ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
سه شنبه 16 مهر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

چندمین فرار بزرگ آمریکا، در حال برگزاری است. فیلم های نخستین نشان می دهد که: حتی با هم پیمانان سوری و ترکی و کردی خود، خداحافظی هم نکردند تا مبادا، فرار انها به تعویق افتد.  وقتی امریکا از امارات فرار کرده بود، علت آن را اینطور گفته بود که: تمام پایگاه در تیر رس ایران است. بدیهی است که فرار از سوریه و عراق هم به همین دلیل است. بزودی فرار بزرگ از افغانستان هم رقم خواهد خورد. این حرکت دو موضوع را بخوبی اشکار می کند: اول اینکه فرار ها به کوشش ایران، سازماندهی شده و هیچ کس دیگری نمی تواند، آن را مصادره کند. دوم اینکه مشکلات داخلی آمریکا بیشتر و به انقلاب در امریکا، نزدیک شده ایم. موضوعات دیگر را هم، میتوان ذیل همین دو موضوع اشاره کرد. گرایش کردهای سوریه به امریکا، خمله ترکیه به سوریه برای: مبارزه با پ ک ک و امثال آن، زیرمجموعه است. ولی مشکلات داخلی آمریکا از همه اینها مهمتر است. بعد از پیروزی برنامه ریزی نشده آمریکا، در جنگ دوم جهانی مخصوصا قدرت نمایی او: در کشتار مردم بیگناه، دنیا پذیرفت که باید به آمریکا باج بدهد، تا مانند هیروشیما از بین نرود. از این رو قدرت بلامنازع جهان شد. گرچه شوروی یا چین سابق، خواستند در مقابل آن بایستند، ولی با تمام فجایعی که بار اوردند، نتوانستند مثل امریکا وحشت ایجاد کنند. دیوار آهنین شوروی سابق، گرچه با کشتار وسیع مسلمانان، و دفن انها در سیبری انجامید ولی، مردم از ان نترسیدند! حتی به سیبیل کلفت: استالین و خروشچف هم وقعی ننهادند. چین که در کشتار میلیاردی مسلمانان، و به دریا ریختن آنها می خواست: روی دست امریکا و شوروی بالا برود، ولی نتوانست. زودتر از شوروی دچار فروپاشی شد، و به اردوگاه امپریالیسم پیوست. فروپاشی رسمی شوروی هم، راه نفوذ امریکا را بیشتر کرد. اما این روند رشد نفوذ آمریکا در جهان، باعث فراموشی توجه به داخل شده بود. برای اثبات برتری آمریکا، دولتها مجبور بودند گندم و نان را، از دهان آمریکایی ها بگیرند و: به شوروی وایران و چین بدهند. بهترین موادغذایی (برنج و روغن و مرغ آمریکایی) و بهترین سلاحها و خودروها، به ایران صادر می شد تا بتواند ایران را، بعنوان ژاندارم منطقه حفظ کند. بقیه نیز تحت عنوان طرح مارشال، یه اروپا و روسیه می رفت، یا تحت عنوان اصل 4ترومن، به روستاهای عقب افتاده ایران تخصیص می یافت. اما ناگهان دولت آمریکا متوجه شد که: مردم خودش فقیر تر و بی نواتر از همه جا است. لذا ترامپ را انتخاب کردند، تا فقط به امریکا برسد. فرار از سوریه و عراق، در همین راستا بود زیرا ترامپ گفت: ما 7بیلیارد دلار در عراق هزینه کردیم و: هیچ نفعی نبردیم. زیرا همه این هزینه ها برای حفظ ابرقدرتی آمریکا بود. و باعث شد تا از درون پوسیده شود. مردم امریکا به روشهای مختلف، اعتراضات خود را نشان می دادند. ابتدا به عنوان 99درصدی و بدون اسلحه، وارد کارزار شدند. ولی نتیجه ای جز کشته و زندانی بودن نگرفتند. لذا دست به اسلحه برده و پلیس و ارتش را، به درگیری مسلحانه کشاندند. هر روز در گوشه ای به مراکز پلیس آمریکا حمله می کنند. البته امریکا به کمک رسانه های مزدور می گوید: آنها به مدارس حمله می کنند. و به این بهانه کودکان را نیز مسلح می کنند، تا مثلا بسیج مردمی داشته باشند. اما دوران فریب سپری شده، اکنون نیاز است که نیروهای نظامی مامور در خارج، برگردند تا جلوی این حملات پارتیزانی را بگیرند. اما بررسی ها نشان می دهد که: نظامیان به محض برگشت، به مخالفان می پیوندند. این امر را ارتش امریکا و پلیس، تحت عنوان روانی شدن نظامیان! اعتراف می کند. اما آنها تازه عاقل شده اند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : فرار بزرگ،
لینک ها :

بسیاری از معضلات اقتصادی، از راه مهندسی معکوس حل می شود! مثلا اینکه آیا رونق تولید هست یا خیر؟ سوالی است که ذهن همه را مشغول کرده، و نبود آن به سوء تدبیر در صنایع، دولت و نهایتا به سوء مدیریت برمی گردد! دوستان هم باکی ندارند که در زمین دشمن بازی کنند، و سوء مدیریت را به راحتی اعلام می کنند! در حالیکه این حرف یعنی نهایت آرزوی ضد انقلاب. حرفی است که آنها سالهاست که می خواهند بگویند، ولی نمی توانند! زیرا سوء مدیریت، اگر توصیف نشود، فقط به رهبری و رئیس جمهوری، بعنوان مدیران عالی کشور برمی گردد.  ممکن است که منظور گوینده مدیر اداره یا واخد یک بانک باشد! ولی هیچوقت آن را اعلام نمی کنند، و بصورت کلی می گویند. وقتی راجع به کلان مدیریت کشور، بحث می شود تفسیر دیگری ندارد. مثلا ایت الله زاده اشرفی اصفهانی، به عنوان هزاران تئوری پرداز تراز انقلاب اسلامی، به سادگی می گوید همه چیز در ایران عالی است! منابع و ثروت فراوان است، فقط سوء مدیرت مشکل این کشور است. این یعنی همان که آنها می گویند: اسلام نمی تواند کشور را اداره کند. در حالیکه اینطور نیست. و همه چیز منظم و بر جای خود است. کافی است مهندسی معکوس کنیم. یعنی بجای کارخانه ها یا بازار، به انبار ها سر بزنیم! خواهیم دید از همه چیز سه برابر نیاز کشور داریم. وارد کنندگان هم مثل شیر، ایستاده اند تا اگر کسی گفت کم هست، بروند و وارد کنند. پس رونق تولید وجود دارد. حالا می گویند توزیع درست نیست! بازهم مهندسی معکوس مشکل ما را حل می کند: این بار به انبار های مغازه ها و خرده فروشی ها سر بزنیم! باز می بینیم که 5برابر نیاز محله، انبار کرده، و فقط 20درصد کالاهای ان گردش مالی دارد. پس توزیع هم درست است. طبق قانون فشار: اگر در یک نقطه فشاری وارد شود، عینا به تمام نقاط منتقل می شود، انبار مغازه ها هم پر است. حالا می گویند به دست مردم نمی رسد! مردم ناراضی هستند. باز مهندسی معکوس! بروید انبار خانه ها را ببینید! برای سه سال خود ذخیره دارند. زیرا بس که تبلیغ شده ممکن است: جنگ شود، قحطی بیاید! همه انبارها از خرد و کلان پر شده. جالب است وقتی خانه تکانی یا مهندسی معکوس شود، خواهید دید مددجویان کمیته امداد، بیشتر از افراد معمولی انبار دارند. زیرا دولت را ساده لوح فرض کرده، و از هرگوشه ان بریده اند. از بهزیستی، از کمیته امداد  از هیاتها و موسسات خیریه می گیرند. نکته تاسف بار این است که: اکثر طلاق ها و عدم ازدواج ها هم، به همین دلیل است چون این کمک ها، به مطلقه وباصطلاح خود سرپرست تعلق می گیرد. لذا بصورت ظاهری هم شده زنها طلاق می گیرند، تا به این انبار کردن ها برسند. یا می گویند وام داده نمی شود! مهندسی معکوس کنید و از بانکها، لیست وامها را بگیرید! هر نفر چندین بار وام گرفته، و اکثر انها را هم نداده! و بانکها را به ورشکستگی کشانده! به بهانه ازدواج، بیماری، سیل ، زلزله و.! و باز هم می خواهند. وزارت تعاون اگر می خواهد یارانه های ثروتمندان را کم کند، به خوداظهاری انان کاری نداشته باشد. مهندسی معکوس کند: اطلاعات املاک، زمین های بزرگ، باغات، ویلاها و خودروهای لوکس را بگیرد. آن وقت فرار مالیاتی راهم تشخیص میدهد! به سازمان امور مالیاتی معرفی کند، حق الکشف ان را برای پرداخت یارانه، به کم در امد ها اختصاص دهد. به نظر می رسد این مردم فداکار، آنقدر به موسسات خیریه دولتی و کم در امد ها، کمک کرده اند که اصلا فقیری در ایران نباشد. بلکه افتقار وجود دارد. یعنی مردم اختلاس ها و درآمد های نجومی را، الگو قرار داده اند، لذا هرچه به انها داده می شود سیر نمی شوند و باز هم می خواهند! حتی استارتاپها می گفتند: یک قلم از این اختلاس ها را به ما بدهند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مهندسی معکوس اقتصادی،
لینک ها :

مدیران صنعت کشور هرچه فریاد می زنند، به گوش نمی رسد، ولی بانکها آهسته هم صحبت کنند همه می شنوند! راز این کار در سخاوتمندی بانکها است. تقریبا به هر بهانه ای مهمانی می دهند، جشن می گیرند و خرج می کنند. مخصوصا از خبرنگارها بسیار خوب پذیرایی می کنند! هر با به انها هدیه هایی از قبیل: کیف و صنایع دستی می دهند، و برای اینکه خبر ها را بهتر کار کنند! کارت هدیه با مبالغ زیاد در جیب شان می گذارند. در عوض صنایع! یا تولید کنندگان، نه تنها خبر نگاران را نمی شناسند، بلکه از دعوت آنها مشکوک هستند! و گاهی افتخار خود می دانند که: خبرنگاری را نمی شناسند، یا انها را دعوت نمی کنند. واین نمونه مخلوط شدن حق و باطل است، که ادبیات پایداری با آن بیشتر اشنا است. مقاومت و مبارزه مردم برعلیه: ستم از اینگونه زیاد دارد. مثلا در امریکا، مردم به فساد اعتراض می کنند ولی وقتی می بینند: خود دولت آن را تبلیغ و حمایت می کند، ناچار با سلاح به مشورب فروشی ها، دانسینگ ها و محل تجمع معتادان، حمله می کنند یا بمب می گذارند، تا جلوی کار انها گرفته شود. حتی در اروپا هم اینطور است. اما رسانه های امریکایی و اروپایی چه می کنند؟ با پرداخت پول کلان به خبرنگارن، استخدام تحلیل گران و روانشناسان برجسته، سعی می کنند این تفنگ بازی های امریکایی ها را، عدم تعادل روانی نشان دهند! یا بجای حمله به دانسینگ ها و مراکز تجمع معتادان، بگویند به مدرسه و بیمارستان حمله شده! متاسفانه در ایران هم، همان خط را دنبال می کنند.  درحالیکه این روش مبارزه آن ها است، باید زبان مشترکی برای فهم آن ایجاد شود. تا دیروز همه آنها را تروریست می گفتند. و حالا که معلوم شده: خودشان تروریست هستند، ناچار دنبال اسم جدیدی هستند. جلیقه زردهای فرانسه که اخیرا، نام خود را هم به 33درصدی تغییر داده اند، گروه تروریستی یا اشوب طلب نیستند. اما پول کافی ندارند تا خبرنگاران را بخرند یا به آنها مزد بدهند، تا واقعیت را بنویسد. لذا کسانی که از مکرون پول می گیرند، به نفع او قلم می زنند. مکرون که تا حالا در کشتار یازده نفر (آمر) دستور دهنده مستقیم بوده، و صد هزار نفر را هم زخمی و بی خانمان کرده، از نظر خبرنگاران مزدور یک دمکرات! و طرفدار آزادی معرفی می شود، که حتی رئیس جمهور ایران را هم وسوسه می کند: با او عکس بگیرد. ولی همین رسانه های نوکر ماب، مردم اصیل فرانسه را اشوب طلب، وحشی و خرابکار معرفی می کنند، تا هیچ رسانه ای از انها دفاع نکند. اما همه باید بدانند که بعد از بهار عربی، نوبت بهار غربی است. انقلاب انها شروع شده و باید صدای انقلاب انها را شنید. هرکس این صداها را نشنود، یا باور نکند و یا جلوی ان را بگیرد، به زودی به جهنم می رود. و با حسنی مبارک و شاه و صدام هم اتاق می شود. البته منظور از غرب در اینجا، فقط مردم آمریکا و اروپا نیست، بلکه روسیه و چین و هند و حتی استرالیا و کانادا هم متهم هستند، که صدای ملت خود را نمی شنوند! اما بدانند که مردم باقی می مانند، و کسی که باید برود، ضدمردم ها هستند. آنهاییکه در مقابل بیداری ملت خود، دست به اسلحه می برند و خیال می کنند: با کشتن یازده نفر! میتوانند مردم را بترسانند. اراده خداوند بر این است که دین خود را زنده، و مردم مسضعف را برجهان حاکم کند. این استراتژی را هرکس بفهمد، راه رستگاری را پیموده است. اما آن را نفهمیده یا باور نکنند یا در مقابل ان بایستند، در مقابل اراده خداوندند و بزودی لعنت خدا بر انها فرو خواهد ریخت. مردم دنیا هم بدانند که خداوند آنها را دوست دارد، تک تک آنها را می بیند و برایشان حساب جداگانه دارد. مبادا طمع کنند و با ستمکاران، دست یاری بدهند که دست شیطان است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا صدای بانکها بهتر شنیده می شود؟،
لینک ها :

اعتراضات مردمی فرانسه به دولت مکرون، بخاطر حمایت وی از یک درصدی های فاسد است. آنهاییکه پول 99درصد دیگر را به جیب زده، حالا برای از دست ندادن آن، دست به دامان قدرت شده اند. کاری که در امریکا و انگلیس هم تکرار شد. همه اینها با یک فریبکاری ساده شروع شد. مردم غرب که از تحریم های ایران، زیان های زیادی دیده اند، و بسیاری از انها کار خود را از دست داده، یا دچار کمبود درآمد شده اند، در اعتراض به دولتهای خود، راه درازی در پیش گرفته اند. آنها می گویند یک درصدی ها، مورد حمایت مکرون و جانسون و ترامپ هستند. در حالیکه برعکس است. آنها باهزینه های کلان، باعث روی کار امدن ترامپ و باند فاسد او شدند. زیرا که با وجود ترامپ و مکرون،یک درصدی ها به سودآوری بالاتری می رسند، ثروتمندان برخلاف ادعای خودشان، که ایران را تحریم کرده اند! دنبال راههای دور زدن تحریم، برای ندادن حقوق کارگران و کسب در امدهای نجومی هستند. آنها با فریب خریداران ایران، همه اجناس تحریمی را با ده برابر قیمت، در داخل ایران تحویل می دهند. در ایران برخی ها که از این موضوع اطلاع ندارند، آن را قاچاق کالا نامگذاری می کنند! فکر می کنند کالا با پای خود به ایران می آید. در حالیکه به بهانه دور زدن تحریم، به بهای گزافی خریداری شده، از مجاری قانونی وارد می شوند، و برای رقابت با کالاهای داخلی، دولت سوبسید هم می دهد! این امر مخصوصا در پوشاک و دارو است. به عنوان دور زدن تحریم و وارد کردن: مواد اولیه دارو و یا ماشین آلات نساجی، از دولت معافیت مالیاتی و گمرکی و عوارض دریافت می کنند! وبجای ان پوشاک و لوازم آرایشی وارد می کنند. این فریبکاری انان سه عملکرد عمده دارد: تولیدات شرکتهای یک درصدی ها، با قیمت بالا خریداری می شود. بودجه وخزانه دولت ایران را خالی می شود، زیرا علاوه بر اینکه پرداختی نمی کنند، بلکه سوبسید هم می گیرند، که قرار است وزرای چهارگانه، فردا در این خصوص با مجلس جلسه غیرعلنی یارانه های پنهان  داشته باشند. ولی فریب یک درصدی ها، نتیجه این جلسه را، رقم زده است: کاهش یا قطع یارانه مردم. یعنی تصور دولتی ها را به این شکل تغییر می دهد که: کسری بودجه از طریق قطع یارانه مردم تامین می شود. کاهش درآمد مالیاتی به دلیل افزایش معافیت ها، از 40درصد به 50 درصد، راه برای بازگشت آن را بسته است. و تعیین نام قاچاق کالا بر روی کالاهای یکدرصدی ها، امکان دریافت مالیات و عوارض را از ذهن دور می کند. فقط یک راه باقی می ماند. و ان  دست در جیب یارانه های نقدی کردن. این درآمدها، به یک درصدی ها کمک می کند تا: به مکرون و ترامپ پول بیشتری بدهند، و آنها سرجای خوشان باشند. لذا برای کمک به نهضت 99درصدی آمریکا و اروپا، فقط از طریق مصادره کالاهای قاچاقامکان پذیر است. تا سود و درآمدی متوجه یک درصدی ها نشود، و فریب انها از بین ببرد. مردم فرانسه وامریکا و برخی افراد لیبرال ایران،  فریب این گونه رفتار ها را نخورند. آنها بابرجام فهمیدند که تنها راه باقی ماندن در قدرت، تبلیغ برای تحریم بیشتر ایران است. زیرا با هر تبلیغ قیمت ها بالا می رود، وهزینه های دستمزد کمتر می شود. اصلاح طلبان ایران ناچار پول بیشتری به: ترامپ و مکرون می دهند. اما ادامه اعتراضات مردم فرانسه و آمریکا می تواند افشاکننده باشد. حداقل اعتراض انها دریافت دستمزد واقعی شان اسات.چنانچه برکناری جان بولتن نشان داد: لیبرالهای ایرانی 14میلیوندلار به بولتون داده بودند،تا بلندگوی انها باشد. اما در واقع مجلس سنا، این پول راکه قرار بود برای تغییر رژیم ایران، به ضدانقلاب ها بپردازد به بولتون داد!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : فریبکاری یک درصدی ها،
لینک ها :

معرفی قانون اساسی به زبان ساده، یکی از ضروریات است که: تا کنون به آن توجه نشده است. در برخی از کشورها، هرشخصی که به سن قانونی می رسد، برای او جشن تکلیف گرفته، یک نشخه قانون اساسی هدیه می کنند. یعنی اینکه تو دیگر بزرگ شده ای! از این به بعد سرو کارت با این است. قانون پدر و مادر، دایی و همکلاسی و رفیق نمی شناسد. هرکس تنها در برابر قانون قرار می گیرد، و باید مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیرد. لذا دانستن قانون ضروری است. بسیاری از تخلفات از روی ندانم کاری، و جهل به قانون است. مخصوصا در ایران که قانونی، متفاوت با قوانین کشورهای دیگر دارد. در قانون کشورهای دیگر، هر کاری شغل به حساب می اید، ولی در قانون ایران برمبنای اصل 4 باید: همه چیز اسلامی باشد و این اصل، حاکم برتمام قانون ها است. لذا بسیاری از مشاغل جرم محسوب می شود، و شخص مفسد فی الارض است. در حالیکه دنیا آن را جرم نمی داند! اعدام قاچاقچی از آن جمله است. دنیا روی سبیل چاقاچی ها می چرخد. از قاچاق مواد مخدر، تا قاچاق عتیقه و قاچاق اسلحه و زن و کودک و اعضای بدن! بیشترین اشتغال را هم ایجاد کرده! و سود آورترین معاملات در سطح جهان است. لذا همه دنیا فاسد هستند، و اگر به قانون جمهوری اسلامی باشد، همه آنها را باید اعدام کند. در قانون اساسی ایران، اقتصاد به سه قسمت: تعاونی و خصوصی و عمومی تقسیم شده.  در حالیکه در کشورهای سرمایه داری ( طرفداربخش خصوصی)، سوسیالیسم یا کمونیزم جرم است. یعنی دولتی را سوسیالیزم تعریف می کنند! و تعاونی را کمونیستی! بنابر این برعکس پروژه قبلی، مواردی که در کشورهای دیگر بخاطر: بلوک بندی سیاسی جرم محسوب می شود، در ایران جرم نیست زیرا ایران بلوک بندی را قبول ندارد، و شعار نه شرقی نه غربی داده است. در قانون اسلام انفال معنی شده، و در اختیار ولی فقیه است. لذا مالکیت همه کوهها و دره ها، جنگل ها مراتع ، معدن نفت و گاز و..نمی تواند به بخش خصوصی منتقل شود. البته با سازوکاری که ولی فقیه اعلام می کند، میتوانند بهره برداری کنند، ولی مالک نمی شوند. اگر همین موضوع خوب بررسی شود، خواهیم دید فقط مخصوص ایران نیست . زیرا زمین در همه جا مال خدا است. مردم فقط می توانند از ان بهره برداری بکنند. پس ولی فقیه می تواند برای تنظیم معیشت مردم، و ارتقا رفاه و درآمد آنان، بخشی از این انفال را جهت بهره برداری تحویل نماید. با این کار هیچ فقیری پیدا نخواهد شد. همه فقر، زاییده ممانعت گروهی از گروه دیگر است. وقتی سرمایه دار دستمزد واقعی کارگر را نمی دهد، او را به خاک سیاه می نشاند. وقتی کسی خود را ارباب می داند، زمین ها را احتکار می کند، دهقان فقیر می شود. طبق آمارهای جهانی، فقط مواد غذایی موجود در دریا، 7برابر جمعیت امروز را تغذیه می کند! از جلبک دریاها نوشابه درست می شود! چه رسد به ماهیهاو دیگر ابزیان. یکی از موارد مهم قانون اساسی، این است که مردم همه با هم برابر ند. آموزش و بهداشت برای آنها رایگان، اشتغال و مسکن و ازدواج حق آنها است. اما تعدادی سودجو، همه مشاغل را در اختیار می گیرند، بقیه بیکار می شوند! کسانی که وقت سرخاراندن ندارد! مانند آن هوسبازانی که: زنان را با پول جواهرات، فریب داده به خود جذب می کنند، تا آنها رغبتی به ازدواج با جوان: بی پول نداشته باشند! کسانیکه چهار میلیون خانه خالی دارند، که مردم وسع خرید آن را ندارند. اگر همه این خانه ها مصادره شده، در اختیار مردم قرار گیرد کسی بی خانمان نخواهد ماند. از همین موجودها خوب استفاده شود، نیازی به رونق تولید نیست! زیرا رونق تولید، به احتکار می انجامد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : قانون اساسی به زبان ساده،
لینک ها :

پلیس فرانسه بعنوان پلیس پیشگام، در اعتراض روز چهارشنبه خود، در فرانسه و شهر پاریس نشان داد به: حقوق خود آگاه است و: برای گرفتن آن آماده است. پلیس آمریکا و اروپا و اسرائیل و عربستان هم باید: به این اعتراضات بپوندند. زیرا همگی انها سرنوشت مشابهی دارند. چه بخواهند و چه نخواهند، مزدوران بی جیره و مواجبی هستند، که مردم خود را می زنند و میکشند، و یا آنها را اسیر و زندانی می کنند! طبق اخرین آمار رسمی اعلام شده، دولت فرانسه در اعتراضات مردمی: شنبه های اعتراض حداقل 11نفر کشته شده، و 200هزار نفر زخمی و زندانی شده اند. اینها چه کسانی هستند؟ آیا از فضا آمده اند؟ یا از قوم یاجوج و ماجوج هستند؟ نه والله، همه اینها فرانسوی اصیل هستند. زیرا اگر غیر از این بود، جرات اعتراض نداشتند. چون فوری به عنوان مهاجر غیرقانونی، دستگیر و اخراج می شدند، یا تحویل کمپ و زندان بودند. بنابر این شهروندان فرانسه بوده، و دارای حداقل حقوق اساسی یعنی حق اعتراض هستند. آنها به خیابان ها آمده اند فقط بگویند: مکرون را نمی خواهند و معلوم نیست، چرا اینهمه با آنها خشن برخورد می شود. عین همین موضوع در عربستان و اسرائیل، آمریکا و دیگر کشورهای اتحادیه اروپایی است. زیرا یک دلیل عمده آنها را در برابر مردم خود قرارداده: وجود افراد بی مسئولیت و دیوانه، در راس اداره امور کشور. آیا از ترامپ دیوانه تر، کسی سراغ دارد یا از مکرون و جانسون و بنیامین و بن سلمان. همه اینها به تصور اقتدار و ثروت، به میدان آمدند ولی بعد با خزانه خالی و ضعف، و دیپلماسی التماسی روبرو شدند. به همین خاطر پولی ندارند که به پلیس بدهند، لذا سعی دارند او را با وعده هایی، که خودشان هم به آن فریفته شده اند! سرگرم می کنند. که نباید گول خورد. آن وعده ها برداشت از خزانه خالی نیست! بلکه دزدی از اموال ایران است. همه اینها دست به دست هم داده اند، تا ایران را در تور مذاکره اندازند، و اموال آن را غارت کنند. بند های مذاکره مهم نیستند. مهم این است که بهانه ای به دست آنها بدهد، که بتوانند اموال ایران را مصادره، و یا آن را سرقت نمایند. همانطور که جهانیان ملاحظه کردند 110نسخه، از الواح گلی مربوط به تمدن 2550سال پیش ایران را، آمریکا پس داد. ولی 11هزار تای ان باقی مانده، که می خواهند راهی پیدا کنند: آنها را سرقت نمایند. این البته یک نمونه است. عربستان هم به جزایر سه گانه ایران چشم دوخته، تا شاید از ایران غنیمت بگیرد.  مکرون و دیگران هم در باند ترامپ سینه زنی می کنند. تا شاید نواله ای به آنها برسد. اما پلیس آنها بداند که: از هیچکدام خبری نیست. آنها نه راه پس دارند و نه راه پیش. خزانه ها واقعا خالی است. آرامکو در آتش می سوزد، و بیشتر هم خواهد شد. لذا باید هرچه زودتر حقوق خود را دریافت کنند. والا چند روزی دیر تر شود، چوب دو سر نجس می شوند! چون هم دولت آنها را رها می کند، و هم مردم. حالا که مردم را کتک می زنند، لا اقل دستمزدش را از حلقوم ترامپ و مکرون بیرون بکشند. بهترین راه هجوم به کاخها است. لا اقل اثاثیه باقیمانده، میتواند بخشی از مطالبات پلیس را جبران کند. فردا که آنجا سقوط کرد، چیزی دست پلیس را نمی گیرد. فرقی بین کاخ سفید و شانزه ایزه، کنست و قصر ریاض نیست. همگی روی تیغ هستند. اگر پلیس این کار را انجام دهد، هم به حقوق خود می رسد(راه قانونی است) و هم اینکه مورد بخشش مردم واقع می شوند. چنانچه مردم فرانسه با اینکه از پلیس، کتک خورده بودند ولی، در اعتراضات انها شرکت کرده، و ابراز همدردی نمودند. بقول فرانسوی ها : ماهی را هروقت از آب بکیری تازه است. یا بقول آمریکاییها: جلوی ضرر را بگیری سود است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : پلیس آمریکا هم اعتراض کند،
لینک ها :
چهارشنبه 10 مهر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

تا به حال کسی از سرقت علمی غربی ها، صحبت به میان نیاورده! در حالی آنها همیشه صحبت از کپی رایت می کنند. بزرگترین سرقت علمی انها این است که: معارف و معجزات علمی قران را، بنام خودشان ثبت کرده اند. در همایش معجزات قرانی در دانشگاه شهید بهشتی، گفته شد که اگر همه پزشکان جهان جمع شوند، نمی توانند بهتر از قران مراحل تولد انسان را توصیف کنند! فاصله سال نوری برای ستارگان نیز، در نهج البلاغه در تفسیرز آیات قران گفته شده! این ها فقط دو نمونه از علومی است که بشر، در خال خاضر به آن دست یافته است. در حالیکه همه آنها قبلا گفته شده! لذا هرگونه تئوری پردازی بنام دانشمندان غربی، سرقت علمی محسوب می شود. خلفا و پادشاهان که حق پیامبر و ائمه را غصب کردند، در ابتدا فقط قدرت را می دیدند. لذا به زور  در مسند نشستند، انان را خانه نشین نمودند. اما بعد متوجه شدند که اینها، خزائن علم ودانش و مرکز و مرجع مردم هستند. لذا با دعوت از برخی عناصر مسئله دار، خواستند نشان دهند که نه تنها به قدرت سیاسی: پیامبر اسلام و ائمه نیازی ندارند، و میتوانند بجای انها حکومت کنند، بلکه نیازی به علم و دانش آنها هم ندارند.  لذا فیلسوفان و دانشمندان را به دربار فراخوان دادند! برای خود کتابحانه و دانشگاه درست کردند،  که مناظرات مهم امام رضا ع در این باب، گویای عمق فاجعه است. از یونان و روم و جاهای دیگر، دانشمندان را دعوت کردند، تا با علوم جدیده! مقابل ائمه بایستند. ولی تا موقعی که امامان زنده بودند، این موضوع اتفاق نیافتاد، زیرا که همه مناظره به شکست می انجامید. اولین خیانت را به علوم اسلامی و قرانی، ابن مسکویه کرد که هر چه خود می خواست، بنام ارسطوی بچه باز و یا افلاطون خیالاتی نوشت. او چنان ماهرانه این کار را کرد، که مردم امروزه هم فکر می کنند: در زمان ارسطو چاپخانه های بزرگی بوده، و کتب زیادی از انان چاپ شده! در حالیکه چاپ کتاب و حتی اختراع کاغذ، بعد از او بوده! با حمله مغولها و سوزاندن کتابخانه ها، بهانه به دست آمد تا دانشمندان، کتب و جان خود را بردارند، و راهی دیار فرنگ شوند. نمونه آن سعدی است که: درست زمان حمله مغول به شیراز، در حلب سوریه زندگی مخفی داشت. و این زمینه را فراهم کرد، تا اروپایی ها رنسانس کنند، و دانش ایرانیان را بنام خود ثبت نمایند. آنها به دروغ تفکرات کلیسایی قرون وسطی را، به مسلمانان نسبت داده، و تفکرات شیعه را بنام خودشان ثبت کردند. در حالیکه فارابی و خیام گردش ستارگان، و منظومه شمسی را درس می دادند، آنها گفتند اولین بار گالیله به کروی بودن زمین پی برد! یا کوپرنیک و دیگران از افتادن سیب! قانون جاذبه را کشف کردند، و یا انیشتین مسئله نسبیت را مطرح کرد. لذا یک بار برای همیشه باید: دانشمندان ما بدانند که علم از قرن نوزدهم شروع نشده! بلکه همه آنها از قبل وجود داشته. زیرا دلیل نمی شود: چون غرب  درسال 2000متوجه شده که: سرعت نور زیاد است. نور از او تشکر کند و بگوید: من تا بحال این سرعت را نداشتم! از شما ممنونم که به من سرعت دادید! یا اتم بگوید خوب شد شما، مطرح کردید و الا این انرژی هسته ای را، من قبلا نداشتم. لذا تمام نظریات باید معکوس شود، زیرا که اساس آن دروغ پردازی  است. آنها ابتدا به دروغ می گویند که: شیعه معتقد است زیر زمین آب است، و یک ماهی در ان است! یا اینگه کل زمین روی شاخ گاو می چرخد! بعد آن را رد می کنند. که نه اثبات و نه رد آن، به شیعه و قران و اسلام مربوط نمی شود. وقتی پیامبر به معراج رفت، با سرعت نور(توسط براق) رفت و برگشت. هنوز کوزه ای که هنگام رفتن، پایش به ان زده بود، به زمین نخورده، یعنی زمان برایش صفر شده بود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سرقت علمی،
لینک ها :
چهارشنبه 10 مهر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

تیر غیب هایی که یمن می زند، فتوحاتی که کرده، یاد آور شمشیر مالک اشتر است. همه می گویند اگر این یمن است، پس ایران چیست؟ لذا ما منتظر قدرت نمایی: مردم کشمیر هم هستیم. البته کشمیر قدرتی بالاتر از یمن و ایران دارد، زیرا در همسایگی سه قدرت اتمی جهان است. که پر جمعیت ترین کشورها هم محسوب می شوند. یمن فقط با عربستان درگیر است و ایران با آمریکا. اما کشمیر توانسته در برابر قدرت: چین و هند و پاکستان دوام بیاورد. البته نوع مفاومت و مبارزه کشمیریها، از نوع پهبادی یا اتمی نیست، بلکه فناوری خاص خود را دارند. و هنوز کسی از ان اطلاع ندارد. برای مهم بودن این فناوری همین بس، که قدرتهای بزرگ چین و هند و پاکستان، که آرزوی تسلط براین: بهشت روی زمین را دارند ناکام مانده اند. یکی از این فناوری ها، جذب عناصر نفوذی در دولتهای یاد شده است. که آنها را مانند سه پایه (گنبد یا ستون حمال)برای: حفاظت از خود درست کرده است. لذا کلیه تجهیزات نظامی این سه کشور، عملا در دست کشمیری ها است. به این جهت هرگز بر علیه کشمیر، به کار گرفته نمی شود. اگر ان را به جزیره برمودا تشبیه کنیم، اغراق نشده است. زیرا نه تنها مانع تجاوز این سه کشور، بر علیه خود شده بلکه آنها را در مقابل: تجاوز به دیگر کشورها هم عقیم کرده. برای فهم این قدرت کافی است به اعتراضات: مردم هنگ کنگ توجه کنیم. آنها که به پشتیبانی آمریکا متهم هستند، هنوز نتوانسته اند قدرتی مستقل باشند، و مقابل نفوذ چین کاری کنند. به میانمار، مالزی و کره و تایوان و بیشتر دقت کنیم، آنها هم چون به امریکا اعتماد کرده اند، راهی جز قربانی شدن دراین مبادلات ندارند. یمن نیز چنین است. یمن تا موقعی که به امید کمک های ایران، یا سوریه و امثال آن بود: مشاهده کرد که حتی یک پدافند و توپ ضد هوایی، به او ندادند تا از بمباران  خلبان های: ناشی عربستان جلوگیر کند. تمام زیر ساخت ها از بین رفت، مردم به بیماری و قحطی دچار شدند، ولی وقتی به آن قدرت کشمیری ها متوسل شد، دنیا را غافل گیر کرد که: چطور یک ملت گرسنه! وبا گرفته، توانسته آرامکو را از کار بیاندازد. گرچه انگشت اشاره به سوی ایران بود، ولی پاتریوت های عربستان، این موضوع را تایید نکردند. بخصوص اینکه یمن توانست: در عرصه میدانی هم، عربستان را شکست بدهد: و غنیمت های فراوانی بگیرد. راز توانایی ابزاری یمن، در همین غنیمت ها است. زیرا یمن نیز مثل کشمیر، قلب دشمن را نشانه رفته، و آن را تسخیر کرده است. دشمن در میان قصرهای شیشه ای تنها مانده! و تمام نیروهایش به فرمان یمن است. اگر نتوانند تمرد کنند، ولی میتواند تسلیم شوند، که شدند! ایران هم با همین حربه در جنگ 8ساله موفق شد، نشان آن اتحاد ایران و عراق و: مانور عظیم اربعین است، که قلب های مردم عراق را نشانه گرفته است. اما در جنگ اقتصادی ازاین موضوع غافل شد، و قافیه را باخت.  اگر جنگ اقتصادی را آمریکا شروع کرده، ولی پایانش دست آمریکا نیست! ایران باید آن را پایان دهد: تحریم ها را نابود و بی ارزش کند. اگرمنتظرمرحمت ترامپ باشد، دنده عقب می رود. در طرح صلح اینطور است: وقتی از خدابی خبر شده، به قدرتها امیدوار شدیم! طرح های صلح تبدیل به طرح: صلح در برابرسرزمین شد. در تمام صلح ها، بخشی از سرزمین خود را دادیم: آرارات  به ترکیه تارضا شاه بگوید: زمین مهم نیست! مهم این است که با ترکیه در صلح هستیم. همینطور هیرمند و هرات را به افغانستان دادیم، بحرین را به عربها، تا انگلیس حمله نکند. قفقفاز را به روسیه دادیم تا تزارها، دست از سرما بردارند. ویا سهم دریای مازندران.  آیا طرح صلح هرمز هم برای تادیه سه جزیره است؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : یمن شمشیر مالک اشتر،
لینک ها :

برخلاف شعار های انتخاباتی رقبا در ایران، که می گویند مشکل اشتغال وجود دارد، اینطور نیست. بالا بودن دستمزدها در بخش خصوصی، نشان می دهد که متقاضی برای استخدام روزمزد وجود ندارد. و بجای اینکه کارگر منت کارفرما بکشد، برعکس شده، کارفرما باید بیمه و حقوق بالا تضمین کند تا انها به سرکار بروند. متقاضی زیاد برای کارهای اداری هم، به همین دلیل است. زیرا اشتغال دولتی، فقط یک درآمد نیست، بلکه قدرت و نفوذ محسوب می شود. لذا برای استفاده از این قدرت برتر، یا در جریان قرار گرفتن آن، متقاضی زیاد است. اکثر انهاییکه در امتحانات استخدام دولتی شرکت می کنند، بطور غیر رسمی، در همان محل مشغول بکار هستند. بسیاری از انها بعنوان شغل احتیاطی، به آن نگاه می کنند. دلیل دیگر آن حجم پرونده های کلاهبرداری، سوء استفاده و اختلاس و دزدی است. همه این کجروی ها نشان می دهد که: پولهای عظیمی وجود دارد، که فقط باید نقشه کشید و آنها را برداشت. باتجربه تر ها می گویند باید طوری اختلاس کنیم، که گیر نیافتیم والا فایده ندارد. به همین جهت عده ای فساد سیستمی را مطرح می کنند. یعنی هرکس در هر کجا هست، دنبال پول قلمبه است. و اگر چند روزی هم به کارهای یدی و ساده، تن می دهد برای این است که: نقشه خود را بهتر طراحی کند. فساد سیستمی از دوجهت باید مورد توجه باشد: اول اینکه نفس اماره در همه هست. بنابراین تقصیر کسی نیست، که پرونده ها زیاد است. می گویند: اگر حتی پول پیدا شده ای را خرج کنی، این نشان حس اختلاس در شما است. یعنی اگر کسی دستش برسد، بیشتر از اینها را هم تصاحب کرده و خرج می کند. در زمانی یکی از نمایندگان کرج، به خدمت نخست وزیر می رسد و از: فساد و ارتشا زیاد مخصوصا مافیای گوشت، طلا و سکه و مسکن و.. می گوید! نخست وزیر جواب می دهد: 124هزار پیامبر امد اینها را درست کند نتوانست! بنده یا اقای رئیسی هم نمی توانند. هرچه بهم بزنند گندش بیشتر می شود. می گویند مرغی است بنام بوتیمار(غمخورک) این مرغ مانند مهندس کلانتری ( که گفته خودکفایی گندم شعار انحرافی است، چون مصرف آب آن زیاد است) از کمبود آب می ترسد! درکنار دریا می نشیند و گریه می کند. از او دلیل این غصه را می پرسند، می گوید به دو دلیل : یکی انکه می ترسم آب دریا تمام شود! دوم اینکه شاید اشک من بتواند: کمی از کسری آب را جبران کند. غصه خوردن برای کمبود: آب یا نبود اشتغال و فقر مردم و امثال آن، به همین بیهودگی است. زیرا همه علوم عقلی و نقلی و الهی این را تایید می کند: وقتی تکفل روزی هرکس به عهده خدا است، پس چرا غصه؟ (نحن نرزقکم و ایاهم) شغل و درآمد دست خداست. او با ایجاد انگیزه یا جرقه در ذهن افراد، روزی آنها را می رساند. برای همین می گویند شغل خود را طوری انتخاب کنبد، که در آن انگیزه داشته باشید. و به درآمد آن قانع باشید. کسانی که به درآمد خود قانع نیستند، ناچار باید از در امد دیگران استفاده کنند، که مصداق دزدی و اختلاس است. علاوه بر ایات و روایات که نشان میدهد: غصه خوردن  بیخودی برای فقرا، ایجاد شک در عدل خداست. علم اقتصاد هم ثابت می کند که: جامعه همیشه در اشتغال کامل است. زیرا تقاضا برای کالا وجود داشته باشد، براساس قانون عرضه و تقاضا، همه بسوی ان تولید می روند! چون سود آوری بالایی دارد و تا: موقعی که کالا به حد اشباع نرسیده، به این تولید ادامه می دهند. الان میوه جات در ایران، به همین دلیل در خاک دفن می شوند! زیرا عرضه بیشتر از تولید است. سال بعد برعکس خواهد شد. چون دیگر کسی به سراغ تولید میوه نرفته، آن گران می شود! پس باران همه چیز را تعیین می کند



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : همه به دنبال اختلاس،
لینک ها :

بسیاری از قانون ها نوشته، ولی اجرا نمی شود. دلیل ان بسیار ساده است: زیرا قانونگذار خودش آن را اجرایی نمی داند. مثل قانون حقوقهای نجومی: قرار بود که هیچکس از یک مبلغی بیشتر نگیرد. قانون تصویب شد و برای اجرا هم ابلاغ شد، ولی چون کسی که مامور اجرای آن بود، حقوقش سه برابر سقف تعیین شده بود، لذا آن را مسکوت گذاشت. قرار بود با مالیات کشور اداره شود! اما فراریان مالیاتی خودشان، مسئول اجری آن شدند. ولی نا امید نباید شد! یک دروازه دیگر باقی است که: میتواند جلوی آنها را بگیرد. و ان شورای نگهبان است. زیرا نجومی بگیران و فراریان مالیات، برای حفظ موقعیت خود، بسوی انتخابات رفته، اکثر انها کاندیدا می شوند. لذا شورای نگهبان می تواند: با استعلام از سازمان مدیریت یا سازمان امور مالیاتی، در صورت تخلف کاندیدها، آنها را رد صلاحیت کند. البته شورای نگهبان از گردنه های سخت تر هم، به سلامت عبور کرده است. در این خصوص هم باید غربال کند: تا نجومی بگیران و فراریان مالیاتی، وارد دستگاه قانون گذاری نشوند. بخصوص اینکه اکنون سیاست های کلی قانونگذاری اعلام شده، و نمایندگان بیش از هر وقت دیگر باید: به قانونگذاری مشغول باشند، و زمانی برای بده بستانهای معمول نخواهند داشت. یکی از دلایلی که این دو گروه می خواهند وارد مجلس شوند، ثروتمند بودن ایرانیان است. خیلی ها تبلیغ می کنند که فقر، در ایران بیداد می کند! و فقراافزایش یافته اند. ولی مروری بر اختلاس ها و دزدی ها، نشان می دهد روی هرکسی دست گذاشته اند، بدون تقصیر نبوده است! دختر وزیر آخرین نمونه آن است، که اصلا به قیافه اش نمی آید! آدم اختلاس گری باشد. زیرا اگر اینطور بود، فوی فرار می کرد و مانند دیگران، پولها را هم با خود می برد. ولی ثروتمندی دیگران او را جوگیر کرده بود. مثلا پدرش چکهایی که میکشید، اصلا صفر هایش معلوم نبود چند تا است! عضو شرکتهایی بود که نمی دانست تعداد آن چقدر است، اگر خرجهای او نبود روحانی رای نمی اورد. نوبخت و دیگران هم دست کمی ندارند. پولهایی که اینها خرج کردند، اگر روی سنگ می گذاشتند: سنگ اب می شد. البته آنها اختلاس گر نیستند! پول همینطوری آمده سراغشان.  اگر قانونی برای اینها نوشته شود، باید همه را دستگیر کنند!(گر حکم شود که مست گیرند..)برای تشخیص و اهم و فی الاهم کردن: این نجومی بگیران کافی است: مهندسی معکوس انجام شود. مثلا لیست خریداران اتومبیل های وارداتی را نگاه کنند. کسی که چند میلیارد می دهد و: یک ماشین می خرد، ببینند که صورت وضعیت مالیاتی اش چطور است. یا این پولها را از کجا آورده است. بسیاری از اینها از پولشویی، فرار مالیاتی و حقوق های نجومی خواهد بود. چرا دولت نمی تواند یارانه ثروتمند ها را قطع کند؟ چون مهندسی معکوس نمی کند. از جلو نگاه می کند می بیند: همه چیز درست است.83 میلیون نفر نوشته اند خانه و اتومبیل ندارد، و حقوقشان زیر خط فقر است! تا یارانه بگیرند. پس اینهمه مسکن برای کیست؟ 25میلیون واحد مسکونی، یعنی هرسه نفر یک واحد مسکونی دارند. بعبارت بهتر همه دارای واحد مسکونی هستند. چون خانواده ای کمتر از سه نفر نیست. 30میلیون خودرو و موتور سیکلت، برای کیست؟ اینهمه کار خانجات و کار گاهها و مغازه ها و فروشگاهها، اگر مهندسی معکوس شود نه تنها نیازی به: کمیته امداد و بهزیستی و خیریه نیست، بلکه باید  فطریه و صدقه را به خارج از کشور بفرستند. الان که کد ملی هوشمند است، با مهندسی معکوس میتوان دید که: ثروتها در کجاها خوابیده. و اگر کسی یارانه می گیرد، برای این است که دارایی ها و درآمد های او، شناسایی نشود تا مالیات ندهد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شورای نگهبان متوقف کند،
لینک ها :


( کل صفحات : 269 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :