ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی


بسیاری از مشکلات موجود کشور ناشی از: عدم قبول مزیت های نسبی خوب ایران است. وجود نیروهای متخصص و مخترع، بقدری زیاد است که کشور اشباع شده! و قادر به جذب آنها نیست، درست مثل نفت که هر روز منابع و معادن جدیدی کشف می شود، و ایران به تنهایی قادر نیست همه آنها را، استخراج یا مصرف نماید. لذا باید کلمه فرار مغزها به عنوان صدور: مدیران و مهندسان و نیروی کار متخصص استفاده شود. وقتی مازاد نفت خود را می فروشد، باید مازاد نیروی انسانی خود را هم، به بازار های جهانی عرضه کند. در عرضه نیروهای کارآمد، باید این را بپذیریم که مردم ایران، با سابقه مدیریتی جهان در طول تاریخ، دارای تخصص های ویژه مدیریتی هستند. یعنی ممکن است کارگر خوبی نباشند! در تولید و در کارگاه نقش فعالی نداشته باشند، ولی در جاه طلبی و اداره جمعیت های بزرگ، کاملا متبحر هستند. اگر به زبان خودمان بگوییم: اکثرا ریاست طلب و پشت میز نشین هستند! و این در علم مدیریت از اصول ذاتی مدیران است. منتها در ایران به دلیل واگیری و همه گیر بودن آن، قابل تشخیص نیست. لذا اگر مزیت نسبی منابع انسانی را، در جهان تقسیم بندی کنیم: نوک قله آن یعنی دهک های بالای هرم، به ایرانی ها می رسد. متاسفانه این تقسیم بندی وقتی در یک کتاب خارجی باشد، برای ما قابل قبول تر است. مثلا اگر در کتاب اصول مدیریت بخوانیم که: در شرایط مساوی متقاضیان شغل مدیریت، آنکه جاه طلبی و بلند پروازی بیشتری داشته باشد، در اولویت است! اصلا تعجب نمی کنیم ولی اگر: یک ایرانی آن را بنویسد می گویند: ریاست طلب و خودخواه و خودپسند است. البته آموزه های دینی در این خصوص، نقش موثری  دارند ولی برداشتها، باید اصلاح شود. مثلا حضرت علی ع می فرماید: کسی که ریاست طلبی کند، هلاک می شود. یا اینکه برخی ها معتقدند: منظور ایشان عمر ابن ابی الخطاب بوده است، که همه حرفها را قبول می کرد، باهمه کنار می آمد، اما به شرط آنکه خودش در ریاست باقی بماند. یعنی فقط حس ریاست طلبی بوده، که او را برعلیه خط امامت و ولایت قرار داده بود. تقریبا همه دشمنان ائمه از این خصلت برخوردار بودند. زیرا همه آنها به برتری علمی و شخصیتی و: جایگاه پیامبران و ائمه اعتراف می کردند، ولی حاضر نبودند جایگاه خود را به آنان بدهند. معروف است که عمر می گفت:( لولا علی لهلک العمر)! یعنی اگر علی ع نبود(و در راهنمایی از علم مدیریتی خود استفاده نمی کرد) عمر هلاک شده بود. حتی رهبر بزرگترین گروه های مذهبی غیر شیعه، همگی شاگردان امام جعفر صادق بودند. بطوریکه ابوحنیفه رهبر حنفی ها می گوید:( لولا سنتان لهلک) اگر دوسال آموزش امام جعفر صادق نبود، من هلاک می شدم. شاید بتوان گفت غریزه مدیریت، یا جاه طلبی و ریاست طلبی در همه وجود دارد، ولی با درجات متفاوت بروز می کند. از نظر اسلام هم مردود نیست، زیرا مانند غریزه جنسی یا حب نفس، برای ادامه حیات لازم است. حتی امام علی ع می فرماید: اگر دو نفر هم باشید، سعی کنید یکی تان رهبر و پیشوا شود. بنا براین میتوان گفت: اگر از این غریزه درست استفاده شود، کاملا مورد تایید اسلام است. قبول ولایت الهی نبوت و امامت، جنبه درست این غریزه است. و ولایت شیطانی و مدیریت ظالمانه، از انواع منفی آن می باشد. به نظر می رسد اگر مسئولین هم نخواهند: این موضوع را قبول کنند، جریان مدیریت مثبت ایرانیان، در حال فراگیری جهان است. اگر همان فرار مغز ها را منظور کنیم: ایران بالاترین مغزهای فراری را دارد، ولی کیفیت آن کاملا متفاوت است: بطوریکه هرکدام از ایرانی ها، مرکز ثقل مدیریتی کشورهای میزبان خود هستند.

Full employment only depends on: Accepting Iran's global management.

Many of the country's problems are due to the lack of acceptance of the relative good advantages of Iran. The presence of specialist and inventor forces is so high that the country is saturated! And they can not absorb them, just like oil, which is discovered every day, new resources and mines, and Iran alone can not extract or use them all. Therefore, the word "brain drain" should be used as an issuer: managers and engineers, and a specialized workforce. When it sells its surplus oil, it must supply its surplus manpower to global markets. In the supply of efficient forces, we must accept that the Iranian people, with a history of world-class management in history, have special management specialties. Maybe they are not good workers! They do not have an active role in production and in the workshop, but are ambitious in the ambitions and management of large populations. If we say in our own language: Mostly presidential candidates are behind the table! And this is in management science from the intrinsic principles of managers. However, it is not recognizable in Iran because of its contagion and its pandemic. So, if we divide the relative advantage of human resources into the world: the tip of the peak, that is, the upper deciles of the pyramid, reaches the Iranians. Unfortunately, this division is more acceptable to us when it comes to a foreign book. For example, if we read in the Principles of Management that, under the same conditions, applicants for management jobs, who have more ambition and ambition, are the top priority! We are not surprised at all, but if: An Iranian writes it, they say: It is presidential, selfish and selfish. Of course, religious teachings have an effective role in this regard, but perceptions have to be corrected. For example, Imam Ali says: "The one who becomes presidential will be destroyed." Or some of them believe that his term was 'Omar Ibn Abi' al-Khatab, who accepted all the words, would have come to the fore, but on condition that he remained in the presidency. It was just a sense of presidentialism that put him against the Imamate and Provincial Line. Almost all the enemies of the Imams were of this nature. Because they all acknowledged scientific and personal superiority and: the status of prophets and imams, they refused to give their place to them. It is well-known that Omar would say that if he was not Ali (and did not use guidance in his management science), life would have been destroyed. Even the leader of the largest non-Shi'a religious groups, all were students of Imam Ja'far Sadeq. As the Hanafi leader Abu Hanifa says :(() If I did not teach Imam Ja'far for two years, I would perish. It may be said that the instinct of management, or ambition and presidency, exists in all but different degrees. In Islam, it is also not rejected, because it is necessary for the survival of life as a sexual instinct or breath. Even Imam Ali says: If you are two people, try to be one of your leaders and leaders. Therefore, one can say that if this instinct is used correctly, it is fully approved by Islam. Accepting Divine Providence of Prophecy and Imamate is the true aspect of this instinct. The evil province and the outlaw management are among the negative ones. It seems that if the authorities do not: To accept this, the positive flow of Iranians is in the process of learning the world. If we take the same brain drain: Iran has the highest runaway brains, but its quality is completely different: each of Iranians is the center of gravity of their host countries.

یعتمد التوظیف الكامل فقط على: قبول الإدارة الإیرانیة العالمیة.

یرجع الكثیر من مشكلات البلاد إلى عدم قبول المزایا الجیدة النسبیة لإیران. إن وجود قوى مختصة ومخترعة عالیة لدرجة أن البلاد مشبعة! ولا یمكنهم استیعابهم ، تماما مثل النفط ، الذی یتم اكتشافه كل یوم ، والموارد الجدیدة والألغام ، وإیران وحدها لا تستطیع استخراجها أو استخدامها جمیعا. ولذلك ، ینبغی استخدام كلمة "هجرة الأدمغة" كمصدر: المدیرون والمهندسون ، وقوة عاملة متخصصة. عندما تبیع فائض النفط لدیها ، یجب علیها توفیر فائضها البشری إلى الأسواق العالمیة. فی مجال توفیر القوى الفعالة ، یجب علینا أن نقبل أن یكون لدى الشعب الإیرانی ، مع تاریخ من الإدارة العالمیة فی التاریخ ، تخصصات إداریة خاصة. ربما هم لیسوا عمال صالحین! لیس لدیهم دور نشط فی الإنتاج وفی ورشة العمل ، ولكنهم طموحون فی طموحات وإدارة أعداد كبیرة من السكان. إذا قلنا بلغتنا: معظم المرشحین للرئاسة هم خلف الطاولة! وهذا فی علوم الإدارة من المبادئ الأساسیة للمدیرین. ومع ذلك ، فإنه لا یمكن التعرف علیها فی إیران بسبب عدوى وبوبائها. لذا ، إذا قسمنا المیزة النسبیة للموارد البشریة إلى العالم: قمة القمة ، أی العُشر العلیا للهرم ، تصل إلى الإیرانیین. للأسف ، هذا التقسیم مقبول أكثر لنا عندما یتعلق الأمر بكتاب أجنبی. على سبیل المثال ، إذا قرأنا فی مبادئ الإدارة أنه فی ظل نفس الظروف ، فإن المتقدمین للوظائف الإداریة ، الذین لدیهم طموح وطموح أكثر ، هم الأولویة القصوى! نحن لسنا متفاجئین على الإطلاق ، لكن إذا: كتبه إیرانی ، یقولون: إنه رئاسی وأنانی وأنانی. بالطبع ، تلعب التعالیم الدینیة دوراً فعالاً فی هذا الصدد ، ولكن یجب تصحیح التصورات. على سبیل المثال ، یقول الإمام علی: "الشخص الذی سیصبح رئاسیاً سوف یتم تدمیره". أو یعتقد البعض أن مدة حكمه هی عمر بن أبی الخطاب ، الذی قبل كل الكلمات ، كان سیأتی إلى المقدمة ، ولكن بشرط أن یبقى فی الرئاسة. كان مجرد شعور بالرئاسة یضعه ضد الإمامة وخط المقاطعة. تقریبا كل أعداء الأئمة كانوا من هذا النوع. لأنهم جمیعًا اعترفوا بالتفوق العلمی والشخصی و: وضع الأنبیاء والأئمة ، رفضوا إعطاء مكانهم لهم. من المعروف أن عمر سیقول إنه إذا لم یكن علی (ولم یستخدم التوجیه فی علم الإدارة) ، لكانت الحیاة قد دمرت. حتى زعیم أكبر المجموعات الدینیة غیر الشیعیة ، جمیعهم كانوا من طلاب الإمام جعفر صادق. وكما یقول الزعیم الحنفی أبو حنیفة: (() إذا لم أقم بتعلیم الإمام جعفر لمدة عامین ، فسوف أهلك. یمكن القول أن غریزة الإدارة ، أو الطموح والرئاسة ، موجودة بكافة درجاتها المختلفة. فی الإسلام ، لا یتم رفضه أیضًا ، لأنه ضروری لبقاء الحیاة كغریزة جنسیة أو نفس. حتى الإمام علی یقول: إذا كنت شخصین ، حاول أن تكون أحد قادتك وقادتك. لذلك ، یمكن للمرء أن یقول أنه إذا تم استخدام هذه الفطرة بشكل صحیح ، فإنه یتم الموافقة علیها بالكامل من قبل الإسلام. قبول العنایة الإلهیة بالنبوءة والإمامة هو الجانب الحقیقی لهذه الغریزة. المقاطعة الشریرة والإدارة الخارجة عن القانون هی من بین المناطق السلبیة. یبدو أنه إذا لم تفعل السلطات ذلك: لقبول ذلك ، فإن التدفق الإیجابی للإیرانیین هو فی طور تعلم العالم. إذا أخذنا نفس هجرة الأدمغة: فلدى إیران أعلى أدمغة جامحة ، لكن جودتها مختلفة تمامًا: فكل الإیرانیین هم مركز ثقل البلدان المضیفة لهم.

Tam məşğulluq yalnız İranın qlobal idarəetməsini qəbul edir.

Ölkənin problemlərinin əksəriyyəti İranın nisbi üstünlüklərini qəbul etməməsi ilə bağlıdır. Mütəxəssis və ixtiraçı qüvvələrin olması ölkənin doymuş olduğunu göstərir! Buna görə, "beyin axını" sözü emitent kimi istifadə olunmalıdır: menecerlər və mühəndislər və xüsusi işçi qüvvəsi. O, artıq neft satdıqda, onun artıq işçi qüvvəsini dünya bazarlarına çatdırmalıdır. Səmərəli qüvvələrin tədarükündə, tarixdə dünya səviyyəli idarəetmə tarixinə malik olan İran xalqının xüsusi idarəetmə ixtisaslarına malik olduğunu qəbul etməliyik. Bəlkə yaxşı işçilər deyil! Onlar istehsalda və seminarda fəal rol oynayır, amma böyük əhalinin istək və rəhbərliyində iddialıdırlar. Öz dilimizdə deyirsinizsə: Çoxu prezidentliyə namizədlər masanın arxasında! Və bu menecerlərin daxili prinsiplərindən idarəetmə elmindədir. Buna baxmayaraq, İranın çirklənməsi və pandemiyası səbəbindən İranda tanınmır. Buna görə də, insan resurslarının nisbi üstünlükləri bizim bölünmüş dünyanın əgər: piramida top desil zirvəsi, iranlılar görünür. Təəssüf ki, bu bölmə bir xarici kitabla əlaqəli olduğumuz zaman daha məqbuldur. Biz heç də təəccüblənmirik amma əgər: Bir İran yazırsa, deyirlər: Bu, prezidentlik, eqoist və mənəviyyatlıdır. Əlbəttə ki, dini təlimlər bu sahədə effektiv rol oynayır, anlayışlar düzəldilməlidir. Məsələn, İmam Əli deyir: "Başçılıq edənlər məhv olacaqdır". Bu, yalnız İmamət və vilayət xəttinə qarşı çıxan prezidentlik mənbəyidir. İmamların demək olar ki, bütün düşmənləri bu cür idi. Çünki hamısı elmi və şəxsi üstünlüklərini qəbul etdi və peyğəmbərlərin və imamların vəziyyətini özlərinə verməkdən imtina etdilər. Ömərin Əli olmadığını (və rəhbərliyində elmi rəhbərliyi istifadə etmədikdə), həyatı məhv edəcəyini deyirlər. Ən böyük şiə olmayan dini qrupların lideri hamısı İmam Cəfər Sadiqin tələbələri idi. Əbu Hənifə deyir :() İmam Cəfər əl-Sadiq iki ildir yıxıldı deyil Əgər kimi Hənəfi lideri. İdarəetmə, həvəs və prezidentliyin instinkti fərqli dərəcədə fərqləndiyini söyləmək olar. İslamda bu da rədd edilmir, çünki həyatın cinsi instinkt və ya nəfəs kimi sağ qalması lazımdır. Hətta İmam Əli belə deyir: "Əgər siz iki nəfərsinizsə, sizin liderlərinizdən və rəhbərlərinizdən biriniz olmağa çalışın. Buna görə də, əgər bu instinkt düzgün istifadə olunarsa, tamamilə İslam tərəfindən təsdiqlənmişdir. İlahi peyğəmbərlik və İmamətin qəbulunu qəbul etmək, bu instinktin əsl aspektidir. Şərq vilayəti və qaçaqçılıq rəhbərliyi mənfi olanlar arasındadır. Görünür, əgər hakimiyyət orqanları yoxsa: Bunu qəbul etmək üçün İranlıların müsbət axını dünya öyrənmək prosesindədir. Eyni beyin drenajını alırıqsa: İranın ən qaçaq beyinləri var, amma keyfiyyəti tamamilə fərqlidir: İranlıların hər biri öz ölkələrinin ağırlıq mərkəzidir.

 





نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :
یکشنبه 9 دی 1397 08:30 ب.ظ
tadalafil precio farmacia
cialisle.com
how does tadalafil work on prostate
[url=http://www.cialisle.com/]cialis[/url]
یکشنبه 9 دی 1397 04:11 ب.ظ
what will sildenafil do to you
viagra
how long does an erection last on sildenafil
[url=http://viagrabs.com]viagra online[/url]
یکشنبه 9 دی 1397 03:49 ب.ظ
do i need a prescription for sildenafil in the uk
[url=http://viagrapid.com/]viagrapid.com[/url] will sildenafil
help with premature ejaculation
یکشنبه 9 دی 1397 11:32 ق.ظ
cialis cost generic cialis visit the following internet site [url=http://cialisps.com/]cialis online[/url]
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :