ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

اومانیسم شیعه باعث شده، تا همه ادیان و مذاهب ارج و قرب داشته باشند، و برای ماندگاری خود بکوشند. برخلاف اومانیسم اسلامی، او مانیسم غربی، خود را در مقابل خدا و دین قرارداد، بنابر این همه را سرکوب کرد. اومانیسم شیعه هم در قران و هم، در کلام معصومین است. حضرت علی به مالک اشتر می نویسد: مردم دودسته هستند یا با تو، همدین هستند یا همنوع! بنابر این برای حاکم اسلامی همینکه موجودی به نام انسان است، باید از او حمایت کند، و حقوق او را محترم بشمارد. استاد علیدوست در یازدهمین دور گفتگوی دینی، در سازمان ارتباطات، از این موضوع بعنوان برادری بین دینداران و بی دینان، که 13بار در قران آمده یاد می کند. معصومین ما هم گفته اند که: هیچکس را برتر از خود ندانید! یعنی حتی اگر یک کافر و بی دین را هم دیدید، نگویید من از او بهترم زیرا که: از عاقبت کار و باطن آن ها مطلع نیستید. از این رو شیعیان به حکم امامان خود، همه را از خود بهتر می دانند، و هیچ نیت بدی در مورد آنان ندارند. این امر باعث می شود در حکومت شیعه، همه انسانها بر عقاید خود بمانند. مرزهای همدیگر را بشناسند و: با احترام متقابل رفتار نمایند. به همین جهت اگر امروز آمریکا یا اروپا، خود را مقتدر می داند و بقیه را سرکوب می کند، همین امر باعث سقوط آنها شده. و اگر یک آمار گیری درستی از جهان شود، خواهند دید که درکل جهان، فقط یک درصد به این روش آنها اعتماد دارند! 99درصد مردم دنیا، تابع جمهوری اسلامی ایران هستند. زیرا جمهوری اسلامی، زبان و قومیت و مرز های انها به رسمیت می شناسد، و بر تمامیت ارضی آنها تکیه دارد. در حالیکه اسرائیل، آمریکا و آل سعود(نماد زور وزر وتزویر) اشغالگر و سرکوبگر هستند. اسرائیل فلسطین را اشغال کرده، آل سعود یمن جنوبی را، آمریکا افغانستان را. و هرسه به یک روش، مردم را قتل عام می کنند: تا مالک سرزمین آنها شوند. نه تنها امروز این حاکمیت معنوی ایران، برجهان وجود دارد، بلکه از گذشته هم به همین شکل بوده. کورش کبیر  و داریوش از ابتدا، با همه قومیت ها و ادیان به برابری رفتار می کردند. که البته این کار برای برخی ها، ناشناخته بود و آن را مانند ضدانقلاب های ایران، حاکی از ضعف و فروپاشی آن می دانستند. در حالیکه مردم دنیا از قدیم هم، طرفدار کسانی بودند که در امور داخلی، قومی و مذهبی انها دخالت نکند. این حالت در دوران عباسیان یا امویان، کمرنگ شده بود و آنها عرب را برعجم ترجیح می دادند.(که ائمه شیعه مانع شدند) زیرا، پیامبر فرموده بود بین  سید قرشی(کورشی) و: سیاه حبشی (افریقایی) هیچ فرقی نیست. قران هم می فرماید: هیچ فرقی بین انسانها نیست. اگر هم می خواهید فرقی بگذارید(بیشتر احترام کنید)، به افراد متقی ومردمدار نمره بیشتری بدهید. این افراد همانهایی هستند که همه مردم را دوست دارند، و دیگران را از خود بهتر می دانند. لذا هیچ جنگی پیش نمی اید. جنگ زمانی بوجود می آید که شخصی، خود را  بهتر از دیگران بداند!  و خواهان سهم  زمین بیشتر، ثروت بیشتر و قدرت بالاتر است. علاوه  بر اینها از لحاظ تئوری هم، شیعه باعث شده که همه ادیان و مذاهب حفظ شوند. تا قبل از نزول قران ادیان الهی، به فراموشی سپرده شده، یا دچار تخریف شده بودند. ایرانیان یکتاپرست، به آتش پرست تبدیل شده بودند! مسیحیان صلح جو به متجاوزان رومی تغییر شکل داده، یهودیان قوم برتر، به انسان های نزولخوار ومالدوست و جادوگر. قران که نازل شد، واقعیت عقاید آنها را تذکر داد، تصفیه نموده، سره را از ناسره جدا کرد. و اسرائیلیات را افشا نمود. درواقع تذکرات تاریخی، یا قصه های قرانی برای آن بود که: ادیان از خرافه رهایی یابند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شیعه عامل بقای ادیان و مذاهب،
لینک ها :
یکشنبه 19 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

اول از همه دانایی خود را بالا ببریم، تا بدانیم چه کار هایی می توانیم انجام دهیم. دوم خداشناسی خود را تقویت کنیم، تا بدانیم خدا چه امکاناتی به ما داده یا می دهد. بعد هم شیطان را گول بزنیم و سرکار بگذاریم! چون بهر حال ما اشرف مخلوقاتیم، نباید همیشه حالت تدافعی داشته باشیم، تا شیطان نقشه بکشد و ما آن را خنثی کنیم. بلکه از عقل و دانایی خود استفاده کرده، او را قال بگذاریم. مثلا وقتی اذان می گویند، به شیطان بگوییم: از وسوسه های توتشکر می کنیم! ولی بریم دو دقیقه جواب تلفن خدا را بدیم برگردیم! به همین سادگی! چون وقتی نماز بخوانی، یعنی بینی او را به خاک مالیدی، اما اگر نروی معلوم می شود: او تو را سرکار گذاشته! باید بدانیم که ما سه مرحله حیات داریم. عالم ذر عالم دنیا و عالم عقبا ( شامل برزخ و قیامت) در عالم ذر، مانند طرحی در ذهن طراح هستیم. خداوند می خواهد ما را حلق کند، لذا با ما صحبت می کند و راهنمایی می کند و: می گوید دنیا رفتی چکار کن، و از ما تعهد می گیرد که غیر از او کسی را خدا ندانیم. در عالم دنیا برخلاف همه موجودات، به ما اجازه تفکر و خلاقیت و تخیل می دهد. در دنیای وسیعی تخیل می کنیم، فکر خود را به هرشکلی بخواهیم جولان می دهیم. اما آن را نمی توانیم اجرایی کنیم. فقط برخی از انها را به اراده خود، می توانیم تغییر و  تبدیل کنیم. به همین جهت باید در محدوده ماده حرکت کنیم، از چیزهایی که وجود دارد استفاده کنیم، یا آنها را تغییر شکل دهیم. ولی این تمرینی است برای دنیای باقی. در دنیای باقی هر فکری به ماده تبدیل می شود. یعنی هر نیت  و خواست ما، ظاهر و بیرون هم تجسم پیدا می کند. مثلا شما میوه دوست دارید و آن را آرزو می کنید. بلافاصله آن میوه حاضرمی شود، خیالی هم نیست یعنی شما می خورید، و لذت می برید. برای همین است که نعمات خدا برای مومنان نامحدود است. یعنی از قبل محدود نشده بلکه: به اراده و خواست و آرزوی (ممایشتهون) انسان، قابل ایجاد است. فرض کنید به شما گفته اند نماز بخوانید. این نماز روز قیامت در مقابل شما مجسم می شود. مثل این است که هر نماز شما، یک انسان شده است. اگر در نماز دقت کردید و: کامل و به موقع بجا اوردید، آن شخض کامل و زیبا در جلوی شما مجسم می شود، و شما از دیدن آن شاد می شوید. و برعکس اگر با بی حوصلگی، نماز خوانده باشید، مخلوق شما ناقص الخلقه بوده، برخی ازاعضا را ندارد و یا: بصورت زشتی از بدنش آویزان است، که شما از دیدن او ناراحت می شوید، و ارزو می کنید یکبار دیگر به دنیا برگردید، و همه نماز ها را درست کنید!(یوم الحسره)بنابر این دنیای فعلی، عالم ذر مخلوقات شما است. و شما با خلق این آثار (یعنی عمل به دستورات الهی) جایگاه خود را ارتقا می بخشید. هرچه درجات شما پایین تر باشد، عذاب و حسرت شما بیشتر می شود. مثلا اگر فقط یکبار نماز خوانده باشید، می بینید همه افراد دیگر بالاتر ازشما هستند، پس انسان از سوی خدا، خالقیت را به نسبت اعمال خوب خود، به ارث می برد و جانشین او، در زمین می شود تا بر مردم و: موجودات دیگر تصرف کند( انها را به میل خود اداره کند) و: به این وسیله ضریب توسعه جهان بسیار بالاتر می رود. زیرا همانطور که خداوند در حال آفرینش است (کل یوم هو فی شان) بنداگان خاص هم در حال توسعه جهان، قدم بر می دارند به همین جهت، خداوند برخی جاها با ضمیر ما (انا لموسعون) می فرماید: ما جهان را توسعه می دهیم. خلقت های بشر در ادامه خلقت های خود محسوب میکند.  تا جهان یکپارچه در حال تکامل باشد و سررشته همه امور در دست او باشد.. پس اسنان به دنیا آمده تا خلاقیت آموخته و از معصیت دوری کند. تا خلاقیت او در حهت معکوس نباشد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شیطان را گول بزنیم!،
لینک ها :
یکشنبه 19 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
فتوحات کورش را پاس بداریم، و گول کسانی که بحرین را دادند، و حالا می خواهند بابل و مستعمرات آن را از ایران جدا کنند، نخوریم. فیلم حاجی واشنگتن و یا اسمال در نیویورک، نشان می دهد که در غرب خبری نبود! و اینکه خبری شد و یا می شود، به خاطر وجود افراد بی وطن! ایرانی در انجاست. تاسیس سازمان ملل به پیشنهاد ایران بود، و کمیته ایرانی طرحهای فراوانی داد، تا تصویب شد ولی در نهایت، برای اینکه این اعضا در ژنو بمانند! و یا در امریکا زندگی کنند، پیشنهاد دادند که مقر سازمان ملل به نیویورک برود! دانشمندان ایرانی را هم با: وعده ها و فریب های گوناگون به آنجا کشاندند، و مغز آنها را خالی کردند. امکاناتی که کشورهای جنگ زده اروپا، در اختیار ایرانی ها می گذاشتند، بی دلیل نبود. و اکنون نیز آمریکا مانند آلمان، هر ایران وطن فروشی را جذب کرده، بالاترین امکانات را به او می دهد. تا بتواند مانند ضحاک، مغز جوانان ما را ترید کرده و بخورد! ماشین تبلیغاتی آمریکا و اروپا، با وجود فقر عظیم آنها هرگز از کار نیافتاده. آمریکا امروزه بیش از 23تریلیون دلار بدهی دارد، در حالیکه درآمد کل آنها به زحمت به 4تریلیون دلار می رسد. لذا برای اینکه ایران، اموال خود را مطالبه نکند، روی مغزهای جوانان کار می کند. نمونه آن در تظاهرات بابل(بغداد و بصره و بیروت) مشخص بود: سالها زحمت کشیدند و غذاهای مجانی بین مردم توزیع کردند، تا امروز بتوانند آنها را برعلیه ایران تحریک نمایند. برخی از این افراد، با دادن مدرک تحصیلی فریب می خوردند. ولی ماموریت انها هرگز از ارزش نمی افتاد. برای همین، تا انقلاب اسلامی شد همه دانشجویان و تحصیلکرده های آمریکایی آمدند، و پست های حساس را گرفتند. و به بخشش خود در قبال نیکی کردن های امریکائیان، ادامه دادند. بانک مرکزی کلا در اختیار آمریکایی ها بود، البته از موقعی که دکتر میلسپو مسئول این کار شد، معلوم بود. ولی مردم انها را بیرون کردند، لذا بجای خود امیرانتظام! دکتر یزدی و دیگران را فرستادند. الان نیز با اینکه 1400کتاب و مقاله، در نابودی آمریکا و فروپاشی کامل آن نوشته شده(دکتر عباسی) ولی همین ها نمی گذارند: به گوش مردم و مسئولین آمریکا برسد. آنها طرح نحریم را دادند به دو منظور: اول اینکه مردم را ناراضی و برعلیه دولت ایران بشورانند، تا جایگاه از دست رفته را پس بگیرند. دوم اینکه با گرانفروشی چند برابری، همان کالاها را بعنوان دور زدن تحریم ها، به ایران بفروشند. تا همه پولهای نفت ایران را تسویه کنند، و نگذارند دلاری به ایران داخل شود. هم اکنون در انگلیس یک ایرانی تبار، رقیب جانسون است اما کسی ان را نمی داند، و نمی گذارند کسی خبر دار شود! لذا با اینکه احتمال رای آوردن ان زیاد است، ولی بیرون آمدن نامش صفر است. زیرا برخلاف اصول دمکراسی، زور گویان دست خود را از سر مردم برداشته، و داخل مغز آنها کرده اند(دکتر شریعتی) و این است که به انها ضحاک می گوییم. ضحاک هم کاری کرده بود که: مردم با دستان خود! جوانان را به دربارش می فرستادند، تا مغز انها را برای مارهای دوش او، خوراک کنند. یکی از روش های ضحاک، دادن پاداش های فراوان با وجود خرانه خالی بود. تا آنکه کاوه آهنگر(فریدون) این رمز را دریافت، و فهمید که آنها هم مثل امریکایی ها، پز عالی با جیب خالی دارند، لذا با یک ضربت! او را به درک واصل کرد. بعد طبق برخی روایات تاریخ، نام خود را کورش نهاد. فلسطین را از دست ضحاک گرفت، بابل و مستعمرات آن(عراق و سوریه) را آزاد کرد. از شرق تا هند رفت و از غرب تا مصر و اندلس. جایی باقی نماند که تحت فرمانش نباشد. اکنون نیز ما از نوادگان کورش یا(قریش) هستیم، و باید که مواظب باشیم: فتوحات کورش از دست نرود.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : در غرب خبری نیست،
لینک ها :
شنبه 18 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

بسیاری از فیلسوفان و نظریه پردازان معتقدند که: همه تخم مرغ ها را در یک سبد نباید گذاشت. پرتفولیو و یا دیورسیفیکشن در امور مالی، مخصوصا خرید سهام بیش از همه مطرح است. سوال این جاست که سازمان های موازی، باید باشد یا خیر؟ همه معتقدند که نباید باشد، زیرا موازی کاری همان دوباره کاری است. اما اگر به نظریه تک سبدی توجه کنیم، چندان بیراه هم نیست. زیرا وجود یک سازمان، یا یک اداره، کار را منقبض کرده و در دست: افرادی مشخص قرار می دهد، که ممکن است مدت کوتاهی کار آیی داشته باشند، ولی برای همیشه دوام نیاورند. در اول انقلاب هم به این نظریه ها زیاد پرداخته شد. مثلا در مورد انحلال ارتش، عقیده بر موازی کاری بود. یعنی منافقین می گفتند که: ما خود سازمان مسلح داریم، لذا نیازی به ارتش نیست. آنها پادگانها را تخلیه کرده، و سلاحها را در دانشگاهها یا خانه های تیمی انبار کرده بودند. ولی امام خمینی در مقابل این نظریه ایستاد، و با بیان مردم پسند از ارتش دفاع کرد. و موجودیت آن را لازم دانست. همینطور در مورد ناجا، زیرا کارمندان شهربانی کل کشور، به دلیل همکاری با ساواک، دعوت به کار نمی شدند. طوری که فرمانده اولیه ناجا بعد از انقلاب اسلامی گفت: ما قومی ترسیده ایم! لذا قادر به انجام وظایف امنیتی یا حفاظتی نبودند، حتی پلیس راهنمایی هم با: مشکل برخورد مردم روبرو بود. لذا تصمیم در این زمینه ها توسط امام خمینی، با توجه به تئوری اقتضایی در مدیریت، در سه حالت انجام شد: اول احیا سازمان های قبلی، از طریق تصفیه سران خیانتکار و ضدمردمی، و انتخاب افراد با ایمان. دوم ایجاد سازمانی نوین، بدون ارتباط با سازمان های مشابه قبلی، که بعنوان نهاد ازان یاد می شود. سوم پارالل یا موازی کاری، در جهت ایجاد رقابت سازمانی، برای خدمت بیشتر به مردم. مورد اول بیشتر در سازمان های نظامی بود. بدنه ارتش یا نیروی انتظامی حفظ شده، وبرخی فرماندهان جایگزین شدند. دومی مثال عمده آن، ایجاد کمیته های انقلاب اسلامی بود. امام بدون توجه به ساختار های موجود، یا در حال شکل گیری، مساجد را بعنوان پایگاه چند منظوره معرفی کرد. به معتمدان آن دستور داد تا: در هر مسجدی یک کمیته انقلاب اسلامی تشکیل دهند، که همه وظائف را در محدوده: محله به عهده داشت. سلسله مراتب آنها برحسب مقام علمی، یا مبارزاتی امام جماعتدمسجد بر بستر: تقسیمات کشوری بود. کمیته مرکزی در مجلس قدیم بهارستان مستقر بود، و مناطق مسئول کل داشتند، که مساجد دیگر را زیر نظر داشتند. با رسمیت یافتن بقای ارتش و: دستور امام خمینی به تحویل و بازگرداندن سلاحها به پادگانها، کار کمیته ها هم کمتر شد. بیشتر مراجعه به کمیته ها، بخاطر وضعیت معیشتی و: درهم ریختگی اقتصاد خانواده بود. لذا اولین سازمانی که از ان جدا شد، کمیته امداد امام خمینی بود. نوع سوم مانند ایجاد سپاه بود که: به موازات ارتش باید کار می کرد. تعبیر ارتشی و سپاهی، دولشکر الهی به همین منظور بود. سازمان های پارالل یا موازی در همه زمینه ها نیاز بود. مثلا کمیته امداد در کنار بهزیستی، امور تربیتی در کنار وزارت آموزش و پرورش، یا جهاد در کنار وزارت کشاورزی. در حوزه ای که این کار نشد، همه چیزکند پیش می رفت و یا مقابله با انقلاب بود: مانند صنعت و: ورزش. به همین دلیل، ورزش فوتبال حرفی برای گفتن نداریم! همانطور که در صنعت! برای درک بهتر این موضوع، کارخانه ایران خودرو بعنوان مادر صنایع ایران، هنوز نتوانسته خودرو ملی طراحی کند. فوتبال هم نه تنها نتوانسته مشکلات خود را حل کند، بلکه بصورت های گوناگون، چوب لای چرخ انقلاب می گذارد. لذا باید در این زمینه هم اقدام شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سازمان های موازی،
لینک ها :

دولتها از کسر بودجه رنج می برند، در حالیکه به سادگی قابل حل است. آنها هم میدانند ولی می خواهند مظلوم نمایی کنند. و آن بازیافت فساد های دولت های قبلی است. البته درون خودشان هم فساد هست، ولی فرض می کنیم همه دولت ها، پس از سقوط فاسد می شوند! چون در دوران قدرت، کسی جرات این ادعا را ندارد، خبرنگاران هم اگر مستند خبر تهیه کنند، از کار اخراج می شوند. یکی از موارد فساد بهره  و جرایم بانکی است. بانکها نمی توانند از مشتری بخش خصوصی، بهره یا جریمه بگیرند. زیرا آنها مجبور به دریافت وام، یا انتخاب بانک بعنوان امین خود نیستند. و اگر هم مجبور شوند، به دولت شکایت می کنند. و دولت مجبور می شود: آن را بپردازد. هرگونه سوء عملکرد بانکها، بطور مستقیم به دولت برمی گردد. و هزینه های دولت را افزایش می دهد. لذا اگر بتواند این بهره یا زیان ها ندهد، که خوب است. ولی میتواند لا اقل در گذشته ها، تجدیدنظر کند و بداند که چرا بانکها، هر روز شعبات بیشتر می زنند، و ثروت آنها افزایش می یابد! ولی دولت هر روز بیشتر: به بانکها بدهکار می شود. اگر اصولی بنگریم، نزول در اسلام حرام است، و بانکداران همه باید تعطیل شوند! اموال آنها که غالبا از این راه به دست آمده، مصادره شود. چنانچه برخی عملیات شرعی و قانونی هم دارند، به سیستم های هوشمند  بسپارند. پس اگر در ایران 20بانک وجود داشته باشد، و هر کدام در یک سال منحل و مصادره شوند، بودجه دولت تامین می شود. زیرا از یکسو بدهکار بانک نمی شوند! و از سوی دیگر بانکها به دارایی آنها اضافه می کنند. فساد دوم فساد ارزی است.(البته حق الکشف ما را هیچکس نداده!) بعد زا انقلاب اسلامی آمریکا ودیگر دشمنان، بهانه ای پیدا کردند به نام کمک به حزب الله!(تامین مالی تروریسم جهانی) و به همین دلیل، کلیه راههای ورود ارز به داخل را بستند. تا ملاها! پولی نداشته باشند که به تروریسم جهانی کمک کنند. طبق آمار خود ساخته آنان، از پولی که به ایران نیامده! 16میلیارد دلار فقط در عراق هزینه شده، سالیانه 700میلیون دلار فقط به حزب الله داده می شود. ولابد چیزی شبیه این به سوریه و بورکینافاسو و غیره! در همین موضوع اف ای تی اف! دیدیم که می گویند طبق نظر سازمان ملل، القاعده و طالبان و داعش،  جزو گروههای تروریستی هستند ولی منظور انها ممانعت ایران از پرداخت: به حزب الله و سوریه و عراق است. یعنی برای گول زدن وزیر خارجه ایران، اولی را می گویند تا تصویب کند. بعد که دست خودشان افتاد، دومی را اعمال کنند. این موضوع از دو جهت به بودجه دولت کمک می کند: خام فروشی نفت تعطیل و با ارزش افزوده بفروشد. صادرات پتروشیمی جایگزین آن بشود. دوم اینکه هزینه های دولت را از محل همین درآمد ها تامین کند. اما دشمن هر دو راه را بسته! اولا با فریب وزیر نفت، درآمد پترو شیمی را، به عنوان بخش خصوصی و شرکت ثبت کرده، و به دست دولت داده نمی شود. اخیرا هم معلوم شده بودجه شرکتهای دولتی، دوبرابر بودجه کشور است، که به خزانه واریز نمیشود. مقاومت زیادی می شود: تا در همان شرکتها، به عنوان حقوق و پاداش هیات مدیره پایمال شود، تا سودی باقی نماند که مالیات پرداخت شود، و یا به دولت داده شود. بنابر این با تحقیق وتفحص در حقوق مدیران شرکتها، نصف آنها هم برگردد، تمام بودجه دولت تامین می شود. برخی از درآمد های ارزی هم به خرید کالا از خارج، یا واردات برای پروژه ها تخصیص می یابد، که اینهم دروغی بیش نیست. زیرا ایران در همه زمینه ها خودکفاست، آنها با ورشکست کردن کشاورزان و شرکتهای دانش بنیان، بهانه کالاهای اساسی از کشور خارج می کنند. تا دست دولت به آن نرسد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : گنجینه ای برای کسری بودجه،
لینک ها :

تکرار ادعاهای چهل ساله نشان می دهد که: دشمنان حتی در انجام اولین نیت های پلید خود، ناتوان مانده اند. چه رسد به اخرین نقشه شوم آنها در: تجزیه ایران بزرگ. پمپیو ادعا می کند که مردم لبنان و عراق می خواهند: کشورشان را پس بگیرند! کو؟ این چیزی که او می گوید؟ آنها چهل سال است که می گویند: دولت ایران از گلوی مردم خود بریده، به لبنان و عراق و سوریه کمک می کند. حالا با این ادعا مشت بردهان خود می کویند. زیرا هیچ چیز تغییر نکرده، ملت های دنیا پیوستگی شان به ایران بیشتر شده. دروغ های آنان در طول عمر انقلاب اسلامی، آنها را به پهلوان پنبه هایی تبدیل کرده، که هذیان می گویند و هیچ کاری از انان برنمی اید . زیرا انقلاب اسلامی انها را عقیم کرده است. نازایی انان  چنان شدید است که تابحال، حتی یک تخم هم نکردند. دلیل سترون بودن آنها این است که: فقط نطق می کنند. حرف می زنند و لجن پراکنی. عمریست که از توبره می خورند، و دیگر چیزی برایشان باقی نمانده. دنیا به این بزرگی، برایشان کوچک شده . آرزویی که برای زندانی کردن جهان داشتند، یقه خودشان را گرفته. ترامپ درچاه استیضاح افتاده، دست و پا می زند و فحش می دهد. ولی هر روز بیشتر در این باتلاق فرومی رود. او به خوبی فهمیده که تا حالا هم، اگر حرفی می زده و یا سفری می رفته، به یمن شعارهای انتخاباتی قبل خود، مبنی بر دوستی با ایران و دشمنی با داعش بوده. حالا که مردم فهمیدند او دروعگو بوده، دیگر نه راه پس دارد و نه راه پیش. باید مانند اسلافش، قبری بخرد و یا یک زندان را اجاره کند، و تا دم مرگ در آن بماند. مزدوران آنها هم دست کمی ندارند. ناتو که دچار مرگ مغزی شده و: برای هزینه های بیمارستانی اش! باند بزرگ قاچاق مواد مخدر: از افغانستان را تشکیل داده. فرانسه و انگلیس که به پشتوانه این پهلوان پنبه، ملت خود را نابود می کردند، حالا فهمیده اند که هیچ چیزی به آنها نمی رسد. آل سعود  درمقابل الحوثی ها، پرچم خود را به زیر کشیده. و منافقین از همه بدتر، دیگر حتی پولی ندارد که به اعضا خودش پرداخت کند. و جایی ندارد که آنها را اسکان بدهد. به آنها هشدار داده می شود: تنها راه نجات آنها، پیوستن به جمهوری اسلامی است. اگر چنین کنند هیچ کمکی از انها دریغ نمی شود، و این را تجربه چهل ساله می گوید. ولی اگر در راه خود باقی بمانند، جهنم سوزانی آنها را در خود فرا می گیرد. سیل بنیان کن انقلاب اسلامی، تا پشت در های انها آمده. فقط به دستور اسلام پشت در ایستاده، تا شاید برای اخرین بار هم شده، عاقلانه اندیشه کنند. و الا همانطور که آنها را از ایران و عراق بیرون کرد، از دنیای باقی برای همیشه بیرون می کند. آنها فکر نکنند با لابی گری یا نفوذی سازی، می توانند چند صباحی بیشتر زنده باشند! زیرا انقلاب اسلامی فرد یا یک گروه نیست. بلکه جریان توفنده تاریخی است، که همه لابی گران را هم همراه خود آنها، به قعر جهنم می فرستد. با دشمن نادان یا فریب خورده، تا موقع بیداری انان کاری ندارد، ولی همینکه آنها نخواهند بیدار شوند! یا نخواهند دست از لجاجت بردارند، در یک آن طومار شان پیچیده می شود. بدانند که جهان در ید قدرت انقلاب است، دنیا دشمن آنها هست. باید بدانند که فتوحات کوروش، احیا شده و حکومت قرشی یا کورشی، بر جهان غالب است. برای مقابله با این رشد فزاینده، دیگر فرصتی باقی نیست. چرخ تاریخ آنها را زیر گرفته، استخوانهایشان را خرد می کنند. مانند اسرائیل نباشند که سرخود را زیر برف فرو کرده، قدرت مردم غزه را نادیده گرفته. خودش بخوبی می داند که مرده است. و اگر چند حرکت هم در تن او باقی است، به واسطه دلرحمی ارتش مقاومت است، زیرا می خواهند که راحت تر جان دهد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : ناکامی مستمر دشمنان انقلاب.،
لینک ها :

همه 60میلیارد دلار وارداتی که انجام شد، قابل تولید در داخل است، اما چرا وارد می شود؟ دلایل قضایی دارد! به این معنی که زورشان می رسد، و هرکاری دلشان خواست می کنند. چون میلیاردها دلار شیرین در انتظار انهاست. اغلب این واردات هم از امارات عربی ، چین و یا کره است. یک نمونه ذرت وارداتی است. که با وجود کشت ئانه های روغنی در ایران، به بهانه های گوناگون آن را وارد می کنند. زیرا که ارز پایین دریافت می کنند، و به قیمت بالا در بازار آزاد می فروشند. گندم در سال جاری 14میلیون تن تولید شده، که 13میلیون تن نیاز کشور است! ولی باز دستور واردات داده اند. زیرا که قیمت ها را جنان پایین اعلام می کنند، که کشاورز جرات فروش نداشته باشد. برنج وضعیتی بهتر ندارد. یعنی با اینکه تولید بیش از نیاز کشور است، ولی به بهانه اینکه گران است! دستور واردات داده شده است. اما درواقع گرانی در کار نیست، زیرا که دلار برای واردات، با حداقل میزان است. که اگر به درستی جساب شود، کالاهای خارجی گرانتر هم در می اید. درهمه کالاهای کشاورزی خودکفا شده، و نیازی به واردات نیست. ولی آنها برای رضایت ترامپ،  و کسب مال نامشروع از طریق واردات، این کار را می کنند. لذا باید قوه قضائیه ورود کند، و اموال نامشروع را از انان پس بگیرد، تا تولید داخلی رونق پیدا کند، و کشاورزان ورشکسته نشوند. در کالاهای صنعتی و دارویی هم به همین شکل است. دارو در داخل به میزان کافی تولید می شود، ولی باند های مافیایی برای سود آوری نامشروع خود، آن را وارد می کنند و: به بهای بالاتری می فروشند. در مورد کالاهای صنعتی این امر واضح تر است: کالایی که ساخت داخل آن وجود دارد، وارد می کنند! لذا قاضی می تواند به عنوان مدعی العموم، تحقیق نماید که چرا با اینکه کالاها، امکان ساخت در ایران دارند وارد می شوند. از ان بدتر کالاهایی که در ایران ساخته شده، به خارج هم صادر می شود! ولی خریدارن دولتی آن کالا، بدون توجه به تولید داخل، از خارج وارد می کنند. درواقع قاضی در موضوع عدم اجرای قانون، سوء جریان در اجرای آن، وارد شود. تشخیص سوء جریان بسیار ساده است: از تولید کنندگان کمک بگیرد. بسیاری از کار خانجات زیر 50درصد: ظرفیت خود تولید می کنند. از انها استعلام شود، مسیر خروج ارز و ورود کالاهای مشابه را نشان می دهند. آنگاه قاضی می تواند به جرم: زیرپا گذاشتن قانون، معادل کل زیان های وارده به تولید کنندگان، آنان را جریمه کند و یا، دوبرابر آن حکم صادر کند، تا هم تولید کننده به سرمایه در گردش برسد، و هم دولت به جریمه. اگر چنین نشود و نظارت بر انها نباشد، همین چهل سالی می شود که 4تریلیون دلار، از ثروت  کشور صرف خرید کالاهای لوکس شده، همه آنها در مقدمه به اسم: کالاهای اساسی ثبت شده است. سالها این پول را از سیستم بانکی می گرفتند. مدتی از صندوق توسعه ملی، و امسال که دلار کاهش یافته، ناچار از مالیات و ارزش افزوده: آن را تامین می کنند، که باعث فشار برتولید کنندگان، و افزایش قیمت ها می شود. قوه قضائیه میتواند برای کشف این جرایم، در خواست صورتحساب بانکی کند. مثلا رئیس قوه قضاییه، به بانکها اعلام کند گردشهای بالای: میلیارد تومان را با ذکر صاحب و مشخصات آن، اعلام کنند. به بانکهای سوئیس و دیگر بانکهای خارجی هم، نامه بنویسد و میزان حساب ایرانیان را بخواهد. این امر روشن می کند که: واردات فقط بخاطر خروج ارز از این مملکت بوده! نه اینکه اقتصاد را ترمیم کند، و معیشت مردم را بهتر نماید. با برگردان یک یا چند قلم از این ارقام نجومی، کسر بودجه دولت، صدا و سیما و قوه قضائیه نیز، کاملا از بین می رود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : علاج واردات، برخورد قضایی است.،
لینک ها :
چهارشنبه 15 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

بسیاری عادت کردند که برای ایران، نسل سوم و چهارم و پنجم! درست کنند. یعنی طول عمر نسل ها را به ده سال تقلیل داده اند. در حالیکه عمر متوسط یا: امید به زندگی در ایرانیان 75سال است. در تاریخ ابن خلدون هم سی سال محاسبه شده، یعنی ما هنوز به نسل دوم نرسیدیم، چه رسد به نسل پنجم! و اشتباه دیگری که دارند، فکر می کنند دنیا ثابت است و در همان دهه1960 یعنی: قبل از انقلاب اسلامی باقی مانده، و هیچ نسلی عوض نکرده! اما به اطلاع شان برسانید که: آنجا هم نسل عوض شده. و بجز حاکمان اروپا و آمریکا، که همگی از نسل قبلی هستند، بقیه در فضای جمهوری اسلامی جهانی نفس کشیده اند. و حرف بزرگتر های خود را نمی فهمند. مثلا پمیو می گوید: لبنانی ها و عراقی ها، می خواهند کشورشان را از ایران پس بگیرند. برای آنها این معنی دارد، ولی نسل های بعدی اصلا نمی فهمند یعنی چه! چون از موقعیکه متولد شده یا درک وفهم پیدا کردند، ایران دائما به لبنان و عراق، مانند ملت خودش کمک می کره و در همه زمینه ها، تفاوتی نمی گذاشته است. چیزی بنام جدایی غرب آسیا با ایران ندیدند. فقط گاهگاهی نتانیاهو یا آل سعود رفتند، و از ایران به غرب شکایت کردند. آنهم شکایت عاجزانه، یعنی می گفتند جلوی ایران را شما بگیرید! ما نمی توانیم. آل سعود که پولهای کلانی هم میداد، تا آمریکا را بعنوان برادر بزگتر، به جنگ ایران بفرستد. نتانیاهو هم درست برعکس زمان سابق عمل می کند، یعنی اینکه در گذشته، آمریکا به عربستان و اسرائیل و مصر کمک مالی می کرد! ولی الان نتانیاهو باج می دهد. به همین خاطر دولت او درحال نابودی است، چون بودجه ندارد. نه از عربستان می تواند پول بگیرد، ونه از امریکا! بلکه برعکس، برای بقای دولت خود به انها باج هم می دهد. این چیزی است که نسل جدید می بیند: زیرا هرچه دیده عربستان توسری خور، و اسرائیل منت کش است. درعرصه میدانی، پیرو پاتال ها، جنگ سه روزه را دیدند، و برای همین از اسرائیل می ترسند. اما جوانها جنگ 33 روزه 22روزه و 11روزه را دیدند. میدانندهرچه از قدرت و برتری اسرائیل حرف بزنند، دروغی بیش نیست. مردم یمن به همین دلیل است مقاومت می کنند! چرا که میدانند آل سعود، نه پولی دارد و نه قدرتی. منت کشی های او از امریکا هم، برایش بسیار پرهزینه، و قادر به تامین آن نیست. در حال حاضر در نظر نسل جدید جهان، یمن حاکم عربستان، و آل سعود به عنوان یک دولت متمرد است. تا می خواهد مخالفتی با الحوثی ها بکند، فوری سرکوب می شود. از نظر نسل جدید فلسطین، اسرائیل یک مستاجر پر رو است. با اینکه بارها سرکوب شده، ولی دست از تجزیه طلبی برنمی دارد، و خانه های فلسطینی ها را ترک نمی کند. مثل آمریکا نسبت به ایران. نسل جدید هرچه دیده، شکست آمریکا بوده است. انها هیروشیما و ترومن و روزولت را ندیدند، هرچه دیدند ترامپ دیوانه و بوش گاوباز و اوبامای بی اختیار بوده. هرچه می بینند اسیر شدن تفنگداران دریایی به دست ایران، و بی پاسخ ماندن آن است. سقوط پهباد پیشرفته آمریکا، وساکت شدن آمریکا است. اما پیرمردهایی چون مسئولین و دولت پیر: ایران یا امریکا هنوز فکر می کنند: اینها استثنا است و واقعیت همان بمباران شیمیایی و اتمی ژاپن است. به همین جهت حتی ضد انقلاب نیز زمین گیر شده است. هرچه از قدرت آمریکا و انگلیس می گوید، تا ایرانی ها را بترساند، فایده ندارد. هرچه از ضعف یا سقوط دولت ایران حرف می زند، بی فایده است. چهل سال است که می گویند: فردا به ایران می رویم! پسر پهلوی در آخرین سخنرانی خود می گوید ما به ایران می رویم، تا مردم بارای خود ما را انتخاب کنند! آنها نمی دانند که مردم ایران، هر سال انتخابات دارند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : نسل دومی ها در جهان،
لینک ها :
چهارشنبه 15 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

از انجا که انقلاب اسلامی چون سیل خروشان، همه دنیا را در هم می نوردد، و ضایعات انسانی و آشغالهای دوست داشتنی را، به دریا می ریزد لذا توصیه هایی به آنها می شود که: از منافقین درس بگیرند: انها هر جا می روند، سیل انقلاب به آنجا می رسد و انها را جارو می کند. سالها در عراق جا خوش کردند و به انواع دریوزگی ها، از فبیل جاسوسی و قوادی و روسپی گری تن دادند، ولی عاقبت از انجا رانده شده، و محل را تحویل انقلاب اسلامی عراق دادند. در سوریه و لبنان و یمن فلسطین جایی ندارند، چون مرکز مقاومت اسلامی و دشمن انها و: هرچه مزدور کثیف بیگانه می باشد. لذا به انهاییکه جوگیر شده! و خارج نشنینی را برگزیده اند، توصیه می شود هرچه زودتر از خواب بیدار شوند، و توهمات را دور بریزند. اخیرا شخصی به نام حسینی دچار این توهم شده، که با چند چشمک زدن(آنهم با چشمان باباقوری) در سخنرانی ها، بتواند انقلاب اسلامی را کند یا متوقف و یا نابود کند! البته وجود ایشان غنیمت است، که نشان داد ضد انقلاب هم به جکومت سادات جهانی پیوست و: دیگر ضد انقلاب ها وجود خارجی ندارد. مگر اینکه ثابت شود ایشان زنازاده، یا به دروغ خود را حسینی نام نهاده، و یا اشتباها در بین برادرانش پذیرفته شده بوده باشد. والا لفظ حسینی یعنی نواده  و فرزندان خلف: امام حسین ع  و شجره طیبه سادات. آنها نیز مانند ارتش سایبری بدون مرز هستند، و مایل هستند به هر کجا بروند، ولی با خود ویروس ضد خبر را حمل می کنند، یعنی باوجود اینکه زبان آنها برضد جمهوری اسلامی است، ولی گوشت و پوست آنها دروغگویی زبانشان را آشکار می کند. هیچکس در دنیا به  ضد انقلاب بودن آنها اطمینان ندارد. حتی سازمان های جاسوسی آلمان و انگلیس و آمریکا، که تامین کننده مالی انها هستند، میدانند که دروغ می گوید ولی باز: برای چند روزه هم دل خود را به این دروغ ها خوش کرده اند. به همین دلیل تعداد کسانی که هر روز توبه  و به انقلاب برمی گردند، بیشتر شده است واین را از دستگیری وافشا سرکردگان آنها، میتوان فهمید چرا که دستیابی به آنان، بسیار مشکل است و همکاری زیر دستان شان را می طلبد. اگر انها حتی در دلشلن هم هم توبه کنند، قبول است زیرا میتوانند: بودجه و امکانات را حفظ کنند. میتوانند به عنوان سفیر ها یا حاکمان آینده اروپا و امریکا عمل کنند. بدانند که امریکا و اروپا، فروپاشیده و و چیزی از انها باقی نیست. اگر اسکلتی هم در کار است، از همان ضد انقلاب های ایرانی درست شده. اگر ضربه نهایی وارد شود، همه آنها خرد خواهند شد. خودتان قضاوت کنید: آمریکایی که 22تریلیون دلار بدهی دارد یا اروپا، چطور میتواند ادامه دهد؟ ولذا وجود دولت ترامپ و دولتهای اروپایی، منوط است به وجود ضدانقلاب ایران، تا با دادن طرح های رذیلانه و دزدی های: دریایی و خشکی آنها را سرپا نگهدارد. اما اگر کمی دقت کنند، میتوانند خودشان بجای انها بروند. یعنی لازم نیست به تهران بیایند، و حکومت تهران را تصاحب کنند! بلکه همانجا را تصاحب کنند، برایشان راحت تر است. در همین مدت هم دیده اند که روسای دولتهای غربی، چقدر مطیع آنان هستند و تمام مخالفت های خود با تهران را، به اعتبار انها انجام می دهند. به عبارت ساده تر، روسای جمهور آمریکا و اروپا و استرالیا، و حتی پادشاه عربستان و بحرین و استرالیا و .. همه فکر می کنند: شماها پیروز میدان هستید، لذا به اعتبار اینکه جمهوری اسلامی نابود می شود، با شما بسته اند. این هم موضوعی است که شما، در ذهن آنها ایجاد کرده اید. لذا وقتی می بینید ممکن است در سیل غرق شوید، بهتر است موج سواری کنید و: با سیل به همه جای دنیا بروید. به شرط آنکه بعد خود را گم نکنید.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : توصیه به اپوزیسیون!،
لینک ها :
سه شنبه 14 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

اعتیاد به واردات اول از همه، مربوط به تنبلی ایرانیان است. چون سر چهار راه ژئو پلیتیک هستند، ترجیح می دهند به هر رهگذر، یک ناخنک بزنند! لذا وقتی کسی از جاده ابریشم رد می شود، و بار ابریشم دارد ایرانی ها، نمی خواهند از این نعمت بی بهره باشند. بصورت مشتری آن را می خرند. و چون هر بازرگانی ناچار باید: سالی چند بار از این معبر عبور کند، لذا بدون پول هم می دهند! چه رسد به ارزان قیمت یا دمپینگ کردن. و این مذاق دزدان و راهزنان راتحریک می کند، تا کار خود را شروع کنند. متاسفانه این دزدان و راهزنان (قطاع الطریق)، امروز لباس مدیریت بازرگانی پوشیده، و مدارک عالیه از دانشگاههای ماساچوست و دیگران دارند. پول های زیادی می گیرند و: پروازی به همه جا هم می روند. نام عمل خود را هم گذاشته اند: بازار یابی! درست است که بازاریابی به معنی یافتن بازار برای: کالاهای ایرانی است، ولی این فقط یک پوشش است! برای واردات بیشتر، یعنی شمشیر را دولبه کرده اند. بجای بازاریابی برای کالاهای ایرانی، برای کالاهای خارجی بازار یابی می کنند، تا بتوانند مال و اموال هر دو طرف را بدزدند، و خود را فربه کنند. در تمام کلاسهای بازاریابی در ایران، فقط طریق ال سی باز کردن را یاد می دهند. یعنی چطور بیشتر و با مزه تر وارد کنیم. چون وقتی ام بی ای می گیری، یا پی اچ دی را روز میز کمرگات به زمین می زنی، حرفی برای گفتن ندارند. می گویند لابد آدم درستی هستید، و می خواهید به کشور خدمت کنید: که لوازم آرایش و سیگار و نوشابه و شکلات وارد می کنید. نمی دانند که شما در صدد سوداگری مرگ هستید، با این واردات سرطان پوست و پستان و معده و روده را به ارمغان می برید. چرا کودکان ما سرطان می گیرند؟ آنها که مشروبات  یا سیگار مصرف نمی کنند؟ پس معلوم است از شکلات و مواد رنگی: افزودنی به آنها است. اما واردات یک انگیزه دیگر هم دارد: آنهم دلار 4200است. یا دلار های کمتر. وقتی که مثلا با دلار 4200کالا را وارد کنید، می توانید با دلار 12هزاری بفروشید، یعنی بدون تبلیغات و بازار یابی و سود! سه برابر قیمت درجا استفاده می کنید. از ابتدای انقلاب، مزدوران دلار همین کار را کردند. یعنی دلار ارزانتر را به واردات اختصاص دادند، تا هیچ تولید کننده ای قادر به رقابت با آن نباشد. لذا هم تولید را نابود کردند و هم، اینکه فرهنگ مصرف کالای خارجی را نهادینه نمودند. الان هم زیر سبیلی رد می کنند! منتهی بر عکس شده: دلار ارزان را به بانک مرکزی می دهند، و دلار گران می گیرند! یعنی سقوط دلار از زمان سقوط پهباد آمریکایی که شروع شد، ادامه دارد ولی بانک مرکزی، جلوی ان را گرفته و در 12هزار نگهداشته. در حالیکه یورو و طلا که: تحت کنترل بانک مرکزی نیست، همچنان در حال کاهش است. واین بار بودجه دولت هزینه می شود تا: دلار در قیمت بالا نگهداری شود، نام آن را تثبیت بازار ارز گذاشته اند. تثبیت نرخ ارز یعنی واردات بیشتر! چون با دلار بازار که ارزانتر است خرید می کند، و به بانک مرکزی به قیمت گرانتر می فروشد. در هرصورت این واردات، گربه مرتاض علی است، از هر طرف بیافتد روی چهار چنگول است. برای همین با اینکه نرخ ارز کاهش یافته، یا تثبیت شده هنوز خبری از: ارزانی و کاهش قیمت های دیگر نیست، بلکه بیشتر هم شده! زیرا با خرید دلارهای گران توسط بانک مرکزی، دولت دچار کسر بدجه می شود، لذا روی مالیات ها فشار می اورد. کالاها هم به بهانه مالیات، قیمت خود را بالا می کشند! قیمت ها که بالا می رود، تولیدکنندگان در درجات بالای مالیاتی قرار می گیرند، و مشمولیت بیشتری پیدا می کنند. پس تنها راه ترک اعتیاد واردات است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : اعتیاد به واردات،
لینک ها :


( کل صفحات : 278 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو