ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
چهارشنبه 30 آبان 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

حضرت محمد ص، عصاره خلقت و اسوه مومنان است. لذا در همه ابعاد غلمی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی سرآمد است. از نظر زمان و مکان مستقل، و در همه زمان ها و مکان ها حضور دارد. در تعریف این حضور، یک مثال مادی می زنیم: جسم وقتی جامد است، اگر گوشه ای از ان کنده شود، جای ان خالی می ماند. بنابر این جامد، محصور در مکان است. اما وقتی که بصورت مایع شد، شکل  سخت خود را از دست می دهد، و به شکل مظروف خود، در می اید. یعنی شکل  وابسته دارد. اگر قسمتی از ان برداشته شود، جای ان پر می شود! ولی سطح آن پایین تر می اید. اما وقتی تبدیل به گاز شد، یعنی آتش و حرارت در ان اثر گذاشت.  مانند ذات نور یا آتش همه گیر می شود. از بعد مکانی رها می گردد و: در همه جای مظروف خود حضور پیدا می کند. مانند بخار آب که اگر در یک کتری باشد، همه فضای ان را پر می کند، واگر در دیگ هم باشد همینطور. گاز طبیعی اگر مایع باشد، در یک کپسول جا می گیرد! ولی همان کپسول اگر در یک کار خانه رها شود، همه فضای کارخانه را البته رقیق تر پر می کند، که همه اینها مبنای فلسفی دارد. با این تمثیل خداوند خود را به نور تشبیه می کند(الله نور السماوات والارض) و خاصیت نور در این است که: در همه جا حضور دارد. حتی اگر ظاهرا پشت ابر باشد، ولی اثر خود را می گذارد. و امام زمان عج، با همین مثل غیبت خود را تفسیر فرموده است. لذا انبیا و اولیا هم نور هستند. بارها فرموده شده که( کلهم نور واحد): همه آنها از یک سرچشمه و: یک منبع خدایی هستند. لذا در همه زمان ها و مکانها، حضور دارند. البته تشکیک در نور هم هست، یعنی انوار الهی مانند رنگین کمان، هرکدام شخصیت مخصوص خود را دارند. و برخی نیز مانند اشعه ایکس! دیده نمی شود ولی، نادیده ها را عیان می کند! بنابر این برای درک و فهم پیامبران و اولیا خدا، باید فهم مادی و جسم سخت را، از ذهن بیرون کنیم و به: روح فکر کنیم که به جسم لطیف یا رقیق هم بیان شده است. یعنی نور خدا اصلی است، و از این نور، دیگر چراغ ها استینار می کند. مانند ماه که از نور خورشید استفاده می کند. و خودش هم نور محسوب می شود، ولی رقیق تر و لطیف تر. برای ما که جسم سخت هستیم، و هنوز به درجه سیالیت یا دخانیت نرسیده، این جای تعجب دارد که: هم در ایران باشیم و هم در اروپا! اما این موجودات نورانی، در همه مکان ها و زمان ها حضوردارند. از رفتار همه باخبر هستند و: همه پرونده ها را مطالعه می کنند. و مواظب دنیا می باشند. بطوریکه روایت است: اگر حجت خدا نباشد، زمین اهلش را فرو می برد. برای بیان این هم میتوان: ازفرمول های ریاضی بهره جست: برای هر حرکتی دو نوع نیرو لازم است: دراگ و لیفت! که منظور این روایت آن است: اگر امام زمان یا حجت خدا(بلاتشبیه بعنوان دراگ) نباشد، لیفت به تنهایی عمل می کند. می بینیم هرچه علم انسان پیشرفت می کند، به عوامل بیشتری که در وجود موثر هستند، پی می برد. مانند یک فرد که در کودکی، پدر یا مادر خود را همه کاره می داند. ولی بعد کم کم می فهمد: مدرسه و دانشگاه هم هستند. با سازمان های اداری اشنا می شود، و روابط بین المللی را، بدون اینکه دیده باشد می پذیرد. جسم پیامبران را هم تعداد کمی دیده اند، حتی در زمان زنده بودن آنان، فقط اصحاب و دوستان بودند. مردم سرزمین های دیگر بدون دیدن، به او ایمان می اوردند. اکنون نیز جهان گرچه پیامبران را ندیده، ولی به آنان ایمان دارد. بسیاری از انسان ها که به درجه سیالیت رسیده، و سیر و سلوک داشته اند، ملاقاتهای هم داشته اند. پیاده روی اربعین نمونه واقعی این حضور است. همه فقط با خدا نجوا می کردند، یا با امام حسین کار داشتند!

Prophet for all seasons

Prophet Muhammad is the Exaltation of the Creation and the Asses of Believers. So, in all aspects, it is cultural, political and economic. In terms of time and place, and at all times and places. In the definition of this presence, we take a physical example: the body is solid, if it is taken out of the corner, it remains empty. So solid is enclosed in the place. But when it becomes liquid, it loses its hard form, and it comes in its own form. That is, it has a dependent form. If part of it is removed it will be filled! But its level is lower. But when it turned to gas, it meant fire and heat. Like the nature of light or fire. It is released from the spatial dimension: it appears everywhere. Like water vapor, if it is in a kettle, it will fill all its space, if it is in the same pot. Natural gas will be in a capsule if it is liquid! But the same capsule, if abandoned in a work house, fills the entire space of the factory, more or less, all of which has a philosophical basis. With this allegory, God likens himself to light () and the power of light is that it is everywhere. Even if it appears to be behind the cloud, it does its work. And the Imam of the Ajj time has interpreted the same as his absenteeism. Therefore, the prophets and the elders are light. It has been said many times that (): They all originate from one source and are a source of God. So they are present at all times and places. There are, of course, light bulbs, that is, divine vestiges like rainbows, each with their own personality. And some like X-rays! It cannot be seen but reveals the ignorance! Therefore, in order to understand and understand the prophets and the Almighty God, we must remove the material and the hard material from the mind, and to: Think of the spirit that is expressed in a subtle body. That is, the light of God is original, and from this light, the other lights stagnate. Like a moon that uses sunlight. And it is light itself, but it is thinner and more subtle. For us, which is a hard object, and yet it has not reached the level of fluidity or smoke, it is surprising that: both in Iran and in Europe! But these creatures are luminous in all places and times. They are aware of the behavior of everyone and they read all the cases. And they care about the world. As: it is narrated: If it is not God's will, it will pour its land. To express this, one can: use mathematical formulas: for each movement, two types of force are needed: drag and lift! The meaning of this narrative is that if the Imam is not God's time (the blessings of the Dragh), the lift is acting alone. We see that as human science progresses, it realizes more factors that are effective in existence. Like a person who, in childhood, considers his or her father to be versatile. But then he understands little: there are also schools and colleges. It gets acquainted with the administrative agencies, and accepts international relations without being seen. Few had seen the body of the prophets, even when they were alive, only companions and friends. People of other lands would believe in them without seeing them. Now the world has not seen the prophets, but believes in them. Many people who had reached the level of fluidity and traditions had meetings. The arbane hike is the real example of this presence. Everyone just whispered to God, or they worked with Imam Hussein!

النبی لجمیع الفصول

النبی محمد هو تمجید الخلق وأنواع المؤمنین. لذلك ، فی جمیع الجوانب ، فهی ثقافیة وسیاسیة واقتصادیة. من حیث الزمان والمكان ، وفی جمیع الأوقات والأماكن. فی تعریف هذا الوجود ، نأخذ مثالًا فیزیائیًا: الجسم صلب ، إذا أخرج من الزاویة ، یبقى فارغًا. لذلك یتم وضع مادة صلبة فی المكان. ولكن عندما یصبح سائلاً ، فإنه یفقد شكله الثابت ، ویأتی فی شكله الخاص. وهذا هو ، لدیه شكل تابع. إذا تمت إزالة جزء منه فسیتم ملؤه! لكن مستواه أقل. لكن عندما تحولت إلى الغاز ، كان ذلك یعنی النار والحرارة. مثل طبیعة الضوء أو النار. یتم تحریره من البعد المكانی: یظهر فی كل مكان. مثل بخار الماء ، إذا كان فی غلایة ، فإنه سوف یملأ كل مساحته ، إذا كان فی نفس الوعاء. سیكون الغاز الطبیعی فی كبسولة إذا كان سائلاً! لكن الكبسولة نفسها ، إذا تم التخلی عنها فی بیت العمل ، تملأ كامل مساحة المصنع ، أكثر أو أقل ، وكلها لها أساس فلسفی. بهذا الرمز ، یشبّه الله نفسه بالضوء () وقوة الضوء هی أنه فی كل مكان. حتى لو بدا أنه وراء السحابة ، فإنه یقوم بعمله. وقد فسر إمام العصر Ajj نفس تغیبه. لذلك ، فإن الأنبیاء والشیوخ هم من النور. وقد قیل مرات عدیدة: (): كلها تنشأ من مصدر واحد وهی مصدر لله. لذلك هم موجودون فی جمیع الأوقات والأماكن. هناك بالطبع ، المصابیح الكهربائیة ، أی بقایا إلهیة مثل قوس قزح ، كل منها بشخصیتها الخاصة. والبعض أشبه بالأشعة السینیة! لا یمكن رؤیته بل یكشف عن الجهل! لذلك ، من أجل فهم وفهم الأنبیاء والله سبحانه وتعالى ، یجب علینا إزالة المادة والمواد الصلبة من العقل ، وإلى: التفكیر فی الروح التی یتم التعبیر عنها فی جسد خفی. أی أن نور الله أصلی ، ومن هذا الضوء ، تضاءل الأضواء الأخرى. مثل القمر الذی یستخدم ضوء الشمس. وهو ضوء بحد ذاته ، لكنه أرق وأدق. بالنسبة لنا ، وهو شیء صعب ، ومع ذلك لم یصل إلى مستوى السیولة أو الدخان ، فمن المدهش أن: سواء فی إیران أو فی أوروبا! لكن هذه المخلوقات مضیئة فی كل الأماكن والأزمنة. إنهم یدركون سلوك الجمیع ویقرؤون جمیع الحالات. وهم یهتمون بالعالم. كما روى: إذا لم تكن إرادة الله ، فإنها ستصب أرضها. للتعبیر عن هذا ، یمكن للمرء: استخدام الصیغ الریاضیة: لكل حركة ، هناك حاجة إلى نوعین من القوة: السحب والرفع! معنى هذه الروایة هو أنه إذا كان الإمام لیس وقت الله (بركات دراغ) ، فإن المصعد یتصرف بمفرده. ونحن نرى أنه مع تقدم العلوم الإنسانیة ، فإنها تحقق المزید من العوامل الفعالة فی الوجود. مثل الشخص ، فی مرحلة الطفولة ، یعتبر والده أن یكون متعدد الاستعمالات. لكنه بعد ذلك لا یفهم الكثیر: فهناك أیضًا مدارس وكلیات. یتعرف على الوكالات الإداریة ، ویقبل العلاقات الدولیة دون أن یرى. قلة من الناس رأوا جسد الأنبیاء ، حتى عندما كانوا أحیاء ، فقط رفقاء وأصدقاء. أهل أراض أخرى یؤمنون بها دون أن یراهم. الآن لم یر العالم الأنبیاء ، بل آمن بهم. كثیر من الناس الذین وصلوا إلى مستوى السیولة والتقالید عقدوا اجتماعات. الارتفاع البهلوانی هو المثال الحقیقی لهذا الوجود. الجمیع همست فقط لله ، أو عملوا مع الإمام الحسین!

Hər mövsüm üçün Peyğəmbər

Peyğəmbər Əfəndimiz, yaradılmanın və mö'minlərin döyülməsidir. Beləliklə, hər cəhətdən mədəni, siyasi və iqtisadi. Zaman və yer baxımından, hər zaman və yerlərdə. Bu vəziyyətin tərifində fiziki bir nümunə götürürük: cəsəd bərkdir, küncdən çıxarılırsa, boş qalır. Yerə bərk bərkidilmişdir. Amma maye olduqda, ağır formasını itirir və öz forması ilə gəlir. Yəni bir asılı forma var. Bunun bir hissəsi qaldırılsa, doldurulacaq! Lakin onun səviyyəsi aşağı. Lakin qaz çevrildiyi zaman yanğın və istilik demək idi. Yüngül və ya yanğın təbiəti kimi. Məkan ölçüsündən azad edilir: hər yerdə görünür. Bu su buxarında olduğu kimi, bir qazan da olsa, eyni qabda olsa, bütün yerini dolduracaqdır. Əgər maye olsaydı, təbii qaz bir kapsulda olacaq! Amma eyni bir kapsul, bir iş evində tərk edilərsə, fabrikin bütün yerini daha çox və ya daha az doldurur və bunların hamısı fəlsəfi bir təməldir. Bu ayə ilə, Allah özünü yüngülə bənzəyir () və işığın qüvvəsi hər yerdə olduğudır. Buludun arxasında olsaydı belə, bu işi yerinə yetirir. Və Ajj vaxtının imamı onun itaətsizliyi ilə eyni şəkildə şərh etmişdir. Buna görə peyğəmbərlər və ağsaqqallar yüngüldürlər. Bir çox dəfə deyildi ki: (Hamısı) bir qaynaqdan gəlir və Allahın qaynağıdır. Beləliklə, onlar hər zaman və yerlərdə iştirak edirlər. Əlbəttə ki, yüngül ampüller, yəni göy qurşağı kimi ilahi keşiklər var, hər biri öz şəxsiyyətləri ilə. Və bəzi X-şüaları kimi! Görülə bilməz, ancaq cahilliyi ortaya qoyur! Buna görə də, peyğəmbərləri və Qüdrətli Allahı anlamaq və anlamaq üçün, maddi və çətinliyini maddəni çıxarmalıyıq və incə bir bədəndə ifadə olunan ruhu düşünün. Yəni, Allahın işığı orijinaldır və bu işıqdan digər işıqlar durur. Günəş işığını istifadə edən bir ay kimi. Bu işıq özüdür, ancaq daha incə və incədir. Ağır bir obyekt olan və hələ akışkanlıq və ya duman səviyyəsinə çatmamış bizim üçün təəccüblüdür: İran və Avropada da! Amma bu canlılar bütün yerlərdə və zamanlarda parlaqdır. Hər kəsin davranışından xəbərdar olurlar və bütün halları oxuyurlar. Və onlar dünyaya qayğı göstərirlər. Rəvayət olunduğu kimi: əgər Allahın iradəsi olmasa, torpağını tökəcəkdir. Bunları ifadə etmək üçün: riyazi formulları istifadə edin: hər bir hərəkət üçün iki növ güc tələb olunur: sürükleyin və qaldırın! Bu pyn ilə birlikdə işlədilər!





نوع اخبار :
برچسب ها : پیامبری برای تمام فصول،
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :