ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

وقتی در مجلس بحث شد که: چرا مردم جلوی مجلس تجمع می کنند؟ عده ای پیشنهاد دادند که جلوی آنها گرفته شود! و مانند غربی ها با گاز اشک آور و: پلیس ضد شورش با آنها برخورد شود. ولی اکثریت مجلس این سخن را، مردود دانسته و گفتند که: ما نمایندگان همین مردم هستیم، و باید آنها بتوانند صدای اعتراض خود را، به گوش ما برسانند. لذا اصلا نباید مانع آنها شد، بلکه هربار یکی از نمایندگان، به میان معترضان برود و: سخنان آنان را بشنود، و برای رفع آن اقدام نماید. این سعه صدر نظام جمهوری اسلامی، باعث افتخار است که: از اعتراضات مردمی استقبال می کند، حرف آنها را می شنود، و تا حد امکان، آن را اجرایی می کند. اما موضوع برای دشمنان ما، بغرنج و پیچیده است. آنها می نویسند روزی سه اعتراض، از روز کارگر سال قبل تا روز کارگر امسال، انجام شده است و فکر می کنند که: مردم کار بدی می کنند! یا شاید دولت کار خوبی نمی کند. زیرا آنها در کشورشان که مهد آزادی نام گذاشته اند، کسی حق اعتراض ندارد! مشت های آهنین در خیابان، و شکنجه های مرگ آور در زندان، منتظر اعتراض کنندگان است. رژیم صهیونیستی به عنوان سمبل: ارض موعود و نشان های اتوپیایی، که برای خود در جهان تقدس ساخته! و با کمک فیلمهای هالیوودی، مظلومترین قوم معرفی شده! روزانه هزاران نفر را به رگبار می بندد، و چندین نفر را زخمی می کند! زیرا از تظاهرات و اعتراضات فلسطینی ها، به تنگ آمده! در درون رژیم، هر کسی قاتل نباشد صهیونیست محسوب نمی شود! لذا تمام ملت اسرائیل زندانی پادگانی! هستند تا زمانی که دست به اسلحه ببرند، چند فلسطینی را بکشند. آنوقت میتوانند از آزادی های: اعطایی این رژیم در استفاده از روسپی ها، مشروبات و مواد مخدر سرمست شوند. از گل سر سید تمدن غرب، و طفل نامشروع آمریکا و انگلیس که بگذریم، دولت های اروپایی و امریکایی هم، کم از رژیم صهیونیستی ندارند. آمریکا که یک جزیره بزرگ است، درواقع یک زندان برای: همه مردم آمریکا است. اروپا نیز با نشکیل اتحادیه اروپا، مرزهای خود را بسته است. ویزای شنگین برای آن است که: کسی وارد اروپا نشود! مبارزه با ورود غیرقانونی هم، روی هیتلر را سفید کرده اند. خروج اروپایی ها بعنوان ترس از داعش و طالبان، دیوار کشیده اند! از این ملت مظلوم اروپا و آمریکا، کسی نمی تواند از زندان آنها، بیرون برود بلکه باید: عضو پلیس یا ارتش بشود و: چند نفر را بکشد(لژیونر) تا بتواند به عنوان ماموریت خارج شود، یا به عنوان گردشگر، بودجه این آدم کش ها را تامین کند. در واقع همه مردم آمریکا و اروپا، با دیوار مصنوعی جدیدی بنام: رسانه ها زندانی شده اند. فقط دو دسته میتوانند از: آمریکا یا اروپا بیرون بروند، یکی آدمکش ها که تعهد خودشان را، به رژیم پلیسی ثابت کرده یا بعنوان گردشگر، با پول های کلان، بودجه این آدمکش ها را تامین  کنند. به همین جهت است که گردشگری، بعنوان برگترین تامین کننده بودجه است. بقیه مردم باید هرچه دستور می رسد، انجام دهند و اگر کسی اعتراض کرد، با خودروهای قطع کننده بدن! گاز اشک آور های عصب کش، روبرو می شوند و: اگر تکرار شد، باید از دنیا خداحافظی کنند. کافی است یک روز مردم آمریکا یا اروپا، آزاد باشند، همگی به ایران سفر می کنند! و اشهد گویان شیعه می شوند(مانند ملکه انگلیس). و همین امر آنها را آزار می دهد. زیرا هنوز صلیبی ها، بر آنجا حکومت می کنند! صهیونیسم نام دیگر صلیبی های قرون وسطایی است. و همان کارهای آنها را تکرار می کنند. به همین دلیل از اعتراضات می ترسند، و گالیله ها را می کشند. مخالفان هولوکاست، همان گالیله های امروز هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
دکتر معراجی استاد بازنشسته: دانشگاه اروپا، ضمن حضور در بیمارستان طبی کودکان، کل دستگاههای لازم را از حقوق خود اهدا کرد! البته طوری گزارش شد که: وزیر بهداشت آن را اهدا نموده. این امر بیان می کند که امثال دکتر معراجی و: پرفسور سمیعی زیاد است. که بطور گمنام مشغول خدمت به: مردم ایران و جهان هستند. در کنگره رادیولوژی هم مطرح شد که: تمام متخصصین ایرانی مقیم خارج، سالانه به ایران سر می زنند، و یافته های خود را دراختیار: هموطنان قرار می دهند. لذا می بینیم که صادرات نیروی انسانی: کارآمد و متخصص ایران که: قبلا فرار مغزها خوانده می شد، یک صادرات پاک بوده، و اکنون نتیجه خود را نشان می دهد. همه متخصصین پزشکی، علمی و فرهنگی، حتی سیاسی و اقتصادی همین طور هستند: آنها که از ایران رفتند قصدشان: خیانت به ایران نبوده، بلکه می خواستند با دست پر، به جهانیان خدمت کنند. دشمنان با تمام توان، دنبال این بودند که: آن را فرار مغزها و: خیانت روشنفکران نشان دهند، تا آنها از بازگشت خود نا امید شوند. اما پاک بودن نیت نخبگان، و آغوش باز دولت و ملت، بر روی این افراد، همه توطئه ها را خنثی کرد. یکی از دلایلی که آمریکا یا اروپا و حتی اسرائیل، جرات حمله به ایران ندارند، این است که همه متخصصان آنها، ایرانی هستند و هرگز به ملت خود پشت نمی کنند! موسه کاساب، همان موسی قصاب خودمان در یزد، هست که الان رئیس جمهور اسرائیل است. از این دست نفرات ما زیاد داریم. که بسیاری از آنها هنوز هم، در خفا هستند تا دشمن آنها را نشناسد. آنها تمام برنامه های ضد ایرانی و: خائنانه را به اطلاع مسئولین ایران می رسانند، و یا خودشان در مسیر اجرای آن، تغییر ایجاد می کنند. بطور مثال چرا هواپیماهای سعودی، اسرائیلی و آمریکایی، معمولا غیرنظامی ها را هدف قرار می دهند؟ البته ممکن است از خباثت آنها باشد، ولی همه موضوع این نیست! ایرانیان نفوذی در ارتش آمریکا و اروپا، اسرائیل و عربستان از دو جهت: در برنامه آنها اخلال می کنند: اولین جهت آن کسب اعتماد آنها، و دادن اطلاعات غلط است. مثلا اطلاعات نتانیاهو از یک انبار در تهران، انحرافی بوده و: توسط حزب الله اسرائیل تهیه شده بود! هدف آن این بود که آمریکا و اسرائیل، خروج از برجام برحذر کند، که نتیجه داد یعنی: ترامپ با اعتماد به این گزارش، ترسید که ایران بمب اتمی بسازد. لذا بحث خروج را کنار گذاشت، در حالیکه ما می دانیم ایران براساس: اصول ارزشی خود، اصلا به دنبال ساخت سلاح هسته ای نیست. در لبنان یا یمن هم همینطور است، اطلاعات غلط به هواپیما ها می دهند که: مثلا رئیس انصارالله در فلان خانه است، یا دبیرکل حزب الله در فلان ساختمان است، یا پاسداران ایرانی، در فلان پایگاه هستند! بعد از بمباران معلوم می شود: یک خرابه متروکه بوده است! جهت دوم این است که دانش فنی ایرانیان نفوذی، بالاتر از اطلاعات افراد بومی در: آمریکا یا اروپا است. لذا با دستکاری در برنامه هواپیماها، آنها را منخرف می کنند. لذا بجای بمباران مرکز: فرماندهی حزب الله، هواپیمای دستکاری شده، بازار یا بیابان را بمباران می کند. نه تنها در ابعاد نظامی، ایرانیان مقیم، چنین کارهایی انجام می دهند! بلکه در مسائل اقتصادی هم، بهترین تحلیلگران مالی و بانکی ایرانیان هستند. سرمایه های ایرانی، بالاترین نسبت های مالی را درجهان دارند. دلیل آن است که ایرانیان با پول حلال، کار دارند و در کارهای خلاف، وارد نمی شوند، لذا دارای ذهن باز هستند. اما آنها بالاترین سود خود را، در قاچاق موادمخدر از افغانستان، یا فروش اسلحه به عربستان، یا تجارت زنان روسی در می اورند!

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
هرچه برای آن طرف آب باشد، خوب است ولی همان برای ما بداست! اگر یک آلمانی، پولی را به ایران بیاورد، اسمش را می گذاریم سرمایه گذاری! ولی اگر یک ایرانی پولی را به آلمان ببرد، اسمش فرار سرمایه است!ممکن است بگویند: اولی با اجازه است دومی بی اجازه. ولی آلمان هم جزو گروه: تحریم کنندگان ایران است و: شخص یا شرکتی که پول آورده، بدون اجازه آمریکا و دولت آلمان و اتحادیه اروپا و ناتو است! بنابر این اگر این دزدی است، آن هم دزدی است، اگر این سرمایه گذاری است، آنهم سرمایه گذاری است. اگر یک نفر آمریکایی، بدون اجازه دولتش وارد ایران شود، اسمش را می گذاریم گردشگر! ولی اگر یک ایرانی برود آمریکا، می گوییم فرار مغزها! حالا چه مشکلی ایجاد می شود؟ و اگر اصلاح شود چه می شود؟ این بیان ها نشان می دهد: با تبلیغ اینکه در ایران، همه می خواهند فرار کنند! سرمایه ها را با خود ببرند، روحیه یاس و نا امیدی، در جامعه دمیده می شود. چنانکه مخالقین از آن به عنوان: جربه تبلیغاتی استفاده می کنند: که دولت جمهوری اسلامی دولت فاسدی است! همه از ان فرار می کنند، سرمایه های خود را هم با خود می برند. حتی هواداران دولت هم، باور می کنند و سعی می کنند: خودشان را کنار بکشند یا: در موضع مخالف و اپوزیسیون قرار گیرند. لذا مشکلات عدیده عقیدتی و سیاسی، بوجود می آید و همه را مسئله دار می کند. زیرا فساد هر حکومتی، به معنی زوال و نابودی آن است، و اگر ادامه یابد، باعث تغییر رژیم می شود. البته همه آنهاییکه این موضع را تبلیغ می کنند، درنهایت نظری جز تغییر رژیم در ایران ندارند، تا نشان بدهند که رژیم جمهوری اسلامی، نا کار آمد است و مسئولان آنهم، دزد و فاسد هستند. اما اگر این دیدگاه درست شود، می بینیم که ایران بزرگترین صادر کننده دنیا، در همه ابعاد آن می شود: وقتیکه پاکستان، اگر فقیر و گدا هم به ایران بفرستد، می گوید نیروی انسانی صادر کرده است! چرا ایران که دانشمندان خود را، به جهان صادر می کند، باید نام فرار مغزها بگذارد؟ در حالیکه این نیروهای ایرانی صادر شده، نیروهای کیفی و کار آمد هستند، و برایشان دعوتنامه های متعددی، از مراکز مهم دنیا می رسد. این افراد نه تنها درپست های علمی دنیا، مقام های خوبی دارند، بلکه در حوزه های دینی و فلسفی و هنری، حتی سیاسی و اجتماعی هم کارآمد هستند. و این دروغ بزرگی است که: بگوییم آنها ایران و زادگاه خود را فراموش کرده اند. زیرا همه آنها مانند: پرفسور سمیعی، حتی اگر مقیم آلمان هم باشند، در فکر و اندیشه ایران هستند، و در چند روزی که به ایران می آیند، همه تجربیات خود را وارد ایران می کنند. ببینید موضوع زمین تا آسمان فرق می کند! که ما، امثال ایشان را، فرار مغزها یا فرار سرمایه، تامکذاری کنیم یا اینکه: ایرانیان فعال در کشورهای دیگر بدانیم. از دشمنان زیاد انتظاری نداریم، زیرا مایه و سرشت آنها دشمنی است، ولی از دوستانی که دائما: این موضوع را مطرح می کنند باید ترسید! زیرا سعدی می گوید: دشمن دانا بلندت می کند! بر زمین ت می زند نادان دوست! اینهایی که حرف دشمنان را هم، نمی قهمند بلکه حرفهای خود را، مانند دشمنان تکرار می کنند، خطرناک هستند! زیرا در بین مردم زندگی می کنند ولی، فکر آنها دچار اشتباه و انحراف است. و مردم را مایوس می کند. ولی آنها بدانند: علیرغم دشمنی شان، ملت ایران به صادرات سرمایه و: نیروی انسانی ماهر خود، ادامه می دهد تا در آینده، همه دنیا، مدیران ایرانی داشته باشند و حتی: روسای جمهور و وزیران خود را، از بین ایرانی الاصل ها انتخاب نمایند! زیرا که ایرانی ها مورد اطمینان تر از: خود آنها هستند. و این را تاکنون ثابت کرده اند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سرمایه گذاری یا فرار سرمایه!،
لینک ها :

به گزارش صادق مصفا

نه تنها دزدها در کانادا و امریکا آزاد هستند، مالخرها هم به این دزدها افتخار می کنند! خیلی ها تصور می کنند دزدی و اختلاس، در ایران زیاد است و یا سعی می کنند: آن را تبلیغ کنند! ولی یک اصل کلی وجود دارد: تا مالخر نباشد دزدی اتفاق نمی افتد! به قول قدیمی ها، اول چاه را بکن و بعد مناره را بدزد! یعنی اگر چاه نباشد، دزدیدن مناره فایده ندارد. بلکه باید کسی باشد چاه کنده! و آماده باشد تا دزدها به سراغ مناره بروند، و آن را بدزدند و: در این چاه مخفی کنند. اروپا و آمریکا حتی استرالیا وکانادا، چاهای زیادی کنده اند و: به ایرانی های وابسته ، راه دزدی را یاد می دهند و بعد، به آنها پناهندگی می دهند. همیشه اختلاس گران و دزدان ایرانی، سر از اروپا و آمریکا و کانادا در می اورند! این کشورها که برای ما، جانماز آب می کشند، این دزد ها را نه تنها راه می دهند، بلکه امکانات مخفی شدن، یا دور از دسترس پلیس ایران بودن را می دهند. در واقع آنها را حفاظت هم می کنند. زیرا پول دزدی شیرین است، چون زحمت ندارد! به یقین می توان گفت: همایشهای کسب و کار و: کلاسهای بازاریابی و بازرگاتی، همگی راه دزدی را به اینها یاد می دهند! که چگونه پولدار شوند و: پس از هزار برابر کردن پول، به کشورهای اروپایی فرار کنند. اولین تئوری های کسب و کار، این است که در ایران منابع زیاد و: سرگردان است! باید آنها را صاحب شد، و به خارج برد! و در انجا به کسب وکاری به راه انداخت، زیرا در ایران به کسب و کار و تولید بها نمی دهند! اما علیرغم چند مزدور دزد، بسیاری از ایرانیان کسب و کار بومی، راه انداخته و بجای فرار از ایران، مانده و دیگران را هم به همکاری، دعوت نموده و اشتعال زایی می نمایند. یکی از این ارگانها ارتش و نیروهای نظامی است، که بالاترین حد اشتغال و کار آفرینی را دارند. زیرا انگیزه هر نظامی، دفاع از ایران است نه فرار از ایران! بنابراین ضمن انجام وظائف خود، در چارچوب نظامیگری، به پروژه های تولیدی و: اشتغالزا نیز اهمیت می دهند. البته برای اینکه دشمن سوء استفاده نکند، آن را رسانه ای نمی کنند. گرچه این عمل باعث میشود که: رتبه های جهانی یا داخلی آنها پایین بیاید، ولی مهم نیست مهم این است که: تولید داخلی شکل گیرد. در همین بررسیهای اخیر گلدن گلوب! ارتش ایران سیزدهم اعلام شده، در حالیکه ارتش ایران برترین ارتش دنیا است. از هر نظر حساب کنند، بالاتر است ولی چون آمار ندارند، ردیف 13را داده اند. چه کشوری به اندازه ایران موشک دارد؟ آنها فقط آمار موشک هایی را دارند که: با اجازه ارتش رسانه ای شده! بنابر این آنهاییکه رسانه ای نشده، قدرت فوق العاده دارند. نیروی انسانی ارتش بالاترین تعداد را دارد، زیرا که سپاه و بسیج و وزارت و ناجا، همگی نظامی هستند و: لشگر الهی محسوب می شوند، ویک فرماندهی دارند. ولی آنها فقط تعدادی را، برحسب محاسبات خود اعلام نمودند! این بیماری بی آماری غرب از ایران، آنها را در همه زمینه ها، دروغگو و سرگردان کرده است. به ما می گویند آمار گردشگری کم است، چون آمار زائران و نوروزی را، از آن کم می کنند! ولی خودشان همه را حساب می کنند: حتی آمار روسپی هایی که برای کاسبی می آیند، برای آنها گردشگرند! یا می گویند صادرات ایران کم است، زیرا با نام گذاری های غیراصولی، صادرات نیروی انسانی و سرمایه ایران را، فرار مغزها گذاشته، از آمار کسر می کنند. اما برای خودشان حتی صادرات موادمخدر و: اسلحه و روسپی و مشروبات را، هم جزو آمار می اورند! اگر این آمار های ضد بشری را، از آمار صادرات کشورهای پیشرفته! کم کنیم خواهیم دید که: ایران بالاترین صادرات ارزشی و مفید را دارد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : خریداران اموال دزدیده شده از ایران، در آنسوی مرزها منتظرند،
لینک ها :
یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

یکی از اصول مذاکره، دانستن زبان طرف است، یعنی بتواند ظریف کاری ها را بفهمد، و حتی از تحوه لهجه یا: تاکید و تمسخر در آن آگاه باشد. ولی متاسفانه این اصل فقط: برای ایرانی ها است و خارجی ها، اصلا لزومی نمی بینند که: زبان فارسی را بخوبی یاد بگیرند. یا دیپلمات های ما از روی ذلت، چنین پیشنهادی را نمی کنند. بلکه خود را ملزم می دانند که: زبان خارجی آنهم فقط انگلیسی را، خوب صحبت کنند هرچند که: در این کار هم موفق نبودند! زیرا سند ارائه شده به مجلس، در مورد برجام و پالرمو، ایرادات ترجمه ای هم داشته، که باعث خسارت به ایران شده است. پارادایم آن در اینجاست که: مذاکره کنندگان ادعای برد برد یا: تساوی شرایط در مذاکره را دارند. یعنی فکر می کنند: خودشان انگلیسی بلد باشند کافی است، نیازی به احترام متقابل نیست، تا آنها هم به زبان فارسی احترام بگذارند. این اختلاف فاحش، باعث شده که بسیاری از مردم دنیا، فکر کنند ایرانی ها یکی از استان های: عربستان هستند. و دانشمندان و مفاخر ما را، عربی می دانند! مثلا ابن سینا در تمام دانشگاههای: اروپا و آمریکا به عنوان: یک دانشمند عرب معرفی شده، در حالیکه ایشان به زبان فارسی، کتاب نوشته و مقبره اش در شهرستان همدان ایران است. از آن طرف هم باعث شده که: زبان انگلیسی فوق العاده در ایران اهمیت پیدا کند! بطوریکه کلاسهای زبان در ایران، رسمی و غیر رسمی، بالاترین آمار دانشجویی و دانش آموزی دارند. و بیشترین درآمد راهم به خود اختصاص داده اند. استاد زبان فارسی اگر به انگلیس حرف نزند، به او استاد نمی گویند. اگر دریک جمله، چهل سال عملکرد آموزش وپرورش و: وزارت علوم و فناوری را تعریف کنیم: عبارت است از ترویج زبان انگلیسی! بطوریکه در دوره های دکترا و: همایش های تخصصی و عادی، گویا اصلا زیان فارسی موجود نیست، یا این همایشها در ایران برگزار نمیشود. مانند همه مذاکرات! بودجه و هزینه از ایران است، و برد با انگلستان و اروپا و آمریکا. در واقع با پول ملت ایران، تیشه به ریشه فرهنگ ما می زنند. از همه اینها گذشته ما چه نیازی: به اروپا و آمریکا داریم؟ آمریکایی که می گوید: ما نمی گذاریم ایران پیشرفت کند، منت کشی آن برای چیست؟ اروپایی که در همه جا، به ایران ضربه می زند، تا آمریکا را راضی کند، به چه درد می خورد؟  مگر گدایی از دشمن، برای شما افتخار است؟ به قول امام : ما آمریکا را می خواهیم چکار! آیا آمریکایی که هرروز، یک تحریم جدید می کند باید: به او التماس کنیم که این کار را نکند؟ پس غیرت و تعصب کجا رفته؟ وقتی آنها خودشان در همه دنیا، حضور نظامی دارند و پایگاه ساخته اند، ولی از یک پایگاه نظامی ما، در کنار مرزهای اسرائیل ناراحت هستند، چرا باید دست آنها را بوسید؟ وقتی که نفت ما را نمی خرند، آیا واجب است آنها را دعوت کنیم و: مشروب مخصوص برایشان ببریم و: زنان ایران را روسپی آنها کنیم؟ آیا با این کار آنها دست از تحریم برداشته اند؟ کوچکترین اقدامی کرده اند؟ بانکداران اروپایی یا شرکت های آنها را، با خرید خود سر پا نگهداشته ایم! ولی آنها به تولید ما ضربه زده اند. قدرت موشکی ما را زیر سوال می برند. تا مدتها می گفتند: ایران نمی تواند موشک بسازد، ولی حالا می گویند نسازید. آیا در جنگ جهانی اول و دوم، که ایران بی طرف بود، چه برسر ما آمد؟ شمال ایران زیر چکمه روسها : جنوب زیر پوتین انگلیسی ها، مرکز ایران زیرپای امریکاییها قرار گرفت! کافی نیست؟ هنوز غرب زدگان بیدار نشده اند؟ یا مثل آل سعود، ریش گذاشته و از طریق اسلام وارونه، جاسوسی آنها را می کنند؟ آیا سفیران و دیپلمات های ایران، سفیر از سوی ایران هستند؟ یا خود را متعهد به: کشورهای محل ماموریت میدانند؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : پارادایم اصول مذاکره!،
لینک ها :
همه الدرم بالدرم هایی که می کنند، اگر نتوانند بقیع را بازسازی کنند، طبل توخالی است. باید نشان داد که: چرا نتوانستیم از حریم امامان خود دفاع کنیم. اگر برای جلوی گیری از تخریب: بقعه حضرت زینب ورود به آن کشور، و ایجاد پایگاه نظامی مجاز است، چرا در مدینه نباید چنین قرارگاهی ایجاد شود؟ آیا رفتن به مدینه و مکه، واجب تر است یا به سوریه و: زیارت حضرت زینب. در حالیکه می دانیم ریشه اصلی تجاوز به: حرم حضرت زینب، همان سعودی های خبیث هستند. که از ارسال سلاح و مزدور و: کمک های مالی دریغ ندارند. بدیهی است که اگر ریشه خشکانده شود، همه این جنایت ها هم تمام می شود. همه میدانند که جنگ قومیت ها، در اول انقلاب، جنگ تحمیلی و تحریم ها همه: زیر سر آل سعود بوده، اگر دلارهای نفتی نبود، هیچکدام از این فتنه ها صورت نمی گرفت. ملت ایران درگیر این تهاجمات نمی شد. فتنه داعش و القاعده و طالبان هم، با پول آل یهود بود. بنابراین چشم پوشیدن بر ایتهمه، رذالت است یا جاسوسی! و از هیچکس پذیرفته نیست که: در مورد بازسازی بقیع کوتاه بیاید، یا آن را ناممکن بداند. البته این نوع افراد متاسفانه، در دستگاه زیاد هستند و ظاهرا خوشنام! ولی باید بدانند که روزی، پرونده آنها رو خواهد شد. آن وقت دیگر راه فرار نخواهند داشت، و تمام انباشته های آنان در: بانکهای سوئیس و کانادا، به نفع جهانخواران بلوکه می شود. یکی از اینها جناب دعایی است، که ارادت همه را دارد! و همه جا به عنوان پیر طریقت، از او یاد می شود. ایشان سفیر امام خمینی در عراق بودند، ولی تبدیل شدند به سفیر صدام! و بخاطر صدام از مقام خود استعفا دادند. در مقابل دستور صریح امام خمینی مقاومت کردند. اجتهاد در مقابل نص نمودند، و گفتند میتوانستم از جنگ: در مقابل صدام جلوگیری کنم، ولی امام خمینی نگذاشت! وی بارها با وحشت، از بغداد به تهران آمد و: تهدیدهای صدام را روغنکاری کرد. در حلسه سران قوا همه را، برعلیه امام خمینی شورانید. ولی امام محکم ایستاد و گفت: صدام را محل نگذارید، ولش کنید! وقتی دید امام قاطعانه حرف می زند، به بغداد نرفت و: ماموریت خویش را رها کرد. این آقا نمی دانست که نقشه جنگ، در دست صدام نیست! او مامور مزدور سعودی ها است، پول گرفته تا با ایران جنگ کند. لذا در مراحل بعدی هم، مردم، و مسئولین را از درگیری با آل سعود برحذر داشت. امام خمینی گفت: اگر جنگ صد سال هم طول بکشد، ما ایستاده ایم ولی اینها گفتند: زودتر جنگ را تمام کنید تا: به عشق و حالمان برسیم! امام گفت جبهه و جنگ، دانشگاه است ولی اینها نوشتند: جنگ اصلا خوب نیست! امام گفت که: ما صدام را ممکن است، ببخشیم ولی آل سعود را هرگز، ولی آنها گفتند: صدام را اعدام کنید، ولی دست آل سعود را ببوسید! امروز وقت انتقام از این نوع افراد است، یا باید نسبت خود را با انقلاب و امام، ثابت کنند و یا به مردم خواهیم گفت: که بر خمینی و یاران او چه گذشت. ما حتی می دانیم که شهید همت ها، سیلی به صورت چه کسانی زدند. ولی همه را برای وحدت نگفته ایم. اما بقیع دیگر نقطه آخر است. اگر بازهم کوتاه بیایند، همه چیز را خواهیم گفت. نصور نکنند که چون قدرت ظاهری دارند، تاریخ را هم به نفع خود، تفسیر خواهند کرد. بلکه برعکس بدانند: تاریخ مصرف آنها گذشته است. آنها فقط باید به این سوال جواب دهند که: چرا حرم زینب س را بر: حرم چهار امام ترجیح دادند، و شور وشوق مردم را، منحرف کردند؟ اگر آنها مزدور آل سعود نیستند، بیایند در این چند روز باقیمانده: به 8شوال دستجات عزاداری را تجهیز کنند، تا در روز هشتم، راهپیمایی به سوی بقیع را آغاز کنند. تا در این نقطه زوال آل سعود شرکت نماییم.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نتیجه 40سالگی انقلاب، بازسازی بقیع باید باشد،
لینک ها :
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

شاید بعضی ها این را طنز بدانند، یا بگویند از ترس بیمارستان است! یا گرانی ویزیت ها و بدهی های بیمه، و بی اعتبار شدن طرح تحول سلامت! ولی هیچکدام نیست، یک واقعیت است که به دلایل زیادی: بیماری چندان بد هم نیست. نباید از آن ترسید و: خود یا زندگی خود را، قبل از آن باخت! یکی از دلایل این است که: برخی بیماری ها بدن را واکسینه می کنند، و از بیماریهای بزرگ جلوگیری می کنند. وقتی کسی سرما می خورد که معولا، سالی دوسه بار هرکس سرما می خورد، بدن برای مبارزه با ویروس، از خود قدرت نشان می دهد. درواقع سیستم دفاعی مانور می دهد. لذا این افراد از بیماری های: ایدز و ام اس در امان هستند! چون دو بیماری یاد شده، فقط به سیستم دفاعی بدن حمله می کنند، و اگر سیستم دفاعی ضعیف باشد، انسان از بین می رود! یا لااقل برخی توانایی ها را ازدست می دهد. بنابر این بجای مصرف دارو، بگذارید بدن خودش با سرماخوردگی مبارزه کند، تا قوی شود. البته اگر کم آورد! میتوانید به او انرژی بدهید. دلیل اصلی یا دوم بیماریها، الزام انسان به رعایت بهداشت است. بیماریهای پوست و مو، اغلب براثر عدم رعایت بهداشت و: تماس با میکروبها پدید می آید، که اگر بدانیم نسبت به چه چیزی حساس است، باید از آن پرهیز کنیم. کسی که دندان درد یا چشم درد می گیرد، باید مطالعه کند که چه کاری برای: چشم یا دندان او مضر بوده، حتی المقدور آن را تکرار نکند، یا کلا از برنامه حذف کند. به این کار استرلیزه یا: ضدعفونی کردن عملی می گوییم. دلیل سوم برعکس دلیل دوم است، برخی بیماریها به علت کمبود مواد، یا عناصر غذایی در بدن است. لذا علامت آن است که: در سبد غذایی خود باید تجدیدنظر کنیم، همانطور که قران می گوید: انسان باید به طعامش دقت نظر داشته باشد، بداند چه می خورد و چه نمی خورد، که اگر اشتباه است آن را اصلاح کند. مثلا بسیاری از بیماری های زمان ما، به علت کمبود فیبر یا سلولز براثر: عدم تمایل مردم به گیاهخواری است. لذا سبزی و میوه جات باید: در سبد غذایی قرار گیرد. دلیل چهارم اینکه برخی دردها یک هشدار است: زنگ خطر است تا: از کارهای خطرناک پرهیز کنیم. استفاده از پارافین نفتی، در 99درصد ساختار قرص های دارویی، باعث شده که عوارض بسیاری ایجاد کند، که برخی از آنها ناشناخته است. سرطان و بیماریهای نوین عصر ما، براثر همین نوع تغییر رژیم غذایی است. حکیم ابو علی سینا می گوید: هرچیزی کم آن دارو است، متوسط مصرف شود غذا است، ولی اگر زیاد مصرف شود، سم است. برخلاف سیاهنمایی هایی که در مورد: فقیر نشان دادن مردم ایرانی می شود، مصرف روغن و همه محصولات غذایی، حتی حامل های انرژی، در ایران سه برابر: مصرف متوسط جهانی است. بیماری چربی خون یا فشار بالا ، دیابت و قند خون،مسلما بیماری کم خورها و فقرا نیست! اینهمه توصیه به ورزش، برای فقرا نیست! بلکه برای آنهایی است که باید: چربی های خود را آب کنند، یا غذای زیادی که می خورند، نحلیل برود.لذا وجود بیماریهای ثروتمندانه، خود یکی از روشهایی است که: میتواند با کم خوری، یا متوسط خوری درمان شود. این نوع بیمارها عادت دارند: همه چیز را با خوردن! درمان کنند، درحالیکه درمان آنها نخوردن است. براسا فرمول خداوندی، هر بدن ظرفیت خاصی برای: جذب مواد غذایی دارد، اگر با پرخوری آن را نکمیل کنیم، بعد از آن باید به اجبار پرهیز کنیم. و اگر پزهیز نکنیم، چون دیگر ظرفیت جذب غذا تکمیل شده، باید آماده مرگ مغزی یا سکته قلبی! یا بیماری قند بالا و فشارخون باشیم. لذا خداوند ماه رمضان را برای: سلامت بدن، از راه نخوردن! قرار داده است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا بیماری خوب است!،
لینک ها :
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

قران در همه ابعاد معجزه است، اما این نکته که در جامعه شناسی هم، دست برتر دارد یا در روانشناسی و تاریخ، هنوز به آن پرداخته نشده است. البته دلیل آن ساده است: چون جامعه و تاریخ را خودش خلق کرده! بنابر این به قانون های آن نه تنها اشتا، بلکه ایجاد آن به دست خودش بوده است. منتهی بشر به دلیل ظلوم و جهول بودنش، آن کرامات را درک نمی کند، یا نمی خواهد درک کند! می خواهد خودش به دست آورد. مثل بچه ای که اسباب بازی برایش بخرید، اول خوشحال می شود که: دارای اسباب بازی شده، ولی بعد غصه می خورد که: چرا خودش آن را نساخته؟ و باید از پدر مادر یا سازنده آن تشکر کند. لذا آن را خراب می کند! روانشناسان کودک، که اغلب روانشناسی بزرگسال را، به کودک  تحمیل می کنند، آن را نتیجه درونمایه ویرانگری کودک میدانند! ولی کودک آن را تجربه می کند! خراب میکند تا بداند: چطوری ساخته شده در واقع، به دنبال مهندسی معکوس است. که باید آن را در کنجکاوی او معنی کرد. ولی من کودک، همان من بزرگ سال است، یعنی خود را مرکز دنیا می داند! لذا اسباب بازی جدید به این من او، لطمه می زند و نشان می دهد: کس دیگری هم هست که: از او بهتر باشد! بشر در تئوری های دیگر هم، همینطور است از اینکه خداوند: قوانین (یا اسامی ) را به او بیاموزد، ناراحت است! زیرا می خواهد خودش آن را کشف کند، تا بتواند آن را بجای کشف، بگوید که خلق کرده است. مثلا وقتی اورانیوم کشف شد، هیچکس نگفت اورانیوم قبلا هم بوده! و ما اطلاع نداشتیم، بلکه طوری تبلیغ کردند که یعنی: او رانیوم را خلق کرده اند نه کشف! در مورد جامعه شناسی هم، خداوند آیه کوتاهی دارد: (لکل امه اجل) همه جوامع بشری، لایف سایکل دارند! یعنی اینطور نیست که آل سعود ابدی باشد، یا آمریکا دائم ابرقدرت باشد! یا اینکه آفتاب صهیونیسم غروب نداشته باشد. براساس روشهای آماری و ریاضی، و دترمینان های موجود، عمر هر پدیده اجتماعی، مانند عمر انسان، یک منحنی متقارن است. یعنی با همان شیب و سرعتی که: رشد می کند، به همان شکل افول می کند. کمونیسم به سرعت رشد کرد، و به سرعت هم نابود شد. از 1917تا 1997هشتاد سال، یا هزارماه بیشتر نمی شود! ولی آنها در موقع حیات، خودشان را ازلی و ابدی می دانستند: کمون اولیه  و کمون نهایی تعریف کرده بودند. صهیونیزم هم مانند کمونیزم است، واحتمالا همان 80سال را، از 1948حساب کنیم، 2028از بین خواهد رفت. ضمن اینکه نابودی آن در قران، به صراحت در سوره اسرا آمده است. البته دوره نظامی آن کوتاهتر است، از 1967که جنگ شش روزه را پیروز شد، و لقب پنجمین ارتش دنیا را به دست آورد، تا شکست در جنگ یازده روزه غره، دوره یا لایف سایکل نظامی اوست، و قطعا تمام شده است. امپریالیزم یا تمدن غرب، کمی دیرتر رشد کرد، به همین جهت دیرتر هم از بین می رود. البته تمدن غرب نیز، مانند صهیونیزم زیر تمدن ها! یا زیرمجموعه های نظامی فرهنگی و اقتصادی دارد، که برخی از آنها اکسپایر شده است. مثلا فرهنگ برهنگی که، یکی از شاخصه های آن است، افول کرده و ازبین رفته است. و ما شاهد رشد ضدبرهنگی هستیم. حتی در هالیوود! زنها بطور دسته جمعی برعلیه: ازار حنسی شکایت کردند. اکنون آزار جنسی نه تنها یک افتخار نیست، بلکه مایه شرمساری روسای جمهور دنیا است. آل سعود که زیر مجموعه مالی و: حمایتی آن است با اینکه حمله و کودتا را تکذیب می کند، و آن را اسباب بازی پهبادی می گوید! ولی بسیاری از ثروت های خود را، برای روز فرار به خارج منتقل کرده و: اخیرا هم نیروهای امریکایی، حفاظت خاندان را در کشور خودشان! به عهده گرفته است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : معجزه جامعه شناختی قران،
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :