ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
چهارشنبه 8 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

از سال 1348 که بحرین از ایران جدا شد، مردم اعتراضهای مختلف کردند، اما سلطنت طلبها گفتند بجای ان، تنب کوچک و بزرگ را گرفتند! البته آنها در همه جای ایران این خیانت را کردند. گفتند که انسوی اروند را دادیم، بجای ان کشتیرانی در اروند را گرفتیم!(قرارداد الجزابر 1975) ارارات را دادیم و چند روستا را عوض کردیم، هیرمند را دادیم و مانع از جنگ و برادر کشی شدیم! حالا دم در آورده می گویند بحرین از اول مال ایران نبود! یا می گویند زمان قاجار واگذار شد. زمان قاجار که حسابش جدا است، نقشه ایران کوچک و کوچکتر شد، چون مردان کوچکی بودند، و قدرت اداره مملکت بزرگ را نداشتند، و ممالک محروسه، فقط لفظ قلم آنها بود. این بدبختی پادشاهان را می خواهند، با یاد کوروش تسلی بدهند! آدم جعلی که نامی از ان در هیچ کتاب تاریخی نیست. و همزمان با ایجاد اسرائیل، در ایران جعل شد. یک بنایی را هم دزدیدند و بنام او کردند. وروز 7ابان را هم بنامش زدند. آنها فقط به این سوال جواب دهند: اگر کورش وجود خارجی دارد، چرا انگلیس و آمریکا از ان حمایت می کنند؟ آنها که همیشه ایران را استعمار و تجزیه نمودند، چطور به کورش علاقه پیدا کردند؟ زیرا کورش به گفته خودشان، همه دنیا را برای ایران تسخیر کرد. برای هرکدام یک شاه تعیین نمود، و خودش هم شد شاه شاهان، یعنی شاهنشاه. اگر کورش را قبول کنند، باید انگلیس را هم به ایران پس بدهند! مصر و شامات و چین و ماچین که، جای خود دارد. همزمان با یاد آوری کورش، در عراق و لبنان تظاهرات بر علیه ایران راه انداخته اند، که آنجا را از ایران جدا کنند. در زمان جدایی بحرین هم این کار را کردند: اول گفتند آنها عرب هستند! و ما با عربها دشمن هستیم، پس بگذار بروند! بعد هم در بحرین تظاهرات ساختگی درست کردند، که آنها می خواهند از ایران جدا شوند. الان هم خام کردن مردم، به یاد کورش برای این است که: عراق و یمن و شامات و لبنان را، از ایران ناراحت کنند، تا آنها هم جدا بشوند. درحالیکه به نظر می رسد: قضیه برعکس است. کورش از کلمه قریش گرفته شده است، قرشی یا کورشی به عده ای گفته می شد که: از ایران به عربستان رفته بودند. و از نوادگان اسماعیل پسر ابراهیم ع محسوب می شدند. زیرا اسماعیل ایرانی بود، و در ایلام بدنیا آمده، ولی به دلیل مذهبی پدرش او را به عربستان برد، همچنان که پسر دیگرش را به فلسطین برد. یعینی یهودیان (بنی اسرائیل) با قریش پسرعمو بودند، و همه هم، ایرانی. از سوی دیگر: جم یعنی جمشید و اران یعنی ایران، و جماران به معنی آن فر ایرانی است، و اشاره به امام خمینی دارد، که از نوادگان اسماعیل(سلسله سادات) می باشد. لذا تاریخ واقعی، درست برعکس گفته های انها است. حکومت سادات که الان در: یمن و لبنان و عراق و سوریه است، نشان از ان فر ایزدی است، که از زمان جم(یعنی ابراهیم بزرگ) در ایران پدید آمده، و تا امروز سلسله وار خود را حفظ کرده، و چون خورشیدی جهانتاب، برعالم می تابد. علائم و مدارک زیادی وجود دارد که: همه مردم دنیا ایرانی هستند، و تنها کسی می تواند جهان را متحد کند، که از سلاله پاک این(حضرت ابراهیم ع) خاندان باشد. پیامبر اسلام پیش بینی های زیادی در مورد ایرانیان، و کمک آنها به امام زمان دارد. علوم پیشرفته را نزد ایرانیان می داند، و در تفسیر (و آخرین لما یلحقوا بهم) به سلمان فارسی اشاره می کند و می فرماید: از قوم ایشان هستند که بعدا به ما ملحق می شوند. تنها در این فرضیه است که جهان، یک دست و متحد به نظر می رسد، و تفرقه و جدایی و دشمنی در ان جایی ندارد. همه دنیا با ایدئولوژی الهی، و با پرچم واحد، حکومت واحد جهانی را خواهند داشت.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : کمپین بار پس گیری بحرین،
لینک ها :

گفتگو برخلاف ظاهر زیبای آن، امری شیطانی است! مگر اینکه در چارچوب رحمانی باشد.( لَا خَیْرَ فِی كَثِیرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ..)یکی از اشکال آن مناظره است، که همیشه ابزاری برای تحقیر اسلام بوده. دشمنان با طرح مناظره در ملا عام، حتی در صورت شکست، با افزونه بار تبلیغی، آن را وسیله ای برای تحقیر حقیقت می کردند. بارها و بارها در جلسات مناظره، همه طرفها، از امام رضا ع شکست می خوردند، ولی مگر دست بردار بودند؟ زیرا هدف برگزار کننده، جوسازی علیه دین بود. در مذاکره که نوع دیگر گفتگو است، معمولا دو طرف وزن مساوی ندارند، لذا اغلب به ضرر کم وزن ها است، آنها هم که از قبل محکوم بودند، از این ببعد بیشتر مورد حمله قرار می گیرند. نمونه آن مذاکره اشعری یا صلح امام حسن ع است. با اینکه پیمان نامه هم نوشتند، ولی پیمان نامه را زیر پا گذاشتند، و درست برعکس ان عمل کردند. گفتگوی جمعی یا همان گفتگوی تمدن ها، شکل دیگری از این است که باعث تولید: داعش و القاعده و طالبان شد. زیرا استکبار جهانی نمی دانست: حرف تازه انقلاب اسلامی چیست؟ لذا کور کورانه با آن مبارزه می کرد، و همیشه عقب نشینی به او تحمیل می شد. اما از جلسات گفتگو، متوجه اصل منظور انقلاب اسلامی شدند، لذا پادزهر ان را آماده کردند! اگر ایران ادعا می کرد: ولی فقیه دارد و روحانیون تحصیلکرده، در راس امور هستند، آنها رفتند و سه هزار مدرسه طلبگی! فقط در پاکستان درست کردند و گروه طالبان را، به جهان عرضه کردند. اگر ادعا شهادت طلبی و نترسیدن از کشته شدن بود! آنها گروه القاعده را سامان دادند. اگر ادعای این بود که شعار الله اکبر می دهیم، و به قران و عربی تسلط داریم! آنها گروه داعش را درست کردند. یعنی دقیقا نکته را گرفتند، و به روش خودشان برعلیه ما استفاده کردند. به عبارت بهتر گفتگو، وسیله ای شد تا رازهای نهانی افشا و: در اختیار دشمنان قرار گیرد، چیزی که امام صادق ع، یکی از اصول مومن بودن فرد را، حفظ اسرار می داند. اما لیبرال ها یا اصلاحطلبان ایرانی، درس نگرفتند و گفتگوی تمدن ها را، درسطح کوچکتر ادامه دادند! چه در مسئله برجام و چه در گفتگوهای: دوطرفه سوری_سوری(آستانه و سوچی) یا: اصرار بر مذاکرع یمنی –یمنی و: اخیرا هم عراقی-عراقی! که نتیجه ای جز زمین گیر شدن نیروهای وفادار انقلاب اسلامی، و یا بهار عربی ندارد. زیرا در جلسات گفتگو، اسرار فاش می شود و دشمن، به طرح های عملیاتی پی می برد و: پاتک می زند. به همین دلیل هیچ پیشنهاد گفتگو، مخصوصا بین دشمنان، نباید مطرح شود بلکه فقط رفراندوم گذاشته شود. تا اصول دمکراسی یعنی حاکمیت اکثریت، برقرار شود. در این صورت جمهوری اسلامی در عراق و یمن ولبنان، برقرار خواهد و رهبران آنها هم، از سلسله سادات خواهند بود. اما هر روش دیگری از جمله گفتگو، باعث خواهد شد همان اصول قومیت پرستی، حاکم شود و برای همیشه شاهد: درگیری های طائفه ای باشیم. در یمن الحوثی ها، با اینکه اکثریت هستند، ولی در گفتگوها فقط یک قبیله محسوب شده! طرف مقابل دهها قبیله، خواهند بود و یک رای در مقابل چندرای انها، بی اثر می شود. مانند اول انقلاب که هر روز، یک گروه کمونیستی درست می شد، با اینکه حزب جمهوری بسیار بزرگ بود، ولی با سازمان تازه تاسیس پیکار، رای مساوی داشت! در لبنان هم بزرگترین حزب جهان، یعنی حزب الله یک رای دارد! یهودی های نیم درصدی هم یک رای! یا در عراق کردهای اقلیت، شیعه اکثریت یک رای.  در عراق هزاران قبیله وجود دارند، و میتوانند درمقابل گروه بزرگ مقتدی صدر، بالاتر باشند! در سوریه، رهبران اقلیت، خود را بهتر ازبشار اسد می بینند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : گفتگوی تمدنها یا تولید داعش؟،
لینک ها :

دنیا امروزه نیاز به قدرت مانع شونده دارد. قدرتی که بتواند مانع تجاوز آمریکا به عراق شود، و مانع از تجاوز ترکیه به سوریه و اسرائیل به غزه.  این امر نیازی به تعریف جدید از مرزها ندارد، و شاید مرزبندی نیاز نباشد. باید اجازه داشته باشد هرجا، آمریکا می رود به دنبالش رفته، آنها را بیرون اندازد. اگر هند به کشمیر تجاوز می کند، یا روسیه به اکراین هیچ فرقی برای او نداشته باشد. واین امر بسیار ساده است. زیرا که آمریکا با کمترین نیرو، وارد عراق شده یا ترکیه به سوریه حمله کرده است. اگر یک موشک یا راکت به سوی آنها پرتاب شود، راه خود را برمی گردند. اما وقتی کسی جلودار انها نیست، افسار گسیخته جلو می روند و نتیجه آن، کشتار مردم بی گناه یا: آواره شدن آنها در این زمستان سرد است. سازمان ملل تا کنون نتوانسته، این امر را تحقق بخشد زیرا خودش، یکی از ابزار های تسلط آمریکا است. لذا باید نیروی جدیدی در جهان، برای حفاظت از صلح و آرامش و: دفاع از مظلومین تشکیل شود. مرکز آن را می توان در یمن، یا در جنوب لبنان باشد. یگان موشکی باشد کافی است، و تولید موشک به فراوانی است، و میتواند جوابگوی نیاز های انها باشد. براساس ایه ای از قران نیز، چنین نیروی بازدارنده ای برای جهان نیاز است: وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ المنکر، و باز براساس آیه قران: (الصلح خیر)، امر به خیر یعنی امر به صلح است، و نهی از منکر نهی از جنگ و ستیز است. اما چه کسانی میتوانند، یا صلاحیت آن را دارند؟ قرار بود سازمان ملل چنین نقشی داشته باشد، ولی به جای دعوت به صلح، شورای امنیت دستور جنگ صادر می کرد. همچنانکه آمریکا مدتی نیروی: واکنش سریع یا بازدارنده تشکیل داد. ولی بجای صلح، جنگ و خونریزی را به ارمغان آورد. همه مظلومان جهان مورد ستم واقع شده، و کشته یا آواره شدند و قدرتمندان و زور گویان، بر قدرتشان اضافه شد. به نظر می رسد که تنها راه، تشکیل گروه ضربت در یمن باشد. الحوثی ها برگزیده شدند، تا همه مستکبران جهان را بر سر جایش بنشانند. آنها نباید در تله تجزیه طلبان باشند، که مامورند نیروی هر دو طرف یمنی را، از بین ببرند. موقعی که یمن با آل سعود می جنگد، خداوند قدرت بزرگتری به او عطا می کند، ولی وقتی به پیشنهاد لیبرالهای ایرانی، به سوی گفتگوی یمنی – یمنی می رود، همیشه بازنده است. زیرا که طرح دشمنان، ایجاد دشمنی بین ملتها است. در واقع کینه های قدیمی استعمار را، به یاد آنها می اورد و آنها را، در دام حود اسیر می کند. حتی در سوریه، تا موقعی که داعش بود، سوریه موفق عمل می کرد، ولی در دام گفتگوهای سوری-سوری افتاد زمینگیر شد. زیرا به معنی تجزیه یک ملت، و رسمیت یافتن رو در رو قرار دادن آن هاست. که همان سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن است. روزولت می گفت: اگر در جنگ جهانی دوم، روسیه اسلحه بخواهد به او می دهیم! واگر روسیه قوی شد، به آلمان کمک می کنیم! اجازه می دهیم آنها آنقدر از یکدیگر بکشند، تا دشمنی برای امریکا باقی نماند! هیچگاه این گفتگوهای درون ملتی، به نتیجه نرسیده بلکه به تحریک دشمنان بیشتر هم شده است. لذا یمن ماموریت دارد که: آل سعود را از بینببرد و مرکز فرماندهی اسلام باشد، وهمان امت وسط باشد. او با تجهیزات پهبادی و موشکی خود، میتواند در جامو و کشمیر یا در سوریه آرامش ایجاد کند. زیرا که ترکیه متجاوز است، و کسی مقابل خود نمی بیند. آمریکا هم عراق را حیات خلوت خود کرده. عراق هم الان درگیر گفتگوی عراقی-عراقی است. و می بینیم مثل لبنان و یمن شده، نه فقط نتیجه ای ندارد، بلکه اعتراضات قبیله ای را بیشتر و شعله ورتر می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : نیروی بازدارنده اسلامی،
لینک ها :

از کسی که امید به او دارد. لذا قهر کردن مردم با خدا، به معنی دشمنی با خدا یا انکار او نیست. بلکه امید توجه بیشتر را دارند. یعنی با قهر کردن می خواهند: امتیازات بیشتری از خدا بگیرند. همانطور که بچه ها هم به این شکل عمل می کنند. لذا دستور اسلامی این است که: اگر کسی قهر کرد شما آنها را آشتی دهید، و از قهرشده بخواهید توجه بیشتری به: قهر کننده داشته باشد. یا اینکه گفته شده: نگذارید مدت قهر طولانی شود. پس یک اصل مسلم است که: قهر با دوستان است نه با دشمنان. متاسفانه در ابعاد سیاسی، این موضوع خلط می شود! یکی از مسئولین شاید از سرنادانی گفته است که: چهل سال است نمی دانیم با دنیا تعامل کنیم، یا خیر! او نمی داند طرف قهر همیشه دوستان هستند، والا بین دشمنان که قهر معنی ندارد. چون دشمنان از همدیگر جز دشمنی انتظار نمیرود. بحث امیداواری و یا انتظار خیر از انها، امری بیهوده است. وقتی که ایران با عربستان دشمن است، نه بخاطر مسائل شخصی یا پیش پا افتاده است. بلکه اساسا رژیم آل سعود، برپایه خون ریزی بنا شده، و با کشتن شیعیان ادامه پیدا کرده. از همان ابتدا که در فیلم سلطان شن ها می بینیم، از مردم مکه و مدینه آنقدر کشتار می کنند، که مسجد پیامبر پر از خون می شود. بعد هم با خونهای تازه: مسلمانان کشته شده، وضو می گیرند و نماز می خوانند. آنها همه آثار تاریخی را در مکه و مدینه تخریب کردند، وهنوز هم اجازه باز سازی بقیع را نمی دهند. یا اسرائیل همینطور: تاریخ فلسطین گواه است که: آنها جز ترور و کشتار کاری نداشتند. آنهم از کسانی که هیچ گناهی نداشته، در سرزمین خود کشته می شدند، و زمین های انها غصب می شد. وهنوز هم بعد از 70سال اجازه باز گشت به آنان نمی دهند. سفید پوستان نژاد پرست آمریکا از این بدتر! آنها سرخپوستان را با کشتار وسیع، از سرزمین های خود بیرون کرده اند، هنوز هم راضی نیستند که: حق سرخپوستان را بدهند یا: به اشتباهات خود اعتراف کنند. بنایر این زر وزور و تزویر، یا همان امپریالیسم و صهیونیزم و ارتجاع عرب، دشمنان اصلی بشر هستند. و انقلاب اسلامی اساسا با انها در تضاد است. و تا موقعی که اشتباهات خود را جبران نکنند، و صاحبان حق را راضی نکنند، دشمنی انقلاب اسلامی با آنها ادامه دارد. پس معنی ندارد ما بگوییم هنوز مشخص نیست! خط امام خمینی و بعدا خط امام خامنه ای، همین است. و تا حالا تغییر نکرده که: کسی بخواهد صحبت از نمی دانیم! بکند. مشکل آنها هم همین جا است. آنها تمام دنیایشان: صهیونیزم وامپریالیزم و ارتجاع عرب است. وبقیه را دنیا نمی دانند! یعنی اگر سازمان ملل 197 کشور عضو داشته باشد، و فیفا 202عضو! فقط سه تای انها مهم هستند، بقیه داخل آدمیزاد نیستند. بنابر این تعامل با دنیا در نظر انها، یعنی به رسمیت شناختن اسرائیل، آل سعود و آمریکایی های نژاد پرست است. لذا تعامل با 194 کشور دیگر ارزشی ندارد، و اصلا نباید به حساب بیاید. به همین دلیل گاهی توهم به انها دست می دهد و: فکر می کنند مقام معظم رهبری گفته که: با امریکا مذاکره کنید، و گاهی می گوید مذاکره نکنید! یا گاهی می گوید اسرائیل را به رسمیت بشناسید، و گاهی می گوید نشناسید. و یا آل سعود همینطور. ولی انها بدانند ما با همه دنیا تعامل داریم، جز این سه کشور، که نماد استکبار جهانی هستند. تعامل با آنها مشروط به آن که: دست از ظلم و ستم بردارند. و حقوق پایمال کرده دیگران را پس بدهند. اگر نتانیاهو به آمریکا برود، و برای خودش کشاورزی کند، کسی با او کاری ندارد! یا اگر ترامپ در برج خود بنشیند، و تجارت کند و یا آل سعود، به درعا برگردند و دامداری کنند، کسی با انها کاری ندارد! دنیا گلستان می شود. ایا درک این مسئله خیلی سخت است؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : انسان از چه کسی قهر می کند؟،
لینک ها :
یکشنبه 5 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

ماهیت هر انقلابی جهانی است، زیرا جهان بینی دارد، و می خواهد جهان را تغییر دهد. اما وقتی جلوی ان را می گیرند، چه می شود؟ انقلاب اسلامی ایران، در همان روزهای اول به جهان صادر شد! وقتی که امام خمینی در پاریس، سخنرانی می کرد همه دنیا می شنیدند، و می دانستند چه می گوید، و چه می خواهد. اما باور ان برایشان مشکل بود. می گفتند یعنی یک نفر می تواند: اینهمه قدرت ها را از بین ببرد؟ وقتی امام خمینی پای به ایران نهاد، یک درجه از این اطمینان حاصل شد: جهان دید که تمام توپخانه ها و بمب افکن ها، موشک ها و راکت ها از کار افتادند، و امام خمینی در کمال سلامت از پاریس تا تهران آمد. بعد هم با قدرت تمام در بهشت زهرا گفت: من دولت تعیین می کنم و تعیین کرد. باز هم کسی نتوانست کاری کند. ناچار همه مخالفان درصف واحد قرار گرفتند، و ضد انقلاب شکل گرفت. که قصد داشت فرار به جلو کند، و از خمینی هم انقلابی تر شود! مجبور بود با احتیاط عمل کند. ابتدا شعار های مسالمت آمیز دادند: مثلا زنان بدحجاب را به خیابانها فرستادند، تا چادر را مسخره کنند! و حقوقدانان خود را گسیل داشتند، تا قوانین اسلام را بدوی و وحشی معرفی کند! اجرای حدود الهی را یکی پس از دیگری، زیر سوال بردند. مدتها روی قطع انگشتان دزد کار کردند. زیرا خودشان دزد بودند، از اینکه یک روزی دستشان قطع شود، می هراسیدند. بعد رفتند سراغ اعدام! و گفتند که اسلام دین شمشیر و کشتار است، و خشن و غیره. اما باز وسعت انقلاب اسلامی بیشتر شد: مردم دیدند همه این احکام برای: امنیت و سلامت جامعه است. زیرا وقتی دزدان و غارتگران، نا امن باشند و هزینه دزدی آنها سنگین باشد، جامعه در امنیت به سر خواهد برد. لذا همه دنیا به ایران پیوستند.ابتدا  در عراق خواستار جمهوری اسلامی شدند. زیرا کتاب ولایت فقیه در انجا نوشته شده بود! لذا دشمن به لرزه افتاد و با تحمیل جنگ بر ایران، خواست مانع صدور انقلاب شود. امام خمینی هم فرمود: راه قدس از کربلا می گذرد. یعنی راه صدور انقلاب از قم به قدس، یا از تهران به تل آویو است. با سقوط تل آویو و ازاد شدن قدس، انقلاب جهانی خواهد شد. دشمن نیز، بیشترین نیروی خود را در این جبهه مستقر کرد، تا مانع صدور انقلاب شود. ولی جنگ صدامیان شکست خورد، و عراق یکپارچه به دست اسلامیان افتاد، و به تبع آن سوریه ولبنان و یمن هم، به خط مقاومت پیوستند. همدستی آل سعود و اسرائیل و امریکا، برای جلوگیری از صدور انقلاب باعث شد تا: این بار ضد انقلاب صادر شود، و آلترناتیو انقلاب شود. اکنون که شاهد اعتراضات ساختگی: این سه شیطان در لبنان و عراق هستیم. مایه امید است. چون آنها که قبلا ارتش داشته، و قدرت اول جهان بودند نتوانستند کاری کنند. طبیعی است با دستان خالی، ومردوران قهوه خور! هم هیچ غلطی نمی توانند بکنند. فقط این شلوغی ها باعث می شود: تا فتنه جویان از سوراخ هایشان بیرون بیایند، و مردم آنها را بهتر بشناسند. وقتی سفارت عربستان در بیروت، به همه آشوبگران قهوه و شیرینی می دهد، توهم آنها این است که: انقلاب اسلامی به مدد کیک و ساندیس( نوشابه) دولت ایران در راهپیماییهای بزرگ، یا غذاهای نذری (برکات) دولت عراق (در پیاده روی اربعین) است. لذا، آنها هم همایش اربعین از نوع خودشان را، راه اندازی کرده اند. نمی دانند که این کار بودجه آنها را ضعیف تر کرده، وعقبه آنها را ازبین خواهد برد. مردم لبنان و عراق برکات آنها را می خورند، ولی به کشور خودشان خیانت نمی کنند.  لذا زمینه برای اتحاد جماهیر اسلامی بزرگ فراهم می شود. چنانچه عراقی ها در قم، در حرم حضرت معصومه در حال: تهیه و توزیع دهها هزار غذای نذری هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : صدور ضد انقلاب،
لینک ها :

دولت اعلام می کند که: صادرات افزایش یافته، در حالیکه نمی داند واردات چند برابر آن شده است. با یک حساب سرانگشتی، این قابل اثبات است! اول اینکه همیشه برای واردات است که: کشتی ها صف بسته اند و نوبت های چند ماهه می گیرند، حتی  هزینه روی آب بودن را هم به آن اضافه می کنند. اما صادرات در کدام صف هست؟ معلوم نیست شاید در صف امضا . دوم اینکه همه صادر کنندگان هم، به شرط واردات، صادر می کنند! یعنی دو برابر آنچه صادر کرده اند وارد می کنند! یک برابر برای مواد اولیه، یک برابر هم برای ماشین آلات. سوم اینکه واردات از چیزهایی است، که نباید وارد شود! مانند خودروهای گرانقیمت و کالای لوکس و غیره!  صادرات هم کالاهایی است که نباید صادر شود مانند: خام فروشی نفت و مواد معدنی. چهارم اینکه چند برابر واردات رسمی، واردات قاچاق است: قاچاق کالا و ارز هم از کالاهایی است، که نباید وارد یا صادر شود. مواد مخدر ، مشروبات الکلی، البسه و وسایل دیگر عیش و نوش، وارد می شود که نباید بشود. صادرات قاچاق هم چیز هایی است که نباید صادر شود! مانند قاچاق کالاهای اساسی ، نفت و گاز، میراث فرهنگی، عتیقه جات، خاویار و.. به اینها اضافه کنید کالای همراه مسافر. که نه تعرفه دارد ونه در آمار گفته می شود. چون آمار نیست، لذا دولت اعلام می کند: صادرات کالا بیشتر از واردات شده است، و تراز ما مثبت است. آنهم فقط کالاهای غیر نفتی. اما وقتی به واقعیت برویم، موضوع کاملا برعکس می شود. مثلا اگر دولت ایران اعلام می کند» ما اصلا واردات پوشاک نداریم ، دولت ترکیه می گوید: ما شش میلیارد دلار البسه به ایران صادر کرده ایم. دولت می گوید از آمریکا خرید نداریم، و در تحریم ظالمانه هستیم! در حالیکه همه کالاهای لوکس و مصرفی مهم ایرانیان، آمریکایی اصل است. یک نمونه پارچه چادر مشکی است. چادر مشکی بالاترین مصرف را در ایران دارد، ولی دریغ از بافت یک متر ان در داخل کشور، زیرا ژاپنی ها و چینی ها دست به کمر، حاضر به خدمتگذاری به ایرانیان هستند. با اینکه بودایی و ضد دین هستند، ولی حتی برای ما سجاده و مهر و جانماز و عطر هم می سازند. و به ارزانترین قیمت تحویل می دهند. اخیرا هم که ناو جنگی به » خلیج فارس فرستادند تا: اولین ضرب شست خود را با ایران! امتحان کنند. شب عید نوروز از افتخارات ملی ماست. در سازمان ملل بنام ایران ثبت شده، دریغ از یک آجیل ایرانی! تخمه ژاپنی بادام هندی، پسته چینی و..حتی فندق برزیلی. این نشان قدرت ایرانیان است، که توانسته اند تمام دنیا را به خدمت بگیرد، تا در برگزاری جشن نوروز، هیچ کم و کسری نباشد. تاثیر این سیاست های تجاری دوگانه چیست؟ مهمترین فایده این نوع زندگی، فریب دادن ضد انقلاب است. ضد انقلاب می بیند که هیچ تولیدی در ایران نیست، و همه کالاها مصرفی است، لذا به طرف مقابل می گوید ایران را تحریم کنید! آنها مقاومت میکنند، و می گویند که پس سود ما از تجارت چه می شود؟ ناچار به آنها طلا می دهد! یا اطلاعات می فروشد. جالب است بدانید این طلاها را از آل سعود می گیرد، و اطلاعات را از اسرائیل! بعد بابت همین اطلاعات رایگان، از انها پول هم می گیرد.   و همه را به سرپل های خود در ایران می رساند. لذا نقدینگی در ایران زیاد می شود، مردم سراغ بازار می روند، در بازار جنس کم می شود، آنها هم دست به واردات قاچاق می زنند. این سیکل معیوب کاری می کند که: فقط ضد انقلاب سرش بی کلاه می ماند! و طلاهای آنها هر روز کمتر می شود. در حالیکه آمریکا همه نوع کالا به ایران می فروشد، و پولش را می گیرد، ولی انها فکر می کنند: ایران در تحریم است و مردم از گرسنگی می میرند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا واردات دهها برابر صادرات است؟،
لینک ها :

دولت هرسال اعلام می کند کسری بودجه دارد، تا صندوق ذخیره ارزی را خالی کند! در حالیکه فقط در چند ماهه اخیر، سه برابر کسری بودجه از مفسدان اقتصادی پس گرفته شد، و از طریق قوه قضائیه به حساب خزانه واریز گردید! بودجه ریزان در ایران، به دلیل بی اعتنایی به عدالت اجتماعی، همیشه درگیری های موهوم ذهنی را مطرح می کنند، تا درجامعه تشویش ایجاد کنند، و مدیریت کشور را زیر سوال ببرند. آنها فقط به خزانه آمریکا و صندوق بین المللی پول فکر می کنند. تا هر طوری شده درآمد های نفتی و ارزی ایران را، چپو کرده به آمریکا یا کانادا و اروپا بفرستند، و بعد هم با فریاد (آی دزد، ای دزد) همه را به گردن مسئولین کشور بیاندازند. یکی از این پولها همان دلار 4200تومنی است! که میلیاردها دلار ثروت کشور را، به بهانه کالاهای اساسی به خارج منتقل کردند. و این کار سالها است که به بهانه: کالاهای اساسی انجام می شود! کشاورزان ایرانی ذرت در دستشان مانده، و به بلال فروشی سرچهار راهها روی اورده اند! آقایان میلیاردها دلار در سال، برای واردات ذرت می دهند! بعد هم این ذرت دلیل خاصی دارد، که هیچکس نمی داند و آن اینکه: برای روغن گیری در شرکتهای آل سعود در ایران است، تا با تغییرات ژنتیکی مردم ایران را عقیم کنند! زیرا ذرت ایران را نمی توانند. براساس تحقیقاتی که انجام شده: روغن های مصرفی کارخانجات سعودی در ایران، مخصوصا در ساندویچی ها و فلافل فروشی ها، باعث کوچک شدن آلت مردانه می شود، که مانع بزرگ ازدواج های جوانان امروز ایران است. اصولا این 14میلیارد دلاری که به اسم کالاهای اساسی است، باید از بودجه حذف شود، چون شرکت های دانش بنیان ایران، قادرند همه چیز را تولید کنند. ولی دلار فروشان! آنها را از میدان به در می کنند. بطوریکه بسیاری از انان، گرفتار زندان هستند. زیرا برای خودکفایی ایران، راههای تولید را پیدا کرده، کارخانه تاسیس کرده، تا مرحله امضای قرارداد پیش رفته اند. ولی ناگهان با یک بحران ساختگی، دولت مثلا مجبور شده! سریع وارد کند، و آنها را ورشکسته و روانه زندان کرده، تا دیگر کسی به فکر خودکفایی و تولید داخل نباشد! علاوه بر این، بزرگترین هزینه های دیگر دولت، که قابل حذف است، یکی هزینه بهره بانکها است، دیگری دستمزد مدیران. علت فریاد برای کسر بودجه برای این است که از: سیستم بانکی قرض بگیرند. یعنی این بار خالی کردن خزانه ریالی هدف است. بطوریکه دولت مجبور شود: هر سال پول چاپ کند! در حالیکه پول هست، و حجم نقدینگی بالا هم آن را ثابت می کند. فقط این وسط بانکها آن را بعنوان: حقوق مدیران و هزینه های بهره، از دولت می گیرند و با بهره های سنگین، بین مردم توزیع می کنند. تا خزانه دولت خالی شود، و حجم نقدینگی بالا رود. و موجب تورم و نارضایتی مردم گردد. دستمزد خالی کنندگان صندوق ذخیره ارزی و ریالی هم، به نسبت این سرقت ها، در بالاترین سطح پرداخت می شود. بطوریکه حقوق ثابت وعلنی آنها، صد برابر حقوق پایه یک کارگر است. همه اینها از بودجه دولت پرداخت می شود، ولی با شگرد های حسابداری دولتی، ان را در میان پروژه های عمرانی! و ماده 17 و امثال آن پنهان می کنند. دیوان محاسبات و دیگران را هم، به این حقوقهای کلان آلوده می کنند، تا پیگیری نباشد. بنده چند سالی کارشناس مالی بازرسی کل کشور بودم، هرچه گزارش خلاف داده می شد، رئیس بازرسی آن را نادیده می گرفت! مثلا در مورد کمیته امداد، پدر شهید فتاحی منش! رئیس قست بازرسی بود، که از عواطف او استفاده می کردند، تا گزارش های سوء جریان را اصلا نمی نوشتند! تا بتواند ایران را گداخانه و صدقه جمع کن معرفی نماید


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چند برابر کسری بودجه!،
لینک ها :
برگزاری همایش حانه احزاب نشان داد که: کل احزاب جهان با شفاف سازی مخالف هستند، و می خواهند مثل دولت ها، همه تصمیم ها را در پشت در های بسته بگیرند! خبرنگاران را هم گزینشی دعوت کنند، تا فقط مصوبات آنها را اعلام کند! پس نتیجه می گیریم، دولت های آینده هم، با شفافیت مخالف بوده و بناچار، در دام فساد خواهند افتاد. براساس اعلام رسمی، جلسات خانه احزاب در سالن 600نفری وزارت کشور برگزار شد. ولی وقتی خبرنگاران مراجعه کردند، آنها را بیرون نموده و گفتند: فقط کسانی به داخل بیایند که دعوت شده اند! البته بیرون انداختن خبرنگار، رسم همه ارگانهای دولتی در تمام جهان است! چون آنها نمی خواهند: سوالهای دقیق پرسیده شود، بلکه فقط می خواهند میرزا بنویس باشند: و عکس و تفصیلات را، از روی سایت خودشان بردارند، تا هیچگونه راه انتقادی نباشد. این امر به معنی عدم شفافیت است، که قبلا آن را سانسور می گفتند. یعنی مردم از زبان خبرنگاران، چیزی را بشنوند که دولت یا احزاب می گویند. و برای این کار، به خبرنگاران رشوه هم می دهند. بنابر این خبرنگار آزاد، که می خواهد حرف تازه ای بزند، یا سوال جدیدی بپرسد، تسویه می شود! مواجب اوهم قطع می گردد. گاهی از محل کار خود اخراج، یا اخطار با درج در پرونده می شوند. نمونه این دیکتاتوری خبری را، در دو حرکت رئیس جمهور و معاون اول او می بینیم! معاون اول از قول رهبری می گوید که: ایشان اف ای تی اف را تائید کرده! یعنی برای آدم زنده، وکیل و وصی می شود، دروغ هم می بندد. که بعد سخنگوی مجمع تشخیص مصلحت، آن را تکذیب کرد. معلوم می شود که قبلا این کار ها را زیاد کرده بودند، یعنی بنام رهبری همه چیز را حقنه می کردند، این یکبار از دستشان در رفت! و بعد از این هم بیشتر باید مواظب باشند! چون بالاخره خبرنگارانی هستند، که قید همه رشوه ها را زده اند و: ممکن است دروغ آنها را بازهم برملا کنند. رئیس جمهور هم اعلام کرده که: می خواهد به مردم بگوید که: چه کسی کشور را تعطیل کرده! معلوم می شود تا حالا نگفته! و مطمئنا بعد از این هم نخواهد گقت! زیرا این لحن گفته، فقط یک تهدید است نه شفاف ساری. مانند احمدی نژاد هم، که درست در دوسال باقی مانده اش،( می کم می گم!) راه انداخته بود و بالاخره هم نگفت. میگفت لیست مفسد های اقتصادی، در جیب من است ولی جیبش خالی بود! چون دست کرد، دید نیست. متاسفانه احزاب هم دچار این بگم بگم. هستند. علت این همه آن است که: خودشان باعث تعطیلی کشور شدند. و می خواهند با این حرکت استفهامی! به گردن دیگران بیافتد، و برایشان هزینه هم نداشته باشد. البته کشور تعطیل نبود، و بن بست هم نداشت. این اقایان بودند که خودشان توهم: تعطیلی را ایجاد می کردند، و بعد خودشان هم آن را از تعطیلی در می اوردند. خودشان تورم را 50درصد می گفتند، الان هم خودشان تورم را تک رقمی اعلام میکنند! ولی کشور کار خودش را می کند، و به این قیل و قال ها کاری ندارد. اگر چند نفر از اصولگرایان (واقعی) کم شده، به اصلاح طلبها پیوستند، باکی نیست. زیرا میلیاردها نفر به اسلام و انقلاب پایبند تر شدند. شاید اصلا از لج اینها، مردم اصولگرا می شوند. آنها می خواستند به بهانه گفتگو با جهان، هولو کاست را تایید کنند! و رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسند، ولی مردم هر روز بیشتر ضد صهیونیستی شدند، و خط مقاومت  جهانی شد. می خواستند مذاکره با آمریکا، مشکلات را حل کنند. ولی دیدند که غرب خودش دچار مشکل است (کل اگر طبیب بودی سرخود دوا نمودی) هنوز هم صحبت از دنیای: دولوپ می کنند! و گرجستاتن و ترکیه را برای اقتصاد ایران الگو می دانند! غافلند که: همان گرجستان یا ترکیه، با تمام حمایتهای امریکا، و بی تحریمی! اگر بدون ایران باشند تلف می شوند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : ترس احزاب از خبرنگاران،
لینک ها :

لبنان نیز مانند اکثر کشورهای اسلامی، دچار بحران مزمنی هست که: سیاست آمریکا و انگلیس برای: تفرقه اندازی بین مسلمانان ایجاد کرده. آنها دموکراسی را برای خود یک جور معنی کرده، برای مسلمانان برعکس آن را عمل می کنند! مثلا مردم فلسطین در غزه، با یک انتخابات آزاد دولت قانونی هنیه را، انتخاب کرده اند ولی از نظر غربی ها، تروریست هستند! همینطور بزرگترین حزب دنیا در لبنان، با تمام اعضای فراوانش، به همین شکل متهم می شود. در عراق با اینکه ضد امریکایی ها رای مطلق را اوردند(جریان صدر)، ولی متهم به خشونت در برابر مردم خود می شود! اما در عربستان و امارات و بحرین، درست برعکس! با اینکه هیچ انتخاباتی صورت نمی گیرد! و مردم اسیر دست حاکمان خون آشام هستند، از نظر آنها کاملا دموکراتیک هستند. بن سلمان که قاتل هزاران نفر مثل قاشقچی هست، بزرگ مرد اصلاحات معرفی می شود. متاسفانه در ایران نیز اصلاحاتی ها، کاملا موافق و مدافع آن هستند. بطور مثال در حالی که بن سلمان، با کشتار وسیع مردم یمن، دستش به خون کودکان آلوده است، ولی دکتر ظریف در آرزوی رفتن به عربستان، و بوسیدن این دست کثیف است. شاید ظاهر قضیه این باشد که: می خواهد حاجی شود! آنهم از نوع رایگان و به خرج بن سلمان. اما آیا خدا این حج را از او می پذیرد؟ ظریف، بسیار دوست دارد که ایران با عربستان آشتی کند! یعنی تخریب قبور بقیع و: سیصد آثار تاریخی و مذهبی، قتل عام حجاج ایرانی را، در سالهای متمادی را فراموش کند! مگر ملت ایران با بن سلمان، خصومت شخصی دارد، که گذشت کند؟ بن سلمان، وارث خون های ریخته شده از آغاز تاسیس دولت سعودی، تا به قیامت است. می بینیم که آمریکا و انگلیس، اصلاحات بن سلمان و لیبرالیسم ظریف، در این نقطه به هم می رسند. لذا هیچگاه بحران منطقه پایان نمی پذیرد. زیرا به محض پایان یافتن غائله القاعده، فوری داعش را به راه می اندازند، و اگر داعش در سوریه و عراق مرد، آنها را به افغانستان پاکستان و جاهای دیگر می برند. اعتراضات مردمی در عراق و لبنان، از دوحال خارج نیست: یا اینکه مستقیما از سوی آمریکا و عربستان و انگلیس هدایت می شوند تا: دست ایران را کوتاه کنند و خودشان را از سقوط نجات دهند. و یا اینکه واقعا مردمی است، و به دنبال عدالت هستند. در حالت اول که، مهم نیست! زیرا اینگونه تحرکات، حالت رقیق شده قبلی است. در گذشته عراق، که صدام و خزب بعث و کمکهای تسلیحاتی: آمریکا و اروپا را داشت، نتوانست برعلیه ایران کاری کند! و به دار مجازات آویخته شد. این نوچه ها که: نه ارتش و لشکر دارند، و نه تشکیلات. بنابر این چه در لبنان و چه در عراق و جاهای دیگر، این تجربه ها صد درصد شکست آنها را رقم می زند. و جز بی آبرویی برایشان چیزی باقی نمی گذارد. چنانچه با وجود اعتراضات مزدوران آمریکایی، برعلیه همایش بزرگ اربعین، شاهد حضور دوبرابری مردم بودند، و هیچ غلطی نتوانسند بکنند. اما اگر واقعا مردمی است و مردم عدالت را می خواهند، راه حل آن هم ساده است: برگزاری رفراندوم و یا اصلاح قانون اساسی. زیرا قانون اساسی آنها را، خارجیها برای تشدید تضاد قومیت گرایی، نوشته اند تا آنها در داخل مرزها، همدیگر را از بین ببرند و نیازی به: خارجی ها نباشد. اگر قانون اساسی  برمبنای اکثریت شود، در تمام حکومت های دنیا، حامیان حق و عدالت، که همه از هواداران جمهوری اسلامی ایران هستند، بر سر کار خواهند آمد و دنیا، یک جمهوری اسلامی بزرگ خواهد شد. این است که هرچه شفافیت و جریان ازاد اطلاعات، بیشتر شود دروغگویان و سیاست بازان،  سریعتر مجبور به: ترک میدان سیاست خواهند شد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : رفراندوم، تنها راه حل بحران لبنان،
لینک ها :
چهارشنبه 1 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

    در قدیم معروف بود اگر کسانی با هم دعوا می کردند، و یکی زورش نمی رسید، می رفت بزرگترش را می اورد! تا بجای او دعوا کند. حالا امروز در فدراسیون فوتبال موضوعی مطرح شد که، نشان میداد ورود زنان به ورزشگاه، توطئه داخلی بوده! بعد که موفق نشدند، رفتند فیفا را آوردند! مسئولین ورزش ایران برخلاف دیگر کشورها، که عرق ملی دارند به هیچ وجه جمهوری اسلامی را دوست ندارند! و ماندن آنها در سازمانهای ورزشی، و فدراسیونها بخاطر این است که منتظرند: تا رژیم قبلی برگردد. علت اصلی ورشکستگی باشگاه های استقلال و پیروزی، بدهی انها یا این که پول ندارند، یا هوادار و اسپانسر ها کم می گذارند. بلکه این است که اصلا نمی خواهند: بنام جمهوری اسلامی موفقیتی ثبت شود. و همیشه در ذهن تماشاگران و هواداران فوتبال، اینطور باقی بماند که فقط راه حل رشد فوتبال، در گرو تغییر رژیم آخوندی است. زیرا اخوندها از ورزش سر در نمی آورند! نمونه آن اقدام یکی از جودوکاران برای تحریم: جودوی ایرانیان است! چون از اسرائیل دستور دارند که: رژیم ایران را تغییر دهند! توهم آنها این است که با جودو، رژیم ایران را ضربه فنی کنند. یا بایک آشوب دربی فوتبال، تاج شاهی بر سر نیم پهلوی بگذارند. آنها هنوز نام مکانها را به همان نام قدیم می خوانند! و هیچ تغییری را نپذیرفته اند. طبق اعتراف مسئولین فوتبال، چیزی بنام مقررات فیفا وجود ندارد! هرچه هست دستور العمل رژیم صهیونیستی، که با بهانه رویه ورزش اروپایی، خودشان دیکته می کنند. هرجا هم ببینند با طرح ها و: آئین نامه های دستوری رژیم صهیونیستی، نمی توانند پیش بروند، نام فیفا را به میان می اورند! آنها حتی حاضر نیستند در سایت فوتبال اسیا، زبان فارسی وجود داشته باشد! و می گویند: گوینده زبان ویتنامی بیشتر از زبان فارسی است. هنوز برای آنها تیمسار جهانبانی، همه چیز را دیکته می کند. و هیچ یک از مدیران ورزش را به رسمیت نمی شناسند. با اینکه تجربه ورزشی تیمسار شاهنشاهی، شاید 10سال بیشتر نبود ولی مسئولین ورزشی جمهوری اسلامی، چهل سال است که تجربه دارند. ولی هنوز استقلال همان تیم تاج! سال 41تا 56است. و با اینکه تاج فعلی! رئیس فوتبال است، ولی آن تاج چیز دیگری است. مثلث رزیم صهیونیستی، سلطنت طلبان خارج و داخل، دور ورزش چنبره زده اند، و دست بر نمی دارند. شاید حتی به قدرت بیشتری هم دست پیدا کرده اند. چون چهل سال است که می گویند: بابا ول کن! بگذار صاحبش برگردد! آن وقت درستش می کنیم. در ورزش کشتی و پهلوانی که بومی ایران است، وضع از این بدتر است. آن را به خاک سیاه نشاندند: فقط به این دلیل که رژیم صهیونیستی، باید به رسمیت شناخته شود. آنها می خواهند کاری که فانتوم ها بمب افکن ها، نتوانستند بکنند، با توهم زایی ورزشی این کار را به نتیجه برسانند. راه حل اینهمه آشفتگی یک چیز است: تحول اداری در ورزش. همانطور که مجلس برای وزارت ورزش، قانون تصویب کرد. برای زیر مجموعه های ان مانند فدراسیون ها، هیات های ورزشی نیز قانون تصویب کند. با تصویب قانون، وابستگان به ساواک و کاگب و سیا و اینتلیجنت سرویس، از بدنه ورزش تسویه می شوند. چون کسانی که مسئولیت قبول می کنند، باید از سوی ارگانهای ذیربط تایید شوند. کسانی که در اسرائیل دوره دیده، و می خواهند با ایجاد نارضایتی در ورزشکاران، زمینه رسمیت یافتن رژیم جعلی را فراهم اورند، قبل از تصویب قانون، خودشان فرار می کنند! نه اینکه به بهانه ورزش حرفه ای! همه قوانین اسلامی را زیر پا گذاشته، و به شغل جاسوسی و یا حمایت از اسرائیل روی بیاورند. هرجا کم آوردند بگویند: آخوند را به ورزش چه؟ که دخالت می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : روش برادر بزرگتر!،
لینک ها :


( کل صفحات : 272 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :