ندای ماهین
ذعوت از همه برای شرکت در راهپیمایی روز بقیع 8شوال اول خرداد
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

در قرون گذشته، دزدی دریایی یکی از مهمترین انواع دزدی ها بود. زیرا که هر کشتی در میان: اقیانوس یا دریاهای بزرگ، تقریبا مانند اموال بی صاحب می ماند که: هرکس می خواست، میتوانست آنها تصاحب کند. البته دزدی از کاروان های زمینی هم، همین رویه را داشت یعنی: معمولا کاروان ها را در جایی گیر می انداختند، که امکان کمک رسانی به آنها نبود. این نوع مکان ها را اصطلاحا: سر گردنه می گفتند. که به دلیل صعب العبور بودن، رسیدن کمک امکان نداشت. و دزدها در این مکان ها کمین می کردند، و به موقع به کاروان حمله می کردند. ابتدا محافظان کاروان را می کشتند، زیرا محافظان مانع دزدی بودند، ولی تعداد آنها معمولا کم بود. حالا در زمان ما به دلیل وجود کمک رسانی هوایی، تنها جاییکه دور از دسترس مانده، و هنوز دزدی دریایی در آن اتفاق می افتد، سومالی در شاخ آفریقا است. دولت هم یا با آنها شریک است، یا اینکه زورش به آنها نمی رسد. اما آنهاییکه دزدی می کردند، معمولا بعد از مدتی بار خود را می بستند! و درآمد کافی بدست می اوردند. با این درآمد به مکان های نا آشنا می رفتند، و زندگی مرفه ای را برای خود درست می کردند. چون به اموال باد آورده عادت کرده بودند، درآمد اندک یا طولانی مدت: کار های معمولی آنان را قانع نمی کرد. لذا به روش جدیدی به دزدی خود ادامه میدادند. عصر ما پر است از کسانیکه: دزدان سرگردته بودند و: حالا جزو طبقه مرفه جامعه به حساب می ایند. طبیعی است آنهمه گنج هایی که: مثلا دزدان کارائیب بدست می اوردند، نمی شد در همان کشتی خرج کرد. لذا غالبا گنج ها به داخل شهر ها می آمد و: به مرور فروخته می شد. کسانی که این گنج ها را خریداری می کردند، معمولا میدانستند دزدی است! از اصالت آن هم مطمئن می شدند، بعد اقدام به خرید می کردند. به همین منظور قیمت ها پرداختی، معمولا بسیار پایین تر از: قیمت واقعی بود. خریدار نهایی هم باز مطلع بود که: این اموال دزدی است، ولی در فرهنگ آنها، دزدی از جاهای دور اشکالی نداشت. الان این فرهنگ آمریکاییها و اروپایی ها هست! آنها که از نسل وایکینگ ها و دزدان کارائیب هستند، می گویند پول زور گرفتن یا دزدی کردن: از شرق دور اشکالی ندارد. به همین جهت، ترامپ به سرزمین های شرقی می رود، تا راهی برای دزدی یا زور گیری پیدا کند. ابتدا به سراغ عربستان می رود! آل سعود با قرارداد های میلیاردی، از انها استقبال می کند! این کار به دهان آنها مزه می کند و: سراغ دیگر کشورهای شرقی هم می روند. اما در مقابل ایران به بن بست می خورند. زیرا روابط قطع شده است. و رهبری ایران اجازه این دزدی ها را نمی دهد. از اینجا ماموریت اروپایی ها آغاز می شود! و آنها بعنوان نوچه آمریکا، فقط مجازند از ایران دزدی کنند! جاهای دیگر را باید به آمریکا واگذار کنند. لذا اروپایی ها به ایران می آیند، و قراردادهای کلان روی کاغذ می بندند. قول می دهند تکنولوژی را به ایران وارد کنند، سرمایه گذاری کنند و هم آن را به ایران انتقال دهند. برخی از مسئولین، گول این وعده ها را می خورند، و رهبری را تحت فشار می گذارند که: ما نباید با دنیا قطع رابطه کنیم! بالاخره کار خود را می کنند و: قرارداد ها را محرمانه امضا می کنند. ایرباس و توتال و شل و پژو،  در راس این قرارداد ها هستند. حتی ایرباس برای جلب اعتماد بیشتر، قول می دهد اول هواپیماها را تحویل بدهد! بعد پول بگیرد.  اما چیزی نمی گذرد، همه کار ها برعکس می شود: آنها اول پول می گیرند و: بعد هم هواپیماها را تحویل نمی دهند. کاری که آمریکا در 40سال پیش انجام داد! و هنوز هم کالاهای خریداری قبل از انقلاب را به ایران تحویل نداده و به هر بهانه ای آنها را مصادره می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : دزدان دریای کارائیب کجا رفتند؟،
لینک های مرتبط :
شنبه 26 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

قتصاد سعی دارد برای علمی جلوه دادن خود، از ریاضیات و آمار کمک بگیرد! تا کنون فرمول های زیادی هم نوشته شده، ولی هیچکدام از آنها در میدان عمل، به کار نمی آیند یعنی جواب نمی دهند. اساتید فن برای توجیه این موضوع می گویند: کار ما پیش بینی نیست، بلکه می خواهیم ذهن ها را منظم کنیم! تا تصمیمات درستی بگیرند. بعد انقلاب اسلامی، سیاستمداران، این چند تا تئوری را هم، به هم ریختند. اینهمه بازاریابی کرده بودند تا بازار ایران را فتح کنند، با یک تحریم همه آنها بر باد رفت. صحبت از جریان وجوه نقد کردند، ولی سویفت را به روی بانکهای ایرانی بستند. لذا همه آمار های آن ها، دروغ از آب در آمد. و همه تئوری هایشان از بین رفت. هرچقدر ذهنها را منسجم کرده بودند که: براساس علم اقتصاد و بازار آزاد و عرضه و تقاضا کار شود، با یک لگد گاوباز های آمریکایی، که حالا رئیس جمهور قبیله: سفید های آمریکا شده بودند، از بین رفت. لش و لوش های آمریکایی و اروپایی، که به دلیل نداشتن استعداد در ادامه تحصیل، به مدیریت های کلان آمریکا و اروپا دست پیدا کرده بودند، هرنوع نظر استادان و مشاوران را، فقط برای دانشجوهای بی پول سرکلاس مفید می دانستند! در ایران اسلامی یک عنصر دیگر هم به آن اضافه شده بود: و آن اینکه طبق دستورات اسلامی، بسیاری از فعالیت ها نباید آمار داده شود، چون ریا کاری به حساب می آید. مثلا هر ایرانی در روز عید فطر، باید متوسط ده هزار تومان، فطریه بدهد یعنی 800میلیارد تومان! گردش مالی در یک روز، که یک قانون مذهبی ایجاد می کند. ولی دستور این است که: این مبلغ توسط خود شخص، به افرادی که می شناسد پرداخت شود. پس در آمار خزانه یا بودجه عمومی و غیره، ثبت نمیشود. کلیه پرداختهای امور خیریه، باید اینطور باشد تا: آبروی گیرنده کمک مالی حفظ شود. اگر درآمد جامعه را نرمال فرض کنیم 50درصد مردم، زیر میانگین و 50درصد بالای آن هستند. لذا انفاق و نفقه و صدقه و خمس و زکات و غیره، از سوی 50درصد بالا، به سوی 50درصد پایین پرداخت می شود، بدون اینکه در آمار ذکر شود. و همین باعث می شود که: آمار های صندوق بین المللی پول، یا بانک مرکزی و مرکز آمار ایران، اشتباه اعلام شود. به همین دلیل است وزیر کار علیرغم بی مسئولیتی، اعلام می کند 40میلیون نفر زیر خط فقر هستند. ولی وزارت صنعت و تجارت یا وزارت نیرو، اعلام می کند مصرف سرانه حامل های انرژی، مواد غذایی و پوشاکی در ایران، سه برابر میانگین جهانی است! از این تناقض ها در آمارها، بسیار زیاد است. وقتی در آمد ایرانیان را، برحسب دلار 70ریالی قبل از انقلاب محاسبه کنند، بسیار بالا می شود!(لذا می گویند آن زمان وضع بهتر بوده) و اگر با نرخ ارز دولتی (42000ریال) محاسبه کنند، متوسط می شود واگر با نرخ آزاد (60000ریال) محاسبه شود، بسیار کم است. این هم یک علت تناقض در آمار های اقتصادی در ایران است. وقتی کالای اساسی وارد می شود، دلار ها 70ریالی است! ولی مردم می خواهند کالایی را وارد کنند، دلار ها 60000ریالی است. هنگام عرضه  گوشت وارداتی دولتی، که با نرخ ارز دولتی خردیاری شده، و منجمد هم هست! با گوشت آزاد مردمی، که تازه هم هست، چندان تفاوت قیمت ندارد. این رقم های گم شده نجومی، سال ها است که به حساب واردکنندگان در: خارج از کشور واریز می شود. به همین دلیل همه فرار کردند! یا در حال برنامه ریزی فرار بزرگ هستند. برای رد گم کردن، آمار های ساختگی می دهند تا: ذهن مردم را مشغول کنند، و به فرار خود برسند. همه این دزدی ها هم، با هدایت بانکهای سوئیس انجام می شود! زیرا مشوق همه آنها بوده است! و حسابهای نجومی فراریان، در آن بانکها ذخیره می شود. واین همان قانون جنگل، یا دزدی سرگردنه می باشد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : اقتصاد بدون آمار،
لینک های مرتبط :
Image result for ‫ترافیک تعطیلات‬‎

ایرانیان در همه کار ها، رکورد زدند گرچه بسیاری از آن، در آمار نمی آید و یا از طرف دشمنان به مسخره گرفته می شود. ولی در هیچ کجای دنیا، گردشگری مثل ایران رونق ندارد: چه گردشگری داخلی یا خارجی، که نمونه آن انتقاد مقام معظم رهبری، از زیاد بودن سفرهای خارجی ایرانیان است، که با افزایش تقاضا برای دلار، باعث تضعیف ریال هم می شود. آمار های واقعی نشان می دهد که: بالاترین پست های کلیدی جهان، در همه کشورها در دست ایرانیان است. جمعیت ایرانی تبار مهاجر به همه کشورهای جهان، به نسبت جمعیت داخلی، بالاترین نرخ  را دارا است. یعنی در لس آنجلس آمریکا، شاید محله ایرانی بقدری مهم است که: گاهی آن را تهران غرب نیز نامگذاری کرده اند. یا در نیویورک محله منهاتان همینطور! زمانی بود که ژاپنی ها افتخار می کردند که: پاناسونیک آنها روی میز رئیس جمهور آمریکا است، ولی افتخار ایران بالاتر از اینها است، ایرانیان مهره های انسانی در دفتر: رئیس جمهور آمریکا و اروپا دارند. ابزار که مهم نیست، ابزار را انسان ها به کار می برند. همین وسعت مهاجران ایرانی تبار در جهان، باعث وسعت سفرهای خارجی ایرانیان می شود: وان ترکیه ، باطومی و ایزوستیای گرجستان، نخجوان جمهوری آذربایجان، خانه دوم ایرانی ها است. کربلا و نجف، کویته و هرات و.. که جای خود دارد. ایران با داشتن 15همسایه، در همه کشورهای دور و نزدیک، خویشاوند نسبی و سببی دارد. همه آنها هم انتظار کمک از ایرانیان دارند! زیرا می گویند ایران نفت و گاز و پتروشیمی دارد. اما در بعد داخلی هم، کمتر از بعد خارجی نیست: همینکه دو یا سه روز تعطیلی پیش می اید 80میلیون سفر را داریم! یعنی تقریبا ایران خالی و جابجا می شود. گزارش های پلیس راهور نشان می دهد که: مردم با پایبندی کامل به اصول مذهبی، به گردشگری می پردازند: زیرا در ماه مبارک رمضان، سفر های بیرونی و درونی نداشته ایم، چون روزه مسافر باطل است. اما از ظهر پنجشنبه آخرین روز ماه رمضان، به سرعت جاده ها پر از خودرو شدند! بطوریکه ناچار برخی جاده ها، یکطرفه اعلام شد. جالب است همین حرکت در پایان دو سه روز تعطیلی، معکوس می شود. یعنی شب یکشنبه جاده ها، یکطرفه به سوی تهران و شهرهای بزرگ می شود. مردم بطور سنتی، ابتدا به مراکز مذهبی مانند مشهد و قم میروند، بعد به مراکز تفریحی مانند شمال و کتار دریا سر می زنند، در صورت امکان به گردشگری خاص یعنی: بازدید از آثار باستانی هم می پردازند. نقش این گردشگری در اقتصاد ایران، مقاوم سازی آن است. به همین دلیل با وجود گرانی های پی در پی، هیچکس دست از این کار برنمی دارد! زیرا نشان می دهد اگر اقتصاد دولتی، تعطیل می شود ولی اقتصاد مردمی فعال و بانشاط است. کسانی که از تهران و شهرهای بزرگ، به گردشگری می روند، برای شهرهای کوچک ثروت و در آمد تولید می کنند. شهرهای کوچک هم به تولیدات خود امیدوار می شوند.(از تولید شیرو ماست محلی، تا گوشت و نان، سفال و صنایع دستی) حتی مسافران خارج هم همین اثر را دارند. یعنی همراه خود: فرش و پسته و خرما وشکر می برند، و به تولید داخلی کمک می کنند، و به آن افتخار هم دارند. زیرا به عنوان سوغاتی و: بهترین هدیه می برند. بیشترین واردات چمدانی این مسافران، باز هم تولید ایرانیان خارج از کشور است. برخلاف واردات دولت، که همه دلارهای نفتی را، با قیمت بسیار ارزان به: تولید کنندگان خارجی می دهد و: اجناس بی کیفیت هم وارد می کند. لذا اقتصاد مردمی در ایران پرشور است، ولی اقتصاد دولتی بی رمق می شود. دولت از این عصبانی است که: چرا وجوه جریان نقدی عظیم، در سبد دولت نمی چرخد!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : گردشگری میلیونی ایرانیان،
لینک های مرتبط :

در علم اقتصاد، متغیر های اقتصاد خرد و کلان با هم تفاوت دارد، حتی اقتصاد بین الملل، فرمول های خاص خود را دارد. یکی دانستن آنها یا نتیجه گیری مشابه، یا محدود کردن آنها اشتباه است. متاسفانه استادان سر سپرده امریکا اقتصاد ایران، هرگز آن را بیان نمی کنند! بجای آن اقتصاد بیمار را برای ایران، تعریف می کنند. در حالیکه قدرت اقتصاد ایران، برترین در دنیا است و: ملت ایران ثروتمندترین در دنیا هستند. همه عوامل اقتصاد اعم از: منابع و مصارف در ایران، به حد اعلا وجود دارد: هم منابع زیر زمینی و هم: منابع مالی و انسانی، در ایران حرف اول را می زند. حالا چرا آنها اقتصاد ایران را، اقتصاد بیمار می خوانند و یا آن را، به هم ریخته تبلیغ می کنند، برای ذات ناپاک آنها است. یک نمونه از گرانی اخیر را، در تولیدات خودرو سازی می بینیم. این صنعت قدیمی ترین صنعت ایران است، ولی وابسته ترین صنعت هم هست. لذا منافع فراتسه و انگلیس را، بر ایران ترجیح می دهد. این دو کشور فقیر، که نیاز شدیدی به قراردادهای ایران دارند، نشان داده اند اگر ایران خودرو تعطیل شود، شهرهای انگلستان از جمله: تالبوت نابود می شود. اگر پژو با ایران قرارداد نداشته باشد، تولیدات خود را حتی در داخل فرانسه هم، نمی تواند بفروشد. لذا با فریب مسئولان ایرانی، بیشترین منافع را به کشورهای خود، سرازیر می کنند. در دومین صنعت، یعنی نفت و گاز و پتروشیمی نیز، همین فریب کاری را می بینم. با اینکه زنگنه وزیر نفت با تجریه ای است، و همه دقت ها را انجام می دهد، می بینیم که به بهانه برجام می آیند، قراردادهای سنگین می بندند، پیش پرداختهای کلان می گیرند! بعد هم به سادگی هم میدان را ترک می کنند. حتی خسارت هم نمی پردازند. علاوه بر توتال و شل اروپایی و آمریکایی، ترکیه هم در این زمینه، سر ایران کلاه می گذارد و سالها گاز مجانی دریافت می کند. اسرائیل که از اروپا و آمریکا فقیر تر است، و دستش همیشه برای گرفتن کمک، دراز است و بدون کمک مالی: آمریکا و آل سعود، یک روز هم دوام نمی اورد، به بهانه وب سایت بهینه سازی آب! برای ایران، جاسوسان زیادی را در مسائل محیط زیست، به ایران می فرستد که همه آنها فقط: مسئول انتقال پول به اسرائیل بودند. آنها نفت رایگان از ترکیه می گیرند و از کردستان می دزدیدند. بقدری کشور های غربی به خصوص آمریکا، به درآمد های خود از ایران محتاج هستند، که باوجود کاهش هزار برابری ارز، باز هم واردات به ایران افزایش می یابد. (در اقتصاد بین المللی می گویند: کاهش برابری ارز به صادرات کمک می کند!) دلیل آن هم روشن است: آمریکایی ها وقتی می بینند: بازار تعرفه ها و بازار رسمی، مانع از حضور آنها هست، به قاچاق کالا روی می آورند. در ایران، بیشترین کالاهای وارداتی، از آمریکا قاچاق می شود. به دلیل انکه مشتری دیگری ندارند. علت گرانی دلار در ایران هم، به همین دلیل است. زیرا برای خرید این کالاهای قاچاق، نیاز به دلار است. آمریکا خزانه اش خالی است و 20تریلیون بدهی دارد، نمی تواند پشتوانه چاپ دلار داشته باشد، لذا به بهانه تحریم ایران، نمی گذارد دلار های ایران به داخل بیاید (با تهدید جلوی عملیات بانکی مانند سویفت را می گیرد. مانند دزدی سرگردنه) لذا دلار در داخل ایران دچار کمبود شده قیمت آن بالا می رود. برای واردات قاچاق کالای آمریکایی به ایران، نیاز به دلار هست! که باید از داخل مرز تهیه شود، اینهم فشار مضاعف وارد می کند. پس می بینیم با تهدید و ارعاب، کالاهای خود را به ایران وارد می کنند، تا بتوانند در امدی داشته باشند. این امر مصرف گرایی در ایران را، دامن می زند بطوریکه: مسابقه تجمل گرایی بین مردم، برای خرید خودروهای گران و مشابه آن، بشدت دیده می شود. 


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : گرانی در ایران، بدلیل فقر آمریکا و اروپا است.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

ماه رمضان تمرین تحمل تحریم دشمنان خدا است، که اگر دشمنان چون زمان پیامبر، آنها را در یک دره، تحریم کردند مقاومت کنند. و از گرسنگی و تشنگی هراس نداشته باشند، اما تا صدای تحریم آمریکا بلند شد، بسیاری از جنس ها گران شد! زیرا که مزدوران آمریکا، باید اثراتی را بگذارند. ابتدا خودروها گران شد، زیرا که بیشترین وابستگی ها در این صنعت است. صنعتی است که با وجود سابقه زیاد، هنوز مایل به خود کفایی نیست و: بیشتر به دلارها و یورو فکر می کند، تا منافع ملی! در برنامه برجام هم، بیشترین خسارت را به اقتصاد ایران، و صنعت خودرو زد!  با احتکار میلیون ها خودرو در انبار ها، می خواهد انتقام از مردم بگیرد تا آنها، بدانند ترامپ بهتر از روحانی است! اما در بعد بین المللی و مخصوصا: موضوع فلسطین نیز چنین شد. اسرائیل و هواداران آن، بیشترین ترس را از رمضان دارند، زیرا عملیات های ماه رمضان همیشه: برعلیه اسرائیل و به نفع اعراب بوده است. حتی مرتجع ترین رژین های منطقه نیز، از ماه رمضان، بخاطر بیداری اسلامی مردم می ترسند. اما سی روز گذشت و فلسطین ازاد نشد! و ترامپ با هدایت مشاوران مسلمان، مخصوصا روحانی لبنانی اش، بازیهایی در اورد که اصلا: موضوع فلسطین را فراموش کردند. یکی از بازیهای دولت آمریکا، عربستان و اسرائیل، توضیح واضحات است. یعنی وقتی کره شمالی می گوید: ما دیگر نیازی به آزمایش موشکی نداریم، اینها دو عنصر را معکوس می کنند: و فکر می کنند کسی متوجه نمی شود. اول اینکه خود کره شمالی گفته که: نیازی به ادامه آزمایش های موشکی ندارد، زیرا برد موشکهای او به آمریکا رسیده، و بجز آمریکا هم دشمنی نداشته اند. لذا نیازی به ادامه کار دیده نمی شود. ولی آمریکا می گوید ما او را مجبور کردیم. این دروغ آشکار است، زیرا تا موقعی که برد موشکها، به قاره آمریکا نرسیده بود، آنها حاضر به مذاکره نبودند! و باور نمی کردند که کره شمالی این قدر قوی شده باشد. دروغ دوم ترامپ این است که می گوید: جلوی قدرت هسته ای کره شمالی را گرفتیم. اصلا بحث راجع به قدرت هسته ای، و آزمایشات هسته ای نبوده! و کره شمالی در این زمینه کاری نکرده است. لذا ترامپ مانند یک بچه دو ساله، می خواهد شکست خود را به شکل: پیروزی نشان دهد. شکست او در این بود که با کشوری وارد مذاکره شد که: اصلا قدرت به حساب نمی آمد! و روسای پیشین هم، بر سر میز مذاکره نرفته بودند. وی در حالی ابراز خرسندی می کند که: از برجام ناراحت است. و به این وسیله خروج خود را، توجیه می کند اما ایران که به سوی غنی سازی رفته، به این دروغ بزرگ ترامپ، روی خوش نشان نمی دهد. زیرا ماه رمضان در ایران، پشتوانه سیاست های اقتصاد مقاومتی است. مردم در این ماه روزه می گیرند، تا بدن آنها مقاومت داشته باشد. به دشمنان ثابت کنند اگر: برخی مزدوران و خود فروخته ها، می خواهند تحریم را بزرگ جلوه دهند، مردم آن را اصلا نمی بینند! و راجع به آن فکر هم نمی کنند، بلکه به زندگی پر افتخار خود ادامه میدهند. رمضان به مردم ایران و جهان، می گوید هیچ کس از گرسنگی نمرده است! ولی از ظلم و بی عدالتی، هر روز هزاران نفر می میرند. هرسه روز یک کودک فلسطینی کشته می شود! هر روز هزاران فقیر به دست: قروتمندان خودشان می میرند. زیرا فقیر واقعی کسی است که فقیر نگهداشته شده: یا کارگر است دستمزد او را کم می دهند، یا جوان است او را بیکار نگه میدارند. و یا غذا را در دریا می ریزند! ولی به انها نمی دهند، یا اسراف می کنند. همه اینها ظلم است و نشان: استکبار فردی و اجتماعی است. رمضان آنها را از بین می برد. و ما آن را از دست دادیم: چون ماه رمضان تمام شد ولی: ظلم و بی عدالتی باقی ماند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ماه رمضانی که از دست رفت!،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

گرچه ترامپ بالاخره با اون! سر یک میز نشست، اما همه میدانند که ترامپ بدنبال از پشت خنجر زدن است، اول از روبرو لبخند می زند، همینکه کارش انجام شد، مانند برجام آن را پاره می کند، رسانه های وابسته هم می گویند: هرکاری ترامپ می کند، درست است زیرا می خواهد: اقتصاد آمریکا را سرو سامان دهد. ولی همه میدانند این سخنان، برای ترامپ هزینه دارد! کاخ سفید چکهای سفید بلامحل را به این رسانه ها داده است.  رسانه ها هم میدانند که باید: منتظر خنجر از پشت باشند! زیرا ترامپ در ابتدا با مسخره کردن آنها، و رفتن به سوی توئیت نویسی! می خواست رایگان از انها استفاده کند، ولی موفق نشد. زیرا اگر همین توئیت را رسانه ها درج نمی کردند، کسی از ان اطلاع نمی یافت، و اگر هم مطلع می شد، اهمیتی نمی داد. ناچار مثل الان که با اون! سر میز نشسته، با آنها هم سرمیز نشست، و چک های سفید رد و بدل شد، تا رسانه ها قید مستقل بودن را بزنند، و برای ترامپ تبلیغ کنند. ولی آنها بدانند که این چکها، پشتوانه ندارد.  قول هایی که ترامپ داده، و گفته از شرکت و یا از جیب خود می دهد! همه لاف است. شرکت های ترامپ به میدان آمده اند، تا سود بیشتری ببرند، نه آنکه هزینه های تبلیغات بدهند. لذا این سلسله اعتماد را که، بعدا باعث خیانت می شود، به اتحاد پوشالی نام گذاری می کنیم. یعنی الان اتحاد ترامپ با اون، و یا اتحادیه رسانه ها و اصناف، واقعا شکننده است و هر دو طرف، می دانند دروغ می گویند. ولی چاره دیگری ندارند، بین بد و بدتر، انتخاب کرده اند. اما در مقابل آن اتحاد واقعی است. این اتحاد اصلا احتیاجی به نوشتن، یا امضا قرارداد یا افطاری دادن! و یا غذای شرق و غرب را باهم خوردن ندارد. اصلا غیر از اتحاد تصور دیگری نمی توان کرد. مثلا بین ایران و حزب الله یا مقتدی صدر یا حوثی ها، اصلا قراردادی وجود ندارد! ولی همه با هم هماهنگ هستند. این امر برای ترامپ و رسانه های وابسته آنها، اصلا باور کردنی نیست. لذا همیشه با شک و تردید نگاه می کنند. در بسیاری از مواقع سعی دارند که بگویند: قراردادی وجود دارد! یا مثلا می گویند ایران برای حزب الله، پول می فرستد یا برای یمن، اسلحه و موشک می دهد! همه خبر های آنها هم، دروغ از آب در می اید. زیرا می بینند که هیچ سند و مدرکی ندارند، گویا اصلا چنین اتفاقی نیافتاده است. آنقدر گفتند که ایران، برای حزب الله پول می فرستد، که عاقبت سید حسن هم عصبانی شد و گفت: ما  از ایران پول می گیریم به شما چه! ولی واقعیت این است که حزب الله، کمک مالی لازم ندارد، بلکه در بسیاری از موارد به ایران کمک هم کرده است. همه میدانند پدر موشکی ایران، دوره خود را در سوریه گذرانده. زیرا خط مقاومت، مثل ترامپ و دارو دسته نیویورکی اش، به دنبال کلاه گذاشتن سرهم دیگر نیستند. لذا اگر سوریه چیزی بلد است، به ایران و یمن و حزب الله و عراق هم یاد می دهد! و همچنین کشورهای دیگر. رسانه ها وقتی دیدند که نمیتوانند: مدرک پیداکنند و اصلا چنین مدرک، یا قراردادی وجود ندارد. حالا شروع به تخریب کرده اند: مثلا  حرفهای مقتدی صدر برضد آمریکا را، تحریف کرده و می گویند: منظورش سردار سلیمانی است. یا سوریه وقتی می گوید آمریکاییها، از سوریه بیرون بروند، تحریف می کنند و می گویند منظورش: ایران است! و هرچه المعلم یا بشار اسد می گویند: ایرانی ها با اجازه و دعوت ما، آمدند آن را پخش نمی کنند! فقط همین ها نیست، بین انقلاب اسلامی ایران و همه مردم دنیا، این اتحاد است. که در روز قدس و عید فطر آن را می بینیم، و این برای ترامپ قابل درک نیست! زیرا اگر میلیاردها دلار هزینه کند، چنین حمایتی را نمی تواند داشته باشد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : اتحاد واقعی و پوشالی،
لینک های مرتبط :
یک پروژه پزشکی از شما دعوت می کند: تا در اجرای آن همکاری نمایید. فرضیه آن عبارت است از اینکه: برای جلوگیری از بیماری قند ( دیابت)و چربی، نماز صبح را از دست ندهید. ما یک نحقیق میدانی داریم و یک تحقیق کتابخانه ای، که در هر دو آنها به کمک شما نیازمندیم. برای دسته اول تقاضای ما این است که: همه افرادی که مشکل قند و چربی دارند، هیچ نغییری در روش خوراکی، یا درمانی خود ندهند تا همه شرایط ثابت باشد. فقط یک شرط تغییر کند و آن: خواندن نماز اول وقت، مخصوصا نماز صبح است. بعد از یکماه تغییرات مناسب را یاد داشت نمایند. در طول سال این تغییرات را بطورماهانه، با هم مقایسه کنند. اما دسته دوم که گروه شاهد هم حساب می شود، افرادی که این بیماری را ندارند. میتوانند در مطالعه کتابخانه ای، به ما کمک کنند یا در نحقیقات از دیگران، دستیار ما باشند. مثلا پرسشنامه ای تنظیم کنند، که سوالاتی از افراد دیابتی، در زمینه نماز خواندن داشته باشند. برای تهیه سوالات، فرضیات زیر را در نظر داشته باشد: اول مشخصات فردی شامل: نام و نام خانوادگی و تلفن های دسترسی، و ادرس و میزان وزن و قد و سن وامثال آن است. دوم، اصل موضوع در مورد علت: نماز خواندن و نحوه آن باشد. زیرا بدن انسان طوری است که: غذا های خورده شده اگر جذب نشود، باید دفع شود، حالت سوم بیماری را ایجاد می کند. بنابر این غذای شب، که معمولا بین ساعت 8تا 10میل می شود، معمولا پرچرب و شیرین است، معده انسان باید 8ساعت روی آن کار کند! لذا وقتی شب خوابیده ایم، معده در حال کار است. نزدیک اذان صبح شیره معده، روانه روده کوچک می شود. اگر در این زمان بدن خواب باشد، احنمال سکته وجود دارد. لذا باید بیدار شد و فعالیت کرد. اینکه چه فعالیتی خوب است، باید بررسی شود. ولی مقدمتا فعالیتی که: همه بدن را درگیر کند لازم است، مخصوصا باید سبک باشد. که حالت نرمش صبحگاهی یا همان نماز خواند. طبیعی است که برای صبحانه نیز در موقع اذان ظهر، و برای نهار هم موقع اذان مغرب ، این کار را باید تکرار کرد. این نظم ارائه شده از سوی خداوند، علاوه بر خواص دیگر، به خاصیت ضد چربی و: قند آن توجه شود. زیرا حرکات نماز مصرف کننده: قند و چربی است. لذا اگر نماز های یومیه، بطور مرتب خوانده شود، قند ها و چربی ها در موقع خود، مصرف می شوند. اگر در این زمان ها، بدن در خواب باشد، قند و چربی نسوخته، ذخیره می شود و یا، در خون باقی می ماند. لذا با پرسش هایی در این زمینه، متوجه خواهیم شد که: بیشتر افرادی که نماز را اول وقت می خوانند، از بیماری قند و چربی و: بسیاری از بیماریهای دیگر، در امان هستند. ولی آنهاییکه موقع نماز صبح ( بین الطلوعین ) خواب می مانند، اکثرا دچار چاقی نامناسب و: ذخیره مضر: قند و چربی می شوند. حتی ممکن است در کارکرد تیروئید، و امثال آن هم موثر باشد. که هرکدام یک پروژه طبی جدید می طلبد. پزشکی در اصل مانند: همه علوم از مذهب شروع شده، ولی بعد ها اعلام استقلال کرده! از همان جاییکه خود را بی نیاز از: مذهب دیده، مشکلات بیماری ها شروع شده است. علت آن هم این است که: انسان تمایل به کار های خوب دارد، به کار های بد هم علاقمند است. مثلا بیداری در صبح و: استفاده از هوای لطیف صبحگاهی، لذت بخش است ولی خواب صبحگاهی هم، لذت خاص خود را دارد. وقتی صبح بیدار باشیم و: با فعالیت بدنی، هوای لطیف استشمام کنیم، سلامتی جسم را پس انداز کرده ایم. اما اگر بخوابیم! و به لذت خواب تسلیم شویم، ضرر های بعدی را خواهیم داشت. سعدی می گوید: خواب نوشین: بامداد رحیل، بازدارد پیاده را، ز سبیل.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : در خواست همکاری برای پروژه طبی.،
لینک های مرتبط :

وقتی قبل از انقلاب اسلامی دانشجوی دانشگاه تهران بودم، یک روز ما را به باشگاه دانشگاه دعوت کردند، هویدا هم آمده بود و سخنرانی مفصلی هم کرد. من با اینکه بچه تهران بودم، ولی بعضی غذاها را تا آن روز ندیده بودم، مخصوصا یکی از انها که در بشقاب بود، و دائما می لرزید! از استادم پرسیدم اسمش چیه؟ گفت ژله و از پودر استخوان خوک درست می شود! فردای آن روز توفیق مجله فکاهی، نوشته بود سخنرانی هویدا چنان کوبنده بود، که ژله ها هم لرزیدند! امروز هم وقتی ترامپ در سخنرانی خود گفت با اروپا یا بدون اروپا، ایران را مهار می کنم! یاد آن روز افتادم، زیرا ژله های امروزی هم، همه لرزیدند. حالا این سوال به ذهن همه می رسد: آمریکا که حالا تنها شده، چرا بجای اینکه احساس ضعف کند، شادمان است و احساس قدرت هم می کند؟ آل سعود و اسرائیل هم همینطور! کشف این رمز ممکن نیست جز با تئوری ژله ای. ژله هایی که همیشه می لرزند. این ژله ها به قول: ضرب المثل فارسی، نزده می رقصند. یعنی لازم نیست داریه و تنبک بزنند تا اینها برقصند. این نقش مزدوران آمریکا و آل سعود در ایران است. وقتی تاریخ قاجار و یا پهلوی را می خوانیم، همه کسانی را که وابسته به انگلیس، روسیه یا آمریکا بودند، و در دستگاهها نفوذ می کردند، لعن می کنیم و از خود می پرسیم: چطور می شود مثلا یک ارمنی، با بیهوش کردن سربازان ایران، آنها را به دم تیغ روسها بسپارد؟ یا چطور میشود آدم اینهمه بی وجدان باشد، و به سفارت انگلیس پناه ببرد، یا جاسوس سفارت آمریکا باشد! ولی الان می بینیم: چندان شغل بی آبرویی هم نیست! هزاران ایرانی نه تنها، به سفارت انگلیس یا روسیه پناهنده می شوند، که حتی به کشورهای آلمان و اسکاندیناوی هم، پناهنده می شوند. استرالیا و کانادا و زلاندنو که جای خود دارد! اگر بدانیم که شرط پناهندگی هم قوادی یا همجنس بازی است، از اینهمه سفله گرایی، حال آدم بهم می خورد. آیا اسلام واحکام اسلامی، اینقدر برای آنها سنگین است که: حاضرند همه کار بکنند، تا نماز نخوانند؟ و روزه نگیرند؟ در اینجاست که تئوری ژله ای می گوید: ای مردم چه نشسته اید، آمریکا نیازی به اروپا و کانادا و استرالیا، یا حتی روسیه و چین ندارد، که ایران را تحریم کند. خود ایرانی ها قول مساعد داده اند! دلیلش هم این است که از همین حالا، شروع به لرزیدن و لرزاندن کرده اند. هنوز ترامپ صحبت از تحریم نکرده، اینها می گویند وای اگر شش ماه دیگر، ترامپ تحریم کند ایران نابود خواهد شد. نه حب الوطن من الایمان سرشان می شود، نه مرز پرگهر می شناسند، و نه  ای ایران. کاری می کنند که اگر خود ترامپ هم نخواهد، انها مجبورش کنند که ایران را تحریم کند. اصولا تاریخ تحریم های ایران نشان می دهد: که فقط خود ایرانی ها بودند که: اروپا و آمریکا را مجبور به تحریم ایران کردند. در دوران معاصر سرکرده همه اینها، سلطنت طلب ها بودند: هرچه توانستند از ایران دزدیدند و بردند و: در بانکهای سوئیس و امریکا ذخیره کردند، یا سهام آنها را خریدند. کالاهایی را هم که قبلا پولش را پرداخت شده بود،نگذاشتند به ایران برسد. بعد به ترتیب هر گروهی که: از مادرش قهر می کرد و: به سهم خواهی فرضی خود، نرسیده بود این کار را دنبال می کرد. فرقی  بین چپ ترین چپ ها تا راست ترین راست ها نبود. همه ثروت های خود را با خود می بردند. و از طرفهای خود می خواستند: با ایران قطع رابطه کنند، دولت را تحت فشار قرار دهد، تا به خواسته های خودشان برسند. دنباله این ضد انقلاب ها، میانه روهایی بودند که: بعضا در حاکمیت هم مشارکت داشتند. ولی با غزه و سوریه حزب الله، مخالف بودند و به آمریکا می گفتند: ایران را تحریم کند، تا نتواند به این تروریستها کمک کند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 270 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :