ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

دایره گچی قفقازی و دو فقره دزدی وتحریف تاریخ

دایره گچی قفقازی، نقش خالو قربان را در زندگی میرزا کوچک خان بازی می کند! خیانتی که خیلی ساده نادیده گرفته می شود. یکی از خیانت های این نمایشنامه ضد ایرانی بودن آن است: در جنگ فرضی بین ایران و پادشاه گرجستان، طرف پادشاه را می گیرد! و ایرانی ها را سفاک و خون ریز نشان می دهد که: به هیچ صغیر و کبیری رحم نمی کند. شخصیت اصلی داستان، در همان اوایل می گوید: من در جنگ با ایران! پای خود را از دست داده ام. که درواقع درجه جانبازی! او را به رخ می کشد و بعد هم، که داستان آواره شدن خانواده ها و: جدا شدن فرزندان از مادران به خاطر این جنگ است. در حالیکه اصلا با گرجستان جنگی در تاریخ ثبت نشده! و داستان کودک هم یکی از قضاوت های امیرالمومنین است. این روسها بودند که به گرجستان حمله کرده، و آن را از ایران جدا کردند. شاهزاده گرجستانی به دربار قاجار پناه آورد، و قشون برای کمک او همراه شدند. که این نمایشنامه آن را برعکس نشان داده. البته در زمان شاه عباس، فرماندار گرجستان ادعای خودمختاری کرد، و خواست از ایران جدا شود، که او را دستگیر کردند و: ربطی به جنگ مردمی نداشت. حالا چرا برعکس جلوه می دهند، شاید می خواهند بگویند: تئاتر نه تنها دوست و دشمن نمی شناسد، بلکه جای اینها را هم عوض می کند. آنوقت ما میرویم از هالیوود شکایت می کنیم: که چرا فیلم سیصد را ساخت! اگر واقعا تئاتر اینهمه احمق است، که مه تنها فرق بین خیانت و خدمت را نمی داند، بلکه مسائل بیگانگان را بناحق بر مسائل ملی ترجیح می دهد، باید گفت مرگ بر این تئاتر! اما عملکرد کلی تئاتر این را نمی گوید: تئاتر حتی انگیزه دفاع از وطن را تقویت می کند، فقط تعداد انگشت شماری هستند: به بهانه عدم دخالت سیاست در تئاتر! مزدور بی جیره و مواجب دشمن می شوند. بجای اینکه به غارتگری سپاه دشمن حمله کنند، آن غارتگری را به خودی نسبت می دهند. و این خط سیاست زدایی یا: ستون پنجم پروری، فقط در تئاتر نیست، در همه هنرها می تواند نفوذ کند. اگر سیاست گذاران فرهنگ و هنر، خواب باشند چیزی شبیه: اقلیم کردستان را شاهد خواهیم بود. زیرا اقلیم کردستان از ابتدای تشکیل دولت عراق، با همین هنر ها زمینه تجزیه عراق را فراهم کرد. هر نوع هنری که از دید: علمای نجف حرام و غیرقابل ارائه اعلام شده بود، در اقلیم کردستان دعوت و: به آنها میدان داده می شد. حادثه ای مانند کنسرت دادن در مشهد مقدس! شاید ماهیت کنسرت ضد ملی و خائنانه نباشد، و حتی مثلا سرود ملی هم باشد! ولی به دلیل تضعیف جایگاه مرجعیت، یک حرکت ضد ملی و: بازی در زمین دشمن است. در فتنه 88 هم شاهد: حضور هنر دگر اندیش و استعماری، در مقابل مرجعیت دینی بودیم. جالب است کسانی که در گروههای کر! هستند و مسلمان هم هستند، به هنگام اجرای همخوانی، ترجیح می دهند لباس مخصوص را بپوشند! و به زبان ارمنی یا مسیحی، همنوایی را بخوانند. ولی به ما که می رسد می گویند: چرا باید چادر سر کنیم و: حجاب داشته باشیم یا چرا: باید نماز را به عربی بخوانیم! واین نشان می دهد تنها راه جلوگیری از فروپاشی کشورها: از جمله عراق، تصفیه در گروه هنرمندان است: زیرا داعش فقط در نیروهای نظامی نیست، بلکه در فرهنگ و هنر هم حضور فعال دارد. دشمن نیروهای خود را در: دانسینگ ها و کنسرت ها سازماندهی می کند. زیرا می داند هرکس به آنجا می آید، حتما مرجعیت را زیر پا گذاشته است. ممکن است بگوییم موسیقی پاک! یا تئاتر پاک هم وجود دارد، ولی چاقوی پاک که گلوی انسان را ببرد، چه فایده ای دارد؟ بیایید هنرمندان داعشی را هم سرکوب نمایید! زیرا قبل از آمدن نظامیان داعشی، اینها بعنوان ستون پنجم زمینه را آماده می کنند: نارضایتی ها را افزایش داده، و مدعی آزادی های مدنی خود خوانده می شوند.

Cuckoo Gypsum Circle: Two Secrets of theft

The Caucasian Gypsum Circle plays the role of Khalv-Qarban in the life of Mirza Kuchak Khan! A betray that is very simply ignored. One of the betrayals of this play is anti-Iranianism: in the hypothetical war between Iran and the king of Georgia, he takes the king's side! And they show the Iranians a bloodthirsty and bloodthirsty thing: they do not have mercy on any small and large. The main character of the story, at the very beginning, says: "I am in war with Iran! I lost my foot. That's actually the degree of devastation! It is happening to him later, which is the story of displacing families and: the separation of children from mothers due to this war. While there is no war in Georgia at all! And the story of the child is one of the judgments of Amir al-Momenin. These were the Russians who invaded Georgia and separated it from Iran. The Georgian prince took refuge in the Qajar court, and their troops accompanied him. That the play is showing the opposite. Of course, during the reign of Shah Abbas, the governor of Georgia claimed self-determination, and wanted to separate Iran from Iran, arresting him and: he had nothing to do with a popular war. Now why do they seem the opposite, maybe they want to say: The theater not only does not know the friend and the enemy, but also replaces them. Then we're going to complain about Hollywood: why did you make the movie 300! If theater really is foolish, that May does not only differentiate between betrayal and service, but rather prefer foreign affairs to the national issues, it should be said death to this theater! But the general performance of the theater does not say: The theater even strengthens motivation to defend the homeland, only a handful: under the pretext of not interfering politics in the theater! Unarmed mercenaries become enemies. Instead of attacking the loot of the enemy's army, they attribute that plunder to themselves. And this policy of deregulation: The fifth column, not just in the theater, can penetrate all arts. If politicians of culture and art are dreaming, we will see something like: Kurdistan's climate. Because the Kurdish climate since the formation of the Iraqi government, with these same arts, provided a breakthrough for Iraq. Any kind of art that was seen from the point of view of the scholars of Najaf was forbidden and unprovoked, invited in the Kurdistan region: they were given to them. An incident like a concert in Holy Mashhad! Perhaps the nature of the concert is not anti-national and treacherous, and even a national anthem! But because of the weakening of the rank of authority, an anti-national movement is: playing on the enemy's ground. In Conflict 88, we also witnessed the presence of retrospective and colonial art against religious authority. It's interesting to those who are in the choir groups! And they are Muslims, they prefer to wear special clothes when they perform their matches! And read in Armenian or Christian. But they say to us: Why should we go to the tent: we have a veil or why: we should pray prayers in Arabic! This shows that the only way to prevent the collapse of countries: including Iraq, is to purge the group of artists: because ISIS is not only in military forces, it is also active in culture and art. The enemy organizes its forces in: Dancing and Concerts. Because he knows that everyone comes to him, he must have violated his authority. We can say clean music! Or there is a clean theater, but what's the benefit of a clean knife that takes a human's throat? Let's crack down on ISIL's artists! Because before the arrival of ISIL militants, these are preparing for the fifth pillar: raising dissatisfaction and claiming their civil liberties.

الوقواق الجبس دائرة: اثنین من أسرار السرقة

تلعب دائرة الجبس القوقازیة دور خلف-كربان فی حیاة میرزا ​​كوشاك خان! خیانة یتجاهلها ببساطة. واحدة من خیانات هذه المسرحیة هی معاداة الإیرانیة: فی الحرب الافتراضیة بین إیران وملك جورجیا، وقال انه یأخذ الجانب الملك! ویظهرون الإیرانیین شیئا متعطش للدماء والدماء: وهم لا یرحمون على أی صغیرة وكبیرة. الشخصیة الرئیسیة للقصة، فی البدایة، تقول: "أنا فی حرب مع إیران! لقد فقدت قدمی. هذا هو فی الواقع درجة الدمار! وهو ما یحدث له لاحقا، وهی قصة تشرید الأسر و: فصل الأطفال عن الأمهات بسبب هذه الحرب. فی حین لا توجد حرب فی جورجیا على الإطلاق! وقصة الطفل هی واحدة من أحكام أمیر المؤمنین. وكان هؤلاء الروس الذین غزا جورجیا وفصلوها عن إیران. وقد لجأ الأمیر الجورجى إلى محكمة قاجار، ورافقته قواتهم. أن المسرحیة تظهر العكس. بطبیعة الحال، فی عهد الشاه عباس، ادعى حاكم جورجیا تقریر المصیر، وأراد فصل إیران عن إیران، التی اعتقلته: لیس لها علاقة بحرب شعبیة. الآن لماذا یبدو العكس، ربما یریدون أن یقولوا: المسرح لیس فقط لا یعرف الصدیق والعدو، ولكن أیضا یحل محلهم. ثم سنشكو من هولیوود: لماذا جعلت الفیلم 300! إذا كان المسرح حقا حمقى، أن مایو لا یفرق فقط بین الخیانة والخدمة، ولكن یفضل الشؤون الخارجیة إلى القضایا الوطنیة، ینبغی أن یقال الموت لهذا المسرح! ولكن الأداء العام للمسرح لا یقول: المسرح حتى یقوی الدافع للدفاع عن الوطن، سوى حفنة: بحجة عدم التدخل فی السیاسة فی المسرح! یصبح المرتزقة غیر المسلحین أعداء. بدلا من مهاجمة نهب جیش العدو، فإنها تنسب النهب لأنفسهم. وهذه السیاسة من إزالة القیود: العمود الخامس، ولیس فقط فی المسرح، یمكن أن تخترق جمیع الفنون. إذا كان سیاسیو الثقافة والفن یحلمون، سنرى شیئا مثل: مناخ كردستان. لأن المناخ الكردی منذ تشكیل الحكومة العراقیة، مع هذه الفنون نفسها، وفر انفراجا للعراق. وكان أی نوع من الفنون التی رأیت من وجهة نظر علماء النجف محظورة وغیر مستفززة، ودعت فی إقلیم كردستان: أعطیت لهم. حادث مثل حفلة موسیقیة فی مشهد المقدس! ربما طبیعة الحفل لیست مناهضة للوطنیة وغادرة، وحتى النشید الوطنی! ولكن بسبب ضعف رتبة السلطة، فإن الحركة المناهضة للوطنیة هی: اللعب على أرض العدو. فی الصراع 88، شهدنا أیضا وجود الفن الاستعادیة والاستعماریة ضد السلطة الدینیة. انها مثیرة للاهتمام لأولئك الذین هم فی مجموعات جوقة! وهم مسلمون، یفضلون ارتداء ملابس خاصة عند أداء مباریاتهم! وقراءة باللغة الأرمینیة أو المسیحیة. لكنهم یقولون لنا: لماذا یجب أن نذهب إلى الخیمة: لدینا حجاب أو لماذا: یجب أن نصلی صلاة فی اللغة العربیة! وهذا یدل على أن السبیل الوحید لمنع انهیار الدول: بما فی ذلك العراق، هو تطهیر مجموعة الفنانین: لأن داعش لیس فقط فی القوات العسكریة، بل هو أیضا نشط فی الثقافة والفن. العدو ینظم قواته فی: الرقص والحفلات الموسیقیة. لأنه یعلم أن الجمیع یأتی إلیه، یجب أن یكون قد انتهك سلطته. یمكننا أن نقول الموسیقى النظیفة! أو هناك مسرح نظیف، ولكن ما فائدة سكین نظیفة تأخذ حلق الإنسان؟ دعونا القضاء على الفنانین داعش! لأنه قبل وصول مقاتلی داعش، هم یهیئون الأرض للدعامة الخامسة: وهم یثیرون عدم الرضا، ویطالبون بحریاتهم المدنیة.

Cuckoo Gips Circle: İki sirr oğurluğu

Qafqaz gips dairəsi Mirzə Kuçak xanın həyatında Xəlv-Qərbanın rolunu oynayır! Çox sadəcə görməmiş bir xəyanətdir. Bu oyunun xəyanətlərindən biri anti-iraqçilikdir: İran və Gürcüstan kralı arasındakı hipotetik müharibədə, o, kral tərəfini götürür! Onlar iranlılara qanlı və qaniçən bir şeyi göstərirlər: kiçik və böyük bir mərhəmət göstərmirlər. Hekayənin başlıca xarakteri, ən başında deyir: "İranla müharibə edirəm! Ayağımı itirdim. Bu əslində xarabalıq dərəcəsi! Daha sonra baş verən, ailələrin köçürülməsi və uşaqları bu müharibə üçün analarından ayırma hekayəsidir. Gürcüstanda heç bir döyüş olmasa da! Və uşağın hekayəsi Əmir əl-Momeninin hökmlərindən biridir. Bunlar Gürcüstanı işğal edən və İranı tərk edən ruslar idi. Gürcü şahzadə Qacar ​​məhkəməsinə sığındı və qoşunları onu müşayiət etdi. Oyun tam əksini göstərir. Əlbəttə ki, Gürcüstanın qubernatoru Şah Abbasın hakimiyyəti dövründə öz müqəddəratını təyin etməli və İrandan İranı ayırmaq, onu həbs etmək istəyirdi və xalq müharibəsi ilə heç bir əlaqını tələb edir.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

 کاسبان تحریم و حصر چه کسانی هستند؟

چه کسانی از تحریم سود می برند؟ و کاسبان واقعی تحریم چه کسانی هستند. همانطور که میدانیم قبلا روش آمریکا این بود که: یک بار در سال 1358بخاطر مسئله گروگانگیری، تحریم کردند. امام خمینی ره در همان زمان فرمود ما آمریکا را می خواهیم چه کنیم، و تحریم را نعمت الهی میدانست: زیرا براثر تحریم، مردم مجبور می شدند: خودشان دست به کار تولید بشوند. همینطور هم شد نیروی هوایی ایران و: دیگر ارگان های نظامی با مساعدت های: مهندس اشتری ها و مهندس طهماسبی ها، همه چیز را از نو ساختند و: جلوتر از آمریکا هم افتادند. زیرا اغلب کارشناسان فعال در: صنایع نظامی آمریکا و ناسا، ایرانی بودند و ترجیح دادند: دانش خود را ابتدا در ایران به تولید برسانند. البته آمریکا با خیالپردازی، هر سال تحریم را تمدید می کرد. اما پس از برجام آنها به خیالپردازی بیشتری رسیدند! اکنون مدت 4سال است که آمریکا در دور جدیدی از: تحریم ها حرکت می کند: هر روز مصوبه ای را تهیه و اجرا می کند.  حالا باید پرسید چه کسی آنها را، به این کار تشویق نمود؟ و یا چه کسانی از این تحریم ها سود می برند؟ آنهاییکه چراغ راهنمای چپ می زنند و: به راست می پیچند! باید جواب این سوال را بدهند. سال ها شعار دادند ما: تحریم های ظالمانه را قبول نداریم، و آن را از بین خواهیم برد! ولی حالا هر روز تحریم را می بینند، و حرفی نمی زنند، گویا منظورشان کم بودن تحریم ها بود! حالا که تحریم ها زیاد شده عیبی ندارد. مسئله مهم این است که وزیر نفت، کلمه کاسبان تحریم را اختراع کرد، بدون آنکه بداند خود او در ردیف اینها هست. چرا که یکی از مبلغان برجام بود، که بدون انصاف به مخالفان برجام می تاخت. منظور او هم در ظاهر دولت قبل بود، ولی به دولت فعلی هم برگشت می کند. زیرا الان که تحریم ها زیاد شده، دولت باز هم دست از تبلیغات بر نمی دارد! و این نشان می دهد: اگر دیگران از یک تحریم سود می بردند، بطور منطقی دولت فعلی از: تحریم های بسیار سود بیشتری خواهد برد. و کاسبی کردن با تحریم، فقط دست به دست شده. ممکن است الان چون دولت حاکم است، کسی جرات افشاگری نداشته باشد، ولی مطمئنا کارهایی که الان می شود، در آینده بسیار سخت تر زیر ذره بین خواهد رفت. علاوه بر اینکه اصلا تحریم را نباید بزرگ می کردند، و یا آن را مهم جلوه می دادند! زیرا این درست برخلاف: خط امام بود که ذکر شد. مهمترین جلوه تحریم آمریکایی در: مسئله بانکها بود که بانکها هم، به دلیل عملکرد ضد ملی خودشان، اگر آسیب هم می دیدند اشکالی نداشت. هرچند به نظر ما اصل تحریم هم، به وسیله همین بانکها پشتیبانی می شود، زیرا بانکهای جهانی، سود سپرده ندارند و اگر هم داشته باشند، بسیار کم است ولی، بانکهای ایرانی سود بالایی می دهند، لذا به نفع آنها بود که هیچ ارتباط بانکی وجود نداشته باشند، تا این بانکها جزیره ای عمل کرده و: هرطور دلشان خواست سود سپرده ها را بالاببرند، تا پول ها را از دست مردم خارج کنند. حتی در مورد تسهیلات وضع بدتر از این است. تسهیلات بانکهای خارجی اصلا بهره ندارد، برخی کشورها فقط کارمزد تا 4درصد گرفته می شود، طبیعی است اگر مردم ایران این مسئله را بدانند، اصلا از بانکهای ایرانی تسهیلات نمی گیرند. در حالیکه بانکها می خواهند با: قطع رابطه و سویفت، ایرانیان را در بی خبری نگهدارند، و این موضوعات را شایعه بدانند، تا بتوانند سود های کلان مانند: بهره تا 40درصد و جرایم و دیرکرد بگیرند! و دستمزدهای نجومی برای مدیران، و پاداش های کلان برای: کارکنان خود بگیرند. حتی اخیرا کار کرده اند که نماد: مساجد هم نماد بانکی و ربا خواری شود.

Who are the boycott and the condemnation?

Who benefits from sanctions? And who are the actual sanction boys. As we know, the American method used to be that: once in 1979, they were sanctioned by the hostage taking. Imam Khomeini, at the same time, said: "What do we want America to do, and considered sanctions a divine blessing: because of the boycott, people were forced to: produce themselves. Similarly, the Iranian Air Force and other military organs, with the help of: Ashtar Engineer and Tahmasebi engineer, rebuilt everything and went ahead of the United States. Because most of the active experts in the US and NASA military industries were Iranians, they preferred to produce their knowledge first in Iran. Of course, the United States, with fantasy, renewed the sanctions each year. But after that, they got more fantasy! It's been four years now that the United States is moving into a new round of sanctions: it draws up and enforces every day. Now, you have to ask who encouraged them? And who benefits from these sanctions? Those who turn the lights on the left and: turn to the right! Must answer this question. Many years ago we chanted: We do not accept the cruel sanctions, and we will eliminate it! But now they see the sanctions every day, and they do not say anything, as if they meant sanctions were not enough! Now that sanctions are rising, it's not a problem. The important thing is that the oil minister invented the word "cassabancer", without knowing that he is in the ranks. Because one of the propagators was accomplished, which ran to the opponents fairly. He also meant the appearance of the previous government, but he returned to the current government. Because the sanctions are rising now, the government does not stop advertising! And it shows: If others benefited from a boycott, then the current government would logically benefit from more sanctions. And handing over with sanctions, just hands. Now, as the government is ruling, nobody dares to disclose, but surely things that are now going to be much more difficult in the future. In addition, sanctions should not be magnified at all, or make it important! Because this is the opposite: Imam's line was mentioned. The most important effect of American sanctions on banks was that banks, because of their anti-national performance, would have no trouble if they were harmed. However, in our opinion, the principle of sanctions is also supported by the same banks, because global banks do not have a deposit, and if they have it, it is very small, but Iranian banks benefit greatly, so it was in their interest that there was no banking connection So that these banks operate on an island: they want to raise the profits of the deposits, so that money can be pulled out of the hands of the people. It is even worse off in terms of facilities. The facilities of foreign banks are not at all advantageous; some countries only charge a fee of up to 4%; it is natural for Iranian people to know this issue, they will not even benefit from the Iranian banks. While the banks want to keep Iranians out of the news, and keep those newsers rumored to cut off the relationship and Swift, they can get huge profits, such as: up to 40% off and downtime! And astronomical wages for managers, and huge rewards for: their employees. Even more recently, they have worked to symbolize: mosques are a symbol of bankruptcy and savagery.

من هم المقاطعة والإدانة؟

من یستفید من العقوبات؟ والذین هم العقوبة الفعلیة الفتیان. وكما نعلم، فإن الطریقة الأمریكیة كانت على النحو التالی: مرة واحدة فی عام 1979، كان یعاقب علیها أخذ الرهائن. قال الإمام الخمینی فی نفس الوقت: "ماذا نرید أمریكا أن تفعل، واعتبرت العقوبات نعمة إلهیة: بسبب المقاطعة، أجبر الناس على: إنتاج أنفسهم بأنفسهم. وبالمثل، قامت القوات الجویة الإیرانیة وغیرها من الأجهزة العسكریة، بمساعدة: المهندس أشتار وتاهماسبی مهندس، بإعادة بناء كل شیء وذهب إلى الأمام من الولایات المتحدة. لأن معظم الخبراء النشطین فی الولایات المتحدة ووكالة ناسا العسكریة كانوا الإیرانیین، فضلوا إنتاج معرفتهم أولا فی إیران. وبطبیعة الحال، فإن الولایات المتحدة، مع الخیال، جددت العقوبات كل عام. ولكن بعد ذلك، أنها حصلت على مزید من الخیال! لقد مرت أربع سنوات الآن على أن الولایات المتحدة تتحرك فی جولة جدیدة من العقوبات: فهی تصوغ وتنفذ كل یوم. الآن، علیك أن تسأل الذین شجعهم؟ ومن یستفید من هذه العقوبات؟ أولئك الذین یتحولون الأضواء على الیسار و: اتجه إلى الیمین! یجب الإجابة على هذا السؤال. قبل سنوات عدیدة هتفنا: نحن لا نقبل العقوبات القاسیة، ونحن سوف القضاء علیه! لكنهم یرون الآن العقوبات كل یوم، ولا یقولون شیئا، وكأنهم یعنیون أن العقوبات لم تكن كافیة! والآن، بعد أن تثار الجزاءات، لیست مشكلة. الشیء المهم هو أن وزیر النفط اخترع كلمة "كسابانسر"، دون أن یعرف أنه فی الرتب. لأن واحدة من بروباغاتورس تم إنجازه، والتی ركضت إلى المعارضین إلى حد ما. كما كان یعنی ظهور الحكومة السابقة، لكنه عاد إلى الحكومة الحالیة. لأن العقوبات آخذة فی الارتفاع الآن، فإن الحكومة لا تتوقف عن الإعلان! ویظهر ذلك: إذا استفاد آخرون من المقاطعة، فإن الحكومة الحالیة ستستفید منطقیا من المزید من العقوبات. وتسلیم عقوبات، فقط الیدین. الآن، والحكومة حاكمة، لا أحد یجرؤ على الكشف، ولكن بالتأكید الأشیاء التی ستكون الآن أكثر صعوبة فی المستقبل. وبالإضافة إلى ذلك، ینبغی ألا تضخم العقوبات على الإطلاق، أو تجعل من المهم! لأن هذا هو العكس: وقد ذكر خط الإمام. وكان أهم أثر للعقوبات الأمریكیة على المصارف هو أن البنوك، بسبب أدائها المناهض للوطن، لن تجد أی مشكلة إذا ما تعرضت للأذى. ومع ذلك، نرى أن مبدأ العقوبات مدعوم أیضا من نفس المصارف، لأن البنوك العالمیة لیس لدیها ودیعة، وإذا كانت لدیها، فهی صغیرة جدا، ولكن البنوك الإیرانیة تستفید كثیرا، لذلك كان من مصلحتهم أنه لم یكن هناك اتصال مصرفی حتى أن هذه البنوك تعمل على جزیرة: انهم یریدون رفع أرباح الودائع، بحیث یمكن سحب المال من أیدی الشعب. بل هو أسوأ حالا من حیث المرافق. إن تسهیلات المصارف الأجنبیة لیست مفیدة على الإطلاق، فبعض البلدان لا تفرض إلا رسوما تصل إلى 4٪، ومن الطبیعی أن یعرف الناس الإیرانیون هذه المسألة، وأنهم لن یستفیدوا حتى من المصارف الإیرانیة. فی حین أن البنوك ترید أن تبقی الإیرانیین من الأخبار، والحفاظ على تلك الأخبار ترددت لقطع العلاقة وسویفت، فإنها یمكن أن تحصل على أرباح ضخمة، مثل: ما یصل الى 40٪ قبالة والتوقف! والأجور الفلكیة للمدیرین، ومكافآت ضخمة ل: موظفیها. وحتى مؤخرا، عملوا على ترمیز المساجد كرمز للإفلاس والوحشیة.

Boykot və qınama kimlərdir?

Kim sanksiyalardan faydalanır? Əsl sanksiya oğlanları kimdir. Bildiyimiz kimi, Amerika metodu 1979-cu ildə bir dəfə girov götürülməsi ilə cəzalandırılmışdı. ABŞ-ın və NASA-nın hərbi sənayesindəki fəal mütəxəssislərin əksəriyyəti İranlı olduqları üçün, İranda ilk olaraq onların biliklərini hazırlamağı üstün tutdular. Əlbəttə ki, ABŞ, fantaziya ilə, hər il sanksiyalarını yeniləyir. Lakin bundan sonra onlar daha çox fantaziya qazanıblar! ABŞ dörd ildir ki, yeni sanksiyalar mərhələsində hərəkət edir: hər gün çəkir və həyata keçirir. İndi onları kimə təşviq etdiyini soruşmalısınız? Bu sanksiyalardan kim faydalanır? Solda işıqları döndərənlər və sağ tərəfə dönənlər! Bu suala cavab verməlidir. Uzun illərdir ki, onlar şiddətli sanksiyalar qəbul etmir və biz onu aradan qaldıracağıq! Ancaq indi hər sanksiyanı görürlər və heç bir şey söylemirlər, sanki sanksiyaların kifayət qədər olmadığını düşünürlər! İndi bu sanksiyalar qaldırılır, bu problem deyil. Əhəmiyyətli olan neft naziri, sıralarında olduğunu bilmədən, "kassabancer" sözünü icad etdiyidir. Çünki rəqiblərə ədalətli qaçan propagatorlardan biri həyata keçirildi. O, həmçinin əvvəlki hökumətin görünüşünü nəzərdə tuturdu, lakin o, mövcud hökumətə qayıdıb. İndi sanksiyalar artmaqda olduğundan, hökumət reklam dayandırmır! Və göstərir ki: Başqalar boykotdan faydalanırlarsa, onda mövcud hökumət daha çox sanksiyadan mənfəət əldə edəcək. Və sanksiya ilə verilməsi, yalnız əllər. Bundan əlavə, sanksiyalar heç bir şəkildə böyütül





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

قبلا شنیده بودیم که مردم از: نداری و فقر گله کنند، و خود را بدبخت و فلک زده بدانند! ولی نمی دانستیم دارایی و: نعمت زیاد هم، بدبختی است. مخصوصا که یک خانم استاد! کار شناس محیط زیست، این را بگوید که: ملت ما چقدر بدبخت است که: همه چیز دارد! بنده هم مثل شما از این استاد، آنهم سرکلاس جشنواره سینمای سبز، تعجب کردم ولی ایشان بارها این را تکرار کرد! تا شکی باقی نگذارد. میگفت تمام دنیا بدنبال انرژی های نو هستند، با اینکه هیچی ندارند! ولی ما بدبختیم که همه چیز را، به بالاترین شاخص داریم! فقط میزان آفتابی که در شمال ایران می تابد، برابری می کند با کل آفتابی که: فرانسه یا انگلیس دارند. ایرانی ها معمولا از سایه می روند، ولی آلمان فرانسه از آفتاب! ایشان می گفت چون ما نفت داریم، لذا به انرژی های دیگر بی توجه هستیم، و همین مایه بدبختی ما است! و الا ترکیه بالاترین در آمد را، از انرژی خورشیدی دارد! حتی از باد زیاد هم ناراحت بود می گفت باد شهریار برای تهران! باد منجیل یا باد های سیستان و بلوچستان. از اینکه ایران چشمه های آب گرم فراوانی دارد، هم خشمگین بود! حتی می گفت: چرا هال و پذیرایی در خانه درست می کنید، و خرج زیادی می کنید برای: بزرگترین اتاق خود که فقط: نورز ها از ان استفاده می شود.

گویا این کفر گویی ها تمامی ندارد! عده ای مزدور یا جاهل، همه چیز ایران را به مسخره می گیرند: اگر از دنیا عقب باشیم بدبختیم، اگر از دنیا جلو هم باشیم بدبختیم! از نظر آنها چون صنعت بومی نداریم (خودرو های ما همه تقلیدی است) بدبختیم، و چون در انرژی هسته ای هم وارد شدیم، و جزو کشورهای رده اول هستیم، باز هم بدبختیم! چون مثلا تولید گیاه الوورا نداریم بدبختیم، چون چهار فصل را داریم و: همه میوه ها را داریم باز هم بدبختیم! چون نفت داریم بدبختیم! چون فیس بوک نداریم هم بدبختیم. آنها از یک طرف می گویند: ایران کشور کم ابی است، بعد هم می گویند مصرف سرانه ایران آب، در ایران ده برابر متوسط جهانی است! حداقل یکبار از خودشان نمی پرسند: اگر آب نیست، پس اینهمه مصرف از کجا می اید؟ آمار های بیکاری را، چنان بالا اعلام می کنند که: از کل جمعیت فعال هم بیشتر می شود، از انطرف هم می گویند: بجای هفتاد میلیون جمعیت، هشتاد میلیون دفترچه بیمه داریم! اگر مردم بیکارند، پس اینهمه بیمه شده یعنی چه؟  آمار بیماریها را چنان اعلام می کنند: بطوریکه 40درصد مردم دیابت، 50درصد نوعی پوکی استخوان، 30درصد بیماری خونی و: ده درصد ایدز و..دارند! از آنطرف هم می گویند: مصرف خوراکیها در ایران، سه برابر متوسط جهانی است! اگر مردم مریض هستند، چطور اینهمه غذا می خورند؟ حتی آمار مصرف دارو را هم، چند برابر اعلام می کنند. از خودشان سوال نمی کنند: مردم ایران با این مصرف بالای: غذا و دارو چرا نمی ترکند؟ از انطرف هم می گویند 50درصد مردم ایران، در فقر غذایی هستند! و پروتئین کافی دریافت نمی کنند. پس این غذاها چه می شود؟ حتی اگر 30درصد هم دور ریز داشته باشیم، سه برابر را جبران نمی کند. علاوه بر انکه ادعا می کنند: اغلب مردم از غذاهای دور ریخته شده استفاده می کنند! می گویند چرا برق صادر می کنید؟ برق کم است. از انسو هم می گویند: مصرف سرانه برق در ایران، چهار برابر میانگین جهانی است. واقعا چه خبر است؟ خودشان فراموشکار و احمق هستند، یا مردم را احمق می دانند؟ بنظر ما نه اینها احمق هستند نه مردم! بلکه عده ای مزدور: بی جیره مواجب بیگانگان، برای ضعیف نشان دادن: قدرت مدیریت اقتصادی در ایران، به اینگونه اظهار نظرها روی می آورند.

Feel the misery of a lot of blessings!

We had heard before that people do not want to be fattened, they are poor, and they feel miserable! But we did not know the asset, and the great blessing is misery. Especially as a master lady! An environmental expert says, "How unhappy is our nation: it has everything!" I was surprised by this master, like you, from the master of the Green Film Festival, but he repeated it repeatedly! To leave no doubt. They say the whole world is looking for new energies, although they have nothing! But we're sorry to have everything high! Only the sunshine that sits in northern Iran is equal to the total sunshine that is France or Britain. The Iranians usually go to the shadows, but Germany is from the sun! He would say that because we have oil, so we are ignorant of other energies, and that's a misfortune to us! And Ella Turkey has the highest income from solar energy! He was even saddened by the wind, saying, "Wind the Shahriar to Tehran!" Wind manjil or winds of Sistan and Baluchestan. It was angry that Iran had many hot springs. He even said, "Why do you make halal and home-made meals, and spend a lot for: your biggest room, which only: Nores are used.

It seems that these disbeliefs have nothing to do! Some mercenaries or ignorant people, all make a mockery of Iran: if we are lagging behind the world, we're lucky if we are ahead of the world! For them, we do not have the indigenous industry (our cars are all imitation), and since we were in nuclear power, and we are among the first-ranking countries, we're still miserable! Because, for example, we do not have the aloe Vera production, because we have four seasons and we have all the fruits, we're still lucky! We're lucky because we have oil! Because we do not have Facebook, we're miserable. On the one hand, they say: Iran is a low-water country, and then they say that Iran's per capita consumption of water in Iran is ten times the global average! At least once they do not ask themselves: If there is no water, then how much do you consume? The unemployment statistics are so high that they also increase the total number of active people, they also say: Instead of seventy million people, we have 80 million insurance directories! If people are unemployed, then what's so insured? State of the art is as follows: 40% of people have diabetes, 50% of osteoporosis, 30% of blood diseases and 10% of AIDS. On the other hand, food consumption in Iran is three times the global average! If people are sick, how do they eat all this? Even the drug usage figures are multiplying. They do not ask themselves: Iranian people with this high consumption: why do they not eat food and medicine? On the other hand, 50% of Iranians are in poverty. And do not get enough protein. So what about these foods? Even if we have 30% off, it does not compensate three times. In addition to claiming: Most people use discarded foods! They say why do you export electricity? Low electricity. They also say: Per capita consumption in Iran is four times the global average. What is really going on? Are they forgetful and foolish, do they think stupid people? We do not think these are stupid people! Rather, the mercenaries: the lack of rationale for aliens, to weakly show: the power of economic management in Iran, are making such comments.

یشعر بؤس الكثیر من النعم!

كنا قد سمعنا قبل أن الناس لا یریدون أن تسمن، هم فقراء، ویشعرون بائسة! لكننا لم نكن نعرف الأصول، والنعمة العظیمة هی البؤس. خصوصا سید سیدة! ویقول خبیر بیئی: "كیف تعیس أمتنا: كل شیء!" فوجئت من هذا سید، مثلك، من سید مهرجان الفیلم الأخضر، لكنه كرر ذلك مرارا وتكرارا! لترك أی شك. یقولون إن العالم كله یبحث عن طاقات جدیدة، على الرغم من أنها لا تملك شیئا! ولكن نحن آسفون أن یكون كل شیء عالیة! فقط الشمس المشرقة التی تقع فی شمال إیران تساوی أشعة الشمس الكلیة التی هی فرنسا أو بریطانیا. الإیرانیون عادة ما یذهبون إلى الظلال، ولكن ألمانیا هی من الشمس! وقال إنه لأن لدینا النفط، لذلك نحن جاهلون من الطاقات الأخرى، وهذا هو سوء حظ لنا! و إیلا تركیا لدیها أعلى دخل من الطاقة الشمسیة! كان حزین حتى من الریاح، قائلا: "ریح شهریار لطهران!" ریح، مانجیل، أو، الریاح، بسبب، سیستان، أیضا، بالوشستان. كان غاضبا أن إیران لدیها العدید من الینابیع الساخنة. حتى أنه قال: "لماذا تقومون بتناول الوجبات الحلال والبیت المنزلی، وتنفق الكثیر من أجل: أكبر غرفة، والتی تستخدم فقط: نوریس.

ویبدو أن هذه الكفر لا علاقة لها! بعض المرتزقة أو الجهلة، كلها تسخر من إیران: إذا كنا متخلفین عن العالم، ونحن محظوظون إذا كنا قبل العالم! بالنسبة لهم، لیس لدینا صناعة السكان الأصلیین (سیاراتنا هی كل التقلید)، وبما أننا كنا فی الطاقة النوویة، ونحن من بین الدول الأولى فی الترتیب، ونحن لا تزال محظوظا! لأنه، على سبیل المثال، لیس لدینا إنتاج الألوة فیرا، لأن لدینا أربعة مواسم ولدینا كل الثمار، ونحن ما زلنا محظوظین! نحن محظوظون لأن لدینا النفط! لأننا لم یكن لدیك الفیسبوك، ونحن بائسة. من ناحیة، یقولون: إیران بلد منخفض المیاه، ثم یقولون إن نصیب الفرد من استهلاك إیران للمیاه فی إیران هو عشرة أضعاف المعدل العالمی! مرة واحدة على الأقل أنها لا تسأل أنفسهم: إذا لم یكن هناك ماء، ثم كم كنت تستهلك؟ إحصاءات البطالة مرتفعة جدا لأنها أیضا زیادة العدد الإجمالی للنشطین، كما یقولون: بدلا من سبعین ملیون شخص، لدینا 80 ملیون الدلائل التأمین! إذا كان الناس عاطلین عن العمل، فما هو المؤمن علیه؟ وفیما یلی أحدث ما یمیز: 40 فی المائة من المصابین بالسكری، و 50 فی المائة من هشاشة العظام، و 30 فی المائة من أمراض الدم، و 10 فی المائة من الإیدز. من ناحیة أخرى، فإن استهلاك الأغذیة فی إیران هو ثلاثة أضعاف المتوسط ​​العالمی! إذا كان الناس مریضین، كیف یأكلون كل هذا؟ حتى الأرقام تعاطی المخدرات تتضاعف. هم لا یسألون أنفسهم: الشعب الإیرانی مع هذا الاستهلاك العالی: لماذا لا یأكلون الغذاء والدواء؟ من ناحیة أخرى، 50٪ من الإیرانیین فی حالة فقر. ولا تحصل على ما یكفی من البروتین. فماذا عن هذه الأطعمة؟ حتى إذا كان لدینا 30٪ قبالة، فإنه لا تعوض ثلاث مرات. بالإضافة إلى المطالبة: معظم الناس استخدام الأطعمة المهملة! یقولون لماذا تصدرون الكهرباء؟ انخفاض الكهرباء. ویقولون أیضا أن نصیب الفرد من الاستهلاك فی إیران هو أربعة أضعاف المتوسط ​​العالمی. ما الذی یحدث؟ هل هم النسیان والحمق، هل یعتقدون الناس غبی؟ نحن لا أعتقد أن هؤلاء الناس غبی! بدلا من ذلك، المرتزقة: عدم وجود مبرر للأجانب، لإظهار ضعیفة: قوة الإدارة الاقتصادیة فی إیران، وجعل هذه التعلیقات.

Bir çox xeyirxahlıq hissini hiss edin!

Əvvəl eşitmişdik ki, insanlar bəslənməməyi istəmirlər, yoxsul olurlar və onlar əziyyət çəkirlər! Amma biz aktivi bilmirdik və böyük xeyirxahlıq sezildir. Xüsusilə usta xanım kimi! Ətraf mühit üzrə ekspert: "Nə bədbəxt millətimiz var, hər şey var!" Yaşıl Film Festivalı ustadından sənin kimi sənə bu master tərəfindən təəccübləndim, amma təkrarladı! Heç şübhə etmə. Onlar deyirlər ki, bütün dünya yeni enerjilər axtarır, baxmayaraq ki, heç bir şeyləri yoxdur! Amma hər şeyə görə üzr istəyirik! Yalnız İranın şimalında oturan günəş, Fransa və ya İngiltərənin ümumi günəşinə bərabərdir. İranlılar ümumiyyətlə kölgələrə gedirlər, amma Almaniya günəşdəndir! O deyir ki, bizdə neft olduğundan, digər enerjilərdən xəbərsizik və bu bizim üçün bir bədbəxtlikdir! Və Ella Türkiyənin günəş enerjisindən ən yüksək gəlirləri var! O, hətta küləyin kədərləndiyini dedi: "Şəhriyarı Tehranda küləyin!" Külək manjil və ya Sistan və Baluxistanda küləklər. İranın bir çox isti bulaqları olduğu qəzəbləndi. O, hətta belə dedi: "Niyə halal və evdə hazırlanan yeməklər edirsiniz və çox şeylər sərf edirsiniz: yalnız ən böyük otaq: Nores istifadə olunur.

Görünür, bu küfrlərin heç bir əlaqəsi yoxdur! Çünki, məsələn, aloe vera zavodumuz yoxdur, çünki dörd mövsüm var və bütün meyvələrimiz var, biz hələ şanslıyıq! Biz şanslıyıq, çünki bizdə neft var! Çünki bizdə Facebook yoxdur, biz əziyyət çəkirik. Ən azı bir dəfə özlərinə soruşmurlar: Əgər su yoxdursa, nə qədər istehlak edirsiniz? Insanlar işsiz olduqda, nə qədər sığorta edilir? Statistika təsdiq ki, onların narahatlıqları: diabet, əhalinin 40 faizi, bir osteoporoz yüzdə 50 ilə qan xəstələrin yüzdə 30: AIDS V..darnd on faizi! Digər tərəfdən, İranda ərzaq istehlakı üçər edir.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

چرا نمی گذارند سینمای ملی ایران با ملت خود آشتی کند؟

مجری موقتی  که مدتی بجای مجری اصلی خانه سینما، جشن را مدیریت می کرد می گفت: ای سیاستمداران دست از سر سینما بردارید! این آدم کم حافظه، یادش رفته که همین حرف او سیاسی است. یعنی او سینمایی می خواهد که: مخاطب آن افراد خاصی باشند، نه همه مردم. وقتی مردم 98درصد رای به جمهوری اسلامی می دهند، سینما چرا باید راه دیگری برود؟ وقتی همه مردم ایران سخن از: حججی و سردار سلیمانی می گویند، چرا سینما نباید از آن بگوید؟ آیا سینما باید اخته باشد؟ تا این اقا راضی شود؟ البته خوب شد که رفت، والا حرف های نامربوط یک عده ناسینماگر! را می خواست به نام سینماگران حقنه کند، و از آبروی سینمای ایران، برای نیت های ناپاک خود استفاده کند. البته خانم مریلا زارعی، مانند یک مرد! در مقابل این طنازی های بیگانه پسند ایستاد، و با صدای رسا از مردم مظلوم میانمار، بحرین و یمن دفاع کرد و: نگذاشت دامن سینمای ایران، به به سترون بودن آلوده شود. باید از این شیرزن، قدر دانی شایسته ای بشود. البته دگر اندیشی در برخی رگه های جشن خانه سینما، خودی نشان داد ولی بسیار هوشمندانه و: مدیرانه از بروز آن جلوگیری شد. متاسفانه باید گفت دست های زیادی در کار است تا: سینما و تئاتر را از ارزشهای جامعه دور نگهدارد. یکی از دلایل مهم آن خواستگاه هنرهای فوق است. آنها می گویند چون سینما و تئاتر، از غرب آمده باید همانطور غربزده بماند. حتی برخی ها سعی کردند: نمادها را هم تغییر دهند و با: سینمای صد در صد غربی هماهنگ کنند! شاید انتخاب هارون یشایایی، اشاره ای به این نماد باشد: چون اسکار و هالیوود، تحت سیطره صهیونیسم بین الملل هست، انتخاب یک یهودی بعنوان رئیس جشن بزرگ: سینمای ملی ایران شاید یک پالس بود! همانطور که جوایز را به سمتی بردند تا: کار دیگران دیده نشود، و فقط فیلمی معرفی شود که: در اسکار برنده شده بود. ما در صدد تجزیه و تحلیل شرایط اعطای جایزه: به فیلم فروشنده نیستیم، که همگان حداقل بر این امر توافق دارند: در آن شرایط این جایزه کاملا سیاسی بود. اما می دانیم که هارون یشایایی، خود چنین قصدی نداشته که: بازیگر سیاست های بین المللی صهیونیزم: در عرصه فرهنگ و سینمای ملی ایران باشد. زیرا ایشان با اینکه در یک: خانواده مذهبی یهودی بدنیا آمده، و لی هرگز راهی جدای از ملت ایران را انتخاب نکرده. ایشان حتی در دوران انقلاب با اینکه رئیس بیمارستان سپیر یهودیان بود، ولی با ایجاد جامعه  روشنفکران یهود، راه همدلی را با انقلاب اسلامی ایران ادامه داد. لذا اگر کسانی می خواهند: به نام یهودیان، سینمای ملی ایران را مصادره نمایند، اشتباه می کنند. همانطور که مصادره برخی دیگر تحت: عنوان ارامنه اشتباه است. جهت دهی برخی از جوایز هم، شاید از آنجا ناشی می شد که: خانه سینما ملک خصوصی ساموئل خاچیکیان است، و از این راه خواسته اند بگویند: سینمای ملی ایران، سینمای ارامنه محور است. اینها هم اشتباه می کنند، زیرا همدلی مردم ایران همانطور که: بارها در تریبون جشن ملی خانه سینما هم اعلام شد، تمام این توطئه ها را خنثی می سازد. تئوری جدایی دینی، مذهبی و قومی وقبیله ای، در کل تاریخ ایران مردود بوده است. مردم ایران هزاران سال: همزیستی ادیان و مذاهب و اقوام را تجربه کرده اند. حتی برخی ها که می خواهند: سینمای ملی را به سنگر براندازی جمهوری اسلامی! تبدیل کنند هم اشتباه می کنند. درست است که شجریان صدا و آواز خوبی دارد، ولی دلیل ندارد که حمایت ایشان از: سران فتنه را فراموش کنیم. لااقل اگر ایشان اشتباه خود را می پذیرفت، راه دوری نمی رفت! ولی برخی تصور می کنند با آوردن: نام او رژیم جمهوری اسلامی متلاشی می شود.

Why not let Iran's national cinema reconcile with its people?

Moderator in Pitti! For a long time, instead of managing the festivities, he would say, "Stop politicians from the cinema!" This little memory person remembers that this is his political message. That is, he wants cinema: the audience is certain people, not all people. When people give 98 percent of the vote to the Islamic Republic, why should another go to the cinema? When all the Iranian people say: Hajj and Suleimani say, why does not the cinema say it? Does the cinema need to be castrated? To be satisfied with this? Of course, it went fine, it went awry, the unrelated words of a sage! He wanted to be honest in the name of cinematographers, and to respect the cinema of Iran, for his unclean intentions. Mrs. Maryla Zarei, like a man! Faced with these alien voices, he defended the oppressed people of Myanmar, Bahrain and Yemen in a loud voice: not letting the cinema of Iran become contaminated with sterility. It must be appreciated from this shirt. Of course, repression in some streaks of the home of the cinema house was insider, but it was very clever and: the manager was prevented from occurring. Unfortunately, it must be said that there are many hands on in order to keep cinema and theater away from the values ​​of society. One of the main reasons for this is the art of the above. They say that since the cinema and theater come from the West, it must remain as an overwhelming one. Even some tried to change the symbols and coordinate with: 100% western cinema! Perhaps the choice of Aaron Yashayi is to refer to this symbol: since Oscar and Hollywood are under the control of international Zionism, the choice of a Jew as the head of a great celebration: Iran's national cinema was perhaps a pulse! As they took the prizes to: The work of others was not seen, and only a film was introduced: It won the Oscars. We are trying to analyze the award conditions: We are not the movie vendor, which everyone agrees at least: in that context, the award was completely political. But we know that Aaron Yashayi did not have such an intention: to be an actor of Zionist international politics: in the field of Iranian culture and cinema. Because he was born in one: a Jewish religious family, and Lee never chose a way apart from the Iranian nation. Even during the revolution, he was still the head of the Jewish Seperator Hospital, but with the establishment of a community of Jewish intellectuals, he continued to have sympathy with the Islamic Revolution of Iran. So if anyone wants to confiscate Iranian cinema as Jews, they make a mistake. As confiscated by others, the title of Armenians is wrong. The direction of some of the awards may also come from the fact that: The Cinema House is a private property of Samuel Khachikyan, and they have asked to say: Iranian cinema is based on Armenian cinema. They also make a mistake, because the sympathy of the Iranian people, as it has been repeatedly announced at the National Cinema House Celebration, will thwart all of these conspiracies. The theory of religious, religious, and ethnic separation has been rejected in the whole history of Iran. The Iranian people have experienced thousands of years: the coexistence of religions and religions. Even some who want to: nationalize the national cinema for the overthrow of the Islamic Republic! They make mistakes. It is true that Shajarian has a good voice and voice, but there is no reason to forget his support for the heads of intrigue. At least, if he accepted his mistake, the road would not go away! But some people think by bringing them: his name is split between the regimes of the Islamic Republic.

لماذا لا تسمح للسینما الوطنیة الإیرانیة بالتوفیق مع شعبها؟

مشرف فی بیتی! لفترة طویلة، بدلا من إدارة الاحتفالات، وقال انه یقول، "وقف السیاسیین من السینما!" هذا الشخص الذاكرة قلیلا یتذكر أن هذه هی رسالته السیاسیة. هذا هو، یرید السینما: الجمهور هو أشخاص معینین، ولیس كل الناس. عندما یعطی الناس 98 فی المئة من الأصوات للجمهوریة الإسلامیة، لماذا یجب أن یذهب آخر إلى السینما؟ عندما یقول كل الشعب الإیرانی: الحج والسلیمانی یقول، لماذا لا تقول السینما ذلك؟ هل تحتاج السینما إلى الإخصاء؟ أن تكون راضیا عن هذا؟ بطبیعة الحال، ذهبت على ما یرام، ذهبت أوری، كلمات لا علاقة لها من حكیم! أراد أن یكون صادقا باسم سینمائیین، واحترام سینما إیران، لنوایاه النجسة. السیدة ماریلا زاری، مثل رجل! فی مواجهة هذه الأصوات الغریبة، دافع عن الشعب المظلوم فی میانمار والبحرین والیمن بصوت عال: عدم السماح للسینما الإیرانیة تصبح ملوثة بالعقم. یجب أن یكون موضع تقدیر من هذا القمیص. بطبیعة الحال، كان القمع فی بعض الشرائط من منزل دار السینما من الداخل، لكنه كان ذكی جدا و: تم منع المدیر من الحدوث. ولسوء الحظ، لا بد من القول إن هناك الكثیر من الأیدی من أجل إبقاء السینما والمسرح بعیدا عن قیم المجتمع. وأحد الأسباب الرئیسیة لذلك هو فن ما سبق. یقولون أنه منذ السینما والمسرح یأتی من الغرب، یجب أن تبقى على أنها الساحقة. حتى حاول البعض تغییر الرموز والتنسیق مع: السینما الغربیة 100٪! كما أخذوا الجوائز إلى: عمل الآخرین لم ینظر، وقدم فقط فیلم: فاز حفل توزیع جوائز الأوسكار. سنقوم بتحلیل شروط الجائزة: نحن لسنا بائع الفیلم، الذی یوافق الجمیع على الأقل: فی هذا السیاق، كانت الجائزة سیاسیة تماما. لكننا نعلم أن هارون یاشای لم یكن لدیها مثل هذه النیة: أن تكون فاعلا فی السیاسة الدولیة الصهیونیة: فی مجال الثقافة والسینما الإیرانیة. لأنه ولد فی واحد: عائلة دینیة یهودیة، ولم یختار لی أبدا وسیلة بعیدا عن الأمة الإیرانیة. حتى خلال الثورة، كان لا یزال رئیس مستشفى سیبیراتور الیهودی، ولكن مع إنشاء مجتمع من المثقفین الیهود، واصل تعاطفه مع الثورة الإسلامیة فی إیران. إذا كان أی شخص یرید مصادرة السینما الإیرانیة كیهود، فإنهم یرتكبون خطأ. كما مصادرة من قبل الآخرین، عنوان الأرمن هو الخطأ. كما أنهم یرتكبون خطأ، لأن تعاطف الشعب الإیرانی، كما أعلن مرارا فی احتفال دار السینما الوطنیة، سیحبط كل هذه المؤامرات. وقد رفضت نظریة الفصل الدینی والدینی والعرقی فی تاریخ إیران كله. لقد عاش الشعب الإیرانی آلاف السنین: التعایش بین الأدیان والأدیان. حتى بعض الذین یریدون: تأمیم السینما الوطنیة للإطاحة الجمهوریة الإسلامیة! إنهم یخطئون. صحیح أن شجاریان له صوت جید وصوت جید، ولكن لیس هناك ما یدعو إلى نسیان دعمه لرؤساء الدسیسة. على الأقل، إذا قبل خطأه، فإن الطریق لن یذهب بعیدا! ولكن بعض الناس یفكرون فی جلبهم: اسمه مقسم بین نظام الجمهوریة الإسلامیة.

Nə üçün İranın milli kinosunun xalqı ilə barışmasına icazə verməyəsiniz?

Pitti Moderatoru! Uzun müddət şənliklərin idarə edilməsinin əvəzinə deyirdi: "Kino siyasətçilərini dayandırın!" Bu kiçik yaddaş insanı onun siyasi mesaj olduğunu xatırlayır. Yəni kino istəyir: tamaşaçılar hər kəs deyil, müəyyən insanlardır. İnsanlar İslam Respublikasına yüzdə 98 səs verdikdə, niyə başqa birinin kinoya getməsi lazımdır? Bütün İranlılar deyirlər: Həcc və Süleymani deyirlər ki, kino nə deyir? Kino kastedilmək lazımdırmı? Bununla razı olmaq mı? Əlbəttə ki, yaxşı çıxdı, bir adacının sözsüz sözləri qaçırdı! O, sinematoqrafçılar adına dürüst olmaq istəyirdi və İranın kinosuna hörmətsizlik etmək niyyətində idi. Qadın Maryla Zarei, bir insan kimi! Bu əcnəbi səslərlə üzləşən Myanma, Bəhreyn və Yəmənin məzlum xalqını yüksək səslə müdafiə etdi və İran kinosunun sterilliyə yoluxmasına imkan vermədi. Bu köynəkdən təqdir edilməlidir. Əlbəttə ki, kinoteatrın bəzi evlərindəki repressiyalar içəridə idi, amma çox ağıllıdı və menecerin qarşısı alındı. Təəssüf ki, kinoteatrı və teatrı cəmiyyətin dəyərlərindən uzaqlaşdırmaq üçün çox əllər var. Bunun əsas səbəblərindən biri yuxarıda göstərilən sənətdir. Onlar deyirlər ki, kinoteatr və teatr Qərbdən gəldikdən sonra, bu, çox ağır bir vəziyyətdə qalmalıdır. Bəziləri bəziləri simvolları dəyişməyə və 100% qərb kinosunu əlaqələndirməyə çalışdılar! Bəlkə də Aaron Yashayinin seçimi bu simvola müraciət etməkdir: Oskar və Hollivud beynəlxalq sionizmin nəzarəti altında olduğundan, bir yəhudi seçimi böyük bir bayramın rəhbəri olaraq seçilir: İranın milli kinosu bəlkə də bir nəbz idi! Onlar mükafatları aldılar: Başqalarının işləri görüldü və yalnız bir film təqdim edildi: Oscar qazandı. Biz mükafat şərtlərini təhlil etməyə çalışırıq: Biz hər kəs ən az razı olan film satıcısı deyilik: bu kontekstdə mükafat tamamilə siyasi idi. Amma bilirik ki, Aaron Yashayi belə bir niyyəti olmadığını bilmədi: Sionist beynəlxalq siyasət aktyoru olmaq: İran mədəniyyəti və kino sahəsində. Biri doğulduğu üçün: bir yəhudi dini ailəsi və Lee heç bir zaman İran xalqından başqa yol seçməmişdir. İnqilab dövründə hətta Yəhudi Seperator Xəstəxanasının rəhbəri idi, lakin yəhudi nda bölünür.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

مدیریت یکپارچه بازنشستگی

مدیریت صندوق های بازنشستگی در ایران، بسیار متعدد و جزیره ای می باشد که: این به نفع عدالت و سیاست های جمهوری اسلامی نیست. سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح ، کشوری ، تامین اجتماعی، صدا و سیما حداقل 4مورد مهم آن است. در داخل سازمان بازنشستگی کشوری که: مشمولین آن کارمندان رسمی هستند، وزارت نفت صندوق خود را جدا کرده است! و این عدالت را به شدت زیر سوال برده است. افراد یا سازمان و یا صندوق های دیگری هم، هستند که به این جمع باید اضافه شود. حتی بیمه ها مانند بیمه ایران سالها است که تبلیغ می کند: با دو سال پرداخت حق بیمه بازنشسته شوید! که این امر بیشتر به یک فریب: تبلیغاتی می ماند تا یک استراتژی. یا حتی بیمه عمر.  لذا دلایل زیادی هست که باید: همه اینها یکی شوند و: تحت یک مدیریت واحد اداره، یا هماهنگی شوند. همانطور که دولت، لایحه نظام هماهنگ حقوق و دستمزد را داده، باید قانون یکپارچه مدیریت بازنشستگی را نیز، به مجلس محترم ارائه کند. معایب مهم نداشتن مدیریت یکپارچه، نداشتن زیربنای خدمت: برای سی سال یا کمتر است. مثلا وقتی بیمه ایران آن تبلیغ را می کند، اگر غلط باشد که اعتماد مردم را به: بیمه ها از بین می برد و: اگر درست باشد طبیعتا، همه سازمان های بازنشستگی زیر سوال می رود! وقتی وزارت نفت به بازنشستگان خود: حقوق های 10تا 20میلیونی می دهد، شکاف طبقاتی با یک بازنشسته فرهنگی یا خبرنگاری، به 20برابر می رسد. البته رئیس سازمان بازنشستگی کشوری، و شاید همه سازمان های مذکور، با ادغام یا یگپارچه سازی مخالف هستند! و اصلا قابل طرح نمی دانند، زیرا یکی از موانع آن کمبود: منابع مالی و یا نبود منابع است. علت دیگر ان تفاوت حقوق ها هست، وقتی کسی با حقوق 200میلیونی یا بیشتر، بازنشسته می شود طبیعی است که: تعیین حداقل حقوق بازنشستگی یعنی ماهی یک میلیون! امکان ندارد و اگر حق بیمه تابع: سه سال پرداخت آخر سال باشد، تفاوت حقوق های بازنشستگی تا 200برابر هم می شود. که این شکاف بزرگی در عدالت اجتماعی ایجاد می کند.  اما اصول اسلامی و انسانی ایجاب می کند که: همه 60ساله ها بازنشسته شوند، و پرداخت حقوق به آنان هماهنگ و: بدون شکاف عمیق باشد. برای این کار ابتدا شورای عالی حقوق و دستمزد: باید فعال شود، سپس نظام هماهنگ پرداختها اجرایی شود. حتی اگر این دو امکان پذیر نباشد، میتوان پینشهاد داد: درصد سهم بیمه شونده، برای همه یکسان شود. و سقفی برای آن تعیین گردد، تا در موقع بازنشستگی، همه با فاصله معقولی حقوق بازنشستگی دریافت نمایند. متاسفانه افرادی که حقوق بازنشستگی بالایی می گیرند، زمینه بهتری برای بازگشت به کار هم پیدا می کنند. یعنی رسما بازنشسته می شوند! ولی عملا به کار خود ادامه میدهند. و این به نفع کار فرما هم هست. زیرا اشتغال یک بازنشسته، هزینه های جانبی مانند بیمه و مالیات ندارد و: معمولا دستمزد کمتری هم دریافت می کند. لذا عدالت اجتماعی در اسلام حکم می کند: اولا همه کسانی که 30سال سابقه کار دارند، یا 60سال سن دارند بازنشسته شوند. و هیچ کسی بدون بازنشستگی نباشد. اگر بازنشسته ای مشغول به کار شد حقوق بازنشستگی او مسدود شود. کلیه سازمان های بازنشستگی، زیر نظر دولت و سازمان بازنشستگی کل باشند. کمک های مالی دولت هم تبعیض آمیز نباشد! بطوریکه بازنشستگان کشوری، وام خودرو و دیگر تسهیلات را داشته باشند، ولی باز نشسته های تامین احتماعی محروم باشند! یا باز نشستگان نیروهای مسلح، بن حکمت و بن های متفرقه دریافت کنند، ولی کارگران بازنشسته هیچ امتیازی نداشته باشند.

Integrated retirement management

The management of retirement funds in Iran is very numerous and islands: This is not in the interests of the justice and policies of the Islamic Republic. The Army, Retirement, Army, Retirement, Retirement, Atmosphere, Atleast, at least 4 critical cases. Inside the country's retirement organization: its employees are official, the Ministry of Oil has separated its fund! And this has severely questioned the justice. Individuals or organization or other funds, which should be added to this sum. Even insurance, like insurance, has been advertising for many years: Pay two years of retirement! It's more about deception: it's advertising rather than a strategy. Or even life insurance. So there are a lot of reasons that need to be: all of these will be united: under a single departmental administration, or coordinated. As the government has given the bill to the coordinated payroll system, it must also submit to the Honorable Parliament an integrated pension management law. Disadvantages of unmanageable management, lack of service infrastructure: for thirty years or less. For example, when Iran's insurance promotes it, if it's a mistake to put people's trust in: insurance: if it is true, naturally, all retirement organizations are questioned! When the oil ministry gives its retirees: salaries of 10 to 20 million, the class gap with a retired cultural or journalist is 20 times higher. Of course, the head of the State Retirement Administration, and perhaps all of these organizations, are opposed to merging or integrating! And they are not at all possible, because one of the obstacles is lack of funds or lack of resources. The other reason is the salary difference, when someone with a salary of 200 million or more is retired, it is natural that: the determination of the minimum pension, ie, a million fish! It is not possible and if the premium is subject to three years of payment at the end of the year, the difference in salaries will be up to 200 times. Which creates a huge gap in social justice. But Islamic and humanitarian principles require that: all 60 years old retire, and pay salaries to them in harmony: without a deep divide. To do this, the High Council of Payments must first be activated, then the coordinated system of payments will be implemented. Even if these two are not feasible, one can say: The percentage of the insured's share is the same for everyone. And a ceiling for it, so that everyone gets a pension at a reasonable retirement age. Unfortunately, people who have high retirement pensions also have a better chance of returning to work. They are officially retired! But they are practically doing it. And this is also in the interest of working. Because retired jobs do not have side fees, such as insurance and taxes, and usually receive less wages. So, social justice is ruled out in Islam: First, all those who have 30 years of work experience, or 60 years of age, retire. And no one is without retirement. If he is retired, his retirement pension will be blocked. All retirement organizations are under the supervision of the government and the general retirement organization. Government grants are not discriminatory! So that the retirees of the country have car loans and other facilities, but they are not open to social security! Or the recruits of the armed forces, bin Hikmat and other bombers, but retired workers have no concessions.

الإدارة المتكاملة للتقاعد

إدارة صنادیق التقاعد فی إیران كثیرة جدا والجزر: وهذا لیس فی صالح العدالة والسیاسات فی الجمهوریة الإسلامیة. الجیش، التقاعد، الجیش، التقاعد، التقاعد، الحضور، والحضور هی على الأقل أربع قضایا هامة. داخل منظمة التقاعد فی البلاد: موظفیها رسمیة، وزارة النفط فصل صندوقها! وقد شكك هذا الأمر بشدة فی العدالة. الأفراد أو المنظمات أو الصنادیق الأخرى، والتی ینبغی أن تضاف إلى هذا المبلغ. حتى التأمین، مثل التأمین، وقد تم الإعلان لسنوات عدیدة: دفع عامین من التقاعد! انها أكثر عن الخداع: انها الإعلان بدلا من استراتیجیة. أو حتى التأمین على الحیاة. لذلك هناك الكثیر من الأسباب التی تحتاج إلى أن تكون: كل هذه سوف تكون موحدة: تحت إدارة واحدة من الإدارات، أو منسقة. وبما أن الحكومة قد قدمت مشروع القانون إلى نظام المرتبات المنسق، یجب علیها أیضا أن تقدم إلى البرلمان الموقر قانونا متكاملا لإدارة المعاشات التقاعدیة. عیوب الإدارة التی لا یمكن إدارتها، والافتقار إلى البنیة التحتیة للخدمة: لمدة ثلاثین عاما أو أقل. على سبیل المثال، عندما یشجع التأمین الإیرانی، إذا كان من الخطأ وضع ثقة الناس فی: التأمین: إذا كان صحیحا، وبطبیعة الحال، یتم استجواب جمیع منظمات التقاعد! وعندما تمنح وزارة النفط المتقاعدین: رواتب تتراوح بین 10 و 20 ملیون نسمة، فإن الفجوة الطبقیة مع ثقافی أو صحفی متقاعد أعلى ب 20 مرة. وبطبیعة الحال، فإن رئیس إدارة التقاعد فی الدولة، وربما كل هذه المنظمات، یعارضون الاندماج أو الاندماج! وهی لیست ممكنة على الإطلاق، لأن أحد العقبات هو نقص الأموال أو نقص الموارد. والسبب الآخر هو الفرق فی المرتبات، عندما یكون الشخص الذی یتقاعد 200 ملیون أو أكثر متقاعدا، فمن الطبیعی أن: تحدید الحد الأدنى للمعاش، أی ملیون الأسماك! ومن غیر الممكن وإذا كانت العلاوة خاضعة لثلاث سنوات من الدفع فی نهایة السنة، فإن الفرق فی المرتبات سیصل إلى 200 مرة. مما یخلق فجوة هائلة فی العدالة الاجتماعیة. ولكن المبادئ الإسلامیة والإنسانیة تتطلب ما یلی: كل 60 سنة تقاعد، ودفع الرواتب لهم فی وئام: دون انقسامات عمیقة. وللقیام بذلك، یجب أولا تفعیل المجلس الأعلى للمدفوعات، ثم تنفیذ نظام المدفوعات المنسق. حتى لو لم یكن ذلك ممكنا، یمكن للمرء أن یقول: نسبة حصة المؤمن هو نفسه بالنسبة للجمیع. وسقف لذلك، بحیث یحصل الجمیع على المعاش فی سن التقاعد معقول. ولسوء الحظ، فإن الأشخاص الذین لدیهم معاشات تقاعدیة عالیة أیضا لدیهم فرصة أفضل للعودة إلى العمل. هم متقاعدون رسمیا! لكنهم یقومون بذلك عملیا. وهذا أیضا فی مصلحة العمل. لأن الوظائف المتقاعدة لا تحمل رسوما جانبیة، مثل التأمین والضرائب، وعادة ما تحصل على أجور أقل. لذلك، یستبعد العدل الاجتماعی فی الإسلام: أولا، كل أولئك الذین لدیهم 30 عاما من الخبرة فی العمل، أو 60 سنة من العمر، والتقاعد. ولا أحد دون التقاعد. وإذا تقاعد، فإن معاشه التقاعدی سیحظر. وتخضع جمیع منظمات التقاعد لإشراف الحكومة والمنظمة العامة للتقاعد. المنح الحكومیة لیست تمییزیة! حتى أن المتقاعدین من البلاد لدیها قروض السیارات وغیرها من المرافق، لكنها لیست مفتوحة للضمان الاجتماعی! أو المجندین من القوات المسلحة، بن حكمت وغیرها من القاذفات، ولكن العمال المتقاعدین لیس لدیهم تنازلات.

İnteqrasiya pensiya idarə olunması

İranda pensiya fondlarının idarə olunması çox sayda və adalardır: Bu ədalət və İslam Respublikasının siyasətində deyildir. Ordu, Pensiya, Ordu, Təqaüd, Təqaüd, Atmosfer, Atleast, ən az 4 kritik vəziyyət. Ölkənin təqaüdçü təşkilatında: işçiləri rəsmi, Neft Nazirliyi öz fondunu ayırdı! Bu da ədaləti ciddi şəkildə sorğuladı. Bu məbləğə əlavə edilməli olan fərdi və ya təşkilat və ya digər fondlar. Sığorta kimi, hətta sığorta, uzun illər reklam olunur: iki il pensiya ödəmək! Aldanma haqqında daha çox məlumat: bir strategiya deyil, reklamdır. Hətta həyat sığortası. Buna görə bir çox səbəblər var: bunların hamısı vahid bir vahid idarənin altında və ya koordinasiya olunacaq. Hökumət razılaşdırılmış əmək haqqı sisteminə qanun layihəsini təqdim etdikdə, Hörmətli Parlamentə də vahid pensiya idarəetmə qanununu təqdim etməlidir. İdarə edilməyən idarəetmənin çatışmazlığı, xidmət infrastrukturunun olmaması: otuz il və ya daha az. Məsələn, İranın sığortası bunu təşviq edərkən, insanın təhlükəsizliyinə güvənmək səhv olarsa: sığortaçılar, əgər təbii ki, bütün pensiya təşkilatları sorğulanır! Neft Nazirliyi təqaüdçülərə verdiyi zaman: 10 ilə 20 milyon maaş, təqaüdçü bir mədəniyyət və ya jurnalist ilə sinif boşluğu 20 qat daha yüksəkdir. Əlbəttə ki, Dövlət Pensiya İdarəsinin rəhbəri və bəlkə də bu təşkilatların hamısı birləşməyə və ya inteqrasiyaya qarşı çıxır! Və mümkün olmur, çünki maneələrdən biri fonların olmaması və ya resursların olmamasıdır. Digər səbəb 200 milyon və ya daha çox əmək haqqı olan birinin təqaüdə çıxdığı zaman əmək haqqı fərqi, təbii ki: minimum pensiyanın təyin edilməsi, yəni milyon balıq! Mümkün deyil və mükafat ilin sonunda üç illik ödənişə məruz qalarsa, əmək haqqı fərqinin 200 dəfə olacağı gözlənilir. İctimai ədalətdə böyük bir boşluq yaradır. Ancaq İslam və humanitar prinsiplər tələb edir: bütün 60 yaşlı təqaüdçü və əmək haqqını onlara uyğun olaraq ödəyirlər: dərin bölünmədən. Bunu etmək üçün Yüksək İdarəetmə 





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

سیل و زلزله و طوفان و سونامی و آتشفشان، بخشی از تهدید هایی زندگی بشری است که: از سوی طبیعت به او وارد می شود. لذا برای اینکه یک انسان متولد شود، رشد کند و زنده بماند! باید با همه تهدید ها از درون و: بیرون و طبیعت مبارزه کند. در برخی از این مبارزات، راه حل پیشگیرانه وجود دارد، و به آن توجه شده مانند: بهداشت که وسیله یا ابزاری است که: انسان را قادر می کند: از مقابل بیماریها دور شود. از نظر مسئولان پزشکی همیشه: پسشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است. در امور دفاعی و تهدیدات انسانی فرامرزی هم، عملیات پیشگیرانه کاملا موفق تر است. حضرت علی ع می فرماید: کسی که در خانه خود با دشمن بجنگد، ذلیل خواهد شد. به همین دلیل مسئولان کشورها، ترجیح می دهند دشمن را در بیرون از بین ببرند. یا زمینه حمله او را نابود کنند. شهید حججی، یک نمونه از این پیشگیری ها است، وی خودش می نویسد: ما رفتیم تا داستان: خرابه های شام تکرار نشود. کسانی که مخالف اعزام مدافعین حرم هستند، مانند بنی صدر می خواهند: ابتدا دشمن حمله کند و زن و فرزندان را از بین ببرد! زیرا بنی صدر می گفت: ما در سرزمین خودمان، بهتر می توانیم با دشمن مبارزه کنیم! متاسفانه در مورد بلایای طبیعی، اصلا به این موضوع فکر نشده! اگر هم صحبتی شده در حد آکادمیک و: فرس ماژور بوده مثلا می گویند: زلزله چند ثانیه طول می کشد و: ما اگر بتوانیم در این چند ثانیه! خود را آماده کنیم. آنها می گویند: بلایای طبیعی دست ما نیست، ولی آمادگی که با ما است. و این، بدتر، روحیه ها را تضعیف می کند. یعنی هرچه قدر مانور زلزله برای آمادگی! بیشتر شود، علاوه بر اینکه هزینه زندگی مردم بالا تر می رود، اثرات روانی مخربی بر: امید به زندگی و فعالیت های بلند مدت می گذارد. در حالیکه عملیات پیشگیرانه، به زمان های بسیار زیادی دست رسی دارد. همه بلایای طبیعی، در یک امر مشترک هستند: آنها انرژی متراکمی هستند که: در طول مدتهای مدیدی انباشته می شوند، و اگر شرایط فراهم شد، در عرض چند ثانیه یا چند ساعت، این انرژِی را آزاد می کنند. بنابر این ما می توانیم اولا :جلوی شرایط را بگیریم، ثانیا جلوی انباشته شدن را هم بگیریم. وقتی در طارم زلزله شد، فجایعی به بار آمد، اما در روستای ماهین از توابع طارم، اتفاق مهمی نیافتاد! زیرا همه خانه ها آغل یازاغه داشتند! و این موجب شده بود مانند یک موج شکن، موج زلزله گرفته شود، و در این آغل ها رها شود. اگر ما بتوانیم کانالی حفر کنیم که: آب های حاصل از ذوب یخهای قطب شمال را، به آرامی به کویر لوت منتقل کند، دیگر چیزی بنام سیل یا فرسایش یا: گسل و رانش زمین نخواهیم داشت. اگر مرکز بحران طوفانها و سونامی ها، شناسایی و با تونل های هوا، آنها را به مرور تخلیه کنیم، سونامی بوجود نمی اید. به عبارت ساده تر اگر مسیر آتش فشان را، قبل از قله در یکی از دره ها باز کنیم، تا مواد مذاب آرام از ان خارج شوند، دیگر آتش فشانی بوجود نمی آید. مواد مذاب را هم رایگان! به کارخانه های ذوب فلزات می فرستیم، و از انها قالب می گیریم. اگر هواکش های مکنده بزرگی را، در میدان های پر از آلودگی هوا بگذاریم، می توانیم آنها را به فیلترهایی هدایت کنیم تا: از ذرات سربی موجود در هوا، شمش سرب تولید کند! یکی از دلایلی که تهران، با وجود گسل های فراوان، شاهد زلزله نیست، همین است که در تهران، قنات های فراوانی هست، که آب و هوا و گرمای زمین را رد می کند. مخصوصا الان که برای فاضلاب و مترو نیز، تونل کنده شده. بیایید دست از سر مردم بردارید! مردم استرس هم داشته باشند، باز هم هیچ کاری از دستشان بر نمی آید. بجای آن بودجه فراهم کنید و: پیشگیرانه عمل کنید. البته طرح تفشیلی آنها هم موجود است

Increasing Earth's Resilience with: Preventive Operations.

Flood, earthquake, storm, tsunami and volcano are part of the human life threats that come from nature. Therefore, to be born, a human being grows up and survives! It must fight all kinds of threats from within and out: out and nature. In some of these campaigns, there is a preventive solution, and it is considered that health is a means or means that enables a person to: get away from illness. From the viewpoint of the medical authorities, always: it is better and less costly than treatment. In defensive and transboundary human threats, preventive action is all the more successful. Imam Ali says: "One who will fight the enemy in his house will be reduced." For this reason, country officials prefer to thwart the enemy. Or destroy the background of his attack. Martyr Hajji is an example of this, he writes: "We went to the story:" The ruins of dinner do not repeat. Those who oppose the dispatch of shrine defenders, like Bani-Sadr, want to attack the enemy first and kill the woman and children! Because Bani-Sadr said: "We can better fight the enemy in our land!" Unfortunately, in the case of natural disasters, you have not even thought about this! If the talk is academic, and Fers Major, say: earthquakes take a few seconds and: We can, if we can, in these seconds! Prepare ourselves. They say: Natural disasters are not our hands, but the readiness is with us. And this, worse, weakens the spirits. That is, the magnitude of earthquake maneuvering to prepare! In addition to the higher cost of living, the devastating effects on life expectancy and long-term activities. While preemptive operations take a lot of time. All natural disasters are in common: they are dense energy: they accumulate over time and, if conditions are provided, they release this energy in a matter of seconds or several hours. So, we can first: stop the situation, and secondly, avoid accumulation. When the earthquake struck in Tarom, catastrophes occurred, but in the Mahin village of Tarom functions, there was no major accident! Because all the houses had a underground house ! And this would have led to a earthquake wave like a breaker, and it would be abandoned in these pens. If we can dig a canal to slowly move the Arctic ice melt to the Lut desert, there is no longer a flood or erosion: there will be no fault or thrust. If the center of the storm and tsunami crisis is detected and deployed with air tunnels, then they will not be tsunami. Simply put, if you open the volcanic path ahead of the summit in one of the valleys, so that the molten material can leave it quietly, there will no longer be fire. Free melting material! We send metal melting plants and mold them. If we put large suction fans in air-filled fields, we can direct them to filters to produce lead ingots from airborne particles! One of the reasons why Tehran, despite numerous faults, is not an earthquake is that there are many aqueducts in Tehran that reject the weather and heat of the earth. Especially for the tunnel for the sewage and the subway. Let's get rid of people! People have stress, they still do nothing. Provide a budget instead: Prevent it.

زیادة مرونة الأرض مع: العملیات الوقائیة.

الفیضانات والزلازل والعواصف والتسونامی والبركان هی جزء من تهدیدات الحیاة البشریة التی تأتی من الطبیعة. لذلك، أن یولد، إنسان یكبر ویعیش! یجب أن تحارب جمیع أنواع التهدیدات من الداخل والخارج: خارج والطبیعة. وفی بعض هذه الحملات، یوجد حل وقائی، ویعتبر أن الصحة وسیلة أو أداة تمكن الشخص من: الابتعاد عن الأمراض. من وجهة نظر السلطات الطبیة، دائما: هو أفضل وأقل تكلفة من العلاج. وفی مجال التهدیدات البشریة الدفاعیة والعابرة للحدود، یكون العمل الوقائی أكثر نجاحا. یقول الإمام علی: "من سیقاتل العدو فی بیته سیخفض". ولهذا السبب، یفضل المسؤولون القطریون إحباط العدو. أو تدمیر خلفیة هجومه. الشهید حاجی هو مثال على ذلك، یكتب: "ذهبنا إلى القصة:" أطلال العشاء لا تكرر. أولئك الذین یعارضون إیفاد المدافعین عن الضریح، مثل بنی الصدر، یریدون مهاجمة العدو أولا وقتل النساء والأطفال! لأن بنی الصدر قال: "یمكننا محاربة العدو فی أرضنا بشكل أفضل!" لسوء الحظ، فی حالة الكوارث الطبیعیة، لم تكن قد فكرت حتى فی هذا! إذا كان الحدیث أكادیمی، و فیرس ماجور، ویقول: الزلازل یستغرق بضع ثوان و: یمكننا، إذا استطعنا، فی هذه الثوانی! إعداد أنفسنا. یقولون: الكوارث الطبیعیة لیست أیدینا، ولكن الاستعداد معنا. وهذا أسوأ، یضعف الأرواح. وهذا هو، وحجم المناورة الزلزال لإعداد! وبالإضافة إلى ارتفاع تكالیف المعیشة، فإن الآثار المدمرة على متوسط ​​العمر المتوقع والأنشطة الطویلة الأجل. فی حین تستغرق عملیات وقائیة الكثیر من الوقت. جمیع الكوارث الطبیعیة مشتركة: فهی طاقة كثیفة: فهی تتراكم بمرور الوقت، وإذا تم توفیر الظروف، فإنها تطلق هذه الطاقة فی غضون ثوان أو عدة ساعات. لذلك، یمكننا أولا: وقف الوضع، وثانیا، وتجنب تراكم. عندما اندلع الزلزال فی تاروم، وقعت كارثة، ولكن فی قریة ماهین وظائف تاروم، لم یكن هناك شیء مهم. لأن جمیع المنازل لدیها كوخ أو الأحیاء الفقیرة! وهذا من شأنه أن یؤدی إلى موجة زلزال مثل الكسارة، وأنه سیتم التخلی عنها فی هذه الأقلام. إذا كنا نستطیع حفر قناة لنقل ببطء ذوبان الجلید فی القطب الشمالی لصحراء لوت، لم یعد هناك الفیضانات أو تآكل: لن یكون هناك أی خطأ أو التوجه. إذا تم الكشف عن مركز العاصفة وأزمة تسونامی ونشرها مع أنفاق الهواء، فإنها لن تكون تسونامی. ببساطة، إذا قمت بفتح المسار البركانی قبل القمة فی واحدة من الودیان، بحیث المواد المنصهرة یمكن أن تتركه بهدوء، لن یكون هناك النار. مجانا ذوبان المواد! نرسل المعادن ذوبان النباتات وقوالب لهم. إذا وضعنا مراوح شفط كبیرة فی حقول ملیئة بالهواء، یمكننا توجیهها إلى مرشحات لإنتاج سبائك الرصاص من الجسیمات المحمولة جوا! أحد الأسباب التی تجعل طهران، على الرغم من العیوب العدیدة، لیست زلزالا، هو أن هناك العدید من القنوات فی طهران التی ترفض الطقس والحرارة من الأرض. وخاصة بالنسبة لنفق للصرف الصحی ومترو الانفاق. دعونا التخلص من الناس! الناس لدیهم الإجهاد، فإنها لا تزال تفعل شیئا. قدم میزانیة بدلا من ذلك: منعها.

Yerin möhkəmliyini artırmaq: Əməliyyat əməliyyatları.

Tələbə, zəlzələ, fırtına, tsunami və vulkan təbiətdən gələn insan həyatı təhdidlərinin bir hissəsidir. Buna görə də doğulacaq bir insan böyüyür və sağ qalır! İçəridə və xaricində hər cür təhdidlərə qarşı mübarizə aparmaq lazımdır: həyata və təbiətə. Bu kampaniyaların bəzilərində bir önləyici həll var və sağlamlıq insana imkan verən vasitələr və ya vasitədir: xəstəliklərdən uzaq durun. Tibbi orqanların baxımından həmişə: müalicədən daha yaxşı və daha az xərclidir. Müdafiə və transsərhəd insan təhlükələrində, profilaktik tədbirlər daha da uğurlu olur. İmam Əli (əleyhis-salam) deyir: "Düşmənlə evində mübarizə aparan bir kəs azalacaq". Buna görə ölkə rəsmiləri düşmənə qarşı çıxmaq istəmişlər. Və ya onun hücum fonunda məhv. Şəhid Hacı bu nümunədir, yazır: "Hekayəyə getdik:" Yemək xarabalıqları təkrarlanmaz. Bani-Sadr kimi ibadətgah müdafiəçilərinin göndərilməsinə qarşı çıxanlar əvvəlcə düşmənə hücum etmək və qadın və uşaqları öldürmək istəyirlər! Bani-Sadr dedi: "Düşmənimizi torpaqlarımızda daha yaxşı mübarizə apara bilərik!" Təəssüf ki, təbii fəlakət halında belə düşünmədiniz! Danışıq akademik olsaydı və Fers Major deyirlər: zəlzələlər bir neçə saniyə çəkir və biz mümkünsə, bu saniyədə mümkündür! Özümüzü hazırlayın. Onlar deyirlər: Təbii fəlakətlər bizim əlimizdə deyil, hazırlıq isə bizimlədir. Və bu, daha pis, ruhları zəifləyir. Yəni, zəlzələ manevrinin hazırlanmaq üçün böyüklüyü! Yaşayış xərcləri ilə yanaşı, həyatın uzunluğu və uzunmüddətli fəaliyyətlərə də dəətli təsir göstərir. Preemptiv əməliyyatlar çox vaxt aparır. Bütün təbii fəlakətlər ortaqdır: onlar sıx enerjidır: zamanla yığılırlar və şərtlər təmin edilərsə, bu enerjiyi saniyə saniyə və ya bir neçə saatda azad edirlər. Beləliklə, biz birinci ola bilərik: vəziyyəti dayandırmaq, ikincisi, yığılmamaqdan çəkin. Taromda baş verən zəlzələdə fəlakətlər baş verdi, ancaq Tarin kəndinin Mahin ktəmin edin: qarşısını almaq. . Əlbəttə, onlar da mövcuddur





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

غدیر خم سه روز است!

وقتی پیامبر خواست جانشین خود را معرفی کند، کمی هراسان بود تا مبادا مخالفان علی ع، همه چیز را بهم بریزند. زیرا همه آنها در جنگهای مختلف، کشته ای به دست علی ع داشتند و: به اصطلاح دشمن خونی بودند. لذا چند بار جبرائیل آمد و گفت: جانشینی امام علی را اعلام کن! و به تعویق نیانداز، تا اینکه آیه نازل شد: آگر آنچه را که به تو گفتیم، اعلام نکنی رسالت تو زیر سوال می رود: که گویا اصلا انجام ندادی! پیامبر بازهم به تعویق انداخت، تا اینکه آیه نازل شد: از مردم نترس خدا ترا از دست مردم حفظ می کند. از اینرو سخنی که قرار بود در: منی یا مکه گفته شود، ناچار در مسیر برگشت قرار گرفت: یعنی مردمی که رفته بودند دعوت به برگشت شدند، و ایستادند تا نیامده ها هم برسند. و سه روز مردم را در سخنرای غدیر خم، زیر آفتاب گرم نگهداشت تا سخنان طولانی خود را باز گو کند. البته روز اصلی که مردم با علی ع بیعت کردند، همان روز دهم ذی الحجه سال حجت الوداع است. و این نشان می دهد: برنامه ریزی و هدایت و کنترل در اسلام، جهش یافته و تراریخته است چنانچه مدیریت آن و: عناصر و اصول آن هم جهش یافته است، و فوق مدرنیسم است. مشخصات این برنامه ریزی آن است که: طرح کلی آن برای تمام طول تاریخ! مشخص و اعلام شده است.  برنامه ریزی در علم مدیریت! روش راهبردی است برای جدا شدن از: وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب. اما در برنامه ریزی الهی، همه اینها مطلوب هستند و به دنبال یکدیگر و: لازم و ملزوم می باشند. آینده پژوهی در اسلام بدون هیچ زحمتی کل تاریخ و: حتی فرا تاریخ را در بر می گیرد. ولی آینده نگری در مدیریت علمی! فقط احتمالات است. از نظر ما برنامه از آدم تا خاتم  و قائم مشخص است، وهرکس باید در این مسیر گام بردارد و: کسانی که از این مسیر منحرف شوند، خود را نابود می کنند. پیامبر اسلام در همین خطبه غدیر، سه بار نام مهدی عج را می برد، کسی که هنوز به دنیا نیامده! و 245سال بعد به دنیا خواهد آمد. برنامه ریزی به قدری روشن است که: پیامبر از احوالات زمان ما هم خبر داده است. هر حادثه مهمی اتفاق می افتد، ریشه آن در کتب حدیث و روایات و: تفاسیر عینا ذکر شده که برخی دانشمندان خوش ذوق، آنها را در رسانه ها هم مطرح کرده اند. مثلا قیام امام خمینی به عنوان: مردی از قم قیام می کند آمده. گروه داعش به عنوان یاران پرچم های سیاه! ذکر شده و حتی جنایات آنان گفته شده، پیامبر فرمود: هرگاه این گروه با پرچم های سیاه را دیدید: که کشتار می کنند، تنها به فارس ها پناه ببرید، زیرا دولت ما با آنها است. لذا به همین دلیل است که دولت: نوپای جمهوری اسلامی به تنهایی توانسته: تا کنون چهل سال در برابر همه: برنامه ریزی های استادان دنیا بایستد، و برنامه خود را پیش ببرد. مدیریت و برنامه در اسلام هیچگاه تعطیل نیست. زیرا پیامبر فرموده: من بین شما دو عنصر اساسی را باقی گذاشتم : کتاب خدا(بعنوان برنامه زندگی ) و :عترت و خاندان خودم. (بعنوان مدیران و اجرا کنندگان آن برنامه) و این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد.(لن یفترقا حتی یراد علی الحوض) یعنی الان هم که قران وجود دارد، حتما امام هم وجود دارد و آن را اجرا می کند. هرچند که ما آن را نبینیم! زیرا عده ای در همان اوایل، خواستند که این دو را جدا کنند، گفتند: کتاب خدا ما را بس است! نیازی به مجری و یا مدیر نداریم. الان هم ممکن است عده ای بگویند: که قران کافی است و: امام زمان عج افسانه است! اما چیزی از حقیقت کم نمی شود، و گفته پیامبر دروغ نمی شود، و این گفته آنقدر تکراری است که: همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی، آن را حفظ هستند مگر گروه داعش و اربابان آنها، که نفع خود را در: فراموشی یا مخالفت با آن می بینند.

Ghadir is bent over three days!

When the Prophet asked to nominate his successor, he was a little afraid that the opponents of Ali would dispose of everything. Because they were all killed in Ali's hands in various wars, and so-called enemies of blood. So how many times did Gabriel come and say: Declare the succession of Imam Ali! And do not delay until the verse is revealed: if you do not declare what you said, your mission is questioned: as if you did not do it at all! The Prophet still delayed until the verse came down: do not be afraid of people, God will protect them from the people. Therefore, the saying that was supposed to be called "semen" or "Mecca" was forced to return to the path: the people who had gone were invited to return, and stood to reach the non-believers. And for three days, he kept the people in Ghadir Khom's speech under the hot sun to open his long speeches. Of course, the main day that people gave allegiance to Ali is the same day of the tenth anniversary of Hijat al-Wada. And this shows: Planning, guidance and control in Islam are mutated and transgenic if its management, its elements and principles are mutated, and ultramodernism. The profile of this program is: its outline for the entire history! Specified and announced. Planning in management science! A strategic approach is to separate from: the status quo and achieve the desired status. But in divine planning, all of this is desirable and looking for each other and: necessary and necessary. Futurist studies in Islam without the hassle of the whole history and even meta-history. But the prospect of scientific management! Only probabilities. From our point of view, the program is clear from Adam to Khatam and Qa'im, and one has to step in this direction: those who deviate from this path will destroy themselves. The Prophet of Islam in the same sermon of Ghadir takes the name Mahdi Ajz three times, who has not yet been born! And will be born 245 years later. Planning is so clear that: The Prophet has also informed us of the times of our time. Every major incident happens, its origins are in the books of hadith and narrations, and there are some similarities that some well-known scholars have raised in the media. For example, Imam Khomeini's uprising came as a man rising from Qom. ISIL Group as black flags! It is mentioned, and even their crimes are said, the Prophet said: If you saw this group with black flags: they would kill only refuge in Persians, because our government is with them. That is why the government: The newly formed Islamic Republic alone has been able to: stand for forty years before all: plan for the world's professors and advance its agenda. Management and program in Islam are never shut down. Because the Prophet said: I have left two fundamental elements between you: the Book of Allah (as a plan of life) and: the Ether and my own family. (As the directors and executors of that program), and these two will never be separated. , now that there is a Qur'an, there is certainly the Imam who runs it and executes it. Although we do not see it! For as early as the early days, they asked to separate the two, they said: God's Book is enough for us! We do not need an administrator or manager. Now may some people say that the Qur'an is sufficient and: Imam is the time of the legend! But nothing in the truth is diminished, and the statement of the Prophet is not lying and this statement is so repetitive that all Muslims, whether Shiites or Sunni, are preserving it, but the group of ISIS and their masters, who benefit in: oblivion or they see opposition to it.

عازمة غدیر على مدى ثلاثة أیام!

عندما طلب النبی ترشیح خلیفته، كان خائفا قلیلا من أن المعارضین علی سوف تتخلص من كل شیء. لأنهم قتلوا جمیعا فی ید علی فی حروب مختلفة، وما یسمى أعداء الدم. فكیف عدد المرات التی غابرییل یأتی ویقول: تعلن خلافة الإمام علی! ولا تتأخر حتى یتم الكشف عن الآیة: إذا كنت لا تعلن ما قلته، یتم استجواب مهمتك: كما لو كنت لا تفعل ذلك على الإطلاق! النبی لا یزال متأخرا حتى جاء الآیة لأسفل: لا تخافوا من الناس، الله سوف یحمیهم من الشعب. ولذلك، فإن القول الذی كان من المفترض أن یطلق علیه "السائل المنوی" أو "مكة" اضطر إلى العودة إلى الطریق: الناس الذین ذهبوا دعیت للعودة، وقفت حتى غیر المختون. وطوال ثلاثة أیام، أبقى الشعب فی خطاب غدیر خوم تحت الشمس الحارقة لفتح خطبه الطویلة. وبطبیعة الحال، فإن الیوم الرئیسی الذی أعطى الناس الولاء لعلی هو فی الیوم نفسه من الذكرى السنویة العاشرة لحجة الوادا. وهذا یبین ما یلی: التخطیط والإرشاد والسیطرة فی الإسلام متحور وراثیا إذا تم تحویر إدارته، وعناصره ومبادئه، وعصریة الحداثة. الملف الشخصی لهذا البرنامج هو: مخطط لها لتاریخ كامل! محدد وأعلن. التخطیط فی علم الإدارة! والنهج الاستراتیجی هو الانفصال عن: الوضع الراهن وتحقیق الوضع المطلوب. ولكن فی التخطیط الإلهی، كل هذا أمر مرغوب فیه وتبحث عن بعضها البعض و: ضروریة وضروریة. دراسات مستقبلیة فی الإسلام دون مشاحنات التاریخ كله وحتى الفوقیة التاریخ. ولكن احتمال الإدارة العلمیة! الاحتمالات فقط. من وجهة نظرنا، البرنامج واضح من آدم إلى ختام والقائم، ویجب على المرء أن یتقدم فی هذا الاتجاه: أولئك الذین ینحرفون عن هذا الطریق سوف تدمر أنفسهم. نبی الإسلام فی نفس خطبة غدیر یأخذ اسم مهدی عجز ثلاث مرات، الذی لم یولد بعد! وسوف یولد بعد 245 عاما. التخطیط واضح جدا: أن النبی قد أبلغنا أیضا بأوقات عصرنا. كل حادث كبیر یحدث، أصوله فی كتب الحدیث والروایات، وهناك بعض أوجه التشابه التی أثارها بعض العلماء المعروفین فی وسائل الإعلام. على سبیل المثال، انتفاضة الإمام الخمینی جاءت كرجل یرتفع من قم. مجموعة داعش كما أعلام سوداء! وقد ذكر النبی صلى الله علیه وسلم: "إذا رأیت هذه الجماعة مع أعلام سوداء، فإنهم سیقتلونكم، فقط یلجأون إلى فارس لأن حكومتنا معهم. هذا هو السبب فی أن الحكومة: الجمهوریة الإسلامیة التی شكلت حدیثا وحدها تمكنت من: الوقوف لمدة أربعین عاما قبل كل شیء: خطة لأساتذة العالم ودفع جدول أعماله. لا یتم إیقاف الإدارة والبرنامج فی الإسلام أبدا. لأن النبی قال: لقد تركت عنصرین أساسیین بینكم: كتاب الله (كخطة للحیاة) و: الأثیر وعائلتی. (كمدراء ومنفذین لهذا البرنامج) وهذان لن یتم فصلهما. أی أن القرآن موجود الآن، والإمام هو بالتأكید هناك ویدیرها. على الرغم من أننا لا نرى ذلك! فی وقت مبكر من الأیام الأولى، طلبوا فصل اثنین، وقالوا: كتاب الله هو ما یكفی بالنسبة لنا! لا نحتاج إلى مشرف أو مدیر. الآن قد یقول بعض الناس أن القرآن كاف و: الإمام هو وقت الأسطورة! ولكن لا شیء فی الحقیقة یتضاءل، وبیان النبی لا یكذب، وهذا البیان متكرر جدا أن جمیع المسلمین، سواء الشیعة أو السنة، والحفاظ علیه، ولكن مجموعة داعش وأسیادهم، الذین یستفیدون فی: النسیان أو وهم یرون معارضة له.

Qədir üç gün ərzində bükülmüşdür!

Hz. Peyğəmbərin ardınca namizədliyini irəli sürməsini xahiş etdikdə, Əli rəqiblərinin hər şeyi məhv edəcəyindən bir az qorxdu. Çünki bütün Əli əllərində müxtəlif müharibələrdə və qan düşmənləri olaraq öldürülmüşdü. Beləliklə, Cəbrayıl neçə dəfə gəldi və demişdi: İmam Əliyin ardıcıllığını bəyan edin! Ayə nazil olunana qədər gecikməyin: Əgər söylədiyinizi söyləməsə, məsuliyyətiniz sorulur: sanki bunu etmədiyiniz kimi! Həzrət Peyğəmbər (əleyhissəlam) ayə nazil olunana qədər gecikdirdi: insanlardan qorxmayın, Allah onları xalqlardan qorusun. Üç gün boyunca, o, uzun müddətli çıxışlarını açmaq üçün isti günəş altında Qədir Xumun çıxışında xalqı saxladı. Əlbəttə ki, insanların Əliyə sadiq qaldıqları əsas gün Hicat əl-Vədənin on illiyinə bərabərdir. Bu proqramın profilidir: bütün tarixin təsviri! Göstərilən və açıqladı. İdarəetmə fənnində planlaşdırma! Strateji bir yanaşma, status-kvodan ayrılması və istənilən statusa nail olmaqdır. Amma ilahi planlaşdırmada, bunların hamısı arzu olunan və bir-birinə baxır və zəruri və lazımlıdır. Fütürist bütün İslam tarixinin və hətta meta tarixinin əngəlsiz İslamı öyrənir. Amma elmi rəhbərlik perspektivləri! Yalnız ehtimallar. İslam peyğəmbəri Ghadir eyni xütbəsində hələ də doğulmamış üç dəfə Mehdi Ajz adını alır! Və 245 il sonra doğulacaq. Planlaşdırma çox aydındır ki, Peyğəmbər bizə də vaxtımızın vaxtı barədə məlumat vermişdir. Məsələn, İmam Xomeyninin qiyamı Qumdürlər.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

حیوان از انسان برتر آمد پدید!

چند تا نهنگ در کنار دریا گیر افتاده بودند، همه علم و آدم بسیج شدند: تا آنها را نجات دهند. ولی میلیون ها انسان در مدیترانه غرق شدند، اما کسی به فریاد آنها نرسید. از اینکه یک پاساژ در ایران آتش گرفته بود، آنهم غیر عمد، هزاران گزارش تهیه کردند! و به دنبال مقصر گشتند، ولی در میانمار، هزاران انسان سوزانده شدند، اما آن آقایان دنبال مقصر نگشتند، حتی گفتند اشکالی ندارد چون: سه مرد مسلمان به یک زن بودایی حمله کرده، این درگیری را آغاز کردند! چه اتفاقی در حال شکل گرفتن است؟ یا چه اتفاقی باید شکل بگیرد؟ تا اینهمه تبعیض ناروا نباشد. به نظر می رسد باید یک انقلاب بزرگی اتفاق بیافتد، انقلاب رسانه ای برای بیان حقیقت! یا انقلاب سیاسی جهانی، برای اجرای عدالت. باید بدنبال آن بود تا قیام برای عدالت، از حالت جزیره ای بودن بیرون آید، و بجای فعالیت در گوشه و حاشیه، به متن زندگی وارد شود. ما شاهد عالت خواهی در: برخی سرزمین ها هستیم، ولی تنها هستند واین تنهایی، صدای آنها را در گلو خفه می کند، و نمی گذارد این صدا به جایی برسد. ولی اگر این دستها جمع شوند، یکی بشوند، آینده بهتری خواهیم داشت. ما به تاریخ نگاه می کنیم: در طول تاریخ، عدالت به این معنی بوده که: اگر کسی دو نفر شاهد داشته باشد، و به دادگاه مراجعه کند، میتواند حق خود را پس بگیرد. اما چرا حضرت علی ع با 120هزار: شاهد در غدیر خم نتوانست حق خود را بگیرد؟  25سال خانه نشین شد، بهترین یارانش را در جلو چشمانش اعدام کردند. حقوقدانان برای اینکه خود را پاک و منزه جلوه دهند، می گویند شاهد داشت، ولی نتوانست به دادگاه بیاورد! این یعنی صحه گذاشتن بر: زورگیری و پایمال کردن حق مردم: باقدرت و سیاست. در حالی که اینطور هم نبود. فاطمه زهرا سلام الله علیها، به درب خانه همه شاهد ها می رفتند، و از انها برای ادای شهادت دعوت می کردند. اما فقط چهار یا پنج نفر حاضر شدند: تا شهادت بدهند، والبته همه آنها کشته شدند! یعنی حضرت زهرا را با شکنجه کردن: در پشت در که باعث سقط کودک هم شد، آتش زدن درب منزل و سیلی زدن در کوچه ها، شهید کردند: میثم تمار را زبانش را بریدند، بر درخت خرما دار زدند. کتاب ها را سوزاندند، و زبانهایی که به مدح علی گشوده می شد، از خلقوم در آوردند، سرها را از تن جدا کردند. اما همه این شور وشر ها 25سال بیشتر دوام نداشت.  بالاخره مردم حقیقت را فهمیدند، به درب خانه علی آمدند، و او را برتخت خلافت نشاندند. گرچه داستان ناتمام غدیر ادامه یافت. مردم فقط 5سال عدالت علی را تحمل کردند. و دوباره خلافت را با دست غدار روزگار: روباه پیر آن زمان یعنی عمرو عاص، به معاویه سپردند. معاویه هم دستور داد نام علی را، از نامها حذف کنند و قتل را برای: مجازات آنها تعیین نمود. مرسوم نمود تا در منابر، بعد از حمد خدا امام علی را لعن کنند، ولی چه شد؟ امروز همه دنیا علی را می شناسند! و از معاویه خبری ندارند. این تاریخ به ما یاد می دهد که: حق ماندنی است و پیروزی نهایی با آن است، هرچند که سیاستمدارن کهنه کار: و حقوقدانان برجسته، در صدد حذف آن باشند. لذا مردم میانمار نیز مانند: مردم پاراچنار پاکستان ، کشمیر هند ، ایالت ایغور چین ، ناردان جمهوری آذربایجان و نوار غزه  یمن و بحرین، بدانند که حق آنها پایمال شدنی نیست. اگر امروز کسی نیست که به فریاد آنها برسد، تعجب نکنند! زیرا وقتی حضرت فاظمه را سیلی می زدند، حضرت علی هم نمی توانست کاری کند. آنها برای آزادی و عدالت آیندگان، خود را فدای دین کردند. از شهادت هم نترسیدند.

The animal came from a superior man!

Several whales were caught by the sea, all the sciences and Adam mobilized: to save them. But millions of people drowned in the Mediterranean, but no one cried to them. It was unintentional for a passage to burn down in Iran, having made thousands of reports! And they were looking for the culprits, but in Myanmar, thousands of people were burned, but those gentlemen did not look for blame, they even said they had no trouble because: three Muslim men attacked a Buddhist woman, they started the conflict! What is happening? Or what should happen? Too little discrimination. It seems that there must be a great revolution, a media revolution to express the truth! Or global political revolution, for the sake of justice. The insurrection for justice should be sought out as an island, and instead of the corners and fringes, it should be brought into the text of life. We see the state of mind: We are some territories, but they are alone, and this loneliness chokes their voices in the throat, and does not allow the sound to come to a place. But if these hands get together, they will be one, we will have a better future. We look at history: Throughout history, justice means that: If one has two people witnesses and goes to court, they can reclaim their rights. But why did not Ali's sovereign with 120,000: the witness in Ghadir Khom failed to take his right? He lived for 25 years, executed his best fellows in front of his eyes. The jurists say they had a chance to make themselves clear, but could not bring them to court! This means endorsing: bullying and trampling the people's right: power and politics. While that was not the case. Fatima Zahra Salam al-Ali Ali, all the witnesses went to the door of the house, and invited them to testify. But only four or five people were present: to testify, but they were all killed! That is, the Prophet Zahra was martyred by torture: behind the door, which caused the abortion of the child, the burning of the house and slapping in the streets: they cut Meysam Temar's tongue, they were cast on a palm tree. They burned books, and the tongues that were opened to Allah's Almighty brought them from the ring, cutting off their heads. But all this shrimp did not last for 25 years. The people finally realized the truth, they came to the door of Ali's house, and laid him on the brink of caliphate. Although the unfinished story of Ghadir continued. People only tolerated Ali's justice for five years. And again, the caliphate was restrained by the long horn: the old fox of the time, Amr Aç, was given to Mu'awiyah. Mu'awiyah also ordered the Ali name to be removed from the names and set off the killings for: their punishment. It was customary to curse Imam Ali after Hadad, but what happened? Today the whole world knows Ali! And they do not have the news. This history teaches us that it is a right and a final victory with it, although veteran politicians and prominent lawyers seek to eliminate it. Therefore, the people of Myanmar, like the Paracharnar people of Pakistan, Kashmir, India, the Ugur of China, the Naryn Republic of Azerbaijan and the Yemen and Bahrain's Gaza Strip, know that their rights are not discriminatory. Do not be surprised if today there is no one to cry out! For when the Prophet shook his head, Ali could not do anything. They sacrificed themselves for religion for the freedom and justice of the future. They did not fear the testimony.

جاء الحیوان من رجل متفوق!

تم القبض على العدید من الحیتان عن طریق البحر، وجمیع العلوم وآدم تعبئتها: لإنقاذهم. ولكن الملایین من الناس غرقوا فی البحر الأبیض المتوسط، ولكن لا أحد یبكی لهم. كان من غیر المتعمد أن یحرق مرور فی إیران، بعد أن قدمت الآلاف من التقاریر! وكانوا یبحثون عن الجناة، ولكن فی میانمار، أحرق الآلاف من الناس، ولكن هؤلاء السادة لم یبحثوا عن اللوم، حتى أنهم قالوا إنهم لیس لدیهم مشكلة لأن: ثلاثة مسلمین هاجموا امرأة بوذیة، بدأوا الصراع! ما الذی یحدث؟ أو ماذا یجب أن یحدث؟ التمییز القلیل جدا. یبدو أنه یجب أن تكون هناك ثورة كبیرة، ثورة إعلامیة للتعبیر عن الحقیقة! أو الثورة السیاسیة العالمیة، من أجل العدالة. وینبغی التماس العصیان من أجل العدالة كجزیرة، وبدلا من الزوایا والأطراف، ینبغی إدخالها فی نص الحیاة. ولكن إذا كانت هذه الأیدی معا، فإنها ستكون واحدة، سیكون لدینا مستقبل أفضل. نحن ننظر إلى التاریخ: على مر التاریخ، تعنی العدالة ما یلی: إذا كان هناك شخصان یشهدان ویذهبان إلى المحكمة، فیمكنهما استعادة حقوقهما. ولكن لماذا لم یسود علی السیادة مع 120،000: الشاهد فی غدیر خوم فشل فی اتخاذ حقه؟ عاش لمدة 25 عاما، أعدم أفضل زملائه أمام عینیه. ویقول الفقهاء إن لدیهم فرصة لجعل أنفسهم واضحین، ولكنهم لم یتمكنوا من إحضارهم إلى المحكمة! وهذا یعنی تأیید: البلطجة ودوس حق الشعب: السلطة والسیاسة. وفی حین أن الأمر لیس كذلك. فاطمة الزهراء سلام العلی علی، ذهب كل الشهود إلى باب المنزل، ودعاهم للإدلاء بشهاداتهم. ولكن أربعة أو خمسة أشخاص فقط كانوا حاضرین: للإدلاء بشهاداتهم، لكنهم قتلوا جمیعا! أی أن النبی صلى الله علیه وسلم استشهد جراء التعذیب: خلف الباب الذی تسبب فی إجهاض الطفل وحرق المنزل والصفع فی الشوارع: قطعوا لسان میسم تمار، وألقوا على شجرة نخیل. أحرقوا الكتب، وألسنتهم التی فتحت إلى الله سبحانه وتعالى جلبتهم من الحلبة، وقطع رؤوسهم. ولكن كل هذا الجمبری لم یستمر لمدة 25 عاما. الشعب أدركت الحقیقة، جاءوا إلى باب منزل علی، ووضعوه على حافة الخلافة. على الرغم من استمرار قصة غدیر التی لم تكتمل. لم یتسامح الناس إلا مع العدالة علی لمدة خمس سنوات. ومرة أخرى، تم تقیید الخلافة من قبل القرن الطویل: أعطی الثعلب القدیم فی ذلك الوقت، عمرو أك، إلى معاویة. كما أمر معاویة بإزالة اسم علی من الأسماء وفجر عملیات القتل من أجل: عقابهم. كان من المعتاد أن یلعن الإمام علی بعد حداد، ولكن ماذا حدث؟ الیوم العالم كله یعرف علی! ولیس لدیهم الأخبار. هذا التاریخ یعلمنا أنه حق وانتصار نهائی مع ذلك، على الرغم من أن السیاسیین المخضرمین والمحامین البارزین تسعى للقضاء علیه. ولذلك، فإن شعب میانمار، مثل شعب باراشارنار فی باكستان وكشمیر والهند وأوغور فی الصین وجمهوریة نارین الأذربیجانیة والیمن وقطاع غزة فی البحرین، یعرف أن حقوقه لیست تمییزیة. لا تفاجأ إذا الیوم لا یوجد أحد یبكی! لأنه عندما هز النبی رأسه، علی لا یمكن أن تفعل أی شیء. لقد ضحوا أنفسهم للدین من أجل الحریة والعدالة فی المستقبل. لم یخشوا الشهادة.

Heyvan üstün bir insandan gəldi!

Bir çox balinalar dənizlə tutuldu, bütün elmlər və Adəm səfərbər etdi: onları xilas etmək. Aralıq dənizində milyonlarla insana boğuldu, lakin heç kim onlara ağlamadı. İranda minlərlə hesabat hazırlayan bir keçidin buraxılması qeyri-adi idi! Nə olur? Və ya nə baş verəcək? Çox az ayrılıq. Göründüyü kimi, həqiqəti ifadə etmək üçün böyük inqilab, media inqilabı olmalıdır! Və yaxud ədalət naminə qlobal siyasi inqilab. Amma bu əllər bir araya gələrsə, bir olacaq, daha yaxşı bir gələcəyimiz olacaq. Tarixi nəzərdən keçiririk: Tarix boyunca ədalət bu deməkdir: Əgər iki nəfər şahid olsa və məhkəməyə gedərsə, öz hüquqlarını geri ala bilərlər. Amma nə üçün Əli hakimiyyəti 120 minə sahib çıxmadı? Qədir Xumda şahid onun haqqını ala bilmədi? 25 ildir yaşamış, ən yaxşı yoldaşlarını gözləri qarşısında öldürmüşdü. Hüquqşünaslar özlərini açıqlamaq imkanı tapdıqlarını, lakin məhkəməyə gətirə bilmədiklərini söylədilər! Bu, təsdiqləməyi nəzərdə tutur: xalqın haqqını təhqir etmək və trampling: güc və siyasət. Baxmayaraq ki, belə deyil. Fatimə Zəhra Salam əl Əli, bütün şahidlər evin qapısına getdilər və onları şəhadət etməyə dəvət etdilər. Ancaq dörd və ya beş nəfər var idi: ifadə vermək üçün, lakin hamısı öldürüldü! Kitabları yandırdılar, Allahın Qüdrətli Allahına açılmış dilləri onları üzüklərdən çıxararaq başlarını kəsdi. Amma bütün bu karides 25 il davam etməmişdir. İnsanlar nəhayət həqiqəti başa düşdilər, Əli evi





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :