ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

لبنان نیز مانند اکثر کشورهای اسلامی، دچار بحران مزمنی هست که: سیاست آمریکا و انگلیس برای: تفرقه اندازی بین مسلمانان ایجاد کرده. آنها دموکراسی را برای خود یک جور معنی کرده، برای مسلمانان برعکس آن را عمل می کنند! مثلا مردم فلسطین در غزه، با یک انتخابات آزاد دولت قانونی هنیه را، انتخاب کرده اند ولی از نظر غربی ها، تروریست هستند! همینطور بزرگترین حزب دنیا در لبنان، با تمام اعضای فراوانش، به همین شکل متهم می شود. در عراق با اینکه ضد امریکایی ها رای مطلق را اوردند(جریان صدر)، ولی متهم به خشونت در برابر مردم خود می شود! اما در عربستان و امارات و بحرین، درست برعکس! با اینکه هیچ انتخاباتی صورت نمی گیرد! و مردم اسیر دست حاکمان خون آشام هستند، از نظر آنها کاملا دموکراتیک هستند. بن سلمان که قاتل هزاران نفر مثل قاشقچی هست، بزرگ مرد اصلاحات معرفی می شود. متاسفانه در ایران نیز اصلاحاتی ها، کاملا موافق و مدافع آن هستند. بطور مثال در حالی که بن سلمان، با کشتار وسیع مردم یمن، دستش به خون کودکان آلوده است، ولی دکتر ظریف در آرزوی رفتن به عربستان، و بوسیدن این دست کثیف است. شاید ظاهر قضیه این باشد که: می خواهد حاجی شود! آنهم از نوع رایگان و به خرج بن سلمان. اما آیا خدا این حج را از او می پذیرد؟ ظریف، بسیار دوست دارد که ایران با عربستان آشتی کند! یعنی تخریب قبور بقیع و: سیصد آثار تاریخی و مذهبی، قتل عام حجاج ایرانی را، در سالهای متمادی را فراموش کند! مگر ملت ایران با بن سلمان، خصومت شخصی دارد، که گذشت کند؟ بن سلمان، وارث خون های ریخته شده از آغاز تاسیس دولت سعودی، تا به قیامت است. می بینیم که آمریکا و انگلیس، اصلاحات بن سلمان و لیبرالیسم ظریف، در این نقطه به هم می رسند. لذا هیچگاه بحران منطقه پایان نمی پذیرد. زیرا به محض پایان یافتن غائله القاعده، فوری داعش را به راه می اندازند، و اگر داعش در سوریه و عراق مرد، آنها را به افغانستان پاکستان و جاهای دیگر می برند. اعتراضات مردمی در عراق و لبنان، از دوحال خارج نیست: یا اینکه مستقیما از سوی آمریکا و عربستان و انگلیس هدایت می شوند تا: دست ایران را کوتاه کنند و خودشان را از سقوط نجات دهند. و یا اینکه واقعا مردمی است، و به دنبال عدالت هستند. در حالت اول که، مهم نیست! زیرا اینگونه تحرکات، حالت رقیق شده قبلی است. در گذشته عراق، که صدام و خزب بعث و کمکهای تسلیحاتی: آمریکا و اروپا را داشت، نتوانست برعلیه ایران کاری کند! و به دار مجازات آویخته شد. این نوچه ها که: نه ارتش و لشکر دارند، و نه تشکیلات. بنابر این چه در لبنان و چه در عراق و جاهای دیگر، این تجربه ها صد درصد شکست آنها را رقم می زند. و جز بی آبرویی برایشان چیزی باقی نمی گذارد. چنانچه با وجود اعتراضات مزدوران آمریکایی، برعلیه همایش بزرگ اربعین، شاهد حضور دوبرابری مردم بودند، و هیچ غلطی نتوانسند بکنند. اما اگر واقعا مردمی است و مردم عدالت را می خواهند، راه حل آن هم ساده است: برگزاری رفراندوم و یا اصلاح قانون اساسی. زیرا قانون اساسی آنها را، خارجیها برای تشدید تضاد قومیت گرایی، نوشته اند تا آنها در داخل مرزها، همدیگر را از بین ببرند و نیازی به: خارجی ها نباشد. اگر قانون اساسی  برمبنای اکثریت شود، در تمام حکومت های دنیا، حامیان حق و عدالت، که همه از هواداران جمهوری اسلامی ایران هستند، بر سر کار خواهند آمد و دنیا، یک جمهوری اسلامی بزرگ خواهد شد. این است که هرچه شفافیت و جریان ازاد اطلاعات، بیشتر شود دروغگویان و سیاست بازان،  سریعتر مجبور به: ترک میدان سیاست خواهند شد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : رفراندوم، تنها راه حل بحران لبنان،
لینک ها :
چهارشنبه 1 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

    در قدیم معروف بود اگر کسانی با هم دعوا می کردند، و یکی زورش نمی رسید، می رفت بزرگترش را می اورد! تا بجای او دعوا کند. حالا امروز در فدراسیون فوتبال موضوعی مطرح شد که، نشان میداد ورود زنان به ورزشگاه، توطئه داخلی بوده! بعد که موفق نشدند، رفتند فیفا را آوردند! مسئولین ورزش ایران برخلاف دیگر کشورها، که عرق ملی دارند به هیچ وجه جمهوری اسلامی را دوست ندارند! و ماندن آنها در سازمانهای ورزشی، و فدراسیونها بخاطر این است که منتظرند: تا رژیم قبلی برگردد. علت اصلی ورشکستگی باشگاه های استقلال و پیروزی، بدهی انها یا این که پول ندارند، یا هوادار و اسپانسر ها کم می گذارند. بلکه این است که اصلا نمی خواهند: بنام جمهوری اسلامی موفقیتی ثبت شود. و همیشه در ذهن تماشاگران و هواداران فوتبال، اینطور باقی بماند که فقط راه حل رشد فوتبال، در گرو تغییر رژیم آخوندی است. زیرا اخوندها از ورزش سر در نمی آورند! نمونه آن اقدام یکی از جودوکاران برای تحریم: جودوی ایرانیان است! چون از اسرائیل دستور دارند که: رژیم ایران را تغییر دهند! توهم آنها این است که با جودو، رژیم ایران را ضربه فنی کنند. یا بایک آشوب دربی فوتبال، تاج شاهی بر سر نیم پهلوی بگذارند. آنها هنوز نام مکانها را به همان نام قدیم می خوانند! و هیچ تغییری را نپذیرفته اند. طبق اعتراف مسئولین فوتبال، چیزی بنام مقررات فیفا وجود ندارد! هرچه هست دستور العمل رژیم صهیونیستی، که با بهانه رویه ورزش اروپایی، خودشان دیکته می کنند. هرجا هم ببینند با طرح ها و: آئین نامه های دستوری رژیم صهیونیستی، نمی توانند پیش بروند، نام فیفا را به میان می اورند! آنها حتی حاضر نیستند در سایت فوتبال اسیا، زبان فارسی وجود داشته باشد! و می گویند: گوینده زبان ویتنامی بیشتر از زبان فارسی است. هنوز برای آنها تیمسار جهانبانی، همه چیز را دیکته می کند. و هیچ یک از مدیران ورزش را به رسمیت نمی شناسند. با اینکه تجربه ورزشی تیمسار شاهنشاهی، شاید 10سال بیشتر نبود ولی مسئولین ورزشی جمهوری اسلامی، چهل سال است که تجربه دارند. ولی هنوز استقلال همان تیم تاج! سال 41تا 56است. و با اینکه تاج فعلی! رئیس فوتبال است، ولی آن تاج چیز دیگری است. مثلث رزیم صهیونیستی، سلطنت طلبان خارج و داخل، دور ورزش چنبره زده اند، و دست بر نمی دارند. شاید حتی به قدرت بیشتری هم دست پیدا کرده اند. چون چهل سال است که می گویند: بابا ول کن! بگذار صاحبش برگردد! آن وقت درستش می کنیم. در ورزش کشتی و پهلوانی که بومی ایران است، وضع از این بدتر است. آن را به خاک سیاه نشاندند: فقط به این دلیل که رژیم صهیونیستی، باید به رسمیت شناخته شود. آنها می خواهند کاری که فانتوم ها بمب افکن ها، نتوانستند بکنند، با توهم زایی ورزشی این کار را به نتیجه برسانند. راه حل اینهمه آشفتگی یک چیز است: تحول اداری در ورزش. همانطور که مجلس برای وزارت ورزش، قانون تصویب کرد. برای زیر مجموعه های ان مانند فدراسیون ها، هیات های ورزشی نیز قانون تصویب کند. با تصویب قانون، وابستگان به ساواک و کاگب و سیا و اینتلیجنت سرویس، از بدنه ورزش تسویه می شوند. چون کسانی که مسئولیت قبول می کنند، باید از سوی ارگانهای ذیربط تایید شوند. کسانی که در اسرائیل دوره دیده، و می خواهند با ایجاد نارضایتی در ورزشکاران، زمینه رسمیت یافتن رژیم جعلی را فراهم اورند، قبل از تصویب قانون، خودشان فرار می کنند! نه اینکه به بهانه ورزش حرفه ای! همه قوانین اسلامی را زیر پا گذاشته، و به شغل جاسوسی و یا حمایت از اسرائیل روی بیاورند. هرجا کم آوردند بگویند: آخوند را به ورزش چه؟ که دخالت می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : روش برادر بزرگتر!،
لینک ها :

دموکراسی معکوس در دنیا، به خاطر جلوگیری از حکومت سلسله جلیله سادات مطرح شده است. و دشمنان ما قبل از همه، به اهمیت آن پی برده اند. بطور مثال در عراق با اینکه اکثریت با شیعیان است، ولی رئیس جمهور را اقلیت آن کشور، یعنی کردها انتخاب می کنند. در حالیکه تعریف دموکراسی برعکس آن است. در دموکراسی حکومت باید در دست کسانی باشد، که بیش از 50درصد رای را داشته باشند. حتی یک نفر بیشتر باشد کافی است، در حالیکه در عراق 65درصد مردم شیعه هستند. اگر اصول دموکراسی رعایت شود، باید روسای هرسه قوه از شیعیان باشند، و اقلیت کرد تابع اکثریت گردد. و در نتیجه ما با جمهوری اسلامی عراق، یعنی حکومتی مشابه ایران روبرو خواهیم شد، و این زمینه وحدت دو کشور را، هرچه بیشتر فراهم می اورد. اما استکبار جهانی به کمک تئوریسین ها و: نخبگان کوردل تا کنون ضربات زیادی بر پیکر: دموکراسی واقعی، در این کشور وارد کرده است. و توانسته یک کشور ثروتمند دارای منابع نفتی غنی را، به یک کشور غارت زده تبدیل کند. تا همه ثروتها را در دست اقلیت بی دین و زندیق قراردهد. که حتی مانع پیاده روی اربعین هم باشند.  لبنان هم که اکنون آشوب زده شده به همین دلیل است. زیرا کشوری است که بالاترین درآمد غیرنفتی جهان را دارد، ولی مردم از بی عدالتی رنج می برند، چون حقوق اکثریت، فدای یک عده جانی از خدا بی خبر شده : که نه سنی هستند و نه مسحی! و از این شکاف تعریف غلط دموکراسی، خون مردم شیعه لبنان را در شیشه کرده اند. حزب الله لبنان بالاترین جمعیت، و اعضا را در جهان دارد. همه قدرت های نظامی، اقتصادی و علمی را ایجاد کرده، ولی سهم آن در تعریف ضد دموکراتیک گم شده است. خیانت کاران به بهانه حمایت از اقلیت ها، باعث ایجاد حکومت وارونه، اقلیت بر اکثریت شده و: منابع آن را به تاراج می برند. حقوق 99درصدی مردم لبنان را به یک درصد: یهودی ها و یهودی پرستان داده اند. اگر اصول دموکراسی نهادینه شود، باز هم با جمهوری اسلامی لبنان طرف هستیم. اما نا آگاهی مردم به حقوق خود، یا اغراض و اغماض نابخردانه برخی رهبران شیعه، باعث این فاجعه شده تا از جکومت سادات، در لبنان و عراق و جاهای دیگر جلوگیری شود و: حکومت به گبر و ترسا واگذار شود. در جمهوری آذربایجان، وضع از همه اینها اسفبار تر است . بزرگترین کشور منطقه قفقاز با معادن غنی که جمعیت اذری ان صد در صد شیعه هستند، جرات ندارند از شیعه نام ببرند و کشورشان را جمهوری اسلامی اذربایجان بنامند. یک مشت مزدوران کا گ ب، با همان روشهای ضد دینی و خشن کمونیست های گذشته، کشور را اداره می کنند. و مردم فقیر نگهداشته آنجا، حتی اجازه پیاده روی اربعین ندارند، و اگر برای امام حسین ع عزاداری کنند دستگیر می شوند، و به صحرای سیبری تبعید می شوند. زنان و دختران شیعه در کشور خودشان، اجازه حجاب ندارند و بخاطر تحصیل و یا استخدام، باید معصومیت خود را حراج کنند. این کجای دموکراسی است؟ از ان بدتر یمن مظلوم است. 200میلیون سادات در جهان هستند، که 5میلیون آن فقط در یمن زندگی می کنند. روز عید غدیر یا ایام محرم، شیعه بودن خود را نشان می دهند. اما اجازه ندارند کشور خود را جمهوری اسلامی یمن نامیده، و برای خود دولت رسمی و قانونی داشته باشند. دشمنان بدانند که آنها راه کج می روند، و باید هرچه زودتر مردم دنیا را آزاد بگذارند، تا حکومت واحد جهانی را به رهبری امام زمان ایجاد کنند. همچنان که الان رهبران واقعی مردم، در پاکستان (سید نقوی) و افغانستان و همه کشورهای جهان، همین سادات هستند. ومحبوبیت آنها از رهبران تحمیلی بیشتر است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : دموکراسی معکوس،
لینک ها :
دوشنبه 29 مهر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

دموکراسی معکوس در دنیا به خاطر جلوگیری از حکومت سادات مطرح شده است. و دشمنان ما قبل از همه به اهمیت آن پی برده اند. بطور مثال در عراق با اینکه اکثریت با شیعیان است، ولی رئیس جمهور را اقلیت آن کشور، یعنی کردها انتخاب می کنند.در حالیکه تعریف دموکراسی برعکس آن است. در دموکراسی حکومت باید در دست کسانی باشد که بیش از 50درصد رای را داشته باشند. حتی یک نفر بیشتر باشد کافی است، در حالیکه در عراق 65درصد مردم شیعه هستند. اگر اصول دموکراسی رعایت شود باید روسای هرسه قوه از شیعیان باشند و اقلیت تابع اکثریت گردد. و در نتیجه ما با جمهوری اسلامی عراق یعنی حکومتی مشابه ایران روبرو خواهیم شد و این زمینه وحدت دو کشور را هرچه بیشتر فراهم می اورد اما استکبار جهانی به کمک تئوریسین ها و نخبگان کوردل تا کنون ضربات زیادی بر پیکر: دموکراسی واقعی در این کشور وارد کرده است. و توانسته یک کشور ثروتمند دارای منابع نفتی غنی را به یک کشور غارت زده تبدیل کند. و همه ثروتها را در دست اقلیت بی دین و زندیق قراردهد. که حتی مانع پیاده روی اربعین هم باشند. یا در لبنان که اکنون آشوب زده شده به همین دلیل است. زیرا کشوری است که بالاترین در امد غیرنفتی جهان را دارد ولی مردم از بی عدالتی رنج می برند و حقوق اکثریت فدای یک عده جانی از خدا بی خبر شده است. که نه سنی هستند و نه مسحی!و از این شکاف تعریف غلط دموکراسی خون مردم شیعه لبنان را در شیشه کرده اند. حزب الله لبنان بالاترین جمعیت و اعضا را در جهان دارد و همه قدرت های اقتصادی و علمی را ایجاد کرده ولی سهم آن در تعریف ضد دموکراتیک گم شده است. خیانت کاران به بهانه حمایت از اقلیت ها باعث ایجاد حکومت وارونه اقلیت بر اکثریت شده و منابع آن را به تاراج می برند. حقوق 99درصدی مردم لبنان را به یک درصد یهودی ها و یهودی پرستان داده اند. اگر اصول دموکراسی نهادینه شود باز هم با جمهوری اسلامی لبنان طرف هستیم. اما نا آگاهی مردم به حقوق خود یا اغماض نابخردانه برخی رهبران شیعه باعث این فاجعه شده تا از جکومت سادات در لبنان و عراق و جاهای دیگر جلوگیری شود و جکومت به گبر و ترسا واگذار شود. 





نوع اخبار :
برچسب : دموکراسی معکوس،
لینک ها :
یکشنبه 28 مهر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

   به نظر می رسد تغییر در رفتار آمریکا شروع شده، البته  باید ادامه پیدا کند، تا راه نجات آمریکایی ها فر برسد. یکی از دلایل دشمنی ایران با دولت آمریکا، حضور نظامی آن در کشورهای منطقه، با رویکرد دخالت در امور کشورها، مخصوصا در ایران بوده است. به نظر می رسد امریکا در حال تغییر در این رویه است، و اگر به درستی ادامه پیدا کند، تغییرات مورد نظر ایران اعمال شده، راه برای تغییر رفتار های مستکبرانه آمریکا باز می شود. به عنوان یک علامت مثبت، باید به آن نگاه کرد، مشروط بر آنکه به دستور ترکیه نباشد! زیرا ممکن است ترکیه بخواهد وظلیف تجاوزگرانه آمریکا را، به عنوان عضوی از ناتو ادامه دهد. علامت این رفتار سیاسی هم در ان است که: آمریکا از هرگونه رفتار های تجاوز گرانه ترکیه دفاع کند، تا جاییکه احساس شود جای خود را به ترکیه داده است. یعنی پشت و روی قضیه یکی باشد ، نه اینکه خوی استکباری باقی بماند ولی، لشکریان آمریکایی بیرون بروند. براساس فرضیه جدید، راستگویی و شفاف سازی، لازمه معصومیت امام  است. و تمام ابزار های جهان به سوی شفاف سازی می روند، تا هیچ کس نتواند روی سکه یک طور عمل کند، و پشت آن طور دیگری . زیرا تعریف سیاست در غرب، به همین معنی است که ماکیاولی نوشت، و وزیر تبلیغات هیتلر (گوبلز) بیان کرد:  که دروغ هرچه بزرگتر باشد، باورپذیر تر است. لذا ترامپ به عنوان عصاره تمدن غربی، وآخرین دستاورد عملکرد سیاسی غرب، روزانه چندین بار دروغ می گوید! اما اخیرا خود او هم فهمیده که: دروغ گویی خوب نیست. و آرزو کرده که کاش: رئیس جمهور می توانست کمتر حرف بزند. تا مجبور نباشد دروغ بگوید. پیاده روی اربعین حسینی هم، از اهمیت شفاف سازی در سیاست صحبت می کند. بطوریکه قیام امام حسین ع در واقغ، قیام بر علیه دروغ گویی بود. البته دروغ گویی برای همه بد است، لذا پیامبران این موضوع را برای همه گفته اند. امام حسین ع آشکارا برعلیه دورغ گویی، و جلوگیری از دروغگویی قیام کرد! مردم کوفه به امام نامه نوشتند، و از او دفاع کردند! ولی بعد معلوم شد دروغ گفته اند! زیرا همگی در صف مخالف رفتند. ابن زیاد در لباس امام وارد کوفه شد، و مردم را فریب داد. از همه بالاتر یزید شرابخوار بود، ولی خود را مقدس معرفی می کرد، و مردم را برعلیه امام حسین می شوراند، و به دروغ می گفت او از دین خارج شده! دروغ امام علی ع را هم به شهادت رساند. زیرا بعد از شهادت همه از خود سوال می کردند: مگر علی هم نماز می خواند؟ که در محراب شهید شد. کل سیر و سلوک سلاطین، بر مبنای دروغ بود زیرا اولین دروغ، آن است که خود را صاحب مردم یا برده ها بداند، در حالیکه خداوند صاحب است، و همه بنده خداوند بزرگ هستند. دروغ را مردم عادی نمی ساختند! زیرا حرف انها را کسی باور نمی کرد. بلکه دانشمندان و افراد نخبه بودند، که دروغ را می ساختند. مانند شریح قاضی که بخاطر: چند کیسه طلا فتوا داد: امام حسین ع از دین خارج شده است. تمام دانشمندان دروغ گو هستند! زیرا سعی انها بر این است که: خدا را از بین مردم کنار بزنند. هرکس خدا را می پرستد نادان معرفی کنند. حرفهای پیامبران را به خودشان نسبت دهند، تا دیگر گفته ای برای پیامبران نماند! در روز روشن دموکراسی را زیر پا می گذارند: در لبنان و عراق و یمن، با اینکه رهبر آنها از سادات و نوادگان پیامبر هستند، و اکثریت آنها شیعه است، ولی دموکراسی را رای اقلیت تعیین کرده اند! در عراق کردها که در اقلیت هستند، رئیس جمهور را انتخاب می کنند! در حالیکه اگر دروغ نمی گفتند و رای اکثریت بود، باید جمهوری اسلامی عراق،یمن ولبنان می داشتیم، نه جمهوری لائیک.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : دمکراسی معکوس،
لینک ها :
یکشنبه 21 مهر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
چرا ترکیه به سوریه حمله کرده و آن را ادامه می دهد؟ در مرحله اول بنظر می رسد که: یک خطای تاکتیکی است و بزودی اصلاح می شود. اما در واقع یک برنامه استراتژیک و گلوبال است، که سالها ادامه خواهد داشت. برای دریافت این منظور مستندی در 5قسمت تهیه شده، که در شبکه های اجتماعی به صورت فایل صوتی و تصویری، منتشر گردیده و اکنون بصورت مکتوب نیز درج می گردد. سناریو نخست یا اپیزود اول آن، از ترکیه تا عربستان است. از طرح مسئله قاشقچی و پیگیری های ان توسط دولت ترکیه، میتوان دریافت که در پی ایده پان ترکیسم آتاترک، هنوز هم و شاید بیشتر از گذشته، طرح ترکیه بزرگ برای اجرا در دستور کار است. قاشقچی بزرگ یعنی پدر بزرگ این قاشقچی معروف، استاندار عثمانی ها در عربستان بود. یعنی آن موقع، مکه و مدینه در تسلط عثمانی ها بود، آثار مرمت خانه خدا و بزرگتر کردن صحن آن، از نشانه های معماری آن زمان است. بعد که آل سعود با کشتار فراوان و تخریب بقیع، وارد مکه و مدینه شد قاشقچی را کشتند، و فرزندان او را به گروگان گرفتند. و حالا ترکیه قصد دارد از طریق سوریه، راه را برای تسلط بر سوریه و عربستان هموار کند. اپیزود دوم نیل تا  فرات است که: از طریق تصرف شمال عراق، با همکاری ترکهای کرکوک و دیگران در حال پیگیری است. هدف از کشتار کردها نیز در این جا معنی می شود: زیرا مانع اصلی رسیدن به مکه و نیل تا فرات، کردها یا هلال کردی هستند. و ترکیه هرچه آنها را می کشد! بیشتر می شوند. اپیزود سوم که سالهاست پیگیری می کند: انتقام چالدران است: (چالدران ظفری) در کتب تاریخی ترکیه، کینه ایرانیان را در جنگ چالدران، در دل کودکان می ریزند و می گویند: ایران حق آنها را خورده و درجنگ چالدران، مانع گسترش ترکیه عثمانی شده. لذا با تهدید رضاخان، خواستار این مناطق شدند ولی فقط دستشان، به جدا کردن آرارت رسید. اما بعد از انقلاب اسلامی، با فراخوان نیروهای ضدانقلاب در پشت مرزها، و توطئه ها در چالدران می خواهند تمام ایران را، به انتقام چالدران برای خود بردارند، که برخی آذریها هم، با ایده پان ترکیسم با انها همراه هستند. اپیزود چهارم، از طریق ارامنه به اسیای صغیر رسیدن است. کشتار وسیع ارامنه هم، مانند کشتار مردم کردهای عراق و سوریه، بی دلیل نیست. زیرا آسیای میانه اغلب ترک نشین هستند، و برخی از انها مانند ترکمنستان، خط الرسم ترکیه را هم پذیرفته اند. حکومت تورانیان یا ترکان سلجوقی، غزنویان و کورگانیان نشان تمدن ترکیه بزرگ می دانند. به زعم آنها تقویت زبان فارسی هم، برای مقابله با زبان عربی بوده است لذا به فردوسی پاداش دادند، تا زبان پارسی را زنده کند و: شمس تبریزی را به سراغ مولوی فرستادند، تا او را از بلخ به قونیه ببرند. در اپیزود پنجم، شرق اروپا و اتلانتیک، یعنی غرب اروپا و آمریکا مورد نظر است. ترکیه با عضویت در ناتو، آمریکا را از منطقه بیرون کرد، وسعی دارد که باعضویت در اتحادیه اروپا، و استفاده از پتانسیل مهاجران غیر قانونی به تسخیر انجا نیز بپردازد. علاوه بر انکه منطقه ترک نشین قبرس در حال گسترش تا بلغارستان است. و نژاد ترک در اروپا در حال جایگزینی نژاد رو به انقراض اروپایی می باشد. بنابر این پان ترکیسم در حال پیاده سازی است. لذا جنگ سوریه در ادامه ی جنگ با کردهای عراق و ارامنه، آذریها و ژرمن هاست. دولت روسیه نیز مانند دولتهای دیگر، به دلیل فروش گازو اس سیصد به ترکیه، نمی توانند در مقابل آن باشد. روند قتل عام تا ایجاد یک حکومت واحد جهانی ترکی! یا ترکیه بزرگ ادامه دارد مگر اینکه، دستی از استین بیرون آید و جلوی این تصفیه نژادی را بگیرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :
جمعه 19 مهر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

بی لیاقتی آل سعود باعث شد، تا خداوند به خشم اید و مراسم را به کربلا منتقل کند! زائران 30میلیونی که با بی عرضگی حاکمان عربستان، نمی توانند به مکه، یا در بقیع به زیارت ائمه بروند، راهشان را به سوی کربلا بردند. تا در فاصله بین الحرمین سعی و صفا را انجام دهند و قربانی و بیتوته کنند! در صحرای نجف، به شیاطین قاسطین و مارقین و ناکثین، سنگ بزنند. با لباس سیاه، به احرام: محرم در می ایند و  با شوق رکن یمانی، به سنگهای آستان امام حسین ع بوسه می زنند: که شهادت سنگ را بوسیدنی کرده است. با یک حساب ساده 2میلیارد مسلمان در دنیا وجود دارد، که از نعمات الهی فراوانی برخوردار و: در سرزمین های پر از مزیت های اقتصادی زندگی می کنند. دارای هوش برتر و مرتبط با هوش کل جهان، یعنی خداوند آفرینش هستند. اگر حتی 1درصد هم بخواهند به خانه خدا بروند، باید 20میلیون نفر در مکه و مدینه باشند. اما آل سعود چه تدبیری اندیشیده؟ او فقط برای یک هزارم این جمعیت، یعنی 2میلیون نفر برنامه و امکانات دیده! آنهم با پول های گزافی که از حجاج جهانی می گیرد. هتل های گران، مسیر های طولانی و بدون امکانات. آل سعود برای اینکه کسی به مکه و مدینه نرود، تمام قبرها و آثار تاریخی را نابود کرده، و بر روی آن آپارتمان سازی نموده! چیزی شبیه شهرک سازی صهیونیست ها، در فلسطین اشغالی. با اشغال فضاهای مذهبی این دوشهر مقدس، اگر باز هم کسانی جرات کنند و بروند، آنها را در آتش سوزی خیمه ها از بین می برد، و یا در فرو افتادن جرثقیل های سنگین: شرکت های ساختمانی بن لادن، به قتل می رساند و یا در خیابانها، به بهانه تظاهرات ضد اسرائیلی، به ضرب گلوله می کشد و یا اینکه: در زندانها به آنها تجاوز می کند. و خلاصه هر طریقی را در پیش می گیرد، تا هیچ کس جرات نکند به زیارت خانه خدا برود. خداوند هم قلب ها را به سوی کربلا برده است. جایی که بیش از 20میلیون نفر را، در یک روز با غذاهای متنوع و رایگان پذیرایی می کند. سکنی می دهد با خیمه های ایمن، و با امکانات شهری فراوان. مردمی که تا روزها پیاده روی می کنند، تا کیلومتر ها جاده ها را می پیمایند، و با عشق و علاقه، همه این دوری ها را به جان می خرند! یکی از اساتید فن حساب کرده که: فاصله حرم حضرت عباس تا امام حسین 374متر است! به همان اندازه سعی بین صفا و مروه در مکه. و گفته که: حرم دل اینجاست. آی سنگدل ها، آنجا که شما دوره کرده اید، فقط سنگ است، نشان علامتی است تا گم نشود حاجی. ولی دلها در اینجا می سوزد، گر می گیرد و اتش می شود: (ان للحسین حرارتا فی قلوب المومنین لاتبردها ابدا). این اتش در دل های مردم است، که از امام حسین است و هرگز سرد نمی شود. دل و جان انها را گرم وتازه نگهمیدارد. به کوردلان سعودی بگویید: همه ثروت خود را خرج کنند، تا در شهرک صدر چند شغار ضد ایرانی داده شود، ولی هرگز شعار ضدعراقی از ایران نخواهید شنید!(ایران والعراق لایمکن الفراق) بگویید: ای دیوانه ها، همه ثروت خود را به تروریست ها بدهید، تا چند انفجار در نزدیکی نفتکش های ایرانی انجام دهند! ولی این کشتی ها با قیمتی بالاتر، سالم به سوی ایران برمی گردند! بدانید دریای سرخ از نفرین مظلومان جهان، به دریای مرده تبدیل شده تا جان شما را بگیرد. صحرای عربستان، نخل های خود را آماده کرد] تا شما را حلق آویز کنند. سنگ های مرمر کاخ های ریاض، سرد شده اند تا سرهای شما را بشکنند. شتر های حجاز اماده حمل تابوت های شما هستند. تا مکه را از وجود شما پاک کنند، و آماده ظهور حضرت ولی عصر نمایند. ایشان بیاید، به خانه خدا تکیه کند و به: کربلا اشاره نماید و بگوید: جدم حسین را تشنه لب کشتند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مکه جایش عوض شد!،
لینک ها :

ترکیه به اسانی به سوریه لشکر کشی کرده، مردم آنجا را به خاک و خون کشیده، همانطور که در گذشته، اسکندرون را ضمیمه خاک خود کرده و: آرارات را از ایران به سرقت برد. اکنون نیز اساس اخبار محرمانه ای که در اختیار ماهین نیوز است، می خواهد  بخش جدیدی به کشور خود ضمیمه نماید. یعنی واقعا کسی نیست مقابل او بایستد؟ لیرهای ترکیه چشم چه کسانی را کور کرده است؟ چون می خواهد اس سیصد، از روسیه بخرد روسیه دست او را باز گذاشته؟ یا چون گاز از ایران می خرد مجاز به هر کاری است؟ خط قرمز، با پول از بین می رود؟ آمریکا سالها به این نوع تجاوزات میدان می داد، تا کدخدای ده باشد، ولی الان که رسما از کدخدایی استعفا داد، همه چیز را پای او نوشتن، و خیال خود را آسوده کردن صحیح نیست. بخصوص اینکه اعلام نموده: از افغانستان نیز خارج خواهدشد. لذا برای مجازات ترکیه باید: ارارت را به ایران داد، و اسکندرون را به  سوریه. اگر به این سادگی از ان بگذرند، شاهد درگیری های بیشتری در سطح جهان خواهند بود و: هرکس زور بیشتری داشته یا پول بیشتری، میتواند دیگران را قتل عام کند، و زمین آنها را صاحب شود. سازمان ملل هم که سالهاست بازنشسته شده. البته مدتی به ابزار آمریکا تبدیل شد، تا شاید جان تازه بگیرد، ولی سکوت شورای امنیت نشان داد که: هیچ آینده ای ندارد. از سنگ ممکن است صدایی بیاید، ولی از سازمان ملل هرگز! برای اطلاع جهانیان باید گفت: براساس اسناد، ترکیه قصد دارد دوران عثمانی را احیا کند. یعنی به همین ترتیب به کشتار مردم ادامه دهد، تا نقشه جدیدی برای اسیا پیاده نماید. شرکت در جلسات استانه و نظیر آنها هم، برای این است که کسی از پشت حمله نکند. به همین دلیل جلسات را بی نتیجه ترک می کند. تا هم روسیه و ایران را خام کند، و هم به حملات خود مشروعیت بخشد. ابتدا به بهانه پ ک ک وارد سوریه شده. بعد وارد عراق می شود، که مرز نیل و فرات را در بر می گیرد. به همین جا نمام نمی شود. بعد از اینکه از سوی غرب آسیا تا مکه و مدینه، خیالش راحت شد. به سراغ ارمنستان و گرجستان و روسیه و: از این سمت هم چالدران و تبریز و ارومیه! در این اسناد آمده است که: قاشچقی مقتول، نوه قاشقچی بزرگ بوده، که قبلا از سوی عثمانی به عنوان استاندار عربستان، تعیین شده بود. آل سعود با کشتار زیاد در مکه و مدینه، و تخریب همه آثار باستانی آن، قاشقچی را هم کشته بود و فرزند و نوه او را به گروگان گرفته بود. برخی از این اسناد را در کتب تاریخی هم آورده است. از جمله جنگ چالدران در دوران شاه عباس، که به شکست عثمانی منجر شده، و آنها را به عقب رانده بودند. اکنون مدعی چالدران تا زنجان هستند. براساس این اسناد، آرارات نیز جنبه استراتژیک برای فتح ارمنستان دارد. زیرا ارامنه ارارات را کوه مقدس می دانند، و مدعی هستند که ترکیه راه زیارت آن را بسته! درست مانند کربلا که بعثی ها، به روی ایران بسته بودند. با انگیزه آرارات همه ارامنه را تغییر ملیت داده، به ترکی برمیگردانند. تا بتوانند به تمام سرزمین های ترک زبان، یعنی ترکستان شرقی وتاتارستان و ترکمنستان استیلا پیدا کنند. از نظر این اسناد افغانستان  و هند هم برای ترکیه است، تورانیان در انجا حکومت داشته و افراسیاب مانندی برانان حاکم بوده است. بیشتر لغت های زبان اردو را، منشعب از ترکی می دانند. حکومت غزنویان و خوارزمشاهیان، که همگی از ترکان بودند  ادعاهای انان است. آنها مغتقدند حتی زبان فارسی هم ترکی است. این پادشاهان ترک بودند که به فردوسی و جایزه دادند یا شمس تبریزی را به سراغ مولوی فرستادند: تا فارسی را زنده کند، بلکه بتوانند جلوی زبان عربی را بگیرند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : هرکسی ترکیه را سرجایش بنشاند کدخداست.،
لینک ها :

شهر را به گداخانه بزرگ تبدیل نکنید، که سر هر کوچه و برزن یک صندوق بزرگ گذاشته اند! تا دولت گدایی کند و راه را، بر گدا های کوچک ببندد. این شان جمهوری اسلامی نیست، که هنوز پس از 40سال با صدقه، امورات خود را بگذراند. در حالیکه معادن بزرگ نفت و گاز درجه یک جهان را دارد، و مردم فعال و هوشمند و کار آفرین. معلوم نیست این گداهایی که اقایان برای ان پول جمع می کنند کیستند؟ به نظر نمی رسد غیر از خودشان، خرج کس دیگری بشود! یک نمونه آن کاخ ازگل بود که وقتی: گندش در آمد فوری فروختند. ولی نگفتند پولش را چه کردند. می گویند سه میلیون خانوار تحت پوشش دارند. در ایران کسی جز کار مند و کارگر وجود ندارد، و همه از دولت حقوق می گیرند. جمعیت ایران 83میلیون نفر است. هرخانوار 4نفر باشد 20میلیون خانوار می شود، این 20میلیون، 4میلیون کارمند هستند! 4میلیون نظامی 4میلیون بازنشسته 8میلیون هم کارگر: شرکت های دولتی و شبه دولتی! پس کسی نه بیکار است، و نه از قلم افتاده. آنهاییکه مردم را  همگی فقیر و بی درآمد معرفی می کنند، لابد اجنه و دیوان را می گویند. اگر مردم بیکار و فقیر هستند، پس چرا همه مصرفی های آنها سه برابر: متوسط دنیا است؟ آمار خودروها، خانه و زمین و باغ ها و مغازه ها سرسام آور است. یعنی اگر مهندسی معکوس شود، می بینیم هر خانوار دو خانه! یک ماشین یک موتور یک باغ یا زمین، خط تلفن گوشی موبایل و.. دارد. البته سه نفر هم بیکار! که زن و بچه ها هستند. اگر حتی مهندسی معکوس نکنیم، به آمار سازمان آمار هم اکتفا کنیم، طبق گفته دکتر فرشاد مومنی، آمار سال 97 نشان می دهد 60درصد فقرای ایران، کارمندان هستند و 30درصد آنها بازنشستگان! یعنی 90درصد فقیران مزدبگیر دولت هستند. فقرای ما این ها هستند. در حالیکه دشمن فقر مطلق را مطرح می کند، و دوستان هم باور می کنند. به گفته دکتر همتی : دغدغه دولت هم همین ها است. ایشان فرمودند: من رئیس بانک مرکزی پولذار ها نیستم، بلکه رئیس بانک مرکزی 83میلیون نفرم. پس، آن فرد روستایی سیستان وبلوچستان هم، باید سهمی از بانک مرکزی داشته باشد. لذا اگر واقعا می خواهند به فقرا رسیدگی کنند، دم و دستگاه نمی خواهد! همه آنها پرونده دارند و: خانه زاد دولت. از نجومی ها بگیرند، و به آنها بدهند مشکل حل می شود. زیرا تعریف فقر در ایران فرق می کند. توزیع درامد نرمال نیست. نجومی بگیرها چولگی را به سمت خودشان بردند، لذا میانگین به سمت آنها میل کرده، و کارمندان فقیر شده اند. حالا اگر چولگی را به میانه منتقل کنیم، مشکل حل می شود و عدالت برقرار می گرد. چون حقوق هر نجومی بگیر 50برابر کارمند ساده است. اگر مر قانون را رعایت کنند، و 8برابری کارمند ساده را سقف درآمد منظور کنند. دولت هم منتفع می شود! یعنی نجومی بگیر های بالای 10برابر، آنقدر زیاد است که حقوق کارمندان ساده را بالا می برد، و زیادتر هم می اید که دولت بردارد. هیچ لزومی ندارد که جستجو در احوالات و حریم خصوصی افراد هم بشود! کافی است لیست پرداختها را یکجایی، رسیدگی کند. روسا و هیات مدیره بانکها در رتبه اول هستند(بالای 100م) روسا و هیات مدیره شرکتهای دولتی و شبه دولتی، در ردیف دوم(بالای 50م) مدیران کل به بالا در ردیف سوم. در بخش خصوصی هم خریدارن خودروهای خارجی در ردیف اول هستند. خریداران ملک خارج از کشور، ردیف دوم و خریدارن ملک بالاشهر وشمال کشور، ردیف سوم. بیاییم با عدالت چهره فقر را از کشور پاک ، و مدیریت خوب اسلام را نشان دهیم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

آنهاییکه می گفتند دین از علم و سیاست جدا است، ببینند که مذهب چه کرده! رئیس جمهور اسرائیل می گوید: من دست آنکسی را می بوسم، که موشکهای ایران را نقطه زن کرد! شاید او نداند ولی همه ایرانی ها می دانند که: پدر موشکی ایران شهید شده است! او برای نقطه زن کردن موشک ها، دو راهکار اساسی داشت: اول اینکه وضو می گرفت و فرمول ها را می نوشت. بعد هم می خواست موشک ها مردم را اذیت نکند. همه موشکی های ایران، مانند ابن سینا، برای کشف فرمول اول وضو می گرفتند، و دو رکعت نماز می خواندند. در حالیکه برای پدران موشکی آلمان و آمریکا و اسرائیل، جان انسانهای بیگناه اصلا مهم نبود. ولی برای اینها، فقط دشمن باید ضربه می دید، نه کودکان و زنان در اطراف ان. درک این موضوع ساده، برای برخی ها چنان مشکل است، که در جنگ اقتصادی دستها را بالا برده! دعا می کنند تا شاید ترامپ، دلش به رحم بیاید و دست از تحریم بردارد. اما انهاییکه باور دارند می شوند یمن! می شوند موشک پران های غزه و لبنان، که خواب از سر دشمن پرانده اند. دشمنان و ساده لوحان دشمن گونه، دست از تئوری های غلط خود بر نمی دارند، آنها حتی اگر اقتصاد دان باشند، می گویند اقتصاد باید از اسلام جدا شود.  دکتر مومنی می گوید که: هیچیک از مسئولین تخصص اقتصاد را ندارند! البته قلب مریض آنها، اشاره به رهبری دارد. زیرا بقیه مسئولین همگی، همکلاس های خود او هستند! اگر از او قدیمی تر نباشند جدیدتر هم نیستند، دروس اقتصادیشان هم خوب بوده ، و از سازمان سیا هم تاییدیه دکتری خود را دارند. آنها فکر می کنند اسلام اقتصاد ندارد، رهبر و دیگر روحانیون چیزی از اقتصاد نمی دانند. در حالیکه این خود اوست که از اقتصاد هیچ چیز نمی داند! بکار بردن لفظ اقتصاد، که نشان علمی بودن آن نیست. اقتصاد مانند هر علم دیگری، در تجربه باید خود را نشان دهد! آیا تابحال یکی از نظریات آنها، با واقع منطبق بوده؟ و توانسته مشکلی را حل کند؟ یا فقط نام کرسی نظریه پردازی را به دوش می کشد؟ و فقط اعتراض می کند. یکبار هم فکر کند: شاید خودش اشتباه می کند. چهل سال نالیدن چه چیزی را ثابت می کند؟ جز اینکه ناله های او هیچ دردی را دوا نکرده. مشکل ایشان و دیگر اساتید مثل: دکتر مهدوی یا دکتر ظریف در این است که 60سال از دنیا عقب هستند! هنوز در تئوری مارشالیسم آمریکایی زندگی می کنند! اما نمی دانندکه الان دوره ترامپیسم است، که به همه قوانین مارشالیسم خط بطلان کشیده: در جنگ جهانی دوم، تمام کشورها درگیر بودند و زیرساخت های اقتصادی آنان نابود شد. تنها کشوری که پیروز این جنگ بود، صدمه ای ندید آمریکا بود. لذا برای اثبات توانایی های خود، طرح مارشال را پیاده کرد: به اروپا و روسیه و چین و ایران کمک های مالی و اقتصادی نمود. بطوریکه اگر به روسیه گندم نمی داد، آنها از گرسنگی می مردند. در ایران هم باطرخ ویژه تری بنام اصل 4ترومن، همه مواد غذایی ایرانیان را تامین کرد. بطوریکه مردم روستاها هم بجای مرغ محلی، مرغ امریکایی می خوردند. در شمال ایران بجای برنج ایرانی، برنج آمریکایی مصرف می شد. این طرح برای ترمیم جهان نبود، بلکه وابسته نگهداشتن آنها بود. که بدون اجازه امریکا هیچ کاری نکنند. اما الان موضوع برگشته! آمریکا بیش از هر کشور دیگری، به کمک نیاز دارد. هزینه های 7تریلیون دلاری انها در عراق، اقتصادی برای امریکا باقی نگذاشته. همه سیاست ترامپ این است که: از کمک ها وتعهدات بیرونی کم کند، و به مردم خود برسد. نیاز آمریکا با بدهی 23بیلیون دلاری، دولت را وادار کرده تا: اموال ایران(بنیاد علوی و بنیاد های دیگر) را شناسایی و دزدی یا مصادره کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تقوی، موجب نقطه زن شدن: موشکهای ایرانی،
لینک ها :


( کل صفحات : 269 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :