ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
روانشناسی علم جدیدی است که: دانشمندان غربی آن را منظم، و به دایره علوم اضافه کردند. اما امروزه از علوم دیگر پیشی گرفته، و بسیار گسترده شده و باید گفت: چون انسان را دارای دو بعد: جسمانی و روانی است پس: کلیه علوم زیستی یکطرف و: کلیه علوم روانشناسی هم طرف دیگر قرار می گیرد. دوره های تاریخی، بشر در توجه به یکی از این دو، همیشه باهم اختلاف فاز داشته. مثلا چند سال یا چند قرن، همه چیز را به بدن مربوط می دانستند، و در مقابل هم در سالهای بعد، بطور ادواری به روان اهمیت می دادند. عصر ما در قرن بیست و یک عصر روان و روح است. در حالیکه قرن نوزدهم و بیستم، قرن جسم و ماده بود. در عصر مادی، هرنوع دردی را یک ضایعه جسمی می دانستند. و می گفتند هر عارضه ای را ضایعه ای است. یعنی حتما قسمتی از جسم نابود شده، که دردی را احساس می کنیم. اما اکنون می گویند ممکن است جسم سالم باشد، ولی شخص مریض باشد! یعنی همه آزمایشها نشان می دهد: بشر امروز سالم است و اگر هم، نقصی داشته باشد، با دارو های شیمیایی فوری، آنرا بر طرف می کنند. قاعدتا نباید کسی بیمار باشد! ولی می بینیم بیمارستان ها، از هروقت دیگر پر تر است! جای نفس کشیدن نیست. پرفسور کریمی می گوید: برای مصرف داروهاشان، بیماری را می سازند! یعنی برعکس دوران قرون وسطی، که دارو های گیاهی را برای: رقع بیماری می ساختند، امروزه به دلیل اشباع بازار! و پیشرفت علم دارو سازی، لازم است تولید انبوه آن، جایی مصرف شود! والا شرکت های دارو سازی از بین می روند. این قاعده به سادگی بیان می کند: با فرمول های قرون گذشته نمی توان: درد مردم را درمان کرد یا: مشکلات آنها را حل کرد. باید روش درمان مطابق با: روش قرن بیست و یکم باشد. برای روشن تر شدن موضوع، باید دانست فرق است بین بیماری واقعی، و احساس بیماریهمانطور که مریضی با تمارض فرق دارد. مردم از آلودگی هوا شکایت می کنند و: ممکن است به حد خفگی هم برسند، در حالیکه بدن انسان سازگارترین: سیستم نسبت به محیط است. به این معنی که آلودگی هوا، یا گردو خاک امری دفعی و ناگهانی نیست، سالها طول کشیده تا به این حالت رسیده، و در طول این سالها بدن انسان با آن هماهنگ شده. پس چرا احساس خفگی می کنند؟ به دلیل اینکه تبلیغات شدید را باور کرده اند. تبلیغات شدید حقنه کردن است، که در انگلیسی به آن پوش می گویند. یعنی شما با تبلیغات شدید، می توانید مردم را معتاد به کاری کنید که: اصلا ضروری نیست. سیگار کشیدن یا جویدن آدامس مثال خوبی است. نه خوراکی است و نه پوشاک، و نه کسی بدون آنها می میرد! اما براثر تبلیغات، شخص از ان استفاده می کند و: اگر روزی استفاده نکرد، احساس خفگی به او دست می دهد. بیکاری یکی از مشکلات مردم در جهان است. ولی مسئله این است که حجم عظیمی از آن، احساس بیکاری است نه خود بیکاری . مثلا کارمندی که موظف است 8ساعت: در روز کار کند براثر ممارست، میتواند آن را در دوساعت انجام دهد، بقیه ساعات بیکار است. ازنظر کارمند، وی کار خود را انجام داده! ولی از نظر مدیریت بیکار است! در برخی کشورها جوانان تا زیر 18سال، یا سی سال حق کار کردن ندارند، ولی در کشورما 7سال ببالاها، اگر درس بخوانند(دانش آموز یا دانشجو) بیکار محسوب می شوند! برخی کشورها شصت سال ببالا را، بازنشسته می دانند ولی در کشور ما، بازنشسته ها بیکار محسوب می شوند! هکذا معلولین و ناتوانان جسمی و روحی! در کشورما اگر زنان خانه دار کار کنند عیب است، ولی در برخی کشورها، خانه داری بیکار محسوب می شود! واین مشکل روانی است که: احساس بیکار بودن، دردناک تر از بیکار بودن است.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مشکل مردم مشکل روانی است،
لینک ها :
دکتر روحانی رئیس جمهور، در سی و یکمین جشنواره خوارزمی گفت: «مشکلات کشور باید به دست دانشمندان حل شود». دکتر آخوندی هم در روز مهندس گفت: «جامعه ما در حال زوال اجتماعی است». باید دانست: مشکلات یا مسائل در جامعه، امری همگانی است. زیرا انسان ها آرمانگرا هستند و: به وضع موجود رضایت نمی دهند. هرچه وضع موجود هرچه بهتر شود، آرمان انسان ها از آن بالاتر قرار دارد. و این همان تعالی سازمانی یا فردی است. اما آیا تعالی جویی، الزاما با دشمنی وضع موجود نحقق می پذیرد؟ یا میتوان با قبول وضع موجود هم، به نعالی رسید. یعنی آیا ما باید همیشه از وضع موجود: شکایت کنیم و در یک دور باطل، خود را اسیر کنیم و: به وضع موجود بدبین بود و اصلا با آن آشتی نکرد. یا اینکه میتوان از وضع موجود، راضی بود ولی برای بهتر شدن هم دغدغه داشت. متاسفانه دموکراسی و مدرنیته، به دلیل وجود تبلیغات انتخاباتی، سعی کرده که مردم را، دشمن وضع موجود به بار آورد یعنی: سطح توقعات مردم را به صورت: خیال انگیزی نامحدود تعریف کرده و: بر آن تبلیغ نموده اند. لذا مردم، روحیه دشمنی با وضعیت موجود را پیدا کرده اند. همین امر مشکلات آنها را بیشتر کرده است. در حالیکه در اسلام، یک هارمونی بین گذشته، حال و آینده  تعریف شده: به نحوی که از گذشته بسیار دور یعنی ازل، تا به آینده بسیار دور یعنی ابد، را بصورت دوستانه و: به دنبال هم تعریف می کند. برخی برداشت ها، برجسته کردن وضع موجود است. مثلا خیام می گوید: ازدیروز که گذشت هیچ از او یاد نکن، فردا که نیامده فریاد مکن، بر نیامده و گذشته بنیاد نکن، حالی خوش باش و عمر بر باد نکن. از نظر اسلامی، اندیشه زیاد در گذشته و یا آینده نفی شده، زیرا انسان را از واقعیت ها دور می کند. بین گذشته و حال و آینده، واقعیت فقط حال است.  باید در حال، غوطه ور شد و از بین آن، آینده را ساخت و از اشتباهات گذشته توبه کرد. لذا هر روز خدا، زندگی جدیدی است که باید: برای آن فکر کرد و به آن مشغول شد. مخصوصا اینکه همه این سه حالت، بعنوان مشیت الهی برای مردم تعیین شده، ولی اجباری نیست. یعنی بشر میتواند آن را تغییر دهد یا نپذیرد ولی بپذیرد بهتر است. اولیا خدا وضعیت فعلی را قبول می کردند، و از آن به رضا تعبیر می کردند، معتقد بودند رضایت دادن به وضع موجود، وسیله ای برای بازسازی آینده بهتر است. امام حسین ع، دعایش در آخرین رمق این بود که:(الهی رضا بقضائک) خداوند! به این وضع که برای من تقدیر کردی، راضی هستم. به عبارت هنری! به این سناریو که برای من نوشتی، رضایت دارم و سعی می کنم: آن را به بهترین وضع آن را اجرا کرده باشم. لذا برای رفع مشکلات مردم، باید آستانه توقعات را پایین آورد. مثلا وقتی جوان به حقوق کارمندی راضی باشد، کار خود را بخوبی انجام دهد، با جوانی که آن را حقیر می داند، و دنبال پول قلمبه است! فرق دارد. نتیجه این برداشت ها و توقعات این است که: اولی مشغول به کار است، درآمد دارد و آینده خود را می سازد. ولی دومی بیکار می ماند و دنبال: فرصت های گنج یابی است و نهایتا: ممکن است به راههای خلاف کشیده شود. مشکلات اجتماعی مانند: کم آبی هم همینطور است. اگر مردم خود را با وضع کم آبی، تطبیق دهند و به اصطلاح اسراف نکنند، برنامه ریزی برای مصرف آب هم راحت تر می شود. وقتی هرکس درفکر خود باشد، و بخواهد سریعتر به مقصد برسد، همه مقررات را زیر پا می گذارد! ولی باید بداند با رعایت قوانین، ترافیک سبک تر و: آلودگی هوا کمتر می شود. و دانشمندان هم با آسودگی به دنبال راههای: جدید حل مسئله می روند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مشکلات کشور، به دست چه کسی حل می شود؟،
لینک ها :
ورزش نیز مانند همه ارگانها: شرکت ها و سازمان های بین المللی، تحت سیطره ابرقدرتهای پوشالی است. همانطور که می بینیم: اغلب تیم های آنها از ردیف اول تا سوم هستند. ولی از آن مهمتر، همه مدافع صهیونیستها می باشند زیرا: در طی این چهل سال که ایران، در مقابل حریف اسرائیلی به میدان نرفت، یکبار موضع بیطرف نگرفتند! و از خدا خواسته هر سه امتیاز را، به اسرائیلی ها دادند و: این هم کافی ندانستند، بلکه به ایران فشار آورند دست از عقاید خود بردارد! علاوه بر فشارهای سیاسی، از عوامل داخلی خود هم به دو صورت استفاده می کنند: یا اینکه راه های گریز به ورزشکاران ما یاد بدهند، یا آنها را مسخره کنند. اولی مانند دو فوتبالیست ایرانی، که در تیم های خارجی مقابل اسرائیل بازی، و دومی هم که شامل همه می شود! هرکس را بتوانند مسخره می کنند. در حالیکه شعار شان می گویند: برای کسی را نباید عقیده محکوم کرد! البته دروغگویی ذات استکبار است، ولی اینکه عده ای آن را باور می کنند، باعث شگفتی است. آیا تابحال کسی به خود جرات داده بپرسد: چرا همیشه در همه رشته های ورزشی، آمریکا حرف اول را می زند، یا روسیه و چین؟ و نمی گذارند از دایره خودشان حارج شود! لابد می گویند بخاطر جمعیت است! هندوستان هم جمعیت دارد، اندونزی هم جمعیت دارد. عده ای هم می گویند: بخاطر زحمات و تمرینات آنها است! ولی متاسفانه باید گفت: زحمات و تمرینات زیاد، برای کشورهای افریقایی و آسیایی است. آنها همه چیز را مکانیزه کرده اند: بدنسازی را با بادی بیلدینگ! و تمرین دو را، نه در میدان، که بر روی تردمیل انجام می دهند! و اگر باز هم تنبلی کردند، موادغذایی مکمل به دادشان می رسد. از همه مهمتر می دانند که: هم مربی و هم داور با آنها است! حتی کادر فنی به جای آموزش و تمرین زیاد، به آنها راه فرار از مقررات را یاد می دهند. مثلا در کشتی ضربه زدن به سر، باعث در هم ریخنگی طرف می شود. ایرانی ها را به اخلاق ورزشی قسم می دهند! که این کار را نکنند، ولی آنها فقط همین کار را بلد هستند. یک دونده آفریقایی یا هندی یا ایرانی، بدون هیچگونه امکانات، باید سگدو بزند و: از جیب خودشان خرج کند، تا بتوانند ویزا بگیرند، ولی آنها ویزای اتوماتیک دارند و هزینه هایشان قبلا پرداخت شده. لذا می بینیم همه چیز در پول و قدرت و نفوذ، خلاصه می شود نه فن و بدن و تمرین. برای همین است که ورزشکار آمریکایی یا روسی و چینی، با تکیه بر ابرقدرتی کشورشان همه نوع: ولنگاری را انجام می دهند: مشروب و مواد مخدر و پارتی های شیانه شان برقرار است. صبح هم که برنده شدن آنها از پیش تعیین شده! این البته از واضحات است، ولی تعجب در معکوس نمودن آنها است: مربیان ایرانی فکر می کنند: آنها شب و روز در حال تمرین هستند و: به غیر ورزش کار دیگری ندارند.(حرفه ای). دلیل واضح آن کسانی هستند که: به فرصت مطالعاتی یا: همایش های خارجی می روند! با کلی تعریف ها و اغراق گویی ها، عازم دوره آموزشی ورزشی خارجی می شوند، ولی می بینند همه آن چیز هایی که گفته شده، می دانستند و بیشتر هم می دانند. اینها هم به سراغ الواتی می روند: تا از مربیان و ورزشکاران درجه یک! عقب نمانند. لذا به مسئولین ورزشی توصیه می شود: اگر واقعا رشد و تعالی ورزش ایران را می خواهند، باید مانند اقنصاد مقاومتی، ورزش مقاومتی هم داشته باشیم، یعنی نگرش به داخل و تکیه: بر نیروهای خودی اصل باشد. فکر نکنند با ولنگاری به سبک قهرمانان استکباری، به جایی می رسند بلکه باید: ورزش مردمی را حمایت کنند. مبادا به سراغ منت کشی از: فدراسیون های صهیونیستی یا سازمان های: ورزشی استکباری بروند و: مردانگی و جوانمردی ایرانی را در پای: الواتی آنان قربانی کنند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا فدراسیون ها اسرائیلی هستند؟،
لینک ها :
در اولین کنفرانس پزشکی کوهستان، یکی از سخنرانان گفت:« جدیدا مد شده که: مردم می گویند نمک نمی خوریم، یا آب کم می نوشیم! در حالیکه بیشترین ادم مغزی در: کوهگرفتکی یا ورزشهای دیگر، براثر از دست دادن آب و نمک بدن،بواسطه تعریق می باشد، باید بلافاصله به بیمار که: سرگیجه گرفته، سرم قند و نمک تزریق کرد» این نشان میدهد که: کم کم به اهمیت طب ایرانی، و سخنان پیامبر توجه علمی می شود. زیرا پیامبر فرمود: قبل از غذا، نمک بخورید و بعد از غذا شیرینی. ولی باز هم برخی هستند که: مانع تحقق این امر می شوند، اسلام و جمهوری اسلامی را زیر سوال می برند، چنانکه در همین همایش، پزشک دیگری مصرف سیر را مسخره کرد، و آن را با تریاک یکی دانست! این نوع جنگ روانی ها یا جنگ فرهنگی، که به تهاجم فرهنگی تعبیر شده بسیار هست. در غیر ورزش هم هست، مثلا دانشمندان مدیریت دانشگاه صنعتی! افتخار می کردند که: پیتر دراکر گفته: درختان از سر خشک می شوند! در حالیکه این حرف عامیانه: مردم عرب است که نخل را مانند انسان میدانند، که اگر سر آن بریده شود، از بین می رود. یا مردم عامی ایران که می گویند: ماهی از سر گندیده شود نه از دم! لذا همانطور که عوامل خارجی، آنهم در نوک قله! در جنگ نرم دخیل هستند، در داخل نیز، مزدورانی دارند که در بسیاری از: کرسی های دانشگاهی یا مجاری اداری و قضایی نفوذ دارند. و همه چیز را برعلیه: ایران و اسلام سازمان دهی می کنند. برخی مانند مزدوران آل سعود، که نمی توانند به اسلامی بودن ایراد بگیرند، به بهانه ایرانی و عامی بودن، تمسخر می کنند و ایراد می گیرند. برخی دیگر مثل مزدوران آمریکا، علنا اسلام را خرافات دانسته و: مسلمانان را تروریست نام گذاری می کنند. برخی دیگر که مزدوران اسرائیل هستند، با اسرائیلیات جلو می آیند! مثلا می گویند جنگ چهار تا داماد پیامبر، بر سرتصاحب دخنرش، به ما مربوط نمی شود!( اگر عمر سیلی به گوش حضرت فاطمه زد، برای این بود که به خواستگاری اش، جواب منفی داده بود یا ابوبکر و عثمان!) لذا می بینیم که با روشهای مختلف اربابان، سعی دارند در جنگ نرم پیروز شوند، و ایران را از اسلامیت خارج کنند! ولی آنها نمی دانند که اگر، مردم خواستار جدایی دین از سیاست بودند، که هر 22بهمن با آن جمعیت زیاد به خیابان ها نمی آمدند! این توهم آنها است که: فکر می کنند میتوان مردم ایران را، از اسلام جدا کرد و با مال دنیا آنها را گول زد. مردم ایران همیشه مذهبی و خدا پرست بودند: زیرا دارای هوش برتر بودند و: حقیقت را بهتر می فهمیدند. قبل از اسلام هم زرتشتی بودند و یگانه پرست، و درمقابل مانویان کمونیست! یا ارژنگیان ماده پرست و خرافه گرا که خدارا دوتا میدانستند، یا موبدان درباری و سلطنت طلب، مقاومت می کردند. اکنون نیز از همان ابتدا، با راهنمایی سلمان فارسی، دامن امامان را گرفته اند و: دست از پیامبر و اهلبیت آن برنمی دارند. لذا می بینیم دشمنان، به تازگی شیعه شده و از شیعیان، برعلیه ایران کمک می گیرند! از دراویش وعلی الهی که: عشقشان مولا امیرالمومنین است، می خواهند دشمنی برای جمهوری اسلامی بتراشند، و یا سعی دارند سید خراسانی، یاور امام زمان عج را، از خودشان منسوب کنند! تا تئوری خراسان بزرگ را، جایگزین دولت اسلامی شام وعراق نمایند، لذا باید هوشیار بود! به برادرزاده ام گفتم: این فیلم عشقولانه را که کارگردانی کردی، برخی ها می گویند ما کارگردان بودیم، ولی اسم ایشان را نوشتیم! گفت این حرف خوب است، چون در جریان کارگردانی و تهیه فیلم، اصلا جلو نیامدند و حالا که: فیلم جا افتاده مدعی شده اند. لذا دشمن هرچه مدعایش بیشتر شود، تایید حقانیت ماست.  

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : عوامل داخلی جنگ نرم در ورزش کدام است؟،
لینک ها :
چهارشنبه 2 اسفند 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

برخلاف این که فکر می کنیم جنگ نرم، امری ساده و پیش پا افتاده است! ولی از جنگ سرد یا جنگ سخت، پیچیده تر است: قربانیان آن میلیونی است، و فرماندهان آن در نوک فدرت هستند! کافی است مردم احساس کمبود روانی یا: نا امیدی داشته باشند و یا از افتخارات تهی شوند، به سرعت به سوی مصرف مواد مخدر و: مشروبات و مسائل حنسی ناروا می روند، تا این غم بزرگ را فراموش کنند. نتیجه آن اعتیاد بیش از 40درصدی می شود! یعنی عملا 40درصد نیروی فعال جامعه که: میتوانستند سربازان جنگ سخت باشند، با این ترفند از میدان به در میروند. بسیاری از آنان در مرحله افراط، دچار مرگ زود رس می شوند و: مهمتر آنکه 60درصد بقیه را نیز، درگیر خود می کنند. به همین دلیل است که مربیان خوب فوتبال به: فوتبالیست های ایرانی توصیه می کنند: برای قبراق ماندن نباید مشروب بخورند یا الواتی کنند. در حالیکه مربیان غرب زده و استعماری، برعکس آن توصیه می کنند: بطوریکه هر مسابقه در خارج از کشور، یک درجه از آستانه اعتیاد و الواتی آنها را بالا می برد. برخی از آنان به همین دلیل نمی توانند: به وطن برگردند لذا یا پناهنده می شوند، و یا خود را به حریفان ایران می فروشند. این نقشه ها، توسط یک نفر مربی یا یک هیئت فوتبال! تهیه و اجرا نمی شود، بلکه توسط آمریکا و اسرائیل و ارتجاع عرب، طراحی و حمایت می شود. وقتی آمریکا از ارائه ویزا به: ورزشکاران ایران خود داری می کند، نتیجه ای جز باخت تیم ایران، و افسردگی بازکنان ندارد. و باید بسیار مقاوم باشند و: روحیه بالایی داشته باشند، که ضوابط جمهوری اسلامی را رعایت کنند، و در جنگ نرم، پیاده نظام دشمن نگردند. وقتی قرار نیست با بازیکنان اسرائیل روبرو شوند، فقط ایمان به خدا میتواند این ورزشکاران: شکست خورده بیگناه را، روی پا نگهدارد. وقتی فدراسیون های بین المللی در: همه بازیهای جهانی، ایران را در گروه مرگ قرار می دهند، تا در همان بازی اولیه، اوت شود چطور میتوان به تعهد و: اخلاق ورزشکار نکیه کرد؟ در جایی که همه مسابقات را دروقت نماز! تعیین می کنند کدام بازیکن، جرات دارد زمین را رها کند، و به نماز بایستد؟ وقتی برای عزاداری امام حسین ع، در روز عاشورا در استادیوم، فیفا راسا دست به قلم می شود، و جریمه می کند چه سادگی است که: ما فکر کنیم ورزش را نباید سیاسی کرد؟ وقتی مانع ورود زنان محجبه به بازیها می شوند، و مقررات را به ضرر آنها تغییر می دهند، آیا جز این است که می خواهند: معصومیت دختران و زنان ما را، بر باد دهند و از آنان، روسپی هایی برای ملعبه: مربی های خودشان بسازند؟ بنا براین جنگ نرم در ورزش و غیر ورزش، بودجه های کلان و برنامه ریزی های دقیق، و موثر می خواهد که: فقط از عهده مستکبرانی چون: آل سعود وآل خلیفه برمی اید. ممکن است آنها در ظاهر نتوانند با: اسلامیت ورزش مبارزه کنند، ولی بنام ضدیت با ایران، از ان پست تر را انجام می دهند. آل سعود در ظاهر خادم الحرمین است، ولی بودجه تمام ماهواره های ضداخلاقی و: کثیف را می پردازد که: بدون بودجه آنها هیچ برنامه ای نمی تواند پخش شود. در بسیاری از رقابت ها، وعده خرید بازیکن ویا قرارداد بازی را می دهند، تا بازکنان ایرانی سبک تر بازی کنند! گرچه بعدا نمی پذیرند و یا: شروط سنگینی برای آن تعیین می کنند. ورزشکاران و جوانان را با وعده: بی بندو باری جنسی و مصرف مواد روانگردان، از دفاع واقعی در بازی ها و کارکردها باز می دارند. به قول ایرانی ها، جوانان براثر دریافت تبلیغات ماهواره های حامی آل سعود، هوایی می شوند و همه می خواهند: به ان سوی مرزها بروند تا شاید به: بی بند وباری دست پیداکنند! اما همان ها! از ناموس و خانواده خود می خواهند که: پاک باشند! 


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : عوامل مهم در جنگ نرم،
لینک ها :
سه شنبه 1 اسفند 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
همانطور که انسان جسم و روح دارد، برای ازبین بردن هرکدام هم، یک جنگ طراحی شده که: جنگ سخت و جنگ نرم است. در جنگ سخت جسم انسان از بین می رود! یا آسیب می بیند، ولی جنگ نرم روحیه کاهش می یابد یا نابود می شود. اینکه کدام مهمتر است، انقلابیون می گویند روحیه که باشد، سلاح را میتوان از دشمن غنیمت گرفت. یعنی نداشتن اسلحه مهم نیست، یک فرد انقلابی سلاح خود را، از دست دشمن مصادره می کند. غیر انقلابی ها می گویند: مشت بر شمشیر کوبیدن خطاست. یعنی دست خالی نمی توان: به جنگ اسلحه رفت. و تقریبا نظامهایی میلیتاری جهان را شامل می شود که: بالاترین سود خود را، در ساخت و فروش و به کار گیری اسلحه می بینند. آنها صلح را هم مسلح می خواهند. لذا می بینیم هرکدام، از یک جهت بهتر هستند! از لحاظ دنیای مادی و غارت اموال مردم، داشتن اسلحه مهمتر است، چون عارتگر بدون اسلحه، نمی تواند کاری کند! ولی از لحاظ انقلابی، داشتن روحیه مهمتر است. در دوران جمهوری اسلامی، ما ابتدا شاهد تهاجم نظامی دشمن بودیم. از ترور مردم شهری شروع و: با حملات سبک به مرزها و: تحریک مرزنشینان به تجزیه طلبی، تا تحمیل یک جنگ تمام عیار، که همان دفاع مقدس نامگذاری شد، ادامه یافت. اما بعد از اینکه دشمن در: میدان های نطامی شکست خورد، دوران تهاجم اقتصادی و فرهنگی، سیاسی و اجتماعی شروع شد، نا روحیه مردم از بین برود، و آنها بتوانند شکست های نظامی زا جبران کنند. یکی از این تهاجم ها، در عرصه ورزش بود. در تمام سازمان های بین المللی ورزشی، برعلیه ایران موضع گیری شد. عنصر مهم موضعگیری آنان به: مسئله حجاب بانوان ورزشکار و: موضوع ضد اسرائیلی بودن مردان بود. آنها تمام مقررات را هم تغییر دادند! تا ایرانی ها نتوانند آن را به سرعت عملی کنند، و در مسابفات شکست بخورند. مثلا با اینکه کشتی آزاد و یا چوگان و امثال آن، خواستگاه ایرانی داشت ولی فیلا، ضوابط را تغییر داد و به اطلاع: کشتی گیران ایرانی هم نرساند، لذا کشتی گیر ما که باقدرت حاضر می شد، ناگهان به دلیل یک فن که قبلا جایز بوده، ولی فیلا آن را مردود کرده، شکست می خورد. الیته مزدوران داخلی هم، با سرو صدا آن را پوشش می دادند، تا جریان ضدورزشی بودن: جمهوری اسلامی را تبلیغ کنند. عده ای هم در مقابل این تفریط، به افراط روی آوردند! سعی کردند همه چیز را در راه ورزش فدا کنند! ناگهان صداو سیما پر از برنامه ها و: شهرداری ها پر از طرح های عمرانی ورزشی شد. بطوریکه سالن ها و زمین های فراوانی ساخته شد، بدون اینکه ورزشکاری باشد. جنگ نرم حتی در دربی ها هم خود را نشان می داد: یعنی اغلب کسانی که به تماشا ی بازی می آمدند، به قصد تخریب اموال عمومی! و زمینه سازی آشوب شهری بود، که اصطلاحا آنها را تماشاگر نما می گفتند.  حنی جنبه های تخریب قومیتی نیز بوجود آمد: که در بازی های نراکنور با: پرسپولیس یا استقلال نمود پیدا می کرد. و یک جنگ بین تهران و: تبریز را تداعی می نمود! نه فقط در فوتبال که در کشتی هم، مثلا کرمانشاهی های با مازندرانی ها رقابت داشتند، ولی تماشاگر نماها و رسانه های معاند، سعی داشتند به تعصب قومی نسبت دهند. نماد دیگر جنگ نرم همین حوادث هست، که سالها بوده و بعد از این هم اتفاق خواهد افتاد، ولی می بینیم که چطور آن را معکوس جلوه داده، و با احساسات مردم بازی می کنند. با اینکه مردم کرمانشاه و سرپل ذهاب، گناباد وجاهای دیگر، بالاترین آمار شرکت در: راهپیمایی 22بهمن را داشتند، دیگران را از آنها می ترسانند! و می خواهند فاز نظامی گذشته را، در فاز فرهنگی نداوم بخشند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :