ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
در کشاورزی بحث جدیدی به نام: آب سبز یا اب تهانی مطرح است، که البته در فرهنگ ما قدمتی سه هزار ساله دارد، و ان شبنم می باشد! به نظر مهندسان کشاورزی، گیاه میتواند بدون ابیاری، برای خود آب هم تولید کند، و به ریشه خود برساند! آنها می گویند برگ های گل یا گیاه، بخار آب موجود در هوا را، مانند عرق پیشانی انسان، قطره قطره کرده و از روی برگها، به پای درخت رفته، در خاک نفوذ کرده و به ریشه آن می رسد. لذا در صحرا ها، ما شاهد رشد گیاهانی هستیم، که به آن خار بیابانی می گویند. یکی از مهندسان قدیمی کشاورزی می گفت: اینکه شایع کردند هندوانه آب زیاد مصرف می کند! دروغ است. هندوانه بدون آب و و با همین آب نهانی، رشد می کند. کسانی که میخواهند به کویت و امارات و عربستان، آب بفروشند، از ترکیه و عراق آب وارد کنند! معقدند آب کم است. ایران دچار خشکسالی و دروغ و دشمن شده! و دعای داریوش بزرگ مستجاب نشده. در حالیکه بزرگترین دبی: آب شیرین ایران به خلیج فارس می ریزد، یا از طریق ارس به دریای مازندران، از طریق اترک به ولگا و: از طریق هیرمند به سد نیمروز افغانستان. آنها آب را صادر و بعد وارد کنند! تا از دو گروه پورسانت بگیرند. بعد هم بگوبند ما با جهان تعامل می کنیم! و درهای خود را به: تجارت و سرمایه خارجی باز کرده ایم. برند هم همین سرنوشت را دارد. هوش ایرانی، کیفیت نیروی انسانی ایرانی، یک برند بزرگ است. کافی است که یک دانشجو یا دیپلمه ایرانی، اعلام آمادگی کند، دهها پذیرش از دانشگاههای محتلف دنیا برایش ارسال می شود. بعد از تحصیل نیز جذب بهترین مشاغل: مدیریتی و استراتژیک حهان می شود. از هنگامیکه روابط فرهنگی ایران و آمریکا، کاهش یافته همه دانشگاههای آمریکا، دچار کمبود دانشجو شده اند. در همایش مدیریت و حسابداری، در دانشگاه شهید بهشتی، استاد تمام دانشگاههای آمریکا، با ارسال ویدیو به این فاجعه اشاره کرده است. وی و دیگران، نمونه مدیران و استادان ایرانی هستند که: حرف آنها برای مسئولان آمریکایی، بالاتر از منشور سازمان ملل است. ایشان توانسته بود در تمام سازمانهای مهم آمریکایی، مدیریت ریسک را تعریف و: کمیته های ریسک را زیر نظر: هیات مدیره ها برای: جلوگیری از این خطر ریزش نیروهای ماهر، تشکیل دهد. لذا باید همه به این موضوع واقف شوند که: برند ایرانی بالاترین برند ها است. ممکن است نام صنعت آلمان، یک برند سبز باشد، یعنی مردم ایران همینکه بدانند: کالایی ساخت آلمان است، بدون سوال از نام شرکت، آن را بخرند. در دنیا هم، همینکه نام مدیر ایرانی، یا استاد و پزشک ایرانی می آید، نمی پرسند در کدام دانشگاه یا شهرستان درس خوانده! ایرانیان نیز در تمام این صنایع، خود را نشان می دهند: نام های فارسی بر روی نرم افزار: گوگل و یاهو نشان عمق نفوذ ایران است. اخیرا هم آنتی ویروس و نرم افزار کمکی: بسیار قوی به بازار آمده: که نام آن یارا است! اگر در دیگر کشورها، مواد اولیه یا سرمایه گذاری، نیروی کار ارزان یا تکنولوژی و تولید، برند هستند ایران در مدیریت برند است. مدیران ایرانی سه هزار سال است که: جهان را تسخیر کرده اند. اکنون نیز استراتژی نوین را رقم می زنند. در حالیکه مدیریت غربی با پیتر دراکر آغاز می شود. حتی موفقیت شبکه های اجتماعی هم، موقعی تضمین می شود که: کاربران ایرانی پیدا می کنند! با اینکه زبان فارسی گویندگان کمی دارد ولی پرمخاطب ترین ها، در شبکه های اجتماعی است. مثال روشن آن نرم افزار های چینی است، با اینکه 1.5میلیارد زبان چینی دارند، ولی فقط نرم افزار علی بابا، که نام ایرانی است، در جهان انعکاس یافته است.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : برند پنهانی یا برند سبز،
لینک ها :
چهارشنبه 13 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

مدتها طول کشید تا مسئولین، قبول کردند هزینه کنند و: در مقابل تلگرام روسی، به سروش ایرانی برسند. الان هم دیر نشده، جهان در حال انقلاب پولی و بانکی است، و ایران از هر نظر آماده پیشاهنگی در آن است. ولی تسلط دایناسور های بانکی، مانع برنامه ریزی فوق مدرن می شود. باید روزی از تسلط بانکها رها شد! و این راهی است که: دنیای دیجیتال پیش ما می گذارد. باید تحولات بانکی دنیای نوین، که برگرفته از تئوری بانکداری اسلامی است، توجه شود تا دیگران در عمل کردن به اسلام، از ما پیشی نگیرند. حذف پول که: توسط بانکداری الکترونیکی، دنیال می شود یکی از تئوری های: اصلی اسلامی است، که غرب در اجرای آن، بر ایران جلو افتاده است. درست است که بانکداری اسلامی، در ایران به تصویب رسید، ولی دنیای غرب و شرق، مانند آلمان و مالزی حتی دبی، از ایران جلو افتادند. که در سکوک و امثال آن شاهد بودیم. در حالیکه در ایران سعی داشتند: قانون بانکداری اسلامی مصوب را، به بانکداری ربوی تبدیل کنند، دنیا برعکس ایران، در حال تبدیل به بانکداری اسلامی بود. ازجمله مورد مهم آن، بهره و ربا بود: در ایران بهره مصوب 22درصد! و بهره ماخوذه بانکها تا 45درصد رشد می کرد، که مخالف اسلام بود. اما در جهان غرب و شرق، از ژاپن گرفته تا آمریکا و آلمان، بهره ها به سوی صفر میل می کرد، که همان قرض الحسنه اسلامی است. یکی دیگر از نشانه های بانکداری ربوی، پول بازی و سفته بازی بود. که اسلام به شدت با آن مخالف است. ولی بجای ایران، در کشورهای غربی و شرقی، به آن عمل شد. اکنون در بانکداری الکترونیکی، نیازی به سفته بازی و یا پول بازی نیست. پول از سفره مردم حذف شده است. علت اهمیت دادن به پول بازی در ایران، زیربنا تلقی کردن اقتصاد و رفاه بود. برای اینکه چشم مردم  را خیره کنند، دستان آنها را پر از پول کردند! اما پولهایی بی ارزش و غیر مفید، و به اصطلاح بی برکت. همه اینها فقط به درد فریب مردم(شعارهای انتخاباتی)، و پولشویی(از سوی دشمنان و ضد انقلاب) می خورد! برای همین، دنیا ایران را عامل پولشویی می شناسد! و خواستار تصویب قانون ضد پولشویی، در مجلس ایران است. اما مجلس به یک دلیل ساده، آن را رد می کند و: اینکه تروریسم در سازمان ملل تعریف می شود، ولی به دست آمریکا طور دیگری اجرا می شود. در این مورد مجلس ایران حق دارد، زیرا به محض تصویب این قانون در ایران ، آمریکا با تعریف خود از تروریسم، ایران را متهم به کمک مالی به: حزب الله و غیره می کند و یا حداقل، مانع این کمک های بعدی می شود. زیرا تا حالا، قانون پولشویی درست اجرا نشده. با اینکه سازمان ملل: چهار گروه طالبان و داعش القاعده را، تروریست میداند ولی، هبچگاه مانع کمک مالی به آنها نشد. بلکه برعکس به حزب الله لبنان گیر داده. در ایران هم با اینکه دولت، بانکداری اسلامی را تصویب کرده، ولی بانکداری ایران، مانند دولت آمریکا! تفسیر خود را دارد، و نمی گذارد اجرا شود. در دنیا، بعد از انقلاب اسلامی، پشتوانه طلا از انتشار اسکناس حذف شد! و پول فیات جایگزین آن باب شد. ولی در ایران، نگذاشتند این خبر ها پخش شود! پول فیات را هم بدون پشتوانه، و بد معرفی کردند. در حالیکه در پول فیات، پشتوانه کار و تولید است. یعنی تا موقعیکه آمریکا، کالا تولید می کند، دلار او ارزش دارد. زیرا میتواند در مقابل دلار، بجای طلا، کالاهای با ارزش تر از طلا، تحویل دهد. بانکها با نابود کردن تولید و کار درایران، همه چیز را معکوس نشان دادند. اکنون نیز بجای کالا، امضای اشخاص، پشتوان پول (بیت کوین ) است. ولی بانکها به شدت در حال سانسور کردن، و مشوه جلوه دادن آن هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بیت کوین ایرانی،
لینک ها :
سه شنبه 12 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

مردم ایران دشمنان را خسته کردند، از بس رفتاری داشته اند که: دشمن را گمراه می کرده! در همین چند روزه دیدیم که: خرمشهر را بهانه کرده بودند تا بی آبی را مطرح کنند. بعد معلوم شد اصلا کم ابی نبوده، و نماینده خرمشهر هم گفته بود: ما هیچ مشکلی نداریم. فقط لازم شد امام جمعه، با لوله های آب رسانی، یک عکس بگیرد تا مردم آسوده خاطر شوند. مانند این رفتار ها بسیار زیاد است، که دشمن را گیج کرده! الان چهل سال است که آنها، فریب می خورند و سرجای اول بر می گردند. آنها کاری کرده اند که: منافقین هم سرخورده، و بی اینده شدند. با اینکه ترامپ به مریم قول داده بود: چند روزه حکومت ایران را سرنگون کند! و تحویل منافقین دهد. ولی خبری نیست و اصلا آب از آب تکان نخورده. و منافقین شرمنده شدند، تا بعد از این چطور گدایی کنند. و یا باج خواهی نمایند. آنها همه پولهایی که از کنگره آمریکا، و یا فرانسه می گیرند، با وعده یکماهه و یا کمتر است! یعنی می گویند کار تمام است، ما حکومت ایران را یک ماه دیگر تحویل می گیریم! و بدهی های خود را می پردازیم. دقیقا همین بازی را در مقابل صدام داشتند، بعد از سالها وعده و عید، که نتوانستند پول صدام را پس بدهند، ناچار محل اختفای او را به آمریکایی ها لو دادند: تا دیگر طلب کار نباشد. الان هم آمریکا و فرانسه بدانند که: هرچه بدهی های منافقین بیشتر شود، به ضرر آنها است زیرا عاقبت مجبور می شوند: جمهوری اسلامی آلاسکا را علم کنند، و دولت آمریکا را به آنها بفروشند. یا جمهوری اسلامی موریس یا کرت را، اعلام نمایند و دولت فرانسه را به آنها نحویل بدهند. زیرا منافقین ثابت کرده اند در همه جا، مخالف ایران عمل کردند، تا پول بگیرند و بعد که دیدند نمی توانند بیشتر پول بگیرند، بعنوان آلترناتیو عمل کرده و: مانند صدام و یا داعش آنها را فروختند. این رفتار منافقین در هواداران داخلی آنها هم هست. آنها هم با وعده سرنگونی دولت، از مرکزیت سازمان اخاذی می کنند! چند روزی به خیابان ها می آیند، بعد که پول تمام شد نادم می شوند، خود را تسلیم می کنند و: همه چیز را لو می دهند. این پولهای باد آورده را هم، روانه بازار می کنند و: گرانترین چیز ها را می خرند! اصلا گویا تظاهراتی نبوده! بلکه صف خرید سکه و خودرو تشکیل شده. حتی آیفن یا ایپد و اپل را هم، از دست نمی دهند! در بازار علاء الدین صف خرید تشکیل می دهند. این رفتار ها برای همه عجیب است. در تمام دنیا اگر جنس گران شود، مردم بعنوان اعتراض نمی خرند! ولی اینها دو برابر می خرند، گاهی 38هزار سکه را یک تنه می خرند. چون پول کافی گرفتند. از آنطرف هم کار مهمی انجام ندادند! که جمهوری اسلامی به آنها گیر بدهد، لذا به بهانه رسیدگی به زندگی خود، با تمام قوا به میدان می ایند، که اصلا معلوم نمیکند قبلا چه کاره بودند. نه تنها منافقین بلکه توده ایها و: دیگران هم همینطورند. سازمان زیباسازی شهرداری تهران، و روزنامه های زنجیره ای و: سبنمای قدیمی پر است از افرادی که: سابقه همکاری دارند، ولی کسی به آن توجه نمی کند، چون توبه کرده، و تخلیه اطلاعاتی شده اند. اما در مجموع با این حرکت های زیگزاگی، ثروت و اموال را از: آمریکا و دشمنان قسم خورده ایران می گیرند، و به داخل منتقل می کنند. به همین دلیل است که در ایران، نقدینگی بسیار بالا است. زیرا آمریکا اموال بلوکه شده ایران را، برای مبارزه با اسلام، به اینها می دهد. اینها هم با سرپل هایشان به داخل می اورند، ولی مثلا لو می رود! حتی اگر لو نرود بالاخره، خرج می شود و بین مردم تخس می گردد. دولت هم می بیند نقدینگی، بدون کنترل و زیاد شده، فوری سکه ودلار را سه برابر می کند! تا این نقدینگی را جذب کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : امت همیشه در صحنه،
لینک ها :

ضرب المثل فارسی می گوید: دزدی که از دزد یدزدد، شاه دزد است. حالا قضیه ترامپ است! او به عنوان سمبل حکومت: قبیله سفید پوستی در آمریکا، تا بحال از همه دنیا دزدی می کردند، تمام دنیا را میگشتند، از همه باج میگرفتند، اما حالا می بینند: کیسه شان سوراخ بوده، یا به قول خود ترامپ، مثل قلکی هستند که: دیگران از آن دزدی می کنند. معنی این حرف آن است که: نمی دانند چه کسی هم دزدی می کند! چون اگر می دانستند، آنقدر قدرت داشتند که جلوی آنها را بگیرند، ولو اینکه خیلی هم زیاد باشند. ولی حالا، می دانیم چه کسی از قلک ترامپ دزدی می کند! میتوانیم آن را معرفی کنیم، فقط  شرط دارد: اول شیتیل ما را بدهد، یا بعد از ثابت شدن آن، سبیل ما را چرب کند! قبل از هرچیز باید بدانیم که: دولت آمریکا یک نقطه ضعف اساسی دارد: اینکه اطلاعات مورد نیاز خود را، باید بخرد. زیرا آمریکا از دو جهت در بی اطلاعی کامل است: اول اینکه در محاصره آبهای نیلگون: اقیانوس ها است. راه خشکی به دنیای دیگر ندارد. راه آبی هم بسیار سخت و طولانی است. و راه هوایی و اینترنتی هم، هزینه های بسیار دارد. دوم اینکه دولت امریکا منتخب: سفید پوستان نژاد پرست است، لذا در میان خودش هم، با محاصره اطلاعاتی روبرو است: یعنی سرخپوستان، مالک اصلی اموال غیرمنقول آمریکا! با آنها دشمن هستند. سیاهپوستان هم که مالک اصلی: اموال منقول می باشند، دل خوشی از دولت ندارند. در این دویست سال، یا شصت دوره ریاست جمهوری، حتی یک سرخپوست رئیس جمهور نشده! هرکس هم شده، ضد سرخپوست بوده. اگر از سیاهپوستان هم یکی مثل اوباما آمد، نگذاشتند کاری بکند یا حرفی بزند. لذا این فقر اطلاعاتی، دولت را کاملا ایزوله کرده، بطوریکه مجبور شده سازمان مرکزی اطلاعات را، ایجاد کند تا: خبرچین پرورش دهد و جاسوس بخرد. این امری است که در کشورهای شرقی، معکوس است! یعنی خبرچین ها نه تنها پولی نمی خواهند،(بی جیره و مواجب) بلکه پول هم می دهند! لذا وقتی ایران می گوید: تمام ملت جمعیت اطلاعاتی است، شعار نیست بلکه مردم، دولت خود را دوست دارند، و هزینه می کنند تا بماند. البته برای آمریکا قابل درک نیست. بهرحال بخاطر همین نقطه ضعف هم،   22تریلیون دلار تا کنون هزینه کرده است. از این بدتر، خبر چین ها یا جاسوسها، برای اطلاعات غلط! از آمریکا دستمزدهای کلان می گیرند. 7تریلیون دلار از این هزینه ها، فقط به خاطر اطلاعات غلطی بود که: گفته بودند عراق، سلاح های کشتار جمعی دارد. آمریکا به آنجا حمله کرد و: هیچ سلاح کشتار جمعی پیدا نکرد، لذا نتوانست هزینه هایش را هم پس بگیرد، یا از آل سعود دزدی کند. بقیه هزینه ها که هنوز هم ادامه دارد، باز هم برای اطلاعات غلطی است که: در مورد ایران یا حزب الله لبنان و: خط مقاومت به آمریکا داده می شود. مثلا می گویند: ایران بمب اتمی می سازد. کسانی که این اطلاعات را می دهند، بسیار محکم می گویند تا: دلار های بیشتری بگیرند، ولی بعد امریکا،ا سازمان ملل و آژانس اتمی، هرچه می گردند چیزی پیدا نمی کنند. بیش از ده تریلیون دلار فقط صرف: این اطلاعات غلط شد. که بازهم آمریکا دست خالی ماند، و از اعراب نتوانست پولی بگیرد. حدود 5تریلیون دلار آن هم، هزینه های حمایتی اسرائیل: در مقابل حزب الله لبنان و مقاومت فلسطین و: دولت سوریه است. زیرا اطلاعات غلطی می دهند: که فلسطینی ها ارتش اسرائیل را نابود می کند، ولی باز می بینند خبری نیست. جالب است بدانید همه این اطلاعات غلط را، یک زن! بنام مریم عضدانلو قجر می دهد. زیرا ادعا می کند که: از همه چیز خبر دارد و میتواند رژیم ایران را سرنگون کند. آری! دزد اصلی قلک ترامپ، یک زن است..


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چه کسی از قلک ترامپ دزدی می کند؟،
لینک ها :

بعضی ها سوال می کنند: وقتی یارانه هرنفر 45هزارتومان است، چرا باید مدیران ما درآمد 45میلیونی داشته و: هزار برابر مردم عادی دارای رفاه باشند؟ البته سوال بی جایی است! و جواب آن هم روشن است، ولی بهرحال برای روشن شدن اذهان عمومی، راجع به علت آن توضیحات مختصری داده می شود: از آنجا که مدیران شرایط حساسی دارند، و تا سرو صدایی بلند می شود، فرار می کنند لذا لازم است: همیشه پس اندازی در ان سوی مرزها داشته باشند، تا مبادا به گدایی بیافتند، و آبروی مملکت برود. مثلا الان مدیر کارخانه ایران خودرو ( ناسیونال سابق)، با همین پولها در امریکا، کارخانه راه انداخته و کار آفرینی می کند. ولی گلابدره ای نویسنده، که این درآمد ها را نداشت، بیست سال بی خانمان بود و: همه ایالت های آمریکا را هم رفت، ولی کسی به او کار نداد. پس برای حفظ آبرو هم شده، باید حقوق بالا بدهیم تا اگر رفتند اونجا، بگویند ما حقوقمان زیاد بود، توسری خور نشوند. اما دلیل اصلی این نیست، بلکه دلیل واقعی آن است که: اینها ریش و قیچی دست خودشان است. لذا هرچه بخواهند می برند، فقط برای رعایت حال ما، یک فیش هم می نویسند که: ما ناراحت نشویم، که مبادا به اینها نمی رسند. همین چند وقت پیش سرو صدای: حقوق های نجومی درآمد و بعد هم خوابید. چرا؟ چون خودشان خواستند که: مردم بدانند وضع آنها بدک هم نیست، و به آنها بد نمی گذرد. والا چه کسی فیش خود را؛ در اختیار رسانه ها قرار میدهد. زیرا مردم توقعی از مدیران ندارند: که افشارگری کنند. فبش حقوقی جزو اسناد کاملا سری است. مگر اینکه شخص خودش آن را نشان دهد. لابد فرق محرمانه و سری را هم نمی دانید؟ محرمانه نامه ای است که: به ضرر منافع شخصی است، ولی سری سندی است که: افشا آن به ضرر مملکت است و: شما دیدید افشای یک فیش حقوقی: رئیس بانک رفاه چه سروصدایی کرد. تا جاییکه مجبور شدند: او را بردارند و با حقوق بالاتر، مشغول جای دیگری کنند. تا دیگر از این کار ها را نکند. بعد هم دیدند که حقوق مدیران دیگر، کمتر از او است، آنها را هم بالا بردند که عدالت رعایت شود. قرار است که یارانه ها را قطع کنند، که بودجه آن تامین شود و: فاصله از هزار برابر هم بیشتر شود. مجلس گفت که حقوق ها نباید: از 12میلیون بیشتر باشد، ولی کسی که مسئول اجرای آن شد(رئیس دیوان محاسبات محلس،) خودش 45میلیون می گرفت! دید بی انصافی است لذا اجازه داد: همه 45میلیون بگیرند، تا مساوی شوند. شاید بهتر باشد دلایل دیگری را هم بگوییم، تا مردم قدر این مدیران را بدانند، و باز هم بیشتر به آنها رسیدگی کنند: مثلا یارانه همه را قطع کنند، و به مدیران بدهند زیرا اگر: مدیر نباشد شرکت ها ورشکست می شوند. ولی اگر کارگر نباشد، عیبی ندارد حتی اگر باشد هم، او را اخراج می کنند، تا از کمی حقوق خحالت نکشد. یکی دیگر از دلایل این است که: پول ملی بی ارزش است، یعنی 45میلیون با صد میلیون فرقی ندارد. لذا بهتر است حقوق مدیران را به دلار بدهند، تا در تراز جهانی هم حساب شود. مثلا 45 میلیون تومان فقط می شود 5 هزار دلار. و این حتی دستمزد توپ حمع زمین فوتبال هم نیست! وخوب نیست مدیران ما، در مقابل دیگران سرافکنده باشند. دلیل دوم هم این است که: مدیران مثل ما فقیر بیچاره ها نیستند که: اگر شام قرمه سبزی داشتند، از خوشحالی تا صبح بیدار باشند! تا مطمئن شوند: معده شان تعجب نمی کند. آنها باید زمین و ساختمان بزرگ در: شمال شهر داشته باشند، ویلاها در کتار دریا و جنگل اختصاص خودشان باشد، در بانکهای سوئیس حسابهایشان پر باشد! والا کسی اینها را مدیر حساب نمی کند! فکر می کنند یک کارگر: لباس مدیریت پوشیده است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : حقوق مدیران هزار برابر،
لینک ها :
یکشنبه 10 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

یکی از دعاهای امام سجاد این است: خدا را شکر که دشمنان ما را، از احمق ها آفرید. این فراز دو مقهوم کلی دارد: یکی اینکه اگر کسی دانشمند و دانا باشد، دشمن اهل بیت نمی شود. زیرا متوجه رفتار ها و گفتار های نیک آنها شده، جذب می گردد. اما جنبه مهم دیگر ان این است که: دشمنان اهل بیت در اوج عقلانیت، احمق هایی بیش نیستند و رفتار آنها، بیش از آنکه به نفع باشد به ضرر خودشان می باشد. یکی از این دشمنان رژیم قبیله ای آمریکا است، که می بینیم ترامپ با دست خودش نقض عهد می کند! و قرارداد بین المللی را نادیده می گیرد. دشمنان کوچکتر و ریز تر انقلاب اسلامی هم، همین تتناقض و دوگانه اندیشی را دارند: و هیچگاه به وحدت نظر نمی رسند.  در مقابل یک صداو سیمای ما، هزاران تلویزیون و ماهواره وجود دارد، ولی برد رسانه ای ما ومقبولیت آن، بیش ازهزاران ابر رسانه دیگر است. یک حزب الله وجود دارد، ولی در مقابل تمامی حزب های جهان، موفق تر عمل می کند. احزاب مختلف جهان  و کثرت آنها، نه تنها موجب قدرت آنها نمی شود، بلکه به درگیری بین خودشان منجر شده، کاهش نفوذ آنها را درپی دارد. حزب جمهوریخواه در مقابل حزب دمکرات، یا حزب عوام یا لیکود، در برابر حزب کارگر، هیچگاه قدرت هم افزایی ندارند! نمیتوانند در برابر توان نظامی سیاسی و منطقی ایران و: خط مقاومت سخنی داشته باشند. آنها نه تنها با رقیب های خود، دشمن هستند بلکه در میان خودشان هم، تشنه به خون یکدیگر ند. و سعی دارند آن را به ایران نسبت دهند. دوستی و محبت از نظر آنها، یک فریب و دروغ است! با هرکس دوستی می کنند، قصد خنجر زدن از پشت را به او دارند . در دل آنها جز کینه ونفرت چیزی وجود ندارد، آنها نه تنها از خدا متنفرند، بلکه از دوستان و دشمنان هم، دل خوشی ندارند! از خودشان هم بیزار هستند. منافقین کور دل نام مجاهد خلق را بر خود می گذارند! ولی 17هزار نفر را در یکسال ترور می کنند. جلوی چشم زن و بچه ها، آنها را به گلوله می بندند. به قول برخی ها، راهنمای چپ می زنند و بعد از راست وارد می شوند! تا ضربه خود را وارد کنند. اپوزیسیون ایران چهل است که: با این کینه و نفرت زندگی می کنند. و هرگز حاضر نشدند: با خود یا مردم خود مهربان باشند. ایدئولوژی آنها کینه و نفرت، قتل و غارت است. آنها دراین چهل سال یک بیمارستان، یا مدرسه برای مردم خود نساختند  در زلزله ها و سیل ها ی طبیعی، یک پتو به مردم سیل زده ندادند. اینها همه یک طرف، حتی مانع کمک رسانی هم می شدند. چه بسیار جهاد گران و امدادگرانی که، برای امداد رسانی می رفتند، ولی هرگز برنمی گشتند. و این دشمنان قسم خورده ملت بودند که: آنها را که بی اسلحه  بودند می کشتند، تا کمک رسانی نکنند. در قاموس آنها همه باید می مردند! زیرا جلوی توهم قدرت جهانی آنها می ایستادند. آنها که در ناکامی مطلق بودند، همه را در این ناکامی شریک می دانستند! هیچ دلرحمی برای هیچکس باقی نگذاشتند. در حالیکه میتوانستند با ساختن مدارس، کمک به زلزله زده ها برای خود پشتوانه مردمی جمع کنند، ولی اگر کسی هم در میانشان، به این فکر می افتاد، او را تسویه فیزیکی می کردند، تا این دلرحمی به دیگران هم سرایت پیدا نکند. برای همین چهل سال است که سرگردان هستند! یار و یاوری غیر از همپالگی های خودشان ندارند. ترامپ هم مجبور است مانند آل سعود، نتیانیاهو و منافقین، مردان را از زن و بچه هایشان جدا کند! تنها به اسلحه خود اعتماد داشته باشد. کودک کشی، رسم همه این خودباختگان جهان است. این راهیست که آنها در ان قدم می گذارند. به خاطر توهمات خود، دشمنی مردم را به جان میخرند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : دشمنان احمق،
لینک ها :
پنجشنبه 7 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

عده ای موج سواری را خوب بلد هستند: مثلا وقتی دلار افزایش پیدا می کند، آنها هم سکه یا مسکن و کرایه و اجاره و دستمزد را گران می کنند. لذا از تورم و گرانی، هیچکس ضرر نمی بیند و به اصطلاح، همه مردم آن را از خود عبور می دهند. اگر کسی هم اعتراض دارد، مانند بازاری ها یا کارمند ها، فقط بخاطر عقب افتادگی در موج سواری است. چون می بینند دیگران آمدند و: از انها جلو زدند. اعتراض کارمندان با افزایش حقوق و: یا ارائه زمین و مسکن رایگان و: رانت های دیگر برطرف می شود. ولی اعتراض بازاری ها، کمی رنج آور است. زیرا آنها دیگر توان موج سواری ندارند، گرانی های جدید و موج های ایجاد شده را نمی شناسند. لذا دیگران از راه میرسند، حتی از شعار یا اعتصاب آنها سوء استفاده می کنند. آنها چوب دوسر طلا می شوند: مردم گرامی را از انها میدانند، چون ارزاق دست آنها است. آنها دولت را مقصر معرفی کنند. آن هم نه برای برگشت به قیمت های قبلی! بلکه دریافت مجوز گرانی های بیشتر، زیرا ماهیت تورم روبه پیش است. اگر مدتی جلوی پیشرفت آن را بگیرند، مانند فنر، بعد از پیدا کردن راه تنفس، ناگهان بصورت جهشی عمل می کند. تورم با اشتغال هم رایطه مستقیم دارد: شما اگر جنسی را بخرید یا تولید کنید، هیچوقت آن را به قیمت خرید نمی فروشید. بلکه سود هم برای خودتان منظور می کنید. این همان تورم و یا گرانی است. البته ممکن است شما نتوانید: با قیمت بالاتربفروشید لذا یک نفر را پیدا می کنید و او را شریک سود کرده و قیمت جدید را برای فروش تعیین می کنید: تا او بفروشد، این هم می شود دلالی. اگر تولید کننده یا خریدار، 10درصد سود می خواست، دلال هم ده درصد می خواهد، لذا قیمت کالا 20درصد باید گرانتر بفروش رود. این است که مردم از تورم 10یا 20درصد، ناراضی نیستند، چون چاره ای نیست والا کسی خرید و فروش نمی کند، که به این می گویند دوران رکود. اما از آن نارحت هستند که: بی خبر و با نرخ زیاد متورم شود. چون موج سواری برایشان ممکن نیست، لذا عقب می افتند. اما این تورم ناگهانی که حاصل: رکود چند ماهه یا چند ساله بود، بفوریت از حالت حباب درآمده، روتین می شود: آن وقت همه میتوانند از این موج سواری لذت ببرند.(خانه یا ماشین ش را بهتر و بیشتر می خرند). بیشترین لذت را دولت می برد. زیرا مردم اگر سکه را گران بفروشند، جایگزین ندارند، بلکه باید گرانتر هم بخرند. مگر از فرصت استفاده کنند، وجوه حاصله را به بازاری منتقل کنند که: هنوز موج به آنجا نرسیده! مثلا در روستاها زمین بخرند. اما دولت میتواند آن را، با سوء مدیریت یا حسن مدیریت کنترل کند. لذا موج سواری خوب یا بد داشته باشد. افزایش نرخ دلار، بیشترین سود را  به دولت وارد می کند: زیرا 95درصد دلار ها در اختیار دولت است. دولت میتواند مابه التفاوت نرخ را، برای کسری بودجه استفاده کند. تا فشار مالیاتی از دوش مردم برداشته شود، و تورم بی ضرر شود.این موج سواری خوب است. یا اینکه همین مبلغ را به یارانه ها اضافه کند، و به حساب مردم بریزد، که نور علی نور است. اما متاسفانه دیده شده که: این تفاوت نرخ یک نوع غنیمت جنگی! تصور می شود که فقط: بین مسئولین باید تقسیم شود. و بجای اینکه حقوق 50هزار تومانی: مددجویان کمیته امداد، خانواده شهدا و جانباز و سرباز، به صد هزار تومان افزایش یابد، حقوق و پاداش 50میلیونی مدیران! به صد میلیون تومان می رسد. حتی در اینصورت نیز، موج سواری خوب و بد داریم: اگر مدیران با این افزایش حقوق کلان، کالای ایرانی بخرند، این وجوه دوباره به مردم منتقل شده، تعادل ایجاد می شود. ولی اگر سفر خارجی بروند! یا اجناس خارجی بخرند یا: در بانکهای خارجی پس انداز کنند (مانند لیست 220ملیاردی سفره انقلاب!) طبیعتا: وضع مردم خارج  خوب می شود!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : موج سواری خوب و بد.،
لینک ها :

استادان استراتژی، هیچ چیز مشخصی ندارند جز: خود سنیزی یا ایران ستیزی. همه تئوری های جهانی را ولو عجیب و غریب، فبول می کنند و درس می دهند، جز تئوری های اسلامی. در گذشته دور، استراتژی در مقابل تاکتیک بود! بعد استراتژی زیر مجموعه ایدئولوژی شد، بعد بالای پالیسی قرار گرفت. امروز چشم ما به وسط نشینی آن هم روشن شد. استاد بی بدلیل استراتژی گفتند که: چشم انداز و استراتژی و اهداف. چشم انداز ده ساله، استراتژی 5ساله و اهداف یکساله است. برخی هم گفتند اهداف بلند مدت، میان مدیت و کوتاه مدت. عده ای هم گفتند: هدف اصلی، هدفهای فرعی، برنامه! خلاصه خودشان نمی دانند: چه می گویند ولی یک چیز را خوب بلدند: تحقیر ایرانی و در واقع، تحقیر خودشان که از خود کم بینی یا: خود اصلا نبینی نشات می گیرد. مثلا با اینکه می گویند چشم انداز ده ساله است، اگر ژاپن چشم انداز 80ساله نوشت، که تا آن موقع دیگر روغن نهنگ نخورند! عیب ندارد. اگر چین چشم انداز 30ساله یا دیگری 20ساله، یا کمتر و بیشتر نوشتند، اشکال ندارد ولی ایران! فقط یک چشم انداز دارد: انهم 1404. اگر همه چشم اندازها ثابت بود، عیبی ندارد ولی برای ایران عیب دارد! باید با هر قدم چشم انداز جدید را ترسیم کرد. اگرآلمان مزرعه بزرگ گل، درست کرد که همه مکانیزه بود، و فقط 5نفر در آن نیروی انسانی ماهر لازم بود، کار خوبی است، خاک بر سر ایران که نمی تواند! اگر چین همان مزرعه را بدون اتوماسیون، درست کرد تا 500نفر را مشغول بکار کند، باز هم خاک بر سر ایران. به نظر می رسد اصلا نمی دانند چه می گویند. در یک حمام عمومی، مردی غسل می کرد و با صدای بلند می گفت: غسل حیض می کنم قربتا الی الله. پرسیدند مگر مرد هم حیض می شود؟ گفت نمی دانم از بچگی، مادرم اینطور نیت می کرد! حالا استراتژیست ما هم، فقط می گویند خاک بر سر ایران، دیگر دلیل ندارد توضیح بیشتری بدهند! از بچگی در دانشگاههای اروپا و امریکا، تو کله آنها همین را فرو کرده اند. و همه اینها بخاطر ضدیت با اسلام، و مسخره کردن دین مبین، و احکام نورانی آن است. والا بموقع شعر های حماسی می خوانند! ایران قهرمان را داد می زنند. اینهم دلیل روشنی دارد: اگر اسلام سخن بگوید، همه آنها باید بروند خاک بازی کنند. در تئوری های اسلامی، استراتژی یا چشم انداز یا هرچیز دیگر، بسیار روشن است. چشم انداز اسلام معاد است. یعنی می گوید خود را برای: زندگی ابدی مهیا کنید نه 50سال، یا صد سال فعلی. استراتژی اسلام حکومت جهانی امام زمان است. یعنی آرمانشهر غیر اسلامی، به جهان بینی اسلامی تبدیل می شود. اشخاص بجای تفکر قومی یا ملی، برای یک تفکر جهانی و زندگی همگانی: مسالمت آمیز هدایت می شود. تاکتیک یا برنامه های اسلام هم، اصول پنجگانه (توحید نیوت معاد عدل امامت)و فروع ده گانه(نماز روزه حج خمس زکات جهاد امر بمعروف نهی ار منکر تولی و تبری) است. برنامه های اسلام برای همه نوشته یا بیان شده، و موجود است که: قران اصول آن رابیان کرده، نهج البلاغه و سجادیه فرع و: دانشمندان و کتب دیگر تفسیر های لازم را اتجام داده اند. اجتهاد هم برای حوادث روز، غیر روتین یا جدید تعبیه شده، که براساس کتاب و سنت و اجماع و عقل، اداره و تنظیم می شود. چشم انداز هم یکی دو تا نیست، ما برای نابودی صهیونیسم چشم انداز 25ساله داریم، برای تشکیل حکومت واحد جهانی و: آماده سازی زمینه ظهور حضرت ولیعصر عج، تا کنون بیش از هزار سال برنامه داشته ایم، بعد از اینهم داریم. همه چیز تعریف شده و مشخص است( ولارطب ولایابس الا فی کتاب مبین) حالا آقایان خوششان بیاید یا نیاید! گرچه بهتر است بیت المال را، خرج تبلیغ کفریات نکنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مدیریت استراتژیک بومی،
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :