ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

معماری ایرانی یا رومی؟

طرح معماری کلیسا در قرون وسطی، نشان می دهد که همگی مانند: دژی محکم در مقابل نور هستند! داخل آنهم فقط چند عدد شمع ، ولی معماری ایران بر ان تاثیر می گذارد و: بعد از رنسانس پنجره های بزرگی، تا زیر سقف برای دعوت نور به داخل درست می کنند. درون آن را هم نقاشی های هندسی و: گل بوته و در برخی موارد اسلیمی و: مینیاتوری انجام می دهند. میگویند داوینچی آنقدر نقاشی رنگ روغن، در کلیساها انجام داد که براثر: ریختن رنگ ها به چشمش بینایی خود را از دست داد. زیرا این روغنکاری ها و: نقاشی های سقف مشکل بود و برای جلوگیری از: ریزش رنگ به چشم، هیچ روشی کشف نشده بود. جالب این است که این طرح ترکیبی جدید کلیسا، در ایران بعنوان طرح معماری اروپایی! نامگذاری شد و افرادی که می خواستند: تحولی در ساخت مسجد بوجود آورند، از ان استفاده کردند که مهمترین آن، مسجد الجواد در میدان هفتم تیر تهران است. جالب تر آنکه حتی کلیساهای قرون وسطی، که به شکل قلعه ساخته می شدند، برداشتی ساده از معماری ایرانیان: در زمان ساسانیان بود و اغلب آنها، دارای دیوار های ضخیم و کنگره دار بودند. اینها البته طبیعی است، زیرا که رفت و آمد مردم در: کشورهای محتلف استفاده از طرح های انان را در پی دارد. اما مهم این است که نباید الینه شد، فرهنگ خود را از دست داد و: یا همه را مدیون فرهنگ دیگران دانست. اختلاط فرهنگی بین ایران و سایر کشورها، به زمان های دور بر می گردد. ایرانیان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، به عنوان مرکز جهان مطرح بوده اند: شرق و غرب عالم از ایران شروع می شد! به قول نقشه کش های معماری، نقطه آکس همه نقشه ها کوه دماوند بود. شمال دماوند برای همه دنیا شمال بود! جنوب آن جنوب محسوب می شد، شرق آن کشورهای آسیایی و غرب آن هم کشورهای غربی! به این جهت ایرانیان ساکن ترین مردم دنیا بودند. اما دیگر کشورها برای یافتن: مزارع و امکانات بهتر زیستی، دائما در حال حرکت بودند و اغلب آنها: به ایران هم حمله کرده اند! ولی غنای فرهنگی و تاریخی ایران، باعث شده که در مدت کوتاهی، حمله کنندگان خود، مدافع فرهنگ وادب و علم و دانش ایران شوند. و از ایران برای اداره کشور خودشان کمک بخواهند. نقش ایرانیان در دوران حکومت اعراب بنی عباس، کاملا واضح بود وحتی ترکان نیز، آداب را از ایرانیان آموختند. و سلسله هایی مثل غزنویان یا سلجوقیان ایجاد کردند. و این مراودات بین: ایران و اروپا هم بوده است. وچون به زمان ما نزدیکتر است باید: بیشتر مورد بررسی قرار گیرد تا: تاثیرات متقابل آن به نفع خارجی ها تمام نشود. زیرا برخی ها چنان لارج هستند! که همه هستی ایرانیان را متعلق به: یونان قدیم می دانند، حتی بافته های ذهنی فعلی خود را هم، به رومی ها نسبت می دهند!  در آثار تخت جمشید، و دوران قبل از اسلام، معماران ایرانی کوشش داشتند: انسان را به خدا متوجه کنند، از این رو برای همه انسان ها و نماد ها، بال های دوگانه تعبیه می نمودند! همه مردان هخامنش سر بسوی زمین دارند، ولی دو بال دارند که آنها را بالا می کشد، یا از آنها می خواهد که به آسمان توجه کنند. ولی در معماری جدید و غربی، انسان با یک کوله پشتی سنگین! عصا در دست پای در کفش نقاشی می کنند، در حالیکه سر او رو به اسمان است! یعنی او را که هوای خدایی شدن دارد، به زمین می چسبانند که قران می فرماید:( اثاقلتم الی الارض؟) آیا از سنگینی به زمین چسبیده اید؟ ودر جای دیگری می فرماید: کلمات خوب بسوی خدا بالا می روند. فلسفه هنر معماری در اسلام و ایران همین است که: انسان را بالاببرد. ولی هنر شیطانی می خواهد: او را زمین گیر کند و بگوید: همین است که هست و: چیز دیگری نیست!(بودور کی وار)

Iranian or: Roman architecture?

The architecture of the church in the Middle Ages shows that everyone is like a stronghold against light! Inside, there are only a few candles, but the architecture of Iran affects it: after the renaissance of large windows, they make up the roof underneath to invite light. Inside it, there are geometric drawings: flowering plants, and in some cases slalomic and miniature ones. They say that Da Vinci did such a painting of oil paintings in the churches as to lose sight of the color of his eyes. Because these lubricants and: ceiling paintings were difficult, and to prevent: color loss in the eye, no method was discovered. Interestingly, this new composition of the church, in Iran as a European architecture project! It was named after the people who wanted to make a change in the construction of the mosque, most notably the al-Jawad mosque in Tehran's 7th Tir Square. Interestingly, even the medieval churches built in the form of a castle were a simple notion of Iranian architecture: during the Sassanid era, and most of them had thick walls and congresses. This, of course, is natural, because the people's movement in: the countries that make use of their plans. But it's important that he should not be Eline, he lost his culture and either owes everyone to the culture of others. The cultural mix between Iran and other countries goes back to time. Iranians have been considered as the center of the world due to their geopolitical position: the East and West of the world began from Iran! In the words of architectural mappers, the point of all the maps of Mount Damavand was Ax. North Damavand was the north for the entire world! The south was south, the east of those Asian countries and the west of the western countries! For this reason, Iranians were the inhabitants of the world. But other countries were constantly on the move to find: farms and better bio-facilities, and most of them: have invaded Iran! But the cultural and historical richness of Iran has prompted the attackers to defend Iran's culture and science and knowledge in a short time. And they ask for help from Iran to run their own country. The role of Iranians during the Bani Abbas Arab era was quite clear, and even Turks learned the customs from Iranians. And created dynasties like Ghaznavids or Seljuks. And this relationship has been between Iran and Europe. And since it is closer to our time, it should be: more explored, so that its reciprocal effects do not end in favor of foreigners. Because some are so loose! Whoever knows all of Iranians belongs to: ancient Greece, they even attribute to their Romans even their current woven material! In the works of Persepolis and the pre-Islamic era, Iranian architects tried to: understand mankind in God, so that for all human beings and symbols, they had double wings! All Achaemenid men have head to ground, but have two wings that raise them, or they ask them to pay attention to the sky. But in the new and Western architecture, a man with a heavy backpack! The cane is painted in the shoes at the foot of the foot, while the head is hovering over it! That is, he tries him to be God-given to the earth, the Qur'an says: "Are you clinging to the ground and saying in another place: Good words go up to God. The philosophy of art in architecture is in Islam and in Iran. That is, mankind is elevated, but evil art wants to stumble upon him and say: that is what it is: there is nothing else!

الهندسة المعماریة الإیرانیة أو الرومانیة؟

بنیة الكنیسة فی العصور الوسطى تبین أن الجمیع هو مثل معقل ضد الضوء! فی الداخل، هناك سوى عدد قلیل من الشموع، ولكن الهندسة المعماریة من إیران یؤثر علیه: بعد نهضة النوافذ الكبیرة، فإنها تشكل السقف تحت لدعوة الضوء. داخله، هناك رسومات هندسیة: النباتات المزهرة، وفی بعض الحالات، السلافیة و: مصغرة منها. یقولون أن دا فینشی لم مثل هذه اللوحة من اللوحات الزیتیة فی الكنائس لتغیب عن باله من لون عینیه. لأن هذه مواد التشحیم و: لوحات السقف كانت صعبة، ومنع: فقدان اللون فی العین، لم یتم اكتشاف أی طریقة. ومن المثیر للاهتمام، وهذا التكوین الجدید للكنیسة، فی إیران كمشروع العمارة الأوروبیة! وكان اسمه هو الشعب الذی أراد إجراء تغییر فی بناء المسجد، وأبرزها مسجد الجواد فی ساحة تیر السابعة فی طهران. ومن المثیر للاهتمام، حتى الكنائس فی القرون الوسطى التی بنیت فی شكل قلعة كانت فكرة بسیطة من العمارة الإیرانیة: خلال العصر الساسانی، ومعظمهم من الجدران والمجالس سمیكة. وبطبیعة الحال، هذا أمر طبیعی، لأن حركة الشعب فی: البلدان التی تستفید من خططها. ولكن من المهم أن لا یكون إیلین، فقد ثقافته وإما مدینون للجمیع لثقافة الآخرین. والمزیج الثقافی بین إیران وبلدان أخرى یعود إلى الزمن. وقد اعتبر الإیرانیون مركزا للعالم بسبب موقفهم الجیوسیاسی: بدأ شرق وغرب العالم من إیران! على حد تعبیر مصممی الخرائط المعماریة، كانت نقطة جمیع خرائط جبل دماوند الفأس. شمال دماوند كان الشمال لجمیع أنحاء العالم! كان الجنوب جنوبا، شرق تلك الدول الآسیویة وغرب الدول الغربیة! لهذا السبب، كان الإیرانیون سكان العالم. ولكن بلدان أخرى كانت على الدوام على استعداد للعثور على: المزارع ومرافق بیولوجیة أفضل، ومعظمها: غزت إیران! ولكن الثراء الثقافی والتاریخی لإیران دفع المهاجمین للدفاع عن ثقافة إیران ومعرفتها ومعرفتها فی وقت قصیر. وهم یطلبون المساعدة من إیران لإدارة بلادهم. كان دور الإیرانیین خلال عهد بنی عباس العربی واضحا تماما، وحتى الأتراك عرفوا العادات من الإیرانیین. وخلقت سلالات مثل الغزنویة أو السلاجقة. وكانت هذه العلاقة بین إیران وأوروبا. وبما أنه أقرب إلى عصرنا، فإنه ینبغی أن یكون: أكثر استكشاف، بحیث لا تنتهی تفاعلاتها لصالح الأجانب. لأن بعضها فضفاضة جدا! كل من یعرف كل الإیرانیین ینتمون إلى: الیونان القدیمة، بل أنها تعود إلى الرومان حتى المواد المنسوجة الحالیة الخاصة بهم! فی أعمال برسبولیس و عصر ما قبل الإسلام، حاول المهندسون المعماریون الإیرانیون: فهم البشریة فی الله، حتى أن لجمیع البشر والرموز، كان لدیهم أجنحة مزدوجة! كل الرجال الأخمینیین یتوجهون إلى الأرض، ولكن لدیهم جناحین یرفعونهم، أو یطلبون منهم أن یلتفتوا إلى السماء. ولكن فی العمارة الجدیدة والغربیة، رجل مع ظهره الثقیلة! یتم رسم قصب فی الأحذیة عند سفح القدم، فی حین أن الرأس تحوم فوق ذلك! وهذا هو أنه یحاول أن یكون الله تعطى للأرض، القرآن یقول: "هل أنت تشبث الأرض؟" فی مكان آخر یقول: كلمات جیدة ترتفع إلى الله، فلسفة الفن فی العمارة فی الإسلام وفی إیران. الرجل لرفع ولكن یرید الفن الشیطان له مستنقع ویقول: لهذا السبب هناك: لا شیء!

İran və ya Roma mimarisi?

Orta əsrlərdəki kilsənin memarı hər kəsin işıq əleyhinə qala kimi olduğunu göstərir. İçəridə bir neçə şam var, ancaq İranın memarlığı onu təsir edir: böyük pencerelərin arxasınca, işıq işıqlandırmaq üçün çatı altında qalırlar. İçəridə həndəsi şəkillər var: çiçəkli bitkilər və bəzi hallarda slavik və miniatürlər. Da Vinci, kilsələrdəki yağlı boya rəsmlərini gözlərinin rəngini görməməsi üçün belə bir şəkil etdi. Çünki bu yağlar və tavan rəsmləri çətin idi və qarşısını almaq üçün: gözdə rəng itkisi heç bir üsul aşkar edilmədi. Maraqlıdır ki, kilsənin bu yeni tərkibi, İranda Avropa məkanı layihəsi kimi! Məscidin tikintisində dəyişiklik etmək istəyən insanların adını, xüsusilə də Tehranın 7-ci Tür meydanında əl-Cəvad məscidini adlandırdılar. Maraqlıdır ki, hətta bir qala şəklində inşa edilən orta əsr kilsələri İran arxitekturasının sadə bir fikri idi: Sasanilər dövründə və onların əksəriyyəti qalın divarları və kongreləri idi. Əlbəttə ki, bu, təbii ki, xalq hərəkatıdır: onların planlarından istifadə edən ölkələr. Ancaq Elin olmamalı, mədəniyyətini itirmiş və ya hər kəsin başqalarının mədəniyyətinə borclu olması vacibdir. İran və digər ölkələr arasındakı mədəni qarışıqlıq zamanla geri qayıdır. İranlılar dünya geosiyasi mövqeyinə görə dünyanın mərkəzi hesab olunurlar: dünyanın Şərqi və Qərbi İrandan başladı! Arxitektura xəritəçiləri sözləri ilə bütün xəritələrin nöqtəsi Damavand dağı idi. Şimali Damavand bütün dünya üçün şimal idi! Cənub cənub, bu Asiya ölkələrinin şərqi və qərb ölkələrinin qərbi idi! Buna görə İranlılar dünyanın sakinləri idi. Amma digər ölkələr daim tapdılar: təsərrüfatlar və daha yaxşı bio-qurumlar və onların əksəriyyəti: İranı işğal etdi! Ancaq İranın mədəni və tarixi zənginliyi təcavüzkarların İranın mədəniyyətini, elmini və biliklərini qısa müddətdə müdafiə etməsinə səbəb oldu. Onlar öz ölkələrini idarə etmək üçün İrandan kömək istədi. Bani Abbas dövründə İranlıların rolu olduqca aydın idi və hətta türklər də İranlılardan gələn kökləri öyrəndilər. Qəznavilər və ya Səlcuql





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

بیماری خیلی سالم ها!

روزی کودکی بربام خانه ای ایستاده بود، مردی براو بانگ زد: برو عقب می افتی! او از ترس آنقدر عقب رفت که: از آن طرف بام افتاد و مرد! این داستان کسانی است که یا افراط می کنند یا تفریط، و به یکی از این راهها هم می میرند! دکتر سلطان زاده در انجمن ام اس  در هتل اسپیناس گفت: «بیماری ام اس برای آنهایی است که: تا حالا بیمار نشدند! زیرا بیماری باعث تقویت: سیستم دفاعی بدن می شود» اشخاص یا خانواده هایی که برای رهایی از درد بیماری، آن را با داروها دفع می کنند، جلوی فعالیت دفاعی بدن را می گیرند، به همین دلیل سیستم بیکار شده، بصورت انفعالی، یا فعال دفعی! ظاهر می شود. یعنی یا اینکه سیستم ایمنی بدن، خودش آنتی بادی شده، و میکرب بدن می شود، و با حملات ناگهانی شخص را فلج می کند! و یا اینکه در اثر تنبلی، در مقابل یک سرما خوردگی هم، قدرت دفاع خود را از دست می دهد. در حالت اول ام اس هست، در حالت دوم ایدز. لذا برای جلو گیری از هر دو نوع بیماری، باید با تب یا سرما خوردگی ساخت! و زیاد ناراحت نشد. مثلا بچه شما تب می کند، فوری با دارو او را تسکین ندهید! بگذارید بدن او مبارزه کند و: بر ویروس بیماری پیروز شود. به همین دلیل بیماری ایدز یا ام اس، بیشتر مربوط به کسانی است که: متمدن تر و مرفه تر هستند، به قول امروزی، پاستوریزه هستند! و از هر بیماری قبلی مبرا می باشند. در اجتماع هم همینطور است: افراط و تفریط هردو ممکن است: جامعه را به پرتگاه ببرد و بهترین راه، راه تعادل یا اعتدال است (خیر الامور اوسطها) چنانچه حضرت علی ع میفرماید( الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطا هی الجاده) که چپ و راست رفتن اشتباه است، و راه اصلی همان راه وسط است. قرآن هم می فرماید: خداوند شما را امت وسط قرار داد (و جعلناکم امتا وسطا) البته در تعریف امت وسط هم، نباید تفسیر به رای شود: هرکس خود را وسط بداند! و دیگران را چپ و راست بخواند. بلکه بر عکس، باید قران و احکام آن و مجریان و مفسران آن را، امت وسط بدانیم و بقیه را که: از انها پیشی می گیرند یا عقب می مانند و: یا به چپ و راست می روند، منحرف  بدانیم. مثلا در زمان ما، گروههای سیاسی زیادی خود را چپ می خوانند، و طرف مقابل را راستگرا می دانند. براساس تاریخ مجلس فرانسه، مخالفان دولت یا فراکسیون مخالف، در سمت چپ می نشستند، و خود را چپگرا می دانستند. ظهور انقلاب اسلامی به این دو دستگی خاتمه داد: و شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی را مطرح کرد. این شعار مترقی که برگرفته از: آیات قران هم هست:( سوره نور: لاشرقیه و لاغربیه) بسرعت جای خود را در بین مردم باز کرد. ولی قدرت های چپ و راست، این را باور نکردند! آنها دنیا را بر دو دسته تقسیم کردند: یا با ما، یا برعلیه ما! گفتند: کسی که با ما نیست، برعلیه ما است. طبیعتا مزدوران آنها هم، به همین معتقد هستند. لذا برای حفظ ایران از دست کمونیست ها! به کسانی که آمریکایی هستند، یا تابعیت آنجا را دارند! متوسل می شوند. آمریکایی ها هم برای دشمنان خود، نامی جز کمونیست یا به تعبیر امروزی: تروریست نمی شناسند، یا نمی خواهند یشناسند. این جدا سازی ها در اقتصاد و سیاست و فرهنگ و: همه ابعاد بشری خود را نشان می دهد. سینمای راستگرایان، با سینمای چپ گرایان فرق می کند! کتب آنها تفاوت می کند. اما هردو اینها در مقابل اسلام متحد هستند! به گفته استاد شهید مطهری: امپریالیسم و کمونیزم دو لبه یک قیچی هستند، که می خواهند اسلام را قطع کنند. اما انتخاب مردم جهان، راهی برای آنها باقی نگذاشت و: دیدیم که یک تیغه آن از بین رفت، و تیغه دوم هم در حال ازبین رفتن است. وبرای این کار به همت: راهپیمایان تسخیر واشنگتن نیاز است.

Very Sick!

One day, a child stood by my house, a brave man exclaimed: Go back! He went back so afraid that he fell from the side of the roof and died! This is the story of those who either exaggerate or die, and die in one of these ways! Dr. Soltanzadeh said in the MSS forum at Spinase Hotel: "MS is a disease for those who: have not been ill!" Because the disease strengthens: the body's defense system. "Individuals or families who get rid of pain relieve it with medications, prevent their defense activity, which is why the system is idle, passive or active Excuse! Appears. Namely, the body's immune system itself becomes antibodies and germs, and cripples the person with sudden attacks! Or, as a result of laziness, in the face of a cold, it loses its power of defense. In the first case, there is MS, in the second case AIDS. Therefore, to prevent both types of disease, you should develop fever or cold! And not much upset. For example, your baby fever, do not relieve him immediately! Let his body fight and: win the disease virus. For this reason, AIDS or MS is more related to those who are more civilized and more prosperous, as they are today, are pasteurized! And are forbidden from any previous illness. It is also in the community: Extreme extremism may either: take society to the abyss, and the best way is the path to equilibrium or moderation. If Imam Ali says that the left and the right are going wrong, and the main way is the middle way. The Qur'an also says: "The Lord has made you the midst of the Ummah. However, in defining the Ummah in the middle, one should not be interpreted: everyone knows in the middle! And read others left and right. On the contrary, we must recognize the Qur'an and its rulings and its followers and commentators, the middle Ummah, and the rest who: they overtake or retreat from them: either go to the left and right, to pervert. For example, in our time, many political groups call themselves left, and they see the other side as the right. According to the French parliament's history, opponents of the government or the opposition were left on the left, and they considered themselves to be left-wingers. The emergence of the Islamic Revolution ended in two forms: the slogan of nine eastern and western states of the Islamic Republic. This progressive slogan derived from the Qur'anic verses also quickly opened its doors to the people. But the left and right powers did not believe it! They divided the world into two categories: either with us, or against us! They said: "Whoever is with us is against us." Naturally, their mercenaries also believe in it. So to keep Iran from the hands of the Communists! To those who are Americans, or citizenship there! Resorting to. The Americans also call their enemies a Communist or, as they say, today: they do not know the terrorists or they do not want to know. These divisions in economics, politics, and culture show all their human dimensions. Right-wing cinema differs from leftist cinema! Their books are different. But both of these are united against Islam! According to Shahid Motahari's professor, imperialism and communism are two-edged scissors who want to cut off Islam. But the choice of the people of the world did not leave a way for them: we saw that a blade was destroyed, and the second blade was already dying. And to do this, we need the marchers to conquer Washington.

مریض جدا!

یوم واحد، وقفت الطفل بیتی، هتف رجل شجاع: العودة! عاد مرة أخرى خوفا من أنه سقط من جانب السقف وتوفی! هذه هی قصة أولئك الذین إما المبالغة أو یموتون، ویموت فی واحدة من هذه الطرق! وقال الدكتور سلطانزاده فی منتدى مس فی فندق سبیناز: "مرض التصلب العصبی المتعدد هو مرض لأولئك الذین: لم یكن مریضا!" لأن هذا المرض یقوی: نظام دفاع الجسم ". الأفراد أو الأسر التی تتخلص من الألم تخففها بالأدویة، وتمنع نشاطها الدفاعی، وهذا هو السبب فی أن النظام خامل أو سلبی أو نشط مطرح! یبدو. وبصفة خاصة، یصبح الجهاز المناعی للجسم نفسه أجسام مضادة وجراثیم، ویشل الشخص بهجمات مفاجئة! أو، نتیجة للكسل، فی مواجهة البرد، فإنه یفقد قوته للدفاع. فی الحالة الأولى، هناك مرض التصلب العصبی المتعدد، فی الحالة الثانیة الإیدز. لذلك، لمنع كلا النوعین من المرض، یجب علیك تطویر الحمى أو البرد! ولیس بالضیق كثیرا. على سبیل المثال، حمى طفلك، لا تخفیف له على الفور! السماح له الجسم القتال و: الفوز فیروس المرض. لهذا السبب، فإن مرض الإیدز أو مرض التصلب العصبی المتعدد هو أكثر ارتباطا لأولئك الذین هم أكثر حضاریة وأكثر ازدهارا، كما هی الیوم، هی المبستر! ویحظر علیهم أی مرض سابق. بل هو أیضا فی المجتمع: التطرف المتطرف قد إما: اتخاذ المجتمع إلى الهاویة، وأفضل طریقة هی طریق التوازن أو الاعتدال، وإذا قال الإمام علی أن الیسار والیمین تسیر على خطأ، والطریقة الرئیسیة هی الوسیلة الوسطى. القرآن یقول أیضا: "لقد جعلك الرب وسط الأمة، ومع ذلك، فی تعریف الأمة فی الوسط، لا ینبغی أن یفسر المرء: الجمیع یعلم فی الوسط! وقراءة الآخرین الیسار والیمین. على العكس من ذلك، یجب أن نعترف بالقرآن وأحكامه وأتباعه ومعلقیه، والأمة الوسطى، والبقیة الذین: یتغلبون علیها أو یتراجعون منها: إما یذهبون إلى الیسار والیمین، للتراجع. على سبیل المثال، فی الوقت الحاضر، العدید من الجماعات السیاسیة تسمى نفسها الیسار، ویرون الجانب الآخر هو الحق. ووفقا لتاریخ البرلمان الفرنسی، ترك معارضو الحكومة أو المعارضة على الیسار، واعتبروا أنفسهم من الیسار. وانتهى ظهور الثورة الإسلامیة فی شكلین: شعار تسع ولایات شرق وغربیة فی الجمهوریة الإسلامیة. هذا الشعار التدریجی المستمد من الآیات القرآنیة فتح أیضا أبوابه للشعب. ولكن القوى الیسرى والیمنى لم یصدق ذلك! لقد قسموا العالم إلى فئتین: إما معنا، أو ضدنا! قالوا: "من هو معنا ضدنا". وبطبیعة الحال، یؤمن المرتزقة بهم أیضا. حتى تبقى إیران من أیدی الشیوعیین! بالنسبة لأولئك الأمیركیین، أو المواطنة هناك! اللجوء إلى. كما یدعی الأمریكیون أعدائهم الشیوعیین، أو كما یقولون الیوم: أنهم لا یعرفون الإرهابیین أو أنهم لا یریدون أن یعرفوا. هذه الانقسامات فی الاقتصاد والسیاسة والثقافة تظهر جمیع أبعادها الإنسانیة. السینما الیمینیة تختلف عن السینما الیساریة! كتبهم مختلفة. ولكن كلاهما متحدان ضد الإسلام! وفقا لأستاذ شهید مطهری، الإمبریالیة والشیوعیة مقصان ذو حدین یریدان قطع الإسلام. ولكن اختیار شعوب العالم لم یترك طریقا لهم: رأینا أن شفرة قد دمرت، والنصل الثانی كان یموت بالفعل. ولكی نفعل ذلك، نحن بحاجة إلى المسیرة لقهر واشنطن.

Çox xəstə!

Bir gün mənim evimdə bir uşaq durdu, cəsur bir adam dedi: "Geri qayıdın! O, çox qorxdu ki, damın yanından düşüb öldü! Bu, şişirtmək və ya ölmək və bu yollardan birində ölmək istəyənlərin hekayəsidir! Dr. Soltanzadə Spinase Hotel-də MSS forumunda dedi: "MS xəstə olmadıqları üçün bir xəstəlikdir!" Çünki gücləndirilməsi "narkotik ilə ağrı yardım üçün fiziki və ya ailə dəf immun sistemi, bədənin müdafiə inhibitor ilə iş passiv və ya aktiv, niyə sistemi, işsiz Bağışlayın! Görünür. Bətnin immun sistemi özü antikor və mikroblara çevrilir və qəfil hücumları olan insanları zədələyir! Ya da, tənbəllik nəticəsində, soyuqluq qarşısında müdafiə gücünü itirir. Birinci halda MS ikinci, AİDS var. Buna görə, hər iki növ xəstəliyin qarşısını almaq üçün ateşi və ya soyuqluğu inkişaf etdirməlisiniz! Və çox kədərlənmir. Məsələn, körpə atəşi, onu dərhal azad etmə! Onun bədəni mübarizə etsin və: xəstəliyin virusunu qazan. Bu səbəblə QİÇS və ya birdən çox skleroz üçün bu gün etibarilə daha firavan, daha sivil olan ən pasterizə edilir! Hər hansı əvvəlki xəstəlikdən qadağan edilir. Və başqalarını sol və sağ oxuyun. Məsələn, bizim dövrümüzd





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

همایش های بی نتیجه.

جشن ها و همایش هایی که بانک ها برگزار می کنند، از تیررس هر منتقدی به دور است! زیرا همه خبرنگاران و اهل قلم دعوت نمی شوند، و تعداد معدودی هم که دعوت می شوند، یا سکه و اهدایی می گیرند! و یا شکمشان پر می شود از نان ربوی. اما اگر یک بررسی مختصری هم انجام بگیرد، خواهیم دید این همایش فقط برای: خود بانکها نتیجه دارد، چون می توانند هر روز نرخ بهره ها را بالا ببرند. و این همه ولخرجی ها برای آن است که: از اسلام پوششی برای عملیات بانک ربوی بسازند! و باخیال راحت به بهانه وام، فعالان اقتصادی را شناسایی و: بعدا به دلایل بهره ها و دیرکرد و جرائم، آنها را دستگیر و زندانی کنند. که این امر یعنی خودکشی و: حذف فیزیکی قدرت های فعال جامعه: در سطوح اقتصادی است. تا کنون از شورای فقهی بانکها، برای توجیه بهره های بالا استفاده می کردند! اخیرا که انتقاداتی به شورای فقهی شده، آنها در هیچ یک از مناظره ای حاضر نشدند. یکی از منتقدان گفته که« فقیه باید اول پول را بشناسد، تا بتواند راجع به آن نظر بدهد. نه اینکه از اقتصاد دان بپرسد» و براساس توجیهات او نظر اسلامی را بیان کند. زیرا اقتصاد دانان ایرانی، همگی گرین کارت دارند و دو تابعیته هستند. کسانی که دو تابعیته هستند، معلوم است که تابعیت دوم را خیلی دوست داشته اند که: حاضر شدند از ملیت آبا و اجدادی خود صرف نظر کنند. و این علاقه آنها به تابعیت دوم، که همان تابعیت آمریکایی است، اجازه نمی دهد اصلا به فکر اسلام باشند. از نظر آنها ایرانیان و مسلمانان، یک مشت تروریست هستند و: از اقتصاد و پول سر در نمی اورند! لذا هرچه به آنها گفته شود می پذیرند. فلسفه اسلامی پول مانند: تئوری های دست نخورده و اولیه اقتصادی، یک وسیله مبادلاتی است. اما اقتصاد پیشرفته یا افراد غیر مومن، از پول هدف ساخته اند! یعنی افزایش صفر های عدد موحودی آنها مهم است، نه اینکه آن را از کجا آورده اند. این به آن معنی است که ما به دزدان! احترام بگذاریم چون: اموال زیادی دارند ولی این اموال را، از راه دزدی و غارت و چپاول به دست آورده اند. ولی آنها این را قبول ندارند و میگویند: مسایل سیاسی یا مذهبی را، داخل اقتصاد نکنید! آنها معتقدند زمین مال قیصر است و: آسمان برای خدا! یعنی در زمین نباید از خدا صحبت کرد، و از حاکمیت خدا دفاع نمود. باید در آسمان ها باخدا صحبت کنید. هنوز هم در ته صحبت های این اقتصاد دانان، همین است که ما خدا را از زمین با زحمت دور کردیم! و به اسمان ها فرستادیم چرا شما، می خواهید دوباره او را به زمین برگردانید! الان شورای فقهی مثلا: حجت الاسلام حسن نظری، چه حرفی میتواند در مقابل دکتر نهاوندی، مشاور اقتصادی رئیس جمهور داشته باشد؟ یا سید عباس موسویان چه چیزی در مقابل: آقای نوبخت می تواند بگوید؟ همه تریبون ها در اختیار اقای نوبخت است، و او بالاتر از یک مجتهد رای صادر می کند که: عملیات بانک ها ربوی نیست! کدامیک از اعضای فقهی جرات می کنند: حرفی بزنند یا مصاحبه ای خلاف انجام دهند؟ زیرا  شرط وجودی آقایان در شورای فقهی! تایید عملکرد بانک ها است، زیرا همه آنها به حکم رئیس کل بانک مرکزی منصوب می شوند! و با یک دست خط هم میشود: آنها را برکنار کرد. لذا همه سازوکار ها دیده شده، یا خریداری شده! تا صدایی از جایی بلند نشود. اگر کسی هم حرفی زد، گوش شنوایی نباشد و بایکوت شوند. آنها را شوخی! تلقی کرده و اظهار نظر های شخصی و: بی اهمیت جلوه دهند. اما تا کی می خواهند به این کار ادامه بدهند؟ آیا نمی ترسند از روزی که مانند: اوایل انقلاب مردم بانکها را آتش بزنند؟ به نظر می رسد هم انقلابی بودن، و هم آتش به اختیار بودن، حکمش قبلا صادر شده است!

Consequent Conferences.

The celebrations and conferences held by the banks are out of control of any critic! Because not all journalists and writers are invited, and there are only a few who are invited, or coins and donations! Or their belly is filled with bread. But if a brief survey is done, we will see this conference only for the banks themselves, because they can raise interest rates on a daily basis. And all this exhausting is to: Build Islam from the cover of Operation Rebab Bank! And it's easy to identify economic activists on the pretext of a loan, and then arrest and imprison them for reasons of profits and delinquency and crimes. This means suicide and: the physical removal of the active powers of society: at the economic level. So far, the banks have been using the jurisprudence council to justify the high interest! Recently, with criticism of the Islamic Jurisprudence Council, they did not attend any of the debates. One critic has said that "the jurisprudent must first recognize the money, so that he can comment on it. Not to ask the economist "and, based on his justifications, expresses the Islamic point of view. Because Iranian economists are all green and have two nationalities. Those who are dual citizenship, it turns out, have liked the second nationality: they were willing to abandon their ancestral nationalities. And their interest in second citizenship, which is the same American citizenship, does not allow them to contemplate Islam at all. In their view, the Iranians and the Muslims are a handful of terrorists: they do not have the economy and money! So whatever they say, they will be accepted. Islamic philosophy of money, such as the intact and basic economic theories, is a means of exchange. But the advanced economy or non-believers have made the money! That is, increasing the number of their number is important, and not where it was brought from. This means that we are robbers! Respect because they have a lot of property, but they have gained these property through the theft and robbery and robbery. But they do not accept this and say: Do not invest in the political or religious issues! They believe the land is the property of Qaisar and: heaven for Allah! That is, in the land he should not speak of God, and he defended the sovereignty of God. You should talk to the sky in the heavens. It's still at the bottom of the talk of these economists that we have forsaken God from the earth effortlessly! We sent to the hills why do you want to bring him back to earth again! Now, the jurisprudential council, for example: Hojatoleslam Hasan Nazari, what can they say about Dr. Nahavandi, the president's economic advisor? Or Sayyid Abbas Mousavian What's in front of: Mr. Nobakht can say? All tribunes are in the hands of Nobakht, and he will issue a higher than a mujtahid vote: Operation of banks is not rampage! Which members of the jurisprudence are daring to say something or make an interview? Because the condition of the existential of the gentlemen in the council of jurisprudence! The confirmation of the performance of the banks is because they are all appointed by the order of the head of the central bank! And with a handwriting: they dismiss them. So all the mechanisms are seen or bought! Do not get upright. If someone spoke, do not listen and be boycotted. Make them joke! Consider personal comments and make them unimportant. But how long will they continue to do this? Do not be afraid of the day when, like the early days of the people's revolution, the banks burned the banks? It seems both revolutionary, and fire is arbitrary, its ruling has already been issued!

المؤتمرات اللاحقة.

الاحتفالات والمؤتمرات التی تعقدها البنوك هی خارجة عن سیطرة أی ناقد! لأن لیس كل الصحفیین والكتاب مدعوون، وهناك سوى عدد قلیل من المدعوین، أو النقود والتبرعات! أو بطنهم مملوء بالخبز. ولكن إذا تم إجراء مسح موجز، وسوف نرى هذا المؤتمر فقط للبنوك أنفسهم، لأنها یمكن أن ترفع أسعار الفائدة على أساس یومی. وكل هذا مرهق هو: بناء الإسلام من غلاف عملیة بنك ریباب! وقرض ذریعة مریحة وهمی ورجال الأعمال على تحدید وفی وقت لاحق لأسباب الفائدة والرسوم والغرامات المتأخرة، تعتقل وتسجن لهم. وهذا یعنی الانتحار و: الإزالة المادیة للسلطات النشطة للمجتمع: على المستوى الاقتصادی. وحتى الآن، كانت البنوك تستخدم مجلس الفقه لتبریر مصلحة عالیة! فی الآونة الأخیرة، مع انتقاد مجلس الفقه الإسلامی، لم یحضروا أی من المناقشات. وقال أحد الناقدین إن "الفقه یجب أن یعترف أولا بالمال، حتى یتمكن من التعلیق علیه. ألا یسأل الخبیر الاقتصادی "، ویعبر عن وجهة نظره الإسلامیة، استنادا إلى مبرراته. لأن الاقتصادیین الإیرانیین جمیعا خضراء ولها جنسیتان. وقد اتضح أن من یحملون الجنسیة المزدوجة قد أحبوا الجنسیة الثانیة: كانوا على استعداد للتخلی عن جنسیات أجدادهم. واهتمامهم بالمواطنة الثانیة، وهی نفس الجنسیة الأمریكیة، لا تسمح لهم بالتفكیر فی الإسلام على الإطلاق. فی رأیهم، الإیرانیین والمسلمین حفنة من الإرهابیین: لیس لدیهم الاقتصاد والمال! لذلك مهما قلت، أنها سوف تكون مقبولة. الفلسفة الإسلامیة للمال، مثل النظریات الاقتصادیة السلیمة والأساسیة، هی وسیلة للتبادل. ولكن الاقتصاد المتقدم أو غیر المؤمنین جعلوا المال! وهذا یعنی أن زیادة عددهم مهم، ولیس من حیث جلبت منه. وهذا یعنی أننا لصوص! الاحترام لأن لدیهم الكثیر من الممتلكات، لكنها اكتسبت هذه الممتلكات من خلال السرقة والسطو والسرقة. لكنهم لا یقبلون ذلك ویقولون: لا تستثمر فی القضایا السیاسیة أو الدینیة! وهم یعتقدون أن الأرض ملك لقصر و: السماء لله! أی فی الأرض لا ینبغی أن یتكلم عن الله، ودافع عن سیادة الله. یجب أن تتحدث إلى السماء فی السماء. لا یزال فی الجزء السفلی من الحدیث عن هؤلاء الاقتصادیین أننا قد تخلى الله عن الأرض دون عناء! أرسلنا إلى التلال لماذا ترید إحضاره مرة أخرى إلى الأرض مرة أخرى! الآن إن مجلس مجمع الفقه المثال: حجة الاسلام حسن نظری، ماذا یمكن أن یقول الدکتور نهاوندی ، المستشار الاقتصادی للرئیس أن یكون؟ أو سید عباس موسویان ماذا أمام السید نوبخت؟ فی وقت لاحق من القاضی یحكم جمیع المنصات للسیدالنوبخت ، وقالت إن العملیة لیست انتقد بنوك الربا! أی من أعضاء الفقه جریئة أن یقول شیئا أو إجراء مقابلة؟ لأن شرط الوجود من السادة فی مجلس الفقه! التأكید على أداء البنوك هو لأنها كلها تعین بأمر من رئیس البنك المركزی! ومع الكتابة الیدویة: أنها رفض لهم. لذلك ینظر إلى جمیع الآلیات أو اشترى! لا تستقیم. إذا تحدث شخص ما، لا تستمع وتقطعه. جعلها نكتة! النظر فی التعلیقات الشخصیة وجعلها غیر مهمة. ولكن كم من الوقت سوف تستمر فی القیام بذلك؟ لا تخافوا من الیوم الذی أحرقت فیه البنوك، مثل الأیام الأولى لثورة الشعب؟ یبدو على حد سواء الثوریة، والنار تعسفی، وقد صدر حكمها بالفعل!

Sonrakı Konfranslar.

Banklar tərəfindən təşkil edilən qeyd etmələr və konfranslar tənqidçilərin nəzarəti altındadır! Çünki bütün jurnalistlər və yazıçılar dəvət olunmur, yalnız dəvət olunan bir neçə nəfər və ya pullar və bağışlar var! Yoxsa qarınları çörək ilə doldurulur. Ancaq qısa bir araşdırma edilərsə, biz bu konfransı yalnız bankların özləri üçün görəcəyik, çünki onlar gündəlik faiz dərəcələrini yüksəldə bilərlər. Bütün bunlar yorulmaqdadır: İslamı Əməliyyat Rebab Bankının örtüsündən qurun! İqtisadi aktivistləri kreditin bəhanəsi iləəyyənləşdirmək asan olur, sonra da mənfəət, cinayət və cinayətlər səbəbi ilə onları həbs və həbs edirlər. Bu, intihar deməkdir və: cəmiyyətin fəal səlahiyyətlərinin fiziki aradan qaldırılması: iqtisadi səviyyədə. Bu günə qədər banklar yüksək faizləri haqq qazandırmaq üçün hüquq mühafizə şurasından istifadə edirlər! Bu yaxınlarda İslam Hüquqşünaslıq Şurasını tənqid edərək, heç bir müzakirəyə qatılmadılar. Bir tənqidçi deyib ki, "fəqih ilk olaraq pulları tanıyacaq, ona görə bunu şərh edə bilər. İqtisadçıdan soruşmaq deyil "və onun əsasları əsasında İslam baxımından ifadə olunur. Çünki İran iqtisadiyyatı bütün yaşıl və iki millətə sahibdir. İki vətəndaşlıq olanlar, ikinci vətəndaşlığı xoşlayırlar: atalarının millətlərini tərk etməyə hazırdılar. Eyni Amerika vətəndaşı olan ikinci vətəndaşlığa olan maraq onların İslamı düşünməsinə imkan vermir. Onların fikrincə, İranlılar və Müsəlmanlar bir neçə terroristdir: iqtisadiyyatı və pulları yoxdur! Onların dedikləri hər şeyi qəbul edərlər. Müqayisəli və əsas iqtisadi nəzəriyyələr kimi İslam fəlsəfəsi, bir valyuta vasitədir. Ancaq inkişaf etmiş iqtisadiyyat və ya inanmayanlar pul qazandırdılar! Yəni onların sayının artırılması vacibdir və onun gətirdiyi yerdən deyil. Bu soyğunçu olduğumuz anlamına gəlir! Hörmət edin, çünki çoxlu mal var, amma oğurluq, quldurluq və quldurluq vasitəsilə bu əmlakı qazanmışlar. Ancaq bunları qəbul etmir və deyirlər: Siyasi və ya dini məsələlərə investisiya etməyin! Onlar torpaq Qaysarın əmlakıdır və Allah üçün cənnət olduğuna inanırlar! Yəni, torpaqda Allahdan danışmır və Allahın hökmranlığını qorudu. Göylərdə göylərlə danışmaq lazımdır. Hələ də bu iqtisadçıların söhbətinin altındakı yerdəyik ki, Allahı yerdən sarsıtdıq. Təpələrə göndərdik, niyə təkrar dünyaya gətirmək istəyirsən? İndi, fəqihlər şurası, məsələn: Hojatoleslam Hasan Nazari, prezidentin iqtisadi məsləhətçisi Dr. 





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

شهدا و جانبازان جهانی نباید رها شوند.

سه هزار نفر از مسلمانان، در یک حمله ارتش میانمار کشته شدند! آیا کسی هست که به خانواده های آنان رسیدگی کند؟ یا به مجروحان آن ها کمک رسانی نماید. از نظر ما بنیاد شهید ایران باید شهدا و جانبازان جهانی را، مانند شهدا و جانبازان ایرانی، تحت پوشش قرار دهد. زیرا آنها برای تمدن اسلامی شهید، و در راه خدا کشته شده اند. آنها میتوانستند مثل هزاران مسلمان چینی! یا هندی به دین هندی و بودایی ملحق شوند، نه تنها عزت و مقام و شوکت پیدا کنند، بلکه از آنها بعنوان ابزار تبلیغات استفاده شود، و هر روز در یک سفر و گردش باشند! و میهمان بودائیانی شوند که به شکرانه این کار، در مقابل توتم ها و بت های خودشان قربانی می کنند! و صدقه می دهند. اما آنها دین خدا را ترجیح دادند، و براین امر استقامت کردند تا کشته شدند. طبق نص صریح قران، کسانی که در راه خدا مقاومت کرده و کشته می شوند، مرده نیستند بلکه زنده هستند و نزد خدا روزی دارند. به تبع کسانی که در این راه زخمی شدند، یا تا مرز مرگ رفته اند، دست کمی از شهدا ندارند، بلکه شهید زنده هستند. لذا در اینکه کشته شدگان میانمار هم، مانند کشته شدگان حزب الله یا نوارغزه، شهید محسوب می شوند، اصلا نباید شک کرد. لکن سازو کار کمک به آنها چگونه باشد؟ این امر بسیار روشن است که: انتقام خون آنها و رسیدگی به وضعیت بازماندگان شان، به عهده ولی امر مسلمین می باشد. وقتی گفته می شود: ولی امر مسلمین منظور ولی امر شیعیان، یا اهل سنت نیست بلکه همه مسلمانان، مخصوصا آنهاییکه در راه اسلام جانفشانی کرده اند. لذا فرقی نمی کند که مدعی: ولی امر بودن چه کسی باشد: آنکه در ریاض نشسته و خود را خادم الحرمین می داند! یا آنکه در الازهر است و مدعی: هدایت جهان به سوی اسلام است. چه آنکه در نجف یا اسلام اباد و قم و تهران هست. به همین جهت مثلا در ایران، بنیاد شهید زیر نظر مستقیم مقام معظم رهبری است. زیرا خون شهیدان بالاترین ارزش در اسلام است، و کسی باید از آن پاسداری کند که: به همه ارزشهای اسلام پایبند باشد. و در این امر نباید ملی گرایی و قومیت دخالت کند، مثلا بگویند شهدای ایران! بله رئیس جمهور و یا دولت و مجلس ایران یا هر کشور دیگری ، میتوانند این موضوع را ادعا کنند، چون متعلق به یک مرز هستند، و ادعای جهانی ندارند. اما کسی که ولی امر مسلمین است، این به معنی آنست که توانایی دارد: به تمام مسلمین رسیدگی و از انان سرپرستی، و بر آنان ولایت داشته باشد. البته طبیعی است که به تنهایی، همه این امور را نمیتواند و نباید برعهده بگیرد، بلکه باید در راس هدایت و کنترل: این موضع باشد. در جهانی که هرم سازمانی مشخصی دارد، باید از همان سازوکار ها استفاده شود. مثلا در سازمان ملل، کمیته ای به عنوان رسیدگی به: امور شهدا و جانبازان ایجاد شود. همانطور که برای پناهندگان، این موضوع مورد توجه بوده و: کمیساریای عالی پناهندگان وجود دارد. حتی اشکالی هم ندارد که این بنیاد یا کمیساریا، برای همه ادیان و همه انسان ها باشد(مانند شهدای سیاهپوست یا سرخپوست). و در سرشاخه اسلامی، این موضوع مورد بحث قرار گیرد. اگر در سازمان ملل قدرتی ندارند، در سازمان کنفرانس اسلامی باید چنین موضوعی باشد، و سازمان کنفرانس اسلامی نسبت به: شهدا و جانبازان اسلامی احساس مسئولیت نماید. خلا وجود چنین تشکیلاتی را، در جنگ عرسال می بینیم که: شهدایی از ایران هست، که به خانواده های آنان رسیدگی بیشتری می شود. حتی در مبادله جنگی، یکی از آنها که توسط لبنان باید تحویل گرفته شود، شهید سربریده ایرانی است. که نشان می دهد اهمیت شهدای ایران، دیگران را تحت الشعاع قرار داده، و این امر باید اصلاح شود.

World martyrs and veterans should not be abandoned.

Three thousand Muslims killed in a Myanmar army attack! Is there anyone to handle their families? Or help the wounded. In our view, the Iranian Martyrs Foundation should cover martyrs and veterans of the world, such as Iranian martyrs and veterans. Because they are martyred for Islamic civilization, and they are killed in God's cause. They could have been like thousands of Chinese Muslims! Or Indian to join Indian and Buddhist religion, not only to find dignity and glory, but to use them as a means of advertising, and to travel every day! And the guests of the Buddhists who sacrifice themselves for their totems and idols, thank you! And charity. But they preferred God's religion, and they stood firm until they were killed. According to the Quran, those who resist and die in the cause of God are not dead, they are alive and have a day with God. As a result of those wounded in this way, or to the frontier of death, there are few martyrs, but martyrs alive. Therefore, the deaths of Myanmar, such as those killed in Hezbollah or Gaza Strip, are martyred, should not be doubted at all. But how can they help them? It is very clear that: The revenge of their blood and the treatment of their survivors is the responsibility of the Muslims. When it is said: But the Muslims do not mean the Shi'a or Sunnis, but all Muslims, especially those who have surrendered in Islam. It does not matter, then, that the claimant: Who is the one who is in charge: who is sitting in Riyadh and considers himself a servant of Al-Hurman! Or who is in al-Azhar, claiming to lead the world towards Islam. Whether it is in Najaf or Islamabad, Qom and Tehran. For this reason, for example, in Iran, the martyr Foundation is under the direct supervision of the Supreme Leader. Because the blood of the martyrs is the highest value in Islam, and one must protect it: to adhere to all the values ​​of Islam. And in this case nationalism and ethnicity should not interfere, for example, say that the martyrs of Iran! Yes, the president or the government and parliament of Iran, or any other country, can claim this because they belong to a border and do not have a universal claim. But whoever is the ruler of the Muslims, this means that he has the ability to: take care of all the Muslims, and oversee them, and have authority over them. It is, of course, natural that alone can not and can not take all of these things, but must be at the head of control and control: this is the position. In a world where a pyramid has a specific organization, the same mechanisms should be used. For example, in the United Nations, a committee will be set up to deal with: Martyrs and Veterans Affairs. As for refugees, this issue is being addressed: there is the UNHCR. It is even not a problem for the Foundation or Commissariat to be for all religions and all human beings (such as Black or Indian martyrs). And in the Islamic chapter, this issue will be discussed. If they do not have the power of the United Nations, this should be the case in the Organization of the Islamic Conference, and the OIC will feel responsible to: Islamic martyrs and veterans. In the Arsal War, we see the vacuum of such an organization: there are martyrs from Iran, whose families are being treated more deeply. Even in the war exchange, one of them to be handed over by Lebanon is an Iranian martyr. Which indicates that the importance of martyrs in Iran has overshadowed others, and that this should be corrected.

ولا ینبغی التخلی عن الشهداء العالمیین وقدامى المحاربین.

ثلاثة آلاف مسلم قتلوا فی هجوم الجیش المیانماری! هل هناك أی شخص للتعامل مع أسرهم؟ أو مساعدة الجرحى. وفی رأینا أن مؤسسة الشهداء الإیرانیین ینبغی أن تغطی الشهداء والمحاربین القدماء فی العالم، مثل الشهداء الإیرانیین والمحاربین القدامى. لأنهم استشهدوا للحضارة الإسلامیة، وقتلوا فی قضیة الله. كان یمكن أن یكون مثل الآلاف من المسلمین الصینیین! أو الهندی للانضمام إلى الدین الهندی والبوذی، ولیس فقط للعثور على الكرامة والمجد، ولكن لاستخدامها كوسیلة للدعایة، والسفر كل یوم! وضیوف البوذیین الذین التضحیة أنفسهم لطوطمهم والأصنام، وذلك بفضل هذا! والجمعیات الخیریة. لكنهم یفضلون دین الله، وقفت ثابتة حتى قتلوا. وفقا للقرآن، أولئك الذین یقاومون ویموتون فی سبیل الله لیسوا میتین، هم على قید الحیاة ویكون یوم مع الله. ونتیجة للجرحى بهذه الطریقة، أو إلى حدود الموت، هناك عدد قلیل من الشهداء، ولكن شهداء أحیاء. ولذلك، فإن استشهاد موت میانمار، مثل القتلى فی حزب الله أو قطاع غزة، لا ینبغی أن یكون موضع شك. ولكن كیف یمكن أن تساعدهم؟ ومن الواضح جدا أن: الانتقام من دمهم ومعالجة الناجین هم من مسؤولیة المسلمین. عندما یقال: ولكن المسلمین لا یعنیون الشیعة أو السنة، ولكن كل المسلمین، وخاصة أولئك الذین استسلموا فی الإسلام. ولا یهم، بعد ذلك، أن المطالب: من هو المسؤول: الذی یجلس فی الریاض ویعتبر نفسه خادما للهرمان! أو من هو فی الأزهر، مدعیا أن یقود العالم نحو الإسلام. سواء كان ذلك فی النجف أو إسلام آباد، قم وطهران. ولهذا السبب، على سبیل المثال، فی إیران، تخضع مؤسسة الشهید للإشراف المباشر من المرشد الأعلى. لأن دماء الشهداء هو أعلى قیمة فی الإسلام، ویجب على المرء أن یحمیها: التمسك بكل قیم الإسلام. وفی هذه الحالة یجب ألا تتدخل النزعة القومیة والإثنیة، على سبیل المثال، أن شهداء إیران! نعم، یمكن للرئیس أو الحكومة والبرلمان الإیرانی، أو أی بلد آخر، أن یدعی ذلك لأنهم ینتمون إلى حدود ولیس لدیهم مطالبة عالمیة. ولكن من هو حاكم المسلمین، وهذا یعنی أنه لدیه القدرة على: رعایة جمیع المسلمین، والإشراف علیها، ولها سلطة علیها. وبطبیعة الحال، من الطبیعی أن وحدها لا یمكن ولا یمكن أن تتخذ كل هذه الأمور، ولكن یجب أن یكون على رأس الاتجاه والسیطرة: هذا هو الموقف. فی عالم حیث الهرم له منظمة محددة، ینبغی استخدام نفس الآلیات. على سبیل المثال، فی الأمم المتحدة، سیتم إنشاء لجنة للتعامل مع: الشهداء وشؤون قدامى المحاربین. وفیما یتعلق باللاجئین، یجری تناول هذه المسألة: هناك مفوضیة الأمم المتحدة لشؤون اللاجئین. حتى انها لیست مشكلة للمؤسسة أو المفوضیة لتكون لجمیع الأدیان وجمیع البشر (مثل الشهداء السود أو الهنود). وفی الفصل الإسلامی، ستناقش هذه المسألة. وإذا لم تكن لدیهم سلطة الأمم المتحدة، فإن ذلك ینبغی أن یكون هو الحال فی منظمة المؤتمر الإسلامی، وستشعر منظمة المؤتمر الإسلامی بالمسؤولیة تجاه: الشهداء والمحاربین القدامى. فی حرب عرسال، نرى فراغ هذه المنظمة: هناك شهداء من إیران، الذین یتم التعامل مع عائلاتهم بشكل أعمق. حتى فی التبادل الحربی، أحدهم لیتم تسلیمه من قبل لبنان هو شهید إیرانی. مما یدل على أن أهمیة الشهداء فی إیران قد طغت على الآخرین، وأنه ینبغی تصحیح ذلك.

Dünya şəhidləri və qaziləri tərk edilməməlidir.

Myanma ordusunun hücumunda 3 min müsəlman öldürüldü! Ailələrini idarə etmək üçün hər kəs varmı? Və ya yaralılara kömək edin. İran Şəhidlər Vəqfimiz, şəhidlər və İran şəhidləri və qaziləri kimi dünyanın qazilərini əhatə etməlidir. Çünki İslam mədəniyyəti üçün şəhid olduqları üçün Allahın əmrində öldürüldü. Onlar Çinli müsəlmanlar kimi ola bilərdi! Və ya hind və buddist dinə qoşulmaq üçün yalnız hörmət və şöhrət tapmaq üçün deyil, onları bir reklam vasitəsi kimi istifadə etmək və hər gün səyahət etmək! Totemlər və bütlərə görə özlərini qurban verən buddistlərin qonaqları, sizə təşəkkür edirəm! Və xeyriyyəçilik. Lakin onlar Allahın dinini seçdilər və öldürülənə qədər möhkəm durdular. Qurana görə, Allah yolunda müqavimət göstərən və öləcək olanlar ölməzlər, canlıdırlar və Allahla bir gün var. Bu şəkildə yaralananların, ya da ölüm sərhədinin nəticəsi olaraq, şəhidlər çox azdır, şəhidlər də var. Buna görə Hizbullah və ya Qəzza zolağında öldürülən Myanmarın şəhidləri şəhid edilir, heç şübhə edilməməlidir. Amma necə kömək edə bilərlər? Çox aydındır ki, onların qanlarının intikamı və xilas olanların müalicəsi müsəlmanların məsuliyyətidir. Məlum olduğu zaman: Müsəlmanlar, Şiə və Sünni deyil, bütün müsəlmanları, xüsusilə İslamda təslim olanları ifadə edirlər. O iddiaçıya vacib deyildir: məsul olan kimdir: Riyadda oturan və özünü Həsənin xidmətçisi hesab edir! Yoxsa al-Azharda olan, dünyayı İslama yönəldən iddia. Nəcəfdə, İslamabadda, Qumda və Tehranda oldən istifadə edilməlidir. Məsələn, Birləşmiş M





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

تسخیر واشنگتن  تنها با موج انسانی.

قرار است از امروز تظاهرات سراسری: در آمریکا به مدت ده روز آغاز شود، که قصد اصلی آن تسخیر واشنگتن و: پایین کشیدن ترامپ می باشد. به  گزارش آسوشیتدپرس، این راهپیمایی‌های اعتراضی از شهر شارلوتزویل در: ایالت ویرجینیا شروع و چهارشنبه آینده به واشنگتن خواهد رسید. البته مدتی است که استیضاح ترامپ مطرح است، ولی کاری از دست دولتی ها بر نمی آید! زیرا که سیستم حکومتی آمریکا نظامی و: مبتنی بر ارتش و سازمان های اطلاعاتی ضد مردمی است. از زمان جنگهای داخلی جنوب و شمال، مشخص شد که حکومت در آمریکا جز: با کشتار مردم بومی و خودی! ادامه نمی یابد. و کسانی که در کشتار سرخپوستان، تجربیات زیادی بدست آورد بودند از این تجربیات: برای کشتار سیاهپوستان و سفید پوستان هم استفاده کردند! از نظر آنها همه مردم آمریکا باید کشته شوند! شعارشان این بود که آمریکایی خوب، یک آمریکایی مرده است! همان شعاری که در مورد سرخپوست ها و یا سیاهپوست ها می دادند. استراتژی آنها هم به همین منوال بوجود آمد: یعنی سرخپوستها را کشتند، تا زمین های آنها راصاحب شوند. لذا یک سرخپوست خوب باید می مرد. بعد نوبت سیاهپوستها رسید! آنها را به دلیل همدلی با سیاهپوستان، مورد هجوم قرار دادند و: لذا سیاه پوست حوب هم سیاهپوست مرده شد. بالاخره نوبت به سفید پوستان رسید: هر سفید پوستی که: یک سیاهپوست یا سرخپوست را نکشته باشد، حامی آنها است! و اینجا بود که گفتند: آمریکایی خوب هم، یک آمریکایی مرده است: و شعار دیگری را هم مطرح کردند: تا آن را تقویت کند: بکش تا زنده بمانی! اکنون ترامپ بعد از اوباما، همه این سناریو ها را تکرار کرد و: چهره نژادپرست خود را نشان داد. به همین دلیل با مقاومت این سه گروه مواجه شده است. حالا منطق بکش تا زنده بمانی! شروع شده اگر ترامپ موفق شود، تا آخر ادامه میدهد و: همه مخالفان خود را از می کشد. اما اگر این سه گروه در مقابل ترامپ ایستادگی کنند، در واقع در مقابل ته مانده های: نژادپرستان آمریکایی قد علم کرده اند. و باید که تردید نکنند و به راه خود ادامه دهند. برای درک اهمیت این موضوع، باید دانست که آمریکا دوران جدیدی را آغاز می کند: که در آن نقش رهبران فعلی کاهش می یابد. در واقع یک انقلاب خاموش را از سر می گذراند. تقریبا یک نهضت ضد میلیتاریستی، در حال شکل گرفتن است که: دیگر ترسی از پلیس مخفی و یا: پلیس و نظامی آشکار ندارد! چه در قالب اف بی آی باشد یا: سازمان سیا و پنتاگون. این نظام جدید بر گرفته از: حرکت مردمی ایران در زمان شاه است. در حالیکه رژیم شاه تا دندان مسلح بود، همه ابر قدرتها پشتیبان او بودند، هیچ راه مقابله نظامی تصور نمی شد: زیرا در هر حرکت نظامی، دست برتر با رژیم شاه و ساواک بود. از اینرو مردم ایران نافرمانی مدنی همگانی را برگزیدند، که روش درستی هم بود. البته شاه بزودی تسلیم نشد، وی دستور کشتار وسیع مردم در 15خرداد1342 و: 17شهریور 1357 را صادر کرد. در اولی، مردم ادامه ندادند و قیام ترسید و سرکوب شد. اما در دومی مردم بی باک شدند و: ترس از خود نشان ندادند و: راه نافرمانی و تظاهرات میلیونی را ادامه دادند: تا به پیروزی رسیدند. آمریکایی ها هم یکبار در نهضت ضد وال استریت، یا قیام 99درصدی شرکت کردند، ولی ازحملات و کشتار اف بی آی ترسیدند، و ادامه ندادند تا فراموش شد! اما این بار باید همه جور وسایل را، باخود همراه داشته باشند! تا  مانند بهمن در برف، با هر متر عبور از ایالت ویرجینیا، بزرگتر و بیشتر شوند! و مانند صاعقه بر کاخ سفید فرود آیند و: کار را یکسره کنند. با این کار تازه دوران ازادی آنها شروع می شود! و51ایالت در زیر چکمه های: افرادی مثل ترامپ له نخواهد شد.

Conquer Washington with the Human Wave.

Today's national demonstrations are set to begin in the United States for ten days, with the main intention of conquering Washington: lowering the tramp. According to the Associated Press, these protest rallies will begin in Charlottesville, Virginia, and will arrive in Washington on Wednesday. Of course, there is a time when Tramp's interrogations are on the table, but nothing goes to the hands of the government! Because the US military system is: military-based and anti-popular intelligence agencies. Since the civil wars in the south and north, it became clear that the government in America, with the killing of indigenous people and insiders! Will not continue. And those who got a lot of experience in the killing of the Indians used these experiences: to kill black and white people! In their view, all American people must be killed! His motto was that a good American is an American dead! The same slogan as the Indians or the Blacks. Their strategy was the same: they killed the Indians, so that their lands could be hailed. So a good Indian should die. Then the black turn came! They were attacked because of sympathy with the blacks, and so the black black hood was dead. Eventually the whites came: Any white skin that did not kill a black man or an Indian is a supporter! And it was here that they said: "A good American is also an American dead: and they put forward another slogan: to strengthen it: Kill to stay alive!" Now Trump, after Obama, repeated all of these scenarios and showed his racist face. For this reason, they face the resistance of these three groups. Now logic to stay alive! Started If Trump succeeds, he continues until the end: and he will kill all his opponents. But if these three groups resist the tramp, they are really against the remains of American racists. And they should not hesitate and continue their journey. To understand the importance of this, we need to know that the United States is launching a new era in which the role of current leaders is reduced. In fact, it is a silent revolution. Almost an anti-militaristic movement is taking shape: it's no longer afraid of the secret police or: it's obvious to the police and military! Whether in the FBI or CIA and Pentagon. This new system is based on: the popular movement of Iran during the Shah's time. While the Shah's regime was armed with teeth, all the superpowers supported him, there was no way to fight the military, because in any military move he was superior to the Shah and Savak regime. Therefore, the people of Iran elected civil disobedience, which was the right method. Of course, the Shah soon did not give up, he ordered the mass killing of the people on June 15, 1993 and on September 17, 1979. At first, people did not continue, and the uprising was feared and suppressed. But in the latter, the people were fearless and: they were not afraid of themselves: and they continued the path of disobedience and a millionth demonstration: they came to victory. The Americans also once participated in the anti-Wall Street movement, or a 99% uprising, but they feared the FBI's assassinations and killings, and did not continue to be forgotten! But this time they have to bring all kinds of equipment together! Make it bigger and bigger like a avalanche in the snow, every mile across the state of Virginia! And like a lightning strike, they will land on the White House and do nothing. With this new release begins their release! And 51 states under the boots: people like trump will not be crushed.

قهر واشنطن مع الموجة البشریة.

ومن المقرر أن تبدأ المظاهرات الوطنیة الیوم فی الولایات المتحدة لمدة عشرة أیام، مع النیة الرئیسیة لقهر واشنطن: خفض المشدود. وذكرت وكالة انباء الاسوشیتد برس ان مظاهرات الاحتجاج ستبدأ فى شارلوتسفیل بولایة فرجینیا وستصل الى واشنطن یوم الاربعاء. بطبیعة الحال، هناك وقت عندما استجواب ترامب على الطاولة، ولكن لا شیء یذهب إلى أیدی الحكومة! لأن النظام العسكری الأمریكی هو: وكالات المخابرات العسكریة ومعارضة شعبیة. منذ الحروب الأهلیة فی الجنوب والشمال، أصبح من الواضح أن الحكومة فی أمریكا، مع قتل السكان الأصلیین والمطلعین! لن تستمر. وأولئك الذین حصلوا على الكثیر من الخبرة فی قتل الهنود استخدمت هذه التجارب: لقتل الناس الأسود والأبیض! فی رأیهم، یجب أن یقتل جمیع الشعب الأمریكی! كان شعاره أن أمریكیة جیدة هی أمریكیة میتة! نفس الشعار مثل الهنود أو السود. كانت استراتیجیتهم هی نفسها: قتلوا الهنود، حتى یمكن الإشادة بأراضیهم. لذا یجب أن یموت الهندی جید. ثم جاء بدوره الأسود! تعرضوا للاعتداء بسبب التعاطف مع السود، وهكذا كان غطاء أسود أسود میت. فی نهایة المطاف جاء البیض: أی الجلد الأبیض الذی لم یقتل رجل أسود أو هندی هو مؤید! وكانوا هنا یقولون: "أمیركی جید، أمریكان میت". وطرحوا شعارا آخر: تقویته: قتلوا للبقاء على قید الحیاة! الآن ترامب، بعد أوباما، كرر كل هذه السیناریوهات وأظهر وجهه العنصری. ولهذا السبب، فإنهم یواجهون مقاومة هذه المجموعات الثلاث. الآن المنطق للبقاء على قید الحیاة! بدأت إذا نجح ترامب، فإنه یستمر حتى النهایة: وسوف یقتل كل خصومه. ولكن إذا كانت هذه المجموعات الثلاث تقاوم المشاة، فهی حقا ضد بقایا العنصریین الأمیركیین. وینبغی ألا یترددوا ویواصلون رحلتهم. ولفهم أهمیة ذلك، نحتاج إلى أن نعرف أن الولایات المتحدة تطلق حقبة جدیدة ینخفض ​​فیها دور القادة الحالیین. فی الواقع، إنها ثورة صامتة. تتشكل تقریبا حركة معادیة للعسكریة: لم یعد یخاف من الشرطة السریة أو: من الواضح للشرطة والجیش! سواء فی مكتب التحقیقات الفدرالی أو وكالة المخابرات المركزیة والبنتاجون. ویستند هذا النظام الجدید إلى: الحركة الشعبیة لإیران خلال زمن الشاه. وبینما كان نظام الشاه مسلحا بالأسنان، فقد دعمته جمیع القوى العظمى، ولم تكن هناك وسیلة لمحاربة الجیش، لأنه فی كل خطوة عسكریة، كان متفوقا على نظام الشاه وسافاك. لذلك، انتخب شعب إیران العصیان المدنی، الذی كان الأسلوب الصحیح. وبطبیعة الحال، لم یتخلى الشاه قریبا، فأمر بالقتل الجماعی للشعب فی 15 یونیو / حزیران 1993 وفی 17 سبتمبر / أیلول 1977. فی البدایة، لم یستمر الناس، وكان یخشى الانتفاضة وقمعها. ولكن فی هذا الأخیر، كان الناس خائفون: ولم یكنوا خائفین من أنفسهم: واستمروا فی طریق العصیان والتظاهر الملیون: جاءوا إلى النصر. كما شارك الأمیركیون مرة واحدة فی حركة مكافحة وول ستریت، أو انتفاضة 99٪، ولكنهم یخشون اغتیال مكتب التحقیقات الفدرالی والقتل، ولم یستمر النسیان! ولكن هذه المرة لدیهم لجلب جمیع أنواع المعدات معا! جعلها أكبر وأكبر مثل الانهیار فی الثلج، كل میل فی جمیع أنحاء ولایة فرجینیا! ومثل الضربة البرقیة، سیهبطون على البیت الأبیض ولا یفعلون شیئا. مع هذا الإصدار الجدید یبدأ إطلاق سراحهم! و 51 دولة تحت الأحذیة: الناس مثل الترامبول لن یتم سحقهم.

Vaşinqtonu insan dalğası ilə qovuşdur.

Bugünkü milli nümayişlər ABŞ-da on gündən başlayaraq Vaşinqtonu fəth etmək niyyətindədir: trampu aşağı salır. Associated Press-in verdiyi məlumata görə, bu etiraz aksiyaları Charlottesville, Virginia şəhərində başlayacaq və Çəənbə günü Vaşinqtona gələcək. Əlbəttə ki, Trampun sorgularının masada olduğu bir vaxt var, lakin heç bir şey hökumətin əlinə keçmir! ABŞ hərbi sistemi: hərbi əsaslı və anti-populyar kəşfiyyat orqanlarıdır. Cənub və şimaldakı vətəndaş müharibələrindən bəri, Amerika hökumətinin, yerli əhalinin vəərilərin öldürülməsi ilə aydın oldu! Davam etməyəcək. Və hindilərin öldürülməsində çox təcrübəyə sahib olanlar bu təcrübələri istifadə edirdilər: qara və ağ insanları öldürmək! Onların fikrincə, bütün Amerika xalqının öldürülməsi lazımdır! Onun şüarı yaxşı bir Amerika Amerika ölü idi! Indians və ya Blacks kimi eyni şüar. Onların strategiyası eyni idi: onlar hindilərini öldürdilər, torpaqları salamlaşdılar. Yaxşı bir yaxşı Hind öləcək. Sonra qara növbə gəldi! Qara qardaşları ilə səmimiyyətə görə hücum edildi və qara qara başlıq ölü idi. Nəhayət ağlar gəldi: qara adam və ya bir Hindli öldürməyən hər hansı bir ağ ciyər tərəfdardır! Və burada dedilər: "Yaxşı bir Amerika, bir Amerika öldü". Onlar başqa bir şüar atdılar: gücləndirmək üçün: Diri qalmaq üçün öldürün! İndi Trump, Obamanın ardından bütün bu ssenariləri təkrarladı və irqçi üzünü göstərdi. Bu səbəblə, bu üç qrupun müqaviməti ilə qarşılaşırlar. İndi sağ qalmaq üçün məntiq! Başladı Trump müvəffəq olsa, o sonuna qədər davam edir və bütün rəqiblərini öldürəcək. Amma bu üç qrup trampya qarşı çıxsa, onlar həqiqətən Amerika irqçilərinin qalıqlarına qarşıdırlar. Və onlar tərəddüd və səyahət davam etdirməlidir. Bunun əhəmiyyətini anlamaq üçün ABŞ-ın yeni rəhbərlik rolunun azaldıldığı yeni bir dövr başlamasını bilməliyik. Əslində səssiz bir inqilabdır. Hətta demək olar ki, bir anti-militarist hərəkat formalaşır: gizli polis artıq qorxmur və ya: polisə və hərbi üçün aydındır! FBI, CIA və Pentaqon olsun. Bu yeni sistem əsas götürülür: Şah dövründə İranın xalq hərəkatı. Şah rejimi dişlərlə silahlanmış olsa da, bütün böyük dövlətlər onu dəstəkləmişdilər, hərbçilərlə döyüşmək üçün bir yol yox idi, çünki hər bir hərbi hərəkətdə Şah və Savak rejimi üstün idi. Bu insanlar əzilməyəcək.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
یکشنبه 5 شهریور 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

در مدیریت اجتماعی، معمولا دو نوع نظریه هست: نظریه سازمان های تخت و: نظریه سازمان های هرمی. در سازمان تخت یک نفر مسئول همه است! لذا سلسله مراتب در آن وجود ندارد. اما اگر سلسله مراتب وجود داشته باشد، تبدیل به سازمان هرمی یا مخروطی میشود. اگر مشاغل یک جامعه را در نظر بگیریم، در سازمان های تخت، همه یک شغل دارند مثلا همه نظامی هستند. اما در جامعه هرمی، قاعده هرم با کشاورزان شروع می شود، بعد به صنعتگران و پیشه وران می رسد. البته اگر هرم بیش از سه طبقه ذکر شده، داشته باشد با تعاریف مختلف، بین این طبقات جایگزین می شود. مثلا کشاورزان به دو گروه دیمی و آبی تقسیم می شوند. کارگران به دو گروه: صنعتگر و تولید کننده تقسیم می شود. تولید کننده، مواد گیاهی ودامی و صنعتگر، مواد کانی فلزی و غیر فلزی را تغییر شکل می دهند. پیشه وران نیز به بخش خدمات و امور مالی تقسیم می شوند. اگر این هرم متقارن رشد کرده باشد، امور پولی ومالی از همه مجموعه ها کوچکتر است، در راس هرم بودن آن هم، نشان از حساس بودن این شغل می باشد. اما اگر نامتقارن باشد، کادر کشاورزی جای خود را با آن عوض می کند! یعنی مهاجرت روستاییان آغاز می شود تا: در سیستم جدیدی که فقط پول را می شناسد، کار کنند و جایگاه خود را در بالای هرم پیدا کنند. در نتیجه روستا ها خالی از سکنه شده و: برجها پر از جمعیت می شوند، که در روز روشن دست در جیب یکدیگر کرده، پول همدیگر را بر می دارند. رشد نا متقارن یک اسم دیگر هم دارد و آن: رشد سرطانی است. که در این صورت خطرناک بودن آن واضح تر می شود. مثلا بجای اینکه فرهنگ کار: رفتن در مزارع و سخت کار کردن، و تهیه مواد غذایی از زمین یا دام باشد، همه جوانان به این فکر سوق داده می شوند که: لباس شیک بپوشند و پشت میز بنشینند و پول بشمارند. علاوه بر اینکه تبلیغات ناجوانمردانه بانکها، در اهدا جایزه، برخی ها را به توهم ثروت یک شبه انداخته، تا از همه کار خود دست کشیده و: فقط منتظر برنده شدن میلیارد ها تومان ، دریکی از این لاتاری ها می مانند. از این جهت فرقی بین یانکهای دولتی و خصوصی نیست! بانکی که منتسب به سپاه پاسداران هست: صد جایزه یک میلیارد ریالی! میدهد. بانکها از یک جنبه دیگر دچار توهم هستند: فکر می کنند پول مردم مال آنها است، و از موقعی که پس انداز می شود، از ان استفاده می کنند! و در همه کار هم وارد می شوند. چون پول متورم در دست دارند، همه رقیبان را از بازار بیرون می کنند و: بیکاری مزمن و یاس آور ایجاد می کنند. سود آور ترین سرمایه گذاری بانکها، در ساخت و ساز: آنهم ساخت و ساز های لوکس می باشد. که این امر از یکسو باعث رشد: تجمل گرایی در بین مردم می شود، و از سوی دیگر به علت نداشتن بازار فروش، به دارایی های جامد بانکها اضافه می کنند. با توجه به تمام ضرر های ذکر شده، در پزشکی هم جراحی تنها راه: نجات از سرطان ها بدخیم است. لذا اگر بانکها اعلام ورشکستگی بکنند، و موجودیت خود را همانطور که هستند معرفی نمایند، میتوان امیدوار بود که این هرم نامتقارن، روزی به تعادل و تقارن بازگردد. برای تشخیص این بیماری میتوان گفت: که بانکداری سنتی باید تبدیل به: بانکداری اینترنتی شود. در بانکداری الکترونیکی، پول از دسترس خارج می شود و: تنها پیامک ها و تراکنش ها حرف می زنند. و وظیفه اصلی بانک را که: امانتداری است، بخوبی انجام می دهند و: از دخالت بانکها در امور بیمه و بورس و: یا رفتن به سوی بنگاهداری مانع می شود. بانکداری اینترنتی مانند: طب سنتی ، بازگشت به اصل خویش است.

Financially symmetric pyramid

In social management, there are usually two types of theories: the theory of flat organizations and: the theory of pyramid organizations. Everyone is in charge of the flat! So the hierarchy does not exist. But if there is a hierarchy, it becomes a pyramid or cone organization. If we take into account the occupations of a community, in a flat organization, they all have a job, for example, they are all military. But in pyramid society, the pyramid rule begins with farmers, then goes to craftsmen and craftsmen. Of course, if the pyramid is more than three floors, it will be replaced by different definitions, between these classes. For example, farmers are divided into dairy and blue groups. Workers are divided into two groups: artisan and producer. The manufacturer, plant material and craftsman, reshaped metallic and non-metallic minerals. Craft workers are also divided into services and finance. If this symmetric pyramid has grown, the monetary and financial affairs of all collections are smaller, at the top of the pyramid, it indicates the sensitivity of the job. But if it's asymmetrical, then the agricultural crop will change its place! That is, the villagers' migration begins: to work in a new system that only knows money, and find their place at the top of the pyramid. As a result, the villages are abandoned: the towers are full of crowds, who, in bright day, poke each other and take each other's money. An asymmetric growth has another name, and it is: cancerous growth. In that case, its danger becomes clearer. For example, instead of working culture: going to fields and working hard, and preparing food from the land or livestock, all young people are driven to: wear fashionable clothes and sit at the table and count money. In addition to the cowardly advertising of the banks, in the award ceremony, they threw some into the illusion of wealth overnight, to the point where they stopped working: just waiting for billions of tomans to win one of these titles. Therefore, there is no difference between government and private Yankees! A bank that belongs to the Revolutionary Guards: one billion rials a hundred! Gives Banks are illusory from one aspect: they think that people's money is theirs, and they use it when they are being saved! And they all come in. Because they have swollen money, they pull out all the competitors out of the market and create chronic and irregular unemployment. The most profitable investment of banks in construction: it is luxury construction. This, on the one hand, causes growth: luxuries among people, and on the other hand, due to lack of market sales, they add solid assets to banks. With all the aforementioned losses, surgery in medicine is the only way to save cancer from cancer. So, if banks introduce bankruptcy, and introduce their existence as they are, it would be hoped that this asymmetric pyramid would return to balance and symmetry. To diagnose the disease, one can say that traditional banking should become: Internet banking. In e-banking, money is out of reach, and only text messages and transactions are spoken. And the main task of the bank, which is: Trustworthy, is doing well: It prevents banks from interfering in insurance and stock markets and / or going to business. Internet banking, like traditional medicine, is back to its original.

هرم متماثل مالیا

فی الإدارة الاجتماعیة، هناك عادة نوعین من النظریات: نظریة المنظمات المسطحة و: نظریة المنظمات الهرمیة. الجمیع هو المسؤول عن شقة! وبالتالی فإن التسلسل الهرمی غیر موجود. ولكن إذا كان هناك تسلسل هرمی، یصبح الهرم أو منظمة المخروط. إذا أخذنا بعین الاعتبار مهن المجتمع، فی منظمة مسطحة، لدیهم جمیعا وظیفة، على سبیل المثال، هم جمیعا العسكریة. ولكن فی مجتمع الهرم، تبدأ قاعدة الهرم مع المزارعین، ثم یذهب إلى الحرفیین والحرفیین. وبطبیعة الحال، إذا كان الهرم أكثر من ثلاثة طوابق، سیتم استبدالها بتعریفات مختلفة، بین هذه الفئات. فعلى سبیل المثال، ینقسم المزارعون إلى مجموعات من منتجات الألبان والأزرق. وینقسم العمال إلى مجموعتین: الحرفیین والمنتجین. الشركة المصنعة، المواد النباتیة والحرفی، إعادة تشكیل المعادن والمعادن غیر المعدنیة. وینقسم العمال الحرفیون أیضا إلى الخدمات والتمویل. إذا نما هذا الهرم المتماثل، والشؤون النقدیة والمالیة لجمیع المجموعات هی أصغر، فی الجزء العلوی من الهرم، فإنه یدل على حساسیة الوظیفة. ولكن إذا كان غیر متناظرة، ثم المحاصیل الزراعیة سوف تغیر مكانها! أی أن هجرة القرویین تبدأ: للعمل فی نظام جدید لا یعرف سوى المال، والعثور على مكانها فی أعلى الهرم. ونتیجة لذلك، یتم التخلی عن القرى: الأبراج ملیئة الحشود، الذین، فی یوم مشرق، كزة بعضها البعض، واتخاذ المال بعضهم البعض. نمو غیر متماثل له اسم آخر، وهو: النمو السرطانی. وفی هذه الحالة، یصبح خطره أكثر وضوحا. على سبیل المثال، بدلا من ثقافة العمل: الذهاب إلى الحقول والعمل الجاد، وإعداد الطعام من الأرض أو الماشیة، یتم توجیه كل الشباب إلى: ارتداء ملابس عصریة والجلوس على الطاولة والاعتماد على المال. بالإضافة إلى الإعلان الجبان للبنوك، فی حفل توزیع الجوائز، وألقوا بعض فی وهم الثروة بین عشیة وضحاها، إلى النقطة التی توقفوا عن العمل: مجرد انتظار الملیارات من تومانز للفوز واحد من هذه العناوین. لذلك، لیس هناك فرق بین الحكومة والیانكیس الخاصة! بنك ینتمی إلى الحرس الثوری: ملیار ریال مئة! الكتالوج. البنوك وهمیة من جانب واحد: أنهم یعتقدون أن أموال الناس هی لهم، وأنها تستخدم عندما یتم حفظها! وكلهم یأتون. ولأنهم قد تورموا المال، فإنهم یسحبون جمیع المنافسین من السوق ویخلقون بطالة مزمنة وغیر منتظمة. الاستثمار الأكثر ربحیة من البنوك فی البناء: هو البناء الفاخرة. ویؤدی ذلك، من ناحیة، إلى نمو: الكمالیات بین الناس، ومن ناحیة أخرى، ونظرا لعدم وجود مبیعات فی السوق، فإنها تضیف أصولا صلبة إلى المصارف. مع جمیع الخسائر المذكورة أعلاه، والجراحة فی الطب هو السبیل الوحید لإنقاذ السرطان من السرطان. لذلك، إذا قدمت البنوك إفلاسها، وتعرض وجودها كما هی، فمن المأمول أن هذا الهرم غیر المتماثل سیعود إلى التوازن والتناظر. لتشخیص المرض، یمكن للمرء أن یقول أن المصرفیة التقلیدیة ینبغی أن تصبح: الخدمات المصرفیة عبر الإنترنت. فی مجال الخدمات المصرفیة الإلكترونیة، والمال هو بعید المنال، ویتم التحدث فقط الرسائل النصیة والمعاملات. والمهمة الرئیسیة للبنك، وهی: جدیرة بالثقة، تقوم بعمل جید: فهی تمنع البنوك من التدخل فی أسواق التأمین وأسواق الأوراق المالیة و / أو الذهاب إلى الأعمال التجاریة. الخدمات المصرفیة عبر الإنترنت، مثل الطب التقلیدی، یعود إلى الأصل.

Maliyyə simmetrik piramida

Sosial idarəetmədə adətən iki növ nəzəriyyələr var: düz təşkilatlar nəzəriyyəsi və piramid təşkilatlarının nəzəriyyəsi. Hər kəs mənzildən məsuldur! Beləliklə, hiyerarxiya yoxdur. Lakin bir iyerarxiya varsa piramida və ya konus təşkilatı olur. Bir ictimaiyyətin, düz bir təşkilatın işini nəzərə alsaq, bunların hamısı bir işi var, məsələn, hamısı hərbi. Piramida cəmiyyətində, piramida qayda fermerlərdən başlayır, sonra sənətkarlara və sənətkarlara gedəcəkdir. Əlbəttə, əgər piramida üç mərtəbədən çoxdursa, bu dərslər arasında fərqli təriflər əvəz olunacaq. Məsələn, fermerlər süd və mavi qruplara bölünür. İşçilər iki qrupa bölünür: sənətkar və istehsalçı. İstehsalçı, bitki materialı və sənətkar, yenidən qurulmuş metal və qeyri-metal minerallar





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

راه استفاده بهینه از وام خارجی

معمولا وام خارجی یا دریافت وجه و: طلب خارجی قبل از اینکه تحقق پیدا کند! خرج می شود: یغنی دولت معادل ریالی آن را، از سیستم بانکی قرض می کند تا کسری بودجه یا: بدهی به پیمانکاران را بپردازد. اما اصل پول هرگز به نمی رسد! زیرا با موانع بسیاری از جمله سویفت مواجه هست. اگر هم همه مشکلات آن حل شده باشد، لزومی ندارد که به داخل بیاید! همانجا صرف خرید یا باز پرداخت بدهی های خارجی می شود. پس از یک طرف میتوان گفت: ایران اصلا مشکل انتقال پول نداشته، چون نیازی به این کار نبوده! و از طرف دیگر هم میتوان گفت: هنوز هم ایران نمی تواند: پول خارجی را وارد سیستم مالی داخلی کند. زیرا اراده ای برای این کار وجود ندارد. چون همه مسائل و مشکلات اقتصادی یا اجتماعی، از بیرون یک شکل ولی از درون شکل دیگری است. مثلا سال ها است که همه می گویند: باید نفت از اقتصاد ایران منها شود. بیشترین شعار ها هم از سوی محالفان دولت، در همه زمان ها داده شده! ولی همان مخالفان هم وقتی به قدرت رسیدند، باز به شیر نفت چسبیدند و: کسی نتوانست اقتصاد ایران را از شیر نفت جدا کند. همه شعار های احزاب و دولت ها، موافقین و مخالفین را در طی صد سال گذشته: ایران ببینید همه مثل هم هستند! تکرار مکررات. در مورد در آمد همین نفت خام هم، شعار ها زیاد است که: همه از روی هم کپی شده اند! یکصد سال پیش گفته اند باید: خرج امور زیر بنایی شود! ولی همیشه هم خرج واردات، آنهم کالاهای لوکس شده است. حتی در وام بانکها، تمام شعار ها از: همان ابتدای تاسیس بانک شاهنشاهی، این بوده که به تولید اختصاص یابد! ولی همبشه سر از دلالی و: کار های تجاری زود بازده در آورده است. در تمام این کار ها دو دلیل اساسی است: اولا ضعف حافظه! ثانیا طمع زیاد. نمونه ضعف حافظه ها، در وعده های انتخاباتی است. علت آنهم این است که قبلا، از بیرون به موضوع نگاه می کرده،  ولی حالا داخل گود شده می بیند خبری نیست! مثلا گفتند دولت نهم و دهم با 200میلیارد دلار چه کرده؟ الان هم همین سوال از دولت یازدهم و دوازدهم هست! جواب ها هم یکنواخت است: طبق قانون بودجه عمل شده و: با تصویب مجلس هزینه شده. 200میلیارد فقط رقم روی کاغذ است، والا همه آنها قبلا هزینه شده است. درست مثل پولهای بلوکه شده ایران که ازاد شد! قبل از آن، چه طرحها و برنامه ها که اعلام نشد، ولی آمد و رفت هیچ اتفاقی هم نیافتاد. از نظر ما بهترین روش برای هزینه کرد این دلار ها، فقط اعطای یارانه ارزی است. طبق دستور اسلام، هر نوع غنیمت یا در امد ملی، باید عینا بین مردم تقسیم شود. ما در سیره پیامبر و حضرت علی و دیگر امامان، نمی بینیم که اگر غنیمتی به دست آمد، آن را دولت بردارد و بجای آن، پول یا معوض دیگری بدهد. وقتی دلار های نفتی بدون اینکه در خزانه بماند، بین مردم تقسیم شود، همه مردم صاحب دلار می شوند! برای استفاده از ان به بازار های: پولی و مالی مراجعه می کنند. یعنی همه این دلار ها دوباره به خزانه بر می گردد. لذا نظر اقتصاد دانان جدید که: مخالف یارانه هستند هم، تامین می شود. اما یک فرق اساسی اینست که: وقتی عرضه زیاد شد، قیمت کاهش پیدا می کند، و این از دو جهت به نفع اقتصاد است: یکی اینکه با کاهش برابری دلار، ارزش پول ملی بالا رفته و: تورم از بین می رود. از سوی دیگر باعث رشد مشاغل خرد : یعنی افزایش تولید و کاهش قیمت: کالاهای مصرفی هم می شود. اما روانه شدن همه آنها به خزانه، یا جیب آمریکایی ها و تولید کنندگان خارجی، درست برعکس عمل می کند: که در مدت تاسیس اوپک دیده ایم! زیرا اساس تاسیس اوپک آن بود که: دلار های نفتی در همانجا به سلاح تبدیل شود، یعنی نفت خام  صادر و اسلحه کهنه وارد شود.

The most effective way of using external loans

Usually foreign loans or receipts, and: External requests before they are realized! Spend: The government grants the government the equivalent of its rival, from the banking system to pay off the budget deficit or: debt to the contractors. But the principle of money never reaches! Because it encounters many barriers, including Swift. If all its problems are solved, it does not have to go in! The same goes for purchasing or repaying foreign debts. On the one hand, it can be said that Iran has no problem with the transfer of money because it did not need to do this! And on the other hand, it can be said that Iran cannot yet: inflate foreign currency into the domestic financial system. There is no will for this. Because all the economic or social issues are from outside, from a form, but from within, another form. For years, for example, everyone has said that oil should be minted from the Iranian economy. Most of the slogans have been given at all times by government officials! But the same opposition came to power when they came to power, and they were snatched into oil: "Someone could not separate Iran's economy from oil." All the slogans of parties and governments, opponents and dissidents over the past hundred years: Iran see everyone is the same! Repeat repeatedly. In the case of the same crude oil, there are so many slogans that have been copied! One hundred years ago they said: "Spend money under construction!" But always the cost of import, it is a luxury goods. Even in bank loans, all the slogans from the very beginning of the founding of the Imperial Bank were to be dedicated to production! But it's all about the deal, and business has come a long way. In all of this, there are two basic reasons: firstly, memory weakness! Secondly, great greed. A sample of memory weaknesses is on election promises. The reason for this is that he was looking at the subject from the outside before, but now he sees that he does not know. For example, did the ninth and tenth governments pay $ 200 billion? Now the same question is from the eleventh and twelfth government! The answers are even: according to the budget law: it is passed by parliament. 200 billion is just a figure on paper, and above all they have already been spent. Just like the blocked money of Iran that got rid of! Before that, what plans and plans were not announced, but came and went, nothing happened. In our view, the best way to spend these dollars is to grant the currency subsidy. According to Islam's command, any kind of booty or nationality must be divided equally among the people. We do not see in the mode of the Prophet, Ali and other Imams, if the richness is achieved, take it out of the state and give it another, instead of money. When oil dollars, without being in the treasury, are divided among the people, all the people who own the dollar! To use it, go to the financial and monetary markets. That is, all these dollars go back to the treasury. Therefore, the views of new economists who are opposed to subsidies are also provided. But a fundamental difference is that when supply rises, prices fall, and this is in two respects to the benefit of the economy: one, with the dollar depreciating, the value of the national currency has risen: inflation is going away. On the other hand, the growth of micro-businesses: increasing production and lowering prices: consumer goods also. But they all go into the treasury, or the pockets of Americans and foreign producers, just the opposite: we have seen during the OPEC establishment! Because OPEC's founding basis was that: oil dollars would be turned into weapons, ie, exported oil and weapons.

الطریقة الأكثر فعالیة لاستخدام القروض الخارجیة

عادة القروض أو المقبوضات الأجنبیة، و: طلبات خارجیة قبل أن تتحقق! الإنفاق: الحكومة تمنح الحكومة ما یعادل منافستها، من الجهاز المصرفی لتسدید العجز أو: دفع المقاول للدیون. ولكن مبدأ المال لا یصل أبدا! لأنه یواجه العدید من الحواجز، بما فی ذلك سویفت. إذا تم حل جمیع مشاكلها، فإنه لا یجب أن تذهب فی! وینطبق الشیء نفسه على شراء أو سداد الدیون الخارجیة. فمن ناحیة، یمكن القول إن إیران لیس لدیها مشكلة فی تحویل الأموال لأنها لم تكن بحاجة إلى القیام بذلك! ومن ناحیة أخرى، یمكن القول إن إیران لا تستطیع حتى الآن: تضخیم العملة الأجنبیة فی النظام المالی المحلی. لیس هناك إرادة لهذا. لأن جمیع القضایا الاقتصادیة أو الاجتماعیة هی من الخارج، من شكل، ولكن من الداخل، شكل آخر. لسنوات، على سبیل المثال، قال الجمیع أن النفط یجب أن یكون سكر من الاقتصاد الإیرانی. وقد أعطیت معظم الشعارات فی جمیع الأوقات من قبل المسؤولین الحكومیین! لكن المعارضة نفسها جاءت إلى السلطة عندما جاءوا إلى السلطة، وتم اختطافهم للنفط: "لم یستطع أحد أن یكسر الاقتصاد الإیرانی من النفط". كل شعارات الأحزاب والحكومات والمعارضین والمنشقین على مدى السنوات المائة الماضیة: إیران ترى الجمیع هو نفسه! كرر مرارا وتكرارا. فی حالة نفس النفط الخام، هناك الكثیر من الشعارات التی تم نسخها! قبل مائة عام قالوا: "إنفاق المال تحت الإنشاء!" ولكن دائما تكلفة الاستیراد، بل هو السلع الفاخرة. حتى فی القروض المصرفیة، وجمیع الشعارات من بدایة تأسیس البنك الإمبراطوری كانت مخصصة لإنتاج! ولكن كل شیء عن الصفقة، والأعمال قد قطع شوطا طویلا. هناك سببان أساسیان فی كل هذا: أولا، ضعف الذاكرة! ثانیا، جشع عظیم. وهناك عینة من نقاط الضعف فی الذاكرة على وعود الانتخابات. والسبب فی ذلك هو أنه كان ینظر إلى الموضوع من الخارج من قبل، لكنه الآن یرى أنه لا یعرف. على سبیل المثال، هل دفعت الحكومتان التاسعة والعاشرة 200 ملیار دولار؟ الآن السؤال نفسه هو من الحكومة الحادیة عشرة والثانیة عشرة! الإجابات حتى: وفقا لقانون المیزانیة: یتم تمریرها من قبل البرلمان. 200 ملیار دولار هو مجرد رقم على الورق، وفوق كل شیء تم إنفاقها بالفعل. تماما مثل الأموال المحظورة من إیران التی تخلصت من! قبل ذلك، ما خطط وخطط لم یعلن، ولكن جاء وذهب، لم یحدث شیء. وفی رأینا أن أفضل طریقة لإنفاق هذه الدولارات هی منح إعانة العملة. ووفقا لقیادة الإسلام، یجب تقسیم أی نوع من الغنائم أو الجنسیة بالتساوی بین الشعب. نحن لا نرى فی وضع النبی وعلی والأئمة الآخرین، إذا تم تحقیق الثراء، اخراجها من الدولة واعطائها آخر، بدلا من المال. عندما تنقسم الدولارات النفطیة، دون أن تكون فی الخزانة، بین الناس، كل الناس الذین یملكون الدولار! لاستخدامها، انتقل إلى الأسواق المالیة والنقدیة. أی أن كل هذه الدولارات تعود إلى الخزانة. ولذلك، تقدم أیضا آراء الاقتصادیین الجدد الذین یعارضون الإعانات. ولكن الفارق الأساسی هو أنه عندما یرتفع العرض، تنخفض الأسعار، وهذا فی جانبین لصالح الاقتصاد: واحد، مع انخفاض قیمة الدولار، ارتفعت قیمة العملة الوطنیة: التضخم سیزول. من ناحیة أخرى، فإن نمو الشركات الصغیرة: زیادة الإنتاج وخفض الأسعار: السلع الاستهلاكیة أیضا. لكنهم جمیعا یذهبون إلى الخزانة، أو جیوب الأمیركیین والمنتجین الأجانب، على العكس تماما: لقد رأینا أوبك خلال هذه الفترة! لأن الأساس الأساسی لمنظمة أوبك هو: تحویل الدولار النفطی إلى أسلحة، أی تصدیر النفط والأسلحة.

Xarici kreditlərin istifadəsinin ən təsirli yolu

Ümumiyyətlə xarici kreditlər və ya daxilolmalar və: Xaricdə istəklər əvvəl həyata keçirilir! Xərcləyin: Hökumət hökumətin rəqibinə, bank sistemindən büdcə kəsiri ödəmək və ya podratçı borcunu ödəmək üçün bərabərləşdirir. Amma pul prinsipi heç vaxt çatmır! Çünki Swift da daxil olmaqla bir çox maneə ilə qarşılaşır. Bütün problemləri həll edilərsə, buraya getməli deyil! Eyni xarici borcların satın alınması və ya ödənilməsi üçün nəzərdə tutulur. Bir tərəfdən, İrana pul köçürmələri ilə əlaqədar heç bir problemi olmadığını söyləmək mümkündür, çünki bunu etmək lazım deyil! Digər tərəfdən, İranın hələ də mümkün olmadığını söyləmək olar: xarici valyutanı daxili maliyyə sisteminə daxil etmək. Bunun üçün iradə yoxdur. Çünki bütün iqtisadi və sosial məsələlər xaricdən, bir formadan, digərindən isə başqa bir forma aiddir. İllərcə, məsələn, hər kəs neftin İran iqtisadiyyatından zərb olacağını söylədi. Şüarların əksəriyyəti dövlət məmurları tərəfindən hər zaman verilmişdir! Lakin eyni müxalifət hakimiyyətə gəldikdə hakimiyyətə gəldi və onlar neftə atıldı: "Kimsə İran iqtisadiyyatını neftdən sarsıla bilmədi". Ötən yüz il ərzində tərəflərin və hökumətlərin, müxalif və müxaliflərin bütün şüarları: İranı hər kəsin eyni olduğunu görür! Dəfələrlə təkrarlayın. Eyni xam neft halında kopyalanan çox sayda şüar var! Yüz il bundan əvvəl dedilər: "İnşaata pul sərf et!" Amma həmişə idxal dəyəri, lüks mallardır. Bank kreditlərində belə, Imperial Bankın yaradılmasının əvvəlindən bütün şüarlar istehsala həsr olunmalıdır! Ancaq bütün bu müqavilədir və biznesin uzun bir yolu var. Bütün bunların iki əsas səbəbi var: birincisi, yaddaş zəifliyi! İkincisi, böyük xəcalət. Yaddaş zəifliyinin nümunəsi seçki vaxtıdır. Bunun səbəbi, əvvəlcə xaricdən mövzuya baxdığının olmasıdır, lakin indi o bilmir ki, görür. Misal üçün, doqquzuncu və onduncu hökumətlər 200 milyard dollar ödəmişdimi? İndi eyni məsələ on birinci və on ikinci hökumətdəndir! Cavab belədir: büdcə qanununa görə: parlament tərəfindən qəbul edilir. 200 milyard kağız üzərində bir rəqəmdir və bunların hamısı artıq sərf edilmişdi. İrandan xilas olan İranın maneə törətdiyi pul kimi! Bundan əvvəl hansı plan və planlar açıqlanmadı, lakin gəldi və getdi, heç nə baş vermədi. Bizim fikrimizcə, bu dollarları sərf etmək ən yaxşı yolu, valyuta subsid





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
j
تکریم از ایتام و جشن نیکوکاری با حضور دکتر ولئی 
مدیرکل کمیته امداد امام خمینی استان تهران




نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :