ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
سه شنبه 20 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

ترامپ خیلی بی کله و تخت گاز می رود! ممکن است سرش به دیوار بخورد، برای خودش دردسر درست کند. یکی پیدا بشود او را از برق بکشد! و این کس غیر از رئیس بانک مرکزی ایران نیست، زیرا تمام دلخوشی ترامپ این است که: نرخ دلار افزایش یابد! و با کاهش پول ملی و قدرت خرید مردم، نارضایتی ها بیشتر شود. بانک مرکزی از دو طریق می تواند اقدام کند: یکی برخورد فیزیکی و: دستگیری کسانی که حجم بالای دلار می خرند. این کار از طریق شماره سریال های اسکناس، امکان پذیر است. چون اغلب این دلارها خارج می شود، براحتی میتوان از سریال های آن، مراکز را که قبلا هم شناسایی شده، مشخص کرد و با سند و مدرک، آنها را محکوم نمود. و به عنوان اخلالگر اقتصادی اعدام کرد. طریقه دوم کاهش تقاضای دلار، از طریق جایگزینی ریال، یا ارزهای دیگر است. این امر احتیاج به تقوای سیاسی و: عرق ملی زیادی دارد. زیرا مدیرکل بانک مرکزی، در این مورد فقط حرف می زند. و الا در عمل، کار خودش را می کند! در همین مصاحبه اخیر که می خواست اعلام کند: بین ایران و عراق پولهای ملی، مبادله خواهد شد گفت که معادل 20میلیارد دلار! یعنی اگر هم آن کار را بکند، برمبنای دلار خواهد بود، نه پشتوانه داحلی! و نمی گذارد دلار از چرخه خارج شود. اگر سهوی است که ما الان تذکر دادیم، و اگر عمدی است که خداوند به ایشان، عرق ملی بیشتری بدهد، تا خیانت در امانت نکند. ایران بالاترین ذخایر نفت، گاز و سنگهای معدنی را دارد، که پشتوانه خوبی برای پول ملی است، ولی آنها عمدا یا سهوا، پشتوانه پول را دلار قرار دادند، با دستکاری و کم کردن عرضه، و ازدیاد تقاضا از سوی دیگر، این پشتوانه هم کاملا به ضرر پول ملی است. اهمیت این موضوع چندان است که: تنها شکاف و حفره امنیتی ایران است. به تعبیر یونانی، پاشنه آشیل مردم ایران! و به تعبیر فردوسی : چشم اسفندیار روئین تن است. و متخصصان پولی و بانکی، با فریب مسئولین ایران، نه تنها نمی گذارند: ارتباط دلار با ریال قطع شود. بلکه پایه پولی را هم دلار تعیین می کنند. بخش اعظم این کار سودی است که: به جیب خودشان می رود. ولی بخش دیگر، تعهد سازمان سیا برای ارائه مرک: دکترای اقتصاد یا بانکداری به انها است. اگر این کار را بکنند، سازمان سیا روابط نامشروع دوران دانشجویی، آنها را برملا می کند. ولی انها از این مستند سازی های: سازمان سیا نترسند، بامردم خود رو راست باشند. مردم هم از گناهان آنها چشم پوشی می کنند: بالاخره آدمیزاد است و جایز الخطا. دلیل ساده آن هم این است: که صدها ارز خارجی وجود دارد، ولی بالا پایین رفتن آن، هیچ تاثیری در اقتصاد ایران ندارد. مثلا روزی روپیه هند یا افغانی، یا دینار عراق و لیر ترکیه، کم بهاتر از ریال ایران بود، و الان پربها تر شده. ولی کسی از ان صحبت نمی کند، یا غصه آن را نمی خورد! ولی اغلب کسانی که پست های مهم: بانکی را اشغال کرده اند و یا: در سمتهای افتصادی هستند، نسبت به دلار حساس هستند. زیرا در امریکا درس خوانده، و متعهد به سازمان سیا هستند. کسانی که در انگلیس یا فرانسه درس خوانده اند، نسبت به یورو متعهدند، ولی باز هم به نفوذ دلار نمی رسند. به نظر می رسد اگر قرار است: تحولی در نظام بانکی صورت گیرد، اول از همه اعلام شود تحصیل در امریکا، یک سوء سابقه است. و کسانی که دارای این سوء سابقه هستند، نباید در بانکها استخدام شوند. آنهایی هم که استخدام هستند، در کار های مدیریتی نباید باشند. ستون پنجم واقعی اینها هستند که با تغییر: نرخ ارز ستون انقلاب را به هم می ریزند! اگر کسانی هم هستند، که به انقلاب وفادار ترند، اولین وظیفه شان لو دادن آنهاست.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : یکی ترامپ را از برق بکشد!،
لینک ها :
دوشنبه 19 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

وقتی در ایران، شعار مرگ بر آمریکا داده می شود، عده ای از سر دلسوزی می گویند: منظور ما به دولت آمریکا است! ولی مردم آمریکا هم مقصرند که: چنین حکومتی را تایید یا انتخاب می کنند! از قدیم گفته اند( خلایق هرچی لایق)، مردم لایق آن چیزی هستند، که دارند. اما ایا واقعا مردم ساکت هستند؟ پتانسیل های موجود در امریکا، نشان می دهد که مردم با حکومت میانه خوبی ندارند. بزرگترین دلیل آن است که: آمار شرکت کنندگان در انتخابات، معمولا زیر 50درصد هست. و این امر مشروعیت دولت ها را زیر سوال می برد. از همان هایی هم که شرکت می کنند، به شعار های انتخاباتی اولیه امیدوار می شوند! ولی دولتمردان پس از رسیدن به قدرت، این شعار ها را فرموش می کنند. در واقع 75درصد مردم با حکومت نیستند، و تنها 25درصد آگاهانه و عامدانه، پای دولت مرکزی می مانند. فرق این 25درصد با آن 75درصد این است که: از سوی صهیونیست ها حمایت می شوند. چون صهیونیست ها با اینکه جمعیت کمی هستند،(یک درصدی ها) ولی دارای: قدرت اقتصادی و سیاسی زیادی هستند. اغلب این 25درصدی ها هم، در استخدام آنها هستند. یعنی در کارخانجات اسلحه سازی کار می کنند! یا در باند های مواد محدر هستند، و یا در قاچاق انسان دست دارند. لذا هرچه تعداد این شرکت ها کمتر شود، کارمندان آن هم کمتر می شود، یک درصدی ها تنهاتر می شوند. برای این کار ابتدا باید آگاهی مردم بالا رود، و بدانند که کاربرد سلاح یا خرید و فروش آن، جز کشتار مردم بی دفاع در مدرسه و: خیابان سودی ندارد. لذا از این کارخانجات و کارگاههای: مواد مخدر و باندهای فروش انسان بیرون بیایند. البته این سه ردیف، جزوبالاترین شرکتهای سود اور: دنیای غربی است، لذا خروج از انها همت و آگاهی و ایمان می خواهد. از سوی دیگر لابی ایران هم، در آمریکا قوی است، حتی بالاتر از لابی صهیونیست ها است، ولذا می تواند افراد را به استخدام در اورد. زیرا اغلب شرکتهای ایرانیان، به تجارت حلال مشغولند و میتوانند: با جذب نیرو از آن کار های حرام، باعث ورشکستگی آنها شوند. حمایت دولت ایران از کسب و کار های: مفید و دانش بنیان در امریکا، مخصوصا از آمریکاییهای ایرانی تبار، میتواند این موازنه را بهم بزند. چنانکه در آغاز هر دوره انتخاباتی، ایرانی ها موفق عمل می کنند! شعار کاندیداها به نفع ایران، و برعلیه دشمنان ایران است.(اوباما قول داد گوانتامو را تعطیل کند، و ترامپ گفت از خاورمیانه خارج می شود) ولی در ادامه مانند فوتبالیستهای ایرانی، نفس کم می اورند و دشمن در دقایق پایانی، گل های خود را می زند. در همین دوران ترامپ می بینیم که: او در ابتدا سعی داشت از سوریه خارج شود، ولی حالا جولان را هم اشغال کرده! نشان می دهد از موقعی که به اسرائیل رفته، به سوی صهیونیست ها غش کرده! و ایرانی ها نتوانستند او را کنترل کنند. امید است با نزدیک شدن به دور دوم انتخابات، آمریکایی های ایرانی تبار، نفس تازه کنند و نه تنها از کاندیدهای معتدل حمایت کنند، بلکه خودشان نیز کاندیدا شوند! مطمئن باشند رای می اورند. حزب سبزها و یا احزاب دیگر، میتوانند بدون توجه به فضاسازی های: دو حزب وارد کارزار انتخابات شوند. ایرانی تبارها باید این بار، بر روی آنها سرمایه گذاری کنند. برای رهایی از این خود کم بینی، خوب است بدانند که ایرانی ها 25بیلیون دلار، در آمریکا سرمایه گذاری کرده اند.( برای هر امریکایی صدهزار دلار). بخش اعظم مدیریت سازمان ها و رسانه ها، با ایرانی ها است. دانشگاهها در تسخیر متخصصان و مهندسان ایرانی است. آسیایی تبارها و مهاجران و ضد نژاد پرستان هم، حامی کاندیداهای: ایرانی تبار خواهند بود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مردم آمریکا هم مقصرند.،
لینک ها :
یکشنبه 18 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

 در مسائل بحرانی فقط کمک رسانی: هلال احمر یا کمیته امداد شرط نیست! بلکه  وزارت اطلاعات، و زارت خارجه و قوه قضائیه، مسئولیت بیشتری دارند. زیرا هر بحران مرکز کارزار حق و باطل است. همچون گردابی که از دو جریان مخالف اب، ایجاد می شود. بسیاری از این آبها، در هم تنیده و با همدیگر همسو می شوند! و این نقطه خطرناکی است که: برای آرامش مردم شناخت آن لازم است. که  نیروهای اورکادر و: سطح بالای اطلاعات و عملیات می طلبد. بطور مثال آمریکا مانع ورود دلار به ایران است(تحریم)، لذا هیچ نوع کمک خارجی، اعم از ایرانیان خارج از کشور، اتحادیه اروپا و غیره، به سیل زدگان نمی رسد. وزارت خارجه در این مورد وظیفه روشنگری دارد، و هم طرح شکایت و پیگری. زیرا دشمن با اینکه می داند: موانع بانکی انتقال ارز وجود دارد، مبلغی برای کمک تخصیص می دهد! تا از یکسو خود را نیکوکار معرفی کند، و از سوی دیگر مردم که به این کمک ها، دسترسی پیدا نمی کنند فکر کنند: در بین راه توسط دولت یا بانک مرکزی، تلف شده است. در موسسات داخلی هم به همین شکل است: همه ارگانها مبالغی را اعلام می کنند، یا از سوی مردم واریز می شود، ولی به علت بی نظمی، این کمک ها تلف می شود. این ساده انگاری است که فکر کنیم: بی برنامگی یک حادثه است! زیرا این بی برنامگی، خود برنامه کلی شبیه همان مورد خارجی دارد. کافی است که قسمت حسابداری بانک، تعطیل باشد یا یک اپراتور کلیدی، به مرخصی برود. این یعنی نرسیدن هیچ کمک مالی، یا دیر رسیدن آن به دست سیل زده هاست. وعده دادن هم از همین نوع است. وقتی مسئولی به دیدن منطقه می رود، برای خودشیرینی قول می دهد: همه خسارت ها را جبران کند! ولی همه میدانند که دولت اینهمه بودجه ندارد. لذا سرخوردگی بین مردم ایجاد می شود. یا اینکه همه نظرها به سوی صندوق توسعه ملی، و امضای رهبری معطوف می شود! که یعنی مانع هر گونه کمک رسانی، یا جبران خسارت تنها امضای رهبری است؟ یا می بینیم در شرایط ارزی متزلزل، دولت همپای آمریکا خروج ارز را ازاد اعلام می کند! براساس اعلام گمرک، واردات کالا بدون انتقال ارز ازاد شد! در حالیکه براساس تحریم های جدید آمریکا، کسانی که یک میلیارد دلار، به سپاه دسترسی داده بودند، تحریم می شوند. معنی این کار آن است که: پول نفت را مطالبه نکنیم، بلکه آن را کالای مصرفی بخریم، و نگذاریم به دست سپاه برسد! یا همزمان با کمک های برتر سپاه به سیل زدگان، آمریکا می خواهد آن را گروه تروریستی اعلام کند! تا از کمک به سیل زدگان منحرف شوند. لذا در این گونه موارد، صدا و سیما و وزرات خارجه، وزارت اطلاعات و بازرسی کل کشور میتواند: با هماهنگی لازم آمریکا را پشیمان کنند. تا سپاه بتواند با خاطری آسوده، تجهیزات را به محل سیل زده ها ببرد. اقدام احتیاطی و استهلاکات مانع حضور: تجهیرات سنگین و فوق پیشرفته نشود. مسئله های کوچکتری نیز وجود دارد: که اطلاعات ناجا و یا بسیج باید آن راحل کنند! سرقت و دزدی از کمک های اهدایی. که ممکن است توسط برخی از ماموران صورت گیرد. یا اینکه سارقان سازمان یافته، با هدف ایجاد نارضایتی به آن اقدام کنند. تا جاییکه ممکن است: افرادی با شگرد های زیاد، امکانات را برای خود بردارند! مانند این یک نفر بیست کانتینر می گیرد، و آن را می فروشد! لذا به جاهای دیگر کانتینر نمی رسد، و مردم در سختی می مانند. ظاهرا یک دزدی یا زیاده خواهی فردی است، ولی معتادان و بزهکاران، یا اینکه اعضای گروهک ها، با نابود کردن کمک ها، از نارضایتی مردم، برای تغذیه رسانه های معاند استفاده می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چه کسانی اخلال می کنند؟،
لینک ها :
یکشنبه 18 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
نعمت باران و کمک رسانی مردم، هر دو ناباورانه بود! این یعنی به خودباوری شک داشتن و: نادیده گرفتن توانایی های خود. وقتی در همه جا صحبت از خشکسالی می شود، و قدر باران های موسمی را نمی دانند، لذا گرفتار هجوم باران های سیل اسا می شوند، و این یعنی طبیعت با ما حرف می زند. هنگامی که تولیدات خود را قبول نداریم، و دنبال تولیدات جدید هستیم، باید که منتظر تلفات آنها باشیم. داشته های خود را قدر نمی دانیم، لذا آن را از دست می دهیم . بالانس بین این ناباوری و خودباوری، در اجرای فرامین الهی است. زیرا او است که همه چیز را به اندازه آفریده. ولی ما به دلایل گوناگون، مرز آنها را در هم شکسته، به افراط و تفریط روی می اوریم. ساخت 172 سد بزرگ و کوچک در سراسر کشور، یعنی تفکر حفاظتی از خطرات سیل. اما وقتی آن را به مسخره می گیریم،  این سدها هم دچار شکنندگی شده، و خودشان مایه عذاب می شوند. مراعات محدوده رودخانه ها، یعنی تفکر ضد سیلابی داشتن، اما وقتی حریم رودخانه ها را می شکنیم، و آن را تبدیل به خانه و ویلا می کنیم! باید که منتظر نابودی آن ها باشیم. این خیال خام است که فکر کنیم، زرنگ تر از طبیعت هستیم! و میتوانیم سر ان را کلاه بگذاریم. سیل کمک ها نشان می دهد که: مشکل اقتصادی در کار نبوده! همه چیز وجود داشته ولی دیده نمی شد. همه کالاها احتکار شده، انهم نه بخاطر سود آوری یا اختلاس! بلکه فقط برای اینکه دیده نمی شدند. و هرسال فشار بر افزایش تولید، آنها را هر روز پنهان تر می کرد. هلال احمر یا کمیته امداد، که نیازی به سودجویی ندارند ولی می بینیم که: بالاترین حجم کالاها در ابنار های انها دپو شده است. زیرا امن ترین مرکز از لحاظ: بازرسی و تعزیرات و مصادره است! موسسات خیریه دیگر همینطور، بالاترین موجودی حساب ها و: موجودی کالاها برای این گونه موسسات است. و این نه بخاطر وجود نیازمندان یا فقرا است، بلکه بخاطر فرار از عوارض احتکار کردن است. به عبارت بهتر پولشویی های بزرگ، در همین موسسات خیریه و بنام: فقرا و مستمندان است که: پناهگاهی برای فرار مالیاتی محسوب می شود. در همه دنیا این پوشش وجود دارد: برای گرسنگان آفریقا دل می سوزانند، و از مردم کمک جمع می کنند، ولی هرگز به دست آنها نمی رسد. این یعنی افزایش تولید و اقتصاد خوب، با مدیران بد.  لذا باید گفت همه تبلیغات برای: فقیر نشان دادن مردم در سراسر دنیا، یک ترفند سرقت و دزدی است. زیرا هیچ کجا نمی تواند: رابطه بین جمع آوزی و توزیع آنها را رصد کند. مثلا اگر در ایران بگویند که: فقط از هلال احمر اجازه بگیرند، آیا هلال احمر به اندازه بازرسی کل کشور، نیروی حسابرس دارد؟ طبیعی است که از نام هلال احمر، راحت تر می توان سوء استفاده کرد. و اگر هم رها شوند، صورتحساب های ساختگی، یا مخفی نگهداشتن کالا ها، امری ساده تر از گذشته است. طبیعی است که اینهمه امکانات، که برای سیل زدگان ارسال می شود، یک شبه تولید نشده است. همانطور که اینهمه: باروری ابرها لحظه ای و آنی نیست. نقص سیستم در اشتباه رهبران، و سوء استفاده از شعار ها است. در حالی به رونق تولید می اندیشیم که: انباشت تولیدات، نفس همه را بریده است. نه خریدار قدرت خرید دارد، و نه انبار دار جایی برای انبار کردن. و همه اینها از سوداگری تولید کنندگان است. که فروش گرانتر را، سرلوحه خود قرار داده اند. و سیل وزلزله این تابو را از بین می برد. و آنها مجبورند انبار های خود را باز گشایی کنند، زیرا سرریز کالاها، بدون تغییر قیمت را امکان پذیر می کند. مثال ساده آن ریختن گندم در دریا، توسط کشاورزان آمریکایی بود، که برای جلوگیری از کاهش قیمت بود.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : خودباوری و ناباوری،
لینک ها :
شنبه 17 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
هر سازمانی برای رهبری، دچار 5مرحله بحران می شود که، هر کدام راه حل خود را دارد(هرسی بلانچارد). در ابتدا بحران هویت است. یعنی شناختن و شناساندن خود است، تا مردم سازمان را بشناسند، و بدانند که چه اهدافی دارد. در سطح جهان، این بحران با بیان شعار های فراملی، قابل حل است. شعار یعنی بیان هدف با کوتاهترین جمله، بطوریکه عامه فهم باشد. لذا هر مکتب یا مشی سیاسی: بزرگ و جهانی را میتوان از روی شعار های آن شناخت. بحران دوم بحران سلسله مراتب است. در ابتدا هواداران و یا پیروان رهبر، همه، خود را در سطح رهبر می دانند! لذا تشکیلات شورایی یا هسته ای دارند. در این مرحله قبول یک نفر بعنوان برتر، دارای فرایند پیچیده ای می شود، و آزمون های زیادی باید صورت گیرد. در نهایت تصمیم گیری بموقع و مناسب، برتری یکی را برهمه تعیین می کند. لذا شناخت موقعیت و تصمیم گیری اصولی، که با نتایج مثبتی در پیش باشد، راه حل بحران دوم مدیریتی است. جهان اکنون در این مرحله قرار دارد: یعنی اهداف و شعار ها مشخص شده، و از بحران اولیه نجات پیدا کرده اند. اکنون همه دنیا به شعار های: استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی ایران رسیده اند. همه کشورها در دنیا، طالب صلح و عدالت هستند، و از ظلم و استعمار بیزارند. حتی اسرائیل و آمریکا که مظهر زور گویی بودند، و می گفتند حقیقت را ما ایجاد می کنیم! امروزه طرفدار عدالت و آزادی و استقلال شده، و در برخی موارد شعار های تند تر از: جمهوری اسلامی ایران را می دهند، یا ایران را متهم به نقض استقلال دیگران می کنند! لذا بحران دوم آغاز شده: آمریکا و اروپا می گویند: ما بهتر صلح و عدالت را اجرا می کنیم، چین و روسیه با انتقاد از اروپا و آمریکا، خود را بهترین گزینه رهبری جهان، برای رسیدن به صلح و عدالت معرفی می کنند. اما کار به همین جا ختم نمی شود، هر دو طرف در اعمال نظریه: عدالت طلبی به تناقض کشیده می شوند! آمریکا، عربستان را مسلح می کند، تا جلوی رای مردم یمن به ایران را، بگیرد! اسرائیل را کمک می کند، تا مانع از سقوط آن در برابر: اراده خط مقاومت گردد. از بدترین چهره های هموسکسوال، برای ازدیاد محبوبیت خود استفاده می کند. فقط ترامپ در سه سال حکومت خود، هشتهزار بار دروغ می گوید! ودر تمام بازی های شخصی و معاملات شرکتی اش هم، تقلب می کند. روسیه و چین گرچه مخالف تک روی: دیوانه وار آمریکا هستند، اما  درکشتار مسلمانان، هیچ مرزی را نمی شناسند! روسیه هم به اسرائیل کمک می کند! تا سوریه به ایران رای ندهد! چین بقدری مسلمان را در آنجا می کشد، که حتی صدای آمریکا هم در می آید. می بینیم همه علامت ها به سوی: رهبری مطلق ایران است. منتهی مولفه ای در اینجا، مسیر را دشوار کرده است. آن اینکه مسئولان ایرانی، به اندازه چین و آمریکا، به قدرت مردم ایران باور ندارند! و خود را کشور جهان سومی می دانند، که باید به دنبال چین و آمریکا، یا روسیه و اروپا موس موس کند! تا به نواله ای برسند. به عنوان نمونه اخم کردن: آمریکا یا چین آنها را می ترساند! و تحریم شرکت ها  کمرشان را می شکند. مردم می گویند: هیچ رابطه ای نبوده، که بخواهد تحریم شود! یا در واقع تحریم، از اول بوده! و قدرت ایران در جایی شکل گرفته، که هیچ امکاناتی از این چهار قدرت ظاهری نبود! نبوغ هسته ای ایران یک نمونه است، که ایرانیان فقط با یک دوره یکماهه: در سوریه و کمی امکانات کره شمالی، به قدرتی دست یافتند که همه آنها را به وحشت انداخت! بحران مدیریت جهانی با برتر ایرانیان حل می شود. کسانی که باور نداشته، یا مانع آن شوند، جریان تاریخ بیرحمانه آنها را حذف، و به زباله دان تاریخ خواهد فرستاد.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : حل بحران رهبری جهان،
لینک ها :
جمعه 16 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

سلاح در دنیای غرب، برای کشتار مردم است! ولی در ایران وسیله نجات مردم از سیل شده است. همانطور که در فیلم محمد رسول الله، ابوسفیان در روز فتح مکه می گوید: او(پیامبر) با در خانه ها کار ندارد،  از قلب ها وارد می شود، جمهوری اسلامی جهانی نیز، جمهوری فرامرزی و جهانشمول است که: ماهیت همه چیزهای بد را هم، به خوب بودن تغییر داده است: با ظهور انقلاب اسلامی، ترس از بمب اتم و: هواپیماهای بمب افکن ب 52از بین رفت! زیرا مردم از شهید شدن نمی ترسیدند! آنها دیگر خواب های اشفته نمی دیدند. روسای جمهور آمریکا و روسیه نیز، مجبور نبودند کلید قرمز بمب اتم را به: مچ دست های خود زنجیر کنند! البته دشم ناچار شد، برای ترساندن ایران از موشک استفاده کنند! لذا صدام را به موشک مجهز کردند، ولی دیری نپایید موشک نیز، جای خود را تغییر داد و بجای اینکه: مردم ومستضعفین از ان بترسند، دولتهای قلدر و زورگو، خواب راحتی به چشمشان نرفت! مدتی با انفجارات به سراغ ایران آمدند، و برخی از مسئولین شجاع را به شهادت رساندند، تا بقیه عبرت بگیرند و به آمریکا و: مزدوران اسرائیل کاری نداشته باشند. ولی الان انفجارات در خدمت سیل زدگان است، تا راه سیل را باز کند، که به مردم آسیبی نرساند. یا در خدمت انفجار کوهها و سنگها است، که جاده ها و سدهاو معدن ها ساخته شوند. اخیرا نیز می بینیم که ارتش و سپاه، همه یکجا برای کمک به سیل زدگان رفتند. این نشان می دهد که دیگر، دشمنی وجود ندارد که عرض اندام کند! تا نیاز به شلیک موشک یا اعزام تانک و نفر باشد. زیرا نفر برها و تانکها، الان در سیلاب، مردم را جابجا می کنند! و این نشان ابرقدرتی ایران، تا جایی روشن است و پیام واضح دارد، که هیچ رسانه ای نتوانسته، با لجن پراکنی، افکار عمومی را از آن منحرف کند. البته ممکن است که کشته شدن: یک کشاورز را بهانه کنند، ولی او هم یک فداکار برای میهن بود! زیرا که زمین خود و کشاورزی اش را، فداری باز شدن راه سیلاب و: نجات مردم خوزستان کرد. همانطور که در هنگام دفاع مقدس، تعدادی روی مین ها دراز می کشیدند! تا بقیه راحت عبور کنند.  گرچه رسانه های بیگانه،  وظیفه شان تخریب چهره سپاه، یا اختلاف انداختن بین سپاه و ارتش است، ولی از صدا و سیما این انتظار نمی رود! آنها با پرداختن به مشکلات سیل، تمام سعی خود را، برای بزرگ نشان دادن آثار مخرب سیل، و نارصایتی مردم می کنند! ان شومن بیچاره که: در امد میلیاردی از قمار اینترنتی دارد، و یک ریال هم به سیل زدگان کمک نکرده! علیرغم تاکید مسئولان، در همان جلسه اول، همه کمک ها را زیر سوال می برد! و مسئولین را در خواب غفلت معرفی می کند. اگر کسی که خودش، یک جو غیرت داشت این حرف را می زد، مهم نبود بلکه کسی این حرف را می زند که: فقط قصد موج سواری روی: رادار بیگانگان دارد، و تمامی دستاوردهای انقلاب اسلامی را، به سخره می گیرد. اگر صدا وسیما راست می گوید، گرفتاری مردم دنیا و اخبار خارجی پخش کند، نه فقط گرفتاری ایران را! آیا سیل زدگان ایران، خونشان رنگین تر از سیل زدگان آمریکا، پاکستان و اندونزی و اروپا است؟ چرا برای آتش سوزی پارادایس، یا جنگل های کره دل نمی سوزاند؟ ایران ابر قدرت شده که، به همه مردم جهان خدمت کند! و مستضعفین را یاری رساند. والا اگر فقط به اندازه  نوک بینی اش فکر کند، که رسالت انسانی خود را فراموش کرده. هرکس خانه رود را خراب کرده، و برای خود خانه ساخته، میداند که رود هم، خانه آنها را خراب می کند! صدا و سیما اصرار می کند: اب تالاب را تخلیه کنند، تا بعد بگوید، تالاب های ایران خشک شده!؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : تغییر ماهیت اسلحه،
لینک ها :

سیل اخیر نشان داد، ایران تنها کشور ابرقدرت دنیا است، که بدون کمک هیچ کشور دیگر، در حل مسائل جهانی مقتدر و توانا است. حضور دستگاههای لایروب بزرگ ارتش، و هلی برد های کبری، ایران را از هرگونه کمک ابر قدرتهای سابق، بی نیاز کزد و لذا آنها و مزدورانشان، فقط به لجن پراکنی مشغول شدند، تا مانند همیشه استثنا ها را بجای قاعده، بر مردم دنیا تحمیل کنند! اگر سیل ویرانگر است، دهها برابر برای کشور مفید است. جان باختن چند نفر در این سیل، حتی کمتر از تصادفات جاده ای، یا مصرف مواد مخدر و سیگار منجر به فوت است. ولی آنها با بزرگ کردن این استثناها، سعی دارند جایگاه ابر قدرتی ایران را تضعیف نمایند. البته این تلاش های مذبوحانه، مختص امروز نیست، آنها از شروع انقلاب اسلامی، در زمان امام حمینی و ایام جنگ هم، این کار را انجام می دادند. شهدای راه وطن را، نابحردانی می دانستند که چشم بسته، به سوی مرگ می روند! در زمان صدر اسلام نیز همینطور بود، می گفتند حضرت علی ع همیشه در جنگ بوده! و با لباس خونی وارد خانه می شد، و باعث دق مرگ شدن همسر گرانقدرش شد! البته فقط تبلیغات منافقین، کافران و مشرکین نبود، بلکه رویه برخی ساده لوحان نیز، باعث گستاخ شدن آنها می شد. اسلام و ادیان الهی از ابتدای ظهور، ابر قدرت جهانی بودند! زیرا معجزات پیامبران اولوالعزم، برای همه جهان بوده و کسی، قادر به مقابله با آن نبود. نامه ای که پیامبر اسلام به: قیصر و کسری می نویسد، مشابه آن، امام خمینی به گورباچف و کارتر است. گورباچف چندان مقاومت نمی کند، و مانند پادشاه حبشه یا قیصر روم، با احتیاط از ان می گدرند. ولی کارتر در مقابل امام می ایستد، لذا امام هم می گوید کارتر باید برود! و با اینکه میتوانست دوباره کاندیدا شود، گور خود را گم می کند. او ارتش های همه دنیا را، پشت سر شاه و صدام متحد می کند، ولی امام، انقلاب و جنگ را با پیروزی جلو می برد، و ابر قدرت جهان می شود. دشمنان که چشم دیدن این ابر قدرتی را نداشتند، شروع به ترورهای فیزیکی: اطرافیان امام خمینی می کنند، لذا اغلب کسانی که: معتقد به ابر قدرتی ایران بودند، شهید می شوند و آنهاییکه می مانند، قومی ترسیده بودند که: در لاک حفاظت و اطلاعات فرو رفته بودند. ترس چنان بر انان مستولی شده بود، که حتی از قبول مسئولیتها هم سر باز می زدند! خود را متقی و گوشه نشین! یا بی رغبت به قدرت و مسئولیت نشان می دادند. لذا پس از رحلت امام بزرگوار، جایگاه ایران را تنزل دادند! تا به همان عنوان جهان سومی! قبل از انقلاب رسیدند. بدون در نظر گرفتن تحریم ها و دشمنی ها، در همه چیز ایران را عقب مانده نشان دادند، و همیشه با افتخار از:  قدرت های بزرگ صحبت کردند. کشورهای پیشرفته را جلو انداخته، و خود را آخرین پیرو اروپا و آمریکا معرفی کردند! که با التماس باید جایی برای خود باز کند. سیاست های تهاجمی امام خمینی، تبدیل به سیاست های تسامح و تساهل شد. جنگ جنگ تا پیروزی، تبدیل به در خواست گفتگو و مذاکره شد. در همه میدان ها، عقب نشستند! حتی پیشرفت های هسته ای را تعطیل کردند. با اینکه ایران در همه ابعاد پیشرفته، و دارای قدرت های برتر است، آمار های دروغین می دهند و: ایران را در قعر جدول پیشرفت ها معرفی می کنند! مزیت نسبی را به مزیت مطلق تغییر داده، و با منفی نشان دادن مزیت های ایران، آن را مایه شرمساری معرفی می کنند. تا دیروز ایران را در قعر: جدول بی آبی و خشکسالی قرار داده بودند، هرچه باران می آمد دروغ آنها بزرگتر می شد، تا اینکه خدا سیلاب را فرستاد و: همه تالاب ها، رودخانه ها و دریاها و سدها را پرکرد! حالا از آنطرف می گویند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مخالفان اعلام ابر قدرتی ایران،
لینک ها :
چهارشنبه 14 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

سازمان ملل به دلیل وابستگی به: یکی از دولتها ئ تحت سیطره اسرائیل، موقعیت بی طرف و جهانی خود را از دست داده است. در جهان بیش از 200کشور وجود دارد! که غالبا از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته شده، و عضو آن هستند. لذا سازمان باید سخنگوی همه این کشورها باشد. با جعل یک عنوان بنام حق وتو، این حالت بی طرفی از ان گرفته شده! و فقط به یک کشور تبدیل شده است.  زیرا حق وتو از سوی یک دولت بنام آمریکا، به مسخره گرفته شده، معیار حق وتوی آنها هم، صهیونیست ها هستند و بقیه، هیچ حق وتویی برایشان انجام نشده.  لذا کاملا یک جانبه و دیکتاتوری شده است. باید دانست که حق وتو، در منشور سازمان ملل وجود ندارد، و ذکری از این موضوع به میان نیامده. این یک سوء استفاده از روح قانون است. که می گوید: هر مصوبه ای باید: با 9 رای از 15رای شورای امینت، تصویب شود. 5عضو اصلی در داخل این 9نفر اشاره شده است. که آمریکا با زور و قدرت خود، برای ایجاد نظام تک قطبی، از ان سوء استفاده می کند: بهانه آن هم طقل نامشروعش رژیم صهیونیستی است. امام خمینی با شناخت این توطئه، در مقابل هردو ایستادگی کرد. از نظر ایشان اسرائیل موجودیت قانونی نداشت، آمریکا هم ابر قدرت یکه تاز نبود. لذا انقلاب اسلامی را با این دو مولفه پیش برد، و رهبری جهان را برای مدت 10سال به دست گرفت. زیرا حق وتو های آمریکا بی اثر شد، نوزاد نامشروع آن هم، در مسیر سقوط قرار گرفت. با رحلت آن بزرگوار، بحران رهبری آغاز شد. با اینکه ایران قدرت داشت در مقابل آمریکا بایستد، و قدرت اول جهان شود، و رهبری آن را در دست بگیرد.  اما به دلیل سهل انگاری ها، این موضوع از دست رفت. دلایل این سهل انگاری اظهار وجود: برخی کشورهای دیگر مانند: چین یا اتحادیه اروپا بود. اما مهمترین دلیل، قانع کردن رهبران ایران بود به این که، باید کلاه خود را نگهدارند، تا باد نبرد! لذا با تعبیراتی چون عدم مداخله در امور کشورهای دیگر، و تایید چند قطبی قدرت در جهان، این موضوع قوت گرفت، تا جاییکه ایران نه تنها، رهبری جهان را از دست داد، بلکه حتی در رهبری مسلمانان نیز عقب نشینی کرد. در بسیاری از موارد در مسائل داخلی نیز، دچار ضعف و تشتت شد. دلایل این ضعف طرفینی بود. یعنی هم عوامل خارجی موثر بودند، و هم پذیرش از سوی رهبران داخلی بود. ایران در زمان امام خمینی، همه ارتشهای جهان را شکست داده بود. لذا ابر قدرت واقعی بود. اما نفوذ دشمنان از یکسو و: خود کم بینی رهبران ایران از سوی دیگر، دست به دست هم داد تا به قدری ضعیف شود که: قدرت خود را در مقابله قدرت: گروهک های دشت نشانده ارزیابی نماید. مانند اینکه نتوانسته منافقین را سرجای خود بنشاند، یا داعش را تا پایان نابود کند! لذا استراتژی مقابله نظامی با آمریکا، تبدیل به استراتژی مقابله با: داعش و طالبان شد، که غالبا هم ناموفق بود! این بحران بقدری در جهان اثر گذاشته، که هیچکس در دنیا، نقطه اتصالی برای مبارزه با ظلم نمی بیند. اگر در فرانسه جلیقه زردها، به میدان می ایند تنها هستند! در غزه مردم بی پناه هستند، در کرانه باختری شب و روز، خانه های انها تحت نظر است، و هرگاه صهیونیست ها بخواهند، عده ای را دستگیر یا به قتل می رسانند! یمن تنها مانده، بحرین و الجزایر و تونس. یعنی قدرت برتر و یکپارچه انقلاب اسلامی، که توانست شاه  و صدام را باتمام حمایتهای دنیایی، از بین ببرد الان بصورت جزیره های جدا از هم، در هر گوشه جهان قربانی می شوند! و کسی هم به کمک آنها نمی رود. هیچ کاری از سوی  سران عرب و غیر عرب، بر نمی آید. در حالیکه همگی ادعای رهبری  را دارند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بحران رهبری در جهان،
لینک ها :


( کل صفحات : 314 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :