ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

یمن سال ها است که با ایران و ایرانی گره خورده و: نسل ائمه علیهم السلام را با خود دارد . از دوران باستان، تا ظهور اسلام، در جزیرن العرب، یمن رابط حکومتی و فرماندار نشین ایران محسوب می شده است. زیرا جزیره العرب،  یا سرزمین حجاز به دلیل وسعت بیابانها، اصلا قابل سکونت نبود! و بیشتر برای عبور کاروانها استفاده می شد. در تاریخ اسلام داریم که: زمین از بتدای پیدایش، از زیر خانه کعبه گسترش یافت و: مرکز تولید خاک و خشکی بوده است.  حضرت آدم و حوا هم، در کنار آن مرکز از بهشت(شاید از کرات دیگر)، به زمین هبوط کردند. حضرت آدم در سرانندیپ(  سریلانکا) و حوا در جده(نزدیک مکه) فرود آمد. و هردو در مسیر حرکت، در عرفات همدیگر را پیدا کردند. و به دستور خدا، کشاورزی را یاد گرفته و خانه ای برای خدا ساختند، تا در انجا عبادت کنند(ان اول بیت وضع للناس) بزرگ بودن قطعات سنگی، و ارتفاع خانه نشان می دهد که: حضرت آدم ع بسیار قد بلند بوده است. ( به مرور کوتاه قد شده ایم). اما توفان نوح که پدید آمد، همه ساخته ها و شهرها به درون اب رفتند! موجودات هم از دفن شدند. کشتی حضرت نوح که  نمادی از  قد بلندی و: عمر طولانی نسبی آن ها بود، بعد از طوفان در کنار دریاچه ارومیه، یا رود ارس (کوه جودی) فرود آمد. این بار جهان از رود ارس آغاز شد! کم کم زمین های دیگر از زیر آب بیرون آمده، برای زندگی آماده شدند. اما رانش زمین باعث شد، نقشه قاره ها و خشکی ها هم فرق کند. لذا در حجاز که خشکی بیشتری داشت، مردمان زندگی نمی کردند. خداوند حضرت ابراهیم را مامور کرد: به آنجا برود و زندگی را به آنجا ببرد. از نوادگان حضرت اسماعیل پیامبر ختمی مرتبت بوجود آمد. در زمان ایشان فرماندار ایرانی ساسانیان، در یمن مستقر بود و نامه از پادشاه دریافت که: باید پیامبر را دستگیر و به مرکز بفرستد. ولی او و همکارش با مراجعه به پیامبر، خبر پاره شدن شکم کیخسرو! را دریافت کرده و مسلمان شدند. اکنون نیز یمن می تواند با این سبقه تاریخی، دست راست ایران برای ایجاد سازمان اتحاد جهانی باشند. زیرا نفوذ یمن در کنگره آمریکا، یا اتحادیه اروپا، مانند نفوذ فلسطین در مجمع عمومی سازمان ملل است. بارها کنگره آمریکا به حمایت از یمن، مصوباتی داشته و فروش اسلحه به عربستان را منع کرده، یا خواستار صلح شده است. یکی از دلایل این موفقیت، نبود تبلیعات منفی برعلیه یمن است. (مانند ایران هراسی یا یهود ستیزی!) چون تنها مخالف یمن آل سعود است، و آل سعود هم درآمریکا لابی قوی ندارد. فقط قشری از آل سعود حمایت می کنند که: حق السکوت های کلان دریافت کرده اند. در موضوع قتل خاشقچی، این موضوع کاملا واضح شد. با اینکه فیلم قطعه کردن زنده او در: سفارت عربستان در ترکیه، موجود است ترامپ و هوادارن او، با دریافت  میلیاردها دلارنفتی، آن را به فراموشی سپردند. اما عربستان برای لاپوشانی جنایات یمن، نتوانسته حق السکوتی بدهد. زیرا درآمد های او به بدهی، و کسر بودجه داخلی تبدیل شده است. از این رو آل سعود در حوزه های دیگر نمی توانند نفوذ کند، یا مانع اتحاد آنها شوند. ولذا یمن در اروپا و آمریکا، دشمنان پرقدرتی ندارد، و این راه نفوذ او را باز کرده است. امید می رود که اروپا و آمریکا، که با تبلیغات ایران هراسی و فلسطین هراسی،(تروریسم و یهود ستیزی) روبرو است و نمی تواند: با ایران یا فلسطین تعامل داشته باشد، ببیند با اینکه موافقتنامه صلح سوئد انجام شد، ولی حملات ادامه دارد. و ببیند که یمن با بدنی خسته و دستانی زخمی، همچنان مقاومت می کند. و این یعنی مانند جدشان حسن و حسین ع،  برای نجات همه انسانها، حاضراست به تنهایی هزینه کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : یمن میتواند دست راست ایران باشد!،
لینک ها :

هربار راجع به فلسطین در مجمع عمومی سازمان ملل رای گیری شده، اکثریت قاطع را داشته و آمریکا و اسرائیل تنها مانده اند. لذا وقت آن است که حماس به وظیفه تاریخی خود عمل کند! و همه ملت ها هم از او حمایت کنند. میدانیم که سازمان ملل از وظیفه اصلی خود، دور شده و تبدیل به سازمان دولت ها شده! آنهم فقط دولت آمریکا و اسرائیل و آل سعود. کلید این فساد هم در قانون وتو است، که دولت آمریکا به نفع اسرائیل و آل سعود از ان استفاده می کند. طبیعی است اگر هدف یک سازمان به ضد هدف تبدیل شود، آن سازمان باید منحل شود! و سازمان جدیدی وظایف اصلی او را به عهده بگیرد. هدف سازمان ملل همانطور که از نامش پیدا است، برای حمایت از ملت های جهان وحقوق بشر بود.  ملت ها که حقوق بشر را زیر پا نمی گذارند! این دولت ها هستند که برای: اعمال حاکمیت خود همه کار می کنند: از جمله نقض حقوق بشر. چرا که اگر حقوق بشر را رعایت کنند، باید بروند و جای خود را به دیگران بدهند. ولی این سه دولت حاضر نیستند: بروند بلکه  به هر قیمتی شده، می خواهند خود را حفظ کنند. ولو به زندانی کردن بیش از 50میلیون نفر در امریکا، و کشتار بیش از سه میلیون نفر در: سرزمین های اشغالی و عراق و افعانستان و غیره، این انگیزه ضد حقوق بشری موقعی بیشتر می شود که: آنها حتی صاحب سرزمین های اشغالی هم نباشند! رژیم اشغلگر قدس و آل سعود و دولت نژاد پرست آمریکا، هرسه در این  امر مشترک هستند. لذا اصرار بر باقی ماندن آنها، یعنی کشتار بیش از حد و ادامه قتل و غارت ها! آمریکا، سرزمین سرخپوستان بوده! سفید پوستان با کشتار وسیع آنها، سرزمین آنها را اشغال کرده، و خود را مالک آن خواندند. این امر کمتر از دویست سال تاریخ دارد! و به انتخاب اولین رئیس جمهور یا انتخاب آبراهام لینکلن برمی گردد.. درست شبیه این امر برای آل سعود است: آنها یهودی بودند و برای اشغال سرزمین های مکه و مدینه، به ظاهر مسلمان شدند و: با کشتار وسیعی  بر آنجا مسلط شدند. حتی نام حجاز را به ممکلت سعودی، یعنی بنام خودشان تغییر دادند! این امر هم کمتر از صد سال اتفاق افتاده است. قبل از ان عربستان در دست دولت عثمانی بوده است. شبیه هیمن امر توسط صهیونیست ها، در سرزمین اشغالی است. آنها هم ساکنان اصلی را با کشتار وسیعی، از بین بردند یا آنها را آواره کردند، و خود را مالک سرزمین های فلسطین خواندند! همه اینها به مدد سازمان ملل دروغین، که همان سازمان دولتهای سه گانه بود اتفاق افتاد! با اینکه در معاهده ورسای، جامعه ملل درسال 1919 با توافق: دولتها به وجود آمد ولی تا 1946فقط 46 کشور وجود داشت. ولی وقتی منحل شد و سازمان ملل بوجود آمد، با تجزیه طلبی بیشتر اکنون 197 کشور شده اند.  57 کشور عضو آن، از تجریه دو کشور عثمانی و ایران بوجود آمده است. که در ادامه آن می خواستند: عراق و ایران و سوریه فعلی را باز هم تجزیه کنند! که با ظهور و صدور انقلاب اسلامی، جلوی این تجزیه طلبی گرفته شد، و اکنون موقع آن است که اتحاد دوباره ایجاد شود، و کشورهای جهان به سازمان جدیدی بپیوندند. حماس می تواند نقطه اتصال این جمع باشد. 194کشور را با خود همراه کرده، و محل استقرار آن سازمان را هم در فلسطین قرار دهد. زیرا از قدیم الایام فلسطین، مرکز وحدت ادیان الهی بوده است: مسلمانان و مسیحیان و یهودیان، در انجا باهم زندگی مسالمت آمیزی داشته اند. گرچه بنام یهودیان این سرزمین اشغال شده، ولی فرقی بین یهودیان صهیونیست، مسلمانان وهابی پیرو آل سعود، و مسیحیان صلیبی و جنگ طلب نیست. و این سه در یک سو هستند(3کشور) اما بقیه 194کشور عضو سازمان اتحاد جهانی.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : فلسطین رمز اتحاد ملت ها،
لینک ها :

آمریکا با حکومتی فوق دیکتاتوری، سعی دارد که باز هم مثل گذشته، برای همه دیکته کند! ولی حالا نوبت دیکته نوشتن خودش است! دیگر زمان دیکتاتوری نژاد پرستان: فاشیست آمریکایی تمام شد. و الان نوبت یاد گیری اصول انسانی و اسلامی، و رفتارهای بشری به دور از وحشیگری و زور گویی آنها است. به قول معروف دوره: بزن در رو تمام شده! و آمریکا یکه تاز عرصه نیست. پمپیو و ترامپ با خیالپردازی تمام، سعی دارند ایران را بترسانند! آنها فکر می کنند ملت ایران همان چند منافقی هستند که: کاسه لیس آمریکا و اروپا می باشند. در حالیکه آنها عددی نیستند! بلکه از ایران فراری می باشند، و اگر روزی به ایران برگردند، زندانی و مجازات خواهند شد زیرا که افرادی ضد مردم، نفهم و قاتل هستند.: تمام وعده های آنها دروغ بوده، و تا کنون آمریکا را با 24تریلیون دلار زیان، روبرو کرده اند. همه این هزینه ها از انجا شروع می شود که: منافقین و ضدانقلاب به دروغ می گویند: کار جمهوری اسلامی تمام است! پول می گیرند که جنگ به راه اندازند. رژیم را ساقط کنند،  ولی نمی توانند حتی مگسی را از بین ببرند، ولی بازهم یاوه گویی می کنند و پولهای جدیدی می گیرند! بطوریکه  سالی 2تریلیون دلار به اقتصاد آمریکا ضرر زده اند. اروپایی ها هم از این ضرر ها عقب نمانده اند!  پولهایی که قرار بود به اروپایی ها داده شود، همین احمق ها نگذاشتند! زیرا بیخ گوش آنها خواندند که: حکومت اسلامی از بین رفتنی است! و با اینکه چهل سال است: این دروغ را می گویند، اروپا هم باور می کرد. لذا ایران پولهایش را جای دیگری برد! تاریخ کره جنوبی و ژاپن و حتی چین و هند را بخوانید! آنها تا دهه1980 در فقر مطلق بودند، اصلا کسی آنها را جزو کشور ها نمی دانست! اما پولهایی که ایران در آنجا ریخت، همه آنها ثروتمند شدند! کره جنوبی که در ان سالها، مخروبه ای بیش نبود، با قرارداد های تریلیاردی که با هاشمی رفسنجانی بست، به اینجا رسید. کالاهای ژاپنی هندی و چینی، جای کالاهای آمریکایی و اروپایی را گرفت! و بازار آنها را رونق بخشید. و برعکس بازار اروپا، هر روز کساد تر و بی رونق تر شد. و بعد از آمریکا، اروپاییها، بزرگترین بدهکاران دنیا هستند. آشوب و نا امنی هم دامن آنها را رها نمی کند. آنها بدانند اگر رابطه پولی خود را، با ایران اصلاح نکنند، اروپا برای همیشه می میرد! و نامی از ان باقی نمی ماند. اما وسوسه هاس منافقین نمی گذارد. زیرا هنوز هم به دروغ های انها دل می بندند. و می گویند شاید این بار درست بگویند! ولی امریکا و اروپا بدانند که: فقط عمر خود را ضایع می کنند. و با گوش دادن به دروغ های یک مشت: تروریست فراری از ایران، سعادت خود را تباه، آینده و تاریخ خود را می بازند. برای یکبار هم شده باور کنند که: نباید به حرف مخالفان انقلاب اسلامی اعتماد کنند. آزمون و خطا را ادامه ندهند. مواظب باشند: پیرزن پرمدعای گدا(مریم رجوی)، بعد از چهل سال دروغگویی، وعده های اشتباه و تحلیل های غلط ، بازهم آنها را گول نزند. فریب کسی را که چهل سال است می گوید: فردا می روم و در ایران، پادشاه می شویم نخورند. ایندو فقط گدای پول هستند! و رقابت آنها برای دزدی بیشتر از: مردم اروپا و آمریکا است. گوش خود را باز کنند، و سخنان رهبر انقلاب را بشنوند، ضرر نمی کنند. عجیب است آدمهای عاقل تحصیلکرده، و با برنامه اروپا و آمریکا، چطور اسیر این ساحره های جادوگر شده اند؟ که با اینمه ضرر و زیان چهل ساله، بازهم روی حرف آنها قمار می کنند؟ ای مردم اروپا و آمریکا، به دولتمردان خود بگویید: تنها راه نجات آنها شنیدن صدای انقلاب اسلامی است. و تنها دشمنان آنها هم، منافقین و ضدانقلاب ایران هستند. به راه بیایند و هدایت شوند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : آمریکا در نوبت دیکته نوشتن!،
لینک ها :
در دین اسلام تاکید شده: اول عیب های خود را ببینید، بعد به عیبجویی دیگران بپردازید. ولی در فرهنگ لیبرالی برعکس است، آنها عیبهای دیگران را می گویند، تا همه فکر کنند خودشان امامزاده معصوم هستند! مثلا رادیو آمریکا ادعا می کند: 80نفر فعال حقوق بشر در ایران زندانی هستند! این یعنی که آمریکا هیچ زندانی ندارد! و همه فعالان حقوق بشر آزاد هستند. در حالی که خبر اساسا دروغ است، زیرا که در ایران هیچ کس به جرم: حرف زدن یا عقیده داشتن زندانی نمی شود. کسانی که زندانی هستند حتما دارای پرونده های کیفری: از قبیل قتل و کشتار و تخریب اموال عمومی دارند. زیرا همه ایرانیان فعال حقوق بشر هستند، و اگر قرار باشد برای این کار دستگیر شوند، 80میلیون باید در زندان باشند نه 80نفر. در ایران بر سر هر کوچه و بازار، در صف نان و گوشت و در اتوبوس و تاکسی، اگر کسی از حقوق بشر دفاع نکند حناق می گیرد! زیرا حرف زدن که مالیات ندارد، زندان هم ندارد. حتی کسانی که دولتی هستند و از دولت حقوق می گیرند، بیشتر از مردم عادی فک می زنند! پیرزن ها و پیرمردهایی هستند که عین: چهل سال انقلاب اسلامی در اتوبوس و خیابان، غر زدند و از حقوق بشر دفاع کردند!  و همینکه چهل سال است این کار را می کنند، معلوم می شود که کسی با آنها کاری نداشته است. فقط گاهی یک اشتباه رخ می دهد! و آن اینکه قاچاقچی و دزد را هم، جزو بشر حساب می کنند، و می گویند نباید زندانی یا مجازات شوند. یعنی جای شهید و قاتل عوض می شود. با اینحال اگر همین ها هم، فقط حرف بزنند کسی با آنها کاری ندارد. ضرب المثل ایرانی می گوید: حرف باد هوا است! ولی اگر شیشه مردم را بشکنند، یا به اموال عمومی ضرر بزنند، یا دست به اسلحه برده و عده ای را تهدید، یا آنها را به قتل برسانند، طبیعتا مدعی العموم از انها شکایت کرده، و زندانی می شوند. اغلب گروههای ضد انقلاب و فراریان، که در خارج از ایران رندگی می کنند، و این شایعات را به خورد رادیو آمریکا می دهند، قاتل هستند. چون ایران قرارداد استرداد مجرمین ندارد، نمی تواند آنها را برگرداند. اسرائیل، آمریکا و اروپا با حمایت از این قاتلین، حرف آنها را بعنوان فعالان حقوق بشر می نویسند. آنها در ایران 17هزار نفر را تک به تک ترور کرده اند. شهید بهشتی و شهید رجایی به دست آنها ترور شدند. حتی بسیاری از فرماندهان جنگ، در 8سال دفاع مقدس، از پشت تیر خورده اند! یا عملیات آنها لو رفته است، و شهید شدن سیصد هزار نفر در جبهه های جنگ هم، به کمک جاسوسی آنها بوده است. والا کسانی که جاسوسی نکردند، یا کسی را نکشتند میتوانند به ایران بیایند. حتی لازم نیست به ایران بیایند، همانجا وظیفه انقلابی خود را انجام دهند: با انتشار نشریه و انجام نشست های خبری، موضوع را به گوش مردم دنیا برسانند. البته امیدوار نباشند که رادیو آمریکا یا رادیو اسرائیل و العربیه، حرف انها را پخش کنند، یا سخن آنها را قبول کنند. زیرا آنها گوشهای خود را،  با دلارهای نفتی عربستان بسته اند. بهترین دلیل آن است که بدانیم: 25درصد مردم آمریکا زندانی هستند! یعنی از هر چهار نفر، یک نفر در زندان هستند! آنهم زندانهایی مانند کوانتامو، که اگر شکنجه نباشد زندان نیست! ولی آیا این رادیوها چیزی می گویند؟ اینهمه مردم فرانسه کشته شدند، زندانی و زخمی گردیدند، آیا هیچ فعال حقوق بشری آنها را ندید؟ یا اینکه قبل از رسیدن خبر، دلار های نفتی جیبشان را پر کرده بود؟ بمب اتم های آمریکا در همه کشورهای دنیا، انبار شده و آماده انفجار هستند، ولی آیا آنها این را نمی دانند، یا قرار نیست بدانند؟ و یا اینکه عیش و نوش به خرج آل سعود، آنها را کر و کور کرده است؟ و آنها تبدیل به عروسک شده اند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : گویا خودشان امامزاده معصوم هستند!،
لینک ها :

بسته بندی کالا در ابتدا، یک کار صنعتی یا بازرگانی به نظر می رسد! ولی باید دانست که در حق آن ظلم شده، و آن را مثلا تابع وزارت صنعت و معدن و تجارت دانسته اند. در حالیکه باید زیرنظر ریاست جمهوری باشد. برای دانستن اهمیت موضوع باید گفت که: بسته بندی کالا، خود یک رسانه است و آنهم رسانه بسیار قوی و تاثیر گذار! شما وقتی کتاب یا روزنامه ای را می خرید، یکبار ان را مطالعه و کنار می گذارید، حتی فیلم و رسانه های دیجیتال ، شبکه های اجتماعی هم، ممکن است گاهی اصلا دیده نشوند! اما جعبه یک یخچال یا کارتن یک تلویزیون، برای تمام عمر نگهداری می شود!  آنهم در بهترین مجل خانه  و جلوی چشم همه! تا همه بدانند شما، یخچال آزمایش را نو و در: بسته بندی خودش خریده اید. یا تلویزیون شما آکبند بوده و از: کارخانه شهاب خریداری کرده اید! اجعبه: کادو های فامیل مخصوصا در ایام بعد از عروسی، بسیار با اهمیت است،  تا ارزش فامیل از کارتن آنها حدس زده شود! و در تمام عمر به عنوان سرجهیزیه، با افتحار از ان یاد شود. لذا می بینیم بسته بندی نه یک صنعت، یا روش افزایش فروش، یا وسیله ای برای سلامت کالا هست، بلکه یک فرهنگ و یک مشی اجتماعی و مکتب سیاسی است. به همین جهت است که در هر بخش آن، وزارت خانه جداگانه ای دخالت می کند! در طراحی وچاپ آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در نوع تولید آن وزارت صنعت، در قیمت گذاری ان وزارت تجارت، در سلامت آن وزارت بهداشت. و در بار سیاسی آن وزارت اطلاعات همه دخیل هستند. شما در یک کشور اسلامی نمی توانید: بسته بندی های حاوی بدحجابی را تولید یا وارد کنید. در تحریم های اقتصادی هم نمی توانید: در بسته بندی های چینی، تولیدات خود را عرضه کنید. لذا ازنظر جایگاه سازمانی نباید: سرنوشت آن را به یک سازمان یا وزارت خانه سپرد، بلکه باید زیر نظر ریاست جمهوری یا حتی رهبری باشد، تا همه دست اندرکاران را در آن جمع کرده، و سیاست گذاری واحدی داشته باشد. اگر چنین نشود ما شاهد خواهیم بود که: کالاهای مشابه با بسته بندی های بهتر، نفوذ بیشتری می کنند و: بازار و تجارت و سیاست و فرهنگ ما را، تحت تاثیر قرار می دهند. مدتی بود که انگلیسی ها، خاک رس ایران را مجانی یا: با قیمت ارزان می خریدند، بعد آن را بسته بندی کرده، بعنوان کائولن به قیمت های گزاف به ایران می فروختند. این امر علاوه بر زیان اقتصادی که: کاملا ملموس است، بار سیاسی و زیان فرهنگی هم داشته. زیرا ناتوانی مردم ایران و نادانی آنها را القا می کرد. یعنی ملت ایران آنقدر نادان است که: ارزش خاک خود را نمی داند! حتی نمی تواند با آن چه تجارت کند. البته طبق قانون جدید، فروش خاک کشور ممنوع شد. ولی در همه زمینه اینطور است: زعفران محصول خاص ایران بوده، ولی اسپانیایی ها آن را بصورت فله(بدون بسته بندی ) می خرند، و با بسته بندی شکیل بنام خودشان می فروشند! پسته و فرش و امثال آنها به کنار،  در خام فروشی نفت هم چنین پیامی هست. ممکن است این پیام برای مانند عربستان مهم نباشد! زیرا مجبور است خام فروشی کند، تا خرج عیش و نوشهای دربار آل سعود شود. اما برای ایران مهم است، تا دشمنان نتوانند فساد و ریاکاری خود را، به رهبران ایران نسبت دهند. این نسبت دادن ها که اخیرا، از سوی پمپئو پمپاژ می شود، ثابت می کند آنها و خریدارن سحنان آنها هم، افرادی هستند که: مقهور بسته بندی کالاهای آنها هستند. والا اگر کالا(بدون بسته بندی) در مفهوم کلاسیک، فقط برای رفع نیاز باشد، آدامس و سیگار آمریکایی چه نیازی را رفع می کنند؟ بقیه  اجناس آمریکایی هم که: در همه جای دنیا ساخته می شود. چرا پس نفوذ دارد؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : فناوری بسته بندی،
لینک ها :
یکشنبه 18 آذر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
ایران قدرتمند در اوج قدرت است، تمامی کشورهای دیگر در تصرف مردان با نبوغ، کاری، مدیر و مدبر ایران است. ولی رژیم های نژاد پرست آمریکا و اسرائیل و آل سعود، هنوز این را باور نکرده اند! به قول پیرمردی که می گفت: سالها طول می کشد: تا باور کنیم پیر شده ایم. آمریکا هم سالها طول می کشد تا: از توهم قدرت خود دست بردارد، و به قدرت ایران اسلامی ایمان بیاورد. با اینکه چهل سال است که شکست را تجربه می کند، و در هیچ میدانی پیروزی نداشته، همیشه صحبت از پیروزی در اقتصاد می کند! پمپیو که دیوانه تر از ترامپ است، به نصیحت رهبران ایران می پردازد! و کنایه هایی را که لایق خودش است، به ایرانیان نسبت می دهد. باید دانست که  قدرت آمریکا و افول ان به دست ایرانیان بوده است. قدرت آمریکا در زمانی بوده که: ایرانیان از روحانیت جدا شدند. و قدرت ایران هم زمانی بود که: در سایه دین و قران وحدت داشته اند. زمانی که دولت قاجار برای تنظیم صورتهای مالی و: تاسیس بانکها از آمریکایی ها دعوت کرد، شروع قدرت آنها بود. در واقع بی خردان آن زمان، برای رهایی از خمس و زکات و صدقه دادن به هموطنان خود، به سراغ دکتر میلسپو رفتند تا برای انها، نسخه مالیات گرفتن و پس انداز کردن در بانکها را بنویسد. از ان زمان بود که برکت از ایران رفت، کشور تقسیم و قدرت از ایران به آمریکا منتقل شد. زمانی که دکتر مصدق خواست از نفوذ انگلیس کم کنند، بجای تکیه بر نفوذ آیت الله کاشانی و نواب صفوی، به بزرگ نمایی آمریکایی ها پرداخته، و از آنان کمک خواستند! آمریکا هم که دید برخر مراد سوار است، یونجه خرش را زیاد کرد و به کودتای 28مرداد 1332 رسید. و کاملا قدرت حکومتی را به دست گرفت. اما مردم که این را اشتباه می دانستند، به زیر سایه نواب صفوی ها رفتند، و مزدوران دعوت کننده بیگانگان را، یکی یکی از میدان بدر کردند. آمریکا گرا ها، به سراغ کپی زدن نواب رفتند! و سازمان مجاهدین دروغی را تاسیس کردند، تا نهضت را منحرف کنند. این سازمان که مانندهمه سازمان های دیگر، از ابتدا زیرنظر ساواک و آمریکا بودند! در بزنگاهها لو می رفتند، تا مبارزان واقعی را  به دست ساواک بسپاردند. رجوی تمام اعضا مرکزی مجاهدین را لو می دهد، وحید افراخته ته مانده ها، و به این وسیله مبارزه با آمریکا تمام شده تلقی می شود! مشاوران آمریکا گرا، دستور برگزاری جشنهای 2500ساله را می دهند، تا خیال همه راحت شود. ولی آنها اشتباه کرده بودند! در ایران روشنفکران نبودند که: پرچم مبارزه را به دوش می کشیدند. بلکه آنها مبارز نما بودند. مانند روشنفکرانی که الان در فرانسه، یا در آلمان و آمریکا، فقط مشروبخواری را از روشنفکر گرایی به ارث برده اند! یا مطبوعاتچی هایی که سیگاری شدن را، اوج ژورنالیستی خود می دانند. لذا ریشه مبارزه در ایران، محکمتر می شد و به دور از چشم نامحرمان، قوی تر می گشت تا اینکه در کمال ناباروری، و در اوج خودفروختگی روشنفکران، قیام های مردمی شکل می گیرد! روشنفکران در دامان فرح، انگشت خود را به دهان می گیرند و می گویند: چنین چیزی وجود ندارد! همینطور که الان می گویند: در فرانسه مبارزه ای نیست! در آمریکا قیامی وجود ندارد. اما واقعیت این است که اطلاعات سازمان های مزدور و شزکتهای امنیتی، از مبارزان بسیار کم است.  و یا اگر زیاد هم باشد، قبول کردن آن برای صاحبان تصمیم مشکل است. باور نمی کنند یک مشت مردم پا برهنه، بر کاخ های پر زرق و برق آنان حمله کنند و پیروز شوند. آنها به بمب های اتمی خود متکی هستند، و با شمارش آنها سرمست می شوند! و جایی برای قلوه  سنگ های فلسطینی ها یا موشک یمن نمی بینند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : آمریکا در چه فکریه؟،
لینک ها :

دلسوزی زیاد هم مانند خیلی چیزهای زیادی، ممکن است باعث ناراحتی شود. مثلا کسی که می خواهد به درد خود بمیرد، ما نباید دلسوز تر از خودش بگوییم نمیر! یا به قول عده ای، نباید به زور شمشیر مردم را به بهشت برد. چنانچه خداوند هم به پیامبرش می فرماید: ما ترا نفرستادیم که خود را به مشقت بیاندازی! (طه ما انزلنا علیک القران لتشقی) زیرا اگر خدا بخواهد (خود آنها بخواهند) همه را یکجا هدایت می کند. ولی بهر حال برای هیزم جهنم هم، باید کسانی باشند(لقد ذرانا لجهنم کثیرا من الناس) و باید برخی ها، چرخ زیرین آسیاب هم باشند. دلسوز ها که حاضر نیستند یک نفر فقیر باشد یا: یک فردی بیکار بماند، هیچ کاری هم نمی کنند! فقط غر می زنند، تا دیگران را زجر دهند. در حالیکه اگر بیکار وجود نداشته باشد، دستمزد معنی ندارد، و اشتغال بی معنی می شود! اصلا رقابت و پیشرفت از بین می رود. اگر فقیر نباشد ثروتمند معلوم نمی شود، نیکوکاری از بین می رود! فلسفه علم هم همین است. تشخیص رنگ سفید با وجود رنگ های دیگر ممکن است(تعرف الاشیا باضدادها) اگر همه یک رنگ باشند، دیگر صحبتی باقی نمی ماند. اگر همه کارخانه ها تولید و کار داشته باشند، پیشرفت معنی ندارد! زیرا تعطیلی بسیاری از کارخانه ها، بخاطر پیشرفت است! و الا ما باید با چارق های دست دوز و: کرباس های کهنه زندگی می کردیم. وقتی نساجی پیشرفت کرد، طبیعی است که مردم دیگر پشمینه یا کرباس (پارچه های خیلی قدیمی) را نمی پوشند. و بافنده های آن بیکار می شوند. در محیط زیست یا طبیعت هم همینطور است. اگر فرسایش کوهها نباشد، خاک بوجود نمی آید! اگر پاییز نباشد بهاری درست نمی شود. اگر کسی سرمای زمستان را نبیند، گرمای تابستان برایش معنی ندارد. اگر همه دریاچه ها همیشه پر باشد و باران همیشه ببارد و همه زمینها حاصلخیز باشند کوشش بشری معنی ندارد. خلاقیت از بین می رود و احساس مسئولیت می میرد. از آنطرف هم، خداوند نعمت ها را فرستاده تا مردم در رفاه باشند، نه اینکه به زحمت بیافتند! اگر قرار باشد کشاورزی تعطیل شود، یا کاشتن هندوانه عیب باشد، تا 20درصد صرفه جویی آب شود: برای دریاچه ارومیه، اولا از کجا معلوم این آب، به دریاچه می ریزد؟ 20درصد آب کشاورزی تا به دریاچه برسد، تبخیر می شود! ثانیا دریاچه عمر خودش را کرده، چرا غصه می خورند؟ قرار نیست که مانند مرغ غمخوار(بوتیمار) دریاچه را با اشک چشم پرکنیم. چرا باید آب های شیرین رودخانه ها را، به لجنزار بفرستیم، تا به اب غیر قابل مصرف تبدیل شود، و نعمتهای خدا را از بین ببریم؟ اگر از شوره زاری آن می ترسیم، آن را با لودر جراحی کنیم. اینهمه دریاچه کویر شده، دنیا که به آخر نرسیده. ثالثا: سه چهارم دنیا را آب گرفته، این اب در یک چهارم بقیه هم نفوذ کرده، چرا کار عاقلانه نمی کنند؟ اگر تونل بزنند، آب دریاها به سفره های زیر زمینی هدایت میشود. تونل 35کیلومتری زاج می خواهد: آب شرب مردم را به تلخی تبدیل کند؟ بهتر نیست آبهای تلخ و شور را شیرین کنیم؟ حداقل سی چشمه آب شیرین، در دریای عمان باز می شود! تمام آبهای شیرین رودخانه اروند (دجله و فرات) رود ارس رود اترک، به دریا ریخته و ضایع می شود. اگر آبهای تلخ را نمی توانیم شیرین کنیم، از هرز رفتن ابهای شیرین جلوگیری کنیم. کوههای زاگرس از سنندج تا سیرجان، دولایه است،  برفهای ذوب شده راهی به داخل ایران ندارند، لذا در زمین فرورفته و به سوی خلیج فارس فرار می کنند. اگر در مسیر اینها دیواره بزنیم، جلوی جریان آبهای زیر زمینی به خارج از ایران را می گیرد. هزینه هرچقدر باشد از هزینه جنگ آب، کمتر است. شاید هم آقایان می خواهند سایه جنگ بماند؟!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : می خواهم به درد خود بمیرم!،
لینک ها :
آل سعود در صد سال پیش فکر می کرد: وقتی مردم مکه یا مدینه را قتل عام می کند، باید از شمشیر او خون چکیده باشد، تا بقیه شهر ها نیز بترسند و مقاومت نکنند! قتل عام شهر مقدس کربلا و بسیاری شهرهای دیگر را نیز ادامه داد تا: حتی نام کشور حجاز را به سعودی برگرداند. آرم شمشیر را در پرچم خود هم گذاشت تا همه بترسند! و مردم دنیا فکر کنند: اسلام با شمشیر پیشرفت کرده، در حالیکه مشغول زدن ریشه اسلام بودند. این روش را به انگلیسی ها و آمریکایی  نورسیده هم، اموزش داد بطوریکه هر ساله، رهبران آن کشورها برای یادگیری شمشیر بازی، به جشن شمشیر آل سعود دعوت می شدند. آمریکا و اسرائیل نیز در دهه 1940 با این روش، دوران جدید خود را آغاز کردند. آمریکا که با مردم: ناکازاکی و هیروشیما مشکلی نداشت! باریختن بمب اتم! و تبیلغات کشتار و خرابی های وسیع آن، درس بزرگی به دنیا داد! و اسرائیل نیز با حمله به مردم فلسطین، کشتار و اخراج آنها  قدرت مقاومت را در جهان  از بین برد. معنی این کار آن بود که هرکس در دنیا، برعلیه آل سعود و آمریکا و اسرائیل، فکری داشته باشد، درجا کشته می شود. اما در دهه1970خیزش جدید مردمی آغاز شد، مردمانی در ایران پیدا شدند که: از کشته شدن نمی ترسیدند! این زنجیره موقعی تکمیل شد که: در میدان شهدای تهران، هواپیماهای اسرائیلی و آمریکایی، مردم را به گلوله بستند و جوی خون راه انداختند! ولی مردم نه تنها ساکت نشدند، بلکه با حضور بیشتر در میدان ها، به پیروزی 22بهمن و: تشکیل جمهوری اسلامی ایران رسیدند. آنها فکر کردند شاید در داخل مرزها نمی توانند: مردم ایران را بترسانند. لذا به هزینه آل سعود و پادویی صدام، از بیرون مرزها حمله کردند، این بار هم دست همه قدرتها باهم بود! 8سال جنگ را برایران تحمیل کردند، ولی عاقبت صدام به دست خودشان نابود شد! لذا آنها تصمیم گرفتند چهره عوض کنند. این بار ایران را جنگ طلب معرفی، و خودشان صلح طلب باشند. این بود که شمشیر ها شستند! و خونهای ریخته شده را به فراموشی سپردند، و شدند رئیس حقوق بشر جهان. بطوریکه کمیسیون حقوق بشر قبلی را هم در 2006 منحل کردند، تا با تشکیلات جدید حقوق بشری، بتوانند راحت تر ایران را محکوم کنند! اما دیری نگذشت که دروغ آنها آشکار شد: آل سعود مدعی خادم الحرمین، به کشتار مردم یمن دست زد. به بحرین نیرو فرستاد، و آنجا را اشغال نظامی کرد. جون فرمان حقوق بشر دست خودشان بود، صدای مردم یمن و بحرین شنیده نشد. بدتر اینکه بجای شمشیر، این بار از  تبر و اره استفاده کرده، و قاشقچی را از بین بردند. این امر باعث رسوا شدن: آمریکا و اسرائیل و آل سعود، و تنها ماندن آنها شد. بطوریکه در سازمان ملل هم نتوانستند کاری کنند. سعی آنها در صدور قطعنامه :علیه ایران و یا حماس، به جایی نرسید و 196کشور در مقابل: این سه کشور قرار گرفتند! این رسوایی برای انها گران تمام شد، لذا اقدام به اعزام نیروهای تروریستی؛ به داخل ایران نمودند، از تعداد 450گروه اعزامی، فقط سه گروه توانستند در تهران و اهواز و بندرچابهار، اقدامات تروریستی انجام دهند! و بقیه دستگیر شدند. مرکزیت این گروههای تروریستی، در شبکه العربیه هست. که سعی دارد شمشیر خود را پنهان کند! در عملیات تروریستی سخنگوی تروریست ها هم بوده، ولی برای فرار از مجازات به دروغ می گفت: خبر را برای ما فرستاده اند! اینها چطور گروه تروریستی هستند که: به شیکه العربیه دسترسی دارند! خبر انها هم به سرعت تایید می شود؟ این ثابت می کند که همه این: ویدئو ها در انجا تهیه می شود، و آمریت تمام قتل ها با این شبکه هست. که باید منحل شود، یا شکایت برعلیه آن تنظیم شود.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شمشیر های شسته، از خونهای ریخته شده!،
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :