ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
هنوز هم مثل قدیم ها، این پارادایم وجود دارد که: علم بهتر است یا ثروت؟ برای جواب به این سوال، برخی ها ساده اندیشی را برگزیده اند و: می گویند ثروت بهتر است، چون اگر ثروت داشته باشیم، در بهترین دانشگاهها درس می خوانیم، و بالاترین علم ها را به دست می آوریم. مخالفین این نظریه می گویند: اگر علم ما زیاد باشد، به منابع بیشتری از ثروت دست پیدا می کنیم. و اگر علم ما محدود باشد، ثروت ما هم محدود می شود. عده ای هم حد وسط را می گیرند که: اگر ثروت نباشد علم هم مشکل به دست می اید، و اگر علم هم نباشد ثروت مشکل به دست می آید! پس باید هم به علم توجه کنیم، هم به ثروت. اما همیشه جواب های ساده برای: سوال های پیچیده مناسب نیستند. این سوالی است که همیشه مطرح بوده، و هنوز هم مطرح لست. لذا باید جواب های سنجیده تر و یا: اصطلاحا پیچیده تر به آن داده شود. برخی ها می گویند: تجاری سازی علم جواب این مسئله است، یعنی ما به دنبال علوم و تحقیقانی برویم که: قابل نبدیل به محصول باشد، و آن هم محصولی که سریع و زیاد بفروشد! و سود کلانی به صاحبان علم بدهد. لذا به دنبال ایجاد شرکت های دانش بینان هستند. یعنی اول شرکت! بعدا دانش بنیان، پس اگر تحقیقات طول کشید یا: هزینه زیای جذب کرد، کنار گذاشته می شود. و اگر هزینه کم خواست، و سود نجومی داشت، به نایید می رسد مثل: بازی های رایانه ای! که طراح آن، بازی جدیدی طرح می کند و: تا آخر عمر از در آمد های: میلیاردی آن استفاده می کند. اما ایراد این امر آن است که: دانشمند هم پوپولیست می شود. یعنی فقط به دنبال تحقیقاتی می رود که: زود بارده و زیاد بازده باشد. لذا تحقیات مرز دانش، یا تحقیقات اجتماعی و مفید از بین می رود. در حالیکه اکثر تحقیقات مورد نیاز جامعه، مانند درمان بیماریها یا پیشرفت های دفاعی و: امثال آن باید انجام پذیرد ولو اینکه: در آمد نداشته باشد. برای این منظور قوانینی وضع شده: بنام اخلاق حرفه ای! مانند مقررات ملی اخلاق در: تحقیقات پزشکی که مقرر می دارد: پزشکان طبق قسم نامه، نباید از علم خود به دنبال کسب ثروت باشند! و یا ویزیت را بیشتر از تعرفه دریافت کنند. این یک دوگانگی است: زیرا در علوم پزشکی باید ویزیت کم بگیرد، یا اگر بیمار فقیر بود اصلا نگیرد! ولی در مهندسی راه و ساختمان اینطور نیست! ملاک در آمد غیرپزشکان، مبلغ قراردادی است که امضا می کنند، و هیچ لزومی به تعرفه نیست و: کاملا اختیاری و براساس رضایت طرفین است. ننیجه آن می شود: که همه دانشجویان و اساتید پزشکی، به جای طبابت، به ساخت و ساز روی می آورند. هم اکنون بالاترین سیاستمداران و: مدیران اقتصادی کشور از پزشکان هستند! یعنی به جای درگیری با تعرفه ها، آن را رها کرده وبه شغل دیگری مشغول شده اند. زیرا معتقدند در اینصورت: همه دانشمندان باید فقیر باشند! هرچه در آمد دارند صرف تحقیقات شود، ضمانتی هم نیست که هزینه ها را برگرداند، زیرا کیفیت آن از بین می رود. گرچه در سال های اخیر توجهی به: اخلاق حرفه ای در تمامی رشته ها می شود، ولی از دایره توصیه بیرون نیست. یعنی اخلاق مهندسی، یا اخلاق اقتصادی و اجتماعی هم داریم! ولی کسی آن را جدی نمی گیرد. نمونه آن را در حقوق های نجومی دیدیم. بیشترین حقوقی که به آن اعتراض شد: 34میلیون تومان برای: رییس بانک رفاه بود. مجلس هم تصویب کرد: بالاتر از 18میلیون نباشد.  ولی کسی که مسئول رسیدگی: به این حقوق ها شده، خودش 40میلیون تومان حقوق می گیرد. طبیعی است باید حقوق همه کسانی را که: زیر 40میلیون می گیرند بالا بیاورد تا: همترازی ایجاد شود و الا، باید حقوق خودش را به یک سوم کاهش دهد.ت؟

Wealth or: science? Which one is better?

Still, as in the old days, there is a paradigm: science is better or wealth? To answer this question, some have chosen simplistic thinking: They say that wealth is better because, if we have wealth, we study in the best universities, and we obtain the highest knowledge. Opponents of this theory say: "If our science is large, we will have more resources than wealth." And if our science is limited, our wealth will be limited. Some people find themselves in the middle ground: if there is no wealth, science is also a problem, and if it is not science, wealth is difficult to achieve! So we should pay attention to science, and to wealth. But there are always simple answers to: complex questions are not appropriate. This is a question that has always been raised, and is still listed. So you need to give more accurate and / or more sophisticated answers. Some say that the science of commercialization is the answer to this, that is, we are looking for science and research: it is unfeasible for the product, and it is a product that sells fast and high! And it will give a huge profit to the owners of science. Therefore, they seek to create knowledgeable companies. That means the company first! Later on knowledge, so if the research lasted or: attracted a great deal, it would be set aside. And if it were a low-cost and astronomical gain, it would come to you like: computer games! Its designer is developing a new game: It uses its billionths of its revenue for the rest of its life. But the objection is that: The scientist is also a populist. That is, it's just looking for research that is fast and productive. Therefore, knowledge boundary research, or social and useful research, is eliminated. While most community-based research, such as disease treatment or defense advancement, and so on, should be done, even if they do not come. For this purpose, the rules are set: professional ethics! Like the National Ethics Code: Medical Research, which states: Physicians should not seek wealth in their own right! Or visit more than the tariff. This is a dichotomy: because medical science should take a low visit, or if it was poor, it would not take at all! But it's not in the way of building engineering! The non-pharmacist income is the amount of the contract signed, and there is no need for the tariff, and: it is completely optional and based on the consent of the parties. It goes without saying that all medical students and professors, instead of practicing medicine, are turning to construction. Today's top politicians and: The country's top managers are doctors! Instead of confronting tariffs, they abandoned it and engaged in another job. Because they believe that then, all scientists must be poor! The more it comes from research; it's not even a guarantee that it will reimburse costs because its quality is gone. Although in recent years attention has been paid to: Professional ethics in all disciplines, it does not come out of the circle of advice. That is, engineering ethics, or economic and social ethics! But nobody takes it seriously. We saw the example of it in astronomical salaries. The most legal objection was: 34 million USD for: The head of the Bank of Welfare. The parliament also approved: not more than 18 million. But the person who is responsible for dealing with these salaries, he owns 40 million USD. It is natural to raise the rights of all those who: under 40 million, to create a parallelism and, after all, they must reduce their salaries by one third.

هل العلم أفضل أم ثروة؟

ومع ذلك ، كما هو الحال فی الأیام الخوالی ، هناك نموذج: العلم أفضل أم ثروة؟ للإجابة على هذا السؤال ، اختار البعض التفكیر البسیط: یقولون إن الثروة أفضل لأننا إذا كنا نملك الثروة ، فإننا ندرس فی أفضل الجامعات ، ونحصل على أعلى مستوى من المعرفة. یقول معارضو هذه النظریة: "إذا كان علمنا كبیرًا ، سیكون لدینا موارد أكثر من الثروة". وإذا كان علمنا محدودًا ، فستكون ثروتنا محدودة. یجد بعض الناس أنفسهم فی الوسط: إذا لم یكن هناك ثروة ، فإن العلم هو أیضًا مشكلة ، وإذا لم یكن العلم ، فإن الثروة یصعب تحقیقها! لذا یجب أن ننتبه إلى العلم والثروة. ولكن هناك دائما إجابات بسیطة على: الأسئلة المعقدة لیست مناسبة. هذا سؤال تم طرحه دائمًا وما زال مدرجًا. لذلك تحتاج إلى إعطاء إجابات أكثر دقة و / أو أكثر تطوراً. یقول البعض أن علم التسویق هو الجواب على هذا ، أی أننا نبحث عن العلوم والأبحاث: إنه غیر مجد للمنتج ، وهو منتج یبیع بسرعة وعالیة! وسوف یعطی ربحا كبیرا لأصحاب العلم. لذلك ، فإنهم یسعون إلى إنشاء شركات مطلعة. وهذا یعنی أن الشركة الأولى! فی وقت لاحق ، إذا استمر البحث أو: جذب الكثیر ، سیتم وضعه جانبا. وإذا كان مكسبًا منخفض التكلفة ، وفلكیًا ، فسیأتی إلیك مثل ألعاب الكمبیوتر! یقوم مصممه بتطویر لعبة جدیدة: فهو یستخدم الملیارات من إیراداته لبقیة حیاته. لكن الاعتراض هو: إن العالم هو أیضًا شعبوی. هذا هو ، إنها تبحث فقط عن بحث سریع ومنتج. لذلك ، یتم التخلص من البحوث الحدودیة البحثیة ، أو البحوث الاجتماعیة ومفیدة. فی حین ینبغی إجراء معظم البحوث المجتمعیة ، مثل معالجة الأمراض أو تقدم الدفاع ، وما إلى ذلك ، حتى لو لم یحدث ذلك. لهذا الغرض ، یتم تعیین القواعد: الأخلاقیات المهنیة! مثل قانون الأخلاقیات الوطنی: الأبحاث الطبیة ، التی تنص على: یجب ألا یسعى الأطباء إلى الحصول على ثروة فی حد ذاتها! أو قم بزیارة أكثر من التعریفة. هذا هو انقسام: لأن العلوم الطبیة یجب أن تأخذ زیارة منخفضة ، أو إذا كانت فقیرة ، فإنها لن تأخذ على الإطلاق! ولكن لیس فی هندسة الطرق! دخل غیر الصیدلی هو مبلغ العقد الموقّع ، ولیس هناك حاجة للتعریفة ، و: هو اختیاری بالكامل ویعتمد على موافقة الأطراف. وغنی عن القول أن جمیع طلاب الطب والأساتذة ، بدلا من ممارسة الطب ، یتحولون إلى البناء. كبار السیاسیین الیوم و: كبار المدیرین فی البلاد هم من الأطباء! بدلاً من مواجهة التعریفات ، تخلوا عنها ودخلوا فی وظیفة أخرى. لأنهم یعتقدون أن كل العلماء یجب أن یكونوا فقراء! كلما زاد الأمر من البحث ، لم یكن حتى ضمان أنها ستعوض التكالیف لأن جودتها قد ولت. على الرغم من أنه تم فی السنوات الأخیرة إیلاء الاهتمام إلى: الأخلاقیات المهنیة فی جمیع التخصصات ، فإنه لا یخرج من دائرة المشورة. هذا هو أخلاقیات الهندسة ، أو الأخلاق الاقتصادیة والاجتماعیة! لكن لا أحد یأخذ الأمر على محمل الجد. رأینا مثال ذلك فی المرتبات الفلكیة. كانت أكثر الحقوق الاحتجاجیة: 34 ملیون دولار أمریكی مقابل: رئیس بنك الرفاه. وافق البرلمان أیضا: لا یزید عن 18 ملیون نسمة. لكن الشخص المسؤول عن التعامل مع هذه الرواتب ، یمتلك 40 ملیون دولار. من الطبیعی أن نثیر حقوق جمیع أولئك الذین: أقل من 40 ملیون نسمة ، لخلق توازٍ ، وعلى كل حال ، علیهم تخفیض رواتبهم بمقدار الثلث.

Elm yaxşı və ya zəngin mi?

Hələ, köhnə günlərdə olduğu kimi, bir paradiqma var: elm daha yaxşı mı, yoxsa sərvət? Bu suala cavab vermək üçün bəziləri sadə düşüncəni seçmişlər: Zənginlik yaxşıdır, çünki zənginliyimiz varsa, ən yaxşı universitetlərdə təhsil alırıq və ən yüksək bilik əldə edirik. Bu nəzəriyyənin müxalifləri deyirlər: "Əgər elmimiz böyükdürsə, sərvətdən daha çox mənfəətimiz olacaq". Elmimiz məhdud olsa, zənginliyimiz məhdud olacaq. Bəzi insanlar orta yerə gəlirlər: zənginlik yoxdursa, elm də bir problemdir və elm deyilsə, zənginlik nail olmaq çətindir! Buna görə elmə və zənginliyə diqqət yetirməliyik. Lakin həmişə sadə cavablar var: kompleks suallar uyğun deyil. Bu həmişə qaldırılmış bir sual və hələ də siyahıda. Buna görə daha dəqiq və / və ya daha müasir cavab vermək lazımdır. Bəziləri ticarəti elminin bu cür cavab verdiyini, yəni biz elm və araşdırma axtarırıq: məhsul üçün yararsızdır və sürətli və yüksək satan bir məhsuldur! Və elm sahiblərinə böyük bir mənfəət verəcəkdir. Ona görə də onlar bilikli şirkətlər yaratmağa çalışırlar. Bu ilk şirkət deməkdir! Daha sonra bilik, əgər tədqiqat davam etsə və ya çox çəkirsə, bir kənara qoyulacaq. Və əgər bu ucuz və astronomik mənfəət olsaydı, bu sizin kimi olurdu: kompüter oyunları! Dizayner yeni bir oyun inkişaf etdirir: həyatının qalan hissəsi üçün gəlirinin milyardıncıını istifadə edir. Etiraz isə budur: Alim də populistdir. Yəni, yalnız sürətli və məhsuldar bir araşdırma axtarır. Buna görə bilik sərhəd tədqiqatları və ya sosial və faydalı araşdırmalar aradan qaldırılır. Çox ictimai əsırmaq təbiidir.





نوع اخبار :
برچسب ها : علم بهتر است یا ثروت؟،
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :