ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
شنبه 17 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
هر سازمانی برای رهبری، دچار 5مرحله بحران می شود که، هر کدام راه حل خود را دارد(هرسی بلانچارد). در ابتدا بحران هویت است. یعنی شناختن و شناساندن خود است، تا مردم سازمان را بشناسند، و بدانند که چه اهدافی دارد. در سطح جهان، این بحران با بیان شعار های فراملی، قابل حل است. شعار یعنی بیان هدف با کوتاهترین جمله، بطوریکه عامه فهم باشد. لذا هر مکتب یا مشی سیاسی: بزرگ و جهانی را میتوان از روی شعار های آن شناخت. بحران دوم بحران سلسله مراتب است. در ابتدا هواداران و یا پیروان رهبر، همه، خود را در سطح رهبر می دانند! لذا تشکیلات شورایی یا هسته ای دارند. در این مرحله قبول یک نفر بعنوان برتر، دارای فرایند پیچیده ای می شود، و آزمون های زیادی باید صورت گیرد. در نهایت تصمیم گیری بموقع و مناسب، برتری یکی را برهمه تعیین می کند. لذا شناخت موقعیت و تصمیم گیری اصولی، که با نتایج مثبتی در پیش باشد، راه حل بحران دوم مدیریتی است. جهان اکنون در این مرحله قرار دارد: یعنی اهداف و شعار ها مشخص شده، و از بحران اولیه نجات پیدا کرده اند. اکنون همه دنیا به شعار های: استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی ایران رسیده اند. همه کشورها در دنیا، طالب صلح و عدالت هستند، و از ظلم و استعمار بیزارند. حتی اسرائیل و آمریکا که مظهر زور گویی بودند، و می گفتند حقیقت را ما ایجاد می کنیم! امروزه طرفدار عدالت و آزادی و استقلال شده، و در برخی موارد شعار های تند تر از: جمهوری اسلامی ایران را می دهند، یا ایران را متهم به نقض استقلال دیگران می کنند! لذا بحران دوم آغاز شده: آمریکا و اروپا می گویند: ما بهتر صلح و عدالت را اجرا می کنیم، چین و روسیه با انتقاد از اروپا و آمریکا، خود را بهترین گزینه رهبری جهان، برای رسیدن به صلح و عدالت معرفی می کنند. اما کار به همین جا ختم نمی شود، هر دو طرف در اعمال نظریه: عدالت طلبی به تناقض کشیده می شوند! آمریکا، عربستان را مسلح می کند، تا جلوی رای مردم یمن به ایران را، بگیرد! اسرائیل را کمک می کند، تا مانع از سقوط آن در برابر: اراده خط مقاومت گردد. از بدترین چهره های هموسکسوال، برای ازدیاد محبوبیت خود استفاده می کند. فقط ترامپ در سه سال حکومت خود، هشتهزار بار دروغ می گوید! ودر تمام بازی های شخصی و معاملات شرکتی اش هم، تقلب می کند. روسیه و چین گرچه مخالف تک روی: دیوانه وار آمریکا هستند، اما  درکشتار مسلمانان، هیچ مرزی را نمی شناسند! روسیه هم به اسرائیل کمک می کند! تا سوریه به ایران رای ندهد! چین بقدری مسلمان را در آنجا می کشد، که حتی صدای آمریکا هم در می آید. می بینیم همه علامت ها به سوی: رهبری مطلق ایران است. منتهی مولفه ای در اینجا، مسیر را دشوار کرده است. آن اینکه مسئولان ایرانی، به اندازه چین و آمریکا، به قدرت مردم ایران باور ندارند! و خود را کشور جهان سومی می دانند، که باید به دنبال چین و آمریکا، یا روسیه و اروپا موس موس کند! تا به نواله ای برسند. به عنوان نمونه اخم کردن: آمریکا یا چین آنها را می ترساند! و تحریم شرکت ها  کمرشان را می شکند. مردم می گویند: هیچ رابطه ای نبوده، که بخواهد تحریم شود! یا در واقع تحریم، از اول بوده! و قدرت ایران در جایی شکل گرفته، که هیچ امکاناتی از این چهار قدرت ظاهری نبود! نبوغ هسته ای ایران یک نمونه است، که ایرانیان فقط با یک دوره یکماهه: در سوریه و کمی امکانات کره شمالی، به قدرتی دست یافتند که همه آنها را به وحشت انداخت! بحران مدیریت جهانی با برتر ایرانیان حل می شود. کسانی که باور نداشته، یا مانع آن شوند، جریان تاریخ بیرحمانه آنها را حذف، و به زباله دان تاریخ خواهد فرستاد.

Solve the crisis of world leadership

Each organization for leadership has five stages of crisis, each with its own solution (Herself Blanchard). First:, the identity crisis. It means recognizing and recognizing itself, so that people can recognize the organization, and knows what its goals are. Worldwide, this crisis can be solved by expressing transnational slogans. The motto is to express the purpose with the shortest sentence, as a general understanding. Therefore, every school or political world: big and universal can be understood from its slogans. The second crisis is a hierarchy of crises. At first, supporters or followers of the leader, all, consider themselves leader-level! So they have a council or nuclear body. At this stage, accepting someone as a superior, has a complex process, and a lot of tests have to be done. Ultimately, timely and appropriate decisions determine the superiority of one over and over. Therefore, the recognition of the principled position and decision, with positive outcomes, is the solution to the second management crisis. The world is now at this stage: the targets and slogans have been identified, and they have been rescued from the first crisis. Now all the world has reached the slogans: Independence and Freedom and the Islamic Republic of Iran. All countries in the world seek peace and justice, and they dislike tyranny and colonialism. Even Israel and the United States, who were the manifestation of coercion, said that we create the truth! Today, they are advocates of justice, freedom and independence, and in some cases slogans are firmer than the Islamic Republic of Iran, or Iran is accused of violating the independence of others! So the second crisis has begun: America and Europe say: We are better off pursuing peace and justice. China and Russia, criticizing Europe and the United States, are introducing themselves as the best leadership option for peace and justice. But work does not end here, both parties in the application of the theory: justice is drawn to contradiction! The US arrests Saudi Arabia to stop Yemen's vote on Iran! It helps Israel to prevent its collapse against: the will of the resistance line. It uses the worst homosexual faces to grow its popularity. Only the tramp in the three years of his rule, loses about half a dozen times! And in all of his personal games and corporate deals, he is cheating. Russia and China, although opposed to monotony, are crazy about the United States, but they do not know any borders in the Muslim world! Russia also helps Israel! Syria does not vote for Iran! China takes a lot of Muslims there, which is even the voice of the United States. We see all the signs toward: the absolute leadership of Iran. Completing the component here has made it difficult. That: Iranian officials, as much as China and America, do not believe in the power of the Iranian people! And they consider themselves a third world country, which must follow the direction of China and America, or Russia and Europe! To: reach a hole. For example frown: America or China scares them! And boycotting companies break their waist. People say: There is no relationship that you want to be sanctioned! Or indeed a boycott, from the beginning! And the power of Iran was shaped where there were no possibilities of these four apparent powers! Iran's nuclear genius is an example, which the Iranians only achieved in a period of one month: in Syria, and a little bit of North Korea's capabilities, which gave them all panic! The crisis of global governance is being solved with Iranian premier. Those who do not believe or prevent it will remove the merciless history of them and send it to the garbage of history.

حل أزمة القیادة العالمیة

كل منظمة للقیادة لدیها خمس مراحل من الأزمة ، ولكل منها حلها الخاص أولا ، أزمة الهویة. وهذا یعنی الاعتراف والتعرف على نفسها ، بحیث یمكن للناس التعرف على المنظمة ومعرفة أهدافها. فی جمیع أنحاء العالم ، یمكن حل هذه الأزمة من خلال التعبیر عن الشعارات عبر الوطنیة. الشعار هو التعبیر عن الهدف مع أقصر جملة ، كفهم عام. لذلك ، كل مدرسة أو عالم سیاسی: كبیر وعالمی یمكن فهمه من شعاراتها. الأزمة الثانیة هی تسلسل هرمی للأزمات. فی البدایة ، یعتبر أنصار أو أتباع الزعیم ، كلهم ​​، أنفسهم على مستوى القادة! لذلك لدیهم مجلس أو هیئة نوویة. فی هذه المرحلة ، فإن قبول شخص ما كرئیس ، له عملیة معقدة ، ویجب إجراء الكثیر من الاختبارات. فی النهایة ، تحدد القرارات المناسبة وفی الوقت المناسب تفوق واحد تلو الآخر. لذلك ، فإن الاعتراف بالموقف المبدئی والقرار ، مع نتائج إیجابیة ، هو الحل لأزمة الإدارة الثانیة. العالم الآن فی هذه المرحلة: تم تحدید الأهداف والشعارات ، وتم إنقاذهم من الأزمة الأولى. لقد وصل العالم الآن إلى الشعارات: الاستقلال والحریة وجمهوریة إیران الإسلامیة. تسعى جمیع دول العالم إلى السلام والعدالة ، وهی تكره الاستبداد والاستعمار. حتى إسرائیل والولایات المتحدة ، اللتان كانتا من مظاهر الإكراه ، قالتا إننا نخلق الحقیقة! الیوم ، هم دعاة للعدالة والحریة والاستقلال ، وفی بعض الحالات تكون الشعارات أقوى من جمهوریة إیران الإسلامیة ، أو إیران متهمة بانتهاك استقلال الآخرین! وهكذا بدأت الأزمة الثانیة: تقول أمریكا وأوروبا: "من الأفضل لنا السعی لتحقیق السلام والعدالة. الصین وروسیا ، اللتان تنتقدان أوروبا والولایات المتحدة ، تقدمان أنفسهما على أنهما أفضل خیار قیادة للسلام والعدالة. لكن العمل لا ینتهی هنا ، كلا الطرفین فی تطبیق النظریة: فالعدالة تتناقض! الولایات المتحدة تعتقل السعودیة لوقف تصویت الیمن على إیران! إنها تساعد إسرائیل على منع انهیارها ضد: إرادة خط المقاومة. یستخدم أسوأ الوجوه الجنسیة المثلیة لتنمیة شعبیته. فقط متشرد فی ثلاث سنوات من حكمه ، یفقد حوالی نصف دزینة مرات! وفی جمیع ألعابه الشخصیة وصفقات الشركات ، فإنه یخوننی. إن روسیا والصین ، رغم معارضتهما للرتابة ، مجنونتان بالولایات المتحدة ، لكنهما لا یعرفان أی حدود فی العالم الإسلامی! روسیا تساعد إسرائیل! سوریا لا تصوت لصالح ایران! الصین تستقبل الكثیر من المسلمین ، وهو حتى صوت الولایات المتحدة. نرى كل الدلائل تجاه: القیادة المطلقة لإیران. إكمال المكون هنا جعل الأمر صعبًا. أن المسؤولین الإیرانیین ، مثل الصین وأمریكا ، لا یؤمنون بقوة الشعب الإیرانی! وهم یعتبرون أنفسهم دولة من دول العالم الثالث ، والتی یجب أن تتبع اتجاه الصین وأمریكا ، أو روسیا وأوروبا! للوصول إلى حفرة. على سبیل المثال عبوس: أمریكا أو الصین یخیفهم! ومقاطعة الشركات كسر الخصر. یقول الناس: لا توجد علاقة ترید أن تتم معاقبتها! أو فی الواقع المقاطعة ، من البدایة! وقد تشكلت قوة إیران حیث لم تكن هناك إمكانیات لهذه القوى الظاهرة الأربع! إن عبقریة إیران النوویة هی مثال ، لم یحققه الإیرانیون إلا فی غضون شهر واحد: فی سوریا ، وقلیلًا من قدرات كوریا الشمالیة ، الأمر الذی جعلهم یشعرون بالذعر! یتم حل أزمة الحكم العالمی مع رئیس الوزراء الإیرانی. أولئك الذین لا یؤمنون أو یمنعون ذلك سوف یزیلون تاریخهم القاسی ویرسلونه إلى القمامة من التاریخ.

Dünya liderliği krizini çözmek

Her liderlik örgütü, her biri kendi çözümüne sahip (Herself Blanchard) olmak üzere beş kriz aşamasına sahiptir. İlk olarak, kimlik krizi. Bu, kendini tanıma ve tanıma anlamına gelir, böylece insanlar kuruluşu tanıyabilir ve amaçlarının ne olduğunu bilir. Dünya çapında, bu kriz ulus ötesi sloganları ifade ederek çözülebilir. Slogan, amacı en kısa cümleyle, genel bir anlayış olarak ifade etmektir. Bu nedenle, her okul veya siyasi dünya: büyük ve evrensel, sloganlarından anlaşılabilir. İkinci kriz, krizlerin hiyerarşisidir. İlk başta, liderin taraftarları ya da takipçileri, kendilerini lider düzeyinde düşünürler! Bu yüzden bir konseyleri veya nükleer organları var. Bu aşamada, birini üstün olarak kabul etmek, karmaşık bir sürece sahiptir ve birçok test yapılması gerekir. Sonuçta, zamanında ve uygun kararlar, birinin tekrar tekrar üstünlüğünü belirler. Bu nedenle, ilkeli konum ve kararın, olumlu sonuçlarla tanınması, ikinci yönetim krizine çözümdür. Dünya şu anda bu aşamada: hedefler ve sloganlar belirlendi ve ilk krizden kurtarıldılar. Şimdi tüm dünya sloganlara ulaştı: Bağımsızlık ve Özgürlük ve İran İslam Cumhuriyeti. Dünyadaki bütün ülkeler barış ve adalet ararlar ve tiranlık ve sömürgecilikten hoşlanmazlar. Zorlamanın tezahürü olan İsrail ve Birleşik Devletler bile gerçeği yarattığımızı söyledi! Bugün onlar adalet, özgürlük ve bağımsızlığın savunucusudur ve bazı durumlarda sloganlar İran İslam Cumhuriyeti'nden daha katıdır veya İran başkalarının bağımsızlığını ihlal etmekle suçlanıyor! Böylece ikinci kriz başladı: Amerika ve Avrupa: Barışı ve adaleti takip etmekte daha iyiyiz, Avrupa ve ABD'yi eleştiren Çin ve Rusya, kendilerini barış ve adalet için en iyi liderlik seçeneği olarak tanıtıyor. Fakat burada iş bitmiyor, her iki taraf da teorinin uygulanmasında: adalet çelişki içinde! ABD, Yemen'in İran'a oy vermesini durdurmak için Suudi Arabistan'ı tutukladı! İsrail’e karşı çöküşünü engelleme konusunda yardım ediyor: direniş çizgisinin iradesi. Popülerliğini artırmak için en kötü eşcinsel yüzleri kullanıyor. Sadece yönetiminin üç yılındaki serseri, yaklaşık yarım düzine kez kaybediyor! Tüm kişisel oyunlarında ve kurumsal anlaşmalarında hile yapıyor. Rusya ve Çin, monotonluğa rağmen, Birleşik Devletler için deliriyorlar, ancak Müslüman dünyasında sınır tanımıyorlar! Rusya ayrıca İsrail’e yardım ediyor! Suriye İran'a oy vermiyor! Çin orada bir sürü Müslümankler.





نوع اخبار :
برچسب ها : حل بحران رهبری جهان،
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :