ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

همانند دانشگاههای اول انقلاب، که تعطیل شد تا انقلاب فرهنگی اجرا شود، دو چیز هست که باید تعطیل شود! تا انقلاب ایجاد شود. یکی فوتبال ، دیگری بانک مرکزی! کسانی که در این دو ارگان ریشه کرده اند، کمتر از چریکهای فدایی خلق، پیکار و مجاهدین خلق نیستند! فقط نوع اسلحه فرق می کند. آنها علنا اسلحه دست گرفته، دانشکاهها را به سنگر جنگ با: نظام نوپای جمهوری اسلامی تبدیل کرده بودند، اینها توپ و دلار را دست گرفته، و تیشه به ریشه انقلاب می زنند! چون قبلا در مورد فوتبال نوشته شده، فقط اشاره ای می شود که: هیچیک از دربی ها در این چهل سال، بدون شورش و تخریب اموال عمومی، شعار های غیر ورزشی و هنجار شکن، سپری نشده است. بانک مرکزی هم بدون: تزریق تورم و کاهش ارزش پول ملی،هیچ کار دیگری انجام نداده است. اگر قرار بود که به احمد عراقچی ها، گیر بدهند الان وضع خیلی بهتر بود. زیرا وظیفه بانک مرکزی، قانونا تعریف شده!  ولی علنا و در روز روشن تا صد و هشتاد درجه، مخالف ان عمل می کند! یعنی بجای حفظ ارزش پول ملی، ارزش آن را از بین می برد! از سال تاسیس بانک مرکزی تا کنون، دلار 120هزار برابر افزایش نرخ داشته، یعنی هر روز 4برابر پول ملی کوتاه تر و: بی ارزش تر شده است. الان هم که به یمن پهباد ساقط شده، نرخ ها معکوس شده، بانک مرکزی به دنبال تثبیت نرخ ارز هست. یعنی نمگذار دلار از 120هزار ریال کمتر شود. این بار خزانه ریالی را خالی می کند، تا هزینه بالا نگهداشتن قیمت دلار را بدهد. یعنی دلار را 120هزار ریال می خرد، تا هیچکس مجبور نباشد: از ان کمتر بفروشد. اگر این کار را نکند، نرخ دلار با شیب متوسط الان باید: روی 90هزار ریال می نشست. لذا دستوری ان را بالا نگهداشته است. دلیل آن هم، کاهش شدید قیمت طلا  و مسکوک در ایران، برخلاف رشد آن در جهان است. علت این رفتار آن است که: مردم دیگر بدنبال فرار از ترس جنگ نیستند. لذا نیازی به خرید دلار به هر قیمت، ندارند و یا طلا و مسکوک و غیره. یکی دیگر از وظائف بانک مرکزی، نظارت بر بانکها است. در تعریف نظارت گفته اند که: همان بازجویی است! یعنی فرضیه ابتدایی نظارت، متهم بودن بانک ها است. و قاضی یا دادرس نباید رفیق متهم باشد، بلکه باید از او حرف بکشد، تا اسلاح کند. حضرت علی ع با شلاق، در بازار می گشت. تا بازاریها از ترس شلاق هم که شده، گرانفروشی نکنند. زیرا گرانفرشان که از خدا ترس ندارند! لذا باید با شلاق آنها را ترساند. بانکها را اگر رها شوند سودها را بالا می برند. بجای نرخ معمولی نرخ مرکب بکار می گیرند، و با تمام اطلاعاتی که از ربا خواری دارند، جریمه و دیرکرد را اعمال می کنند: مدیران تولیدی را به زندان می اندازند، کارگاههای انان را مصادره می کنند. برای کنترل چنین دیوهای هزار سر! است که قانونگذار بانک مرکزی را ایجاد کرده، تا بالای سر بانکها باشد، که آنها نگویند ناظر ما، از بانک سر در نمی اورد! اما الان بانک مرکزی چه می کند؟ البته منظور ما دبیرکل، یا مدیرکل آنها نیست، بلکه سیستم بررسی می شود. بانک مرکزی اصولا:  گارد نظارت نمی گیرد، بلکه خود را یکی از بانکها می داند! شاید هم مادر بانکها. یعنی باید بجای مردم، با انها مهربان باشد، خطاهای انها را نادیده بگیرد! و هرجا لازم شد از ان حمایت کند. چنانچه رئیس بانک مرکزی در مجلس، مخالف همه مصوبات بود. و سعی داشت نرخ بهره مرکب، و دیر کرد و جریمه سه برابری وام را توجیه کند. می گفت اگر جرایم بخشوده شود، بانکها منابع مالی کم می اورند! نمی توانند به مردم حوزه انتخابیه شما وام بدهند! چون حقوق های نجومی مدیران، و اعضا هیات مدیره  هیچ نقدینگی در بانک باقی نمی گذارد.

Why not dissolve the central bank?

As with the first universities of the revolution, which were shut down for the Cultural Revolution to take place, there are two things that must be closed! To: create a revolution. One football, another central bank! Those who are rooted in these two organs are no less than the Fada'i, Peykar and MEK guerrillas! Only the type of gun differs. They openly took up arms, turned the colleges into a fortress of war with the fledgling Islamic Republic, they seized the ball and the dollar, and they were rooting for the revolution! As it has been written about football, it is only worth pointing out that: No derby has been spent in these forty years without rioting and destruction of public property, non-sporting slogans and breaking norms. The central bank has done nothing else without: inflation and devaluation of the national currency. If Ahmadis were to get stuck, the situation would have been much better. Because the central bank's duty is legally defined! But it does the opposite in the clear daylight to one hundred and eighty degrees! That is, instead of preserving the value of the national currency, it destroys its value! Since the establishment of the central bank so far, the dollar has risen 120,000 times, which is four times shorter and devalued every day. Now that Yemen has fallen, rates are reversed, and the central bank is looking to stabilize the exchange rate. This means that the dollar should not be less than 120,000 Rials. This time it will empty the Rial treasury to pay the cost of keeping the dollar high. That is, he buys the dollar for 120,000 riyals, so no one has to sell it for less. If it doesn't, the dollar's average slope should now be: 90,000 Rials. So he kept it up. The reason for this is the sharp decline in gold and coin prices in Iran, despite its growth in the world. The reason for this behavior is that: people no longer seek to escape the fear of war. So you don't need to buy dollars at any price, or gold or coin, and so on. Another central bank task is to monitor banks. In the definition of surveillance, they said: This is the interrogation! That is, the basic hypothesis of supervision is that banks are accused. And the judge or magistrate should not be the accused, but should speak to him in order to arm him. Imam Ali was flogging the market. Unless the market is overwhelmed for fear of flogging, because they are precious, they have no fear of God! So it should scare them with a whip. Banks will raise profits if left. Instead of the usual rate, they use compound rates, and with all the information they have on usury, they impose penalties and delays: they put production managers in jail, confiscate their workshops. To control such demons of a thousand heads! That is, the legislator created the central bank, so that it would be above the banks that they would not say that our supervisor would not succeed! But what does the central bank do now? Of course, we are not referring to the Secretary General, or the Director General, but the system. Central Bank: Basically, the Guard does not monitor, but considers itself one of the banks! Maybe: the mother of the banks. That is to say, instead of people, be kind to them, ignore their mistakes! And: wherever it was needed to support it. If the: head of the central bank in the parliament opposed all the approvals. And it was trying to compound interest rates, and it was late to justify a three-fold loan penalty. If the crimes were forgiven, the banks would lose money! They can't lend to people in your constituency! Because of the astronomical salaries of directors, and board members, there is no liquidity left in the bank.

لماذا لا یحل البنك المركزی؟

كما هو الحال مع الجامعات الأولى للثورة ، التی تم إغلاقها حتى تحدث الثورة الثقافیة ، هناك أمران یجب إغلاقه! لخلق ثورة. كرة قدم واحدة ، بنك مركزی آخر! أولئك الذین لهم جذور فی هذین الجهازین لیسوا أقل من فدائی وبیكار ومقاتلی حركة مجاهدی خلق! فقط نوع البندقیة یختلف. لقد حملوا السلاح بشكل علنی ، وحولوا الكلیات إلى حصن حرب مع الجمهوریة الإسلامیة الناشئة ، واستولوا على الكرة والدولار ، وكانوا یمیلون إلى الثورة! كما هو مكتوب عن كرة القدم ، تجدر الإشارة فقط إلى أنه: لم یتم إنفاق أی دربی فی هذه السنوات الأربعین دون القیام بأعمال شغب وتدمیر للممتلكات العامة والشعارات غیر الریاضیة والمعاییر المخالفة. لم یفعل البنك المركزی شیئًا آخر دون ذلك: التضخم وانخفاض قیمة العملة الوطنیة. إذا تعثر الأحمدیون ، لكان الوضع أفضل بكثیر. لأن واجب البنك المركزی محدد قانونا! لكنه یفعل العكس فی وضح النهار إلى مائة وثمانین درجة! أی أنه بدلاً من الحفاظ على قیمة العملة الوطنیة ، فإنها تدمر قیمتها! منذ إنشاء البنك المركزی حتى الآن ، ارتفع الدولار بمقدار 120،000 مرة ، وهو أقصر وأخفض قیمة أربعة أضعاف كل یوم. الآن بعد هبوط الیمن ، یتم عكس أسعار الفائدة ، ویتطلع البنك المركزی إلى تثبیت سعر الصرف. هذا یعنی أن الدولار یجب أن لا یقل عن 120،000 ریال. هذه المرة سوف تفریغ خزانة الریال لدفع تكلفة الحفاظ على ارتفاع الدولار. أی أنه یشتری الدولار مقابل 120 ألف ریال ، لذلك لا یجب على أحد بیعه مقابل أقل. إذا لم یحدث ذلك ، فإن متوسط ​​میل الدولار یجب أن یكون الآن: 90،000 ریال. لذلك احتفظ بها. والسبب فی ذلك هو الانخفاض الحاد فی أسعار الذهب والعملات المعدنیة فی إیران ، على الرغم من نموها فی العالم. السبب فی هذا السلوك هو أن: الناس لم یعودوا یسعون إلى الهروب من الخوف من الحرب. لذلك لا تحتاج إلى شراء الدولارات بأی ثمن ، أو الذهب أو العملة المعدنیة ، وهلم جرا. مهمة البنك المركزی الأخرى هی مراقبة البنوك. فی تعریف المراقبة ، قالوا: هذا هو الاستجواب! أی أن الفرضیة الأساسیة للإشراف هی أن البنوك متهمة. ولا ینبغی أن یكون القاضی أو القاضی هو المتهم ، بل یجب أن یتحدث معه لتسلیحه. كان الإمام علی یجلد السوق. ما لم یغمر السوق خوفًا من الجلد ، لأنهم أثمن ، لیس لدیهم خوف من الله! لذلك یجب أن یخیفهم بالسوط. البنوك سوف ترفع الأرباح إذا تركت. بدلاً من المعدل المعتاد ، یستخدمون المعدلات المركبة ، ومع كل المعلومات التی لدیهم عن الربا ، یفرضون عقوبات وتأخیرات: یضعون مدیری الإنتاج فی السجن ، ومصادرة ورشهم. للسیطرة على مثل هذه الشیاطین من ألف رؤساء! أی أن المشرع أنشأ البنك المركزی ، بحیث یكون أعلى من البنوك ، حتى لا یقولوا أن مشرفنا سیفشل البنك! لكن ماذا یفعل البنك المركزی الآن؟ بالطبع ، نحن لا نشیر إلى الأمین العام أو المدیر العام ، ولكن إلى النظام. البنك المركزی: فی الأساس ، لا یراقب الحرس ، لكنه یعتبر نفسه أحد البنوك! ربما والدة البنوك. وهذا یعنی ، بدلاً من الناس ، أن یكون لطیفًا معهم ، وتجاهل أخطائهم! وحیثما كانت هناك حاجة لدعم ذلك. إذا كان رئیس البنك المركزی فی البرلمان یعارض جمیع الموافقات. وكانت تحاول مضاعفة أسعار الفائدة ، وتأخر تبریر عقوبة قرض ثلاث مرات. إذا تم العفو عن الجرائم ، فإن البنوك ستخسر المال! لا یمكنهم إقراض الأشخاص فی دائرتك الانتخابیة! بسبب الرواتب الفلكیة لأعضاء مجلس الإدارة ، وأعضاء مجلس الإدارة ، لا توجد سیولة متبقیة فی البنك.

Pse të mos shpërndahet banka qendrore?

Ashtu si me universitetet e para të revolucionit, të cilat u mbyllën për të ndodhur Revolucioni Kulturor, duhet të mbyllen dy gjëra! Për të krijuar një revolucion. Një futboll, një tjetër bankë qendrore! Ata që kanë rrënjë në këto dy organe nuk janë më pak se guerilët Fada'i, Peykar dhe MEK! Vetëm lloji i armës ndryshon. Ata hapën armë, i kthyen kolegjet në një kështjellë lufte me Republikën Islamike të re, ata kapën topin dhe dollarin, dhe ata po rrënjosën për revolucion! Siç është shkruar për futbollin, vlen vetëm të theksohet se: Asnjë derbi nuk është shpenzuar në këto dyzet vjet pa trazira dhe shkatërrim të pronës publike, parulla jo sportive dhe normave të thyer. Banka qendrore nuk ka bërë asgjë tjetër pa: inflacionin dhe zhvlerësimin e monedhës kombëtare. Nëse Ahmadis do të ngecesh, situata do të ishte shumë më e mirë. Sepse detyra e bankës qendrore është e përcaktuar me ligj! Por e bën të kundërtën në dritën e ditës në njëqind e tetëdhjetë gradë! Kjo do të thotë, në vend që të ruajë vlerën e monedhës kombëtare, ajo shkatërron vlerën e saj! Që nga themelimi i bankës qendrore deri më tani, dollari është rritur 120,000 herë, që është katër herë më i shkurtër dhe i zhvlerësuar çdo ditë. Tani që Jemeni ka rënë, normat janë kthyer mbrapsht, dhe banka qendrore po kërkon të stabilizojë kursin e këmbimit. Kjo do të thotë që dollari nuk duhet të jetë më pak se 120,000 rial. Këtë herë do të zbrazë thesarin e rialit për të paguar koston e ruajtjes së dollarit të lartë. Dmth, ai blen dollarin për 120,000 rialë, kështu që askush nuk ka pse ta shesë për më pak. Nëse nuk ndodh, pjerrësia mesatare e dollarit tani duhet të jetë: 90,000 rial. Kështu që ai e mbajti lart. Arsyeja për këtë është rënia e mprehtë e çmimeve të arit dhe monedhave në Iran, pavarësisht rritjes së saj në botë. Arsyeja për këtë sjellje është se: njerëzit nuk kërkojnë të shpëtojnë nga frika e luftës. Pra, nuk keni nevojë të blini dollarë me çdo çmim, ari ose monedhë, etj. Një tjetër detyrë e bankës qendrore është monitorimi i bankave. Në përkufizimin e mbikëqyrjes, ata thanë: Kjo është marrje në pyetje! Kjo është, hipoteza themelore e mbikëqyrjes është që bankat akuzohen. Dhe gjyqtari ose gjyqtari nuk duhet të jenë të akuzuarit, por duhet të flasin me të për ta armatosur. Imam Aliu po binte në treg. Në qoftë se tregu nuk është i mbingarkuar nga frika e rrahjes, Për shkak se janë të çmuar, ata nuk kanë frikë nga Zoti! Kështu që duhet t’i trembë ata me kamxhik. Bankat do të rrisin fitimet nëse lihen. Në vend të normës së zakonshme, ata përdorin norma të ndërlikuara, dhe me të gjitha informacionet që ata kanë mbi pasurinë, ata vendosin dënime dhe vonesa: ata vendosin në burg menaxherët e prodhimit, konfiskojnë punëtoritë e tyre. Për të kontrolluar demonë të tillë me një mijë kokë! Kjo do të thotë, ligjvënësi krijoi bankën quk ka asnjë likuiditet në bankë.





نوع اخبار :
برچسب : چرا بانک مرکزی منحل نمی شود؟،
لینک ها :
دوشنبه 14 مرداد 1398 12:54 ق.ظ
<a href="http://canadianpharmaciesgen.com/">pharcharmy online no precipitation</a>
http://canadianpharmaciesgen.com/
<a href=http://canadianpharmaciesgen.com/>online pharmacy no prescription</a>
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو