ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
سه شنبه 13 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

لیست حقوق مدیران بیمارستان که منتشر شد، همگی بالای سیصد میلیون در ماه بودند! یعنی روزی ده میلیوون تومان، که حقوق سیصد کارگر می شود! و همه اینها بغیر از دستمزدهایی است که: برای جراحی دریافت می کنند. در واقع آنها از بازی با سلامت مردم، میلیاردر می شوند. یکی از همین روسای بیمارستان که، مدیر ارشد وزارت بهداشت هم بوده، براساس گزارش تابناک، فقط در سال 1370سی میلیارد تومن، یعنی یک میلیارد دلار در آمد داشته! بعد از مدیران و روسای بیمارستانها، جراحان  در زمینه های مختلف در رده دوم هستند. و این نشان می دهد که مردم، بدون اینکه بدانند از سوی پزشکان، در استثمار کامل قرار دارند. شاید شروع آن از زمانی بود، که دکتر ولایتی وزیر خارجه شد و: نشان داد که فقط پزشکان باید این کشور را اداره کنند. البته مراقبت دکتر فاضل از امام خمینی و دیگران هم، بر این موضوع اضافه کرد.  براثر یک تحقیق میدانی، همه مدیران بیمارستانها، مدیر نیستند بلکه پزشک هستند. یعنی از زمان طبابت خود، برای مدیریت کوتاه می کنند. این علاوه بر ان است که: اگر پزشکی مدیر یک بیمارستان شود، فقط به تخصص خود و همکارانش توجه می کند! و در رقابت با تخصص های دیگر، مانع از شکوفایی آنها می شود. مثلا اگر پزشک اطفال رئیس بیمارستان، یا وزیر بهداشت شود، طبیعی است که با دستمزدهای اندک که: از پدران یا مادران کودکان می گرفته، رقم های نجومی جراحان و متخصصان: قلب و چشم و مغز! را درک نمی کند. و باعث کاهش دستمزد آنها میشود. اگر دارو ساز وزیر بهداشت شود، با تاکید بر داروهای شیمیایی رشته خودش، اعمال سیاست خواهد کرد و طب سنتی، و داروهای گیاهی را محدود خواهد نمود. این است که در علم مدیریت می گویند: مدیر باید جنرال باشد و به همه رشته ها، به یک میزان حساسیت داشته باشد.  مدیر فنی فقط برای رده اول مناسب است، برای رده های مدیران میانی و بالایی، بیشتر به رفتار سازمانی نیاز است. آنها باید متخصص فنون اداری و روابط انسانی باشند. متاسفانه پزشکان در ایران، نه تنها در بیمارستان ها مایل به: اجرای اصول نوین مدیریت نیستند، بلکه در رشته های دیگر هم، حضور دارند و انحصار سیاسی و اقتصادی ایجاد کرده اند: ساختمان سازی و مهندسی شرکتها، بازاریابی و منصب های سیاسی را هم، قبضه کرده اند. بطوریکه رویه جامعه تغییر کرده! هرکس می خواهد در کار مهمی پیشرفت کند، باید او را دکتر صدا بزنند! و یا با یک پزشک مشارکت کند. یکی از دلایل این وضع، موضوع کنکور است. زیرا باهوشترین افراد، در این رشته شرکت می کنند، و نمره می اورند لذا ممکن است: به این کار علاقه ای هم نداشته باشند، ولی برای یافتن جایگاه بی بدیل و غیر قابل رقابت، به قبولی در این رشته نیاز دارند. در حالیکه در اسلام سفارش های زیادی شده که: حکیم یا پزشک با جان مردم بازی نکند. اسلام می گوید بیماری را باید تحمل کرد. چون برخی از انها نتیجه گناهان شخص است. و از همه مهمتر می گوید: از طب رایگان استفاده کنند. یکی از این روشها دستور پیامبر به: پرهیز از پرخوری است، که باعث شده بود پزشک مسیحی، در مدت اقامت خود هیچ بیماری را ویزیت نکند! در حالیکه برخی از پزشکان ایرانی، طی برنامه های روانشناسی پیشرفته، افکار مردم را طوری تحریک کرده اند که: همه فکر می کنند بیمار هستند! و باید به پزشک مراجعه کنند. آنها با اجاره یا تملیک مکان های بزرگ و مهم، سعی دارند که صف طولانی از: بیماران داشته باشند و: باصطلاح ماهیانه وقت ویزیت بدهند! در حالیکه در اسلام توصیه شده که: پزشکان به سراغ بیماران بروند.(طبیب دوار بطبه)


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مافیای پزشکان ایرانی،
لینک ها :
دوشنبه 12 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

ساکنان نوار غزه و کرانه باختری، مورد شدیدترین حملات واقع می شوند: اسرائیل هر وقت دلش خواست، افرادی را دستگیر می کند و: آنها را به به زندان می برد. پس ارتش غزه کجاست؟  نیروهای زیادی تحت عنوان: نیروی مقاومت دوره دیده اند، لباس فرم دارند و تمرین های لازم را انجام می دهند، حتی به موشک انداز نیز مجهز هستند، ولی معلوم نیست چرا به موقع، جلوی هجوم چند سرباز اسرائیلی را نمی توانند بگیرند؟ اسرائیلی ها هم فهمیده اند که: هر کاری کنند کسی به آنها کاری ندارد، لذا خانه ها را تخریب می کنند و: شهرک یهودی نشین می سازند تا: ترکیب جمعیتی را به هم بزنند، و مرزها را تغییر دهند، توجهی به هیچ کس هم ندارند، گویا کسی در دنیا نیست، از آنها انتقام بگیرد، یا سرجایشان بنشاند. البته موقع ادعا سران اتحادیه عرب هستند! سازمان ملل هست، حتی آل سعود ظاهرا کمک مالی هم می کند، ولی در عمل هیچکس نیست. مردم غزه باید بدانند که: نباید به امید دیگران باشند. هرکدام از سران به نحوی سر در گریبان هستند. عده ای برای دوستی با اسرائیل، سرو دست می شکنند، لذا مایل نیستند غزه را ببینند. عده ای هم، به کمک های اسرائیل  دل بسته هستند، و لذا آنها هم غزه را نمی خواهند. به طریق اولی کسانی که: پشت اسرائیل هستند و: از او حمایت می کنند مانند ترامپ، طبیعتا غیر از تصور تروریستی، از غزه تصور دیگری ندارند. ایران هم که طرفدار غزه است، تابحال، غزه روی خوش به آنها نشان نداده! زیرا از ترس قطع کمک های آل سعود، ختی دعوتی هم از ایران نمی کند. و حتی خون اهدایی آنها را نمی پذیرند! پس فقط یک راه باقی می ماند: و آن تکیه بر قدرت خویش است. آیا وقتی مردم غزه یا ارتش آنها، نمی خواهد از خود دفاع کند، منتظر است تا: افرادی اجاره ای به کمک آنها بیایند؟ آنهم اجاره اش را کسان دیگری بدهند! مردم غزه فقط 2میلیون نفر داخل غزه نیستند، آنها در فلسطین اشغالی، و تمام نقاط جهان پراکنده اند. در کرانه باختری در اردن و مصرو ..چرا به کمک هم نمی آیند. آیا فقط باید گفت: نسل گذشته مقصر بود؟ که در مقابل حملات شش روزه اسرائیل مقاومت نکرد؟ یا آنهایی را مقصر دانست که: زمین خود را به اسرائیلی ها فروختند؟ یا آل سعود را که: با گزارش اطلاعاتی خود، نقشه های نظامی مصر و سوریه را، به اسرائیلی ها فروخت، و باعث شد آنها شش روزه، این دو ارتش را از بین ببرند؟ اگر انها مقصرند الان هم، چه کسانی که در مقابل حمله اسرائیلیها، مقاومت نمی کنند و اجازه می دهند: آنها به داخل غزه بیایند، مقصرند. چه کسانی هستند که معامله قرن را، به آمریکا پیشنهاد می کنند. آیا هر روز اسرائیل سرزمین ها را غصب نمی کند؟ آیا با شهرک سازی ها، تغییر در ترکیب جمعیتی نمی دهد؟ اگر کسی الان هم، جلوی اسرائیل را نمی گیرد، فرقی با آنها که در گذشته، کوتاهی کردند ندارد! اگریک اسرائیلی کشته شود، همه به خونخواهی او بلند می شوند، ولی اینهمه فلسطینی کشته می شود، یا در زندانها هست، هیچ رهبری مسئولیت آن ها را نمی پذیرد. همه آنهاییکه در شعار، رهبر جهان اسلام هستند، در اینجا ترس را تجربه می کنند. سازمان کنفرانس اسلامی چه می کند؟ رهبر و جانشینان پیامبر و امام چه می کنند؟ آیا وقت آن نرسیده که یک نفر، جلوی اسرائیل را بگیرد؟ باید او را رها کنند تا خودش پشیمان شود؟ یا اینکه طبق دستور اسلام، جلوی ظالم را بگیرند، که اگر نگیرند، شریک ظلم هستند. من از سید حسن نصرالله می پرسم؟ شما که قدرت دارید، منتظر چه چیزی هستید؟ فقط باید به حنوب لبنان حمله شود، تا شما به حرکت در ایید؟ فقط در فکر خودتان هستید؟ مانند آنهاییکه می گویند : کلاه خود را محکم نگهمیداریم، که باد نبرد؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ارتش غزه کجاست؟،
لینک ها :

آق قلا و گمیشان دو شهری است که: در سیل اخیر هردو به زیر آب رفتند، روزها ظول کشید و هنوز آبهای آن تمام نشده است. هر سیل  یا باران جدیدی، این شهر را دوباره پر آب می کند. از انجا که با انفجارهای بزرگ هم، آب از ان خارج نشد، شهر آسیب دیده و کسی ساکن آن نیست، و هیچ کس هم آسیب جانی ندیده، لذا به نظر می رسد اگر: برای اسکان مردم، شهرک جدیدی در ارتفاعات بسازند، هزینه های آن کمتر است. جمعیت 35هزار نفری آن، که بیش از 7هزار خانوار نمی شوند، با یک شهرک سازی سامان می یابند. لذا بهتراست آب در گمیشان و آق قلاع، رودخانه شیراز و دیگر جاها بماند، تعداد تالاب ها افزایش یابد، تا آب شیرین را ذخیره کند. حتی اگر لازم شد، با موشک، گودال های بیشتری را ایجاد شود تا: آب ها ذخیره شوند، و از کم آبی در آینده جلوگیری شود. مردم شهر که ازسیلاب ترسیده اند، تمایلی به بازگشت به آن چاله آب ندارند. باید بجای زمین یا خانه آنها، زمین معوض در جایی در ارتفاعات داده شود. پنجاه مجتمع 140واحدی، میتواند جوابگوی کلیه جمعیت آنجا باشد. هیچکس بی خانمان نماند. چیزی شبیه شهر جدید پردیس یا هشتگرد! بسیاری از مردم هم دارای زندگی روستایی هستند، کافیست به روستاهای خود برگردند، و با کمک مالی دولت، اسکان جدیدی رونق گیرد. مردم گمیشان نیز با تعداد کمتری، آمادگی دارند تا به مناطق مرتفع تر نقل مکان کنند. و منطقه بنام تالاب ثبت شود. آثار تاریخی آن با تمهیداتی، در داخل آب باقی بماند. این راه در گذشته نیز وجود داشته: بسیاری از شهرا بدلیل زلزله یا سیل، تخریب شدند و: مردم آن به جاهای دیگر کوچ کردند. و یا در نزدیکی آنجا، به نقطه امن تری پناه بردند. حتی در بلایای غیر طبیعی مانند: جنگ و آلودگی هوا نیز، این کار صورت گرفته است: مانند انتقال پایتخت بسیاری از کشورها. یا حرکت خانه ها بسوی مناطق جدید تر، مانند استانبول. که در تهران نیز مناطق بسیار آلوده، به عنوان بافت های قدیمی، محدودیت های زیادی اعمال شد، تا مردم به حاشیه ها رانده شوند. شهرک های اقماری اطراف تهران، برای مقابله با بلای افزایش جمعیت! یا آلودگی زیاد هوای ان بود. شهرک های جدید، مردم را در رفاه  و: پیشرفتهای نوین قرار می دهد. زیر ساخت های شهری، در شهرک ها کاملا رعایت می شود. و در مواقع بروز خطر، پیش بینی های لازم می شود. در حالیکه در بافت های فرسوده و سنتی شهرها، زندگی کاملا رها شده و به اصطلاح: هرچه پیش آید خوش آید، شده! تجریه ایران در ایجاد شهرهای جدید، از همه دنیا بیشتر است زیرا: بیشترین شهرجدید در طی 15هزار سال، در ایران صورت گرفته است. شاید بتوان به طوفان نوح نیز اشاره کرد. تکنولوژی عظیم ساخت بزرگترین کشتی دنیا، باعث شد تا از همه حیوانات و گیاهان نمونه برداری شود. انسان نیز بعنوان انسان های مومن و: پیروان حضرت نوح در ان زندگی کردند. مدتها این شهرک سیار، بر روی آب ها بود، تا همه شهر ها زیر آب رفت! همه موجودات  ناباب نابود شدند. و مدتها طول کشید تا آبها، فروکش کرد. برخی از زمین شناسان، آن را به عصر یخبندان  یا پارینه سنگی نام گذاشتند! بعد از آرام گرفتن و زیست پذیر شدن زمین، اهالی شهرک کشتی! بر روی زمین آمدند. و شروع به ساختن شهرک های جدید نمودند. لذا همه آثار زیر خاکی، مربوط به دوران قبل از طوفان، آثار روی خاکی مربوط به: بعد از طوفان تا امروز است. در ایران تا قبل از انقلاب اسلامی، فقط 217شهر وجود داشت. اما امروزه 1217شهر، بدون احتساب شهرک های اقماری آن وجود دارد. لذا ایجاد شهر جدید آق قلا، یا شهرجدید گمیشان(برخی ها به نقره یعنی گوموش)، کار قابل احرا است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بگذارید آق قلا، تالاب بماند.،
لینک ها :
شنبه 10 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

برای ضربه آحر به پاشنه اشیل ضدانقلاب، هوچی گران و دزدان و اختلاس گران کافی است: خروج دلار ممنوع گردد! زیرا آنها طی یک برنامه چندین ساله، اموال ایران را به دو صورت به غارت بردند: اول اینکه املا غیر منقول را فروخته و تبدیل به دلار کردند! و دلارها را با خود بخارج بردند. دوم اینکه دلارهای در دست مردم را هم، با قیمت های بالا از دستشان خارج کردند، و به خارج فرستادند. از این کار هم یک هدف اصلی داشتند و اینکه: تبلیغ کنند مسئولین جمهوری اسلامی، همه دزد و کلاش هستند! و این فرافکنی در بسیاری از موارد، موفق هم بوده بطوریکه با اینکه: همه میدانند اختلاس گران تنها، با همکاری آمریکا این کار را انجام می دهند، و همه پولهای خود را هم به اروپا یا امریکا می فرستند، و خودشان هم به آنجا فرار کرده، و در رفاه کامل زندگی می کنند. ولی تبلیغات طوری است یعنی: آنهاییکه مانده اند و پای نظام ایستاده اند، این کار را می کنند! لذا با  اجرای ممنوعیت خروج دلار، میتوان با این تبلیغات مبارزه کرد. و به مردم و دنیا ثابت کرد که: این لیبرال ها و منتظران غرب هستند، که دزدی می کنند چون دلار را، برای امریکا می برند! پس اگر در ایران حبس شود، و یانکی ها و بانکی ها! نتوانند آن را بدزدند، آنها رسوا می شوند. ارزش پول ملی بالا می رود، تقاضا برای دلار کاهش می یابد. در بررسی ساده میتوان دریافت: دو گروه عمده ارز را خارج می کنند! اول شرکتهای دولتی و وابسته به دولت، دوم مسافران. در مورد مسافران میتوان گفت: با تعیین مقصد آنها، ارز مقصد داده شود. یعنی کسی که به ترکیه می رود، لازم نیست هزاران دلار را در کیف، یا کیسه با خود ببرد! میتواند بجای آن لیر ترکیه ببرد. یا اگر به مکه و عراق و عتبات می رود، شرعا حرام است که دلار با خود حمل کند. اگر از سرجمع تقاضای دلار، این نوع مسافران کاهش یابند، طبیعی است که تقاضا هم برای دلار کم می شود. گروه دوم شرکت های دولتی است. اینها با ایجاد اضطراب در بین مردم، و ترساندن آنها از قحطی و کمبود و گرانی! بزرگترین متقاضی ارز هستند! فقط 14 میلیارد دلار به دارو و کالاهای اساسی اختصاص می یابد. در حالیکه در تمام این موارد، کشور خودکفا است و نیازی به واردات ندارد. اما شرکتها یعنی اعضای هیات مدیره آنان، چنان تبلیغات می کنند که گویا دنیا به آخر رسیده! متخصصان میدانند که 14 میلیارد دلار، به عنوان دارو و اخذ می شود ولی، به جای آن لوازم ارایشی وارد می شود! یا برای گندم ثبت می شود، و بجای آن خودرو وارد می شود. مثلا همین قیمت پیاز یک نمونه از بازی های مسخره آنها است. آن را احتکار می کنند، تا گران شود و بعد می گویند: باید وارد شود! بعد با ارز 42000ریالی وارد می کنند، و اجازه می دهند قاچاق شود! تا نرخ بازار کاهش پیدا نکند. واز این راه دوبرابر سود می برند. این سود را هم به شرکت اعلام نمی کنند! اگر جایی هم درز کرد به عنوان: حقوق و پاداش هیات مدیره، همه را برای خود برمی دارند. اگر هم بازخواست کردند، می گویند که برای دور زدن تحریم، هزینه کرده ایم! یک نمونه دیگر موضوع دام زنده بود: گوشت را گران کردند تا بگویند: دام وارد کنیم و: دلار ها را خارج کردند! بعد معلوم شد به تعداد دام وارداتی در سیل تلف شدند! شرکت های بخش خصوصی هم، فقط برای خارج کردن دلار نقشه می کشند. وام های کلان به بهانه تولید می گیرند، یارانه ارزی از صندوق ، مشوق های صادراتی می گیرند، بعد همه را دلار می کنند، و به خارج می فرستند تا بعد خودشان هم بروند، و دفتر باز کنند و تا آخر عمر ماندگار شوند. اگر بازرسی هم گیرداد، می گویند برای خرید مواد اولیه، یا ماشین آلات بوده است! که در همه آنها مهر ساخت داخل خورده!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : خروج دلار ممنوع شود!،
لینک ها :

 و آبروی نظام و سخنان رهبری را، پوچ و بی ارزش می کند! مسئولان بانکها و بانک مرکزی که: حیات خود را در ان می بینند، هرگز به وظیفه خود عمل نمی کنند. بلکه برعکس، مشتاق صعود بیشتر آن هستند. به نظر می رسد بدون توجه به نظرات بانک مرکزی، باید کاری صورت گیرد. یکی از بهترین راهها، کم کردن تقاضا برای دلار است. زیرا دلار نیز مانند مواد افیونی، عده ای را معتاد کرده و باید:  ستاد کاهش مصرف! دلار تشکیل شود. راه کار اصلی هم در دست: سازمان حج و دیگر سازمان های گردشگری است. زیرا که آنها میتوانند به مسافران خود، ارز کشور مقابل را بدهند، و آنها را از مراجعه به بازار دلار بی نیاز کنند. شروع این کار میتواند همزمان با: رایگان شدن زیارت کربلا باشد. زیرا از هم اکنون مسافران، به فکر تهیه ارز هستند، حتی سازمان هواپیمایی هم، بدنبال دریافت دلار از مسافران ایرانی خود است. لذا بازار ارز متلاطم شده است. دولت باید هردینار عراقی را، برابر ریال اغلام کند و به مقدار کافی، به بازار عرضه کند. یا به عنوان سهمیه به زائران بپردازد. با این روش کلا تقاضا به دلار در این حوزه که، بزرگترین حوزه مردمی تقاضای دلار است، کاهش پیدا می کند. در دراز مدت می تواند: با تصویب دریافت ریال و دینار، از ظرف عراقی و تنظیم تراز بازرگانی، قیمت را ثابت نگهدارد. یعنی ایران هرچه به عراق صادر می کند(حتی نفت)، به دینار بگیرد و در بازار ارز تزریق کند. اگر تراز بازرگانی به سود ایران مثبت شد، باعث فراوانی بیشتر دینار شده، و و ارزش آن نسبت به ریال کاهش می یابد. وقدرت ریال افزایش پیدا می کند. این سیستم میتواند با دومین کشور ارز طلب، یعنی عربستان و ترکیه هم  اجرایی شود. کلیه همسایگان ایران و بسیاری از مشتریان نفتی، به این توافقنامه ها رضایت دارند، ولی بانک مرکزی از انعقاد قرارداد، جلوگیری می کند. خوبی این روش با همسایگان این است که: میتوان پول نقد را براحتی منتقل کرد، و نیازی به تعاملات بانکی نیست، تا آمریکا آن را تحریم کند. از این نظر هم ممکن است: سیستم بانکی مریض ایران، با آن مخالفت کند ولی طبیعتا، وقتی دور از چشم سیستم بانکی این کار انجام شود، از سوی آنان چشم زخمی نخواهد خورد! با این کار بازار مردمی دلار تعطیل می شود، و کسی متقاضی دلار نخواهد بود. فقط کسانی برای مراجعه بازار ارز و دلار باقی می مانند که: نیاز به پولشویی دارند! یا اینکه می خواهند اختلاس کنند: و پولهای ایران را دزدیده، به آمریکا و اروپا بفرستند! که با دستگیری آنها، کلا بازار دلار تعطیل خواهد شد، و قیمت دلار به همان یک ریال سابق، برگشت داده می شود. البته راه کار بسیار ساده و قابل اجرا است. ولی نفوذ یانکی ها و بانکی ها! مانع اجرای آن شده است. دیدیم که حتی روسیه و چین، حاضر بودند که با ایران بغیر از دلار معامله کنند، ولی رئیس بانک مرکزی با حضور در روسیه، آنها را از این کار منصرف کرد. برجام اندیشان هم به بهانه توافق های اروپایی، آن را تعطیل کردند! اما دولت و مسئولین بدانند که این یک حیانت است. راه پولشویی و اختلاس است. کسانیکه مانع اجرای بازار ارز بدون دلار می شوند، مزدور بیگانه هستند و خون ملت را می مکند، تا به آمریکا و اروپا بفرستند! در آینده هم خودشان فرار کنند و به عنون: نداشتن قرارداد استرداد مجرمان، به ادامه دزدی خود از اموال مردم ایران بپردازند. همه اختلاس ها از طریق مثلث بانکهای ایرانی، این  مزدوران و بانکهای سوئیس انجام می شود. مزدوران اصلی به موقع فرار می کنند! و مخالفان خود را با ترفند امضا گرفتن، گردن گرفتن یا تطمیع، به زندان می اندازند. لذا هم اختلاس می کنند، و هم نظام را بی ابرو می سازند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : گرانی نرخ ارز، همچنان قربانی می گیرد!،
لینک ها :

چنان جوسازی شد اندر تهران، که یاران فراموش کردند ایران! سیل آمد ولی چنان جوسازی شد که: همه اخبار تحت الشعاع قرار گرفتند! حتی نیروهای نظامی و انتظامی هم مجبور به تخلیه آب  شدند! در حالیکه می شد بدون ادعا کمک کرد و سیل زدگان را سامان داد. بیشتر هم کسانی شلوغ کردند که: اصلا هیچ کمکی نکردند! از ضدانقلاب تا سلطنت طلب، و پادوهای دست به قلم آن ها! که هر آن فقط منتظر ایجاد التهاب و فضای مسموم، علیه جمهوری اسلامی و حاکمیت آن هستند. از مجاهدین خلق ایران بپرسد: چند ریال به این سیل زدگان کمک کردند؟ همانطور رضاشاه کوچک، و اربابان مردورش . البته به بهانه سیل زده ها، گدایی کردند ولی آن را برای خودشان برداشتند. از همه بدتر کسانی هستند، که پول از ترامپ می گیرند، تا در بازارارز ایران اخلال کنند. زیرا در این گیرو دار، دلار هم گرانتر شد، و برخلاف خواست رهبری، ارزش پول ملی باز هم کاهش پیدا کرد. آیا آنها شرایط بحرانی و سیل زدگی را درک نمی کنند؟ یا برعکس است؟ شرایط بحرانی را ایجاد می کنند تا: رشد قیمت دلار در سایه بماند؟ خط سیر رشد برابری دلار، از سال 1330نشان می دهد که فقط: یک چیز ثابت مانده و آن بحران زایی و: ایجاد تنش در جامعه است. این امر از زمان ملی شدن صنعت نفت، و قیام مردمی آغاز می شود. در ان دوران دلار برابر ریال بود. یعنی یک دلار به میزان یک ریال، قابل مبادله بود. اما وقتی قرار شد ایران نفت خود را بفروشد، و در مقابل آن دلار بگیرد، توطئه ها شروع شد تا: نفت فروخته نشود، یا اگر فروخته شد، دلار ها به ایران برنگردد. لذا دلار با کمبود عرضه مواجه شد، و قیمت آن بالا رفت. اینفوگرافی حرکت به شکلی بود که: درآمد ایران از نفت کاهش  یابد، و اگر فروش هم رفت دلار به ایران داده نشود، تا مردم در تنگنا قرار گیرند و: خواستار غیر ملی شدن نفت بشوند. و این سیاست هرگز تعطیل نشد. زیرا قبل از ملی شدن نفت، هیچ پولی به ایران نمی دادند! لذا برای آنها مشکل بود که هم از ایران اخراج شوند، و هم بخواهند که پول بدهند! به همین جهت سیاست، نفت و ارز و شورش به هم پیوند خورد! دکتر مصدق برای رهایی از این چالش بزرگ، تئوری اقتصاد منهای نفت را مطرح کرد. هنوز هم این موضوع مطرح است، ولی قابل اجرا نیست. زیرا پس از گذشت 68سال، هنوز هم بودجه با دلار های فرضی بسته می شود: دلار هایی که وجود خارجی ندارند. اما بودجه سعی می کند آن را، دارای چند قیمت معرفی کند. البته راه دیگری هم عمل می شود، ولی درباره آن صحبت نمی شود! و آن مصداق: روغن ریخته، نذر امامزاده است. و می گویند حالا که دلار وارد ایران نمی شود، همانجا پس انداز کنیم! که این سیاست هم، با ترفند های ظاهرا حقوقی، مصادره یا دزدیده می شود. روش دیگری که آمریکا در مقابل انگلیس پیش گرفت، این بود که بجای دلار ها، کالا به ایران بفروشد! به همین جهت مرغ آمریکایی، جانشین مرغ خانگی ایران شد. برنج و روغن و کره محلی، از سفره ها پر کشید و بجای آن، نوع آمریکایی به ایران آمد. با افزایش درآمد نفتی ایران، این نوع کالا نام کالای استراتژیک، یا اساسی به خود گرفت و: دائمی شد: وبه بهانه وارداتی بودن، ارزانتر یا رایگان به مردم دادند، تا ذائقه مردم را درگیر کنند. با اینحال برخی مواقع خرید های نظامی هم، از این محل انجام می شد. کار به جایی رسید که: پیشرفته ترین هواپیماهای نظامی امریکا، که هنوز سلاح سازمانی ارتش آمریکا نشده بود، به ایران ارسال می شد. بالاترین مدل خودرو ها آلمانی و آمریکایی، ابتدا در تهران مورد استفاده قرار گرفت. آمریکایی ها می گفتند: شما فقط دستور بدهید! به شرط انکه دلار نخواهید.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : جوسازی برای یک مشت دلار!،
لینک ها :
پنجشنبه 8 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

تحریک کردن یک مصیبت زده، و وادار کردن او به فحش دادن به زمین وز مان، و صدها برابر خسارت مطالبه کردن، و بدگویی به مسئولین، کار خوبی نیست! بلکه آنها نیاز به ارامش و تفکر دارند، که چرا چنین بلایی سرشان آمد. باید بدانند که دسته بندی های سیاسی، و تقصیر این جناح و آن جناح انداختن، هدف سیل نبوده است. خداوند که سیل را جاری کرد، برای تذکراتی بوده که در هیاهوی: این دسته بندی های سیاسی گم شده، و مردم بجای تشکر از خدا، به ناسپاسی پرداختند. آنهاییکه برای چند کشته سیل در شیراز، سروصدا راه انداختند بدانند که: مردم مناطق خشک حاضرند: بیش از اینها قربانی بدهند، تا سیل برای آنها باشد! سیل ذاتا چیز بدی نیست، مجموعه ای از قطرات باران است. که هر قطره آن رحمت الهی، و مایه اصلی زندگانی بشر است. این عملکرد ماست که: از قطره باران لذت می بریم، ولی از زیادی آن شکایت می کنیم. شاید اصلا گوشمالی بوده برای: کسانی که خطا کردند. آنهاییکه  در کنار رودخانه منزل و ویلا ساختند: آن موقع که به زور فامیل بازی، آن را می ساختند و به همه پز می دادند! باید فکر این جا را هم می کردند. کسانی که با سیل شوخی کرده، آن را جدی نگرفتند خودشان مقصرند. چرا به رئیس جمهور بد می گویند؟ مگر این جناح و آن جناح، باید پیروزی در انتخابات مجلس را، از بین آمار بدبحتی مردم سیل زده دربیاورند؟ کسانی که در سیل گرفتار شدند، خودشان می دانند از کجا می خورند. و نباید با هوچی گری، این فهم را در خود از بین ببرند. ممکن است خیابان کردن: مسیل را در شیراز، به گردن شهرداری انداخت! و بقیه فاتحانه پای عقب بکشند، ولی مگر فقط همانجا اشتباه شده؟ در تهران هم 9رود دره داریم، که همگی مثل نهر فیروز آبادی: کلا ساختمان سازی، یا رها شده اند. اساس تمدن بشری به کنار رودخانه ها بسته است، و سیل همزاد تمدن است. یا باید جلوی تمدن و شهر نشینی را گرفت! یا پیامدهای آن را هم قبول کرد. هیچ شهری در بیابان بدون آب و باران، ایجاد نمی شود و آب و باران هم، قانون خود را دارند. سالها استفاده می کنند، باید منتظر ضرر دادن هم باشند. چه کسانی بودند که تا دیروزمی گفتند: ایران کم باران است؟ حالا بیایند و جواب دهند که: چرا با این حرفها ذهن مردم را، از باران و سیل دور کردند؟ و آنها را از خطر باریدن زیاد، بی خبر نگهداشتند؟ هنوز هم مدیرکل آب حاضر نیست، از خدا تشکر کند و میگوید: باید به فکر خشکسالی باشیم! چرا مردم را اینهمه در استرس می گذارند؟ وقتی هست به یاد نیست ها! تشویش می کنند وقتی هم نیست، که خدارا بنده نیستند! صدا و سیما بجای دعوت مردم به آرامش، که اصل اول هر بلایای طبیعی و انسانی است، آنها را هرچه بیشتر به: کدورت با خدا و زمین وز مان، دعوت می کند. آنها می گفتند در این ایام عیدی، همه چیز مان را از دست دادیم! صدا و سیما چند بار آن را پخش کرد. در حالیکه میداند برای این سیل زده ها، چند نفر امداد گر جان خود را از دست دادند، اگر هول کردن های صدا و سیما نبود، آیا آنها کشته می شدند؟ مگر ارزش آنها از: آتش نشانهای ساختمان پلاسکو کمتر است؟ چرا دوگانه عمل می کند؟ به نظر می رسد مقصر اصلی را باید: همین سیاست تنش زای صداو سیما دانست. زیرا مانند استعفا دادن نابجای ظریف، شکوه ایام نوروز و گردشگری 60میلیون انسان را، به کامشان تلخ کرد. دنیا که به آخر نرسیده بود. آنهاییکه تشنج می افرینند، بزرگترین دروغگویان هستند! و چون دروغگو کم حافظه است، یادشان می رود دیروز در مقابل: عکس این قضایا چه عکس العملی داشتند. ترسیم چهره مرگ از یک حادثه سیل، کار را بجایی رسانده که: عده ای می گفتند ایران نابود شد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آرامش نیاز اصلی سیل زدگان،
لینک ها :
چهارشنبه 7 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

قرار است بازی فردا با یک دقیقه سکوت، برای قربانیان سیل اخیر آغاز شود. حالا سوال این است در کشور مسلمان، با بودجه دولت شیعه،چرا باید رسم مسیحیت اجرا شود؟ اینکه سکوت بهتر است یا ذکر خدا، ممکن است بحثی فلسفی و غقلایی باشد. اما مهم عرف جامعه است. در حال حاضر، مسیحیان برای احترام به مردگان خود، یک دقیقه سکوت می کنند. ولی مسلمانان بخصوص شیعه، بجای سکوت سوره فاتحه می خوانند، برای مردگان طلب آمرزش، و اعلام حلالیت می کنند. برخی ها هم گفته اند چون سکوت کردن، باعث توسعه تفکر می شود، لذا سکوت یک دقیقه ای برای: ازدست رفتگان باعث می شود: انسان ها در این یک دقیقه، به موضوع مرگ و قیامت فکر کنند! بهر حال یک رسم ایرانی یا اسلامی نیست. حالا چرا در استادیوم های ورزشی، باید از این رسم استفاده کرد، سوالی است که باید فیفا به آن جواب دهد. آیا فیفا برای فرهنگ بومی مردم، ارزش قائل نیست و همه باید: به یک طریق ادای احترام کنند؟ گرچه بعید است، در قانون فیفا به این موضوع اصلا اهمیتی داده شده باشد. بلکه دلیل اصلی آن خودباختگی فدراسیون های مسلمان است، که حتی در بازی میان ایران و عراق، که هردو شیعه هستند یک دقیقه سکوت اعلام می شود. این خودباختگی هم به خاطر زور گویی فیفا است. فیفا با هرگونه نشان مذهبی و مسلمانی، دشمن است و بارها این دشمنی خود را نشان داده است. از جمله وقتی که در روز عاشورا، در ایران تماشاگران عزاداری کردند. با اینکه این عزاداری، اصلا به بازی لطمه ای نزد و: هیچ قانونی هم وجود نداشت که: مانع عزاداری شود، ولی فیفا ایران را جریمه کرد! ولی حالا که ایرانی ها به رسم مسیحیت، ادای احترام می کنند، فیفا کاری ندارد یعنی در واقع، این تغییر مذهب را تبلیغ می کند. در حالیکه ادعا دارد: با مذهب کاری ندارد! البته فیفا هم تقصیر ندارد! زیرا ایرانی ها خوب نتوانسته اند دفاع کنند. یا نخواسته اند که از: مذهب و اعتقاد خود دفاع کنند. شاید هم تقصیر آل سعود و یا قطری هاست، که در فدراسیون نفوذ دارند و: هرگونه شیعه گری را رصد می کند.آنها حتی در شهر مرو، که شهر امام رضا است، اجازه نمی دهند که: آثارش بازسازی یا مرمت شود. در بقیع نیز همه اثار اسلامی را نابو کرده اند. در دنیا دویست میلیون نفر از فرزندان پیامبر، وجود دارند که از نسل فاطمه زهرا هستند. آمار انها از ابتدا در اوراقی بنام شجره نامه، ثبت شده و به شجره سادات جهانی معروف هستند. فقط بیست میلیون نفر در ایران هستند. یازده هزار نفر انها، دارای علائمی از قبیل گنبد و بارگاه هستند. در کشورهای دیگر با پول سعودیها، همه را به بهانه گنج یابی، تخریب کرده اند. حالا آنها با نفوذ در فیفا، و پول خرج کردن، مانع تعظیم شعائر مذهبی می شوند. همه آنها به بهانه لائیک بودن فوتبال، با هر گونه مذهب مخالفت می کنند! ولی در عمل فقط شیعه ستیز هستند. با وهابیت و مسیحیت و یهودیت دشمنی ندارند، آنها آزادند رسوم خود را بجای آورند. حتی از اینکه ایران مقابل اسرائیل بازی نمی کند، ناراحت هستند. و این دروغ آنها را آشکار می کند. از این بدتر آن است که بدانیم: فوتبال ریشه در قاتلان عاشورا دارد. آنها برای تحقیر شهدا،سرهای بریده را برای بازی انتخاب می کردند، و آن را به همدیگر پاس می داند. کم کم بجای سرهای بریده، پارچه را کروی کردند. به همین دلیل در عربی، کره القدم گفته می شود. و از طرف یزید و درباریان آنها، که در دمشق بودند به اروپایی ها آموزش داده شد! به همین خاطر است که فوتبال و هواداران متعصب آن، در ایران و جهان، همگی ضد انقلاب هستند! و همه دربی ها را، به شورش و تخریب اموال عمومی تبدیل می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سکوت بهتر است یا ذکر؟،
لینک ها :


( کل صفحات : 314 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :