ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
شنبه 18 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

بسیاری از فیلسوفان و نظریه پردازان معتقدند که: همه تخم مرغ ها را در یک سبد نباید گذاشت. پرتفولیو و یا دیورسیفیکشن در امور مالی، مخصوصا خرید سهام بیش از همه مطرح است. سوال این جاست که سازمان های موازی، باید باشد یا خیر؟ همه معتقدند که نباید باشد، زیرا موازی کاری همان دوباره کاری است. اما اگر به نظریه تک سبدی توجه کنیم، چندان بیراه هم نیست. زیرا وجود یک سازمان، یا یک اداره، کار را منقبض کرده و در دست: افرادی مشخص قرار می دهد، که ممکن است مدت کوتاهی کار آیی داشته باشند، ولی برای همیشه دوام نیاورند. در اول انقلاب هم به این نظریه ها زیاد پرداخته شد. مثلا در مورد انحلال ارتش، عقیده بر موازی کاری بود. یعنی منافقین می گفتند که: ما خود سازمان مسلح داریم، لذا نیازی به ارتش نیست. آنها پادگانها را تخلیه کرده، و سلاحها را در دانشگاهها یا خانه های تیمی انبار کرده بودند. ولی امام خمینی در مقابل این نظریه ایستاد، و با بیان مردم پسند از ارتش دفاع کرد. و موجودیت آن را لازم دانست. همینطور در مورد ناجا، زیرا کارمندان شهربانی کل کشور، به دلیل همکاری با ساواک، دعوت به کار نمی شدند. طوری که فرمانده اولیه ناجا بعد از انقلاب اسلامی گفت: ما قومی ترسیده ایم! لذا قادر به انجام وظایف امنیتی یا حفاظتی نبودند، حتی پلیس راهنمایی هم با: مشکل برخورد مردم روبرو بود. لذا تصمیم در این زمینه ها توسط امام خمینی، با توجه به تئوری اقتضایی در مدیریت، در سه حالت انجام شد: اول احیا سازمان های قبلی، از طریق تصفیه سران خیانتکار و ضدمردمی، و انتخاب افراد با ایمان. دوم ایجاد سازمانی نوین، بدون ارتباط با سازمان های مشابه قبلی، که بعنوان نهاد ازان یاد می شود. سوم پارالل یا موازی کاری، در جهت ایجاد رقابت سازمانی، برای خدمت بیشتر به مردم. مورد اول بیشتر در سازمان های نظامی بود. بدنه ارتش یا نیروی انتظامی حفظ شده، وبرخی فرماندهان جایگزین شدند. دومی مثال عمده آن، ایجاد کمیته های انقلاب اسلامی بود. امام بدون توجه به ساختار های موجود، یا در حال شکل گیری، مساجد را بعنوان پایگاه چند منظوره معرفی کرد. به معتمدان آن دستور داد تا: در هر مسجدی یک کمیته انقلاب اسلامی تشکیل دهند، که همه وظائف را در محدوده: محله به عهده داشت. سلسله مراتب آنها برحسب مقام علمی، یا مبارزاتی امام جماعتدمسجد بر بستر: تقسیمات کشوری بود. کمیته مرکزی در مجلس قدیم بهارستان مستقر بود، و مناطق مسئول کل داشتند، که مساجد دیگر را زیر نظر داشتند. با رسمیت یافتن بقای ارتش و: دستور امام خمینی به تحویل و بازگرداندن سلاحها به پادگانها، کار کمیته ها هم کمتر شد. بیشتر مراجعه به کمیته ها، بخاطر وضعیت معیشتی و: درهم ریختگی اقتصاد خانواده بود. لذا اولین سازمانی که از ان جدا شد، کمیته امداد امام خمینی بود. نوع سوم مانند ایجاد سپاه بود که: به موازات ارتش باید کار می کرد. تعبیر ارتشی و سپاهی، دولشکر الهی به همین منظور بود. سازمان های پارالل یا موازی در همه زمینه ها نیاز بود. مثلا کمیته امداد در کنار بهزیستی، امور تربیتی در کنار وزارت آموزش و پرورش، یا جهاد در کنار وزارت کشاورزی. در حوزه ای که این کار نشد، همه چیزکند پیش می رفت و یا مقابله با انقلاب بود: مانند صنعت و: ورزش. به همین دلیل، ورزش فوتبال حرفی برای گفتن نداریم! همانطور که در صنعت! برای درک بهتر این موضوع، کارخانه ایران خودرو بعنوان مادر صنایع ایران، هنوز نتوانسته خودرو ملی طراحی کند. فوتبال هم نه تنها نتوانسته مشکلات خود را حل کند، بلکه بصورت های گوناگون، چوب لای چرخ انقلاب می گذارد. لذا باید در این زمینه هم اقدام شود.

Parallel organizations

Many philosophers and theorists hold that all eggs should not be put in one basket. Portfolios or diversification in finance, especially buying stocks, is most important. The question is whether or not parallel organizations should? Everybody thinks it shouldn't be, because doing something parallel is doing it again. But if you look at the single-basket theory, it is not too misguided. Because the existence of an organization, or an agency, contracts and puts it in the hands of: appointing specific people who may be short-term but may not last forever. At the beginning of the revolution, these theories were dealt with extensively. For example, in the case of the dissolution of the army, the idea of ​​a parallel was working. That is to say, the hypocrites said: We have an armed organization, so there is no need for the army. They dumped garrisons, and stockpiled weapons at universities or team homes. But Imam Khomeini stood against this theory, defending the army with popular expression. And its existence was necessary. The same was the case with Naja, because the whole country police personnel were not invited because of their cooperation with SAVAK. As the first commander of Najah after the Islamic Revolution said: We are a scared people! So they were not able to perform security or security duties, even the traffic police had: People had trouble getting around. Therefore, the decision in these areas was made by Imam Khomeini, according to contingency theory in management, in three cases: First, the restoration of previous organizations, through the treatment of treacherous and anti-human leaders, and the election of believers. Second, the creation of a new organization, without affiliation with similar organizations, which is referred to as the entity. Third, parallel or parallel work, in order to create organizational competition, to serve people more. The former was mostly in military organizations. The body of the army or police was retained, and some commanders were replaced. The second major example was the establishment of Islamic Revolutionary Committees. The Imam introduced the mosques as a multipurpose base, regardless of the existing, or underway structure. It ordered its trustees to form an Islamic Revolutionary Committee in each mosque, with all the tasks in the area: the neighborhood. Their hierarchy was based on the position of the scholar, or the Imam's struggle on the bed: the divisions of the country. The central committee was located in the old Baharestan parliament, with districts in charge, overseeing other mosques. With the recognition of the survival of the army and Imam Khomeini's order to deliver and return the weapons to the barracks, the committees were reduced. Most of the visits to the committees were due to livelihoods and: disruption to the family economy. So the first organization to break away was the Imam Khomeini Relief Committee. The third type was like the creation of a corps that had to work alongside the army. The interpretation of the army and the army was divinely ordained for this purpose. Parallel or parallel organizations were needed in all areas. For example, the Relief Committee next to the Welfare, the Education Committee next to the Ministry of Education, or the Jihad next to the Ministry of Agriculture. In an area where this did not work, everything was going on or in the face of revolution: like industry and: sports. For this reason, we have nothing to say about soccer! As in the industry! To better understand this, Iran Khodro Factory, as the mother of Iranian industries, has yet to design a national car. Not only has football failed to solve its problems, but in many ways it has left the wheel of the revolution. So there must be action.

المنظمات الموازیة

یرى العدید من الفلاسفة والمنظرین أنه لا ینبغی وضع كل البیض فی سلة واحدة. تعد الحافظات أو التنویع فی التمویل ، وخاصة شراء الأسهم ، الأكثر أهمیة. والسؤال هو ما إذا كان ینبغی على المنظمات الموازیة أم لا؟ الجمیع یعتقد أنه لا ینبغی أن یكون ، لأن القیام بشیء موازٍ هو القیام بذلك مرة أخرى. لكن إذا نظرت إلى نظریة السلة المفردة ، فلیس هذا مضللاً للغایة. لأن وجود منظمة ، أو وكالة ، یتقلص ویضعها فی أیدی: تعیین أشخاص محددین قد یكونون لفترة قصیرة ولكن قد لا یدومون إلى الأبد. فی بدایة الثورة ، تم التعامل مع هذه النظریات على نطاق واسع. على سبیل المثال ، فی حالة حل الجیش ، كانت فكرة الموازی ناجحة. وهذا یعنی أن المنافقین قالوا: لدینا منظمة مسلحة ، لذلك لیست هناك حاجة للجیش. لقد ألقوا الحامیات ، وقاموا بتخزین الأسلحة فی الجامعات أو بیوت الفرق. لكن الإمام الخمینی وقف ضد هذه النظریة ، دافعًا عن الجیش بالتعبیر الشعبی. وكان وجودها ضروریا. كان هذا هو الحال مع نجا ، لأنه لم تتم دعوة أفراد شرطة البلد بالكامل بسبب تعاونهم مع سافاك. كما قال أول قائد للنجاح بعد الثورة الإسلامیة: نحن شعب خائف! لذلك لم یكونوا قادرین على أداء واجبات الأمن أو الأمن ، حتى أن شرطة المرور كانت: الناس واجهوا صعوبة فی التجول لذلك ، اتخذ الإمام الخمینی القرار فی هذه المجالات ، وفقًا لنظریة الطوارئ فی الإدارة ، فی ثلاث حالات: أولاً ، استعادة المنظمات السابقة ، من خلال معاملة الزعماء الخائنین والمناهضین للإنسان ، وانتخاب المؤمنین. ثانیا ، إنشاء منظمة جدیدة ، دون الانتماء إلى منظمات مماثلة ، والتی یشار إلیها باسم الكیان. ثالثا ، العمل الموازی أو الموازی ، من أجل خلق المنافسة التنظیمیة ، لخدمة الناس أكثر. السابق كان معظمهم فی المنظمات العسكریة. تم الاحتفاظ بجثة الجیش أو الشرطة ، وتم استبدال بعض القادة. والمثال الرئیسی الثانی هو إنشاء اللجان الثوریة الإسلامیة. قدم الإمام المساجد كقاعدة متعددة الأغراض ، بغض النظر عن الهیكل الحالی أو الجاری. أمرت أمنائها بتشكیل لجنة ثوریة إسلامیة فی كل مسجد ، مع كل المهام فی المنطقة: الحی. كان التسلسل الهرمی یستند إلى وضع الباحث ، أو حملة الإمام على السریر: تقسیمات البلاد. كانت اللجنة المركزیة موجودة فی البرلمان البهارستانی القدیم ، حیث تتولى المقاطعات مسؤولیة الإشراف على المساجد الأخرى. مع الاعتراف ببقاء الجیش وأمر الإمام الخمینی بتسلیم وإعادة الأسلحة إلى الثكنات ، تم تخفیض عدد اللجان. معظم زیارات اللجان كانت بسبب أسباب العیش و: تعطیل اقتصاد الأسرة. لذلك كانت المنظمة الأولى التی انفصلت عن لجنة الإغاثة للإمام الخمینی. النوع الثالث كان مثل إنشاء فیلق كان علیه أن یعمل إلى جانب الجیش. تم تفسیر الجیش والجیش إلهیا لهذا الغرض. هناك حاجة إلى منظمات موازیة أو موازیة فی جمیع المجالات. على سبیل المثال ، لجنة الإغاثة بجانب الرفاهیة ، أو لجنة التعلیم بجوار وزارة التربیة ، أو الجهاد بجانب وزارة الزراعة. فی منطقة لم ینجح فیها هذا ، كان كل شیء یحدث أو فی مواجهة الثورة: مثل الصناعة و: الریاضة. لهذا السبب ، لیس لدینا ما نقوله عن كرة القدم! كما هو الحال فی الصناعة! لفهم هذا بشكل أفضل ، لم یقم مصنع إیران خودرو ، بصفته أم الصناعات الإیرانیة ، بتصمیم سیارة وطنیة. لم تفشل كرة القدم فی حل مشكلاتها فحسب ، بل إنها تركت عجلة الثورة بطرق عدیدة. لذلك یجب أن یكون هناك عمل.

Paralel təşkilatlar

Bir çox filosof və nəzəriyyəçi bütün yumurtaların bir səbətə qoyulmaması qənaətindədirlər. Maliyyədə portfel və ya diversifikasiya, xüsusən də səhmlərin alınması ən vacibdir. Sual budur ki, paralel təşkilatlar lazımdır ya yox? Hamı bu olmamalı olduğunu düşünür, çünki paralel bir şey etmək yenidən edir. Ancaq tək səbət nəzəriyyəsinə baxsanız, çox da yanılmaram. Çünki bir təşkilatın və ya bir agentliyin mövcudluğu müqavilə bağlayır və əlinə keçirir: qısamüddətli ola biləcək, lakin əbədi davam edə bilməyən xüsusi adamları təyin etmək. İnqilabın əvvəlində bu nəzəriyyələrə geniş yer verildi. Məsələn, ordunun dağılması vəziyyətində bir paralel ideya işləyirdi. Yəni münafiqlər dedilər: Bizim silahlı bir təşkilatımız var, buna görə orduya ehtiyac yoxdur. Qarnizonları atdılar və universitetlərdə və ya komanda evlərində silah yığdılar. Amma İmam Xomeyni bu ifadə ilə qarşı çıxdı, xalqı ifadə ilə ordunu müdafiə etdi. Və varlığı lazım idi. Naja ilə də eyni idi, çünki bütün ölkə polis heyəti SAVAK ilə əməkdaşlıq etdikləri üçün dəvət olunmadı. İslam İnqilabından sonra Nəcənin ilk komandirinin dediyi kimi: Biz qorxmuş bir xalqıq! Beləliklə, yol polisi belə təhlükəsizlik və ya təhlükəsizlik vəzifələrini yerinə yetirə bilmədilər: İnsanlar ətrafa çıxmaqda çətinlik çəkirdilər. Buna görə də, bu sahələrdə qərar İmam Xomeyni tərəfindən idarəetmə şərti nəzəriyyəsinə uyğun olaraq, üç halda qəbul edildi: Birincisi, xain və insan əleyhinə liderlərin rəftarı ilə əvvəlki təşkilatların bərpası və möminlərin seçilməsi. İkincisi, qurum adlandırılan oxşar təşkilatlarla əlaqəsi olmayan yeni bir təşkilatın yaradılması. Üçüncüsü, təşkilati rəqabət yaratmaq, insanlara daha çox xidmət etmək üçün paralel və ya paralel iş. Birincisi əsasən hərbi təşkilatlarda idi. Ordunun və ya polisin cəsədi saxlanıldı və bəzi komandirlər dəyişdirildi. İkinci böyük nümunə İslam İnqilab Komitələrinin yaradılması idi. İmam mövcud və ya quruluşundan asılı olmayaraq məscidləri çox məqsədli bir baza kimi tanıtdı. Qəyyumlarına, bölgədəki bütün vəzifələri yerinə yetirən hər bir məscidə İslam İnqilab Komitəsi yaratmağı əmr etdi. Onların iyerarxiyası alimin mövqeyinə və ya İmamın yataqdakı mübarizəsinə əsaslanırdı: ölkənin bölünmələri. Mərkəzi komitə köhnə Baharistan parlamentində, məscidlərə nəzarət edən bölgələri olan yerlərdə yerləşirdi. Ordunun sağ qalması və İmam Xomeyninin silahları kazarmaya təhvil verib geri qaytarmaır.





نوع اخبار :
برچسب : سازمان های موازی،
لینک ها :
یکشنبه 19 آبان 1398 09:57 ب.ظ
ahead failure online viagra fast refrigerator hard video [url=http://viagenupi.com/]viagra
online[/url] gently team previously mention http://viagenupi.com/ else committee
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :