ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

آمریکا چهل سال است که با فرضیه: دلار قوی، درصدد براندازی ایران است، ولی حالا متوجه شده که: خودش زمین خورده، و باید کنار برود. ترامپ با همه دیوانگی اش، این کار را شروع کرده! و می خواهد با تضعیف دلار، در مقابل رقبا، دست برتر داشته باشد. کاهش یا افزایش نرخ ارز، دستکاری عمدی است: برای رسیدن به برخی مقاصد. آمریکا با این مقاصد: دلار قوی را در ایران آغاز کرد: در ابتدا کارتر هزارتومانی ایران را، در دست گرفت و گفت: باید این اسکناس با یک دلار برابر شود! سالها طول کشید تا توانستند: دلار 75ریالی را به ده هزار ریال برسانند. اما این کار ساده نبود: باید دو برابر نرخ تورم، سوبسید پرداخت می کردند. زیرا تورم باعث کاهش ارزش دلار می شد، و اگر فقط به میزان تورم سوبسید تزریق می شد، نرخ برابری را تامین نمی کرد.  معادل این مبلغ ها هم، از عربستان در خواست دلار های نفتی می کردند. اما عربستان فقط در حد: تولیدات نفتی خود، و رایگان فروشی آن به امریکا، یا خرید سلاح، میتوانست کمک کند. لذا هرساله آمریکا بدهیهای بیشتری را متحمل می شد. اما امید داشت که عربستان آن را جبران کند. ولی وفتی جنگ یمن شروع شد، و پهباد های یمنی منابع نفتی عربستان را، بمباران کردند این امید آمریکا هم، نا امید شد. لذا برای اینکه بدهیهای او از 22تریلیون دلار بیشتر نشود، قرار است که دلار تضعیف شود. با تضعیف دلار، واردات محدود می شود، صادرات افزایش پیدا می کند و: آمریکا قادر خواهد بود: بدون ایجاد تعرفه، در جنگ با چین و اروپا برنده شود. یکی از دلایل تضعیف ریال هم، توسط آمریکا، اعمال محدودیت واردات به ایران بود، تا تحریم ها تاثیر بگذارد. کاهش ارزش ریال، نه تنها باعث کارآمد شدن: تحریم های بدون تعرفه گمرکی می شد، بلکه به صادرات آنچه در: داخل ایران بود کمک می نمود. که برخی ها می گفتند: نان را از سر سفره ایرانی برمی دارند، و صادر می کنند! البته صادرات ایران در سه شکل خود را نشان می داد: که همه آنها به دلیل تضعیف ریال، به ضرر اقتصاد بوده است. اولین صادرات ایران نفت بود. قرار بود بین مردم نقسیم شود! ولی به دلیل افزایش قدرت دلار و نیاز به آن، صادرات آن به صورت خام و: با قیمت های بسیار ارزان انجام می شد. زیرا تحریم مانع رقابت: با قیمت های بازار نفت بود. دسته دوم صادرات فرش و پسته و خرما بود، که اینهم برداشتن از سفره مردم بود. مانند برق، که به عراق یا آذربایجان صادر می شود، که باعث قطعی برق در داخل است. دسته سوم صادراتی بود که غیرقانونی انجام می شد: مانند قاچاق سوخت یا موادغذایی و کالاهای اساسی، که ایران سعی می کرد: با دلار 75 ریالی یا دولتی وارد کند. افزایش قدرت دلار و کاهش: ارزش ریالی باعث می شد که: قاچافچیان کالاهای سهمیه بندی شده را، تا ده برابر قیمت بفروش برسانند. و به همین دلیل کوپن ها را، از دست مردم حمع می کردند، یا آنها را برای گرفتن: کارت بازرگانی و پیله وری تشویق می نمودند. از همه مهمتر قاچاق انسان یا فرار مغزها بود. دلار قوی، جاذبه ی زندگی ایدئال برای: نخبگان و فرهیختگان، در خارج از مرزهای ایران را وعده می داد. لذا هرکسی میتوانست، فوری همه چیز را می فروخت، و تبدیل به دلار می کرد. از این لحاظ نیز حکومت اسلامی، زیر فشار و مضیقه قرار می گرفت. البته همه اینها یک فایده بزرگ داشت: تمام پولهای دزدیده شده یا قاچاق شده، اهرم بالا نگهداشتن این قدرت می شد: یعنی بالاترین نقدینگی به جامعه تزریق می شد. چون دلاری که 75 ریال ارزش داشت، آمریکا و مزدوران داخلی و خارجی اش،آن را ده هزارتومان از مردم می خرید!


ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب ها : دلار قوی، آمریکا را زمین زد.،
لینک های مرتبط :

فرضیه اصلی در نقشه راه این است که: مردم و دولت با کمک یکدیگر، بتوانند قیمت کالا و خدمات را ثابت نگهداشته، یا روند آن را قابل پیش بینی سازند. لذا لازم است عناصر تولید و توزیع ومصرف: کالا و خدمات مورد بازنگر قرار گیرند. تا اهداف فوق قابل بررسی باشد. اصولی که باید در این بررسی، مورد توجه قرار گیرد: جدایی تئوری اقتصاد ایران، از همه تئوری های اقتصادی جهان است. (بومی باوری). مردم ایران هزاران سال است که: اقتصاد های بزرگ و وسیعی داشته اند، و هیچگاه با بحران مواجه نشدند. از کورش بزرگ نقل شده: که خدایا ایران را از خشکسالی، دشمن و دروغ محفوظ بدار. زیرا اساس بحران های اجتماعی، یا از درون است مانند دروغ گفتن. یا از بیرون است مانند دشمن، یا از طبیعت است مانند خشکسالی. مبانی نظری این اقتصاد قوی 7یا 15هزار ساله، عبارت از این است که: دولت ها کاری به مردم نداشته باشند. علت اصلی همه بحران ها در ایران معاصر، نادیده گرفتن این مبانی است. تولید  در ایران از زمان باستان تا کنون، خانگی( زیر زمینی و بدون پروانه) بوده است. دولت سعی دارد: اینها را شناسایی کند تا از انها مالیات بگیرد. ترس از مالیات و بیمه و هزاران بدهی دیگر، تولیدی ها را تهدید به نابودی می کند. لذا دولت بجای شناسایی آنها برای مالیات، اگر به انها کمک بیمه ای: سوبسید دار و مانند آن داشته باشد، آنها خودشان را نشان خواهند داد. یا حداقل (وسط را بگیرد یعنی) نه کمک کند و نه، کاری به آنها داشته باشد. در اینصورت کل تولیدات کشاورزی و: صنعتی و خدماتی تضمین است. توزیع هم در ایران به همین شکل بوده! یعنی تولیدات زیر زمینی و خانگی، بوسیله دستفروشان و دوره گردان بی شناسنامه! فروخته می شده، چون هزینه اجاره و مالیات و بیمه و امثال آن نداشتند، قیمت ها هم منصفانه بود، و تورم زا نمی شده است. دولت با وضع مالیات بر فروش، آنها را بسوی نابودی می کشاند. خدمات نیز به همین شکل بوده، یعنی طبیب یاآرایشگر، بجای نشستن در یک مکان و: خلق هزینه های ثابت، دوره گردی می کردند: و بر بالین بیمار یا درخواست کننده، خدمات حاضر می شدند. سرمایه گذاری در این روند تاریخی هم، دستمایه نام داشت و: معمولا از ارث پدری، کمک افراد خانواده و یا خیرین، تامین می شده و اکنون صندوق اعتباری: محلی یا خانوادگی هم به آن اضافه شده. لذا هیچ نیازی به بانکها نبوده. صراحتا، ورود بانکها به عرصه تولید و خدمات، فقط به قصد ضربه زدن بوده است. زیرا کسی که وام می گیرد، طبیعتا قدرت بازپرداخت ندارد: فقط طرح هایی در ذهن دارد که: هزینه های آن واقعی ولی درآمد های آن تخیلی است. لذا بانکها با تعیین جریمه و بهره، گرفتن سفته و ضمانت، قصد زندانی کردن کارگزار و: مصادره اموال او را دارند. در بخش صادرات و واردات هم، مردم تجربه حمل بار مسافری، یا صادرات چمدانی، کولباری و پیله وری دارند. هرگز این امر تلاطم پیدا نمی کند. مگر اینکه دولت ورود پیدا کند! مثلا بخواهد آنها را ساماندهی نماید. بنابر این در همه ابعاد اقتصادی ایران، ورود دولت به منزله بی ثبات کردن آن است. بهتر است اصلا به فکر ساماندهی، یا ورود به بخش ها نباشد. مثلا در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز صنعت، دولت ورود کرده و: دانشگاهها را درست می کند، ولی می بینیم همه محصول آن بیکار می مانند! زیرا در دانشگاه تئوری های: تازه به دوران رسیده ها را می خوانند! در اسلام هم خمس و زکات، با همین هدف است. یعنی اسلام دخالتی در تولید گندم نمی کند، ولی اگر تولید گندم زیاد شد، بخشی از آن را با نظر تولید کننده(خوداظهاری)، به عنوان زکات مطالبه می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نقشه راه ثبات اقتصادی،
لینک های مرتبط :
بسیاری از مردم فکر می کنند: تهران قطب گردشگری ندارد! در حالیکه تهران شهری است، که 7هزار سال قدمت تاریخی دارد، و از مراکز مهمی بوده که سلاطین آن را دست به دست می کردند. زمانی اسم آن ملک ری بوده، و یکی از دلایل شهادت امام حسین ع، جاذبه حکومت برآن به شمار می رفت. بعد از قیام توابین، طاهریان بر این خطه مسلط شدند. و آن را طاهران نام گذاری کردند: که طهران شکل دیگر آن است. اخیرا برای پاسداشت زبان فارسی، آن را به شکل تهران می نویسند. کوهها و زیر زیمن های آن، پر از گنج های طلا و نقره و: حتی شهرک های زیر زمینی تاریخی و باستانی است. زیرا جنگ زیاد، باعث می شد تا مردم، گنج های خود را زیر سنگ ها، یا دل کوهها مخفی کنند. بعد یا کشته می شدند! یا اگر سالم بر می گشتند، معمولا آدرس ها به هم ریخته بود، و پیدا کردن آن مشکل می شد. اخیرا که فلزیاب اختراع شده، بیشترین خریداران آن، از اهالی تهران بودند، که همگی به دنبال گنج می گشتند. برخی مواقع نیازی به گشتن هم نبود. با حفاری چاهها و تونل ها، به سرعت خود را نشان می داد. بطوریکه گفته می شود: کارگر ساختمانی که مشغول کلنگ زدن بود، ناگهان به یک شهر زیر زمینی دست پیدا می کند! که در راسته بازار طلافروشان آن، همه چیز بوده است. در خیابان مولوی هم، موقع حفاری برای مترو، آثار باستانی فراوانی بدست می آید. بسیاری از این گنج ها قاچاق ، یا به بهای بسیار ارزان فروخته شده، تعداد اندکی به میراث فرهنگی تحویل گردیده است. بهرحال تهران جدید که: از زمان آغامحمد خان قاجار، بعنوان پایتخت انتخاب می شود، بیشتر مرااکز دولتی را در مرکز شهر فعلی، و بازار سنتی تهران بنا می کنند. کاخ گلستان و شمس العماره، از بناهای معروف دوران قاجار است. در آن موقع مردم، که از روستاها و شهرهای دیگر، به تهران مهاجرت می کردند، محله هایی مثل عودلاجان و سنگلج را، در اطراف کاخ شاه بنا می کنند. در دوران پهلوی اول، کاخ مرمر کمی دورتر ساخته می شود، که الان  شورای نگهبان در آن است.مردم این دوران، برای تفریج به پارک سنگلج، یعنی پارک شهر فعلی می رفتند. بعد از کشف حجاب و: ورود فیلم های خارجی و: شروع تئاتر و هنر های دیگر، کم کم خیابان جدیدی بعنوان بالاشهر، درست شد بنام لاله زار! که محل گردشگری مردم شد. اما پهلوی دوم، از کاخ مرمر به کاخ نیاوران و سعد اباد کوچ کرد. لذا لاله زار از رونق افتاد، و بجای آن میدان ولیعهد، حد فاصل بین کاخ سعد آباد و کاخ مرمر، محل گردشگری مردم شد. این حد فاصل 18کیلومتر است، و به بزرگترین خیابان تهران و خاورمیانه تبدیل می شود. ابتدای آن میدان تجریش  نزدیک کاخ سعدا اباد است. سازمان گردشگری، معمولا کاخ ها را بعنوان قطب گردشگری معرفی می کند. تغییر نام آن به کاخ موزه، آغاز این کار بوده، البته فقط قسمتی از کاخ مرمر را برای موزه قران منظور کرده اند. بعد از انقلاب اسلامی ،جنگ تحمیلی و رحلت امام خمینی، همه چیز تغییر کرد و مردم به سوی: امام زاده ها و شهدا جذب شدند. ابتدا حضرت عبدالعظیم در ری، بعدا امامزاده صالح در بازار تجریش، بالاترین گردشگر را جذب نمودند. ولی اکنون آمار جذب گردشگری بهشت زهرا، از همه قسمت ها بالاتر است. در ایام رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، بیشترین گردشگران خارجی و داخلی به آن وارد می شوند. یا در ایام شهادت شهدای هفتم تیر، شهید رجایی و دیگر سرداران و رزمندگان شهید. هم، همینطور. بطور روتین هم، تعطیلات آخرهفته بسیاری از مردم، در این بخش می گذرد و: آمار بالایی را نشان می دهد، لذا جا دارد توجه بیشتری به آنجا شود. زیرا آنجا دیگر یک آرامستان نیست، برهه ای از تاریخ است.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : یهشت زهراr قطب گردشگری،
لینک های مرتبط :
رسانه های معاند به خیال خود، از وضع بد ایران می گویند! در حالیکه باعث شورش مردم خودشان می شوند. یک انسان منطقی وقتی می بیند از قاتلی دفاع می شود، که با اتوبوس چند نفر را زیر گرفته و کشته است، طبیعی است از این تحلیل ها منزجر شده، مساعد دریافت اطلاعات از منابع اصلی می شود. وقتی می بینند در: بین 40میلیون زن محجبه در ایران، فقط یک دختر اعتراض می کند، رادیو بی بی سی و دویچه ول و صدای آمریکا و منافقین، یکدست از آن یک نفر دفاع می کنند، مردم می فهمند که اکثریت، قربانی یک نفر شده است. اگر دولت ایران انتقادی می کند، طبیعی است که انسان ها، با خود فکر کنند آیا آزادی بیان، فقط برای مخالفین ایران است؟ یا دولت هم حق اظهار نظر دارد، و باید به نظر او احترام هم گذاشت. این موضوع در ابعاد مختلف روانشناسی، رفتار گرایی و خرد ورزی قابل اثبات است. در روانشناسی، همه، ضمیر ناخودآاه بشر را قبول دارند. و میدانند صندوق چه اسراری است که: هیچکس به آن دسترسی ندارد. بتابر این اگر رادیو های بیگانه، حرفی بزنند، شنودگان به ضمیر ناخودآگاه خود مراجعه می کنند، در خلوت خود آن را تجزیه و تحلیل می کنند. طبیعی است به نتیجه ای که رسانه اعلام کرده اند، نمی رسند. لذا با اینکه این رسانه ها به زبان فارسی پخش می شود، ولی مردم خودشان تقاضا دارند: به زبان رسمی هم پخش شود. آنها هم میدانند: اخبار و تحلیل های مربوط به ایران، بیش از همه خبر ها توجه جلب می کند. اگر در این تحلیل ها، استبداد و دزدی و غیره، به ایران نسبت دهند، اشخاص با خود می اندیشند: مگر در کشور خودشان چنین چیزی نیست؟ زندانی در ایران هست، بیشتر بخاطر بدهی و چک هست، ولی در آمریکا 25درصد است. یعنی هر خانواده 4نفری، یک نفرشان در زندان هستند. مردم می فهمند که راست و دروغ چیست، و خودشان آن را انتخاب می کنند. در تحلیل رفتاری می بینیم از هنگامی که: رسانه های بیگانه مردم ایران را، برعلیه دولت و نظام ولایت فقیه می شورانند، بجای شورش در ایران، شورش ها در آمریکا و اروپا افزایش پیدا می کند! یعنی در واقع مردم بطریق این رسانه های ضد ایرانی، با حقوق خود آشناتر می شوند. لذا نمی توانند ساکت بمانند، و به خیابان ها می ریزند. دولت خودشان نشان می دهد که: هیچ ارزشی برای این اعتراضات قائل نیست. ولی در ایران اگر اعتراضی شود، فوری مسئولین حاضر می شوند، و مشکلات آنها را برطرف می کنند. لذا خرد جمعی، مردم کشورهای آنها را وادار می کند: تا برای دیده شدن، شنیده شدن حرفهایشان، هر روز وسیعتر عمل کنند. دولتهای آمریکایی و اروپایی، حتی اسرائیل فکر می کنند: با بی توجهی به اعتراضات، آنها را دفن می کنند! در حالیکه خرد جمعی، از همین ناراحت است. لذا روزی اگر به این نتیجه برسند: که دولتهایشان گوش شنوایی ندارند، تصمیم دیگری میگیرند. مسئله جالب تر اینکه، این اعتراضات راه تعامل فرهنگی را باز می کند! دیوارهای بدبینی دولتها، برای دوری مردم خود از اسلام و ایران، برعکس نتیجه می گیرد. امروزه در اروپا و آمریکا هیچ نفرتی: از توع جنگهای صلیبی، بین مردم مسیحی جهان، با دولت اسلامی ایران وجود ندارد. بلکه براثر همین حرکتها، خرد جمعی فرهنگسازی شده و: دوستی با مردم ایران، یک فرهنگ مسلط گشته است. در اروپا و آمریکا فقط کسانی با ایران مخالف هسنند، که از سوی دولت شان تطنیع یا تهدید می شوند. حتی بسیاری از آنان نیز، وقتی دیدند تهدیدات دولت برای: ایجاد جتگ صلیبی به نفع بشریت نیست، آن را کتار گذاشته اند. خوشبختانه تغییر ترکیب جمعیتی نیز، به این روند کمک کرده بطوریکه: اکنون رنگین پوستان و سفید پوستان خردمند، با همدیگر برای مبارزه با: نژاد پرستی دست در دست هم دارند

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پس از آزادی درعا، مهمترین مرکز ضد انقلابی سوریه، اکنون ارتش سوریه باید یکپارچگی سوریه را دنبال کند. وقتی در سال 1361اسرائیل اقدام به: الحاق بلندی های جولان نمود، بنده در مجل جوانان مقاله ای نوشتم و آن را محکوم نمودم حالا، اگر سیاست مرکزی سوریه هم، مانند لبنان یکدست شود، می توانند تمام نقاط مورد: اشغال ارتش رژیم صهیونیستی را پس بگیرد. اما این امر اتفاق نیافتاد! زیرا سیاست روسیه در سوریه، بازدارنده بود. روسیه در تقسیمات ژئو پلیتیکی، سوریه را برای خود برداشته است. سال ها است که کج دار و مریز، آن را جلوی گلوله اسرائیل گذاشته، تا همیشه مطیع او باشد. این سیاست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، و پیدایش بیداری عربی بیشتر، و مرموز تر شد. تا جاییکه امروز حاصل نهایی آن را می بینیم: برای بیرون کردن ایران از سوریه، حتی با ترامپ نیز وارد معامله شده است. البته این حرکت دو سوی مخفی دارد: یک سوی آن فرض بر این است که: روسیه با رژیم صهیونیستی و آمریکا مخالف است، لذا با ایران دارای دشمن مشترک بوده! و برای رهایی منطقه و در راس آن سوریه، از اشغال اسرائیل همراهی می کند. این تئوری یا دکترین: دیپلمات های ایرانی است، که به آن انشاءالله گربه است! هم گفته می شود. اوج این باور در مبارزه با داعش بود، همه خیانت هایی که روسیه می کرد، چشم پوشی می کردند. بسیاری از سرداران ایرانی در سوریه، با گراهای روسیه، از سوی داعش مورد حمله قرار گرفتند: و شهید شدند ولی دیپلماسی انشاء الله گربه است، اجازه نمی داد که به اندازه ابسیلن! هم به سیاست های ضد ایرانی پوتین فکر کرد، چه رسد آن را عاقلانه دانسته! و در باره آن بحث و بررسی کنند. موقع حضور نماینده ایران در نزد پوتین، آخرین میخ تابوت بر: حضور ایران در سوریه زده شد. دومین تئوری یا دکترین، می گوید: پونین و روسیه، هیچگاه منافع خود را، فدای منافع اسلام نمی کنند. بنابر این کمک آنها به فلسطین، عراق و ایران و سوریه، فقط تا موقعی است که: برگ برنده ای برای کسب منافع، به دست آورند. تا آس را رو کنند و امتیاز بگیرند. دلیل این امر واضح است: هماهنگی با ایران، مانع همکاری آنها با: اسرائیل و آمریکا نشده است. یعنی هیچگاه سفارت رژیم صهیونیستی در روسیه، تعطیل نشد و همیشه سران اسرائیل: با استقبال گرم پوتین رویرو بودند. استقبال از نتانیاهو بی هدف نبود، در تمام مذاکرات روسیه با آمریکا و ؤزیم صهیونیستی، موضوع مذاکره کنترل ایران بوده است. حتی با دشمنانی چون آل سعود، حاکم غیر قانونی بحرین و امارات هم، در مورد ایران به توافق می رسیدند. اکنون نیز نماینده پوتین عازم تهران است. بدیهی است برای حمل 50میلیارد دلار! سرمایه گذاری نمی آید، چون همه اینها، قول های پوچ و توخالی، برای فریب نماینده ایران بوده است. او می اید تا توافق محرمانه پوتین و ترامپ را، در مورد اخراج ایران از سوریه، اجرایی کند. بدیهی است که اگر این کار صورت گیرد، اخراج ایران از لبنان و عراق، فلسطین و یمن هم ادامه خواهد یافت. نه تنها این موضوع اتفاق می افتد، بلکه تمام نیروهای حزب اللهی را، در این کشورها اخراج و یا ترور خواهند کرد. تا ارتش لبنان و سوریه و: یمن و عراق هم کاملا به دست روسیه برسد، و او هم دو دستی تقدیم آمریکا کند. سوری ها هم بدانند: اگر روسیه بماند و ایران برود، همه سوریه را یکجا تقدیم اسرائیل خواهند کرد. زیرا کافی است بشار اسد و نیروهای مردمی، حذف شوند اسرائیل میتواند مانند بلندی های جولان، همه سوریه را به سرزمین خود الحاق کند! در شورای امنیت و سازمان ملل هم، بدون هیچ مخالفی به تصویب برساند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سوریه . بلندی های جولان،
لینک های مرتبط :

خداوند انسان را در رنج آفریده، لذا همه انسان ها به نحوی معلول هستند! بنابر این معلولان در هفته خودشان، این را بدانند که تنها نیستند. زیرا اولا هیچ انسانی( بجز 14معصوم) کامل نیست: هرکس یک ایرادی دارد. برخی از این ایراد ها ظاهری است، همه می بینند، معلول به این افراد گفته می شود. ولی بعضی معلولیت ها در درون، یا مخفی است مانند کسی که: یک کلیه دارد! یا کسی که کبد او چرب است. چون کلیه و کبد و دیگر اعضا داخل بدن، قابل رویت نیست، دلیل نمی شود که آنها را برخوردار از: شرایط یکسان بهره برداری بدانیم. اگر کسی یک پا یا یک دست نداشته باشد، معلول به حساب می آید، ولی کسی که یکی از ریه ها؛ یا دیگر اعضا داخلی بدنش را از دست داده، آیا نباید معلول باشد؟ بنابر این معلولیت هم مانند: دیگر تعاریف بشری، از شدت کلیت دیده نمی شود. ناتوانی انسان نه تنها در بدن او، بلکه در ارتباطات اجتماعی  و فردی هم، باید محاسبه شود. کسی که قسمتی از حافظه خود را از دست داده، توانایی ارتباط با دیگران ندارد، یا عقل معاش ندارد و: نمی تواند درآمد زایی کند، او هم معلول است. لذا اینکه معلولان ناراحت باشند، درست نیست. خداوند همه را در ناراحتی آفریده(لقد خلقنالانسان فی کبد) ناراحتی همین است که: احساس کمبود می کند: نه مثل فیل بزرگ است، نه مثل اسب تندو و نه مثل کبوتر، می تواند به آسمان برود! حتی پوست بدن او در برابر: حرارت و سرما قدرت مقاومت ندارد. به گفته فران، هرچقدر سرخود را بالابگیرد، از کوهها سرفراز تر نمی شود! و هرچقد محکم بر زمین پای بکوبد، زمین ترک برنمی دارد.(انک لن تخرق الارض ولن تبلغ الجبال طولا). اینها همه ضعف انسان: بما هو انسان است. همه اینها برای این است که: همدیگر را کامل کنند و لباس یکدیگر باشند. یعنی کسی که چشم دارد، دست نابینا را بگیرد. و کسی که زبان دارد گوینده افراد: کر و لال باشد. و همین باعث می شود: تا هواپیما اختراع کند و از کبوتر بالاتر پرواز کند. خودرو بسازد و از اسب تند تر برود. آسمانخراش بسازد و بالاتر از: فیل و شتر و زرافه بنشیند. اگر این کار انجام نشود، همه چیز متضاد و بی معنی جلوه می کند. آنسوی ناتوانی به: بیماری خود کم بینی می رسد، اینسوی توانایی به خود بزرگ بینی . یکی میشود ترامپ و می گوید: ایرانی ها با من تماس خواهند گرفت! یکی می شود پوتین که: سوریه وایران را می فروشد، فقط بخاطر اینکه نگویند: در انتخابات آمریکا دخالت کرده. در واقع الگوریتم رفتاری انسان ها، بین منهای بینهایت و بعلاوه بینهایت، در حال تغییر است. ولی جمع آنها(انتگرال)، خود را در انتهای: منفی و مثبت دیده نشان می دهد: هر انسانی(مشتق) ترکیبی از خود بزرگ بینی و خود کم بینی است. ولی برخی افراد در انتهای منحنی نرمال هستند! که یکی از این ابعاد بر دیگری چیره می شود. الگوی رفتاری این حرکت را، در میانه روی اخلاقی و اسلامی می بینیم. اگر مهندسان کامپیوتر، بجای الگو برداری از یک نمونه، یا الگو سازی برای یک مورد، برای تمام موارد الگو سازی کنند، انسان هوشمند آینده، نه قاتل می شود و نه سرخورده! در قران می گوید: اگر یک توانمند، دست ناتوانی را گرفت او مومن است. الگوی کامل مومن هم، پیامبر اسلام و چهارده معصوم هستند. برخی معتقدند مومن اصلی خود: خدا است و الگوریتم رفتاری او، در قران آمده است.(هوالاول و الاخر و المومن و المهیمن) یعنی اگر رباط های گوگل! بجای الگوریتم سازی: متون تلگرام یا سایت ها، یکبار به تحلیل کل ایات قران می پرداخت، نفسیر و الگوی کامل درست رفتاری انسان را، به دست می اورد تا همه مردم دنیا، با شناخت معیارها، خود را بر ان منطبق کنند. انسان واقعی کسی است که: در برابر خدا خاضع باشد (خود کم بین) و در برابر کفر، متکبر ( خود بزرگ بین) باشد. در رنبه های پایین تر، در برابر رسول و امامان، فروتن و مطیع باشد، در برابر طاغوت، قد برافراشته بایستد.  


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : از خود بزرگ بینی، تا خود کم بینی!،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
ایران سوریه را به روسیه فروخت، و روسیه هم آن را به امریکا! البته ایران زرنگی کرد! حداقل قول سرمایه گذاری 50میلیارد دلاری را گرفت. گرچه سخنگوی پوتین آن را رد کرد، و گفت ما چنین پولی نداریم که سرمایه گذاری کنیم! ولی دکتر ولایتی گفت: پوتین گفته است این کار را می کند. ایشان پس از ملاقات پوتین، با خوشحالی اعلام کرد که روسیه، قول داده 50میلیارد دلار در نفت و گاز ایران سرمایه گذاری کند. ایشان همچنین گفت : قرار شد در سوریه با پوتین هماهنگ باشیم. (یعنی زیر بیرق او سینه بزنیم) پوتین هم که خیالش از این: خوش خیالی نماینده ایران راحت شد، با ترامپ و نتانیاهو قرار گذاشت. براساس گزارش دویچه وله : رؤسای جمهور آمریکا و روسیه، پس از گفت‌وگو با هم در هلسینکی، در کنفرانس مطبوعاتی مشترک شرکت کردند. دونالد ترامپ گفت با ولادیمیر پوتین، گفت‌وگویی سازنده از جمله: درباره ایران و جنگ سوریه داشته است. این هم یعنی اینکه روسیه، ایران و سوریه را باهم به ترامپ فروخته! و چون مانند ولایتی اهل هیات و سینه زنی نیست، شامپاین یا ودکا را از دست ترامپ خواهد گرفت. البته باز دکتر ولایتی زرنگی کرد! اگر روسها به قولشان عمل کنند، 50میلیارد دلار به نفع ایران می شود. این امر می تواند همه کمکهایی که: ایران به سوریه کرده را جواب دهد. در واقع هزینه های ایران در سوریه، یک هزینه سرمایه ای بود! که 50میلیارد دلار ارزش داشته است. مخالفانی که می گفتند: چرا ایران به سوریه کمک می کند، حالا می فهمند که ایران برای یک معامله پر سود! کار می کرده. شاید کمک یا سرمایه گذاری ایران در سوریه، به یک میلیارد دلار هم نرسد! و ایران با صبر و تدبر ولایتی ، توانست 50برابر سود کند. طبیعتا اگر برای عراق یا لبنان و یمن هم، مشتری شوند درآمد ایران، بهتر از اینها می شود. و زبان یاوه گویان بسته خواهد شد! البته دوستان و افراد خودی، اگر از این موضوع خبر دار شوند، معلوم نیست خوشحال گردند. همانطور که معلوم نیست: ضد انقلاب که همیشه می گفته: ایران نباید به سوریه کمک کند، حالا قانع شده، دست از تبلیغات منفی بردارد. چون دشمنان ما منطق که ندارند. فقط مخالف خوانی می کنند. مثلا وقتی که موشک نداشتیم، می گفتند خاک بر سر ایران! که یک موشک هم نمی تواند بسازد( شعار: فرانسه موشک می سازه، ایران آفتابه سازه، که یادمان نرفته)بعد که رفت تو نخ موشک، هرچه می ساخت باور نمی کردند! می گفتند از روسیه می خرد و: می گوید خودم ساختم! حالا که دیدند نه یک موشک و دو موشک، بلکه تریلیاردها موشک درست کرده، و در عمق زمین انبار کرده، نه تنها خوشحال نشدند و: حرف خود را پس نگرفتند، بلکه اصلا یادشان رفت قبلا چه کری! هایی می خواندند. حالا که حافظه شان را پاک کردند( دروغگو کم حافظه هم میشود) می گویند ایران (کرور کرور)میلیون ها موشک، به حزب الله داده، برای یمن فرستاده و: به کاستاریکا و موریتانی و صحرا هم صادر کرده، هیچ!بمب اتمی هم ساخته. پیش ترامپ و هرجا توانستند رفتند، نقشه های جعلی درست کردند، تا بتوانند از انها گدایی کنند، یا وام بگیرند. لذا اگر دکتر ولایتی برای خوشحالی: آنهایی که شعار می دادند: نه غزه نه لبنان، این کار را کرده، اشتباه کرده  و با آنها همسو شده. زیرا آنها فقط بهانه می گیرند! اگر ببینند درآمدی برای ایران درست شده، دوباره دوره گردی را شروع می کنند! و جلوی آن را می گیرند. همانطور که ایران سیصد میلیون یورو، از پول خودش را خواست ندادند! همه می پرسیدند ایران این سیصد میلیون را، برای چه می خواهد؟

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : کار بیخ پیدا کرد!َ،
لینک های مرتبط :
با حضور ترامپ در اروپا، گروهی ضد انقلاب در ایران و: سراسر جهان موجی از ترس به راه انداختند. این عده که درواقع: خط دهند اصلی ترامپ می باشند، برای پوشاندن چهره ترسوی او، این کار را می کنند. ترامپ که بعنوان نماینده قبیله: سفید پوستان متجاوز به آمریکا، تا کنون عملکرد های دیوانه واری داشته است، از تظاهرات بزرگ مردم لندن و ایرلند، به خشم آمده و گفته که: اتحادیه اروپا دشمن ما است. یعنی تنها جاییکه احتمال میداد: از او حمایت کند و بخاطر تعصب انگلو ساکسونی! از وی استقبال کنند، به دریایی از خشم تبدیل شد. که اگر دلار های نفتی عربستان، بودجه پلیسی انگلیس و فرانسه نبود، ترامپ هم نبود. او که بواسطه سر سپردگی به اسرائیل، و کمک به کشتار فلسطینی ها، غرق در مستی از کشتار مردم خاورمیانه است! تصور داشت اگر به انگلیس برود، برای او فرش قرمز پهن خواهند کرد! ولی دید که آتش تنور اروپا کمتر از: تنور غرب آسیا نیست. زیرا انگلستان دیگر انگلستان قبل نیست، نژاد پرستان سفید پوست در تمام جهان، فقط سالهای انتظار مرگ را سپری می کنند! با سیاستهای تنظیم خانواده، همه آنها تک فرزند،  یا اصلا ازدواج نکرده و: بی فرزند هستند. بجای آنها رنگین پوستان: دارای فرزندان زیاد، همه جا را اشغال کرده اند. آسیایی ها و آفریقایی ها، در اروپا بالاترین آمار را دارند. کوشش دولت های سکولار، به کمک یقه سفید های مزدور، برای مخفی نگهداشتن آن، بی ثمر بوده است. ترامپ هرجا سفر می کند: یک کاکا سیاه در مقابل اوست! یا یک زردپوست در مقابلش: قدرت نمایی می کند! در خود آمریکا هم، به هرجا سفر می کند، سرخپوستان او را خلاصه: قاتلان پدران خود می دانند! و خون پدارنشان را از او می خواهند! حتی سفید پوستان هم، از اینهمه تعصب و فرقه گرایی او، متنفر شده اند و حاصل این همه تحقیر را، در نظاهرات با شکوه لندن می بینیم. اگر سرکوبهای پلیسی به بهانه: بازی های جام جهانی نبود، در تمام سطح اروپا و جهان، با این خیزش عمیق مردمی مواجه بودیم. اما جام جهانی تمام شد! و روسیاهی به ترامپ ماند. از ترامپ روسیاه تر کسانی هستند که: می خواستند این تنش را به ایران منتقل کنند، و از حضور ترامپ در نزدیکی مرزهای ایران، برای ایجاد ترس و نا امیدی استفاده کنند. اینها دو دسته بودند: دسته اول دشمنانی که ششلول ها را بالا گرفته! و شمشیر ها را از رو بسته بودند. آنها فقط براندازی نظام را نشانه رفته بودند، با پولهایی که از عربستان و اسرائیل و آمریکا گرفته بودند، برضد ولایت فقیه و خط مقاومت کار می کردند. ولی فقط توانستند با تزریق این پولها: به داخل بازار، ارزاق مردمی را به تلاطم بیاندازند. و آنها را دشمن خود کنند. اینهم دلیل روشنی داشت: دشمنان مخفی یا مزدور، به کمک آنها آمدند. کسانی که با استفاده از این آشفته بازار، به واردات خودروهای خارجی اقدام کردند، یا سکه و ارز را از بازار جمع کردند. ممکن است با قصد سود آوری! به این کار مباردت نمودند و: شاید از نزدیکان بانک مرکزی هم بودند، اما نتیجه کار آنها آب به آسیاب دشمن ریختن، و از بین بردن آرامش بازار بود. بطوریکه در چند مورد رهبری شخصا، در مسائل ورود کردند و: خواستار نقشه راه برای آرامش بازار شدند. نقشه راه فقط با حذف فیزیکی: این نوع افراد ساده لوح و سودجو است. باید اینها را اعدام کرد، و اموال آنها را، بین مردم تقسیم نمود. این افراد که اکثرا تحصیلکرده آمریکا هستند! در تمام رگ وریشه بانک مرکزی نفوذ کرده، چهل سال است که با راه حل های دشمنانه خود، ارزش پول ملی را کاهش داده اند. اینها ظاهرا کارمند بانک مرکزی ایران هستند، ولی درواقع  کارشناسان ارشد آمریکا بوده اند!

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سود جویان خیانت پیشه،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 274 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
موضوعات
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :