ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
شنبه 16 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

التقاط فکری و عملی مانند سکولاریسم، ریشه در اعماق تفکر دارد. و باید روزی آن را تصفیه کرد، و به توحید اندیشید. باید بجای اینکه اسلام را با زندگی روز مره تطبیق دهیم، زندگی خود را با اسلام تطبیق دهیم. مثلا در جاییکه خمس و زکات از فروع دین است، نباید آن را رها کرده، و به فکر گرفتن مالیات باشیم. مالیات ساخته پرداخته حاکمان غیر اسلامی است، تا از بند اسلام رها باشند. اما روحانیت که یک سازمان اسلامی ریشه دار است، با خمس و زکات اداره می شود. لذا باید برای رهایی مردم از مشکلات زندگی، مالیات بطور کلی حذف شود. عوارض و جریمه و بهره و گمرکی، از زندگی مردم بیرون برود. می بینیم فقط صحبت از ان و تبلیغ در باره آن، جامعه را به استرس دچار می کند. نمونه آن را در استرس سلیبریتی ها دیدیم. با اینکه همه میدانند برخی از انها، سالانه میلیادها درآمد دارند ولی باز دچار استرس شدند! که مبادا دولت از انها مالیات بگیرد. در حالیکه میدانیم این ها به انتخاب خود و به اختیار خود، خیریه هایی ایجاد کرده یا به خیریه ها کمک می کنند. این فرق مالیه اسلامی، با مدیریت مالی غیر اسلامی است. نباید بنام اسلام، امور مالی عیر اسلامی را اجرا کرد. خمس و زکات کاملا اختیاری و: براساس خود اظهاری است، علاوه بر آن ثواب هم دارد. یعنی شخص می داند با خدا معامله می کند، و دستور کتبی خدا را در قران اجرا می کند. اما استرس مردم که نهایتا به بدبختی و احساس فقر آنها می انجامد، برای این است که مالیات به زور است، ختی ضوابط اعلام شده را هم در نظر نمی گیرند. اجر اخروی هم ندارد. لذا باید کلا مالیه غیر اسلامی تعطیل شود. والا بودجه بسته شده حرام، و باعث ضمان هم می شود. نه فقط در اجرا همه چیز التقاطی است، یعنی غیر اسلامی را بنام اسلام اجرا می کنند، بلکه در عقاید و دانش هم به همین شکل است: یافته های علمی امروز که هزاران سال پیش، خداوند بیان کرده سرقت علمی است. که بنام غیر خدا ثبت شده، و تدریس می گردد. بخش دیگری که مورد تایید قران نیست، و تدریس می گردد نیز موجب ضمان است! زیرا صحت آن مورد تایید نبوده و شخصی که: آن تئوری را داده با کسانیکه آن را اجرا می کند، شریک جرم هستند. مانند اینکه سالها تبلیغ کردند که آپاندیس، عضو زائدی است و باید جراحی شود! و بسیاری از مردم را ناقص کردند. یا با انجام برنامه تنظیم خانواده! مانع بارداری خیلی ها شدند، و کودکان را سقط کردند. کسانیکه این را تایید کردند، با کسانی که آن را اجرا کردند، در قتل میلیونها کودک شریک هستند. اکنون نیز کسانی که انسانها را معلول می دانند، یا آنها را جامع الامراض می شمارند، در تحقیر و غم و اندوه آنها شریک هستند. از نظر اسلام کسی معلول نیست، زیرا هرکسی به هر انچه دارد باید افتخار کند، نه به آنچه که ندارد. پزشکان نباید برای درآمد های خود، مردم را از بیماریها بترسانند. بسیاری از این بیماریها وجود خارجی ندارند! بلکه توسط خود پزشکان تزریق می شوند. مانند ویروس ایدز یا ابولا و یا بیماری سرطان. اگر مردم از پشت پرده کار انها خبر ندارند، ولی خداوند می داند که آنها، با ایجا جهش در سلولها و یا افزودن موادی به عذای مردم، آنها را در معرض پوسیدگی دندان و سرطان و قرار می دهند، تا شغل خودشان تامین شود. از نظر اسلام بیماری وجود ندارد. همه بیماری ها به خوراک انسان برمی گردد، و اگر کم خوری کنند به هیچ بیماری دچار نمی شوند. و طبیب هم نباید برای کار خود دفتر داشته باشد، یا دستمزد مطالبه کند. بلکه دوره گردی کند، و هرچه مردم دادند بپذیرد. می بینیم به سادگی دستورات کفر امیز را، بنام اسلام اجرا می کنند. به آن افتخار هم می کنند، نتیجتا مردم ضرر می کنند.

Taxes or khums?

Intellectual and practical eclecticism, such as secularism, is rooted in deep thinking. And one must purify it one day, and think of monotheism. We must adapt our life to Islam instead of adapting Islam to the day-to-day life. For example, where khums and zakat are from the religion, we should not abandon it and think about taxation. Taxes are made by non-Islamic rulers to get rid of Islam. But the clergy, a radical Islamic organization, is governed by khums and zakat. Therefore, the tax should be eliminated in order to free people from the problems of life. Tolls, fines, interest and customs go out of people's lives. We see that just talking about it and advertising about it is causing stress to society. We saw an example of this in the stress of the Soliberites. Although everyone knows that some of them are earning billions a year, they are still under stress! Lest the government tax them. While we know that they will create or contribute to charity of their choice and at their own discretion. This is the difference between Islamic finance with non-Islamic financial management. Non-Islamic finance should not be run in the name of Islam. Khums and Zakat are completely optional and: Based on the statement itself, it also has benefits. That is, one knows that he is dealing with God, and he fulfills God's written command in the Qur'an. But the stress of the people that ultimately leads to their misery and poverty is that taxation is forceful, and they do not even take into account the stated criteria. He also has no eternal reward. Therefore, non-Islamic taxation should be completely closed. The high budget is prohibited, and it also guarantees. Not only is it eclectic in everything, meaning non-Islamic in the name of Islam, but it is also in beliefs and knowledge: today's scientific findings that God has declared thousands of years ago are scientific theft. Recorded in the name of a non-god, and taught. Another part that is not approved by the Qur'an, and that is taught, is also guaranteed! Because it has not been verified, and the person who: has given the theory to those who run it is a crime partner. As if for many years it was announced that the appendix is ​​a waste and needs to be operated on! And many people were defective. Or by doing a family planning program! Many were prevented from getting pregnant, and they aborted children. Those who endorsed it, along with those who implemented it, are killing millions of children. Even now, those who regard human beings as disabled, or regard them as comprehensive, share their humiliation and sorrow. In Islam no one is disabled because everyone has to be proud of what he has, not what he has. Doctors should not scare people for diseases for their income. Many of these diseases do not exist! Rather, they are injected by the doctors themselves. Like AIDS or Ebola virus or cancer. If people are not aware of their work behind them, but God knows that they are exposed to tooth decay and cancer by mutating in cells or adding substances to the public to provide for their jobs. For Islam there is no disease. All diseases come back to human food, and if they are eaten they will not develop any disease. And the physician should not have an office for his work, or pay a salary. Rather, take a tour, and accept whatever the people gave. We see that they simply follow the blasphemous commandments, called Islam. They are also proud of it, and as a result people lose.

ضرائب أم خوم؟

الانتقائیة الفكریة والعملیة ، مثل العلمانیة ، متجذرة فی التفكیر العمیق. ویجب على المرء أن یطهرها یومًا ما ، وأن یفكر فی التوحید. یجب أن نتكیف حیاتنا مع الإسلام بدلاً من تكییف الإسلام مع الحیاة الیومیة. على سبیل المثال ، عندما یكون الختم والزكاة من الدین ، یجب ألا نتخلى عنه ونفكر فی الضرائب. یتم فرض الضرائب من قبل الحكام غیر الإسلامیین للتخلص من الإسلام. لكن رجال الدین ، وهی منظمة إسلامیة متطرفة ، یحكمها الختم والزكاة. لذلك ، یجب إلغاء الضریبة من أجل تحریر الناس من مشاكل الحیاة. تسقط الرسوم والغرامات والفوائد والعادات من حیاة الناس. نرى أن مجرد الحدیث عنها والإعلان عنها یسببان ضغطًا على المجتمع. لقد رأینا مثالاً على ذلك فی ضغوط السولبیریین. على الرغم من أن الجمیع یعلم أن البعض منهم یكسب الملیارات فی السنة ، إلا أنهم ما زالوا تحت الضغط! خشیة أن تفرض علیهم الحكومة ضرائب. بینما نعلم أنهم سیخلقون أو یساهمون فی الأعمال الخیریة التی یختارونها وحسب تقدیرهم الخاص. هذا هو الفرق بین التمویل الإسلامی والإدارة المالیة غیر الإسلامیة. یجب عدم تشغیل التمویل غیر الإسلامی باسم الإسلام. تعد خدمة Khums and Zakat اختیاریة تمامًا: بناءً على العبارة نفسها ، لها أیضًا فوائد. وهذا یعنی أن المرء یعرف أنه یتعامل مع الله وأنه ینفذ أمر الله المكتوب فی القرآن. لكن ضغوط الناس التی تؤدی فی النهایة إلى بؤسهم وفقرهم هی أن الضرائب قویة ، ولا یأخذون حتى فی الاعتبار المعاییر المذكورة. كما أنه لیس لدیه مكافأة أبدیة. لذلك ، یجب أن تكون الضرائب غیر الإسلامیة مغلقة بالكامل. المیزانیة المرتفعة محظورة ، وتضمن أیضًا. إنه لیس فقط انتقائی فی كل شیء ، بمعنى غیر إسلامی باسم الإسلام ، ولكنه أیضًا فی المعتقدات والمعارف: النتائج العلمیة الیوم التی أعلنها الله قبل آلاف السنین هی سرقة علمیة. سجلت باسم غیر الله ، وتدرس. جزء آخر لا یوافق علیه القرآن ، ویتم تدریسه ، مضمون أیضًا! لأنه لم یتم التحقق منه ، والشخص الذی: أعطى النظریة لأولئك الذین یدیرونها هو شریك فی الجریمة. كما لو كان لسنوات عدیدة أعلن أن التذییل هو مضیعة ویجب أن یتم تشغیله! وكان الكثیر من الناس معیبة. أو عن طریق القیام ببرنامج لتنظیم الأسرة! تم منع الكثیر من الحمل ، وأجهضوا الأطفال. أولئك الذین أیدوه ، إلى جانب من قاموا بتنفیذه ، یقتلون ملایین الأطفال. حتى الآن ، أولئك الذین ینظرون إلى البشر على أنهم معاقون ، أو یعتبرونهم شاملاً ، یشاركونهم الإذلال والحزن. فی الإسلام ، لا یتم تعطیل أی شخص لأن الجمیع یجب أن یكونوا فخورین بما لدیه ولیس بما لدیه. لا ینبغی للأطباء تخویف الناس من الأمراض لدخلهم. العدید من هذه الأمراض لا وجود لها! بدلا من ذلك ، یتم حقنها من قبل الأطباء أنفسهم. مثل الإیدز أو فیروس إیبولا أو السرطان. إذا لم یكن الناس على درایة بعملهم وراءهم ، فإن الله یعلم أنهم یتعرضون لتسوس الأسنان والسرطان عن طریق التحور فی الخلایا أو إضافة مواد إلى الجمهور لتوفیر وظائفهم. للإسلام لا یوجد مرض. تعود جمیع الأمراض إلى الغذاء البشری ، وإذا تم تناولها فلن تصاب بأی مرض. ولا ینبغی أن یكون للطبیب مكتب لعمله ، أو دفع راتبه. بدلا من ذلك ، قم بجولة ، وقبول ما قدمه الناس. نرى أنهم ببساطة یتبعون الوصایا التجدیفیة المسماة الإسلام. كما أنهم فخورون بذلك ، ونتیجة لذلك یخسر الناس.

Impôts ou khums?

L'éclectisme intellectuel et pratique, comme la laïcité, est enraciné dans une pensée profonde. Et il faut un jour le purifier, et penser au monothéisme. Nous devons adapter notre vie à l'islam au lieu d'adapter l'islam à la vie de tous les jours. Par exemple, lorsque les khums et les zakats sont issus de la religion, nous ne devons pas l'abandonner et penser à la fiscalité. Les impôts sont faits par des dirigeants non islamiques pour se débarrasser de l'islam. Mais le clergé, une organisation islamique radicale, est gouverné par les khums et les zakats. Par conséquent, la taxe devrait être supprimée afin de libérer les gens des problèmes de la vie. Les péages, les amendes, les intérêts et les coutumes disparaissent de la vie des gens. Nous constatons que le simple fait d'en parler et de faire de la publicité à ce sujet cause du stress à la société. Nous en avons vu un exemple dans le stress des Solibérites. Bien que tout le monde sache que certains d'entre eux gagnent des milliards par an, ils sont toujours sous stress! De peur que le gouvernement ne les taxe. Bien que nous sachions que ce sont des organismes de bienfaisance de leur choix ou à leur discrétion, ils aident ou créent des organismes de bienfaisance. C'est la différence entre la finance islamique et la gestion financière non islamique. La finance non islamique ne doit pas être gérée au nom de l'islam. Khums et Zakat sont complètement facultatifs et: sur la base de la déclaration elle-même, elle présente également des avantages. Autrement dit, on sait qu'il a affaire à Dieu, et il accomplit le commandement écrit de Dieu dans le Coran. Mais le stress des gens qui mène finalement à leur misère et à leur pauvreté est que la fiscalité est forte, et ils ne prennent même pas en compte les critères énoncés. Il n'a également aucune récompense éternelle. Par conséquent, la fiscalité non islamique devrait être complètement fermée. Le budget élevé est interdit et il garantit également. Non seulement il est éclectique en tout, ce qui signifie non islamique au nom de l'islam, mais il l'est aussi dans les croyances et les connaissances: les découvertes scientifiques d'aujourd'hui que Dieu a déclarées il y a des milliers d'années sont des vols scientifiques. Enregistré au nom d'un non-dieu et enseigné. Une autre partie qui n'est pas approuvée par le Coran, et qui est enseignée, est également garantie! Parce que cela n'a pas été vérifié, et la personne qui: a donné la théorie à ceux qui la dirigent est un partenaire du crime. Comme si pendant de nombreuses années, il avait été annoncé que l'appendice était un déchet et devait être opéré! Et beaucoup de gens étaient défectueux. Ou en faisant un programme de planification familiale! Beaucoup ont été empêchées de tomber enceintes et ont avorté des enfants. Ceux qui l'ont approuvée, ainsi que ceux qui l'ont mise en œuvre, tuent des millions d'enfants. Même perdent.





نوع اخبار :
برچسب : مالیات یا خمس؟،
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو