ندای ماهین
نیاز به یک اسپانسر یا سرمایه گذار می باشد09120836492
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

برخلاف آنکه می گویند: سیاست و اخلاق جمع شدنی نیستند! بلکه از هم جداشدنی نیستند، و هرکس آنها را جدا می کند، خودش می داند حرف چرتی می زند، و فقط قصد توهین و یا انتقام دارد، یا می خواهد استبداد را اجرا کند.  زیرا همانطور که دیدیم، حریم آزادی هرکسی، فقط با اخلاق تضمین می شود. اگر کسی اخلاق و انصاف نداشته باشد، حریم خود را گسترش داده، وارد حریم دیگران می شود. عده ای ساده اندیش می گویند: اگر نظارت قانونی باشد، حریم رعایت می شود، ولی مشکل در اینجا است که: ناظران باید با اخلاق و انصاف باشند! و الا لابی می زنند و: طرف زور مداران را می گیرند. شاید بگویند که بر آنها هم ناظر می گذاریم. اما مشکل هم چنان باقی است. عده ای هم گفته اند: وجدان میتواند جای اخلاق را بگیرد. مثلا شاه مستبد، از زورگویی به مردم وجدان درد بگیرد! که نشان می دهد: اصلا وجدانی باقی نمانده، که بتواند موثر باشد. بنابر این تنها راه رعایت حریم آزادی، اخلاق مدار بودن همه مردم است. هرجا اخلاق شکست بخورد، استبداد و عدم رعایت حریم آغاز می شود. امروزه ثابت شده که: انسان برای اداره دیگران، ابتدا باید بتواند خود را مدیریت کند. و این اصل اول اخلاق، یعنی خودسازی است. برای خودسازی لازم است: از خود شناخت کافی داشته باشد. در سه جا انسان میتواند خود را بشناسد: یکی موقع یاد آوری مرگ، زیرا ناگهان حس می کند: همه چیز تمام می شود. دوم هنگام شعر گفتن یا خیالبافی های هدفمند. سوم هنگام کمک به دیگران، زیرا متوجه می شود که: چه توانایی هایی دارد. اخلاق از نظر تئوری، مجموعه عملکرد هر شخص یا: سازمان است و شخصیت او را تشکیل می دهد. اخیرا بازاریابی نیز به این نتیجه رسیده که: افراد با اخلاق در جذب مشتری موفق تر هستند. پیامبر اسلام هم فرموده: خوش اخلاقی باعث افزایش روزی می شود. حتی افراد ضد اخلاق و: بی اخلاق هم وقتی می خواهند چیزی بخرند، به مغازه ای مراجعه می کنند که: فروشندگان آن با اخلاق ترند. این فرق اساسی اخلاق اسلامی، با اخلاق غربی هم است. در غرب بخاطر جذب مشتری، به تدوین اصول اخلاقی و رعایت آن می پردازند. در اسلام خداوند است که بشر را، به اخلاق هدایت می کند. فرق این دو هم کاملا واضح است: پشتوانه اخلاق در غرب، مشتری مداری و دریافت سود بیشتر است. لذا اگر راههای دیگری، سود بیشتری برساند، به سرعت اخلاق فراموش می شود. در معاملات حرام مثل: دزدی و قاچاق مواد مخدر و تجارت انسان، نیازی به اخلاق نیست! لذا ضد اخلاق بهتر جواب دهد: کشتار یکدیگر، دروغ و خیانت، از راستی و صداقت بهتر جواب می دهد. به همین دلیل میتوان گفت: غرب یا آن عده ای از غربی ها، که اخلاق را از سیاست جدا می دانند، و می خواهند مذهب هم از سیاست جدا باشد، به این دلیل است که می خواهند: در معاملات حرام وارد شوند. در حال حاضر آمار تجارت جهانی هم، همین را می گوید: غربی های بی اخلاق، توانسته اند در فروش مواد مخدر، قاچاق اسلحه و تجارت: اعضای بدن انسان رکورد بزنند. اما آن بخش هم که می خواهند: تجارت حلال داشته باشند، معمولا اخلاق بدون خدا را قبول می کنند! زیرا می ترسند مورد تمسخر قرار بگیرند. لذا تمام قوانین اخلاقی پیامبران و: ائمه را بیان می کنند، بدون اینکه از آنها اسم ببرند! و معمولا هم در این شرایط، به اسم خودشان ثبت می کنند. مانند پیتر دراکر که همه: نقل قول ها و جملات معروفش، ازنهج البلاغه و نهج الفصاحه است، ولی بنام خودش ترجمه و ثبت کرده است. و این بی اخلاقی و سرقت ادبی نتیجه کفر، یا پوشاندن حقیقت اصلی یعنی خداوند است.و این ثابت می کند اخلاق بدون خد هم، مانند بی اخلاقی و سیاسی کاری است.


Liberation from tyranny only: with morality

Contrary to what they say: Politics and morality are not crowded! They are not separable, and each one separates them, knows what he knows, only intends to insult or retaliate, or wants to execute tyranny. Because: as we have seen, the freedom of everyone's freedom is guaranteed only by morals. If anyone does not have ethics and fairness, he extends his privacy and enters the privacy of others. Some simple people say: If monitoring is legal, privacy is respected, but the problem here is: observers must be morally and fair! And they lobby for it and: They get the strikers. Maybe we say that we are observing them too. But the problem remains. Some have also said that conscience can take the place of morality. For example, a tyrannous king, to hurt people from conscience! Which: shows that there is no conscience left that can be effective. Therefore, the only way to observe the freedom of liberty is to be the ethics of all people. Where morality fails, tyranny and lack of respect for privacy begin. It has now been proven that man must first manage to manage others. And this is the first principle of morality, that is, self-improvement. It is necessary for self-development: to have sufficient knowledge of itself. In three places, one can recognize himself: At one time, he remembers death, because he suddenly feels: everything is over. The second is when you say poetry or purposeful fantasies. Third, helping others, because they realize: What are the abilities? Theoretically, morality is the function set of any person or organization: it is an organization that forms its personality. Marketing has also recently come to the conclusion that: people with morality are more successful in attracting customers. The Prophet of Islam also said that good morals will increase the day. Even anti-ethical and immoral people, when they want to buy something, go to a shop that sellers are morally more ethical. This is the fundamental difference between Islamic ethics and Western ethics. In the West, in order to attract customers, they are developing ethical principles and observing them. In Islam, God leads mankind to morality. The difference between the two is also quite clear: the backbone of morality in the West is a customer-oriented and gaining more profit. So, if other ways of gaining more profit, morality is quickly forgotten. In the forbidden deals, such as: theft and trafficking of drugs and human trade, there is no need for morality! Hence, anti-morality will respond better: killing each other, lies and betrayal, answers better than truth and honesty. For this reason, the West or those Westerners who separate morality from politics, and want religion to be separate from politics, is why they want to: enter into haram transactions. At the moment, global trade statistics also say that immoral Westerners have been able to record the sale of drugs, arms trafficking and trade: human organs. But those who want to: have a legitimate trade; they usually accept morals without God! Because: they are scared to be ridiculed. Therefore, all the moral rules of the prophets and the Imams are expressed without naming them! And usually they are registered in their own name in these circumstances. Like Peter Drucker, who all: his famous quotations and sentences are from nahj al-Balaghah and Nahj al-fasheh, but translated and recorded in his own name. And this immorality and plagiarism is the result of disbelief, or covering the main truth of God. And this proves that morality without God is like morality and politics.

التحریر من الطغیان فقط: مع الأخلاق

على عكس ما یقولونه: السیاسة والأخلاق لیست مزدحمة! فهی غیر قابلة للانفصال ، وكل منها یفصل بینها ، ویعرف ما یعرفه ، ویعتزم فقط إهانة أو الانتقام ، أو یرید تنفیذ الطغیان. لأنه ، كما رأینا ، یتم ضمان حریة الجمیع فقط من خلال الأخلاق. إذا لم یكن لدى أی شخص أخلاقیات ونزاهة ، فإنه یوسّع خصوصیته ویدخل خصوصیة الآخرین. بعض الناس البسطاء یقولون: إذا كانت المراقبة قانونیة ، فإن الخصوصیة تحظى بالاحترام ، لكن المشكلة هنا هی: یجب أن یكون المراقبون معنویین أخلاقیا! وهم یضغطون من أجل ذلك: یحصلون على المضربین. ربما نقول أننا نلاحظها أیضًا. لكن المشكلة لا تزال قائمة. وقال البعض أیضا أن الضمیر یمكن أن یحل محل الأخلاق. على سبیل المثال ، ملك مستبد ، لإیذاء الناس من الضمیر! مما یدل على أنه لا یوجد ضمیر متبقی یمكن أن یكون فعالاً. لذلك ، فإن الطریقة الوحیدة لمراقبة حریة الحریة هی أن تكون أخلاقیات كل الناس. عندما تفشل الأخلاق ، یبدأ الاستبداد وعدم احترام الخصوصیة. لقد ثبت الآن أن الرجل یجب أن یدیر أولا إدارة الآخرین. وهذا هو المبدأ الأخلاقی الأول ، أی تحسین الذات. من الضروری للنمو الذاتی: أن یكون لدیك معرفة كافیة بنفسه. فی ثلاثة أماكن ، یمكن للمرء أن یدرك نفسه: فی وقت من الأوقات ، یتذكر الموت ، لأنه یشعر فجأة: كل شیء قد انتهى. والثانی هو عندما تقول الشعر أو التخیلات الهادف. ثالثًا ، مساعدة الآخرین ، لأنهم یدركون: ما هی القدرات؟ نظریًا ، الأخلاق هی مجموعة وظیفیة لأی شخص أو منظمة: إنها منظمة تشكل شخصیتها. وقد توصل التسویق فی الآونة الأخیرة إلى استنتاج مفاده أن: الأشخاص الذین یتمتعون بالأخلاق أكثر نجاحًا فی جذب العملاء. وقال نبی الإسلام أیضا أن الأخلاق الحمیدة سوف تزید من الیوم. حتى الأشخاص المعادین للأخلاق وغیر الأخلاقیة ، عندما یریدون شراء شیء ما ، یذهبون إلى المتجر الذی یعتبر الباعة أكثر أخلاقیة من الناحیة الأخلاقیة. هذا هو الفرق الأساسی بین الأخلاق الإسلامیة والأخلاق الغربیة. فی الغرب ، من أجل جذب الزبائن ، یقومون بتطویر المبادئ الأخلاقیة ومراقبتها. فی الإسلام ، یقود الله البشریة إلى الأخلاق. الفرق بین الاثنین واضح جدا: العمود الفقری للأخلاق فی الغرب هو موجه نحو الزبون ویكسب المزید من الأرباح. لذا ، إذا كانت هناك طرق أخرى لكسب المزید من الأرباح ، فإن الأخلاق یتم نسیانها بسرعة. فی الصفقات المحرمة ، مثل: سرقة المخدرات والاتجار بها والاتجار بها ، لا توجد حاجة إلى الأخلاق! من هنا ، ستستجیب معاداة الأخلاق بشكل أفضل: فقتل بعضها البعض والأكاذیب والخیانة ، أجوبة أفضل من الحقیقة والصدق. ولهذا السبب ، فإن الغرب أو الغربیین الذین یفصلون الأخلاق عن السیاسة ، ویریدون أن یكون الدین منفصلاً عن السیاسة ، هو السبب فی أنهم یریدون: الدخول فی معاملات حرام. فی الوقت الحالی ، تقول إحصاءات التجارة العالمیة أیضًا أن الغربیین غیر الأخلاقیین تمكنوا من تسجیل بیع المخدرات ، والاتجار بالأسلحة والتجارة: الأعضاء البشریة. لكن أولئك الذین یریدون: لدیهم تجارة مشروعة ، فإنهم عادة یقبلون الأخلاق بدون الله! لأنهم یخافون من السخریة. لذلك ، یتم التعبیر عن جمیع القواعد الأخلاقیة للأنبیاء والأئمة دون تسمیة لهم! وعادة ما یتم تسجیلهم باسمهم فی هذه الظروف. مثل بیتر دراكر ، الذی هو كل شیء: الاقتباسات والأحادیث الشهیرة من نوح البلاغة ونهج الفاشة ، ولكن ترجمتها وتسجیلها باسمه. وهذا الفجور والانتحال هو نتیجة عدم التصدیق ، أو تغطیة الحقیقة الرئیسیة لله. وهذا یثبت أن الأخلاق بدون الله هی مثل الأخلاق والسیاسة.

Yalnız zülmündən azad olmaq: əxlaqla

Onlar dediklərinə zidd: Siyasət və əxlaqlıq dolu deyil! Çünki gördüyümüz kimi, hər kəsin azadlığının azadlığı yalnız əxlaqla təmin olunur. Kimsə əxlaq və ədalətsizliyə malik deyilsə, öz şəxsi həyatını uzadır və başqalarının gizliliyinə daxil olur. Və onlar lobbiçilik edir: Onlar grevciler almaq. Bəlkə də biz onları da müşahidə edirik. Ancaq problem qalır. Bəziləri də vicdanın əxlaq yerini ala biləcəyini söylədilər. Məsələn vicdanı incitmək üçün zülmkar bir kral! Hansı təsirli ola biləcək bir vicdanı olmadığını göstərir. Buna görə azadlıq azadlığını müşahidə etmək üçün yeganə yol bütün insanların etikasıdır. Əxlaqsızlığın uğursuz olduğu yerdə, zülm və gizliliyinə hörmət olmaması baş verir. İndi insanın başqalarını idarə etmək üçün idarə etməsi lazım olduğu sübut edilmişdir. Bu, əxlaqın ilk prinsipidir, yəni özünü inkişaf etdirməkdir. Özünü inkişaf etdirmək üçün özünü kifayət qədər bilməli olmaq lazımdır. Üç yerdə özünü tanıyır: bir anda ölümünü xatırlayır, çünki birdən hiss edir: hər şey bitdi. İkincisi şeir və ya məqsədəuyğun xəyalları söylədiyiniz zamandır. Üçüncüsü, başqalarına kömək etmək, çünki onlar başa düşürlər: Qabiliyyətlər hansılardır? Teorik olaraq, əxlaq hər hansı bir insanın və ya təşkilatın funksiyasıdır: onun şəxsiyyətini təşkil edən bir təşkilatdır. Marketinq yaxın zamanda son nəticəyə gəlmişdir ki, əxlaqlı insanlar müştəriləri cəlb etməkdə daha uğurlu olurlar. İslam Peyğəmbəri də yaxşı əxlaq günün artacağını söylədi. Hətta etik əxlaqi və əxlaqsız insanlar, bir şey satın almaq istədikdə, satıcıların əxlaqi cəhətdən daha etik olduğu bir mağazaya getməlidirlər. Bu islam əxlaqı ilə Qərb etikası arasındakı əsas fərqdir. Qərbdə müştəriləri cəlb etmək üçün onlar etik prinsiplər hazırlayır vdeyildir.





نوع اخبار :
برچسب ها : رهایی از استبداد فقط: با اخلاق،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :