ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
اروپا بدون آنکه بداند، قربانی بازی موش و گربه با ایرانیان شده است. گربه وقتی موش را به تله می اندازد، فوری آن را نمی بلعد! بلکه تا مدتها با آن بازی می کند، تا اشتهایش باز شود! البته اشتهای ایران قبلا بواسطه بازی با آمریکا، کور شده بود وحالا کمی، با اروپا بازی می کند تا اشتهایش باز شود. موضوع از این قرار است که: آمریکا و اروپا در معرض فروپاشی، و افتادن به دامن اسلام هستند. و هرچه دست و پا می زنند، نجات پیدا نمی کنند! لذا ایرانیان که دست و پازدن آنها را دیدند، دلشان به حال آنها سوخت و مدتی، به آنها اجازه زنده ماندن دادند! البته اروپایی ها و سکولار ها فکر می کنند: این از زرنگی آنها است که: چند روزی بیشتر میتوانند: شعار های سکولار ولیبرالی بددهند، و قدرت نمایی کنند.  اما ایرانیان همه جا ثابت کرده اند که: آنها فقط یک قربانی هستند. اولا هیچگونه پیشرفت چشمگیری در علوم وفنون ندارند. یعنی مرزهای دانش بر روی آنها بسته شده. حتی در امر فضا و پرتاب موشک، که روزی با سرعت پیشرفت می کردند، امروز همه آن پیشرفت ها زیر سوال رفته! مردم فهمیده اند که در صحرای نوادا، فیلم برداری کرده اند و گفته اند: در سطح کره ماه هستند! اخیرا هم، هربار ماهواره ای را هوا می کنند، ترجیح می دهد فورا برگردد! آخرین هنرنمایی آنها برای اعزام: سفینه جاسوسی برای امارت، توسط فرانسه بود که: هنوز از زمین برنخاسته! شکست خورد و بر زمین اصابت کرد. البته ممکن است آنها طبق معمول بگویند: نقص فنی! بوده ولی عقل سلیم می داند: کسانی که قبلا این کار را براحتی انجام می دانند، نقص فنی برای انها امکان پذیر نیست. زیرا علم عقبگرد ندارد. فقط یک موضوع باقی می ماند: و ان اینکه قربانی ایران شده باشند. دلایل بسیار واضحی برای این کار وجود دارد. به مسائل امنیتی و حاشیه ای، کاری نداریم ولی براحتی می توان حدس زد که: خرابکاری بوده و یا عدم توانایی علمی! و هردو به ایران برمی گردد. اگر عدم توانایی علمی بوده، یعنی اینکه آنها به دروغ! ادعا های قبلی خود را تبلیغ می کردند، و دانش آن را نداشتند. وجود دانشمندان ایرانی در بین آنها، قدرت می داده است. که چون به ایران برگشته اند، و برای وطن خود کار می کنند، جای آنها را کسی نمی تواند پرکند. حالت دوم یعنی خرابکاری هم باشد، باز هم نشان از قدرت علمی: افسانه ای ایرانیان دارد. که حتی موشک در حال پرواز را هم، از کار انداخته اند. آنهم باز به دلیل برتری علمی، نسبت به سازندگان آن! چرا که سازندگان نتوانسته اند: این خرابکاری احتمالی را تشخیص دهند. در ثانی میتوان گفت: همین فاجعه در مسائل اقتصادی و سیاسی هم، برای آنان اتفاق افتاده است. یعنی به دروغ ادعای ثروتمندی، یا پیشرفت می کردند. همه آنها به دست ایرانیان انجام می شده، ولی بنام آنها ثبت می گردیده. دراین مورد مثال ها فراوان، ودلایل بسیار عینی تر و واضح تر است. همه افتخار انگلیس، به جواهراتی است که از ایران، به سرقت برده اند که مانند: الماس کوه نور در تاریخ می درخشد. همه داراییهای موزه ای فرانسه، و تاریخ و تمدن آن، با آثار باستانی رقم خورده که: آنها را هم از ایران به سرقت برده، و بنام خود یا بنام یونان و روم ثبت کرده اند. تمام سرمایه گذاری های آمریکا متعلق به ایران است، زیرا ایرانیان با ثروت افسانه ای خود، به آمریکا پا گذاشته اند! فقط 22تریلیون دلار سرمایه نقدی است، که بصورت دلار توسط شاهزاده ها و ضد انقلاب ها، به آنجا منتقل شده است. و کافی است به ایران بازگردانده شود. به همین دلیل اینستکس یک قرص سیانور برای اروپا و آمریکا است.اگر اجرا کنند باید همه پولهای ایران را برگردانند! لذا بجای گدایی و التماس، گردن کلفتی می کنند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : اینستکس یا بازی موش و گربه،
لینک ها :

سید مقاومت در مصاحبه های خود، یک موضوع را تاکید دارد که: اگر ایران مورد حمله آمریکا قرار بگیرد، تنها نخواهد ماند! این اشاره به یک استراتژی عمیق و حساب شده، در جهان امروز است که درک آن، برای بسیاری از تحلیل گران مشکل است. و آن استراتژی جایگزینی عملیاتی است. به این معنی که در گام دوم انقلاب اسلامی، همه چیز به سود انقلاب پیش می رود، عملکردهای گذشته تبدیل به آلترناتیوی شده اند، که ایران را بسوی تشکیل ائتلاف بزرگ هدایت می کند. این ائتلاف در استراتژی های نظری دیده نشده، و عمدا هم  غفلت شده، ولی در این زمان خود را بر تاریخ تحمیل می کند. همانطور که در گام اول، یا چهل سال گذشته انقلاب، همه ائتلافها برعلیه ایران بود، در گام دوم ضرورتا و بدون دخالت اراده های شخصی، آن ائتلاف ها نابود شده و: ائتلاف جدیدی به هواداری ایران تشکیل می شود. همانطور که دکتر ظریف اشاره کرد: آمریکا در شورای حکام آزانس هم تنها شده! مفهوم دیگر این اشاره آن است که: همه به ائتلاف با ایران رای داده اند. هر کجا ائتلاف به رهبری امریکا تضعیف شده، دو عامل در ان موثر بوده: یکی عامل تبدیل کننده و دیگر عامل جایگزینی. عامل تبدیل کننده همه ائتلافهای آمریکایی به: ائتلاف های ضد آمریکایی، در درون هیات حاکمه آن بوده است. یعنی عملکرد سخیف، بی برنامه و زور گویانه باعث شده: تا هواداران هیات حاکمه آمریکا، دچار ریزش شده و او را تا حد تنهایی رها کنند. اما عامل جایگزینی، در درون هیات حاکمه ایران است. بسیاری از قدرت ها سعی داشتند: جایگزینی برای آمریکا بشوند. اگر خودشان هم نمی خواستند، تحلیل گران چنین خواسته ای داشتند. ولی نقطه قوتی در درون حاکمیت آنها نبود، تا این تحلیل ها به حقیقت برسد. اما در هیات حاکمه ایران، ثبات رای و قدرت تصمیم گیری و توانایی مقاومت وجود داشت، که افکار عمومی را قانع میکرد تا بدانند نقطه اتکای خوبی است. بخصوص اینکه هیات حاکمه ایران، علاوه بر قدرت و ثروت و استعداد های لازم، دارای بینش صلح آمیز و جهان گرا بوده است. رهبری ایران همیشه طرفدار: عدم مداخله در امور دیگران بوده، و دائما تکرار می کرد که: جنگی را شروع نخواهد کرد . دیگران هم همین حرف را می زدند، تا نقطه اتکا شوند! ولی آنها صدها مورد ادعاهای خود را نقض کردند، که موجب بی اعتمادی شد. چین یک از جایگزین های مناسب بود، و امید های زیادی به آن بسته شد. ولی در دامپینگ اقتصادی نشان داد: که می خواهد مانند دامپینگ سیاسی، کشورهای دیگر را ببلعد، و نابود کند. از مالزی، اندونزی تا اویغور ها و: تایوان و هنگ کنگ، همگی شاهد این زور گویی ها بودند. لذا بقیه نیز قبل از نابود شدن، راه خود را جدا کردند. روسیه در جنگ کریمه و اکراین، یا کشتار چچن و داغستان، یا ادغام دوباره کشورهای همسود، نیت خود را آشکار کرد. لذا بقیه نیز از ترس بلعیده شدن، رای به جایگزینی آن ندادند. هندوستان در قضیه کشمیر، جنایت ها که نکرد. درگیری های مذهبی بودائیان برمه و امثال آن را راه انداخت. ژاپن کشتار مردم خود، بوسیله بمب اتمی آمریکا را، فراموش کرد و به مزدور و پیام رسان آمریکا مبدل گردید. اروپا به مردم خود پشت کرد، با کشتار نژادپرستانه معترضین، از هستی ساقط شد. اما ایران بدون اینکه بخواهد ائتلافی ایجاد کند، منطقه وارد ائتلاف با ایران شد. با اینکه پاسخی دریافت نکرده. اما التزام عملی خود رابخوبی: حفظ و توسعه داده است. پیوند فکری و ارمانی  با ایرانی، نوعی پیش درآمد در وفاداری: به خط مقاومت و مواضع اعلام شده، از سوی ایران است. آنها تعصب قومی و نژادی را هم دور زدند! تا این ائتلاف نانوشته پا بگیرد، و توسعه پیدا کند. بعون الله


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : ائتلاف ایرانی: برای صلح،
لینک ها :

بعد از چهل سال بالاخره، مسئولین فهمیدند در پشت قضیه کودکان کار، توطئه بزرگی نهفته است! تا آبروی نظام اسلامی را زیر سوال ببرند. دولت را ناکارآمد و مردم را فقیر و بدبخت نشان دهند. براساس آخرین آمار موجود، 96درصد کودکان کار مخصوصا کودکان خیابانی، اتباع بیگانه مخصوصا پاکستانی هستند، که با نقشه های دقیق و حساب شده، بر سر چهار راهها کاشته می شوند، تا از انها عکس گرفته، به عنوان کودکان کار ایرانی، و نشان ضعف مدیریت نهادهای بهزیستی، و کمیته امداد تبلیغ نمایند. اغلب اینها هم در پادگان اشرف در تیرانا، پردازش می شوند. لشکر سایبری پادگان اشرف تیرانا، اعلب مواد تغذیه ای خود را از طریق: پاکستان دریافت می کنند زیرا: که دلار های سعودی باعث ایجاد علاقه مشترک آنها شده است. براساس اعلام سازمان بهزیستی، همه این کودکان جمع آوری می شوند، ولی غالبا نه کارت شناسایی دارند و نه، حاضر به همکاری برای شناسایی هستند! اخیرا نیز با اینکه از اثر انگشت و قرنیه چشم، برای شناسایی آنها اقدام شده ولی باردوم، که دستگیر می شوند باز هم اظهار بی اطلاعی می کنند! و تطبیق را مشکل می نمایند. تمام اینها در مصاحبه اقرار می کنند که: فقط چند روز است که بطور قاچاقی، از مرزهای پاکستان به تهران آمده! و بر سر چهار راه کاشته شده اند. باندهای تبهکار که قاچاق انسان می کنند، بارها دستگیر شده اند ولی اغلب آنها به عنوان: رافت و عطوفت اسلامی آزاد شده اند! آنهاییکه دوست دارند که کودکان کار، در خیابان ها دیده شوند، تا تبلیغاتشان موثر باشد استدلال می کنند: که فرقی بین کودکان ایران و افغانستان و پاکستان و غیره نیست! اما فقط شعار می دهند، تا کار کودکان به پلیس امنیت و: ضد جاسوسی باز نشود، زیرا معلوم است که این کودکان کار، به دو دلیل استثمار می شوند: یکی زشت نشان دادن چهره جمهوری اسلامی، دوم کسب اطلاعات از مراکز حساس، و انتقال آن به سران باندها. این باندها نیز اول کار تا 95درصد درآمد آنها را، بعنوان دستمزد برمی دارند. بعد هم اطلاعات آنها را به سازمان منافقین می فروشند، تا در شبکه های اجتماعی بر ضد ایران جریان سازی کنند. نه فقط کودکان کار اینطور هستند، بلکه همه کسانی که به نحوی: شائبه فقر و بدبختی را مطرح می کنند، عضو این باندهای تبهکار هستند. در جریان سیل، تعداد زیادی سارق دستگیر شدند که: فقط از اموال سیل زده ها سرقت می کردند! بدون اینکه نیازی به آن داشته باشند. تا ترویج نا امنی در میان مردم مصیبت زده کرده، آنان را برعلیه نظام وادار به اعتراض کنند. اینها فقط دسته کوچکی نبودند، بلکه افرادی بودند که بعنوان سیل زده، به ارگانها مراجعه می کردند، دهها یخچال و قالی و امثال آن را به غارت می بردند. غیر از خرده سارقان، اختلاس گران هستند که با همین مکانیزم، وارد اقتصاد کلان می شوند. آنها در ظاهر بعنوان سیل زده، خانواده رزمنده یا مددجوی سازمان بهزیستی، از سهمیه طرح ترافیک و کنکور و غیره استفاده کرده، در مراکز حساس وارد می شوند. تا بعد از مدت کوتاهی، همه اموال وداراییهای زیر مجموعه خود را فروخته، و راهی خارج شوند و به: منافقین یا سلطنت طلبها می پیوندند. یا به دولتهای کانادا و استرالیا و اروپایی و آمریکایی پناهنده می شوند! البته قضیه برعکس هم هست. یعنی به انها قول پناهندگی می دهند، به شرط آنکه دزدی و اختلاس کنند. زیرا می خواهند که هیچ پولی در دست ملا ها نباشد! مثلا تعدادی، با سند سازی وارد مددجویی بهزیستی می شوند، با دریافت 160هزارتومان مستمری، به همه جا مراجعه می کنند و: فیش خود را نشان داده، و گدایی می کنند! در حالیکه به این پولها احتیاجی ندارند. فقط برای ضد تبلیغ است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : توطئه ای بنام: کودکان کار،
لینک ها :

وقتی به تبلیغات دشمنان داخلی و خارجی نگاه می کنید، تعجب می کنید که یک ایرانی چطور زنده است! آنها می گویند دلار هر روز بالاتر می رود، فشار گرانی و تورم مردم را از بین برده! در تمام خیابان ها زباله خور ها قدم می زنند، تا شکم خود را سیر کنند. روستاها امکانات نیست، همه مجبورند به شهر ها فرار کنند. در شهرها هم کار نیست، و خانه ندارند! لذا حاشیه نشین شده، با کاغذ و مقوا و حلب برای خود خانه می سازند، و از برق دزدی می کنند. آنقدر از این حرفها می زنند که: خودشان هم باورشان می شود، و بعد منظرند یک یا دو روز دیگر، جنازه همه ایرانی ها از گرسنگی و تشنگی، در خیابان ها باشد. یا اینکه مردم همگی بمیرند و کسی نباشد: آنها را دفن کند. زیرا قیمت زمین بهشت زهرا هم بسیار گران است، کسی توان خرید آن را ندارد... ولی با کمال تعجب هر روز، که خسته از غصه خوردن های شبانگاهی، بیرون می ایند می بینند: مردم با شور و شوق دنبال کار ها هستند، آنقدر عجله و کار دارند که حتی حاضر نیستند: یک ثانیه نقص فنی مترو را تحمل کنند، یا از شلوغی خود را کنار بکشند، و با مترو بعدی بروند! می بینند خیابان ها، آنقدر وسیله نقلیه گرانقیمت هست که:همه جا راه بندان شده. آنها هم با عجله و سرعت، به دنبال کار خود هستند! حتی حاضر نیستند یک ثانیه: چراغ قرمز را دیرتر تحمل کنند! بلیط هواپیما و قطار گیر نمی آید، آنقدر مسافر در صف ایستاده که برای ماهها ی بعد، نوبت بگیرند. جلوی سفارتخانه آنقدر صف ایستاده اند، که نوبت یکساله به آنها می دهند. با تمام گرانی بلیط هواپیما و هزینه سفر، همه را با کمال میل پرداخت می کنند، و کسی اعتراضی نمی کند! شب قبل که او فکر می کرده: مردم گرسنه خوابیده اند، حالا می بیند کیلو ها زباله، آن هم تفکیک نشده از خانه ها بیرون می ریزند! در میان زباله ها، همه چیز پیدا می شود! از غذای آکبند دست نخورده، تا ظروف و قدیمی و مبلمان دمده! ابتدا سعی می کند ببیند: دیشب خواب بوده یا الان! دوسه بار سیلی به صورت خود می زند. اخبار بیگانه را گوش می دهد، می بیند نه دیشب خواب بوده و نه الان. رادیوهای بیگانه همانطور از: فقر و فروپاشی ملت ایران صحبت می کنند، ولی او شادمانی و انگیزه بالا را می بیند. آنقدر بیگانه ها تبلیغ کرده اند، که وزیر بهداشت هم باور کرده: مردم ایران غمگین هستند، و برنامه های شاد ندارند! گویا وزیر ها بیشتر خواب ند. و دیدن اینهمه انگیزه در مردم، آنها را بیدار نمی کند. وزیر بهداشت کافی است: یک سفر غیر رسمی به شمال یا جنوب برود! یا در تعطیلات در بین مردم باشد، تا بداند شادی یعنی چه. اگر مردم غمگین هستند، چرا اینهمه دوست دارند: تعطیلات اضافه شود؟ همه مردم ایران منتظرند تا چهارشنبه شود! از عصر چهارشنبه، تعطیلات خود را شروع می کنند: بار سفر را می بندند! خوب است آمار آنها را از: راهنمایی رانندگی بگیرد، یا از پلیس امنیت بپرسد. چرا وزیر دارو ساز، مردم ایران را روانپریش می خواند؟ و برای آنها روانپزشک تجویز می کند. این خود محل سوال نیست؟ وزیر دارو ساز،  نمی داند که 99درصد مردم ایران، داروهای گیاهی مصرف می کنند! ولی او با داروهای گیاهی دشمن است. فرق داروی گیاهی این است که: اولا مضر نیست! یعنی میوه و سبزیجات هرچه بخورند بهتر است. ولی داروی شیمیایی، اگر یک اثر مثبت داشته باشد، هزاران عوارض جانبی دارد.  زیرا در خلقت خداوند دستکاری کرده اند. مهمتر اینکه تولید داخل است. اما وزیران می خواهند جیب اربابشان پرشود! و دلار ها همه به دست امریکا و اروپا برسد، آنهاهم بگویند: دیگر پولی در دست ملاها نمانده است! اما آنها نمی دانند که: ایرانی انگیزه الهی دارد، و از خزانه غیب ارتزاق می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : انگیزه های الهی یک ایرانی،
لینک ها :

امر به معروف با استفاده از هوش هیجانی، میتواند سرشار از انرژی برای جوانان باشد. برای این کار ما باید ابتدا معروف ها را بشناسیم، و بعد آنها را تنظیم کنیم (ایجاد ارتباط)، سپس برای از بین بردن منکر ها، معروف مقابل را ترویج کنیم. فرضا اگر اعتیاد را منکر می دانیم، یک راهپیمایی یا تجمع بزرگ سراسری، برای آنهاییکه ترک اعتیاد کرده اند، بگذاریم. وقتی همه (ان ای ها) معتادان ترک کرده گمنام، در یکجا جمع شوند، طبیعتا اجتماع بزرگی خواهد بود، و همدیگر را درک خواهند کرد، لذا معتادانی که ترک نکرده اند، به انزوا تهدید می شوند. مثال دیگر وقتی در جامعه بی حجابی یا بدحجابی، یک منکر است پس در مقابل آن، حجاب و با حجابی یک معروف است. علت اینکه بدحجابها، زیاد تر می شوند به دلیل این است که: به آنها اهمیت داده می شود! هر ماهواره تلویزیونی و یا هر فیلم سینمایی، (متاسفانه بسیاری زا فیلم های: سینمایی و تلویزیونی وطنی!) به نحوی آنها را مخاطب قرار می دهد. و برای زیاد کردن سطح قابل رویت موهای سر! انرژی جدیدتری به آنان تزریق می کند. در هر فیلم سینمایی ایرانی، هرسال روسری ها کمی عقب تر می رود. و در سریال های خارجی، هر بار لباس ها کوتاه تر، نازکتر و اندام نماتر می شوند. طبیعتا زیر بمباران تبلیغات بی حجابی، دختران نوجوان تصور می کنند که: حجاب یک امری ناپسند یا قدیمی شده است. برای مقابله با این هوش هیجانی منفی، باید پالس های مثبت داده شود. مثلا قیلمهایی ساخته شود: با هنرپیشه های خارجی محجب! یا اینکه در تلویزیون و سینمای ایران، هر روز روسری ها بزرگتر شود، و سطح نامحرمانه را کمتر کند. یکی از راههای بالابردن هوش هیجانی مثبت: در زنان محجبه همین تجمع امروز، در سراسر کشور بود که اگر در: کشور های مسلمان و غیر مسلمان هم، هماهنگی می شد خیلی موثر تر بود. وقتی همه آنها دریک جا همدیگر را ملاقات می کنند، اولا به وجود فعلی خود افتخار می کنند، و ثانیا برای آینده نیز تصمیم بهتری می گیرند. عدم برگزاری دائمی این قبیل همایش ها، باعث می شوند نه تنها حجاب پایش نشود، بلکه  به نقطه ضعفی برای ضربه زدن هم تبدیل شود. اما اگر در هر ماه، یک همایش یا باصطلاح یک  اتفاق باشد، همبستگی زنان محجبه حفظ شده، و حجاب آنها پایش شده و استوارتر می گردد. و اگر از تمام زنان دنیا، خواسته شود تا به این نهضت بپیوندند. دو اثر مهم دارد: اول اینکه آنها هم خوشحال می شوند که: مورد توجه قرار گرفته اند، دوم اینکه ایرانی هم متوجه می شود که: راه شان درست است. یا بجای 12 همایش واخد برای حجاب، این اتفاق ها برای 12 مورد: معروف ها باشد بهتر است. مثلا مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر که اشاره شد، مبارزه با مشروبخواری، بی قانونی شهری، بی ادبی دروغ و تهمت و افترا و کفر و نفاق و ( برگرفته از حدیث: لشکر عقل و جهل امام صادق ع ) برای هر موردی یک تجمع برگزار شود، و در ان تجمع معروف تبلیغ شده، و منکر تقبیح شود، اثرات دائمی داشته و هوش هیجانی، با هوش منطقی و هستی گرا تکمیل خواهد شد. در ایران باستان که یگانه پرستی مورد توجه بوده است، برای این امر برنامه منظمی داشتند. بنا بر روایت حضرت علی ع اصحاب الرس(ساکنان اطراف رود ارس) دوازده شهر داشتند: بنام های فروردین و اردیبهشت و خردادو.. رسم بر این بود که در روز همان ماه، مردم در ان جمع می شدند! و مراسم شکر گزاری داشته اند. مثلا اول فرودرین در شهر فرودرین، دوم اردیبهشت در شهر اردیبهشت، و سوم خرداد در شهر خرداد.  جشن سپاسگذاری از خداوند بر گزار می کردند. معروفترین آنها مهرگان است، که روزهفتم از ماه مهر است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : برنامه جامع امر به معروف،
لینک ها :

مایکروسافت یک استارت آپ ابتدایی، بدون هیچگونه حمایت مادی و معنوی بود. مشتریان آن از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کرد، تا اینکه مهندس جوانی بنام جواد خاکی،  معاون بیل گیتس شد. با برنامه ریزی شجاعانه او، مایکروسافت دارای یک و نیم میلیارد مشتری شد! و همه این کار ها را جواد حاکی در: مسجدی که خود آن را ساخت، انجام میداد حتی مدیران شزکت های مهمی چون: بی ام و هم در آنجا پرزنت می شدند، و موقع افطار از خورشت قیمه آن، تعریف می کردند! آنقدر جواد  به این مسجد علاقه داشت، که همه قرار های خود را بعد از نماز در مسجد می گذاشت. علاوه بر ان مسجد، وی توانست میلیونها نوانخانه نشین ر،ا تحت پوشش قراردهد و اکنون نیز، به این کار نیک خود در سراسر جهان ادامه می دهد. روح الله رحمانی همکار نزدیک او هم می گوید: هر وقت می خواهم او را ببینم، تقویم کشورها را برای من می فرستد، می گوید یکی را انتخاب کن تا مرا ببینی! روح الله خود در آمریکا به دنیا آمده، پدر ومادرش او را به مدرسه آمریکایی ها در سیاتل فرستادند، ولی حالا بعد از این همه موفقیت، مهاجرت معکوس کرده و به ایران آمده است. وی می گوید: حرفهای مردم در اتوبوس یا تاکسی دو قسمت است: یک قسمت که فقط حرف است، تا وقت بگذرانند و انتقاد هم چاشنی آن می کنند! و باید از ان صرف نظر کرد. ولی قسمت دیگر حرفهایی است که: میتوان با کمک گوینده مشکلات و انتقادات را برطرف کرد. وی از تجربیات جواد خاکی یاد گرفته، تا هر کس انتقاد می کند، توپ را به زمین انتقاد کننده بفرستد! و از او خواهش کند تا: در رفع این کمبودها کمک کند. طبیعی است اگر طرف از روی بیکاری و: برای تفریح انتقاد نکرده باشد، دست همکاری می دهد، و مشکل را برطرف می کند. از نظر روح الله اصلا چیزی بنام مشکل وجود ندارد! آنچه را ما می گوییم، چالش است. یک طرف رفع چالش هم گوینده است. اگر گوینده به انتقاد  و شکایت خود اعتقاد داشته باشد، خیلی سریع این تهدید ها به فرصت تبدیل می شود. پس در چالش، ما فرصت بدست می اوریم، در حالیکه در مشکل قربانی می شویم. مثلا اگر در تعمیر یا نگهداری، مسجد ماکروسافت اشکالی پیش می آمد، جواد خاکی با این که معاون اول بیل گیتس بود، هرگز به دیگران مراجعه نمی کرد! خودش آن را رفع می کرد. چند بار هم شاهد بودند که وی، توالت ها را هم تمیز می کرد! روح الله رحمانی که در ششمین همایش فناوری اطلاعات در دانشگاه شریف، سخنرانی می کرد، از جواد خاکی یاد گرفت که برای شروع هر کاری، باید ایده های بزرگ داشت، ولی با امکانات ساده شروع کرد. وی می گوید که باید با چرا کار را شروع کنیم! چرا فلان اشکال و یا چالش وجود دارد. بعد با ایده مخصوص خود، که هیچکس از ان مطلع نیست! برای حل آن اقدام کرد. هرکس باید بتواند همانطور که زمان حال را می بیند، آینده را بهتر و دقیق تر نگاه کند. باید تمرین کند که: آینده را هم مثل حال ببیند. آن وقت می تواند یک کار آفرین باشد. حتی دکتر فیاضی رئیس فناوری اطلاعات شهرداری تهران، در این همایش گفت هرکس می خواهد: استارت آپ بزند یا کار افرینی کند، اول باید تمرین دست فروشی کند! ممکن است خیلی ها بگویند: دانشجوی شریف و دستفروشی؟ ولی شما کاری نداشته باشید، چون وقتی شما با دستفروشی بتوانید: یک کالا را خوب معرفی کنید، تا مشتری را قانع به خرید نمایید، در شرکت های بزرگ هم می توانید: موسیقی دان ها از خیابان ها شروع کردند! حالا ممکن است شهرداری یا اصناف دشمن دست فروشی باشند، و باعث نابودی آنها شوند! ولی این دستفروش ها هستند که: کالا را در دسترس و باقیمت پایین، عرضه می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : ماجرای مسجد مایکروسافت،
لینک ها :

مدیریت منابع انسانی، در هر کجا و با هر تئوری مطرح باشد، به تعریف از انسان وابسته است. لذا کسانی که انسان را دگرباشانه تعریف می کنند، نمی توانند ادعا کنند مدیریت بر منابع انسانی دارند! دگر باشان، که انسان را فقط غریزه می دانند! و با حیوان مساوی می خوانند! میتوانند مدیریت منابع انسانی خود را داشته باشند، ولی حق ندارند آن را به دیگر: تئوری ها و مکاتب تحمیل نمایند. کسانی مانند طرفداران ابراهام مازلو، که انسان را با زیر بنای فیزیولوزی! و مادی می شناسند، و معنویت ها را بعد از ان می دانند، حق ندارند در مورد: انسان اسلامی و ایمانی، مدیریت خود را گسترش دهند. انسان اسلامی نه حیوان ناطق است!(یونانی باشان) نه گوریل باهوش:(مدیریت کلاسیک باشان) و نه حتی  انسان ابزار ساز ( مارکس باشان). بلکه انسان موجودی الهی است، و برعکس تمام مکتب های مادی، اولویت انسان، عقاید و ارزش های اوست.  یعنی انسان بخاطر عقاید مذهبی و الهی و دینی، نه گرسنگی می فهمد نه تشنگی! حتی جان خود را هم تقدیم می کند. لذا آنها ییکه با متر (گوریل باهوش)، ایرانی ها را اندازه می گیرند، تعجب می کنند! همین امروز استادی از انگلیسی باشان، در نهمین همایش آسیب های منابع انسانی، در دانشگاه الزهرا س، افاضه می فرمود!: من تعجب می کنم که مردم ایران، با این حقوق کم چطور زنده اند؟ چطور اینهمه با انگیزه کار می کنند! وی می گفت: حقوق پایه ایران 16میلیون ریال است، که تقریبا صد دلار می شود! در حالیکه در دنیا کمتر از چهارصد دلار در ماه، هیچکس کار نمی کند! یعنی زندگی او نمی چرخد. طبیعی است که این احمق ها که: با پاهای مصنوعی انگلیسی ها راه می روند، نمی توانند پای دونده و پرقدرت ایرانی را، تجزیه وتحلیل حرکتی کنند. آنها نمی دانند که کار کردن عبادت است! هرکس برای روزی خود و خانواده اش، کار کند مانند مجاهد در راه خداست. آنها نمی دانند که مردم ایران، با خدا معامله می کنند نه با دولت، یا کار خانه دار و سرمایه دار! با اینکه دهاتی هستند، ومی گویند در قدمگاه نیشابور بدنیا آمدند، ولی آنقدر شیفته مازلو ها و پاولوف ها و فروید ها شده اند، که چیزی از غیر از ان در ذهن شان فرو نمی رود.  در حالیکه مردم ایران را، باید بر عکس جدول مازلو بررسی کرد! یعنی اول احترام، موقعیت اجتماعی و معنویت می خواهند، بعدا به غذا و نیاز های فیزیولوژیک فکر می کنند. امام خمینی قبلا هم گفته: اقتصاد مال خر است. یعنی خورد وخوراک را زیر بنا قراردادن، انسان را با حیوانات یکی می کند. الاغ هم تا موقعی که علف نخورد، کار نمی کند بعد که علف خورد، جفتک هم می اندازد! ولی انسان ایرانی و اسلامی، یک ماه روزه می گیرد! همه خوراکی ها را کنار می گذارد. این اقا، چون در ایران نبودند نمی دانند که: در اوایل انقلاب که هنوز: یقه سفید ها حاکم نشده بودند، مردم شبانه روز و بدون حقوق کار می کردند! به دستور امام خمینی از همان اول انقلاب، در کشاورزی خودکفا شدیم! ولی یقه سفید های انگلیسی باش! یا آمریکایی باش، برای اینکه دلار ها را به جیب آمریکا و انگلیس بریزند، آنقدر وارد کردند تا همه کشاورزان را ورشکست نمودند. حالا هم برای ورشکست کردن کشاورزان، جلوی صادرات را می گیرند. زیرا تولید در ایران به اشباع رسیده! و اگر صادر نشود همه تولیدات در زمین خواهد ماند. تعطیلی کارگاهها یا کار کردن با ظرفیت کم، از نظر آنها یعنی ورشکستگی! ولی از نظر ایرانی یعنی اشباع بازار، و ممنوعیت صادرات. یعنی آنقدر کار خانه وجود دارد، و تولیدات زیاد است که :نیازی به تولید آن کارگاهها نیست!(بازار و خریدار ندارد).  ولی آنها واردات با دلار دولتی را، بمثابه دامپینگ ضد ایرانی می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : کدام مدیریت منابع انسانی؟،
لینک ها :
سه شنبه 18 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

هر امام زاده ای در ایران و جهان، شحره نامه دارد زیرا بر آنان واجب بوده که: اصل و نسب خود را حفظ کنند. لذا به همین جهت الان 200میلیون سادات، در جهان شناسایی شده، که فقط 5میلیون نفر ان در یمن هستند. همه آنها خود را از اولاد امام حسین ع می دانند، و الحوثی همان الحسین است، که برای تقیه تغییراتی در آن داده اند. حتی ملکه انگلیس از نوادگان پیامبر، و از نسل امام حسن است. لذا در انگلیس و آلمان و اروپا و آمریکا هم، پراکنده هستند. افعانستان قبیله مهمی بنام سادات دارد، کشمیر که همگی از اولاد امام جعفر صادق هستند. سادات هندی اولین گروهی بودند که: توانستند علنا به نسب خود افتخار کنند. در عراق و سوریه و ترکیه، حتی در کردستان ایران و عراق هم، حسینی زیاد است که خود را از اولاد و: نواده های امام حسین ع می دانند. عربستان که منبع این شجره طیبه است. فقط مقبره دوهزار نفر، در قبرستان بقیع بوده که تخریب شده! در راس آنها چهار امام معصوم قراردارند. امیدواریم روزی دنیا احساس مسئو لیت کند، و آنجا را بازسازی کند. و یک تبار نامه واحد، برای  همه آنها تهیه نماید. زیرا همه سادات به نوادگان پیامبر نسبت داده می شوند، لذا ریشه اصلی آنها پیامبر است. و مطابق فرموده قران، شجره طیبه هستند که اصل آن ثابت است، و شاخه های آن در آسمانها. اخیرا سازمان اوقاف برنامه هایی برای: این کار درنظر گرفته و با: مراکز پژوهشی قراردادهایی را بسته است. ولی باید برای آن نقشه راه تهیه کرد. همه امور را مهندسی نمود، تا زودتر به نتیجه برسد. البته کار بسیار ساده است، ولی حجم آن بسیار بالا است. چون به تجمیع شجره نامه، تحت عنوان نور واحد، از ابتدا اهمیت داده می شد. پیامبران در سراسر جهان، از نور واحد هستند. اولاد پیامبران هم مشخص هستند: مانند بنی اسرائیل که همگی، از اولاد حضرت یعقوب( فرزند دوم حضرت ابراهیم) هستند. و قریش که همه از اولاد اسماعیل (فرزند اول حضرت ابراهیم). در زمان حضرت علی ع برادرش عقیل، تخصص در امور انساب داشت، و همه را با چند نسل از: پدرانشان یاد می کرد. شاید معروفترین کتاب که به این موضوع پرداخته، کتاب منتهی الامال شیخ صدوق، در قرن چهارم هجری است  در کتاب منتهی الامال نوشته شده که: چهل نسل پدران حضرت محمد ص، به حضرت آدم می رسد! و نام آنها به ترتیب ذکر شده است. بعد، فرزندان حضرت محمد ص و نوه هایش را نوشته، و تعداد اولاد آنها را ذکر می کند. در اصول کافی هم، برخی شجره اصحاب نوشته شده است. اما اخیرا کار های مهمی صورت نگرفته. مدتی حضرت آیت الله مرعشی، به این کار ها رسیدگی می کرد، بعد از رحلت ایشان، آقای سجادی نامی ادامه داد ولی رها شده است. در حالیکه امروزه در عصر انفجار اطلاعات هستیم، به راحتی می توان 11هزار امامزاده در ایران را تجمیع کرد. باکشورهای دیگر هم تعاملاتی داشت، تا همه اسناد موجود یکپارچه شده و: شجره نامه اصلی و واحد؛  که شامل تمامی نوادگان پیامبر باشد، تهیه شود.  البته در این پروژه باید همزمان جلوی: انحراف به چپ و راست گرفته شود. نه زیاد سهل گرفت، که افرادی بدون تناسب در داخل شجره باشند، و نه آنقدر سخت که افرادی مثل ملکه انگلیس را، طرد کرد با اینکه شجره محکم و مفیدی دارد. طبیعی است این شجره واحد، خیلی منظم و با نرخ تصاعدی یکنواخت نخواهد بود. زیرا در برخی زمانها، کشتار های دسته جمعی از سادات انجام می شد! و آمار آن کمتر خواهد بود. و در برخی زمانها سادات، فضای بهتری برای زندگی داشتند که: آمار ان بالاتر می رود. مثلا در زمان امام رضا ع که تا حد: ولیعهدی قدرت جایگاه داشت، سادات موسوی و رضوی بسرعت رشد می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تجمیع شجره نامه ها،
لینک ها :


( کل صفحات : 328 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :