ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
سه شنبه 1 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

رئیس جمهور محترم در مورد: جلوگیری از قاچاق سوخت، ایده ای را مطرح کردند که: چند وزارتخانه مامور شوند تا با داده پردازی، از بدو تولید سوخت تا انتهای توزیع، آن را رصد کنند: یک انبار داری ملی برای نفت و مشتقات آن تهیه شود. این البته فی نفسه کار سختی نیست، و پیش نیازی هم نمی خواهد! و شاید یک استارت آپ هم بتواند: این کار را انجام دهد! برای اینکه چنین کاری در تمام شرکتهای: بزرگ و کوچک دنیا در حال اجرا است، و بارکد نام دارد. اما دلیل اینکه اجرا نمی شود مهم است! اگر دقت کنیم نفت یا حامل های انرژی، در ایران جایگاههای تولید مشخصی دارند: صد پالایشگاه در مجموع 64میلیون لیتر بنزین تولید می کنند، ولی 72میلیون لیتر مصرف می شود، که به معنی قاچاق سوخت و واردات آن می باشد. درواقع سرانه هر ایرانی یک لیتر بنزین است. حسابداری و انبارداری آن نباید سخت باشد. اکنون شرکتهای چند ملیتی در جهان هستند که: نرم افزار انبارداری آنان در 200کشور، میزان موجودی را، برخط، رصد می کند. لذا رصد کردن 80میلیون نفر با سرانه یک لیتر بنزین یا: نفت و گاز و پتروشیمی کار سختی نمی تواند باشد. شاید هم وجود دارد: ولی به آن توجه نمی شود. مرکز مدیریت همه اینها در سازمان برنامه و بودجه است، که شدیدا مخالف ان لاین شدن است! حتی در وزارت اطلاعات یا قوه قضائیه نیز، سیستم ها پایش نمی شوند. شاید بتوان یکی از دلایل آن را عقب ماندگی، یا عقب نگهدارندگی سیتم عامل ها دانست. و این از تفکر مدیران، یا رهبران ناشی می شود که به: سیستم اینترنتی و برخط، بدبین هستند. نمونه آن برگزاری انتخابات است، که هنوز نتوانسته مجوز الکترونیکی شدن را  دریافت کند. حتی برخی مسئولان حاضر، به پذیرش سیستم پارالل یا همزمان: دستی و ماشینی هم نیستند. بدبینی آنها به سیستم ماشینی، هرگز از بین رفتنی نیست. مانند پزشکان که حاضر نیستند از: خودپرداز در مطب خود استفاده کنند. چون فکر می کنند اشتباه محاسبه، خطا و هک شدن در سیستم ماشینی، خیلی بیشتر از سیستم دستی است! می گویند: چون تکنولوژی را دشمن تولید کرده، لذا سوار بر ان است و: هرکاری بخواهد می کند. برخی طراحان سیستم هم با عملکرد جاسوسانه خود، بر این موضوع صحت می گذارند. اولین کلاهبرداری کامپیوتری، در شرکت نفت اتفاق افتاد! زیرا اولین جایی بود که سیستم ماشینی را، در دهه1350جایگزین سیستم دستی کرد. مهندس عامل که دانشجوی فقیری بود، در عرض یکسال بار خود را بست، و بخارج فرار کرد. این نوع برخورد ها از نظر مدیریتی، مقاومت در مقابل تغییرات بیرون سازمانی است. و تا زمانی که مدیران قدیمی وجود دارند، این مقاومت هم ادامه دارد. لذا برای وزیر جوان ارتباطات، بسیار ساده است که همه اطلاعات 80میلیون را، در یک پکیج ارائه دهد، ولی یک نفر در مقابل اینهمه مدیران قدیمی، نمی تواند کاری از پیش ببرد. بنابر این ابتدا باید اندیشه مدیران متحول شود، و یا اینکه مقاومت نکنند. در مرحله بعد امنیت سایبری مهم است. اگر اطلاعات در یکجا باشد، دشمن راحت تر به آن دست پیدا می کند! اکنون دشمن هزاران کودک را، از پاکستان و افغانستان بطور دائم وارد می کند، تا اشراف اطلاعاتی خود بر چهار راه ها و خیابان های ایران را، از دست ندهد ولی اگر سیستمی شود، فقط کافی است هکر استخدام کند! و یا آنها را نفوذ دهد. این دو مانع اگر برطرف شود، طراحی سیستم انجام شده و آماده است. نه تنها در مورد نفت و گاز بلکه،تمام داراییهای انسانی و مادی میتواند: در سیستم یکپارچه و جامع اعمال شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : داده پردازی ملی،
لینک ها :
سه شنبه 1 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

آدرس اشتباهی در مورد فساد، باعث شده که هیچ وقت ریشه کن نشده، بلکه هر روز عملیاتی تر شود. لذا باید تمام تحلیل های تا به امروز را، کنار گذاشت و به نحلیل نوینی از: حامیان و عاملان فساد رسید. دلیل مهم این امر آن است که: تحلیل عوامل فساد سیاسی و اقتصادی هم، مانند دیگر تحلیل ها معکوس عمل می شود! و جای قاتل و مقتول را اشتباه نشان می دهد. وقتی خاوری میلیاردها دلار اختلاس می کند و: به کانادا می رود و خوشگذرانی می کند، تحلیل رادیو های بیگانه و یا صدا وسیمای خودمان، این است که باید مدیرعامل جدید بانک ملی را، زیر نظر داشت تا دوباره اتفاق نیافتد! در حالیکه این مدیران عامل بانکها، یا افراد خودی نیستند که دزدی یا اختلاس می کنند، بلکه عامل اصلی کشور کانادا است، که با اعزام نفرات کارکشته، باعث می شود تا آنها، در بدنه اقتصادی نفوذ کنند و بالا روند، بعد هم اموال را دزدیده تحویل آمریکا یا کاندا بدهند. و تحت الحمایه تا آخر عمر، راحت زندگی کنند. حضرت علی ع در جنگ جمل فرمود: هرکس فرار کرد او را دنبال نکنید! ولی در جنگ صفین دستور برعکس داد! از او سوال کردند: علت این تضاد در فرمانها چیست؟ فرمود در جنگ جمل، فراریان عقبه نداشتند، یعنی فراریان واقعا فرار می کردند، و سراغ زندگی خود می رفتند. ولی در جنگ صفین چون معاویه، در عقبه جنگ بود فراریان را، دوباره تجهیز و به جنگ برمیگرداند. بنابر این در مورد دزدی  و فساد هم، باید اینطور اندیشید. یک وقت کسی بخاطر سیر کردن شکم خود، دزدی می کند. که این دزدی محسوب نشده و حد هم بر او جاری نمی شود. دریکی از دادگاهای غربی قاضی منصفی، بعد از فهمیدن اصل قضیه نه تنها، جریمه دزد را خودش می پردازد، بلکه مبلغی هم به او کمک می کند! وقتی از او سوال می کنند علتش چیست؟ می گوید من قاضی، باید تنبیه شوم که در کشورم، گرسنه ای برای سیر کردن شکمش، دست به دزدی می زند. بنابر این در فساد و دزدی نبایدتصور کرد: با کشف یک انبار احتکاری یا  اعلام اختلاس چند مسئول بانکی، کار اصلاح می شود! زیرا اینها برگ هایی از یک درخت تنومند هستند. و این درخت باید: از ریشه کنده شود. والا هر بار برگ های آن را بکنیم، چه بسا درخت احساس کند: در حال غرس شدن هست! و بیشتر تقویت شود. قوه قضائیه اگر عزم راسخ دارد، باید مامور مخفی بفرستد آقای خاوری را بکشد! زیرا قرارداد استرداد مجرمین، یا پلیس بین الملل و امثال آن، چماقی است که مانندحقوق بشر، فقط برای کوبیدن به فرق ما، درست شده است. آقای خاوری مجرم، مفسد اقتصادی و فراری است. دزدی کرده و حکم او اعدام است. و باید اجرا شود. هرکس به هر بهانه مانع اجرای این حکم شود، شریک جرم او و شاید آمر و عامل او باشد. در همه دنیا اینطور است. مگر اسرائیل به زور وارد خانه های: مردم نمی شود وخانه آنها را خراب نمی کند؟ و عاقبت هم می گوید: آنها غیر قانونی ساخته بودند. چرا نباید فلسطینی ها بولدوزر را منفجر نکنند؟ واگر نمی کنند، شریک جرم اسرائیلی ها هستند! چون طبق قانون و عرف( الساکت اخی الظالم). کسیکه سکوت می کند برادر ظالم است. در لبنان و نیجریه و یمن و بحرین و: همه دنیای مستضعفین هم، باید بیدار شوند. و بدانند اگر جواب دندان شکن ندهند، خودشان هم دشمن هستند! چرا همه مظلومین جهان، یکطرفه به آن پای بند هستند؟ وقتی آمریکا از برجام خارج شد، یعنی برجام فسخ شد. چون طرفین اصلی آمریکا و ایران بودند، بقیه شاهد محسوب می شدند. وقتی یک طرفه به آن پایبند باشند، دشمن فکر بد می کند! و پر رو می شود. به مرده هم اگر رو بدهند، جای خود را خیس می کند! در امر فسادهم اگر زردی هست! علامت خیس کردن پر روها است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : عقبه فساد کجاست؟،
لینک ها :

انسان موجودی است که دارای: رفتار دوگانه جبر و اختیار است. به دنیا آمدن هرکسی جبر است، چون خودش نخواسته! اما اینکه آب وغذا بخورد یا نخورد، اختیاراست. فلاسفه مادی  سعی دارند: جنبه اختیاری  را منکر شوند، و بگویند همه چیز انسان جبر است. برخی ها آن را جبر ذاتی می دانند، و برخی ها هم نتیجه ابزار. چون ابزار ساخت بشر رشد و تغییر می کند، بنابر این انسان نیز براساس تغییر ابزار است. به همین جهت انسان را که: پشت ابزار است نمی بینند. البته عمدا نمی بیند، زیرا می خواهد برتری خود را اثبات کند. مثلا در جنگ بین فلسطین و رژیم جعلی، چون رژیم اسرائیل دارای لودر های بزرگ است، به خود حق می دهد تمام خانه های فلسطینی ها را خراب کند. و طوری تبلیغ می کند که: مردم با لودر و بولدوزر دشمن شوند، نه با اسرائیل! به همین جهت اگر ابومازن راست می گوید، تخریب منزل فلسطینی ها را خط قرمز اعلام کند. و در صورت تجاور اسرائیلی ها، آن ها را با موشک های دوش پرتاب نابود کند. در این صورت فلسفه آنها هم نابود می شود! و دیگر جرات تخریب منازل فلسطینی ها، یا ادامه شهرک سازی ها را نخواهند داشت. در  ایران هم، تا موقعی که پهباد امریکایی سرنگون نشده بود، آنها خود را پشت ابزار ها پنهان کرده، و به رسم قانون جنگل، خود را قدرت مند می دیدند، و ضعفا را از بین می بردند. اما با این موضوع، از خواب بیدار شدند و فهمیدند: دست بالای دست بسیار است. یا هنگامی که کشتی نفت کش ایران را، به رسم دزدی دریایی، توقیف کردند و قصد پس دادن آن هم ندارند، فقط به این دلیل بود که ابزار خود را، بزرگتر و قدرتمند تر می دیدند. اما توقیف کشتی آنها توسط سپاه پاسداران، چرت آنها را پاره کرد. لذا این دید ابزار گرای آنها را باید خوب شناخت، و مطابق آن عمل کرد. یعنی وقتی هزاران عتیقه جات ایرانی را سرقت می کنند، حق خود می دانند! زیرا دارای ابزار های پیشرفته هستند. و تا موقعی که مسئولین ایران، این را نفهمند و عمل متقابل انجام ندهند، دزدی و تحریم و هزاران کار خلاف دیگر انها، ادامه پیدا می کند. مسئولین نباید فکر کنند این رافت اسلامی است! زیرا حق مردم است و باید: بازگردانده شود. اگر فقط یک قطعه الماس کوه نور سرقت شده، برگردانده شود پشتوانه مالی تقیت می شود، تورم و گرانی کاهش پیدا می کند. و این کار، از هر راه ممکن یعنی حتی ضد دزدی هم باشد، باید برگردانده شود. اموال اختلاس شده ایران هم همینطور، نباید دست روی دست گذاشت، تا مردم زیر فشار زندگی کنند، بعد آمریکایی ها و کانادایی های ظالم، با پول ایران خوشگذرانی کنند. باید پولهای بلا صاحب مستقر در بانکهای سوئیس، و دیگر بانکها( بای نحو کان) مسترد شود. دولت  و مسئولین نباید همه چیز را به جبر تاریخ بسپارند، باید از هر راهی شده ولو بدل: کار های خودشان، آن را برگرداند. چند میلیارد دلار از این اموال برگردانده شود، آیا باز هم مردم در محرومیت خواهند بود؟ باز هم کسر بودجه ادامه خواهد یافت. اگر ارتش حزب الله، که قدرت دارد به حمایت از مردم غزه، ستاد مرکزی ارتش رژیم اسرائیل را بزند، آیا بازهم اسرائیلی ها اقدام به کشتار فلسطینی ها می کنند؟ و این مسئولیت حزب الله را گوشزد نمی کند؟ همانطور در یمن، وقتی پهباد ها به سوی ریاض حرکت نمی کنند، شیطنت آل سعود ادامه می یابد. از بمباران فرودگاه ملک خالد یا شرکت آرام کو، آنها چیزی احساس نمی کنند. زیرا فکر می کنند در حاشیه امن هستند! و یمنی ها هرگز به آل سعود، و قصر های آن حمله نخواهد کرد. پس مسئولیت یمنی ها هم، برای دفاع از مردم مظلوم خودشان، این است که کاخ و مرکز فساد آل سعود را بزنند. و از تبلیغات سعودی ها نترسند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : جبر تاریخ به زیان مستکبران،
لینک ها :


همانطور که از اسم آن مشخص است، استارت آپها بزرگترین آسیبی که وارد می کنند: نابودی زبان ملی است. فارسی در این سده اخیر، ضربه های زیادی دیده است. و هرگاه رهبران جامعه با دلسوزی، از این آسیب صحبت می کنند، تا از بین برود ناگهان حفره جدیدی ایجاد می شود! نامهای و لغت هایی وارد می شوند که: آن را بطور کلی محو می کند. زبان استعماری انگلیسی، آنقدر در ایران رسوخ کرده، که بجای زبان فرانسه و آلمانی و حتی روسی و ترکی و عربی، خود نمایی می کند. علت آن تخم انگلیسی هایی هست که: در ایران پراکنده شده اند. بسیاری از انان یقه سفید هایی هستند که: جز زبان انگلیسی چیز دیگری نمی دانند. حالا هم که انگلیس نفتکش ایران را توقیف کرده، با زبان انگلیسی از او تشکر! و به زبان فارسی از آن انتقاد می کنند. حتی در کنفرانس های همسایگان، که هیچکدام انگلیسی زبان نیستند، بجای زبان ملی و محلی، ایران، آنها را مجبور می کند: به زبان انگلیسی صحبت کند. یعنی کنفرانس های اسلامی! و غیر اسلامی هم واسطه شده اند: تا زبان فارسی یا عربی نابود شود. دومین اسیب بزرگ پس از نابودی زبان ملی، افزایش واردات است. با اینکه وزیر صمت سعی می کند: با نهضت تولید داخل جلوی واردات را بگیرد، ولی استارت آپ ها با عنوانهای جدیدی، به شدت به دنبال افزایش واردات هستند. دنبال چیزهایی می گردند که 90درصد آن، وارداتی باشد و بعد می گویند: این کسب وکار نوپا هنوز در ایران نیست، پس باید از استاد تا شاگرد، تا مدیر و تا ماشین الات آن را، از خارج وارد کرد. و بیشتر هم در زمینه رایانه یا اینترنت هستند. از وزیر ارتباطات هم سوء استفاده می کنند! زیرا قبلا قرار بود اینترنت ملی،با حروف فارسی در آدرس تاسیس شود، ولی در سوالی که از ایشان شد، اصلا ازاین موضع خبرنداشتند. لذا وزارت ارتباطات هم کلا انگلیسی شده! بطوریکه حتی در مصاحبه های ایشان، خبرنگاران سوال ها را انگلیسی می پرسند! و ایشان هم با افتخار تمام، زبان ملی را پاس نداشته، به زبان انگلیسی جواب می دهد، تا کم نیاورد! این عمق فاجعه را نشان می دهد. بعد از نابودی زبان فارسی و تخریب تولید داخل، آنها به سراغ خروج ارز می روند. به هربهانه دلار ها به خارج فرستاده می شود، تا خزانه خالی شده، صندوق ذخیره ارزی هم در مقابل آنها مقاومتی نمی کند! بالاخره مشاغل نوظهور و نوپا هستند، و باید کمک شوند و حمایت گردند. از خرید فله ای نرم افزار های درپیتی گرفته، تا میز و صندلی و کامپیوتر که باید: استاندارد آن طرف باشد. سفرهای بی جهت، مهمانی ها و همایش های سنگین و پرخرج بدون محتوا! که مثلا بلاکچین را یاد بدهند، یا نحوه استخراج بیت کوین. اینها یک روی سکه است روی دیگر سکه، فراری دادن مغزها یا قاچاق انسان است. حتی به غیر فرهیخته ها هم رحم نمی کنند! کشتی های غرق شده در راه اروپا، نشان می دهد از گداو گشنه ها هم دلار استخراج میکنند! و به آنسو می فرستند. اموالی را هم که نمی توانند خارج کنند، بصورت مجازی صادر می کنند! مثل استخراج بیت کوین، که برق ارزان ایران را بصورت مجازی صادر می کنند! استفاده از پیام رسانهای خارجی و: تبلیغات برعلیه اینترنت داخلی و: پیام رسان های بومی در همین راستا است. البته آقای ستاری یک افتخاری می کند: 60میلیارد تومان درآمد یکسال این شرکت ها است! ولی حسابداری بلد نیست! نمی داند این همان وامهایی است، که گرفته اند! سوبسید بهره های ارزان قیمت، فرار مالیاتی ( ببخشید معافیت مالیاتی) و ندادن: حقوق و دستمزد واقعی کارگران، پرداخت نکردن خمس و زکات و عوارض است. یعنی اگر با اینها هم مثل تولیدی ها، برخورد شود عمرا بتوانند سود داشته باشند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : آسیب شناسی استارت آپها،
لینک ها : آسیب شناسی استارت آپها،
شنبه 29 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
No alt text provided for this imageNo alt text provided for this image



نوع اخبار :
برچسب : فرحزاد شورایاری،
لینک ها :
شنبه 29 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

هربلایی سر مملکت آمده، از شوق واردات بوده است!از واردات فرهنگی گرفته تا: واردات ماشین و کود و آدمیزاد و مدیریت! تقی زاده روز اول حرف را تمام و کمال گفت. ولی برخی ها فکر کردند او شعار می دهد! گفت از نوک پا تا فرق سر، باید فرنگی و اروپایی شویم! همین کار را کردند. شوق واردات از عرق غریبه پرستی ایرانیان، نشات می گیرد و می گویند: همسایه ها از خودمان واجب ترند. اخیر اقای وزیر صمت، شوق جدیدی دنبال می کند. او می خواهد همه چیزهایی غربی و شرقی قطع شده، در داخل تولید کنیم. بنده خدا! فکر می کند ما کمبود تولید داریم، لذا نهضت تولید داخل راه انداخته و: نمایشگاه بین المللی هم برای آن زده است، و سخنرانی های داغ هم انجام می دهد. در حالیکه درد تولید نیست!همه علوم غربی را هم ما تولید کردیم! ولی بقول ایت الله کاشانی، با پولهایی که از نفت ما بردند، برعلیه ما تبلیغات می کنند.  نفتکش توقیف شده توسط انگلیس، نشان می دهد ترس از انگلیس نیست، بلکه علاقه شدید به آنها است، که مانع اقدام قضایی می شود. والا شایعه شد که یک کشتی انگلیسی، توقیف شده فوری ناوهای خودشان را، حرکت دادند! با اینکه ما به راحتی پهباد آمریکایی را سرنگون کردیم، زیاد مهم نبود! ولی آنها در خواب و خیال هم، یک پهباد ایرانی را سرنگون کردند، دلار دوباره قد کشید! عشق به دلار مایه همه بدبختی های این ملت است. واردات هم فقط به عشق دلار انجام می شود. لذا همه کالاهای وارداتی، عینا در داخل هست. از قدیم هم بوده! ولی شیرینی و حلاوت دلار نمی گذاشت آنها دیده شوند. انقلاب سفید نمونه آن است. مگر مردم خودشان گندم نداشتند؟ یا برنج نمی کاشتند؟ ولی عشق دلار و واردات، باعث شد که از برنج آمریکایی و تا مرغ و کره آمریکایی، آنقدر وارد شود که همه کشاورزان، ورشکسته شده به شهر ها روی بیاورند. و روستاها خالی از سکنه شود. رژیم غذایی و ذائقه آنها، با قبل از انقلاب سفید فرق کند. بعد از انقلاب اسلامی هم، امام خمینی فرمان داد همه گندم بکارند! و جهاد کشاورزی راه انداخت. در همان سال اول آنقدر گندم کاشته شد، که دانشجویان، همه دانشگاهها و دبیرستانها را تعطیل کردند: و برای درو رفتند! ولی عشق دلار باعث شد تا بنام کالای اساسی، وارد کنند و آنها در دست کشاورزان تلف شود.  و سالهای بعد هم، کشاورزان دیگر کشت نکنند! مگر باتضمین. همین نهضت ساخت داخل را، شهید چمران راه انداخته بود. وقتی از ناسا استعفا داد، به لبنان رفت و برای شیعیان لبنان، هنرستان صنعتی شبانه روزی تاسیس کرد، و همه آنچه لازم بود، به آنها یاد داد. بعد از انقلاب اسلامی که به ایران آمد، همه چیز را به دست خود طراحی کرد و: برای تولید آن بودجه گذاشت! از موشک های سردوشی (آرپیجی هفت) تا زیر دریایی، پهباد(مهاجر)  و هواناو! ولی او را شهید کردند، تا بتوانند از کره و چین و روسیه بخرند! دلار های نفتی را به خلقوم آنها می ریختند: تا درصدی از ان هم به جیب خودشان برود. فقط 80تریلیون دلار در عرض 80سال، پورسانت واردات بود که در: حسابهای خارج واریز می شد. و اکثرا در بانکهای سوئیس ذخیره شده. که چون بسیاری از انها مرده اند، اموالشان مجهول المالک است، و باید در اختیار ولی فقیه قرار گیرد. ولی عشق به اروپا و آمریکا، باعث شده از ان چشم پوشی کنند! حتی برای برگرداندن الماس کوه نور، و همه عتیقه جات دزدی شده هم، کاری نکنند! می گویند اروپایی ها بهتر از ما، از این پولها نگهداری می کنند. حتی در مورد آثار تاریخی هم، حق را به سارقان اروپایی می دهند! چون مانند تخت جمشید، در ایران زیاد است! و کسی قدر ان را نمی داند، ولی اروپاییها برای یک تکه سنگ آن، میلیاردها دلار می دهند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شوق واردات،
لینک ها :


از وقتی که پهباد آمریکایی سقوط کرد، ارزش دلار هم در بازار های ایران، روبه سقوط گذاشت تا جاییکه: نگرانی های زیادی در بین دشمنان، و مزدوران یقه سفید داخلی ان برانگیخت. چاره کار را در ان دیدند که یک پهباد از خودشان بزنند، و بنام ساقط کردن پهباد ایرانی  تبلیغ کنند، تا دوباره ارزش دلار بالا برود! این روند نشان میدهد که برخی عناصر که به سادگی از ان عبور می کنیم، بر مسئله مهم تاثیر گذار هستند. سقوط پهباد ایرانی از نظر صاحبان دلار، یعنی وقوع جنگ بین ایران و آمریکا، به هم ریختن همه بازار های پولی و مالی! راه نجات هم، تبدیل همه اموال به دلار و خارج کردن آن است. به همین جهت دلار کمیاب شده، قیمت آن بالا می رود. لذا مقابله پهبادی به معنی کاهش ارزش دلار خواهد بود. طبق فرمول موجود، کاهش ارزش دلار یعنی ثبات اقتصادی، و ادامه صلح در منطقه است. پس فرمول دلار در دست: فرماندهان هوافضای ایران می باشد. اما ازآن طرف کاهش یا افزایش قیمت ها، در دست فرماندهان نیست. زیرا که رابطه بین قیمت دلار، با گرانی و ارزانی کالاهای دیگر، رابطه یک طرفه است. صاحبان کالا برخلاف صاحبان دلار، هیچ قصدی برای پایین آوردن قیمت کالاها نداشتند. و دراین مدت که کاهش دلار، به سمت پایین در حال سرعت گرفتن بود، هیچ کالایی به قیمت قبل برنگشت.  پس رابطه دلار با تورم، گسسته و فرمایشی است. یعنی هر وقت دلار بالا می رود، قیمت ها هم چند برابر می شود، آنهم به بهانه گران شدن دلار، ولی وقتی دلار پایین می آید، بازهم قیمت نان و کالاهای دیگر گرانتر می شود. معلوم می شود صاحبان کالا، با صاحبان دلار تفاوت هایی دارند. اگر صاحبان دلار به آمریکا وابسته باشند، صاحبان کالا احتمالا به شرق! یعنی چین یا روسیه وابسته اند. زیرا که کالاهای آنها، رونق بیشتری در ایران دارد. لذا با کاهش دلار، آنها قیمت های خود را کاهش نمی دهند. سیاست کلی مزدوران شرقی! در فشار حداکثری با آمریکا، هماهنگ است ولی با شکست امریکا، آنها شکست نمی خورند، بلکه قوی تر می شوند! زیرا سیاست ایران را از ترس آمریکا، به  دوستی با شرق سوق می دهند. مثل ترکیه: وقتی از اف 35نا امید شد، به سوی سوخو 35 هدایت شد. این امر از زمان مصدق، وحتی رضا شاه در ایران وجود داشته است. توده ای ها، همیشه روی نان و کارگر تکیه می کردند، جبهه ملی ها بر روی در آمد دلارهای نفتی. بعد از انقلاب هم با اینکه رده های اول نظام، سیاست مستقلی داشتند. ولی نفوذی های شرق و غرب، بیکار نبودند. گاهی امیرانتظام و یزدی ها به سوی دلار پر می کشیدند، گاهی هم بهزاد نبوی و موسوی ها، بسوی کوپنی کردن کالاها. کوپنی کردن کالاها، ظاهر زیبای عدالت محوری داشت، ولی عملا در جهت حذف اراده خداوندی بود. قدرتی که مبنای حکومت اسلامی، و مرجع تصمیمات امام خمینی ره و یاران بود. آنها با این نوع عدالت، علاوه بر تغییر ذائقه و ایجاد پر مصرفی، نشان می دادند که خداوند هم، قادر نیست مانند آنها از فقرا و کارگران حمایت کند! به عبارت بهتر، خداوند طرفدار بورژواها و سرمایه داران است. اکنون نیز به بهانه سیل و زلزله، این سیاست در حال اجرا است. کسانی که به سیل زده ها کمک می کنند: دو دسته هستند! آنهاییکه واقعا پای کار هستند، و از ملک خویش! می بخشند. وآنهاییکه از ملک دیگران یا بیت المال می بخشند! دسته دوم می خواهند ثابت کنند: خداوند با سیل و زلزله، به فقرا ضربه می زند ولی آنها، از این ضربه جلوگیری می کنند! بردن یخچال به روستایی فاقد برق! یا فرش به مکانهای که خودشان فرش می بافند، و فرستادن نان و برنج خارجی به: مرکز تولید نان  وبرنج چه معنی دارد؟



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : وبرنج چه معنی دارد؟،
لینک ها :

تخم لقی که کواکبیان در دهان بقیه انداخت، همه را از زیان های مادی و معنوی این تفکر دور کرد. بطوریکه نمی دانند: این مردم سالاری دینی، سالانه فقط 120میلیارد دلار به ایران ضرر می زده است. در واقع درآمد نفتی کل مملکت، در راهی صرف شده که نباید شده! طبق فرمان اولیه امام خمینی به کارگران اعتصابی شرکت نفت، قرار بود که فروش نفت کاهش یافته، و برای نسل های اینده ذخیره شود. اما مردم سالاری باعث شد: تا نفت را به زور بفروشند و پولش را هم نگیرند! یا مانند انسان های اولیه کالا به کالا مبادله کنند، که در نهایت تبدیل شود به: نفت در برابر غذا! آنهم غذایی که دور ریخته می شد، یا به کشورهای همسایه قاچاق می شد( مانند برنج کوپنی یا گوشت منجمد ..). امام خمینی در کتاب ولایت فقیه می گوید: اگر خمس  یا زکات  و فطریه یکسال را دست ما بدهند، دنیا را گلستان می کنیم! ولی اقایان گفتند نمی خواهد: دست ما بدهید خودتان به هرکس صلاح می دانید،  بدهید یا اگر ناراحت می شوید اصلا ندهید! اینکه فلاسفه برای ما منطق و فلسفه ارسطویی می آورند، همه برای این است که دلارها، به دست مردم و مسئولین نرسد. و به قول معروف دعوا، بر سر لحاف ملا است! اگر حتی منطق ارسطوی دگرباش را هم بپذیریم! مردم سالاری در درون خود، تضاد دارد چه رسد که بگوییم: مردم سالاری دینی! بزرگترین جنایت ها در طول تاریخ، تحت عنوان مردم سالاری دینی شده است! از قضیه شورای سقیفه که بگذریم، قتل عیسی مسیح و همه قتل های پیامبران، براساس مردم سالاری دینی بوده است. از همه اینها که بگذریم، و جای بحث زیادی دارد، فقط به عاشورا نگاه کنید. صد و ده هزار سپاه در یکطرف، و 72تن در طرف دیگر، کدام مردم سالاری دینی است؟ جاییکه ابن سعد می گوید: یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری؟ یا امام حسین ع که می فرماید: هل من ناصر ینصرنی؟ باز این را هم قلم می گیریم. کشتار فلسطینی ها، توسط چه کسانی انجام می شود؟ رژیم مجعولی که همه شرایط مردم سالاری دینی را دارد! هم دارای حزب و تشکیلات دموکراسی مآب است، و هم دیوار ندبه دارد، که همه حاجات خود را به آنجا می اندازند! در حالیکه اگر خداسالاری بود، مردم فلسطین یک روزه نجات پیدا می کردند! حاکمیت خلق! و اندیشه مردم سالاری دینی است، که مردم را بجای نماز جمعه واجب، به عصر جمعه مکروه می برد! نماز جمعه فلسطینی ها اگر بود، صف های ان هر روز طویل تر می شد، تا به تمام پایتخت های جهان وصل شود. ولی آنها دستور خدا را ضایع کردند، و عصر جمعه را برای: تظاهرات بازگشت انتخاب کردند! عصر جمعه که نهی شده مردم اجتماع کنند! طبیعی است که با این روش، هم نماز جمعه ها خلوت تر می شود، و هم ایمان و خدا از مبارزه کنار می رود.اگر کسی هم شعار مذهبی بدهد، تشکیلات خودگردان یا الفتح یا جبهه خلق برای آزادی فلسطین! به آنها تذکر می دهند که آقا چرا صلوات فرستادی؟ یا ذکر خدا گفتی؟ تو غیر مذهبی ها و غیرمسلمانها را، ازما فراری می دهی! فروش فلسطین در گذشته مورد تایید مردم بوده، الان هم اگر نیست در ظاهر است! ولی در باطن پولها رد و بدل می شود، و مقاومت تنها تر می گردد. وقتی رای همه مردم برای فروش فلسیطین است، پس مردم سالاری دینی حکم می کند: قضیه فلسطین را رها کرده، و سراغ زندگی خود بروند! در ایران هم وقتی مردم سالاری دینی مطرح می شود، نتیجه اش مذاکره با آمریکا است! فقط خدا سالاری است که: به مسئولین شجاعت می دهد، تا در برابر زور و ستم مقاومت، و تسلیم دیوانگان بین المللی نشوند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مردم سالاری یا خداسالاری،
لینک ها :


( کل صفحات : 324 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :