ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

تا مدتها بشر نمی دانست: ذخیره کردن یعنی چه! لذا هرچه  می کاشت می خورد، و هرچه داشت مبادله می کرد، یا دور می انداخت. تا اینکه حضرت یوسف ع  ساختن سیلو و ذخیره سازی را، با وحی الهی به مردم مصر آموخت. البته هر پیامبری مبعوث می شد، یک راه حل اقتصادی هم، برای مردم خود به اذن خداوند ارائه می کرد. مانند حضرت آدم که کشاورزی آموخت. یا حضرت ادریس کلاس داری و لباس دوزی، حضرت داوود ع ذوب آهن و ساخت زره، و حضرات دیگر نجاری، چوپانی و معماری های بزرگ  را، برای بشر هدیه اوردند، تا در کنار احکام جدید، رفاه بیشتری نیز به مردم داده باشند. همه این معجزات در طول تاریخ تحریف می شد، یا بنام دیگران ثبت می گردید. یا بعنوان تصادف! از ان یاد میشد: یعنی تصادفا آتش کشف شد تصادفا کشاورزی و خیاطی و نجاری را بشر آموخت. ولی آخرین معجزه، یعنی کتابت باقی ماند(قران)، بقیه را هم در آن درج کرد و: از دست تحریف نجات داد. علی ایحال، بعد از حضرت یوسف بود که: ذخیره سازی معنی پیدا کرد، مثلا در هند بودائیان به ذخیره طلا روی آورده بودند. وقتی نادرشاه به هند رفت،  هندی ها کادو های طلای زیادی، از جمله کوه نور و دریای نور را به او هدیه کردند. تا ذخیره طلای ایران تکمیل شود. غربی ها هم به دنبال طلای هند رفتند ولی موفق نشدند. ولی برخی از انها، تازه فهمیده بودند زمین گرد است، تصمیم گرفتند از راه دور زدن زمین، به ذخائر طلای هند، دست پیدا کنند. اما به جای هند سر از امریکا در اوردند، و سرخپوستها را هندی خطاب کردند! باکشتن آنها طلاهایشان را صاحب شدند! ولی وقتی با طلاهای زیاد برگشتند گندمی در کار نبود! زیرا همه کشاورزان به: سوداگری طلا مشغول شده بودند. دیدند طلا را نمی شود خورد! اگر از کشورهای دیگر هم می خریدند، برایشان بسیار گران تمام می شد. وباید همه طلاهای خود را می دادند، فهمیدند طلای اصلی گندم است!(کشاورزان گنجینه های خداوند هستند). و این را عصر سوداگران: در تاریخ علم اقتصاد می نامند. اما این اولین تجربه انحرافی؛ آنان را وادار کرد که طلا را ذخیره نموده،  بجای ان کاغذ یا اسکناس منتشر کنند. طلا پشتوانه جدید پول و اقتصاد شد. اما در جنگ دوم جهانی، انفجار بمب اتم در هیروشیما توسط آمریکا، با قدرتی که به آمریکا داد، ذخیره اورانیوم جای طلا را گرفت! هرکس به آمریکا جنس نمی فروخت، تهدید به بمب اتمی شده، کوتاه می امد و تابع می شد. هیچکس هم اجازه دسترسی به بمب اتم را نداشت: باید اورانیوم خود را به آمریکا می فروخت. تا اینکه ایرانیان، اقدام به تاسیس نیروگاه بوشهر کردند. آنها دانش غنی سازی را، که خودشان به امریکا برده بودند، برگردادند. قدرت از امریکا گرفته شد، و به ایران منتقل گردید! لذا در سال 1979 بازگشت دانشمندان، به همراه بازگشت رهبری محبوب، مرگ آمریکا را امضا نمود. آمریکا دست و پای زیادی زد: تا ایران هم مانند دیگر کشورها، فقط خریدار تکنولوژی باشد! لذا دست به تحریم زد، وبرجام را نوشت اما نتوانست. تا اینکه دانشمندان ایرانی: برجک او را نشان گرفتندو: پوز او را به خاک مالیدند: با ساخت دستگاههای پیشرفته، بمب اتم آنها در پهباد پیشرفته شان نابود کردند! ایران هم تصمیم گرفت: غنی سازی را ادامه دهد. زیرا فهمید تمام تحریم ها و تهدیدهای آمریکا، فقط برای جلوگیری از غنی سازی و: ذخیره اورانیوم بوده است. البته هنوز کسانی هستند که: گول آمریکا را می خورند و تحت عنوان برجام، می خواهند جلوی غنی سازی را بگیرند! ولی این بار دانشمندان، دور از چشم آمریکا، به ایران آمده اند تا راز مگو را برملا سازند. تلاش الکی اروپا و اینستکس خیالی هم، بی نتیجه است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : ذخایر اورانیوم، بالاتر از دخائر ارزی!،
لینک ها :

تاریخ، همیشه برهه های افتخار آفرینی دارد، که ثبت در ذهن ها می شود: مانند فتح مکه توسط پیامبر اسلام که: قران مردم را قبل الفتح و بعد الفتح تقسیم کرد! یا هجرت پیامبر با اهمیتی که داشت، تاریخ جدید را براساس آن شروع کرده، قبل از ان را نادیده گرفتند. در دوران ما نیز انقلاب اسلامی، باعث شد تا همه چیز به: قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تقسیم شود! اخیرا نیز که تاریخ دچار یکنواختی شده بود، و همه ذهنها به ترس از عملکرد ترامپ، محدود شده بود، سرنگونی پهباد پیشرفته آمریکایی، که به دستور ترامپ، مامور تمام کردن کار بود! باعث شد که ایران وارد: دوران جدیدی بنام: بعد از پهباد شود. قبل از پهباد، مسئولین از شورای امنیت: سازمان ملل می ترسیدند و: برای اینکه پرونده ایران به شورای امنیت نرود، برجام نوشتند! اما حالا دیگر ترسی از شورای امنیت نیست، زیرا آخرکار معلوم شد! اگر امریکا پرونده تهران را، به شورای امنیت ببرد و: شورای امنیت بخواهد دستور حمله به ایران را صادر کند، همان لحظه تمام گنبد های آهنین، موشک های پاتریوت و ناوهای هواپیمابر قفل می شوند. و اگر دستور برای اجرا رفت، آنها هم یکجا به فضا پرتاب می شوند! و از اسرائیل هم اثری باقی نخواهد ماند. لذا رئیس جمهوری با قدرت تمام می گوید: اینستکس توخالی به چه درد می خورد؟ و رهبر انقلاب هم می فرماید: دشمن اسلام بالاخره زانو خواهد زد. پهباد ساقط شده یک رسانه فراگیر بود. همه ابعاد سیاسی نظامی، فرهنگی و اقتصادی را داشت. البته قبلا این رسانه بود. مثلا موشک های نقطه زن که: در دل داعش در سوریه نشست، و همه فرماندهان آن را، در جلسه کاملا سری نابود کرد. اما این امر چون مقابله با خود آمریکا محسوب نمی شد، چندان مهم تلقی نشد. ولی پهباد ساقط شده، آخرین تکنولوژی آمریکا، با آخرین فرمانها و استراتژی های: استراتژیست های غربی عربی و عبری بود! که مچاله شد و فرو ریخت. مخصوصا تخفیف مجازاتی که: به هواپیمای نظامیان داده شد، و از ساقط کردن آنها با اقتدار، صرف نظر کردند. حالا دیگر همه باور دارند که: جنگی نخواهد شد، لذا نیازی به خرید دلار و طلا ندارند، و دلار هر روز ارزانتر می شود. و به تبع آن فراوانی کالاها، و نابودی احتکارها رقم خواهد خورد. بانک مرکزی بجای اینکه: شریک بانکها باشد، ناظر بر آنها خواهد شد: بهره ها را کاهش داده، وام ها را افزایش می دهد. مردم بجای دلالی و سرمایه گذاری های زود بازده، به تولید  و افزایش ثروت روی خواهند آورد. ارامش روانی بیشتر شده، و مردم از ترس فرار نخواهند کرد. بیماری های ناشی از استرس ( هرلحظه منتظر حمله امریکا بودن) مانند: فشار خون از بین میرود. سرمایه ها بجای فرار به آمریکا و اروپا، راه برگشت را در پیش می گیرند. حقوقدانان و سیاستمداران، بجای توجیه حقوق بشر آمریکایی، به دفاع از منافع ملی اقدام خواهند کرد. همه مطالبات نقدی ایران پس گرفته می شود. جوانان، سرگردانی و خیالپردازی و دنبال پول های قلمبه بودن را، کنار گذاشته و به قسمت یا روزی مختصر خود، قانع خواهند شد. ازدواج ها، بجای گرو کشی و فخر فروشی، تبدیل به یک سنت حسنه و رضایت خداوندی می شود. اختلاس گران به اشتباه خود پی خواهند برد! و بجای دوست گرفتن غربی عربی عبری، به دوستی با اسلام و مسلمین روی خواهند آورد. و همه پولها را برمی گردانند. مجلس و دولت بجای جزیره ای ساختن، کوچک و کم مساخت کردن ایران، اقدام به بزرگ کردن ان نموده: استیفای تاریخی خواهند نمود. مدیران بجای اینکه سعی کنند: دایره خود را تنگ تر کنند، تا با توانایی خودشان هماهنگ شود. توانایی های خود را وسعت داده، برای مدیریت کلان تر آماده می شوند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : قبل الپهباد و بعد الپهباد!،
لینک ها :
چهارشنبه 12 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

 روز صنعت و معدن، همه قهرمانان تولید آمده بودند تا: جشن پیروزی بر تحریم بگیرند. جشنی که نشان میداد ایران، دیگر نیازی به آمریکا ندارد! عطایش را به لقایش بخشیده. و مردم هم، همصدا با آنها گفتند: نه شیر شتر می خواهند، نه دیدار عرب! وجود هفتادهزار کارگاه تولیدی فعال، و صدور سالانه 270هزار مجوز جدید، نشان از اهمیت تولید در ایران دارد. تا جاییکه ظرفیت های تولید اشباع شده، و در مسیر نهایی خود به سوی: تعطیلی برخی واحد های نا کارامد می رود. گرچه دولت مصمم است: حتی کارگاههای فرسوده و قدیمی را هم فعال کند. حضور وزیر دفاع در این همایش، یاد آور ان بود که اگر برخی صنایع یا وزارتخانه ها، نتوانند تولید را حمایت کنند، این وزارت خانه جایگزین مناسبی دارد. زیرا در صنایع نظامی ایران، حرف اول را در دنیا می زند. هیچ کشور یا ابر قدرتی نیست که: بتواند با تکنولوژی نظامی ایران برابری کند. در همین زمینه شاهد بودیم که: پیشرفته ترین پهباد250میلیون دلاری آمریکا، با یک موشک انداز سه هزاردلاری، ساقط شد. ترامپ بجای مقابله با مثل! از ایران تشکر کرد که: هواپیمای آنها را که حامل نظامیان هم بوده، هدف قرار ندادیم. در همین زمینه بنا بر ادعای اروپا و آمریکا، پهباد های اعطایی ایران به سوریه و لبنان و فلسطین و یمن، آنها را قادر ساخته تا نفس دشمنان بگیرند. در صنایع غذایی و کشاورزی، همه چیز در حد اعلی است. تولیدات تضمین خرید دارند، و همه انبار ها و سیلو ها پر است.  شش ماه و بیشتر ذخیره ملی دارند. داروها تا 95درصد تولید داخل هستند، و اگر برخی ها از کمیاب بودن: داروهای خارجی صحبت می کنند، اطلاع ندارند که این دارو ها، در داخل تولید می شود. صادرات کالاهای مازاد نشان می دهد: که ایران نه تنها برای مصرف داخلی خود، ذخیره فراوان دارد، بلکه همه همسایه های خود را هم حمایت می کند. برق آنها را تامین می کند. سیمان و مصالح برایشان می فرستد، تا جاییکه مثلا سلیمانیه عراق، همه مغازه ها و تابلو ها ایرانی است، که گویا در دل تهران زندگی می کنند! از برنج محسن گرفته تا لبنیات کاله، کاشی تبریز و ایرانا ..به این طریق می توان گفت: اگر آمریکا ایران را تحریم نمی کرد، لس آنجلس که ایران جلس شده، نیویرک هم پر از کالاهای ایرانی می شد. دلیل اصلی تحریم ایران هم همین است. همانطور که چین را، با تعرفه های سنگین تحریم نمود. هنوز نفت و گاز ایران، در امریکا مصرف می شود! و اگر تحریم انجام نمی شد، بنزین در آنجا به نصف قیمت فعلی می رسید. دانشمندان ایرانی در اثر تحریم، نتوانستند به آمریکا بروند، لذا تمام پروژه های امریکا، نیمه تعطیل شده است. از ناسا شروع کنیم تا سی ان ان و یاهو، گوگل وحتی سینمای هالیوودی، نفس های آخر را می کشند. هیچیک از طرح های فضانودری امریکا موفق نبود، همه پروازها دچار مشکل فنی شدند. اما تبلیغات برعکس است: آنها سعی می کنند بگویند:تحریم باعث شده تا ایرانیان، ضعیف شده از پای در بیایند. اما واقعیت قضیه برعکس است. تعطیلی طرح های خدمات درمانی در امریکا، یک مولفه بزرگ است که نشان می دهد: فقر و بیکاری و گرسنگی، مردم آنجا را آزار می دهد. طوفانها و یخبندانها هر روز، پیکر نحیف آمریکا را بیشتر شلاق می زنند. در حالیکه در ایران هر روز، از تولید های جدید رونمایی می شود! خدمات درمانی چنان زیاد است که: پزشکان از زیادی تعداد، بیکار شده اند. طرح ملی مبارزه با فشار خون در ایران، که در حال اجرا است، دهن کجی به آنهاییست که می گویند: مردم ایران گرسنه اند. زیرا فشار خون بالا دیابت و چربی زیاد و چاقی همه علامت پرخوری و پرکاری است. نه علامت گرسنگی و بیکاری.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : جشن پیروزی بر تحریم،
لینک ها :

خیال همه راحت باشد، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! و این چهل سال، باید حرف امام خمینی را ثابت کرده باشد. یکی از دلایل عدم توانایی آمریکا،  فرسوده شدن (اکسپایر) تمام سلاح های جنگی: جنگ دوم جهانی، مردن و از بین رفتن فرماندهان، و فراموش شدن رمز های کار بری آنها می باشد! دلیل دوم این است که آنها، بمب اتم را باید سوار هواپیما کنند! و هواپیما سه هزار کیلومتر برود، تا بتواند به ایران بیاید. در این سه هزار کیلومتر، اتفاقهای زیادی می افتد. سوم اینکه پدافند ایران آنقدر قوی است که بر فراز فرودگاه خودشان، آنها را می زند! موشکهای ما پایگاههای اصلی را هدف قرار می دهند. آنگاه تمام بمب اتم ها، بر سر فرماندهان آمریکایی ها، اروپایی و اسرائیلی ها منفجر می شود. و آخر اینکه انها باید: بالاخره نیرو پیاده کنند! به قول حضرت امام خمینی: که، ( شما آن را بیسواد و امل و بی اطلاع از: سیاست ها و دیپلماسی می دانید) همان موقع گفت: ما سرباز های آنها، را زنده نمی گذاریم! امریکا و اروپا یا اسرائیل و عربستان، خودشان بهتر می دانند: که افسانه سقوط 79چیست! لذا تا کنون هیچگاه حمله نظامی مستقیمی، به ایران نداشته اند. در همه جنگها از ایرانیان استفاده کرده اند. دو گروه سرشناس از ایرانیان، به دستور انها به ایران حمله کردند: سازمان منافقین ( مجاهدین) و سلطنت طلبها. حتی جنگ صدام علیه ایران را، گرچه در ابتدا جنگ اعراب علیه ایران ، یا بعد حمله عراق به ایران نام گذاشتند، اما جنگ صدام علیه ایران، با فرماندهی واقعی منافقین و: سلطنت طلبها صورت می گرفت. پادگان اشرف، گرچه یک پادگان بود ولی صدام، بدون اجازه آنها کاری نمی کرد. الان هم در جنگ اقتصادی، همه تحریم ها به دستور منافقین و سلطنت طلب ها است. ترامپ ها، همگی مجری بوده اند. طرح تحریم از سوی: ایرانی های ضد انقلاب ارائه شد. و با پشتیبانی آنها ادامه پیدا می کند.. این را از موضع گیری های ضد ونقیض: ترامپ میتوان فهمید: زیرا از یکسو در خواست مذاکره دارد! برای ایرانی ها دل می سوزاند، آنان را ملتی بزرگ می داند. ولی از سوی دیگر تحریم ها را اعلام می کند. علت این امر آن است که: طبق صریح ایات قرانی، کافران هیچ راهی برای تسلط بر مومنان، به ذهنشان نمی رسد(لن یجعل الله  للکافرین علی المومنین سبیلا) که: این امر در سحنان رهبران ایران بخوبی دیده می شود: و هر بار تکرار می کنند که: آمریکایی ها یا اروپایی و اسرائیلی و آل سعود نمی فهمند. انها دائما می گویند: ملت ایران مقاوم تر می شود، ولی آمریکا آن را درک نمی کند. واقعا هم درک نمی کنند. به همین دلیل فرمان را به دست منافقین داده اند. منافقین برای تفهیم این تحریم ها، زحمت زیادی می کشند. آنها هستند که تحریم را باور پذیر می کنند. در حالیکه مردم ایران اصلا نمی خواهند: بدانند که تحریم چیست! آنها زندگی خود را می کنند. تولید و توزیع در حد اشباع است. همه چیز در بازار است. و مردم مشکلی احساس نمی کنند، برای همین تا تعطیلات اعلام می شود، همگی با اتومبیل به راه می افتند و: تفریح می کنند. جاده های منتهی به شمال و مشهد، راه بندان می شود. هتل ها سرسام آور و با قیمت های زیاد، مملو از جمعیت می شوند. بهترین غذاها و راحت ترین خوابها را دارند. اما منافقین اینها را تغییر می دهند! تبلیغات آنها این است که تولید تعطیل شده، هیچ چیزی گیر نمی آید! مردم گرسنه اند و آماده قیام! نمی توان گفت بی تاثیر نیست، ولی بیشترین تاثیر تبلیغاتی آنان، در سطح مسئولین کشوری است و: آنها را به پرکاری وادار می کند. پرکاری مسئولین، به مردم هم سرایت می کند! لذا همه مردم ایران از پرکاری و پرخوری! دچار بیماری های: قند و چربی، چاقی و فشار خون هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا آمریکا نمی تواند از: سلاح های ممنوعه استفاده کند؟،
لینک ها :

یکی از نقطه ضعف های مدیریتی کشور، اعتماد به آمار های غلط دشمنان است. این امر باعث دوباره کاری، چند باره کاری و بدبینی و افزایش هزینه های کشوری، درست در جهت خواست آنان می باشد. بطور مثال در کسب و کار، آنها رتبه ایران را 128 اعلام کرده اند.  این امر باعث ایجاد هزینه های زیادی در: برنامه ریزی شده و هنوز هم دولت نتوانسته، در برنامه پنجم و ششم، این رتبه را ارتقا دهد! در حالیکه اصل آمار اشتباه است. زیرا شرایط کسب و کار در ایران، به روش دیگری است. در ایران مجوز ها اشباع شده، و تولید در حد بالاتر از نیاز کشور است بطوریکه: ظرفیت های تولید همه نیمه کار می باشد. ولی آنها فکر می کنند این مانع است! تا مجوز به تازه کار ها ندهند! تا چندی پیش می گفتند: پزشک بیش از اندازه تربیت شده! طبیعتا راه کار آن بود که: ظرفیت دانشگاهها را کمتر کنند. واین امر یعنی کمک به کسب و کار، در حالیکه وزارت اقتصاد یا دیگر ارگانها، به دنبال رفع موانع این کاهش ظرفیت ها هستند. وقتی مجوز بیش از اندازه صنعتی، داده شوده بطوریکه بازاری برای انها وجود ندارد، و اغلب با یک سوم ظرفیت کار می کنند، اعطای مجوز برای افراد جدید چه معنی دارد؟ اصناف در سراسر کشور، بیش از مشاغل مجوز دار، دچار مشاغل بدون مجوز: مخفی یا زیر زمینی هستند. که اصلا مجوز گرفتن را بی اهمیت می کند. حالا با دادن سالی 270هزار مجوز یعنی چه؟ از ان سو باید دانست: کسانی که اهل کار هستند، سراغ کار رفته، کار خود را انجام می دهند. در این گونه موارد دولت یا اتحادیه ها، به دنبال او هستند تا مالیات بگیرند، بیمه نمایند و یا ساماندهی کنند. معمولا کسانی خودشان دنبال مجوز می گردند، بیشتر برای استفاده از امتیازات:( یاسوء استفاده های مالی) هستند. اعتراض آنها به سختی دریافت مجوز هم، به دلیل آن است که نمی خواهند، جای پایی بگذارند! و آن را غل و زنجیر به پای تولید معنی می کنند! که این هم فاقد وجاهت قانونی است، مثلا کسی که وام می گیرد، باید تمام تضمینات لازم را بدهد، و الا هرکسی می تواند با گرفتن وام، به خارج از کشور رفته و: بدهی خود را فراموش کند! البته ساماندهی اینترنتی یعنی: تجمیع دست اندرکاران مجوز، و جلوگیری از روش های تکراری و موازی، اشکالی ندارد. ولی این نظر یک ارگانی است، که اتفاقا اصلا رشته آنها کسب و کار نیست، و معاونت اقتصادی وزارت دارایی را دارند. به دلیل تحیلی بودن، تا بحال اجرایی نشده است! مسئول طرح می گوید: ما، ده دفترچه راه کار تنظیم کرده ایم، و اگر اجرایی شود 70رتبه بالاتر می رویم. ولی خودش می داند که: چنین کاری نمی شود. بر فرض محال، ارگانها آن را اجرا کنند، سازمانها آمار دهنده، باز هم بهانه می اورند و: رتبه در همان 128می ماند! زیرا وقتی شغل و تولید در ایران اشباع شده، پیشرفت ملموسی ایجاد نخواهد شد. بلکه برعکس به علت مازاد مجوز ها،  جلوی فروش تولید گرفته، و باعث دلسردی تولید کنندگان واقعی هم می گردد. بنابر این بهتر است بجای تکیه بر امار بیگانگان، به دنبال علت اعلام این آمار های غلط رفت. یکی از دلایل آمار غلط، رسمی نیودن آن آمارها است. یعنی کسی ان را از ایران تایید، یا تهیه نکرده بلکه مانند آن دفترچه ها، تعدادی در آن سوی دنیا نشسته اند! که ایران را با عراق و افغانستان اشتباه می گیرند، و فکر می کنند استانی از استانهای بیابنی عربستان است! واگر صحبت از سختی کار تحصیلکرده ها می شود، به دلیل آن است که آنها را مجبور به مهاجرت نمایند. بعد هم در کمپ هایی آنها را نگهداری کنند که: سه روزی یکبار غذا بدهند، و از پتوهای الومینیومی از انها پذیرایی کنند. لذا ما نباید در زمین آنها بازی کنیم، و التماس آمار داشته باشیم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : آمار های غلط برای: آدرس های غلط.،
لینک ها :
یکشنبه 9 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

خودکشی در ایران، برخلاف غربی ها حرام است! لذا نباید مثل آنها آمار داد. مثل کسب وکارکه: بسیاری از کسب وکارهای درجه یک غربی، در ایران حرام است: مانند فروش مواد روانگران، اسلحه و اجزای بدن وغیره! لذا مردم ایران اگر هم قصد خودکشی داشته باشند، به یک بهانه ای این کار را می کنند! مثل تصادفات جادهای. 90درصد تصادفات در ایران، دارای عامل انسانی مانند: سرعت و سبقت و عدم توجه به جلو است. از نظرمحققان ماهین نیوز، آن ده درصد هم عامل انسانی است! مثلاعمدا دولت جاده ها را تعمیر نمی کند، تا بودجه بگیرد. یا راننده عمدا معاینه فنی نمی رود، تا به قیمت لوازم یدکی اعتراض کند. یا اینکه می داند صرف مشروبات الکلی حرام، و مخصوصا موقع رانندگی باید مواظبت بیشتری کند، ولی عمدا با کله داغ! پشت رل می نشیند، و این یعنی خودکشی! پس همه تصادفات جاده ای یک نوع خودکشی است، که باید عوامل آن بررسی شود. به همین دلیل در عراق اصلا تصادف وجود ندارد، با اینکه جاده ها همه خراب و شلوغ هست. در ترکیه بنزین یک دهم ایران مصرف می شود، با اینکه تعداد خودرو ها تقریبا مساوی است. بنظر می رسد خودکشی با خودرو، به دلیل پرستیژ آن، یکی از بهترین دلایل موجه : برای اعتراض به گرانی و تورم و .. اما فقط این راه نیست. مصرف روانگردان ها، مواد مخدر نیز دومین دلیل مرگ ایرانیان است، که بازهم نوعی خودکشی صنعتی می باشد. یعنی جوان مصرف کننده، با اینکه می داند کراک چند روز بیشتر، به او مهلت زندگی نمی دهد ولی عمدا، و آگاهانه به سراغ آن می رود: در اعتراض به رفتارهای خشن خانواده و اجتماع! یعنی اگر زندگی او خالی از خشونت شود، به هیچ وجه نه: سراغ اعتیاد می رود و نه سراغ خودکشی. بیماری فشار خون یا دیابت نیز، ار روشهای انتخابی افراد برای خودکشی است! همه میدانند که اگر صبح ناشتا برای آزمایش بروند، فشار خون کمتر یا قند خون آنها در حداقل است. با خوردن صبحانه یا هرچیز دیگری، بلافاصله فشار و قند و چربی بالا می رود. پس ساده ترین راه مبارزه با بیماریهای: غیر واگیر که بالاترین رتبه مرگ ومیر را دارند، نخوردن یا روزه گرفتن است(صوموا تصحوا) ولی، ایرانی می گوید: اگر نخورم می میرم! اگر هم بخورم می میرم! پس بهتر است که بخورم و بمیرم، تا نگویند از گرسنگی مرده، یا از شانه هایش نفس می کشد! خروج از کشور یا به اصطلاح: در دام قاچاقچیان انسان افتادن هم، انتخابی آگاهانه است! به خاطر همین وقتی می میرند، یا غرق می شوند اصلا ناراحت نیستند! و هیچ کس تابحال برای کشته شدن: مهاجرین غیر قانونی اقامه دعوا نکرده، وکسی را قصاص ننموده اند. حتی رضایت می دهد: در میان پناهندگان بیماری ایدز بگیرد و بمیرد، ولی دست خالی برنگردد. در تمام این روشها، قربانی قبل از اقدام، بیان کرده است. ولی روانشناسان بی اعتنا از کنار آن رد شده اند. آنها قبل از رانندگی خطر آفرین، یا فرار یا هر عمل دیگری، به اطرافیان خود با صدای بغض آلود گفته اند که: دیگر تاب تحمل ندارند( با گذاشتن دست روی گلو، گفته اند به اینجام رسیده)جانم به لب رسیده! و این زندگی را نمی خواهم. افرادی که طلاق عاطفی گرفته اند، یا فرزندانی که جدا از پدر و مادر زندگی می کنند، همه اینها مستعد خودکشی صنعتی هستند! فقط وسیله آن را ندارند، یا هنوز فکرشان به ان نرسیده. این نسل را نسل سوخته می دانیم. نسل سوخته میان تضاد دینی گیر کرده اند: از یکسو باور های دینی آنها را از خودکشی منع می کند، و از سوی دیگر آنها را از دلخوشی های منفی: مانند قمار بازی تن فروشی مشروبخواری هم منع می کند. لذا باید توجه داشت، موضوع را معکوس ترجمه نکرد!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : خودکشی در ایران،
لینک ها :

برخی ها معتقدند نگذاشته اند یک وجب! از خاک ایران به دست دشمن بیافتد. ولی این گزاره تا چه حد صحیح است؟ از نظر تاریخی و سیاسی و اقتصادی، باید مورد توجه باشد. مثلا در بعد اقتصادی، زمین در برابر پول یا سرمایه گذاری را داریم. یعنی هر کشور یا شرکتی بخواهد: سرمایه گذاری کند به او زمین می دهیم، آنهم نه یک وجب بلکه تمام: شهرک های صنعتی و مناطق آزاد و مناطق ویژه! البته اینها رسمی و اعلام شده است، والا، فروش زمین و ویلا به شیخ نشین ها، و اعراب وهابی که بطور مخفیانه، یا بنام مستعار انجام می شود، باید به آن اضافه نمود.میتوان گفت که معامله قرن در ایران در حال انجام است! ولی به فلسطینی ها می گویند: این کار را نکنید! البته اینهم فقط یک شعار است، زیرا از دست فلسطینی ها کاری برنمی اید! نتانیاهو به راحتی یک تابلو می نویسد: و بلندی های جولان را به: بلندیهای ترامپ تغییر می دهد، و هیچ عکس العملی هم دیده نمی شود. از نظر سیاسی از این بدتر است. زیرا ترس از رفاه کم! باعث شده تا تمام نقشه های دشمن، یکی پس از دیگری عملی شود. نفت از درآمد و سبد خانوارها حذف شود، حتی در بودجه هم نیاید، تا در حسابهای خارجی به عنوان مطالبات سوخت شده ثبت شود. به بهانه کسر بودجه، هیچ یارانه ای پرداخت نشود، و حداقلی هم که تعیین شده ثابت بماند تا: قدرت خرید آن تحلیل برود و نابود شود. مردم را با اینکه دارای همه چیز هستند، فقیر و بدبخت جلوه دهند و: گرسنه یک رفع تحریم باشند. با اینکه مردم به تحریم کاری ندارند، خودشان همه چیز تولید و پخش می کنند! تعداد خودروهای ایران، با تمام دنیا برابری می کند! و مصرف سه برابری مردم، آنها را به بیماریهای چاقی و دیابت و فشارخون مبتلا کرده، ولی می گویند محتاج یک قلم دارو هستند! تا از خارج وارد شود. همه کیان ایرانی را به باد داده اند، تا برجام سرپا بماند. برجامی که فقط برجام نویسان از ان حمایت می کنند. حتی شرکای اروپایی هم می گویند: اگر آش خوشمزه است، خودتان تا آخر بخورید! تحقیر های سیاسی مردم و مملکت، تمامی ندارد. بعد از چهل سال با شهامت اعتراف می کنند: مسئله اول مملکت معیشت مردم است! در حالیکه امام خمینی گفت: ما برای نان یا شکم انقلاب نکردیم، و اصلا گفت: اقتصاد مال خر است! خالا با این اقتصاد، هیمنه و شکوه یک ملت را برباد می دهند! و او را فقیر و گرسنه نشان می دهند. در حالیکه ایران قادر است: تمامی دنیا را اداره کند. فقط پولهایی که از ایران دزدیده و به آمریکا، کانادا و اروپا برده اند، اگر پس گرفته شود، یک روز هم دوام نمی اورند. عربستان به پشتوانه پول حجاج ایرانی، برای خود امنیت می خرد. 84هزار حجاج ایران، هر کدام یک میلیون دلار به عربستان می دهند، نزدیک یک میلیارد دلار می شود. بعد برای یک میلین دلار درآمد ارزی، فرش زیر پای مردم را می فروشند! از نظر تاریخی هم معکوس عمل کردن، باعث شده تا هیچ صدایی برای: احقاق حقوق ایران بلند نشود. همه کشورهای دنیا تا قبل از 80سال پیش، تابع قدرت ایران بودند. با تحقیر حکومت مرکزی ایران، آن را استعمارزده نشان داده، همه کشورها را از ایران جدا کردند. بحرین که اصلا به هشتاد سال هم نمی رسد. جالب این است که اگر کسی هم اعتراض کند، می گویند: فعلا مصلحت نیست از ان صحبت کنید! باعث اختلاف می شود! پس چرا قاجار یا پهلوی را مسخره می کنید؟ آنها هم برای اینکه اختلاف نشود، افعانستان و آذربایجان و اوراسیا و عراق و پاکستان را از دست دادند. عباس میرزا رفت که انگلیسی ها را از هرات بیرون کند، آنها در آبادان نیرو پیاده کردند. پادشاه فقید هم برای اینکه جنگی نشود! و کسی کشته نشود، افعانستان را واگذار کرد؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : باز تعریف تمامیت ارضی ایران،
لینک ها :

تنها راه رام کردن اسب چموش، دهنه زدن به آن است. و این اصل در عرف دیپلماتیک، به عنوان تنها راه حل ترک مخاصمات، یعنی تسلیم دشمن بیان شده است. زیرا ترک مخاصمه چهار روش دارد: اول اینکه صرف نظر کنند، یعنی دوطرف همدیگر را نادیده گرفته، کاری به کار هم نداشته باشند. دوم مصالحه است، یعنی برخی چیز ها را باهم مبادله کنند، بعد همدیگر را رها کنند. راه سوم مذاکره است که در شرایط مساوی، با همدیگر مذاکره کنند و: توقعات و انتظارات خود را بایکدیگر به اشتراک گذارند : آخرین راه، جنگ و تسلیم شدن یک طرف، که برای همیشه مخاصمه پایان می یابد. در مورد آمریکا و ایران، تنها راه باقی مانده تسلیم شدن طرف آمریکایی و: الحاق ایالات متحده به خاک جمهوری اسلامی است. زیرا آمریکا به هیچکدام از مراحل قبلی، رضایت نداده است. و یا زیر آن زده است. اولا حاضر نیست از ایران بگذرد، و ترک مخاصمه کند! با اینکه ایران با انقلاب اسلامی، انها را بیرون انداخت ولی انها، حاضر نشدند یک لحظه بی خیال ایران بشوند، و کاری به کار ایران نداشته باشند. ثانیا به مصالحه (ترید آف) هم تن ندادند. زیرا ایران در خواست کرد که: شاه را تحویل دهند تا قضیه تمام شود. ولی آنها نه تنها شاه را تحویل ندادند، بلکه اموال ایران را هم بلوکه کرده، یکطرفه اقدام به قطع روابط دیپلماتیک نمودند. شاید سی سال ایران منتظر ماند، ولی خبری نشد! تا اینکه به مرحله مذاکره رسید: ده سال هم ایران منتظر مذاکره ماند، ولی ترامپ یک شبه آن را کنار گذاشت. اکنون دو سال است که به موضوع جنگ می اندیشند. اخیرا یک حمله هوایی سامان دادند، که شکست خورد و دیگر: امکان حمله نظامی هم ندارند. زیرا لبه تکنولوژی نظامی آنها آسیب دید. و نشان داد تکنولوژی نظامی ایران برتر است. اکنون موقع اشغال خاک آن کشور است. که اگر چنین کاری نشود، این اسب چموش همچنان به سرکشی خود ادامه خواهد داد، و این بار دیوانه وار، همه چیز را خراب خواهد کرد. روشهایی که میتواند این الحاق را تضمین کند، زیاد است که به چند نمونه آن اشاره می شود: ابتدا به روش اقتصادی : یعنی برگرداندن کلیه داراییها و اموال و افراد ایرانی ( پرداخت غرامت). زیرا در این چهل سال بعد از انقلاب اسلامی، بیش از 7میلیون ایرانی را فریب داده، و از طریق تبلیغات برای زندگی بهتر، آنها را به آمریکا برده اند. این افراد همراه خود 22تریلیون دلار: اموال و دارایی به آمریکا منتقل کرده اند، که سردسته آنها خاندان منحوس پهلوی، و گروهک منافقین است. طبیعی است که چنین پولی ندارند، و نمی توانند بدهند لذا باید تابع شده، و خراجگذار ایران شوند. دوم روش سیاسی: ایران در پست های کلیدی آمریکا، افراد زیادی دارد که میتواند مناصب گوناگون: علمی و آموزشی و اداری و فرماندهی را در دست بگیرند، که اکنون ترامپ و دار و دسته نیویورکی او، مانع می شوند و باید این مانع برطرف گردد. حتی اگر به روش رفراندوم یا رای گیری هم باشد، به نفع ایران رقم خواهد خورد. یعنی 99درصد مردم به جمهوری اسلامی آمریکا، رای خواهند داد و فقط یک درصدی ها، مخالفت خواهند کرد. روش سوم روش قضایی یا پیگیری حقوقی است، که خوشبختانه دستگاه قضایی ایران، وزرات خارجه به اندازه کافی مدارک: محکمه پسند دارند که نشان دهد: ادامه روند فعلی کارگزارن ترامپ، فقط جنایات آمریکا علیه ملت ایران را زیادتر می کند.ایرانی ها به استناد هریک از این جرایم، میتوانند سران مرتجع آمریکا را، دستگیر و زندانی کنند. لذا قبل از اینکه ترامپ هم، مثل شاه معدوم آواره گردد، بهتر است دارو دسته خود را تحویل دهد. و ایران هم می تواند کاخ سفید، پنتاگون و خزانه داری را، بایت طلب خود بردارد. که تعلل نکنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : الحاق آمریکا به خاک ایران،
لینک ها :


( کل صفحات : 323 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :