ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
پنجشنبه 3 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

سینمتی نجیب و محجوب ایرانی، توانسته در اجرای قانون خدا و: پیاده کردن احکام الهی، چهل سال قدم های مهمی بردارد. این امر از آن جهت مهم است که: دنیا سعی کرده نشان دهد که: سینما مخالف مذهب و اسلام است. و یا اینکه سعی میکنند اسلام را، ضد هنر نشان دهند ولی، امام خمینی در یک کلام فرمود: ما با سینما مخالف نیستیم، با قحشا (زیر سایه سینما) مخالف هستیم. این سخن ایشان ناظر بر دو تاریخ: متضاد از سینما است، سینمای قبل از 1968 و بعد از آن. که کاملا ضد همدیگر هستند. ما در دورانی بودیم که: تئوری دوم در حال اجرا بود، و سینمای ایران می خواست، این انحراف را اصلاح کند. برای درک بهتر این موضوع باید بدانیم که: ایده سینما یک ایده مذهبی و مقدس است. لذا سینما هم مانند هنرهای دیگر مقدس می باشد. ولی دشمنان طوری فضا سازی کردند که: نه تنها سینما مقدس نباشد، بلکه بر ضد مقدسات هم قیام کند. مسئله قیامت پایه گذار اندیشه سینما است. یعنی بشر با تعالیم خدایی، با مفهوم حفظ زمان و امکان تکرار آن، در حالت های مختلف آشنا می شد. وقتی مذهب می گوید: روز قیامتی است که در ان، همه انسان ها اعمال خود را می بینند. این همان تصویر بر پرده نقره ای است، که بازیگری نقش خود را در آن می بیند. از نظر غیر مذهبی ها و:لامذهب ها زمان نابود شدنی است. یعنی کاری که ما انجام دادیم، دیگر بر نمی گردد. و ما آن را نمی بینیم. اما از منظر الهی، همه اعمال انسان ضبط و نگهداری می شود، و در موقع لزوم به نمایش در می آید. این ذهنیت خلاق بود که: به اختراع سینما منجر شد و: مخترعان آن همگی انسان های با اصالتی بودند. چنانچه می گویند: مخترع اصلی سینما در حالی در خیابان سکته می کند که: فقط یک سکه 5پنی در جیبش بود. رشد سینما هم در محیط  مذهبی است: بهترین فیلمهای سینمایی جهان، داستان پیامبران است: مانند ده فرمان که روایت حضرت موسی و: معجزات او است. یا فیلم محمد رسول الله که: آنتونی کویین را به جهان معرفی می کند. این تاریخ سینما در هاله ای از حجاب و نجابت، تا سالها ادامه داشت، حتی وقتی هالیوود را تاسیس کردند: نام آن را به چوب مقدس، یا همان عصای حضرت موسی متبرک کردند . بعد ها با نفوذ صهیونیست ها، این مسیر عوض شد و: سینما و تئاتر به دشمن مردم تبدیل شد. جاییکه امروز صحبت از دین در سینما، مانند صحبت دین در سیاست، امری عجیب و باور نکردنی است. امام خمینی در واقع با آن فرمان، شروع بازگشت به اصل سینما را کلید زد. در ایران هم بهترین فیلم ها، و فاخر ترین سریال ها در مورد: انبیا الهی و ارزشهای انسانی است. تا همزاد بودن سینما و قران را، باردیگر ندا بزنند، و معلوم شود که سینما هم مثل کتابت و خطاطی، هنری مقدس و آیینی است، که راهزنان برای مدت کوتاهی، آن رااز بشر گرفته بودند. گرچه هنوز هستند: جاهایی که سعی دارند: این روند سرقت را پابرجا نگهدارند، ولی سیل خروشان فیلمهای ارزشی، راه را بر تفاله های آنان بسته است. ما اکنون در چهل سالگی انقلاب اسلامی، در صدد آن هستیم که بار دیگر، رسالت سینما را یاد آوری کنیم و: از کسانی که آن را به بیراهه کشیده، یا می کشند بخواهیم که: مطالعات خود را افزایش دهند. نمایشگاه قران و مراکزی از این دست، میتواند به کمک کسانی برود که: این رسالت سنگین را بردوش گرفته اند، از حرامیان و دزدان ترسی به دل ندارند. ما به فیلم حضرت محمد، مجید مجیدی افتخار می کنیم، هرچند که هالیوود آن را نپذیرد! مجید مجیدی، حاتمی کیا، جمال شورجه ها، فریاد هایی هستند بر سر هنرمند نماهایی که: همه چیز مقدس را به پایین تنه خود می فروشند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خداوند بشر را در این دنیا، به کمبود غذا و یا ترس و: از دست دادن دارایی های مادی و وابستگان، آزمایش می کند. اما بشر در مقابل این امتحان، ضعف نشان می دهد: گرسنگی امان او را می برد، بی پولی و فقر او را به کفر نزدیک می کند، از دست دادن نزدیکان، وی را بی قرار می کند. بارها خداوند ذکر کرده که: فکر می کنید ما شما را ازمایش نمی کنیم؟ یا می فرماید: فکر می کنید همینکه گفتید مومن هستیم کافی است؟ و دیگر آزمایش نمی شوید. اما اولین توجیه این است که: شاید این امتحان الهی نباشد؟ از اینرو تقصیر را به گردن، دیگران می اندازیم از پدر و مادر خود، انتقاد می کنیم  و یا از دولت و مردم بیزار می شویم. زمان و زمین را به هم می دوزیم، و آخر هم هیچ! الان در جریان برجام و برخی تحریم ها می بینیم که: هرکس دیگری را متهم می کند، در حالیکه در این حادثه بزرگ، طبیعی است که خداوند و صاحب الزمان نظر دارند. ونباید مانند یهودیان، فکر کنیم که خداوند کاری به کار مردم ندارد. آنها می گویند: خداوند (با تعیین برخی قوانین) دست خود رابسته! و خود را از دخالت در امور مردم، کنار نگهداشته. اما قران می گوید که: آنها خودشان دست بسته هستند، بلکه دستان خدا باز است.(کنایه از قدرت مطلقه خدا) اثبات این موضوع هم بسیار ساده است: وقتی همه از خشکسالی و کمبود آب، فریاد می زنند و برخی ها هم از ان بعنوان: ضربه زدن به نظام اسلامی سود می برند، ناگهان باران و سیل و طوفان می اید. این امر یعنی خداوند در تمامی لحظات بشر، همراه اوست و هنگامی که می بیند: آنها به آب نیاز دارند، باران می فرستد(ینزل الغیث من بعد ماقنطوا!). از آن سو وقتی می بیند که: مردم به دنیا مشغول شدند و فکر می کنند: همه مشکلاتشان به دست خودشان حل شده! و نیازی به خدا ندارند. ناگهان سونامی و زلزله می فرستد. یا جلوی آمدن باران را می گیرد. یک ایه در قران است که نازل شد، و چون کسی بجز حضرت علی، آن را اجرا نکرد، آن آیه نسخ شد. امیر مومنین فرمود اگر منهم اجرا نمی کردم، حرف خدا بر زمین می ماند، و ممکن بود غضب او را به دنبال داشته باشد. یک فرمانده یا مدیر معمولی، وقتی حرفی می زند اگر کسی اجرا نکند، او را تنبیه می کند. آنوقت خداوند اینهمه حرف در قران زده، ولی ما آن را در کنج خانه ها می گذاریم! یا برای مرده ها می خوانیم. امام رضا فرمود که «خداوند نماز را واجب کرد، تا قران مهجور نماند». و مردم حداقل به اجبار هم شده، روزی چند بار آیاتی از قران را بخوانند. این تعامل خدا با بشر، همیشگی است و لذا است که می فرماید: من از رگ گردن به شما نزدیکترم. اما وقتی مردم به این امر توجه نمی کنند، دچار سردرگمی می شوند. امام خمینی تنها کسی بود که: این موضوع را می فهمید. ولذا می فرمود: جنگ نعمت است، تحریم نعمت است. چونکه همه اینها از سوی خدا بود. اگر خدا کمک نمی کرد، آیا مردم ایران، با اینهمه تشتت، میتوانستند بر دشمن پیروز شوند؟ برخی ها تلقین می کنند که: در دوران انقلاب یا دوران جنگ، مردم یکدست بودند! ابنطور نبود. خون ها به دل امام کردند. گروهی جاسوس آمریکا بودند! عده ای مزدور انگلیس و اسرائیل، و برخی هم برده شوروی وترکیه! از قضا مناصب بالای حکومتی هم داشتند، از امیر انتظام و قطبی و بنی صدر، تا بیاید به مجاهدین خلق و: چریکهای فدایی و حزب توده. اسامی مخالفین امام خمینی را، کامیون هم نمی توانست بکشد! و ایشان فقط به مدد خدا توانست: مردم را هدایت کند و به پیروزی برساند. ولذا می فرمود: اگر همه انبیا دریکجا جمع شوند، هیچ اختلافی باهم نخواهند داشت. و این اختلاف ها از من گفتن ها است. اینقدر«من»،«من» نگوئید. این «من» شیطان است .


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : تضاد و اختلاف، نشان دوری از خدا است.،
لینک های مرتبط :

همانطور که خیلی ها فکر می کنند: اگر امام گفته: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، یک شعار است! و می خواهند اثبات کنند که: آمریکا هر غلطی می تواند بکند! و در واقع ستون پنجم آمریکا در ایران هستند، در این مورد هم فکر می کنند: امام خمینی خواسته شعار بدهد! و یا اینکه قدر زحمت های: رزمندگان را کم کند! البته خود رزمندگان میدانند که: زحمت زیاد کشیدند، ولی همه زحمت های آنان، در گیرو دار مسائل حاشیه ای آنموقع، بی نتیجه بود! ولی عده ای کاسه از آش داغتر، با مطرح کردن چهره هایی که: شاید اصلا روی جبهه را ندیده بودند! می خواهند بگویند: امام خمینی اشتباه کرد و: حق آنها را ضایع نمود. و در این راه چه فیلم ها نساخته و: چه شعر ها که نگفتند. حتی مردم خرمشهر خودشان میدانند که: آزاد سازی آن، نه تنها خواست خیلی ها نبود! بلکه کارشکنی ها، بیشتر از معمول انجام می شده و: خلق عرب و غیره چه جنایت ها که نکردند. خوب است بدانیم که در زمان قبل از انقلاب، خرمشهر را برای اعراب حاشیه جنوبی خلیج فارس، طراحی کرده بودند تا آنها با هواپیماهای خصوصی، بیایند و بذل و بخششی هم به مردم فقیر! آنجا داشته باشند. بندر آن پر بود از کالاهای خارجی.  شابد انگلیسی ها اگر خود را صاحب آنجا نمی دانستند، ولی ارباب آنجا بودند. حتی ورود ایرانی و سگ! به محدوده آنها ممنوع بود. الان هم همانهایی که در دوران انگلیسی ها، احوال خوشی داشتند، آرزوی برگشت به آن روزها را دارند. شاه مخلوع که با تئوری حمله اعراب به ایران! جشنهای 2500ساله را راه انداخت، تا چهره تمدنی برای ایران: قبل از اسلام بسازد. الان تفاله آنها، انگار نه انگار اینهمه ضد اعراب شعار می دادند، خود را طرفدار خلق عرب جازده اند. آنقدر این موضوعات در هم تنیده بود، که انتخاب اینکه کار صدام، خوب بوده یا بد برای مردم عادی هم دشوار بود. برای همین خیلی از افراد، برای ورود صدام جشن گرفتند! و در مقابل حمله آنان قربانی کردند. این دو دستگی در بین مردم، بقدری حاد بود که وطن پرستی، به دوشقه مقابله با صدام یا استقبال از صدام، تبدیل شده بود. در بین نظامیان و سطوح بالا هم، چنین تفکراتی بود. بنی صدر فرمانده کل قوا، نماد تفکری بود که باید: از صدام و صدامیان استقبال می کردند، تا وارد ایران شوند بعد ببینند: خوب رفتار می کنند یانه، آنوقت تصمیم بگیرند، که او را بیرون کنند! طیف وسیعی از مجاهدین خلق، از تهران و اصفهان رفته بودند که: فقط جاسوسی کنند و آمار بدهند، تا پس از حمله صدام و پیروزی او، مناصب حکومتی را در دست بگیرند. و از آنجا به تهران حکم فرمایی کنند. یا طبق شعار صدام، در تهران مذاکره نمایند! فقط تعداد انگشت شماری، در خرمشهر مانده بودند، آنهم بدون تجهیزات کافی، بقیه آنجا را تخلیه کرده بودند. و برای اینکه صدام را قدرتمند نشان دهند، همه را به عدم مقابله تشویق می کردند! در تهران نیز دعایی در مقابل امام ایستاده بود، وبا اینکه سفیر ایران در عراق بود، چون قومی ترسیده بودند، از رفتن به بغداد خود داری کرده بود. همه آنها معتقد بودند امام مقصر است، که حرف صدام را گوش نکرد و: تهدیدات او را جدی نگرفت، و حالا باید به تنهایی به جنگ صدام برود. امام خمینی در اوج حمله صدامیان تنها بود. نه فرمانده کل قوای مطیع داشت، نه ارتش منظم و نه سپاه کار آزموده! گرچه بعدا همگی گفتند: حاجی انا شریک! این بود که خداوند به خاطر: اطمینان دل این ولی فقیه، ترس را در دل دشمنان انداخت، آنها خودشان تسلیم شدند، بطوریکه یک مبارز خردسال ایرانی، با تفنگ خالی! توانست یازده نیروی زبده عراقی را اسیر کند. و هکذا  و امام خمینی هم حق مطلب را اداکرد و: با وجود همه تمسخرها و ریشخند ها، فریاد زد خرمشهر را خدا آزاد کرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا خرمشهر را خدا آزاد کرد؟،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
دولت معتقد است که اگر، از برجام خارج شویم، دوباره پرونده ما به شورای امنیت می رود! ولی این موضوع صحت ندارد، زیرا اعضای شورای امنیت، سالها طول می کشد تا: در این باره تصمیم بگیرند. چون آمریکا متحدان خود را از دست داده است، و هرگز نمی تواند به این موضوع اقدام نماید. به گفته کارشناسان، این موضوع همان خود ترسانی است که: غرب زدگان آن را دنبال می کنند. زیرا خود ترسانی باعث افزایش حملات دشمن می شود، لذا می بینیم که بعد از اظهارات روحانی، وزیر خارجه آمریکا 12شرط! برای ایران تعیین کرد و گفت: بالاترین تحریم های تاریخ را، برعلیه ایران انجام می دهیم. روحانی نیز مانند هاشمی، به دلیل کهولت سن دچار اشتباه تحلیل هستند، و مسائل جهانی را در دهه 1960بر رسی می کنند! تحولات انجام شده در جلوی چشمان آنها، هنوز برایشان قابل قبول نیست . بنده روز17شهریور 1357 در: زندان طاغوت با این افکار آشنا شدم! با اینکه همه دنیا تظاهرات وسیع مردم، و نسل کشی شاه را، در میدان 17شهریور دیده بودند، و تصویر آن به همه جا رسیده بود. ولی وقتی در زندان بحث می شد، همه می گفتند دروغ است! مگر ممکن است: اینهمه جمعیت به خیابان بیایند؟ و مگر ممکن است: شاه اینهمه جلاد باشد. بهزاد نبوی و هادی خامنه ای، در راس این افراد بودند. مجاهدین خلق و گروههای چپ، که وضعشان معلوم بود، آنها معتقد بودند خمینی ارتجاعی است! و با این روش های مسالمت آمیز، می خواهد نهضت را از بین ببرد! و انقلابیون را دم تیغ بگذارد. این ناباوری ها، حتی در دوران جنگ هم، خون به دل امام کرد که: نمونه آن قهر کردن موسوی نخست وزیر، قطع کردن بودجه جنگ، و ترک ماموریت آقای دعایی است. آنها قومی ترسیده بودند! و چنان شاه را و آمریکا را، پر قدرت میدانستند که نمی خواستند: حتی دم خود را به تله آمریکا نزدیک کنند. این ترس ها در دل آنها هست، و هنوز فکر می کنند آمریکا، ابر قدرت است هرچه در چنته خود دارند، بنام سیاست ها و استراتژی های مترقی آمریکا، به خورد مردم می دهند، تا آنها را هم بترسانند. اگر بنده آنها را از نزدیک نمی شناختم، شاید میتوانستم به جرات بگویم: آنها نه تنها در خط امام نبودند، بلکه تمام سعی خود را می کردند تا: حرفهای امام دروغ در آید. یکی از این موضوعات همان است که: امام چهل سال پیش گفت: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، و یا گفت تحریم برای ما نعمت! یا اینکه جنگ برای ما نعمت است. این اقایان از روحانی و هاشمی و دعایی، همه می خواهند ثابت کنند که: امام دروغ گفته و آمریکا همه غلط ها را می تواند! مسخره کردن این سه شعار، بدون ذکر نام امام، در تمام سخنرانی ها و: مقالات آنان است. روحانی از بس با مجاهدین خلق کل کل کرده( در گذشته) که مثل آنها فکر می کند. بارها جمله (تحریم برای ما نعمت است) را، مسخره کرده و حتی خودش شعار: تحریم های ظالمانه را باب کرد. البته ایشان همه این تمسخرات را به: گروهی بنام دلواپسان نسبت می دهد، اما بعید است که ایشان، چنین حرفهایی را از امام، نشنیده باشد. از ان مهمتر، امام خمینی گفت اقتصاد مال خر است! ما برای اقتصاد قیام نکردیم، ولی همه آقایان بلا استثنا، آن را بایکوت یا مسخره کردند. اگر حرف امام را بپذیریم، نباید اینهمه راجع به رفاه و: مشکلات اقتصادی حرف بزنیم. این ها همه امتحانات الهی است. قران صراحتا می فرماید: ما شما را به گرسنگی و تشنگی و: نقصان در آمد امتحان می کنیم. ولی این اقایان قران را هم مسخره می کنند. با این بهایی که به موضوع تحریم می دهند، هم دشمن را جسور می کنند، و هم مردم را دچار التهاب و تنش می کنند. درحالیکه تحریم ها وافعا نعمت است! چون باعث میشود: ما به خود متکی شویم.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : خود ترسانی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

در نمایشگاه بزرگ قران کریم، از یک جلد قران منسوب به امیر المومنین، که در آستان قدس رضوی نگهداری می شود، رونمایی شد. متاسفانه با تمام مدارک موجود، کارشناس ترکیه ای ادعا کرد که: این قران به دست عثمان نوشته شده است! البته کارشناس ایرانی، توضیح داد که «منظور ایشان آن است که: در زمان عثمان نوشته شده» زیرا آنموقع که حضرت علی، کتابت می کرده، عثمان بر سرکار بود، و ایشان خانه نشین بود. حتی معروف است که: ایشان مشغول نوشتن سوره کوثر بود، که یاران گفتند چه نشسته ای به نوشتن کوثر، که کوثر واقعی را کتک زدند! این نوع دگر سازی، در طول تاریخ انبیا، بسیار اتفاق افتاده و همه علوم انبیا را، به نام فیلسوفان نوشته اند. علوم ائمه را هم بنام: سلاطین و ظالمان زمان مصادره کرده اند. روشن ترین آنها، همین قران است که اگر نبود، هیچ علم و دانشی نبود، از انبیاء گذشته هم اثری نمی ماند. زیرا معجزات پیابران دیگر، محدود به زمان خود بود، باور کردن این کارها برای مردمی که: ندیده بودند مشکل بود. اگر معجزه در اورشلیم اتفاق می افتاد، شاید فقط همان محله ای که دیده بودند، باور می کردند و بقیه مردم دنیا، باور کردن آن سخت بود. اما قران همه آنها را تایید کرد. در چند جای قران، هم معجزه بودن خودش، و هم معجزات عیسی و موسی را متذکر شده است. علاوه برآن از نظر قران، علم آموزی امری مقدس و متعالی است. لذا کسانی که برای علم، زحمت می کشیدند چشم داشتی ندارند(کپی رایت یا مالکیت معنوی). حتی در بسیاری از مواقع، برای حفظ علوم، جان خود را هم ازدست می دادند! سوزاندن کتاب ها، اعدام دانشمندان، امری عادی بود و لذا اگر، علم امری مقدس نبود، هیچ کس حاضر نمی شد: برای حفظ آن جان خود را از دست بدهد، یا به دنبال علم و سواد آموزی باشد. شهیدان اهل قلم مانند: شهید اول و شهید ثانی کم نبودند، به این جهت در شرایط سخت علم آموزی، فقط عالم ربانی پایداری می کرد. دانشمندان دیگر یا خود فروخته می شدند، یا دست از ادامه کار برمی داشتند. دشمنان دین برای اینکه: علم را نابود کنند کتاب ها را می سوزاندند، و دانشمندان را به صلابه می کشیدند، و هنگامیکه از نابودی علم، نا امید می شدند آن را تحریف می کردند. مثلا علم حضرت سلیمان را، در ساخت بناهای با شکوه، سحر و جادو جلوه می دادند. هنوز هم صهیونیست ها، به دنبال آن سحر و جادوی بزرگ، مسجد الاقصی را کاوش می کنند: که به هیکل سلیمان دست پیدا کنند، تا قدرت فوق العاده به دست آورند! و دنیا را تصاحب کنند. علوم شیمی جابر ابن حیان، شاگرد امام جعفر صادق را، کیمیا گری می گفتند و: شایع کرده بودند ایشان، به دنبال اکسیری است که: تمام فلزات جهان را تبدیل به طلا کند. در باره خود پیامبر می گفتند: او سواد ندارد و همه را از: سلمان فارسی یاد می گیرد! یا می گفتند نه وحی و نه قران در کار نیست! بلکه یک دعوای قبیله ای بین: بنی هاشم و بنی امیه است. بهترین دانشمندان مسلمان ایرانی بودند: و از پیروان حضرت علی ع، ولی آنها را عرب و ضد شیعه معرفی می کردند. زکریای رازی که الکل را کشف کرد، اهل ری یعنی تهران قدیم بود، ولی حتی رسانه های جدید آلمان، او را عرب معرفی می کنند. دانشمندان ایرانی را، یکی پس از دیگری مصادره می کنند! مولوی که زبانش فارسی بوده، و تمام شعرهایش را مردم: تهران و شیراز و اصفهان از حفظ هستند، و آن را می فهمند، ترکیه برای خود مصادره کرده است! یا فردوسی و حافظ و عمر خیام و ابونصر فارابی و غیره. همه اینها تلاش مذبوحانه ای است که: تئوری دگر سازی را پیاده کنند، و ایران را از تمام داشته هایش خالی کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : نئوری دیگر سازی نظرات،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

آنهاییکه بنام فلسفه و علم می خواستند: در مقابل دین بایستند ناچار بودند همانند دین، به ریشه ها و بنیاد ها توجه کنند، ولی تا می توانند آن را معکوس جلوه دهند، که بتوانند دانشمندان را، ضد دین و فیلسوفان را ضد پیامبران معرفی نمایند. آنها دروغ های خود را، بنام فیلسوفانی مطرح می کردند که: زنده نبودند تا بگویند اینها را ما نگفتیم! مثلا می گویند انسان حیوان ناطق است، یعنی نطق او میتواند وجه تمایز: انسان از حیوان باشد. هر کودکی میداند که این حرف، چقدر سخیف و بی پایه است! ولی آنها کتابها نوشتند و سخنرانی ها کردند: تا بگویند نظر فیلسوفان برخلاف قرآن است، زیرا قران انسانی را که دین ندارد، بدتر از حیوان می داند. اما آنها گفتند اگر قوه ناطقه را، از انسان بگیریم او حیوانی بیش نیست. حتی کلمه منطق را از نطق گرفتند! در حالیکه به زبان یونانی یا  لاتین، منطق لاجیک و نطق اسپیک است. این نشان می دهد که چگونه: مرتد و دشمنان دین، مردم را احمق فرض می کردند! میدانستند آنها به دنبال ترجمه نمی روند، لذا کلمات معادل را غلط معنی می کردند، تا به منظور خود برسند. این دروغ بزرگ از دو جهت خائنانه است: از یک جهت انسان های کرولال را، بجای اینکه معلول بداند، آنها را حیوان می نامد! چون قوه ناطقه ندارند، و نمیتوانند مانند اقلاطون داد بزنند یا مثل ارسطو جدل کنند. از طرف دیگر امروز ثابت شده که: همه موجودات سخن می گویند و: اینکه ما زبان آنها را نمی فهمیم، دلیل نیست که آنها سخن نمی گویند. هر حیوانی به زبان خود، حرف می زند که برای بقیه قابل فهم نیست. مانند انسان ها که هر قومی، طوری حرف می زنند که: برای بقیه قابل فهم نیست. علت اینکه فارسی زبان ها را عجم می گویند، همین است زیرا عربها هرچه می گفتند: اینها نمی فهمیدند و اینها هرچه می گفتند: آنها نمی فهمیدند. لذا به ایرانی ها عجم، یعنی گنگ و زبان نفهم، یا فاقد قوه ناطقه می گفتند. از نظر قران نه تنها مورچه ها هم، بایکدیگر سخن می گویند، که حضرت سلیمان آن را می فهمد. بلکه حتی دست و پای انسان و: زمینی که در آن گناه کرده، روز قیامت به سخن می آیند، و همه گناهان شخص را برملا می کنند! انسان با تعجب، از دست وپای خود می پرسد: چه کسی به شما زبان داده که حرف بزنید؟ و آنها می گویند: همان کسی که به تو زبان داده است. لذا اگر  تعاریف دیگر را هم، از انسان به دست بدهیم، به همین سرنوشت نامعلوم دچار می شویم: مثلا برخی ها گفته اند: انسان حیوانی متفکر است، یا حیوانی سازنده است. اینها هم در همان سیاهچال گرفتار شده اند. زیرا حیوانات دیگر هم، فکر می کنند و باهوش و استعداد هستند. حتی قدرت یادگیری و استدلال و منطق را هم دارند. در سازندگی هم، گوی سبقت را از بشر برده اند! لانه زنبور یا مورچه و یا حتی: عنکبوت با چه محاسبات عجیبی ساخته میشود! آنقدر این محاسبات فوق العاده است، که بشر ناچار است: از روی آنها تقلید کند. بزرگترین مخترعان بشری، چه در گذشته که از بال پرندگان الهام می گرفتند، و چه امروز که مغز را مشابه سازی می کنند، یا نوزاد گوساله را بدنیا می اورند، همگی فقط در صورتی موفق هستند که: بخوبی طبیعت را درک کنند، و از حیوانات یاد بگیرند! پهباد یا هواپیما فرقی نمی کند، مهم این است که بدانند یک پرنده، چطور تیک آف می کند و: چطور بر روی هوا سوار می شود. کامپیوتر  با ماهواره هیچ فرقی ندارد، فقط باید انسان بداند که: خفاش چگونه در تاریکی راه خود را پیدا می کند! یا دلفین ها چطور یاد می گیرند که: با توپ بازی کنند و از آب بیرون بیایند. پس تنها چیزی که انسان را انسان می کند، ایمان و اخلاق و معنویات است. زیرا اگر حیوانات کاربدی بکنند، مجازات نمی شوند، ولی انسان مسئول است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : انسان حیوانی دین دار است.،
لینک های مرتبط :

یک فدایی کوچک لازم است: که سفارت آمریکا در قدس شریف را منفجر نماید، تا همه دنیا بداند که: نقض حریم فلسطین چه مجازاتی دارد. و این امر برای آن لازم است که: جمعه های خشم به یک نتیجه معقول برسد. مردم فلسطین و یا غیر فلسطینی هایی که، بتوانند این امر را انجام دهند، در ماه رمضان خدا، میتوانند یاد آور جنگ های رمضان باشند، که همیشه برای اسرائیل، مرگ آور بوده و: این رژیم خونخوار را برای همیشه، از صفحه روز گار محو خواهد کرد. انتقال سفارت امریکا به قدس شرقی، این فرصت را به دست داده است، تا برای همیشه از شر اسرائیل غاصب، و رژیم جعلی ان راحت شد. براساس اسناد موجود، آمریکا در این بازی فقط یک فالوور بوده است! و رژیم اسرائیل او را مجبور: به این کار نموده، تا به خیال خود باعث انحراف افکار عمومی از: نابودی اسرائیل شود. و دنیا تصور کند: هنوز این رژیم زنده است، و میتواند کار های خلاف و: تجاوز های آشکار بکند. اما با این کار همه حامیان ظاهری خود را، هم از دست داد زیرا که عربستان و امارات و مصر، که آرزو داشتند در این کار ادامه دهنده آمریکا باشند، اکنون دچار زوال شده اند! از بن سلمان خبیث  و دیگران، خبری نیست و حتی گفته میشود: ایشان در منزل خود ترور شده است. براساس همین اسناد، نه تنها زمین سفارت آمریکا، در قدس شرقی رایگان بوده، بلکه ساخت و آماده سازی آن هم، هدیه خود رژیم جعلی، و کمک های لابی صهیونیستی، به رژیم قبیله ای آمریکا بوده که:شرط آن انتقال سفارت، به قدس شرقی شده بود. در واقع ترامپ دیوانه که: برای گرفتن پول، از شرف و غیرت نداشته خود می گذرد، وقتی از کمک های مالی عربستان نا امید شد، و نتوانست از آنها به اندازه کافی، اخاذی کند تنها راه را، دریافت کمک از لابی صهیونیستی آمریکا دید. لابی صهیونیستی که در آمریکا، با جمعیت اندک خود بیش از 90درصد ثروت آمریکا را، به دست دارد در جلسات اپک به اطلاع ترامپ رساند: که پولی برای کمک به آمریکا ندارد! و ترامپ باید که برای گدایی، جای دیگری برود. مگر اینکه با نقشه های اسرائیل، همکاری کند تا اسرائیل زنده بماند. یکی از آنها موافقت ترامپ با انتقال سفارت، و دیگری خروج از برجام بود. البته نهایت خواست اسرائیل، حمله آمریکا به ایران بوده است، ولی ترامپ هزینه ای که در خواست کرد، بسیار بالاتر از مبالغ معمولی آنها بود، لذا مجبور شده اند حمله به ایران را، فقط در حد شعار و تهدید بماند. از نظر اسرائیل، سیاست های گام به گام، جانشین سیاست های طوفانی شده است. و این نشان از ورشکسنگی، و نابودی آن دارد. زیرا در گذشته که اسرائیل، ارتش سوم یا پنجم دنیا را داشت، هر گاه اراده می کرد به فلسطین و سوریه و مصر و اردن، حمله و بخشی از آن را تصرف می کرد. ولی امروزه نه تنها در لبنان و سوریه، شکست خورده، از اداره مناطق اشغالی هم مانند نوار غزه، عاجز است و تظاهرات و راهپیمایی: های تل آویو و حیفا هم، نوید آن را می دهد که: جنبش حزب الله اسرائیل، بتواند در درون رژیم اسرائیل هم، ارتش خود راگسترش دهد. بزودی شاهد خیزش یا: کودتای وسیع آنان خواهیم بود. انتقال سفارت آمریکا که: با هدف درگیر کردن آمریکا، با سرنوشت محتوم اسرائیل است، باعث خواهد شد که:  رژیم سفید پوست و قبیله ای آمریکا را هم، با خود به قعر حهنم ببرد. اگر مردم دنیا بتوانند: با انفجار این سفارت، آنجا را برای آمریکا نا امن کنند، راه برای نابودی هر دو رژیم آپارتاید، باز می شود و دنیا از شر هر دو راحت می شود. این کار برای آن لازم است که: رژیم اسرائیل هم کدهایی صادر کرده، و سیگنال هایی فرستاده که: نمی تواند از آن محافظت نماید. زیراکه پولی ندارد که به آمریکا بدهد! چون عربستان هم توانایی حمایت ندارد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سفارت آمریکا در قدس منفجر باید شود،
لینک های مرتبط :
گرچه در ظاهر مسلمانان هستند که: ماه رمضان را روزه می گیرند، ولی روزه گرفتن در همه امت های جهان است. حتی کسانی که با اصل دین و روزه و نماز، مخالف هستند مجبورند در بسیاری از موارد، از واژه نخوردن استفاده کنند. مانند اعتصاب غذای سیاست مداران ضد دین. یا توصیه های پزشکان به: افراد چاق و بیمار. زیرا معده انسان نیز مانند همه اعضای بدن، نیاز به استراحت دارد. برخی غذاها را نمی تواند هضم بکند. و یا هضم آنها به ضرر اعضای دیگر تمام می شود. اما روزه گرفتن دو بعد مادی و معنوی دارد. مادی آن از نظر پزشکان و ماده گرایان، دور نمانده و معنویات آن هم به همین شکل. وقتی ادعا می شود که در جهان هزارتن موادغذایی، دور ریخته می شود یعنی که: ثروتمندان زیاده خور هستند، و به فکر فقرا هم نیستند. این یک مفهوم انسانی و همزیستی است که، پیامبران به آن اشاره کردند: یکی از نتایج روزه داری این است که، افراد ثروتمند هم چند ساعتی، با مشکلات افراد فقیر آشنا می شوند. یا حداقل به آن فکر می کنند: که گرسنگی و تشنگی یعنی چه. در اردوهای نظامی، به این موضوعات بیشتر می پردازند، زیرا نیاز به انسان هایی دارند که: در برابر گرسنگی و تشنگی مقاوم باشند. اما بالاترین حد معنوی آن، در این است که افراد به یاد: گرسنگی و تشنگی روز قیامت می افتند. زیرا اگر همه مواد غذایی را، در دنیا مصرف کرده باشند، ذخیره ای برای آخرت ندارند. چون اهل بخشش نبودند و: خود را و واجب تر از همه میدانستند. مفهوم دنیا مزرعه آخرت همین است: اینجا باید کاشت تا در انجا درو کرد. اگر یک دهقان همه برداشت های خود را، مصرف کند یا بفروشد، برای سال بعد دیگر بذری نخواهد داشت. و گرسنه می ماند. این مفهوم روزه داری، در دنیای امروز ما کاملا برجسته است. یعنی مردم دنیا، ماه رمضان را با سفره های نذری: افطاری و سحری می شناسند. البته رسم ایرانیان در ماه محرم اینطور است. یعنی در ایام متعلق به امام حسین ع، نذری غذا در همه جا می دهند و: از کسی نمی پرسند تو: حسین را دوست داری یانه! همینکه کسی به سر سفره: اباعبدالله آمد نمک گیر می شود و بعد: خودش هم همین کار را می کند. لذا می بینیم در راهپیمایی اربعین، لازم نیست کسی هزینه خوراکی بپردازد! سفره خانه در تمام مسیر وجود دارند، و همگی رایگان هستند. یعنی انسان ها چند روزی، دنیای بدون پول را تجربه می کنند! و با زندگی در اتوپیای اسلامی آشنا می شوند. البته در روز اربعین هم، بین مردم دنیا فرقی گذاشته نمی شود، تصور اشتباهی دارند که: فکر می کنند فرق گذاشته می شود. ولی در ماه رمضان این نکته برجسته تر می شود. یعنی مردم دنیا واقعا احساس می کنند: لازم نیست مسلمان یا شیعه باشند، یا حتی روزه بگیرند تا: بتوانند از افطاری های رایگان استفاده کنند. استفاده از این غذاها، در مرحله نخست برای بار معنوی آن است. افراد میدانند با خوردن این غذای حلال، بسیاری از گرفتاری های مادی و معنوی آنها حل می شود. و به این یقین رسیده اند. لذا ابایی ندارند که در صف غذا بایستند، یا منتظر اذان افطار بمانند، بلکه برای صفای باطن خود، و رهایی از چالش های زندگی و: فشار های روانی این کار بهترین راه است. در مراحل بعدی که برخی احساس کمتری دارند، مورد توجه قرار می گیرند، برای جذب آنها، میزبان سعی دارد از غذاهای: اعلا استفاده کند. لذا در شمال شهر تهران، بجای قیمه پلو، معمولا جوجه کباب یا چلومرغ استفاده می کنند. برخی دیگر نیز از امتیاز مکانی بهره می جویند: مثلا در خیابان سفره می اندازند! تا هر رهگذری بدون خجالت، از آن استفاده کند. عده ای هم به هتل ها و رستوران های شیک، دعوت می شوند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ماه رمضان، جهان را یکپارچه می کند.،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 273 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :