ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

افراد برای ثروتمند شدن، به دنبال راه های گوناگون هستند! کتابهایی زیادی هم در این زمینه نوشته اند. اما راز اصلی آن هنوز فاش نشده است! یک نگاه به جغراقیای جهان نشان می دهد که: مناطق شیعه نشین دارای بالاترین معادن: نفت و گاز و ذخایر دیگر است. حاصلخیز ترین زمین ها را دارند، با مردمان زیبا روی و: قامت برکشیده و سالم. راز این را در قران می خوانیم: (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی ءَامَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَتٍ مِّنَ السَّمَآءِ وَالْأَرْضِ) اگر اهالی کشوری ایمان بیاورند، و تقوا پیشه کنند، ما آماده ایم تا: برکات بیشتری به آنها بدهیم. پس راز ثروتمند شدن ایمان آوردن و: تقوا پیشه کردن است. از انجا که بیشترین نعمتهای خدا، در سرزمین ایران است در می یابیم که: ایمان و تقوای مورد نظر خداوند در قران کریم، ایمان و تقوا از نوع ایرانیان است. که شاخصه مهم آن شیعه بودنشان است. البته ممکن است قطر با زدن چاه 5هزار متری! یا روسیه با چاه 12هزار متری، نفت ها و گازهای ایران را از زیر زمین دزدی کنند، یا آمریکا و اروپا با بلوکه کردن دارایی های ایران، خود را ثروتمند نشان دهند! اما نقشه های زیر زمینی، فرار آب و نفت از فلات ایران به: کشورهای پست منطقه اطراف، این را ثابت می کند. پس بنابر این باید شیعه شد تا ثروتمند شد. شخصی نزد امام جعفر صادق می آید و: سه بار از فقر خود شکایت می کند، ولی امام به او می فرماید تو ثروتمندی! عاقبت شخص با تعجب می گوید: من چه ثروتی دارم؟ می فرماید تو ولایت ما را داری. آن را به چه قیمتی میفروشی؟ شخص از جا برمی خیزد و می گوید: اگر همه مال دنیا را هم بدهند، من ولایت شما را نمی فروشم! بله شیعه راهبرد و رهبر دارد، لذا هیچگاه تنها و بی حامی نمی ماند، تا نگران باشد. یک مثال امروزی و مادی تر! فقیر ترین انسان ها، حاضر نیستند چشم یا قلب خود را بفروشند! با اینکه بالاترین قیمت به آنها پیشنهاد می دهند. بنابر این خود شناسی به انسان کمک می کند: تا خدا را بهتر بشناسد و از: نعمت های فراوانی که داده شکر گزاری کند. هیچگاه به نیمه خالی لیوان نمی نگرد. خداوند می فرماید: اگر کسی رابطه خود را با من اصلاح کند، من رابطه او را با خلق اصلاح می کنم! لذا می بینیم از خود شناسی به خدا شناسی، و بعد به مردم شناسی می رسیم. یعنی اگر انسان به منبع لایزالی متصل باشد، هیچگاه احساس تهی بودن نمی کند. او باید بداند که طرح های ذهنی اش، هدیه خداوند برای رزق او است. علت اینکه انسان برای رزق خود باید دعا کند، همین است که از خدا بخواهد: در ذهن او نوری وارد شود، تا او بتواند یکی از مشکلات بشری را حل کند، و از این راه در امد کسب نماید. زیرا علم نوری (جرقه) است که: از سوی خداوند در ذهن بشر ارسال می شود.(العلم نور یقذفه الله فی قلب مایشا) و بعد از همه اینها، مهم، نگهداری و یا درست مصرف کردن دارایی و درآمد است. چون مردم غیر شیعه، برنامه ای ندارند(ولایت ندارند)، درآمد های حاصله را دسترنج خودشان می دانند، و در هزینه کرد آن طبق نظر شخصی و: به صورت افراطی عمل می کنند. این است که ثروت آنها از بین می رود، یا به دست دیگران می افتد. اما شیعه با حلال و حرام روبرو است، و درآمد خود را با این الگوها تنظیم می کند. چون این الگوها را خدا تعیین کرده، روح و جسم انسان را به شکلی: سالم و زیبا رشد می دهد. شیعه مانند حضرت علی، از بازوی خود درآمد زیادی کسب می کند ولی، آن را بین فقرا تقسیم می کند، و خودش نان خشک می خورد! زیرا در مان بسیاری از بیماری ها نخوردن است! و از سوی دیگر در حفظ آن تا پای جان مقاومت می کند، مانند ملت ایران که نگذاشت یک وجب از خاکش کم شود. و در این مدت چهل سال، چه مقدار منابع نفت و گاز و معادن اضافه شد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شیعه بودن راز ثروتمندی،
لینک ها :
سه شنبه 6 آذر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

در حالیکه دنیای غرب برای پاده کردن دموکراسی، عراق و افغانستان و فلسطین و یمن وبحرین را به آتش می کشد! و مردم آنجا را قتل عام می کند، آقایان لیبرال های اسلامی می گویند: ایمان با شمشیر در قلب ها نفوذ نمی کند! باید به لیبرال ها  روزنامه های زنجیره ای یاد آور شد: که اگر ناآگاهانه جای قاتل و شهید را عوض می کنند، که بیدار شوند به ولایت الله برگردند! و اگر عمدا این اشتباهات را مرتکب می شوند، بدانند که از امریکا و اسرائیل چیزی به آنها نمی رسد! و بزودی محاکمات مردمی آغاز می شود و: دست خدا از آستین قضاوت مردمی بیرون می آید، و دروغگویان  ودگر گویان را به خاک مذلت می نشاند. قضاوت عمومی، مانند مسئولین جمهوری اسلامی نیست که: رودربایستی کنند و احترام این و آن را نگهدارند. مردم به سادگی می دانند : اینکه مسئولین ایران را به جنگ طلبی، یا شمشیر کشیدن برای مومن کردن  مردم متهم کنند، نه خدا راضی است نه ملت! خیلی از مسئولین اصلا با اسلام مشکل دارند! اگر شمشیر هم ببندند، برای نابودی اسلام است مانند: روسایی که اختلاس کردند، یا آنهاییکه حقوق های نجومی می گیرند. آنهایی هم که دلشان به حال اسلام می سوزد، شمشیری ندارند که بخواهند مردم را با آن مومن کنند. مانند آیت الله جنتی یا یزدی و مصباح دامات برکاتهم. شما که خود را به هاشمی نزدیک می دانید. ایشان هم کسی نبودند که: برای اسلام شمشیر بکشند، پس منظور شما کیست؟ لذا باید دانست تعریف صلح و جنگ، از نظر اسلام و غرب کاملا با هم تفاوت دارد. از نظر لیبرالیسم غرب! و غرب زده های پیرو آنان، اگر یک نفر مسیحی یا یهودی مسلمان شد، یا یک مسلمان معمولی ، انقلابی شد این یعنی جنگ شروع شده است! لذا می بینیم جنگ ایران و عراق، به همین دلیل آغاز شد. آنها دیدند که مردم عراق، به انقلاب ایران علاقمند شده اند. فکر کردند حمله کنند تا جلوی آن را بگیرند! این داستان همه لشکر کشی های آنان به : منطقه غرب آسیا و حتی دیگر جاها مانند: بوسنی هرزگوین یا مردم فرانسه و معترضان آمریکایی  و آفریقایی است. در حالی که از نظر اسلام، جنگ زمانی است که عده ای حمله کنند و: مردم بی دفاع را بکشند! لذا جنگ طلب واقعی دولت آمریکا و سهیونیزم و آل سعود است. ولی نعل وارونه می زنند و: با نفوذ در کمیته حقوق بشر سازمان ملل، بجای اینکه خود را محکوم کنند، ایران را محکوم می کنند. اخیرا که اره کشی بن سلمان رو شده، رسانه لیبرال ها اصلا صحبتی نمی کنند! و درعوض از قتل های زنجیره ای در ایران صحبت می کنند. تا موضوع را به فراموشی بسپارند. البته ایرانی ها هم بی تقصیر نیستند، به این لیبرال ها، چندان میدان دادند که: دیگر نمی توانند آنها را کنترل کنند. همینکه رئیس جمهور محترم، یک کلمه راجع به آمریکا انتقاد می کند، صدای همه آنها در می آید. یا وقتی اسرائیل را رژیم جعلی می داند، فرانسه و آلمان آن را توهین به خودشان تلقی می کنند! و به دنبال بهانه گیری برای برهم زدن برجام هستند. لذا ایران، باید قدم پیش بگذارد و خواستار انحلال: سازمان ملل فعلی و ایجاد سازمان ملل جدید باشد. زیرا تا کنون تحول در ان ایجاد نشده، و حق وتو همچنان در ان نهادینه است. و امکان موضع گیری صحیح را نمی دهد. اکنون زمان آن فرا رسیده زیرا در سازمان ملل، با اینکه آمریکا و اسرائیل تنها مانده اند، اما همچنان به زور گویی خود ادامه می دهند تا: ثابت کنند زور دونفر بیشتر از 200نفر است! و کشور نورسیده(ینگه دنیا)و یانکی ها، با کمک رژیم جعلی، با همه کشورها مقابله میکنند. همانطور که فلسطین محور وحدت مسلمانان است، محور وحدت همه کشورها در سازمان ملل هم هست. لذا باید از این پتانسیل استفاده کرد. واقدام نمود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : دموکراسی با شمشیر!،
لینک ها :

حق بازگشت فلسطینیان چند ماهی است که: با راهپیمایی عصر جمعه ها، در جهان انعکاس بهتری یافته است. اما چه راهی برای تقویت این راهپیمایی ها وجود دارد؟ یکی از راههای آن حمایت مردم جهان از این راهپیمایی بزرگ است. آنها میتوانند از طرق مختلف، وارد سرزمین های اشغالی شده، و در روز جمعه با راهپیمایی همراه شوند. مردم غزه و کرانه باختری، خط مقدم این جبهه جدید هستند. ولی فلسطینی های ساکن سرزمین اشغالی(اسرائیل) هم میتوانند به آن کمک کنند. حتی از یهودی ها و مسیحی های شهرک نشین هم، دعوت می شود به این راهپیمایی بپیوندند. این همبستگی آنان، ابتدا باید با تغییر لباس یا پوشیده نگهداشتن صورت باشد، تا برای شغل یا مسکن آنها خطری ایجاد نشود، و سربازان اسرائیلی نتوانند: برای خانواده های آنان مزاحمت ایجاد کنند. آنها بدانند با شرکت در این راهپیمایی ها، آینده خود و فرزندانشان را تضمین می کنند. زیرا از شمار ظالمان خارج شده، در جمع دوستان فلسطین ثبت خواهد شد. و در آینده که حکومت به دست مردم فلسطین می افتد، آنها هم جزو مردم خواهند بود. مردم لبنان و سوریه و اردن، در مرحله سوم وظیفه دارند: به این راهپیمایی ها علاقه نشان دهند. زیرا همه گرفتاری های انان از اسرائیل است، اگر اسرائیل تضعیف شود، آنها تقویت خواهند شد! چنانچه امروز زندگی در غزه و کرانه باختری، لذت بخش است و فلسطینی ها، با ازادی بیشتر و امکانات بهتری روبرو هستند. اگر اسرائیلی ها به زمین کشاورزی، یا خانه هایشان حمله کند، بلافاصله با موشک های نامرئی! رادار گریز و ضد گنبد آهنین روبرو می شوند. مردم لبنان و سوریه یا اردن، که یک شب خواب آرام، از ترس حملات اسرائیل ندارند، اگر با این حرکت هماهنگ شوند، مانند فلسطینی ها به آرامش خواهند رسید. مردم عراق و مصر که کمی دورتر هستند، نباید بی اعتنا باقی بمانند، بلکه باید وظیفه شرعی و قانونی خود بدانند: لا اقل مانند پیاده روی اربعین، برای مردم تدارکات لازم را بفرستند، یا خودشان با تغییر چهره یا گذرنامه، به سرزمین های اشغالی بروند. یا فلسطینی های جهان را برای: رفتن به سرزمین پدری شان یاری نمایند. آنها همچنین میتوانند از  روش کفن پوشان ورامینی هم استفاده کنند. یعنی نشان دهند برای ازادی قدس، آماده شهادت هم هستند. زیرا قدس قبله اول مسلمین است، رها کردن آن یک وظیفه دینی و: یک واجب شرعی است. هرکس به این راهپیمایی ها برود، ممکن است با گلوله اسرائیلی ها مواجه شود! چه شهادتی بالاتر ازاین که: انسان در معرکه و در مقابل دشمن خدا بایستد. و سینه خود را سپر کند. این روش، راه را برای طرح نهایی تقویت جهانی، یا حضور همه مردم دنیا در این راهپیمایی ها، آماده می کند. زیرا پیاده روی اربعین، فقط تمرین است برای اینکه: مردم آماده شوند از: مکه به قدس شریف پیاده روی کنند. این عمل هر دو قبله را، از شر صهیونیسم و ارتجاع رها می کند. پیامبر اسلام هم در شب معراج از(مکه به قدس ) مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفت. که برخی آنرا (الی خطی الرسول) گفته اند. یعنی پیاده روی اربعین، آمادگی برای آن است. چرا پیاده روی گفته اند؟ چون ممکن است ظالمان زمانه، همه امکانات را از زائرین بگیرند! لذا هیچ بهانه ای نباید باشد. هر شخص باید برود. نباید بگوید: جاده ساخته یا اسفالت نشده! هواپیما ندارد و یا: امن نیست و ممکن است او را بکشند! تا  دوقبله آزاد و مردمی شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : طرح تقویت حق بازگشت فلسطینیان،
لینک ها :

در ایران سالانه بیش از 4هزارهمایش برگزار می شود، که در دنیا بی نظیر است و از این جهت، ایران ربته اول را دارد. که روزانه بطور متوسط 10 همایش می شود. اگر در هر همایش صد مقاله ارائه شود پتانسیل عظیمی است که: بجای کمک به فرهنگ ملی، در حال از بین بردن فرهنگ ملی و زبان فارسی می باشد. همانطور که رسم است: هرکسی به کشورهای انگلیسی زبان می رود، باید انگلیسی صحبت کند، کسانی هم که به ایران می آیند، باید به فارسی کنفرانس بدهند. که متاسفانه برعکس است! درواقع از این پتانسیل عظیم، برای تهاجم فرهنگی به خود استفاده می کنیم. در برخی از کنفرانس ها، سخنران در خواست فارسی دارد! ولی او را مجبور به زبان بیگانه می کنند. متاسفانه همان نظریه تقی ارانی، با کودتای نرم فرهنگی در حال اجرا است که: ما باید از نوک پا تا فرق سر فرنگی شویم! آخرین و تنها سنگر باقی مانده از: فرهنگ و تمدن ایران هم بسرعت از دست می رود. اگر مسئولین فکری نکنند زبان فارسی هم، مثل خط الرسم ترکیه خواهد شد. و به زباله دان تاریخ فرستاده خواهد شد، چون احساس حقیر بودن در برابر: تهاجم زبان بیگانه در حال افزایش است. مثلا در علم پزشکی، ماهیچ سمیناری نداریم که زبان فارسی باشد! حتی آلمانی ها و ترک ها هم مجبورند: انگلیسی یاد بگیرند. و این زیبنده نیست. زیرا تا قبل از تاسیس سازمان ملل، زبان رسمی و مکاتباتی جهان فارسی بوده. البته چند گاهی عربی یا ترکی عثمانی هم، خود نمایی کردند. اما سابقه اداری ایران، بقدری زیاد بود که دیوان و دفتر، همه باید طبق زبان فارسی نوشته می شد. حتی در ابتدای تاسیس سازمان ملل، از شعر سعدی برای افتتاح آن استفاده کردند.(بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در افرینش زیک گوهرند.) زبان فارسی زبان دری است، یعنی دیوانسالاری و: حکومت های بزرگ و تمدنی ایران را یاداوری می کند. زبان حافظ و فردوسی و شمس و مولانا و: عمر خیام و سعدی است. سالها زبان علمی هم بوده است: کتب ریاضی و شیمی های قدیم با: حروف ایرانی الف ب پ نوشته می شد. متاسفانه کار وطن فروشی برخی ها، بجایی رسید که این زبان را ناقص معرفی کردند، و برای خودشیرینی، آن را به انگلیسی فروختند. مظفرالدین شاه از شوق سفر فرنگ، معادن و خاک ایران را می فروخت! لیبرال ها، فرهنگ وادب این سرزمین رابه تاراج دادند. اینها مهم نیست مهم این است که: بعد از این چه باید کنیم؟ آیا راه این خیانت پیشگان را ادامه دهیم؟ یا اینکه برای تمدن نوین، نهادهای نوین طراحی نماییم؟ طبیعی است اگر نهادهای قدیمی مانند: سازمان ملل و زبان انگلیسی برای دنیا کافی بود، که به این روز نمی افتادند. پرچم سازمان ملل، در دست صهیونیست ها و امپریالیست ها و ارتجاع است. امریکا در شورای امنیت، همان کار می کند که عربستان در شورای حقوق بشر! و اسرائیل در اپک. فردی نژادپرست رئیس جمهور آمریکا شده که: تمام کنوانسیون ها را یا منحل می کند! یا از ان حارج می شود، و یا اصلا عضو نمی شود! و آل سعودی که قاشقچی و امثال آن را، با اره تکه تکه می کند، برای ایران یا دیگر کشورها، بیانیه عدم رعایت حقوق بشر صادر می کند! و... اسرائیل، که فقط به مرگ فلسطینی ها می اندیشد. برای رهایی از این دور باطل، نباید فقط شعار داد! بلکه باید راه حل ارائه نمود، آنهم راه حل قابل قبول و قابل اجرا. چاره این کار ناله و نفرین، سخنرانی یا التماس و خواهش نیست. یکبار برای همیشه، سازمان ملل باید منحل کرده، به سازمان جدید رای بدهند. که این سازمان دارای اساسنامه ای مبتنی بر: کتب آسمانی باشد، و زبان آن هم فارسی شود، تا همه چیز از نو شروع شود، و همه مسائل بصورت انقلابی حل شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : در همایش های ایرانی زبان فارسی رسمی شود،
لینک ها :
تشکیل کنفرانس وحدت اسلامی، یکی از دلایل نا کارآمدی وزارت خارجه است! زیرا نشان میدهد اهداف جمهوری اسلامی، معمولا در بیرون از وزارت خارجه دنبال میشود. لذا لزوم تحول در وزارت امورخارجه را تایید می کند. البته این کنفرانس هم، نتوانسته به اهدافی دست پیدا کند، زیرا در طی سی و دو دوره برگزاری، خروجی نداشته و: تقریبا مانند روز های اول است. در حالیکه مشابه این کنفرانس در اروپا یا شوروی سابق، باعث صدور انقلاب آنها شده بود. در شوروی سابق، در همان سالهای اولیه کمینترن یعنی کمونیزم بین المللی تشکیل شد. همه افراد شرکت کننده در این همایش، روسای جمهور کشورهای خودشان شدند(از جمله پیشه وری در ایران). کمونیزم بسرعت رشد کرد، و شوروی توانست حق وتو در سازمان ملل را بدست آورد.. اروپا توانست با اعزام میسیونر ها و ایجاد ماسون ها و لژیونر ها، سراسر جهان را به تصرف در آورده، جامعه ملل را تاسیس نماید. آمریکا به محض قدرت یافتن بعد از جنگ جهانی دوم، بلافاصله جامعه ملل را منحل، و سازمان ملل را تاسیس کرد! و مرکزیت آن را به نیویورک منتقل نمود. ایران با اینکه انتفاد های جدی، به سازمان ملل و کشورهای دارای حق وتو دارد، راه عملی برون رفت از این بحران را ندارد. زیرا روش سنتی وزارت امورخارجه ایران، وابستگی کامل به آمریکا و سازمان ملل است! از اینرو بجای عزت و مصلحت و حکمت، ذلت و منافع آمریکا و بیخردی است. ذلت به این معنی که می گوید: اگر فلان قانون تصویب نشود، آنها همه کار می توانند بکنند! در حالیکه شعار آمام خمینی این بود: که آنها هیچ غلطی نمی توانند بکنند! منافع آمریکا را برمنافع ملی ترجیح می دهند یعنی اینکه: با تمام عهد شکنی های آمریکا، هنوز بر عهد خود پابرجا هستند! و بیخردی هم یعنی :کار های ناشایست آنها را نتیجه: شعار مرگ بر امریکای ما می دانند!و اینکه هیچ برنامه ای برای مقابله با: آمریکا و سیاستهای زور گویانه او، بجز التماس کردن ندارند. مثلا یکی از مشکلات عدیده  غده سرطانی اسرائیل بوده، چون آمریکا، هر نوع قطعنامه علیه رژیم صهیونیستی و آل سعود را وتو می کند! نمونه اخیر ان تبرئه بن سلمان از قتل خاشقچی است. ریاست محترم جمهورهم  امروز، در مورد مشکل ایران با حق وتو بخوبی صحبت کرد، ولی راه حلی اراده نداد! آیا باید حق وتو از بین برود؟ یا سازمان ملل از بین برود و یک سازمان ملل جدید احداث شود؟ از سخنان ایشان بر می امد که حق وتو از بین رفتنی نیست، زیرا کسی به آنها نداده که بتواند از انها بگیرد! خودشان برمبنای زور و قدرت و سلاح های: اتمی و کشتار جمعی، این حق را برای خود ایجاد کرده اند. پس منطقا باید سازمان ملل منحل شود. همانطور که آمریکا توانست، جامعه ملل را منحل کند. اما نه تنها رئیس جمهور بلکه حتی وزارت خارجه نیز، چنین طرحی ندارند و اصلا، به ذهن آنها خطور نکرده که: میتوان بدون آمریکا هم زندگی کرد! البته ما نمی خواهیم باعث دشمنی، یا بفرقه در این ایام وحدت شویم، بلکه به نظر میرسد: بهترین کسانی که میتوانند در وزارت امورخارجه ایران، تحول انقلابی ایجاد کنند همین دونفر هستند. زیرا بقدر کافی برونگرایی داشته اند، و حالا موقع بازگشت به خویشتن است. و طلیعه این بازگشت از سحنان امروز ایشان، مشخص بود زیرا برای اولین بار، برون گرایی را محکوم و از آل سعود خواست: تا برای حفظ امنیت خود، نگاه به غرب نداشته باشد. لذا اگر در استراتژی و برنامه ریزی، همین چرخش ایجاد شود کافی است. چون ایران صاحب سازمان ملل جدید شده و هم، از شر تحریم ها و دیگر کارهای آمریکا که، همگی مبتنی بر حق وتو و زور گویی است، خلاص می شویم.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : ناکار آمدی وزارت خارجه،
لینک ها :
No alt text provided for this image

تاکنون همیشه صحبت از تحول در وزارت آموزش و پرورش، یا بانکها بوده ولی به نکته اصلی اشاره ای نشده است! البته به وزارت علوم و فناوری هم، گاهی گیر داده می شود. بخصوص در متن دروس و مواد آموزشی دانشگاهها. به این دلیل که دانشگاهها و موسسات آموزشی، چون بوسیله غربیها ایجاد شده و: سیستم تاریخی و سنتی آموزش در ایران کاملا نابود گردیده، لذا مواد آموزشی آن هم غربی است. و این امر باعث ایجا شکاف عمیق بین: مردم و تحصیلکرده ها شده. زیرا تحصیلکرده ها فقط نقش مترجمانی را ایفا می کنند که: مواد درسی و آموزشی را از متون انگلیسی یا آمریکایی، ترجمه و تدریس می کنند! مردم که با این متون بیگانه هستند، در مقابل آن گارد می گیرند! روشنفکران وتحصیلکرده هم بجای بومی سازی آن، به دستوری بودن پناه می برند. مدتها مبارزه شد تا این روش کمی تغییر کرد، ولی هنوز هم در دوره دکترا و فوق لیسانس، اصلا خبری از زبان فارسی نیست!اگر چند واحدی هم فارسی می گذرانند، اجباری و غیر دوستانه است! کارخانجات و موسسات تولیدی و خدماتی هم همین وضعیت را دارند. مثل این است که یک نفر به ایتالیا رفته، و دکترای تغذیه گرفته و در پختن لازانیا کاملا متخصص شود. ولی وقتی به ایران برمی گردد، همه از او قرمه سبزی یا چلوکباب می خواهند! و فقط کسانی لازانیا را درخواست خواهند داد، که به ایتالیا رفته، یا بخواهند با لازانیا آشنا شوند. این همان شکاف مورد نظر بین تحصیلکرده ها و مردم ایران است. با اعلام طرح تحول، بخشی از این شکاف از بین رفته و یا: در حال برنامه ریزی هستند. اما مقاومت لیبرال ها، مانع پیشرفت این طرح می شود(که پیشتر نام بومی سازی بخود گرفته). با این حال امید است که آنها هم بفهمند که: در ایران انقلابی رخ داده و: مردم هم توانایی های جدید پیدا کرده اند. اما همین قدر تحول هم در وزارت خارجه اتفاق نیافتاده است! وزارت خارجه ایران، در واقع وزارت خارجه اروپا یا آمریکا است! یعنی از حد مترجم یودن هم بالاتر رفته، و به حد عمل گرایی آن رسیده است. همه میدانند تا چند سال بعد از انقلاب اسلامی، هنوز بسیاری از سفرا عوض نشده بودند! همان سفیر شاهنشاهی با همان آرم و مختصات، مثلا در اسپانیا در جای خود محکم ایستاده بود! ما اقدام کردیم و اولین گروه را بعنوان: گروه رمز را طی سال 1362 در سازمان هواشناسی! ( از ترس وزارت خارجه ای ها) تربیت کردیم! و به سفارتخانه ها فرستادیم. ولی آنها همان آدم های بیسواد و غیر متخصصی لقب گرفتند که: به اجبار یا فرمایشی به سفارت خانه ها رفته اند. کار با وزارتخارجه آنقدر سخت بود که: در سال 1359 خارج از این وزارتخانه 110هیات: حسن نیت تشکیل شد و مستقیما از طرف شهید رجایی، به تمام کشورهای تاثیر گذار فرستاده شد. کار وزارتخارجه در تمام این ایام، یاد دادن دیلماسی به ایرانی ها بود! یعنی بگوید اروپا و آمریکا، از ما چه انتظاری دارند و ما چگونه، باید نوکر آنها باشیم و به حرفهایشان گوش کنیم! و به اداب آنها عمل کنیم. و اگر کسی می خواست انقلابی یا اسلامی رفتار کند، متهم به رفتار غیر دیپلماتیک! می شد و یا گفته می شد که عرف دیپلماسی را نمی داند. در دانشکده روابط بین الملل هم، فقط نحوه پذیرایی از خارجی ها را یاد دادند! و زبان آنها را با لهجه هایی غلیظ تر از خودشان، آموزش دادند. تحصیلکرده این دانشکده کسی بود که: حرفهای ترامپ را همیشه گوش کند، و تحلیل داشته باشد!هرگز فکر نکند که آنها بی حساب حرف می زنند. اگر می گویند ایران تروریست است، پس هست! اگر بگویند در ایران پولشویی هست، پس یعنی هست!عکس العملی در مقابل این توهین ها نیست،چون خود را قبل از دادگاه محکوم کرده اند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

سیستم فکری هرکسی، در جایی که در ان درس خوانده و یا، به انجا علاقه دارد شکل می گیرد. لذا از درک سیستم های فکری دیگر عاجز است. گاهی نه تنها درک وجود ندارد، و تعاملی صورت نمی گیرد! بلکه تضاد و دشمنی هم ایجاد ی کند. مثلا انعام دادن به کارمندان هتل، در برخی کشورها به معنی قدر دانی از کمک آنها است، در تعدادی دیگر بی حرمتی حساب می شود. بنابر این اظهار نظر ظریف در اینکه پولشویی گسترده، در ایران وجود دارد و بسیاری، منافع خود را در (توسعه) آن می دانند، مانند همان مثال فوق است. ذهنیت دکتر محمد جواد ظریف، در ایران شکل نگرفته لذا: با فرهنگ شوخ طبعی یا نقادی آن اشنا نیست. از طرف دیگر گوش او به بلندگوهای آنطرف باز است، و این طرف را نمی شنود و یا نمی خواهد بشنود. ایشان در روزهای اول وزارت گفت که: کسی که هولوکاست را انکار می کرد رفت. ولی حالا فهمیده که اگر کسی با برجام مخالف باشد، پیرو اسرائیل است! وی قبلا می گفته که ایران منزوی است، باید از انزوا در آید. حالا می گوید ایران قوی است، و آمریکا منزوی است. معلوم نیست منظور او این است که: یک شبه همه چیز عوض شده، یا او توانسته به تنهایی رابطه را معکوس نماید. وی اعلام کرده که پولشویی وجود دارد، ولی یک سند برای این کار ارائه نکرده . دلیل آن هرچه باشد خارج از حیطه وزارت خارجه نیست! یعنی پول باید از طریق یکی از اتباع بیگانه، در حساب های ایران وارد و توسط همان ها هم، خارج شود ولذا این اظهارات، تف سربالا است اگر وجود دارد، که منشا آن سازمان متبوع است، و اگر هم نباشد حرف خودش دروغ می شود. و اگر دروغ اثبات نشود، تهمت  وافترا محسوب، حبس تعزیری یا شلاق دارد! چون یک ادعای شرف ملی است، لذا کسی نمی تواند آن را ببخشد. و اگر قوه قضائیه پیگیری کند، کار به جاهای باریک می کشد! از ان گذشته به گفته یکی از روزنامه نگاران، کار وزارت خارجه در این چندسال، تبدیل به وزارت داخله شده! یعنی دستور بدون چون و چرا از خارج می گیرند، و به داخلی ها می گویند اجرا و یا تصویب کند! در مورد آب و محیط زیست و نفت و .. همه، به وزیر خارجه بر می گردد! و به قول سخنگوی وزارت خارجه، وقتی این وزارت توان دارد، باید به وزارت خانه های دیگر کمک کند! در حالیکه وزارت خارجه بازوی دولت در خارج است! باید همه کارهای خارجی دولت و ملت ایران را انجام دهد، نه آنکه از انها سفارش بگیرد و: به اینها بگوید اجرا کن. مخصوصا در زمان چهل سالگی انقلاب اسلامی. مهمترین گام در چهل سالگی، باید تحول در وزارت خارجه باشد، که بتواند صدور انقلاب را انجام دهد! در حالیکه مانع اصلی صدور انقلاب است. پیامبر اسلام در سن چهل سالگی مبعوث شد یعنی: سن چهل سالگی، سال اعلام و بیان برای همه دنیا است. مردم دنیا هم از ملت ایران انتظار دارند. اهداف بزرگ انقلاب اسلامی، نباید فداری 80میلیون مردم ایران شود. و در حصار تنگ آن زندانی شود. انقلاب ایران، انقلاب مستضعفین جهان است چه مسلمان و غیرمسلمان. زیرا دستور امام علی است که: به همه توجه کنیم چه آنهایی که همدین ما هستند، و چه آنهایی که همنوع ما می باشند. آمار ها نشان می دهد که در ایران، سوء تغذیه تبدیل به پرخوری شده است! بیماریهای واگیر به بیماریهای خودگیر( از قبیل چاقی و سکته قلبی) مبدل شده. این در حالیست که مردم فقیر آمریکا، در روز شکر گذاری، قادر به تهیه یک وعده غذای سنتی این روز نیستند. کودکان یمن از بی دارویی و بی غذایی می میرند، و گرسنگان آفریقا همچنان چشم براه هستند. آیا انها انسان نیستند؟ و انقلاب اسلامی یا دولت یعنی وزارت حارجه وظیفه ای ندارد؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : گاف های ظریف و درس های ضخیم!،
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :