ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

معمولا مرکز تصمیم گیری هر شرکت،هیات مدیره آن است و مدیر عامل، مجرای مصوبات است. البته بازرسان بر کار او نظارت دارند. این همان تفکیک قوای سه گانه است، که در سطح کشور بجای هیات مدیره، مجلس قانونگذاری است، و رئیس جمهور قوه مجریه است. قوه قضائیه هم وظیفه نظارت بر حسن اجرای قوانین دارد. بعد از جنگ دوم جهانی، با تاسیس سازمان ملل متحد، مرکز تصمیم گیری جهانی به نیویورک منتقل شد، و در قالب موافقتنامه ها، استقلال کشورها زیر سوال رفت. مجمع عمومی سازمان ملل، جای پارلمان کشورها را گرفت، و دبیرکل بعنوان رئیس جمهور جهانی! مسئول اجرای مصوبات شد و: شورای امنیت نیز بجای: قوه قضاییه جهانی عمل کرد. متاسفانه استعمار نوین از همین جا شروع شد. برخی با نفوذ در شورای امنیت، بقیه را مطیع خود کردند. وجود حق وتو، بزرگترین عامل استعماری آنها بود. کار بجایی رسید که: به جای استبداد وطنی، دیکتاتوری جهان وطنی! حاکم گردید. رئیس جمهور آمریکا به عنوان: رئیس شورای امنیت بالاتر از دبیرکل، واجد همه اختیارات شد. وی با استفاده از حق میزبانی، مدتی کوتاه، هزینه های زیادی پرداخت، تا این قدرت را بدست آورد، پس از بدست آوردن آن، حتی از پرداخت حق عضویت خود! به سازمان ملل امتناع کرد. گردن کلفتی او بجایی رسید که: از تمام پیمانها بین المللی، بصورت یکطرفه خارج شد! و کمک های انساندوستانه خود به: فلسطین و سوریه را قطع کرد. اما هنوز مراکز تصمیم گیری را در اختیار داشت! در ایران وقتی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد، همین نکته را مورد چالش قرار داد. اکنون نزدیک چهل سال است که: نمی گذارد آمریکا یکه تازی کند. گردن کلفتی او فقط برای عربستان و اسرائیل است. البته این دو بزودی از بین خواهند رفت. گرچه بهتر است که: قوانین و دستور العمل های سازنان ملل مورد تجدید نظر قرار گیرد. اما چون حق وتو وجود دارد، مانند شرکت های تجاری، فقط تنها راه حل آن، اعلام ورشکستگی یا انحلال است. زیرا برخی شرکتها، موادی را در اساسنامه درج می کنند، تا از حیطه اختیارات هیات موسس خارج نشود. سازمان ملل هم بمثابه یک شرکت بزرگ، حق وتو را گذاشته تا هیچ قانونی، برعلیه آمریکا در سازمان ملل تصویب نشود. در مورد اسرائیل و عربستان هم نشود. زیرا با وتوی آمریکا مواجه می شود. اکنون مثلث شوم امپریالیزم وصهیونیزم و ارتجاع، در قالب این سه رژیم، در مقابل تمام دنیا هستند. این مرکز تصمیم گیری باید از بین برود، همان طور که قبل از آن جامعه ملل: در اروپا و در مقر ژنو از بین رفت، تا سازمان ملل ایجاد شود. در غیر اینصورت، حتی در ایران هم شاهد نفوذ آن مراکز تصمیم گیری، خواهیم بود. بطوریکه معاون اول رئیس جمهور، و دوتن از وزرا، از بسته بودن دست خود، در اجرای قانون می گویند! نماد این موضوع در نرخ: برابری ارز آشکار است. با اینکه رئیس حمهور و معاون اول، سعی دارند آن را در مرز 4200تومان نگهدارند، ولی وابستگان به آن مرکز قدرت، مانند مشاور اقتصادی، یا برنامه ریزی با دستان باز! آن را به 8هزار تومان ( بدستور نهاوندی) و 13هزار تومان نگهداشته اند. حتی دبیرکل بانک مرکزی را، به روسیه می فرستند، تا مانع جایگزینی دلار شود! افرادی به دفتر مراجع می فرستند، تا رهبری را قانع کنند که: با آمریکا وارد مذاکره شود! طبیعی است تا فشار برون مرزی وجود دارد، همان فشار عینا به تمام نقاط منتقل می شود! البته راه دومی هم وجود دارد، به محض اطلاع از وابستگی افراد، آنها را فوری معزول نمایند. زیرا تیم اقتصادی دولت را، این دوتن هدایت می کنند و تا موقعی که: آنها هستند تغییر کابینه هم فایده ای ندارد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

بازدید کشوری از سراسر دنیا، از مردم عراق، و شرکت در مهمانی آنها آغاز گردیده. همه مردم دنیا دعوت به این مهمانی بزرگ هستند. ایران همسایه بزرگ عراق نیز، به او کمک کرده تا تمام زائران را، بصورت رایگان تغذیه و اسکان نمایند. برای 40میلیون مسافر یا زائر و یا مهمان، امکانات لازم فراهم شده تا: یک دهه یا یک هفته را، با آرامش در شهر های زیارتی عراق بروند! و بدون نیاز به پرداخت هزینه، مهمان سفره اباعبدالله الحسین باشند. این رسمی تازه نیست و: سالهاست که عراقی ها با جان ودل از: زائران اباعبدالله مخصوصا اگر از اروپا و آمریکا باشند، پذیرایی می کنند. ایران بیشترین مهمان را به عراق می فرستد! از نظر مالی و امکاناتی نیز، بزرگترین شریک آن می باشد. البته ظاهرا این راهپیمایی از فردای: سقوط صدام آغاز شد، ولی در واقع از زمان بعد از شهادت ایشان، یعنی 1400سال پیش پایه گذاری شد.زیارت کنندگان اولیه که، همان باقی ماندگان واقعه کربلا بودند، سعی گردند پیاده بروند. در طول تاریخ، افرادی مثل صدام زیاد بودند! که مانع زیارت می شدند، یا اینکه کربلا را تخریب می کردند! آخرین کسی که کربلا را درهم کوبید، آل سعود ملعون بود که حدود: صد سال پیش حرم پیامبر را در مکه و مدینه، تخریب و مردم آنجا را قتل عام کرد! بعد هم به سراغ کربلا رفت. مردم کربلا برای زیارت نجف رفته بودند، و کربلا خلوت بود. اما وقتی شنیدند بازگشتند، و آل سعود همه آنها را هم قتل عام کرد. صدام که مجری سیاسات های آل سعود بود، گرچه نتوانست آنها را خراب کند، ولی صدمه زیادی زد و به همین علت نامش را صدام حسین گذاشته بود. اما همه آنهاییکه آرزوی ازبین بردن تشیع را داشتند، خودشان ازبین رفتند! وامام حسین ع و یارانش باقی ماندند. طرفدران آنها هم، هر روز زیادتر شدند. از انجا که جنگ روانی دشمن، به رهبری آل سعود ادامه داشت، لذا مردم تصمیم به مقابله گرفتند. راهپیمایی روز اربعین، یک نوع رسانه است که با آن، پیام ظلم ستیزی و قیام را، برای ملت ها به جهان مخابره می کند. امروز مردم آمریکا، نباید احساس تنهایی کنند! بلکه بدانند همه جهان به آنها کمک خواهد کرد: تا از دست حکومت نژاد پرست، و وحشی دولت مرکزی رهایی پیدا کنند. مردم اروپا هم بدانند که حکومت: فاشیستی و پلیسی اروپا، هرچه قدر قوی باشد، اراده مردم با توکل به خدا، و هدایت امام حسین ع، از انها قوی تر است. باید مردم آنها هم، یک قدم جدید دیگری بردارند. همانطور که ایرانی ها تظاهرات 22بهمن را، هرسال انجام می دهند و عراقی ها، راهپیمایی اربعین را پاس می دارند، آنها نیز یک قدم جلو بروند: و آل سعود را ازبین ببرند. و این هم از طریق راهپیمایی به سوی: بقیع شریف در مدینه امکان پذیر است. بقیع شریف در شهر مدینه است، و از زمان روی کار آمدن آل سعود تخریب شده، و همچنان مخروبه است. این قبرستان علاوه بر فرزند و همسر پیامبر، حداقل چهار امام معصوم در خود دارد! که برادر امام حسین ع، پسر و نوه و نبیره اش بحساب می آیند. روز وفات امام حسن 28 صفر است، یعنی 8 روز بعد از مراسم اربعین! و این فرصت خوبی است که: مردم سراسر عربستان، برای راهپیمایی آماده شوند. آنها میتوانند برای زیارت، به مدینه بروند و در آنجا، وسائل پذیرایی مسافران دیگر را، که از تمام جهان می آیند آماده کنند. مردم هم بعد از زیارت اربعین، همگی نیت کنند و: پیاده یا سواره بسوی مدینه بروند. مرز شلمچه از ایران، و مرز عرر در عراق نزدیکترین فاصله است. همزمان که مردم فلسطین، به سوی مسجدالاقصی میروند، می بینیم آنها نمی توانند جلوی اینهمه مردم را بگیرند. اگر هم  زخمی یا شهید کردند، بقیه باید به راه خود ادامه دهند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
یکشنبه 29 مهر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
می گویند پادشاهی از وزوز مگسی، ناراحت شد و رو به وزیر کرد و پرسید: هدف خدا از خلقت مگس چه بوده؟ وزیر هم پاسخ داد: نشان دادن ضعف قدرتمندانی مثل شما! که از یک مگس هم می ترسید. البته مگس انواع گوناگون دارد: یکی از انها خرمگس است! خاصیت اصلی مگس و خرمگس، این است که بر روی عفونت ها می نشیند، و از ان تغذیه می کند! و خداوند قیافه او را زشت آفریده، تا برای دفع مگس هم شده، انسان به نظافت اهمیت دهد. این موضوعات در روابط بین انسانها هم، بوجود می اید که یکی از انها، وجود خرمگس معرکه! یا مگس های سیاسی است. حاکمان قبل از قدرت،  دوست دارند که همه چیز را درست کنند! و مردم را به رفاه و عدالت برسانند. ولی وقتی به حکومت می رسند، ارتباط آنها بامردم معکوس می شود! زیرا هزینه عدالت را بسیار بالا می بینند. اولین هزینه آن رها کردن: اموال و متعلقات خودشان است. یعنی برای اثبات عدالت، باید مثل کمترین مردم زندگی کنند، یا حداقل متوسط آن را رعایت کنند. لذا رویا قدرت و ثروت شان به باد می رود! مثلا باید کار کنند ودستمزد بگیرند! مانند مردم اجناس را گران بخرند، رفاه و تفریج را کنار بگذارند. این کار سحت است، مگر اشخاص فرهیخته ای چون امام علی ع. زیرا طمع چنان است که: هرچه جلوتر می روند، دوست دارند ثروت خود را بیشتر کرده، قدرت خود را گسترش دهند. لذا جامعه دچار بی عدالتی می شود. که در برخی نقاط بصورت اعتراض، خود را نشان می دهد. اعتراضات سیاسی، نقاط عفونی یک جامعه هستند. از حضرت علی ع نقل است که فرمودند: اگر فقیری در جامعه پیدا شد، معلوم می شود دولتمردان، حق او را دزدیده اند معروف است می گویند" اگر کاخی بنا شد، باید در کنار آن زندان نیز بنا شود! زیرا برای ایجاد و اداره کاخ، لازم است مالیات ها بیشتر شود، و مردم اعتراض می کنند. برای جلوگیری از اعتراض، باید آنها را به زندان انداخت، تا خاموش شوند! به همین دلیل بعد از انقلاب اسلامی، دشمن از هر دوراه وارد شد. از یک طرف با نفوذ در بین انقلابیون، آنها را به ثروت اندوزی و تجمل گرایی تشویق کرد. از سوی دیگر به مردم هم توصیه کرد که: اعتراض کنند! کم کم انقلابیونی چون شهید رجایی، که زندگی ساده داشتند، از دور خارج شده و بجای آنها، مرفهین نفوذی پست ها را اشغال کردند. لذا اعتراض ها هم شروع شد. این اعتراض ها به گوش: رهبران ایران رسید، آنها هم، این نقاط عفونی را درمان کردند: برخی افراد را برکنار و یا: به سزای اعمال مفسدانه شان رساندند. به همین جهت، مشکلات حل می شد و: انقلاب اسلامی به راه خود ادامه می داد. چون اغلب رهبران ایران ساده زیست، و طرفدار مردم بودند، لذا مردم هم، حرفهای آنها را قبول کرده، و صف خود را تجمل گرایان و: اسرافکاران جدا کردند. ولی آنهایی جنگ روانی درست کردند! تبلیغ می کردند که: کار انقلاب تمام است! ولی کار خودشان تمام شد! یا مردند یا گم و گور شدند یا استعفا دادند. و انقلاب به سن چهل سالگی پای گذاشت، که به سنت الهی، سن آغاز تبلیغ علنی است! تبیلغ رحمت خدا برای همه مردم دنیا.(رحمتا للعالمین)و: شکستن مرزهای استعماری: جدایی امت اسلامی. و تشکیل امت واحده جهانی مستضعفین. و این ممکن نبود مگر! به کمک مگس های سیاسی، که خداوند آنها را خلق کرده، تا زمامداران اسلامی نقاط عفونی را بشناسند، و آن را درمان کنند. قیافه این مگس های سیاسی: مانند داعش و منافقین و سلطنت طلب ها، بقدری کریه است که حتی: سلولهای عفونی هم، رغبتی به قبول آنها ندارند.کسانی که چهل سال است فقط نق می زنند! فحش می دهند، ولی تاکنون حتی یک ریال به مردم کمک نکرده اند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

ای انسان در هرکجا هستی، به دنبال پیدا کردن خودت باش! زیرا که این روز ها، دزدان زیادی هستند که می خواهند: ترا بدزدند و از تو یک ماشین، یا یک برده مدرن بسازند. امام حسین ع کسی است که راه خودی را نشان داد. ممکن است همه چیز آنها شبیه تو باشد، مانند تو نماز بخوانند یا روزه بگیرند! 

ولی همه اینها برای فریب دادن توست، تا تو خیال کنی آنها هم مانند تو هستند. برای پیدا کردن خود واقعی ات، همه چیز را رها کن و: پشت سر بگذار و پای پیاده، در راه کربلا قدم بگذار! پیاده روی اربعین، فرصت مناسبی است تا روح  وروان و جسم خود را بکاوی، و ببینی کجای کار هستی! آیا جسم تو سالم است؟ میتوانی 70کیلومتر راه بروی؟ آیا گوارش معده تو سالم است؟ آیا می توانی غذاهای نذری بخوری؟ این یک چکاپ کامل جسمانی است! و بعد از اربعین خواهی دانست که: بدن توچه چه شگفتی هایی دارد، و تو قدرت به چه کارهایی داشتی! اما فقط جسم نیست. روح تو هم صیقل می خورد و براق می شود. ساعتها فرصت داری، بدون دغدغه به خودت فکر کنی . چه هستی چه باید بکنی؟ و چرا تا بحال انجام ندادی؟ تو می بینی که کوچک و بزرگ، با کوله بار و بی کوله، پیاده و سواره با تو می خوانند، و پا به پای تو می آیند. بعد از کیلومتر ها رفتن و سینه زدن و فکر کردن، ناگهان گنبدی نورانی که نماد آسمانی شدن توست، با گلدسته های زیبا که نماد: خواستن و توانستن و تکامل تو هست، جلویت سبز می شود! حالا بعد از اینهمه تفکر، چه می خواهی؟ از آقایی که تمام گنج های دنیا، در دست او است و: گنج های آخرت را هم، به کمک مادرش تقسیم خواهد کرد. برادرش باب الحوائج است. و توهرچه در دلت می خواهی به او بگو! او سحر و جادو نمی کند، تا سنگ ها را به نظرت طلا نشان دهد! بلکه فکرت را باز می کند، تا خودت راه را پیدا کنی. و از کوتاه ترین راه، به آنچه که می خواهی برسی. دیگر شهوات و نفسانیات، از تو دور شده وذهن تو، بار گرانی را بر زمین گذاشته، آماده دریافت جرقه های نورانی، برای رهایی از تاریکی و فقر و طلم است. تو با این قدم های پیاده ات، ذهنت را از هر آلودگی و پلشتی پاک کردی! تمام جنگ های روانی را پشت سر گذاشته ای. دیگر کسی نمی تواند انتظارات تو را، آنقدر بالا ببرد که جهان برایت زندان باشد، که خود کشی کنی! خودت را به قدر انتظاراتت وزن می کنی، آن را برابر می کنی. شاید چیزی که می خواهی، برای تو خوب نباشد! پس می دانی که نخواهی بهتر است. بعد می روی داخل و: زیر قبه بارگاه امام حسین ع، دعا می کنی و حاجت خود را می خواهی. می بینی چیزهایی که قبل از سفر، می خواستی آنقدر حقیر هستند که: نمی خواهی اصلا فکرش را بکنی! حالا از خدای امام حسین، رستگاری همه را می خواهی: آزادی و رفاه و رشد: تمام انسانها را می خواهی، ظهور امام زمان عج را، که همه مشکلات بشری را نقطه پایان می گذارد. فربه کردن خودت را فراموش می کنی، و به رشد جزیره ای خانواده ات، پای بند نمی شوی . حالا باید جهانی فکر کنی! انسانی و الهی اندیشه کنی. شاید بتوانی از این هم بالاتر بروی ! برو به مدینه، به مقبره مخروبه چهار امام معصوم، برادر بزرگتر امام حسین ع! فرزند و نوه و نبیره او، آنجا است و گنبد و بارگاهش را خراب کرده اند. سیاه دلان حتی از چوب و آجر هم می ترسیدند! ولی این چوب و اجر و ساختمان نبود که: آنها می ترسیدند، از اندیشه تو و رهایی تو می ترسیدند. بیا و نیت خود را کامل کن. پیاده یا سواره ادامه راه بده، و به غریب مدینه سر بزن. اگر همه آنهاییکه به کربلا رفتند، اراده کنند و برای 28صفر: به زیارت امام حسن ع بروند، آل سعود نمی تواند بقیع را، برای همیشه خرابه نگهدارد.

 



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
سالهاست که سعودیها به کشتار شیعیان، با فجیع ترین و وحشی ترین شکل، ادامه می دهند ولی هیچکس از آن یاد نمی کند. کشتار مردم مدینه و مکه و کربلا، در سالهای اولیه تا کشتار مردم یمن، همه زبانها را بریده و همه حلقوم ها دریده است، تا هیچکس صحبتی نکند. اما یک تلنگر باعث شد تا: رسانه ها به ان بپردازند. هرچند که روزنامه نگاران و رسانه های مزدور، حقوق رسمی از آل سعود می گبرند، اما بالاخره مرگ وحشیانه قاشقچی، و خون به ناحق ریخته او، خیلی ها را بیدار کرد. البته بن سلمان سعی دارد با پرداخت وجوه کلان، روسای جمهور آمریکا و اروپا را ساکت کند. ولی دیگر پولی برایش باقی نمانده است. لذا هیات بیعت تشکیل جلسه داده! تا او را برکنار کند. ولی برکناری او ماشین: آدم کشی آل سعود را متوقف نمی کند. باید که آل سعود از بین بروند و جهان، از لوث وجود آنان پاک شود. لذا جهان امیدوار است: با ادامه نهضت هواداری از قاشقچی، به مرگ آل سعود نزدیکتر شود. باید دانست که کلمه قاشقچی، یک کلمه مشترک ترکی و فارسی، به معنی قاشق فروش است. علت این نامگذاری آن است که جد او، در زمان عثمانیها والی مکه بوده. زیرا عثمانیها تا 80سال پیش، حاکم عربستان را تعیین می کردند. قبلا نیز تعیین حاکم آنجا با ایران بوده است. چون عربستان جزئی از حکومت ایرانیان بود. در زمان اردشیر بابکان، وقتی شورش حجاز سرکوب شد، وی دستور داد تا مردان آنجا، طبق رسم زنان ایرانی روسری سرکنند! روسری با عمامه فرق می کند. عمامه طرح گرافیکی و: پارچه ای تاج است. که بیشتر پادشاهان ایران، امرا و بزرگان، نسبت به ثروت و دارایی خود، آن را از جواهر، فلز ارزان قیمت و یا پارچه درست می کردند. اما روسری پارچه حجاب برای زنان بوده است. این کار اردشیر در واقع تحقیر شورشیان بوده است. در زمان پیامبر نیز، از سوی ساسانیان برای عربستان فرماندار تعیین می شد. البته یمن استان ایران بود، و عربستان تابع آن! خسرو پرویز پس از دریافت نامه پیامبر، به فرماندار یمن نامه نوشت، و از او خواست پیامبر را دستگیر کند! ولی باذان و همکارانش، که برای این کار رفته بودند، مسلمان شدند! لذا میتوان گفت اسلام آوردن باذان و سلمان فارسی، در واقع مثل این بود که: یک استان با استان دیگر همکاری کند! و این همکاری ادامه داشت، تا اینکه در قرن بیستم با دسایس آل سعود، ابتدا به عثمانی واگذار شد! بعد هم عثمانی ها را بیرون کردند، و وهابیت و آل سعود حاکم گردید. در فیلم پادشاه شن ها،(ملک الرمال) وحشیگری این قوم، که روی داعش را سفید کرده! نشان داده می شود. از آن زمان فقط با کشتار مردم، می توانستند حاکمیت خود را ادامه دهند. بعد از انقلاب اسلامی که با: فلسفه شهادت مردم را آشنا کرد، و ترس از کشته شدن را در مردم، تبدیل به شربت شهادت نمود. ناچار آل سعود به قلدرانی: چون آمریکا پناه برد. در زمان حمله صدام به کویت، آل سعود 50میلیارد دلار، به آمریکا پرداخت تا از سقوط آل سعود جلو گیری کند! این روند تا بحال نیز ادامه دارد. امروز هم ترامپ می گوید: ما به خاطر قتل قاشقچی، نباید از دریافت میلیارد ها دلار: کمک آل سعود چشم پوشی کنیم! لذا مردم دنیا نباید به: ترامپ و دیگر مزد بگیران آل سعود، امید داشته باشند. آل سعود باید برود! و مکه و مدینه، به دست ایران و ترکیه برگردد. یا بصورت شورای مذاهب اسلامی اداره شود. اگر این کار صورت نگیرد، باید هر روز منتظر جنایت های تازه تری باشیم! چه جنایت های اجاره ای مانند داعش و طالبان و القاعده، وچه جنایتهایی که خودش انجام دهد، مانند اینکه 15نفر آدمکش را، به سفارت خود در ترکیه بفرستد، تا قاشق چی را تکه تکه کنند! و هرکدام یک تکه را، با چمدان بیرون ببرند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

مسئولیت اجتماعی نفت، در کنگره راهبردی در حال بررسی است، اما مهمترین عامل راهبردی در این کنگره غایب است! و آن کشور یمن است. سالها تسلط زکی یمانی، در وزارت نفت عربستان، باعث شده بود تا ایران، نتواند در اپک یا بازار نفت عرض اندام کند. و همیشه برده وار تابع سیاستهای نفتی عربستان بود. عربستان همیشه سعی داشته جای ایران را، در بازار نفت بگیرد.  تا مبارزه با ایران را در بعد سیاسی و اقتصادی ادامه دهند. زیرا ایران مخالف سیاست های مخرب آنها بود: آل سعود قوم وحشی بود که: حکومت خود را براساس کشتار وسیع شیعه، در مکه و مدینه و کربلا، و تخریب بقاع مبارکه امامان شروع کرد. تاکنون سه هزار آثار باستانی و تاریخی را، در این محدوده تخریب کرده اند. البته بهشت بقیع به دلیل: قیام مردمی به رهبری: صاحب الفصول مخفی نماند. ولی بقیه سنگفرش شده! و یا جنگل برج و آهن در ان احداث شده، و کاملا محو شده اند. زکی یمانی با اینکه یمنی و شیعه بود، و از ماجرا خبر داشت، ولی به دلیل تربیت یافتگی در دامن آمریکا! و مزدوری آل سعود، مجبور بود که ضد ایران عمل کند. به همین دلیل روش او بعدا نیز ادامه یافت. ولی با قیام مردم یمن، کنترل عربستان در بازار نفت، دچار تزلزل شد. ایران هنوز در خواب بود! و دنباله رو عربستان. بطوریکه آمریکا و اروپا تصوری از ایران نداشتند! آن را روستایی عربستانی میدانستند. اسب که نماد مردم ایران (فارس یا فرس) بود، بنام آنها ثبت شده بود! و ایران غالبا یک بیابان، با قطار شتر نشان داده می شد! کوتاهی ایران در مسئولیت اجتماعی خودش، و بی توجهی به حامیان خود از جمله یمن، باعث شد تا یمنی ها پیشتازی کنند. موشک باران شرکت آرامکو! اعزام پهباد ها و هواپیماهای بمب افکن بدون سرنشین، به امارات و امثال آن باعث شد که: عربستان توانایی صدور نفت خود را، برای جایگزینی ایران از دست بدهد. وزیر نفت هم گفت آنها از ذخایر خود صادر میکند. لذا قدرت تاثیرگذاری در بازار نفت را، از دست داده. و هرگاه بخواهد سربلند کند، یمن با پهباد های خود آماده سرکوب او می باشد. ایران نه تنها از یمن دفاع نمی کند، بلکه هرگونه ارتباط را هم تکذیب می کند! این نشان می دهد عوامل مزدور بن سلمان، در بالاترین سطوح مدیریتی نفوذ دارند. عمده ترین دلیل نفوذی بودن این مزدوران، تابعیت محض از سیاست های نفتی و: غیر نفتی عربستان است. ساده ترین راه آزمایش این مزدوران، این است که بیایند و: راه فرار نفت ایران به عربستان را بگیرند. نفت ایران به دو صورت طبیعی و انسانی، به سوی عربستان مهاجرت می کند! راه طبیعی آن میادین مشترک، یا تخلل های زمین شناسی موجود: بین ایران و عربستان، امارات و دیگر کشورها است. لزوم تزریق مواد انسدادی برای: جلوگیری از مهاجرت نفت و گاز، سالهاست که مطرح و تحقیقات فراوانی هم شده: مسیرها هم مشخص است. ولی تمایلی برای اجرای آن دیده نمی شود! بلکه برعکس سعی در مشکل و: پرهزینه دانستن آن، یا فراموشی آن است. اگر این روش یا روش سد بندی درون زمینی، مورد بررسی و اجرا قرار بگیرد، حتی از سرقت آبهای زیر زمینی، یا مهاجرت آبهای شیرین زاگرس، به کویت و عربستان و دبی جلوگیری می شود. و مقام نخست آنان، در صدور نفت دچار تزلزل می شود. این سرقت آب و نفت نه تنها طبیعی و زیر زمینی است، بلکه رو زمینی و انسانی هم هست! قاچاق سوخت و کالا غالبا: از همین مسیر است. مسئولین نفتی میتوانند: بجای ایجاد اسکله های پرهزینه! برای رقابت با امارات یا قطر، در میادین نفتی مشترک در وسط دریا! به سوی این روش ها روی آورند، وآب رفته به جوی  را برگردانند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
چهارشنبه 25 مهر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

اگر ایران را یک شرکت بزرگ بدانیم! این شرکت فاقد دیدگاههای درست، در موردمسئولیت های اجتماعی خویش است! زیرا اکنون جهان به سمتی می رود تا: توسعه و پیشرفت را جهانی و یکپارچه کند  براساس این تئوری، نمی توان به رشد جزیره ای! یا توسعه ای جدا از محیط خویش، دست یافت بلکه باید هر اجتماعی، هماهنگ با خود، محیط اطراف  را هم توسعه دهد، تا با هم حرکت کنند. در کنگره راهبردی نفت، یکی از سحنرانان می گفت: صنعت نفت سه مرحله را طی کرده! در روزهای اولیه، وقتی صنعتگران و جویندگان نفت، به جایی می رفتند، مردم از آنها استقبال می کردند، زیرا انتظار داشتند آمدن آنها، باعث رشد و توسعه منطقه شود. ولی بعد از مدتی دیدند که: نفت فقط به فکر فربه کردن خود است! و به محیط توجهی ندارد، لذا استقبال کم، و مردم بی تفاوت شدند! کشف میدان جدید نفتی یا گازی، اجرای پروژه های پتروشیمی یا نفت، برایشان جاذبه ای نداشت، و بایکوت خبری می کردند. مرحله سوم نه تنها استقبال نمی کردند، بلکه با چوب و چماق به مقابله می آمدند! زیرا معتقد شد بودند نفت، نه تنها برایشان رشد و توسعه نمی آورد، بلکه باعث تخریب محیط زیست آنها نیز می شود! مانند شهر مسجد سلیمان، که بعد از صد سال نفت دهی! خالا کسی نیست حتی ضایعات لوله ها و: تاسیسات مخروبه آنها را جمع کند. این موضوع در سطح فلسفی و اجتماعی و تاریخی، قبلا توسط ابن خلدون مطرح شده! او می گوید: هر تمدن سه نسل دارد! نسل اول با انگیزه، نسل دوم بهره مند و نسل سوم فاسد! که قریب به همین مضمون می باشد. لذا اکنون ایران به عنوان: بزرگترین تراست و کارتل دنیا، دارای معادن نفت و گاز فراوان و: نیروهای انسانی باهوش و کار آمد، صاحب سرمایه ای بیکران است.(ان تعدوا نعمت الله لاتحصوها) و اگر، قصد توسعه و پیشرفت دارد، نباید جزیره ای فکر کند! تصور پیشرفت خود، بدون پیشرفت دیگران، انحراف نابخشودنی است. که هم از نظر تئوری غلط، و هم از نظر شرع اسلام گناه است. در اسلام مرزهای زمینی اعتباری ندارند. چه کسی این مرزها را تعیین کرده است؟(الاسلام وطن المسلم)همه مسلمانها امت واحده هستند. اگر! همه جهان مسلمان باشند. والا حفظ احترام غیر مسلمان ها هم واجب است. در موضوع پیشرفت و توسعه، هیچ فرقی بین مسلمانان با غیرمسلمان نیست. چنانکه حضرت علی ع می فرماید: ای مالک مردم یا هم دین تو هستند، یا همنوع تو! یکی از صفات خدا هم رحمن است. رحمن رحمت واسعه است، مثل باران که وقتی می بارد، برایش فرقی نمی کند در دشت و بیابان، فرود آید یا در گلزار و باغستان..(مضمون شعر سعدی)همه سوره های قران بنام خدای رحمن آغاز می شود:(دوستان را کجا کنی محروم، تو که با دشمنان نظر داری) بنابر این داشتن دیدگاه جهان وطنی، از لوازم برنامه نویسی برای: الگوهای پیشرفت است. مخصوصا اگر الگوی پیشرفت اسلامی باشد!در عصر ارتباطات که: همه 8میلیارد جمعیت جهان در: دهکده جهانی زندگی می کنند، معنی ندارد که ایران یا آمریکا، همه مردمش تحصیلکرده باشند، و مردم جاهای دیگر بیسواد. لذا حتی اگر فکر اسلامی هم نداشته باشیم، باید به مسئولیت های اجتماعی خود توجه کنیم. چه رسد به اینکه برنامه ریزی 50ساله ایران، می خواهد از الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت تبعیت کند. مگر اینکه مانند بسیاری از تئوری های دیگر، کلمه اسلام را به زور به آنها چسبانده باشیم! مثل بانکداری اسلامی که در عمل، از بانکداری های ربا خوار هم بدتر است! در تمام دنیا نرخ بهره 2درصد است، در ایران 40درصد! لذا توجه و کمک به سیل زده ها و گرفتارها، در امریکا و اروپا همسان کمک در ایران است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مسئولیت اجتماعی ایران!،
لینک ها :
خیلی ها خوشحال می شوند که بگوییم: ایران کشوری عقب مانده، و عقب افتاده است! و از آن خوشحالتر می شوند که بگوییم: مذهب عاشورایی عامل این عقب افتادگی است. ولی این خوشحالی فقط برای انها نیست، ابن زیاد و یزید هم از این خوشحال بودند! مخصوصا موقعی که کیسان ابوعمره! و یارانش قتل عام شوند. در حالیکه واقعیت تاریخ نشان می دهد: که ایرانیان همیشه پیشرفته بودند! از زمان جمشید جم که: ابزار آلات زیادی اختراع می کند، و عمارت های بزرگی بنا می کند، تا امروز که جوانان ایرانی اختراعات زیادی می کنند، و سدها و پل های بزرگی می سازند. در حالیکه کشور دیگری، غیر از ایران وجود نداشته است. چین و رم و آتن، شهر بودند نه کشور! رومیان همه افراد خارج از شهر رم را، بربر می خواندند:.کلمه سیتی در زبان اروپایی به همین دلیل است. آنها کانتری را کوچکتر از سیتی می دانند. ولی در فارسی به معنی کشور آمده است. در فارسی کشور، از قدیم به معنی مجموعه استانها و: استانها مجموعه شهر ها بودند. کوچکتر از شهر را روستا یا کانتری می گفتند.این تقسیمات تا زمان عثمانیها ادامه داشت. یعنی ایران به وسعت از چین تا رم، یک کشور بود با حکومت های متفاوت. بقیه فقط شهر بودند. در آن زمان به دلیل انتخاب مذهب شیعه:  توسط شاه عباس افراد غیر شیعه، به مرزها رانده شدند. و مرکزیتی بنام عثمانی پدید آمد. شهر های لندن و پاریس نیز: از این مرکزیت استقبال کردند، و اختلافات بین عثمانی و صفوی را دامن زدند.تا اینکه جنگهایی صورت گرفت، و دو طرف تضعیف شدند. در آغازز قرن بیستم با تشکیل جامعه ملل متحد، استانهای ایران را به کشور تبدیل! واز استقلال آنها حمایت کردند. گرچه این تفرقه اندازی به درون: اروپا و عثمانی هم کشیده شد. و باعث جنگ جهانی شد. سه رئیس مهم در تهران جمع شدند، تا باقیمانده ایران راهم بین خود تقسیم کنند! شمال به روسیه، جنوب به انگلستان، وسط هم به آمریکا رسید.با ایجاد سازمان ملل جدید در مقر نیویورک، عده ای مامور تهیه نقشه مرزها شدند. به این وسیله جهان تک قطبی: به رهبری ایران، به جهان چند قطبی تبدیل شد. با اینکه ظاهرا تمدن ایرانی، لگد کوب شده بود و: نوکیسه و تازه به دوران رسیده ها، داعیه رهبری و تمدن جدید را داشتند. ولی از کمک ایرانیها بی نیاز نبودند! در بسیاری از مدارک هست که: تا آن زمان زبان اداری فارسی بوده. ایرانیان در ایجاد سازمان ملل هم، نقش اساسی داشته اند. شعر سعدی بر تارک سازمان ملل، و قالی و قالیچه ها بر دیوار های آن، هنوز این واقعیت را بیان می کنند. آمریکا هم مثل اروپا، وقتی دید بدون ایرانی ها، نمی شود جهان را اداره کرد،( آنها را دزدیدند!) بسیاری از دانشمندان ما، به زور به آلمان یا آمریکا برده می شدند. ولی بعد که رضاخان روی کار آمد، رسمااعزام می شدند. موسسات بزرگ امریکایی و اروپایی، بدون ایرانی ها کاری از پیش نمی برد. بسیاری از تئوریهای آنها، ترجمه متون حکمای ایرانی است. در پزشکی همه میدانند که: کتابهای ابن سینا اساس آموزش دانشگاههای: آمریکا و اروپا هست. این نشان می دهد: ایرانیها با سعه صدر، و بادید جهان وطنی ، مدیران و متخصصان خود را، به اروپا و آمریکا فرستاده بود، تا آنها را اداره کنند. گرچه با این کار ،بطور طبیعی در داخل دچار کمبود مدیر و متخصص می شد، و عقب می افتاد، ولی ایرانیهای متخصص در همه رشته ها، خود را وقف علم برای بشریت کرده بودند. درست در اوج عهد قاجار و پهلوی، این پرفسور حسابی ها و غفاریها بودند، که کتابهای عمر خیام و ابونصر فارابی را به آلمانی و انگلیسی  ترجمه، و در اختیار انیشتین ها می گذاشتند. آنان هم این آثار را بنام خود ثبت می نمودند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : علل عقب ماندگی ایران!،
لینک ها :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :