ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

فلک را سقف بشکافیم، و طرحی نو دراندازیم!

حافظ سخن دان و خوشخوان، که می بیند در شیراز ارج و قرب ندارد، می خواهد به جای دیگری برود، اما نمی داند که آسمان همه جا همین رنگ است. بطور کلی، انسان به تبع رشد جسمی، رشد روحی و عقلانی هم دارد که: گفته شده در سن چهل سالگی، عقل انسان به کمال می رسد. (کمال کل شی اول زواله) بعد از کمال، دوباره به سوی زوال می رود. و با این حرکت دوگانه: افت و خیز، همراه افت و خیز بدن می شود.

جسم کودک که رشد کرد، و روی پا ایستاد: اولین سالها، همه انرژی او بر مچ پاها است: و ورجه وورجه می کند. بعد به زانو و ساق نوبت می رسد: لذا نوجوان، همیشه در حال دویدن و انرژی خرج کردن است. بعد به زیر شکم و شکم و: سینه و قلب، چانه و در آخر عمری هم، مغز و خاطرات! از نظر روحی هم، وقتی بچه هستیم در فکر: اثبات خود هستیم منتهی ابتدا کودک فکر می کند: مرکز دنیا است! ولی کم کم می فهمد که باید: این مرکزیت را، خود، ایجاد کند و یا درواقع: با گریه و امثال آن، توجه ها را جلب و: محبت را گدایی کند. به سن بلوغ که می رسد تازه می فهمد: نه تنها مرکز دنیا نیست، بلکه هیچ کس نیست! و اصلا کسی او را دوست ندارد. با تغییرات جسمانی متوجه می شود: بزرگ شده و قدرت دارد. صدایش خش برداشته! قامتش استوار شده و پشت لبش هم مو در آورده است. از ترکیب تنهایی و قدرت داخلی خود، ایده تغییر جهان را در سر می پروراند. خیالات شروع می شود: اگر دنیا چطور باشد، بهتر است! و او تنها کسی است که: می تواند دنیا را تغییر دهد، و مردم را از فقر و بدبختی نجات بخشد. اما هرچه می گذرد، می بیند زورش نمی رسد لذا: در میانسالی تصمیم می گیرد: حداقل شهر خود را! بعدا آن را کوچکتر می کند: محله و فامیل خود را اصلاح کند! در آخر عمر، می بیند حتی زورش به خودش هم نمی رسد! تا خود را تغییر بدهد، چه رسد به تغییر جهان. در مورد کشورها و تمدن ها و: جوامع بشری هم همینطور است: جوامع و تمدن ها هم دارای: روح و جسم مستقلی هستند. انسان ابتدایی که می خواست: جای خدا باشد و کار های او را اصلاح کند، فقط توانست غاری کشف کند! و خود را از باد و باران حفظ کند. هرچه انسان متمدن تر شد، دید که فقط می تواند: با خودش و به اندازه خودش کار کند. ولی یک فرمول را خداوند به او یاد داد: اوهم یاد گرفت. و آن آموزه های دینی بود که می گفت: انسان بدون تصرف در کائنات، هیچ کاره است. و باید این حق تصرف را، از خدا بخواهد تا به او بدهد. این بود که پیامبران الهی توانستند: جهان را تغییر دهند. افراد دیگر هم به ترتیب، در پشت سر آنان قرار گرفتند: هرکس از خدا بیشتر فرمان برد، مردم از او بیشتر فرمان می بردند. اطاعت از خدا موجب اطاعت دیگران از او می شود. امام هادی می فرماید: هرکس می خواهد از او فرمان ببرند، باید اطاعت خدا کند. با اطاعت از خدا، در مسیر مشیت الهی قرار می گیریم و: با رضایت از این مشیت، قدرت نفوذ در ان می یابیم. یعنی حوزه نفوذ و اقتدار مدیریتی هرکس، به اندازه ترس او از خدا و: رضایت ش از مشیت و: قضا و قدر الهی است. آخرین دعای امام حسین ع، این را ثابت می کند. حتی میتوان گفت: که مدیران طاغوتی هم، قدرت خود را از خدا می گیرند! یعنی همان هایی که در بین مردم ادعای خدایی می کنند، چون به خلوت می روند، با خدا نجوا می کنند! مانند فرعون که: سه بار مستجاب الدعوه شد، و بلایا از خود دور کرد، ولی بار آخر خدا گفت: اگر این بار دو رویی را ادامه دهی، چنان نابودت می کنم که برای همه: عبرت باشی! و ما فکر می کنیم: فرعون مومیایی شده است.

Fill the ceiling and make a new plan!

Hafez, a well-known speaker, who sees no signs in Shiraz, wants to go elsewhere, but does not know that the sky is all the same color. In general, as a result of physical growth, human beings also have a mental and spiritual development that is said to have reached perfection at the age of forty. After perfection, it goes back to decline. And with this dual move: the drop and rise, along with the movement of the body.

The baby's body grew up and stood on the leg: for the first few years, all her energy is on the ankles: she swings open. Then comes the knees and legs: so the teenager is always running and spending energy. Then underneath the abdomen and abdomen: chest and heart, chin and at the end of life, brain and memories! Spiritually, when we are kids, we are thinking: We prove ourselves. First, the child thinks: "The center of the world!" But at the very least he realizes that he must: create this center, himself, or actually: by crying and so forth, attracting attention: begging for affection. At the age of puberty, he finds it fresh: not only is not the center of the world, but no one! And no one likes him at all. He realizes with physical changes: he is enlarged and has power. Scratch your voice! He stands up and has a hair on his back. From the combination of loneliness and internal power, the idea of ​​changing the world is over. The fantasy begins: if the world is, it's better! And he is the only one who can: change the world, and save people from poverty and misery. But whatever happens, he does not see it. Therefore, he decides in middle age: At least his own city! Later it will make it smaller: modify your neighborhood and your family! At the end of his life, he does not even see his life! To change itself, let alone change the world. In the case of countries and civilizations, there are also human societies: societies and civilizations also have: an independent spirit and body. The primitive man who wanted to: replace God and repair his work, could only discover the cave! And keep yourself from wind and rain. The more man became more civilized, he saw that he could only work with himself and as much as himself. But God taught him a formula: he learned. And it was the religious doctrine that said: Man is nothing without capture in the universe. And he should ask God to give him the right to seize. It was that the divine prophets were able to: change the world. The other people were arranged behind them: whoever commanded God more, the people commanded him more. Obedience to God causes others to obey him. Imam Hadi says: "Anyone who wants to command him should obey God. By obedience to God, we are on the path to divine providence: and with the satisfaction of this providence, we will have the power to penetrate it. That is, the sphere of influence and authority of each person is as much as his fear of God and: his satisfaction with providence and: divine justice and divine significance. The last of Imam Hossein's prayers proves this. It can even be said that the Tahtian rulers also derive their power from God! That is, those who claim gods among the people, because they go to rest, whisper with Allah! Like Pharaoh, who received three orders from Al-Dawah, and disaster struck herself, but at last, God said, "If you continue this two times, then you will be destroyed so that you can know everything!" And we think: Pharaoh has been mummified.

ملء السقف وجعل خطة جدیدة!

حافظ، المتحدث المعروف، الذی لا یرى أی علامات فی شیراز، یرید أن یذهب إلى مكان آخر، ولكن لا یعرف أن السماء هی نفس اللون. وبصفة عامة، ونتیجة للنمو البدنی، فإن البشر لدیهم أیضا النمو العقلی والروحی الذی یقال أن وصلت إلى الكمال فی سن الأربعین. بعد الكمال، فإنه یعود إلى الانخفاض. ومع هذه الخطوة المزدوجة: الهبوط والارتفاع، جنبا إلى جنب مع حركة الجسم.

نما جسم الطفل وقفت على الساق: فی السنوات القلیلة الأولى، كل طاقتها هی على الكاحلین: انها تتأرجح مفتوحة. ثم یأتی الركبتین والساقین: وبالتالی فإن المراهق هو دائما تشغیل وإنفاق الطاقة. ثم تحت البطن والبطن: الصدر والقلب، والذقن، وفی نهایة الحیاة والدماغ والذكریات! روحیا، عندما نحن أطفال، نحن نفكر: نحن نثبت أنفسنا: أولا، الطفل یعتقد: "مركز العالم!" ولكن على الأقل یدرك أنه یجب علیه: إنشاء هذا المركز، نفسه، أو فی الواقع: عن طریق البكاء وهكذا دوالیك، وجذب الانتباه: التسول من أجل المودة. فی سن البلوغ، وقال انه یجد انها جدیدة: لیس فقط لیس مركز العالم، ولكن لا أحد! ولا أحد یحب له على الإطلاق. انه یدرك مع التغیرات الجسدیة: انه الموسع ولها السلطة. خدش صوتك! انه یقف ولها شعر على ظهره. من مزیج من الوحدة والقوة الداخلیة، وفكرة تغییر العالم قد انتهت. یبدأ الخیال: إذا كان العالم هو الأفضل، فمن الأفضل! وهو الوحید الذی یستطیع: تغییر العالم، وإنقاذ الناس من الفقر والبؤس. ولكن مهما حدث، فإنه لا یرى ذلك، لذلك قرر فی منتصف العمر: على الأقل مدینته! فی وقت لاحق وسوف تجعل من أصغر: تعدیل منطقتكم وعائلتك! فی نهایة حیاته، وقال انه لا یرى حتى حیاته! لتغییر نفسه، ناهیك عن تغییر العالم. وفی حالة البلدان والحضارات، توجد أیضا مجتمعات بشریة: المجتمعات والحضارات لها أیضا: روح مستقلة وجسد مستقل. الرجل البدائی الذی یرید: استبدال الله وإصلاح عمله، یمكن أن یكتشف فقط الكهف! والحفاظ على نفسك من الریاح والمطر. وكلما ازداد عدد المتحضرین، رأى أنه لا یستطیع أن یعمل إلا بنفسه وبقدر ما هو نفسه. ولكن الله علمه صیغة: تعلم. وكان العقیدة الدینیة التی تقول: الرجل لا شیء من دون القبض فی الكون. وینبغی أن یطلب من الله أن یعطیه الحق فی الاستیلاء. كان الأنبیاء الإلهیون قادرین على: تغییر العالم. أما الناس الآخرون فقد رتبوا وراءهم: فكل من أمر الله أكثر، أمره الناس أكثر. الطاعة لله یسبب الآخرین طاعة له. یقول الإمام هادی: "أی شخص یرید أن یأمر به یجب أن یطیع الله. من خلال الطاعة لله، ونحن على الطریق إلى العنایة الإلهیة: وبرضا هذا الادخار، سیكون لدینا القدرة على اختراقه. وهذا هو، مجال نفوذ وسلطة كل شخص هو بقدر خوفه من الله و: رضاه عن الادخار و: العدالة الإلهیة والأهمیة الإلهیة. الصلاة الأخیرة للإمام حسین، وهذا یثبت هذا. بل یمكن القول إن حكام طهطان یستمدون أیضا قوتهم من الله! أی أولئك الذین یدعون أنهم آلهة بین الناس، لأنهم یذهبون إلى الراحة، یهمسون مع الله! مثل فرعون، الذی أجاب ثلاث مرات، والكارثة ضربته بعیدا، ولكن فی النهایة قال الله: "إذا كنت لا تزال هذه مرتین، ثم سیتم تدمیر لك حتى تتمكن من معرفة كل شیء!" ونعتقد: فرعون محنط.

Tavanı doldurun və yeni bir plan edin!

Şirazda əlamətlərini görməyən tanınmış bir danışan Hafez, başqa bir yerə getmək istəyir, amma göyün eyni rəng olduğunu bilir. Ümumiyyətlə, fiziki böyümənin nəticəsi olaraq, insanlarda zehni və mənəvi bir inkişaf var ki, bu da qırx yaşda mükəmməlliyə çatmışdır. Mükəmməllikdən sonra, düşməyə başlayır. Və bu ikili hərəkətlə: damla və bədənin hərəkətlə birlikdə yüksəlməsi.

Körpənin cəsədi böyüdü və ayağa qalxdı: ilk bir neçə il içərisində bütün enerjisi ayaq biləydilər. Sonra diz və ayaqları gəlir: yeniyetmələr həmişə çalışan və enerji sərf edirlər. Sonra qarın və qarın altında: sinə və ürək, çənə və həyatın sonunda, beyin və xatirələr! Ruhən, biz uşaq olduğumuz zaman düşünürük: Biz özümüzü sübut edirik. Birincisi, uşaq düşünür: "Dünyanın mərkəzi!" Amma ən azından o, bunu etmək lazım olduğunu başa düşür: bu mərkəzi, özü və ya əslində yaratmaq: ağlayaraq və s. Yetkinlik dövründə o təzə tapır: dünyanın mərkəzi deyil, heç kimdir! Heç kim onu ​​sevmir. O, fiziki dəyişikliklərlə başa düşür: o, genişlənir və gücə malikdir. Səsinizi sil! O durur və arxa bir saç var. Təklik və daxili gücün birləşməsindən dünyayı dəyişdirmək fikri bitdi. Fantaziya başlayır: dünya varsa, daha yaxşıdır! Və o tək olanıdır: dünyayı dəyişdirin və insanları yoxsulluqdan və qəflətdən qurtarın. Amma nə olursa olsun, görmür, buna görə orta yaşda qərar verir: Ən azı öz şəhəri! Daha sonra bunu daha da azaldacaq: qonşuluq və ailənizi dəyişdirin! Həyatının sonunda hətta həyatını görmür! Özünü dəyişdirmək üçün dünyadakı dəyişiklikləri tək qoyun. Ölkələr və sivilizasiyaların vəziyyətində də insan cəmiyyətləri var: cəmiyyətlər və sivilizasiyalar da var: müstəqil ruh və bədən. Allahı əvəz etmək və işini bərpa etmək istəyə





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :