ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
شنبه 31 شهریور 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

در حالیکه آمریکا ایران را به شورای امنیت می کشاند، سازمان صلح جهانی به ایران می گوید: طرفدار صلح باش! در واقع آنها می گویند بگذاریم: گلوله رمبو های آمریکایی، تن ما را سوراخ سوراخ کند! و یا شمشیر های داعش و آل سعود، سر ما را از تن جدا کند، ولی ما از خود دفاع نکنیم. بلکه دستها ی خود را به علامت صلح، بالا نگهداریم. منطق صلح جهانی می گوید: داعش به درون مرزهای ما بیاید، و سربازان بی سلاح ما را در حین: انجام رژه و وظیفه نظامی بکشد، ولی ما صلح بخواهیم و دعا کنیم و: به این کار آنها درود بفرستیم! در حالیکه تکلیف سازمان های جهانی، جلوگیری از زور گویی است. والا فلسفه وجودی خود را از دست داده، و باید منحل شوند. فلسفه وجودی شورای صلح سازمان ملل، که در سال1950 بوجود آمد، مبارزه با زور گویی های آمریکا بود. ولی اکنون درست در نقطه مقابل آن است! مانند بقیه سازمان های بین المللی، برای بستن دست و پای مظلومین، با هم مسابقه می دهند! تا آمریکا را حت تر بتواند: آنها را به قتل برساند.  زمان آن است که برای یکبار هم شده، به ترامپ بگوید که چرا، همه چیز را به شورای امنیت می کشاند؟  وقتی که برجام را پاره کرد، نشان داد: سند شورای امنیت برای ترامپ، کاغذ پاره ای بیش نبود! که با یک امضا آن را کنار گداشت. حالا شورای امنیت بجای تنبیه او، به این جانی نابکار، اجازه داده که ریاست شورا راهم، به عهده بگیرد و: برعلیه ایران شکایت نماید. سازمانی که نتواند با: زور گو مقابله کند و جلوی: تروریست ها را بگیرد، بود و نبود او یکسان است! بودجه مفت و مجانی را خرج: دروغ های خود می کند، تا مانند گوبلز رئیس تبلیغات آیشمن، دروغ های بزرگتری بگوید که: مردم بهتر باور کنند! ما از مجمع صلح جهانی اسلامی می خواهیم: این صلح طلبان دروغگو را، بجای خود بنشاند و: مرگ آنها را اعلام کند. زیرا چنین موجوداتی که، بودجه جهانی را برای تبلیغ: زور گویان خرج می کنند، ناچار جاسوسی و فروش اطلاعات به: زور گویان راهم اضافه خواهند کرد. چون راهی جز این برایشان باقی نمی ماند. در حمله تروریستی داعش در اهواز معلوم شد: طراحی عملیات با اطلاع کامل از وضعیت: سربازان که فقط از طریق سرویس های: جاسوسی آمریکا و عربستان می تواند باشد، حمله صورت گرفته است. اصولا آشوبهای اخیر در بصره و آبادان، برای همین لحظه بوده! تا دیوار امنیتی شکسته شود، و یا حفره های امنیتی ایجاد گردد. اما اینها بدانند که صد ها سازمان بین المللی هم، اگر از داعش و حامیان آنها، یعنی آمریکا و آل سعود پیروی کنند، هیچ غلطی نمی توانند بکنند! بزودی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکزیت این عملیات در هر جا که باشد، مورد هدف قرار خواهد داد! و انتقام کودکان و جوانانی که: در این حمله کشته شدند، به بدترین وضعی خواهد گرفت. ما اطلاع دقیقی داریم که این حرکت، در جند نقطه ایران برنامه ریزی شده بود. بزدل هایی چون منافقین وسلطنت طلب ها، آمار آن را داده بودند، ولی همه آنها خنثی شد. فرماندهی این عملیات ممکن است در: خاک عربستان  یا امارات، ناوهای آمریکایی حاضر در منطقه باشد. لذا سپاه پاسداران وظیفه خود می داند: که آن مرکز را از بین ببرد. زیرا دستور امام علی است: باید چشم فتنه را کور کرد. چون اینها عقبه دارند، اگر کور نکنند، یک نفر از انها باقی بماند، به عقب برمی گرددو برای توطئه جدید، برنامه ریزی می کند. به نظر ما باید ترامپ و بن سلمان دستگیر و اعدام شوند! زیرا که  قرآن می فرماید:( فقاتلو ائمه الکفر) روسای آنها را بکشید! زیرا عاملان ومجریان ترور ها، ممکن است ناخودآگاه به این وادی آمده باشند، ولی ترامپ و بن سلمان هستند که میدانند چه می کنند! و جزو آمرین این تروها محسوب می شوند. اگر زنده بمانند، این ترورها ادامه خواهد یافت.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

 از ابرچالشهای بودجه ایران، طرح سلامت و بدهی بانکها است. این دو با صرف بودجه های کلان، دولت را در تنگنا قرار می دهند، که گرانی ایجاد کند تا مردم، از عزاداری امام حسین ع دست بردارند! اما به کوری چشم دکتر ها و بانکی های یانکی! با تمام گرانی های ایجاد شده، مردم نه تنها در عزاداری کم نگذاشتند، بلکه پرشور تر از سال های قبل عمل کردند: رسیدگی به فقرا و: پخش مواد غذایی رایگان بیشتر شد. می گویند یکی اذان می گفت، چوپانی پرسید که این چه می گوید؟ گفت اذان می گویم برای نماز، چوپان پرسید برای گوسفند های من ضرر ندارد؟ گفت نه بهتر هم هست، شیر آنها را زیاد می کند، گفت پس  بیشتر بگو! حالا تمام دنیای استکباری و مزدوران داخلی، دست به دست هم داده اند که: ملت عزاداری نکنند، و اربعین به راهپیمایی نروند. اما هیچکدام تاثیری ندارد. زیرا مردم می دانند: ابر قدرت واقعی امام حسین ع است، تشکیلات و بودجه او، هیچگاه پایانی ندارد. هیچکس در دنیا تنها نیست، چون امام حسین ع به کمک او می شتابد. آنها ابتدا ما را از آمریکا و انگلیس، فرانسه و اسرائیل ترساندند! ولی بعد معلوم شد، خودشان آمریکا هستند واسرائیل واقعی، در بین همین ها است! اینها شیطان را درس می دهند. اگر آمریکا یا اسرائیل هم جرات کاری کنند، به اشاره همین ها است. آمریکا در درون ماست! زیرا شیطان بزرگ در درون ماست. در زمان امام حسین هم، همینطور بود. امام علی را رومی یا نصرانی، یا یهودیها شهید نکردند! و اگر حرفی هم می زدند، به اشاره همان قاتل های اصلی بود. امام حسین ع را هم یزید و معاویه نکشت! بلکه همان هایی که مردم کوفه را، از سایه معاویه می ترساندند کشتند. در زمان ماهم مردم آمریکا واروپا، حتی اسرائیل کاری با شیعه ندارند! اصلا نمی دانند شیعه چیست. همین گرانفروش ها و سکه فروش ها! و دلار فروش ها هستند که: سایه اسرائیل را پشت سرشان نشان می دهند، و مردم را در تنگنا قرار می دهند، تا از دین و اسلام و جمهوری اسلامی ناراحت شوند! مثل ابن زیاد ها فکر می کنند: با کشتن امام حسین راه برای فرماندار شدن آنها، هموار می شود ولی این نادان ها نمی دانند: که امام حسین ع به ابن سعد گفت: تو حتی از گندم ری هم، نخواهی خورد! چه رسد به حکومت بر ری. بانکها و  وزارت بهداشت هم، عمر سعد های امروز ما هستند! فکر می کنند مردم برای شکم یا ارزانی، انقلاب کرده اند که می خواهند با: گران کردن همه چیز، قیام مردم را از بین ببرند! عمدی بودن گرانی ها از انجا معلوم می شود که: اولا در آستانه عزاداری امام حسین انجام شد، ثانیا هیچگاه از ان اعلام برائت نکردند! و قیمت ها را بجای خود برنگرداندند! حالا فکر می کنند کاری خوبی شده، که بودجه سلامت را، از گرانی دلار و سکه و خودرو تامین کرده اند. اما این تامین بودجه فقط صرف: پرداخت بهره های بانکی، شامل سوبسید وامهای ارزان. جریمه وام های کلان، سود اوراق قرضه های قبل، باز پرداخت اجباری بدهی بدهکاران بزرگ بانکی خواهد شد. مردم هم از شدت گرانی سلامت و: دروغگویی مسئولین، به گیاه درمانی و طب سنتی روی می اورند. اصولا محرم نشان داد که: گسل اقتصادی بزرگی بین: مردم و دولت اتفاق افتاده، و مردم بدون دولت! مشکلات خود را حل می کنند. رئیس خود را نه رئیس دولت، بلکه امام حسین ع می دانند. همانور که در دوران دفاع مقدس، تا موقعی چشم امید به فرماندهان رسمی، و مخصوصا فرمانده کل قوا یعنی بنی صدر بود، بودجه کم می آمد یا اصلا نمی آمد! یا اینکه پیشروی دشمن بیشتر می شد. از موقعی که گفتند فرمانده کل قوا امام حسین است، و شعار رزمندگان شد: حسین جان فرمانده تویی. ورق برگشت.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
سه شنبه 27 شهریور 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

از موقعیکه راه کربلا  باز شده دولت ها سنگ اندازی می کنند که کسی زیارت نرود! تا مدتی می گفتند آنجا ناامن است ولی مردم گوش ندادند و رفتند بعد گفتند مریضی می گیرید نروید! مدتها است که تبلیغات ضد ناموسی می کنند! ولی بازهم راه به جایی نبردند تا اینکه بالاخره همه چیز را گران کردند! دولت عراق که از 40دلار ویزا پایین نیامد دولت ایران هم دلار را به بالاترین نرخ حساب می کند یعنی فقط نیم میلیون تومان باید برای ویزا بدهند  بلیط هواپیما و کاروان و هتل ه

از موقعیکه راه کربلا  باز شده، دولت ها سنگ اندازی می کنند! که کسی زیارت نرود. مدتی می گفتند آنجا ناامن است، ولی مردم گوش ندادند و رفتند. بعد گفتند مریضی می گیرید نروید! مدتها است که تبلیغات ضد ناموسی می کنند! ولی بازهم راه به جایی نبردند. تا اینکه بالاخره همه چیز را گران کردند! دولت عراق که از 40دلار ویزا، پایین نیامد. دولت ایران هم دلار را به بالاترین نرخ حساب می کند. یعنی فقط نیم میلیون تومان باید برای ویزا بدهند. بلیط هواپیما و کاروان و هتل هم، که الی ما شاءالله. واقعا امام حسین ع، راضی به اینهمه سخت گیری است؟ اولیا خدا و روحانیت این را می پسندند؟  پس چه دستی پشت این قضیه است؟ اگر مملکت را نمی توانند اداره کنند، چرا مسئولیت قبول کردند. اگر از دستشان در رفته، ما به دستشان بدهیم، اگر خودشان این کار را می کنند، که باید گفت ایول! واقعا دین فروشی تا کجا رفته! و چه کسانی در مقابل دنیا سرخم کرده اند. این جا، جایی است که ایمان فلک رفته بر باد. البته زیاد هم به خودشان مغرور نباشند، که میتوانند زائران را اذیت کنند، و آنها را جریمه یا سرکیسه نمایند. زیرا مردم هم مبدانند چطور: این دولت طماع و زائر ستیز را دور بزنند، یک ریال هم پرداخت نکنند! اولا بدون ویزا، حتی بدون کارت ملی از مرز رد می شوند! عذا و خوراک هم سفره امام خسین ع است و مجانی، بدون منت دولت ایران و عراق! راه را هم که پیاده می روند. با یک بالش یا پتو هم، شب ها را سر می کنند. این امر نشان می دهد: دولت های طماع و زائر ستیز، همیشه بودند. زیرا روایت ها ناظر به همین است. روایتی که از ثواب پیاده رفتن به: زیارت امام حسین سخن می گوید، ناظر به این است که دولتها ممکن است: کرایه ها را زیاد کنند و: اشخاص قادر به خرید بلیط نباشند. احادیث مربوط به پذیرایی رایگان از: زوار امام حسین ع بیانگر آن است که: دولت ها ممکن است، ارزاق را هم گران کنند. تا مردم کمتر به زیارت بروند، و یا اصلا نروند. در ایران، دولت برای رفتن به آنتالیا و فرانسه و آمریکا! بورسیه می دهد، به گردشگران ارز  رایگان، یا بسیار ارزان می دهد.  زیرا آنها به اروپا و آمریکا می روند، بیماری ایدز به ارمغان می اورند! راه سرکیسه کردن مردم، و ایجاد خیریه های کشککی، باز می شود. زنها و دختران را به آنجا می برند، و زیرخواب  هر نوع لش و لوش می کنند، تا بچه های نامشروع بیاورند! باز هم دست گدایی دولت برای: کودکان بی سرپرست یا: زنان سرپرست خانوار باز می شود. آنها به کشور های همسایه می روند، مشروبات و  مواد مخدر وارد می کنند: با ارز دولتی ! زیرا برای دولت بهتر است! تا به بهانه خودکشی ها و رانندگی های بد مستی، جریمه بیشتری بگیرد، و خزانه را از پول های حرام انباشته کند. به نظر نمی رسد که علمای اعلام، از این ها خبر داشته باشند و الا، اینطور ساکت نمی نشستند تا اینها، اینهمه زور بگویند و: دین و مذهب را به بازی بگیرند. و بنام جمهوری اسلامی،  تسهیلات تن فروشی را فراهم نمایند. سخت گیری آنها برای زیارت امام حسین، برای همین است تا مردم، راه حسین را نروند! راه یزید را بروند که: راه برای مشروب خواری و: زنبارگی خودشان هم باز شود، و در استخر فرح، بدون تنقلات نروند! آنها می گویند زیارت امام حسین که واجب نیست! یا می گویند یکبار کافی است، یا می گویند سالی یکبار زیاد است! در صورتیکه دستور زیارت، هر شب جمعه داریم : شبهای جمعه فاطمه، آید کنار غلقمه، گوید حسین من چه شد؟ نور دو چشم من چه شد؟ در زیارت ناحیه از این هم بالاتر است: امام زمان می فرماید: چشمان من دائما گریان است برای: مصیبتی که به جدم حسین وارد شده است. اینهاست که 40میلیون نیروی زبده را، در یک روز گردهم جمع می کند، که حتی کتاب گینس هم، از نوشتن آن عاجز است.م که الی ما شاءالله



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

هدف از دریافت مالیات، اجرای عدالت اجتماعی است. به این معنی که از افراد توانا و ثروتمند، مبلغی دریافت می شود تا برای افراد کم توان و مستمند، هزینه گردد.  همچنین برای تامین هزینه های: آموزشی و بهداشت ملی، از افراد بصورت سرانه مالیات دریافت می گردد. پس از وضع قانون، به قدری تبصره بر آن می زنند،که اصل موضوع از یاد می رود. براساس قانون، مالیات بر دو قسم مستقیم و غیر مستقیم است. نرخ مالیات هم ثابت یا پلکانی می باشد. هدف از مالیات مستقیم، مشارکت شهر وندان در بودجه دولت، برای اجرای رفاه و تعالی اجتماع، اجرای مواردی که طبق قانون، برعهده دولت می باشد. هدف از پلکانی شدن آن هم، مشارکت بیشتر ثروتمندان، تعدیل و انتقال ثروت، برای کم توان ها است تا: تعادل اقتصادی و عدالت اجتماعی تحقق یابد. یعنی افراد با در آمد بالا ، مالیات بیشتری بدهند. اما قانون گذار حدود 200منطقه ویژه اقتصادی تعریف کرده! که همه اینها از پرداخت مالیات معاف هستند. هدف از این امر را، حمایت از اشتغال اعلام کرده اند. اگر شهر ک های صنعتی و مناطق آزاد را هم؛ به آنان اضافه کنیم می بینیم که:در واقع هیچکس نباید مالیات بدهد! زیرا شرکت های دانش بنیان، تعاونی ها، مشاغل کوچک و متوسط، و مشاغل خانگی، کارمندان زیر 2میلیون تومان حقوق، همگی معاف هستند. غیر از اینها فقط: مدیران شرکت ها و بخش های خصوصی باقی می مانند، که آنها هم برای جبران مالیات، درصد های بالایی به حقوق خود می افزایند. عملا چند برابر مالیات که می دهند، حقوق از دولت می گیرند. چون هم در قانون نفوذ دارند، و هم مقررات را خوب می دانند، از پرداخت مالیات آنها هم، چیزی به دست دولت نمی رسد! زیرا صرف تامین مایحتاج تعاونی های مصرف! و مسکن آنها می شود. البته دولت آماری برای اخذ مالیات می دهد، ولی همه این آمار ها روی کاغذ است. در واقع فقط تشخیص است. مثلا در یک مطالعه میدانی، معلوم شده که فروش محصول در نمایشگاه بین المللی، ممنوع است ولی برای همه: غرفه داران مالیات علی الراس، به میزان فروش یکساله، برگه تشخیص صادر شده است. چون ممکن است ممنوع الخروج، یا زندانی شوند این مبالغ را پرداخت می کنند! حالا خطرات این کار چیست؟ ممکن است بگویند ایران نفت دارد، مالیات مهم نیست! نفت ایران نیز همین بلا را تجربه می کند! بیش از 90درصد در آمد آن، صرف هزینه های استخراج و حفاری و اکتشاف! یا تشریفاتی و اداری و بالاخره: حقوق و دستمزد و پاداش مدیران می شود. تمام اینها هم صوری است. زیرا در امدی وجود ندارد! دلار های نفتی که نمی تواند وارد ایران بشوند! چه رسد بودجه شوند. لذا معادل آن را حساب و خرج می کنند؛ بدون اینکه اصل یا معادل آن، به ایران منتقل شود. زیرا سویفت کاملا بسته است. بانکهای عامل هم بشدت جریمه می شوند. همه این دلارها را هم اگر، از بانکهای خارج بگیرند، نمی توان باگونی حمل کرد! پس دولت با شعار اقتصاد و بودجه: منهای نفت به سوی مالیات سوق داده می شود. مالیات هم اخذ نمی شود! بنابر این کسر بودجه پیش می آید. کسر بودجه هم انباشته می شود. دولتها در سالهای آخر به سیم آخر می زنند، و همه کسری ها را یکجا، با گران کردن دلار و سکه جبران می کنند. می شود همین و ضعیت، که تقریبا هر هشت سال به هشت سال، (آخر های عمر دولت ها) شاهد آن هستیم. دولت که به خاطر این کار، مجبور به تحمل خساراتی از جمله: ترمیم کابینه می شود، حاضر نیست به عقب برگردد. لذا گرانی ها ادامه می یابد. و مالیات واقعی را به این شکل! مردم عادی می پردازند. و عدالت اقتصادی و اجتماعی فراموش می شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
یکشنبه 25 شهریور 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

فدراسیون فوتبال تحریم باید گردد

پرچم امام حسین ع، در ردیف مواد آتش زا و بطری! قرار گرفت و ورود آن به استادیوم ها ممنوع گردید. این اولین بار نیست که ناظر فیفا، از این فرمایش های ضد ارزشی می فرمایند، و ما را در کشور خودمان از: عزاداری برای امام حسین ع منع می کند، بلکه فیفا بدتر از شورای امنیت سازمان ملل، حملات موشکی و بمباران های فرهنگی شدیدی را، به تمام مراکز فرهنگی می کند. فدراسیون فوتبال ایران هم مانند مزدور آنها، مجبور است سمعا و طاعتا گوش کند، والا جریمه می شود! فدراسیون حتی فکر این را نمی کند که: ما برای این ارزشهای خود، خیلی جریمه شدیم، ما را از جریمه نترسانند. آنها نمی دانند که برای این پرچم، میلیاردها خون ریخته شده. و در طول تاریخ میلیون ها شیعه، سربریده شدند و در زندان ها شکنجه شدند. فقط یک قلم وزیر شیعه کش هارون الرشید، اعتراف می کند که گله گله، شیعیان را گردن می زده و دفن می کرده . در همین زمان خودمان، در سوریه و افعانستان، پاکستان و هند و عربستان گورهای: دسته جمعی یرای اینها داشتند. اخیرا آن را هم به دستور عربستان، برداشته اند و شیعیان را می سوزانند و: کود درختان می کنند! حالا فدراسیون یا باید بیدار شود، یا برای همیشه فوتبال و: مسابقات فوتبال را با خود دفن کند، وگرنه منتظر خشم عزاداران حسینی باشد. ما اگر یک فدراسیون را تعطیل کنیم، بهتر است که به خون میلیون ها شهید، مخصوصا سالار شهیدان، امام حسین ع، اینگونه بی احترامی شود! شهردار تهران هم با اینکه سید لر است! ولی امروز همشهری تیتر زده: فیفا می گوید: پس کی زنها به استادیوم می روند؟ یک نفر نیست سوال کند: چرا آنها اینقدر غصه زن های ما را می خورند؟ این عجیب نیست؟ عراقی ها که در مشهد، فقط زیارت می کنند: وا اسلاما وا ناموسای این ها بلند است. ولی سالها است که آنتالیا و ایتالیا و فرانسه، همه جوره نوامیس ما را به باد می دهند، ولی برای اینها مهم نیست. آقای شهردار حتی گفته: چادر مشکی استفاده نکنید، از رنگهای شاد استفاده کنید! واقعا عجیب است، که بعضی ها چه ساده، آب را گل آلود می کنند و: مذهب و اسلام و قران مردم را به باد می دهند. فوتبال یکی از این دریچه های: فساد با کلاس است. یعنی همه ریشه دین را می زند، بدون اینکه کسی متوجه شود. فیفا که از طرف وهابیها، حمایت مالی می شود همه: مسابقات با ایران را، در روزهای عاشورا و تاسوعا، یا جمعه که سید الایام است می اندازد، آنهم وقت نماز، که هیچکس جرات نماز خواندن نداشته باشد. حتی از پخش اذان و یا: اشاره به آن هم منع کرده! معلوم نیست یک نهاد ورزشی، که ادعا می کند غیر سیاسی هم هست! با دین و مذهب ایران چکار دارد؟ فدراسیون فوتبال ایران نه تنها مقاومت نمی کند! از خدا خواسته همه را اجرا می کند، تا جریمه نشود! گویا در جاهایی که رعایت کرده، تا حالا جریمه نشده! ما اعلام می کنیم: همانطور که امام خمینی فرمودند: اگر آنها در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل دنیای آنها خواهیم ایستاد. اگر فدراسیون ملی فوتبال ایران، در مقابل اینگونه تجاوز های فرهنگی فیفا، مقاومت نکند، فدراسیون ایران و فیفا را تحریم خواهیم کرد! و برای همیشه، فوتبال را به گورستان خواهیم فرستاد. چرا در ورزشهای دیگر، سجده شکر بجا آوردن، یا پوشیدن پیراهن یا ابالفضل، اشکالی ندارد ولی در استادیوم ها، نماز جماعت در وقت اذان ممنوع است؟ یا عزاداری محلی، قبل از بازی و: بردن پرچم امام حسین ع ممنوع است. چرا اگر تماشاگران، فحش ناموسی بدهند! یا برعلیه امنیت ملی اقدام کنند، یا اموال عمومی را تخریب کنند، اشکالی ندارد! و فیفا در این مورد، مسئولیتی قبول نمی کند! حتی آنها را تشویق می کند تا: حکومت های محلی را سرنگون کنند! آیا فیفا، یک موسسه ورزشی است یا جاسوسی؟



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


شاعر معتقد است اگر کسی، بلایی بر سرش می آید، برای اینکه جایی بله را گفته است! از این جهت می گویند بله و بلا. مثلا اگر زنی به خواستگاری مردی، جواب بلی گفت باید همه عواقب آن را هم بپذیرد. والا مردم می گویند: یکبار بله نگو، 9 ماه نکش! وقتی زنی خواسته شوهرش را اجابت کرد، و یک شب به او بله گفت، باید نطفه بسته شده را، تا نه ماه با خود حمل کند! این است تفاوت کسانی که: به بلی و تعهد خود، پابرجا هستند، با کسانی که تحمل ادامه کار را ندارند، و رها می کنند! کرب و بلا هم از همین ماده است. شیاطین جن و انس از این ناراحت بودند: که چرا امام حسین ع سرنوشت محتوم خود را قبول کرد؟ و در برابر سوال خدا، جواب بلی داد. دست بدست هم دادند بلایی سر او بیاورند: تا دیگران عبرت بگیرند و: کسی به خدا جواب بلی ندهد. و اگر داد آن را نادیده بگیرد. علت ناراحتی شیاطین، مخصوصا شیطان بزرگ(ابلیس) از این موضوع ناراحت هستند؟ دو گونه در طول تاریخ تفسیر شده است. عده ای می گویند شیطان بنده خوب خدا بوده، و سالها او را عبادت می کرد. وقتی خداوند آدم را آفرید، و جلوی چشم آنها گذاشت، فرمود بر او سجده کنید. همه سجده کردند ولی ابلیس، فکر کرد با این کار از چشم خدا می افتد! یعنی ثابت می شود: آدم خلقت بهتری از او دارد، و خدا او را بیشتر دوست دارد. از ترس کم شدن عشق خداوند، و داشتن رقیب عشقی جدید،  آدم را سجده نکرد! بعبارتی گفت که من تا حالا، خدایی مثل تو را سجده می کردم، شایسته نیست کمتر از تو را هم سجده کنم. حسادت یا خسارت شیطان، نگاه مثبت او به خداوند است. و نمی خواهد معشوقش را، با دیگری شریک باشد. شیطان پرستها به این جنبه اهمیت می دهند، و او را نه تنها کافر نمی دانند، بلکه دیوانه عشق خداوندی می دانند. لذا پرستیدن شیطان را، یک پرستش برتر یا عشق بالاتر می دانند. همین عشق و دیوانگی هم، او را از درگاه خدا دور کرد. یعنی شیطان گفت حاضرم، از درگاه تو دور شوم! ولی کس دیگری را در عشق خود شریک نکنم. به همین جهت است که دنیا، با تمام زشتیهای شیطانی اش، هیچگاه از اساس مورد تهدید نبوده است. دسته دوم که انبیا الهی هستند، نقل قول از خداوند می کنند. این عشق شیطان را نه برای خدا، بلکه برای خودش می دانند. یعنی تعبیر آنها این است: که شیطان گفت من از آتش هستم! پس از آدم برتر می باشم، و نباید به او سجده کنم. پس مایه مخالفت او، خود بزرگ بینی و یا اصلا خود بینی است. لذا خداوند هم او را لعن کرد، یعنی از درگاه خود بیرون انداخت، و فرمود تو دیگر فرشته یا بنده سابق من نیستی، و من مثل تویی عاشق نمی خواهم. اخراج هرکسی از مامن قبلی خود، دنیای ناسوت یا دنیای غیر دوست داشتن خواهد بود. لذا شیطان یکباره خود را تنها دید. از خدا خواست بخاطر: سالها خدمت و عبادتش، به او مهلت دهد تا تعدادی را باخود ببرد! و خدا پذیرفت. آنگاه روبه بنی آدم کرد و گفت: آیا من خدای شما نیتسم؟ همه گفتند بلی.  شیطان ها از این جواب عصبانی شدند. گفتند عجب امتحان ساده ای! که همه در آن قبول شدند. این بود که سنگ بلا آفریده شد، و شیاطین آن را به انسان های ساده اندیش پرتاب کردند. انسان ابتدا فکر می کرد: اگر بگوید بلی کار تمام است. و از همه نعمت های خدایی استفاده می کند، و برای همیشه در بهشت می ماند. اما سنگ بلا یکی پس از دیگری روانه شد. و در اولین آن، آدم رای ثابتی از خود نشان نداد! لذا خداوند او را از بهشت بیون راند. اما تعدادی از نور و اولاد آدم، بودند که دارای عزم بودند، اینها را خداوند انبیا اولوالعزم خود قرارداد. آنها در برابر سنگ بلاها مقاومت کردند، آزار و اذیت را به جان خریدند. اما در یک سناریو، همه بلاها در یکجا جمع شد، و بنام کرببلا ثبت گردید. و حسین قهرمان کربلا، توانست آن را ادا کند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
پنجشنبه 22 شهریور 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

همه قصه های دنیا، از یک نقطه شروع می شود! ولی در انتهای این مخروط، آنقدر پراکندگی است که، اقتباس از یاد رفته، به سرقت ادبی می رسد! و بدون ذکر منبع و یا :پرداخت کپی رایت، همه عناصر داستانی دیگران، آنهم بصورت بهم ریخته، استفاده می شود! یکی از قصه های معروف دنیا، نجات ابراهیم ع از آتش نمرودیان است. ولی به مرور آن را به فراموشی می سپارند، و بجای آن سیاوش از روی آتش می پرد! و نجات پیدا می کند. بعد هم رستم از اژدهای آتش خوار، و ژوراسیک و امثال آن! همه داستانها اصل آن به پیامبران برمی گردد. ولی دشمنان آن را در پستو ذهنها می گذارند، و برای خودشان داستان مشابه، بدون پرداخت کپی رایت می نویسند! مانند به آب انداختن قنداقه حضرت موسی! که اصلا موسی به نام فرزند آب است. اما رودابه ها می آیند. و افسانه گویان! و غیره که همگی بچه های: رودخانه ای پیدا می کنند و بزرگ می کنند! مبارزه میدانی حداقلی، در برابر حداکثری مختص امام حسین ع است. ولی دن کیشوت ها و خوزه ها و زوروها! ساخته می شوند. و این سرگشاد تمپو همچنان: صدا های کوچک و ضعیف گذشته را، بزرگتر و گوشخراش تر می کند. ابتدا شاهنامه چند ورق پاره بود! در بین مردم چین و ایران و هند، دست به دست می گشت. حتی یک شاهنامه نثر نیز، در قرن دوم هجری نوشته شد. ولی این فردوسی بود که سی سال تمام، در خانه نشست و اسناد جمع آوری کرد، و آنها را به صورت شعری روان و ساده، در یک مجلد ریخت و آن را در صندوقی بزرگ، برای اهدا فرستاد و فرمود: بسی رنج بردم در این سال سی . عجم زنده کردم به این پارسی. اما  وقتی دستمزد او در یک صندوق بزرگتر، برایش ارسال می شد، تابوت او از نقطه مقابل می آمد. یعنی فردوسی سی سال بدون حق التحریر! بدون کپی رایت، کاری بزرگ کرد  که اکنون، این کتاب قران بسیاری از افراد: کهنه پرست و باستان گرا است. به زبانهای گوناگون ترجمه شده، و در ابعاد مختلف و با شکل و: نقاشی های بی بدیل و تازه، رنگ آمیزی شد و در کتاب درسی تدریس می شود. داستان ها و افسانه های بین: انسان و حیوان و یا به زبان حیوانات، به صورت ورق پاره ای در هند بود. آن را بعد از اسلام به ایران آورده، به عربی ترجمه کردند. بعد به فارسی هم ترجمه و: کلیله و دمنه، شد. امروزه پایه هر قصه ای بلند در دنیا، به فردوسی و قصه های کوتاه و انیمیشن، به کلیله ودمنه برمی گردد. گرچه جرج اورل قلعه جیوانات را نوشت، به هر حیوان وظیفه و شخصیتی از انسان داد. ولی ایرانی ها، حتی برای گل ها و رنگ آن قصه و افسانه داشتند. باید جایی در دنیا باشد، به این بی سر وسامانی برسد، هرم یا نقشه قصه را تهیه نماید. نقش شحصیت های اصلی را به آن برگرداند. یا آن را دانشنامه ای بیان کند. قصه با گذشته و حال و آینده: همه مردم و دنیا سرو کار دارد. اهداف بزرگ مردان نامی دنیا، از زبان یک حیوان کوچک در: داستان مورچه ها بیان می شود! سلیمان بزرگ، از گفتار یک مورچه، پند می گیرد و حضرت علی می فرماید: اگر تمام ثروت دنیا را به من بدهند، تا دانه ای را از دهان موری بگیرم، این کار را نمی کنم. مورچه به بلبل خوشخوان می گوید: وقتی که جیک جیک مستانه ات بود، فکر زمستانه ات نبود؟ این است که نابسانی در قصه ها، یعنی سرگردانی در زندگی همه. آیا باید فکر مورچه را پذیرفت، یا فکر فیلی داشت؟ بزرگترین اصلاحی که باید شود: حق انبیا الهی به آنان برگردانده شود. زیرا سالها کمونیست و ضد دین ها، کوشیده اند همه دانش های انبیا الهی را، به حادثه و اتفاق و تصادف نسبت دهند! یا به دانشمندانی چون بقراط و سقراط. یا اینکه آنها را اساسا منکر شوند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

در فلسفه و تاریخ هنر، زیباشناسی جزو اصول بی بدیل آن می باشد. کسی که زیبایی را نشناسد، اصلا هنرمند نیست! انسان هم نیست. بدتر از آن اینکه بجای زیبا شناسی، زیبا سازی کند! از پیکر تراش مشهوری پرسیدند: تو چطور اینهمه پیکر های زیبا را، از سنگ به این سختی می تراشی؟ جواب داد: این پیکرها درون سنگ ها هستند! من فقط زوائد ان را می زنم، و ظاهر و آشکارش می کنم! این هنرمند معروف(لئونارد دو داوینجی) نقاش و: مجسمه ساز کلیسا بود، آنقدر با رنگ روغن سقف کلیساها رنگ کرد، تا شبیه مساجد مسلمانان شود! ولی نشد و چشمانش هم در اثر: ریزش مکرر رنگ روغن سقفها کور شد! بله چشمی که زیبایی را نمی بیند، باید کور شود! زیرا او معتقد بود: سنگها بخودی خود زیبا نیستند، فقط با تراشه کاری او زیبا می شوند! البته حافظ هم مثل او فکر می کرد، می گفت فلک را سقف بشکافیم! و طرحی نو در اندازیم. مثل بسیاری از مردم ما، که همیشه طلبکار هستند! از همه ایراد می گیرند گویا خداوند از شدت اشتباه کاری، باید خدایی را رها کند و به دست آنها بسپارد. یا اینکه روسای جمهور جهان، استعفا دهند و او رئیس جمهور شود. هرچند که بعد از رئیس جمهور شدن هم، می گوید نگذاشتند کاری کنیم! خداوند در آفرینش هیچ چیزی، به خود آفرین نگفت ولی، در آفرینش بشر بخودش تبریک فرمود: (فتبارک الله احسن الخالقین) بعدا به این انسان ناسپاس فرمود: آیا فکر می کنی، خلقت آسمانها و زمین ها کم کاری است؟(لخلق السموات والارض اکثر من ..)آیا وقتی زیبایی انسانی، باعث حیرت دیگران می شود، زیبایی طبیعت و سنگ و نبات، نباید اعجاب انگیز باشد؟ تا بر آفریننده آن تبریک بگوییم. چه ناسپاس هستیم که فقط: ایراد از خلقت می گیریم، به خوبی های آن شکر نمی گذاریم، و پرستش و عیادت خدای را بجا نمی اوریم، به دست ساخته های خود، ارزش بالاتری می دهیم! آیا این همان بت پرستی نیست؟ بت پرست ها از کار خدا ایراد می گرفتند، و بجای او خودشان، خدایی را می ساختند! کافران از آن بدتر بودند: برای خدا دخترانی قائل بودند!(فرشتگان را به شکل زنان، نقاشی می کردند) ولی اگر خودشان دختر دار می شدند، آن را زنده به گور می کردند! یا مثل امروزی ها، سقط می نمودند. و با عتاب به خداوند، چشم انتظار فرزند پسر می ماندند! برای همین است که نقاشی و پیکر تراشی، در اسلام حرام است!  البته عده ای گفتند: اگر حیوانی یا انسانی را نقاشی کنی، یا مجسمه بسازی، باید روز قیامت به آن جان بدهی! (چون ادعای جان دار بودن: نقاشی خودت را داری!) و آن را بهتر از: موجودات مخلوق خدا می دانستی! مانند زنی که خود را برای دیگران آرایش می کند. او در واقع به زیبایی خدادای اش، معترض است، کفر می کند!(حالا دیگران هرچه بگویند!) ماه محرم نمونه روشن آن است. هرکس به روش خودش، عزاداری می کند. به زبان مادری نوحه سرایی می کند، و به رسم قومی یا قبیله ای، فامیلی و محلی بر سر و سینه می زند. خاک بر سر می ریزد. اینها همه زیبایی است. نمودار عشق است، اوج خلاقیت و شکوفایی بشر: در مقابل فداکاری و ایثار امام حسین ع است. غذا دادن در این روز ها به دیگران، بقدری مهم است که حدیث قدسی: در این مورد آمده. این نهایت از خود بیخود شدن، به فکر دیگران بودن است. آیا مجتهدان توانسته اند: جلوی قمه زدن ملتها را در روز عاشورای هرسال، در صحن ابی عیدالله، مانع شوند؟ مگر فکر می کنند این:عقلانیت و روحانیت است که: اسلام را حفظ کرده؟ این عشق است به( ما هو فی الله.) فقط خدا! ترس از شکنجه و شمشیر آل سعود، تهدید ترور اسرائیل و صهیونیسم، جنگ افروزی و انفجارات آمریکایی ارو پایی آسیایی! می تواندعقلانیت و روحانیت را: ساکت کندیا بخرد یامنحرف سازد. ولی عشق خون(ثارالله) را هرگز. خالا هی بگویند این نشان عقب ماندگی است، یا باعث عقب ماندگی. آقا، تمدن بدون عشق الهی، مال خودتان.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :