ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
جمعه 3 فروردین 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

اقتصاد را برحسب برخی تعلیقات، به اقتصاد خرد و کلان تقسیم می کنند. ولی به دلیل پیوستگی جهانی، گاهی به اقتصاد ملی و :فراملی هم نگاهی انداخته می شود. اما به نظر می رسد این تقسیم بندی ها نشان از یک اقتصاد گسسته است. زیرا وقتی سیستم اقتصادی یکپارچه باشد، زیر سیستم ها و فرا سیستم های: فراوانی خواهد داشت ولی، همه با هم هماهنگ خواهند بود. مانند بدن انسان که دارای: سیتسم های عضلانی و گوارشی و... هست، ولی همه آنها در جهت رشد و: زنده ماندن بدن فعالیت می کنند. در صورتی که نظم سیستماتیک به هم بخورد، آنوقت یک سیستم بجای حمایت از سیستم های دیگر، به آنها حمله می کند مانند اختلالی که: در بیماری ام اس به وجود می آید. در طبیعت ناهماهنگی سیستم وجود ندارد، یعنی همه سیستم ها و زیر سیستم ها، طوری طراحی و برنامه ریزی شده اند که: فقط در جهت تکامل یکدیگر حرکت می کنند و: این هوشمندی الهی و خدا دادی به آنها است، که گاهی از آن به عنوان غریزه و: گاهی به عنوان جاذبه نام برده می شود. چون همه اینها دقیقا تحت حمایت خداوند متعال است. حتی دوری سیستم ها که ضد جاذبه هم باشد، باز به نفع سیستم بوده و: توسعه جهان نام گرفته است(انا لموسعون). اما در انسان یک موضوع متفاوت است: و آن اراده یا اختیار انسانی است، که میتواند جهت را عوض کند. می گویند افراد جبری که اصلا به: اختیار انسان اعتقاد ندارند هم، موقع عبور از خیابان، اول سمتی را نگاه می کنند: تا خودرویی آنها را زیر نگیرد! لذا وجود اختیار در انسان باعث می شود: از روند تکاملی اشیا هم جلوگیری کند، یا آن را سرعت بخشد. به این جهت اقتصاد، یک علوم انسانی است، که با همه پیچیدگی های علمی خود، باز هم فرمان او دست بشر است: و به هرطرف بخواهد می چرخاند. لذا پیوسته دیدن اقتصاد، آن را از حوزه علوم انسانی خارج می کند. چنانچه برخی ها مدیریت را، به  این سرنوشت دچار کردند! آنها مدیریت را مانند: فرمول های مکانیکی و صنعتی، یکی از اجزا تولید تامگذاری کرده! و در داتشگاههای صنعتی درس می دهند. آنها ارتباط صنعت و دانشگاه را هم، پیوسته فرض کرده و بطور مکانیکی: فرموله می کنند. شاید این تئوری بدون اینکه بیان شود، در طول تاریخ اجرا می شده: بخصوص در قرن نوزده و بیست، که اوج مادیگرایی بوده است. یعنی اقتصاد همان ابزار تولید بود! و ارزش افزوده، ملعون و ضد بشری حساب می شد. انسان به واسطه ابزارش شناخته می شد، درست مثل اینکه برخی ها می گویند: هویت مرد به کار اوست، و اگر بیکار باشد بی هویت است. اما انقلاب اسلامی و تئوری اسلامی، ثابت کرد که همه عوامل موثر است. و حداقل همه اینها، نیروهای معنوی و مادی است، که باید هر دو مورد توجه باشد. لذا معلمی هم شغل است: مانند دیگر شغل ها، نویسندگی و هنر مندی هم شغل است، گرچه ما تولید مادی یا: کار یدی از آنها نمی بینیم! زیرا براساس تئوری لنین: هرکس از زور بازوی خود، نان بخورد کارگر است(پرولتر) و بقیه، انگل جامعه یا بورژوا هستند. با ظهور انقلاب اسلامی، انقلاب های دیگر هم معنوی شدند! لذا شعار های بشدت مادی آنها، تعدیل و به شعارهای اسلامی نزدیک شد! و برعکس، برخی معتقدان اسلامی هم، ریویزیونیست شدند و اقتصاد را، زیربنا اعلام کردند و: توسعه فرهنگی و سیاسی حتی استقلال نظامی را، منوط به توسعه اقتصادی دانستند. در حالیکه در انقلاب اسلامی شعار می داند: بی نفتی بی برقی می کشیم، قسم به خوت شهدا شاه ترا می کشیم! یعنی تولید و توزیع، در مرحله دوم است! ونظریه مازلو معکوس است. به همین دلیل  مردم یمن و ملت فلسطین زنده است، و زنده خواهد ماند. و ایران اسلامی هم با تمام تحریم ها، سربلند و پیروز و: ابرقدرت یکه تاز جهان است.

Discrete economy

They divide the economy into small and macroeconomic economies, according to some justifications. But due to global affiliation, sometimes the national economy and the transnational one are also looked at. But these divisions seem to indicate a discrete economy. Because when the economic system is integrated, subsystems and meta-systems will be abundant, but they will all be in harmony. Like the human body, which has muscular and digestive systems and ... but they all work to grow and: to survive the body. If a systematic order collapses, then a system attacks them instead of supporting other systems, such as a disorder that occurs in MS. There is no inconsistency in the nature of the system, that is, all systems and subsystems are designed and planned in such a way that they move only in the direction of evolution: and this is God's intelligence and God gave them, sometimes to Instinct title: sometimes referred to as gravity. Because :all this is precisely under the protection of Allah Almighty. Even the system's anti-gravity, which is anti-gravity, is also in the interest of the system: the development of the world. But in humans, one thing is different: it is human will or will, which can change the direction. They say that algebras who do not even believe in the power of man, when they cross the street, first look at something: they do not get their car! Therefore, the existence of freedom in humans makes it possible: either to prevent or accelerate the evolutionary process of objects. For this reason, economics is a human science, which, with all its scientific complexity, is again its command of humanity: it wants to turn it around. Therefore, the constant view of the economy removes it from the humanities. If some managed the fate! They manage the management like: mechanical and industrial formulas, one of the components of production! And they teach in industrial universities. They also formulate the relationship between industry and the university, and they formulate it mechanically. Perhaps this theory, without being expressed, was implemented throughout history: especially in the nineteenth and twentieth century’s, which was the culmination of materialism. That is, the economy was the same as the means of production! And value added, cursed and inhumane. Man was known for his instrument, just as some say: the man's identity is his job, and if he is unemployed, he is unenviable. But the Islamic Revolution and Islamic Theory proved that all factors are effective. And at least all of these are spiritual and material forces, which must be considered both. So a teacher is also a job: like other jobs, writing and art are both jobs, although we do not see material production or: labor! Because, according to Lenin's theory: Everyone uses the force of his arm to be a worker (proletarian), and the rest are parasites of society or bourgeois. With the advent of the Islamic Revolution, other revolutions became spiritual! So their very material slogans came close to moderation and Islamic slogans! On the contrary, some Islamic scholars also revisited the economy and declared the infrastructure: cultural and political development, even military independence, was dependent on economic development. While slogging in the Islamic Revolution, we kill the windless oil, I swear to kill the martyrs of the king! That is, production and distribution, in the second stage! And Maslow's theory is reversed. That is why the Yemeni people and the people of Palestine are alive and will survive. And the Islamic Iran, with all sanctions, is proud and victorious: the superpower is one of the worlds.

 

. اقتصاد منفصل

وهی تقسم الاقتصاد إلى اقتصادات صغیرة واقتصاد كلی ، وفقاً لبعض التبریرات. ولكن بسبب الانتماء العالمی ، فإن الاقتصاد الوطنی والقوة العابرة للحدود یتم النظر إلیهما فی بعض الأحیان. لكن یبدو أن هذه الانقسامات تشیر إلى اقتصاد منفصل. لأنه عندما یتم دمج النظام الاقتصادی ، ستكون النظم الفرعیة والأنظمة الفوقیة وفیرة ، لكنها ستكون كلها فی تناغم. مثل جسم الإنسان ، الذی یحتوی على أنظمة عضلیة وجهاز هضمی و ... لكنهم یعملون جمیعا على النمو و: البقاء على قید الحیاة فی الجسم. إذا انهار النظام النظامی ، فإن النظام یهاجمهم بدلاً من دعم أنظمة أخرى ، مثل اضطراب یحدث فی مرض التصلب العصبی المتعدد. لا یوجد تناقض فی طبیعة النظام ، أی أن جمیع الأنظمة والأنظمة الفرعیة مصممة ومخططة بطریقة لا تتحرك إلا فی اتجاه التطور: وهذا هو ذكاء الله وأعطاها الله ، فی بعض الأحیان إلى عنوان الغریزة: یشار إلیه أحیانًا بالجاذبیة. لأن كل هذا على وجه التحدید تحت حمایة الله سبحانه وتعالى. حتى نظام مضاد الجاذبیة ، وهو مضاد للجاذبیة ، هو أیضا فی مصلحة النظام: تطور العالم. ولكن فی البشر ، هناك أمر واحد مختلف: فهو الإرادة البشریة أو الإرادة ، التی یمكن أن تغیر الاتجاه. یقولون أن الجبر الذین لا یؤمنون بقوة الإنسان ، عندما یعبرون الشارع ، ینظرون أولاً إلى شیء: لا یحصلون على سیارتهم! لذلك ، فإن وجود الحریة فی البشر یجعل من الممكن: إما منع أو تسریع عملیة التطور للأشیاء. ولهذا السبب ، فإن الاقتصاد هو علم بشری ، وهو ، بكل تعقیداته العلمیة ، هو مرة أخرى قیادته للبشریة: إنه یرید أن یحولها. لذلك ، فإن النظرة المستمرة للاقتصاد تزیله من العلوم الإنسانیة. إذا تمكن البعض من المصیر! یدیرون الإدارة مثل: الصیغ المیكانیكیة والصناعیة ، أحد مكونات الإنتاج! ویعلمون فی الجامعات الصناعیة. كما أنهم یصوغون العلاقة بین الصناعة والجامعة ، ویقومون بصیاغتها میكانیكیاً. ربما تم تنفیذ هذه النظریة ، من دون التعبیر عنها ، عبر التاریخ: خاصة فی القرنین التاسع عشر والعشرین ، والتی كانت تتویجًا للمادیة. هذا هو ، الاقتصاد كان هو نفسه وسائل الإنتاج! والقیمة المضافة ، لعن ولا إنسانیة. كان الإنسان معروفًا بأداته ، تمامًا كما یقول البعض: إن هویة الرجل وظیفته ، وإذا كان عاطلاً عن العمل ، فإنه لا یحسد علیه. لكن أثبتت الثورة الإسلامیة والنظریة الإسلامیة أن جمیع العوامل فعالة. وعلى الأقل كل هذه القوى الروحیة والمادیة ، والتی یجب اعتبارها كلیهما. لذا المعلم هو أیضا وظیفة: مثل وظائف أخرى ، الكتابة والفن كلاهما عمل ، على الرغم من أننا لا نرى إنتاج المواد أو: العمل! لأنه وفقا لنظریة لینین: الجمیع یستخدم قوة ذراعه لیكون عاملا (البرولیتاریا) ، والباقی هم طفیلیات المجتمع أو البرجوازیة. مع ظهور الثورة الإسلامیة ، أصبحت الثورات الأخرى روحانیة! لذا فإن شعاراتهم المادیة المادیة قد اقتربت من الاعتدال والشعارات الإسلامیة! على العكس من ذلك ، قام بعض العلماء المسلمین بإعادة النظر فی الاقتصاد وأعلنوا البنیة التحتیة: التطور الثقافی والسیاسی ، وحتى الاستقلال العسكری ، كان یعتمد على التنمیة الاقتصادیة. بینما نمارس ثورة فی الثورة الإسلامیة ، نقتل الزیت العدیم الریاح ، أقسم أن أقتل شهداء الملك! هذا هو الإنتاج والتوزیع ، فی المرحلة الثانیة! ویتم عكس نظریة ماسلو. هذا هو السبب فی أن الشعب الیمنی وشعب فلسطین على قید الحیاة وسیبقى على قید الحیاة. وإیران الإسلامیة ، بكل العقوبات ، فخورة ومنتصرة: إن القوة العظمى هی واحدة من العالم.

Ayrı iqtisadiyyat

Bəzi əsaslara görə iqtisadiyyatı kiçik və makroiqtisadi iqtisadiyyatlara ayırırlar. Lakin qlobal mənsubiyyətə görə bəzən milli iqtisadiyyat və transmilli bir də baxılır. Ancaq bu bölünmələr ayrı-ayrı iqtisadiyyatı göstərir. Çünki iqtisadi sistem inteqrasiya edildikdə, alt sistemləri və meta-sistemləri bol olacaq, lakin hamısı uyğun olacaq. Əzələli və həzm sistemləri olan insan orqanında olduğu kimi ... lakin hamısı böyümək üçün çalışır və: bədəndən sağ xilas olmaq. Sistematik qaydalar çökerse, sistem MS-də baş verən bir xəstəlik kimi digər sistemlərə dəstək vermək yerinə hücum edir. Sistemin təbiətində, yəni bütün sistemlər və alt sistemlər yalnız təkamül istiqamətində hərəkət etdiyinə görə tərtib edilmiş və planlaşdırılan heç bir uyğunsuzluq yoxdur: bu, Allahın zəkasıdır və Allah onlara bəzən Instinct adı: bəzən ağırlıq kimi istinad edilir. Çünki bunların hamısı Allahın Qüdrətinin qorumasıdır. Hətta sistemin anti-çəkisi olan çəkisizliyi də sistemin marağındadır: dünyanın inkişafı. Ancaq insanlarda bir şey fərqlidir: istiqamətini dəyişə biləcək insan iradəsi və iradəsi. Onlar deyirlər ki, hətta insan gücünə inanmırlar, cənnətdən keçərkən əvvəlcə bir şeyə baxırlar: öz avtomobilini ala bilmirlər! Buna görə də insanlarda azadlığın olması imkan verir: ya obyektlərin təkamül prosesini qarşısını almaq və ya sürətləndirmək. Bu səbəbdən iqtisadiyyat, bütün elmi mürəkkəbliyi ilə, yenidən insanlıq əmri olan bir insan elmdir: onu ətrafa çevirmək istəyir. Buna görə iqtisadiyyatın daimi görünüşü onu humanitarlardan çıxarır. Bəziləri taleyi idarə edərsə! İdarəçiliyi idarə edirlər: mexaniki və sənaye formulalar, istehsalın tərkib hissələrindən biri! Onlar sənaye universitetlərində dərs deyirlər. Onlar həmçinin sənaye ilə universitet arasındakı əlaqəni formalaşdırırlar və onlar mexanik şəkildə formalaşdırırlar. Yəqin ki, bu nəzəriyyənin, tarixdən irəli gələrək, tarix boyunca tətbiq olunduğunu, xüsusilə də XIX və XIX əsrlərdə, materializmin ən yüksək nöqtəsidir. Yəni, iqtisadiyyat istehsal vasitəsi ilə eyni idi! Və əlavə dəyər, lə'nət və insanlıq dışıdır. İnsanın aləti ilə bənzər bir insan kimi tanınırdı: bir insanın şəxsiyyəti onun işidir və əgər o işsizsə, o, əlçatmazdır. Ancaq İslam İnqilabı və İslam nəzəriyyəsi bütün faktorların təsirli olduğunu sübut etdi. Və ən azı bunların hamısı hesab edilməli olan mənəvi və maddi qüvvələrdir. Belə bir müəllim də bir işdir: digər işlərdə olduğu kimi, yazı və sənət də işdir, baxmayaraq ki, maddi istehsal və ya iş görmürük! Çünki, Lenin nəzəriyyəsinə görə: Hər kəs silah yeridir.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :