرو های آنها مصادره می شد. و مردم در بدبختی، نوکری یهودی ها را می کردند. یهودی های نزولخوار هم، همیشه لباس پاره برتن می کردند! و غذای ارزان می خوردند، تا مبادا پولشان کم شود. با نفوذ عقاید اسلامی و حرام بودن ربا، کم کم مردم اروپا بیدار شدند و: با نزولخواری مقابله کردند. گاهی حتی این یهودیها را، ترور یا اعدام می کردند! مانند داستان جنایات و مکافات داستایوفسکی. واین باب شد. زیرا مردم دیدند راهی جز کشتن این نزولخواران ندارند! چون از هیچ راهی نمی توانستند: آنها را از زندگی شان دور کنند. کم کم در آلمان و انگلیس، این کار ادامه پیدا کرد تا اینکه هیتلر از این انگیزه مردم، استفاده کرد و محبوبیت بدست آورد. او قول داده بود که یهودی های نزولخوار را از بین ببرد، لذا آنها را به اردوگاهها می فرستاد. شایغاتی بر سوزاندن آنها در اتش، که نماد جهنم بود پخش می شد، و مردم هر روز بیشتر به: نازی ها گرایش پیدا می کردند. یهودیها ناچار به انگلستان یا کشورهای دیگر پناهنده می شدند. آنها هم که نیاز به پول یهودیها داشتند، سعی می کردند از انها حمایت کنند، و این خشم هیتلر را بیشتر می کرد! بعد از شکست آلمانها، یهودیهای انگلستان بلاهای قبلی را بر سر انها آوردند! انگلستان هم تصمیم گرفت: آنها را از خود دور کند. لذا به آنها پیشنهاد مهاجرت از انگلیس، به کشورهای دیگر کرد. و آنها فلسطین را پیشنهاد دادند. و به این وسیله آنها آتش جهنم را، از خود دور کردند و مسلمانها را به آن گرفتار نمودند. لذا یهودیها باخرید زمین یا غصب آنها، به کمک انگلیس در سازمان کشوری ثبت کردند. و مسلمانها را گرفتار پول های نزولی! یا باصطلاح وامهای اسرائیلی کردند. تا قادر نباشند آن را برگردانند، لذا اعتراضی هم نکنند. تنها بخشی از مردم اعتراض می کنند که: از کمک های مالی آنها چشم پوشی کرده، و به کمک خداوند ایمان آوردند


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نقطه ضعف اسرائیل!،
لینک ها :

یلدا از کلمات سریانی بین النهرین (میانرودان) است، و به معنی زایش  و میلاد است. این امر نشان می دهد ریشه همه زبانها عربی است. و تاریخ انسان همان تاریخ انبیا الهی است. وتاریخ های دیگر اعتباری ندارند. و نباید آنها را واقعی دانست. فلسفه زندگی هم جنگ حق و باطل است، که ممکن است بصورت نبرد تاریکی و روشنایی، یا مبارزه خیر و شر بیان شده باشد. لذا باید هرنوع تاریخ پردازی را باطل کرد. همانطور که آنها تاریخ انبیا را باطل کرده بودند. کل تاریخ را هم میتوان مبارزه راستگویی با دروغگویی تاریخ نویسان دانست! تاریخ نویسان دروغ پرداز سعی دارند: تاریخ انبیا را افسانه و غیر واقعی جلوه دهند، تا مردم آنها را ندانند! و اگر خواندند یا فهمیدند، آن را افسانه(یعنی دروغ ) بدانند. در چند مرحله این کار انجام شده: اول خلقت جهان، بعد خلقت انسان، و بعد زندگی انسان ها بر روی زمین و: بالاخره پایان جهان. دروغ پردازان گفتند: زمین و آسمان با تمام موجودات، برحسب تصادف بوجود آمده! و انسان تکامل یافته موجودات دیگر، مخصوصا میمون است. بشر در اثر تکامل بطور تصادفی! اتش یا آهن را کشف می کند، بطور تصادفی، کلمات و زبان را ایجاد می کند! و بطور غیر ارادی و (غریزی) ازدواج کرده، و نسل خود را ادامه می دهد. اما از نظر اسلام و قران و مذهب، همه اینها را خداوند بوجود آورده، و در قران هم دلیل آن را بیان کرده است. بطور خلاصه، خداوند جهان را در شش روز آفرید. سپس به خلقت انسان پرداخت، و به آدم همه علوم از جمله: زبان و صحبت کردن را آموخت. بعد فرشتگان را مامور سجده بر آدم کرد. با فوت حضرت آدم، شیث نوه ایشان پیامبر شد. ادریس و دیگران هم تا زمان حضرت نوح هدایت مردم را بعهده گرفتند، در زمان ایشان، همه دنیا زیر آب رفت و تنها: یک کشتی حامل موجودات و گیاهان زنده ماندند، پس از فروکش کردن طوفان، در  کنار رود ارس زندگی را آغاز کرده، و کم کم به تمام جهان پراکنده شدند. همراه همه آنها اشخاص نخبه و برجسته بودند که: با خدا تماس داشتند(انبیا). تا آخرین آنها پیامبر اسلام شد. بعد ازایشان نوبت امامت رسید، بعد هم ولایت و در اخر تاریخ هم، صاحب الزمان ظهور می کند. این یعنی که همه چیز روشن، و برنامه زندگی معلوم است. نه آنکه همه چیز تصادفی باشد، اصلا اعتقاد به تصادف، یک دروغ بزرگ است. زیرا که تصادف وجود خارجی ندارد. مثلا وقتی دو خودرو یا هم برخورد می کنند، ممکن است نام آن را تصادف بنامیم. در حالیکه این تصادف  نیست و زاییده ارتباط علت و معلولی است. هر معلول یک علت دارد. و به سادگی می بینیم که: پلیس راهنمایی وقتی بیاید، علت تصادف را می نویسد. اگر کسی بگوبد تصادف بوده! چرا برای ان علت می تراشید، یک حرف گزاف و غیر علمی زده است. زبان و بیان انسان هم همینطور است، اگر بگوییم بطور تصادفی! انسان صاحب مکالمه شده، امری غیر واقعی و خنده دار است. اما وقتی بدانیم که خداوند، کلمات را به انسان یاد داد. این یک امر واقعی است، زیرا خودش تارهای صوتی را خلق کرده، و میداند چطور صدای انها تنظیم می شود. حتی جدایی زبان ها هم، دارای منطق است. مثلا یک قومی تصمیم گرفته: برخی کلمات را تغییر دهد، باید طبق قاعده ای این کار را انجام دهد. تا همه بتوانند درک کنند. شمارش یا اعداد بهترین نمونه است. چون انسان با انگشت شمارش می کرده، اعداد ابتدا شبیه انگشت بودند!(مانند چها رقم اول لاتین ). ولی بعد که دانشمندان هر قومی تغییراتی به آن دادند، دلیل داشتند: اول اینکه نمی خواستند دیگران(غیر خودی ها) بفهمند، دوم اینکه می خواستند خودی ها هم راحت یاد بگیرند!.مانند  سیاق در قدیم، یا رمز مخابراتی امروز.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : شب یلدا نشان وحدت زبان است.،
لینک ها :

بسیاری از خوشخیالها! می گویند کاش ایرانی ها نفت نداشتند. آن را یک بدبختی برای ایرانی می دانند و بجای اینکه خدا را شکر کنند: که در مملکت گل و بلبل بدنیا آمده، و همه چیز هلو برو تو گلو است. می گویند باید مثل کشورهای فقیر بودیم، تا کار کردن را یاد می گرفتیم! به زور بازوی خود متکی می شدیم و: اینمه متکی به درآمد نفت نبودیم. این هالو های شفتالو! بدانند که نفت یک نعمت است، و نمی تواند خیانت باشد، بلکه این نفتی ها! هستند که خیانت می کنند. و ملت را روی شاخ گوزن و در هوا نگهمیدارند. مکانیزم کاری انها کاملا خود محور و خود بزرگ بینی است. از یک طرف می گویند نباید از درآمد نفت هزینه های جاری را بپردازیم، لذا مردم در امر دریافت حقوق و مزایا دچار اشکال می شوند، و یارانه هم قطع می شود. از طرف دیگر اصلا درآمدی به خزانه واریز نمی کنند! تا خرج هزینه های عمرانی بشود؟! به دلیل اینکه فروش نفت به دلار است، و: ورود دلار به ایران ممنوع و تحریم است. یعنی هیچ! و این امر در دوران انگلیس و آمریکا بوده، بعد از ملی شدن نفت و در دوران جمهوری اسلامی هم ادامه یافته! در دوران انگلیسی ها، مردم نفت را نمی شناختند، بهره برداری از ان توسط دولتها، به شرکتهای انگلیسی واگذار شده بود. طبیعتا درآمد آنهم به انگلیس می رفت! فقط آلایندگی و: تصرفت غیرقانونی املاک و مسیرها، برای ایران باقی می ماند. به همین دلیل هم مردم وقتی موضوع را فهمیدند، قیام کردند و نفت را از انگلیسی ها پس گرفتند: نفت ملی اعلام شد. اما با دعوت آمریکایی ها،  واحد فروش دلار تعیین گردید، که آمریکایی ها هم ترجیح دادند: آن را در امریکا خرج کنند! و به ایران نمیدادند. البته قیام مردمی 57که شروع شد، ناچار شدند مقداری را به ایران برگردانن،د ولی آن هم پول یا دلار نبود! بلکه هواپیما و سلاح و دارو برنج و مرغ بود. زیرا ایرانی ها را، قابل نمی دانستند که پول را به دستشان بدهند، می گفتند ما بهتر خرج می کنیم! ونیازهای مردم را برطرف می کنیم! با پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا از ایران رفت ولی، این روش با مکانیزم تحریم ادامه یافت. چون واحد فروش تا امروز به دلار است. و دلار هم که تحریم شد، لذا نه دارو وارد ایران شد، و نه دلار! ولی نفتی ها موضوع به این سادگی را، پیچیده کرده و نگذاشتند مردم بفهمند. استدلال آنها این بود که:مردم نباید انتظار داشته باشند: نفت خرج کالاهای مصرفی شود. اما وقتی از انها می خواستند که: رابطه دلار و نفت را قطع کنند، تا در طرح های عمرانی استفاده شود، این کار را نمی کردند و می گفتند اگر به دلار نباشد، کسی از ما نمی خرد. از انطرف هم بجای دارو یا کالاهای سرمایه ای، گندم و کالاهای اساسی خریدیم؟! وقتی هم پرسیده می شد که: ما در کالاهای اساسی خودکفا هستیم، برای چه خریداری می شود؟ می گفتند راه دیگری نداریم. نفت را از ما به شرط کالا می خرند. خرید این کالاها را هم طوری حساب می کردند، که یک سنت هم اضافه نیاید! تا به خزانه واریز شود. پورسانت خریدار، هزینه دور زدن تحریم ها، قیمت بالای باربری و بیمه، با دلارهای ارزانقیمت محاسبه می شد که مازاد نیاید. معترضان را متهم به بی سوادی و بی تخصصی می کردند، تا هیچکس متوجه این دزدی و خیانت آنها نشود. البته مدتی مجلس برای هدفمندی یارانه ها، و آزاد سازی قیمت ها موادی تصویب کرد، ولی هرگز اجرا نشد. زیرا پرداخت یارانه ها همگی فرضی بود. یعنی دلار به دست کسی داده نمی شد، مقداری هم که می دادند، چند برابر آن را، از راه تزریق تورم و گرانی دلار های فرضی، از مردم می گرفتند. چون اگر یارانه ها را به دلار بدهند، ارزش دلار کاهش می یابد، و پول ملی تقویت می شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نفت خائن است یا نفتی ها؟،
لینک ها :

صدها سال بیشتر است که در ایران نفت پیدا شده، در برخی جاها نفت نزدیک سطح زمین بود، خاک را سیاه (قیری)می کرد. آن خاک که آتش می گرفت ، برای روشن نگه داشتن این آتش، از نگهبان یا آتش پرستار استفاده می شد. در برخی جاها هم، گاز به سطح زمین نشت می کرد! که دانشمندان ایرانی از ان استفاده های فراوان می کردند. از جمله شیخ بهایی حمام وکیل شیراز را، ساخت که بدون نیاز به سوخت! آب آن با یک شمع گرم می شد. بعد که ناکس دارسی ها آمدند راز آن را کشف کنند، بدتر خراب شد و هیچ.قت هم نتوانستند آن را روشن کنند. اما ناکس ها! دست برنداشتند و زمین های قیری! یانفت آلود را خریدند، تا فقط خودشان استفاده کنند، (برای صد سال امتیاز آن را خریدند). ابتدا زیاد مهم نبود، تا اینکه تبدیل به شرکت های بزرگ نفتی شدند، و سودهای باد آورده بدست آوردند! مردم ایران که دیدند سرشان کلاه رفته، قیام کرده، شرکت نفت انگلیسی ها را اخراج و نفت ملی شد! اما ملی گرایان، گفتند نفت را در بودجه نیاورید! (اقتصاد منهای نفت را مطرح کردند!) و لذا شرکت ملی نفت ایران، به دولت ایران سرخم نکرد، و درآمد نفت به خزانه واریز نشد! البته بهانه آن بود که می خواهیم: خرج های عمرانی را تامین کنیم. جمله هایی را لای زر ورق گذاشتند و گفتند: نفت ثروت همه نسل ها است، و ما نباید آن را برای خودمان خرج کنیم! یا بعضی ها هم گفتند: چون ممکن است ذخائر نفت تمام شود، لذا نباید در بودجه بیاید، که اگر تمام شد، مردم به فلاکت نیافتند! ولی هردو آنها دروغ از آب در امد! هیچ بودجه ای، خرج عمران مملکت نشد! و همه آن دستمزد مشاوران و وزیران، وکیلان و مهندسان و مدیران عامل: شرکت ملی نفت شد. اگر خیلی فشار می آمد می گفتند: این دستمزدها هزینه عمرانی است، چراکه شرکت نفت هم، سرمایه گذاری می خواهد. بعد از انقلاب اسلامی مدیران اولیه، مانند شهید تند گویان حقوق از وزارت نفت نگرفتند، تا این بهانه از بین برود. ولی بجای طرحهای عمرانی، طرح های اکتشافی! و هزینه سفرهای اپک تعریف شد! دورغ دوم آنها را هم خدا افشا کرد! آنها می گفتند تا سی سال دیگر(تا1380) نفت تمام می شود، و مردم ایران به گدایی می افتند! اما خداوند هر روز با اهدا: میادین جدید نفتی به این ملت، بدجوری تو کاسه آنها گذاشت. ولی بازهم درآمد نفت به خزانه واریز نشد! دولتیها راه مجازی برایش ایجاد کردند! درآمد نفت را بدون اینکه به خزانه واریز شود، به ریال محاسبه کردند و در بودجه گذاشتند! بعد هم نتوانستند از وزارت نفت بگیرند، شد کسری بودجه! هنوز هم این روند ادامه دارد: گرچه شرکت ملی نفت به وزارت نفت تبدیل شد، تا بدنه دولتی به حساب بیاید! و مجبور باشد که درآمد را به خرانه واریز کند. ولی بازی تحریم را راه انداختند! گفتند: تقصیر آمریکا است که: راه ورود دلارهای نفتی را بسته است؟! اما عده ای پیدا شدند و این کلک آنها را افشا کرده، تحریم را دور زدند و: پول را به داخل مملکت آوردند، ولی  به عنوان دور زدن تحریم، دستگیر و زندانی شدند! اگر در ایران هم زورشان نرسید، به آمریکا دستور دادند: تا این کاسبان تحریم را، زندانی و جریمه کنند، نتیجتا بجای 26درصد در امد نفتی برنامه 5ساله، 62درصد سهم نفت را در بودجه، آنهم با قیمت واهی! درج کردند، تا حواس ها پرت شود: قیمت نفت در جهان صد دلار است! و 120میلیارد دلار درآمد سالانه نفتی ایران، اصلا به داخل نمی آید!( به بهانه ال سی و وسویفت..) از این طرف هم، با 50دلار در بودجه، نیابتا! هزینه می شود. و چون این 50دلار هم هرگز به کشور نمی اید، در آخر سال، دلار را گران می کنند! تا از محل تورم یا قطع یارانه ها، جای آن را پر کرده، و کسری بودجه را ترمیم کنند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : حواس پرت کردن های بودجه ای!،
لینک ها :


( کل صفحات : 296 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :