ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
شنبه 3 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

وقتی اقتصاد را زیربنا بدانیم،  یک اشتباه بزرگ را داریم، لذا هیچوقت مشکلات اقتصادی حل نمی شود! چون زیربنا نیست، و ما آن را نشناختیم. اقتصاد قبل از هرچیز، یک انتخاب است. وقتی انتخاب در ان دخیل شد، امر فکری و فرهنگی است. کسانی که اقتصاد را زیر بنا می دانند، ناچارند تر مینیزم را جایگزین کنند. برخی جبر ابزار و برخی اجبار سرمایه را. در اقتصاد سوسیالیستی می گویند: ابزار وقتی تغییر می کند، انسان هم به اجبار تغییر می کند: ابزار سنگی فرهنگ خودش را داشت، با تغییر به نوسنگی یا مفرغ، تفکرات  و فرهنگ نیز به اجبار تغییر یافت! اما همینکه سعی می کند: نظریه خود را اثبات کند، یعنی باید روی انتخاب افراد اثر بگذارد. لذا اصول فلسفی جبهه باطل، در یک دور فلسفی خود را نفی می کنند. اما اصول فلسفه حق، هر دوری که بزند بیشتر اثبات می شود. وقتی می گوییم تورم باید از بین برود، این یک ضرورت اقتصادی نیست! بلکه فهم مشترک فرهنگی است. لذا ممکن است تورمی وجود نداشته باشد، ولی عده ای فکر کنند وجود دارد. زیرا می توانند بر انتخاب افراد اثر بگذارند. قانون می گوید: وقتی همه چیز با هم حرکت می کنند، یعنی نسبت به هم ثابت هستند. اگر همه چیز روزی نیم درصد رشد کنند، یعنی رشدی وجود ندارد. میتوان نتیجه گرفت: اگر تورم در همه چیز باشد، پس تورمی وجود ندارد. بلکه وسعت دادن است. برای یک بازرگان، تورمی وجود ندارد! چون اگر هر کالایی گران شود، او هم گران می فروشد. لذا تورم را از خود عبور می دهد. تولید کننده هم به همین شکل است: زیرا فرمول فروش او: جمع کل هزینه ها بعلاوه چند درصد سود است. و هرچه تورم بیشتر باشد، سود او هم بیشتر می شود! برای دولت هم تورم وجود ندارد، زیرا هرچه کالاها گرانتر باشد، مالیات بر ارزش افزوده آن هم، بیشتر می شود. پس چه کسی از تورم صحبت می کند؟ جالب است بدانید همین سه طبقه هستند که: از تورم صحبت می کنند، کسی که اصلا درآمد ندارد، صحبتی نمی کند زیرا رسانه ای ندارد! یا پولی ندارد که رسانه ها را بخرد! ولی دیگران به اسم آنها اعتراض می کنند، تا بتوانند باز هم بیشتر و گرانتر بفروشند! و همه اینها عنصری فرهنگی است. و لذا کسانی که راه را اشتباه می روند، بجای پاسخ به انها، در عکس العمل انفعالی، به خود آنها می گویند: تورم را از بین ببرید! و انها هم هرگز این کار را نمی کنند: خداوند برای اهالی جهنم دو دسته خلایق دارد: کسانی که خلقت آنها از ابتدا برای جهنم بوده! و کسانی که براثر اشتباه، یا گناه به جهنم می روند! و فرق این دو گروه فقط در موضوع: احساس و درک است. آنهاییکه از اتش می ترسند و: ناراحت می شوند! و انهاییکه رگ درد! ندارند و سوختن را درک نمی کنند. مثال دنیایی برعکس : کسانی هستند که از سرما می لرزند! و اگر انها را در آب یح بفرستند، مریض می شوند. ولی ماهیها خونسرد هستند! زیرا احساس سرما ندارند، بدن آنها با حرارت تطبیق می شود، و عکس العمل نشان نمی دهد. بنابراین چیزی که انسان را می سوزاند: احساس درد است نه آتش. تورم را هم، احساس تورم به وبجود می اورد، نه کاهش تولید و ... لذا امری ذهنی و فرهنگی است. تا زمینه های ان نابود نشود، از بین رفتنی نیست. یک زمینه قبول تورم است. تورم فقط این دوسه روزه بوجود نیامده، از بدو تولد انسان بوده! زیرا امکانات محدود، و نیاز ها نامحدود است. اما موضوع تاثیرگذاری دشمن است. آنها با دامپینگ، احساس تورم را دردناک می کنند. یعنی کالاها و خدمات خود را، کاملا ارزان و راحت و مشتری پسند! به ایران می فروشند(البته سود آن را از آمریکا می گیرند)این باعث می شود مردم بگویند: هایپر مارکت از فروشگاه شهروند هم، ارزانتر است!

Dempping and production boom

When we know the economy as an infrastructure, we have a big mistake, so economic problems will never be solved! Because there is no infrastructure, and we did not recognize it. Economy is, first of all, a choice. When the choice is involved, it is intellectual and cultural. Those who know the economy as a substitute are obliged to replace mine. Some: instrumental algebra and some compulsion of capital. In the socialist economy, the tool says: "When the instrument changes, the human is forced to change: the instrument has its own culture, changed to the Neolithic or the banner, the thinking and the culture, too!" But as he tries to prove his theory, it must affect the selection of individuals. Therefore, the philosophical principles of the false front are denied in a philosophical way. But the principles of the philosophy of the right, moreover, prove more than ever. When inflation is to be eliminated, this is not an economic necessity! But: also cultural common understanding. So there may be no swelling, but there are some to think. Because: they can affect people's choices. The law says: When everything moves together, they are constant relative to each other. If everything grows half a day, then there's no growth. One can conclude: if inflation is at all, then there is no inflation. It is also spreading. There is no inflation for a businessman! Because: if any commodity becomes expensive, he will sell too much. So it passes on inflation. The producer is the same: because his sales formula: the total cost plus a few percent of the profit. And the higher the inflation, the more profit he gets! There is no inflation for the government, because the more commodities are priced, the higher the value added tax will be. So who speaks of inflation? It's interesting to know that the three floors are: speaking of inflation, who does not have any income at all, because he has no media! Or do not have the money to buy the media! But others protest in their name so they can sell even more and more expensive! And all this is a cultural element. And so those who go wrong, instead of responding to them, in the passive reaction, they say to themselves: Eliminate inflation! And they will never do this: God has two groups for the people of hell: those whose creation was hell for the first time! And those who go to hell by mistake or guilty! And the difference between the two groups is only in the subject: feeling and understanding. Those who are afraid of fire and: they get sad! And those who have a vein of pain! They do not understand and do not understand the burning. An example of a world of reverse: those who are shaking from the cold! And if they send them in water, they will get sick. But the fish are cool! Because they do not feel cold, their body adapts to heat, and does not react. So what burns a person is pain, not fire. Inflation also has a feeling of inflation, not a decrease in production, and so is a mental and cultural thing. Until its background is destroyed, it will not be destroyed. A field of inflation is accepted. Inflation is not just two hundred days old, since human birth! Because the facilities are limited, and the needs are unlimited. But the subject is the enemy's influence. They feel painful with a tipper. That is, your goods and services are quite cheap and convenient and customer-friendly! They sell it to Iran (of course, profit from the United States), which makes people say: Hypermarket is cheaper than a citizen's shop!

الدامبینق والازدهار الإنتاج

عندما نعرف الاقتصاد كبنیة أساسیة ، لدینا خطأ كبیر ، لذلك لن یتم حل المشاكل الاقتصادیة! لأنه لا توجد بنیة تحتیة ، ولم نتعرف علیها. الاقتصاد هو ، أولاً وقبل كل شیء ، خیار. عندما یتعلق الأمر بالاختیار ، فهو فكری وثقافی. أولئك الذین یعرفون الاقتصاد كبدیل ملزمون باستبدال لی. بعض الجبر مفیدة وبعض إكراه رأس المال. فی الاقتصاد الاشتراكی ، تقول الأداة: "عندما تتغیر الأداة ، یضطر الإنسان إلى التغییر: للأداة ثقافتها الخاصة ، وتغییرها إلى العصر الحجری الحدیث أو اللافتة ، والتفكیر والثقافة أیضًا!" لكن بینما یحاول إثبات نظریته ، یجب أن یؤثر على اختیار الأفراد. لذلك ، یتم رفض المبادئ الفلسفیة للجبهة الخاطئة بطریقة فلسفیة. لكن مبادئ فلسفة الحق ، علاوة على ذلك ، تثبت أكثر من أی وقت مضى. عندما یتم القضاء على التضخم ، فهذه لیست ضرورة اقتصادیة! ولكن أیضا التفاهم الثقافی المشترك. لذلك قد لا یكون هناك تورم ، لكن هناك من یفكر. لأنها یمكن أن تؤثر على خیارات الناس. یقول القانون: عندما یتحرك كل شیء معًا ، فهی ثابتة بالنسبة لبعضها البعض. إذا كان كل شیء ینمو نصف یوم ، فلا یوجد نمو. یمكن للمرء أن یستنتج: إذا كان التضخم على الإطلاق ، فلا یوجد تضخم. ینتشر أیضا. لا یوجد تضخم لرجل أعمال! لأنه إذا أصبحت أی سلعة باهظة الثمن ، فسیبیع الكثیر. لذلك یمر على التضخم. المنتج هو نفسه: لأن صیغة مبیعاته: التكلفة الإجمالیة زائد نسبة مئویة قلیلة من الربح. وكلما زاد التضخم ، زاد الربح الذی یحصل علیه! لا یوجد تضخم للحكومة ، لأنه كلما زاد سعر السلع ، ارتفعت ضریبة القیمة المضافة. فمن الذی یتحدث عن التضخم؟ من المثیر للاهتمام معرفة أن الطوابق الثلاثة هی: الحدیث عن التضخم ، الذی لیس لدیه أی دخل على الإطلاق ، لأنه لیس لدیه وسائط! أو لا تملك المال لشراء وسائل الإعلام! لكن آخرین یحتجون باسمهم حتى یتمكنوا من بیع أكثر وأكثر تكلفة! وكل هذا عنصر ثقافی. وهكذا فإن الذین یخطئون ، بدلاً من الرد علیهم ، فی رد الفعل السلبی ، یقولون لأنفسهم: القضاء على التضخم! ولن یفعلوا هذا أبداً: الله له مجموعتان لأهل الجحیم: أولئك الذین خلقهم جهنم لأول مرة! وأولئك الذین یذهبون إلى الجحیم عن طریق الخطأ أو المذنب! والفرق بین المجموعتین هو فقط فی الموضوع: الشعور والتفاهم. أولئك الذین یخافون من النار و: یحزنون! وأولئك الذین لدیهم ورید من الألم! إنهم لا یفهمون ولا یفهمون الحرق. مثال لعالم معكوس: أولئك الذین یهتزون من البرد! وإذا أرسلوا لهم فی الماء ، سوف یمرضون. لكن السمك بارد! لأنهم لا یشعرون بالبرد ، یتأقلم الجسم مع الحرارة ولا یتفاعل. فما یحترق الشخص هو الألم ولیس النار. التضخم لدیه أیضًا شعور بالتضخم ، ولیس انخفاضًا فی الإنتاج ، وكذلك الأمر عقلیاً وثقافیًا. حتى یتم تدمیر الخلفیة ، لن یتم تدمیره. یتم قبول مجال التضخم. التضخم لیس مجرد مائتی یوم ، منذ ولادة الإنسان! لأن المرافق محدودة ، والاحتیاجات غیر محدودة. لكن الموضوع هو تأثیر العدو. انهم یشعرون بالألم مع قلابة. وهذا هو ، البضائع والخدمات الخاصة بك هی رخیصة جدا ومریحة وصدیقة للعملاء! یبیعونها لإیران (بالطبع ، یستفیدون من الولایات المتحدة) ، مما یجعل الناس یقولون: هایبر ماركت أرخص من متجر المواطن!

Décapage et boom de la production

Lorsque nous connaissons l'économie en tant qu'infrastructure, nous commettons une grave erreur: les problèmes économiques ne seront jamais résolus! Parce qu'il n'y a pas d'infrastructure et nous ne l'avons pas reconnue. L'économie est avant tout un choix. Quand le choix est impliqué, c'est intellectuel et culturel. Ceux qui connaissent l'économie en tant que substitut sont obligés de remplacer la mienne. Une certaine algèbre instrumentale et une certaine contrainte du capital. Dans l'économie socialiste, l'outil dit: "Lorsque l'instrument change, l'humain est obligé de changer: l'instrument a sa propre culture, changé pour le néolithique ou la bannière, la pensée et la culture aussi!" Mais comme il essaie de prouver sa théorie, cela doit affecter la sélection des individus. Par conséquent, les principes philosophiques du faux front sont niés de manière philosophique. Mais les principes de la philosophie du droit prouvent d'ailleurs plus que jamais. Lorsque l'inflation doit être éliminée, ce n'est pas une nécessité économique! Mais aussi une compréhension culturelle commune. Donc, il ne peut y avoir aucun gonflement, mais il y a certains à penser Parce qu'ils peuvent influer sur les choix des gens. La loi dit: Quand tout bouge ensemble, ils sont constants les uns par rapport aux autres. Si tout augmente une demi-journée, il n'y a pas de croissance. On peut conclure: si l'inflation est du tout, alors il n'y a pas d'inflation. Il se répand aussi. Il n'y a pas d'inflation pour un homme d'affaires! Parce que si une marchandise devient chère, il vendra trop. Donc, cela transmet l'inflation. Le producteur est le même: parce que sa formule de vente: le coût total plus quelques pour cent du profit. Et plus l'inflation est élevée, plus il gagne! Le gouvernement n’a pas d’inflation, car plus le prix des produits de base sera élevé, plus la taxe sur la valeur ajoutée sera élevée. Alors, qui parle d'inflation? Il est intéressant de savoir que les trois étages sont: en parlant d’inflation, qui n’a aucun revenu, parce qu’il n’a pas de média! Ou n'avez pas l'argent pour acheter les médias! Mais d’autres protestent en leur nom pour pouvoir vendre encore plus et plus cher! Et tout cela est un élément culturel. Et ainsi, ceux qui se trompent, au lieu de leur répondre, par une réaction passive, se disent: Éliminer l'inflation! Et ils ne feront jamais cela: Dieu a deux groupes pour les gens de l'enfer: ceux dont la création a été l'enfer pour la première fois! Et ceux qui vont en enfer par erreur ou coupable! Et la différence entre les deux groupes ne concerne que le sujet: ressentir et comprendre. Ceux qui ont peur du feu et: ils sont tristes! Et ceux qui ont une veine de douleur! Ils ne comprennent pas et ne comprennent pas la combustion. Un exemple d'un monde d'inverse: ceux qui tremblent du froid! Et s'ils les envoient dans de l'eau, ils tomberont malades. Mais le poisson est cool! Parce qu'ils ne r





نوع اخبار :
برچسب ها : دمپینگ و رونق تولید،
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :