ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس : میدان شهدا پاساژ امیدوار طبقه دوم واحد 2
mahinvare@gmail.com
02136608528
09120836492

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
پنجشنبه 12 دی 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

آمریکا نباید همه پل های پشت سرش را خراب کند. بلکه راهی برای بازگشت بگذارد. یکی از ایرادات مهم مقام های امریکایی، این است که لجبازی را تا انتهای خط ادامه می دهند، و حاضر نیستند کوتاه بیایند و لذا، همه پل ها را پشت سر خود خراب می کنند، بطوریکه مردم منتفر می شوند و هیچگاه راضی به: بازگشت دوباره آن نمی شوند. اکنون در عراق هم این اتفاق در حال وقوع است، وقتی مردم عراق نمی خواهند که آمریکا، حضور نظامی داشته باشد بهتر است خارج شود، تا راه برای پایگاههای فرهنگی باز باشد، ولی برون فکنی آن نسبت به ایران، و پافشاری در افزایش حضور نظامی، باعث می شود مردم همه امکلنات خود را، برای بیرون کردن آمریکا بکار گیرند. لذا هیچگاه دل خوشی از انان نخواهند داشت، و جایی برای باز گشت آنها خالی نمی گذارند. اصولا فرق تمدن های الهی و غیر الهی در همین است. تمدن های الهی، تجدید پذیر هستند ولی تمدنهای غیر الهی، در همان تاریخ دفن می شوند. چون فرض اولیه این تمدن ها مادی است، اعتقادی به روز قیامت و دنیای بلند مدت ندارند. بحث از برنامه بلند مدت یا راهبردهای درازمدت می کنند، ولی دراز مدت برای انها حداکثر سی سال است. ابن خلدون این موضوع را در قرن هفتم بیان داشته. تمام تمدن های غیر الهی، که ایشان به 19تای ان اشاره می کند همه یک تولد داشتند، و به دلیل عدم اعتقاد به معاد، یک مرگ هم در پی آن بود. که به نظر ایشان حداکثر به سه نسل: سی ساله می رسد. نسل اول با عصبیت است و تمدن جدید را ایجاد می کند، نشل دوم که برنامه ای ندارد، از ان بهرهمند می شود، نسل سوم به دلیل ترس از نابودی، شدیدا فاسد می شود و نهایتا آنچه را که دوست ندارد، دچارش می شود. بخشی از این موضوعات را دکتر شریعتی و: دکتر توسلی هم اشاره کرده اند. اما تمدن های الهی، به دلیل اعتقاد به قیامت و داشتن راهبردهای ابدی، خودشان هم هرگز نمی میرند. واگر احیانا گروهی فاسد شدند: یعنی از اهداف آن دور شدند، گروه دیگری جایگزین می شود. به همین دلیل دین یهودیت یا مسیحیت و یا اسلام، اگر افت و خیز دارند ولی از بین نمی روند. اما تمدن ساسانیان یا رومیان و مصر و چین، همه به تاریخ پیوسته اند. البته بعد از ابن خلدون، تمدن غرب ایجاد شد وتمدن اسلامی را تضعیف کرد. اما چون تمدن غرب هم، در انتها به سرمایه داری و لیبرالیزم رسید، لذا از اهداف اولیه ان دور، و به مادیت رسید. زیرا قیامت و معاد را انکار کرد. لذا به همان سرنوشتی که اعتقاد داشت دچار شد. در ایران نیز امثال صادق هدایت ها، دین و مذهب را به تمسخر گرفتند، تا نیهلیزم (کمونیزم ولیبرالیزم) را جای ان معرفی کنند. مردم هرچه از دین دور تر می شدند، زرق و برق دنیای غرب، آنها را در خود غرق می کرد. لذا کل ایدئولوژی غیراسلامی، در یک کلمه خلاصه می شد: ضد ایرانی شدن همه ایرانی ها. یعنی فیلسوف و دانشمند و دکتر و مهندس و هنرمند و نویسنده، همه یک صدا می گفتند: ایران جای زندگی نیست و باید نابود شود. و چون نمی توانستند نابود کنند، لذا آن را ترک می کردند. دهها برابر جمعیت که در ایران زندگی می کنند، از ان خارج شده یا فرار کرده اند. تجزیه ایران به کشورهای کوچکتر، از همین سیاست پیروی می کرد. چه در جنگها و چه در صلح ها، تنها قربانی نقشه ایران بود که تکه تکه می شد! افغانستان و پاکستان و آسیای میانه و قفقاز و امثال آن، باجنگ از ایران جدا شدند، آنهم با نقشه انگلیس. اما، ارارات و هیرمند و اروند و بحرین برای صلح! از ایران جدا شدند. آمریکاییها می گویند: بخاطر صلح باید کردستان از عراق جدا شود! لبنان سه تکه شود، دولت ایران هم بایدکوچک و ضعیف باشد.

Bridges Behind America

America should not destroy all the bridges behind it. But rather a way to return. One of the major disadvantages of US officials is that they continue stubbornly to the end of the line, refusing to come short, and thus, destroying all bridges behind them, so that people become disillusioned and never satisfied: Don't do it again. This is also happening in Iraq now, when the Iraqi people do not want the United States to have a military presence, it would be better to leave, to open the way to cultural bases, but to outsource it to Iran, and insist on increasing its military presence. , Makes people use all their possessions to get America out. So they will never be happy with them, leaving no room for them to return. This is basically the difference between divine and non-divine civilizations. Divine civilizations are renewable, but non-divine civilizations are buried on the same date. Because the basic premise of these civilizations is material, they do not believe in the doomsday and the long term world. The talk is about long-term plans or long-term strategies, but long-term for them is up to thirty years. Ibn Khaldun stated this in the seventh century. All of the non-divine civilizations, referred to in the 19th, all had one birth, and there was a death due to their disbelief in the resurrection. That seems to him to be at most three generations: thirty years old. The first generation is nervous and creates a new civilization, the second generation who has no plans, enjoys it, the third generation is severely corrupted for fear of destruction and eventually suffers what it does not like. Some of these issues have been mentioned by Dr Shariati and Dr Tavassoli. But divine civilizations will never die for believing in the Resurrection and having eternal strategies. If a group were corrupt by any means: that is to say they went away, another group would be replaced. For this reason, the religion of Judaism or Christianity or Islam, if they fall but do not disappear. But the Sassanid or Roman civilization, Egypt and China are all history. After Ibn Khaldun, of course, Western civilization emerged and weakened Islamic civilization. But as Western civilization, in the end, came to capitalism and liberalism, so far from its original aims, it came to materiality. Because he denied the Resurrection and the Resurrection. So he suffered the same fate that he believed. In Iran too, the likes of Sadegh Hedayat, religion and religion mocked him for introducing nihilism (communism of liberalism). The farther away from religion, the glamor of the Western world drowned them. So the whole non-Islamic ideology was summed up in one word: anti-Iranianization of all Iranians. That is to say, the philosopher, the scientist, the doctor, the engineer, the artist and the author, all said in one voice: Iran is not a place to live and must be destroyed. And because they couldn't destroy it, they left it. Tens of times the population living in Iran has fled or fled. The split of Iran into smaller countries followed this policy. Whether in wars or in peace, the only victim of Iran's plan was the fragmentation! Afghanistan, Pakistan, Central Asia and the Caucasus and the like were separated from Iran by war, with the British map. But, Ehrat and Hirmand and Arvand and Bahrain for peace! They separated from Iran. Americans say Kurdistan must be separated from Iraq for peace! Lebanon should be divided into three, and the Iranian government should be small and weak.

الجسور وراء أمریكا

یجب على أمریكا ألا تدمر كل الجسور التی تقف وراءها. بل وسیلة للعودة. أحد العیوب الرئیسیة للمسؤولین الأمریكیین هو أنهم یواصلون بعناد حتى نهایة الخط ، ویرفضون أن یقصروا ، وبالتالی یدمرون كل الجسور وراءهم ، بحیث یصبح الناس بخیبة أمل ولا یرضون أبدًا: لا تفعل ذلك مرة أخرى. یحدث هذا أیضًا فی العراق الآن ، عندما لا یرغب الشعب العراقی فی أن یكون للولایات المتحدة وجود عسكری ، سیكون من الأفضل أن تغادر ، وأن تفتح الطریق أمام القواعد الثقافیة ، ولكن أن تعینها على الاستعانة بمصادر خارجیة لإیران ، وتصر على زیادة وجودها العسكری. یجعل الناس یستخدمون كل ممتلكاتهم لإخراج أمریكا. لذلك لن یكونوا سعداء بهم أبدًا ، ولن یتركوا لهم مجالًا للعودة. هذا هو الأساس الفرق بین الحضارات الإلهیة وغیر الإلهیة. الحضارات الإلهیة قابلة للتجدید ، لكن الحضارات غیر الإلهیة مدفونة فی نفس التاریخ. لأن الفرضیة الأساسیة لهذه الحضارات هی المادیة ، فإنها لا تؤمن یوم القیامة والعالم الطویل الأجل. الحدیث یدور حول خطط طویلة الأجل أو استراتیجیات طویلة الأجل ، ولكن طویل الأجل بالنسبة لهم یصل إلى ثلاثین سنة. ذكر ابن خلدون هذا فی القرن السابع. جمیع الحضارات غیر الإلهیة ، المشار إلیها فی القرن التاسع عشر ، ولدت جمیعها بمولد واحد ، وكان هناك موت بسبب عدم تصدیقهم فی القیامة. یبدو له أنه لا یقل عن ثلاثة أجیال: عمره ثلاثون عامًا. الجیل الأول عصبی ویخلق حضارة جدیدة ، الجیل الثانی الذی لیس لدیه خطط ، یتمتع بها ، الجیل الثالث فاسد بشدة خوفًا من الدمار ویعانی فی النهایة ما لا یحب. وقد ذكر الدكتور شریعتی والدكتور تافاسولی بعض هذه القضایا. لكن الحضارات الإلهیة لن تموت أبداً بسبب الإیمان بالقیامة والاستراتیجیات الأبدیة. إذا كانت مجموعة فاسدة بأی وسیلة: بمعنى أنها ذهبت بعیدا ، سیتم استبدال مجموعة أخرى. لهذا السبب ، فإن دیانة الیهودیة أو المسیحیة أو الإسلام ، إذا سقطت ولا تختفی. لكن الحضارة الساسانیة أو الرومانیة ومصر والصین كلها تاریخ. بعد ابن خلدون ، بالطبع ، ظهرت الحضارة الغربیة وأضعفت الحضارة الإسلامیة. ولكن مع وصول الحضارة الغربیة فی النهایة إلى الرأسمالیة واللیبرالیة ، إلا أنها بعیدة عن أهدافها الأصلیة. لأنه أنكر القیامة والقیامة. لذلك فقد عانى نفس المصیر الذی آمن به. فی إیران أیضًا ، سخر منه أمثال صادق هدایت والدین والدین لإدخاله العدمیة (شیوعیة اللیبرالیة). أبعد من الدین ، غرق بریق العالم الغربی لهم. لذلك تم تلخیص الأیدیولوجیة غیر الإسلامیة برمتها بكلمة واحدة: معاداة الإیرانیین لجمیع الإیرانیین. أی الفیلسوف ، العالم ، الطبیب ، المهندس ، الفنان والمؤلف ، قالوا بصوت واحد: إیران لیست مكانًا للعیش ویجب تدمیرها. ولأنهم لم یتمكنوا من تدمیرها ، فقد تركوها. عشرات المرات من السكان الذین یعیشون فی إیران قد فروا أو هربوا. انقسام إیران إلى دول أصغر اتبع هذه السیاسة. سواء فی الحروب أو فی سلام ، كان الضحیة الوحیدة لخطة إیران هو التفتت! تم فصل أفغانستان وباكستان وآسیا الوسطى والقوقاز وما شابه ذلك عن إیران بالحرب مع الخریطة البریطانیة. لكن إیرات وهیرماند وأرفاند والبحرین من أجل السلام! لقد انفصلوا عن إیران. الأمیركیون یقولون إنه یجب فصل كردستان عن العراق من أجل السلام! یجب تقسیم لبنان إلى ثلاثة ، والحكومة الإیرانیة یجب أن تكون صغیرة وضعیفة.

Amerikanın arxasındakı körpülər

Amerika bunun arxasındakı bütün körpüləri məhv etməməlidir. Ancaq əksinə qayıtmağın bir yolu. ABŞ rəsmilərinin ən böyük çatışmazlıqlarından biri də xətlərin sonuna qədər inadla davam etmələri, qısa gəlməkdən imtina etmələri və beləliklə arxalarındakı bütün körpüləri dağıtmasıdır ki, insanların huşunu itirməsinlər və heç razı olmasınlar: Yenidən etməyin. Bu, indi İraqda da baş verir, İraq xalqı ABŞ-ın hərbi mövcudluğunu istəmədikdə, ayrılmaq, mədəni bazalara yol açmaq daha yaxşı olardı, ancaq İrana üz tutdu və hərbi varlığını artırmaqda israr etdi. , Amerikanı çıxarmaq üçün insanların bütün varlıqlarından istifadə etmələrini təmin edir. Beləliklə, onlar heç vaxt xoşbəxt olmayacaqlar və geri qayıtmalarına yer qoymurlar. Bu, əsasən ilahi və ilahi olmayan sivilizasiyalar arasındakı fərqdir. İlahi sivilizasiyalar yenilənə bilər, lakin ilahi olmayan sivilizasiyalar eyni tarixdə dəfn olunur. Bu mədəniyyətlərin əsas məkanı maddi olduğundan qiyamətə və uzunmüddətli dünyaya inanmırlar. Söhbət uzunmüddətli planlar və ya uzunmüddətli strategiyalardan gedir, lakin onlar üçün uzunmüddətli otuz ilədəkdir. İbn Xaldun bunu yeddinci əsrdə bildirmişdir. 19-cu ildə bəhs edilən ilahi olmayan sivilizasiyaların hamısının hamısı bir doğuldu və dirilməyə inamsızlıqları ilə bir ölüm oldu. Ona elə gəlir ki, ən çox üç nəsil olsun: otuz yaşında. Birinci nəsil əsəbi olur və yeni bir mədəniyyət yaradır, planları olmayan ikinci nəsil bundan ləzzət alır, üçüncü nəsil məhv olmaq qorxusundan ciddi şəkildə pozulur və nəticədə sevmədiyi şeylərə dözür. Bu məsələlərdən bəzilərini doktor Şariati və Dr Tavassoli qeyd etmişlər. Lakin ilahi sivilizasiyalar Qiyamətə inanmaq və əbədi strategiyalara sahib olmaq üçün heç vaxt ölməzlər. Bir qrup hər hansı bir şəkildə korrupsiyaya uğramış olsaydı: yəni getdikləri təqdirdə başqa bir qrup əvəz ediləcəkdi. Bu səbəbdən yəhudilik və ya xristianlıq və ya islam dininə düşsələr yox. Ancaq Sasani və ya Roma sivilizasiyası, Misir və Çin hamısı tarixdir. İbn Xaldundan sonra təbii ki, Qərb sivilizasiyası meydana gəldi və İslam sivilizasiyasını zəiflətdi. Lakin Qərb sivilizasiyası, nəticədə kapitalizm və liberalizmə gəldikdə, ilkin məqsədlərindən uzaq olduğu kimi, maddi vəziyyətə gəldi. Çünki qiyamət və qiyamətdən imtina etdi. Beləliklə, inandığı eyni aqibəti yaşadı. İranda Sadegh Hedayat, din və din kimi insanlar onu nihilizmi (liberalizm kommunizmi) tanıdığına görə istehza etdilər. Dindən nə qədər uzaq olsa da, Qərb dünyasının lətafəti onları boğdu. Beləliklə, bütün qeyri-İslam ideologiyası bir sözlə yekunlaşdı: Bütün İranlıların anti-İranlaşması. Yəni filosof, alim, həkim, mühəndis, rəssam və müəllif, hamısı bir səslə dedi: İran yaşayış yeri deyil və məhv edilməlidir. Bunu məhv edə bilmədikləri üçün tərk etdilər. İranda yaşayan əhali on dəfələrlə qaçdı və ya qaçdı. İranın kiçik ölkələrə bölünməsi bu siyasəti izlədi. İstər müharibələrdə, istər sülh şəraitində, İranın planının yeganə qurbanı parçalanma oldu! Əfqanıstan, Pakistan, Orta Asiya və Qafqaz və bənzər ölkələr İngilis xəritəsi ilə müharibədən İrandan ayrıldı. Ancaq, Ehrat və Hirmand, Arvand və Bəhreyn sülh üçün! İrandan ayrıldılar. Amerikalılar Kürdüstanın sülh üçün İraqdan ayrılmalı olduğunu söyləyirlər! Livan üçə bölünməlidir və İran hökuməti kiçik və zəif olmalıdır.





نوع اخبار :
برچسب : پلهای پشت سر آمریکا،
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو