ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

خیال همه راحت باشد، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! و این چهل سال، باید حرف امام خمینی را ثابت کرده باشد. یکی از دلایل عدم توانایی آمریکا،  فرسوده شدن (اکسپایر) تمام سلاح های جنگی: جنگ دوم جهانی، مردن و از بین رفتن فرماندهان، و فراموش شدن رمز های کار بری آنها می باشد! دلیل دوم این است که آنها، بمب اتم را باید سوار هواپیما کنند! و هواپیما سه هزار کیلومتر برود، تا بتواند به ایران بیاید. در این سه هزار کیلومتر، اتفاقهای زیادی می افتد. سوم اینکه پدافند ایران آنقدر قوی است که بر فراز فرودگاه خودشان، آنها را می زند! موشکهای ما پایگاههای اصلی را هدف قرار می دهند. آنگاه تمام بمب اتم ها، بر سر فرماندهان آمریکایی ها، اروپایی و اسرائیلی ها منفجر می شود. و آخر اینکه انها باید: بالاخره نیرو پیاده کنند! به قول حضرت امام خمینی: که، ( شما آن را بیسواد و امل و بی اطلاع از: سیاست ها و دیپلماسی می دانید) همان موقع گفت: ما سرباز های آنها، را زنده نمی گذاریم! امریکا و اروپا یا اسرائیل و عربستان، خودشان بهتر می دانند: که افسانه سقوط 79چیست! لذا تا کنون هیچگاه حمله نظامی مستقیمی، به ایران نداشته اند. در همه جنگها از ایرانیان استفاده کرده اند. دو گروه سرشناس از ایرانیان، به دستور انها به ایران حمله کردند: سازمان منافقین ( مجاهدین) و سلطنت طلبها. حتی جنگ صدام علیه ایران را، گرچه در ابتدا جنگ اعراب علیه ایران ، یا بعد حمله عراق به ایران نام گذاشتند، اما جنگ صدام علیه ایران، با فرماندهی واقعی منافقین و: سلطنت طلبها صورت می گرفت. پادگان اشرف، گرچه یک پادگان بود ولی صدام، بدون اجازه آنها کاری نمی کرد. الان هم در جنگ اقتصادی، همه تحریم ها به دستور منافقین و سلطنت طلب ها است. ترامپ ها، همگی مجری بوده اند. طرح تحریم از سوی: ایرانی های ضد انقلاب ارائه شد. و با پشتیبانی آنها ادامه پیدا می کند.. این را از موضع گیری های ضد ونقیض: ترامپ میتوان فهمید: زیرا از یکسو در خواست مذاکره دارد! برای ایرانی ها دل می سوزاند، آنان را ملتی بزرگ می داند. ولی از سوی دیگر تحریم ها را اعلام می کند. علت این امر آن است که: طبق صریح ایات قرانی، کافران هیچ راهی برای تسلط بر مومنان، به ذهنشان نمی رسد(لن یجعل الله  للکافرین علی المومنین سبیلا) که: این امر در سحنان رهبران ایران بخوبی دیده می شود: و هر بار تکرار می کنند که: آمریکایی ها یا اروپایی و اسرائیلی و آل سعود نمی فهمند. انها دائما می گویند: ملت ایران مقاوم تر می شود، ولی آمریکا آن را درک نمی کند. واقعا هم درک نمی کنند. به همین دلیل فرمان را به دست منافقین داده اند. منافقین برای تفهیم این تحریم ها، زحمت زیادی می کشند. آنها هستند که تحریم را باور پذیر می کنند. در حالیکه مردم ایران اصلا نمی خواهند: بدانند که تحریم چیست! آنها زندگی خود را می کنند. تولید و توزیع در حد اشباع است. همه چیز در بازار است. و مردم مشکلی احساس نمی کنند، برای همین تا تعطیلات اعلام می شود، همگی با اتومبیل به راه می افتند و: تفریح می کنند. جاده های منتهی به شمال و مشهد، راه بندان می شود. هتل ها سرسام آور و با قیمت های زیاد، مملو از جمعیت می شوند. بهترین غذاها و راحت ترین خوابها را دارند. اما منافقین اینها را تغییر می دهند! تبلیغات آنها این است که تولید تعطیل شده، هیچ چیزی گیر نمی آید! مردم گرسنه اند و آماده قیام! نمی توان گفت بی تاثیر نیست، ولی بیشترین تاثیر تبلیغاتی آنان، در سطح مسئولین کشوری است و: آنها را به پرکاری وادار می کند. پرکاری مسئولین، به مردم هم سرایت می کند! لذا همه مردم ایران از پرکاری و پرخوری! دچار بیماری های: قند و چربی، چاقی و فشار خون هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا آمریکا نمی تواند از: سلاح های ممنوعه استفاده کند؟،
لینک ها :

یکی از نقطه ضعف های مدیریتی کشور، اعتماد به آمار های غلط دشمنان است. این امر باعث دوباره کاری، چند باره کاری و بدبینی و افزایش هزینه های کشوری، درست در جهت خواست آنان می باشد. بطور مثال در کسب و کار، آنها رتبه ایران را 128 اعلام کرده اند.  این امر باعث ایجاد هزینه های زیادی در: برنامه ریزی شده و هنوز هم دولت نتوانسته، در برنامه پنجم و ششم، این رتبه را ارتقا دهد! در حالیکه اصل آمار اشتباه است. زیرا شرایط کسب و کار در ایران، به روش دیگری است. در ایران مجوز ها اشباع شده، و تولید در حد بالاتر از نیاز کشور است بطوریکه: ظرفیت های تولید همه نیمه کار می باشد. ولی آنها فکر می کنند این مانع است! تا مجوز به تازه کار ها ندهند! تا چندی پیش می گفتند: پزشک بیش از اندازه تربیت شده! طبیعتا راه کار آن بود که: ظرفیت دانشگاهها را کمتر کنند. واین امر یعنی کمک به کسب و کار، در حالیکه وزارت اقتصاد یا دیگر ارگانها، به دنبال رفع موانع این کاهش ظرفیت ها هستند. وقتی مجوز بیش از اندازه صنعتی، داده شوده بطوریکه بازاری برای انها وجود ندارد، و اغلب با یک سوم ظرفیت کار می کنند، اعطای مجوز برای افراد جدید چه معنی دارد؟ اصناف در سراسر کشور، بیش از مشاغل مجوز دار، دچار مشاغل بدون مجوز: مخفی یا زیر زمینی هستند. که اصلا مجوز گرفتن را بی اهمیت می کند. حالا با دادن سالی 270هزار مجوز یعنی چه؟ از ان سو باید دانست: کسانی که اهل کار هستند، سراغ کار رفته، کار خود را انجام می دهند. در این گونه موارد دولت یا اتحادیه ها، به دنبال او هستند تا مالیات بگیرند، بیمه نمایند و یا ساماندهی کنند. معمولا کسانی خودشان دنبال مجوز می گردند، بیشتر برای استفاده از امتیازات:( یاسوء استفاده های مالی) هستند. اعتراض آنها به سختی دریافت مجوز هم، به دلیل آن است که نمی خواهند، جای پایی بگذارند! و آن را غل و زنجیر به پای تولید معنی می کنند! که این هم فاقد وجاهت قانونی است، مثلا کسی که وام می گیرد، باید تمام تضمینات لازم را بدهد، و الا هرکسی می تواند با گرفتن وام، به خارج از کشور رفته و: بدهی خود را فراموش کند! البته ساماندهی اینترنتی یعنی: تجمیع دست اندرکاران مجوز، و جلوگیری از روش های تکراری و موازی، اشکالی ندارد. ولی این نظر یک ارگانی است، که اتفاقا اصلا رشته آنها کسب و کار نیست، و معاونت اقتصادی وزارت دارایی را دارند. به دلیل تحیلی بودن، تا بحال اجرایی نشده است! مسئول طرح می گوید: ما، ده دفترچه راه کار تنظیم کرده ایم، و اگر اجرایی شود 70رتبه بالاتر می رویم. ولی خودش می داند که: چنین کاری نمی شود. بر فرض محال، ارگانها آن را اجرا کنند، سازمانها آمار دهنده، باز هم بهانه می اورند و: رتبه در همان 128می ماند! زیرا وقتی شغل و تولید در ایران اشباع شده، پیشرفت ملموسی ایجاد نخواهد شد. بلکه برعکس به علت مازاد مجوز ها،  جلوی فروش تولید گرفته، و باعث دلسردی تولید کنندگان واقعی هم می گردد. بنابر این بهتر است بجای تکیه بر امار بیگانگان، به دنبال علت اعلام این آمار های غلط رفت. یکی از دلایل آمار غلط، رسمی نیودن آن آمارها است. یعنی کسی ان را از ایران تایید، یا تهیه نکرده بلکه مانند آن دفترچه ها، تعدادی در آن سوی دنیا نشسته اند! که ایران را با عراق و افغانستان اشتباه می گیرند، و فکر می کنند استانی از استانهای بیابنی عربستان است! واگر صحبت از سختی کار تحصیلکرده ها می شود، به دلیل آن است که آنها را مجبور به مهاجرت نمایند. بعد هم در کمپ هایی آنها را نگهداری کنند که: سه روزی یکبار غذا بدهند، و از پتوهای الومینیومی از انها پذیرایی کنند. لذا ما نباید در زمین آنها بازی کنیم، و التماس آمار داشته باشیم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : آمار های غلط برای: آدرس های غلط.،
لینک ها :
یکشنبه 9 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

خودکشی در ایران، برخلاف غربی ها حرام است! لذا نباید مثل آنها آمار داد. مثل کسب وکارکه: بسیاری از کسب وکارهای درجه یک غربی، در ایران حرام است: مانند فروش مواد روانگران، اسلحه و اجزای بدن وغیره! لذا مردم ایران اگر هم قصد خودکشی داشته باشند، به یک بهانه ای این کار را می کنند! مثل تصادفات جادهای. 90درصد تصادفات در ایران، دارای عامل انسانی مانند: سرعت و سبقت و عدم توجه به جلو است. از نظرمحققان ماهین نیوز، آن ده درصد هم عامل انسانی است! مثلاعمدا دولت جاده ها را تعمیر نمی کند، تا بودجه بگیرد. یا راننده عمدا معاینه فنی نمی رود، تا به قیمت لوازم یدکی اعتراض کند. یا اینکه می داند صرف مشروبات الکلی حرام، و مخصوصا موقع رانندگی باید مواظبت بیشتری کند، ولی عمدا با کله داغ! پشت رل می نشیند، و این یعنی خودکشی! پس همه تصادفات جاده ای یک نوع خودکشی است، که باید عوامل آن بررسی شود. به همین دلیل در عراق اصلا تصادف وجود ندارد، با اینکه جاده ها همه خراب و شلوغ هست. در ترکیه بنزین یک دهم ایران مصرف می شود، با اینکه تعداد خودرو ها تقریبا مساوی است. بنظر می رسد خودکشی با خودرو، به دلیل پرستیژ آن، یکی از بهترین دلایل موجه : برای اعتراض به گرانی و تورم و .. اما فقط این راه نیست. مصرف روانگردان ها، مواد مخدر نیز دومین دلیل مرگ ایرانیان است، که بازهم نوعی خودکشی صنعتی می باشد. یعنی جوان مصرف کننده، با اینکه می داند کراک چند روز بیشتر، به او مهلت زندگی نمی دهد ولی عمدا، و آگاهانه به سراغ آن می رود: در اعتراض به رفتارهای خشن خانواده و اجتماع! یعنی اگر زندگی او خالی از خشونت شود، به هیچ وجه نه: سراغ اعتیاد می رود و نه سراغ خودکشی. بیماری فشار خون یا دیابت نیز، ار روشهای انتخابی افراد برای خودکشی است! همه میدانند که اگر صبح ناشتا برای آزمایش بروند، فشار خون کمتر یا قند خون آنها در حداقل است. با خوردن صبحانه یا هرچیز دیگری، بلافاصله فشار و قند و چربی بالا می رود. پس ساده ترین راه مبارزه با بیماریهای: غیر واگیر که بالاترین رتبه مرگ ومیر را دارند، نخوردن یا روزه گرفتن است(صوموا تصحوا) ولی، ایرانی می گوید: اگر نخورم می میرم! اگر هم بخورم می میرم! پس بهتر است که بخورم و بمیرم، تا نگویند از گرسنگی مرده، یا از شانه هایش نفس می کشد! خروج از کشور یا به اصطلاح: در دام قاچاقچیان انسان افتادن هم، انتخابی آگاهانه است! به خاطر همین وقتی می میرند، یا غرق می شوند اصلا ناراحت نیستند! و هیچ کس تابحال برای کشته شدن: مهاجرین غیر قانونی اقامه دعوا نکرده، وکسی را قصاص ننموده اند. حتی رضایت می دهد: در میان پناهندگان بیماری ایدز بگیرد و بمیرد، ولی دست خالی برنگردد. در تمام این روشها، قربانی قبل از اقدام، بیان کرده است. ولی روانشناسان بی اعتنا از کنار آن رد شده اند. آنها قبل از رانندگی خطر آفرین، یا فرار یا هر عمل دیگری، به اطرافیان خود با صدای بغض آلود گفته اند که: دیگر تاب تحمل ندارند( با گذاشتن دست روی گلو، گفته اند به اینجام رسیده)جانم به لب رسیده! و این زندگی را نمی خواهم. افرادی که طلاق عاطفی گرفته اند، یا فرزندانی که جدا از پدر و مادر زندگی می کنند، همه اینها مستعد خودکشی صنعتی هستند! فقط وسیله آن را ندارند، یا هنوز فکرشان به ان نرسیده. این نسل را نسل سوخته می دانیم. نسل سوخته میان تضاد دینی گیر کرده اند: از یکسو باور های دینی آنها را از خودکشی منع می کند، و از سوی دیگر آنها را از دلخوشی های منفی: مانند قمار بازی تن فروشی مشروبخواری هم منع می کند. لذا باید توجه داشت، موضوع را معکوس ترجمه نکرد!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : خودکشی در ایران،
لینک ها :

برخی ها معتقدند نگذاشته اند یک وجب! از خاک ایران به دست دشمن بیافتد. ولی این گزاره تا چه حد صحیح است؟ از نظر تاریخی و سیاسی و اقتصادی، باید مورد توجه باشد. مثلا در بعد اقتصادی، زمین در برابر پول یا سرمایه گذاری را داریم. یعنی هر کشور یا شرکتی بخواهد: سرمایه گذاری کند به او زمین می دهیم، آنهم نه یک وجب بلکه تمام: شهرک های صنعتی و مناطق آزاد و مناطق ویژه! البته اینها رسمی و اعلام شده است، والا، فروش زمین و ویلا به شیخ نشین ها، و اعراب وهابی که بطور مخفیانه، یا بنام مستعار انجام می شود، باید به آن اضافه نمود.میتوان گفت که معامله قرن در ایران در حال انجام است! ولی به فلسطینی ها می گویند: این کار را نکنید! البته اینهم فقط یک شعار است، زیرا از دست فلسطینی ها کاری برنمی اید! نتانیاهو به راحتی یک تابلو می نویسد: و بلندی های جولان را به: بلندیهای ترامپ تغییر می دهد، و هیچ عکس العملی هم دیده نمی شود. از نظر سیاسی از این بدتر است. زیرا ترس از رفاه کم! باعث شده تا تمام نقشه های دشمن، یکی پس از دیگری عملی شود. نفت از درآمد و سبد خانوارها حذف شود، حتی در بودجه هم نیاید، تا در حسابهای خارجی به عنوان مطالبات سوخت شده ثبت شود. به بهانه کسر بودجه، هیچ یارانه ای پرداخت نشود، و حداقلی هم که تعیین شده ثابت بماند تا: قدرت خرید آن تحلیل برود و نابود شود. مردم را با اینکه دارای همه چیز هستند، فقیر و بدبخت جلوه دهند و: گرسنه یک رفع تحریم باشند. با اینکه مردم به تحریم کاری ندارند، خودشان همه چیز تولید و پخش می کنند! تعداد خودروهای ایران، با تمام دنیا برابری می کند! و مصرف سه برابری مردم، آنها را به بیماریهای چاقی و دیابت و فشارخون مبتلا کرده، ولی می گویند محتاج یک قلم دارو هستند! تا از خارج وارد شود. همه کیان ایرانی را به باد داده اند، تا برجام سرپا بماند. برجامی که فقط برجام نویسان از ان حمایت می کنند. حتی شرکای اروپایی هم می گویند: اگر آش خوشمزه است، خودتان تا آخر بخورید! تحقیر های سیاسی مردم و مملکت، تمامی ندارد. بعد از چهل سال با شهامت اعتراف می کنند: مسئله اول مملکت معیشت مردم است! در حالیکه امام خمینی گفت: ما برای نان یا شکم انقلاب نکردیم، و اصلا گفت: اقتصاد مال خر است! خالا با این اقتصاد، هیمنه و شکوه یک ملت را برباد می دهند! و او را فقیر و گرسنه نشان می دهند. در حالیکه ایران قادر است: تمامی دنیا را اداره کند. فقط پولهایی که از ایران دزدیده و به آمریکا، کانادا و اروپا برده اند، اگر پس گرفته شود، یک روز هم دوام نمی اورند. عربستان به پشتوانه پول حجاج ایرانی، برای خود امنیت می خرد. 84هزار حجاج ایران، هر کدام یک میلیون دلار به عربستان می دهند، نزدیک یک میلیارد دلار می شود. بعد برای یک میلین دلار درآمد ارزی، فرش زیر پای مردم را می فروشند! از نظر تاریخی هم معکوس عمل کردن، باعث شده تا هیچ صدایی برای: احقاق حقوق ایران بلند نشود. همه کشورهای دنیا تا قبل از 80سال پیش، تابع قدرت ایران بودند. با تحقیر حکومت مرکزی ایران، آن را استعمارزده نشان داده، همه کشورها را از ایران جدا کردند. بحرین که اصلا به هشتاد سال هم نمی رسد. جالب این است که اگر کسی هم اعتراض کند، می گویند: فعلا مصلحت نیست از ان صحبت کنید! باعث اختلاف می شود! پس چرا قاجار یا پهلوی را مسخره می کنید؟ آنها هم برای اینکه اختلاف نشود، افعانستان و آذربایجان و اوراسیا و عراق و پاکستان را از دست دادند. عباس میرزا رفت که انگلیسی ها را از هرات بیرون کند، آنها در آبادان نیرو پیاده کردند. پادشاه فقید هم برای اینکه جنگی نشود! و کسی کشته نشود، افعانستان را واگذار کرد؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : باز تعریف تمامیت ارضی ایران،
لینک ها :

تنها راه رام کردن اسب چموش، دهنه زدن به آن است. و این اصل در عرف دیپلماتیک، به عنوان تنها راه حل ترک مخاصمات، یعنی تسلیم دشمن بیان شده است. زیرا ترک مخاصمه چهار روش دارد: اول اینکه صرف نظر کنند، یعنی دوطرف همدیگر را نادیده گرفته، کاری به کار هم نداشته باشند. دوم مصالحه است، یعنی برخی چیز ها را باهم مبادله کنند، بعد همدیگر را رها کنند. راه سوم مذاکره است که در شرایط مساوی، با همدیگر مذاکره کنند و: توقعات و انتظارات خود را بایکدیگر به اشتراک گذارند : آخرین راه، جنگ و تسلیم شدن یک طرف، که برای همیشه مخاصمه پایان می یابد. در مورد آمریکا و ایران، تنها راه باقی مانده تسلیم شدن طرف آمریکایی و: الحاق ایالات متحده به خاک جمهوری اسلامی است. زیرا آمریکا به هیچکدام از مراحل قبلی، رضایت نداده است. و یا زیر آن زده است. اولا حاضر نیست از ایران بگذرد، و ترک مخاصمه کند! با اینکه ایران با انقلاب اسلامی، انها را بیرون انداخت ولی انها، حاضر نشدند یک لحظه بی خیال ایران بشوند، و کاری به کار ایران نداشته باشند. ثانیا به مصالحه (ترید آف) هم تن ندادند. زیرا ایران در خواست کرد که: شاه را تحویل دهند تا قضیه تمام شود. ولی آنها نه تنها شاه را تحویل ندادند، بلکه اموال ایران را هم بلوکه کرده، یکطرفه اقدام به قطع روابط دیپلماتیک نمودند. شاید سی سال ایران منتظر ماند، ولی خبری نشد! تا اینکه به مرحله مذاکره رسید: ده سال هم ایران منتظر مذاکره ماند، ولی ترامپ یک شبه آن را کنار گذاشت. اکنون دو سال است که به موضوع جنگ می اندیشند. اخیرا یک حمله هوایی سامان دادند، که شکست خورد و دیگر: امکان حمله نظامی هم ندارند. زیرا لبه تکنولوژی نظامی آنها آسیب دید. و نشان داد تکنولوژی نظامی ایران برتر است. اکنون موقع اشغال خاک آن کشور است. که اگر چنین کاری نشود، این اسب چموش همچنان به سرکشی خود ادامه خواهد داد، و این بار دیوانه وار، همه چیز را خراب خواهد کرد. روشهایی که میتواند این الحاق را تضمین کند، زیاد است که به چند نمونه آن اشاره می شود: ابتدا به روش اقتصادی : یعنی برگرداندن کلیه داراییها و اموال و افراد ایرانی ( پرداخت غرامت). زیرا در این چهل سال بعد از انقلاب اسلامی، بیش از 7میلیون ایرانی را فریب داده، و از طریق تبلیغات برای زندگی بهتر، آنها را به آمریکا برده اند. این افراد همراه خود 22تریلیون دلار: اموال و دارایی به آمریکا منتقل کرده اند، که سردسته آنها خاندان منحوس پهلوی، و گروهک منافقین است. طبیعی است که چنین پولی ندارند، و نمی توانند بدهند لذا باید تابع شده، و خراجگذار ایران شوند. دوم روش سیاسی: ایران در پست های کلیدی آمریکا، افراد زیادی دارد که میتواند مناصب گوناگون: علمی و آموزشی و اداری و فرماندهی را در دست بگیرند، که اکنون ترامپ و دار و دسته نیویورکی او، مانع می شوند و باید این مانع برطرف گردد. حتی اگر به روش رفراندوم یا رای گیری هم باشد، به نفع ایران رقم خواهد خورد. یعنی 99درصد مردم به جمهوری اسلامی آمریکا، رای خواهند داد و فقط یک درصدی ها، مخالفت خواهند کرد. روش سوم روش قضایی یا پیگیری حقوقی است، که خوشبختانه دستگاه قضایی ایران، وزرات خارجه به اندازه کافی مدارک: محکمه پسند دارند که نشان دهد: ادامه روند فعلی کارگزارن ترامپ، فقط جنایات آمریکا علیه ملت ایران را زیادتر می کند.ایرانی ها به استناد هریک از این جرایم، میتوانند سران مرتجع آمریکا را، دستگیر و زندانی کنند. لذا قبل از اینکه ترامپ هم، مثل شاه معدوم آواره گردد، بهتر است دارو دسته خود را تحویل دهد. و ایران هم می تواند کاخ سفید، پنتاگون و خزانه داری را، بایت طلب خود بردارد. که تعلل نکنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : الحاق آمریکا به خاک ایران،
لینک ها :
چهارشنبه 5 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

باز خوانی پرونده تجزیه طلبان، در موضوع بحرین نیاز امروز جهان است. ایران باید بداند که چرا بحرین جدا شد؟ و چه کسی در این تجزیه طلبی دست داشت. باید آنها محاکمه شوند. به همین منظور نیاز به دادگاه جهانی، بنام دادگاه تاریخ است. این موضوع از دو دیدگاه قابل بررسی است: یکی از لحاظ دلایل تاریخی(سیاسی) و دیگری از لحاظ مستندات تاریخی. دلایل تاریخی به عهده وزارت خارجه و: مستندات آن به عهده قوه قضائیه است. دلایل تاریخی شیطنت های بحرین است. دولت بحرین از هنگامی که با انگلیسی ها، سر وسری پیدا کرد، همیشه بر علیه ایران و تمامیت ارضی آن، اقدام می کرد. مرکز شورش در بخش های عرب نشین خوزستان، و جزایر خلیج فارس بود. در جنگ صدام علیه ایران، با آن همکاری کرد. بعنوان عضو شورای همکاری خلیج فارس، پایگاههایی در اختیار آمریکا و اروپا قرارداده، که همگی بر روی ایران تنظیم شده اند. برای سرکوب مردم خود، از عربستان تقاضای کمک کرد و: نیروهای زمینی عربستان از مرزجنوبی وارد بحرین شدند، و تا کنون از ان خارج نشده اند. بحرین را مانند زندان آلکاتراز، یا جزیره روبن بر روی تمامی اهالی آنها بسته اند. امروزه با اجرای طرح معامله قرن، می خواهد همین زندان را در غزه  درست کند، تا برای همیشه آنان را در محاصره بمانند تا از بین بروند. طبیعتا این شیطنت ها برعلیه ایران و فلسطین، ممکن است از نظر خودشان قدرت نمایی باشد! ولی از نظر و دلایل سیاسی، زمینه پیوستن به خاک ایران را فراهم می کند. درواقع نشان می دهد تا موقعی که: به خاک ایران ملحق نشده، همچنان یک متخاصم اصلی خواهد ماند.طبق قانون جنگ یا قانون مخاصمات: در عرف دیپلماسی بین المللی، فقط با تسلیم شدن یک طرف پایان می پذیرد. و بحرین تا کنون نشان داده، که آمادگی تسلیم را دارد! زیرا که قدرت دولتی آن کاملا مضمحل شده است: چون از یکسو پشتوانه مردمی ندارد، زیرا همه مردم بحرین  شیعه هستند. ولی دولت آنها وهابی و طرفدار آل سعود و صهیونیسم می باشند. از سوی دیگر طبق ایه قران، افرادی که با صهیونیست ها دوست شوند، مانند همان ها هستند! لذا باید همانطور که برای نابودی: رژیم اشغالگر قدس دعا می کنیم، برای محود دولت مزدور و: ضد مردمی بحرین هم دعا کنیم. اما مستندات تاریخی، مدارکی است که قوه قضائیه میتواند، به وسیله آن پرونده تجزیه طلبی بحرین را بازخوانی یا واخواهی کند. تمام کتب درسی قبل از سالهای 1348(1969)، چه در بحرین و چه در ایران، نشان می دهد که بحرین استان 14م ایران بود. در این سالها استعمار جدید، آن را از ایران جدا کرد. مبنای جدایی آن هم فقط رضایت شفاهی محمد رضاشاه است، که در ان موقع شاه ایران بود. لذا هیچ مدرک دیگری برای این تجزیه طلبی وجود ندارد. البته دولت انگلیس، بعد از رضایت محمد رضا کارهایی انجام داده، ولی همه آنها در حکم: تجاوز به تمامیت ارضی ایران است. زیرا که مدارک را یا جعل می کرده، و یا با امضای فرماندار دست نشانده خودشان، به مراجع بین المللی ارائه می کرد. حتی برگزاری رفراندوم یا انتخابات، بدون حضور ایران، و بصورت نمایشی برگزار می شده. یعنی خودشان بریدند و خودشان هم دوختند. لذا قوه قضائیه باید که اولا: در دادگاه تاریخ( به دلیل زنده نبودن متشاکی)، محمد رضاشاه را به عنوان تجزیه طلب، و حامی تجاوز به تمامیت ارضی ایران، محکوم کند. و براساس این محکومیت، نتایج آن هم باطل اعلام نماید. رای را به دادگاههای بین المللی ارائه، و آل خلیفه را به پای میز محاکمه کشانده، و همه انها را به دست قانون بسپارد. تا مردم بحرین ازاد شوند. وبرای استانداری آن، از بحرینی های ساکن قم استفاده شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مجازات بحرین،
لینک ها :
چهارشنبه 5 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور، نتیجه تئوری های غلط است. مثلا در حالیکه اشباع تولید، بازار را از بین برده، باز هم صحبت از رونق تولید می شود. یا اینکه فضای کسب و کار انقدر باز است، که کلاهبرداری در ان انجام می شود، باز هم می گویند:باید فضای کسب و کار را باز کنیم! علت این کار هم، تبلیغات دشمنان است! زیرا دشمنان می خواهند: فضا برای قاچاق مواد مخدر، تن فروشی، خرید و فروش سلاح و: کلیه کسب و کار های حرام باز شود. زیرا در ایران این مشاغل فضای باز ندارند. ساده ترین آنها همین اسنپ است! ابتدا که راه افتاد، همه فریاد زدند استارت اپ ها باید حمایت شوند، و شدند ولی الان به دلیل کمبود راننده، دچار مضیقه شده! تپسی حتی حاضر است به هرراننده ای که: ثبت نام کند در اول کار 500هزار تومان جایزه دهد! یا بیت کوین را راه اندازی کردند! معلوم شد که حتی برق ارزان ایران، آنقدر زیاد است که برای استخراج بیت کوین هم، به صرفه است. این تصورات باطل یا توهمات که: مبنای عملکرد دولت، یا سیاستگذاری های کلان شده، فقط اینده جوانان را خراب می کند، و آنها نیز در توهمات زندگی می کنند! در نشست خبری وزیر اقتصاد بسیاری از این تئوریها مطرح شد، که در واقع  یک شانتاژ محسوب می شود: وقتی صحبت از کارایی پایین می کنند، توجه نمی ندارند که تعطیلی ظرفیت کارخانه ها و کارگاهها، بخاطر اشباع تولید است، نه کمبود سرمایه در گردش یا غیره .زیرا وقتی مشتری باشد و تولید به فروش برسد، سرمایه در گردش را هم ایجاد می شود. بطور نمونه خودروسازی در ایران، به دلیل جمایت بیش از حد دولت، و ترس از بیکاری! به سرعت سرمایه در گردش را از محل: پیش فروش تهیه می کند! اگر کالاهای دیگر هم اشباع نشده باشند، میتوانند با پیش فروش، سرمایه و نقدینگی را تامین کنند. لذا این فرضیه باطل است که بگوییم: کارگاهها بخاطر کمبود نقدینگی تعطیل شده اند، یا با ظرفیت حداقلی کار می کنند. تئوری بیکاری هم بی معنی است. اولا باید ده درصدی بیکار وجود داشته باشند، تا استخدام و گزینش معنی بدهد. ثانیا اگر همه نیروهای فعال مشغول کار باشند، باعث گرانی  و تورم می شوند. تورم که ریشه های آن در جای دیگر جستجو می شود، اشتباه است. اشتغال کامل است که: باعث بالارفتن دستمزدها می شود، و هزینه تولید بالا می رود و: نتیجتا همه چیز گران می شود، که قابل کنترل هم نیست. چون به محض اینکه بخواهند: دستمزد ها را کاهش دهند، به دلیل وجود همیشگی کار، کارگران به سادگی به جاهای دیگر که: دستمزد بالاتری بدهد، منتقل می شوند و چون نیروی بیکار وجود ندارد، جایگزینی برای آنها نخواهد بود! لذا دائما در حال بالارفتن نرخ تورم خواهد بود. بنابراین تئوری جدیدی که باید در اینجا اثبات شود: اینکه تورم و گرانی در ایران، ناشی از اشتغال حداکثری است. زیرا حمایت از بیکاران، در انسوی جدول نرمال قرار گرفته! و باعث شده توقع دستمزد بالاتر، به یک اپیدمی تبدیل شود. کسانی که در ایران بیکار محسوب می شوند، در واقع کسانی هستند که: دستمزد بالاتری می خواهند! یعنی یک فشار دائمی وجود دارد که: قیمت ها را بالا ببرد. و این چرخه معیوب است، زیرا وقتی کارگر دستمزد بالاتری گرفت، تقاضا برای کالاها بیشتر می شود، و قیمت کالاها افزایش می یابد. مردم هم معتاد به خرید کالاهایی می شوند: که دائما گرانتر شود. زیرا قیمت ثابت نشان بی ارزشی است.(مانند نمک یا آب). یک مثال روشن در مورد هویج!(یا پیاز و گوجه) است، قبلا مردم آن را برای حیوانات مصرف می کردند! ولی از وقتی که گران شد، برای آن خاصیت های بیشماری نوشتند! و تقاضا افزایش یافت. برای نجات کشور، باید جور دیگری نگاه کرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تئوریهای غلط اقتصادی،
لینک ها :
دوشنبه 3 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

عامل اصلی ناهنجاری در اقتصاد ایران، اشباع تولید است. در حالیکه به نظر می رسد: تولید کم است، ولی بازاری برای فروش آن پیدا نمی شود! یعنی تولید هر کالا به حدی رسیده که: مشتری نئارد. لذا کالاها در انبار ها منجمد شده، و باعث منجمد شدن تمام داراییها، من جمله سرمایه در گردش می شود. راههای برون رفت از این مخمصه، عدم واردات و افزایش صادرات است، که هر دو برعکس عمل می شود! یعنی واردات بی رویه است: با کوچکترین روزنه امیدی، واردات تریلیاردی صورت می گیرد. و صادرات نیز قدرت رقابت با: دامپینگ جهانی ندارد. راه سومی هم وجود دارد و آن: تحریک تقاضا های چند برابری است! زیرا یک یا دوبرابر شدن تقاضا، مشکلی را حل نمی کند! چون دریچه ای باز می کند برای: واردات چند برابری زیرا: مسئولین می گویند کمبود شده، پس وارد کنیم! چون تولید، بازه زمانی می طلبد ولی، واردات فوری انجام می شود. بنابر این فقط یک راه باقی می ماند: تعطیلی کارخانجات و اخراج کارگران. برای اینکه کارگران بیکار نشوند، دولت ادعای غیر علمی مطرح می کند که: تولید کم است و سرمایه در گردش باید تزریق شود، تا تولید افزایش یابد. تحت عنوان ایجاد اشتغال، همه بودجه ها را به سوی مدیران هدایت می کند. بعد از دریافت همه بودجه ها، آن وقت مدیران اقرار می کنند که: بازار اشباع است و فروش ندارند! و لذا از باز پرداخت وام ها امتناع می کنند. و چون دستشان رو شده و معلوم شد که: نبود بازار یا اشباع بازار را، لاپوشانی کرده اند و ممکن است: به جرم کلاهبرداری از سوی بانکها، زندانی شوند لذا همه پولهای دریافتی را، برداشته  راهی خارج می شوند! این رمز اصلی تبلیغات برای رونق تولید است. اما چرا تولید اشباع شده؟ و روشهای آن چه بوده؟ باید گفت که در اقتصاد قانونی وجود دارد: بنام تعادل، که نمی گذارد تولید کاهش یابد. این اصل را استادان برای رفع  تکلیف درس می دهند، و دانشجویان هم برای اخذ نمره حفظ می کنند! این قانون می گوید: وقتی کالایی کمیاب شود، قیمت آن بالا می رود، لذا همه برای تولید آن هجوم می اورند. تولید تا جایی زیاد می شود که: قیمت ها به تعادل برسد. اگر از نقطه سربه سری هزینه عبور کرد، تولید کنندگان هم یا جدیدا وارد نمی شوند، و یا اگر هستند خارج می شوند. لذا همیشه تولید در حال تعادل است. تولید کنندگان در یک ماتریس دو در دو هستند. تولید کنندگان داخلی و خارجی، تولید کنندگان رسمی و غیر رسمی! در حالت تعادل فقط تولید کنندگان رسمی هستند. که باید استاندارد بگیرند: بیمه و مالیات پرداخت کنند، و مانع واردات شوند. اما دلالان بزرگ، این معادله را به هم می زنند. تا راه برای واردات باز شود، و بتوانند صندوق ذخیره ارزی را خالی کنند. اگر دلالان با دولت هماهنگ نباشند، علاوه بر واردات رسمی، کالا بصورت قاچاق هم وارد می شود. از انطرف تولید کنندگان داخلی غیر رسمی(زیر زمینی) هم وارد بازار می شوند. لذا از چهار پنجره، کالا به بازار تزریق می شود. از این جهت بازار اشباع می شود. مصرف کنندگان گارد می گیرند! و ممکن است قیمت کاهش یابد. برای شکستن گارد مصرف کنندگان، به آنها وام داده می شود! یا بصورت قسطی فروخته می شود. به همین جهت مصرف زدگی! بالامیگیرد و همه مصرف کنندگان، دچار سوء تغذیه: فشارخون و دیابت و چربی بالا می شوند. ( در کالاهای خوراکی) و در کالاهای غیر خوراکی، به روانپریشی انبار کردن گرفتار می شوند. یعنی هر کالایی را می خرند و انبار می کنند، تا مبادا گرانتر نشود. لذا تنها راه جلوگیری از بیماری روانی مردم که درشکل استرس و فشاز خون98درصدی خود را نشان می دهد، آموزش رفتار اسلامی، از جمله قناعت است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : اشباع تولید،
لینک ها :


( کل صفحات : 328 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :