ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

 وجود ایرانی ها در لس آنجلس، چنان چشمگیر است که برخی آن را ایران جلس می خوانند. البته این شهر از لحاظ اقلیمی، مشابه تهران است: دور آن را کوهها فراگرفته است. این یک مزیت است که: آغامحمد خان را وادار کرد، که تهران را پایتخت قراردهد. زیرا اگر کسی می خواست حمله کند، مشکلات زیادی داشت. در واقع تهران قلعه بزرگی است، که اطراف آن را سلسله جبال البرز، و برخی کوههای مرکزی، احاطه کرده. البته یک پهن منفی هم هست: درست مثل لس آنجلس، و آن اینکه آلودگی هوا هم در ان محصور می شود! و بیرون نمی رود.  بهر حال ایرانیان افراد خوش ذوق و آشنا به طبیعت و جهان هستند، و نشستن در یک محدوده را نمی پسندند! از اینرو در همه نقاط جهان حضور دارند. مدتی بود که اروپا و آمریکا هم، می خواستند به همین شکل در جهان حضور داشته باشند! ولی چون با طبیعت آنها سازگار نبود، باعث مزاحمت اهالی می شدند، و یا اهالی آنها را نمی پذیرفتند! این است که استعمار فرمایشی انگلیس یا آمریکا، نتوانست جای پایی برای خود، در جهان باز کند. اگر در جایی هم حضور دارد، به زور اسلحه و پایگاه نظامی، و ایجاد رعب و وحشت است، به همین دلیل به محض اینکه: مردم فرصت کنند آنها را بیرون می ریزند! به قول ترامپ 7تریلیون دلار، در عراق خرج کردیم ولی عاقبت، باید چراغ خاموش برویم! بیشتر از این را در ایران خرج کردند! اصلا همه خرجهایی که در خاورمیانه، انجام دادند برای ایران بوده! یعنی 24تریلیون دلار به ایرانی ها داده اند، بدون اینکه یک رسید دریافت کرده باشند! همین پول ها در ایران باعث شده، که مردم دارای نقدینگی بالایی باشند. شاید نقدینگی کل ایران را به دلار تبدیل کنند، همان 24تریلیون دلار بشود. البته ایرانی ها هم به آمریکا کمک کرده اند: برای همین است که این بدهی ها، یا هزینه ها خود را نشان نمی دهد. اگر کمک ایرانی ها نبود، دولتی در آمریکا و اروپا نبود! شاید تعجب آور باشد که: سرمایه گذاری ایرانی ها در آمریکا هم، همان مبلغ 24تریلیون دلار است. این پولها با سه روش بین ایران و آمریکا، رد و بدل شده است. برخی بصورت رسمی، مخصوصا در زمان شاه بوده: و برای خرید تجهیزات و دارو پرداخت شده، ولی بلوکه گردیده است. در جمهوری اسلامی هم، بورسیه دانشجویان یا گردشگری ایرانیان، و روابط فرهنگی این انتقالات را داشته است.  یک سوم پولها به اینصورت به ایران رسیده، یا از ایران خارج شده (مبادله رسمی) اما برخی دیگر از اقلام بصورت غیر رسمی بوده، مثلا برخی از  ایرانیان کلیه املاک، و دارایی خود را به دلار تبدیل کرده، به حسابهای بانکی خود می فرستادند. از انطرف آمریکاییها، به صدام و دیگران دلار می دادند! ولی به دست ایرانیان می افتاد. بخش سوم بصورت قاچاق، از ایران بوده که بعنوان اختلاس، برداشته شده و به حسابهای: آمریکا و اروپا ریخته می شد. و یا از طرف آمریکا، به ایرانیان می دادند: که برعلیه رژیم مبارزه یا جاسوسی کنند، و یا رشوه دهند. آنها هم این پول را، در داخل ایران خرج می کردند. که باعث بوجود آمدن: جو ضد ایرانی یا ضد اسلامی، در برخی از سطوح ایرانی ها می شد. یعنی آنها(روشنفکران) این پول را می گرفتند، تا شایعه درست کنند و یا فحش بدهند! و یا تظاهرات و غیره! وقتی دستگیر می شدند، یا توبه می کردند، این پول در ایران می ماند. بسیاری از پول آمریکایی، صرف قاچاق مواد مخدر میشد، اما وقتی وارد ایران می شدند، کشف و ضبط می گردید. 40هزارتن مواد افیونی در ایران کشف وضبط شده، و این با قیمت پایه تقریبا 8تریلیون دلار می شود. که آمریکا آن را از دست داده. و بوسیله ایران کشف وضبط شده.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا لس آنجلس، ایران جلس شد؟،
لینک ها :
پنجشنبه 23 اسفند 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

 کشور بزرگ ایران، که زخم خورده استعمار است، کم کم این زخم های کهنه التیام پیدا می کنند! و مرهم آن هم، روح اتحاد و تمدن اسلامی است. آخرین زخمی که ایران از استعمار خورد، جنگ برادر کشی بین ایران و عراق بود. عراق در واقع ایرانک، یعنی ایران کوچک  یا: برادر کوچک ایران به حساب می آید، هنوز امیر کبیر و آغامحمد خان، در کربلا دفن هستند و: بسیاری از خانواده ها، در دو طرف مرز استعماری قراردارند. قدیم به عراق عرب و عراق عجم هم معروف بودند. دانشمندان و بزرگان زیادی، بین بغداد و ری، در گذشته های دور تر هم، رفت و آمد می کردند. اما با پیروزی انقلاب اسلامی، استعمار خواست که از جنس خودمان، برعلیه ما ستفاده کند! لذا برادر کوچکتر را تحریک کرد، که به برادر بزرگتر زور بگوید! البته مردم همه چیز را می دانستند، لذا حساب عفلقی های یهودی در ان سو، و بهایی های مزدور در این سو، را جدا نگهمیدارند. اما بهرحال جنگی اتفاق افتاد و با دستکاری: همه دولت های دنیا! مدت 8سال هم ادامه یافت، ولی عاقبت تمام شد، اسرا برگشتند و مرزها پایدار شد. حرکت جبرانی از هر دو طرف آغاز شد، تا این سالهای تلخ بردار کشی، به فراموشی سپرده شود. ایرانیان راهی کربلا شدند، و عراقی ها راهی مشهد. مرز 1500کیلومتری، یکساعت هم فرصت نفس تازه کردن ندارد! تا بالاخره با حضور رئیس جمهوری اسلامی ایران، در بغداد و کربلا به همه افسانه ها پایان داده شد. مرزها بر روی یکدیگر باز گرید، و قرار شد از چند ماه دیگر، روادید نیازی نباشد. برای تامین اقلام مورد نیاز عراق و ایران نیز، قراردادهایی به ارزش 20میلیارد دلار بسته شد، تا هر گونه راه نفوذ دشمن را سد کنند. و این تازه بخشی از مبادلات رسمی، بین ایران و عراق است. چند برابر این مبلغ، کالا و خدمات بدون ثبت رسمی، از طریق مسافری و یا کولبری، مبادله می شود و چندین برابر آن نیز، قاچاق می شود! مثلا نفت وگازوئیل، از ایران به عراق قاچاق می شود، مشروبات و آلات لهو ولعب، از سوی عراق به ایران! زیرا در عراق اعتیاد به مواد افیونی نیست، اغلب به مشروبات الکلی معتاد هستند. در بخش کردستان عراق، علاوه بر مشروبات، انسان نیز قاچاق می شود! یعنی در ایران که روسپی گری ممنوع است، روسپی و آوازه خوان قاچاق می شوند! تا در کاباره ها و دانسینگ های سلمانیه و اربیل، به تن فروشی علنی اقدام کنند! یا کنسرت های ممنوعه و: موسیقای غیرشرعی را اجرا کنند. اگر همه اینها را در یک تراز بگذاریم! بیش از بودجه دو کشور، کالا و خدمات رسمی و غیر رسمی و قاچاق، بین دو کشور مبادله می شود! این البته، یک موضوع داخلی دو کشور است. زیرا که آیت الله سیستانی و دیگر مراجع هم، با مصرف مشروبات الکلی، بدحجابی و روسپی گری مخالفند، ولی قدرت جلوگیری ندارند. چونکه برخی اکراد، خود را مسلمان هم نمی دانند! چه رسد به شیعه، در میان مسلمانان هم، هنوز حجاب اسلامی یا: روابط شرعی کاملا رعایت نمی شود. اما بهرحال این موضوعات قابل حل است. زیرا که بزرگتر از این مسائل، حل شده است. پشت همه آنها آمریکا و اسرائیل است. که  حال از بین رفتن هستند. یکی از مسئولین آمریکایی،می گوید براثر تحریم، ده میلیارد دلار به ایران ضرر زده ایم! در حالیکه ایران فقط در موضوع: جت بوئینگ توانست، 40میلیارد به آمریکا ضرر بزند. تحریم هواپیماها، به همین محدود نخواهد شد! دیگر شرکتها را هم در بر می گیرد. زیرا ایران با فراخوان : نیروهای متخصص خود از آن شرکتها، باعث شده تا بدون متخصص ایرانی، نتوانند کیفیت کالاهای خود را حفظ کنند. حتی در ارسال ماهواره ها هم، این موضوع دیده می شود


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : التیام زخم های همسایگی.،
لینک ها :

هزاره ها قومی هستند که: با زحمت تمام نقش حزب الله لبنان را، در افغانستان انجام می دهند و: پیشتاز مقاومت برای شرق هستند. قوم هزاره تقریبا در تمام افغانستان حکومت داشته، ولی 400سال قبل که به دست استعمار انگلیس، استبداد در انجا پایه گذاری شد، همه را از سرزمین های خود بیرون کردند! مانند فلسطینی ها، آنها را آواره نمودند. اما اکنون بیداری انها و: به هم پیوستگی شان شروع شده است. تا قبل از انقلاب اسلامی در ایران، و همزمان کودتای کمونیستی در افعانستان، شاهان منصوب انگلیس آنها را دربدر کرده بودند. مدتی نیز کمونیست ها به کشتار و تبعید آنها دست زدند. به بهانه اینکه به ایران علاقمندند، آنها را تبعید کردند. بعد که آمریکاییها و آل سعود آمدند، طالبان را تاسیس کردند. طالبان حتی به منزل های انها در: هرات و دیگر شهر ها ریختند، گفتند شیعه کشی مباح است. آنها را رافضی دانسته، به قتل شان همت گماشتند. اسماعیل خان والی هرات دستور داد: همه خانه های شیعیان را، بر سرشان خراب کنند! و آن را به آتش بکشند، تا هیچ اثری از شیعه باقی نماند. با اینکه مبارزات برحق هزاره، قدرتی در کشور شده بود، ولی آنها دست بردار نبودند. حالا داعش را به جان آنها انداخته اند. شبی نیست که مردم در سراسر افغانستان، شایعه نشنوند که داعش به خیابان ها آمده! یا به داخل مساجد رفته و یا، چند نفر را در خانه هایشان سر بریده! تا اینکه در ادریبهشت سال جاری(1397 ایرانی)،  جوانان هزاره راهپیمایی بزرگی به راه انداختند. شروع این راه پیمایی، نیمه شب بود زیرا: وحشت عجیبی بین مردم انداخته بودند، که داعشی ها قرار است حمله کنند. در ابتدا دانشجویان فعال حزب وحدت اسلامی، به خیابان ها آمدند تا مردم را حمایت کنند، کم کم مردم به آنها پیوستند، و تا صبح در خیابان ها می گشتند، و تظاهرات می کردند. اما دولت افغانستان، مخصوصا رئیس جمهور اشرف غنی، هیچ کاری نکرد. لذا این را هپیمایی و تظاهرات را ادامه دادند، تقریبا 18ساعت پی درپی، آنها در خیابان ها اجتماع کرده بودند، تا اینکه بالاخره صدایشان به گوش رئیس جمهور رسید! وی طی یک تماس تلفنی قول داد: نیروی پلیس اعزام کند، و این کمک را در تلفن می گفت. کسی که با او مکالمه می کرد، آن را در بلند گو گذاشته بود و: همه رسانه ها و مردم آن را می شنیدند! تا اینکه مردم آرام شده، به خانه هایشان بر گشتند. افتخار این تظاهرات عظیم، که خط اصلی هزاره را در افغانستان برجسته کرد، بیشتر به گروهی بر می گشت که: خود را پیروان عبدالعلی مزاری می دانستند. وی که 24 سال پیش شهید شده، پدر و برادرانش هم، قبل از خودش شهید شده بود، از مبارزان دوران ستمشاهی ایران بود.  و در قم درس می خواند، هنگام دستگیری ساواک، با شهید رجایی و دیگران هم بند بوده است. و آتش مبارزه را از آنجا در سینه گرفته است. آتشی که اقبال لاهوری سالها پیش، آن را در سینه داشت و جناح را متقاعد کرد، تا بخش مسلمان نشین هند را جدا کند، و نام جمهوری اسلامی پاکستان، بر آن بگذارد. وی می گوید ای جوانان عجم، جان من و جان شما! آتشی در سینه دارم از نیاکان شما. میرسد مردی  که زنجیرغلامان بشکند! پاره لعلی که دارم از بدخشان شما!(شیر دره پنجشیر) این است که آتش فروکش نکرد، از ایران به افغانستان و پاکستان و کشمیر هم رسید. و ایالت مسلمان نشین چین هم، در صف قراردارد. البته باید آنها را در صف مقدم بدانیم! زیرا ان قسمت، اولین جمهوری اسلامی را در ترکستان شرقی پدید آوردند. اما کمونیستهای چین و شوروی، آن را از بین برده و بین: خودشان تقسیم کردند. کشتارهای کمونیستی رمقی برایشان نگذاشته بود، ولی جدیدا اخبارمی رسد که: خبری در راه است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : خط مقاومت به شرق ایران هم رسید!،
لینک ها :

در فلسفه بحث مهمی بنام پارادوکس یا پارادایم: (لغت فارسی دری پارادوخ)وجود دارد که برخی، به تضاد یا تناقض معنی کرده اند. مفهوم آن این است که: ممکن است یک لفظ، دو معنی متضاد یا متناقض داشته باشد! در این حالت به معما تبدیل می شود، و فیلسوف نمی داند با آن چه کند! مثل مرغ و تخم مرغ، گه نمی داند اول مرغ بوده یا تخم مرغ! یا وحدت و کثرت. حتی در جامعه شناسی و روانشناسی هم، از این ها بی شمار است مانند اینکه: آیا رهبران تاریخ را می سازند؟ یا تاریخ رهبران را! انسان مجبور است یا مختار، عقل بهتر است یا شرع، همگرایی بهتر است یا واگرایی؟ اما اصلا اینطور نیست و هیچ پارادایمی وجود ندارد. حتی اگر به معنی معما بگیریم، در واقع مصادره به مطلوب را، معما نام گذاری می کنند مثل: معمای شاه! کارگردان فیلم در جامعه ای بزرگ شده، که همه مخالف شاه بودند، ولی خود او نکات مثبتی هم، در شاه پیدا کرده! چون جرات نداشت مستقیما بگوید: شاه خوب است! لذا بصورت معما مطرح کرده است، در اینجا معمای شاه یعنی: آیا واقعا شاه بد بوده؟ مزدور بوده و فقط: دیدگاه آمریکا را پیاده می کرده یا نه، فردی مستقل بوده و به حسب شرایط، ناچار بوده اینطور عمل کند، در بسیاری از جاها هم، مخالفت خود را اعلام می کرده! و بعد قضاوت را، به عهده تماشاگر می گذارد! پس معمایی نبوده، بلکه می خواسته به مسئله ورود کند. حتی اگر معمای واقعی هم، باشد ضرب المثلی داریم که می گوید: معما چو حل گشت آسان شود، یعنی اینکه طرح مسئله اشتباه یا پیچیده است، والا حل آن ساده است. در پارادایم هم، با هرمعنی همینطور است: یعنی اصلا پارادایمی وجود ندارد، بلکه طراح مسئله، جهت ورود به مسئله، آن را طور دیگری طرح می کند. و به اصطلاح نقطه انحرافی، در ان می گذارد. در فلسفه اسلامی هم، تناقض و تضاد وجود ندارند، بلکه ساخته ذهن ما است. شاعری می گوید: در تناقض هشت وحدت شرط دان، وحدت موضوع و محمول و زمان و مکان... یعنی اگر دو چیزی ضد هم باشند، حتما یکی از موارد هشتگانه در ان صدق نمی کند. مثلا روز و شب. این دو متضاد هم هستند، ولی از نظر زمان ومکان فرق دارند، اگر نیمکره شمالی روز باشد، نیمکره جنوبی شب است! واگر الان روز باشد، چند ساعت دیگر در همین جا شب می شود. واگرایی و همگرایی هم، مثل روز و شب هستند: با هم مخالفند ولی در جایی که، واگرایی باشد همگرایی نیست! و درجایی که همگرایی باشد، واگرایی نیست(توضیح واضحات). پس امکان این که در یک زمان و مکان، همگرایی و واگرایی با هم باشند محال است. مثل اینکه بگوییم این ماست، در عین حال که سفید است، سیاه هم هست! البته منطق دیالکتیکی خواسته این مشکل را حل کند، گفته است در درون هر تز، یک آنتی تز وجود دارد! اما همینکه می گوید در درون، یعنی یکی در درون دیگری است. پس دو چیز است! و دو مکان دارند! ولو اینکه در دل یکدیگر یاشند. مانند کودکی که در دل مادر است، کودک یک موضوع است، و مادر موضوع دیگری، پس موضوع و محمول یکی نیستند. حتی در سنتز هم اینطور نیست، وقتی دو چیز ترکیب می شوند، هرکدام ملکول، یا اجزا خود را دارد، و به دیگری اضافه می کند، و موضوع سومی درست می شود، که هیچکدام از دو موضوع قبلی نیست.(وحدت موضوع واقع نشده) لذا اگر همگرایی و واگرایی را، مثل شب وروز بدانیم. گاهی جامعه احساس نفرت از یکدیگر دارند، لذا هرکدام به سویی می روند!(واگرایی) ولی بعد از مدتی می فهمند که: اشتباه کردند و: به سوی هم باز می گردند(واگرایی) و ایندو با اختلاف فاز زمانی، پشت سرهم می آیند. قران می فرماید: در ابتدا همه یکی بودند!(امت واحدا) ولی براثر اختلاف افکنی های شیطان، از هم متفرق شدید! حالا باز هم بیاید: (واعتصموبحبل الله جمیعا و لاتفرقوا) باهم یکی شوید، و امت واحده ای بسازید! البته چون قران ابر متن است، منظور او زمان ما، یا زمان پیامبر به تنهایی نیست، بلکه در همه زمان ها ومکانها، پس این وحدت و تفرقه بارها، درپی هم اتفاق افتاده اند. کانون وحدت این سلسله حرکات، انبیا الهی بودند و بعد از رفتن انبیا، تخم نفاق کاشته می شده. لذا همگرایی از سوی خدا است، و به دستور او است. ولی واگرایی به دلیل: دوری از خدا است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : همگرایی از خداست و واگرایی از شیطان،
لینک ها :

بررسی تحولات اجتماعی نشان می دهد: که جنگ یک اتفاق است، ولی صلح دائمی است. اما تبلیغات درست برعکس آن است. براساس تبلیغات فعلی و جو حاکم برجهان، همه رسانه ها از جنگ صحبت می کنند، و معمولا ایران را هم، جنگ طلب معرفی می کنند. براساس نظرات آقای آسمان! بعد از حادثه یازده سپتامبر، اسلام زیر سوال رفت! و آن را با  تروریسم یکی دانستند! معلوم نیست کینه برخی از علمای ضد دین، کی تمام می شود؟ در حالیکه مردم ایران، در شادی اسفند ماه، همه با هم شریک هستند و: بازار ها را گرم نگهداشته، بدون اعتنا به تحریم ها به زندگی خود ادامه می دهند. دولت نیز بدون اعتنا به تحریم ها، قرارداد 20میلیاردی با عراق امضا می کند! آنهاییکه می گفتند: تحریم ایران را به زانو در می اورد، حالا خودشان به زانو در امدند. شادی و زندگی و صلح و دوستی، نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا جریان دارد. حتی در فلسطین و سر زمین های اشغالی، فقط چند دقیقه آنهم در چند نقطه! جنگ می شود، اما آنها مانند مگس ها، به دنبال زخم ها می گردند، و با سرو صدای زیاد، به سراغ آن می روند! در میان 7میلیارد انسان، که در حال زندگی هستند، به دنبال یک یا دونفری می روند که: آن هم با دستور خودشان، مثلا روسری بر می دارند. می خواهند آن را نشانه: جنگ طلبی اسلام معرفی کنند. باید از انها پرسید: منظور شما از جنگ چیست؟ اگر جنگ جهانی اول و دوم است، که سالهاست از ان گذشته! و کسی چیزی بیاد نمی اورد، جز اینکه در کتب تاریخی و یا درسی بخوانند. اگر جنگ ایران و عراق است، که سی سال است تمام شده! اگر جنگ کویت با عراق است، که آنهم چندروزی بود و تمام شد. پس دیگر جنگی وجود ندارد، که از ان صحبت می کنید! اگر منظور شما جنگ لفظی یا جنگ پیام رسان ها است، که این جنگ محسوب نمی شود، یک نوع تبادل آرا است. اما اگر منظور شما احتمال جنگ است، این هم نه علمی است نه عقلی! مثل این است که غصه بخوریم: ممکن است یک روزی، زمین از مدارش خارج شود! فرض محال که محال نیست. امکان دارد چنین چیزی اتفاق بیافتد، ولی ایا عاقلانه است خود را: غمگین چنین موضوعی کنیم؟ یا به مردم بگوییم: خودرو سوار نشوند، چون ممکن است تصادف کنند. با این وضعیت جت های بوئینگ، اگر بگوییم کسی سوار هواپیما نشود، نه تنها خود را ضایع کرده ایم، بلکه حرف غیر منطقی زده ایم. ممکن است در میان هزاران پرواز، یکی یا دو پرواز متوقف شود، و یا یکی دو نفر تصمیم بگیرند: با هواپیما مسافرت نکنند، آیا این را باید به کل تعمیم دهیم؟ دشمنان اسلام برعکس فرمایشات خودشان عمل می کنند: نظریه علمی آن است که: تکرار پذیر و تجربه پذیر باشد، ولی آنها یک حادثه 11سپتامبر، که حداکثر چندنفر را با خود در گیر کرده، به حساب 7تریلیون انسان می گذارند! و یا یک حادثه تروریستی در مترو لندن را، که چند دقیقه بیشتر نبود، به اندازه کل دنیا و همه زمان و مکانها بزرگ کنیم؟ این تبلیغات و پروپاگاندا هست یا یک پژوهش علمی؟ آیا تبدیل یک ابسیلن به بینهایت کار علمی است؟ متاسفیم که پژو هشگاهی بنام علوم انسانی، از دولت پول می گیرد، و بعد نظریاتی مطرح می کند که: نشان بدهد علوم انسانی درتضاد با اسلام است. و امکان آشتی این دو وجود ندارد! هنوز هم انسان از نظر آنها، انسان دکارتی است. که می گوید چون من هستم، پس دنیا هم هست! و معنی مخالفش: من اگر نباشم دنیا هم نیست! باید از اینها پرسید:ایا اصول علمی، فقط برای نظریات اسلامی است؟ نظرات ضد اسلامی، هرچه غیر منطقی هم باشد علمی است؟ یعنی آنها هرچه دلشان بخواهد: برعلیه اسلام بگویند، توهین کنند و دروغ منتشر کنند؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : اصول علمی یا پروپاگاندا؟ کدام جنگ؟،
لینک ها :

تا زمان ابن مسکویه، کسی یونان را نمی شناخت و از: ارسطو وافلاطون و جالینوس و ارشمیدس، خبری نبود. وی برای اینکه افکار خود را منتشر کند، ناچار شد از اسامی نامانوس استفاده کند! تا کسی به او خرده نگیرد. لذا نقل قول های او اغلب مشکوک، نامتوازن و گاهی بین ارسطو و اقلاطون و دیگران هم، اختلاط ایجاد می شد. این نشان می دهد آکادمی و افلاطون، ساخته پرداخته ذهن این مسکویه بوده و یا اگر هم، کسانی بودند، از آنها فیلسوفان بزرگی ساخت. شاید هم در رقابت با شاهنامه چنین کاری کرد. زیرا فردوسی می گوید: یلی بود در سیستان، منش کردمش رستم دستان! البته دلایل زیادی بری این امر وجود دارد: ابتدا باید به نظرات محقق دومینیک لومیرا، در این موضع نگاه کرد: وی این بیانات را در جلسه همگرایی: مرکز تحقیقات علوم انسانی مطرح کرد، اما مهمتر اینکه در آن موقع کتاب وجود نداشته! اولین کتاب و کتایخانه، در عصر ساسانیان بوجود آمد. ولذا بیان دهها کتاب از: افلاطون و ارسطو و ارشمیدس، مخالف واقع بوده  و هنوز کاغذ، اختراع نشده بود! زیرا اولین بار کاغذ در چین اختراع شد(150قبل از میلاد) و در مصر باستان هم، از پاپیروس نام برده شده( در حالیکه ارسطو 437سال قبل از میلاد می زیسته!) ولی، همه اینها تا زمان اسلامی، فقط ورق بودند یا حداکثر بصورت طومار می شدند. دوم اینکه آتن یک شهر بوده، نه کشور ولذا کلمه( سیتزن) یعنی شهروند، برای آن دوره بهتر است، تا جمهوریت که نام یکی از: کتابهای ارسطو یا افلاطون است!  ارسطو شاگرد افلاطون بوده ولی، در آسیای صغیر زیرنظر هخامنشیان، زندگی می کرده و به واسطه قتل: یکی از بستگانش در اهواز، کاملا ضد ایرانی شد. گفته اند همجنس باز هم بوده! و مربی گری اسکندر را باهدف حمله به ایران، قبول کرد. به نظر برحی برخی از فیلسوفان ایرانی، سقراط و افلاطون هم، تحت تاثیر فلسفه ایرانی بودند(دکتر دینانی). نکته مهمتری هم وجود دارد: آسیای صغیر (ترکیه فعلی) محل ظهور و: تبلیغات خیلی از پیامبران بوده است. لذا اگر مثل افلاطونی را، یک نظریه مذهبی بدانیم، بیراه نرفته ایم. البته بسیاری از مشائیون یا فلاسفه، علاقه داشتند که نامی از پیامبران برده نشود! بلکه مردم فیلسوفان را بجای پیامبران بشناسند، لذا در تقدس فیلسوفان غلو کرده، آنها را افراد مافوق بشر معرفی می نمودند. بطوریکه استاد مطهری هم، در جوانی چنین تصوری داشته! و به نوشته خودش احترام خاصی برای فلاسفه قائل بوده. همانطور که فلاسفه پوزیتیویست (اثبات گرایان) در قرن قبلی، سعی داشت پزشکان یا مهندسان را جایگزین انبیا کند. دلیل اینهمه دشمنی که ابن مسکویه نیز، از ان بی نصیب نبوده: خودپسندی یا ریاست طلبی بوده! زیرا هرجا که می خواستند حکومت کنند، مردم با صحبت هایی که از انبیا یا اولیا شنیده بودند، آنها را نصیحت می کردند! و آنها عصبانی شده، سعی داشتند انبیا را دربین مردم خوار کنند، یا آنها را به فراموشی بسپارند و: بگویند مربوط به گذشته است، یا اینکه خود را بالاتر از پیامبر بدانند. که فلسفه، ماموریت آخری را داشت. ابن مسکویه که در دربار آل بویه بوده، برای کاستن از تقدس شیعه، نمی توانست مانند بنی امیه، اولیا را پیش مردم خوار کند، زیرا که دولت آل بویه، اساسا شیعه بودند. لذا با ترجمه آثار و یا اهمیت دادن: به آنان یا بازسازی ذهنی فیلسوفان، سعی داشت وحی را به برداشتهای زمینی محدود کند. و به مردم بگوید: هرکس میتوانند فیلسوف شود.(و نیازی به معجزه نیست). تاجاییکه می گفتند: (کل ماحکم به عقل، حکم به شرع) عقل و شرع یکی است. ولی شیعه می گوید عقل زیر مجموعه شرع است. و شرع شامل وحی و نقل هم می شود.(نبوت و امامت)  


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آیا افلاطون واقعیت دارد؟ یا ساخته ذهن ابن مسکویه است؟،
لینک ها :
دوشنبه 20 اسفند 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

در اروپا و آمریکا، امروزه با توجه به شرایط قرن جدید، نمیتوان با علم مبارزه زمان قدیم، مانند مارکسیست یا لیبرال به هدف نهایی رسید. تحول علم مبارزه برمبنای: مشارکت هرچه بیشتر مردم است. لیبرالیزم بر یقه سفید ها متمرکز است: و می گوید که نخبگان و افراد سرمایه دار، از همه بیشتر می فهمند و باید مورد توجه باشند! اگر آنها مبارزه را بفهمند میتوانند: به میان مردم بروند. لذا تشکیل احزاب بورژوازی را، برای این کار ضروری می دانند. در انقلاب مارکسیستی توجه به: کارگران و قشر زحمت کش شهری است. به دلیل بهره کشی لیبرال ها و سرمایه دارها، کارگران دچار سرخوردگی شده و: آماده انفجار می شوند، لذا اگر بتوانند در انبار باروت آنها، شعله ای روشن کنند همه مردم را در بر می گیرند! و برای انکه کار از دستشان بیرون نرود، دیکتاتوری کارگری ایجاد می کنند، تا هیچ سرمایه دار و یا روشنفکری در آن نفوذ نکند. در مبارزه علمی مائو در چین، به مردم پایین تر یعنی روستائیان و کشاورزان توجه می شود. مائو معتقد است کشاورزان، بهترین سربازان انقلاب ها هستند. البته هرسه این انقلاب ها: (انقلاب 1789فرانسه1917شوروی و 1949چین) به دلیل طبقاتی بودن، ناچار به استفاده از سلاح بودند. ارتش آنها احزاب مسلح برای اروپا، چریک شهری برای کمونیست ها، و چریک روستایی برای مائو بود. در ایران هم، کمیته مجازات برای مشروطه خواهان (به تقلید از اروپا)، افسران حزب توده برای شوروی بود. صمد بهرنگی و حمید اشرف و: چند نفر دیگر که به چین رفته و دوره دیده بودند، برای ارتش دهقانی آماده می شدند. ولی انقلاب اسلامی پایانی بر این روشهای مبارزه بود، و ثابت کرد این نوع مبارزه، علمی نیستند بلکه بیشتر احساسی و حماسی هستند! ولذا دوام ندارند. اکنون جلیقه زردها در اروپا و اسرائیل، نهضت 99درصدی در آمریکا و عربستان، باید بدانند که به این تئوری ها اعتنا نکنند. علم مبارزه جدید که مبتی بر: تجربه انقلاب اسلامی و عملکرد امام خمینی است، شامل جذب حداکثری و: مشارکت مسالمت آمیز همگانی است. ممکن است این مبارزه در رسانه ها، انعکاس نیابد زیرا که رسانه ها، تابع دولت ها هستند. یا اینکه از لحاظ تامین مالی، مشکل داشته باشد، زیرا بانکها و پولها هم، در دست دولت ها است. یا اینکه به کشتار و زحمی شدن مردم منجر شود، زیرا سلاح هم در اختیار دولت های اروپا و آمریکا است. اما برای همه اینها راه حل ساده و: مورد علاقه عموم وجود دارد. جلیقه زردها بدانند که: صدایشان در دنیا شنیده می شود، هرچند که رسانه ها روزه سکوت بگیرند! و یا آنها را بایکوت خبری کنند. امروز فقط تلویزون فرانسه یا انگلیس، رسانه محسوب نمی شوند، بلکه همان گوشی هوشمند در دست: هر کدام از انقلابیون، یک رسانه است. گوشی شما از دو گروه فالوور های کلان دارد! گروه اول سازمان های اطلاعاتی و امنیتی، و گروه دوم دوستداران و طرفداران شما، و هردو نمی توانند در اینستاگرام شما، اعلام حضور نمایند! ولی فالور بسیار حجیم را تشکیل می دهند. لذا اگر شما می خواهید: مطلبی در گوشی بنویسید، یا در اینستاگرام و فیس بوک و شبکه های دیگر بگذارید، مطمئن باشید هم دوستان شما، آن را می خوانند و هم دشمنان شما، پس بهتر است مطالبی بنویسید که: دشمنان شما را سرگردان کند! امام خمینی هم فقط با نوار کاست! انقلاب را پیش برد! از نظر مالی نیز بدانید: اغلب کسانی که به نهضت می پیوندند، مشکل مالی ندارند! زیرا به شبکه ای پا گذاشته اند که: ایدئال فکر می کند و نمی گذارد اعضا در سختی باشند، مسئولین انقلاب باید سازمان خیریه ای تاسیس کنند: برای کمک به افراد جا مانده: مانند خانواده های شهدا و مجروحین.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : اصول علم مبارزه،
لینک ها :

از عوامل فروپاشی، یکی اعمال تحریم است و: دیگر دامپینگ. چون فروپاشی در انتهای لایف سایکل است، ولذا ممکن است موارد دیگری، چون پیمان شکنی و دروغ گویی نیز، از نشانه های آن باشد. ولی اقتصاد ورشکسته آمریکا، از همه آنها استفاده می کند! زیرا راه گریزی ندارد. مانند غریقی که برای نجات خود، هرکاری می کند. لایف سایکل یا چرخه زندگی، برای هرکس یا هر چیزی دو مرحله دارد: رشد و افول که این دو، قرینه یکدیگرند، یعنی انسان همانطور می میرد، که زندگی می کند! و این دوره حیات را خداوند، طراحی و تقدیر کرده است. زیرا در قران می فرماید: ( لکل امه اجل) اجل در لفظ قران، همان معادل چرخه زندگی یا لایف سایکل است. این چرخه اجزایی هم دارد: مانند تولد رشد اوج و سقوط و مرگ. پنج مرحله ای، که به دست انسان نیست! ولی میتواند از ان استفاده بهینه کند. زیرا قدرت خداوند طوری است که: از عدم اشیا را بوجود می اورد، ولی انسان نمی تواند! و فقط قدرت او در چارچوب وجود است. عدم وجود ندارد، زیرا اگر وجود داشت، که جزو وجود حساب می شد! لذا انسان بر هرچه وجود دارد، فقط میتواند مدیریت کند. مثلا کسی که اورانیوم را اختراع یا کشف کرد، به معنی این نیست که اورانیوم قبلا نبوده! یا کسی که بمب اتم می سازد، از همان اورانیوم موجود استفاده می کند. به عبارت دیگر: عدم ذهنی با عدم واقعی تفاوت دارد. انسان در عدم واقعی، تسلط ندارد ولی در ذهن خود میتواند: تسلط داشته باشد و چیزهایی که: در ذهن او نیست به ذهن انتقال دهد. و این همان اذن و اجازه خلیفه اللهی در دنیا است. اگر انسان در ساختن ذهن خود، و انباشته کردن آن از عدم ذهنی، موفق عمل کند خداوند، به او اجازه خلقت از عدم را می دهد. یعنی در بهشت انسان ها می توانند هرچه را میل دارند ایجاد کنند و استفاده نمایند برای همین نعمت های خدا بی انتها است.(یاکلون مما یشتهون) اما اگر نتوانست و یا نخواست، که براساس این روند الهی (مشیت) خود را تطبیق دهد، از همه امتیازات محروم می شود، وهرچه را بدست آورده بود، از خود دور می کند. این دور کردن به دو حالت است: یا اینکه نمی گذارد چیزی وارد و خارج شود(تحریم)، یا آنچه را دارد بیرون می ریزد(دامپینگ). انسان در مسیر رشد، هم خوراک خوب دارد و هم، فعالیت و دفع مناسب. اما در مسیر پیری که قرار گرفت، بسیاری از غذا ها را نمی خورد، یا نمی تواند بخورد. و از خود دور می کند. جامعه جهانی هم یک عنصر واحد است. گرچه ما آن را جدا و یا، در جنگ و تضاد می بینیم. ولی همه اینها برای حیات بشری لازم است:. تا جنگی نباشد، کسی به دنبال صلح نمیرود! تا گرسنگی نباشد، کسی دنبال سیر شدن نمی رود، و لذا هیچ فعالیتی صورت نمی گیرد، و سکون برجامعه مسلط می شود. و این همان امانتی است که در قران ذکر شده. خداوند امانت را به انسان سپرد، تا دنیا را پر از شوق و حرکت کند. و شیطان را اجازه داد، تا با تسلط بر انسانها انها را به تحرک وادار (وسوسه)کند. و پیامبران را فرستاد، تا این تحرکات را سامان دهند، و در مسیر درست هدایت کنند، و از اطاعت شیطان دوری گزینند. تا هنگامیکه شوق زندگی و: فعالیت و حرکت است، خداوند هم بشر را تماشا می کند و لذت می برد. مخصوصا هنگامی که آنها، سر را بلند می کنند و از او، امکانات بیشتری می خواهند(دعا) اما اگر ببیند: گروهی این مسیر عشق و محبت را، منحرف می کنند! تا جاییکه به جنگ و ستیز و: نابودی یکدیگر روی می اورند(فساد می کنند) مدتی صبر می کند، اگر اصلاح نشدند همه را از بین می برد. پس برای تداوم جامعه جهانی، تهدید و ارعاب یک فساد است. و هرگونه زور گویی و اعمال تحریم، و(از سوی آمریکا) یا اعمال دامپینگ (از سوی چین)مردود است.از این رو باید دانست که: راه مرگ را در پیش گرفته اند، و مرگ تنها چیزی است که: نمی توان از ان فرار کرد. همانطور که کمونیزم به تاریخ پیوست، و به فرمایش امام خمینی باید در موزه ها آن را ببینیم، لیبرالیزم و سرمایه داری نیز، به تاریخ پیوسته بدون اینکه بداند! اینهمه زور گویی و کشتار مردم فرانسه، توسط دولت آن به بهانه جلیقه زرد! و یا قطع برق مردم ونزوئلا، همان مرگ امپریالیزم است. والا هیچ عاقلی چنین کاری نمی کند! دولت فرانسه و آمریکا مرده اند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : تحریم از علائم فروپاشی است.،
لینک ها :


( کل صفحات : 306 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :