ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

به گزارش صادق مصفا از نمازجمعه

ناطق قبل از خطبه نماز جمعه می گوید: اعتراض حق مردم است! البته این حمله کلیشه ای صد ها بار گفته شده، ولی مسئولین یکبار هم فکر نکردند یعنی چه؟ واقعیت این است که این حرف، از یک لیبرال اسلامی هم بعید است، چه رسد به یک روحانی که مدتی، ستاد نمازجمعه هم بوده است. این حرف یعنی ما کاری کنیم که: مردم اعتراض کنند و اگر اعتراض کردند، کاری به کارشان نداشته باشیم! بقول شاعر چرا باید کاری کنیم که: صدای اعتراض مردم بلند شود؟ مانند این است که با چوب به سر مردم بزنیم، و بگوییم حالا بگو آخ! آخ گفتن حق تو است. ماهیت حکومت های استبدادی هم، چنین ساده اندیشانه برخورد نمی کنند. مگر اعتراض مردم برای چیست؟ دو حالت بیشتر ندارد: یا اصل نظام را زیر سوال می برد، یا حق خودشان را می خواهند، وهیچکدام زیبنده نظام نیست. اگر کسانی باشند که اسلام و: نظام اسلامی و ولایت فقیه و حکومت آخوندی را نمی پسندند، و بدون دلیل به آن اعتراض می کنند، که این امرقانونی نیست: زیرا قانون اساسی می گوید: اعتراضات نباید مخل به مبانی اسلامی باشد. پس حرف ناطق بی اساس است، و اگر عمدا چنین حرفی زده، خودش باید دستگیر شود! چون حمایت از اعتراضی می کند که: مخل به مبانی اسلامی و: نظام جمهوری اسلامی است، و برای لارج نشان دادن خودش! حیثیت نظام را نادیده می گیرد. ولی اگر اعتراض به غیر از مبانی باشد، این هم شایسته نظام و دولتمردان نیست، و کسانی که باعث این اعتراضات می شوند، باید دستگیر شوند! نه کسانی که اعتراض می کنند. معنی این حرف آن است که اگر مردم به رشوه گیری ، اختلاس ، دزدی و کارهای خلاف برخی مسئولین، اعتراض می کنند، نه تنها باید حرف آنان شنیده شود، بلکه جایزه هم داده شود، که توانسته اند نقاط کور و: سیاه نظام را شناسایی کنند. مسئولین دولتی که با سوء استفاده از نام: جمهوری اسلامی و نظام اسلامی، به دزدی و اختلاس مشغول بوده، و یا هنوز هم ادامه میدهند، دستگیر و بازداشت شوند. متاسفانه باید گفت اغلب موارد، برعکس است: معترضان از شغل خود بیکار می شوند، دارایی ها و زندگی شان مورد تهدید قرار می گیرد، گاهی از زندگی ساقط می شوند. ولی دزدان هر روز مناصب بالاتری می گیرند، و به ریش معترضان می خندند. یک بررسی ساده این موضوع را ثابت می کند: چرا قانون از کجا آورده ای؟ اجرایی نشده و دارایی های: مسئولین شفاف سازی نمی شود؟ چرا به حقوقهای نجومی اعتراضی نمی شود؟ البته ساده است! چون می گویند: اگر حقوق نجومی بگیرها را کم کنند، مدیریت کشور ضربه می خورد! این یعنی مدیریت کشور، در دست اختلاس گران است. و الا چرا باید بانک رفاه، که بنام کارگران باز شده، بالاترین حقوق را به روسای بانک وهیات مدیره بدهند؟ بانک مسکن که با فریب مردم، برای خانه دار شدن، سپرده های آنان را صاحب می شود، به دلیل همین خلاف کاری، آن را مدیریت بانکی موفق اسم می گذارند! به حقوق های کلان آنها اضافه هم می کنند.  نه تنها بانکها در مدیریت فساد، گوی سبقت را برده اند، مراکز اطلاع رسانی هم از این موضوع بهرهمند هستند! چرا در کشور سیستم اطلاع رسانی مانند: تلگرام وجود ندارد؟ البته بهانه تصاویر مستهجن را میاورند! ولی اینطور نیست، بهترین برنامه نویسان در ایران هستند، ولی همه به دنبال رانت خودشان هستند! والا اگر به فکر مردم بودند، مانند انرژی هسته ای، یک شبه از همه جلو می افتادند. ظرفیت رسانه های دیجیتال، بنیاد بازهای رایانه ای، شورای عالی فضای مجازی، ارتباطات زیر ساخت و: صدا و سیما هرکدام برای یک دنیا کافی است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا عاقل کند کاری که، باز ارد پشیمانی؟،
لینک ها :

سخنگوی کاخ سفید در بیانیه خواستار: آزادی بازداشتی های ایران شد!

این هزارمین بار است که: سخنگوی کاخ سفید حرفهایی می زند، که اصلا اطلاعی از ان ندارد! البته بخاطر دستور صهیونیست ها، و دشمنان ایران مجبور است: چنین حرفهایی بزند! او می گوید بازداشتی های: اغتشاشات اخیر ایران باید آزاد شوند! این در حالیست که مدیرکل دادگستری تهران گفت که: همه بازداشتی ها ازاد شدند. اصولا در قانون ایران بیش از 24 ساعت، کسی در بازداشت به سر نمی برد، یا باید آزاد شود و یا اگر، اتهام دارد سند بگذارد، و روز دادگاه خود را معرفی نماید. در مورد مهدی هاشمی و یا دیگران، که همه حرکات آنها زیر نظر رسانه ها بود، دیدیم که نزدیک پنج سال طول کشید: تارای صادر شود و در این مدت، آنها در فرانسه و انگلستان، خوشگذرانی می کردند. اما چرا این موضوع برای سخنگوی کاخ سفید، و دیگر صهیونیست ها، قابل باور نیست برای اینکه آنها، اصلا قانون ندارند! 25درصد مردم آمریکا در زندان هستند، و کسی جرات اعتراض ندارد. حتی برخی از زندانیان به بخش خصوصی! واگذار شدند و آنها از زندانی کردن: آمریکاییان به سودهای هنگفتی دست پیدا کرده اند. زندان های آمریکا: حداقل دارای 4لایه امنیتی است: برخی از آنها را صلیب سرخ اطلاع دارد، ولی این فقط تعداد اندکی است . برخی از انها مخصوص: اف بی آی است و کسی دسترسی به آن ندارد، اکثر زندانیان هم در خارج از آمریکا، در زندانهای مخفی می میرند، تعداد زیادی زندانی پلیس ایالتی هستند. پلیس ایالتی در سه مرحله، این افراد را شکنجه کرده: و در نهایت سربه نیست می کند. مرحله اول در همان خیابان، و محل دستگیری وی است. به بهانه دست بند زدن، آنقدر با زانو در شکم و زیر شکم او،( فن کونگفو) می کویند تا برای همیشه، نفس کشیدن یادش برود. سیستم وحشی پلیس آمریکا، اگر دید زندانی جان سالم بدر برده، بدون پرسش و پاسخ او را در میان: سگهای گرسنه رها می کند، تا سگ ها او را از بین ببرند، و یه عنوان مرگ در حال فرار! بدست سگ ها او را دفن کنند. اما اگر زندانی اطلاعات باارزشی داشت، که مورد نیاز پلیس باشد، این دو مرحله کمی آرامتر است تا او نمیرد. و مرحله سوم: شکنجه با دستگاههای مخوف آغاز می شود. به همین دلیل است که: کسی جرات مبارزه و رودر رویی با پلیس را ندارد. با اینکه 99درصد مردم معترض هستند، ولی حکومت پلیسی همچنان پابرجا است. به دلیل ماهیت پلیسی و: شکنجه گری آمریکاییان که ارثیه پدران آنها در: نابود کردن سرخپوستان، و قتل عام سیاهپوستان است، سیستم پیچیده آن، سرمشق تمام حکومت های پلیسی جهان، از جمله بحرین و اسرائیل و عربستان و مصر است. در بحرین همه مردم معترض هستند، ولی آل خلیفه همچنان پابرجا است! در مصر و عربستان و اسرائیل هم همینطور است. یعنی کشتار مردم بسیار ساده است! دستگیری و زندانی و شکنجه آنان، اصلا مجوز نمی خواهد! لذا سخنگویان و مسئولان این کشورها هم، باور نمی کنند که در بیرون از دایره آنها، مردم راحت نفس می کشند. بنابر این آنها باید اول سیستم امنیتی و پلیسی خود را، از بین ببرند تا بتوانند به مردم اجازه: نفس کشیدن بدهند، بعد برای کشورهای ازاد و: خط مقاومت سخن بگویند. اگر فقط یک روز، سیستم پلیسی را تعطیل کنند، خواهند دید که مردم مثل سیل، آنها را به دریا می ریزند. سیستم پلیسی آمریکا باید بداند که: روزی نسیم ازادی و مقاومت به آمریکا هم خواهد رسید، ولی آن روز برای فرار دیر است و: سرهای آنان در بالای هر چراغ برق، آویخته خواهد شد و مردم شبها، بجای لامپ به سرهای آنان نگاه خواهند کرد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سخنگویی،
لینک ها :
چهارشنبه 20 دی 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

عده ای به بهانه حصر در قصر، سعی داشتند بگویند این اشتباه است، و باید کسانی که در حصر هستند، آزاد شوند! بعد دیدند نمی شود، دوباره به خیابان ها ریختند تا امتحان بکنند، ولی بعد که خبری نشد، فوری به جای خود خزیدند و علم: مبارزه با داعش برداشتند! غافل از آنکه دم خروس از زیر عبایشان بیرون زده، و همه فهمیدند دزدی خروس، کار کی بوده! به سادگی میتوان فهمید که: بخش عظیمی از سران فتنه 88که: در دولت جا خوش کرده اند، خورد و خوراکی ندارند تا: انتقام آن سال را بگیرند! بدترین شکل آن اظهار نظر جهانگیری است، که هنوز بعد از 6سال دولت مداری خودش، می گوید: این اغتشاشات حاصل عملکرد دولت قبل است. مثل کسانی که چهل سال است در: جمهوری اسلامی کار می کنند، هروقت از آنها انتقاد می شود، می گوید کار زمان پهلوی آنقدر خراب بوده، که هنوز درست نمی شود! وقتی ناسپاسی از حد بگذرد، به خود شخص بر می گردد! لذا عده ای هم پیدا می شوند: هرچه در ایران هزینه های عمرانی می شود، پل و بیمارستان و راه و کارخانه، ساخته می شود باز هم نمی بینند و می گویند: اینها ایران را ویران کردند! و خودشان را مدعی آباد کردن: ایران می خوانند و در شعارهایشان می گویند: تا خرابی از حد نگذرد آباد نگردد. به همین دلیل اغتشاش را یکی از: راههای سازندگی می دانند. و این معنی درهم رفتگی و: به هم ریختگی مفاهیم و معیار ها است. ما هم می توانیم ادعا کنیم: اصلا اغتشاشی در کار نبوده! بلکه عده ای از فتنه گران که: در دولت نفوذ کرده اند، خواستند مشت آهنین خود را، یکبار دیگر امتحان کنند. دلیل آن هم بسیار ساده است: زیرا حامیان این اغتشاش، آمریکا و اسرائیل بودند! و کسی که بیش از همه هزینه کرد، عربستان بود. راهبرد دولت در زمینه شوالیه های سیاسی، همکاری و دوستی با آل سعود است! و هرگونه خیانت آنها را نادیده گرفته، و یا نوعی خدمت تلقی می کنند! اخیرا هم در مطالعات سیاسی و استراتژیک خود، ثابت کرده اند که عربستان، هیچ نقشی در ایجاد طالبان و داعش نداشته! و اینها یک مشت یاوه گویی های: مخالفان آل سعود است. ناطق می گفت: ریشه طالبان به هندوستان برمی گردد، و اصلا آل سعود نقش نداشته! البغدادی هم از متن مردم عراق بوده، و بن سلمان اصلا او را ندیده است! لذا صف بندی ها هر روز روشنتر می شود: و این فقط فتنه گران هستند که: دروغ های شاخدار می گویند و: خود را می خندانند! و الا شعار مردمی این است: مرگ بر فتنه گر، چه در حصر، چه در قصر، چه در قبر! یعنی همه آنها را رصد کرده اند، و میدانند که داخل قصر بودن، جلسات را در نیاوران یا سعد اباد، برگزار کردن خود نوعی فتنه گری است. زیرا مردم آنجا را موزه میدانند، و برای عبرت گرفتن به آنجا می روند. ولی فتنه گران نفوذی در دولت، دوست دارند قدم جای پای طاغوت ها بگذارند! و فکر می کنند مرگ فقط برای همسایه اتفاق می افتد. به قول شاعر:

آن قصر که جمشید درو جام گرفت،

آهو بچه کرد و روبَهْ آرام گرفت؛

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر،

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟

بنا براین بهتر است هرچه زودتر، بحث اغتشاش و تحلیل در آن را، تمام کنند و مردم را بیش از این فریب ندهند! زیرا همه میدانند این حرکت ها برای: فرار از دریافت های نجومی است، که ذهن مردم را مشغول کرده است. یک مدیر اجاره ای دولتی، 30برابر یک کارمند حقوق و پاداش می گیرد، و صد برابر فحش می دهد. این را نباید فراموش کرد! گرفتاری مردم همین است و بس. لطفا آدرس غلط ندهید.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مرگ بر فتنه گر،
لینک ها :
سه شنبه 19 دی 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

همانطور که زندگی انسان، فراز و فرود دارد، زندگی جمعی و تاریخی هم دارای نقاط: اوج و فرود است این ها از نظر هر کسی، یا حمعی فرق می کند مثلا کشتار و سیع اسرائیلی ها، در فلسطین، اوج قدرت صهیونیست ها و شادی دائمی آنها است. یعنی هر فرودی برای فلسطین، یک اوج برای اسرائیل است. طبیعتا اوج فلسطینی ها زمانی خواهد بود که: اسرائیل نباشد. و آن 22سال آینده محقق شود. برخی از این فراز و فرود ها، به عرصه اقتصادی و زندگی، تلاش و تولید بشری مربوط می شود. تقریبا می توان گفت: توالی اوج و فرود اقتصادی هم، دست کمی از دیگر موضوعات بشری ندارد. بستگی به تعریف  ممکن است ارزش یا ضد ارزش هم باشد. از نظر انبیا الهی، ساده زیستی و قناعت، پرداختن به عبادت و معنویات یک اوج برای: خوشبختی انسان است. زیرا خداوند می فرماید غصه روزی خود را نخورید، ما آن را به شما می دهیم! بلکه بروید سراغ عبادت. اما این موضوع از سوی مترفین، سرمایه داران و ثروتمندان، همیشه مورد تمسخر بوده است. در زمان حضرت موسی، قارون با لباس های گرانبها ظاهر می شد، و مردم آرزو می کردند مثل او: صاحب گنج و ثروت باشند. اما خداوند در یک روز در مقابل چشمان همه مردم، او و اموالش را به ارامی در زمین فرو برد! که قارون کاری نتوانست بکند. بعد مردم گفتند خوب شد جای او نبودیم! این زینت فروشی ها، تبختر ها، مخصوصا از سوی افرادی که خود را منسوب: به انبیا میدانند انحراف بزرگی در تاریخ ایجاد می کنند. مردم در یک چاله ای دچار می افتند که: دائم زیاده خواهی می کنند، و هرگز از خواستن سیر نمی شوند و: باعث تحریف بزرگان هم می شوند ! علما مخصوصا مراجع دینی، باید بدانند که تاکید زیاد بر رفاه، اشتغال و تولید چاله ای است که مرتدان، برای نیروهای مذهبی کنده اند. زیرا روزی همه دست خدا است، و او به اندازه معلوم می فرستد. لذا دولت را مقصر فقر مردم دانستن، اشتباه است. و این اشتباه باعث می شود: دولت در برنامه ریزی ها، جهت اصلی را گم کند. کوچکتر ها هم باید دقت کنند، از آن جهت که کوچک هستند، درک درستی از بزرگی بزرگتر ها ندارند. لذا باید آنها را هم کوچک کنند! تا قابل دسترسی باشد، هاشمی رفسنجانی یکی از کسانی است که: خیلی ها مجبورند او را کوچک کنند، تا همقد او شوند! کنگره بزرگداشت یا سالگرد ارتحال، از آن جمله جاهایی است که خطر: این گونه کارها زیاد است. باید مواظب بود که افراد، نظرات شخصی خود را به عنوان دیدگاه: هاشمی مطرح نکنند. تا از بخواهند او را کوچک کنند، به امید آنکه خود را بزرگ نمایند. یکی از تحریف های بزرگی که در حق ایشان شد، شاید خود ایشان هم مقصر بود، اینکه وی را شخصیتی لارج! معرفی کنند! که با زهد و تقوا میانه ای نداشت، و مردم را بیشتر مادی می دید، تا معنوی. در دوران سازندگی این تحول صورت می گیرد! یعنی ناگهان هاشمی رهبر پابرهنه ها، و مستضعفان و نویسنده کتابهایی چون: امیر کبیر و کارنامه استعمار سیاه، تبدیل به بنگاه دار بزرگی می شود که: از زیر عبایش هزاران پروژه: نان و آب دار برای اطرافیان بیرون می زند! باغ پسته پدری، آنقدر بزگ می شود که طنز نویسان می گویند: یکدفعه دیدیم نقشه ایران در باغ پسته ماست! ساده زیستی کاملا زیر سوال رفته، پروژه های اربیل و کانادا و انگلیس و.. مورد بحث قرار گرفته! و ارقام نجومی حسابها، منتقدان را حساس کرد که باز گفته شد: ایشان اینهمه را از قدیم داشته! واکنون نیز می بینیم سالگرد ایشان را با بحث: اغتشاش یکی کردند و: سحنرانی نبود که بنام ایشان از اغتشاش تحلیلی نکند! و حق را هم به اغتشاش گران ندهد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : دوران های اقتصادی،
لینک ها :

تاکید بر تولید بیشتر، یک تئوری سوداگری قرن هجدهم هست. که سعی داشت از همه دنیا یک چهره تولیدی بسازد. البته این امر برداشت فلسفی از امر: پراگماتیسم یا عملگرایی بود. هنوز هم عملگرایی و توجه به تولید بیشتر و: انباشت کالا یک افتخار محسوب می شود. کسانی که اندیشه اقتصادی قبل از آدام اسمیت، یا حتی دوران آدام اسمیت را دارند، کتاب ثروت ملل او را چون آیه های قران قبول دارند، دست از اقتصاد برنداشته اند. این تصور نادرست آنان از انجا ناشی می شد که: قرن های متمادی مسیحیت قرون وسطایی، دوری از دنیا را تبلیغ می کرد. قسسیسین مسیحی، به حق یا نا حق مردم را به زندگی ساده و: رهبانیت در کلیساها و دیرها تشویق می کردند. البته حق دین مسیح هم همین بود! زیرا آنها در مقابل یک مشت دنیا پرست: زور پسند زر اندیشه، بنام یهودیان ظهور کرده بودند.  شاید اگر زنجیر وار فکر کنیم: آن بدبختها هم زندگی عکس العملی داشتند. یعنی در زمان فرعون، با اینکه برده بودند ولی از همه امکانات، و اختراعات و مواد غذایی برخوردار بودند! حضرت موسی آنها را از این شهر های اباد، بیرون برد و در بیابان ها سرگردان کرد! تا جایی که حسرت خوردن پیاز و عدس و خیار را داشتند! عاقبت اعتراض مدنی کردند! به موسی گفتند اگر راست می گویی به خدایت بگو: برای ما عدس و پیاز و خرما و... بفرستد. ما از بس سرگردان شده ایم، همه چیز را فراموش کرده ایم!(آیه 61سوره بقره) این سرگردانی یهودیها آنها را به سرکشی وا داشت: لذا به مقدار زیادی در سال های بعد، از زهد و پارسایی دوری گزدیدند، به خوردن و نوشیدن و اصراف و تبذیر، روی آوردند و انبیا را هم در صورت اعتراض، سر بریدند! حضرت عیسی در مقابل چنین افراد خشن آمد، انها را دوباره به زهد و پارسایی دعوت کرد. معلوم بود که مدتها گذشت، تا مردم دنیا دوست دست از طمع برداشتند، و راه حضرت مسیح را انتخاب کردند. ولی به مرور زمان، دچار تفریط شدند و کلیسا به معنی دشمنی: با تولید و ثروت معرفی شد. با نفوذ اسلام در غرب،  کاتولیسم دچار تزلزل شد و پروتستانتیزم، یا همان اعتراض های مدنی، و اصلاحات در دین پا گرفت. اما گردونه این بار به سوی: تولید و افزایش ثروت چرخید. هر روز که می گذشت، سکولاریزم شعبه جدیدی از یک: صنعت یا کارخانه رو می کرد و مردم را، به زندگی زیبا و پرنعمت دعوت می نمود. حتی کلیساها هم مشمول نوسازی و اصلاحات، تولید ساختمان های شیک و جدید شدند! از آن حالت قلعه مانند ترسناک، به ساختمانهای زیبا و نقاشی شده و: پرجاذبه تبدیل شدند. سوداگری شکل گرفت و: انقلاب صنعتی اتفاق افتاد. همه اروپا را تب تولید برداشت، هرسال با شعار تولید و اشتغال، دنیای بزرگی از ثروت را ساختند، آنقدر طمع تولید داشتند که به دنبال ثروتهای: جدید آمریکا را هم کشف کردند، و همگی برای آوردن طلا به آنجا رفتند، و با کیسه های پر برگشتند! اما وقتی برگشتند دیگر گندم نبود که بخورند! چون همه کشاورزان را، برای یافتن طلا با خود برده بودند! اینجا بود که سوداگری و ثروت ملل، شکست خورد و قهمیدند کشاورزی بهتر از: معدن طلا است چون طلا را نمی شود خورد! عصر مرکانتلیستها شروع شد. اما متاسفانه در ایران، هنوز عقاید پروتستانتیسم هست! در حالیکه نمی دانند اعتراض به دین خدا، به بهانه تولید بیشتر و افزایش ثروت، راهی جز سقوط در جهنم ماتریالیسم ندارد. با شعارهای قشنگ تولید، باعث اشباع بازار می شویم، ناچار مصرف گرایی اوج می گیرد و: مردم در سیکلی فرو می روند که: هیچگاه سیری ندارد، و اگر تمام دنیارا هم داشته باشند، باز چشمشان به آن گوشه دنیا است، که چیز جدیدی بخرند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : پروتستانتیزم ایرانی!،
لینک ها :

هر شهر مانند هر انسان، روح و کالبد دارد و برای خود، داده ها و ستاده هایی را تعریف کرده است. اگر شهردار یا مسئولین شهری، مانند پدر یک خانواده، فردی متعهد و فعال باشند، در آمد های شهری بر هزینه های آن افزایش یافته! و شهر ثروتمندی خواهیم داشت. واگر به دنبال تنبل کاری و پشت هم اندازی و: مچ گیری باشند شهر فقیری خواهد بود. که حتی زباله هایش را کسی جمع نخواهد کرد. برای مدیران فعال و خوش آتیه، شهر، گنج چندلایه است: لایه های انسانی لایه های زمینی، زیر زمینی و هوایی و بین المللی! شهردار میتواند از ترافیک دالان هوایی شهرش، عوارض بگیرد زیرا مردم آن شهر هستند که: آلودگی صوتی و هوایی شهر را باید تحمل کنند. پرندگان آهنی که باید عوارض بدهند، پرندگان غیر آهنی هم باید مالیات بدهند. بسیاری از روزی انسان در هوا است(و فی السما رزقکم). مرغان هوایی انواع و اقسام شکاری و عادی، زینتی و فرایندی دارند. از گنجشک و سار گرفته تا کبوتر و لک و لک.. همه حلال گوشتهای آن برای فروش: گوشت شکار و حرام گوشتها نیز برای پرندگان: تزئئینی دارای در آمد پایداری هستند. در روی زمین هم نعمت بسیار زیاد است. بجای کاشت چمن یا درختان بی ثمر، میتوان یکی از شغل های شهرداری را، باغداری تعریف کرد. در شهر هزار باغ تهران، این جنایت است که مثلا درختان توت، در فرحزاد یا طرشت و تهرانپارس بمیرند، و بجای آن سپیدار یا کاج سبز شود! که جز هزینه نگهداری خاصیت دیگری ندارد. در همه شهر های دنیا، ابتدا باغ ها زندگی می کردند! تمدن یکی از وظایف خود را نابود کردن: باغها تعریف کرد و قرن هاست که نسل باغ ها را آتش می زند. تا از آن آثاری نماند و: همه را تبدیل به باغ آهن و گچ و سیمان می کند. تا ثروتمند جلوه کند. اگر هیچ توسعه یا تغییری هم ندهیم، در تمام شهر های شمال، مرکبات، در خیابان ها در پای درختها می میمرند! در شهر ارومیه سیب های درختی با بی احترامی تمام، با بیل و کلنگ جابجا می شوند، و بسیاری از آنها در پای درختها دفن می شوند، یا پوسیده می شوند. در شهرهای جنوبی خرما و کنارک، این حالت را دارند که: با یک برنامه ریزی کوتاه مدت و فوری شهرداری ها، منبع در آمد پایداری تشکیل می شود، شهروندان هم دعاگو می شوند. ممکن است امروز که در ختها را هرس می کنند، ضایعات آن را نتوانند به پول تبدیل کنند! ولی کارخانجات چوب بستنی و فیبر، و منتظرند آنها را به قیمت بالایی بخرند. هوای آلوده شهری یک معضل است، ولی در عین حال گنجی تمام نشدنی برای: شهرداری محسوب می شود: با تعبیه برج های تهویه هوا در: نقاط آلوده تر میتوان خروجی تولید: شمش سرب داشت. کار های آموزشی و فرهنگی و سینمایی، در سراهای محلات، یا مسابقات ورزشی محلات همه میتوانند: یک فرصت در آمد زایی باشند، نه در آمد سوزی! متاسفانه شهرداران به دلایل مختلف، از ورود به این نوع کار ها منع می شوند. یا خودشان وارد نمی شوند. یکی از موارد آن ترس از دو پارچه شدن: مدیریت شهری است. مخصوصا در شهرهای بزرگ، مسائل سیاسی از مسائل اقتصادی مهمتر است. لذا وابستگی شهرداری ها به کمک های دولتی، زمینه پاسخکویی آنها را فراهم می کند. از این رو هرچه دولتها به شهرداری ها، بیشتر بدهکار باشند! اعمال خط مشی بیشتری می کنند. ولی اگر شهرداری، دارای درامد پایداری برای خود باشد، از دریافت خط مشی های دولت مرکزی، بی نیاز خواهد بود. در سیستم های حکومتی باز، این اعمال شدیدتر است و: وابستگی مالی بجای وابستگی حزبی عمل می کند. در سیستم های بسته، احزاب یا دولت مرکزی، مانع از استقلال شوراها یا: شهرداری ها می شوند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : در آمد های پایدار شهری،
لینک ها :

بسیاری از آمار گیری ها، علیرغم دقت های بالا، به نتایج درستی نمی رسند و: منتج به نتیجه نمی شوند! مثلا آمارها نشان می دهد: مردم ایران سه برابر همه دنیا، مواد غذایی و حامل های انرژی مصرف می کنند. ولی در تحقیق میدانی می بینید: همه چیز گران است و: کسی تمایل به خرید ندارد. بازار خراب است! کارگران بیکار و در آمد ها، زیر خط فقر اختلاف طبقاتی شدید، ضریب جینی هرسال بیشتر می شود. آمار ها نشان می دهد: بانک ها همه ورشکسته هستند: بیمه ها به قاعدگی رسیده اند، بورس هم  وابسته به سوبسید های دولتی روزگار می گذراند. آمارها از یکطرف می گویند: خشکسالی است و کشاورزی از بین رفته! بیابان همه ایران را فرا گرفته و: بحران آب ابر چالش ایران است. بلا فاصله از طرف دیگر می گویند: کشاورزان بالاترین محصول را تولید کردند و: تحویل سیلو ها داده اند، ولی هنوز قیمت مصوب را دریافت نکرده اند! و هرسال با این کمبود منابع آب، دریاچه های مصنوعی و استخرهای بسیار ساخته می شود! مردم در زمستانها هم تفریح را ازدست نمی دهند، حتی بعد از استخر و جکوزی و ماساژ، اشتهایشان باز می شود و سراغ فست فودها می روند! ناکارایی نظام آماری هم نباید جدا از: ناکارایی سیستم مدیریت غربی دانست. زیرا آمار مثل یک تکه نان نیست که: یک نانوای شریف صبح زود بیدار شود، با دستان تمیز ارد را خمیر کند: در تنور بگذارد و داغ و تازه، تحویل مشتری و در حضور مشتری باشد. در نظام آنفور ماتیک، قبل از همه، المان هایی وجود دارند که خودشان هویت ندارند. برخی نوشته های آماری، لاتین است برخی یونانی و برخی انگلیسی یا آمریکایی! چین همه را جدا کرده. روسیه برای خود سفره ای جداگانه دارد. در ایران هم بستگی به تحصیلات آقایان: در آمریکا و یا روسیه و چین، ملقمه ای عجیب است. مسئولان آنفورماتیک ایران، هر دوره فرق می کردند از فرانسه رفته، هندوستان تحصیلکرده تا تگزاس و آی یو. همه هم می گفتند: حرف ما درست است، و بقیه اشتباه می کنند. با رفتن هر مسئولی، کلی فرمول دور ریخته می شد، و کلی فرمول در دستور آموزش قرار می گرفت. کلمه از این ببعد، آزار دهنده ترین کلمه سازمان آمار می شد. پرسنل مربوطه هم، هیچکدام را نمی شنیدند و کار خودشان را انجام می دادند! تا بتوانند سر هرماه حقوق خود را دریافت نمایند. بانک مرکزی و صنعت و معدن و تجارت، آموزش و پرورش و دانشگاهها هم که: ساز خودشان را می زدند. در این سروصدا و بگیر وبندها هم، آمار ها سربه نیست می شدند! آمار های جدیدی زایده می شد. الان عده ای از مسئولین می گویند: کسی کشته نشده، ولی امیدی ها پیگیر پرونده بازداشتی ها هستند. آیا بازداشتی وجود دارد؟ ندارد ؟ تعداد آن چند تا هست؟ چه کسانی هستند؟ می بینیم هیچکدام از این ها جواب ندارد. آن همه سازمان های عریض و طویل آماری، بدون آمار هستند. از نظر ما همه چیز آمار دارد، و معلوم است فقط باید آمار دهنده را بشناسیم. اگر فرمانده سپاه می گوید: آنها با توهم کشته سازی آمده بودند، خوشبختانه کسی کشته نشد، باید این حرف را پذیرفت. از آن طرف هم اگر حزب امید به دنبال: سرنوشت بازداشتی ها است، باید فهمید که این همه سرو صدا، از گور خودشان بلند شده! و اگر آنهایی که باز داشت شده اند، اقرار کنند همه چیز روشن می شود. این روش را ما می گوییم: آمار گیری منتج به نتیجه، یا عملیات معطوف به هدف. ملت ایران بدون هیچ ادعایی، به دنبال عملیات معطوف به هدف است. و به شانتاژ رسانه ها هم کاری ندارد. وجود اینمهمه سازمان های خیریه، نشان می دهد هیچکس گرسنه نیست، و آمار های دیگران غلط است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آمار منتج به نتیجه،
لینک ها :

از انجا که هر ویروسی، آنتی ویروس دارد، مدیریت نیز دارای ضد خودش است. از نظر اصول علمی، بین مدیریت یا سوء مدیریت و یا انواع دیگر مدیریت، هیج فرقی نیست! زیرا همگی برنامه ریزی سازماندهی، صف و ستاد و سلسله مراتب را دارند. حتی اهداف را مثل همدیگر تعریف می کنند! و خود را برای اجرای آن ذیحق میدانند. در واقع تضاد مدیریت ها، برای آن است که زیربناها، یا سیستم ارزشی آنها بایکدیدگر فرق می کند. در قران این دونوع را، ولایت الهی و ولایت طاغوتی تعریف کرده است. البته برای مشمول عام بودن در همه زمانها، ولایت شیطان نیز گفته شد. ولایت شیطان یعنی تصرف در: روح و جسم افراد تحت پوشش، بطوریکه بتواند آنها را به انجام کارهای مورد نظر وادار کند. لذا مدیریت در این دیدگاه فقط دستور: کاغذی نیست که اجرا شود یا نه. ولایت مقابل آن، یعنی ولایت الهی هم همینطور است: کسی که ولایت خدا را پذیرفت، روح و جسمش را در اختیار ش قرار می دهد، و دیگر به هیچ چیزی فکر نمی کند. نتیجه این ولایت ها، عینا به دیگران نیز منتقل می شود. ولایت امیر المومنین بر جهان، یعنی قدرت تصرف و تغییر در: ارکان جهان است، به این سادگی نیست که یکنفر بیسواد، در میان مردم عرب و بدوی، بتواند کاریزمایی داشته باشد که: تاریخ را تکان دهد! قران می فرماید اگر همه ثروت های دنیا را هم، خرج کنی چنین امکانی ندارد. برای همین است که آمریکا یا: اسرائیل و آل سعود فکر می کنند هرچه پول: بیشتری پخش کنند، نفوذ بیشتری خواهند داشت! شیطان اصلی هم، ولایت بر مردم را، از خدا تقاضا کرد یعنی گفت: من چند هزار سال عبادت کردم، پس اجازه بده کارهایی بکنم! و خداوند تا پایان تاریخ، به او اجازه و در پایان تاریخ، امام زمان گردن او را خواهد زد و: دنیا از دستش راحت می شود. در زمان پیامبر، ضد مدیریت، به صورت: مشرکین کفار و منافقین، ظاهر شدند! کار آنها جنگ یا قتال با پیامبر بود. اما نمی توانستند با همان چهره، در زمان حضرت علی هم ظاهر شوند، لذا در زمان علی به گفته خود ایشان: قاسطین و مارقین و ناکثین بودند. و کار آنها ایجاد فتنه بود. قران می فرماید فتنه از کشتار بدتر است. زیرا همه این سه جنگ زیر سر معاویه بود، معاویه هم می گفت من از حضرت، به حکومت لایق ترم. پس عنصر فتنه هم مانند عنصر اصلی جنگ، خود برتر بینی است. در زمان ماهم فقط همین عنصر، باعث ایجاد سه مرحله فتنه شد! سه رئیس جمهوری که منتظر بودند: مانند آیت الله خامنه ای، پس از پایان ریاست جمهوری شان رهبر شوند! و خود را برای اداره کشور مناسب تر می دانستند: هاشمی رفسنجانی که به زبان هم گفته بود که: ما خودمان ایشان را رهبر کردیم! یا گفته بود من از ایشان بزرگترم. خاتمی هم که بارها اشتباهاتی را به: سیاست های نظام نسبت داده و: درفتنه 88هم موسوی را کاملا حمایت کرد. و نظر شورای نگهبان را نپذیرفت. احمدی نژاد هم صراحتا گفت: آیا اگر کسی مخالف: نظر رهبری باشد باید بمیرد!  لذا می بینیم در امر مدیریت، همگی صاحب تجربه هستند. بقول جهانگیری: من رده های مدیریتی را بطور کامل طی کردم، و حالا وقت آن است که رئیس جمهور شوم. اما یک چیز را فراموش کردند: که مدیریت اسلامی یا الهی، مدیریت خود خوانده نیست. یعنی هرکس نمی تواند: گواهی دوره های مدیریتی را ردیف کند، و بخواهد رهبر شود! رهبر در ایران توسط مجلس خبرگان انتخاب می شود. خبرگان هم فقط یک نفر را تا کنون انتخاب کرده است. پس بقیه رهبران خود خوانده هستند، و همین عنصر اصلی فتنه است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مدیریت و ضد مدیریت.،
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :