ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

یکی از وظائف ناظران این است که: با متهم یا ناظر علیه! دوستی نکند.این عمل مجرمانه بزرگترین خیانت است مثلا شما ناظر هستی که: کسی گرانفروشی نکند! بعد بجای نظارت، با او دوست شوی تا هر چقدر خواست گران بفروشد! و چیزی هم به تو بدهد. در دوران کاردانی یا کارشناسی، به افسر وظیفه یاد می دهند که: دستورات را اجرا کند، ولو اینکه دیگران ناراضی باشند. یکی از افسران نیروی انتظامی می گفت: هر موقع خطاکار از دست من برنجد، آن وقت می فهمم که وظیفه ام بخوبی انجام شده است. علت بسیاری از بی بندو باری های: فرهنگی و فساد اخلاقی و بدحجابی در جامعه، همین است که ماموران مبارزه با: مواد مخدر یا بی حجابی، بجای مبارزه و دستگیری آنان، روی خوش نشان داده و آنها را فراری می دهند. تلفن 124 که ناظر بر قیمت گذاری ها، و رسیدگی به شکایات است، اغلب ناظرانی که انتخاب کرده، برای رفع مسئولیت بوده! لذا آنها هم بر سر پست ها حاضر نمی شوند، و فقط کارت نظارت می گیرند تا پز بدهند . بدتر از این، وقتی رفیق آنها برای گرانفروشی، گیر می افتد پادر میانی می کنند، تا او را فراری دهند. این مثال ها مفهوم شریک دزد و رفیق قافله است.  در نظارت های بزرگتر فاجعه بار تر است. مثلا رئیس جمهور که برای نظارت بر قانون اساسی قسم خورده، اگر بجای نظارت بر قانون شکنان، با استفاده از موقعیت قانونی خود، راه فرار را نشان بدهد؟  یا اگر رئیس قوه قضائیه که مسئول ثبت و ضبط: اموال و دارایی های مسئولین است، آن را اجرا نکند!  و یا بانک مرکزی که ناظر بر بانکها تعیین شده، با مدیران بانکها رفاقت کند، تا جاییکه نتواند از انها انتقاد نماید، ایا سنگ روی سنگ می ماند؟ فاجعه آمیز تر آن که بجای نظارت بر بانکها، رفاقت کند وخود را حامی انها بداند. همه جا برای اثبات نظر مدیران بانکها، قدم بگذارد و از شورای پول و اعتبار، وزیر اقتصاد و همه استفاده کند تا: مثلا بهره و سود بانکی را افزایش دهد! در این هنگام است که شاهد رشد بانکداری با ربا! بنام بانکداری بدون ربا هستیم. با حمایت بانک مرکزی شاهد رشد بهره، تا 45درصد هم بوده ایم.  الان هم اراده ای برای کاهش: این بهره ها وجود ندارد. دولت مصوبات زیادی می گذراند که: برای رونق تولید، سرمایه در گردش با نرخ کم، به کارگاهها اختصاص داده شود. ولی بانک مرکزی بجای اجرای این منویات، به عنوان مدافع بانکها، مابه التفاوت سود 45درصدی را با نرخ دولتی، به حساب بدهی دولت می گذارد! و با شدت تمام پیگیری کرده، آن را وصول می کند. اگر بانک مرکزی این کار را نکند، دولت نیازی به استقراض از بانک ها ندارد. دچار کسری بودجه هم نمی شود. برای اهمیت این موضوع، که در لابلای ارقام نجومی آن را مخفی کرده اند، کافیست مجموع وام های اشتغال و ازدواج و مسکن و بهداشت .. که بعنوان وامهای کم بهره، و یارانه ای پرداخت شده، حساب کرده به مدت چهل سال، آن را ضرب کنید! و با نرخ بهره مرکب 30درصد، حاصل ان را به دست اورید. نه تنها از بودجه های عمرانی و جاری بیشتر می شود! بلکه دولت را در منگنه افزایش تصاعدی: نرخ بهره قرار می دهد. که دیر کرد و جرایم هم به آن اضافه می شود. خیانت بانک مرکزی فقط به این امر محدود نمی شود. بلکه در جریان ارزی هم، شاهد کم کاری یا ضدیت با اقتصاد مقاومتی است. در حالیکه روس و چین و ترکیه، دلار را از چرخه اقتصاد بیرون کرده اند، صحبت آن در ایران خفه شده است. و همچنان همه چیز، با دلار سنجیده می شود. تمام کالاهای اساسی، به دلار ارزان قیمت محاسبه می شود، تا بدهی خریداران نفت کمتر شود.حرکت بانک مرکزی با حجاج بیت الله الحرام، این سوء نیت آنها را اثبات کرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شریک دزد و رفیق قافله!،
لینک ها :

برجام نویسان، حضرت ابراهیم امروز هستند! و شباهت آنها به این است که: برجام را فرزند خود می دانند و: باید که آن را قربانی کنند. همانطور که رئیس جمهور گفتند: دیگر نهادی بنام 5+1را به رسمیت نمی شناسیم! و وجود خارجی ندارد. در همه زمینه ها بایدا اینطور قاطعانه سخن گفت، و برجام را هم باید کنار گذاشت. اما این امر احتیاج به فداکاری دارد. زحمات شبانه روزی سالهای سال، در دیار غربت و چانه زدن با آدمهایی که: منطق ندارند واقعا قابل تقدیر است. ولی باید این زحمت ها را، برای خدا کنار بگذارند و بگذرند. زیرا که خواست همه مردم است: که در انرژی صلح آمیز هسته ای، عقب ماندگی نباشد. نیروگاه بوشهر نباید به علت: نبودن اورانیوم غنی شده: تولید داخل تعطیل بماند. یا طرحهای دیگر برق رسانی، و دارویی هم عاطل و باطل شوند. اگر انها از این مرحله عبور کنند، دارای چشم برزخی خواهند شد! همان  که امام خمینی را قادر ساخته بود: که چهل سال پیش بگوید: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. ایشان چیزهایی می دید، که برای بقیه دیدنش مشکل بود. برخی ها هم اصلا نمی خواستند باور کنند. آنها می گفتند این یک شعار است: برای اینکه مردم را روحیه بدهد. اما این طور نبود، ایشان با اطمینان قلبی و عقلی به این موضوع رسیده بود، و می فرمود اسلام تمام سنگر های کلیدی جهان را فتح خواهد کرد. الان بعد از چهل سال می بینیم: پهباد پیشرفته و پرهزینه آنها، با یک دستگاه یک هزارم قیمت، قطعه قطعه شد! و در دریا ریخت تا دانشمندان ایران، با مهندسی معکوس فناوری آن را استخراج کنند. یکی از چیز هایی که چشم ما نمی بیند( یا برزخی نیست) همین موضوع است که: بزودی آن را فراموش کنیم! دشمن با فراموش شدن این موضوع، دوباره کری خوانی اش شروع می شود، تا یک پهباد دیگر!  اگر خوب ببینیم، ایران هر روز در حال سرنگون کردن پهباد های پیشرفته است. از حادثه طبس تا گروگانگیری: تفنگدارن دریایی آمریکا، فاصله زیاد است و تصور این است که: هیچ کار دیگری نشده است! لذا ترس از جنگ بر کسانی که: اینطور فکر می کنند سایه می افکند. بنابر این در ایران دوگروه هست: عده ای که همیشه به یاد شکست های آمریکا هستند، و می دانند اگر آمریکا حمله کند خودش نابود می شود. گروه دوم که سعی می کنند: آن را فراموش کنند یا آن را توجیه کنند. لذا همیشه فکر کنند: الان است که آمریکا حمله کند! مراکز حساس ایران را نابود کند، و ملت را در گیر جنگ نماید. گروه دوم را اصلاحاتی، در مقابل گروه اول که انقلابی است، نام گذاری شده. بنابر این مبانی ترس اصلاحات، از تحریم آمریکا یا حمله نظامی انها، ریشه در فراموشی یا ناباوری عملیات های ایرانیان است. چنانچه شکست حمله طبس را، به عالم خیال یا غیر واقعی نسبت دادند، سعی دارند اسارت تفتگدارن آمریکایی، سقوط پهباد ها و نقشه برداری های دقیق از: ناوهای جنگی امریکا را هم، تخیلاتی جلوه دهند. در ذهن آنها آمریکا، جاودانی و شکست ناپذیر است و: پیشرفت های ملت ایران هم یک بلوف! به همین جهت نمی گذارند: برجام پاره شود! همانطور که قولش را داده بودند. یا نمی گذارند برعلیه توقیف نفتکش، شکایت یا اقدامی شود! با اینکه می دانند که همه سرنشینان آن، غیر قانونی باز داشت و بازجویی شده اند. در این زمینه اسپانیا و روسیه، بر این ها شرف دارند! اسپانیا گفته چرا باید در آب های: سر زمینی من چنین کار های غیر قانونی اتفاق بیافتد! ولی اصلاحاتنی ها نه تنها حرفی نزدند، بلکه این را یکی از عکس العمل های کوچک! آمریکا میدانند که برای انتقام از پهباد ساقط شده در نظر گرفته. سکوت آنها  برای التماس است: تا امریکا حمله نکند! نترسید! چهل سال ترس کافی است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مبانی ترس های سیاسی،
لینک ها :

با احترامات فائقه برای برجام نویسان، که توانستند زمان بخرند و: پرونده ایران را از شورای امنیت خارج کنند، و قظعنامه هایی به نفع ایران صادر کنند، باید گفت: الان وقت پایان برجام است. سوت ان زده شده و: بوی الرحمن آن بلند است. اگر اصرار بر ان شود، ضد برجام خواهد بود! زیرا هر موجودی ابتدا و انتها دارد و هر پروژه ای، آغاز و پایان برایش تعریف شده. اگر هم نشده باشد، جبر زمان آن را نشان خواهد داد. خیلی ها دوست ندارند بمیرند! ولی مرگ سراغ همه می اید. برجام نویسان هم به برجام مانند: کودک خود نگاه می کنند، و ناراحت می شوند اگر: کودک آن ها بمیرد. اما ناراحتی ندارد. امانتی بود مدتی به شما دادند، حالا پس می گیرند. پس دادن این کار، عین شجاعت است. پس با همان شجاعتی که پیش رفته، و برجام را نوشتند، باید با همان شجاعت هم، عذر خواهی کنند و ددپوینت آن را اعلام کنند. همه نویسنده ها اینطورند. بعد از چند ماه از مطلب نوشتن خود، اگر آن را دوباره بخوانند، فوری پاره می کنند! فقط موقعی این کار را نمی کنند، که کسی آنها را ببیند! دردسر برجام نویسان هم همین است. همه دیده اند، لذا نباید حرف خود را پس بگیرند! و نوشته خود را پاک کنند. توصیه مصطفی رحماندوست، در تمام کلاس های نویسندگی اش همین است: نوشته خود را بگذارید در یخچال، شش ماه بعد دوباره آن را بخوانید، اگر قابل چاپ بود؟ برای چاپ بفرستید. حالا اگر نویسنده ای این کار را نکرد عیبی ندارد، چون به خودش مربوط است. ولی برجام به یک ملت مربوط است. قبل از فکرکردن نوشته شده، و قبل از مطالعه دوباره چاپ شده. در حالیکه اگر این کار را می کردند، اصلا نمی نوشتند. زیرا دیکته نانوشته غلط ندارد. و دیکته نوشته شده هم، باید غلط هایش پاک شود. از فلسفه چینی که بگذریم هدف آمریکا و اروپا، این است که ایران پولی نداشته باشد. تا به اصطلاح آنها، خرج مقاومت و یا تروریسم نکند. اینستکس را هم طراحی کردند: تا همان پولهایی هم که: دور از چشم آنها داریم، جلوی چشم آنها ببریم و: دو دستی تقدیم کنیم. مشکل این است که همه کار های اروپا و آمریکا، ازدید تکنوکراتها درست است. لذا با اینکه ایرانی هستند، طرف آنها را می گیرند. تکنوکراتها یا یقه سفید ها، و به زبان خودمان اسلاحاتی ها، همانطور فکر می کنند که: امریکا و اروپا فکر می کند، همزاد پنداری می کنند. چندان بعید هم نیست، زیرا همگی ریزه خوار سفره غرب بوده اند. اما ایران با حرکت انقلابی اش، حرف دیگری دارد. و نمی خواهد مثل انها فکر کند. اگر قرار بود که مثل آنها فکر کند، اینمهمه شهید نمی داد.  از نظر ایران، باید پرچم تشیع بالا باشد. پرچم امام رضا ع برافراشته باشد . پرچم امام حسین ع در اهتزاز باشد. ولی انها می خواهند: تمام این پرچم ها پایین کشیده شود. آنها می خواهند بقیع خرابه باقی بماند. بقیه حرم ها هم مثل آن، تخریب و از بین برود. آنها برجام را برای این می خواستند! همانطور که اف اب تی اف را می خواهند. آنها می خواهند تا ایران، به حزب الله لبنان کمک نکند، تا همه شیعیان لبنان قتل عام شوند. به سوریه کمک نکند، تا حرم های مطهر را تخریب کنند، به جان و مال و ناموس شیعیان هتاکی کنند. می خواهند حرمین عسکریین، کربلا و نجف را نابود کنند. و این البته از نظر تکنوکراتها، باز هم اشکالی ندارد ومهم نیست. اگر برجام نبود امروز تکلیف یکسره شده بود. کسی جرات نمی کرد نامی از امریکا ببرد. و نفت کش ها را هم توقیف نمی کردند. زیرا دستور جنگ شورای امنیت همان، و از بین رفتن آمریکا و اسرائیل و آل سعود همان. سقوط پهباد آمریکایی همه ساله اتفاق افتاده، و قدرت برتر ایران ثابت شده، ولی انها با برجام و امثال آن، عمر خود را دراز تر می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : با کمال احترام برجام تمام!،
لینک ها :

چرا دادگاه جبل الطارق، می تواند حکم صادر و اجرا نماید، ولی معاون حقوقی قوه قضاییه، یا وزیر دادگستری نمی تواند شکایتی بکند؟ واقعا کم کاری برخی مسئولین، این سوال را پیش می اورد: آیا اینها ایرانی نیستند؟ چرا خودشان را مدافع انگلیس می دانند؟ به قول یکی از فعالان حقوق بشری، آنها برای اینکه گروگانهای آمریکایی، چند روز نتوانسته بودند دوست دخترشان را ببینند! ادعای غرامت می کنند و از اموال ایران برداشت می کنند.  ولی این طرف، همه قانون شکنی را می بینند، و هیچ اعتراضی نمی کنند! شاید اصلا خود را لایق اعتراض نمی دانند! وقتی به دکتر عباسی گفته می شود: هیئت نمایندگی ایران، به سان فرانسیسکو رفت و در تدوین و: تصویب منشور سازمان ملل متحد، و نیز در پایه‌گذاری یونسکو شرکت داشت، یا در سال ۱۹۴۵ م  اعضای هیئت نمایندگی ایران، در کنفرانس سان‌فرانسیسکو بود، که سازمان ملل متحد را پایه گذاشت! یا اینکه قرار بود اشرف پهلوی رئیس سازمان ملل شود، با اینکه دکترای حقوق بین الملل دارد، با تعجب می گوید: من تابحال چیزی نشنیده ام. حتی در جلسه سخنگوی قوه قضائیه نیز، از ورود خبرنگار ماهین نیوز جلوگیری می کنند! تا اینگونه سوالات مطرح نشود. تا کی حقوقدانان ما می خواهند: از مزدوران و جاسوسان، با حرارت دفاع کنند، ولی اسمی از حقوق ملت ایران نبرند؟ آیا تعهد به سازمان سیا، برای دریافت دکترای این رشته، آنقدر سفت و سخت است که: آنها حتی در فکر و مخیله خود هم، برعلیه سازمان سیا، نباید اندیشه ای داشته باشند؟ وقتی به جاسوسان انگلیس و آمریکا می رسد، می گویند وظیفه وکیل، حمایت از حقوق همه انسان ها است! ولی وقتی به فلسطین می رسد، اصلا نمی شوند!  باور نمی کنند که دولت فرانسه، تا حالا سی و چهار مین هفته است که: مردم خود را سرکوب می کند. برایشان اصلا قابل شنیدن نیست، که جلیقه زرد ها کور و کر شده، بر اثر مواد شیمیایی و گاز های اشک آور: و ضربات باطوم جان داده اند. این فقر فکری و فقر فرهنگی: اصحاب حقوق و سیاست در ایران، باعث شده تا هیچ اقدامی علیه: آنهمه جنایات آمریکا و اروپا انجام نشود. در پاره ای از جاهاییکه، افرادی مثل مصدق (یا بانک ملت)وارد شدند، مجبور بودند شخصا دفاع کنند! چون هیچ حقوقدانی آنها را حمایت نکرده است. امور بین الملل داگستری و قوه قضائیه، بجای فعال بودن در این زمینه، راه برای دیگران هم می بندند. بارها به همه قسمت ها مراجعه شده، تا یک لایحه ای برای استیفای حقوق ایران تهیه شود، هیچکس همکاری نکرده! و بعضا می گفتند که ایران، عضو فلان کمسیون نیست، پس نمی تواند شکایت کند! یا اینکه دادگاه لاهه اصلا ترتیب اثر نخواهد داد. در واقع وظیفه خود را، جلوگیری از فعالیت حقوقی و مدنی ایران، برعلیه آمریکا و اروپا می دانند. استاد بزرگ حقوق مرحوم کی نیا، می گفت ایران حقی ندارد که بخواهد شکایت کند. ایرانی ها تروریست هستند، و همه جا محکوم می شوند! از دیگر استاتید هم هیچ اثری، برعلیه فرانسه یا اروپا و آمریکا دیده نمی شود. مجلس یا دولت هم اگر اقداماتی کرده اند، بیشتر جنبه سیاسی و نمایشی داشته! زیرا از سوی وکلای حقوقی، حمایت نشدند تا بتوانند لایحه: قابل طرح تهیه نمایند. نه تنها اروپا و آمریکا از نظر این اقایان، مصون از خطا هستند! و شکایت برعلیه آنان، شکایت  از سیستم قضایی پاک و غالی است، بلکه شکایت برعلیه آل سعود و اسرائیل هم، خالی از خطا نیست. کسانی که سیصد نقطه تاریخی را در مکه و مدینه، تخریب کردند به اندازه تخریب: گوشه ای از معبد بامیان جرم مرتکب نشده اند! آل سعود که قبرستان بقیع را تخریب کرده، و اجازه بازسازی و دیدار هم نمی دهد، کاملا قانونی است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : دادگاه جبل الطارق!،
لینک ها :

دزدی دریایی، آنهم توسط نیروی دریایی بریتانیا، کار جدیدی نیست. آنها روز روشن دزدی می کنند و به آن، افتخار هم می کنند! چرا که از نسل وایکینگ ها هستند. گرچه دورانی تصمیم گرفتند که: نژاد خود را اصلاح کنند، ولی هنوز معلوم نیست، کدام نژاد بر اتاق شماره 10لندن حاکم هستند. در دوران شاه عباس صفوی، اعزام هزاران قزلباش به اروپا، و نسل کشی از این جوانان سرباز، نتوانست عادت های دزدی آنان را تغییر دهد. یا انگلوساکسون ها را به اریایی های: با فرهنگ و تمدن و تاریخ تبدیل کند. گرچه پادشاه انگلستان خود را، سید اولاد پیامبر اسلام می داند، ولی کسانی که او را احاطه کرده اند، مانند او سامی و اریایی نیستند. و شاید از همان وایکینگ ها باشند. سرنوشت کشتی نفت کش ایرانی توقیف شده، نشان خواهد داد که کدام نژاد، در انجا حاکمیت دارند: ایا این خواست اراده قزلباش ها و نژاد سامی ملکه ای هست، یا انگلوساکسون های آدم خوار؟ نمونه دزدی این قبیل از: اروپایی و آمریکایی ها کم نیستند. نقطه ضعفی که، مورد استفاده آل سعود قرار گرفتند، تا در مقابل ایران صف آرایی کنند.  برخلاف نژاد ایرانی که: هر سال بر تولید و خودکفایی تاکید می کند، و با اینکه مازاد تولید، و مصرف سه برابری دارد، باز هم از رونق تولید دم می زند. اروپایی و آمریکایی ها که نسل: اخراجی حضرت نوح! هستند به سبب اخلاق رذیله، به تولید و زحمت اهمیت نمی دهند، بیشتر تمایل دارند بر سر گردنه ها بایستند، و از ایران دزدی کنند. البته برای این کار تجربه های درازی دارند. از جمله اینکه به حکم جعلی: دادگاههای داخلی خودشان، یا بنا به دستور بزرگ احمقها، یعنی ترامپ این کار را انجام می دهند. برآوردی که در ماهین نیوز شده، ارزش مبادلاتی کالاهای به سرقت رفته از ایران، در اروپا و آمریکا بالغ بر 50بیلیون یورو می باشد. یک قلم از این کالاها، بنام موزه داری یا مجموعه داری است. نام پر زرق و برق که: هیچکس به ماهیت دزدی بودن آن، شک نمی کند. اما ابتدایی ترین سوال ها، میتواند روش سازمان یافته جرایم آنها را برملا کند. فقط کافی است سوال کنیم: این دارایی موزه ها، که اغلب متعلق به ایران است، چطور به آنجا راه یافته است؟ طبیعتا باید پای هرکدام از این آثار، قراردادی امضا شده باشد، و طرف ایرانی هم، اجازه امضا داشته باشد. مثلا از طرف سازمان میراث فرهنگی یا گردشگری باشد. این سند ها وجود ندارد. زیرا ایرانی هرگز میراث خود را، به پول نمی فروشد. پس اگر هم داشته باشد جعلی است. آنها برای این کار، سازمان های مهمی دارند: این سازمان ها از سوی سفارتخانه های انها مدیرت می شوند. که آموزش و سازماندهی: گانگستر ها و دزدان اتوکشیده و یقه سفید را دارند. کسانی که به عنوان تاجر یا وابسته فرهنگی، وارد ایران می شوند.با چمدانی پر پول به سراغ: یهودیان سرگردان رفته، به آنان قول ثروت فراوان در برابر: یک قطعه سنگ یا زیرخاکی ایرانی می دهند. بازار جهود ها در تهران و اصفهان و شیراز، به شدت فعال بوده و از ایرانیان: طماع بهره برداری می کنند. طوری که همه ایرانیان طماع، یک دستگاه فلزیاب دریافت می کنند! و همه جا دنبال گنج هستند. نقشه این گنج ها هم توسط: اروپایی ها یا آمریکایی ها، با چمدانهای دلار به آنها داده می شود. پس از دزدی و دریافت این آثار، از طرق مرزی آنها را بصورت غیرقانونی، به خارج برده و به موزه داران می فروشند. درواقع موزه داران، بزرگترین مالخر های قرن هستند. ضرورت وجود مالخر برکسی پوشیده نیست.95 درصد دزدی ها، بدون وجود مالخرانجام نمی شود. دزد شیرینی، آن را می بلعد، تا آثار جرم مشهود نباشد. ولی دزدی های بالاتر لازمه: وجود موزه ها بعنوان مالخر ها است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : جرایم سازمان یافته: تحت عنوان موزه داری.،
لینک ها :

تا مدتها بشر نمی دانست: ذخیره کردن یعنی چه! لذا هرچه  می کاشت می خورد، و هرچه داشت مبادله می کرد، یا دور می انداخت. تا اینکه حضرت یوسف ع  ساختن سیلو و ذخیره سازی را، با وحی الهی به مردم مصر آموخت. البته هر پیامبری مبعوث می شد، یک راه حل اقتصادی هم، برای مردم خود به اذن خداوند ارائه می کرد. مانند حضرت آدم که کشاورزی آموخت. یا حضرت ادریس کلاس داری و لباس دوزی، حضرت داوود ع ذوب آهن و ساخت زره، و حضرات دیگر نجاری، چوپانی و معماری های بزرگ  را، برای بشر هدیه اوردند، تا در کنار احکام جدید، رفاه بیشتری نیز به مردم داده باشند. همه این معجزات در طول تاریخ تحریف می شد، یا بنام دیگران ثبت می گردید. یا بعنوان تصادف! از ان یاد میشد: یعنی تصادفا آتش کشف شد تصادفا کشاورزی و خیاطی و نجاری را بشر آموخت. ولی آخرین معجزه، یعنی کتابت باقی ماند(قران)، بقیه را هم در آن درج کرد و: از دست تحریف نجات داد. علی ایحال، بعد از حضرت یوسف بود که: ذخیره سازی معنی پیدا کرد، مثلا در هند بودائیان به ذخیره طلا روی آورده بودند. وقتی نادرشاه به هند رفت،  هندی ها کادو های طلای زیادی، از جمله کوه نور و دریای نور را به او هدیه کردند. تا ذخیره طلای ایران تکمیل شود. غربی ها هم به دنبال طلای هند رفتند ولی موفق نشدند. ولی برخی از انها، تازه فهمیده بودند زمین گرد است، تصمیم گرفتند از راه دور زدن زمین، به ذخائر طلای هند، دست پیدا کنند. اما به جای هند سر از امریکا در اوردند، و سرخپوستها را هندی خطاب کردند! باکشتن آنها طلاهایشان را صاحب شدند! ولی وقتی با طلاهای زیاد برگشتند گندمی در کار نبود! زیرا همه کشاورزان به: سوداگری طلا مشغول شده بودند. دیدند طلا را نمی شود خورد! اگر از کشورهای دیگر هم می خریدند، برایشان بسیار گران تمام می شد. وباید همه طلاهای خود را می دادند، فهمیدند طلای اصلی گندم است!(کشاورزان گنجینه های خداوند هستند). و این را عصر سوداگران: در تاریخ علم اقتصاد می نامند. اما این اولین تجربه انحرافی؛ آنان را وادار کرد که طلا را ذخیره نموده،  بجای ان کاغذ یا اسکناس منتشر کنند. طلا پشتوانه جدید پول و اقتصاد شد. اما در جنگ دوم جهانی، انفجار بمب اتم در هیروشیما توسط آمریکا، با قدرتی که به آمریکا داد، ذخیره اورانیوم جای طلا را گرفت! هرکس به آمریکا جنس نمی فروخت، تهدید به بمب اتمی شده، کوتاه می امد و تابع می شد. هیچکس هم اجازه دسترسی به بمب اتم را نداشت: باید اورانیوم خود را به آمریکا می فروخت. تا اینکه ایرانیان، اقدام به تاسیس نیروگاه بوشهر کردند. آنها دانش غنی سازی را، که خودشان به امریکا برده بودند، برگردادند. قدرت از امریکا گرفته شد، و به ایران منتقل گردید! لذا در سال 1979 بازگشت دانشمندان، به همراه بازگشت رهبری محبوب، مرگ آمریکا را امضا نمود. آمریکا دست و پای زیادی زد: تا ایران هم مانند دیگر کشورها، فقط خریدار تکنولوژی باشد! لذا دست به تحریم زد، وبرجام را نوشت اما نتوانست. تا اینکه دانشمندان ایرانی: برجک او را نشان گرفتندو: پوز او را به خاک مالیدند: با ساخت دستگاههای پیشرفته، بمب اتم آنها در پهباد پیشرفته شان نابود کردند! ایران هم تصمیم گرفت: غنی سازی را ادامه دهد. زیرا فهمید تمام تحریم ها و تهدیدهای آمریکا، فقط برای جلوگیری از غنی سازی و: ذخیره اورانیوم بوده است. البته هنوز کسانی هستند که: گول آمریکا را می خورند و تحت عنوان برجام، می خواهند جلوی غنی سازی را بگیرند! ولی این بار دانشمندان، دور از چشم آمریکا، به ایران آمده اند تا راز مگو را برملا سازند. تلاش الکی اروپا و اینستکس خیالی هم، بی نتیجه است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : ذخایر اورانیوم، بالاتر از دخائر ارزی!،
لینک ها :

تاریخ، همیشه برهه های افتخار آفرینی دارد، که ثبت در ذهن ها می شود: مانند فتح مکه توسط پیامبر اسلام که: قران مردم را قبل الفتح و بعد الفتح تقسیم کرد! یا هجرت پیامبر با اهمیتی که داشت، تاریخ جدید را براساس آن شروع کرده، قبل از ان را نادیده گرفتند. در دوران ما نیز انقلاب اسلامی، باعث شد تا همه چیز به: قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تقسیم شود! اخیرا نیز که تاریخ دچار یکنواختی شده بود، و همه ذهنها به ترس از عملکرد ترامپ، محدود شده بود، سرنگونی پهباد پیشرفته آمریکایی، که به دستور ترامپ، مامور تمام کردن کار بود! باعث شد که ایران وارد: دوران جدیدی بنام: بعد از پهباد شود. قبل از پهباد، مسئولین از شورای امنیت: سازمان ملل می ترسیدند و: برای اینکه پرونده ایران به شورای امنیت نرود، برجام نوشتند! اما حالا دیگر ترسی از شورای امنیت نیست، زیرا آخرکار معلوم شد! اگر امریکا پرونده تهران را، به شورای امنیت ببرد و: شورای امنیت بخواهد دستور حمله به ایران را صادر کند، همان لحظه تمام گنبد های آهنین، موشک های پاتریوت و ناوهای هواپیمابر قفل می شوند. و اگر دستور برای اجرا رفت، آنها هم یکجا به فضا پرتاب می شوند! و از اسرائیل هم اثری باقی نخواهد ماند. لذا رئیس جمهوری با قدرت تمام می گوید: اینستکس توخالی به چه درد می خورد؟ و رهبر انقلاب هم می فرماید: دشمن اسلام بالاخره زانو خواهد زد. پهباد ساقط شده یک رسانه فراگیر بود. همه ابعاد سیاسی نظامی، فرهنگی و اقتصادی را داشت. البته قبلا این رسانه بود. مثلا موشک های نقطه زن که: در دل داعش در سوریه نشست، و همه فرماندهان آن را، در جلسه کاملا سری نابود کرد. اما این امر چون مقابله با خود آمریکا محسوب نمی شد، چندان مهم تلقی نشد. ولی پهباد ساقط شده، آخرین تکنولوژی آمریکا، با آخرین فرمانها و استراتژی های: استراتژیست های غربی عربی و عبری بود! که مچاله شد و فرو ریخت. مخصوصا تخفیف مجازاتی که: به هواپیمای نظامیان داده شد، و از ساقط کردن آنها با اقتدار، صرف نظر کردند. حالا دیگر همه باور دارند که: جنگی نخواهد شد، لذا نیازی به خرید دلار و طلا ندارند، و دلار هر روز ارزانتر می شود. و به تبع آن فراوانی کالاها، و نابودی احتکارها رقم خواهد خورد. بانک مرکزی بجای اینکه: شریک بانکها باشد، ناظر بر آنها خواهد شد: بهره ها را کاهش داده، وام ها را افزایش می دهد. مردم بجای دلالی و سرمایه گذاری های زود بازده، به تولید  و افزایش ثروت روی خواهند آورد. ارامش روانی بیشتر شده، و مردم از ترس فرار نخواهند کرد. بیماری های ناشی از استرس ( هرلحظه منتظر حمله امریکا بودن) مانند: فشار خون از بین میرود. سرمایه ها بجای فرار به آمریکا و اروپا، راه برگشت را در پیش می گیرند. حقوقدانان و سیاستمداران، بجای توجیه حقوق بشر آمریکایی، به دفاع از منافع ملی اقدام خواهند کرد. همه مطالبات نقدی ایران پس گرفته می شود. جوانان، سرگردانی و خیالپردازی و دنبال پول های قلمبه بودن را، کنار گذاشته و به قسمت یا روزی مختصر خود، قانع خواهند شد. ازدواج ها، بجای گرو کشی و فخر فروشی، تبدیل به یک سنت حسنه و رضایت خداوندی می شود. اختلاس گران به اشتباه خود پی خواهند برد! و بجای دوست گرفتن غربی عربی عبری، به دوستی با اسلام و مسلمین روی خواهند آورد. و همه پولها را برمی گردانند. مجلس و دولت بجای جزیره ای ساختن، کوچک و کم مساخت کردن ایران، اقدام به بزرگ کردن ان نموده: استیفای تاریخی خواهند نمود. مدیران بجای اینکه سعی کنند: دایره خود را تنگ تر کنند، تا با توانایی خودشان هماهنگ شود. توانایی های خود را وسعت داده، برای مدیریت کلان تر آماده می شوند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : قبل الپهباد و بعد الپهباد!،
لینک ها :
چهارشنبه 12 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

 روز صنعت و معدن، همه قهرمانان تولید آمده بودند تا: جشن پیروزی بر تحریم بگیرند. جشنی که نشان میداد ایران، دیگر نیازی به آمریکا ندارد! عطایش را به لقایش بخشیده. و مردم هم، همصدا با آنها گفتند: نه شیر شتر می خواهند، نه دیدار عرب! وجود هفتادهزار کارگاه تولیدی فعال، و صدور سالانه 270هزار مجوز جدید، نشان از اهمیت تولید در ایران دارد. تا جاییکه ظرفیت های تولید اشباع شده، و در مسیر نهایی خود به سوی: تعطیلی برخی واحد های نا کارامد می رود. گرچه دولت مصمم است: حتی کارگاههای فرسوده و قدیمی را هم فعال کند. حضور وزیر دفاع در این همایش، یاد آور ان بود که اگر برخی صنایع یا وزارتخانه ها، نتوانند تولید را حمایت کنند، این وزارت خانه جایگزین مناسبی دارد. زیرا در صنایع نظامی ایران، حرف اول را در دنیا می زند. هیچ کشور یا ابر قدرتی نیست که: بتواند با تکنولوژی نظامی ایران برابری کند. در همین زمینه شاهد بودیم که: پیشرفته ترین پهباد250میلیون دلاری آمریکا، با یک موشک انداز سه هزاردلاری، ساقط شد. ترامپ بجای مقابله با مثل! از ایران تشکر کرد که: هواپیمای آنها را که حامل نظامیان هم بوده، هدف قرار ندادیم. در همین زمینه بنا بر ادعای اروپا و آمریکا، پهباد های اعطایی ایران به سوریه و لبنان و فلسطین و یمن، آنها را قادر ساخته تا نفس دشمنان بگیرند. در صنایع غذایی و کشاورزی، همه چیز در حد اعلی است. تولیدات تضمین خرید دارند، و همه انبار ها و سیلو ها پر است.  شش ماه و بیشتر ذخیره ملی دارند. داروها تا 95درصد تولید داخل هستند، و اگر برخی ها از کمیاب بودن: داروهای خارجی صحبت می کنند، اطلاع ندارند که این دارو ها، در داخل تولید می شود. صادرات کالاهای مازاد نشان می دهد: که ایران نه تنها برای مصرف داخلی خود، ذخیره فراوان دارد، بلکه همه همسایه های خود را هم حمایت می کند. برق آنها را تامین می کند. سیمان و مصالح برایشان می فرستد، تا جاییکه مثلا سلیمانیه عراق، همه مغازه ها و تابلو ها ایرانی است، که گویا در دل تهران زندگی می کنند! از برنج محسن گرفته تا لبنیات کاله، کاشی تبریز و ایرانا ..به این طریق می توان گفت: اگر آمریکا ایران را تحریم نمی کرد، لس آنجلس که ایران جلس شده، نیویرک هم پر از کالاهای ایرانی می شد. دلیل اصلی تحریم ایران هم همین است. همانطور که چین را، با تعرفه های سنگین تحریم نمود. هنوز نفت و گاز ایران، در امریکا مصرف می شود! و اگر تحریم انجام نمی شد، بنزین در آنجا به نصف قیمت فعلی می رسید. دانشمندان ایرانی در اثر تحریم، نتوانستند به آمریکا بروند، لذا تمام پروژه های امریکا، نیمه تعطیل شده است. از ناسا شروع کنیم تا سی ان ان و یاهو، گوگل وحتی سینمای هالیوودی، نفس های آخر را می کشند. هیچیک از طرح های فضانودری امریکا موفق نبود، همه پروازها دچار مشکل فنی شدند. اما تبلیغات برعکس است: آنها سعی می کنند بگویند:تحریم باعث شده تا ایرانیان، ضعیف شده از پای در بیایند. اما واقعیت قضیه برعکس است. تعطیلی طرح های خدمات درمانی در امریکا، یک مولفه بزرگ است که نشان می دهد: فقر و بیکاری و گرسنگی، مردم آنجا را آزار می دهد. طوفانها و یخبندانها هر روز، پیکر نحیف آمریکا را بیشتر شلاق می زنند. در حالیکه در ایران هر روز، از تولید های جدید رونمایی می شود! خدمات درمانی چنان زیاد است که: پزشکان از زیادی تعداد، بیکار شده اند. طرح ملی مبارزه با فشار خون در ایران، که در حال اجرا است، دهن کجی به آنهاییست که می گویند: مردم ایران گرسنه اند. زیرا فشار خون بالا دیابت و چربی زیاد و چاقی همه علامت پرخوری و پرکاری است. نه علامت گرسنگی و بیکاری.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : جشن پیروزی بر تحریم،
لینک ها :


( کل صفحات : 328 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :