ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
نقئینگی فرهنگ بی ثباتی است. زیرا ثبات اقتصادی، نیازی به نقدینگی ندارد. بازارها در قدیم، بدون انتقال پول کار می کردند. یعنی به همدیگر کالا قرض می دادند، یا قرض می گرفتند و هرماه یا هرهفته، به این حسابها رسیدگی و به: جمع بندی آن می پرداختند. روشی که الان در بیت کوین اجرا می شود! اعضا با پرداخت حق عضویت، خود را ضمانت می کنند و به همدیگر اعتماد دارند. مانند کودکان که در اسمان شب، ستاره ها را نشان می دهند و: می گویند این ستاره مال من، آن ستاره مال تو، همین اشاره کافی است که: او را مالک بدانند. در سیستم اقتصادی سنتی ایرانی و اسلامی، ضرب المثل معروفی بود که: جیب من و تو ندارد! یعنی پول اگر در جیب تو هم باشد، مثل اینکه مال من است. در سیره عملی علما در حوزه هم، مطرح بود که آنها صندوقی را می گذاشتند، و به طلبه ها می گفتند: هرکس هر چقدر لازم دارد بردارد. لذا مردم ایران در فرهنگ سنتی خود، نیازی به پول ندارند. میتوانند از مغازه سر کوچه، همه چیز بخرند و سر ماه یا هفته، آن را تسویه کنند. لذا می بینیم این سنت هزاران ساله هست، که مردم را در مقابل: تحریم های ظالمانه بیمه می کند. مردم از دست فروشان خرید می کنند، تولید کنندگان زیر زمینی هم، به دست فروشان می فروشند. لذا تولید و توزیع و مصرف دارای ثبات است. در درون مردم، هیچ گونه تنش یا ترس از تحریم نمی بینیم. اما وقتی به اقتصاد کلان، یا دولتی یا حکومتی می رسیم، قضیه کاملا برعکس می شود: قول شفاهی که اصلا قابل قبول نیست، باید رسید کتبی دارد!(بوروکراسی ارثیه ماکس وبر) رسید ها  و قرارداد ها هم، هرچه محکم باشد، فایده ندارد و بالاخره گردن دولت: زیر ساطور بخش خصوصی و پیمانکاران است. دستمزد های بالا باید بپردازد، تعطیلات و توقف های آنها را هم باید بدهد. اگر یک روز در پرداخت آن تعلل کند، پروژه نعطیل می شود! پیمانکار شکایت می کند و: دهها برابر قرارداد جریمه و: دیر کرد را به حکم دادگاه از دولت می گیرد. بنابر این یکی از راههای توزیع نقدینگی سرگردان، پروژه های عمرانی می باشد. مخصوصا آنهاییکه ظاهرا، نیمه تمام هستند. زیرا منبع دریافت پول بدون پیشرفت فیزیکی می باشند، یک تحقیق و تفحص در پروژه های عمرانی: نیمه تمام یا پروژه های عمرانی بلا استفاده: مانند ورزشگاهها و بیمارستانها و: ساختمان های خالی (اداری و مسکونی سازمانی و حتی تجاری یا دارایی های منجمد) خواهد گفت که: زیر چتر خوشنامی پروژه های عمرانی، چه مقدار نقدینگی از بانکها (وامهای کلان)، جذب و بدون بهره وری، به بازار تزریق شده است. پس اولین منبع نقدینگی سرگردان، به دست پیمانکاران است! بعد هم با اعتراض به عدم رسیدگی ! مجبور می شوند آن را در: خرید سکه و ارز روانه کنند، تا کاهش ارزش نداشته باشد. در قسمت خدمات وضع از این بدتر است. بزرگترین واحد خدماتی ارز بر، و نقدینه زا پزشکی است. مردم بطور سنتی به طب گیاهی، بدون وابستگی ارزی علاقه دارند، ولی با سیاستهای وزارت بهداشت، این تمایل سرکوب و به ارز، وابسته شده است. در زمینه واردات کالاهای اساسی و واسطه، بالاترین نرخ نبدیل ارز به پول داخلی است. اما مهمتر از همه اینها پولشویی، یا تزریق نقدینگی از سوی ضد انقلاب، و حامیان بین المللی آنها است. که به قصد براندازی، پولهای دزدیده شده خود را، برای خرید ارز و سکه، تخصیص می دهند تا ارزش پول ملی، کاهش یافته و نارضایتی مردم بالا رود! نهایتا به براندازی منجر شود. دستگیری این افراد نشان خواهد داد: آنهایی که خریدار عمده سکه و ارز هستند، دقیقا به همین منظور، یعنی افزایش نقدینگی سرگردان، وارد عمل می شوند و هزینه های: بالایی هم پرداخت می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ریشه نقدینگی سرگردان،
لینک ها :

سیاست های درست و منطقی ایران در جهان، باعث شده تا مردم از آمریکا رویگردان شوند. و در دنیای دو قطبی فعلی، تنها کسی که از این رویگردانی مردم بهره مند می شود، ایران است. البته سیاست های غلطی هم گاهی اجرا می شود: آن اینکه سوریه را برای 50میلیارد دلار: سرمایه گذاری نامشخص روسیه، به آنان فروخته باشیم. لذا در اینجا دو انحراف بزرگ دیده می شود: اول اینکه جهان را چند قطبی بدانیم، و با دست خود، قدرت ایران را در جهان، با دشمنانی مثل روسیه و چین شریک شویم. گاهی آنها را برتر و بهتر از خود بشماریم! یا دنباله رو سیاست های ضد اسلامی آنان باشیم. نمونه این طرز تفکر را در دکتر ولایتی می بینیم، که به دستبوس پوتین رفته! بجای اینکه پیام رسان رهبر و رئیس جمهور و: نشان اقتدار ایران باشد، خوشحال است از اینکه بگوید در سوریه، با روسیه هماهنگ می شویم! جاییکه باید بگوید: روسیه با ما هماهنگ می شود. زیرا عنصر اصلی مقاومت سوریه، مردم آن هستند، نه سلاحهای تاکتیکی روسیه. در لبنان و در فلسطین هم، همین اشتباه را می کنند. امام خمینی فلسطین را مسئله اسلام می داند. ولی آقایان هرکس را که به: فلسطین غیر اسلامی هم معتقد باشد، شریک می کنند. ما اگر قرار بود غیر از اسلام، در فلسطین فکر کنیم، یاسر عرفات و معمر قذافی و عبدالناصر، از ما بهتر عمل می کردند. جهاد اسلامی و خط مقاومت، به این دلیل درست شد که: فقط راه رهایی فلسطین را، در قیام اسلامی بداند. و الا عربستان و امارات، از ما بیشتر پول می دهند. اینکه امام خمینی تاکید می کرد: همه کار ها فقط برای خدا باشد. برای همین بود. ایشان چین را همطراز انگلیس می دانست. روسیه هم تا کنون، خیانت های زیادی به اسلام کرده است. در نیروگاه بوشهر، هنوز هم بازی در می آورند. در تمام قرارداد ها، فقط به پول بیشتر فکر می کنند.  یا اینکه با مسلمان کشی آنان، در فدراسیون های روسیه مخالفتی نکنیم. بنابراین باید این فکر اشتباه اصلاح شود: ایران به عنوان پرچمدار حق، در یک طرف و کلیه کسانی که: از اسلام انحراف دارند، در طرف دیگر. یک جهان دو قطبی ایران و آمریکا! نه اینکه چین و روسیه را هم شریک کنیم، برخی ها جرات کنند حتی بگویند: برویم از ثبات اقتصادی لبنان درس بگیریم! اشتباه دوم این است: هرکس را در خط جمهوری عمل می کند، بجای جذب کردن در دفع آنان می کوشند یا آن را به دیگران منتسب کنیم. همین تظاهرات انگلیس یک نمونه است، فرانسه و آمریکا و استرالیا هم همینطورند. مخالفت آنها با آمریکا، در راستای سیاست های جمهوری اسلامی است، نباید با نادیده گرفتن زحمات آنها، بگوییم برای سوسیالیسم یا لیبرالیزم است. مردم انگلیس مخصوصا آن بخش که: در این تظاهرات شرکت کردند، اگر مسلمان تر و انقلابی تر از ایرانی ها نباشند، کمتر نیستند. هوش و استعداد آنها، حرف های منطقی ایران را می فهمد، و آن را دنبال می کند. در آمریکا نهضت 99درصدی همان انقلاب اسلامی بود، فقط از ترس پلیس و شکنجه، سعی کردند نامی از ایران نیاورند. الان هم در تمام ناکامی ها و: تلخی های حکومت های غربی، مردم آنها چشم انتظار کمک های: فکری و فرهنگی ایران هستند اما متاسفانه نسبت دادن: این موج عظیم انقلاب مردم غرب، به فرقه گرایی های نه چندان مطرح، یا قدرت های پوشالی دیگر، یک خیانت تاریخی به ملت های غربی است. همانطور که ملت های شرق را، نباید به دست دولت های خودشان، قربانی نکنیم، ملت های غرب را هم، با موهومات عجین نکنیم. همه آنها در صف واحد، از ایران و انقلاب اسلامی الهام گرفته اند. اگر جرات مدیریت آنها را نداریم، و فقط به فکر کلاه خود هستیم! که باد نبرد، باید پست ها را اشغال نکنیم، بیت المال را صرف کوچک کردن: دنیا به اندازه نوک دماغ خود، نکنیم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : حمایت مردم انگلیس از ایران،
لینک ها :
پنجشنبه 21 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

جنگ اقتصادی آمریکا با جهان، نشان می دهد که تجارت سنتی: بر پایه تک قطبی در حال انقراض است. براساس تئوری های کلاسیک، تجارت جهانی باید ازاد باشد! و مزیت های نسبی اقتصادی، روند خود را ادامه دهد. اما اکنون خود آمریکا، بعنوان سردمدار سرمایه داری امپریالیستی، شروع به اعمال تحریم، یا بایکوت کردن دیگران و: برقرای تعرفه گمرکی 25درصدی ورود کالا می کند. این نشان از نقض همه قواعد گذشته و: ایجاد قواعد جدید است. لذا تمام قوانین گات و تجارت جهانی، یکباره از بین رفت.  قوانین جدیدی بر اساس جنگ اقتصادی نوین، در حال شکل گرفتن و جهانی شدن است. به همین جهت، ما سلسله بحث هایی را در این زمینه خواهیم داشت: مجله اختصاصی برای این موضوع داریم و: سعی می کنیم با توجه به اقتصاد مقاومتی، تجارت جهانی جدید را طراحی نماییم. در ابتدا باید بگوییم که: آمریکا و دیگر کشورهای جهان، در راستای اقتصاد مقاومتی، به حرکت در آمده اند و با قبول: تئوری های اقتصاد ایرانی، آن را اجرا می کنند. لذا از نظر ما جنگ اقتصادی، در بین نیست بلکه مرحله: تحول اقتصاد امپریالیستی به اقتصاد اسلامی، یا اقتصاد مقاومتی است. براساس شعار ایران در سال 1397 که به: تولید کالاهای داخلی می پردازد، و سعی دارد از واردات جلوگیری کند. آمریکا نیز همین کار را می کند: تعرفه 25درصدی برکالاهای چینی، به همین دلیل است. زیرا چین توانسته اقتصاد آمریکا را در دست بگیرد، و با روش دامپینگ(ارزان فروشی مصلحتی )، بازار آمریکا را تسخیر نموده است. مسئولان اقتصادی با تعیین تعرفه، خواسته اند این شکاف (گپ) را پرکنند. براساس محاسبه آنها، اگر اجناس چینی 25درصد گرانتر شود، نمی تواند با قیمت اجناس آمریکایی رقابت کند. لذا بجای کاهش قیمت کالاهای داخلی، که به تضعیف تولید کنندگان می انجامد، با برقراری تعرفه، قیمت کالاهای خارجی را از دسترس خارج می کنند. شکایت چین به سازمان جهانی تجارت هم، فایده ندارد زیرا که این روش تجاری، سال ها است که زیر پا گذاشته شد! خود چین هم در مقابل تایوان و ژاپن ومالزی انجام می دهد. اخیرا هم که درمقابل آمریکا و اروپا هم، تعرفه را بالا برده! اروپا نیز به این روند تعرفه گذاری پیوسته است. لذا شرایط صوری که: مانع عضویت ایران در تجارت جهانی می شد، اصلا اجرایی نبود و: فقط بهانه ای برای جلوگیری عضویت ایران بود. زیرا اگر ایران عضو می شد، همه تحریم ها از بین می رفت. این خواست آمریکا به عنوان: قدرت برتر تجارت جهانی سنتی نبود. با توجه به مزیت فراوان: کالاها و خدمات ایرانی ، عضویت در سازمان تجارت جهانی، باعث می شد تا سلطه آمریکا از بین برود، و مدیریت آن به دست ایرانی ها بیافتد. لذا مقاومت آنها در برابر ایران، قانونی نبود. حتی قانون دست نوشته خودشان هم، این را نمی خواست. بلکه بیشتر به آن جهت بود که: ایران شریک تجاری بی ضرر(احمق) بماند! یعنی از همه کشورها، بالاترین خرید ها را، با قیمت تحریمی داشته باشد. پس با عضویت ایران، تمام سود های باد آورده: همه کشورها نابود می شد. به لحاظ فروش نیز، ایران مزیت های فراوانی داشت: رتبه اول در گاز و نفت، موقعیت ژئوپلیتیکی آب و هوایی و حمل و نقل، خدمات فنی مهندسی بسیار پیشرفته، نیروی انسانی کار آمد در تراز جهانی، که بسیاری از آنها، از مدیران شرکت های رقیب بودند! همه باعث می شد ایران، از لحاظ فروش نیز دست برتر داشته باشد. هم اکنون هم هیچ کشوری، مایل نیست بازار ایران را از دست بدهد! هیچ کشوری هم از خدمات و کالاهای ایرانی، ناراضی نیست. فقط زور گویی آمریکا، باعث تبلیغات منفی می شد، که به حمدالله با ورود آمریکا و اروپا و چین و روسیه، به اقتصاد مقاومتی، مزیت های تئوریک و مدیریتی ایران نیز، کارایی خود را نشان داد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : تجارت جهانی نوین،
لینک ها :
پنجشنبه 21 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

نیاز، مادر اقتصاد است، یعنی اگر کسی نیاز نداشته باشد، هیچ کاری نمی کند. لذا اولین انگیزه اشتغال، نبازهای انسان مخصوصا: نیاز های فیزیولوژیکی است. یعنی انسان تا گرسنه نشود، به دنبال تهیه غذا نمی رود، و تا سرما نخورد، دنبال دارو نمی گردد. به همین دلیل پدران و مادرانی که: فرزندان خود را بدون زحمت دادن، بار می اورند به او تلقین می کنند: که نیازی ندارند که براورده نشده باشد. لذا احتیاجی به کار کردن هم ندارند. اغلب فرزندان افراد فعال، بیکار هستند زیرا نیازی نمی بینند که کار کنند! یا درواقع می گویند: پدر بجای ما کار می کند. پس دلیل دوم بیکاری، کار مضاعف دیگران است. پدری که فکر می کند: باید همه نیاز های خانواده را به تنهایی براورده کند، مجبور است جای چند نفر کار کند. این امر از دو جهت به ضرر اشتغال است: اول اینکه انگیزه کار کردن، که همان احساس نیاز فرزندان است، در آنها از بین می برد. دوم اینکه جای اشتغال: دو نفر یا بیشتر را پر می کند.  لذا اگر کسانی هم دنبال کار باشند، کارها به وسیله این افراد بیش فعال، قبضه شده است. مثلا کسی که سی سال، کار کرده و حالا بازنشسته می شود، یعنی یک فرصت شغلی خالی می شود، تا نیروهای کارجو آن را بدست آورند. ولی وقتی دوباره به کار دعوت می شود، این فرصت شغلی از بین می رود. بعضی ها بجای یک نفر دیگر کار می کنند، ولی برخی ها خیلی بیش فعال هستند: و ممکن است جای ده نفر کار کنند! لذا ده نفر بیکار می شوند، در حالیکه  تولید و اشتغال در حال تعادل است. یعنی جامعه احساس کمبود نمی کند. این موضوع نظم اجتماعی را به هم می ریزد، و عدالت را از بین می برد، ولی نعادل در جامعه را ایجاد می کند. یعنی تولید کافی است، و مردم نیازهای خود را برطرف می کنند. اما عدالت که یک مفهوم ارزشی است، از بین می رود. مثلا عده ای فقط نان خالی می خورند، اما عده دیگر بقدری می خورند که: جای نفس کشیدن برایشان باقی نمی ماند. عده آمار مصرف را بالا می برند. لذا می بینیم در ایران، مصرف همه کالا ها و خدمات، سه برابر مصرف جهانی است. حالا این امر خوب است، یا بد همان ارزش گذاری معنوی است. عده ای می گویند: خوب است زیرا نشان می دهد: مردم سیر هستند حتی آنهاییکه به ظاهر، کمتر می خورند ولی میتوانند از: مازاد طبقه بالا استفاده کنند. وقتی روزانه میلیون ها تن غذا، دور ریخته می شود همه اینها نابود نمی شود، بلکه بازیابی می شود. 80درصد آن با رعایت اصول بهداشتی، قابل بازیابی و قابل استفاده است. بطوریکه میتوان به افراد دیگر و یا: حیوانات دیگر تحویل داد. 20درصد غیرقابل بازیافت نیز: در چرخه طبیعت، برای استفاده گیاهان منظور می شوند. اخیرا در همه کشورها، تفکیک زباله به همین جهت، در دستور کار است. خیلی از خانواده ها، غذای اضافی خود را دست نخورده، در ظروف یکبار مصرف کاملا پوشیده، بیرون می گذارند تا رهگذران و: بی خانمان ها از آن استفاده کنند. دستور اسلامی این است که: خانواده های ثروتمند انفاق کنند، که بسیاری از مراسم مذهبی مانند: سوگواریها و جشن ها محل :توزیع غذاهای رایگان است. بنابر این اگر احساس بیکاری، یا فقر یا بی غذایی می شود، مکانیزم اقتصادی جوابگوی آن نیست، زیرا از نظر اقتصاد، اشتغال در حال تعادل و: دستمزدها همیشه نرمال، میانگین بهره وری مردم سه برابر! نقدینگی در دست مردم بسیار پرحجم است. اما از نظر مسائل انسانی و: مسئولیت های اجتماعی، یا عدالت اسلامی لازم است که: دقت بیشتری شود. با اینکه شخصی قانونا میتواند: هزار شغل و هزار در آمد داشته باشد، وجدانا و به دستور شرع، باید آن را بین فقرا، بدون هیچ چشمداشتی تقسیم کند. این کار بنام انفاق است و: انفاق یعنی تبدیل اعتدال به عدالت.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بیکاری وجود ندارد!،
لینک ها :

وقتی می گوییم اروپا، شریک دزد و رفیق قافله است، همین است که الان، وقتی ایران می خواهد سیصد میلیون یورو، از حساب های خود بردارد فوری آن را به اطلاع امریکا می رسانند! سفیر آمریکا در آلمان هم می گوید: جلوی این کار را بگیرید! گویا این پول ها، مال آمریکا است که ایران می خواهد برداشت کند. دیپلماسی باج دادن، کار را بجایی رسانده که امروز، همه دنیا خود را مالک همه چیز ایران میدانند! آلمان فکر می کند: همه صنایع ایران مال اوست، آمریکا فکر می کند همه نفت ایران را، باید او ببرد و اتگلستان و فرانسه هم، نمی گذارند از قافله عقب بمانند. این توهم از موقعی شروع شد که: دیپلماسی التماس، جای دیپلماسی عزت و حکمت را گرفت. آنهاییکه در دامن آمریکا بزرگ شدند، همه پست ها را قبضه کرده، مخفیانه همه قرارداد ها را امضا نمودند. اگر در دوران قاجار، آشکارا ایران را می فروختند، اینها ارزان و بی سروصدا می فروشند. ششلول بند های آنها هم، همه جا آماده اند تا از حذف فیزیکی، تا آبروریزی، دروغ و هتک حرمت کار را پشتیبانی کنند. سلطنت طلبها یک طرف، منافقین در طرف دیگر: از چپ افراطی تا راست افراطی، در حمایت از غارت ایران همصدا هستند. وجدانا، در طول این چهل سال، کدام یک از آنها که خود را: وطن پرست دو آتشه میدانند، یک مدرسه ساختند؟ یا در زلزله و سیل کمک فرستادند؟ یا به فقرا کمک مالی کردند؟ در حالیکه برعکس بوده، یعنی اگر از طرف دولت هم، امدادگر یا کمک مالی ارسال می شد، آنها را ترور می کردند! یا مانع از اجرای عملیات می شدند. تا به قول خودشان، پایه های حکومت را سست کنند. آنها به گدایی شرق و غرب می رفتند، تبلیغات می کردند که دولت نمی رسد، و به مردم امکانات نمی دهد، کمک مالی به بهانه زلزله زده ها، جمع می کردند، بعد: خرح عیاشی های خود می نمودند. در زلزله کرمانشاه دیدیم که: از ترس ترور امداد گران، ارتش و سپاه وارد عمل شدند. زیرا جاده ها را نا امن کرده بودند، و نمی گذاشتند کمک به مردم زلزله زده برسد. لذا این کمک ها با نگهبان ارسال می شد. نه فقط در ایران، بلکه  در یمن وبحرین و لبنان وفلسطین هم، همین کار را می کنند. کشتی های امدادی ایران را،  به بهانه اینکه در انها اسلحه هست، مصادره می کنند، یا آن را با موشک می زنند، هواپیما را سرنگون می کنند، بعد هم جایزه می گیرند که: توانستند به قتل عام یمنی ها و: فلسطینی ها کمک کنند. و نگذاشتند ایران به آنها کمک کند. ملت ها همه یک درد دارند! دوستان آنها شریک دزدان هستند. دولت بحرین،ا عربستان یا مصر، در هیچ کجا از کمک به کشتار مسلمان کم نگذاشتند. از گروه سازی و فرقه گرایی، مانند طالبان و داعش و جبهه النصره، تا سلطنت طلب و منافق، همه فقط دنبال کشتار هستند. این گروهها در افغانستان، دست به دست هم داده، خود را برای ورود از: مرز شرقی به ایران آماده می کنند. دیلمات های ایران، یا نمی دانند یا خودشان هم با آنها هستند! چون سلاح آنها را، اروپا و آمریکا می دهد، بودجه اش را عربستان تامین می کند. و دیپلمات های ایرانی هم، مشغول لاس زدن با همین ها هستند!  یک زن و یا دختر اروپایی که، کنارشان می گذارند، عقل و هوش و ایمان آنها را می دزدند! لذا همه گراها را می دهند، تا دشمن راحت تر حمله کند. بزرگترین سناریو اقتصادی قرن را، در همین چند روزه بر ضد ایران، اجرا کردند و دستهای ناپاک: همه آنها دخیل بوده: از واردات خودروهای خارجی، بالابردن قیمت ارزهای خارجی، تا احتکار سکه وطلا و مایحتاج مردم. اما مردم ایران، یک تنه ایستاده اند! و با کمک خداوند، همه این دزدان و شرکای داخلی آنها را، به سزای اعمال خود می رساند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : شریک دزد و رفیق قافله!،
لینک ها :

در حالیکه رئیس مذهب شیعه، بارگاه و مرقدی نداشته و: در تصرف وهابیت است، آیا شیعه بصیرت دینی دارد؟( من بمیرم که نداری: حرم و صحن و سرایی!) ایا فقط شعر گفتن و گریه کردن کافی است؟ یا باید برای رئیس خود کاری بکنند؟ آیا درست است که وزیر خارجه کشور امام صادق ع، از هولو کاست کشتار سه هزار نفری کربلا، و تخریب بقعه امام حسین ع و ائمه دیگر، به دست آل سعود بی خبر باشد؟ ولی برای یهودیان اشک بریزد! و هولوکاست دروغین انها را تایید کند؟ شکایت این همه بی بصیرتی را به کجا باید برد؟ برخی ها تصور می کنند بی بصیرتی، فقط برای توابین بود! که روز شهادت امام حسین ع، او را تنها گذاشتند و: بعد توبه کردند و قیام نمودند. ولی بی بصیرت ها در همه زمان ها هستند. بی بصیرت به معنی بی سواد نیست، بلکه کسی است که وقتی امامش، با او کار دارد غایب است. امام صادق رئیس مذهب تشیع، چهار هزار شاگرد فیلسوف و با سواد داشت، ولی وقتی ایشان را با طناب می کشیدند، و خانه اش را آتش می زدند، حتی یکی از آنها حاضر نبود! و دفاعی از ایشان نکردند. بعد هم طلبکارانه، در تشیع جنازه ایشان، سنگ تمام گذاشتند!اکثر اینها فقیه جامع الشرایط بودند، ولی امام زمان خود را درک نکردند.و در شدید ترین بحران ها تنها گذاشتند. آنهای دیروزی، با اینهای امروزی، چه فرقی دارند؟ امام صادق همان امام صادق است! ولی در بند وهابیان است، و همه او را تنها گذاشته اند. وقتی به جناب دکتر ولایتی می گوییم: بازسازی بقیع را ما انجام می دهیم، می گوید این کار عاقلانه نیست! دیگر از کی باید انتظار داشت؟ البته خیلی ها صحبت بصیرت می کنند، ولی تا مادامیکه صدور نفت قطع نشود! با اینکه میدانند: قطع صدور نفت، فقط و فقط به دست رژیم آل سعود است، بازهم آدرس اشتباهی می دهند! یک آدم دیوانه را نشان می دهند. اگر ترامپ، دلگرمی به دلار های نفتی و: صدور نفت مازاد عربستان نداشت، این سخن ها را نمی گفت. بصیرت در اینجا یعنی آدرس  درست دادن. یعنی دشمن را درست شناختن، نه آنکه بگوییم عربستان، برادر دینی ما است! و با او در یک جبهه هستیم! یعنی یمنی ها را سرکوب کند مهم نیست، کودک کشی نماید مهم نیست، حتی اگر سهم نفت ما را هم ببرد مهم نیست. چرا اینهمه خیانت ها مهم نیست؟ چونکه در قضیه بقیع، کوتاه آمدیم و گفتیم مهم نیست. و انتظار داشتیم فرش قرمز برای ما پهن کنند. بی بصیرتی راه دشمنی را هموار می کند. کسانی که شعار بصیرت می دهند، مانند ابو حنیفه مزدوری می شوند که: باید مخالف امام صادق عمل کند. و در نظر مردم کوچک کند. به گفته خود وی، برای مخالفت با امام صادق، مامور شده بود و همه جا موفق بود! فقط نمی دانست که امام صادق، در موقع سجده چشم های مبارک را می بست، یا باز تگهمیداشت و برای همین، فتوا داد در سجده: یک چشم بسته باشد! فقهای امامیه اثتی عشریه هم، دست کمی از آنها نداشتند. اگر چهار هزار شاگرد دور او بودند، دشمن جرات نمی کرد خانه امام صادق را آتش بزند. در حالیکه فقیه ترین و بزرگترین: دانشمندان عصر از سنی و شیعه، مسلمان و غیرمسلمان شاگرد ایشان بودند. شیخ انصاری می گوید مادرم از دزفول، برای زیارت کربلا رفت و نزد من آمد! همه به او احترام میگذاشتند و: دست او را می بوسیدند. پرسید چرا به من احترام می گذارند؟ شیخ ناچار شد بگوید: بخاطر اینکه مادر فقیهی مثل من هستی! مادر با همان لهجه دزفولی گفت: مرتضی یعنی تو کی هستی؟ خودت را بزرگ می دانی! این شیخ مرتضی است، آیا مراجع ما از ایشان بالاترند؟ این است که امام صادق می فرماید: اگر به تعداد انگشتان، یاران بابصیرت داشتم مانند: جدم حسین ع قیام می کردم!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
در حالیکه مردم از کسادی بازار، بی پولی و بیکاری عصبی هستند! دولت اعلام می کند: نقدینگی در دست مردم، بسیار زیاد و ووحشتناک است. و ار آن بعنوان پول سرگردان نام می برد. حتی برخی ها اعلام کردند: گرانی سکه ودلار برای این بوده که: پولهای سرگردان در دست مردم، توسط بانک مرکزی جذب شود، تا تورم را کنترل کند. این پارادایم نشان می دهد که: تعریف واحد از اقتصاد ایران اشتباه است. اقتصاد ایران حداقل: دارای دو تعریف متضاد می باشد: اقتصاد سنتی و اقتصاد مدرن. بخشی که می گویند: بی پولی و بیکاری و گرانی، از حد تحمل گذشته، دریک سو قرار دارند، و کسانی که نمی دانند با پول های سرگردان: تریلیاردی خود چه کنند، در سوی دیگر هستند. اینکه تعداد آنها چقدر است و: آمار های درست و غلط کدام است، مهم نیست مهم تاثیر پذیری: سیاست های کلان اقتصادی از این دو اقتصاد است. چون ثروتمندان به قدرتمندان نزدیک هستند، و گاهی همان قدرتمندان هستند. لذا تاثیر آنها در سیاست گذاری بسیار زیاد است. لذا همه عناصر اقتصادی هم، به زبان آنها تعریف می شود. مثلا تحریم آمریکا در این دو قشر، یا دوطبقه، کاملا متفاوت تحلیل می شود: سنتی ها اصلا متوجه تحریم نمی شوند، و آن را حس نمی کنند. زیرا نان سنتی می خورند، کار سنتی می کنند و: این نان و کار، از اجداد آنها به ارث رسیده. هیچ قدرت سیاسی یا اقتصادی نمی تواند آن را تکان دهد! پیشه وران و دهقانان و خدماتی های خرد، از این دست هستند. دنیا را سیل ببرد، آنها در جای خود محکم ایستاده اند. کشاورز سنتی، گندم خود را درو می کند! دامدار سنتی گوشت و شیر خود را تولید می کند، و با همدیگر کالا به کالا مبادله می کنند. اما اقتصاد زورمندان یا: اقتصاد وابستگان آمریکا برعکس است: چشمشان به دهان ترامپ است، به قول وزیر نفت: با هر توئیت ترامپ قیمت ها بالا پایین می شود. لذا بسیاری از آنان، به سوی خرید دلار می روند، تا حداقل خیالشان از طرف ترامپ راحت باشد. قاعدتا کسانی که دلار می فروشند، باید پول دریافتی را جایی، سرمایه گذاری کنند که: از دلار بالاتر باشد، و الا  دلار را دوباره می خرند، که فروش آن هیچ سودی برایشان ندارد. لذا به سوی خرید سکه و طلا ، خودرو زمین و مسکن می روند. خریداران دلار بدون نیاز به این خرید، برای ارامش روانی خود، اقدام می کنند، ولی فروشندگان دلار به: ارزان بودن فعلی کالا و گرانی آن در آینده، فکر می کنند. لذا سراغ مواردی می روند که: محدودیت دارند مانند: زمین های شمال شهر! یا همان سکه که میگویند: فیزیک سکه کمتر از یک سوم: حواله های خرید آن است. اگر سه میلیون قطعه سکه موجود باشد، 9میلیون خریدار قطعی دارد. لذا سیاست گذاران پولی بدانند که: مثل گاوچران های آمریکا، نمی توان همه را با یک چوب راند. سیاست برای وابستگان به آمریکا، فقط حذف آنها است. یعنی اعدام این سودجویان، مطابق اصل مفسد اقتصادی، تنها راه مقابله با آنها است. و اگر زنده باشند، مانند یک بز گر، همه را گر می کنند و: اقتصاد را فلج می نمایند. مطابق قران هم، کسانی که طلاو نقره می خرند تا گران شود، برای آنها عذاب دردناک باید باشد. اما برعکس برای مردم عادی، کاری لازم نیست!(به خیر تو امید نیست شر مرسان) آنها در حال تعادل کامل هستند. اگر ثروتمندان بگذارند زندگی خود را اداره می کنند. هزاران سال  مردم ایران، با مشاغل مشخصی، هم خود را اداره می کردند، و هم جهان را. مانند آمریکا یا اروپا، تازه به دوران رسیده نیستند که: با سعی و خطا و تئوریهای متضاد اقتصادی: از کمونیزم تا لیبرالیزم، بخواهند کشور را اداره کنند. تبعیت از تئوریهای اقتصادی آنها نه تنها ایران را نجات نمی دهد، بلکه مانند خود آنها سردر گم می ماند. که روزی به اقتصاد آزاد روی بیاورد، یک روز هم به انحصار دولتی و: دستور فردی ترامپ.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا پول در دست مردم زیاد است؟،
لینک ها :

پارلمان اروپا مانند لاشخوری، بر روی برجام اقتاده تا: از این مرده و جسد بی جان، بیشترین غذا را بخورد. اما غافل از آنکه شیران بیشه ایران، نیازی به لاشه عفن و گندیده ندارند، و بدون برجام هم، نفت صادر می کنند و قرارداد می بندند! آمریکا را هم اصلا به حساب نمی آورند. دشمن هم این را می داند، به همین دلیل یک جمله ساده رئیس جمهور کشورمان، تن همه آنان را به لرزه در آورد. البته رئیس جمهور تا بحال نخواسته بود: از زبان غیر دوستانه با بیگانگان صحبت کند. این بار هم چندان سخن تهدید آمیزی نگفت، فقط اشاره کرد که اگر ایران، نتواند نفت صادر کند بقیه هم نمی توانند! اصلا لازم نیست که خلیج فارس یا تنگه هرمز بسته شود، وقتی نفت ایران صادر نشود، قیمت نفت تا 120دلار می رسد! همه جهان از آن ضرر می کنند. عربستان هم علیرغم ادعاهایش، قادر به تامین نیاز بازار نیست. زیرا اگر تا کنون هم این کار را می کرده، از ذخاترنفتی ایرانی دزدی می کرده! الان مهندسان ما راه مهاجرت: نفت فلات قاره را به صحرای پست عربستان بسته اند. یا در حال برنامه ریزی برای آن هستند. لذا نه تنها قادر به افزایش نیست، بلکه همان نفت موجود را هم، از ترس موشک های یمن نمی تواند صادر کند! هزینه بیمه آن بسیار بالا رفته است. امریکا هم میداند که: هیچ کاری در تنگه هرمز نمی تواند بکند. اگر کوچکترین اشتباهی بکند، موشک های ماهواره بر ایران، به جای رفتن به کره ماه یا مدار زمین، بمب های خود را در کاخ سفید، به صورت نقطه زن می ریزند. متاسفانه 5سال از بهترین سال های رشد ایران، صرف چانه زنی های بیهوده شد. شاید از نظر وزیر خارجه که: برجام را فرزند خود می داند، این حرف درستی نباشد، ولی در بیهوده بودن آن همین بس که: یک دیوانه ای با یک امضای خرچنگ قورباغه ای، آن را دور انداخت. دیگران هم از ترس او به التماس افتاده اند. اروپا مانند آن شکارچی است که: به شکار شیر می رفت دیدند که: هم می غرد! و هم می گوزد! از او پرسید یعنی چه؟ گفت می غرم تا شیر بترسد، می گوزم چون خودم می ترسم! اروپا میداند که با دم شیر بازی کردن، یعنی چه و از آن طرف هم، می خواهد آمریکا را راضی نگهدارد. دکتر ظریف بداند که: اگر اروپا همه تعهدات خود را هم انجام دهد، روغن ریخته است که نذر امام زاده می کند! چه رسد به اینکه میدانیم همه: قرارداد های نبسته را هم پاره می کند. چون آمریکا نمی تواند از راهی که: درپیش گرفته عقب نشینی کند. راه ترامپ راه نابودی حکومت: قبیله ای سفید پوستان در آمریکا است. هرچه را که بتواند، باید برای این نابودی انجام دهد. زیرا گفته اند(اذاجاءالقدر عمی البصر) وقتی مرگ فرا برسد، نمی توان جلوی آن را گرفت. آمریکای ترامپ، از برجام خارج شد و بناچار، از ناتو هم خارج می شود! از سازمان ملل هم بیرون می رود، و کاملا منزوی می شود. حالا هرچقد دوستداران ترامپ و: جاسوسان ششلول بند آنها در ایران، بخواهند او را سرپا نگهدارند، یا بگویند او هنوز قدرت مند است! فایده ای ندارد. زیرا دلیل خروج از همه اینها، نداشتن بودجه کافی و یا: داشتن بدهیهای تریلیاردی است. این بدهی ها لاعلاج است، تا آمریکای ترامپ را نابود نکند، از پای نمی نشیند. چنانچه امروز هم، بعد سالها فروپاشی شوروی، کمونیست ها خیال می کنند از بین نرفته! ترامپ هم اینطور فکر می کند.  ولی بداند که ایران ایستاده و: بسیار توانمند تر از گذشته است. اگر آمریکا به گدایی ایران بیاید، نباید تعجب کرد. حقیقت قضیه هم همین است، ترامپ می خواهد از ایران هم، مثل عربستان گدایی کند! ولی هوشیاری ملت ایران، با سابقه هزاران سال مدیریت جهانی، مانع از این کار او می شود. و همین امر باعث نابودی آمریکا است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : پارلمانتاریست لاشخوریسم!،
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :