ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس : میدان شهدا پاساژ امیدوار طبقه دوم واحد 2
mahinvare@gmail.com
02136608528
09120836492

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
چهارشنبه 16 بهمن 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

یکی از مشکلات فلاسفه، مسئله وجود است. آنها نمی دانند که آیا وجود، وجود دارد یانه! مثلا کانت می گوید چون فکر می کنم، پس هستم! یعنی خود محوری کامل. دنیا روی شاخ ایشان می چرخد! پس اگر نتواند فکر کند(  الان که نمی تواند فکر کند، پس نیست) واجب الوجود و ضروری الوجود یک طرف، عدم و نبود طرف دیگر آنها را اسیر کرده. آیا جهان نبود، که بود شد؟ یا بود که: بود شد؟ در حالیکه علمای ربانی همه چیز را به سادگی می دانند: یکی بود! یکی نبود، غیر از خدا هیچ چی نبود. الان هم نیست! عالم محضر خداست. پیامبر به جوان گنه کار گفت: برو جایی پیدا کن که خدا نباشد، بعد هرچه خواستی گناه کن!(لایکمن الفرار من حکومتک) ملاصدرا، با توجه به همین، تئوری تشکیک در نور را داد. یعنی خدا و همه جهان نور است. اما این نور درجات دارد. هرچه از خدا دورتر می شود، نور او کمرنگتر می شود، ولی باز هم نور است. در انتهای نور رنگ آن تغییر و به نار، تبدیل می شود.هرچه از خدا دورتر شود، در جهنم سوزاننده تری می افتد. ولی باز هم در دایره وجود هستند. لذا اجسام که اراده ای ندارند، دور و نزدیک نمی شوند. ولی بشر که به امر خدا دارای اراده است، با اراده خود از نور دورتر شده، به نار نزدیک می شود.این اجازه را هم دارد که اگر نپسندید، و از این تنوع خوشش نیامد، برگردد و توبه کند. این برگشت را صیرورت می نامند. آدم ابوالبشر خطا کرد و از بهشت رانده شد، ولی توبه کرد، برگشت. اکنون در جوار رحمت الهی و در بهشت است. اما این بار می داند که گول شیطان را نخورد. مخالفان ایران همینطورند! آنها فکر می کنند، به هرقیمتی شده باید از این بهشت فرار کنند، لذا  تا جاییکه می توانند ایران را بد نشان می دهند! به قول معروف( تو سر مال می زنند) بعد، وقتی که از ایران رفتند، همه پرده ها از جلوی چشمشان کنار می رود، می بینند که در چه جهنمی گرفتار شدند. مانند حضرت آدم، حتی برای خوراک  ولباش خودشان هم، باید کار کنند! ولذا در خواست بازگشت می کنند، ولی نمی دانند که راه بازگشت، توبه  و گریستن و زار زدن است، نه سرکشی. لذا با اینکه روح و روان آنها در ایران است، و در شعر ها و ترانه ها واگویه می کنند، ولی خودمحوری و غرورشان، باعث می شود توبه نکنند. در برزخ درونی به محرمات پناه می برند، تا خود را فراموش کنند. علائم این برزخ آن است که:علیرغم مخالفت با اسلام و دین و ایرانیت در زبان، کارهایی می کنند که به نفع جمهوری اسلامی تمام می شود. و این گیجی مقدس آنها، دارای اجری است که باید گفت: اجر مخالفان محقوظ است. مثلا گروه منافقین و سلطنت طلب ها، در زبان می گویند در انتخابات شرکت نکنید! ولی همیشه از نامزد پیروز حمایت می کنند، یا نامزدی که آنها حمایت می کنند، در ایران پیروز می شود! در مورد اول حمایت آنها از بنی صدر است، که حتی دختر بنی صدر را به ازدواج رجوی در می اورند! یا دفاع از ایت الله طالقانی، باعنوان پدر طالقانی. در حالت دوم، دفاع آنها از جیغ بنفش! و اصلاحات چی ها در تملم دوران. حمایت آنها از خاتمی باعث شد: تا مشارکت مردمی اوج بگیرد. حتی آنهاییکه فقط برطبل تحریم انتخابات کوبیدند، بزرگترین محرک مردم در انتخابات بودند. مثلا آمریکا یا اروپا، هرچه بیشتر می گفتند انتخابات را تحریم کنید، مردم بیشتر تحریک می شدند، و برای قطع دست آنها بیشتر شرکت می کردند. مهمترین اجری که آنها دارند، اینها نیست! بلکه آن است که با مخالف خوانی خود، تمام دنیا را به تسخیر ایران در آوردند. مثل مخالف خوانی شمر در تعزیه ها، به قول دکتر روحانی در جشن کتاب سال: نتقاد از یک موضوع، نشان اهمیت آن است، وباعث توجه بیشتری میشود.

The opposition's payoff is protected.

One of the problems of philosophers is the question of existence. They do not know whether there is, there is a yin! For example Kant says because I think so am I! That is, complete self-centeredness. The world is turning on their horns! So if he cannot think (now he cannot think, then he is not) the obligatory existence of one side captures the absence of the other. Wasn't the world what it was? Or was that: was it? While the Rabbi scholars know everything simply: there was one! There was no one except God. Not now! The world is notorious for God. The Prophet said to the young man of sin: "Go find a place where there is no God, then sin whatever you want!" Accordingly, Mulla Sadra gave the theory of formation in light. It means God and the whole world is light. But this light has degrees. The farther away from God, the light is dimmer, but still light. At the end of the light it changes color and turns into a dark one. The farther away from God, the more it burns in hell. But they are still in the circle. Therefore, objects that do not have the will do not move around. But man, who has the will of God, moves away from the light by his will, and comes near to the nar. He is also allowed to return and repent if you dislike it, and dislike it. This is called a return. Adam Abu al-Bashir made a mistake and was driven out of Paradise, but he repented and returned. He is now near the mercy of God and in Paradise. But this time he knows he didn't cheat the devil. So are the Iranian opposition! They think they should escape this paradise by any means, so they can portray Iran as badly as they can! As the famous saying goes, when they go out of Iran, all the curtains go out of sight, to see what the hell they were caught. Like Adam, they have to work, even for their own wolf feed! So they want to return, but they do not know that the way back is to repent and weep and cry, not rebellion. So, although their souls are in Iran, and they speak in poems and songs, their self-centeredness and pride make them not repent. They seek refuge in the inner limbo to forget themselves. The symptoms of this limbo are that: despite opposition to Islam, religion, and Iranian language, they do things that benefit the Islamic Republic. And this sacred confusion of theirs has a merit that is to say: the merit of the opposition is legitimate. For example, the monarchist and monarchist groups say in the language do not vote! But they always support the winning candidate, or the candidate they support, wins in Iran! The first is their support for Bani Sadr, who even marries Bani Sadr's daughter! Or defending Ayatollah Taleghani as Taleghani's father. Secondly, their defense of the purple scream! And the Chi Reforms to reflect the era. Their support for Khatami has led to a rise in popular participation. Even the ones who only beat the boycott of the elections were the biggest motivator of the people. For example, America or Europe, the more they boycotted the elections, the more people were provoked, and the more they cut off their hands. That's not the most important reward they have! Rather, they opposed the call to conquer the whole world of Iran. As opposed to Shamr's reading of the Ta'zijah, as Dr. Rouhani said at the Year Book Celebration: Criticism of a subject is an indication of its importance, and is getting more attention.

ثمار المعارضة محمیة.

واحدة من مشاكل الفلاسفة هی مسألة الوجود. انهم لا یعرفون ما إذا كان هناك ، هناك یین! على سبیل المثال یقول كانط لأننی أعتقد ذلك أنا كذلك! وهذا هو ، الكامل المتمحور حول الذات. العالم یدیر قرونهم! لذلك إذا لم یكن بإمكانه التفكیر (الآن لا یستطیع أن یفكر ، فهو لیس كذلك) فإن الوجود الإجباری لأحد الطرفین یجسد غیاب الآخر. لم یكن العالم ما كان علیه؟ أم كان ذلك: هل كان كذلك؟ فی حین أن علماء الحاخام یعرفون كل شیء ببساطة: كان هناك واحد! لم یكن هناك أحد إلا الله. لیس الان! العالم سیئ السمعة بالنسبة لله. قال النبی لشاب الخطیئة: "اذهب اعثر على مكان لا یوجد فیه إله ، ثم أخطئ ما تشاء!" الملا صدرا ، وفقًا لذلك ، أعطى نظریة التكوین فی الضوء. یعنی الله والعالم كله نور. ولكن هذا الضوء لدیه درجات. كلما كان بعیدًا عن الله ، یكون النور أغمق ، لكنه لا یزال نورًا. فی نهایة النور یتغیر لونه ویتحول إلى لون مظلم ، وكلما ابتعد عن الله زاد حروقه فی الجحیم. لكنهم ما زالوا فی الدائرة. لذلك ، الكائنات التی لا تملك الإرادة لا تتحرك. لكن الإنسان ، الذی لدیه إرادة الله ، یبتعد عن النور بإرادته ، ویقترب من النر ، ویسمح له أیضًا بالعودة والتوبة إذا كنت تكرهها وتكرهها. وهذا ما یسمى العودة. أخطأ آدم أبو البشیر وأُخِذ من الجنة ، لكنه تائب وعاد. هو الآن بالقرب من رحمة الله وفی الجنة. لكن هذه المرة یعلم أنه لم یخدع الشیطان. وكذلك المعارضة الإیرانیة! إنهم یعتقدون أنهم یجب أن یهربوا من هذه الجنة بأی وسیلة ، حتى یتمكنوا من تصویر إیران بأقصى درجة ممكنة! كما یقول المثل الشهیر ، عندما یخرجون من إیران ، كل الستائر تخرج عن الأنظار ، لترى ماذا بحق الجحیم الذی تم القبض علیهم. مثل آدم ، علیهم العمل ، حتى لإطعامهم الذئب! لذلك یریدون العودة ، لكنهم لا یعرفون أن طریق العودة هو التوبة والبكاء والبكاء ، ولیس التمرد. لذلك ، على الرغم من أن أرواحهم موجودة فی إیران ، ویتحدثون فی القصائد والأغانی ، إلا أن مركزهم على أنفسهم وفخرهم یجعلونهم لا یتوبون. یبحثون عن ملجأ فی النسیان الداخلی لنسیان أنفسهم. من أعراض هذا النسیان ما یلی: على الرغم من معارضة الإسلام والدین واللغة الإیرانیة ، فإنهم یفعلون أشیاء تفید الجمهوریة الإسلامیة. وهذا الالتباس المقدس من جانبهم له میزة تتمثل فی القول: إن میزة المعارضة شرعیة. على سبیل المثال ، تقول المجموعات الملكیة والملكیة فی اللغة أنها لا تعمل! لكنهم دائمًا ما یدعمون المرشح الفائز ، أو المرشح الذی یدعمونه ، یفوز فی إیران! الأول هو دعمهم لبنی الصدر ، الذی یتزوج ابنة بنی صدر! أو الدفاع عن آیة الله تلغانی ، والد تلغانی. ثانیاً ، دفاعهم عن الصراخ الأرجوانی! والإصلاحات تشی لتعكس العصر. دعمهم لخاتمی أدى إلى زیادة المشاركة الشعبیة. حتى أولئك الذین تغلبوا على مقاطعة الانتخابات كانوا أكبر حافز للشعب. على سبیل المثال ، أمریكا أو أوروبا ، كلما قاطعوا الانتخابات ، زاد استفزاز الناس ، وكلما قطعوا أیدیهم. هذه لیست المكافأة الأكثر أهمیة لدیهم! بدلا من ذلك ، عارضوا الدعوة لغزو العالم كله فی إیران. على عكس قراءة شمر للتازة ، كما قال الدكتور روحانی فی احتفال الكتاب السنوی: إن انتقاد موضوع ما هو مؤشر على أهمیته ، ویحظى بمزید من الاهتمام.

Pagesa e opozitës mbrohet.

Një nga problemet e filozofëve është çështja e ekzistencës. Ata nuk e dinë nëse ka, ka Yane! Për shembull Kant thotë sepse mendoj se jam kështu! Kjo është, një vetë-përqendrim i plotë. Bota po kthehet në brirët e tyre! Pra, nëse ai nuk mund të mendojë (tani ai nuk mund të mendojë, atëherë ai nuk është) ekzistenca e detyrueshme e njërës anë kap mungesën e palës tjetër. A nuk ishte bota si ishte? Apo ishte: ishte? Ndërsa studiuesit e Rabinit dinë gjithçka thjesht: ishte një! Askush nuk ishte përveç Zotit. Jo tani! Bota është famëkeqe për Perëndinë. Profeti i tha të riut të mëkatit: "Shko gjej një vend ku nuk ka Zot, atëherë mëkato çfarë të duash!" Mulla Sadra, në përputhje me rrethanat, dha teorinë e formimit në dritë. Do të thotë Zoti dhe e gjithë bota është dritë. Por kjo dritë ka shkallë. Më larg nga Zoti, drita është më e errët, por ende dritë. Në fund të dritës ajo ndryshon ngjyrën dhe shndërrohet në errësirë.Ai më larg Zotit, aq më shumë bie në ferrin që digjet. Por ata janë akoma në rreth. Prandaj, objektet që nuk kanë vullnet nuk lëvizin. Por njeriu, i cili ka vullnetin e Zotit, largohet nga drita me vullnetin e tij dhe i afrohet nar.Ai gjithashtu lejohet të kthehet dhe të pendohet nëse nuk e pëlqeni atë dhe nuk e pëlqeni atë. Kjo quhet kthim. Adam Ebu al-Bashir bëri një gabim dhe u dëbua nga Parajsa, por ai u pendua dhe u kthye. Ai tani është afër mëshirës së Zotit dhe në Parajsë. Por këtë herë ai e di që nuk e mashtroi djallin. Kështu janë opozita iraniane! Ata mendojnë se duhet të shpëtojnë nga ky parajsë me çfarëdo mënyre, në mënyrë që ta portretizojnë Iranin aq keq sa të munden! Siç thotë thënia e famshme, kur ata dalin nga Irani, të gjitha perdet dalin para syve, për të parë se çfarë dreqin u kapën. Ashtu si Adami, ata duhet të punojnë, edhe për ushqimin e tyre ujku! Kështu që ata duan të kthehen, por ata nuk e dinë se rruga për të kthyer është të pendohen dhe të qajnë dhe të qajnë, jo rebelim. Pra, megjithëse shpirtrat e tyre janë në Iran, dhe ata flasin në poezi dhe këngë, vetë-përqendrimi dhe krenaria e tyre i bëjnë ata të mos pendohen. Ata kërkojnë strehim në harresën e brendshme për të harruar veten e tyre. Simptomat e këtij sulmi janë se: pavarësisht kundërshtimit të Islamit, fesë dhe gjuhës iraniane, ata bëjnë gjëra që i sjellin dobi Republikës Islamike. Dhe kjo konfuzion i shenjtë i tyre ka një meritë që do të thotë: merita e opozitës është e ligjshme. Për shembull, grupet monarkiste dhe monarkiste thonë në gjuhë mos votoni! Por ata gjithmonë mbështesin kandidatin fitues, ose kandidatin që mbështesin, fiton në Iran! E para është mbështetja e tyre për Bani Sadrin, i cili madje martohet me vajzën e Bani Sadrit! Ose duke mbrojtur Ayatollah Taleghani si babai i Taleghani. Së dyti, mbrojtja e tyre nga ulërima e purpurt! Dhe Reformat Chi për të pasqyruar epokën. Mbështetja e tyre për Khatami ka çuar në një rritje të pjesëmarrjes popullore. Edhe ato që vetëm mundën bojkotin e zgjedhjeve ishin motivuesi më i madh i popullit. Për shembull, Amerika ose Evropa, sa më shumë që ata bojkotuan zgjedhjet, aq më shumë njerëz u provokuan dhe aq më shumë i prenë duart. Ky nuk është shpërblimi më i rëndësishëm që ata kanë! Përkundrazi, ata kundërshtuan thirrjen për të pushtuar tërë botën e Iranit. Përkundër leximit të Shamrit për Taizijen, siç tha Dr. Rouhani në Festimin e Librit të Vitit: Kritika ndaj një teme është një tregues i rëndësisë së saj, dhe po merr më shumë vëmendje.





نوع اخبار :
برچسب : Pagesa e opozitës mbrohet.،
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic