ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
پنجشنبه 31 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

ضرب المثل فارسی است که می گوید: چوب را که برداری، گربه دزده فرار می کند! یعنی مقصر با کوچکترین اشاره ای، خود را لو می دهد. حالا قضیه آمریکا است که: هر جا چوبی را برمی دارند، صدای آمریکا در می آید. و این نشان می دهد که آن توطئه، با طرح و نقشه آمریکا بوده. محمد ثلاث که با اتوبوس به داخل مردم و: مامورین رفت و چند نفر  را کشت، صدای آمریکا و رادیو بی بی سی و سایت دویچه وله، از او حمایت کردند و دائما از این مرد قاتل مطلب می نویسند! یک روز نیست که ذکری از ان نکنند. حالا هم که اعدام شد، ولی دست بردار نیستند. اگر این جنایت در آمریکا بود، یا یک ایرانی آن را انجام می داد، همه دنیا را از شعار های حقوق بشری پر می کردند! که چرا یک نفر با اتوبوس، مردم را زیر گرفت و کشت. او را قاتلی که عمدا جنایت کرده، و بیش از یک نفر را کشته میدانستند، و چند بار اعدام برایش در خواست می کردند. ولی حالا آمریکا اصلا به جرم او اشاره نمی کند! و فقط می گفت او را آزاد کنید. اگر فقط ایشان بود، می شد گفت که خبر ندارد چه اتفاقی افتاده! با اشتباها از قاتل حمایت می کند. اما در خیلی از موارد اینطور است. یک خط کلی است. بنابر این، اعترافات و مدافعات آمریکا میتواند: به عنوان اقرار مشارکت در قتل، یا حتی آمریت در ان را اثبات کند، که قابل طرح در دادگاهها است. میتوان خونبهای مقتولین را از: خزانه داری آمریکا مطالبه نمود. یا آمریکا را محکوم به پرداخت خسارات نمود. مطابق قانون اسلام و همچنین قانون اساسی جمهوری اسلامی، آمریکا را محاکمه نمود، و خسارات وارده را محاسبه و دریافت کرد. حتی اگر قابل دریافت نباشد، یا آمریکا نخواهد پرداخت کند، یا نداشته باشد! لا اقل سند بدهی آن تثبت شده باشد. به پیش بینی گربه ها! بزودی رژیم نژاد پرست آمریکا، متلاشی خواهد شد و اگر چنین احکامی نباشد، نمیتوان حقوق مردم ایران را استیفا  کرد. این دادخواست ها باید مطرح شود. اگر آمریکا و نماینده او،  در دادگاه ایرانی حاضر نشد، احکام غیابی صادر و: خسارت های وارده محاسبه شود. لا اقل میتوان بخشی از دارایی های خود ایران را، که در امریکا هست توقیف نمود. معلوم نیست چرا تا کنون قوه قضائیه، این کار را نکرده و اگر انجام داده، اطلاع رسانی ننموده است. به نظر می رسد خود کم بینی، در مقابل آمریکا باعث این کار شده است. یعنی خود را در حد مبارزه یا مقابله با آمریکا نمی بینند! همانطور که خاتمی و دیگران می گفتند: مرگ بر آمریکا نگویید، اینها هم همینطورند، ولی جرات ابراز آن را ندارند. چنانچه روحانی امروز فرمایش فرمودند: ملت ایران در مقابل توطئه های آمریکا، تسلیم نمی شود! در این جمله به ظاهر انقلابی رئیس جمهور! حد اقل دو ترس بزرگ وجود دارد! یکی اینکه آن را از زبان ملت می گوید! یعنی خودش را به حساب نمی آورد. دوم صحبت از تسلیم  بحای مبارزه. است. یعنی باید بگوید من، همراه مردم ایران، با توطئه های آمریکا مبارزه می کنیم. زیرا طبق نظر روانشناسان اجتماعی، مفاهیم منفی اثرات روانی منفی هم دارند. در حالیکه مردم ایران حالت جنگندگی دارند، نه تسلیم پذیری و فرار از مبارزه. شاعر در نماز عید فطر هم گفت : ترساندن از جنگ خطا بود. خداوند هم در قران، مومنان را به تسلیم نخوانده، بلکه خودش آنها را به جنگندگی دعوت کرده، و به پیامبر هم دستور داده تا: روحیه جنگندگی را تقویت کند( حرض المومنین علی القتال) نمونه آن تیم فوتبال ایران است. که با روحیه جنگندگی به مصاف: قدرت های بزرگ فوتبالی رفت. و اگر می خواست با روحیه تسلیم و صلح وارد زمین شود، همان ابتدا مانند سالهای قبل، باید میدان را ترک کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

 بالاخره بعد از چهل سال، صاحب نظران دریافتند که: بانکها نیاز جامعه امروز نیستند! و به: دایناسور های در حال انقراض می مانند. در ایران برای جلوگیری از انقراض بانکها، سعی کردند آن را اسلامیزه کنند! ولی پژو هشکده پولی و مالی تاسیس کردند، تا راهکار های انطباق معکوس را دنبال کند. یعنی راهکار های تبدیل بانک اسلامی، به بانک ربوی سابق را پیگیری کند، و به اصطلاح ثابت کند همان قبلی است! فقط کلمات عوض شده است. یعنی بجای اینکه بانکها را اسلامی کنند، اسلام را ربوی کردند. و همان کلاه شرعی را که: در اقتصاد خرد بر روی نزول می گذاشتند، بطور علمی در اقتصاد کلان پیاده کردند. اما سکته های شدید بانکها، موجب انقراض آنها شد: اولین سگته آن که چند سالی است بحث می شود، انجماد دارایی ها است. یعنی دارایی هایی که براثر ورود بانکها، به بنگاهداری برای کسب سود بیشتر، در خرید املاک وارد شده بودند، بدون مشتری مانده! و اقلام وسیعی از نقدینگی را به باد داده است. ولی جراح ماهر آن را تعدیل کرده! و با قیمتهای نجومی فرضی، به داراییهای بانکی اضافه می کند. سکته دیگر آن، رسوب نقدینگی در شریانهای بانک است. که به عنوان انجماد نقدینگی می توان نام برد. براساس آمار های موجود، چاپ اسکناس بیش از نیاز بانکها هست. بطوریکه حجم نقدینگی در ایران، بالاترین نسبت را درجهان دارد. اما جالب است بدانید که این وجوه نیز، مانند دارایی های دیگر بانک، دچار انجماد شده است! یعنی انباشته شده تا استفاده نشود، و بعدا بعنوان عتیقه، با صدها برابر قیمت در کنار خیابان فردوسی، بفروش برود. برای روشن شدن موضوع، قبلا مردم پول های خود را، در زیر تشک ها، یا درون بالش نگهداری می کردند. و این عدم اعتماد به بانکها بوده است. سیستم بانکداری الکترونیکی، توانست با سرعت انتقال خود، اعتماد را بازسازی کند، و: مردم پول های خود را به بانکها تحویل دادند، و بجای آن کارت بانکی گرفتند. در ایران تنها ایستگاهی که هنوز: به پول نقد نیاز دارد تاکسیرانی است. اما این بی اعتمادی از بین نرفت بلکه: از مردم به درون بانکها منتقل شد، نمونه آن بدهی بانکها، به بانک مرکزی است. یعنی بانکها این وجوه را دارند، ولی انتقال نمی دهند و در بالشهای خود! گاو صندوق ها نگهداری می کنند. دلیل ساده آنها تامین موجودی: برای عابر بانکها عنوان می شود. اما واقعیت این است که بانکها، خودشان در راس بی اعتمادی هستند. چه آن زمان که بانک مرکزی، در صد سپرده اجباری برای بانکها تعیین می کند، و از انها اخذ می کند. و چه زمانی که بانکها این مبلغ: ذخیره نزد بانک مرکزی را پرداخت نمی کنند، و جزو موجودی خود حفظ می کنند. البته بانک مرکزی ادعا می کند: این ذخیره باتکها نزد بانک مرکزی، برای کنترل نقدینگی و محدود سازی تورم است. ولی همه میدانند که اگر بانک مرکزی، تورم و گرانی را اضافه نکند، ابزار کاهش آن را ندارد. تورم براثر احتکار تولید ایجاد می شود. یعنی تولید کننده به اندازه کافی، حتی بیشتر هم تولید کرده! بازار هم کشش خرید آن را دارد، ولی دلال آن را خریداری و احتکار می کند، تا گرانتر بفروشد و سود بیشتری ببرد. ایزار دلال هم وجوه نقد است. پس بانک مرکزی میتواند با پرداخت وجوه، دلال را یاری کند، ولی نمی تواند مانع احتکار او شود. بلکه به احتکار او برای: تامین سود خود نیازمند هم هست. تئوری ذخیره از همین اصل پیروی می کند: بانک مرکزی می خواهد پول و اسکناس را احتکار کند، به بانکهای دیگر فشار وارد می کند: تا درصد ذخیره خود را بالا ببرند. بانکها هم از مشتریان می خواهند! به این ترتیب انجماد نقدینگی، اتفاق می افتد و پول و اسکناس، خودش و سیله احتکار و گرانی می شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : انجماد نقدینگی یا نقدینگی حجیم،
لینک ها :

تیم ملی ایران با جنگندگی خوب: در مقابل مراکش، بازی را به برد تبدیل کرد و: در صدر جدولی ایستاد که در زیر آن، اسپانیا و پرنقال است. باید این صدر نشینی حفظ شود، و بازیکنان و مربی و سرمربی نگذارند: نیم ایران به زیر کشیده شود. در مرحله اول باید دانست که برتری اسپانیا یا پرتقال، جنگ روانی است. یعنی باز یکنان ما، چون فقط از طریق ماهواره یا تلویزیون، بازی آنها را دیده اند فکر می کنند که: آنها قوی هسنند در حالیکه اینطور نیست. اگر این جو روانی بشکند، خواهند دید که قادر هستند در مقابل آنها، بازی برده ای داشته باشند. در واقع آنان باید کوشش خود را به حداکثر برسانند. و در عین حال ار معنویات غافل نباشند. معنویات این نیست که مردم فقط دعا کنند. معنویات این است که اصول دین، توسط بازیکنان هم رعایت شود. دیدیم که روزه گرفتن بازیکنان، نه تنها باعث ضعف آنها نمی شود، بلکه خداوند هم به یک بازیکن مغرب می گوید: که گل به خودی بزند. این گل بخودی، در واقع دستور خدا بود و: پاداش پایبندی بازیکنان، به شرع مقدس اسلام به شمار می رفت. زیرا  دو حالت بیشتر ندارد: اول عمدی بودن گل بخودی، به این معنا که بازیکن مغربی، انقلابی بوده و بخاطر پیروزی ایران، عمدا این گل را زده! برخی شواهد هم آن را تایید می کند: یکی از این شواهد پیچ دار بودن: ضربه سر بود که یعنی: حتی دروازه بان هم قادر به کنترل آن نباشد. باید دید در هنگام برگشت به کشور، با این بازیکن چه می کنند، آن وقت خواهیم فهمید که: عمدی بوده یا سهوی. طبیعی است اگر او را اخراج کنند، و مجازات های سنگین به او تحمیل کنند، و یا او را اعدام کنند. نشان از عمدی بودن این حرکت است، اما اگر دولت مراکش عکس العملی نشان ندهد، علامت این است که رفتار او براساس: اشتباه محاسباتی یا حواس پرتی بوده است. یعنی او می خواسته توپ را به کرنر تبدیل کند، اما فاصله را نتوانسته درست تخمین بزند. یا اینکه ذهنش مشغول: تولد فرزند و زایمان همسرش بوده، و فکر کرده دروازه ایران است! که با این دقت توپ را وارد: دروازه کرده است. در این حالت ایران هم، وظیفه ای ندارد. اما اگر سخت گیری اعمال شود، ایران باید برای او وکیل مدافع استخدام کند، و صدای او را به گوش جهانیان برساند. در هر صورت این امر، درس خوبی برای بازیکنان ایرانی است تا: کوشش خود را به حداکثری ارتقا دهند، و مانند پزشکان بگویند: درمان از ما است، ولی شفا دست خدا است. اگر این بازی را درکنار شکست: عربستان در مقابل روسیه بگذاریم، کمک الهی به خوبی معلوم می شود، نشان می دهد غیرت دینی، در بازیکنان عربستان هم وجود داشته، زیرا آل سعود قصد داشته مانند هر سال، در هنگام جام جهانی، جنایت علیه بشریت را به اوج برساند. تا مردم مشغول تماشای بازی هستند، در یمن و اقفانستان و پاکستان و: عراق حمام خون راه بیاندازد. و بازیکنان نخواستند: این کشتار را پوشش بدهند. همانطور که میدانیم در عراق القاعده و در اقغانستان و پاکستان طالبان و: در سوریه و فلسطین داعش واسرائیل، حملات انتحاری داشته اند. و برای ایران هم گروههای زیادی فرستاده بودند. ولی در یمن به عنوان ائتلاف سعودی، به کمک اسرائیل و فرانسه و آمریکا، کشتار مستیقمی را برنامه ریزی کرده است. اما مردم بیدار هستند، و موضوع را می دانند. لذا فرمانده حوثی ها می گوید: دستگاه تبلیغاتی عربستان و: دلار های نفتی او باعث شده تا: رسانه های مزدور اروپایی و آمریکایی، پیروزی ها توهم آمیز! برای آل سعود تبلیغ کنند. در حالیکه شهر الحدیده آرام است و: هیچ در گیری در آن نیست و: اصلا  لشکر عربستان در انجا وجود ندارد. پس بنابر این مقاومت بازیکنان ایرانی، می تواند بجای عربستان، ایران را به مرحله بعدی ببرد و: تمام هزینه های آنها بی نتیجه شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نگذارید به زیر کشیده شوید،
لینک ها :

در قرون گذشته، دزدی دریایی یکی از مهمترین انواع دزدی ها بود. زیرا که هر کشتی در میان: اقیانوس یا دریاهای بزرگ، تقریبا مانند اموال بی صاحب می ماند که: هرکس می خواست، میتوانست آنها تصاحب کند. البته دزدی از کاروان های زمینی هم، همین رویه را داشت یعنی: معمولا کاروان ها را در جایی گیر می انداختند، که امکان کمک رسانی به آنها نبود. این نوع مکان ها را اصطلاحا: سر گردنه می گفتند. که به دلیل صعب العبور بودن، رسیدن کمک امکان نداشت. و دزدها در این مکان ها کمین می کردند، و به موقع به کاروان حمله می کردند. ابتدا محافظان کاروان را می کشتند، زیرا محافظان مانع دزدی بودند، ولی تعداد آنها معمولا کم بود. حالا در زمان ما به دلیل وجود کمک رسانی هوایی، تنها جاییکه دور از دسترس مانده، و هنوز دزدی دریایی در آن اتفاق می افتد، سومالی در شاخ آفریقا است. دولت هم یا با آنها شریک است، یا اینکه زورش به آنها نمی رسد. اما آنهاییکه دزدی می کردند، معمولا بعد از مدتی بار خود را می بستند! و درآمد کافی بدست می اوردند. با این درآمد به مکان های نا آشنا می رفتند، و زندگی مرفه ای را برای خود درست می کردند. چون به اموال باد آورده عادت کرده بودند، درآمد اندک یا طولانی مدت: کار های معمولی آنان را قانع نمی کرد. لذا به روش جدیدی به دزدی خود ادامه میدادند. عصر ما پر است از کسانیکه: دزدان سرگردته بودند و: حالا جزو طبقه مرفه جامعه به حساب می ایند. طبیعی است آنهمه گنج هایی که: مثلا دزدان کارائیب بدست می اوردند، نمی شد در همان کشتی خرج کرد. لذا غالبا گنج ها به داخل شهر ها می آمد و: به مرور فروخته می شد. کسانی که این گنج ها را خریداری می کردند، معمولا میدانستند دزدی است! از اصالت آن هم مطمئن می شدند، بعد اقدام به خرید می کردند. به همین منظور قیمت ها پرداختی، معمولا بسیار پایین تر از: قیمت واقعی بود. خریدار نهایی هم باز مطلع بود که: این اموال دزدی است، ولی در فرهنگ آنها، دزدی از جاهای دور اشکالی نداشت. الان این فرهنگ آمریکاییها و اروپایی ها هست! آنها که از نسل وایکینگ ها و دزدان کارائیب هستند، می گویند پول زور گرفتن یا دزدی کردن: از شرق دور اشکالی ندارد. به همین جهت، ترامپ به سرزمین های شرقی می رود، تا راهی برای دزدی یا زور گیری پیدا کند. ابتدا به سراغ عربستان می رود! آل سعود با قرارداد های میلیاردی، از انها استقبال می کند! این کار به دهان آنها مزه می کند و: سراغ دیگر کشورهای شرقی هم می روند. اما در مقابل ایران به بن بست می خورند. زیرا روابط قطع شده است. و رهبری ایران اجازه این دزدی ها را نمی دهد. از اینجا ماموریت اروپایی ها آغاز می شود! و آنها بعنوان نوچه آمریکا، فقط مجازند از ایران دزدی کنند! جاهای دیگر را باید به آمریکا واگذار کنند. لذا اروپایی ها به ایران می آیند، و قراردادهای کلان روی کاغذ می بندند. قول می دهند تکنولوژی را به ایران وارد کنند، سرمایه گذاری کنند و هم آن را به ایران انتقال دهند. برخی از مسئولین، گول این وعده ها را می خورند، و رهبری را تحت فشار می گذارند که: ما نباید با دنیا قطع رابطه کنیم! بالاخره کار خود را می کنند و: قرارداد ها را محرمانه امضا می کنند. ایرباس و توتال و شل و پژو،  در راس این قرارداد ها هستند. حتی ایرباس برای جلب اعتماد بیشتر، قول می دهد اول هواپیماها را تحویل بدهد! بعد پول بگیرد.  اما چیزی نمی گذرد، همه کار ها برعکس می شود: آنها اول پول می گیرند و: بعد هم هواپیماها را تحویل نمی دهند. کاری که آمریکا در 40سال پیش انجام داد! و هنوز هم کالاهای خریداری قبل از انقلاب را به ایران تحویل نداده و به هر بهانه ای آنها را مصادره می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : دزدان دریای کارائیب کجا رفتند؟،
لینک ها :
شنبه 26 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

قتصاد سعی دارد برای علمی جلوه دادن خود، از ریاضیات و آمار کمک بگیرد! تا کنون فرمول های زیادی هم نوشته شده، ولی هیچکدام از آنها در میدان عمل، به کار نمی آیند یعنی جواب نمی دهند. اساتید فن برای توجیه این موضوع می گویند: کار ما پیش بینی نیست، بلکه می خواهیم ذهن ها را منظم کنیم! تا تصمیمات درستی بگیرند. بعد انقلاب اسلامی، سیاستمداران، این چند تا تئوری را هم، به هم ریختند. اینهمه بازاریابی کرده بودند تا بازار ایران را فتح کنند، با یک تحریم همه آنها بر باد رفت. صحبت از جریان وجوه نقد کردند، ولی سویفت را به روی بانکهای ایرانی بستند. لذا همه آمار های آن ها، دروغ از آب در آمد. و همه تئوری هایشان از بین رفت. هرچقدر ذهنها را منسجم کرده بودند که: براساس علم اقتصاد و بازار آزاد و عرضه و تقاضا کار شود، با یک لگد گاوباز های آمریکایی، که حالا رئیس جمهور قبیله: سفید های آمریکا شده بودند، از بین رفت. لش و لوش های آمریکایی و اروپایی، که به دلیل نداشتن استعداد در ادامه تحصیل، به مدیریت های کلان آمریکا و اروپا دست پیدا کرده بودند، هرنوع نظر استادان و مشاوران را، فقط برای دانشجوهای بی پول سرکلاس مفید می دانستند! در ایران اسلامی یک عنصر دیگر هم به آن اضافه شده بود: و آن اینکه طبق دستورات اسلامی، بسیاری از فعالیت ها نباید آمار داده شود، چون ریا کاری به حساب می آید. مثلا هر ایرانی در روز عید فطر، باید متوسط ده هزار تومان، فطریه بدهد یعنی 800میلیارد تومان! گردش مالی در یک روز، که یک قانون مذهبی ایجاد می کند. ولی دستور این است که: این مبلغ توسط خود شخص، به افرادی که می شناسد پرداخت شود. پس در آمار خزانه یا بودجه عمومی و غیره، ثبت نمیشود. کلیه پرداختهای امور خیریه، باید اینطور باشد تا: آبروی گیرنده کمک مالی حفظ شود. اگر درآمد جامعه را نرمال فرض کنیم 50درصد مردم، زیر میانگین و 50درصد بالای آن هستند. لذا انفاق و نفقه و صدقه و خمس و زکات و غیره، از سوی 50درصد بالا، به سوی 50درصد پایین پرداخت می شود، بدون اینکه در آمار ذکر شود. و همین باعث می شود که: آمار های صندوق بین المللی پول، یا بانک مرکزی و مرکز آمار ایران، اشتباه اعلام شود. به همین دلیل است وزیر کار علیرغم بی مسئولیتی، اعلام می کند 40میلیون نفر زیر خط فقر هستند. ولی وزارت صنعت و تجارت یا وزارت نیرو، اعلام می کند مصرف سرانه حامل های انرژی، مواد غذایی و پوشاکی در ایران، سه برابر میانگین جهانی است! از این تناقض ها در آمارها، بسیار زیاد است. وقتی در آمد ایرانیان را، برحسب دلار 70ریالی قبل از انقلاب محاسبه کنند، بسیار بالا می شود!(لذا می گویند آن زمان وضع بهتر بوده) و اگر با نرخ ارز دولتی (42000ریال) محاسبه کنند، متوسط می شود واگر با نرخ آزاد (60000ریال) محاسبه شود، بسیار کم است. این هم یک علت تناقض در آمار های اقتصادی در ایران است. وقتی کالای اساسی وارد می شود، دلار ها 70ریالی است! ولی مردم می خواهند کالایی را وارد کنند، دلار ها 60000ریالی است. هنگام عرضه  گوشت وارداتی دولتی، که با نرخ ارز دولتی خردیاری شده، و منجمد هم هست! با گوشت آزاد مردمی، که تازه هم هست، چندان تفاوت قیمت ندارد. این رقم های گم شده نجومی، سال ها است که به حساب واردکنندگان در: خارج از کشور واریز می شود. به همین دلیل همه فرار کردند! یا در حال برنامه ریزی فرار بزرگ هستند. برای رد گم کردن، آمار های ساختگی می دهند تا: ذهن مردم را مشغول کنند، و به فرار خود برسند. همه این دزدی ها هم، با هدایت بانکهای سوئیس انجام می شود! زیرا مشوق همه آنها بوده است! و حسابهای نجومی فراریان، در آن بانکها ذخیره می شود. واین همان قانون جنگل، یا دزدی سرگردنه می باشد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : اقتصاد بدون آمار،
لینک ها :
Image result for ‫ترافیک تعطیلات‬‎

ایرانیان در همه کار ها، رکورد زدند گرچه بسیاری از آن، در آمار نمی آید و یا از طرف دشمنان به مسخره گرفته می شود. ولی در هیچ کجای دنیا، گردشگری مثل ایران رونق ندارد: چه گردشگری داخلی یا خارجی، که نمونه آن انتقاد مقام معظم رهبری، از زیاد بودن سفرهای خارجی ایرانیان است، که با افزایش تقاضا برای دلار، باعث تضعیف ریال هم می شود. آمار های واقعی نشان می دهد که: بالاترین پست های کلیدی جهان، در همه کشورها در دست ایرانیان است. جمعیت ایرانی تبار مهاجر به همه کشورهای جهان، به نسبت جمعیت داخلی، بالاترین نرخ  را دارا است. یعنی در لس آنجلس آمریکا، شاید محله ایرانی بقدری مهم است که: گاهی آن را تهران غرب نیز نامگذاری کرده اند. یا در نیویورک محله منهاتان همینطور! زمانی بود که ژاپنی ها افتخار می کردند که: پاناسونیک آنها روی میز رئیس جمهور آمریکا است، ولی افتخار ایران بالاتر از اینها است، ایرانیان مهره های انسانی در دفتر: رئیس جمهور آمریکا و اروپا دارند. ابزار که مهم نیست، ابزار را انسان ها به کار می برند. همین وسعت مهاجران ایرانی تبار در جهان، باعث وسعت سفرهای خارجی ایرانیان می شود: وان ترکیه ، باطومی و ایزوستیای گرجستان، نخجوان جمهوری آذربایجان، خانه دوم ایرانی ها است. کربلا و نجف، کویته و هرات و.. که جای خود دارد. ایران با داشتن 15همسایه، در همه کشورهای دور و نزدیک، خویشاوند نسبی و سببی دارد. همه آنها هم انتظار کمک از ایرانیان دارند! زیرا می گویند ایران نفت و گاز و پتروشیمی دارد. اما در بعد داخلی هم، کمتر از بعد خارجی نیست: همینکه دو یا سه روز تعطیلی پیش می اید 80میلیون سفر را داریم! یعنی تقریبا ایران خالی و جابجا می شود. گزارش های پلیس راهور نشان می دهد که: مردم با پایبندی کامل به اصول مذهبی، به گردشگری می پردازند: زیرا در ماه مبارک رمضان، سفر های بیرونی و درونی نداشته ایم، چون روزه مسافر باطل است. اما از ظهر پنجشنبه آخرین روز ماه رمضان، به سرعت جاده ها پر از خودرو شدند! بطوریکه ناچار برخی جاده ها، یکطرفه اعلام شد. جالب است همین حرکت در پایان دو سه روز تعطیلی، معکوس می شود. یعنی شب یکشنبه جاده ها، یکطرفه به سوی تهران و شهرهای بزرگ می شود. مردم بطور سنتی، ابتدا به مراکز مذهبی مانند مشهد و قم میروند، بعد به مراکز تفریحی مانند شمال و کتار دریا سر می زنند، در صورت امکان به گردشگری خاص یعنی: بازدید از آثار باستانی هم می پردازند. نقش این گردشگری در اقتصاد ایران، مقاوم سازی آن است. به همین دلیل با وجود گرانی های پی در پی، هیچکس دست از این کار برنمی دارد! زیرا نشان می دهد اگر اقتصاد دولتی، تعطیل می شود ولی اقتصاد مردمی فعال و بانشاط است. کسانی که از تهران و شهرهای بزرگ، به گردشگری می روند، برای شهرهای کوچک ثروت و در آمد تولید می کنند. شهرهای کوچک هم به تولیدات خود امیدوار می شوند.(از تولید شیرو ماست محلی، تا گوشت و نان، سفال و صنایع دستی) حتی مسافران خارج هم همین اثر را دارند. یعنی همراه خود: فرش و پسته و خرما وشکر می برند، و به تولید داخلی کمک می کنند، و به آن افتخار هم دارند. زیرا به عنوان سوغاتی و: بهترین هدیه می برند. بیشترین واردات چمدانی این مسافران، باز هم تولید ایرانیان خارج از کشور است. برخلاف واردات دولت، که همه دلارهای نفتی را، با قیمت بسیار ارزان به: تولید کنندگان خارجی می دهد و: اجناس بی کیفیت هم وارد می کند. لذا اقتصاد مردمی در ایران پرشور است، ولی اقتصاد دولتی بی رمق می شود. دولت از این عصبانی است که: چرا وجوه جریان نقدی عظیم، در سبد دولت نمی چرخد!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : گردشگری میلیونی ایرانیان،
لینک ها :

در علم اقتصاد، متغیر های اقتصاد خرد و کلان با هم تفاوت دارد، حتی اقتصاد بین الملل، فرمول های خاص خود را دارد. یکی دانستن آنها یا نتیجه گیری مشابه، یا محدود کردن آنها اشتباه است. متاسفانه استادان سر سپرده امریکا اقتصاد ایران، هرگز آن را بیان نمی کنند! بجای آن اقتصاد بیمار را برای ایران، تعریف می کنند. در حالیکه قدرت اقتصاد ایران، برترین در دنیا است و: ملت ایران ثروتمندترین در دنیا هستند. همه عوامل اقتصاد اعم از: منابع و مصارف در ایران، به حد اعلا وجود دارد: هم منابع زیر زمینی و هم: منابع مالی و انسانی، در ایران حرف اول را می زند. حالا چرا آنها اقتصاد ایران را، اقتصاد بیمار می خوانند و یا آن را، به هم ریخته تبلیغ می کنند، برای ذات ناپاک آنها است. یک نمونه از گرانی اخیر را، در تولیدات خودرو سازی می بینیم. این صنعت قدیمی ترین صنعت ایران است، ولی وابسته ترین صنعت هم هست. لذا منافع فراتسه و انگلیس را، بر ایران ترجیح می دهد. این دو کشور فقیر، که نیاز شدیدی به قراردادهای ایران دارند، نشان داده اند اگر ایران خودرو تعطیل شود، شهرهای انگلستان از جمله: تالبوت نابود می شود. اگر پژو با ایران قرارداد نداشته باشد، تولیدات خود را حتی در داخل فرانسه هم، نمی تواند بفروشد. لذا با فریب مسئولان ایرانی، بیشترین منافع را به کشورهای خود، سرازیر می کنند. در دومین صنعت، یعنی نفت و گاز و پتروشیمی نیز، همین فریب کاری را می بینم. با اینکه زنگنه وزیر نفت با تجریه ای است، و همه دقت ها را انجام می دهد، می بینیم که به بهانه برجام می آیند، قراردادهای سنگین می بندند، پیش پرداختهای کلان می گیرند! بعد هم به سادگی هم میدان را ترک می کنند. حتی خسارت هم نمی پردازند. علاوه بر توتال و شل اروپایی و آمریکایی، ترکیه هم در این زمینه، سر ایران کلاه می گذارد و سالها گاز مجانی دریافت می کند. اسرائیل که از اروپا و آمریکا فقیر تر است، و دستش همیشه برای گرفتن کمک، دراز است و بدون کمک مالی: آمریکا و آل سعود، یک روز هم دوام نمی اورد، به بهانه وب سایت بهینه سازی آب! برای ایران، جاسوسان زیادی را در مسائل محیط زیست، به ایران می فرستد که همه آنها فقط: مسئول انتقال پول به اسرائیل بودند. آنها نفت رایگان از ترکیه می گیرند و از کردستان می دزدیدند. بقدری کشور های غربی به خصوص آمریکا، به درآمد های خود از ایران محتاج هستند، که باوجود کاهش هزار برابری ارز، باز هم واردات به ایران افزایش می یابد. (در اقتصاد بین المللی می گویند: کاهش برابری ارز به صادرات کمک می کند!) دلیل آن هم روشن است: آمریکایی ها وقتی می بینند: بازار تعرفه ها و بازار رسمی، مانع از حضور آنها هست، به قاچاق کالا روی می آورند. در ایران، بیشترین کالاهای وارداتی، از آمریکا قاچاق می شود. به دلیل انکه مشتری دیگری ندارند. علت گرانی دلار در ایران هم، به همین دلیل است. زیرا برای خرید این کالاهای قاچاق، نیاز به دلار است. آمریکا خزانه اش خالی است و 20تریلیون بدهی دارد، نمی تواند پشتوانه چاپ دلار داشته باشد، لذا به بهانه تحریم ایران، نمی گذارد دلار های ایران به داخل بیاید (با تهدید جلوی عملیات بانکی مانند سویفت را می گیرد. مانند دزدی سرگردنه) لذا دلار در داخل ایران دچار کمبود شده قیمت آن بالا می رود. برای واردات قاچاق کالای آمریکایی به ایران، نیاز به دلار هست! که باید از داخل مرز تهیه شود، اینهم فشار مضاعف وارد می کند. پس می بینیم با تهدید و ارعاب، کالاهای خود را به ایران وارد می کنند، تا بتوانند در امدی داشته باشند. این امر مصرف گرایی در ایران را، دامن می زند بطوریکه: مسابقه تجمل گرایی بین مردم، برای خرید خودروهای گران و مشابه آن، بشدت دیده می شود. 


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : گرانی در ایران، بدلیل فقر آمریکا و اروپا است.،
لینک ها :
پنجشنبه 24 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

ماه رمضان تمرین تحمل تحریم دشمنان خدا است، که اگر دشمنان چون زمان پیامبر، آنها را در یک دره، تحریم کردند مقاومت کنند. و از گرسنگی و تشنگی هراس نداشته باشند، اما تا صدای تحریم آمریکا بلند شد، بسیاری از جنس ها گران شد! زیرا که مزدوران آمریکا، باید اثراتی را بگذارند. ابتدا خودروها گران شد، زیرا که بیشترین وابستگی ها در این صنعت است. صنعتی است که با وجود سابقه زیاد، هنوز مایل به خود کفایی نیست و: بیشتر به دلارها و یورو فکر می کند، تا منافع ملی! در برنامه برجام هم، بیشترین خسارت را به اقتصاد ایران، و صنعت خودرو زد!  با احتکار میلیون ها خودرو در انبار ها، می خواهد انتقام از مردم بگیرد تا آنها، بدانند ترامپ بهتر از روحانی است! اما در بعد بین المللی و مخصوصا: موضوع فلسطین نیز چنین شد. اسرائیل و هواداران آن، بیشترین ترس را از رمضان دارند، زیرا عملیات های ماه رمضان همیشه: برعلیه اسرائیل و به نفع اعراب بوده است. حتی مرتجع ترین رژین های منطقه نیز، از ماه رمضان، بخاطر بیداری اسلامی مردم می ترسند. اما سی روز گذشت و فلسطین ازاد نشد! و ترامپ با هدایت مشاوران مسلمان، مخصوصا روحانی لبنانی اش، بازیهایی در اورد که اصلا: موضوع فلسطین را فراموش کردند. یکی از بازیهای دولت آمریکا، عربستان و اسرائیل، توضیح واضحات است. یعنی وقتی کره شمالی می گوید: ما دیگر نیازی به آزمایش موشکی نداریم، اینها دو عنصر را معکوس می کنند: و فکر می کنند کسی متوجه نمی شود. اول اینکه خود کره شمالی گفته که: نیازی به ادامه آزمایش های موشکی ندارد، زیرا برد موشکهای او به آمریکا رسیده، و بجز آمریکا هم دشمنی نداشته اند. لذا نیازی به ادامه کار دیده نمی شود. ولی آمریکا می گوید ما او را مجبور کردیم. این دروغ آشکار است، زیرا تا موقعی که برد موشکها، به قاره آمریکا نرسیده بود، آنها حاضر به مذاکره نبودند! و باور نمی کردند که کره شمالی این قدر قوی شده باشد. دروغ دوم ترامپ این است که می گوید: جلوی قدرت هسته ای کره شمالی را گرفتیم. اصلا بحث راجع به قدرت هسته ای، و آزمایشات هسته ای نبوده! و کره شمالی در این زمینه کاری نکرده است. لذا ترامپ مانند یک بچه دو ساله، می خواهد شکست خود را به شکل: پیروزی نشان دهد. شکست او در این بود که با کشوری وارد مذاکره شد که: اصلا قدرت به حساب نمی آمد! و روسای پیشین هم، بر سر میز مذاکره نرفته بودند. وی در حالی ابراز خرسندی می کند که: از برجام ناراحت است. و به این وسیله خروج خود را، توجیه می کند اما ایران که به سوی غنی سازی رفته، به این دروغ بزرگ ترامپ، روی خوش نشان نمی دهد. زیرا ماه رمضان در ایران، پشتوانه سیاست های اقتصاد مقاومتی است. مردم در این ماه روزه می گیرند، تا بدن آنها مقاومت داشته باشد. به دشمنان ثابت کنند اگر: برخی مزدوران و خود فروخته ها، می خواهند تحریم را بزرگ جلوه دهند، مردم آن را اصلا نمی بینند! و راجع به آن فکر هم نمی کنند، بلکه به زندگی پر افتخار خود ادامه میدهند. رمضان به مردم ایران و جهان، می گوید هیچ کس از گرسنگی نمرده است! ولی از ظلم و بی عدالتی، هر روز هزاران نفر می میرند. هرسه روز یک کودک فلسطینی کشته می شود! هر روز هزاران فقیر به دست: قروتمندان خودشان می میرند. زیرا فقیر واقعی کسی است که فقیر نگهداشته شده: یا کارگر است دستمزد او را کم می دهند، یا جوان است او را بیکار نگه میدارند. و یا غذا را در دریا می ریزند! ولی به انها نمی دهند، یا اسراف می کنند. همه اینها ظلم است و نشان: استکبار فردی و اجتماعی است. رمضان آنها را از بین می برد. و ما آن را از دست دادیم: چون ماه رمضان تمام شد ولی: ظلم و بی عدالتی باقی ماند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ماه رمضانی که از دست رفت!،
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :