ندای ماهین
نیاز به یک اسپانسر یا سرمایه گذار می باشد09120836492
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
دولت معتقد است که اگر، از برجام خارج شویم، دوباره پرونده ما به شورای امنیت می رود! ولی این موضوع صحت ندارد، زیرا اعضای شورای امنیت، سالها طول می کشد تا: در این باره تصمیم بگیرند. چون آمریکا متحدان خود را از دست داده است، و هرگز نمی تواند به این موضوع اقدام نماید. به گفته کارشناسان، این موضوع همان خود ترسانی است که: غرب زدگان آن را دنبال می کنند. زیرا خود ترسانی باعث افزایش حملات دشمن می شود، لذا می بینیم که بعد از اظهارات روحانی، وزیر خارجه آمریکا 12شرط! برای ایران تعیین کرد و گفت: بالاترین تحریم های تاریخ را، برعلیه ایران انجام می دهیم. روحانی نیز مانند هاشمی، به دلیل کهولت سن دچار اشتباه تحلیل هستند، و مسائل جهانی را در دهه 1960بر رسی می کنند! تحولات انجام شده در جلوی چشمان آنها، هنوز برایشان قابل قبول نیست . بنده روز17شهریور 1357 در: زندان طاغوت با این افکار آشنا شدم! با اینکه همه دنیا تظاهرات وسیع مردم، و نسل کشی شاه را، در میدان 17شهریور دیده بودند، و تصویر آن به همه جا رسیده بود. ولی وقتی در زندان بحث می شد، همه می گفتند دروغ است! مگر ممکن است: اینهمه جمعیت به خیابان بیایند؟ و مگر ممکن است: شاه اینهمه جلاد باشد. بهزاد نبوی و هادی خامنه ای، در راس این افراد بودند. مجاهدین خلق و گروههای چپ، که وضعشان معلوم بود، آنها معتقد بودند خمینی ارتجاعی است! و با این روش های مسالمت آمیز، می خواهد نهضت را از بین ببرد! و انقلابیون را دم تیغ بگذارد. این ناباوری ها، حتی در دوران جنگ هم، خون به دل امام کرد که: نمونه آن قهر کردن موسوی نخست وزیر، قطع کردن بودجه جنگ، و ترک ماموریت آقای دعایی است. آنها قومی ترسیده بودند! و چنان شاه را و آمریکا را، پر قدرت میدانستند که نمی خواستند: حتی دم خود را به تله آمریکا نزدیک کنند. این ترس ها در دل آنها هست، و هنوز فکر می کنند آمریکا، ابر قدرت است هرچه در چنته خود دارند، بنام سیاست ها و استراتژی های مترقی آمریکا، به خورد مردم می دهند، تا آنها را هم بترسانند. اگر بنده آنها را از نزدیک نمی شناختم، شاید میتوانستم به جرات بگویم: آنها نه تنها در خط امام نبودند، بلکه تمام سعی خود را می کردند تا: حرفهای امام دروغ در آید. یکی از این موضوعات همان است که: امام چهل سال پیش گفت: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، و یا گفت تحریم برای ما نعمت! یا اینکه جنگ برای ما نعمت است. این اقایان از روحانی و هاشمی و دعایی، همه می خواهند ثابت کنند که: امام دروغ گفته و آمریکا همه غلط ها را می تواند! مسخره کردن این سه شعار، بدون ذکر نام امام، در تمام سخنرانی ها و: مقالات آنان است. روحانی از بس با مجاهدین خلق کل کل کرده( در گذشته) که مثل آنها فکر می کند. بارها جمله (تحریم برای ما نعمت است) را، مسخره کرده و حتی خودش شعار: تحریم های ظالمانه را باب کرد. البته ایشان همه این تمسخرات را به: گروهی بنام دلواپسان نسبت می دهد، اما بعید است که ایشان، چنین حرفهایی را از امام، نشنیده باشد. از ان مهمتر، امام خمینی گفت اقتصاد مال خر است! ما برای اقتصاد قیام نکردیم، ولی همه آقایان بلا استثنا، آن را بایکوت یا مسخره کردند. اگر حرف امام را بپذیریم، نباید اینهمه راجع به رفاه و: مشکلات اقتصادی حرف بزنیم. این ها همه امتحانات الهی است. قران صراحتا می فرماید: ما شما را به گرسنگی و تشنگی و: نقصان در آمد امتحان می کنیم. ولی این اقایان قران را هم مسخره می کنند. با این بهایی که به موضوع تحریم می دهند، هم دشمن را جسور می کنند، و هم مردم را دچار التهاب و تنش می کنند. درحالیکه تحریم ها وافعا نعمت است! چون باعث میشود: ما به خود متکی شویم.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : خود ترسانی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

در نمایشگاه بزرگ قران کریم، از یک جلد قران منسوب به امیر المومنین، که در آستان قدس رضوی نگهداری می شود، رونمایی شد. متاسفانه با تمام مدارک موجود، کارشناس ترکیه ای ادعا کرد که: این قران به دست عثمان نوشته شده است! البته کارشناس ایرانی، توضیح داد که «منظور ایشان آن است که: در زمان عثمان نوشته شده» زیرا آنموقع که حضرت علی، کتابت می کرده، عثمان بر سرکار بود، و ایشان خانه نشین بود. حتی معروف است که: ایشان مشغول نوشتن سوره کوثر بود، که یاران گفتند چه نشسته ای به نوشتن کوثر، که کوثر واقعی را کتک زدند! این نوع دگر سازی، در طول تاریخ انبیا، بسیار اتفاق افتاده و همه علوم انبیا را، به نام فیلسوفان نوشته اند. علوم ائمه را هم بنام: سلاطین و ظالمان زمان مصادره کرده اند. روشن ترین آنها، همین قران است که اگر نبود، هیچ علم و دانشی نبود، از انبیاء گذشته هم اثری نمی ماند. زیرا معجزات پیابران دیگر، محدود به زمان خود بود، باور کردن این کارها برای مردمی که: ندیده بودند مشکل بود. اگر معجزه در اورشلیم اتفاق می افتاد، شاید فقط همان محله ای که دیده بودند، باور می کردند و بقیه مردم دنیا، باور کردن آن سخت بود. اما قران همه آنها را تایید کرد. در چند جای قران، هم معجزه بودن خودش، و هم معجزات عیسی و موسی را متذکر شده است. علاوه برآن از نظر قران، علم آموزی امری مقدس و متعالی است. لذا کسانی که برای علم، زحمت می کشیدند چشم داشتی ندارند(کپی رایت یا مالکیت معنوی). حتی در بسیاری از مواقع، برای حفظ علوم، جان خود را هم ازدست می دادند! سوزاندن کتاب ها، اعدام دانشمندان، امری عادی بود و لذا اگر، علم امری مقدس نبود، هیچ کس حاضر نمی شد: برای حفظ آن جان خود را از دست بدهد، یا به دنبال علم و سواد آموزی باشد. شهیدان اهل قلم مانند: شهید اول و شهید ثانی کم نبودند، به این جهت در شرایط سخت علم آموزی، فقط عالم ربانی پایداری می کرد. دانشمندان دیگر یا خود فروخته می شدند، یا دست از ادامه کار برمی داشتند. دشمنان دین برای اینکه: علم را نابود کنند کتاب ها را می سوزاندند، و دانشمندان را به صلابه می کشیدند، و هنگامیکه از نابودی علم، نا امید می شدند آن را تحریف می کردند. مثلا علم حضرت سلیمان را، در ساخت بناهای با شکوه، سحر و جادو جلوه می دادند. هنوز هم صهیونیست ها، به دنبال آن سحر و جادوی بزرگ، مسجد الاقصی را کاوش می کنند: که به هیکل سلیمان دست پیدا کنند، تا قدرت فوق العاده به دست آورند! و دنیا را تصاحب کنند. علوم شیمی جابر ابن حیان، شاگرد امام جعفر صادق را، کیمیا گری می گفتند و: شایع کرده بودند ایشان، به دنبال اکسیری است که: تمام فلزات جهان را تبدیل به طلا کند. در باره خود پیامبر می گفتند: او سواد ندارد و همه را از: سلمان فارسی یاد می گیرد! یا می گفتند نه وحی و نه قران در کار نیست! بلکه یک دعوای قبیله ای بین: بنی هاشم و بنی امیه است. بهترین دانشمندان مسلمان ایرانی بودند: و از پیروان حضرت علی ع، ولی آنها را عرب و ضد شیعه معرفی می کردند. زکریای رازی که الکل را کشف کرد، اهل ری یعنی تهران قدیم بود، ولی حتی رسانه های جدید آلمان، او را عرب معرفی می کنند. دانشمندان ایرانی را، یکی پس از دیگری مصادره می کنند! مولوی که زبانش فارسی بوده، و تمام شعرهایش را مردم: تهران و شیراز و اصفهان از حفظ هستند، و آن را می فهمند، ترکیه برای خود مصادره کرده است! یا فردوسی و حافظ و عمر خیام و ابونصر فارابی و غیره. همه اینها تلاش مذبوحانه ای است که: تئوری دگر سازی را پیاده کنند، و ایران را از تمام داشته هایش خالی کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نئوری دیگر سازی نظرات،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

آنهاییکه بنام فلسفه و علم می خواستند: در مقابل دین بایستند ناچار بودند همانند دین، به ریشه ها و بنیاد ها توجه کنند، ولی تا می توانند آن را معکوس جلوه دهند، که بتوانند دانشمندان را، ضد دین و فیلسوفان را ضد پیامبران معرفی نمایند. آنها دروغ های خود را، بنام فیلسوفانی مطرح می کردند که: زنده نبودند تا بگویند اینها را ما نگفتیم! مثلا می گویند انسان حیوان ناطق است، یعنی نطق او میتواند وجه تمایز: انسان از حیوان باشد. هر کودکی میداند که این حرف، چقدر سخیف و بی پایه است! ولی آنها کتابها نوشتند و سخنرانی ها کردند: تا بگویند نظر فیلسوفان برخلاف قرآن است، زیرا قران انسانی را که دین ندارد، بدتر از حیوان می داند. اما آنها گفتند اگر قوه ناطقه را، از انسان بگیریم او حیوانی بیش نیست. حتی کلمه منطق را از نطق گرفتند! در حالیکه به زبان یونانی یا  لاتین، منطق لاجیک و نطق اسپیک است. این نشان می دهد که چگونه: مرتد و دشمنان دین، مردم را احمق فرض می کردند! میدانستند آنها به دنبال ترجمه نمی روند، لذا کلمات معادل را غلط معنی می کردند، تا به منظور خود برسند. این دروغ بزرگ از دو جهت خائنانه است: از یک جهت انسان های کرولال را، بجای اینکه معلول بداند، آنها را حیوان می نامد! چون قوه ناطقه ندارند، و نمیتوانند مانند اقلاطون داد بزنند یا مثل ارسطو جدل کنند. از طرف دیگر امروز ثابت شده که: همه موجودات سخن می گویند و: اینکه ما زبان آنها را نمی فهمیم، دلیل نیست که آنها سخن نمی گویند. هر حیوانی به زبان خود، حرف می زند که برای بقیه قابل فهم نیست. مانند انسان ها که هر قومی، طوری حرف می زنند که: برای بقیه قابل فهم نیست. علت اینکه فارسی زبان ها را عجم می گویند، همین است زیرا عربها هرچه می گفتند: اینها نمی فهمیدند و اینها هرچه می گفتند: آنها نمی فهمیدند. لذا به ایرانی ها عجم، یعنی گنگ و زبان نفهم، یا فاقد قوه ناطقه می گفتند. از نظر قران نه تنها مورچه ها هم، بایکدیگر سخن می گویند، که حضرت سلیمان آن را می فهمد. بلکه حتی دست و پای انسان و: زمینی که در آن گناه کرده، روز قیامت به سخن می آیند، و همه گناهان شخص را برملا می کنند! انسان با تعجب، از دست وپای خود می پرسد: چه کسی به شما زبان داده که حرف بزنید؟ و آنها می گویند: همان کسی که به تو زبان داده است. لذا اگر  تعاریف دیگر را هم، از انسان به دست بدهیم، به همین سرنوشت نامعلوم دچار می شویم: مثلا برخی ها گفته اند: انسان حیوانی متفکر است، یا حیوانی سازنده است. اینها هم در همان سیاهچال گرفتار شده اند. زیرا حیوانات دیگر هم، فکر می کنند و باهوش و استعداد هستند. حتی قدرت یادگیری و استدلال و منطق را هم دارند. در سازندگی هم، گوی سبقت را از بشر برده اند! لانه زنبور یا مورچه و یا حتی: عنکبوت با چه محاسبات عجیبی ساخته میشود! آنقدر این محاسبات فوق العاده است، که بشر ناچار است: از روی آنها تقلید کند. بزرگترین مخترعان بشری، چه در گذشته که از بال پرندگان الهام می گرفتند، و چه امروز که مغز را مشابه سازی می کنند، یا نوزاد گوساله را بدنیا می اورند، همگی فقط در صورتی موفق هستند که: بخوبی طبیعت را درک کنند، و از حیوانات یاد بگیرند! پهباد یا هواپیما فرقی نمی کند، مهم این است که بدانند یک پرنده، چطور تیک آف می کند و: چطور بر روی هوا سوار می شود. کامپیوتر  با ماهواره هیچ فرقی ندارد، فقط باید انسان بداند که: خفاش چگونه در تاریکی راه خود را پیدا می کند! یا دلفین ها چطور یاد می گیرند که: با توپ بازی کنند و از آب بیرون بیایند. پس تنها چیزی که انسان را انسان می کند، ایمان و اخلاق و معنویات است. زیرا اگر حیوانات کاربدی بکنند، مجازات نمی شوند، ولی انسان مسئول است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : انسان حیوانی دین دار است.،
لینک های مرتبط :

یک فدایی کوچک لازم است: که سفارت آمریکا در قدس شریف را منفجر نماید، تا همه دنیا بداند که: نقض حریم فلسطین چه مجازاتی دارد. و این امر برای آن لازم است که: جمعه های خشم به یک نتیجه معقول برسد. مردم فلسطین و یا غیر فلسطینی هایی که، بتوانند این امر را انجام دهند، در ماه رمضان خدا، میتوانند یاد آور جنگ های رمضان باشند، که همیشه برای اسرائیل، مرگ آور بوده و: این رژیم خونخوار را برای همیشه، از صفحه روز گار محو خواهد کرد. انتقال سفارت امریکا به قدس شرقی، این فرصت را به دست داده است، تا برای همیشه از شر اسرائیل غاصب، و رژیم جعلی ان راحت شد. براساس اسناد موجود، آمریکا در این بازی فقط یک فالوور بوده است! و رژیم اسرائیل او را مجبور: به این کار نموده، تا به خیال خود باعث انحراف افکار عمومی از: نابودی اسرائیل شود. و دنیا تصور کند: هنوز این رژیم زنده است، و میتواند کار های خلاف و: تجاوز های آشکار بکند. اما با این کار همه حامیان ظاهری خود را، هم از دست داد زیرا که عربستان و امارات و مصر، که آرزو داشتند در این کار ادامه دهنده آمریکا باشند، اکنون دچار زوال شده اند! از بن سلمان خبیث  و دیگران، خبری نیست و حتی گفته میشود: ایشان در منزل خود ترور شده است. براساس همین اسناد، نه تنها زمین سفارت آمریکا، در قدس شرقی رایگان بوده، بلکه ساخت و آماده سازی آن هم، هدیه خود رژیم جعلی، و کمک های لابی صهیونیستی، به رژیم قبیله ای آمریکا بوده که:شرط آن انتقال سفارت، به قدس شرقی شده بود. در واقع ترامپ دیوانه که: برای گرفتن پول، از شرف و غیرت نداشته خود می گذرد، وقتی از کمک های مالی عربستان نا امید شد، و نتوانست از آنها به اندازه کافی، اخاذی کند تنها راه را، دریافت کمک از لابی صهیونیستی آمریکا دید. لابی صهیونیستی که در آمریکا، با جمعیت اندک خود بیش از 90درصد ثروت آمریکا را، به دست دارد در جلسات اپک به اطلاع ترامپ رساند: که پولی برای کمک به آمریکا ندارد! و ترامپ باید که برای گدایی، جای دیگری برود. مگر اینکه با نقشه های اسرائیل، همکاری کند تا اسرائیل زنده بماند. یکی از آنها موافقت ترامپ با انتقال سفارت، و دیگری خروج از برجام بود. البته نهایت خواست اسرائیل، حمله آمریکا به ایران بوده است، ولی ترامپ هزینه ای که در خواست کرد، بسیار بالاتر از مبالغ معمولی آنها بود، لذا مجبور شده اند حمله به ایران را، فقط در حد شعار و تهدید بماند. از نظر اسرائیل، سیاست های گام به گام، جانشین سیاست های طوفانی شده است. و این نشان از ورشکسنگی، و نابودی آن دارد. زیرا در گذشته که اسرائیل، ارتش سوم یا پنجم دنیا را داشت، هر گاه اراده می کرد به فلسطین و سوریه و مصر و اردن، حمله و بخشی از آن را تصرف می کرد. ولی امروزه نه تنها در لبنان و سوریه، شکست خورده، از اداره مناطق اشغالی هم مانند نوار غزه، عاجز است و تظاهرات و راهپیمایی: های تل آویو و حیفا هم، نوید آن را می دهد که: جنبش حزب الله اسرائیل، بتواند در درون رژیم اسرائیل هم، ارتش خود راگسترش دهد. بزودی شاهد خیزش یا: کودتای وسیع آنان خواهیم بود. انتقال سفارت آمریکا که: با هدف درگیر کردن آمریکا، با سرنوشت محتوم اسرائیل است، باعث خواهد شد که:  رژیم سفید پوست و قبیله ای آمریکا را هم، با خود به قعر حهنم ببرد. اگر مردم دنیا بتوانند: با انفجار این سفارت، آنجا را برای آمریکا نا امن کنند، راه برای نابودی هر دو رژیم آپارتاید، باز می شود و دنیا از شر هر دو راحت می شود. این کار برای آن لازم است که: رژیم اسرائیل هم کدهایی صادر کرده، و سیگنال هایی فرستاده که: نمی تواند از آن محافظت نماید. زیراکه پولی ندارد که به آمریکا بدهد! چون عربستان هم توانایی حمایت ندارد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سفارت آمریکا در قدس منفجر باید شود،
لینک های مرتبط :
گرچه در ظاهر مسلمانان هستند که: ماه رمضان را روزه می گیرند، ولی روزه گرفتن در همه امت های جهان است. حتی کسانی که با اصل دین و روزه و نماز، مخالف هستند مجبورند در بسیاری از موارد، از واژه نخوردن استفاده کنند. مانند اعتصاب غذای سیاست مداران ضد دین. یا توصیه های پزشکان به: افراد چاق و بیمار. زیرا معده انسان نیز مانند همه اعضای بدن، نیاز به استراحت دارد. برخی غذاها را نمی تواند هضم بکند. و یا هضم آنها به ضرر اعضای دیگر تمام می شود. اما روزه گرفتن دو بعد مادی و معنوی دارد. مادی آن از نظر پزشکان و ماده گرایان، دور نمانده و معنویات آن هم به همین شکل. وقتی ادعا می شود که در جهان هزارتن موادغذایی، دور ریخته می شود یعنی که: ثروتمندان زیاده خور هستند، و به فکر فقرا هم نیستند. این یک مفهوم انسانی و همزیستی است که، پیامبران به آن اشاره کردند: یکی از نتایج روزه داری این است که، افراد ثروتمند هم چند ساعتی، با مشکلات افراد فقیر آشنا می شوند. یا حداقل به آن فکر می کنند: که گرسنگی و تشنگی یعنی چه. در اردوهای نظامی، به این موضوعات بیشتر می پردازند، زیرا نیاز به انسان هایی دارند که: در برابر گرسنگی و تشنگی مقاوم باشند. اما بالاترین حد معنوی آن، در این است که افراد به یاد: گرسنگی و تشنگی روز قیامت می افتند. زیرا اگر همه مواد غذایی را، در دنیا مصرف کرده باشند، ذخیره ای برای آخرت ندارند. چون اهل بخشش نبودند و: خود را و واجب تر از همه میدانستند. مفهوم دنیا مزرعه آخرت همین است: اینجا باید کاشت تا در انجا درو کرد. اگر یک دهقان همه برداشت های خود را، مصرف کند یا بفروشد، برای سال بعد دیگر بذری نخواهد داشت. و گرسنه می ماند. این مفهوم روزه داری، در دنیای امروز ما کاملا برجسته است. یعنی مردم دنیا، ماه رمضان را با سفره های نذری: افطاری و سحری می شناسند. البته رسم ایرانیان در ماه محرم اینطور است. یعنی در ایام متعلق به امام حسین ع، نذری غذا در همه جا می دهند و: از کسی نمی پرسند تو: حسین را دوست داری یانه! همینکه کسی به سر سفره: اباعبدالله آمد نمک گیر می شود و بعد: خودش هم همین کار را می کند. لذا می بینیم در راهپیمایی اربعین، لازم نیست کسی هزینه خوراکی بپردازد! سفره خانه در تمام مسیر وجود دارند، و همگی رایگان هستند. یعنی انسان ها چند روزی، دنیای بدون پول را تجربه می کنند! و با زندگی در اتوپیای اسلامی آشنا می شوند. البته در روز اربعین هم، بین مردم دنیا فرقی گذاشته نمی شود، تصور اشتباهی دارند که: فکر می کنند فرق گذاشته می شود. ولی در ماه رمضان این نکته برجسته تر می شود. یعنی مردم دنیا واقعا احساس می کنند: لازم نیست مسلمان یا شیعه باشند، یا حتی روزه بگیرند تا: بتوانند از افطاری های رایگان استفاده کنند. استفاده از این غذاها، در مرحله نخست برای بار معنوی آن است. افراد میدانند با خوردن این غذای حلال، بسیاری از گرفتاری های مادی و معنوی آنها حل می شود. و به این یقین رسیده اند. لذا ابایی ندارند که در صف غذا بایستند، یا منتظر اذان افطار بمانند، بلکه برای صفای باطن خود، و رهایی از چالش های زندگی و: فشار های روانی این کار بهترین راه است. در مراحل بعدی که برخی احساس کمتری دارند، مورد توجه قرار می گیرند، برای جذب آنها، میزبان سعی دارد از غذاهای: اعلا استفاده کند. لذا در شمال شهر تهران، بجای قیمه پلو، معمولا جوجه کباب یا چلومرغ استفاده می کنند. برخی دیگر نیز از امتیاز مکانی بهره می جویند: مثلا در خیابان سفره می اندازند! تا هر رهگذری بدون خجالت، از آن استفاده کند. عده ای هم به هتل ها و رستوران های شیک، دعوت می شوند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ماه رمضان، جهان را یکپارچه می کند.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

می گویند اصلاح طلب هستند، اما دیکتاتوری اکثریت را فبول ندارند! مانند گربه مرتضا علی، از هرطرف بیاندازی، چهار چنگولی زمین می آیند. اگر خودشان اکثریت بودند، که باید حرفشان بر کرسی بنشیند! دیگران اگر انتقاد کردند بیسواد و بی شعور هستند، ولی اگر اکثریت را به دست نیاوردند هم، باید حرفشان بر کرسی بنشیند! خبرگان رهبری طبق آئین نامه داخلی خودشان، یک بیانیه صادر کردند و دولت را، دعوت به جبران خسارت های وارده برجام نمودند. ولی دولت بجای تمکین، 8ایراد از اقایان گرفت و در واقع گفت: خفه شوید و حرف نزنید. حتی روحانی به جنتی گفت: کدام باید شرمنده باشیم! البته اینکه روحانی جوانتر از جنتی است، و باید احترام ایشان را نگهدارد به کنار ، حداقل نباید ایشان را با :مجیز گوهای اطراف خود اشتباه بگیرد، طبیعی است آنهاییکه شعر برای دکتر ظریف سرودند، او را امیرکبیر یا قهرمان ملی نامیدند، با کسانی که برجام را با: ترکمانچای مقایسه کردند، یکی نیستند ولی، باید دید که مبانی فکری کدامیک، زیر سوال رفته یا در واقع با عملکرد خود، شعار های خود را زیر سوال برده اند. در عصر ما که همه واژه ها، بطور معکوس استفاده می شود، میتوان گفت دموکراسی بوجود آمده، ففط ازادی برای دروغگویی است. هرکس بیشتر پر رو، بی چاک و دهان باشد، دموکرات تر است. مثلا در انتخابات 92، با کمی اختلاف اکثریت شدند، گفتند همه باید به نتایج این انتخابات احترام بگذارند. دیدیم که رقیب ،همه کار را رها کرد و: به شغل قبلی خود، در آستان قدس رضوی برگشت. ولی آقایان این را به حساب پر رویی خودشان گذاشتند، و گفتند که او را سرجایش نشاندیم. اما خودشان دست از تخطئه اکثریت بر نداشتند، اکتریت را در دولت قبل، زیر سال بردند و همه گناهان خود را، به گردن آنها انداختند. به علت نداشتن تئوری منسجم و: برنامه های کاری نوین و طرح های اجرایی، ناچار بودند همه نوع دروغ بگویند، و همه را به گردن دیگران بیاندازند. علاوه بر اینکه توانایی اجرایی نداشتند، بلکه حتی با اجرا شدند طرح ها هم، مخالفت کردند تا لااقل، اگر طاعتی از انها نیست، گناهی کرده باشند. مهمترین تیر حمله آنها به سوی: یارانه های نقدی و مسکن مهر بود. دو طرحی که جهت گیری کمک های مردمی داشت. و این نشان میداد که دشمن مردم هستند، و در پوستین دوستی رفته اند. هزاران راه نرفته و حرفهای نگفته را، گفتند تا چند ریالی که به مردم داده می شود، مانع شوند. و آن را خرج حقوق های نجومی و: پاداشهای کهکشانی خودشان بکنند. از مبارزه با فساد حرف زدند و: ستاد فرماندهی درست کردند، ولی اصلا جلسات آن را نرفتند. مهارت آنها در دروغ همین بس، که گفتار رهبری را تمام نشده، تحریف می کردند و: به نام اقتصاد مقاومتی، واردات را افزایش می دادند و: به نام حمایت از کالاهای ایرانی، کالاهای خارجی را گسترش میدادند! استثنا را قاعده کردند و قاعده را استثنا. افزایش بهای دلار یک نمونه از: ریاکاری آنها را نشان داد. اغلب مشتریان دلار، به سوی دولت می رفتند. یعنی این دولت بود که از: افزایش قیمت دلار منتفع می شد. علیرغم شعار جدایی اقتصاد از نفت، همه دلارهای نفتی صندوق ذخیره ارزی را، به بهانه کمک به کشاورز و کمک به کم آبی و غیره، تقدیم خارجی ها کردند و: حتی دریاچه ارومیه را با: خرید آب از ترکیه می خواهند احیا کنند. یعنی هرجا بوی دلار هست، آنها حاضرند و آن را، به بالاترین قیمت هم می فروشند، ولی در بودجه به حداقل حساب می کنند! بطوریکه مابه التفاوت رقم بالایی شد، که مدتها بحث بود آن را چگونه خرج کنند؟ که عاقبت پاداش مدیرانی شد که: بازنشسته شده و دوباره دعوت بکار شدند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : دموکراسی یرای دروغ !،
لینک های مرتبط :

گرچه از اول مشخص بود که: خودشیفته ها به دنبال تن فروشی بودند! ولی نبود آزادی را، برای فروش وطن بهانه کردند، جلای وطن نمودند تا در آغوش: عرب و غرب عاشقانه تن فروشی کنند. این تفاله های ضایعاتی که: در غرب بازیافت شده اند، تا بر علیه فرهنگ وتاریخ ما پاشیده شوند، ارزش خود را در حراج ارزان: هر انچه ندارند می دانند. شرف و غیرت و ناموس، چیزی است که آن را نمی فهمند! تمایلی هم به فهمیدن آن ندارند. برای آنها فقط پایین تنه مهم است، اینکه هرچه خداوند گفته بپوشانید، آنها آشکار کنند! تا لقمه نانی و تکه شهرتی را به دست بیاورند. و راه برای لهیده شدن شان، بیشتر باز شود و آنها تا می توانند: در دستان پرگناه دیگران، مچاله شوند و مانند کاغذ دستمالی ظاهرا زیبا، بعد از مچاله شدن، نتوانند حتی به زادگاه خود برگردند. متاسفانه اینها دیر به فکر افتادند!  زمانی که دنیا بر شاخ: روسپیان می چرخید، سالها است که به پایان رسیده و: همه آنهاییکه تجاوز را یک افتخار میدانستند، اکنون در پای میزمحاکمه، به جرم آزار جنسی، باید سینما را رها کنند و: از هستی هم ساقط شوند. این عقب افتادگان نمیدانند: امثال آنها و حتی بد تر از آنها، بودند کسانی که از گناه پر ز لذت شعر می گفتند! و در آغوش بیگانه خوابیدن و پذیرایی: مردان لذت بیشتری می بردند. اما عاقبت در کنار جوی های گندیده، و پر از کثافات ابریزگاهی زن و مرد، جان خود را از دست دادند. نه آسمان بر آنها گریه کرد، و نه زمین آنها را به خود پذیرفت. نه تنها او بلکه هزاران نفر دیگری که: فکر می کردند زیبایی زنانه اشان را، که خداوند به آنها داده، باید در راه مبارزه با خدا و: مومنان به کار گیرند و: هرچه بیشتر در منجلاب فساد فرو بروند، فهمیدند که زیبایی آنها به: تبی بند است و مال آنها به شبی. وقتی مال در جایی زیاد شد، بالاخره دزدان سر می رسند، بدون زحمت همه را با خود می برند. زیبایی هم چند صباحی، صاحب جمال را یاری و همراهی می کند، ولی سوزاک و سفلیس و ایدز و: هزاران مرض درد بی درمان را، به دنبال خواهد داشت. تا آنها بدانند که خالق زیبایی های آنها، میتواند این زیبایی را از آنها بگیرد. هرچند که زیبا رویان واقعی، اینطور نیستند آنها که زشت تر هستند، ناچارند خود را زیبا نشان دهند! که میمون: هرچه زشت تره بازیش بیشتره. اما آنها که سینما را بهانه کرده اند، تا همه مقدسات را زیرپا بگذارند، و فرموده های خداوند را نادیده بگیرند، بدانند قبل از آنها بسیار کسان دیگر، این کارها را کردند ولی، هیچیک جان سالم به در نبردند. جوانی و خامی ممکن است: برای گناهان پوشش خوبی باشد، ولی افراد مسن پشت پرده، بدانند که روزی زیر خاک خواهند رفت! همان کسانی که برای گناهکار کردنشان، زجر زیادی کشیدند، حتی برخاکشان گذر نخواهند کرد. کجا هستند اربابان شما؟ آنهاییکه افتخار می کردند: صدها فیلم بازی کرده اند، و در هر فیلم بکارت چند دختر را برداشته اند؟ یا آنهاییکه امتحان بازیگریشان، در گرو تسلیم کردن: زیبایی و جوانی هنروران بود؟ نام بردن از آنها شایسته قلم نیست، والا می گفت که همه آنهاییکه: باد غبغب شان آسمان را می شکافت، به چه روزگاری گرفتار شدند! پیسی و فقر و بدبختی و نداری، برایشان مهم نبود! بلکه مهم آن بود که: برای غبغب آنها دیگر کسی اهمیتی قائل نبود. برای دیدار دیگران، محبت را گدایی می کردند. و عاقبت هم تنها و بیمار و فقیر، سالها در انتظار بازگشت: روزهای اوج و غرور آمیز خود، ماندند و توبه نکردند! با بدبختی مردند که: حتی کسی نبود جنازه آنها را بردارد. فقط یک عده مرده خور و لاشخور، که منتظر مرگ آنها بودند، جمع و جورشان کردند، تا به نهاری و حلوایی برسند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : وطن فروشانی که، به تن فروشی رسیدند!،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
امروز در همایش روابط عمومی ها، یکی از سخنرانان گفت: هدف اصلی روابط عمومی ها تغییر در نگرش ها، و برند سازی است. این تعریف بسیار جسورانه است. که نتیجه انقلاب اسلامی و: تغییر نگرش همه دنیا می باشد. حالا چه کسی این تغییر نگرش را ایجاد و: سازماندهی و ادامه داد شاید معلوم نباشد! ولی کاری نو و ابداعی بوده است. زیرا روابط عمومی ها، قبلا بعنوان معرف: سازمان خود به مردم تعریف می شدند. این تعریف آمرانه و یکسو نگر بوده است. لذا اکثر خبرنگار ها از: مسئولین روابط عمومی ها ناراحت بودند. آنها را مسئول سانسور خبرهای خود می دانستند. مثلا اگر نام مجرم در خبرها برده میشد، بلافاصله روابط عمومی دادگستریها، به خبرنگار مربوطه ایراد می گرفتند. یا اصلا آنها را به محاکم راه نمی دادند، و یا هرچه خودشان می خواستند، به خبرنگار ها می گفتند. می گفتند بروید از روی سایت خبر ها را بردارید! با انقلاب اسلامی گویا، عقل بشر هم کمال یافت! در این بخش هم تحول ایجاد کرد و: روابط عمومی ها را مجبور کرد: حرف مردم را هم بشنوند و: آزادی عمل بیشتری برای: خبرنگاران در نظر بگیرند. در بسیاری از موارد خبرنگاران، توانستند فساد های: نهادینه شده در دستگاهها افشا، و برای همیشه، فاسدان را از دسترسی به منابع دولتی دور کنند. بسیاری از آنان سرنگون شدند، و یا از بین رفتند. معنویت مطرح شد، با ظلم و فساد مبارزه گردید، و لذا عقل ها از اسارت فاسدان نجات پیدا کردند. بطور مثال تا قبل از انقلاب اسلامی، همه مردم دنیا مرعوب موشک ها و: بمب اتم های آمریکایی بودند. لذا هیچگونه فکر دیگری، به ذهنشان خطور نمی کرد! چون امنیت نداشتند فکرشان هم کار نمی کرد. اگر دقت کنیم سرعت پیشرفت علم، در این چهل سال در دنیا، صد ها برابر پیشرفت آن، در قرنهای گذشته است. در فضای مجازی، این موضوع بسیار روشن است. زیرا اینترنت بر اساس: ایده سایبری پیدا شد که اصلا، با فیزیک آن روز ها، امکان فکر کردن در این مورد نبود. یعنی معنویت و فضای مجازی را قبول نداشتند! بجز واقعیت محسوس، چیز دیگری را قبول نمی کردند. امروزه در علوم اجتماعی و انسانی، از احترام قلبی و دوست داشتن مشتری، و امثال آن گفته می شود. در حالیکه آن موقع صداقت و درستی، صفا و صمیمت یک امر: فناتیک و مسخره بحساب می آمد. تجارت فقط سود بود! اگر کسی به فکر خدمات اجتماعی بود، مسخره می شد. لذا باندهای مخوف گانگستری مانند: مافیا و ارتش سرخ و ساواک و موساد، و اف بی آی، بالاترین درآمد ها را داشتند. با ایجاد رعب و وحشت و فروش اطلاعات، هرگونه تفکر منطقی را، از مردم گرفته بودند. چاقو کشی و قمه زنی، هفت تیر کشی و ششلول بندی! یک افتخار محسوب می شد. و اگر در یک محله، درگیری و زخمی نبود، آنها را جزو آدمیزاد نمی دانستند. اعتیاد و بدمستی، تجاوز به عنف و روسپیگری، نشانه روشنفکری و تمدن بود. ایمان و عدالت، دوستی و صداقت جایی: در سیاست یا رفتار های اجتماعی نداشت. در یک جمله همانهایی بودند که: جعفر عموی پیامبر، به پادشاه حبشه گفت: ما مردمی بودیم که فساد و فحشا، دزدی و غارت افتخار مان بود! این پیامبر رحمت بود که به ما یاد داد: چطور انسانی زندگی کنیم. چنین تغییر رفتار و نگرشی هم، در قرن ما اتفاق افتاد. قیام امام خمینی و مردم شهید پرور ایران بود که: رنج ها را بر خود هموار کرد، تا بشریت را با صلح و دوستی، صداقت و راستی و امنیت آشنا کند. اکنون به جز دزدها و غارتگران، از موشک ها و بمب اتمی، ترسی ندارند. با آرامش کامل، زندگی مسالمت آمیز خود را ادامه می دهند. ترقه بازی های ته مانده های: دوران غرب وحشی هم، آنها را نمی ترساند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :