ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

حرص وطمع یعنی این

باز تعریف اقتصاد را، باید در میان تحصیلکردگان، بازگو کرد تا شاید گوش شنوایی باشد! و آن اینکه تعریف اصلی اقتصاد، باید دگرگون و: حتی سرنگون و معکوس گردد. اقتصاد می گوید: توزیع منابع محدود بین نیاز های نامحدود. اما از نظر اسلام، امکانات فراوان است، و نیاز محدود. این فراوانی را همه اعتراف دارند: بطور نمونه آقای کرباسیان وزیر محترم اقتصاد، در همایش متالوژی گفت:«ما نفت فراوان داریم، وقتی برخی ها ترسیدند تمام شود! گاز کشف شد که دوم دنیا هستیم! معادن ما هم در سطح بسیار خوبی است. زیرا هنوز برداشت از معادن سطحی! داریم و معادن عمقی بکر و دست نخورده استـ». آفتابی که ایران دارد، یا حتی چهارفصل بودن، آب و هوا و غیره، که واقعا باید گفت: نعمت های خدایی حد وحصر ندارد، و قابل شمارش هم نیست. بنابر این ادعای کمبود منابع، کفر نعمت است و از: همه فرهیختگان اقتصادی می خواهم: هرگز این مفهوم را تکرار نکنند، مگر برای نقد کردن. از آنطرف هم در اسلام، نیاز انسان ها محدود است، و اگر بیشتر از نیاز به او برسد، طغیان می کند و: بر دیگران ستم می کند. همه فرعونیان و مستکبران جهان، از دارایی بیش از نیاز شان مغرور شدند. کسی که بیش از نیاز طلب کند، حریص است! مگر اینکه بخواهد به دیگران کمک کند. لذا آمال یا ارزوها یا خواسته های: دور و دراز که برای ستم کردن بر دیگران، در سر انسان ها می آید، نکوهیده و زشت است. مگر خواسته ها و نیازهایی که: برای رفع مشکلات دیگران باشد. نتبجه چنین تفکری چیست؟ اینکه ما حرص بیهوده نداشته باشیم، تا به ارامش برسیم. اغلب تنش های زندگی، برای خواسته های زیاد، و نامعقول است. مثلا در صنعت فولاد یا نفت و: حتی صنایع سنگ و معدن، ما اغلب خام فروشی داریم. غصه اینکه چرا دیگران، این مواد خام را فراوری می کنند، و دوباره به ایران می فروشند، ما را پیر کرده است! هنگامیکه نهضت پتروشیمی سازی، و عسلویه در ایران شکل گرفت، فقط به همین دلیل بود. اما همین امر باعث شد: تا کمتر از ما نفت بخرند، و قیمت نفت کاهش یافت. زیرا خریداران نفت، خواستار ارزش افزوده بودند، و تمایل داشتند با کار بیشتر، بر روی مواد خام و: صدور کالاهای فرادستی، تا حدودی زیان خود را جبران کنند. ولی وقتی ایران، خود به ساختن مواد بالادستی اقدام کرد، آنها هم انگیزه خرید مواد خام را از دست دادند. معنی این حرف آن است که: اگر خدا نعمت های فراوانی به ایران داده، دلیل ندارد همه را خودش بخورد! باید آن را بین دیگران تقسیم کند. به عبارت بهتر، خداوند نعمت را به کسی می دهد که: بخشنده و مقسم خوبی باشد، نه اینکه همه را برای خود بخواهد! این همان حرص و ولع و آز است. چه اشکالی دارد که از پاکستان، یا اروگوئه برنج خریداری شود؟ اگر خریداری نشود میدانید: چه اتفاقی می افتد! قیمت برنج ایرانی بالا می رود: چون جنگل ها و مراتع باید: به شالیزار تبدیل و کارگران با: دستمزدهای بالا مشغول بکار شوند. حرص و طمع باعث می شود: تا شالیزار ها هم ،به مجتمع مسکونی تبدیل شوند. یعنی هم جنگل ازبین می رود و هم شالیزار ها. تولید هم با گرانی روبرو می شود. مردم هم ناراضی می گردند. کلا 80میلیون جمعیت داریم! که نیم آن کودک یا سالخورده هستند، آیا شایسته است با 40میلیون نیروی فعال، در مقابل 3میلیارد نیروی کار جهان، فقط به فکر خود باشیم؟ و اشتغال و ارزش افزوده ها را، برای خود انبار کنیم؟ نتیجه می شود عسلویه! که نه بومی ها از ان بهره می برند، و نه غیر بومی ها! محصولات آن قابل رقابت هم نیست، زیرا نیروی کار در ایران گران است. واین نشان می دهد که بیکاری وجود ندارد، و همه آمار ها صوری است!  

Greed means this

The redefinition of the economy must be spoken among educated people so that hearing may be! And that the main definition of the economy must be transformed: even overthrown and reversed. Economics says the distribution of resources is limited to unlimited needs. But in terms of Islam, there are many possibilities, and limited needs. Everyone admits this abundance: for example, Mr Karbasiyan, the Minister of Economy, said at the Metallurgical Conference: "We have a lot of oil, when some feared to end! Gas was discovered that we are the second in the world! Our mines are also very good. Because there is still a harvest from the mines! And the mines are virgin and intact. “Sunny, which has Iran, or even four-sidedness, weather, etc., which really should be said: God's blessings are not without limits, and not counting. Therefore, the claim of resource scarcity is a blessing, and I urge all the economic experts to: never repeat this concept, except to critique. On the other hand, in Islam, the need of human beings is limited, and if it exceeds the need for it, it flares up and oppresses others. All the pharaohs and masters of the world have become proud of their assets more than their needs. Who needs more than greedy is greedy! Unless: he wants to help others. Therefore, the desires or a desire of a long and long time that comes to injustice to others in the hearts of humans is deceitful and ugly. Except for the needs and needs of: to solve the problems of others. What is the result of such thinking? That we do not have: the foolish greed to reach our calm. Often the tensions of life are for many demands, and unreasonable. For example, in the steel or oil industry, and even in the mining and quarrying industries, we often have a crude market. The sadness of why others are processing these raw materials and selling them back to Iran has made us old! It was only for the reason that the petrochemical movement, and Assaluyeh, formed in Iran. But that did: to buy less oil than us, and oil prices fell. Because oil buyers demanded value added, and they tended to compensate for some of their losses by working more on raw materials and on the export of over-the-counter commodities. But when Iran began to build upstream materials, they lost the incentive to buy raw materials. The meaning of this is that: If God has given many blessings to Iran; it does not have reason to eat it all! It should divide it among others. In other words, God gives blessings to someone: to be a merciful and good neighbor, not to ask for all! This is the same as greed. What is the problem with buying rice from Pakistan or Uruguay? If you do not buy it, you know: what happens! Iranian rice prices rise: since forests and pastures must be converted to rice, and workers with high wages must be employed. Greed causes: to make rice fields also become residential complexes. Meanwhile, both the forest is destroyed and the rice fields. Production is also expensive. People are dissatisfied. We have a total population of 80 million! Which half are the child or the elderly, is it desirable to think about itself with 40 million active forces, in contrast to 3 billion of the world's workforce? And to store employment and value added? The result is Assaluyeh! Which neither the indigenous people are, nor the non-natives! Its products are not competitive, because labor is expensive in Iran. This shows that there is no unemployment, and all statistics are formal!

الطمع یعنی هذا

إعادة تعریف الاقتصاد یجب أن تحدث بین المتعلمین بحیث السمع قد یكون! وأن التعریف الرئیسی للاقتصاد یجب أن یتحول: حتى الإطاحة والعكس. ویقول الاقتصاد إن توزیع الموارد یقتصر على الاحتیاجات غیر المحدودة. ولكن من حیث الإسلام، هناك العدید من الاحتمالات، واحتیاجات محدودة. الجمیع یعترف بهذه الوفرة: على سبیل المثال، قال السید كرباسیان، وزیر الاقتصاد فی المؤتمر المعدنی: "لدینا الكثیر من النفط، عندما یخشى البعض أن ینتهی! تم اكتشاف الغاز أننا ثانی فی العالم! المناجم لدینا هی أیضا جیدة جدا. لأنه لا یزال هناك حصاد من الألغام! والمناجم عذراء وسلیمة ". مشمس، الذی لدیه إیران، أو حتى أربعة سیدیسنیس، والطقس، وما إلى ذلك، والتی حقا ینبغی أن یقال: نعمة الله لا یخلو من حدود، ولیس العد. ولذلك، فإن المطالبة بندرة الموارد هی نعمة، وأحث جمیع الخبراء الاقتصادیین على: ألا یكرروا هذا المفهوم أبدا، باستثناء النقد. من ناحیة أخرى، فی الإسلام، والحاجة للبشر محدودة، وإذا كان یتجاوز الحاجة إلیها، فإنه یشعل ویضطهد الآخرین. لقد أصبح جمیع الفراعنة وسادة العالم فخورین بأصولهم أكثر من احتیاجاتهم. الذی یحتاج أكثر من الجشع هو الجشع! إلا إذا كان یرید مساعدة الآخرین. لذلك، رغبات أو رغبات طویلة وطویلة الوقت الذی یأتی إلى الظلم للآخرین فی قلوب البشر هو خادع وقبیح. باستثناء احتیاجات واحتیاجات: لحل مشاكل الآخرین. ما هی نتیجة هذا التفكیر؟ أن لیس لدینا الجشع الحمقاء للوصول إلى هدوئنا. وكثیرا ما تكون توترات الحیاة بالنسبة لكثیر من المطالب، وغیر معقولة. على سبیل المثال، فی صناعة الصلب أو النفط، وحتى فی صناعات التعدین والمحاجر، ونحن غالبا ما یكون لها سوق الخام. والحزن من السبب فی أن الآخرین یعالجون هذه المواد الخام ویبیعونها إلى إیران جعلنا من العمر! وكان السبب الوحید وراء ذلك هو حركة البتروكیماویات، وأسالویة، التی تشكلت فی إیران. ولكن ذلك فعل: لشراء كمیات أقل من النفط منا، وانخفضت أسعار النفط. ولأن مشتری النفط طلبوا قیمة مضافة، كانوا یمیلون إلى تعویض بعض خسائرهم عن طریق العمل أكثر على المواد الخام وعلى تصدیر السلع دون وصفة طبیة. ولكن عندما بدأت إیران فی بناء المواد الأولیة، فقدت الحافز لشراء المواد الخام. معنى هذا هو: إذا أعطى الله العدید من النعم لإیران، فإنه لیس لدیه سبب لأكل كل شیء! وینبغی تقسیمها من بین أمور أخرى. وبعبارة أخرى، یعطی الله صلى الله علیه وسلم لشخص ما: أن یكون رحیما وحسن الجوار، ولیس لطلب الجمیع! هذا هو نفس الجشع. ما هی مشكلة شراء الأرز من باكستان أو أوروغوای؟ إذا كنت لا تشتریه، أنت تعرف: ماذا یحدث! وترتفع أسعار الأرز فی إیران: إذ یجب تحویل الغابات والمراعی إلى الأرز، ویجب استخدام العمال ذوی الأجور المرتفعة. أسباب الجشع: لجعل حقول الأرز أیضا المجمعات السكنیة. وفی الوقت نفسه، یتم تدمیر كل من الغابات وحقول الأرز. الإنتاج مكلف أیضا. الناس غیر راضین. لدینا ما مجموعه 80 ملیون نسمة! أی نصف الطفل أو المسنین، هل من المرغوب فیه أن یفكر فی نفسه مع 40 ملیون قوة نشطة، على النقیض من 3 ملیارات من القوى العاملة فی العالم؟ وتخزین العمالة والقیمة المضافة؟ والنتیجة هی أسالویه! التی لا السكان الأصلیین هم، ولا غیر المواطنین! منتجاتها لیست تنافسیة، لأن العمل مكلف فی إیران. وهذا یدل على عدم وجود البطالة، وجمیع الإحصاءات الرسمیة!

Xəsislik bu deməkdir

İqtisadiyyatın yenidən təyin edilməsi, təhsilli insanlar arasında danışmaq lazımdır, belə ki, eşitmə ola bilər! Və iqtisadiyyatın əsas tərifi dəyişdirilməlidir: hətta aşırılıb və tərsinə. İqtisadiyyat deyir ki, resursların paylanması məhdudiyyətsiz məhdudiyyətlərlə məhdudlaşır. Ancaq İslam baxımından bir çox imkan və məhdud ehtiyac var. Qazın dünyadakı ikinci olduğumuz kəşf edildi! Bizim mədənlərimiz də çox yaxşıdır. Çünki mədənlərdən hələ bir məhsul yoxdur! Və minalar viran və pozulmamışdır ". Həqiqətən, Allahın xeyir-dua Vhsr deyil, saymaq deyil ki, demək lazımdır Sunny İran, və ya hətta Four Seasons, belə ki, hava və. Buna görə də, resursların olmaması iddiası bütün iqtisadi elita küfr xeyir pul üçün deyil, yalnız bu anlayış təkrar heç vaxt. Dünyanın bütün firavunları və ustaları, onların ehtiyaclarından çox qürur duydular. Açgözlülükdən daha çox ehtiyacı olanlar açgözlüdür! Başqalarına kömək etmək istəmədiyi halda. Digər ehtiyacları və ehtiyacları istisna olmaqla: başqalarının problemlərini həll etmək. Bu cür düşüncənin nəticəsi nədir? Sükunətimizə çatmaq üçün ağılsız həsrətimiz yoxdur. Həyatın gərginliyi çox vaxt tələblər və əsassızdır. Məsələn, polad sənaye və ya neft və hətta kömür və mədən sənayesində, biz tez-tez xam satış edirik. Başqalarının bu xammalın işlənməsi və İrana satılması səbəblərinin kədərlənməsi bizi köhnə etdi! Yalnızca neft-kimya hərəkatı və Assaluyeh İranın tərkibində olmuşdur. Ancaq bu, bizimlə müqayisədə daha az neft alması və neft qiymətlərinin düşməsi idi. neft alıcılar ü





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

برای کودکان تازه به دنیا آمده، تا یکماهگی تشنج امری عادی است! و نباید نگران بود. اما پزشکان به علت تاکید مادران، مجبور می گردند تا دارو بنویسند! حتی برخی مادران، راضی به دارو هم نمی شوند، لذا دکتر برای او سیتی یا ام ار آی هم می نویسد، نوار مغز و نوار قلب هم می گیرد، و نوزاد را در معرش تابش: اشعه گاما و ایکس و غیره، قرار می دهد. حتی در بزرگسالی هم، این موضوع اتفاق می افتد: که معمولا در اثر کمبود ب شش، برخی حرکت های تکراری، و متناوب غیر عادی، در بدن انسان بوجود می اید. که گاهی با کمی قند قابل رفع است! و یا با دریافت ب شش، موضوع رفع می شود. ولی براثر حساسیت اطرافیان و اجبار پزشک، و یا برعکس: حساسیت پزشک و اجبار اطرافیان، به مسائل دیگر ربط داده می شود. و این امری فرا گیر است. در مسائل حقوقی، اجتماعی و تاریخی هم مصداق دارد: در اسلام همه چیز روح دارد، ذکر خدا می گوید، و به سوی خدا سجده می کند، و او را هدف حرکات خود قرار داده است. خداوند به تمام آنها گفته که: شما می توانید به اختیار یا به اجبار، به وظایفی که دارید عمل کنید، و آنها اکراه را رد کرده و: از روی میل به انجام وظایف، که نگهداری ستونهای جهان است مشغولند. در بین اینها فقط انسان است، که قبول کرد اختیار را داشته باشد. لذا عمل او گاهی تشنج آفرین است. یعنی تا موقعی که در مسیر مشیت الهی، حرکت می کند، نظم جهان را می پذیرد، مشکلی نیست ولی گاهی برعلیه نظام جهان، قیام می کند و از مسیر مشیت الهی، بیرون می زند. اگر این کار در جهت ضدیت با خدا باشد، در ملکوت آسمانها هم تشنج می آفریند. چنانچه در هنگام شهادت حضرت علی، یا امام حسین ع اینطور شد: در هنگام شهادت حضرت علی، هاتفی فریاد زد :( تهدمت و الله ارکان الهدی ، و انفصمت والله العروه الوثقی ، قد قًتل علی المرتضی)

به خداوند سوگند ارکان هدایت، در هم شکست و ریسمان محکم، از هم گسیخته شد، علی مرتضی کشته شد. در هنگام شهادت امام حسین ع: سرهای قدسیان بر زانوی غم رفت، و این تشنج آفرینی به دلیل گمراه شدن: مردم و از بین بردن و: شهید کردن حجت خدا بر روی زمین است. اما این تشنج ها، با توبه افراد نادان و ظهور حجت های جدید،( که در واقع ویتامینی بر پیکر جامعه هست) ازبین رفت. خداوند با صبر خود این تشنج ها را درمان کرد، و به یاری افراد پاک فرستاد. اما برخی از این تشنج آفرینی ها، باعث جراحی هم شد! مثلا قوم موسی که سرگردان شدند، یا فرعونیان که در نیل غرق، و تکذیب کنندگان نوح طوفان زده و نابود گشتند. البته یکی از این ها، باعث رفلکس شد، یعنی خود پیامبر را آزار داد! که حضرت یونس نام داشت. در قرن حاضر از این تشنج ها زیاد بود، ولی همه آنها به وسیله مردان خدا رفع شد. کمونیزم بزرگترین مکتب انکار خدا بود، که با نامه امام خمینی، به تاریخ پیوست! ولی بعد از آن افراد وابسته ساکت نبودند. تنش های زیادی را برجامعه وارد کردند. اما جامعه از نظر خدا محترم است: پیامبر می فرماید: (یدالله مع الجماعه) دست خدا با جماعت است. لذا تشنج آفرینان، یکی پس از دیگری مفتضح شدند: مانند ظهور وسقوط داعش و بارزانی. بزودی هم میانمار، سزای کار خود را خواهد دید. زیرا قران می فرماید:( یدالله فوق ایدیهم) قدرت خدا مافوق قدرت تشنج آفرینان است. در داخل ایران هم برخی ها، بجای سجده بر خدا، سجده بر کورش می کنند! یا به دامان شیطان و: تئوری های شیطانی پناه می برند. در حالیکه همه اینها چون: تند بادی می گذرند: و تنها حق است که می ماند.

There is no seizure.

For newly born babies, it's normal for a single week of seizure! And :should not worry. But doctors are forced to write drugs because of the stress of their mothers! Even some mothers are not satisfied with the drug, so the doctor writes for him City or AMIR, also brings the brain and the electrocardiogram, and puts the newborn in the lead of radiation: gamma rays, X-rays, etc. . Even in adulthood, this happens: usually due to lack of B, some repetitive and unusual alternatives occur in the human body. Sometimes it can be repaired with a little sugar! Or by receiving B, the issue will be resolved. However, due to the sensitivity of the surrounding and the coercion of the physician, or vice versa: the sensitivity of the physician and coercion of those around him, is related to other issues. And this is an overwhelming matter. It also applies to legal, social, and historical issues: in Islam, everything has the soul, God's saying goes, prostrate to God, and set him at the goal of his movements. God said to them all: You can act, by force or by force, on the duties that you have, and they reject the reluctance: from the desire to perform tasks that hold the pillars of the world. Among these is only the man who has accepted the discretion. So, her practice is sometimes a seizure. That is to say, as long as he moves on the path of divine providence, he accepts the order of the world, it is not a problem, but sometimes he revolt against the world system and exits the path of divine providence. If this works in opposition to God, it will create seizures in the kingdom of the heavens. If during the testimony of Imam Ali, or Imam Hussein, this happened: At the time of the testimony of Ali, Hatefi shouted: "I swear allegiance to the Lord, the corpses of leadership, broken and tightly twisted, Ali Morteza was killed. During the martyrdom of Imam Hussein, the holy heads were saddened on the knee, and this convulsion was caused by misleading: the people and destroying and: martyring the proof of God on earth. But these seizures disappeared with the repentance of ignorant people and the emergence of new arguments (which in fact are vitamins in the community). God blessed these seizures with patience, and sent to the help of clean people. But some of these seizures also caused surgery! For example, the people of Moses who were wandering, or the Pharaohs who sank in the Nile, and the deniers of Noah stormed and destroyed. Of course, one of these, caused reflexes, which hurt the Prophet himself! Which was called Younus. There were many seizures in the present century, but all of them were eliminated by God's men. Communism was the greatest school of denial of God, which was joined by the letter of Imam Khomeini! But after that, the affiliates were not silent. They brought a lot of tensions to society. But the society is respectful to God: the Prophet says: "The hand of God is with the congregation." Therefore, the seizure of the creatures, one after the other, was screamed: like the rise of ISIS and Barzani. Myanmar will soon see its work. Because the Qur'an says: God's power is beyond the power of the seizure of the Creator. Inside of Iran, some people prostrate themselves to Cyrus instead of prostrate on God! Or to the devil's throat: Satanic theories take refuge. While all of this is because of: the winds are passing: and the only thing that remains.

لیس هناك نوبة.

بالنسبة للأطفال حدیثی الولادة، فمن الطبیعی لمدة أسبوع واحد من الاستیلاء! وینبغی أن لا تقلق. ولكن الأطباء یضطرون إلى كتابة الأدویة بسبب ضغط أمهاتهم! بعض الأمهات راض عن الأدویة لم یفعلوا ذلك، الطبیب لها CT أو MRI یكتب، EEG وECG یمكن أن یكون، والرضع Mrsh الإشعاع: أشعة جاما وX الخ، ویضع . حتى فی مرحلة البلوغ، یحدث هذا: عادة بسبب نقص B، تحدث بعض البدائل المتكررة وغیر العادیة فی جسم الإنسان. فی بعض الأحیان یمكن إصلاحه مع القلیل من السكر! أو من خلال تلقی B، سیتم حل المشكلة. ولكن نظرا لحساسیة الناس واضطر الطبیب، أو حساسیة التباین وجود طبیب العائلة، وترتبط القضایا الأخرى. وهذه مسألة ساحقة. كما ینطبق على القضایا القانونیة والاجتماعیة والتاریخیة: فی الإسلام، كل شیء لدیه روح، یقول الله یقول، سجد إلى الله، ووضعه فی هدف تحركاته. ومن بین هؤلاء فقط الرجل الذی قبل السلطة التقدیریة. لذلك، ممارسة لها فی بعض الأحیان الاستیلاء علیها. إذا كان هذا یعمل فی معارضة الله، فإنه سیتم إنشاء المضبوطات فی مملكة السماوات. ولكن هذه المضبوطات اختفت مع توبة الشعب الجاهل وظهور حجج جدیدة (والتی هی فی الواقع الفیتامینات على جسم المجتمع). الله المباركة هذه المضبوطات مع الصبر، وإرسالها إلى مساعدة الناس النظیفة. ولكن بعض من هذه المضبوطات تسبب أیضا عملیة جراحیة! على سبیل المثال، أهل موسى الذین كانوا یتجولون، أو الفراعنة الذین غرقوا فی النیل، ونكر من نوح اقتحموا ودمروا. وبطبیعة الحال، واحدة من هذه، وردود الفعل الناجمة، والتی تؤذی النبی نفسه! الذی كان یسمى یونس. كان هناك العدید من المضبوطات فی هذا القرن، ولكن كل منهم تم القضاء علیها من قبل رجال الله. كانت الشیوعیة أكبر مدرسة من إنكار الله، الذی انضم إلیه خطاب الإمام الخمینی! ولكن بعد ذلك، لم تكن الشركات التابعة صامتة. جلبوا الكثیر من التوترات للمجتمع. ولكن المجتمع یحترم الله: یقول النبی: "ید الله هو مع الجماعة". لذلك، صرَّخ الاستیلاء على المخلوقات، واحدا تلو الأخرى، مثل صعود داعش وبارزانی. وستشهد میانمار قریبا عملها. لأن القرآن یقول: قوة الله هو أبعد من قوة الاستیلاء على الخالق. داخل إیران، بعض الناس یسجدون أنفسهم إلى سایروس بدلا من السجود على الله! أو إلى حلق الشیطان: النظریات الشیطانیة تلجأ. فی حین أن كل هذا بسبب: الریاح تمر: والشیء الوحید الذی لا یزال قائما.

Heç bir nöbet yoxdur.

Yeni doğulmuş körpələr üçün bir həftəlik nöbetin normal olması normaldır! Və narahat olmayın. Lakin həkimlər analarının stressi səbəbindən narkotik maddələr yazmağa məcburdurlar! X və s. Qamma şüaları və qoyur: dərman onlar deyil, onun CT və ya MR yazır EEG və EKQ ola bilər, və uşaq MRSH radiasiya üçün həkim məmnun Bəzi analar . Yetkinlik dövründə belə olur: adətən B olmaması səbəbindən insan orqanında bəzi təkrarlanan və qeyri-adi alternativlər olur. Bəzən bir az şəkər ilə təmir edilə bilər! Və ya B qəbul edərkən məsələ həll ediləcək. Lakin insanların həssaslıq və məcburi həkim və ya kontrast həssaslıq və olan ailə doktoru, digər məsələlər bağlıdır. Və bu, böyük bir məsələdir. Bunlar arasında yalnız təqdirini qəbul edən adam var. Beləliklə, onun təcrübəsi bəzən bir ələ keçirir. Bu, Allaha qarşı çıxdıqda, göylərin səltənətində nöqsanlar yaradır. Lakin bu nöqsanlar cahil insanların tövbəsi və yeni arqumentlərin ortaya çıxması ilə itdi (əslində cəmiyyətdə vitaminlərdir). Allah bu səbrlərə səbr versin və təmiz insanların köməyinə göndərdi. Lakin bu nöbetlərin bir qismi də cərrahiyə səbəb oldu! Məsələn, gəzən Musa xalqı və ya Nildə batan firon və Nuhun yalançıları tufan və məhv etdi. Əlbəttə, bunlardan biri, Peyğəmbərin özünə zərər verən reflekslərə səbəb oldu! Hansı Yunus deyildi. Bu əsrdə böyük qıcolmalar, lakin onların hamısı Allahın kişilər tərəfindən çıxarıldı. Kommunizm ateizm böyük məktəb İmam Xomeyni tarixə keçdi idi! Lakin bundan sonra filiallar səssiz deyildi. Cəmiyyətə bir çox gərginlik gətirdi. Lakin Allah hörmətli icma edir: Peyğəmbər demişdir: Allahın camaat. zəbt oyunçular, bir-birinin ardınca belə Isis və Bərzani payız çıxması kimi, qalmaqallı idi. Myanma tezliklə işlərini görəcək. Çünki Quranda deyilir: Allahın qüvvəsi Yaradanın ələ keçirilməsinin gücündən kənarda. İran Inside, bəzi əvəzinə Cyrus, Allaha səcdə bowing! Şeytanın boğazına: Şeytanın nəzəriyyələri sığınır. Bütün bunlar səbəbiylə: küləklər keçər və yalnız qalan şeydir.

 





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
مجلس بزرگداشت شهدای حرم با حضور پهلوانان




نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

انسان معاصر به واسطه برخی اختراعات، چنان مغرور شده که برعلیه خدا قیام کرده! و او را از همه زمینه ها، بیرون رانده و خود را بی نیاز به خدا می داند. در حالیکه اختراع به معنی خلق نیست! بلکه جابجایی است و اگر: امکانات آن را خدا خلق نکرده باشد، اصلا قابل ساخت نیست! و یا مثلا کشف اورانیوم به معنی نبود آن در گذشته نیست! این غرور بیحا در علوم انسانی، بیشتر نمود پیدا کرده: مثلا در حقوق بشر، هیچ خط قرمزی نیست! ولذا از شدت کلی بودن، قابل تفسیر برای :همه شده و حتی ظالمان طرفدار آن شده اند. درحالیکه خداوند که بشر را افریده، برای او خط قرمز هم تعیین نموده. در همان بهشت به آدم فرمود: هرکاری می خواهی بکن ، ولی از آن درخت ممنوعه نخور!غربی ها به دلیل تنفر از: کلیسای قرون وسطی (که معلوم نیست اینطور که: اینها می گویند بوده باشد)! این کار را علنی انجام می دهند: و همه جا پای خدا را از علوم بریده اند. لذا بر آنان حرجی نیست: چون کافر بالذات هستند. اما در ایران بنام حقوق اسلامی! یا علوم اسلامی این کار را می کنند. مثلا آقای موسویان که برنده: جایزه بزرگ علوم انسانی شد، بجای اینکه بانکها را اسلامی بکند، اسلام را بانکداری کرده است. با مجوز ایشان بانکها، نه تنها می توانند: اموال مردم را مصادره کنند، بلکه حتی نقل قول از: امام جعفر صادق هم پیدا کرده، که مستثنیات دین! هم مصادر شود. واین بدبختی را نمی دانیم: به کجا ببریم. یا نایب رئیس شورای شهر تهران، در یک اجتماع علمی حقوقی می گوید: اصل 56قانون اساسی 20سال بدون اجرا مانده، و شوراها فقط در زمان خاتمی کلید خورده! ایشان اتوپیای خود را، فرانسه اعلام و گفت: باید از انها یاد بگیریم. در حالیکه شوراها، قبل از انقلاب کلید خورده: جامعه روحانیت بصورت شورایی اداره می شد. و قبول همین اصل هم، باعث شده بود تا در قانون اساسی بیاید. بعد هم در سال 1358با حمایت و اصرار: آیت الله طالقانی انتخابات : شوراهای شهر  و روستا، هم انجام شد. منتهی به دلیل جنگ، همین شوراها تمدید شدند: بنده افتخار دارم که: اولین شورای روستا را، در ماهین در سال 1357تشکیل دادم! حکم ماموریت را، از آیت الله باقری کنی گرفتم، و از کمیته مرکزی بهارستان تهران اعزام شدیم. برخی از اعضای آن، در انتخابات بعدی هم رای آورده اند. یکی دوتای آن هنوز هم عضو برگزیده هستند. لذا باید متوجه قضاوت های خود بود، در قران تاکید شده است:

وَاللَّهُ یَقْضِی بِالْحَقِّ ۖ وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا یَقْضُونَ بِشَیْءٍ

داوری فقط حق خدا است. لذا غیر از او هیچ کسی نمی تواند قضاوت کند، زیرا خدا می شنود و می بیند. در این جا باید متوجه شد: که سنگینی وظیفه قاضی، برای ترساندن یا دقیق کردن او نیست! بلکه آنها هیچ را ندیده یا نشنیده اند. در تعریف قاضی، برخی گفته اند: جاهلی بین دو عالم است. یعنی شاکی و متشاکی، همه چیز را می دانند، ولی قاضی نمیداند. از نظر اسلامی، هیچ کس حق قضاوت ندارد، مگر اینکه از سوی خدا تایید شود. مانند کسانی مثل حضرت داوود، که خداوند به آنها حکم داوری داده است. زیرا با این حکم، بخشی از تصرفات خداوند در عالم، به آنان منتقل می شود و: آنها هم بینایی و شنوایی لازم را پیدا می کنند. و اگر چنین نیاشد، هوش و استعداد افراد معمولی، برای کشف واقعیت و یا صدور حکم کافی نیست. برای همین است که: قضات دادگاهها در دنیا، همیشه حکم های اشتباهی می دهند. تا کنون هیچ حکمی: برابر جرم داده نشده است. زیرا قضاوت نیز: مانند بازی است، با هر حرکت قاضی، شاکی و متشاکی هم، بدل آن را می زنند! فقط هرکس از نفس افتاد، بازنده است. اصولا سفسطه یا: سوفسطایی مولود همین عنصر است.

Islamic law and human rights

Contemporary human being is so proud of some inventions that he raised up against God! He has driven him out of all fields and considers himself unnecessary to God. While the invention does not mean creation! But it is a displacement, and if: it has not created the possibilities in God, it cannot be built at all! Or, for example, discovering uranium does not mean it was not in the past! This pride in the human sciences has become more evident: for example, in human rights, there is no red line! Therefore, from the general point of view, it can be interpreted for: everyone, and even the oppressors have favored it. While God created mankind, he set a red line for him. In the same paradise, he said to Adam, "Do whatever you want, but do not eat it from the forbidden tree! Westerners are hated by: the medieval church (which is unclear how they say it has been)! They do this publicly: they cut off God's foot from science. Therefore, there is nothing wrong with them: because they are infidels. But in Iran in the name of Islamic law! Or Islamic sciences do it. For example, Mr. Mousavian, who won the Grand Prize of the Humanities, has been banking on Islamic Islam rather than making Islamic banks Islamic. With their permission, banks can not only seize the property of people, but even quote from: Imam Ja'far Sadiq has also found exceptions to religion! It will also be prepared. And we do not know the misfortune: where to take. Or the deputy chairman of the Tehran City Council, said in a legal scientific community: Article 56 of the Constitution has been left unfulfilled for 20 years, and the councils have only come to the fore in Khatami's time! He announced his utopia, France, and said: We must learn from them. While the councils were key to the revolution: the clerical community was governed by a council. And the acceptance of the same principle led to the constitution. Then, in 1358 with support and insistence: Ayatollah Taleghani Elections: City and Village Councils were also carried out. As a result of the war, the same councils were renewed: I am proud that: I established the first village council in Mahin in 1357! I took the mandate from Ayatollah Bagheri, and we were deployed from the Central Committee of Tehran's Baharestan. Some of its members have also voted in the next election. One in two is still a member of the board. Therefore, it is necessary to understand their judgments; it is emphasized in the Qur'an:

Judgment is only God's right. Therefore, no one can judge except him, because God hears and sees. Here it should be noted: that the weight of the judge's task is not to scare him or her! But they have not seen or heard anything. In the definition of the judge, some have said that there is an ignorance between the two worlds. That is, the plaintiff and the loved one know everything, but the judge does not know. In Islamic terms, no one has the right to judge unless approved by God. Like those like the Prophet David, whom God has given them judgments. Because with this command, part of the grace of God in the universe is passed on to them: they also have the necessary sight and hearing. And if this happens, the intelligence and talent of ordinary people is not enough to discover the truth or to issue a verdict. That is why: The judges of the courts in the world always make mistakes. No sentences have been issued so far. Because judging is like a game, with every judge, plaintiff and cheerleader, they make it! Only everyone has fallen out of luck. Basically the fallacy: Sophists are the origin of this element.

والشریعة الإسلامیة وحقوق الإنسان

الإنسان المعاصر فخور جدا ببعض الاختراعات التی ثارها ضد الله! وقد دفعه من جمیع المجالات ویعتبر نفسه غیر ضروری لله. فی حین أن الاختراع لا یعنی خلق! بل هو النزوح، وإذا: لم یخلق الإمكانیات فی الله، فإنه لا یمكن بناؤها على الإطلاق! أو، على سبیل المثال، اكتشاف الیورانیوم لا یعنی أنه لم یكن فی الماضی! هذا الفخر فی العلوم الإنسانیة أصبح أكثر وضوحا: على سبیل المثال، فی مجال حقوق الإنسان، لا یوجد خط أحمر! ولذلك، من وجهة النظر العامة، یمكن تفسیره ل: الجمیع، وحتى الظالمین قد فضل ذلك. وبینما خلق الله البشریة، وضع خطا أحمر له. یفعلون هذا علنا: قطعوا قدم الله عن العلم. لذلك، لیس هناك خطأ معهم: لأنهم كفار. ولكن فی إیران باسم الشریعة الإسلامیة! أو العلوم الإسلامیة تفعل ذلك. فعلى سبیل المثال، كان السید موسافیان، الذی فاز بالجائزة الكبرى للعلوم الإنسانیة، یعمل على الإسلام الإسلامی بدلا من جعل المصارف الإسلامیة إسلامیة. وهو مرخص البنوك، ولیس فقط الملكیة یمكن مصادرة الناس، ولكن وجدت حتى نقلت عن الإمام جعفر الصادق أیضا أن الاستثناءات الدیون! كما سیتم إعداده. ونحن لا نعرف سوء الحظ: أین تأخذ. أعلن له یوتوبیا، فرنسا، وقال: یجب علینا أن نتعلم منها. فی حین كانت المجالس أساسیة للثورة: كان المجتمع الكتابی یحكمه مجلس. وقبول نفس المبدأ أدى إلى الدستور. ثم، فی عام 1358 مع الدعم والإصرار: آیة الله طالبانی الانتخابات: تم تنفیذ مجالس المدن والمجالس أیضا. نتیجة للحرب، تم تجدید نفس المجالس: أنا فخور بما یلی: أنشأت أول مجلس قروی فی ماهین عام 1357! أخذت الولایة من آیة الله باقری، وتم نشرنا من اللجنة المركزیة فی بحر طهران. كما صوت بعض أعضائها فی الانتخابات المقبلة. واحد من اثنین لا یزال عضوا فی المجلس. لذلك، فمن الضروری أن نفهم أحكامهم، یتم التأكید علیه فی القرآن الكریم:

الحكم هو فقط حق الله. لذلك، لا أحد یستطیع أن یحكم إلا له، لأن الله یسمع ویرى. هنا تجدر الإشارة إلى: أن وزن مهمة القاضی لیس لتخویف له أو لها! لكنهم لم یروا أو سمعوا شیئا. فی تعریف القاضی، قال البعض أن هناك جهل بین العالمین. أی أن المدعی وأحد أفراد أسرته یعرف كل شیء، ولكن القاضی لا یعرف. من الناحیة الإسلامیة، لا أحد له الحق فی الحكم ما لم یوافق علیها الله. مثل تلك التی مثل النبی داود، الذی أعطى الله لهم الأحكام. لأنه مع هذا الأمر، یتم تمریر جزء من نعمة الله فی الكون لهم: لدیهم أیضا البصر والسمع اللازمة. وإذا حدث هذا، فإن الذكاء والموهبة من الناس العادیین لا یكفی لاكتشاف الحقیقة أو إصدار حكم. لهذا السبب: إن قضاة المحاكم فی العالم یخطئون دائما. ولم تصدر حتى الآن أیة أحكام. لأن الحكم هو مثل لعبة، مع كل قاض والمدعی والمشجع، وأنها تجعل من! وقد خرج الجمیع فقط من الحظ. فی الأساس مغالطة: سوفیستس هی أصل هذا العنصر.

İslam hüququ və insan hüquqları

bəzi şeylər vasitəsilə Modern insan Allaha qarşı belə təkəbbür üsyanı! Ona bütün sahələrdə, lüzumsuz Allah özünü basdı. İclas yaradılması demək deyildir baxmayaraq! harada Allaha deyil, həm də çıkarılabilir və bütün qurmaq deyil! Və ya, misal üçün, uranı aşkar etmək keçmişdə olmadığı anlamına gəlmir! humanitar qürur Byha, daha o, aşkar: məsələn, insan hüquqları, heç bir qırmızı xətt! Belə ki, ümumi intensivliyi bütün təfsir olunur və hətta yanlış fan var. Allah insanları yaratdıqda, ona qırmızı xətt qoydu. Bunları açıq şəkildə edirlər: Allahın ayağını elmdən kəsdilər. Ona görə də onlar üçün bir şey yoxdur. Çünki onlar kafirlərdir. Amma İslam qanununa görə İrana! Yoxsa İslam elmləri bunu edir. Məsələn, Grand Prix İnsan Elmləri qazandı cənab Mousavian, İslam bankları etmək əvəzinə, İslam Bankçılığı edir. O mülkiyyət yalnız insanların müsadirə banklar lisenziya, lakin İmam Cəfər əl-Sadiq hətta quotes də borc istisna ki, tapılmadı! Həm də hazır olacaq. Və biz bədbəxtliyi bilmirik: alacağı yer. Fransa ütopiyasını elan etdi və bunları söylədi: Onlardan öyrənməliyik. Sovetlər baxmayaraq, inqilab yeyilmiş düymələri əvvəl şura run kimi ruhanilər. Həmin prinsipin qəbul edilməsi konstitusiyaya gətirib çıxardı. Sonra və dəstəyi ilə 1358-ci ildə israr: yerli şuraları üçün Ayətullah Taleghani seçkilərinin edildi. Amma müharibə, Sovetlər uzadıla idi: Mən ilk kənd məclisi, Məhin da 1357-ci ildə yaradılmışdır ki, qürur duyuram! Ayətullah tərəf onun dən mandat edirdi, Tehran Parlamentinin Mərkəzi Komitəsinin göndərilib. Bəzi üzvlər də növbəti seçkidə səs verdilər. İki nəfərdən biri hələ də idarə heyətinin üzvüdür. Biz onların qərarları Quranda vurğulanır edilmişdir tanımalıdır:





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

سخنان دبیر کنگره حقوق ایران، نشان داد منظور از حقوق ایرانی، حقوق بیگانگان است! همه کشورها پیشرفته هستند: بجز ایران! همه حق آزادی بیان و تهمت و افترا دارند، بجز مردم ایران! همه باید هر کاری دلشان خواست بکنند، بجز اجرای احکام اسلامی! وی با زیر سوال بردن اجتهاد، همه استفتاها را ناقض: حقوق شهروندی مورد نظر خود خواند! البته ایشان تقصیر ندارد، زیرا وقتی اصول قانونی را از: فرانسه بگیرد باید تا آخر هم، به آن اصول وفادار باشد، یعنی در زمین فرانسه بازی کند! نه در زمین ایران، اگر هم در زمین ایران بازی می کند، به تعداد کافی گل به خودی بزند، تا کسی جرات سربلند کردن نداشته باشد. آیا تابحال از خود پرسیده اید: چرا علوم انسانی، بعد از 40سال هنوز بومی نشده؟ انرژی هسته ای ، موشک سازی و پرتاب ماهواره، که سخت تر از آن است بومی شده، ولی غلوم انسانی نه؟ دلیل آن بسیار ساده است: چون ما در خودرو اروپا و:غرب نشستیم و تقاضای: رفتن به اسلام را داریم. در حالیکه این خودرو، برنامه ریزی شده و راه خود را می رود! اگر اینطور نبود، نامش را خودرو نمی گذاشتند. لذا باید برای یکبار هم شده، همه تئوری ها را کنار بزنیم، و برای خود از نو تئوری سازی کنیم. شاه کلید همه تئوری های غرب، ضدیت با خدا است، و ما باید این شاه کلید را بشکنیم، و کلیدی با عنوان دوستی با خدا بسازیم. نمی شود با کلید شیطانی، درب رحمانی را باز کرد! تئوری های شیطان پرستی غرب، در تمام عرصه ها شدیدا: ظهور پیدا کرده و مانع: فهم ملاک های اسلامی می شود. برخی ها هم که نه اسلام را، درست می شناسند و نه غرب را، تئوری اقتصاد اسلامی یا: حقوق اسلامی را می نویسند. غافل از اینکه اگر بیس و پایه و اساس: غربی را بپذیریم، بریدن شاخه های آن نه تنها به: درد اسلام نمی خورد، بلکه از نظر آنها هم، کار بدی هم هست که: شاخه های یک درخت تناور را، قطع کنید یا پیوند بزنید! لذا ما همه تئوری های: غربی رامعکوس کنیم.  مثلا در غرب، اومانیته بر الهیات برتری دارد، لذا از درون آن، حقوق شهروندی بیرون می آید که: همه جا به ستیزه با خدا و: احکام آن برمی خیزد: یکی کردن دیه زن و مرد! همتراز کردن ارثیه زن و مرد! که مخالف صریح آیات قران، و اجتهاد در مقابل نص بحساب می آید. لذا حقوق الهی  و دستورات قرانی، باید زیربنا معرفی شود.اگر حقوق شهروندی، در تضاد با آن بود لغو شود، نه اینکه احکام اسلامی تعطیل گردد: تا حقوق شهروندی درست شود! در تمام رشته های علوم انسانی همین است: در اقتصاد، کمبود منابع را اصل می دانند! در حالیکه این کفران نعمت است، چرا اینهمه نعمت و امکانات را نادیده میگیرند؟ لذا تعریف اقتصاد اسلامی این است: تولید و توزیع امکانات نامحدود، برای نیازهای محدود بشری. در روانشناسی هم همین زهر ریخته شده: طبقه بندی مازلو، اول نیاز مادی را مطرح می کند! در حالیکه هدف خلقت انسان، نیاز معنوی است: زیرا خداوند او را خلیفه زمین قرار داده، یعنی همه امکانات در اختیار است، و او نباید به چیزی در اختیار دارد، اعلام نیاز کند! یا اینکه فروید و پاولوف، بدنبال روح و روان: در میان رگ های خون و گوشت مغز هستند! اما روح امر و دستور است: به این خون و مغز، لذا نمی تواند از جنس همان باشد. خدا هم، به کسانی که نقش او را، در آفرینش نمی پذیرد، کافر لقب داده، کافر یعنی کسی که: حقیقتی را می پوشاند، و چه حقیقتی بالاتر از خدا؟ در جامعه شناسی و تاریخ: هم همین است تمام تئوری های: جامعه شناسی و تاریخ به دنبال: نیروی محرکه از درون انسان ها، تاریخ و جامعه هستند. تا خدا را از تاریخ و: جامعه بیرون کنند. و بشر بدون خدا شود.

Citizens' Rights with: The Alienation Approach!

Speaker , secretary of the Iranian congress, indicated that the rights of the Iranian people are the rights of the foreigners! All countries are advanced: except Iran! Everyone has the right to freedom of speech and slander and defamation, except for the people of Iran! Everyone should do whatever they want, except for the implementation of Islamic law! By questioning ijtihad, he violates all the stan- dards: he considers his citizenship right! Of course, he does not have a fault, because when he takes the legal principles out of France, he must also be loyal to the principles, that is, to play in France! Neither in Iran's land, :if it plays in the Iranian soil, will give enough flowers to make it so that nobody dares to be proud. Have you ever asked yourself why the human sciences, after 40 years, have not yet been native? Nuclear power, rocket launch, and satellite launch, which is harder to indestructible, but not human? The reason for this is very simple: since we are in the car of Europe and: the West, we are asking: to go to Islam. While this car is planned and goes on! If that were not the case, they did not name their car. Therefore, it must be for one time, to set aside all theories, and to re-think for ourselves. The key to all Western theories is to oppose God, and we have to break this key king, and build the key to friendship with God. You cannot open the doorway with the evil key! The West's devilish theories in all areas are very strong: they have emerged and hindered: understanding Islamic criteria. Some who neither know Islam nor the West, the theory of Islamic economics, or: Islamic law. Unaware that if we accept the basis and foundation of the West, cutting its branches not only does not suffer from Islam, but in their view, it is also a bad thing: to cut off branches of a tree, or to link hit! So, we reject all theories: Western. For example, in the West, humanity prevails over theology; therefore, from within, the rights of the citizen come out: everywhere they fight against God and: their rulings arise: to single out a diyah and a man! Equalization of male and female inheritance! Which is in direct opposition to the verses of the Qur’an, and ijtihad versus the verse? Therefore, divine rights and Quranic commands should be introduced. If the rights of the citizen were in contradiction with it, then the Islamic laws should not be closed: to be up to citizenship rights! In all disciplines of the humanities this is the same: in economics, the lack of resources is considered the principle! While this is a blessing, why do you ignore all these blessings? Therefore, the definition of Islamic economics is the production and distribution of unlimited possibilities for limited human needs. In psychology, the same poison has been poured out: Maslow's classification first calls for material need! While the purpose of man's creation is spiritual need: because God placed him as the caliph of the earth, which means all facilities, and he should not have anything to do! Or Freud and Pavlov, looking for spirit and soul: Among the blood vessels and the meat of the brain! But the spirit is the command and the command: to this blood and brain, therefore, cannot be of the same sex. Allah does not deny those who do not accept His role in creation, the infidels, the one who: covers the truth, and what is the truth higher than God? In sociology and history, all theories: sociology and history are followed: driving forces from within human beings, history and society. To remove: God from history and society. And man is without God.

حقوق المواطنین مع: نهج الاغتراب!

وأظهرت كلمات أمین المؤتمر الإیرانی للقانون أن حقوق الشعب الإیرانی هی حقوق الأجانب! جمیع البلدان متقدمة: باستثناء إیران! كل شخص له الحق فی حریة الكلام والتشهیر والتشهیر، باستثناء شعب إیران! یجب على الجمیع أن یفعلوا ما یریدون، باستثناء تنفیذ الشریعة الإسلامیة! من خلال استجوابه الاجتهاد، ینتهك كل المعاییر: فهو یعتبر حق جنسیته! بطبیعة الحال، لیس لدیه خطأ، لأنه عندما یأخذ المبادئ القانونیة للخروج من فرنسا، یجب أن یكون أیضا الموالین للمبادئ، وهذا هو، للعب فی فرنسا! لا فی أرض إیران، إذا كان یلعب فی التربة الإیرانیة، وسوف تعطی ما یكفی من الزهور لجعله بحیث لا أحد یجرؤ على أن تفخر. هل سبق لك أن سألت نفسك لماذا العلوم الإنسانیة، بعد 40 عاما، لم تكن حتى الآن الأصلی؟ الطاقة النوویة، وإطلاق الصواریخ، وإطلاق الأقمار الصناعیة، والتی هی أصعب غیر قابلة للتدمیر، ولكن لیس الإنسان؟ والسبب فی ذلك بسیط جدا: لأننا فی سیارة أوروبا و: الغرب، نطلب: الذهاب إلى الإسلام. فی حین تم التخطیط لهذه السیارة ویذهب! وإذا لم تكن هذه هی الحالة، فإنهم لم یسموا سیارتهم. لذلك، یجب أن یكون لمرة واحدة، لتخصیص كل النظریات، وإعادة التفكیر لأنفسنا. مفتاح كل النظریات الغربیة هو معارضة الله، وعلینا أن كسر هذا الملك الرئیسی، وبناء مفتاح الصداقة مع الله. لا یمكنك فتح المدخل مع مفتاح الشر! النظریات الشیطانیة الغربیة فی جمیع المجالات قویة جدا: لقد ظهرت وعرقلت: فهم المعاییر الإسلامیة. بعض الذین لا یعرفون الإسلام ولا الغرب، نظریة الاقتصاد الإسلامی، أو كتابة: الشریعة الإسلامیة. غیر مدركین أنه إذا كانت القاعدة والتأسیس الغربی یعترف، وقطع فروعها لیس فقط لآلام المسلمین لا تأكل، ولكن أیضا من حیث الوقت، سیئة للغایة هو أن فروع شجرة وقطع أو صلة ضربنی! لذلك، نحن نرفض كل النظریات: الغربیة. موازنة الذكور والإناث المیراث! الذی هو فی معارضة مباشرة لآیات القرآن، والاجتهاد مقابل الآیة. فی جمیع تخصصات العلوم الإنسانیة هذا هو نفسه: فی الاقتصاد، ویعتبر نقص الموارد المبدأ! فی حین أن هذا هو نعمة، لماذا تتجاهل كل هذه النعم؟ ولذلك، فإن تعریف الاقتصاد الإسلامی هو إنتاج وتوزیع إمكانیات غیر محدودة للاحتیاجات البشریة المحدودة. فی علم النفس، وقد سكب نفس السم من: تصنیف ماسلو یدعو أولا الحاجة المادیة! فی حین أن الغرض من خلق الإنسان هو الحاجة الروحیة: لأن الله وضعت له كخلیفة الأرض، وهو ما یعنی جمیع المرافق، وأنه لا ینبغی أن یكون أی شیء للقیام به! أو، فروید وبافلوف، وتبحث عن الروح: فی الأوعیة الدمویة فی الدماغ واللحوم! ولكن الروح هی القیادة والقیادة: لهذا الدم والدماغ، وبالتالی، لا یمكن أن یكون من نفس الجنس. الله لا ینكر الذین لا یقبلون دوره فی الخلق، الكفار، من الذی: یغطی الحقیقة، وما هی الحقیقة أعلى من الله؟ فی علم الاجتماع والتاریخ، وتتبع جمیع النظریات: علم الاجتماع والتاریخ: القوى الدافعة من داخل البشر والتاریخ والمجتمع. لإزالة الله من التاریخ والمجتمع. والرجل بدون الله.

vətəndaşların hüquqları əcnəbi yanaşmaq!

Katibi İran hüquq qurultayında çıxışı göstərdi ki, İranın hüquq qaydası Əcnəbilərin hüquqları! Bütün ölkələr inkişaf edir: İran istisna olmaqla! Bütün ifadə və böhtan azadlığı hüququna, lakin İran xalqını var! Hər kəs İslam qanunun tətbiqi istisna olmaqla, istədiyiniz nə etməliyəm? ijtihad Onun sorğu-sual oxumaq öz vətəndaşlarının hüquqlarını pozmaqda rəy üçün bütün tələb! Əgər özünüzü xahiş etdiniz: humanitar, 40 il sonra hələ doğma deyil Niyə? Nüvə raket və peyk atma, daha insan Ghlvm endemik, lakin deyil? Səbəbi sadədir: Auto Europe və Qərb biz oturdu və Demand çünki: Biz İslam gedin. Bu avtomobil planlaşdırılır və davam edərkən! Bu olmasaydı, avtomobil onun adını icazə verməzdi. Buna görə də, bir dəfə bütün nəzəriyyələr kənara, və yeni nəzəriyyəsi üçün. Key West bütün nəzəriyyələr, anti-Allah və biz bu master açarı və Allahla dostluq qurmaq üçün əsas qırmaq lazımdır. Qapının açarı pis açarı ilə aça bilməzsiniz! ağır bütün sahəl





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

اقتصاد رحمانی و اقتصاد شیطانی

یکی از خصوصیات شیطان این است که: مردم را از به فقر وعده و: آنان را به کارهای حرام وادار می کند. ( الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشا) و لذا اقتصاد غربی، که مبنای آن کمبود منابع، در مقابل نیاز نامحدود است، یک تفکر شیطانی است. در اینجا تفاوتی بین اقتصاد: آدام اسمیت تا کینز، کلاسیک و نئو کلاسیک، اقتصاد خرد و کلان نیست. همه دستاوردهای علم اقتصاد، دریک کاسه ریخته شود: آن کاسه نجس و نامش اقتصاد شیطانی است. و ما نباید با رفو کردن برخی کلمات، یک انگ اسلامی برای آن بسازیم.  زیرا اقتصاد رحمانی، عکس این است. خدا در قران می فرماید: ما نیاز همه را تامین و تضمین کرده ایم، گرچه بیشتر هم می توانستیم بدهیم ( انزلناه بقدر معلوم) و اگر مردم ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، درب نعمتهای بسیار زیادی را، برای آنان باز می کنیم. لذا در اسلام نعمت های خدا، یعنی همان امکانات، نامحدود ( لاتعد و لاتحسی) است. هر کس فکر کند که: خدا کم گذاشته یا در حق او، اجحاف کرده، از دایره اسلام خارج می شود: زیرا به خدا ظن بد برده، و یا او را به ظلم متهم نموده است. لذا در  اقتصاد غربی پیش فرض و جز  بدیهیات اولیه کمبود منابع هست. همینطور در نیاز های انسان، آنها ادعا می کنند: نیاز های انسان نامحدود است، در حالیکه اینطور نیست، بلکه برعکس، نیاز انسان محدود است! هرانسانی با یک قرص نان سیر می شود! اینهمه خداوند میوه در: همه رنگها و مزه ها آفریده، چه کسی می تواند: همه این میوه ها را بخورد؟ درحالیکه منحنی مصرف می گوید: اگر حتی تداوم داشته باشد، به بی نیازی و بی میلی منجر می شود. لذا همه نیاز های مادی انسان، که مورد نظر اقتصاد شیطان پرستان است، محدود است زیرا، تابحال کسی نتوانسته تمام میوه ها، و خوارکی ها را بشمارد! چه رسد که آنها را بچشد. لذا اقتصاد رحمانی اینطور تعریف می شود: تخصیص منابع نامحدود: برای نیاز های محدود. یعنی ما در مصرف یا تولید کالاها، و خدمات حق انتهاب بهترین را داریم(کلوا من طیبات مارزقناکم). مثلا در اتخاب شغل، وجود زمین خالی و مرتع برای کشاورزی، حتی مهاجرت کنید. خداوند می فرماید: ما استضعاف را از کسی قبول نمی کنیم! زیرا زمین ما بسیار وسیع است، و آنها می توانند مهاجرت کنند.(ان ارضی واسعه فتهاجرو فیها) حتی می فرماید: اگر زمین فعلی، برای شما کم است ما، آن را توسعه می دهیم!(انا لموسعون) مانند: رانش زمین یا: پس رفتگی دریا و: آب شدن یخ ها. امام علی ع  می فرماید: کشاورزان گنج های روی زمین هستند! زیرا از خاک، برای ما مواد غذایی تولید می کنند. شما اگر نمی خواهید: کشاورز باشید، میتوانید صیاد یا شکارچی باشید! سه برابر جمعیت کل زمین، ماهی های حلال در رودها، دریا ها و اقیانوسها هست. مرغان هوایی را برای روزی شما آفریده. آنهاییکه حلال گوشت هستند، شکار کنید و بخورید و: آنهایی که حرام گوشت هستند، حفاظت کنید و از زیبایی شان لذت ببرید. حتی در ابزار های مالی ، صنعتی و مدیریتی هم همین است. در اسلام شما تولید تان عبادت است. یعنی طرف معامله شما خدا است. بنابراین سود آوری آن هم، برای خدا است. لذا وقتی شما سود دارید باید زکات بدهید. زیرا در این سود شما، حق محرومان از سود هم، درج شده است. در اسلام سرمایه متعلق به خدا است، و شما امنت دار هستید: با آن کار می کنید تا: خود و فرزندان و: افراد محروم را نامین نمایید. وام دادن در اسلام، با وام دادن شیطانی فرق اساسی دارد! وام شیطانی ربا هست، وام رحمانی قرض الحسنه. در وام رحمانی، اگر نتوتنستید پس بدهید، باید به شما مهلت بدهند! اگر باز هم قادر نبودید، آن را به شما ببخشند بهتر است. ولی در وام شیطانی، اگر نتوانستید، جریمه می شوید! اگر باز هم نتوانستید، اموال شما مصادره می شود، خودتان راهی زندان می شوید، همسرتان طلاق می گیرد، فرزندانتان به گدایی می روند:  امان نامه خدا هم، برای بانک ها اصلا ارزش ندارد!( المفلس فی امان الله) شورای فقهی بانکها هم ، فقط وظیفه اسلامیزه کردن ربا! را دارند، اخیرا طرحی داده اند تا: مستثنیات دین هم به تملک بانک در آید.

Rahmani's economy and the evil economy

One of the characteristics of the devil is: promising people to poverty and forcing them to work forbidden. And so the western economy, which is based on the lack of resources, is unlimited, is an evil thought. Here is the difference between the economies: Adam Smith-Keynes, classical and neoclassical, micro and macro economics. All the achievements of economics will be cast into one bowl: it's an empty bowl and its name is an evil economy. And we should not make an Islamic motive by flushing out some words. Because:: Rahmani’s economy is the picture. God says in the Qur'an: We have provided and guaranteed the need of all, although we could have given it more, and if people believe and act righteously, we will open doors for them with great blessings. Therefore, in Islam, the blessings of God, the same facilities, are unlimited. Anyone who thinks that: God has fallen short of or abusive in his own right, he goes out of the circle of Islam: because he has wronged Allah, or has accused him of injustice. Therefore, in the western economy, there is a default and there is a shortage of resources, except for the obvious ones. Likewise, in human needs, they claim: human needs are unlimited, while not, but, on the contrary, the human need is limited! Everyone  comes with a loaf of bread! All of God has a fruit in: All colors and tastes, which can: eat all these fruits? As the curve says, "If it continues, it will lead to unnecessary and unwillingness." Therefore, all human material needs, which are intended by the devilish economy, are limited, because, so far, nobody has been able to count all fruits, and savages! Let alone to taste them. So Rahmani's economy is defined as follows: Unlimited resource allocation: for limited needs. That is, we have the best in consuming or producing goods and services for the right to deduct. For example, even in the selection of a job, vacant land and rangeland for farming even migrate. The Lord says: We do not accept the disobedience to anyone! Because: our land is vast, and they can migrate. He even says: If the current land is low for us, we will develop it! Such as: landslide or: sea depression and: melting ice. Imam Ali says: Farmers are treasures on earth! Because of the soil, they produce food for us. If you do not want to be a farmer, you can be a fisherman or a hunter! There are three times the total population of the earth, halal fish in the rivers, seas and oceans. The birds have created the air for you. Hunters and eaters who are solvent meat: Protect those who are forbidden, and enjoy their beauty. This is even the case in financial, industrial, and management tools. In Islam, your production is worship. That is, the side of your deal is God. Therefore, it is profitable for God. So when you are profitable, you must give zakat. Because: in this profit you have the right to the exclusion of the profits. In Islam, the capital belongs to God, and you are proud of: working with it to: identify yourself and children and: deprived people. Lending in Islam is fundamentally different from lending to Satan! Devil's loan is a Riba, a loan from Rahmani to Al-Hasanah. If you give me a loan, you must give me a deadline! If you still could not, it would be better for you to forgive it. But in the evil loan, if you fail, you will be fined! If you still fail, your property will be confiscated, you will be taken to a prison, your wife divorces, your children will beg for begging: God's protection is not worth the money for banks! The Islamic Jurisprudence Council of the Banks, just the duty of Islamizing the Rabbits! Have recently introduced plans to: exclude religion from the ownership of the bank.

الاقتصاد الرحمانی والاقتصاد الشریر

واحدة من خصائص الشیطان هو: واعدة الناس على الفقر وإجبارهم على العمل ممنوع. وبالتالی فإن الاقتصاد الغربی، الذی یقوم على نقص الموارد، غیر محدود، هو الفكر الشریر. هنا هو الفرق بین الاقتصاد: آدم سمیث كینز، الكلاسیكیة والكلاسیكیة الجدیدة، الاقتصاد الجزئی والكلی. جمیع إنجازات الاقتصاد سوف یلقی فی وعاء واحد: انها وعاء فارغ واسمها هو اقتصاد الشر. ولا ینبغی لنا أن نجعل دافع إسلامی عن طریق مسح بعض الكلمات. لأن الاقتصاد رحمانی هو الصورة. یقول الله فی القرآن: لقد قدمنا ​​وضمننا الحاجة للجمیع، على الرغم من أننا یمكن أن أعطاه أكثر، وإذا كان الناس یعتقدون والتصرف على نحو صحیح، وسوف نفتح الأبواب لهم بركات كبیرة. لذلك، فی الإسلام، وبركات الله، نفس المرافق، غیر محدودة. كل من یفكر فی أن الله قد قصر أو مسیء فی حقه، فإنه یخرج من دائرة الإسلام: لأنه قد أخطأ الله، أو اتهمه بالظلم. لذلك، فی الاقتصاد الغربی، هناك افتراض، وهناك نقص فی الموارد، باستثناء تلك الواضحة. وبالمثل، فی الاحتیاجات الإنسانیة، یدعون: الاحتیاجات البشریة غیر محدودة، فی حین لا، ولكن، على العكس من ذلك، حاجة الإنسان محدودة! كل إنسان راض عن رغیف الخبز! كل الله له ثمار فی: كل الألوان والأذواق، من یستطیع: أكل كل هذه الثمار؟ وكما یقول المنحنى، إذا لم یستمر حتى، فإنه سیؤدی إلى لا لزوم لها وعدم الرغبة. ولذلك، فإن جمیع الاحتیاجات من المواد البشریة، التی یقصدها الاقتصاد الشیطانی، محدودة، لأنه حتى الآن، لا أحد كان قادرا على الاعتماد على جمیع الفواكه، والوحشیة! ناهیك عن تذوق لهم. لذلك یتم تعریف اقتصاد رحمانی على النحو التالی: تخصیص الموارد غیر محدود: لتلبیة الاحتیاجات المحدودة. وهذا هو، لدینا أفضل فی استهلاك أو إنتاج السلع والخدمات للحق فی خصم. على سبیل المثال، حتى فی اختیار وظیفة، والأراضی الشاغرة والمراعی للزراعة، وحتى الهجرة. یقول الرب: نحن لا نقبل العصیان لأحد! لأن أرضنا واسعة، وأنها یمكن أن تهاجر. حتى انه یقول: إذا كانت الأرض الحالیة منخفضة بالنسبة لنا، ونحن سوف تطویره! مثل: الانهیارات الأرضیة أو: الاكتئاب البحری و: ذوبان الجلید. یقول الإمام علی: المزارعون كنوز على الأرض! بسبب التربة، فإنها تنتج الغذاء بالنسبة لنا. إذا كنت لا ترید أن تكون مزارع، یمكنك أن تكون صیاد أو صیاد! هناك ثلاثة أضعاف مجموع سكان الأرض، والأسماك الحلال فی الأنهار والبحار والمحیطات. وقد خلقت الطیور الهواء بالنسبة لك. الصیادون والأكلاء الذین هم اللحوم المذیبات: حمایة أولئك الذین یحرمون، والتمتع بجمالها. هذا هو الحال فی الأدوات المالیة والصناعیة والإداریة. فی الإسلام، الإنتاج الخاص بك هو العبادة. وهذا هو، جانب صفقة الخاص بك هو الله. لذلك، فهو مربح لله. حتى عندما تكون مربحة، یجب أن تعطی الزكاة. لأنه فی هذا الربح لدیك الحق فی استبعاد الأرباح. فی الإسلام، العاصمة ملك الله، وتفخر بما یلی: العمل معها: التعرف على نفسك والأطفال و: المحرومین. الإقراض فی الإسلام یختلف جوهریا عن الإقراض للشیطان! قرض الشیطان هو ربا، قرض من رحمانی بورز الحسانة. إذا كنت تعطینی قرضا، یجب أن تعطینی موعدا نهائیا! إذا كنت لا تزال لا یمكن، فإنه سیكون من الأفضل بالنسبة لك أن یغفر له. ولكن فی القرض الشر، إذا فشلت، وسوف یتم تغریم! إذا كنت لا تزال تفشل، سیتم مصادرة الممتلكات الخاصة بك، وسوف یتم نقلك إلى سجن، زوجة الطلاق، أطفالك التسول للتسول: حمایة الله لا یستحق المال للبنوك! مجلس الفقه الإسلامی للبنوك، مجرد واجب إضفاء الطابع الإسلامی على الأرانب! وقد أدخلت مؤخرا خططا لاستبعاد الدین من ملكیة البنك.

Rəhmani iqtisadiyyatı və pis iqtisadiyyat

Şeytanın xüsusiyyətlərindən biri: yoxsulluğa ümidverici və onları işləməyə məcbur etməkdir. Budur, resursların olmamasına əsaslanan qərb iqtisadiyyatı məhdud deyil, pis fikirdir. İqtisadiyyat arasındakı fərq: Adam Smith-Keynes, klassik və neoklasik, mikro və makro iqtisadiyyat. İqtisadiyyatın bütün nailiyyətləri bir qaba atılacaq: boş bir qab və onun adı pis bir iqtisadiyyatdır. Bəzi sözləri silməklə islam dəlilini açmamalıyıq. Çünki Rahmani iqtisadiyyatı şəkildir. Allah Quranda buyurur: Biz hər birimizin ehtiyacını təmin etdik və təmin etdik. Halbuki biz onu daha çox verə bilərik və əgər insanlar iman gətirib yaxşı işlər görsələr, biz onlara böyük xeyir-dualar ilə qapıları açacağıq. Buna görə də, İslamda Allahın xeyir-duaları, eyni imkanları məhduddur. Düşünən hər kəs: Allah özü ilə qüsurlu və ya haqsızlıq etdi, İslamın ətrafından çıxdı, çünki Allaha qarşı haqsızlıq etdi və ya onu haqsızlıqda ittiham etdi. Buna görə, qərb iqtisadiyyatında bir default var və açıq olanları istisna olmaqla, resursların çətinliyi var. Eyni şəkildə, insan ehtiyaclarında, onlar iddia edirlər ki, insan ehtiyacları məhdud deyildir, lakin əksinə, insan ehtiyacları məhduddur! Hər bir insan bir çörək balığından razıdır! Bütün Allahın bir meyvəsi vardır: Bütün rənglər və zövqlər, Kim edə bilər: bütün bu meyvələri yeyin? Eğrinin deyildiyi kimi, hətta davam etməsə, bu, lazımsız və istəksizliyə gətirib çıxaracaqdır. Buna görə də, şeytan iqtisadiyyatı tərəfindən nəzərdə tutulan bütün insan maddi ehtiyacları məhduddur, çünki indiyə qədər heç kim bütün meyvələri və canı saymır! Onlara dadmaq üçün tək qoyaq. Beləliklə, Rəhmani iqtisadiyyatı aşağıdakı kimi müəyyənləşdirilir: Limitsiz resursların ayrılması: məhdud ehtiyaclar üçün. Yəni çıxmaq hüququ üçün mal və xidmətlərin istifadəsində və ya istehsalında ən yaxşısı var. Misal üçün, hətta iş yerlərinin seçilməsində, boş ərazilərdə və əkinçilik üçün torpaq sahələrində hətta köç. Rəbb deyir: Biz kimsəyə itaətsizlik etməyəcəyik! Çünki torpaqlarımız böyükdür və onlar köç edə bilərlər. Hətta belə deyir: "Əgər mövcud torpaq bizim üçün aşağı olsa, biz onu inkişaf etdirəcəyik! Beləliklə: sürüşmə və ya: dəniz depressiyası və buzun əriməsi. İmam Əli deyir: F





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

همه تئوری های علوم انسانی را، باید از نو نوشت، و شاید هم حتی برعکس نوشت! زیرا که غرب، قسمت خالی لیوان را می بیند، و ما باید قسمت پر را نشان دهیم، تا مردم به واقعیت برسند. تئوری اقتصادی در آمریکا و اروپا، برمبنای کمبود منابع و: جنگ برای تصاحب آن، پایه ریزی شده است. لذا در آخرین تئوری های آن، کتاب: چه کسی پنیر مرا جابجا کرد! را از اسپنسر جانسون داریم، که چهار موجود کوچک در: هزارتوی پیچ و خم قرار می گیرند. یا کتابی به اسم: آن قورباغه را قورت بده، که خلاصه تمام تئوری های: کسب و کار و مدیریت و: بازاریابی و اقتصاد است. تئوری علوم انسانی و اجتماعی از این وجشتناک تر است: می گوید بکش تا زنده بمانی! در حالیکه در اسلام برعکس است. در اسلام مسئله وحدت و: دوستی و محبت و: کمک به همنوعان تا حد ایثار، یعنی از خودگذشتگی تعریف شده است. که اینطور ترجمه می شود: زنده کن تا زنده بمانی!( مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا ) لذا تعریف اقتصاد هم، برعکس می شود: اقتصاد اسلامی یعنی: فراوانی منابع و کمبود انسان! در قران بارها آمده که اگر: نعمت های خدا را در نظر بگیرید، محدودیت ندارد و: کسی نباید از کم شدن یا: کمبود آن ناراحت باشد. زیرا رزق و روزی همه کس، قبلا برای آنها تهیه شده! چون دستگاه گوارش ما را، خودش ساخته، مواد سازگار با آن هم آفریده. فقط یک قلم: ماهی های دریاها و اقیانوس ها، سه برابر غذای مردم: روی زمین را می دهند. پس صحبت کمبود منابع، اشتباه و یا به عبارتی کفر است! و اعتقاد به فراوانی نعمت ها، شکر گزاری از خدا می باشد. همین ها که کمبود را مطرح می کنند، خودشان عامل کمبود هستند! در واقع بحران سازی می کنند. مثلا مردم آفریقا چرا گرسنه اند؟ در حالیکه غنی ترین معادن: اورانیوم و طلا و: بهترین منابع جنگلی و: بالاترین تابش نور خورشید و: وسیع ترین زمین های کشاورزی را دارند. لذا به راحتی میتوان گفت که: عامل فقر یا کمبود منابع، خود انسان ها هستند: البته انسان هایی طماع و: زور گو و مستبد که تمایل ندارند: به دیگران کمک کنند، تا زنده بمانند، بلکه می خواهند کاری کنند که: بقیه با کمترین هزینه ای بمیرند! و دردسری ایجاد نکنند. اما خوشبختانه کسی که: در این خصوص تصمیم می گیرد، آنها نیستند! به همین دلیل جمعیت دنیا، بجای اینکه کم شود، زیادتر هم می شود. هرچه آنها عصبانی تر می شوند، و تئوری مالتوس و غیره! ارائه می دهند تا مردم بترسند، و کمتر زاد و ولد کنند! ولی بدتر می شود. همان سرزمین های گرسنه، زاد و ولد بیشتری می کنند. لذا اگرغرب می گوید: چه کسی پنیر مرا جابجا کرد، قران می گوید: چه کسی پنیر را برای ما آفرید. آنقدر پنیر زیاد است که: به همه می رسد و: لازم نیست کسی نگران باشد. شاید بتوان گفت دزدی هم، برعکس تعریف شده! در تئوری غربی، گرسنگان و فقرا دزدی می کنند! ولی در فرهنگ قرانی، ثروتمندان نابکار دزد هستند. دلیل آن هم خیلی ساده است: کافی است  کسی از آنها بپرسد: از کجا آورده ای؟ این دزدی آنها است که: بصورت  ثروت زیاد نشان داده می شود. زیرا این حق دیگران، در مال آنها است: قران می فرماید: در اموال شما، حقی برای بقیه منظور شده است. شما باید آن را بپردازید: ولو اینکه شما کار کردید، یا شما تجارت نمودید، اما محرومین و معلولین و: عقب مانده های ناتوان از کار کردن، در اموال شما شریک هستند. اگر کسی پرخوری کند، ناچار دیگران دچار: سوء تغذیه می شوند. اگر کسی در سرچشمه آب قرار دارد، حق ندارد همه آب را مصرف کند. زیرا افراد پایین دست، تشنه خواهند ماند. ثروتمندان در واقع کسانی هستند که: بر سر چشمه نشسته و: بر آن سد بسته اند.

Who made the cheese to me?

All the theories of the humanities must be re-written, and maybe even reverse! Because the West sees the empty part of the glass, and we have to show the full part, so that people will come to reality. Economic theory in America and Europe based on a lack of resources and: a war for its acquisition has been established. So in the last theory, the book: Who made my cheese move! We have Spencer Johnson, with four small ones in: Maze. Or a book called: Fool that frog, which summarizes all the theories: business and management: marketing and economics. The theory of human and social sciences is more horrendous: says Kill to stay alive! While in Islam it is the opposite. In Islam, the issue of unity and: friendship and affection: is defined as helping the fellow-citizens to sacrifice, that is, selflessness. That's how it's translated: Live to stay alive! So the definition of economics is the opposite: the Islamic economy means: abundance of resources and human shortages! In the Quran it has been repeatedly said that if you consider the blessings of God, there is no limit: no one should be upset or down: it's upset. Because everyone's care has been prepared for them already! Because the: digestive system has made us our own, it also created materials that are compatible with it. Just one pen: seas and oceans, three times the food of the people: they are on the ground. So the lack of resources is wrong, or in other words, disbelief! And believing in the abundance of blessings is the grace of God. The ones that raise the shortage are themselves a factor in deficiency! In fact, they are making a crisis. For example, why people in Africa are hungry? While the richest mines are: Uranium and Gold and: Best Forest Resources and: Highest Sunlight and: The Most Extensive Agricultural Land. It can easily be said that: The factor of poverty or lack of resources is the human being itself: Of course, human beings are: Forcibly and tyranny who do not want to: Help others to survive, but they want to do: The rest Minimum cost to die! And do not hurt. But fortunately someone who: Decides on this, they are not! That's why the world's population is getting bigger rather than less. The more they get angrier, the Malthus theory and so on! They are offering people to be afraid, and bring less birth! But it gets worse. The same hungry lands give birth more and more. Therefore, if the West says: "Who made me cheese," says the Qur'an, "Who created the cheese for us?" There is so much cheese that: It comes to everyone: no one needs to worry. It's possible to say that theft is also the reverse! In the theory of the West, steal the hungry and the poor! But in the Quran culture, the poor are wealthy thieves. The reason is simple: just one of them will ask: where have you come from? It is their theft: they are shown as riches. Because this is the right of others in their property: the Quran says: In your property, a right is reserved for the rest. You have to pay it: even if you worked, or you did business, but the poor and the disabled: the backward disadvantages of working are in your property. If someone overeats, others have to: Malnutrition. If anyone is at the source of water, it is not allowed to consume all the water. Because: the downstream will be thirsty. The rich, in fact, are those who: sit on the spring and: they are closed on the dam.

الذی جعل الجبن لی؟

كل نظریات العلوم الإنسانیة یجب إعادة كتابة، وربما حتى عكس! لأن الغرب یرى الجزء الفارغ من الزجاج، وعلینا أن نعرض الجزء الكامل، حتى یأتی الناس إلى واقع. وقد وضعت نظریة اقتصادیة فی أمریكا وأوروبا، استنادا إلى نقص الموارد و: حرب لاقتناءها. حتى فی النظریة الأخیرة، والكتاب: الذی جعل بلدی الجبن تتحرك! لدینا سبنسر جونسون، مع أربعة صغیرة منها فی: المتاهة المتاهة. أو كتاب یسمى: خداع أن الضفدع، الذی یلخص جمیع النظریات: الأعمال والإدارة: التسویق والاقتصاد. نظریة العلوم الإنسانیة والاجتماعیة هی أكثر رهیبة: یقول قتل للبقاء على قید الحیاة! بینما فی الإسلام هو العكس. فی الإسلام، مسألة الوحدة و: الصداقة والمودة، ومساعدة الزملاء إلى حد التضحیة، أی أن الذات. هذه هی الطریقة التی ترجمتها: لایف للبقاء على قید الحیاة! لذا فإن تعریف الاقتصاد هو العكس: الاقتصاد الإسلامی یعنی: وفرة الموارد ونقص الإنسان! فی القرآن قیل مرارا أنه إذا كنت تنظر فی بركات الله، لیس هناك حد: لا أحد یجب أن تكون مفاجأة أو لأسفل: انها مستاء. لأن الجمیع قد تم إعداد الرعایة لهم بالفعل! لأن الجهاز الهضمی جعل لنا منطقتنا، فإنه أیضا خلق المواد التی تتوافق معها. قلم واحد فقط: البحار والمحیطات، ثلاثة أضعاف الطعام من الناس: هم على الأرض. لذا فإن نقص الموارد خاطئ، أو بعبارة أخرى، عدم الكفر! والإیمان بوفرة النعم هو نعمة الله. تلك التی ترفع النقص هی فی حد ذاتها عاملا فی نقص! فی الواقع، أنها تصنع أزمة. على سبیل المثال، لماذا الناس فی أفریقیا یعانون من الجوع؟ فی حین أن أغنى الألغام هی: الیورانیوم والذهب و: أفضل الموارد الحرجیة و: أعلى أشعة الشمس و: الأراضی الزراعیة واسعة النطاق. لذلك، یمكن للمرء أن یقول بسهولة أن سبب الفقر أو نقص الموارد، والبشر أنفسهم بالطبع الناس الجشع و: قوة الحوار والطغاة الذین لا یریدون لمساعدة الآخرین، البقاء على قید الحیاة، ولكن نرید أیضا لجعل بقیة الحد الأدنى من التكلفة للموت! ولا تؤذی. ولكن لحسن الحظ شخص ما: یقرر على هذا، فهی لیست! هذا هو السبب فی أن سكان العالم یزدادون بدلا من أقل. كلما حصلوا على الغضب، نظریة مالثوس وهلم جرا! أنها تقدم الناس أن یخافوا، وتحقیق أقل الولادة! ولكن الأمر یزداد سوءا. وتولد الأراضی الجائعة نفسها أكثر فأكثر. لذلك، إذا قال الغرب: "من صنعنی الجبن"، ویقول القرآن، "الذی خلق الجبن بالنسبة لنا؟" هناك الكثیر من الجبن: أنه یأتی إلى الجمیع: لا أحد یحتاج للقلق. من الممكن القول أن السرقة هی العكس أیضا! فی نظریة الغرب، سرقة الجیاع والفقراء! ولكن فی الثقافة القرآنیة، الفقراء فقراء ثریاء. والسبب بسیط: واحد منهم فقط سوف نسأل: من أین أتیت من؟ إنها سرقة: فهی تظهر كثروات. لأن هذا هو حق الآخرین فی ممتلكاتهم: القرآن یقول: فی الممتلكات الخاصة بك، وحق محفوظة للبقیة. علیك أن تدفعه: حتى لو كنت تعمل، أو كنت قد عملت، ولكن الفقراء والمعوقین: عیوب المتخلفة من العمل، هی فی الممتلكات الخاصة بك. إذا كان شخص مفرط، والبعض الآخر ل: سوء التغذیة. إذا كان أی شخص فی مصدر المیاه، فإنه لا یسمح لاستهلاك كل المیاه. لأن المصب سیكون عطشى. والأغنیاء هم فی الواقع أولئك الذین یجلسون فی الربیع، وهم یغلقون على السد.

Pendir mənə kim verdi?

Bəşəriyyətin bütün nəzəriyyələri yenidən yazılmalı və bəlkə də əksinə olmalıdır! Çünki Qərb şüşənin boş hissəsini görür və biz insanların gerçəkliyə gələcəyini tam şəkildə göstərməliyik. Amerika və Avropada iqtisadiyyat nəzəriyyəsi, resursların olmaması və onun əldə edilməsi üçün bir müharibəyə əsaslanır. Beləliklə, sonuncu nəzəriyyədə kitab: Kim mənim pendir hərəkət etdi! Bizdə Spencer Johnson, dörd kiçik olanlar var: Maze Maze. Və ya adlı bir kitab: Bütün kuramları özündə birləşdirən qurbağa aldan: iş və idarəetmə: marketinq və iqtisadiyyat. İnsan və ictimai elmlərin nəzəriyyəsi daha çox qorxudur: öldürmək üçün öldürün! İslamda isə bunun əksinədir. İslamda birlik və birləşmə məsələsi: dostluq və məhəbbət və fədakarlıq dərəcəsinə qədər, yəni fədakarlığa kömək etməkdir. Tərcümə belədir: Diri qalmaq üçün yaşayın! İqtisadiyyatın tərifi isə əksinədir: İslam iqtisadiyyatı deməkdir: resursların bolluğu və insan çatışmazlığı! Quranda bir neçə dəfə Allahın xeyir-duasını qəbul edərsən, heç bir məhdudiyyət yoxdur: heç kim üzülməməli və ya aşağı olmamalıdır: bu üzür. Hər kəsin qayğıları onsuz da hazırlanmışdır! Həzm sistemi bizim özümüzü yaratdığından, onunla uyğun olan materiallar yaratdı. Yalnız bir qələm: dənizlər və okeanlar, xalqın üç dəfə yeməsi: onlar yerdəyik. Beləliklə resursların olmaması səhvdir və ya başqa sözlə, küfrdür! Bərəkətin bolluğuna inanmaq Allahın lütfüdür. Tənqidi qaldıranlar özləri çatışmazlıq faktorudırlar! Əslində onlar böhrana girirlər. Məsələn, niyə Afrika xalqı ac? Ən zəngin mədən oları isə: Uran və Qızıl və: Ən Yaxşı Orman Resources və Ən Yüksək Sunlight: Ən Gbəyindədirsə, bütün suyun tükənməsinə icazə verilmir. Çünki aşağı axın susuz olacaq. Zənginlər, əslində, kimdir: yazda oturub və onlar barajda bağlanırlar.

 mahinnews.ir






نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :