ندای ماهین
نیاز به یک اسپانسر یا سرمایه گذار می باشد09120836492
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
دکتر روحانی رئیس جمهور، در سی و یکمین جشنواره خوارزمی گفت: «مشکلات کشور باید به دست دانشمندان حل شود». دکتر آخوندی هم در روز مهندس گفت: «جامعه ما در حال زوال اجتماعی است». باید دانست: مشکلات یا مسائل در جامعه، امری همگانی است. زیرا انسان ها آرمانگرا هستند و: به وضع موجود رضایت نمی دهند. هرچه وضع موجود هرچه بهتر شود، آرمان انسان ها از آن بالاتر قرار دارد. و این همان تعالی سازمانی یا فردی است. اما آیا تعالی جویی، الزاما با دشمنی وضع موجود نحقق می پذیرد؟ یا میتوان با قبول وضع موجود هم، به نعالی رسید. یعنی آیا ما باید همیشه از وضع موجود: شکایت کنیم و در یک دور باطل، خود را اسیر کنیم و: به وضع موجود بدبین بود و اصلا با آن آشتی نکرد. یا اینکه میتوان از وضع موجود، راضی بود ولی برای بهتر شدن هم دغدغه داشت. متاسفانه دموکراسی و مدرنیته، به دلیل وجود تبلیغات انتخاباتی، سعی کرده که مردم را، دشمن وضع موجود به بار آورد یعنی: سطح توقعات مردم را به صورت: خیال انگیزی نامحدود تعریف کرده و: بر آن تبلیغ نموده اند. لذا مردم، روحیه دشمنی با وضعیت موجود را پیدا کرده اند. همین امر مشکلات آنها را بیشتر کرده است. در حالیکه در اسلام، یک هارمونی بین گذشته، حال و آینده  تعریف شده: به نحوی که از گذشته بسیار دور یعنی ازل، تا به آینده بسیار دور یعنی ابد، را بصورت دوستانه و: به دنبال هم تعریف می کند. برخی برداشت ها، برجسته کردن وضع موجود است. مثلا خیام می گوید: ازدیروز که گذشت هیچ از او یاد نکن، فردا که نیامده فریاد مکن، بر نیامده و گذشته بنیاد نکن، حالی خوش باش و عمر بر باد نکن. از نظر اسلامی، اندیشه زیاد در گذشته و یا آینده نفی شده، زیرا انسان را از واقعیت ها دور می کند. بین گذشته و حال و آینده، واقعیت فقط حال است.  باید در حال، غوطه ور شد و از بین آن، آینده را ساخت و از اشتباهات گذشته توبه کرد. لذا هر روز خدا، زندگی جدیدی است که باید: برای آن فکر کرد و به آن مشغول شد. مخصوصا اینکه همه این سه حالت، بعنوان مشیت الهی برای مردم تعیین شده، ولی اجباری نیست. یعنی بشر میتواند آن را تغییر دهد یا نپذیرد ولی بپذیرد بهتر است. اولیا خدا وضعیت فعلی را قبول می کردند، و از آن به رضا تعبیر می کردند، معتقد بودند رضایت دادن به وضع موجود، وسیله ای برای بازسازی آینده بهتر است. امام حسین ع، دعایش در آخرین رمق این بود که:(الهی رضا بقضائک) خداوند! به این وضع که برای من تقدیر کردی، راضی هستم. به عبارت هنری! به این سناریو که برای من نوشتی، رضایت دارم و سعی می کنم: آن را به بهترین وضع آن را اجرا کرده باشم. لذا برای رفع مشکلات مردم، باید آستانه توقعات را پایین آورد. مثلا وقتی جوان به حقوق کارمندی راضی باشد، کار خود را بخوبی انجام دهد، با جوانی که آن را حقیر می داند، و دنبال پول قلمبه است! فرق دارد. نتیجه این برداشت ها و توقعات این است که: اولی مشغول به کار است، درآمد دارد و آینده خود را می سازد. ولی دومی بیکار می ماند و دنبال: فرصت های گنج یابی است و نهایتا: ممکن است به راههای خلاف کشیده شود. مشکلات اجتماعی مانند: کم آبی هم همینطور است. اگر مردم خود را با وضع کم آبی، تطبیق دهند و به اصطلاح اسراف نکنند، برنامه ریزی برای مصرف آب هم راحت تر می شود. وقتی هرکس درفکر خود باشد، و بخواهد سریعتر به مقصد برسد، همه مقررات را زیر پا می گذارد! ولی باید بداند با رعایت قوانین، ترافیک سبک تر و: آلودگی هوا کمتر می شود. و دانشمندان هم با آسودگی به دنبال راههای: جدید حل مسئله می روند.

Who can solve the problems of the country?

Dr. Rouhani, President of the 31st Kharazmi Festival, said: "The problems of the country should be solved by the scientists." Dr. Akhundi said on the engineer's day: "Our society is falling socially." It should be noted: problems or issues in society are universal. Because humans are idealistic and: they are not satisfied with the status quo. The better the status quo, the ideals of humans are higher. And this is the organizational or individual excellence. But does excellence necessarily fulfill the hostility of the status quo? Or it can be achieved by accepting the current situation. That is, do we have to always complain of the status quo: we must capture ourselves in a vicious circle: it was pessimistic and did not reconcile it at all. Or you could be satisfied with the current situation, but it was also a matter of concern for improvement. Unfortunately, democracy and modernity, because of electoral propaganda, have tried to make the people, the enemy, the status quo, namely: the level of expectations of the people in the form of: an unimaginable fantasy and define it. So the people have found the spirit of hostility with the status quo. This has made them more difficult. While in Islam, there is a harmony between the past, the present and the future: in a way that it defines from a very far past, from eternity, to a far future, forever, in a friendly and: looking for. Some impressions highlight the status quo. For example, Khayyam says: Do not remember anything since he passed, tomorrow he did not come to shout, do not come back and do not build the past, be good and do not be afraid. From Islamic point of view, much thought has been neglected in the past or the future because it transcends human reality. Between past and present and future, reality is only present. It must be dipped in and out of it, build the future and repent of past mistakes. So every day, God is a new life to which he must think and engage in it. Especially since all three of these are designated as divine providence, but not obligatory. That is, human beings can change or deny it, but accept that it is better. Dear God, they accepted the current situation, and they interpreted it as Reza, believing that satisfaction with the status quo would be a means to rebuild the future. Imam Hussein, your prayer at the last rush was:  Allah! I am pleased with the situation you commended me. In the artistic expression! I am satisfied with this scenario that you have written for me, and I try to: I have implemented it to its best. Therefore, in order to solve the problems of people, the threshold of expectations must be lowered. For example, when the young is satisfied with the worker's rights, he does his job well, with a young man who knows it, and is looking for a piece of money! It is different. The result of these perceptions and expectations is that the former is busy working, making money and making his future. But the latter is unemployed and looking for: the opportunities of treasure, and ultimately: they may be drawn to the wrong ways. Social problems like: dehydration is the same. If people adapt themselves to dehydration and so-called waste, water planning becomes easier. When everyone thinks about himself, and wants to reach the destination faster, he will break all the rules! But it should be aware that traffic rules are lighter and less polluting. And scientists are happy to find ways to solve the problem.

من یستطیع حل مشاكل البلاد؟

وقال الدكتور روحانی، رئیس مهرجان خرازمی الحادی والثلاثین: "یجب حل مشاكل البلاد من قبل العلماء". وقال الدكتور أخوندی فی یوم المهندس: "مجتمعنا ینخفض ​​اجتماعیا". وتجدر الإشارة إلى أن المشاكل أو القضایا فی المجتمع عالمیة. لأن البشر هی مثالیة و: أنهم غیر راضین عن الوضع الراهن. كلما كان الوضع الراهن أفضل، فإن المثل العلیا للبشر أعلى. وهذا هو التمیز التنظیمی أو الفردی. ولكن هل التفوق یفی بالضرورة بعداء الوضع الراهن؟ أو یمكن تحقیقه بقبول الوضع الحالی. وهذا یعنی أنه یجب علینا أن نشكو دائما من الوضع الراهن: یجب أن نأخذ أنفسنا فی حلقة مفرغة: فهو متشائم ولم یوفق معه على الإطلاق. أو یمكن أن یكون راضیا عن الوضع الراهن، ولكنه كان أیضا مسألة مثیرة للقلق للتحسین. وللأسف، حاولت الدیمقراطیة والحداثة، بسبب الدعایة الانتخابیة، أن تجعل الشعب والعدو الوضع الراهن، أی مستوى توقعات الشعب فی شكل خیال لا یمكن تصوره وتحدیده. لذلك فقد وجد الناس روح العداء مع الوضع الراهن. وهذا جعلها أكثر صعوبة. بینما فی الإسلام، هناك انسجام بین الماضی والحاضر والمستقبل: بطریقة تعرف من الماضی البعید جدا، من الأبد، إلى مستقبل بعید، إلى الأبد، فی ودیة و: تبحث عنه. تسلط بعض مرات الظهور الضوء على الوضع الراهن. على سبیل المثال، یقول خیام: لا أتذكر أی شیء منذ أن مر، وغدا انه لن یبكی، لا تأتی وبناء الماضی، تكون جیدة ولا تخافوا. من وجهة نظر إسلامیة، تم تجاهل الكثیر من الفكر فی الماضی أو فی المستقبل، لأنه یتجاوز الإنسان من الواقع. بین الواقع والحاضر والمستقبل، الواقع موجود فقط. یجب أن تكون مغموسة فی والخروج منه، وبناء المستقبل وتوبة من أخطاء الماضی. لذلك كل یوم، الله هو حیاة جدیدة التی یجب أن یفكر والانخراط فیه. خاصة وأن كل ثلاثة من هذه هی العنایة الإلهیة، ولكن لیس إلزامیا. أی أن البشر یستطیعون تغییرها أو إنكارها، ولكنهم یقبلون أنها أفضل. عزیزی الله، قبلوا الوضع الحالی، وفسروه على أنه رضا، معتقدین أن الارتیاح للوضع الراهن سیكون وسیلة لإعادة بناء المستقبل. الإمام الحسین، الصلاة فی الاندفاع الأخیر كان: الله! أنا مسرور مع الوضع الذی أثنى لی. فی التعبیر الفنی! أنا راض عن هذا السیناریو الذی كنت قد كتبت بالنسبة لی، وأنا أحاول: لقد نفذت ذلك إلى أفضل حالاتها. لذلك، من أجل حل مشاكل الناس، یجب خفض عتبة التوقعات. على سبیل المثال، عندما یكون الشاب راضیا عن حقوق العامل، یقوم بعمله بشكل جید، مع شاب یعرف ذلك، ویبحث عن قطعة من المال! وهو مختلف. نتیجة هذه التصورات والتوقعات هی أن الأول مشغول العمل، كسب المال وجعل مستقبله. ولكن هذا الأخیر عاطل عن العمل ویبحث عن: فرص الكنز، وفی نهایة المطاف: قد یتم استخلاصها إلى الطرق الخاطئة. المشاكل الاجتماعیة مثل: الجفاف هو نفسه. إذا كان الناس یتكیفون مع الجفاف وما یسمى بالنفایات، یصبح تخطیط المیاه أسهل. عندما یفكر الجمیع عن نفسه، ویرید الوصول إلى الوجهة بشكل أسرع، وقال انه سیتم كسر جمیع القواعد! ولكن یجب أن یكون على علم بأن قواعد المرور أخف وزنا وأقل تلویثا. والعلماء سعداء لایجاد سبل لحل المشكلة.

Ölkənin problemlərini kim həll edə bilər?

31. Kharazmi Festivalı Başçısı Dr. Ruhani, "ölkənin problemləri elm adamları tərəfindən həll edilməlidir" dedi. Dr. Axundi mühəndis günündə: "Cəmiyyətimiz ictimai olaraq düşür" dedi. Qeyd etmək lazımdır ki, cəmiyyətdə problemlər və ya məsələlər universaldır. Çünki insanlar idealistdirlər və status-kvo ilə razılaşmırlar. Status-kvo daha yaxşıdır, insanların idealları daha yüksəkdir. Və bu təşkilati və fərdi mükəmməllikdir. Ancaq mükəmməllik status-kvonun düşmənçiliyini mütləq yerinə yetirir? Və ya mövcud vəziyyəti qəbul edərək əldə edilə bilər. Və ya mövcud vəziyyətdən məmnun ola bilərsiniz, amma bu da yaxşılaşdırma mövzusunda narahatlıq doğururdu. Beləliklə, xalqlar status-kvo ilə düşmənçilik ruhunu tapdılar. Bu onları çətinləşdirdi. Bəzi təəssüratlar status-kvonu qeyd edir. İslam baxımından, keçmişdə və ya gələcəkdə insan həqiqətini aşdığından çox düşünülmüşdür. Keçmişdən, indiki və gələcək arasında reallıq yalnız mövcuddur. Bu, içində və içindən sıyrılmalı, gələcək qurulmalı və keçmiş səhvlərdən tövbə edilməlidir. Beləliklə, Allah hər gün düşünür və ona cəlb edilməli olan yeni bir həyatdır. Xüsusilə də bunlardan üçü ilahi tərifdir, lakin məcburi deyildir. Yəni insanlar dəyişə və ya inkar edə bilər, amma daha yaxşı olduğunu qəbul edə bilərlər. İmam Hüseyn son dua içində dua etdi: Allah! Məni tərifləyən vəziyyətdən razıyam. Bədii ifadədə! Mənim üçün yazdığınız bu ssenari ilə razı qalıram və bunu etməyə çalışıram. Bunu ən yaxşı şəkildə həyata keçirmişəm. Buna görə də, insanların problemlərini həll etmək üçün gözləntilərin həddi azaldılmalıdır. Bu fərqlidir. .





نوع اخبار :
برچسب ها : مشکلات کشور، به دست چه کسی حل می شود؟،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :