ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

بسیاری از کارهای دولت آمریکا، فقط جنبه تبلیغاتی دارد! و آنها را رسانه ای می کند تا احساس قدرت و زنده بودن را در خود القا کنند. لذا اگر بایکوت خبری شوند، اصلا از این غلط های زیادی نمی کنند! دلیل مهم آن این است که: فقط کسانی در بورس هستند، که راجع به ایران اظهار نظر می کنند!(ترامپ و پمپیو و برخی مواقع جان بولتون) شاید هم برعکس ! یعنی هرکس که می خواهد در بورس باشد، و خبری از او پخش گردد، و رسانه ای شود، باید تنه ای به ایران بزند! به همین جهت هر روز یک خبر، راجع به ایران دارند! تا از تیتر رسانه ها را ازدست ندهند. البته نقش اسلاح طلبان یا لیبرال های آمریکایی، در این زمینه بی تاثیر نیست. زیرا مهمترین اصل در تبلیغات، اقناع است، و اینها برای اقناع مردم ایران، حرفهای انها را تفسیر می کنند! برخی مواقع بزرگنمایی می کنند، گاهی التماس می کنند و بعضی مواقع هم می ترسند!  لذا برای جلو گیری از این افاضات، باید آنها را بایکوت خبری کرد. دستور کلی صادر شود، یا قانونی تصویب شود که: هیچ رسانه ای در ایران، حق انتشار اخبار مربوط به دولت آمریکا را ندارد! همانطور که بنگاههای سخن پراکنی: ضد ایران دستور العمل دارند که: فقط خبرهای ناراحت کننده از ایران را منتشر کنند، رسانه های ایران هم متقابل به مثل کنند! و فقط اخبار اختلاف ها، آدم کشی ها و دزدی های امریکایی ها را منتشر کنند! و هیچ خبری از رئیس جمهور، یا وزیر خارجه و فرمانده پنتاگون وسیا و منتشر نکنند. البته ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی، برای کسب اطلاعات از مسیرهای دیگری اقدام کنند. ولی هیچ عکسی یا منظره ای، از کاخ سفید و مانند آن در رسانه ها نباشد. این امر نه تنها در ایران، بلکه در رسانه های خط مقاومت، و یا کشورهای نم هم باید رعایت شود. به این وسیله آمریکا منزوی خواهد شد. زیرا تنها قدرت باقی مانده برای امریکا، قدرت تبلیغات است. یعنی نه تنها در عرصه نظامی شکسته خورده، و مجبور است نیروهای خود را، از سراسر جهان جمع کند، بلکه از نظر اقتصادی هم فروپاشیده! فقط رسانه ها و تبلیغات فضای مجازی است، که آنها را نگهداشته است. و از هیمنه و قدرت آمریکا محافظت می کند. این کار هم فقط با تحریم رسانه ای، میتواند از بین برود. آمریکای امروز در واقع  فقط چند فیلم هالیوودی، یا چند رسانه دیجیتالی و ماهواره بیشتر نیست. زیرا درون آن کاملا تهی شده است. اگر این اسلحه هم از او گرفته شود، دیگر نامی از دولت آمریکا باقی نخواهد ماند. آن وقت ایالتهای آمریکا، بدون ترس و بدون جو سازی، به زندگی خود استقلال بخشیده و: روابط جدیدی با جهان برقرار خواهند کرد. مکزیک و دیگر کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی، دیگر، ثروت خود را تقدیم آمریکا نخواهند کرد! بلکه برای خود زندگی خواهند نمود. چین و روسیه، کره و اروپا از شر تحریم ها و: تهدیدهای آمریکا رهایی پیدا می کند. ایران می تواند بر اسلاح طلبان و لیبرالهای آمریکایی، پیروز شود و اهداف اسلامی را بهتر دنبال کند. ثروت ها و و پولهای ایران، دیگر غارت نمی شود تا به آمریکا فرار داده شود. و همه پول های ایران از امریکا، برگشت داده می شود و برای مردم ایران خرج می شود. اگر چنین اتفاقی بیافتد. ایران از دوجهت تقویت می شود: اول اینکه چون آمریکا وجود ندارد، لذا دزدی و اختلاس هم نمی شود. چون کسی که دزدی می کند، نمی تواند به آمریکا فرار و: پول های ایران را با خود ببرد. از طرف دیگر لیبرالها و مزدوران آمریکا، که این کار را می کردند، دستگیر و به ایران بازگردانده می شوند. و ثروت ایران بیش از پیش خواهد شد. آن وقت ایران راحت تر می تواند: به ملت های مظلوم کمک کند، و کسی نیست که آنها را از امریکا بترساند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آمریکا را بایکوت خبری کنید!،
لینک ها :

چهل سال است که دشمن، با تبلیغات وسیع خود، مسئولان کشور را سرکار گذاشته! و : مشغله ذهنی برای: اشتغال و رفع بیکاری گذاشته اند! و مسئولین سرکار گذاشته هم، همینطور ادامه می دهند! هنوز بعد از چهل سال، مسئولین شعار می دهند که باید: برای اشتغال جوانان فکری کرد! فکر می کنند اینجا آمریکا یا اروپا است، که جوانان بیکار دارد و همگی، به خیابان ها می ریزند و بر علیه: سرمایه داری ضد کارگر شعار می دهند. در حالیکه ایران دارای منابع غنی ثروت است، که منبع اصلی اشتغال است.  فقط تفاوت قضیه این است که: دشمن روی نقطه صفر هم تبلیغ می کند! و اینها باور می کنند. البته باید به حساب دلسوزی بیش از حدشان بگذاریم. برای روشن شدن موضوع: در یک جامعه نرمال معمولا 5تا ده درصد افراد، کاملا منفی یا ضد اجتماع هستند. مثلا در بین دانش آموزان، افرادی هستند که بد آموز هستند یعنی: دوست ندارند به مدرسه بروند، یا اصلا نمی خواهند یاد بگیرند( ذهن آنها کشش یاد گیری ندارد): معلول یادگیری هستند! اینها کسانی هستند که: مشمول شعر سعدی می شوند: تربیت نا اهل را، چون گردکان بر گنبد است. ماهیت گرد بودن هردو، باعث می شود فرار از هم داشته باشند. در اصطلاح روانشناسی هم، افراد ضد هنجار یا ناهنجار وجود دارد. یعنی کسانی هستند که دانسته، هنجار های اجتماعی را قبول نمی کنند، یا ناسازگار هستند و با آن مبارزه می کنند. در جرم شناسی هم افرادی هستند که: ذاتا ضد قانون هستند. یعنی نمی خواهند قانون را اجرا کنند، یا عمدا با قانون مخالفت می کنند. لذا برای درست بودن آمار، باید این افراد را، از جامعه آماری کم کرد. مثلا اگر سواد آموزی در یک کشور، بطور مطلق 90درصد را پوشش دهد، این سواد آمو.زی در واقع صد درصد است. زیرا ده درصد باقی مانده، یا نمی خواهند سواد بیاموزند، یا عمدا کلاس را به هم می ریزند! در اشتغال هم همینطور است، اگر نرخ بیکاری ده درصد باشد، یعنی بیکار وجود ندارد! چون این ده درصد، کسانی هستند که (در محدوده منهای سه زد! منحنی نرمال قراردارند) وبه زبان ساده نمی خواهند: کار کنند یا عمدا کار خود را ترک می کنند! و سرکار نمی روند. در طول این چهل سال، دشمن با زوم کردن بر ده درصد نابارور، همه عملکرد دولت را زیر سوال می برده! و مسئولین هم ده درصد را، صد درصد می دانستند! نه اینکه 90درصد را. مانند نقطه سیاهی که: بر صفحه سفیدی باشد. به بهانه آن نقطه سیاه، همه صفحه را سیاه می دانستند! یعنی تبلیغات ناجوانمردانه دشمنان، بر روی ده درصد ضایعات انسانی، هر نوع تفکر مستقل را از مسئولین می گرفت. علت آن بود که این نوع تبلیغات، سطح توقع را بالا می برد و: اندیشه صفر یا صد را ایجاد می کرد. بعبارت دیگر، کمتر از صد درصد را به معنی صفر درصد تبلیغ می کردند. اگر کودکی در خیابان، به دلیل کنجکاوی یا هردلیل دیگر، دست درسطل زباله می کرد، عکس آن را می انداختند و می نوشتند: همه کودکان ایران زباله می خورند! در حالیکه در ایران، چاقی و فشار خون و قند بالا، بیش از 90درصد مردم را باخود درگیر کرده، و این یعنی که آنها بیش از اندازه می خورند! مصرف سرانه برق در ایران، مانند همه سرانه های مصرفی، سه برابر متوسط جهانی است.(مصرف گوشت و مرغ و روغن و..) آیا همه اینها در زباله دانی است؟ یا برعکس زباله دانی های چرب و مقوی، نشان اصراف و زیاده روی مردم، در خوراک و پوشاک است؟ به اندازه تمام ایرانی ها، خودرو،مغازه و مسکن وجود دارد. چرا باید گفت همه ایرانی ها بی مسکن هستند؟ چرا باید با القا ئات دشمن زندگی کرد؟ و همیشه قسمت خالی لیوان را دید، در حالیکه لیوان خوب باید کمی سرخالی باشد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : از اشتغال کامل تا مشغله فکری!،
لینک ها :

اصطلاح (سکه زد) را استاد مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی، اینطور تعریف کرد: در تاریخ چند هزار ساله ایران، اگر حکومتی میتوانست به 25سالگی برسد باید، سکه می زد! یعنی به دوران تثبیت رسیده، و باید سکه بنام خود بزند، تا خود را به جهانیان معرفی نماید. از زمانیکه کشتی حضرت نوح ع به زمین نشست، نسل فعلی ما ادامه یافت. فرزندان نوح و یارانش، در اطراف رود ارس پراکنده شدند، و کم کم به تمام جهان آنروز رفتند.(مانند مادها ، پارت ها، سکاها، هندو اروپایی) اما در زمان حضرت لوط ع به دلیل بارش شهاب سنگ ها(عذاب الهی ) زمین گرمتر شد، و مانند خربزه قاچ برداشت! قاره آمریکا غلفتی از دوطرف، از آسیا و اروپا دچار گسل شد، و جدا گردید اما تمدن مایا، و آثار بقایای آن نشان می دهد که: این ارتباط قبل از حضرت لوط، بین اسیا و آمریکا وجود داشته. براساس یک نظریه، فرزندان نوح که چهار نفر بودند(بجز کنعان که غرق شد)، هرکدام به رنگی دچار شدند. افراد ی که به سام منتسب بودند و: نژاد سفید سامی را شامل میشدند، مرکزیت را در تصرف داشتند. اما نوادگان دیگر او به اطراف پراکنده شدند: سیاهان به آفریقا و زردها به آسیای شرقی و سرخ ها، در قاره آمریکا شروع به اسکان و رشد  و نمو کردند. بنابر این قبل از رانش زمین، (حدودا زمان هحامنشیان)تمامی قاره ها، به هم چسبیده بود. حتی کویر لوت ایران، دریا بوده که در آن کشتیرانی هم می شده است. با توجه به اینکه بیشتر انبیا الهی در بین النهرین بودند، تمدن این منطقه بیش از: نقاط دیگر جهان قدرت گرفت. هر قطعه از ان تمدنی نام آور شد: مانند تمدن ایلام و آشور، بابل و رود ارس. مرکزیت جهان به این منطقه که: اکنون خاورمیانه گفته می شود، منتسب شد. جهان شرق و غرب و شمال و جنوب، با این منطقه سنجیده شد. جمعیت که زیاد می شد، عده ای بدنیال یافتن چراگاهها، وکشت زارهای جدید به: سرزمین دیگر می رفتند، که آخرین ان هجرت جمعی اروپایی، به آمریکا است. آنها پس از مدتی اسکان، دچار افسردگی شده و تمایل به بازگشت پیدا می کردند! ولی سالها گذشته بود، و افراد تغییر پیدا کرده بودند، لذا این تمایل به بازگشت را تهاجم می دانستند! مانند جنگ مغول(شرق)،روسها(شمال)اعراب (جنوب)و صلیبی ها(غرب) با ایران. زیرا ایران مرکزیت این تمدن ها بود، مزیت های بسیاری برای زیست بوم انسان داشت. ابتدا آنها از در دوستی آمدند! ولی وقتی مقاومت شد، حمله کردند. اکنون نیز آمریکا برای جبران دوری خود، ابتدا با طرح مارشال آمد! ولی وقتی نتوانست، به زور جنگ متوسل شد. ایران سالها این جنگ را تحمل کرد، ولی بالاخره در سال 1979با: پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا را بیرون کرد. در ابتدا می گفتند: جمهوری اسلامی دوام نمیاورد! ولی اکنون چهل سال از آن روزها می گذرد. البته دشمنان چشم خود را به چهل بسته اند، و همان حرفهای روز اول را تکرار می کنند! تعدادی از این دشمنان، آمریکایی و برخی هم، دولتهای فرانسه و انگلیس! اما مهم این است که: افرادی در داخل برای انها کار نکنند! حرف انها را، ترجمه نکنند و مواظب باشند آنها را بزرگ نکنند! مثلا با اینکه دشمن بر روی اختلافات داخلی ایران، فوکوس کرده و آن را بهترین: عامل فروپاشی می داند، وزیر خارجه ایران می گوید: به اختلافات داخلی آمریکا دل نبندید، این دیپلماسی بزرگنمایی دشمن! و ضد ضربه نشان دادن آن، به چه معنی است. رئیس جمهور ایران تاکنون، به دیدار بشار اسد نرفته! در حالیکه پوتین بارها، به آنجا رفته و همه پیروزی های سوریه را، بنام خود ثبت کرده است. معنی اش این است که: مدافعان حرم که از ایران رفته، وبرای مبارزه با داعش، جان خود را فدا کردند، هیچ عقبه و دستاوردی ندارند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : انقلاب اسلامی سکه زد!،
لینک ها :

دکتر شریعتی  می گوید: آنانکه رفتند کاری حسینی کردند، آنهاییکه مانده اند باید کاری زینبی کنند! والا یزیدی هسند. یعنی بعد از شهید شدن امام حسین علیه السلام، مردم دو دسته می شوند: یا زینب گونه از حادثه کربلا دفاع می کنند، و پیام شهادت امام حسین را به دنیا می رسانند، و یا اینکه یزیدی هستند. آنهاییکه سکوت کنند یا: برعلیه شهادت امام حسین ع اقدام کنند، فرقی ندارند! (الساکت اخ الراضی). کسانیکه در مقابل کشته شدن: جلیقه زردها در فرانسه سکوت کنند هم، مانند پلیسهای جلاد آن شهر گناهکارند. دریک نظر سنجی 62درصد مردم، حامی جلیقه زرد ها بودند! ولی طبیعی است که تعدادی از ترس سکوت کردند، آنها هم مانند مکرون استعمار گر، دروغ گو هستند. زیرا در حالیکه مردم در سختی به سر می برند، و در سال نو موفق به خرید های کافی نشدند، مکرون و دوستان جلادش، در حال بریدن کیک های چند کیلویی، و اجرای جشن و شادمانی هستند. درست همان کاری که ابن زیاد و یزید، در شام (کاخ سبز) انجام دادند! زینب و یاران او گرسنه و خسته، شکنجه دیده و با لباس پاره در مجلس نشسته بودند، ولی آنها غذاهای رنگارنگ می خوردند! و شادمانی می کردند. نه تنها در فرانسه، بلکه در انگلستان و ایتالیا هم شاهد ظهور جلیقه زرد ها هستیم. آنها کشته و زخمی های زیادی داده اند، و بسیاری ممکن است درآمدی نداشته باشند. و لذا باید که ساز مان ملل، به کمک آنها برود! این از حقوق اساسی یک ملت است، که قیام کنندگان و مبارزان باید: جان و زندگی شان حفظ شود. اما کشته شدن مخالفان در اروپا، آمریکا و یا افریقا(سودان و نیجریه)  نشان می دهد: در قرن بیست و یکم هم یزید فراوان است. با همان روشها، فقط ادعای اینها بیشتر است: فرانسه خود را صاحب تمدن می داند، و مهد آزادی می خواند! ولی برای 30هزار تظاهر کننده بی سلاح، 80هزار پلیس مزدور سرتاپا مسلح اجیر کرده، تا آنها را تا سرحد مرگ کتک بزنند، و بعد هم بازداشت کنند. این ها مهم نیست! مهم آن است که زینب ها کجایند؟ چه کسی باید زخم آنها را التیام بخشد؟ آیا فلورانس نایتینگل ها مرده اند؟ آیا جمغیت جهانی صلیب سرخ منحل شده؟ سازمان های حقوق بشری وجود ندارند؟ اگر تا دیروز بهانه داشتند و می گفتند: فلسطینی ها تروریست هستند چون مسلمان هستند، حالا برای فرانسوی ها، ایتالیایی ها و آمریکایی ها چه بهانه ای دارند. اما آنها بدانند که فراموشی مسئولیت سنگین، و سکوت در برابر جنایت ها، برایشان گران تمام می شود! وقتی مکزیکی ها ریختند و: دولت آمریکا را غارت کردند، یا وقتی که جلیقه زردها موفق شدند: کاخ الیزه را بگیرند، آنوقت پرونده خواهند دید که: به چه بدبختی دچار خواهند شد. و دیر نیست که چنین روزی فرا رسد. مگر بشار اسد را ندیدند؟ تمام دولتهای دنیا باهم متحد شدند، تا او را آزار دهند ولی امروز، همه آنها با خواری وزاری، دم خود را جمع کرده و فرار کردند. حتی آنهاییکه در مقابل زورگویی ها علیه بشار اسد، ساکت بودند بدانند که فرقی با: مخالفان میدان جنگ نداشتند. افرادی که منتظر پایان کار بودند، تا با پیروز میدان دست بدهند، بدانند که این دست آنها، دست شیطان است و بزودی آتش خواهد گرفت، و تا عمق جان آنها را خواهد سوزاند. ای مردم دنیا شما هم فکر کنید. شما هم به این دسته بندی دعوت هستید: اگر در مقابل ظلم و جنایت ستمگران، ساکت باشید و به زندگی خود ادامه دهید، فکر نکنید که سود خواهید برد! بلکه بهای خون کشته شدگان را، به جیب می زنید! و خون شهیدان را خورشت نان خود می کنید. باید هرچه سریعتر، با هر توانی که دارید، به آنها کمک کنید.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آنانکه رفتند، کاری حسینی کردند!،
لینک ها :

زینب های زمانه ما سمت وسو بگیرند! و به سراغ زخمی های یمن بروند. زیرا که امروز مردم یمن، به مرهم زینب ها محتاج هستند. طفل های شیرخواره، دختران سه ساله، قاسم های نوجوان و اکبر های جوان در آنجا هستند، و نیازمند دست معجزه گر، التیام بخش و قلب صبور هستند. زینب آن روز دختر بزرگ امام علی بود، وقتی به دنیا آمد پدرش خوشحال شد، و بجای اینکه مانند اعراب آن روز، و بسیاری از مردم امروز! از تولد دختر شرمنده شود، نام او را زینت پدر نامید! البته پدر می دانست چه اعجوبه ای به دنیا آمده است، و میدانست درست در زمانی که: تمام دنیا برعلیه او و خاندانش، بسیج می شوند تنها این دختر است که: از نام پدر دفاع می کند واز او، به زیبایی یادمی کد! حضرت زینت س کسی است که: جد بزرگوترش پیامبر اسلام بود، مادرش دختر چنین پیامبری! پدرش پسرعموی پیامبر،و برادر خوانده آن رسول گرامی محسوب می شد. برادرانش حسن و حسین ع از امامان معصوم بودند. حضرت فاطمه س، این سه بزرگوار را در یک خانه کوچک گلی، با حداقل امکانات تربیت کردند. دشمنان غافل بودند که سرنوشت دنیا، از همین اتاق کوچک رقم می خورد! تمام سرنوشت هایی که از کاخهای سرخ و سفید و سبز! نوشته شده را به چالش می کشد! امروز هم یمن ظاهرا کوچک و فقیر، دنیا را به چالش کشیده و: دروغگویان را رسوا نموده است. شاید کودکانی باشند که از گرسنگی تلف شوند، ولی مسئولیت آن برای کسانی است که: به خاطر یک مشت دلار، بمب افکن ها را در اختیار کودک کشانی: چون اسرائیل و آل سعود قرارداده، تا به راحتی کودکان غزه و یمن را به قتل برسانند. شاید حضرت زینب س دختر سه ساله ای بیش نبود، که از مادرزخمی اش پرستاری می کرد! و شهید شدن را تحربه کرد. (زنی 18ساله که با بدنی مجروح و زخمی از: سیلی های دشمنان و آتش زدن منزلش، دنیا را وداع می گفت، و به پدرش خاتم المرسلین ملحق می شد). هنوز از شهادت مادرش چیزی نگذاشته بود، که زخمی شدن پدرش را در محراب عبادت، و در سحرگاه نوزدهم ماه رمضان، در مسجد کوفه دید و از او پرستاری کرد. و هم او بود که برادر بزرگش را، مسموم شده دیدار کرد! و برای سومین بار رحلت عزیزانش، در مقابل دیدگانش بود. اما ، امام حسن به امام حسین ع گفت: اینها چیزی نیست! (لا یوم کیومک یا اباعبدالله) روزی که برتو خواهد آمد، از همه اینها سخت تر است! و در چنین ایامی فقط حضرت زینب بود که: امام حسین ع را پرستاری می کرد! امروز مردم یمن، همه اینها را تجربه می کنند و: از خود سوال می کنند: آیا زینبی هست؟ وقتی حرامیان آمریکایی و اسرائیلی و اروپایی عربی! حرم زینب را را بمباران می کردند، و بنام داعش آن را تخریب می نمودند، از ایران و دیگر نقاط جهان، مردانی رفتند و گفتند: همه ما عباس تو هستیم یا زینب،(کلنا عباسک یا زینب) و از حرم تو حریم تو نگهبانی می کنیم، ولی آیا امروز کسی هست که: به مردم یمن بگوید (کلنا زینبکم)؟ ما زینب های شما هستیم ای مردم یمن! زیرا یمن هم مانند صحنه عاشورا، از کودک شیرخواره تا پیرمردان و پیرزنان بزرگسال را، در راه اسلام فدایی می دهد. اگر همه روز عاشورا، و همه زمین ها کربلا هستند، فرقی  بین غزه و یمن، با پاریس و پاردایس آمریکا وجود ندارد. همه آنها به زینب احتیاج دارند تا: زخم هایشان را التیام بخشد و: روح آنها را حمایت کند. زیرا همه آنها در مصاف با یزیدیان زمان هستند. زادروز تولد حضرت زینب، باید تلنگری باشد برای تولد زینب های زمان ما. حسین ها و علی اکبر ها در: اروپا و آمریکا و آسیا و افریقا، همه به صف دشمن زده اند، و زخمی بمب ها و گلوله ها و اشک آور ها هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : رسالت زینب امروز،
لینک ها :

هنرمند و طنزپرداز متعهد، آقای ریوندی اجرایی دارد که نشان می دهد: برخی از ایرانی ها بد عادت شده، تا خودشان را بدبخت تر از همه نشان ندهند، ساکت نمی شوند: اگر به او بگویی من یکبار مرده بودم! می گوید اینکه چیزی نیست، من سه بار مرده بودم! به همین دلیل آنها وجود نفت را در ایران یک بدبختی می دانند! می گویند ای کاش ایران نفت نداشت. برخی ها هم که اینقدر جرات ندارند، می گویند اقتصاد منهای نفت! یعنی چشم خود را به نعمت خدادادی، که به ما ارزانی داشته ببندیم! و به بهانه آینده نگری آن را نفرین شده بدانیم! اگر خدا به ما نفت را داده، برای اینده ها هم چیزی خواهد داد. بدانید خدا آن موقع هم هست! لذا باید آن را مانند نعمت های دیگر قدر بدانیم، و برای این مردم خرج کنیم. این افراد دلسوز، در جای دیگر می گویند: مردم ایران در فشار هستند! اگر منظور این است که بیکارند، یا درآمد ندارند برای همین است که: شما مانع الرزق می شوید، و نمی گذارید نفت را به آنها یارانه بدهند! این یک بام و دوهوا، همه جا به دنبال آنان است. البته خودشان هم می دانند دروغ می گویند! ولی اصرار دارند این دروغ به نام آنها ثبت شود، نه به نام مصدق و دیگران. مثلا می گویند روستا ها خالی شده! در حالیکه قبل از انقلاب اسلامی، 6هزار روستا داشتیم والان 60هزار! یعنی ده برابر شده اند. روستاهای قبلی هم انقدر پر جمعیت شده، که سه هزاتای آن تبدیل به بخش و شهر شده اند! معلوم نیست منظور آنها چیست؟ همان تئوری بدبخت تر نشان دادن خودشان است! جالب است که همه روستاهای قبلی، داری بیمارستان و آب و برق و جاده شده اند! اگر روستاهای تازه ای بوجود آمده، باید مانند حاشیه نشینان شهرها، از این به بعد برایش فکری کرد. از همه مهمتر اینکه مردم روستاها، قبلا هم روستاها را خالی می کردند! ولی نام این کار ییلاق قشلاق بود. یعنی اکثرا دو مرکزیت داشتند. زمستانها به جاهای گرم و تابستانها، به جاهای خنک می رفتند. فرقش این بود که آن وقت، با الاغ و سگ و گوسفند این کار را می کردند، الان با ماشین های شاسی بلند: چینی و امریکایی و اروپایی! مرکز دوم آنها هم نه روستای عقب افتاده، که شهری مثل تهران است! مثلا در قزوین یا زنجان، ایلات قاقازان و چاموش گزک، مثل تمام ایلات ایرانی، برای رهایی از دود بخاری ها! و هوای آلوده شوفاژها! زمستان خود را به طارم علیا میرفتند، و در تابستان به کوهستان های: خنک طارم سفلی پناه می بردند. همه آنها در تهران منزل دارند، و در طارم هم، ویلا ساخته اند. ماهین یکی از روستاهای مهم آن(که حاج آقا ابوترابی سالها نماینده آن بودند)، در زمستان فقط 14 خانوار دارد! که آنهم جنبه نگهبانی محلی دارند، دستمزد می گیرند تا مواظب خانه ها و مراتع باشند. ولی در ایام محرم و تابستان، جمعیت آنجا از یک بخش هم بیشتر می شود. همه آنها هم اغلب زمین کشاورزی دارند، و ویلاهای زیبا ساخته اند. در ایام محرم کل آنها، سه وعده غذا را مهمان مسجد ماهین هستند! حالا چرا عده ای فقط نیمه خالی لیوان را می بینند، و می گویند روستاها خالی شده؟ همین اهالی ماهین، در سراسر ایران و خارج از ایران، در درون آمریکا هم، صاحب ملک و املاک، و مشاغل مهم هستند. چرا این نیمه لیوان را نمی بینند؟ البه چند تا حدس زده می شود: اول اینکه خود را بدبخت نشان می دهند، تا از دولت بیشتر پول بگیرند! یا امکانات بیشتری را جذب کنند. یا اینکه در بحث های کلامی کم نیاورند!(همانطور که ریوندی می گوید) روی دیگر این سکه هم هست. عده ای با این گریه وزاری ها،و دروغ پراکنی ها، می خواهند رزومه برای خودشان درست کنند! تا راحت تر بتوانند: پناهنده شوند! درواقع همان کارها را، با دولت های خارجی می کنند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
چهارشنبه 19 دی 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

سعدی شاعر معروف، قصه ای دارد که اشارت دارد بر اینکه: اگر تولید ملی را یاری کنیم، بهتر است تا واردات از چین و ماچین! (کهن جامه خویشتن پیراستن، به از جامه عاریت خواستن!) البته این قصه عارفانه برای همه قابل درک نیست! برخی ها ترجیح می دهند: لباس خود را از آمریکا بخرند! اگر آنها ندادند یا تحریم کردند،  میروند با انها برجام امضا می کنند، تا شاید بدهند! و عجز و لابه که: ما می خواهیم با شما دوست باشیم، به ما رحم کنید. وقتی که دیدند آبی گرم نشد، و برجام خط خطی و پاره شد، میروند کمی انطرف تر: به سراغ اروپا، اروپا هم آنها را چند ماهی سرگردان می کند، بعد ناگهان زیر میز می زند و بجای تضمین ، تحریم را با کلی حرف و حدیث اعطا می کنند. باز هم از رو نمی روند، به سراغ حریر ختن! می روند و می گویند: منتظر اروپا نمی مانیم، از هند و چین می خریم! ولی هنوز به مرحله اینهم نرسیدند، تا بدانند بازهم دماغ سوخته میشوند. چون وقتی اروپا نتوانست در مقابل آمریکا، کاری کند هند، روسیه و چین چه می توانند؟ با توجه به اینکه شمشیر تحریم، به آنها هم زخم زده است. در حالیکه باید بدانند: ثروت ودارایی های درونی ایران، تمام هیکل تحریم کنندگان را یکجا می خرد! از نظر واقعی، آنها از ترس همین قدرت خرید، ایران تحریم می کنند! یعنی اگر بازارهای خود را باز کنند، چیزی برای خودشان باقی نمی ماند. این رمز همان عرفان است. حافظ و دیگر شاعران و عرفا هم به آنها رسیده اند.:(سالها دل طلب جام جم از ما می کرد! آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد.)ولی این تازه به دوران رسیده ها، و تحصیلکرده های غربی، آن را درک نمی کنند! همانطور که اربابان و استادان آنها هم نمی فهمند. ایران در همین دوران تحریم، بزرگترین خریدار اجناس اروپایی و آمریکایی بوده است. و این پتانسیل را دشمن درک می کند: که اگر اجازه داده شود، همه را می بلعد. الان اقتصاد جهان در جایگاهی قرار ندارد که: دنبال بازاریابی باشد! بلکه دنبال منابع و مواد اولیه است، تا نیازهای خود را تامین کند. شاید در زمان 1940 بعلت تولید انبوه، نیاز به تبلیغ: مصرف بیشتر بود. اما الان برعکس است. به دو دلیل: اول اینکه در ان موقع، آمریکا و اروپا با استعمار جهان، مواد اولیه رایگان در اختیار داشتند. دوم اینکه کارگران هنوز اتحادیه یا سندیکایی نداشتند، لذا دستمزدها هم شبیه رایگان بود. لذا بسرعت کالاها تولید و انباشته می شد. و برای مصرف آن نیاز به بازار بود. که در ان موقع فروش اقساطی، یا پیش فروش با تسهیلات زیاد باب شد. هزینه های زیادی برای تبلغات داده شد، تا مردم به مصرف بیشتر روی بیاورند.علم بازار یابی رونق پیدا کرد. یقه سفید های بازاریاب، نسخه اصلی تمدن (یا استعمار) غرب شدند. اما در اثر مصرف زیاد، بازار اشباع شد. مخصوصا در امر مسکن، متقاضیان قادر به پرداخت اقساط نشدند. مسکن های واگذاری یکی پس از دیگری، مصادره شده و به موجودی اضافه شد، عرضه ارتقا پیدا کرد. درحالیکه بطور معکوس، تقاضا کاهش می یافت. به همین جهت الان آمریکا، ترکیه و کشورهای باصطلاح آزاد تجاری، ترجیح می دهند مسکن(یا هرکالای دیگری را) به ایرانی ها بفروشند. و اگر رفتار پولی (سویفت) باز شود، ایرانی ها تمام املاک و کالاها را خواهند خرید. وجود مالکیت بسیار زیاد ایرانی ها در این کشورها روشن است. ایرانی ها پول فراوان دارند( حجم نقدینگی بسیار زیاد است). که فقط صدور نقدینگی چاره ساز ان است. لیبرال های ایرانی نمی دانند: کلیه اموال ایران در امریکا و اروپا، اول پیشخور شده بعدا بلوکه گردیده! یعنی آمریکا و اروپا نه تنها کالایی ندارند که: به ایران بفروشند، بلکه پولی هم ندارند که: طلب ایران را پس بدهند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بازی برجام تمام شد،
لینک ها :

 کشاورزی حدود 70درصد منابع آبی را مصرف می کند، صنعت نیز تقریبا 27درصد منابع آبی را در گرو خود دارد، 3درصد باقی مصارف نوشیدنی نیز، به دو بخش مصارف خدماتی! و مصارف تغذیه ای تقسیم می شود. به نظر می رسد که فقط یک درصد آبها، صرف شرب می شود، و 99درصد آبها چندان ضروری نیست، و میتواند جایگزین داشته باشد. جایگزین آب مصرفی کشاورزی، صنعتی و خدماتی هرچقد گران هم باشد، برابر هزینه تحمیلی جنگ آب، رقم زیادی نخواهند بود.لذا بررسی راههای کاهش مصرف آب، یا تهیه الگوی مصرف آب بصورت بومی، لازمه برنامه ریزی مدیریت منابع آب کشور است. رئیس جمهور اعلام کرده که: کمبود منابع آبی خطرناک است.  مدیرآبفای خراسان هم در همایش مشهد، آن را بیان کرد! اما باید گفت به چند دلیل این حرفها ناصحیح است. اول اینکه اگر از زبان رئیس جمهور باشد، زمینه سازی برای انتقال آب دریای مازندران، به استان سمنان است. دوم اینکه اگر از زبان مسئولین بخش آب باشد، برای گرفتن بودجه بیشتر است! یعنی آنها بحران آب را داغ می کنند، تا بتوانند حمایت و بودجه بیشتری بگیرند. اگر از زبان عوامل محیط زیستی باشد که، آنها برای خوش رقصی بیگانگان و: بدبخت نشان دادن ملت، هرکاری از دستشان بیاید می کنند! بقیه کسانی هستند که بخاطر مهاجرت، عقاید ناباب پیدا کرده اند! مثلا اهل شمال به تهران رفته، تهرانی به یزد، یزدی به سیستان و بلوچستان! طبیعی است که این افراد، احساس بیچارگی و بحران آب را داشته باشند! زیرا کسی که در شمال بوده و بارش :باران صد میلیمتری دیده، باران 20میلیمتری تهران، به نظرش قحطی می رسد، و به همین قیاس بقیه! لذا اگر تخقیق بومی واقعی باشد، اصلا کمبود آب وجود ندارد. و بحران سازی از آن، خیانت به آینده کشور است. برای بومی سازی باید: اولا آب را صادر نکرد! دوما در صنایع برای خنک کنندگی استفاده نشود.( مثلا از گاز فلور یا آرگون و به روش یخچالی، خنک شوندگی را توسعه دهند) سوما در کارهای خداماتی، مخصوصا شستشوی ماشین (کارواش)، بنایی و غیره از آب تصفیه شده استفاده نشود. در کارواش میتوان بجای آب، از حلال های مایع و گازی استفاده شود. اما در مورد صادرات آب، روش  دزدی،  قاچاقی قانونی و طبیعی در جریان است! دزدی آن است که همسایه ها، حقابه ایران را نمی دهند! قاچاقی آن است که بخاطر ارزش افزوده بالا، و سودهای باد آورده آبهای مصرفی مردم، توسط سودجویان به کشورهای همسایه فرستاده می شود. راه قانونی هم آن است که: به بهانه صادرات غیرنفتی، آب را صادر کنیم، تا درآمد ارزی بالا رود! این راه مانند بقیه راهها، دوطریق مخفی و علنی دارد! علنی ان است که آب را بصورت: بطری صادر کنیم. ولی مخفی آن است که میوه و سبزیجاتی که: مصرف آب بالایی دارند، برای صادرات کاشته شوند! و اما طبیعی آن، بصورت مهاجرت آبهای زیر زمینی است. زیرا سلسله کوههای زاگرس، از سیرجان تا سنندج دولایه بوده، و برفهای ذوب شده دره میانی آن، راه خروج ندارد و به زمین فرومی رود. و از طریق  سفره های زیر زمینی، بصورت چشمه های آب شیرین، به خلیج فارس یا دریای عمان می ریزد. و یا در کشورهای همسایه منبع خرمی می شود: مانند قطیف و کویت و امارات و دبی و شارجه. از طرف دیگر طبق قانون ترمودینامیک، پایین آوردن حرارت ماشینهای صنعتی، معضل بزرگی است که غالب آنها از طریق مصرف آب انجام می شود. که باید دانشمندان ما راههای دیگری پیدا کنند. بنده 6راه را به همایش و جشنواره فولاد ایران، در برج میلاد دادم. ازقبیل استفاده از گاز فلور. و تجزیه عوامل گرما.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : کاهش مصرف آب،
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :