ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
حصار موجود در مرز آمریکا با مکزیک

در حالیکه ترامپ دور آمریکا را دیوار می کشد، دوست داران او در ایران، فکر می کنند این ایران است! که مرز مکزیک را دیوار می کشد. لذا می گویند دور ایران دیوار نکشید! این ترامپ است که از سازمان های بین المللی خارج می شود، همه تعهدات را زیر پا می گذارد، به قولهایی که به کره شمالی داده، عمل نمی کند و لی هواداران ترامپ درایران! می گویند نمی توانیم دور ایران دیوار بکشیم. تخم لقی که در دهان آنها شکسته، از ابتدای انقلاب لقلقه دهانشان بوده، و خون به دل امام کردند! حالا هم می خواهند تکرار کنند. از نظر آنها اگر ترامپ همه مرزها را دیوار بکشد، خیلی خوب است! چون می خواهد از ورود: مهاجران غیرقانونی جلوگیری کند. اگر از همه معاهدات خارج شود، و همه قولهای خود را زیر پا بگذارد، خوب است! چون می خواهد به فکر داخل باشد، و وضع مردم خود را ساماندهی کند. اگر سر عربستان را شیره بمالد، یا فلسطینی ها را بکشد، از خود دفاع کرده و می خواهد: بدهی های آمریکا را کم کند. اما اگر همین کار را ایرانی ها بکنند، فاجعه است و در تاریخ، چنین چیزی اتفاق نیافتاده! و مملکت را به عقب می برد، و مردم را زیر فشار قرار می دهد. اصلا کسی چنین چیزی هم نگفته باشد، اینها در خیال خود فکر می کنند که گفته است. در حالیکه خودشان مدتها گفتند: برجام حتی اب خوردن ما راهم تامین می کند، ولی دیدیم که نه تنها آب خوردن را تامین نکرد، بلکه همه آنهاییکه از بی آبی دم میزدند، جاسوس از آب در آمدند، و بر خیل جاسوسان محیط زیستی اضافه شدند. مدتها گفتند که اگر مذاکره کنیم، ایران گلستان می شود! پول های ما را بر می گردانند. نه تنها چنین نشد، بلکه تحریم های ظالمانه هر روز بیشتر شد! ولی چون خودشان را تحریم نکردند، آن را حس نمی کنند و قبول هم ندارند. به قول  دانشمندی، آمریکا در همه چیز ایران را تحریم کرده! الا موادمخدر و سیگار و مشروبات الکلی. این نشان می دهد که آمریکا دشمنی خود را، ادامه می دهد. ولی این مهم نیست، زیرا دشمن هرکاری می کند، از او انتظاری غیر از این هم نیست. ولی کسانی هستند که آن را توجیه می کنند! سعی می کنند آن را منطقی جلوه دهند، اینها هم مهم نیستند! زیرا مزدوران مارک دار آمریکا هستند. مانند کسانی که تخریب بقیع را توجیه می کنند، می گویند خوب است! زیرا که آنها وهابی هستند و: براساس عقاید خودشان، این کار را کردند. و تاکنون هم حرف آنها پیش بوده، و عربستان هیچ انعطافی برای: بازسازی بقیع شریف از خود نشان نمی دهد. اما گروه سوم کسانی هستند: از هر دو اینها بدتر عمل می کنند: خود را میهن پرست و مردم دوست میدانند. عمل آنها، مسخره کردن است. زیرا مردم میتوانند در مقابل: بی منطقی و یا منطق زور، مقاومت کنند ولی در مقابل تمسخر، نمی دانند چه کنند. آنها نمی گویند حرف ترامپ درست است، تا مردم بدانند آنها مزدور آمریکا هستند، بلکه گفته رهبری را به مسخره می گیرند! و افراد حزب الله را هجو می کنند، و همه حرفهای آنها را بصورت طنز، وانمود می کنند. مثلا در شعار مرگ بر آمریکا، طبیعی است که ترامپ به آن حمله کند، مزدوران مستقیم آمریکا هم، هرجا بتوانند جلوی مردم را بگیرند، تا پرچم آمریکا را آتش نزنند، یا شعار مرگ بر آمریکا ندهند. اما دسته سوم این کار را نمی کنند، بلکه بعنوان دوست وارد صحنه می شوند، و در صف مردم جا می زنند، اما شعار مرگ بر آمریکا را مسخره می کنند. دل مردم را خالی می کنند و: حرفهایی را به مردم نسبت می دهند که: اصلا کسی این حرفها را نزده، و بعد آن را مسخره می کنند! «شاید برخی بگویند دور خودمان دیوار بکشیم». در حالیکه هیچ کس چنین حرفی نزده! ولی ذهن مردم را خراب کرده، و به ارکان نظام توهین می کنند.ی کشد! ما باید سرزنش شویم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ترامپ دیوار می کشد! ما باید سرزنش شویم.،
لینک ها :

همه ما با کمک های خداوندی آشنا هستیم، همیشه کلمه خدایا کمکم کن! بر لب ما جاری است. ولی عده هستند که این را قبول نمی کنند، نه اینکه از خدا کمک نمی خواهند، بلکه معتقدند خدا در حق آنها کم گذاشته! و باید بیشتر از این ها میداد. لذا اثبات اینکه خدا انسان را کمک می کند، بسیار ساده است. وجود خدا یک معادله و: وجود بشر معادله بعدی است، ولی یک معادله سوم هم در این وسط هست. ما می خواهیم راجع به آن صحبت کنبم. لذا بیشتر نظرما بر روی افرادی است که: معادلات ریاضی را بالاتر از: آیات قران و حرف های مادی و سطح پایین، برایشان از کلمات عالی بیشتر ارزش دارد. آنها می خواهند شیب مثبت یا منفی: رابطه معادلات بین انسان و خدا را، محاسبه کنند تا بدانند اصلا: رابطه ای بین خدا و انسان هست؟ اگر هست بزگتر از صفر است، یا کوچکتر از آن. البته در حل مسائل سه معادله ای، معمولا میتوان معادله دوم را نادیده گرفت. ولی این اقایان اصرار دارند که: آن را محاسبه و حل کنیم. علیت اینکه در این نوع معادلات، دومی حذف می شود این است که نتیجه معادله اول، از معادله دوم عبور کرده و: در معادله سوم خود را نشان می دهد. مثلا ما آتش را زیر آب روشن می کنیم، این خودش یک معادله دارد که: میزان حرارت آنرا محاسبه می کند. اما آتش با آب چکونه رفتار می کند؟ ما فرمولی برای آن نداریم، احتیاجی هم به آن نداریم. زیرا نتیجه بالارفتن درجه حرارت آتش، عینا در آب خود را نشان می دهد. اما در این مقاله ما می خواهیم ببینیم: آب با آتش چه می کند؟ برخی ها توانسته اند به آن جواب دهند: میزان حرارت آتش در مولکلول های اب، اثر می گذارد و گردش آنها را، سریعتر می کند! لذا گرمتر می شوند. سرعت گردش مولکول ها، معادله خاص خود را دارد. در اینجا هم کمک خداوند به بشر، از همه جهات معلوم است. به انسان موجودیت داده، اعضا و جوارح به آن عطا کرده، و خرد زندگی کردن را به او تلقین کرده است. اما می خواهیم ببینیم: این چطوری انجام شده است؟ مکانیسم یا معادله آن چطور است. همانطور که میدانیم: انسان دارای جسم و روح یا روان است. جسم اگر تحت فشار غیر متعارف باشد، زخم می شود و روح هم پریشان می شود. مثلا وقتی چاقو دست انسان را می برد، درواقع بین نسوج بدن جدایی می اندازد. امداد رسانی و غذا به: بخشهای کناری ازبین میرود. لذا خون یا غذای داخل آن، به بیرون می ریزد و ضمن ترکیب با هوا، به چرک یا دمل تبدیل می گردد. راه درمان آن هم دوختن متناظر: رگ ها و جوارح به هم است. که کار پزشک جراح است. حالا ممکن است جراحی: سرپایی باشد یا بستری شود. روان انسان هم همینطور است: اگر عذاب ببیند دچار دو شخصیتی یا تجزیه شخصیت می شود، که اصطلاحا روانپریش می شود. خود را نادرشاه یا فاطمه زهرا یا امام زمان می پندارد! خداوند دراین گونه موارد، دستورات لازم را در قران ذکر کرده است. هرکس با نماز خواندن، و ذکر یاد خدا درمان می شود. زیرا به خود یاد آوری می کند که: خدایی هست و او بنده خدا است. واز دوشخصیتی وتجزیه شخصیتی، در امان می ماند. جسم انسان هم همینطور است: میتوان در مغز انسان، جای درد و لذت را جابجا کرد. با تلقین بخود میتواند: آن را سازگار کند. مجاهدی که به جنگ می رود و زخم برمی دارد، خوشحال است! زیرا میداند این زخم او، یک سرمایه گذاری است. بنابر این از لذت های آنی، برای لذت های آتی گذشت می کند. مرگ بزرگترین ترس در زندگی است، اما وقتی انسان بداند که این فقط: یک انتقال است، دیگر ترس او از بین می رود. و سعی دارد انتقال هرچه زودتر و: بهتر صورت بگیرد. درد زایمان بهترین مثال است. مادری که درد زیادی می کشد هیچگاه ناراحت نیست و: نمی گوید بچه نمی خواهم، اورا بکشید تا من درد نداشته باشم!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : خداوند چگونه انسان را کمک می کند؟،
لینک ها :
پنجشنبه 3 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

سینمتی نجیب و محجوب ایرانی، توانسته در اجرای قانون خدا و: پیاده کردن احکام الهی، چهل سال قدم های مهمی بردارد. این امر از آن جهت مهم است که: دنیا سعی کرده نشان دهد که: سینما مخالف مذهب و اسلام است. و یا اینکه سعی میکنند اسلام را، ضد هنر نشان دهند ولی، امام خمینی در یک کلام فرمود: ما با سینما مخالف نیستیم، با قحشا (زیر سایه سینما) مخالف هستیم. این سخن ایشان ناظر بر دو تاریخ: متضاد از سینما است، سینمای قبل از 1968 و بعد از آن. که کاملا ضد همدیگر هستند. ما در دورانی بودیم که: تئوری دوم در حال اجرا بود، و سینمای ایران می خواست، این انحراف را اصلاح کند. برای درک بهتر این موضوع باید بدانیم که: ایده سینما یک ایده مذهبی و مقدس است. لذا سینما هم مانند هنرهای دیگر مقدس می باشد. ولی دشمنان طوری فضا سازی کردند که: نه تنها سینما مقدس نباشد، بلکه بر ضد مقدسات هم قیام کند. مسئله قیامت پایه گذار اندیشه سینما است. یعنی بشر با تعالیم خدایی، با مفهوم حفظ زمان و امکان تکرار آن، در حالت های مختلف آشنا می شد. وقتی مذهب می گوید: روز قیامتی است که در ان، همه انسان ها اعمال خود را می بینند. این همان تصویر بر پرده نقره ای است، که بازیگری نقش خود را در آن می بیند. از نظر غیر مذهبی ها و:لامذهب ها زمان نابود شدنی است. یعنی کاری که ما انجام دادیم، دیگر بر نمی گردد. و ما آن را نمی بینیم. اما از منظر الهی، همه اعمال انسان ضبط و نگهداری می شود، و در موقع لزوم به نمایش در می آید. این ذهنیت خلاق بود که: به اختراع سینما منجر شد و: مخترعان آن همگی انسان های با اصالتی بودند. چنانچه می گویند: مخترع اصلی سینما در حالی در خیابان سکته می کند که: فقط یک سکه 5پنی در جیبش بود. رشد سینما هم در محیط  مذهبی است: بهترین فیلمهای سینمایی جهان، داستان پیامبران است: مانند ده فرمان که روایت حضرت موسی و: معجزات او است. یا فیلم محمد رسول الله که: آنتونی کویین را به جهان معرفی می کند. این تاریخ سینما در هاله ای از حجاب و نجابت، تا سالها ادامه داشت، حتی وقتی هالیوود را تاسیس کردند: نام آن را به چوب مقدس، یا همان عصای حضرت موسی متبرک کردند . بعد ها با نفوذ صهیونیست ها، این مسیر عوض شد و: سینما و تئاتر به دشمن مردم تبدیل شد. جاییکه امروز صحبت از دین در سینما، مانند صحبت دین در سیاست، امری عجیب و باور نکردنی است. امام خمینی در واقع با آن فرمان، شروع بازگشت به اصل سینما را کلید زد. در ایران هم بهترین فیلم ها، و فاخر ترین سریال ها در مورد: انبیا الهی و ارزشهای انسانی است. تا همزاد بودن سینما و قران را، باردیگر ندا بزنند، و معلوم شود که سینما هم مثل کتابت و خطاطی، هنری مقدس و آیینی است، که راهزنان برای مدت کوتاهی، آن رااز بشر گرفته بودند. گرچه هنوز هستند: جاهایی که سعی دارند: این روند سرقت را پابرجا نگهدارند، ولی سیل خروشان فیلمهای ارزشی، راه را بر تفاله های آنان بسته است. ما اکنون در چهل سالگی انقلاب اسلامی، در صدد آن هستیم که بار دیگر، رسالت سینما را یاد آوری کنیم و: از کسانی که آن را به بیراهه کشیده، یا می کشند بخواهیم که: مطالعات خود را افزایش دهند. نمایشگاه قران و مراکزی از این دست، میتواند به کمک کسانی برود که: این رسالت سنگین را بردوش گرفته اند، از حرامیان و دزدان ترسی به دل ندارند. ما به فیلم حضرت محمد، مجید مجیدی افتخار می کنیم، هرچند که هالیوود آن را نپذیرد! مجید مجیدی، حاتمی کیا، جمال شورجه ها، فریاد هایی هستند بر سر هنرمند نماهایی که: همه چیز مقدس را به پایین تنه خود می فروشند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

خداوند بشر را در این دنیا، به کمبود غذا و یا ترس و: از دست دادن دارایی های مادی و وابستگان، آزمایش می کند. اما بشر در مقابل این امتحان، ضعف نشان می دهد: گرسنگی امان او را می برد، بی پولی و فقر او را به کفر نزدیک می کند، از دست دادن نزدیکان، وی را بی قرار می کند. بارها خداوند ذکر کرده که: فکر می کنید ما شما را ازمایش نمی کنیم؟ یا می فرماید: فکر می کنید همینکه گفتید مومن هستیم کافی است؟ و دیگر آزمایش نمی شوید. اما اولین توجیه این است که: شاید این امتحان الهی نباشد؟ از اینرو تقصیر را به گردن، دیگران می اندازیم از پدر و مادر خود، انتقاد می کنیم  و یا از دولت و مردم بیزار می شویم. زمان و زمین را به هم می دوزیم، و آخر هم هیچ! الان در جریان برجام و برخی تحریم ها می بینیم که: هرکس دیگری را متهم می کند، در حالیکه در این حادثه بزرگ، طبیعی است که خداوند و صاحب الزمان نظر دارند. ونباید مانند یهودیان، فکر کنیم که خداوند کاری به کار مردم ندارد. آنها می گویند: خداوند (با تعیین برخی قوانین) دست خود رابسته! و خود را از دخالت در امور مردم، کنار نگهداشته. اما قران می گوید که: آنها خودشان دست بسته هستند، بلکه دستان خدا باز است.(کنایه از قدرت مطلقه خدا) اثبات این موضوع هم بسیار ساده است: وقتی همه از خشکسالی و کمبود آب، فریاد می زنند و برخی ها هم از ان بعنوان: ضربه زدن به نظام اسلامی سود می برند، ناگهان باران و سیل و طوفان می اید. این امر یعنی خداوند در تمامی لحظات بشر، همراه اوست و هنگامی که می بیند: آنها به آب نیاز دارند، باران می فرستد(ینزل الغیث من بعد ماقنطوا!). از آن سو وقتی می بیند که: مردم به دنیا مشغول شدند و فکر می کنند: همه مشکلاتشان به دست خودشان حل شده! و نیازی به خدا ندارند. ناگهان سونامی و زلزله می فرستد. یا جلوی آمدن باران را می گیرد. یک ایه در قران است که نازل شد، و چون کسی بجز حضرت علی، آن را اجرا نکرد، آن آیه نسخ شد. امیر مومنین فرمود اگر منهم اجرا نمی کردم، حرف خدا بر زمین می ماند، و ممکن بود غضب او را به دنبال داشته باشد. یک فرمانده یا مدیر معمولی، وقتی حرفی می زند اگر کسی اجرا نکند، او را تنبیه می کند. آنوقت خداوند اینهمه حرف در قران زده، ولی ما آن را در کنج خانه ها می گذاریم! یا برای مرده ها می خوانیم. امام رضا فرمود که «خداوند نماز را واجب کرد، تا قران مهجور نماند». و مردم حداقل به اجبار هم شده، روزی چند بار آیاتی از قران را بخوانند. این تعامل خدا با بشر، همیشگی است و لذا است که می فرماید: من از رگ گردن به شما نزدیکترم. اما وقتی مردم به این امر توجه نمی کنند، دچار سردرگمی می شوند. امام خمینی تنها کسی بود که: این موضوع را می فهمید. ولذا می فرمود: جنگ نعمت است، تحریم نعمت است. چونکه همه اینها از سوی خدا بود. اگر خدا کمک نمی کرد، آیا مردم ایران، با اینهمه تشتت، میتوانستند بر دشمن پیروز شوند؟ برخی ها تلقین می کنند که: در دوران انقلاب یا دوران جنگ، مردم یکدست بودند! ابنطور نبود. خون ها به دل امام کردند. گروهی جاسوس آمریکا بودند! عده ای مزدور انگلیس و اسرائیل، و برخی هم برده شوروی وترکیه! از قضا مناصب بالای حکومتی هم داشتند، از امیر انتظام و قطبی و بنی صدر، تا بیاید به مجاهدین خلق و: چریکهای فدایی و حزب توده. اسامی مخالفین امام خمینی را، کامیون هم نمی توانست بکشد! و ایشان فقط به مدد خدا توانست: مردم را هدایت کند و به پیروزی برساند. ولذا می فرمود: اگر همه انبیا دریکجا جمع شوند، هیچ اختلافی باهم نخواهند داشت. و این اختلاف ها از من گفتن ها است. اینقدر«من»،«من» نگوئید. این «من» شیطان است .


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : تضاد و اختلاف، نشان دوری از خدا است.،
لینک ها :

همانطور که خیلی ها فکر می کنند: اگر امام گفته: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، یک شعار است! و می خواهند اثبات کنند که: آمریکا هر غلطی می تواند بکند! و در واقع ستون پنجم آمریکا در ایران هستند، در این مورد هم فکر می کنند: امام خمینی خواسته شعار بدهد! و یا اینکه قدر زحمت های: رزمندگان را کم کند! البته خود رزمندگان میدانند که: زحمت زیاد کشیدند، ولی همه زحمت های آنان، در گیرو دار مسائل حاشیه ای آنموقع، بی نتیجه بود! ولی عده ای کاسه از آش داغتر، با مطرح کردن چهره هایی که: شاید اصلا روی جبهه را ندیده بودند! می خواهند بگویند: امام خمینی اشتباه کرد و: حق آنها را ضایع نمود. و در این راه چه فیلم ها نساخته و: چه شعر ها که نگفتند. حتی مردم خرمشهر خودشان میدانند که: آزاد سازی آن، نه تنها خواست خیلی ها نبود! بلکه کارشکنی ها، بیشتر از معمول انجام می شده و: خلق عرب و غیره چه جنایت ها که نکردند. خوب است بدانیم که در زمان قبل از انقلاب، خرمشهر را برای اعراب حاشیه جنوبی خلیج فارس، طراحی کرده بودند تا آنها با هواپیماهای خصوصی، بیایند و بذل و بخششی هم به مردم فقیر! آنجا داشته باشند. بندر آن پر بود از کالاهای خارجی.  شابد انگلیسی ها اگر خود را صاحب آنجا نمی دانستند، ولی ارباب آنجا بودند. حتی ورود ایرانی و سگ! به محدوده آنها ممنوع بود. الان هم همانهایی که در دوران انگلیسی ها، احوال خوشی داشتند، آرزوی برگشت به آن روزها را دارند. شاه مخلوع که با تئوری حمله اعراب به ایران! جشنهای 2500ساله را راه انداخت، تا چهره تمدنی برای ایران: قبل از اسلام بسازد. الان تفاله آنها، انگار نه انگار اینهمه ضد اعراب شعار می دادند، خود را طرفدار خلق عرب جازده اند. آنقدر این موضوعات در هم تنیده بود، که انتخاب اینکه کار صدام، خوب بوده یا بد برای مردم عادی هم دشوار بود. برای همین خیلی از افراد، برای ورود صدام جشن گرفتند! و در مقابل حمله آنان قربانی کردند. این دو دستگی در بین مردم، بقدری حاد بود که وطن پرستی، به دوشقه مقابله با صدام یا استقبال از صدام، تبدیل شده بود. در بین نظامیان و سطوح بالا هم، چنین تفکراتی بود. بنی صدر فرمانده کل قوا، نماد تفکری بود که باید: از صدام و صدامیان استقبال می کردند، تا وارد ایران شوند بعد ببینند: خوب رفتار می کنند یانه، آنوقت تصمیم بگیرند، که او را بیرون کنند! طیف وسیعی از مجاهدین خلق، از تهران و اصفهان رفته بودند که: فقط جاسوسی کنند و آمار بدهند، تا پس از حمله صدام و پیروزی او، مناصب حکومتی را در دست بگیرند. و از آنجا به تهران حکم فرمایی کنند. یا طبق شعار صدام، در تهران مذاکره نمایند! فقط تعداد انگشت شماری، در خرمشهر مانده بودند، آنهم بدون تجهیزات کافی، بقیه آنجا را تخلیه کرده بودند. و برای اینکه صدام را قدرتمند نشان دهند، همه را به عدم مقابله تشویق می کردند! در تهران نیز دعایی در مقابل امام ایستاده بود، وبا اینکه سفیر ایران در عراق بود، چون قومی ترسیده بودند، از رفتن به بغداد خود داری کرده بود. همه آنها معتقد بودند امام مقصر است، که حرف صدام را گوش نکرد و: تهدیدات او را جدی نگرفت، و حالا باید به تنهایی به جنگ صدام برود. امام خمینی در اوج حمله صدامیان تنها بود. نه فرمانده کل قوای مطیع داشت، نه ارتش منظم و نه سپاه کار آزموده! گرچه بعدا همگی گفتند: حاجی انا شریک! این بود که خداوند به خاطر: اطمینان دل این ولی فقیه، ترس را در دل دشمنان انداخت، آنها خودشان تسلیم شدند، بطوریکه یک مبارز خردسال ایرانی، با تفنگ خالی! توانست یازده نیروی زبده عراقی را اسیر کند. و هکذا  و امام خمینی هم حق مطلب را اداکرد و: با وجود همه تمسخرها و ریشخند ها، فریاد زد خرمشهر را خدا آزاد کرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا خرمشهر را خدا آزاد کرد؟،
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :