ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

برای دانستن نقطه ضعف اسرائیل، باید به تاریخچه ایجاد آن نگاهی دوباره بیاندازیم. زیرا هرچه تا کنون گفته اند دروغ است، به همین دلیل اسرائیل بدون نقطه ضعف نشان داده شده، و همچنان چنگ و دندان نشان می دهد! این بار تاریحچه را آنطور که: خودشان می گویند نقل نمی کنیم! آنها می گویند: انگلیس با اعلامیه بالفور، هرتصل با پروتکل ها و آمریکا با وتو قطعنامه ها، از اسرائیل می خواهند که قوی و پابرجا بماند! و با چماق هولوکاست هم، بر سر مخالفان چنان می کوبند که: نتواند ازجا برخیزد! اما واقعیت این است که علت تاسیس اسرائیل، نه قدرت سیاسی است و نه قدرت نظامی، بلکه یک موضوع حرام اقتصادی است. و این نزول خواری یا رباخواری انها است. یعنی هرجا نزولخواری مقدس شمرده شود، اسرائیل هم همانجا است. اگر ایران هم تاکنون نتوانسته به اسرائیل ضربه ای بزند، برای همین است که گرفتار بانکداری نزولخواری، ولی بنام بانکداری اسلامی است. این کار انها مانند چنگال های اختاپوس، گردن همه را فشار می دهد، تا هیچ کاری نتوانند بکنند. فقط موقعی از شر اسرائیل شامل: لیبرالیزم(مسیحیت صلیبی) صهیونیسم و ارتجاع(اسلام وهابی)، نجات پیدا می کنند که: دست از نزولخواری بردارند. اروپا و آمریکا اگر به تمدن یا ترقی دست یافتند، راز آن همین بود. بانکهای اروپا و آمریکا، حداکثر سود را 4درصد اعلام کردند! در حالیکه نرخ بهره، در ایران رسما 22درصد! و غیر رسمی تا 75درصد می باشد. حالا یک بررسی جدید در تاریخچه: صهیونیست ها یا یهودی های پولپرست داشته باشیم: در قرون وسطی، یهودی ها در اروپا پول نزول می دادند. ونزول یا اسکنت آن را هم، خودشان حساب می کردند! بطوریکه هیچکس قادر به بازپرداخت وام و بهره آن نمی شد. لذا اموال  یا وثیقه و گرو های آنها مصادره می شد. و مردم در بدبختی، نوکری یهودی ها را می کردند. یهودی های نزولخوار هم، همیشه لباس پاره برتن می کردند! و غذای ارزان می خوردند، تا مبادا پولشان کم شود. با نفوذ عقاید اسلامی و حرام بودن ربا، کم کم مردم اروپا بیدار شدند و: با نزولخواری مقابله کردند. گاهی حتی این یهودیها را، ترور یا اعدام می کردند! مانند داستان جنایات و مکافات داستایوفسکی. واین باب شد. زیرا مردم دیدند راهی جز کشتن این نزولخواران ندارند! چون از هیچ راهی نمی توانستند: آنها را از زندگی شان دور کنند. کم کم در آلمان و انگلیس، این کار ادامه پیدا کرد تا اینکه هیتلر از این انگیزه مردم، استفاده کرد و محبوبیت بدست آورد. او قول داده بود که یهودی های نزولخوار را از بین ببرد، لذا آنها را به اردوگاهها می فرستاد. شایغاتی بر سوزاندن آنها در اتش، که نماد جهنم بود پخش می شد، و مردم هر روز بیشتر به: نازی ها گرایش پیدا می کردند. یهودیها ناچار به انگلستان یا کشورهای دیگر پناهنده می شدند. آنها هم که نیاز به پول یهودیها داشتند، سعی می کردند از انها حمایت کنند، و این خشم هیتلر را بیشتر می کرد! بعد از شکست آلمانها، یهودیهای انگلستان بلاهای قبلی را بر سر انها آوردند! انگلستان هم تصمیم گرفت: آنها را از خود دور کند. لذا به آنها پیشنهاد مهاجرت از انگلیس، به کشورهای دیگر کرد. و آنها فلسطین را پیشنهاد دادند. و به این وسیله آنها آتش جهنم را، از خود دور کردند و مسلمانها را به آن گرفتار نمودند. لذا یهودیها باخرید زمین یا غصب آنها، به کمک انگلیس در سازمان کشوری ثبت کردند. و مسلمانها را گرفتار پول های نزولی! یا باصطلاح وامهای اسرائیلی کردند. تا قادر نباشند آن را برگردانند، لذا اعتراضی هم نکنند. تنها بخشی از مردم اعتراض می کنند که: از کمک های مالی آنها چشم پوشی کرده، و به کمک خداوند ایمان آوردند


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نقطه ضعف اسرائیل!،
لینک ها :

یلدا از کلمات سریانی بین النهرین (میانرودان) است، و به معنی زایش  و میلاد است. این امر نشان می دهد ریشه همه زبانها عربی است. و تاریخ انسان همان تاریخ انبیا الهی است. وتاریخ های دیگر اعتباری ندارند. و نباید آنها را واقعی دانست. فلسفه زندگی هم جنگ حق و باطل است، که ممکن است بصورت نبرد تاریکی و روشنایی، یا مبارزه خیر و شر بیان شده باشد. لذا باید هرنوع تاریخ پردازی را باطل کرد. همانطور که آنها تاریخ انبیا را باطل کرده بودند. کل تاریخ را هم میتوان مبارزه راستگویی با دروغگویی تاریخ نویسان دانست! تاریخ نویسان دروغ پرداز سعی دارند: تاریخ انبیا را افسانه و غیر واقعی جلوه دهند، تا مردم آنها را ندانند! و اگر خواندند یا فهمیدند، آن را افسانه(یعنی دروغ ) بدانند. در چند مرحله این کار انجام شده: اول خلقت جهان، بعد خلقت انسان، و بعد زندگی انسان ها بر روی زمین و: بالاخره پایان جهان. دروغ پردازان گفتند: زمین و آسمان با تمام موجودات، برحسب تصادف بوجود آمده! و انسان تکامل یافته موجودات دیگر، مخصوصا میمون است. بشر در اثر تکامل بطور تصادفی! اتش یا آهن را کشف می کند، بطور تصادفی، کلمات و زبان را ایجاد می کند! و بطور غیر ارادی و (غریزی) ازدواج کرده، و نسل خود را ادامه می دهد. اما از نظر اسلام و قران و مذهب، همه اینها را خداوند بوجود آورده، و در قران هم دلیل آن را بیان کرده است. بطور خلاصه، خداوند جهان را در شش روز آفرید. سپس به خلقت انسان پرداخت، و به آدم همه علوم از جمله: زبان و صحبت کردن را آموخت. بعد فرشتگان را مامور سجده بر آدم کرد. با فوت حضرت آدم، شیث نوه ایشان پیامبر شد. ادریس و دیگران هم تا زمان حضرت نوح هدایت مردم را بعهده گرفتند، در زمان ایشان، همه دنیا زیر آب رفت و تنها: یک کشتی حامل موجودات و گیاهان زنده ماندند، پس از فروکش کردن طوفان، در  کنار رود ارس زندگی را آغاز کرده، و کم کم به تمام جهان پراکنده شدند. همراه همه آنها اشخاص نخبه و برجسته بودند که: با خدا تماس داشتند(انبیا). تا آخرین آنها پیامبر اسلام شد. بعد ازایشان نوبت امامت رسید، بعد هم ولایت و در اخر تاریخ هم، صاحب الزمان ظهور می کند. این یعنی که همه چیز روشن، و برنامه زندگی معلوم است. نه آنکه همه چیز تصادفی باشد، اصلا اعتقاد به تصادف، یک دروغ بزرگ است. زیرا که تصادف وجود خارجی ندارد. مثلا وقتی دو خودرو یا هم برخورد می کنند، ممکن است نام آن را تصادف بنامیم. در حالیکه این تصادف  نیست و زاییده ارتباط علت و معلولی است. هر معلول یک علت دارد. و به سادگی می بینیم که: پلیس راهنمایی وقتی بیاید، علت تصادف را می نویسد. اگر کسی بگوبد تصادف بوده! چرا برای ان علت می تراشید، یک حرف گزاف و غیر علمی زده است. زبان و بیان انسان هم همینطور است، اگر بگوییم بطور تصادفی! انسان صاحب مکالمه شده، امری غیر واقعی و خنده دار است. اما وقتی بدانیم که خداوند، کلمات را به انسان یاد داد. این یک امر واقعی است، زیرا خودش تارهای صوتی را خلق کرده، و میداند چطور صدای انها تنظیم می شود. حتی جدایی زبان ها هم، دارای منطق است. مثلا یک قومی تصمیم گرفته: برخی کلمات را تغییر دهد، باید طبق قاعده ای این کار را انجام دهد. تا همه بتوانند درک کنند. شمارش یا اعداد بهترین نمونه است. چون انسان با انگشت شمارش می کرده، اعداد ابتدا شبیه انگشت بودند!(مانند چها رقم اول لاتین ). ولی بعد که دانشمندان هر قومی تغییراتی به آن دادند، دلیل داشتند: اول اینکه نمی خواستند دیگران(غیر خودی ها) بفهمند، دوم اینکه می خواستند خودی ها هم راحت یاد بگیرند!.مانند  سیاق در قدیم، یا رمز مخابراتی امروز.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : شب یلدا نشان وحدت زبان است.،
لینک ها :

بسیاری از خوشخیالها! می گویند کاش ایرانی ها نفت نداشتند. آن را یک بدبختی برای ایرانی می دانند و بجای اینکه خدا را شکر کنند: که در مملکت گل و بلبل بدنیا آمده، و همه چیز هلو برو تو گلو است. می گویند باید مثل کشورهای فقیر بودیم، تا کار کردن را یاد می گرفتیم! به زور بازوی خود متکی می شدیم و: اینمه متکی به درآمد نفت نبودیم. این هالو های شفتالو! بدانند که نفت یک نعمت است، و نمی تواند خیانت باشد، بلکه این نفتی ها! هستند که خیانت می کنند. و ملت را روی شاخ گوزن و در هوا نگهمیدارند. مکانیزم کاری انها کاملا خود محور و خود بزرگ بینی است. از یک طرف می گویند نباید از درآمد نفت هزینه های جاری را بپردازیم، لذا مردم در امر دریافت حقوق و مزایا دچار اشکال می شوند، و یارانه هم قطع می شود. از طرف دیگر اصلا درآمدی به خزانه واریز نمی کنند! تا خرج هزینه های عمرانی بشود؟! به دلیل اینکه فروش نفت به دلار است، و: ورود دلار به ایران ممنوع و تحریم است. یعنی هیچ! و این امر در دوران انگلیس و آمریکا بوده، بعد از ملی شدن نفت و در دوران جمهوری اسلامی هم ادامه یافته! در دوران انگلیسی ها، مردم نفت را نمی شناختند، بهره برداری از ان توسط دولتها، به شرکتهای انگلیسی واگذار شده بود. طبیعتا درآمد آنهم به انگلیس می رفت! فقط آلایندگی و: تصرفت غیرقانونی املاک و مسیرها، برای ایران باقی می ماند. به همین دلیل هم مردم وقتی موضوع را فهمیدند، قیام کردند و نفت را از انگلیسی ها پس گرفتند: نفت ملی اعلام شد. اما با دعوت آمریکایی ها،  واحد فروش دلار تعیین گردید، که آمریکایی ها هم ترجیح دادند: آن را در امریکا خرج کنند! و به ایران نمیدادند. البته قیام مردمی 57که شروع شد، ناچار شدند مقداری را به ایران برگردانن،د ولی آن هم پول یا دلار نبود! بلکه هواپیما و سلاح و دارو برنج و مرغ بود. زیرا ایرانی ها را، قابل نمی دانستند که پول را به دستشان بدهند، می گفتند ما بهتر خرج می کنیم! ونیازهای مردم را برطرف می کنیم! با پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا از ایران رفت ولی، این روش با مکانیزم تحریم ادامه یافت. چون واحد فروش تا امروز به دلار است. و دلار هم که تحریم شد، لذا نه دارو وارد ایران شد، و نه دلار! ولی نفتی ها موضوع به این سادگی را، پیچیده کرده و نگذاشتند مردم بفهمند. استدلال آنها این بود که:مردم نباید انتظار داشته باشند: نفت خرج کالاهای مصرفی شود. اما وقتی از انها می خواستند که: رابطه دلار و نفت را قطع کنند، تا در طرح های عمرانی استفاده شود، این کار را نمی کردند و می گفتند اگر به دلار نباشد، کسی از ما نمی خرد. از انطرف هم بجای دارو یا کالاهای سرمایه ای، گندم و کالاهای اساسی خریدیم؟! وقتی هم پرسیده می شد که: ما در کالاهای اساسی خودکفا هستیم، برای چه خریداری می شود؟ می گفتند راه دیگری نداریم. نفت را از ما به شرط کالا می خرند. خرید این کالاها را هم طوری حساب می کردند، که یک سنت هم اضافه نیاید! تا به خزانه واریز شود. پورسانت خریدار، هزینه دور زدن تحریم ها، قیمت بالای باربری و بیمه، با دلارهای ارزانقیمت محاسبه می شد که مازاد نیاید. معترضان را متهم به بی سوادی و بی تخصصی می کردند، تا هیچکس متوجه این دزدی و خیانت آنها نشود. البته مدتی مجلس برای هدفمندی یارانه ها، و آزاد سازی قیمت ها موادی تصویب کرد، ولی هرگز اجرا نشد. زیرا پرداخت یارانه ها همگی فرضی بود. یعنی دلار به دست کسی داده نمی شد، مقداری هم که می دادند، چند برابر آن را، از راه تزریق تورم و گرانی دلار های فرضی، از مردم می گرفتند. چون اگر یارانه ها را به دلار بدهند، ارزش دلار کاهش می یابد، و پول ملی تقویت می شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نفت خائن است یا نفتی ها؟،
لینک ها :

صدها سال بیشتر است که در ایران نفت پیدا شده، در برخی جاها نفت نزدیک سطح زمین بود، خاک را سیاه (قیری)می کرد. آن خاک که آتش می گرفت ، برای روشن نگه داشتن این آتش، از نگهبان یا آتش پرستار استفاده می شد. در برخی جاها هم، گاز به سطح زمین نشت می کرد! که دانشمندان ایرانی از ان استفاده های فراوان می کردند. از جمله شیخ بهایی حمام وکیل شیراز را، ساخت که بدون نیاز به سوخت! آب آن با یک شمع گرم می شد. بعد که ناکس دارسی ها آمدند راز آن را کشف کنند، بدتر خراب شد و هیچ.قت هم نتوانستند آن را روشن کنند. اما ناکس ها! دست برنداشتند و زمین های قیری! یانفت آلود را خریدند، تا فقط خودشان استفاده کنند، (برای صد سال امتیاز آن را خریدند). ابتدا زیاد مهم نبود، تا اینکه تبدیل به شرکت های بزرگ نفتی شدند، و سودهای باد آورده بدست آوردند! مردم ایران که دیدند سرشان کلاه رفته، قیام کرده، شرکت نفت انگلیسی ها را اخراج و نفت ملی شد! اما ملی گرایان، گفتند نفت را در بودجه نیاورید! (اقتصاد منهای نفت را مطرح کردند!) و لذا شرکت ملی نفت ایران، به دولت ایران سرخم نکرد، و درآمد نفت به خزانه واریز نشد! البته بهانه آن بود که می خواهیم: خرج های عمرانی را تامین کنیم. جمله هایی را لای زر ورق گذاشتند و گفتند: نفت ثروت همه نسل ها است، و ما نباید آن را برای خودمان خرج کنیم! یا بعضی ها هم گفتند: چون ممکن است ذخائر نفت تمام شود، لذا نباید در بودجه بیاید، که اگر تمام شد، مردم به فلاکت نیافتند! ولی هردو آنها دروغ از آب در امد! هیچ بودجه ای، خرج عمران مملکت نشد! و همه آن دستمزد مشاوران و وزیران، وکیلان و مهندسان و مدیران عامل: شرکت ملی نفت شد. اگر خیلی فشار می آمد می گفتند: این دستمزدها هزینه عمرانی است، چراکه شرکت نفت هم، سرمایه گذاری می خواهد. بعد از انقلاب اسلامی مدیران اولیه، مانند شهید تند گویان حقوق از وزارت نفت نگرفتند، تا این بهانه از بین برود. ولی بجای طرحهای عمرانی، طرح های اکتشافی! و هزینه سفرهای اپک تعریف شد! دورغ دوم آنها را هم خدا افشا کرد! آنها می گفتند تا سی سال دیگر(تا1380) نفت تمام می شود، و مردم ایران به گدایی می افتند! اما خداوند هر روز با اهدا: میادین جدید نفتی به این ملت، بدجوری تو کاسه آنها گذاشت. ولی بازهم درآمد نفت به خزانه واریز نشد! دولتیها راه مجازی برایش ایجاد کردند! درآمد نفت را بدون اینکه به خزانه واریز شود، به ریال محاسبه کردند و در بودجه گذاشتند! بعد هم نتوانستند از وزارت نفت بگیرند، شد کسری بودجه! هنوز هم این روند ادامه دارد: گرچه شرکت ملی نفت به وزارت نفت تبدیل شد، تا بدنه دولتی به حساب بیاید! و مجبور باشد که درآمد را به خرانه واریز کند. ولی بازی تحریم را راه انداختند! گفتند: تقصیر آمریکا است که: راه ورود دلارهای نفتی را بسته است؟! اما عده ای پیدا شدند و این کلک آنها را افشا کرده، تحریم را دور زدند و: پول را به داخل مملکت آوردند، ولی  به عنوان دور زدن تحریم، دستگیر و زندانی شدند! اگر در ایران هم زورشان نرسید، به آمریکا دستور دادند: تا این کاسبان تحریم را، زندانی و جریمه کنند، نتیجتا بجای 26درصد در امد نفتی برنامه 5ساله، 62درصد سهم نفت را در بودجه، آنهم با قیمت واهی! درج کردند، تا حواس ها پرت شود: قیمت نفت در جهان صد دلار است! و 120میلیارد دلار درآمد سالانه نفتی ایران، اصلا به داخل نمی آید!( به بهانه ال سی و وسویفت..) از این طرف هم، با 50دلار در بودجه، نیابتا! هزینه می شود. و چون این 50دلار هم هرگز به کشور نمی اید، در آخر سال، دلار را گران می کنند! تا از محل تورم یا قطع یارانه ها، جای آن را پر کرده، و کسری بودجه را ترمیم کنند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : حواس پرت کردن های بودجه ای!،
لینک ها :
دوشنبه 26 آذر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
No alt text provided for this image
 برخلاف لیبرال ها که تبلیغ می کنند: ایرانیان ملت غمگینی هستند، مردم ایران بسیار شاد و پر روحیه هستند! در کشورهای صنعتی، مردم غیر از محیط خشک و بی عاطفه کاری، اصلا همدیگر را نمی بینند، زیرا از کار زیادی که از انها کشیده می شود، بسیار خسته اند، و حوصله صحبت کردن هم ندارند، فقط راجع به گرمی یا سردی هوا، آنهم خیلی مصنوعی می توانند حرف بزنند، تا سیاسی تلقی نشود! جرات بحث های سیاسی هم ندارند، زیرا فوری تروریست قلمداد می شوند، اما در ایران، مردم به محض اینکه فرصتی پیدا کنند با همدیگر، از همه چیز صحبت می کنند! برای آنها انتقاد کردن از دولت، نه تنها ترس ندارد! بلکه فحش دادن به گرانی، یا انتقاد از دولت را، واجب میدانند. گاهی جلسات رسمی هم، آنقدر از این بحث ها شلوغ می شود، که در اصطلاح فارسی می گویند: مگر سنگ پا گم کرده اید! همین اکنون با اینکه: چند روزی به شب یلدا باقی مانده، مردم خود را برای آن آماده می کنند، درواقع شب یلدا در ایران یکماه! می شود: همه به خرید انار و هندوانه مشغول می شوند. جشن انار اکنون در همه جای ایران آغاز شد.بسیاری از نمایشگاهها مانند مصلی ، بوستان گفتگو، کاخ موزه نیاوران، میوه جات تابستانی می فروشند! و می گویند: اگر میوه تابستانی را در زمستان بخوریم، برف و  سردی آن را فراموش می کنیم! قصه گویی هم راه خود را باز می کند. چون شب یلدا بلندترین شب سال است ،مردم ایران به رسم 15هزار ساله نیاکان خود، آن را با گفتن قصه کوتاه می کنند. جشنواره بین المللی قصه گویی را هم در این ایام برپا کرده اند. از خانم احترام السادات برومند هم تقدیر می کنند. داستانهای آفرینش زمین وانبیا، حماسه های حفظ مرزهای سرزمینی ایرانیان، همه  جذاب تر است. شعر حافظ و سعدی  و دیگر شاعران هم، جای خود را دارد. اینها همه با یاد ونام خدا همراه می شود! اولین شعر حافظ در دیوان بزرگ او، مربوط به  بریدن انگشت امام حسین ع، برای غنیمت گرفتن انگشترش می باشد.(الا یا ایهالساقی ادر کاسا و ناولها): که عشق اسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها. بالاترین عشق ها را جانبازی امام حسین ع، در راه معشوق و معبود خود میدانند. سمبول انار هم به همان اشاره دارد: چرا که  انار یکی از میوه های بهشتی و نشان عشق خداوند به بشر است: البته غیر از انار، تعداد دیگری راهم خداوند، مستقیما از بهشت فرستاده، مانند انگور و زیتون و سیب، که نشان عشق دائمی، فضل و برکات خداوند بر انسان ها است. خوردن انار یا جشن انار هم، عشق بشر به خداوند است: چون اشاره به فلسفه خلقت دارد: و هم اینکه خداوند بشر را خیلی دوست دارد، زیرا بهترین نعمات خود را برای انها فرستاده است. دانه های انار نشان با هم بودن، و شاداب زندگی کردن است. و این جشنها سالیان سال بوده است. از امام علی ع منقول است که در اطراف رود ارس،(اصحاب الرس) مردمانی زندگی می کردند که: دوازده شهر داشتند. و هر شهر ان بنام یکی از ماهها بوده است(فروردین و اردیبهشت و خرداد و تیر..) و از این رو در قران، کلمه ماه همان شهر ذکر شده است! تا نزدیکی فرهنگ مردم را به خدا نشان دهد. ایرانیان باستان در هر ماه، یک روز راهم مطابق ردیف آن ماه، جشن می گرفتند که مهرگان، یعنی روز هفتم از ماه هفتم، بسیار معروف است. در میان اعراب مهرگان یا مهرجان، به معنی جشن و شادی و سرور است. و یعنی مردم هرانچه را خداوند دوست داشت، می پسندیدند. . برخلاف تبلیغات لیبرالها، حتی عزاداری ما نوعی مهرجان است. زیرا شهید شدن امام حسین، از نظر دشمنان غم و اندوه و شکست است، از نظر زینب س  و زینبیون چیزی جز زیبایی نیست!(مارایت الاجمیلا)


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : جشن انار و هندوانه!،
لینک ها :


No alt text provided for this image
یک میلیون کودک گرسنه در اسرائیل(ها آرتص)
مسابقات علمی کنکور برای ورود به دانشگاهها،  جشنواره های جوان و: برگزاری  امتحانات تیزهوشان، مراکز تربیت نیرو، پرورش متخصصان و کادر سازی برای مدیریت جهان است. گرچه ایران سابقه طولانی در مدیریت جهان دارد، ولی چند سالی به ظاهر این کار به تعویق افتاد. ولی بعد از انقلاب اسلامی شدت گرفت. برخی ها به اشتباه آن را فرار مغزها می دانند ولی، اگر گزارش کوتاهی از این چهل سال فرار مغزها در دست داشته باشیم، خواهیم دید که همه آنها در بهترین مراکز مدیریتی جهان نفوذ کرده، و جایگزین نیروهای دیگر شده اند. نتیجه آن اجرای کامل سیاست های ایران، یعنی اقتصاد مقاومتی است. در ابعاد دیگر هم این موضوع قابل مشاهده است: بجز نیروهای خط مقاومت که کلا، در جبهه ای واحد هستند. آثار ان در درون جبهه استکبار هم دیده می شود. انتخاب جلیقه زرد برای قیام فرانسه، اشاعه آن به اسرائیل و دیگر کشورها، بظاهر تصادفی است اما اینطور نیست. رنگ زرد در پرچم حزب الله لبنان، نماد  روشنی دارد. براساس روایات کسانی که اسرائیل را شکست می دهند، دارای پرچم های زرد هستند! و انتخاب این رنگ برای حزب الله لبنان، کاملا آگاهانه و برمبنای اعتقادات اسلامی است. لبنان کشوری فرانسه زبان است، و با فرانسوی ها بیش از دیگران تعامل دارد. فرانسه نیز از مردم لبنان بخوبی حمایت می کند، غالب مهاجرین یا رنگین پوستان فرانسوی هم، از کشورهای عرب زبان است. همانطور که لیبی و ایتالیا کنش های نزدیک به هم دارند. لذا مردم فرانسه که تجربیات تلخی از شکست: قیام های اخیر خود داشتند، با تحلیل علل شکست ها فهمیدند که: نداشتن جهت فکری و ایدئولوژی، عامل اصلی شکست ها بوده! زیرا در گذشته برای انقلاب و قیام خود، یک تعریف صنفی و یا هدف اقتصادی داشتند. دشمنان با دادن وعده های دروغین، یا شعار های بهتری آن را مصادره می کردند. از زمان جنگ جهانی دوم زمان ژنرال دوگل و ژرژ پمپیدو، لیبرال ها این شعار های صنفی را مصادره کردند. و حکومت ظالمانه خود را به بهانه: بازسازی با کمک آمریکا(سرمایه داری)  بر مردم فرانسه تحمیل کردند. (درست مشابه ایران در زمان پهلوی دوم) اما قیام مردمی وسیعی در آن زمان صورت گرفت، ناچار سوسیالیزیم را به میدان آوردند! هدف سوسیالیزم مبارزه با خیزش مردمی، و سرکوب آن بود! و توانست با مصادره شعارهای مردمی، موفقیت هایی را به دست آورد. ولی مردم باگذشت چند دهه متوجه شدند که: سوسیالیزم هم مانند لیبرالیزم است: دو طرف یک سکه هستند. لذا قیامهای انان با تاثیر از انقلاب اسلامی (نه شرقی و نه غربی) آغاز شد. این تحولات در حالی بود که همه اروپا، و حتی امریکا و اسرائیل هم به آن پیوستند! سوسیالیزم بطور رقیق تری در امریکا نیز روی کار امده بود! دولتی کردن بسیاری از خدمات، در کشوری که دولت را تاجر خوبی نمی دانست، به همین دلیل بود.(مانند طرح بیمه اوباما) ولی مردم آمریکا که فهمیدند سوسیالیزم چه رقیق و چه غلیظ، سراب دروغین است، لذا نهضت 99درصدی معروف را به راه انداختند. ولی چون شعار آنها صنفی بود، و ریشه ایدئو لوژیک نداشت مانند اروپایی ها، به شکست انجامید. در اسرائیل و انگلیس هم، پیروزی حزب کارگر نشان پیروزی: شعار های سوسیالیستی در آنها بود. لذا همه دنیا لازم دیدند دوباره مروری بر: حرکت های انحرافی داشته باشند! سوسیالیزم ولیبرالیزم(چپ و راست) راست را کنار گذاشتند.این امر به کمک ایران بود که: توانست به آنها نشان دهد: تنها راه رهایی، مبارزه در راه خدا است. این مبارزه دو سو پیروز است!اگر کشته شوند به بهشت می روند، و اگر پیروز شوند، عوامفریبی نمی کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : کادر سازی برای سازمان اتحاد جهانی،
لینک ها :
امروز یکی از سحنرانان کنفرانس بین المللی فناوری بسته بندی، که در مورد تولیدات بسته بندی(مقوا و کارتن)سخنرانی می کرد گفت: به دلیل اینکه ما معدن چوب نداریم، ولی روسیه معدن چوب است، و کشورهای جنوبی نیز بهترین خریدار چوب هستند، بهتر است تمام ایران مناطق آزاد شود! با توجه به علاقه نمایندگان مجلس قانونگذاری ایران، به توسعه مناطق ازاد و افزایش تعداد آنها، این نظریه جالب است، اما در بررسی آن باید به چند مولفه توجه کرد: اول اینکه ایران منطقه ژئوپلیتیک است و مورد علاقه همه دنیا. از ابتدا تمدن در اینجا بوجود آمده و تاریخ 15هزارساله مکشوفات مفرغ و سفال در ایران آن را ثابت می کند لذا در این 15هزاره مردم فعالیت های زیادی کردند تا این سرزمین را زیست پذیر کنند. دو م: زیست بوم ایران از هرنظر کامل است، و برای یک زندگی سالم زمینه وسیعی دارد. چهارفصل است یعنی هرکس هر نوع زیست بومی را دوست داشته باشد، در ایران محقق شده است! سرزمین بارانی چون گیلان، سرزمین سرسبز مانند مازندران، صحرا و بیابان مانند کویر لوت و کویر نمک. برف و زمستان های سخت در آذربایجانهای شرقی وغربی! گرمای سوزان و حرارت زیاد در جنوبگان ایران. حتی در میان بیابان ها، شهرهایی سرسبز چون بافت و یزد، که قنات و انار آن معروف است. در میان شهرستانهای باران زا، دریایی شور و غیر قابل شرب ! از لحاظ معادن بسیار غنی، و از لجاظ دسترسی مانند چهار راه می ماند. اگر همه خشکیهای زمین تصویر شود، وسط آن ایران است و درواقع فاصله ان، از ابعاد چهان بیک اندازه است! شکل آنهم مانند قلب است، یعنی ایران قلب جهان است.  نه تنها از نظر جغرافیایی، ایران مرکز جهان است و: شرق و غرب ،شمال و جنوب با آن شناخته می شوند، بلکه از نظر سیاسی هم، ایران خون تازه در رگهای دیگر سرزمین ها می ریزد. چه قبول کنیم وچه نکنیم، ایران تاثیر گذار در همه نقاط جهان است، جهان هم توجه خود را به آن دارد. بسیاری از جنگهای بزرگ و حملات تاریخی به ایران، فقط برای همین علاقه بوده! اغلب آنها خواسته مشروع و مسالمت آمیز داشته اند، ولی غرور سرکردگان ایران، آنها را به عکس العمل واداشته! حمله مغول بعد از آن آغاز شد که: نمایندگان اعزامی انها بی دلیل، توسط خوارزمشاه کشته شدند! حمله اعراب به ایران برای آن بود که: کیخسرو نامه پیامبر را پاره کرد. حتی حضور آمریکا و انجام کودتا در ایران، به خواسته خود ایرانی ها(مصدق) بوده است. اکنون نیز مخالفت اروپا و آمریکا باز هم، به خواسته بخشی از ایرانیان است! که تصور می کنند برمی گردند، و رژیم اسلامی را سرنگون می کنند!  براساس خواسته لیبرالها! برای پیروزی در انتخابات، نیاز به تحریم ایران و فشار به جناح اصولگرا بود؟! لذا اگر مناطق آزاد هم اعلام شود، باید آنها قانون اساسی جمهوری اسلامی را بپذیرند، و تعهد بدهند خلاف قانون عمل نمی کنند. آنها چنین تعهدی را خواهند داد. و هیچ اقدام ضدامنیتی هم انجام نخواهند داد. به دلیل اینکه آنها در کشور خودشان، از ایرانی ها خوب استقبال می کنند. ایرانی ها در تمام کشورها صاحب املاک و سرمایه، تشخص سیاسی و مدیریتی هستند! فقط سال گذشته 800هزار خانه توسط ایرانی ها، در ترکیه خریداری شده! بگذریم از اینکه از هر60شرکتی که: در دره سلیکون کالیفرنیا ثبت می شود، 2 شرکت ایرانی هست! که در بلند مدت همه شرکتها ورشکسته و منحل می شوند، ولی شرکتهای ایرانی صاحب: سرمایه و بازار در انجا می شوند. در واقع ما به عصر جهانی اتحاد ملتها وارد شده ایم. و ملت ها بدون سرو صدا، باهم یکی شده اند! وقتی که جلیقه زردهای فرانسه، در تل آویو هم ادامه می بایند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مناطق آزاد تجاری،
لینک ها :
جمعه 23 آذر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
وقتی آمریکا از قدرت ایران حرف می زند، تصور می کند مردم خواهند ترسید! و به او پناه خواهند برد. اما نمی داند که مردم دنیا از اینکه می بینند: گردن کلفت ها و هفت تیرکش های دیروز، از ایران می ترسند و مانند سگ پاسوخته، التماس می کنند و به گریه افتاده اند خوشحال می شوند! فقط آل سعود و رژیم نامشروع اسرائیل، دلشان به حال گاوچران ها میسوزد! و یا از قدرت ایران میترسند، ولی اینها فقط دو نفر هستند! یعنی فقط نتانیاهو و بن سلمان! حتی پدر و مادر و برادرهایشان هم، آنها را قبول ندارند چه رسد به ایل و تبار! یا ملت مسلمان عربستان و یهودی فلسطین! زیرا ملت مسلمان عربستان بیش از مسلمان های دیگر، از ظلم و ستم و دروغ گویی و فساد و جنایت های آنها خسته شده اند، و دنبال یک منجی می باشند. ملت یهودی اسرائیل گرچه به ظاهر ممکن است: ساکن شهرک های صهیونیست نشین باشند، یا در ارتش اسرائیل خدمت کنند! ولی خدا می داند که در دل آنها چه می گذرد. همین حد بدانیم که اگر روزی، فشار از روی سرشان برداشته شود، اولین کسانی هستند که برای آزادی قدس و مکه قیام خواهند کرد، و آنها را از چنگال بت های بزرگ بیرون خواهند آورد. لایه های امنیتی اسرائیل که: با پول نفت عربستان تغذیه می شود و: در شرکتهای امنیتی آمریکا دوره میبینند، دیگر کارشان تمام است! دلیل مهم آن هم این است که: بجای یکی دو لایه امنیتی، دهها لایه امنیتی هست! هر لایه مانند سگ از لایه دیگر می ترسد. که همه اینها فقط جنگ روانی است. ولی امروز دنیای افشای اطلاعات است، و همه سربازان و افسران امنیتی، در همه شرکت های امنیتی آمریکا و عربستان و اسرائیل، می دانند که لیست دریافتی های ادم کشی و جاسوس شان، در پیام رسانهای جهانی رد و بدل می شود. هیچ شک و شبهه ای نداشته باشند، که این دریافتی ها روزی مانند طناب دار، به گردن آنها انداخته خواهد شد! پلیس فرانسه این را خوب تجربه کرد! و دید که مردم فرانسه تا کجا اطلاعات آنها را دارند. اما مردم صبورند! آنها می گویند: اگر سگی پای ما را گاز گرفت، ما که نباید پای سگ را گاز بگیریم! یا می گویند: این پلیس ها فرزندان ما هستند، شاید روزی بیدار شوند، لذا تا آن موقع صبر می کنند. والا میتوانستند در همان روزها، خانواده های آنها را گروگان بگیرند، یا خانه های آنها را آتش بزنند. ولی مردم دنیا دنبال عدالت هستند: عدالت علی ع، و مردم فرانسه با آتش زدن سفارت اسرائیل، این را ثابت کردند. و آشکارا گفتند که: با همه دنیا در یک جبهه هستند: جبهه ای بزرگ، برعلیه سه نفری کوچک!(پمپیو،نتانیاهو و بن سلمان).دنیا راه دیگری نمی شناسد، و قبول ندارد. یا باید پول کثیف آل سعود و صهیونیست ها و لیبرال ها را قبول کند، یا با آن مبارزه کند! حتی ترامپ هم با همه دیوانگی، این را فهمیده. اظهارتش در مورد قدرت ایران، این را ثابت می کند که او هم، شخصا با مردم است! ولی در دایره لابی های صهیونیستی اسیر شده، و مجبور است به بهانه کمک های مالی، از انها تعریف و تمجید کند. وقتی او می گوید: اگر حمایت آمریکا نباشد، آل سعود باید فارسی حرف بزند. این یعنی آل سعود باید به دنبال یادگیری زبان فارسی باشد! که البته نیازی هم ندارد، چون هم نتانیاهو و هم بن سلمان، فارسی را خوب بلد هستند. آنها چادر مشکی راهم می شناسند! و بارها تمرین کرده اند که چگونه: مانند بنی صدر چادر سر کنند و بگریزند! اصلا روسری(عقال) آنها، یاد آور پیروزی کاوه بر ضحاک، و اردشیر بابکان بر حجاز است. حالا اگر کسانی هم مانند وزیر خارجه ایران، این را نمی دانند بروند مطالعه کنند بعد حرف بزنند! و بدانند با مواضع ضد ونقیض، فقط سند رسوایی خود را امضا می کنند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :