ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

علیرغم دشمنی های وهابیون با تشیع، بر سر ولایت و ولایت فقیه، خودشان عملا این اصول را پذیرفته، و به آن عمل می کنند! مثلا با اصرار بر اینکه پیامبر اسلام، هیچ وارثی ندارد و ارث از خود برجای نگذاشته، و کسی را بجای خود وصی و ولی معرفی نکرده است، اما خلیفه اول عملا خلیفه دوم را تعیین کرد، و برای اینکه مردم به حضرت علی ع روی نیاورند، وی را مشخص نمود. حتی برعکس هم اتفاق افتاد یعنی: همه می گفتند عمر خلیفه شود، ولی ایشان باتوجه به بزرگتر بودن ابوبکر، ابتدا ایشان را پیشنهاد کرد تا: اولا به حب نفس متهم نشود، ثانیا حرفی که گفته بود: حضرت علی برای خلافت جوان است، از بین نرود. ثالثا جاده صاف کن باشد، زیرا مشخص بود که بزودی از دنیا خواهد رفت.

خلیفه دوم هم همینطور: وصیت کرد بعد از او مردم از عثمان تبعیت نمایند. واگر عثمان هم مرگ خود را پیش بینی می کرد، حتما نمی گذاشت خلافت به حضرت علی برسد! و کس دیگری را معرفی می کرد. و این البته نشان می دهد: هرکس خلاف واقعیت و حقیقت حرف بزند، از دنیا نمی رود تا با عمل خود، صحت آن را ثابت کند. علاوه بر ان در دیدگاهای سه خلیفه، تضاد های دیگری هم وجود دارد: که به دست خودشان و در عمل آن ها را بوجود آورده اند.

یکی از ان ها مسئله شورا هست. آن ها معتقدند که رهبر را باید شورا تعیین کند! اما نمی گویند این شورا چه شرایطی دارد؟ لذا هرکس سه یا چهار نفر شد، می تواند شورا باشد و رهبر را تعیین کند! برای همین است که در اتوبوس و صف نانوایی ، یا بر سر چهار راه ها هرگاه چند نفر با هم باشند، دست به صدور منشور رهبری و: عزل و نصب آن می کنند.

حتی آن ها نگذاشتند که دیگر رهبران، با شورا انتخاب شود. یعنی در طول تاریخ چه در دوران خلفا، و چه در دوران بنی امیه و بنی عباس، شورا هیچ نقشی نداشته است. و انتصاب همیشه، جای انتخاب را گرفته، و موروثی بودن جای: شایسته سالاری را پر کرده است . حتی به همین دلیل امام حسین کشته شد که: با موروثی بودن و جانشینی یزید مخالف بود.

 در دوران معاصر هم وهابیون، تا جاییکه توانستند خودشان در راس امور بودند، و تحت قیمومیت هیچ آئینی نرفتند، یعنی حکومت و ولایت را حق خود می دانستند. دلیل آن هم این بود که به خیال خود، استنباط بهتری از دین داشتند و: حرف پیامبر را بهتر درک می کردند. و نمی خواستند هیچکس دیگر در این فهم، آن ها را کمک نمایند. و هرکس حرفی برخلاف آن ها می گفت، تکفیر می شد و برای همین آن ها را: تکفیری هم می گویند!

   حتی آل سعود وقتی تصمیم به حکومت داری و: یا جنگ گرفت ابتدا به سراغ علمای وهابی رفت، و از آن ها اذن و اجازه گرفت.  و برخی گفته اند که تعهد دوطرفه گرفته شد: که یک طرف قوه مقننه باشد، و طرف دیگر قوه مجریه! و مادام لعمر از یکدیگر پشتیبانی کنند. آن ها هم آل سعود را تایید کردند، یعنی آل سعود مشروعیت ولایت خود را، از فقهای وهابی دارد. و این نشان می دهد که حتی آل سعود، و علمای وهابی میدانند که تصرف در: جان و مال مردم اجازه شرعی می خواهد، و کسی بدون اطلاع  کامل از احکام اسلامی، نباید حکومت کند.

از این مهمتر آن ها در عمل اعتراف کردند که: حاکم نه تنها باید حاکم شرع باشد، بلکه باید مجتهد جامع الشرایط هم باشد، و احکام اسلامی را از همه بهتر بداند، و در استخراج آن از قران، حرف آخر را بزند. چرا که به همین دلیل، بقیه را تکفیر می کنند. زیرا می گویند فقط خودشان اسلام را می فهمند، و بقیه فقط باید گوش بدهند و تقلید کنند! و اگر حرف اضافه و یا تفسیر دیگری داشتند، باید اعدام شوند. و یا مانند شیعیان قتل عام گردند.

بنابر این وهابیت از جمله کسانی هستند: که می گوید اسمش را نبر! آن ها همه اصول مسلم اجتهاد و تقلید را، کاملا رعایت می کنند! و تنها تفاوت شان با شیعه آن است که: تحمل مخالف را ندارند. در شیعه هر مقلد میتواند به مراجع مختلف رجوع کند، و تشخیص اعلم بر عهده خودش است. و اگر ناتوان بود باید مشاوره بگیرد. اما وهابیت می گوید که اعلم من هستم و: کسی نباید روی حرف من حرفی بزند. و یا سراغ کس دیگری برود. واین عمل خود رای بودن، یا همان استبداد و خود بزرگ بینی است، که در همه ادیان و مذاهب و: مکاتب سرزنش شده است.

 ائتلاف ماهین نیوز
Practical acceptance of the principle of velayat-e faqih, the cult of Wahhabism!
Despite the hostility of the Wahhabis and the Shia, the province and the supreme leader, they actually accepted these principles, and to act on it! For example, insisting that the Prophet did not heirs: inheritance left behind, and their place one executor and it has not, but actually the second caliph appointed the first caliph, and for the people to Imam Ali on they do not, he revealed. Even the reverse happened: everyone said the Caliph Omar, but due to the larger Abu Bakr he first offered to them: first, self-love is not charged, the second letter that said: 'Ali to caliphate is young, the does not go away. Third grader because it was clear that the world will go soon.
The second caliph, too: Will the people of Osman follow after him. If Uthman had predicted his death, was not sure of the Caliphate to Ali alone! And another one was introduced. And this course shows: Anyone contrary to the facts and speak the truth, the world is not to their actions, prove its authenticity. In addition, the views of three caliphs, there is another conflict: that in practice they have created themselves.
One of them is the issue of the Council. They believe that the Council should appoint the leader! But do not tell the council what circumstances? So every three or four, you can determine the council and leader! That's why the bakery on the bus, or at the crossroads where many people are together, the issue of the Charter of leadership and uninstall it and install it.
They did not even other leaders, chosen by the Council. What's in history at the time of the caliphs, and the Umayyad and Abbasid in time, the Council played no role. And the appointment always have a choice, and heritage of the place: merit is complete. Even Imam Hussein was killed so that Yazid was opposed to hereditary succession. In the contemporary era, the Wahhabis, insofar as they themselves were at the head of affairs, and under the tutelage of any religion did not, the government and the province's right to know. The reason was that in his mind, a better understanding of religion, and: what better understand their prophet. And did not want anyone else in this sense, it would help. And whoever said anything against them, so it's excommunication was: excommunication would say! Even when the decision to governance and the House of Saud: the war initially went to the Wahhabi scholars, and took them permission. And some have said that it was a mutual commitment: the one hand, the legislature, the executive and the other side! And Madame Lmr support each other. They also confirmed that the House of Saud, the Saudi legitimacy of your province, from the Wahhabi scholars. And it shows that even the Saudis, and Wahhabi scholars believe that taking lives and property of people to the religious wants, and someone without full knowledge of Islamic law, should govern.
More importantly, they actually admitted that not only must the judge's ruling, but must be fully qualified priest, and Islamic law from all better understand, and derive it from the Qur'an, the final say. Why is that so, others are excommunicated. They say only they understand Islam, and the rest just have to listen to and imitate! And if preposition or had another interpretation, should be executed. Or as the Shi'a are slaughtered.
So Wahhabism among those that said his name battle! They are all tenets of ijtihad and imitation, fully comply! , The only difference with the Shi is: do not tolerate opposition. Shiites any emulator can refer to different authorities, and the most learned of his diagnosis. And if it was unable to consult. But Wahhabism that I am knowledgeable and someone should talk to me. Or turn to one another. And vote for their operation, or the arbitrariness and big nose, that in all religions and faiths: blame the schools.




نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امید واری به نتیجه اجرای برجام، تاکنون رکود مضاعف را به اقتصاد ایران تحمیل کرده، که بسته های ضد رکود هم نمی تواند حاصلی داشته باشد. پس وای به روزی که خود برجام اجرا شود! زیرا واقعیت برجام چیزی دیگری است، و تصورات برخی از آن چیز دیگر، از این رو، وقتی که اجرا شود تازه خود را نشان می دهد.

همه  ما به داستان حضرت یوسف ع آگاه هستیم، و میدانیم ایشان در تعبیر خواب خود توانست: نظر مثبت ساقی فرعون را جلب کند، و از او خواست که پیش فرعون: برای آزادی اش وساطت کند. در اینجا بدون توجه به اراده حق تعالی، از یک مشروبخوار حاجت خواست، و لذا خدا کاری کرد که او فراموشی بگیرد، و یوسف همچنان در زندان بماند.

این البته نه به معنی این است که: فعل حرام صورت گرفته، یا خدای نخواسته برجام خواهان کافر هستند، نه اتفاقا آن ها همگی نیت های خوبی داشتند، و آن خدمت به ملت و اسلام بود. ولی فقط یک لحظه خدا را فراموش کردند، و آب خوردن مردم را هم به برجام وصل کردند. هر جا کم می اوردند می گفتند: این برای تحریم های ظالمانه است! ولی حالا ببینند که چقدر کم اوردند، فقط یک قلم در نفت، پرمدعاترین عنصر در مخمصه ای گیر کرده که: قیمت نفت از سی دلار در بشکه هم کمتر شده! یعنی حتی هزینه های استخراج را هم نمی پوشاند: باش تا صبح دولتت بدمد، کاین هنوز از نتایج سحراست.

    یعنی هنوز ایران وارد بازار نفت نشده، اینقدر قیمت ها پایین آمده وای به روزی که: چهار میلیون بشکه در روز هم، به این بازار بیشتر تزریق شود. طبیعتا قیمت از این هم پایین تر خواهد رفت. البته این غصه ندارد! زیرا شعار دولت از ابتدا، اداره اقتصاد منهای نفت بوده است. ولی فرق است بین شعار تا عمل! از زمان مصدق هم چنین شعاری می دادند، ولی چه کسی توانسته این کار را بکند؟ فقط تحریم بود که این کار را بر ما تحمیل کرد. مخصوصا در برخی سال های جنگ، نفت را مجانی هم نمی خریدند! ولی جنگ تحمیلی به این بودجه ها وابسته نبود! دولت فعلی هم اگر دنبال آن است که: در امد نفت بالا برود و فروش آن هم زیادتر شود، امری ناشدنی است لذا باید: بودجه را بدون اتکا به نفت بنویسد.

البته بودجه مردم بدون اتکا به نفت است، یعنی هیچکس در ایران گرسنه نمانده، تا بگوید چون دلار بالا رفته یا: قیمت نفت پایین آمده! بلکه این اقتصاد یک اقتصاد مقاومتی است، که کمترین نسبت را با نقت دارد. برعکس دولتمردان که، همیشه خواب قیمت بالای نفت و فروش زیاد آن را می بینند، و وقتی بیدار می شوند افسردگی می گیرند! و انتقام خود را بر سر پتروشیمی در می اورند.

اینکه مکانیزم اقتصاد مقاومتی عملی چیست، باید آن را مطالعه کرد. ما مطالعه کردیم ولی از انتشار ان معذوریم، تا دشمن از ان سو استفاده نکند.  فقط برای تحقیق بیشتر علمای اقتصادی دولت! چند سوال را مطرح می کنیم: آیا تعداد مشاغل پروانه دار بیشتر است، یا بدون پروانه؟ آیا تعدا کارمندان بیشتر است، یا تعداد کارگران؟ آیا مشاغل زیر زمینی بیشتر است، یا مشاغل خود اظهار؟ و آیا ثروت های نظامی بیشتر است، یا ثروت های تاریخی و باستانی؟

این موارد باصطلاح کیس استادی! به ما ثابت می کند که: اقتصاد ایران در دست دولت نیست، و مرز بندی آن به قدری درشت است، که از کار یکدیگر سر در نمی اورند!مردم راه خود را می روند، و دولت هم راه خود را می رود. دولت چشم به خارج و دلار و نفت  دارد، ولی مردم هرصبح یک بسم الله می گویند، و کرکره مغازه را بالا می کشند! وحشت آن ها از بی پولی یا بی مشتری ماندن نیست، بلکه با کمال تاسف وحشت آنان از آمدن: ماموران دولتی در لباس بیمه و مالیات، عوارض و حق آب و برق و انشعاب فاضلاب و..است.

     لذا تا موقعی که دولت به راه مردم نیاید، و با خدا نباشد و به ناخداها و کدخداها تکیه کند، همیشه دچار بی وفایی به عهد شده، و با خزانه های خالی مواجه خواهد بود. ولی وقتی مانند مردم، وقتی کرکره اداره را بالا می زند بگوید: از تو حرکت از خدا برکت، آن وقت اقتصاد مقاومتی شروع می شود. اقتصاد مقاومتی را در قوطی عطار باید یافت نه در ذهن بیمار!

رکود مضاعف، ننیجه امید به برجام
Double-dip recession, thus hoping to Brjam.
Hopefully the result of Brjam, has imposed a double-dip recession in the economy, an anti-recession package can not be nothing. Woe to the one who Brjam run! Brjam because reality is something else, and thought some of those other things, so, when you run your new show.
We all know the story of Joseph as we are, and we know he could interpret his dream: Pharaoh's butler draw a positive opinion, and asked him before Pharaoh: for his release intervene. Here, regardless of the will of God, the will of a lush nature, and therefore, God did not forget him, and Joseph has to stay in prison.
This is of course not mean that the unlawful act was done, or God forbid, are infidels Brjam want, not the way they had all good intentions, and to serve the nation and Islam. But only for a moment have forgotten God, and people's drinking water was connected to Brjam. Wherever least they said: This is for sanctions! But now I see how little did just a pen in oil, pretentious stuck ingredient predicament that oil prices have been less than thirty dollars a barrel! That does not even cover the cost of extraction: up until dawn blow your government, the Cayenne is still the magic results. Iran has not yet entered the market, so prices have gone down just wait until the four million barrels per day, to be given this market further. Naturally, prices will go even lower. Of course, this does not worry! Because the state motto from the beginning, has been managing the economy less oil. But the difference between rhetoric and action! Since Mossadegh also chanted, but who could do it? Just sanctions that it imposed on us. Especially in some of the war, are not buying oil free! But the war was not related to the budget! The current government if it is looking at selling its oil revenue to rise is greater, it is impossible, therefore, must write the budget without relying on oil.
Of course the budget without relying on oil, which means no one in Iran is not hungry, so he climbed as the dollar or the price of oil has come down! But the economy is a strength of the economy, the lowest proportion in the oil. Conversely, politicians who have always dreamed of high oil prices and high sales see it, and when they wake up their depression! And their revenge on the petrochemical yeah.
What is the practical mechanism of resistance economy, it should be studied. We studied but unable to release it to the enemy on the other hand does not use. Only for economic research scholars state! We asked a few questions: Is the number of jobs is licensed, or without a license? Is the number of employees more, or the number of workers? Do more underground jobs, or their jobs say? And whether the military fortunes, or historical and archaeological wealth?
This is the case of so-called master! Proves to us that the economy is not in state hands, and the boundaries it is so large, that the work of each head not. People go your way, and the government goes your way. The look-out and the dollar and oil, but people say Bismillah each morning, and shutters to suck up! Their fear of lack of money or lack of customer retention, but unfortunately their fear of coming: state agents dressed as insurance and taxes, duties and rights to water, electricity and sewer branch. .ast. Therefore, as long as the government does not come to the people, and not to God and to rely on the captain and mayor, had always been unfaithful to the covenant, and the coffers will be empty. But when such people, when Rolling up his office saying the move of God blessed you, then starts the strength of the economy. Economic strength in grocery cans should not be in the patient's mind!




نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در مبارزه با امپریالیزم و: استکبار جهانی.

بسیاری از اشخاص در روند توسعه اجتماعی، به معادلات خطی معتقدند و: برخی دیگر نامعادلات غیر خطی را موثر می دانند. و البته راه صحیح آن معادلات غیرخطی است، که حاکم بر پیشرفت و توسعه و حتی قدرت سیاسی می باشد. اما این نگرش ها چه تاثیری بر مبارزه  یا روند تکمیلی آن دارد؟ این بحثی است که اینجانب در سال های 1354 در دانشگاه تهران، مطرح کردم و سه شب هم در سخنرانی های مهم خود در مسجد الهادی، در شب های قدر سال 1356 آن را برای اولین بار بر: روی تخته سیاه داخل مسجد، برای حداقل هزار دانشجوی انقلابی توضیح دادم.

 اینکه عده ای می گویند آمریکا، بالاخره کدخدا است و نمی شود همیشه با او مبارزه کرد، و باید با آن کنار آمد، این یک مفهوم خطی است. البته نه به معنی خط سیاسی که: این روز ها معمول شده، بلکه به معنی آماری و پژوهشی با مفهومی که: در درس تحقیق در عملیات بحث می شود. از نظر اینها رشد انسان یا تمدن غرب، یک رشد خطی است یعنی با یک شیبی از: مبدا شروع می شود و با همان ضریب، برای همیشه رو به بالا حرکت می کند. لذا فکر می کنند که آمریکا برای همیشه، کدخدا است و کدخدایی او هر روز قوی تر می شود، و افول یا سقوط در ان راه ندارد.

اولین بار این نظریه در کتاب تاریخ ادیان: دکتر شریعتی ترسیم و بررسی شد. از نظر فلسفه تاریخی غرب ، تمدن غرب در انتهای سی وشش تمدن تاریخی قرار دارد، و با رشدی مستقیم تا انتها ادامه می یابد:

اما نظریه افول یا سقوط، حرف دیگری دارد. یکی از حالات آن معادله درجه دو است، که بعدا به لایف سایکل معروف شد.  در این نظریه هذلولی هر تمدنی یک رشد دارد، و یک سقوط. و این رشد و سقوط قرینه یکدیگر هستند، یعنی هرچه رشد یک تمدن در زمان کمتری اتفاق افتاده باشد، سقوط آن نیز زودتر خواهد بود. از نظر فلسفی این نظریه براساس اصل :( کمال کل شی اول زواله)،  اوج کمال هرچیزی ابتدای افول و زوال آن می باشد، بناشده است. مانند عمر بشر که تا 40 سالگی قوی و پر زور می شود، ولی از این میانگین که گذشت، پیری او آغاز می شود و آنقدر ضعیف می شود که: دوباره مانند کودکی به کمک عصا و یا: چهار دست و پا راه می رود!

    معادلات غیرخطی وسیع تر از این هم می شود، گاهی ممکن است زیگزاگی یا چند درجه ای باشد. یا حتی بصورت نامعادله در آید. اما این حالات استثنا است، و در کلیت تاریخ و فلسفه تاریخ نمی گنجد. لذا کسانی که در مبارزه با آمریکا، همانطور که اشاره شد، بند را به آب می دهند و باصطلاح کم می اورند، و بریده می شوند. نظریه خطی را قبول دارند، و هیچ نوع نزول یا سقوطی را، برای امپریالیسم و استکبار تصور هم نمی کنند.

ولی واقعیت آن است که عمر امپریالیسم، با ظهور انقلاب اسلامی به نیمه رسید. و اوج آن شکسته شد و شعار امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آن را تایید کرد و مهر وامضا نمود. و از آن تاریخ سیر نزولی استکبار و قدرت: امپریالیزم آغاز شد. اگر شروع آن را پیروزی در جنگ دوم جهانی بدانیم، تقریبا عمر تمدن غرب یا آمریکا 80سال می شود، که چهل سال آن در قبل از انقلاب اسلامی گذشت، و چهل سال آن بعد از انقلاب اسلامی بوده، و اکنون آمریکا درسن قاعدگی یا بازنشستگی است. و میرود که به حافظه تاریخ سپرده شود. دلایل این افول بدهی هزارمیلیارد دلاری و: کسر بودجه دوهزار میلیارد دلاری آن است. آمریکا در اوج قدرت خود میتوانست به کمک: قدرت خود دلار منتشر کند و بدون پشتوانه آن را خرج کند، و کشورهای دیگر نیز کاری به پشتوانه آن نداشتند، همینکه قدرت آمریکا در انفجار بمب های اتمی را، می دیدند دلار های او را هم قبول می کردند.

ولی حالا ترس مردم از بمب اتم فرو ریخته، و با اینکه تمام نقاط جهان بوسیله بمب اتمی مین گذاری شده، ولی کسی ترسی از آن ندارد. لذا مبارزه با دلار های او هم شروع شده است. فقط کسانی که هنوز معادلات خطی را قبول دارند، به قدرت دلار هم یقین دارند! والا کسانی که از دایره ترس بیرون امدند، به دنبال جایگزینی دلار می باشند. و همین حادثه برای پایگاه های نظامی امریکا اتفاق می افتد.

تاثیر معادلات: خطی و غیر خطی،
The impact of equations: linear and non-linear, in the fight against imperialism and: global arrogance.
Many people in the process of social development, to linear equations that and some other non-linear inequalities are significant. And of course the right way nonlinear equations, which govern the development and even political power. But this attitude is going to affect the fight or the process of completing it? This is a debate that I have a year by 1354 at Tehran University, was raised and three nights in his important speech at al-Hadi mosque in the night, so in 1356 for the first time: on the blackboard inside the mosque, for at least a thousand revolutionary student explained. Some say that America, after the village chief is not always fought with him, and came to terms with it, this is a linear concept. It does not mean that political line: common these days, but statistical means and research concept that will be discussed in the course of operations research. These terms of human development or the West, a linear growth, ie with a gradient of origin starts with the same coefficient, to always move upward. We think that America forever, and the village headman of his village headman gets stronger every day, and not in that way decline or fall.
This is the first time in the history of religions theory the doctor Shariati traced and investigated. The historical philosophy of the West, the West is at the end of thirty-six historic civilization, and to direct growth to the end continues:
But the theory of decline or fall, another letter. One of the conditions is that the quadratic equation, which later became known as the Life Cycle. The theory of hyperbolic growth of civilization, and a fall. And the growth and decline are symmetrical, ie the growth of a civilization occurred in less time, the sooner it will be fall. The philosophical basis of this theory of the beginning of the decline and fall is the peak of perfection everything builds. Such as human life, which has strong and brawny 40-year-old, but the average of the past, aging and so weak that he begins again like a child with the help of a cane or: Fours walks! Nonlinear equations is wider than this, sometimes it may be a zigzag or a few degrees. Or even just inequality comes. But this case is exceptional, and the whole history and philosophy of history is not. Therefore, those who fight America, as noted, the strap into the water and so reduce them, and cut. Linear theory agree, and any fall or collapse, for imperialism and arrogance to imagine they would not.
But the reality is that life imperialism, with the advent of the Islamic Revolution reached half. It was broken up and the height and the slogan America can do no wrong, it confirmed and sealed the signing. And the downward trend on arrogance and power: imperialism began. If you start to win the Second World War to know, about the life of the West or America, 80 years old, forty years before the Islamic Revolution passed, and forty years after the Islamic Revolution, and now America at the age of menstruation or retirement . And is given to the annals of history. The reasons for this decline trillion dollar debt: the deficit is two thousand billion dollars. America at the height of their power could help: power release and fiat dollar it spends, and other countries do not support it, when the power of America's atomic bomb, the dollar saw him accept they did.
But fear of the atomic bomb dropped, and despite all of the world's mined by the atomic bomb, but who is not afraid of it. So he started a fight with dollars. Only those who accept linear equations, the strength of the dollar are sure! Otherwise, those who came out of the circle of fear, are looking for a replacement dollar. This event happens for military bases in America.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بسیاری تصور می کنند: روسیه سرزمین کفر و الحاد است، درحالی که فقط لهجه آن ها فرق می کند. و بیشترین اثر را اسلام در تاریخ آن ها داشته است. مسکو همان مسجد یا ماسک است، و ولادیمیر یعنی فرزندان حضرت امیر ع و: پوتین یعنی انجیر فروش یا ابوتین! اولادی  با همزه زیر الف و سکون واو ،یک کلمه ترکی به معنی فرزندان است. که در روسی به ولادی تکلم می شود. وقتی با کلمه دیگری ترکیب می شود، یعنی از فرزندان یا نوادگان او. حتی اولادی در برخی جاها خلاصه شد به: او یا اف، هم تبدیل شده مانند اینکه: بگویم علی اف. در واقع علی اولادی بوده، یعنی فرزندان علی که میتواند: استعاره باشد یعنی بگوییم از فرزندان علی  بوده، یا بگوییم که از فرزندان حضرت علی ع بوده است.

در فارسی هم داریم که پور علی یا علیپور گفته می شود، یعنی فرزند علی حالا ممکن است این علی، هر کسی باشد که نام علی دارد، یا اینکه واقعا منظور خاص و: حضرت علی ع باشد. علی زاده یا علیزادگان و آل علی و غیره هم به کار رفته است. این پسوند با صفات دیگر یا اسامی دیگر حضرت علی هم بکار رفته است، مانند میر زاده یا امیر زاده یا ذولفقار نسب یا علی وند و: همه نشان از آن دارد که بطور مستقیم یا غیر مستقیم، با امام علی نسبتی بیان داشته شده است

علاوه بر وجه تسمیه،  بسیاری از نکات تاریخی هم معکوس بیان شده است، اولین بار جمهوری اسلامی در شرق روسیه، و بنام جمهوری اسلامی ترکستان شرقی تشکیل می شود. انقلاب روسیه هم از همین انقلاب الهام می گیرد، و به سرنگونی رژیم استبدادی روسیه می انجامد.  زیرا تاتارها در تاریخ روسیه بسیار موثر بوده اند، و انقلاب سال 1917 هم علیرغم معروفیت آن به بلشویکی، یک انقلاب اسلامی بوده است و هواداران آن، به دنبال برابری برادری جکومت عدل علی بودند .

حتی در ایران نیز وقتی احزاب کمونیست، برای اولین بار تشکیل می شود، اغلب آن ها در مساجد شکل می گیرد، و کمونیست اسلامی یا برابری عدل علی، شعار آنان بوده است که در مفهوم سوسیالیزم مطرح می شود. میرزا کوچک خان هم در مساجد رشت، به این گروهها احترام می گذاشته. حتی به حیدر خان عمو اوغلی مناصب حکومتی داده، و از نزدیکان خود قرار می دهد که بعد خیانت می کند.

البته روسیه و سرنوشت انقلاب اکتبر 1917 نیز، مانند اغلب حرکت ها در روسیه، به انحراف می رود و لنین که با اسلامگرایان رشد کرده و به آنان قول های فراوانی داده بود، بعد از ازدواجی که با یک زن یهودیه داشته، تصمیم به براندازی دین می گیرد. البته  ظهور صهیونیزم در این انحرافها در سراسر جهان نقش داشته، و شاید بتوان گفت در تمام نهضت اسلامی نقش منفی داشته، و آن ها را به انحراف برده است. چنانچه مثلا در زمان مصدق، آمریکا وقتی در ایران موفق به کودتا می شود، و نهضت ملی را به بن بست می کشد، از این تجربه در کشورهای دیگری چون: مصر و اندونزی و پاکستان و شیلی و حتی هندوستان هم، بهره می برد و نهضت های ملی انان را، نیز به نفع خود مصادره می کند.

ظهور اسرائیل در فلسطین اشغالی، به این انحرافات دامن می زند، حتی در داخل فلسطین مردم مبارز را هم، از دین متنفر می کند و اغلب فلسطینی های: مخالف اسرائیل هم باید ضد مذهب می شدند، تا آن ها را به رسمیت بشناسد. مثلا ابوعمار قبلا در دانشگاه الازهر مصر درس می خواند، و به واسطه راهنمایی های شهید نواب صفوی، به فلسطین بر می گردد و مبارزه را شروع می کند، ولی برای اینکه به رسمیت شناخته شود، گرایش مذهبی را رها کرده وچپگرا می گردد. این انحرافات معمولا در مناطق دور افتاده تر مانند روسیه شدید تر بود بطوریکه  لنین مجبور می شود: تمام اسلامگرایان را حذف کند و: انقلاب خود را ابتدا بلشویکی و بعدا کارگری بخواند. و از این منظر با مذهب مبارزه کند.

نزدیکی اسلامگرایان و: نفوذ آن ها بقدری بود که، حتی مائو رهبر فقید چین، در دورانی که در مسکو در دانشگاه کوتو، درس می خواند رشته او حقوق اسلامی بود، و پایان نامه اش همین است، ولی در اثر نفوذ صهیونیستها، او هم کاملا ضد اسلامی می شود. خوشبختانه با ظهور امام خمینی ره ،همه چیز بجای خود بر می گردد. اکنون چین و روسیه به اسلام نزدیکتر شده، و حتی کشورهای شیعه از یکی دو کشور سابق، به 21کشور فعلی می رسد، که در ائتلاف ضد یمن عربستان شرکت نکردند. یعنی از 51 کشور اسلامی، فقط 30کشور با عربستان هستند.


Vladimir's Alizadeh!

Vladimir's Alizadeh!
Many think Russia is a land of unbelief and atheism, while only the accent is different. And the greatest influence Islam has had in its history. Moscow, the mosque or mask, and the children of Imam Ali shrine and Vladimir Putin, the figs sale or Abu thin! Child benefit Hamza and lull following a vowel, a Turkish word meaning children. Vladivostok in the Russian spoken. When combined with another word, the child or his descendants. Even offspring in some places was short: he or F, it has become like that: to say Aliyev. Ali Alireza Mohammad was in fact the descendants of Ali, which can be: is a metaphor that is to say of Ali's sons, or the sons of Imam Ali's saying.
In Persian, there is said to be Alipur Poor Ali, the son of Ali, now may be causal, anyone who Ali is, or really particular order: the Imam Ali. Alizadeh or Alizadegan and Al Ali, etc. have been used. This extension with other traits or other names Ali also used, such as mortality or birth or born Amir Zulfiqar Ali citizen and descent: all of that directly or indirectly, related to the Imam Ali is stated
In addition to the appellation, has reversed many historical points have been mentioned, the first Islamic republic in the East, Russia, and called the East Turkestan Islamic republic is formed. The Russian Revolution also inspired the revolution, and the fall of the authoritarian regime will lead Russia. For the Tatars in Russian history have been very effective, and the Bolshevik Revolution of 1917 despite its popularity, has been a supporter of the Islamic Revolution, Ali had to seek justice against brother rule.
Even in Iran, when the communist parties, held for the first time, most of it takes place in mosques, Islamic and communist justice or equality Ali, their motto has been that arises in the context of socialism. Small Mirza Khan in mosques Rasht, with respect to these groups. Even Uncle Haider Khan Oghli government positions, and their relatives that after the betrayal.
However, Russia and the fate of the October 1917 revolution, like most movement in Russia, Lenin deviation is that the Islamists has grown and they had a lot of promise, after Judah's marriage with a woman, decided to overthrow religion Takes. The rise of Zionism in the deviation around the world contributed, and perhaps in all of the Islamic movement had a negative role, and it is derailed. If for instance, the time of Mossadegh in Iran in America when the coup is successful, and the National Movement to the impasse lasts, from the experience in other countries such as Egypt, Indonesia, Pakistan and Chile and even India, benefits and national movements and also to confiscate the win.
The emergence of Israel in the occupied Palestinian territory, contributes to this variation, even within the Palestinian people's struggle, the hate religion, and most Palestinians: Israeli opposition have been anti-religion, to recognize them. Abu Ammar Al-Azhar University in Egypt, for example, previously studied, and guidelines martyr by Nawab Safavi, the Palestinian cause and the struggle begins, but for that to be recognized, religious affiliation abandoned and left oriented be. These deviations are usually more severe in remote areas such as Russia, where he had to be removed and all Islamists: the Bolshevik revolution and the workers then read. And from this perspective the struggle with religion.
Near the Islamists and influence them so that, even late leader Mao China, at a time when the Moscow University Koto, studying Islamic law, he was stranded, and that's the end of his letter, but the influence of the Zionists, he It is anti-Islamic. Fortunately, with the advent of Imam Khomeini, everything goes your place. China and Russia are closer to Islam, and even Shi'ite countries of the former two countries, currently reaches 21 countries, Yemen, Saudi Arabia did not participate in the coalition. Ie from 51 Muslim countries, only 30 countries with Saudi Arabia.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جدی ترین گروهی که از بدو تولد داعش تا کنون، با آن مبارزه کرده است حزب الله لبنان است. و اکنون که قرار است منابع مالی داعش، ولو بصورت ظاهری بسته شود، آل سعود که پدر خوانده داعش است، آمریکا را مجبور کرده است تا: منابع مالی حزب الله هم بسته شود! البته این دو تفاوت اساسی دارند، که میتوان گفت درست برعکس یکدیگر عمل می کند. یعنی آمریکایی ها همانقدر که در قطع کمک های داعش،  دروغ می گویند در مورد قطع کمک به حزب الله جدی هستند! و برعکس هرچقدر داعش به کمک های عربستان و آمریکا وابسته است، حزب الله هیچ نیازی به این کمک ها ندارد.

به عبارت دیگر : حزب الله نیاز به خط اعتباری از بانک های: امریکا یا اروپا ندارد که اگر قطع شود، نگران گردد زیرا: از ابتدا این تحرم وجود داشته و: هرگز بانکهای امریکایی خط اعتباری برای حزب الله نداشته اند. درحالیکه حزب الله نیز نیازی به این: خط اعتباری نداشته زیرا، اولین کار این موضوع، دریافت اطلاعات است. یعنی با افتتاح هر نوع حساب باید، تمام اطلاعات مورد نیاز در آن درج گردد. حتی اگر رابط یا یکی از اعضای گمنام هم، این کار را بکند باز هم کشف ارتباط و: بودن ضمانت ها و پیگیری حامیان اصلی را، باید از وظایف بانک ها دانست. که این برای حزب الله به معنی: از بین رفتن منابع اصلی و در اختیار قراردادن: نیروهای مخصوص خود است.

   در حالیکه داعش بر عکس آن عمل می کند، یعنی عربستان یا آمریکا با هواپیما و: در بیابان برای ان ها سلاح و پول می ریزند، و نیازی به رسید و دریافت خط اعتباری نمی باشد! فروش نفت  داعش را هم به گردن نمی گیرند، و پرداخت پول یا دریافت نفت را تکذیب می کنند. حتی نیازی به تلفن زدن و تماس حضوری، یا تشکیل جلسه هم نیست. همینکه می بینند که داعش، قدرت ایستادگی در مقابل حزب الله را ندارد، می فهمند که باید 4000 دستگاه تویوتا و: چندین هزار قبضه تفنگ و مقدار زیادی پول به آن ها بدهند. و این امر برای حذف ردیابی کمک به داعش است.

     در مورد حزب الله هم قضیه این طور است، آمریکا سعی دارد رابطه ای بین موشک های بالستیک،  یا دیگر امکانات حزب الله با ایران، پیدا کند ولی چون برعکس فکر می کند، هرگز موفق نمی شود! به نظر آن ها ایران است که به حزب الله موشک می دهد! و یا آن ها را تقویت می کند یا سلاح، برای آن ها می خرد یا به آن ها سلاح می فروشد! در حالیکه بر عکس است. لبنان قبل از ایران به موشک و: فناوری آن دست پیدا کرد .

همه بیاد دارند که ایران در جنگ تحمیلی 8 ساله، موشک خود را از سوریه وارد می کرد، و با ورود اولین موشک بود، که بغداد و بانک رافدین مورد اصابت قرار گرفت. حتی از آن بالاتر وقتی که دکتر چمران، از ناسا بیرون آمد ابتدا به لبنان رفت، و بعد به ایران آمد. در لبنان اولین کاری که کرد، هنرستان فنی برای شیعیان لبنان تاسیس کرد. و همه دانش و تجربه خود را در اختیار: امام موسی صدر قرار داد.

حتی از نظر مالی و انتشاراتی و فرهنگی، همیشه لبنان پیشتاز بوده است. بسیاری از کتب شیعیان در بیروت چاپ می شده، و هنوز هم قران های چاپ بیروت بی همتا است. امام موسی صدر در ایران بود، هرگز لیبی یا معمر قذافی ایشان را نمی شناخت! و از آن ها احساس خطر نمی کرد. این لبنان بود که به امام موسی صدر قدرت بخشید. حتی لقب امام را لبنانی ها ابتدا به موسی صدر دادند، سپس به امام خمینی. و این درحالی بود که در ایران، این لقب را مسخره می کردند و می گفتند: مگر سیزده تا امام داریم؟

حتی عراق و نجف در ایجاد انقلاب اسلامی ، و ترسیم خط مشی از ایران جلوتر بودند. کتب مراجع نجف همیشه الهام بخش: قم و مشهد در ایران بوده و: اقتصاد اسلامی اولین بار توسط محمد باقر صدر، در عراق نوشته شد و مدیریت اسلامی توسط: آیه الله شیرازی به رشته تحریر در آمد. علمای جبل عامل لبنان هم، گاهی از این علما معروف تر و موثر تر بودند . لذا ملتی با این پشتوانه قوی، هرچند جمعیت کمی دارند، ولی هرگز از تحریم های امریکا یا آل سعود، شکست نمی خورند. فقط روسیاهی برای آمریکا و کنگره خواهد بود.


آل سعود در پشت: تحریم های حزب الله

Saud behind Sanctions Hezbollah.
The newest group of birth Isis So far, it has fought with Hezbollah in Lebanon. And now that the financial resources of Isis, even just looking package, the House of Saud is the adoptive father of Isis, has forced America to: financing of Hezbollah are to be closed! Of course, the two are fundamentally different, just the opposite can be said that each serves. The Americans as an aid in Isis, lying about aid to Hezbollah are serious! Conversely, however with the help of Saudi Arabia and the Islamic State of America, Hezbollah does not need aid.
In other words, Hezbollah require credit line from banks: if the cut is not America or Europe, is concerned because of the boycott, there was this: Never have American banks credit line for Hizbullah. While Hezbollah also do this: not because the credit line, the first thing the matter, get the information. With the opening of any account that should, all the information required to be included in it. Even if the interface or a member of Anonymous, and do it again the connection: the guarantee and keep track of the main sponsors, should be the responsibility of the banks. This means that to Hezbollah: the loss of key resources and the Embed: its special forces. While Isis is the opposite, namely Saudi Arabia or America by plane and in the wilderness for the weapons and money coming, and does not need to come and get a line of credit is not! ISIS oil also not neck, and paying or receiving oil deny. Even without the phone and call the person, or not met. As soon as they see that Isis does not have the power to stand up against Hizbullah, must understand that the 4,000 Toyota and several thousand rifles and a lot of money to give them. And it would help to remove the trace Isis. In the case of Hezbollah, the thing is, America is trying to link between ballistic missiles, or other features of Hezbollah by Iran, found, but he thinks the opposite, never fails! It is Iran that Hizballah's rocket! Or they strengthen or weapons, for it buys or sells them weapons! While the picture. Lebanon to Iran's missile technology was achieved.
All come with an 8-year-old Iranian war, the missiles from Syria, and with the arrival of the first rocket, the Rafidain Bank in Baghdad and was shot. Even higher when the doctor Chamran, NASA came out first went to Lebanon, and later returned to Iran. In Lebanon, the first thing he founded a technical school for Shiites in Lebanon. And all their knowledge and experience at the disposal of Imam Musa Sadr was.
Even financially and publishing and cultural, Lebanon has always been a leader. Shiites in Beirut was published many books, and still unmatched Beirut is printed Quran. Imam Sadr was in Iran, Libya or Gaddafi never knew them! And it did not feel threatened. It was Lebanon that Imam Musa Sadr strengthened. Even as the Lebanese Imam Musa Sadr was first, then imam Khomeini. And the fact that in Iran, this title mocked and said to his thirteen unless we have?
Even Iraq and Najaf in the creation of the Islamic Revolution of Iran were ahead and draw the line. Reference books Najaf always inspiring: Qom and Mashhad in Iran: The Islamic economy first by Muhammad Baqir al-Sadr, in Iraq, was written and Islamic management by Ayatollah Shirazi was written. Scholars Jabal Lebanon, some of the scholars were more famous and more effective. The nation with the strong support, although a small population, but never the sanctions America or the Saudis, not fail again. Only disgrace for America's Congress.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

این بحث یک انتقاد نیست، و نباید از آن چشم پوشی کرد، بلکه علت به تعویق افتادن تحریم ها را، بصورت کاملا شفاف نشان می دهد. لذا باید برجام را با همین حالت: شکسته بسته، یا چوب لای چرخ پذیرفت. و زیاد به غرب فشار نیاورد! زیرا مذاکره کنندگان ایرانی، در فضای 1960و دهه اوج قدرت اقتصادی اروپا و آمریکا زندگی می کنند. در دنیای آن ها ساعت بر روی نیمه شب: ژانویه 1961 ایستاده است! اوج خوشبختی و ثروتمندی امریکا و: نهایت رفاه و کامروایی وابستگان آن ها، در پیروزی های پی در پی کارتل ها و تراست ها: برای گسترش بازار های جدید مصرفی در جهان سوم، و سرازیر شدن ثروت های افسانه ای: هند و چین و ایران و عربستان به کام آن ها است.

   آنها فکر می کنند با تایید برجام، شرکت های ثروتمند چند ملیتی اروپایی و آمریکایی، به ایران خواهند آمد و بر طبق سیاست های آنان به کمک: رشد تولید و توسعه ایران خواهند پرداخت. اما این فرضیه به دلایل زیر نا کافی است: اروپا و امریکا بجای برنامه ریزی برای سرمایه گذاری در ایران، به فکر ایجاد تحریم های جدید هستند. البته طبیعی است که با قدرت و نفوذ ایران، در سازمان های بین المللی و مخصوصا در: شرکت های اروپایی روسی و چینی، آن ها موفق به اجرای نیات خود نخواهند شد. ولی ناچار به اعتراف خواهند گردید. اعترافی که همیشه در حال انجام آن هست، ولی  شنیده نمی شود یعنی : مذاکره کنندگان ایرانی آن را درک نمی کنند! باور هم نمی کنند.

    واقع قضیه این است که آمریکا ، اروپا حتی چین و روسیه به اجرای برجام، نگاهی متضاد با ایران دارند. آن ها اجرای برجام را نقطه عطفی برای: نجات اقتصاد خود می دانند،  و ایران نیز به نجات اقتصاد خود می اندیشد! و این دو نظریه متضاد، هیچگاه قابل جمع با هم نیستند. مگر اینکه اقتصادی طراحی شود، که در ان سود وجود نداشته باشد. یا سود بین خریدار و فروشنده بطور مساوی تقسیم شود.

   توضیح این مسئله ساده است: وقتی یک حادثه اقتصادی اتفاق می افتد، معنی آن این است که منابع از جایی کم می شود، و به جایی دیگر اضافه می شود. مثلا پول از جیب خریدار کم، و به جیب فروشنده اضافه می شود. نمی توان بدون اینکه این منابع تغییر کنند، یک فعل اقتصادی را تعریف کرد. حتی در دوران کالا به کالا هم همینطور بوده، از یک طرف تخم مرغ کم می شده و: به طرف دیگر اضافه می شده. و در مقابل ، گندم خریدار کاهش می یافت و: بر گندم فروشنده اضافه می شد. اصولا حسابداری دوبل یا: مفهوم بدهکار و بستانکار همین است. اگر صندوق بدهکار شود، حتما بانک یا اشخاص بستانکار می شوند.

   حالا برجام بر سر این مسئله است که: هر دو طرف اقتصاد خود را ورشکسته میدانند، و امید به طرف مقابل دارند. و هیچکدام هم گریه و زاری طرف مقابل را، برای ورشکستگی خود قبول نکرده، بلکه آن را فیلم بازی یا یک نوع بازار گرمی می دانند! اروپا و آمریکا می گویند: ایران نفت دارد، بزرگترین منابع گازی را دارد، معادن آن در جهان بی نظیر است، پس اقتصاد ایران قوی است، و هرچه دولتمردان ایرانی می گویند: ما پول نداریم و کسر بودجه داریم، فقط رل بازی کردن برای دریافت: امتیاز بیشتر از اروپا و آمریکا است.

   اروپا و آمریکا هم با اعلام بدهی های: میلیاردی خود و ورشکستگی اغلب شرکت های مهم، همراه با اخراج کارکنان و افزایش بیکاری، به زبان بی زبانی می گویند: نیاز به نجات غریق دارند.اما ایرانی ها مخصوصا قوم مذاکره کننده، این ها را پروپاگاندا برای فریب ایران می دانند! و معتقدند این رکود جهانی، یک عقب نشینی تاکتیکی است. به قول آن ها شیر همان شیر است ولو که استعمار پیر است! نتیجه این ناباوری ها همین است که: مهمانی های بزرگ گرفته می شود، روسای شرکت ها دعوت می شوند، ولی هیچ کاری جلو نمی رود! آن ها می خواهند ایران بازار مصرف کالاهایشان باشد، و شرکت ها را از ورشکستگی و کاهش فروش نجات دهند، و اینها می گویند نه! ما می خواهیم شما سرمایه گذاری کنید: ایران تولید کند و: مازاد آن را هم صادر نماید.


 كشتار شیعیان مظلوم نیجریه

Brjam implementation of the poverty of the West will become more apparent.
This debate is not a criticism, and should not be overlooked, but due to the postponement of sanctions, as fully transparent show. Therefore Brjam with the same condition: broken packages, or to stonewall accepted. And much of the West did not push! Because the Iranian negotiators, in the 1960s and the peak of the economic power of Europe and America live. In the world clock on midnight: stand in January 1961! America and the peak of happiness and rich: the welfare and prosperity of their relatives, in successive victory cartels and trusts to develop new consumer markets in the Third World, and the influx of legendary wealth: India and China and Iran and Saudi Arabia to complete them.
   They think that with the approval of Brjam, European and American multinational companies wealthy, will come to Iran, according to their policies to help growth and development of production will be. But this assumption is insufficient for the following reasons: Europe and America instead planning to invest in Iran, think about the creation of new sanctions. Of course it is natural that Iran's power and influence in international organizations, especially in European companies, Russian and Chinese, it will not be able to carry out their intentions. But they were forced to confess. Admission is always doing it, but not heard: the Iranian negotiators do not understand it! Believe it not.
    Indeed, it is America, Europe and even China and Russia to implement Brjam, at odds with Iran. They Brjam implementation milestone for: rescue their economy, and Iran to save its economy, thinks! And the two opposing theories, can never be gathered together. Unless economic design, in which there is no profit. Or profits be split equally between buyer and seller.
   Explanation is simple: when an economic event happens, it means that the resources of the place is small, and is added somewhere else. For example, money from the pockets of low buyer and seller will be added to the pocket. These resources can not be changed without a defined economic activity. Even during the product to the same product, on the one hand low and eggs: have been added to the other side. In contrast, declined wheat buyer: the seller of wheat was added. Double accounting principle or concept that is the debtor and the creditor. If the Fund is owed, you are a bank or creditor entities.
   Now Brjam on this issue that both sides consider themselves bankrupt economy, and hope to the other side. And none of the other cry, to not accept failure, but as a film or a hot market, you know! Europe and America say Iran has oil, its largest gas reserves, mines in the world is unique, so the economy is strong, and the Iranian authorities are saying: we do not have money and we have a budget deficit, only for role play Subject: points more than Europe and America.
   Europe and America with the announcement of debts billion, and bankruptcy is often the most important companies, along with layoffs and rising unemployment, communicates, said the need for lifeguards. But people, especially Iranian negotiator, these propaganda to lure Iran know! And that the global recession is a tactical retreat. According to the same milk is milk, even that old colonialism! The result is the same goal: to be a big party, heads of companies are invited, but not forward anything! They want Iran to be commodities market, and companies from bankruptcy and save the sales decline, and they say no! We want you to invest in Iran and produce a surplus to be exported.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پیادره روی اربعین حسین ع، تنها یک ماراتن مقاومتی،  یا المپیک همگانی  در تمام رشته های بین المللی نیست، بلکه یک آرمانشهر عملی و واقعی است که: تمام جهانیان می توانند در آن سهیم باشند. از روزی که ماه صفر تمام می شود، برنامه ریزی برای اربعین سال آینده آغاز می شود. ابتدا مرحله خود انتقادی یا بررسی نقاط ضعف و قوت آن است، که هیات ها و نظام های مردمی، در حین جمع آوری وسایل و تجهیزات خود، در مورد آن بحث و تبادل نظر می کنند، سپس به جمع آوری پیامد های آن می پردازند و: بعد از آن تحلیل داده ها آغاز می شود.

سال که به نیمه رسید، کم کم بازسازی و نمونه سازی کارگاه ها و تجهیزات آن، برای سفارش و تولید کمبود و کاستی ها آغاز می شود. و کار گاه های مختلف در سراسر جهان، مشغول تولید می شوند: ساده ترین آن تولید پارچه سیاه برای عزاداری، و پارچه های سبز و قرمز برای نماد سازی حوادث: اتفاق افتاده در روز دهم سال 61هجری است، روزی که به اندازه تمام تاریخ بزرگ است، و تا انتهای تاریخ قد کشیده و ادامه دارد.

 تهیه لیستی از آمال و ارزو ها، امیدهای دست یافتنی به نام حاجت و :شروع به ادای نذورات برای تولید: گندم و محصولات دامی و کشاورزی برای تغذیه و: البسه زائران اربعین مرحله بعدی است. کودکان با آرزوهای قشنگ شان، و جوانان با تخیلات وسیعشان، و بزرگسالان کمی جدی تر نیت های خود را لیست می کنند، و خواسته های خود را مرور می نمایند و بعد: آماده می شوند تا آن ها براورده کنند! اما اربعین می گوید: برای رسیدن به ارزوی خود، باید آرزوی دیگران را براورده کنی! تا آن ها هم آرزوی ترا براورده کنند.

روز اربعین نرسیده یعنی 52روز مانده به اربعین، شب اول محرم همه کارگاهها تجهیز می شود، و مردم همه چیز هایی را که فراهم کرده اند برپا می کنند، و کمبود مواد و لوازم خود را هم از: چین و امریکا و روسیه و تایوان ، کره جنوبی وژاپن می خرند! دسته های عزاداری منسجم می شوند، و تا روز عاشورا شکل کامل خود را پیدا می کنند. اما این تمام قضایا نیست: اربعین در راه است و: آرمانشهر اربعین تشکیل می شود!

در آرمانشهر اربعین همه دعوت هستند، و هرکس کاری دارد که کمترین آن پیاده روی است. دوختن لباس، پختن غذا شستن ظروف پذیرایی از زائران و.. همه کار ها تقسیم می شود، کسی دستمزد نمی خواهد! هرچند که اگر هم بخواهد، چند برابر روز های معمولی به او پرداخت می شود. می بینیم تمام مایحتاج مردمی، از حمل و نقل و غذا در آرمانشهر اربعین یا رایگان است، و یا تا سه برابر قیمت دریافتی دارد. درواقع هم گردش مالی است و هم گردش کالی به کالی. آنهاییکه دارند سه برابر می پردازند، تا آن هایی که ندارند دو برابر بخورند. هر فرد هم می تواند اینطور باشد: کرایه ماشین  وهتل و..ها را سه برابر می پردازد، ولی از غذای نذری هم استفاده می کند. و این امر بالانس پولی یا تراز مالی کلانشهر را تنظیم می کند.

اما دشمنان هم بیکار نمی نشینند! آرمان آنها به هم خوردن این پیاده روی و: ترسیدن مردم از رفتن به این دموستراسیون بزرگ است. آن ها هم تمام ظرفیت های خود را به کار می گیرند، در واقع جهان بر دو قسمت می شوند : کسانی که آگاهانه آرمانشهر اربعین را انتخاب نکنند، باید بطور نا آگاه در آرمان دشمنان جای بگیرند. و اگر با اراده واختیار خود به زمین بازی امام حسین ع نیامدند، باید به زور در زمین دشمنان بازی کنند.

لذا پس لرزه های اربعین را، میتوان اینطور تعریف کرد: کشتار مردم شیعه، برای دعوت از آنان برای بازی در زمین دشمن! زیرا دشمن فهمیده که: زائران اربعین را نمی تواند بترساند. آن ها راه خود را می روند و: به هیچ چیز جز امام حسین ع فکر نمی کنند، و حتی اگر زخمی بشوند آن را کمتر از: زخم های امام حسین ع می دانند، واگر شهید هم بشوند همه می گویند: خون او در راه امام حسین ع بر زمین ریخت. پس به سراغ جامانده یا غافلان می روند.

دشمن با خود می اندیشد: اگر جامعه نا آگاه و بیطرف را بترساند، لا اقل بر جمعیت هواداران حسینی ع اضافه نمی شود، و این یک پیروزی است! و این حماقت او را وادار می کند تا: به سرزمین های دورتر برود که: حصاری بر دور آن ها بکشد!  اما زمانی که دیگر احمق یا نا آگاهی یافت نشود، آن زمان وقت تنها آرمانشهر جهانی، یعنی حکومت جهانی نوه امام حسین ع بر جهان است.

همایش گذر از علوم سیاسی غربی
Aftershocks: Utopia fortieth.
Walking fortieth Hussein Ali, only a marathon of resistance, in all fields of international or national Olympic, but a practical utopia is that all the world can participate in it. From the day of the month of Safar ends, planned for next year is the fortieth. First stage is critical or review strengths and weaknesses, the staff and the public, while collecting your equipment, discuss and exchange ideas, then to collect and pay the consequences After the data analysis begins.
Of which half was to gradually rebuild and prototyping workshop and its equipment, for order and production begins deficiencies. And sometimes around the world, producing the simplest of fabrics black for mourning, and the cloth green and red to symbolize the events happened on the tenth day of the year 61 AD, when the size of all the great history , and the end date and continues tall. A list of dreams, hopes and accessible to wish: to pay Google for the production of wheat and animal products and agricultural and nutrition: Clothing pilgrims fortieth next step. Beautiful dreams for their children, and youth with extensive imaginations, and adults a little more serious intentions to your list, and your wishes are reviewed and then: prepare to meet them! But the fortieth says to achieve his ambition, should you wish to meet others! They wish to meet you.
On the fortieth reached the 52 days prior to the fortieth, the first night of Muharram all workshop equipment, and the things that have given up, and a lack of materials to both China and America, Russia and Taiwan, South Korea and Japan are buying! Mourning categories are consistent, and up to Ashura find your perfect shape. But that's not all cases: the fortieth of the way and: Utopia is the fortieth up!
In Utopia fortieth all are invited, and everyone is working the least of which walk. Making clothes, cooking, washing dishes, etc. All work is divided reception of pilgrims, who will not pay! However, if he wants, he paid double the regular day. See all the needs of the people, of the fortieth utopia or free transport and meals, or up to three times the price is received. In fact, both the turnover and the turnover in Cali Cali. There are three times those paid to those who do not eat twice. Each person can also be the case: car rental and hotels, etc. and pays three times, but the food is aways use. And it regulates the balance of the monetary or financial balance Metropolis.
But enemies are not sitting idle! Cause them to walk and eat it: fear of going to the big Dmvstrasyvn. They have used all their capacities, in fact, the two parts: those who consciously choose not fortieth Utopia, must be aware of the aspirations of their enemies. And if the authority will come to the playground Imam Hossein, to force enemies to play on the field.
The aftershocks of the fortieth, can be defined as: the killing of Shiites, to invite them to play on the enemy! Because the enemy understands that visitors can not fortieth scare. They go their way: do not think about anything other than Imam Hussein, peace be upon him, and even if they are injured, it's less of ulcers known as Imam Hussein, the martyr if they all say: His blood on the way Imam Hossein shed. Then go to the left or neglect.
Your enemy is thinking: If the ignorant and indifferent to scare, not least on the number of supporters Hosseini added, and this is a win! And this foolishness to him to go away lands that fence around it and pull! But when that stupid or ignorant is not found, this time only global utopia, a world government on the world's grandson Imam Hussein shrine.




نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 آذر 1394 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

داعش و یا گروه های افراطی اسلامی، از دو سوی حمایت می شوند که میتوان گفت: فلسفه آفرینش این گروه ها را تشکیل می دهد. اولین جایی که آن ها را می آفریند یا ایجاد می کند، قدرت های جهانی بالاخص آمریکا و فرانسه و: البته کمک های مالی عربستان و قطر و امارات است. اما اینها کسانی نیستند که بر روی: اسب بازنده شرط بندی کنند، لذا میتوان گفت گروه دوم هستند که: این ها را به آفرینندگی بیشتر تشویق می کنند، و آنهم گروندگان یا فالوور های این گروه هستند. مسلما اگر گرایش مردمی به این گروهها نبود، سرمایه گذاری در آن ها هم بیهوده می شد.

 در حوادث نیجریه می بینیم که: با وجود بوکو حرام، ارتش کشور مستقیما به کشتار شیعیان دست می زند. یعنی نشان می دهد که بوکو حرام، میلیشیا یا هواداران غیرنظامی و لباس شخصی های: ارتش برای کشتن شیعیان هستند. در پاکستان و افغانستان هم همینطور است، یعنی وقتی که شیعیان وجود دارند، مخالفان شیعه در ابتدا بدون هویت، با آنها مبارزه می کنند، بعدا وقتی نتیجه نمی گیرند، ناچار هستند که هویتی جعلی برای خود درست کنند! و در نهایت به هویت اصلی خود باز می گردند.

آل سعود هم همین روند را دارد، سال ها شیعیان را بدون داشتن هویت آشکار، کشتار می کرد و به اصطلاح به گردن قومیت و ملیت های مختلف می انداخت. آن را یک اختلاف عقیدتی یا قومی نشان می داد. مثلا فرقه وهابیت را سپر بلای خود می کرد. تخریب اماکن مقدس و فروش عتیقه ها را، یک فریضه دینی جلوه می داد. اما با تمام کشتاری که انجام داد، ناگهان مواجه شد با ظهور یک قدرت تمام عیار شیعه، که انقلاب اسلامی در ایران را، پایگاه خود قرار داده بود.

این بار دیگر  بهانه های وهابیت، چاره ساز نبود و کتاب های نوشته شده امام خمینی ره، جواب تمام ادعاهای آنان را می داد. لذا استراتژی قومی را جایگزین استراتژی دینی کردند: شیعه را در مقابل اعراب قرار داده، و عراق را به نمایندگی از اعراب، به جنگ 8 ساله با ایران فرستادند. اما امام خمینی زنده ماند، تا بر این جنگ قومی هم پیروز شود، و شعار ایرانی مجوس را باطل کند. اما آن ها دست بردارد نبودند، و به دلار های خود تکیه کردند تا: این بار غرب را به مقابله با ایران فرستادند!

     بن لادن یک شاهزاده سعودی، در هیبت یک مخالف، برج های دوقلو را منفجر کرد تا بگوید: ایران چنین کاری کرده و غرب را، مجبور به حمله به ایران نماید. وقتی نتوانستند، بجای ایران به عراق و افغانستان حمله کردند! تا ایران را در محاصره قرار دهند. ولی اشغال کشورهای بیشتری مانند پاکستان ، ممکن نبود لذا به هویت سازی جعلی، تحت عنوان طالبان و القاعده در این کشورها روی اوردند.

اکنون جهان دو قطبی کامل شده است: شیعیان و هواداران آن در یک سمت، آل سعود و دشمنان شیعه در سمت دیگر. لذا هرجا که شیعه وجود دارد، حتما بمب گذاری و کشتار شیعیان هم وجود دارد! فرقی نمی کند در روستای پاراچنار پاکستان باشد، یا روستای نارداران جمهوری آذربایجان و: یا روستای گامبورونگالای نیجریه. همه اینها انتقام از وحدت شیعیان در: راهپیمایی روز اربعین است.

اما این وحشت آفرینی ها و: داعش سازی ها، خود نوید آینده روشنی دارد. زیرا سعدی می گوید: انتهای هر شب سیاه ، سفیدی سحر است. هرچه داعش و حامیان آن ها، از آل سعود گرفته تا شرکت های امنیتی بلاک واتر، تا گروه های تروریستی بوکو حرام و غیره، بیشتر جنایت کنند چهره آن ها برای: اداره جهان مخدوش تر می شود، و دنیا نیاز به آرامش را بیشتر احساس خواهد کرد. و انتظار فرج بعد از شدت بیشتر می شود، و همه خواهند دید که در نا امیدی، بسی امید است پایان شب سیاه سفید است.

    همه ظالمان تاریخ در اوج ظلم هایشان نابود شدند! درست روزی که فکر می کردند که: دیگر کسی نیست آن ها را ازبین ببرد، ناگهان از بین می رفتند! نمرود دشمن بزرگ حضرت ابراهیم ع، فقط با یک مگس در بینی از دنیا رفت! یعنی یک مگس در بینی او رفت،او از شدت ناراحتی پتک بر سر خود کوبید! تا مگس را از بین ببرد، خودش اربین رفت. واین جهان با افزایش ظلم تکفیری ها، به انتظار ظهور یک منجی مطمئن تر خواهد شد. همانطور که وعده سوسیالیست ها برای جامعه برابر، دروغ از آب در امد ، وعده رفاه و آرامش و دموکراسی لیبرال ها نیز، به سنگ کوبیده خواهد شد..


   "منا"یی دیگر در "نیجریه

ISIS philosophy:
Islamic or extremist Islamic groups, from both sides of the support that can be said, these groups account of creation. The first place that it raises or creates, the world powers, especially America and France and, of course, financial aid is Saudi Arabia and Qatar and the United Arab Emirates. But these ones on horse will lose their bets, the latter can be said that this would encourage more to creativity, and that believers or Followers of the group. Of course, if the people in these groups tend not to invest in it, too, was in vain.
 We see events in Nigeria: Boko Haram despite army goes directly to slaughter Shiites. That indicates that Boko Haram, militia or civilian supporters and plainclothes army are killing Shiites. In Pakistan and Afghanistan is the same, namely when there are Shiites, the Shiite opposition at first without an identity, they fight, then the result will not inevitably create a false identity for themselves! And finally returning to its original identity.
Saud is the same process, since Shiites without a clear identity, murder, and called upon ethnicity and nationality was different. It showed a difference of opinion or ethnic. For example, the Wahhabi sect had their scapegoat. The destruction of holy sites and selling antiques, the effect was a religious duty. But that did all the killing, suddenly faced with the emergence of a full-scale Shiite power, the Islamic Revolution in Iran, had placed their base.
This time under the pretext of Wahhabism, fails and books written by Imam Khomeini, was the answer to all their claims. The religious strategy was to replace ethnic strategy: the Shia Arabs, and Iraq on behalf of the Arabs, the 8-year war with Iran sent. But Imam Khomeini was alive to win the civil war, and the Persian Magi slogan void. But they did not stop, and the dollar has relied own: this time the West against Iran sent!
     Bin Laden, a Saudi prince, in the form of an opponent, blew up the twin towers say Iran and the West do not have to be an attack on Iran. When they could, instead of to Iraq and Afghanistan attacked! Iran's answer to the siege. But occupied more countries like Pakistan, it was not possible so fake identity, as the Taliban and al-Qaeda turned.
The bipolar world has been completed: the Shiites and its supporters on one side, the Saudis and Shiite enemies on the other side. Therefore, where there is a Shiite, to be bombing and killing Shiites there! It does not matter in the village of Parachinar, Pakistan, or the village of Nardaran Azerbaijan and either Nigeria Gambvrvngalay village. All Revenge of the unity of the Shiites in the fortieth day's march.
But the terror and: ISIS building itself has a promising future. Because Saadi said the end of the night, black, white magic. The Isis and their supporters, the House of Saud to the security company Blackwater, the terrorist group Boko Haram, etc., they face more crime to the administration becomes more distorted world, and the world need to feel more relaxed will. And awaiting the more intense, and everyone will see that frustration, much hope that the end of the night is black.
    All tyrants of history were destroyed at the height of their tyranny! Just when they thought that the other one does not destroy them, suddenly died! Nimrod, the great enemy of the Prophet Abraham, peace be upon him, just a fly on the nose of the world! That was a fly on his nose, his sadness over his head slammed a sledgehammer! To kill flies, he went Arbyn. This world of injustice will excommunication, to expect the emergence of a savior will be safer. As promised the Socialists to society, lie came out, the promise of peace and prosperity and liberal democracy are, the rock will be crushed.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :