ندای ماهین
یک روز از این دل پر پرواز بسازیم در خاک بقیع چار حرم باز بسازیم
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
پنجشنبه 30 آذر 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

فن سالاران و تخصص پرستان، گاهگاهی آهنگی نا موزون را، کوک می کنند و می خواهند: مردم، دنیای بی خدایی در قرن بیستم را، فراموش نکنند و به ماتریالیسم و: طبیعت پرستی همچنان وفادار باشند. متخصص خود خوانده زلزله، در تلویزیون جمهوری اسلامی، ظاهر شد و در مقابل همه عقاید اسلامی، و گفته های ائمه معصومین و: پیامبران ایستاد و: دروغ هایی را به آنها نسبت داد! مجری ورزشکار! و یقه سفید هم از او حمایت کرد و: بعد هم آن را در فضای مجازی پخش نمود: در یک طرف نقل قول هایی از پیامبر، و امامان معصوم در باره زلزله، که از سوی مجتهدان طراز اول بیان شده، و در طرف دیگر حرف این اقا که: همه را خرافات معرفی می کرد. مثل سابق، حرفهایی را به اسلام نسبت می داد و: بعد هم خودش آن را رد می کرد! در هیچیک از منابع علمی و روایی: ایرانی نیامده که زمین روی شاخ گاو است! ولی اقا این را، نظریه علمای اسلامی دانشته و بعد هم، با تمسخر آن را رد کرد. ایشان خبر از آیات و روایات ندارد، که هیچ، حتی با زحمات علمی خیام ها، و فارابی ها هم بیگانه است. با این نادانی ها، خود را متخصص اول زلزله در: ایران و جهان می داند: غافل از آنکه اولین شرط هر نظریه، ارجاع به سوابق است. این نادان نمی داند که: خداوند، زمین و اسمان را خلق کرده و: به همه فعل و انفعالات آن دانا است. و این کار را زمانی انجام داده، که نه ایشان متولد شده بودند! نه پدر جد کمونیست شان. همه چیزی که در زمین یا: زیر زمین یا داخل زمین هست، از آفریده های خداوند است، و تحت فرمان او می باشد. قران صراحتا بارها می گوید: که هیچ کاری صورت نمی گیرد، مگر به فرمان خداوند. لذا چه اشکالی دارد که زلزله  را، یکی از کارهای خدا بدانیم؟ وقتی معصومین می فرمایند: اگر زنا و فساد اخلاقی زیاد شد، مرگ ناگهانی و حوادث و بلایا هم زیاد می شود، چه زخمی به این اقا وارد می کند؟ که اینهمه عصبانی است.  چه اشکالی دارد که طوفان ها ی مهیب آمریکا را، نتیجه دفاع آنان از داعش، و آه مطلومانی که توسط داعش، قتل عام می شدند، بدانیم؟ دلیلش هم ساده است: از هنگام نابودی داعش، دیگر از طوفان ها خبری نیست. زلزله عظیم ویا سونامی راهم، نتیجه غرور علمی ژاپنی ها بدانیم: که فکر می کنند همه چیز را می دانند! و برهمه کار قادر هستند: ولی دیوار 12متر ارتفاع بتنی آنها، در مقابل سونامی طاقت نمی اورد.  چه را نباید در آمد های قاچاق مرزی را، مانند قطره های باران ندانیم، که یکباره سیلی و زلزله ای را، بوجود می آورد؟ البته همه کارکنان صدا وسیما اینطور نیستند که: تا فرصت به دست بیاورند، برغلیه خداوند داد سخن بدهند، و پول بیت المال را خرج تبلیغ: کفر و ماده پرستی کنند. مثلا ما می بینیم که در: موقع زلزله در استودیو، مجری سوره (اذا زلزلت الارض) را می خواند، و این سرعت عمل او، نشان از نهادینه بودن آموزش های مذهبی است. درست برعکس کسانی که: سالها است که می گویند: تهران زلزله می آید و حالا با خوشحالی، زلزله اشتهارد را به اسم تهران نوشته، و همه برنامه های صدا و سیما را، به اثبات حقانیت خود اختصاص داده اند. اینها بدانند: گر نگهدار من آن است که، من میدانم، شیشه را در بغل سنگ، نگهمیدارد. اینطور نیست که خداوندی، که آسمانها و زمین را با ستونهایی: که دیده نمی شود نگه میدارد، از کنترل یک زلزله یا گسل ناتوان باشد(ان الله یمسک السموات و الارض ان تزولا). بلکه برعکس، این سق سیاه آنها است! که آنقدر می گویند: تا بالاخره زلزله بیاید! وخداوند رحمن، برای روسیاه نشدن آنها هم شده، تکانی به تهران بدهد! هرچند که به دعای گربه سیاه، باران نمی آید اما اگر هم آمد، نبابد گربه خود را عابد و زاهد بداند! یا به قدری به علم خود مغرور باشد که: خدا را فراموش کند و فکر کند: اوست که تعیین می کند: زلزله بیاید یا نیاید.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آقای زنگنه وزیر نفت، پا تو کفش مدیریت کرد! و تئوری از خودش داد: اگر معا.ن شرکت نوکیا؛ مدیرعامل توتال شود خیلی خوب است! همانطور که معاون مدیر عامل زیمنس، مدیرعامل شل شد!. تا دیروز همه این را به عنوان مدیریت کیلویی، و اتوبوسی مسخره می کردند، ولی امروز از آن دفاع می کنند. در اوایل انقلاب بحث بین تخصص و تعهد بالا گرفته بود، و کسانی را که در یک رشته، متخصص نبودند، ولی مسئولیت می پذیرفتند، بعنوان مدیران کیلیویی مثل: درجه دار و افسر و تیمسار کیلویی! می گفتند آنها معتقد بودند: هر کس می خواهد سرلشکر شود، باید همه درجات را، از سربازی تا افسری و تا امیری، طی کرده باشد. مانند شرکت نفت یا آموزش و پرورش، که مدیر کل ها باید گرید 30 داشته باشند. اما امروز وزیر نفت! گفت دوسال است که مدیریت توسعه را، در وزارت نفت به راه انداخته، لذا لازم نیست همه مدیران استانی، پیرمرد و یا بازنشسته باشند، آنها میتوانند گرید پایین تر هم داشته باشند، تا از جوانان هم برای مدیریت: کل و استانها استفاده شود. گویا هرچه خارجی ها بکنند، ولو حرف سی ساله خودمان باشد، باید به آنها اقتدا کنیم. حالا که وزیر نفت دیده: مدیر شرکت آی تی، که حتی نمی دانست نفت چیست، میتواند بزرگترین شرکت نفتی، اروپایی را اداره کند، چون بازار را می شناسد، پس لازم نیست اصلا مدیران نفتی، از وزارت نفت یا تحصیلکرده نفت باشند. فقط باید مدیریت داشته و بازار را بشناسند و: بتوانند شرکت را اداره کنند. این کاری بود که در ایران انجام می شد، ولی مورد انتقاد بود. حالا که خارجی ها کردند، باز هم آقایان طلب کارند! و می گویند در ایران هم، باید این طور عمل شود! بحث دیگری هم که هست: مدیران اتوبوسی است. وقتی یک رئیس جمهور عوض می شود، در همه جای دنیا رسم است که: هم حزبی ها یا هم باندی های خود را، سرکار می گذارد. اما وقتی در دولت های گذشته این کار را کردند، گفتند دولت اتوبوسی، یا فله ای است! چون افراد را فله ای عوض می کنند. اما حالا در دولت جدید می گویند: اشکال ندارد و همه استانداران باید عوض شوند، همانطور که همه کابینه عوض شد. لذا باید گول این حرفها را نخورد. بطور منطقی هر دولتی، هر کاری را انجام داده، در زمان خودش خوب بوده، و نباید آن را زیر سوال برد. دلیل آن هم بسیار ساده است: زیرا از نتایج آن، دولتهای بعدی استفاده می کنند، حتی بنام خودشان ثبت می کنند. بسیاری از طرح های مهم، مانند مترو، شهر افتاب و فرودگاه بین المللی، نزدیک به نیم قرن است که: طراحی شده است و همه دولت ها، زحمت کشیدند. انرژی هسته ای و موشک سازی هم، مانند خودرو سازی قدمت: بیش از نیم قرن دارند، ولی هر دولتی آمد، دولت قبلی را نفی کرد، و خود را صاحب این صنایع معرفی نمود. این نشان می دهد که: مدیریت خوب است، ولی مدیران اخلاق ندارند. یعنی خود را بهتر از دیگران می دانند. اگر این نکته را کنار بگذاریم، مدیریت ایرانی توانسته: با الهام از اسلام و انقلاب اسلامی، مدت نیم قرن در برابر همه مدیریت های جهانی، حرف برتر و دست بالاتر را داشته باشد. همینطور اقتصاد ایران ، سیاست و نظامی گری ایران، در حد بالاتری از همتاهای: جهانی و غربی خود بوده است. چرا که در غیر اینصورت، با اولین فن مدیریت دیگران، باید از بین می رفت. همانطور که با اقتصاد مقاومتی، توانست تحریم ها را دور بزند، در سیاست و مدیریت هم این کار را انجام داد. و خود را حفظ و ارتقا داد. اگر چنین نبود، وقتی همه دنیا با همه ابزار ها، از شاه حمایت می کردند، نمی توانست کاری بکند، از بین می رفت، در جنگ 8ساله هم همینطور..



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 آذر 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

آلودگی هوای تهران و: دیگر شهر ها یک معضل بزرگ است. ولی این امر نشان چند: پیشامد و پسامد خوشایند است. اول اینکه تهران همچنان زنده و پرکار و فعال است. کسانی که فکر می کنند یا تبلیغ می کنند که: ایران تعطیل است، می بینیم باید به زور و دستور، تهران را تعطیل کنیم، والا مردم دست از فعالیت چند گانه برنمی دارند. دوم اینکه تهران همچنان قبله آمال جمعیت ها، و امید به زندگی بهتر و: مقصد مهاجرت میلیونی است. یعنی هنوز کسی حاضر نشده، با تمام این مشکلات، تهران را ترک کند! ترس از زلزله و آلودگی هوا، هیچ تاثیری در فرایند: مهاجرپذیری تهران نداشته است. سوم اینکه تولیدات نفت و بنزین، خودرو و موتور سیکلت و: استفاده حداکثری از آنان ادامه دارد. وگرنه، مردم به شهرستانهای خود می رفتند، خودروهای ساخته شده در انبارها می ماند! نه اینکه هر روز گرانتر و بیشتر شود، بازهم هوادار داشته باشد. چهارم اینکه گرانی و هزینه های بالای شهری، نه تنها مردم را آزار نمی دهد! و آنها را وادار به کوچ نمی کند، بلکه جزو افتخارات برنامه ریزان و: شهرنشینان شده است. اگر روزی از خواب بیدار شوند و: ببینند که شیر ارزان شده، یا قیمت نان ثابت مانده، غصه دار می شوند! زیرا اگر شیر گران نشود، تاکسی دار بهانه ای برای افزایش: کرایه تاکسی خود ندارد: همینطور نانوا و.. بنابر این گرانی و تورم، بفدری هماهنگ هستند که: قانون کلیت پیدا کرده اند: اگر همه چیز تغییر کند، یعنی هیچ چیز تغییر نکرده است. تعدادی این پیشامد های آلودگی هوا، به هزارهم میرسد. اما پسامد های آن بیشتر هم هست:  خیلی ها آلودگی هوا را یک معضل، و مشکل بزرگ میدانند: که باعث مرگ و 17نفر شده است. ولی از آنسو مرگ و میر 17نفر، در مقابل کشتار وسیع جاده ها، که برای فرار از آلودگی تهران است، بیشتر است. از نظر اجتماعی، مردم ترجیح می دهند در تهران، و در منزل یا بیمارستان خود، بخاطر آلودگی هوا بمیرند! ولی برای فرار از آن، در جاده ها، خانواده خود را به خطر نیاندازند. از نظر سیاسی هم، بهانه ای برای انتقاد از دولت و کابینه و: قوه قضائیه فراهم می شود، تا هیچ کس آنها را به زندان نیاندازد! یعنی آزادی بیان آنها تضمین میشود. از نظر کار آفرینان و نخبگان، وضع از این هم بهتر است. زیرا هر مشکلی، یک فرصت کار آفرینی است. مثلا فراوری نانو، یا تکنولوژی های برتر، می توانند هوا را مکش کنند، و از سرب موجود در آن، شمش های سرب تولید کنند، تا نیازی به کشف معدن سرب هم نباشد. موادی را کشف و یا بسازند که بجای مالچ، بر روی ریزگردها و ماسه های بادی، بریزند که بتواند گیاه را در خود پرورش بدهد! چنانکه امروز در مصاحبه با پژوهشگاه ملی زیست فناری ، تجاری سازی و تولید انبوه این ماده، در دستور کار قرار گرفت. آلودگی هوا برای مذهبی ها هم خوب است! چناچه دکتر کلانتری در نشست خبری، به خبرنگاران گفت برویم دعا کنیم که: باید بیاید و این آلودگی ها را ببرد. برای ضد مذهبی ها و کمونیست ها هم خوب است! زیرا می گویند: باران نبار بر زمین، زمین جای قشنگی نیست! ازنظر بازاری و اقتصادی هم خوب است: چون خیلی از کالاها، بیشتر فروش می رود! شیر را مردم بیشتر می خرند، تا بتوانند مقاومت بدن را افزایش دهند! گوش به فرمان تبلیغات هستند تا: هرچه را اعلام کردند: برای آلودگی هوا خوب است، بخرند. واقعا مردم خوبی داریم! همه چیز را به هر قیمتی باشد می خرند، خوشحال هم هستند که خریده اند. مثلا ببینید در یک روز آلوده، چند نفر ماسک می زنند! و چه مقدار بازار این کالاها رونق پیدا می کند: دارندگی و: برازندگی!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : فراوری آلودگی هوا!،
لینک های مرتبط :

ماده سیاهی که در برخی از جاها، زمین را سیاه می کرد، بنام نفت مشهور شد در برخی جاها، گازهای فوقانی نفت هم، به روی زمین نشت می کرد. دانشمندان ایرانی آن را یک راز می دانستند! آنها قبل از اسلام در محل نشت این ماده، آتشکده درست می کردند، که معمولا نیازی به هیزم نداشت، و تقریبا حالت معجزه هم به آن می دادند! تا در برابر ظلم وجور پادشاهان، آنها را به گفتار نیک و پندار نیک و کردار نیک سفارش کنند. البته طی دوره های بعد، مغان، یعنی روحانیون زرتشت هم درباری شدند، و مفاهیم اصلی زرتشت را مثله کردند. لذا با تولد پیامبر اسلام که: سه معجزه اتفاق افتاد، یکی هم خاموش شدن آذرگشسب، بزرگترین آتشکده زرتشتیان، در آذر پادگان بود. به همین دلیل مردم جمهوری آذربایجان، آن را آذربیجان می گویند: یعنی آتش جان خود را از دست داد. بعد از اسلام هم گفته می شود: در شهرها استفاده های مختلفی می شده، از جمله بعنوان دارو یا گرم کردن حمام ها، که مهمترین آن حمام وکیل در شیراز است، که شبیه آتشکده ها، بدون نیاز به هیزم روشن بود. ولی وقتی پای اروپایی ها مخصوصا انگلیس، که به این زمین ها رسید، همه چیز فرق کرد! آنها از یک سو، خودشان را مسلمان نشان می دادند! و از سوی دیگر نفت را، کثیف و گناه معرفی می کردند! حدود دویست سال پیش، چند انگلیسی به مسجد سلیمان می روند، و برای اینکه چاههای نفت را صاحب شوند، حتی لباس آخوندی می پوشند! و سر دسته عزاداران می شوند. که به لری نوحه می گفتند: (هرکی مهر علی منشه نفت سیاه چنشه! یعنی) هرکس علی ع را دوست دارد، باید از نفت دوری کند! زیرا لر ها تنها قوم بزرگی: در ایران هستند که یکدست شیعه می باشند. از آنطرف سفیر انگلیس مسلمان شد، و به نزد آل سعود رفت و آنها را، که یهودی بودند مسلمان کرد و گفت: کسی نباید از یهودی بودن آنها مطلع شود. با این وسیله در بین: مردم خلیج فارس راه پیدا کردند و: در حدود 108سال پیش اولین چاه رسمی، در مسجد سلیمان افتتاح شد. آل سعود هم با کشتار وسیع: مردم مدینه و تخریب همه اثار اسلامی، کم کم بر عربستان و بخشی از :عراق مسلط شدند و برای قبضه کردن: تجارت نفت، همه مخالفان را سرکوب نمودند. و از سوی خود در کشورها دست نشانده گذاشتند. برای تحکیم موقعیت خود، اپک را ساختند و با ریاست بر آن، قیمت نفت و سقف تولید را در دست گرفتند. آنها برای اینکه بتوانند: کلیه درآمد های نفت را برای خود بردارند، هرچه بیشتر سعی می کردند: ظاهر اسلامی را حفظ کنند، و مخالفان خود را بنام مخالف اسلام، با شمشیر از بین می بردند. افراط در ظواهر اسلام، در طول یک قرن، همیشه به ضرر مسلمانان بود. زیرا آل سعود با شعار های اسلامی، مسلمانان را از بین می برد. تا جاییکه همه دنیا، آنها را به عنوان رهبران جهان اسلام، تبعیت می کردند. اگر قران را غیر از انها، کسی دیگر چاپ می کرد، آن را تکفیر می نمودند. الان همه قرانهای جهان، به خط عثمان طه است، و بقیه از دور خارج شده اند، و اغلب آنها هم در مکه چاپ می شود. برای اینکه مردم در دین آنها شک نکنند، با اینکه :ماهواره های ضد اخلاقی زیادی، به راه انداختند ولی در کشور خود، به زنها اجازه فعالیت ندادند. افکار عمومی جهان، اصلا باور نمی کند آنها یهودی بوده اند! و همه بودجه ها و کمک های: مالی و تسلیحاتی آنها به اسرائیل را، هیچکس جدی نمی گیرد. حتی امروز که تروئیکای بین المجالس، بیانیه ای برعلیه تصمیم ترامپ صادر کرد، همه اعضا آن را تایید نکردند و گفتند: چون عربستان مرکز اسلام است، باید که آنها دستور بدهند! در حالیکه دستور آل سعود، نقشه راهبردی آنها برای: عادی سازی روابط جهان اسلام، با اسرائیل است.

https://www.mashreghnews.ir/news/564008



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نفت همه را مسلمان کرد!،
لینک های مرتبط :

کار در قران

در قران دستاور هرکس، فقط از طریق سعی و کوشش: خودش تعریف شده(لیس للانسان الا ماسعی). اما این کار شروطی دارد: از جمله آنکه براساس علم و دانش و آگاهی باشد، دقیق باشد، یعنی کسانی که کار می کنند براساس: ایمان و علم باشد، نتیجه آن کار هم  ثمربخش باشد. کم و زیاد آن مهم نیست. زیرا بسیاری از کارها هستند که: زحمت زیادی کشیده می شود ولی، باد یا زلزله و یا حوادث دیگر، در آن واحد آن را از بین می برد. مثال قرانی بین دو برادر است که: هردو کشت می کنند ولی کشت یکی را، باد می برد در حالیکه کاری نمی توانسته بکند! و برعکس کارهای کوچکی هست که: از تاریخ هم بزرگتر می شود. مانند خانه خشتی فاطمه س، که محقر بود ولی، تاریخ سازان بزرگی را تربیت کرد. به همین دلیل است که ارزیابی آن، بسیار مشکل و دقیق است. البته اگر هدف کار خدایی باشد، از هرطرف باشد مفید است. مثلا کسی که یک عمر گناهکار است، توبه می کند آن را جبران می کند. برعکس هم، کسی که عمری کار مفید انجام می دهد! ولی با یک گناه همه آنها را می سوزاند. افرادیکه از مال حرام و: دزدی و سرقت و اختلاس، ثروت اندوزی می کنند: معمولا دارای فرزندانی می شوند که: یک شبه همه آنها را به باد می دهد! یک نمونه ارزیابی کار را توجه کنید: در ایران ادعا می شود که تعطیلات زیاد است. ولی میبینیم ثروت ایرانیان بیشتر و: رفاه آنان فراوانتر می گردد! زیرا ایرانیان ظاهرا به تعطیلات می روند، ولی کار و تحصیل تعطیل نمی شود. بجای صنایع سخت، صنایع نرم رونق پیدا می کند: براثر تعطیلات در ایران، مردم بلافاصله راهی زادگاه خود می شوند. این امر ابتدا رسیدگی به: تعمیرات وسائط نقلیه و: سپس تهیه وسائل لازم و خوراکی ها می انجامد! که خود نیاز به دانش و بودجه دارد و: تقاضا را در کشور بالا می برد. با رفتن به زادگاه، اقتصاد آنجا تقویت می شود! زیرا علاوه بر اینکه امکانات جدیدی، از شهر به آنجا منتقل می شود، معمولا خرید هایی هم در زادگاه انجام می گیرد. که به افزایش نقدینگی و یا: سرعت گردش کالا ها کمک می کند. علاوه برانتقال تکنولوژی و امکانات، از نظر علمی و روحی و روانی هم موثر است. زیرا مردم زادگاه، سعی می کنند مهمان نواز باشند، و مهمانان، کوشش دارند سخاوت مند باشند. به بهانه کادویی یا سوغاتی و چشم روشنی، دارایی های روستاییان و: در نهایت دارایی زادگاه خود را، افزایش می دهند. بنابر این اقتصاد نه تنها تعطیل نمیشود، بلکه فعالتر هم می شود. بجای صنعت فرشبافی و مشابه، صنعت گردشگری توسعه می یابد. با این مثال ساده میشود گفت: انسان ها در تعطیلات هم میتوانند: تولید کننده باشند و بر: ثروت و در امد خود و درنهایت، ثروت کشور تاثیر مثبت داشته باشند. یعنی مغازه دار در طول هفته کاری ندارد، ولی شب تعطیلات ناگهان همه: اجناس آن فروش می رود. میتوان گفت 4یا 5ساعت کار مفید، در طول هفته برای فروشنده، جواب همه درآمد ها و هزینه هایش را می دهد. برخلاف فروشگاههای بزرگ، که کار شبانه روزی هم جواب سود: مورد انتظار آنها را نمی دهد. به همین جهت مثلا در ژاپن که ادعا می کنند: کار ها سخت و اشخاص ممکن است: براثر پرکاری در دنیا، رتبه اول را به دست آورند. اما اینهمه کار برای چیست؟ نتیجه آن سردرگمی مسئولان ژاپنی، و رشد منفی اقتصاد آن می باشد. و خستگی مفرط کارگران را به دنبال دارد. انسان عصر ماشین که نمی داند: لذت چیست و یا نمی تواند: از زندگی لذت ببرد. لذا در اسلام گفته شده که 24ساعت روزانه خود را، سه قسمت کنید: قسمتی به کار و قسمتی به استراحت، و قسمتی هم به خواب اختصاص دهید. زیرا زیاد کارکردن افراط و: کم کار کردن، تفریط محسوب می شود.  



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : کار در قران،
لینک های مرتبط :
شنبه 25 آذر 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

سیاست و سیاستمداری در: غرب و در اسلام، مقابل یکدیگر هستند. از نظر اسلام راستگویی و راستکرداری، شرط اصلی است. بطوریکه همه جا آمده: انسان واقعی کسی است که: ایمان داشته و به آن عمل کند.(الذین آمنوا وعملواالصالحات) در حالیکه در غرب، سیاستمداری یک نوع زرنگی و: انتهای دروغگویی است. یعنی هرکس بتواند دروغ بزرگتری بگوید،و افکار عمومی را فریب داده، به خود جلب کند، میتواند سیاستمدار باشد. البته خودشان اینطور نمی گویند! بلکه می گویند ساختن افکار عمومی، یعنی اینکه باید کاری کرد که: افکار عمومی استقلال خودش را از دست بدهد و: همانطور فکر کند که آنها می خواهند. البته این تفکرات از اقتصاد غربی و: یا نظامی گری آنهم نشات گرفته است: مثلا وقتی بحران 1932 در آمریکا، همه امور را مختل کرده بود، کینز اقتصاد دانان یهودی، پیشنهاد داد که مصرف گرایی را ترویج کنند. لذا بعد از آن کالاهایی تولید و: عرضه شد که مورد نیاز مردم نبود! مانند آدمس و سیگار و نوشابه، که طبیعتا اگر کسی آن را مصرف نمی کرد، و یا اصلا نمی شناخت، چیزی عوض نمی شد! مثل نان و مسکن نبود که: از ضروریات باشد و: عدم مصرف آن زندگی را به خطر بیاندازد. کسی از گرسنگی بمیرد، یا زیر سرما و طوفان از بی مسکنی جان بدهد. حتی در مورد کالاهای اساسی هم، تبلیغات کاری کرد که افکار عمومی، بجای مصرف حداقلی، به مصرف حداکثری روی بیاورد! به بهانه آلامد بودن، هر روز مسکن عوض کند، لباس هایش را نباید کسی دوبار در تنش ببیند. یا مبلمان و لوازم خانه، هر روز تعویض شود، و دکور خانه ثابت نباشد. این باعث شد تا تولید افزایش یابد، و بحران اقتصادی رفع شود. این امر نه تنها در سیاست، بلکه در روانشناسی مازلو هم خود را نشان داد. لذا روانشاسان اجتماعی بوجود آمدند که: وظیفه آنها ساخت افکار عمومی بود! در یک روز همه مردم با یک: تیتر در همه رسانه ها مواجه می شدند: کمونیست یعنی خدانیست. همه را ناخود آگاه از کمونیست ها می ترساندند. مانند زمان ما که تروریسم را، وارد افکار عمومی کردند، تا وحشت از آنها باعث شود: که سیاست های خود را بخوبی اجرا کنند. گرچه امروزه رسانه ها، سعی دارند راهی مستقل در پیش بگیرند، ولی بخاطر زمینه های موجود از: دوران ترس و وحشت، هنوز هم واژه هایی که از این: سازندگان افکار عمومی صادر می شود، اثر خود را دارد. یکی از اینها جهان سوم است. جهان سوم را مائو ابداع کرد: تا در مقابل آمریکا و شوروی سابق، ابر قدرت جدیدی باشد. اما روانشناسان غربی کاری کردند که: جهان سوم تبدیل به یک اهانت شد. اگر به کسی بگویند: جهان سومی، یعنی فردی بی لیاقت، عقب افتاده و وحشی! از این دست مفاهیم یا واژه پردازی، ما بسیار شاهد هستیم: مثلا کاری کرده اند که اسلام مساوی ترور و وحشت باشد. و مسلمان بودن را تروریست بودن بدانند. با اینکه عربستان تا کنون، انتخاباتی نداشته، مهد آزادی معرفی شود و: رهبران آن فرهیخته و بسیار با هوش معرفی شوند! اما کشوری مثل ایران که: هرسال انتخابات داشته، برعکس معرفی گردد. در همین موضوع یمن می بینیم که: ادعا می کنند موشک اصابت کرده به ریاض، ساخت ایران بوده. اما انصارلله یمن می گوید: اگر ایران به ما اسلحه میداد، از انها پدافند ضد هوایی می خریدیم. گرچه این حرف نفوذ سیاست غربی را، در ایران هم نشان می دهد. یعنی ایران حاضر شده مردم یمن، در مقابل بمب باران ها، بی سلاح باشد. و این برخلاف ماموریت: انقلاب اسلامی است که: بیان می دارد ما: در تمام دنیا باید به داد مظلومین برسیم. اگر کمک به مظلومین یمن، فقط در رسانه ها باشد و: به عمل نزدیک نشود، مشمول سیاست در قران نخواهد بود. 



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پایگاه خبری بین المللی ماهین نیوز

در قران کریم، شهر به قریه ترجمه شده و: ابر شهر را ام القرا گفته است. قوانینی که به قریه ها مربوط می شود، امروزه به حقوق شهروندی معروف شده. اما نیاز به تحلیل زیربنایی و الگوریتم دارد. آیا منظور از شهروند این است که: انسان ها به دو دسته هستند: شهروند و غیر شهروند؟ یا اینکه منظور از وجود طبقات، در شهروندان است که: بتوانیم شهروند درجه یک و دو داشته باشیم؟ آیا منظور از رعایت حقوق شهروندی، رعایت حقوق کدام دسته از شهروندان است؟ در حالیکه از نظر اسلام، همه انسان ها چه در شهر: باشند و چه روستا، دارای حقوق یکسان و برابری طبقاتی هستند. یعنی هیچکس بر دیگری برتری ندارد. مگر با تقوای بیشتر. تقوا را هم رعایت اخلاق: یا همان حقوق شهروندی می داند. یعنی هر انسانی به اجتماع خود، بیشتر خدمت کند نزد خدا با تقوا تر و با ارزش تر است. در فارسی هم گفته شده: عبادت به جز خدمت خلق نیست، به تسبیح و سجاده و دلق نیست. بنابر این شهروندی در اسلام، طبقه بندی ندارد و اگر بخواهیم: درجه بندی هم بکنیم برحسب عملکرد آنها به: حقوق شهروندی دسته بندی میشوند: کسانی که اخلاق مدار هستند و: به شهروندان دیگر کمک می کنند(متقین) و کسانی که بی اهمیت به این موضوع هستند(غیر متقین). یعنی متقین دیگران را، بیشتر از خود دوست دارند(ایثار) در حالیکه غیر متقین، خود را بیشتر از دیگران دوست میدارند! و بهتر از دیگران می دانند. می گویند خداوند به موسی فرمود: برو از خودت بدتر را پیدا کن وبیاور! ابتدا به نظرش رسید شاید: یک سگ از او بدتر و پست  تر باشد! اما بعد خحالت کشید وعرضه داشت: من کسی را بدتر از خود نیافتم! و خداوند فرمود اگر آن سگ را، بدتر از خود معرفی می کردی، دودمان پیامبری ات به باد می رفت! به همین جهت هم هست که: امام خمینی می فرماید : اگر به من خدمت گذار بگویید، بهتر است تا رهبر بگویید! رهبر ما آن طفل 13ساله ای است که: نارنجک به خود بست و: زیر تانک دشمن رفت. اما حقوق شهروندی غرب چه چیزی  دارد؟ اولا مردم را به دو دسته شهروند و غیر شهروند تقسیم می کند! و در داخل شهروند ها هم آنها را به شهروندان درجه یک و دو جدا می کند: نتیجه عملی آن در اروپا و آمریکا: سرخپوستان اصلا شهروند نیستند، سیاهپوستان تحصیلکرده هم؛ شهروند درجه دو می باشند! یعنی هرجا بین سفید پوست و: سرخپوست یا سیاهپوست اختلافی بود، اینطور حل می شود: شکایت سرخپوستان را ثبت نمی کنند! چون شهروند نیستند، و حق شکایت ندارند. شکایت سیاهپوستان را ثبت می کنند! ولی رسیدگی نمی کنند، چون طرف او یک سفید پوست است. در ایران هم که عده ای، به اسلام و عده ای هوادار غرب هستند، هنوز حقوق شهروندی تعریف نشده. چون تکنوکرات ها به حقوق شهروندی: به سبک غرب معتقدند، و اسلامگرایان هم دنبال حقوق اسلامی هستند. و این تضاد تا کنون حل نشده است. رشد حاشیه نشینی در اطراف شهرها، به همین دلیل است. زیرا حاشیه نشین را شهروند نمی دانند! و می گویند او باید: به روستای خود برگردد، و برای شهر نشین ها تولید گوشت و شیر و گندم کند! تا شهر نشین ها در: آسودگی و رفاه باشند. به همین دلیل در شهر ها، گرانی است زیرا گران بودن شهر، باعث غربال شهروندان از: غیر شهروندان می شود. خانه های لوکس و فول امکانات، حق شهروندان است! ولی لجن آباد و حلبی آباد هم، برای غیر شهروندان زیاد است! و باید بر سر آنها تخریب شود. به علت نبود امکانات، آنها برق دزدی می کنند! و به دلیل همین جرم هم دستگیر می شوند. از شبکه اب و فاضلاب بی بهره هستند. به همین جرم هم مردمی کثیف و بی نزاکت محسوب می شوند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در قران کریم، بزرگ و کوچک بودن شهر مهم نیست، حتی معماری های عجیب و غریب و: ساخت و سازهای کالبدی هم اهمیت ندارد، بلکه عاملی که یک شهر را، از نابود شدن نگهمیدارد، صالح بودن مردمان آن است. لذا در ایات قران می خوانیم: چه بسا شهر هایی که تخریب شدند و از بین رفتند، فقط به خاطر اینکه اهالی آن فاسد بودند. یعنی تجهیزات شهری و: قدرت مدیریت بالای شهرداران، یا مهارت فوق العاده معماران کالبد شهری، هیچکدام نمی تواند حافظ شهر و: شهر نشینی باشد. بابل و بابلیان برخلاف نظر ما، که  زندگی ابتدایی و ماقبل تاریخ داشته اند، شهروندان بسیار باهوش و مترقی بودند. توانسته بودند قانون جاذبه را دور بزنند، و شهر ها باغ های فضایی ومعلق بسازند. تا به اصطلاح امروز، از زلزله و سیل در امان باشند! اما کو؟ آنهمه پیشرفت ها و گنج ها و دستاوردهای آنان کجاست؟ (کم ترکوا من جنات و عیون..)هم اکنون نیز از این نوع کار ها می شود: سنگاپور بجای رشد سطحی شهر به رشد عمقی روی آورده، و نیویورک به رشد ارتفاعی دست زده است. اما آیا توانسته در مقابل یک توفان مقاومت کند؟ همانطور که کاخ ها و قصر ها، نتوانستند پادشاهان خود را حفظ کنند، شهر ها هم هرچند محکم و با نقشه ساخته شوند، ولی به عدالت شهری و: عمل صالح و نیکوکاری توجه نشود، مانند واشنگتن یا تهران، فقط به مجموعه ای از بافت های فرسوده تبدیل می شود. بنابر این کالبد شهر مهم است ولی، از ان مهمتر روح شهر و شهر نشینی است. در واقع با این چاقوی معماری شهری، هم میتوانیم سر: کسی را از بدنش جدا کنیم، یا میوه ای را پوست بگیریم.  شهرداران چه وظیفه ای دارند؟ با اینهمه عوارض و درآمد های نوسازی، آیا زخمی را از جامعه شهری، مرحم می گذارند یا برآن نمک می پاشند؟. بنابر این روح شهر مانند روح بشر، با نیکوکاری صیقل پیدا کرده و شفاف می شود، و با ظلم و فساد می میرد. یکی از قانون های خداوندی در قران اینطور بیان شده: ما اگر بخواهیم قومی را نابود کنیم، به مسئولان آن دستور می دهیم: که کار های ناشایست انجام دهند! و خدا را عبادت نکنند.( وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنا مُتْرَفیها فَفَسَقُوا فیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمیراً16) پس، شهرهایی که هر روز بزرگتر می شوند، مورد تایید خداوند هستند، زیرا به دنبال عدالت اجتماعی و: مبارزه با فسادند. از نظر خداوند همین که: اراده مبارزه با فساد باشد کافی است، زیرا ریشه کن کردن فساد، امکان پذیر هم نیست. شاید یکی از بزرگترین دلایل یا عوامل: نابودی رژیم پهلوی، رشد حاشیه نشینی بود. و به قول بنیانگذار جمهوری اسلامی: این پابرهنه ها بودند که: کاخ نشینان را به زیر کشیدند. اما درس عبرت نشد و: کسانی که از بین پابرهنگان آمدند، در حال تبدیل شدن به کاخ نشینان هستند. براساس نظر کارشناسان شهرداری تهران، تا چند سال دیگر، جمعیت حاشیه نشین بیشتر از: جمعیت شهر نشین خواهد شد! لذا اگر شهردار و شهرداری ها به دنبال: افزایش رضایتمندی شهر نشینان، در قبال نارضایتی حاشیه نشینان باشند، راه به جایی نمی برند. با ایجاد محدودیت ها برای حاشیه نشینان، فاصله طبقاتی بیشتر شده، و عدالت اجتماعی زیر سوال می رود و: در نهایت خشم خدا را به دنبال خواهد داشت. خشم خدا امروزه بنام ترس از زلزله، همه نوکیسه ها را در خود گرفته است. در حالیکه مردم فقیر از زلزله ضرر نمی ترسند! (از درویش چه یک نان بگیری یا یک نان به او بدهی فرقی نمی کند!) مردم کرمانشاه آنهاییکه فوت کردند، در جوار رحمت الهی هستند، و هم یرزقونند.آنهاییکه هم ماندند، اگر واقعا ترسیده بودند، هجرت می کردند. اما ثروتمندان حتی به باران هم بد می گویند: باران، نبار کرمانشاه، ثواب دارد! وفکر می کنند با مقاوم سازی، همه مسائل حل می شود! در حالیکه ارتفاع 12متری: دیوار های نیروگاه های ژاپن هم، نتوانست مقابل سونامی کاری کند. و یا مانند نماینده شکم گنده کرمانشاه، ما را از مرز بودن! کرمانشاه می ترسانند، گویا نمی داند بعثی ها نابود شده اند، و انطرف مرز خبری نیست 



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :