ندای ماهین
پیاده روی جهانی به سوی قدس شریف
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

هر شهر مانند هر انسان، روح و کالبد دارد و برای خود، داده ها و ستاده هایی را تعریف کرده است. اگر شهردار یا مسئولین شهری، مانند پدر یک خانواده، فردی متعهد و فعال باشند، در آمد های شهری بر هزینه های آن افزایش یافته! و شهر ثروتمندی خواهیم داشت. واگر به دنبال تنبل کاری و پشت هم اندازی و: مچ گیری باشند شهر فقیری خواهد بود. که حتی زباله هایش را کسی جمع نخواهد کرد. برای مدیران فعال و خوش آتیه، شهر، گنج چندلایه است: لایه های انسانی لایه های زمینی، زیر زمینی و هوایی و بین المللی! شهردار میتواند از ترافیک دالان هوایی شهرش، عوارض بگیرد زیرا مردم آن شهر هستند که: آلودگی صوتی و هوایی شهر را باید تحمل کنند. پرندگان آهنی که باید عوارض بدهند، پرندگان غیر آهنی هم باید مالیات بدهند. بسیاری از روزی انسان در هوا است(و فی السما رزقکم). مرغان هوایی انواع و اقسام شکاری و عادی، زینتی و فرایندی دارند. از گنجشک و سار گرفته تا کبوتر و لک و لک.. همه حلال گوشتهای آن برای فروش: گوشت شکار و حرام گوشتها نیز برای پرندگان: تزئئینی دارای در آمد پایداری هستند. در روی زمین هم نعمت بسیار زیاد است. بجای کاشت چمن یا درختان بی ثمر، میتوان یکی از شغل های شهرداری را، باغداری تعریف کرد. در شهر هزار باغ تهران، این جنایت است که مثلا درختان توت، در فرحزاد یا طرشت و تهرانپارس بمیرند، و بجای آن سپیدار یا کاج سبز شود! که جز هزینه نگهداری خاصیت دیگری ندارد. در همه شهر های دنیا، ابتدا باغ ها زندگی می کردند! تمدن یکی از وظایف خود را نابود کردن: باغها تعریف کرد و قرن هاست که نسل باغ ها را آتش می زند. تا از آن آثاری نماند و: همه را تبدیل به باغ آهن و گچ و سیمان می کند. تا ثروتمند جلوه کند. اگر هیچ توسعه یا تغییری هم ندهیم، در تمام شهر های شمال، مرکبات، در خیابان ها در پای درختها می میمرند! در شهر ارومیه سیب های درختی با بی احترامی تمام، با بیل و کلنگ جابجا می شوند، و بسیاری از آنها در پای درختها دفن می شوند، یا پوسیده می شوند. در شهرهای جنوبی خرما و کنارک، این حالت را دارند که: با یک برنامه ریزی کوتاه مدت و فوری شهرداری ها، منبع در آمد پایداری تشکیل می شود، شهروندان هم دعاگو می شوند. ممکن است امروز که در ختها را هرس می کنند، ضایعات آن را نتوانند به پول تبدیل کنند! ولی کارخانجات چوب بستنی و فیبر، و منتظرند آنها را به قیمت بالایی بخرند. هوای آلوده شهری یک معضل است، ولی در عین حال گنجی تمام نشدنی برای: شهرداری محسوب می شود: با تعبیه برج های تهویه هوا در: نقاط آلوده تر میتوان خروجی تولید: شمش سرب داشت. کار های آموزشی و فرهنگی و سینمایی، در سراهای محلات، یا مسابقات ورزشی محلات همه میتوانند: یک فرصت در آمد زایی باشند، نه در آمد سوزی! متاسفانه شهرداران به دلایل مختلف، از ورود به این نوع کار ها منع می شوند. یا خودشان وارد نمی شوند. یکی از موارد آن ترس از دو پارچه شدن: مدیریت شهری است. مخصوصا در شهرهای بزرگ، مسائل سیاسی از مسائل اقتصادی مهمتر است. لذا وابستگی شهرداری ها به کمک های دولتی، زمینه پاسخکویی آنها را فراهم می کند. از این رو هرچه دولتها به شهرداری ها، بیشتر بدهکار باشند! اعمال خط مشی بیشتری می کنند. ولی اگر شهرداری، دارای درامد پایداری برای خود باشد، از دریافت خط مشی های دولت مرکزی، بی نیاز خواهد بود. در سیستم های حکومتی باز، این اعمال شدیدتر است و: وابستگی مالی بجای وابستگی حزبی عمل می کند. در سیستم های بسته، احزاب یا دولت مرکزی، مانع از استقلال شوراها یا: شهرداری ها می شوند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : در آمد های پایدار شهری،
لینک های مرتبط :

بسیاری از آمار گیری ها، علیرغم دقت های بالا، به نتایج درستی نمی رسند و: منتج به نتیجه نمی شوند! مثلا آمارها نشان می دهد: مردم ایران سه برابر همه دنیا، مواد غذایی و حامل های انرژی مصرف می کنند. ولی در تحقیق میدانی می بینید: همه چیز گران است و: کسی تمایل به خرید ندارد. بازار خراب است! کارگران بیکار و در آمد ها، زیر خط فقر اختلاف طبقاتی شدید، ضریب جینی هرسال بیشتر می شود. آمار ها نشان می دهد: بانک ها همه ورشکسته هستند: بیمه ها به قاعدگی رسیده اند، بورس هم  وابسته به سوبسید های دولتی روزگار می گذراند. آمارها از یکطرف می گویند: خشکسالی است و کشاورزی از بین رفته! بیابان همه ایران را فرا گرفته و: بحران آب ابر چالش ایران است. بلا فاصله از طرف دیگر می گویند: کشاورزان بالاترین محصول را تولید کردند و: تحویل سیلو ها داده اند، ولی هنوز قیمت مصوب را دریافت نکرده اند! و هرسال با این کمبود منابع آب، دریاچه های مصنوعی و استخرهای بسیار ساخته می شود! مردم در زمستانها هم تفریح را ازدست نمی دهند، حتی بعد از استخر و جکوزی و ماساژ، اشتهایشان باز می شود و سراغ فست فودها می روند! ناکارایی نظام آماری هم نباید جدا از: ناکارایی سیستم مدیریت غربی دانست. زیرا آمار مثل یک تکه نان نیست که: یک نانوای شریف صبح زود بیدار شود، با دستان تمیز ارد را خمیر کند: در تنور بگذارد و داغ و تازه، تحویل مشتری و در حضور مشتری باشد. در نظام آنفور ماتیک، قبل از همه، المان هایی وجود دارند که خودشان هویت ندارند. برخی نوشته های آماری، لاتین است برخی یونانی و برخی انگلیسی یا آمریکایی! چین همه را جدا کرده. روسیه برای خود سفره ای جداگانه دارد. در ایران هم بستگی به تحصیلات آقایان: در آمریکا و یا روسیه و چین، ملقمه ای عجیب است. مسئولان آنفورماتیک ایران، هر دوره فرق می کردند از فرانسه رفته، هندوستان تحصیلکرده تا تگزاس و آی یو. همه هم می گفتند: حرف ما درست است، و بقیه اشتباه می کنند. با رفتن هر مسئولی، کلی فرمول دور ریخته می شد، و کلی فرمول در دستور آموزش قرار می گرفت. کلمه از این ببعد، آزار دهنده ترین کلمه سازمان آمار می شد. پرسنل مربوطه هم، هیچکدام را نمی شنیدند و کار خودشان را انجام می دادند! تا بتوانند سر هرماه حقوق خود را دریافت نمایند. بانک مرکزی و صنعت و معدن و تجارت، آموزش و پرورش و دانشگاهها هم که: ساز خودشان را می زدند. در این سروصدا و بگیر وبندها هم، آمار ها سربه نیست می شدند! آمار های جدیدی زایده می شد. الان عده ای از مسئولین می گویند: کسی کشته نشده، ولی امیدی ها پیگیر پرونده بازداشتی ها هستند. آیا بازداشتی وجود دارد؟ ندارد ؟ تعداد آن چند تا هست؟ چه کسانی هستند؟ می بینیم هیچکدام از این ها جواب ندارد. آن همه سازمان های عریض و طویل آماری، بدون آمار هستند. از نظر ما همه چیز آمار دارد، و معلوم است فقط باید آمار دهنده را بشناسیم. اگر فرمانده سپاه می گوید: آنها با توهم کشته سازی آمده بودند، خوشبختانه کسی کشته نشد، باید این حرف را پذیرفت. از آن طرف هم اگر حزب امید به دنبال: سرنوشت بازداشتی ها است، باید فهمید که این همه سرو صدا، از گور خودشان بلند شده! و اگر آنهایی که باز داشت شده اند، اقرار کنند همه چیز روشن می شود. این روش را ما می گوییم: آمار گیری منتج به نتیجه، یا عملیات معطوف به هدف. ملت ایران بدون هیچ ادعایی، به دنبال عملیات معطوف به هدف است. و به شانتاژ رسانه ها هم کاری ندارد. وجود اینمهمه سازمان های خیریه، نشان می دهد هیچکس گرسنه نیست، و آمار های دیگران غلط است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آمار منتج به نتیجه،
لینک های مرتبط :

از انجا که هر ویروسی، آنتی ویروس دارد، مدیریت نیز دارای ضد خودش است. از نظر اصول علمی، بین مدیریت یا سوء مدیریت و یا انواع دیگر مدیریت، هیج فرقی نیست! زیرا همگی برنامه ریزی سازماندهی، صف و ستاد و سلسله مراتب را دارند. حتی اهداف را مثل همدیگر تعریف می کنند! و خود را برای اجرای آن ذیحق میدانند. در واقع تضاد مدیریت ها، برای آن است که زیربناها، یا سیستم ارزشی آنها بایکدیدگر فرق می کند. در قران این دونوع را، ولایت الهی و ولایت طاغوتی تعریف کرده است. البته برای مشمول عام بودن در همه زمانها، ولایت شیطان نیز گفته شد. ولایت شیطان یعنی تصرف در: روح و جسم افراد تحت پوشش، بطوریکه بتواند آنها را به انجام کارهای مورد نظر وادار کند. لذا مدیریت در این دیدگاه فقط دستور: کاغذی نیست که اجرا شود یا نه. ولایت مقابل آن، یعنی ولایت الهی هم همینطور است: کسی که ولایت خدا را پذیرفت، روح و جسمش را در اختیار ش قرار می دهد، و دیگر به هیچ چیزی فکر نمی کند. نتیجه این ولایت ها، عینا به دیگران نیز منتقل می شود. ولایت امیر المومنین بر جهان، یعنی قدرت تصرف و تغییر در: ارکان جهان است، به این سادگی نیست که یکنفر بیسواد، در میان مردم عرب و بدوی، بتواند کاریزمایی داشته باشد که: تاریخ را تکان دهد! قران می فرماید اگر همه ثروت های دنیا را هم، خرج کنی چنین امکانی ندارد. برای همین است که آمریکا یا: اسرائیل و آل سعود فکر می کنند هرچه پول: بیشتری پخش کنند، نفوذ بیشتری خواهند داشت! شیطان اصلی هم، ولایت بر مردم را، از خدا تقاضا کرد یعنی گفت: من چند هزار سال عبادت کردم، پس اجازه بده کارهایی بکنم! و خداوند تا پایان تاریخ، به او اجازه و در پایان تاریخ، امام زمان گردن او را خواهد زد و: دنیا از دستش راحت می شود. در زمان پیامبر، ضد مدیریت، به صورت: مشرکین کفار و منافقین، ظاهر شدند! کار آنها جنگ یا قتال با پیامبر بود. اما نمی توانستند با همان چهره، در زمان حضرت علی هم ظاهر شوند، لذا در زمان علی به گفته خود ایشان: قاسطین و مارقین و ناکثین بودند. و کار آنها ایجاد فتنه بود. قران می فرماید فتنه از کشتار بدتر است. زیرا همه این سه جنگ زیر سر معاویه بود، معاویه هم می گفت من از حضرت، به حکومت لایق ترم. پس عنصر فتنه هم مانند عنصر اصلی جنگ، خود برتر بینی است. در زمان ماهم فقط همین عنصر، باعث ایجاد سه مرحله فتنه شد! سه رئیس جمهوری که منتظر بودند: مانند آیت الله خامنه ای، پس از پایان ریاست جمهوری شان رهبر شوند! و خود را برای اداره کشور مناسب تر می دانستند: هاشمی رفسنجانی که به زبان هم گفته بود که: ما خودمان ایشان را رهبر کردیم! یا گفته بود من از ایشان بزرگترم. خاتمی هم که بارها اشتباهاتی را به: سیاست های نظام نسبت داده و: درفتنه 88هم موسوی را کاملا حمایت کرد. و نظر شورای نگهبان را نپذیرفت. احمدی نژاد هم صراحتا گفت: آیا اگر کسی مخالف: نظر رهبری باشد باید بمیرد!  لذا می بینیم در امر مدیریت، همگی صاحب تجربه هستند. بقول جهانگیری: من رده های مدیریتی را بطور کامل طی کردم، و حالا وقت آن است که رئیس جمهور شوم. اما یک چیز را فراموش کردند: که مدیریت اسلامی یا الهی، مدیریت خود خوانده نیست. یعنی هرکس نمی تواند: گواهی دوره های مدیریتی را ردیف کند، و بخواهد رهبر شود! رهبر در ایران توسط مجلس خبرگان انتخاب می شود. خبرگان هم فقط یک نفر را تا کنون انتخاب کرده است. پس بقیه رهبران خود خوانده هستند، و همین عنصر اصلی فتنه است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مدیریت و ضد مدیریت.،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 دی 1396 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

همانطور که بر آمدن انرژی از زیر زمین، که بنام زلزله است، پس لرزه دارد، سقوط هر شی از بالا هم، پس لرزه دارد! این پس لرزه نیز:چهار معادله دارد : معادله اول: جسم ساقط شونده سنگین و حجیم باشد، زمین یا جایگاه سقط هم محکم و سفت است! فاز پس لرزه بصورت موج خواهد بود، و آسیبی به کسی نمی رساند! اما:  ساقط شوند جسم سخت ولی مسقط آن نرم باشد، در داخل زمین شکاف ایجاد کرده، و در آن فرو می رود. و فقط به ساکنان همانجا و: شاید اطرافیان ضرر بزند. حالت سوم هردو نرم باشند: مانند سقوط آبشاری! پس از چند دقیقه یکی می شوند، البته رنگ هرکدام قوتر باشد، به رنگ مسلط تبدیل می شود. اما معادله چهارم: سقوط یک جسم سبک بر: زمین سخت است مانند: کوبیدن توپ بر زمین فوتبال، که ممکن است دو سه باری، اوج بگیرد ولی هربار ضعیف تر می شود. علت اینکه در مکانیک، به روشهای دیگر توجه نمی شود، یا از آن بحث نمی شود، به دلیل گرایش شدید به مصالح ساختمانی است. و همواره نقش باد را در این سقوط، امری حتمی فرض می کنند که: طبیعتا ساقط شونده همیشه مقصر شناخته، و محکوم به مرگ است. در سیاست هم همینطور است: اغلب تصور بر این است که مثلا اگر داعش، سقوط کرد حتما سبک بوده! زمینه هم سخت با او مقابله کرده، در حالیکه دلایل سقوط داعش، همه را در بر دارد. زیرا(1) ابتدا محکم ظاهر شدند تا بگویند: سقوطی در کار نیست :(2) مطابق قانون دوم: در میان مردم فرو رفته باقی می مانند! اما دیدند زمین سفت است، و آنها مطابق معادله اول فقط موج ترس ایجاد کردند. (3) در اواسط کار کمی نرم شدند، در مذاکرات حاضر شدند! با مردم زیر مجموعه، رفتار بهتری کردند، تا بگویند قابل اختلاط با مردم هستند، اگر مردم هم نرم شوند! بصورت معادله سوم قابل ابقا میشوند. (4) معادله چهارم با گشتاور: نیروهای درونی و بیرونی، آنها را مانند توپ به زمین کوبیده! که برخاستنی در کار نیست. به همین دلیل بلافاصله شایع کردند: البغدادی در زندانهای آمریکا است، که قرار است آزاد و برگردد! یعنی انرژی یا کار جدیدی وارد مدار کردند! تا اوج جدیدی بگیرند. این را ما پس لرزه سیاسی می نامیم! مشخصه این پس لرزه معکوس عمل کردن آن است! یعنی لرزه انداختن به جان خودشان! مثلا شایع کردند که همه داعشی ها جهان، بلیط سفر به تهران دارند! هر روز از افزایش تعداد آنان در: استانهای محروم گفتند. ولی همه پوچ و باد هوا بود! گفتند افغانستان مرکز فعالیت داعش جدید شده: که به مرز ایران نزدیک می شود! پاکستان را به حمایت از تروریسم تبلیغ کردند تا ایران فکر کند تنها مانده. اما رئیس ستاد ارتش پاکستان گفت: ما خود را برای مبارزه با: آمریکا آماده کردیم. می بینیم این آشوب طلبی ها، در ایران و همسایه ها نتوانست: خواسته آنها را بر آورده سازد! اوج آن، فوری تبدیل به حضیض شد. و فرکانس حیاتی شان روبه افول رفت، و صدای دستگاه مرگ هم بلند شد. حمله هوایی به غزه و یمن، صدای دستگاه مرگ آنها بود. ارتشی که روزی: صد میلیون عرب را شکست داد، و یکمیلیارد مسلمان را داغدار کرد! حالا فقط می تواند دزدانه، به شهر بی دفاع صنعا، یا غزه حمله کند. نتانیاهو و آل سعود قبل از این آشوب ها، گفته بودند کار دولت ایران تمام است. و حالا برای اینکه افکار عمومی را فریب بدهند، یا کاری کرده باشند، فقط مردم بی دفاع یمن و غزه را می کشند. زیرا فکر می کنند که کشتن: حتی یک کودک از انان غنیمت است! چون همین کودکان، فردا بزرگ شده اسلحه بدست میگیرند و: خط مقاومت را ادامه می دهند!اما آنها بدانند: یمنی ها و غزه ای ها، بهترین زندگی را دارند! و آن، آزادی از دست اراذل و اوباشی چون: صهیونیست ها و ال سعود است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در اصول مدیریت علمی، اثبات شده که هر مدیری از آغاز مدیریت خود، با حداقل چند بحران روبرو است: اولین و مهمترین آن بحران هویت است. یعنی به محض اینکه حکم مدیریت گرفت، در میان کسانی می رود که: او را نمی شناسند و یا در این رده، او را قبول ندارند! لذا اگر بتواند براین بحران مقابله کند، خوشحال نباشد! زیرا بحرانهای بعدی در راه هستند. اما حل هریک از این بحران ها، مانند هفت خوان رستم در شاهنامه، باعث ماندگاری نام و نشان و ایده او خواهد بود. البته تا آخرین بحران، مدیر تنها خواهد بود! مانند رستم که به تنهایی، با همه خوان ها مبارزه کرد و: یا مانند حضرت علی ع و ابوذر، که تنها ماندند زیرا اطرافیان و زیردستان مدیر، دو دسته هستند: دسته ای که خود را بالاتر از مدیر، یا همطراز او می دانند! لذا او را تنها می گذارند که شکست بخورد و: پست مدیریت را قبضه کنند. دسته دوم که خود را در حد مدیر نمی دانند، برایشان تفاوتی نمی کند: چه کسی مدیر باشد. یعنی اگر او را کمک کنند، بعد تغییری حاصل شود، ضرر خواهند کرد. برای همین وسط جنگ از حضرت علی می پرسد: شما برحق هستسد یا آنها؟ زیرا رقبا هیچ راه نرفته را خالی نمی گذارند، یعنی اگر ببینند مردم از نماز خواندن علی ع، خوششان می آید خودشان را نماز خوان نشان می دهند! و در دراز مدت تبلیغ می کنند: علی ع نماز نمی خواند، بطوریکه وقتی حضرت علی را درمحراب عبادت شهید کردند، عده ای با تعجب می پرسیدند: مگر علی ع هم نماز می خواند؟ لذا نبوغ ذاتی مدیر و آن کاریزمایی که دارد، تنها راهنما و یاور اوست. و باید که بتواند مردم را با خود همراه کند، و بحران ها را یکی پس از دیگری، از سر بگذراند. انقلاب اسلامی به عنوان یک پدیده نوین، با سازوکارهای خودش پا به میدان گذاشت. و مانند هر پدیده نوینی مورد مقاومت: گروههای سنتی شد. البته گروههای سنتی که: خود را مافوق مدرن می دانستند! اما به هرحال متعلق به زمان گذشته و: قبل از انقلاب اسلامی بودند. معرفی برداشت نوین از حکومت اسلامی و: ولایت فقیه همه را دچار سردرگمی کرد، زیرا در گذشته چنین برداشتهایی نبود، که بتوانند با استناد به آن مبارزه کنند. همه حرفی که زده بود در زمینه جهان بینی و ایدئولوژی، جدید بود و جوابی نداشت! لذا بحران هویت انقلاب اسلامی، در ایران حل شد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. این موفقیت برای خیلی ها سنگین بود: زیرا منافع خود را از دست داده بودند: لذابه سراغ اولین گروه مرتجع! یعنی صدام رفتند و گفتند: با یک حمله ایران را فتح کند، و برای همیشه انقلاب اسلامی را ازبین ببرد، و برای این کار از هیچ کمکی فروگذار نکردند. ولی امام خمینی به تنهایی سکان هدایت را در دست گرفت، و با دستورات فرانظامی جنگ را بپایان بردند. پیروزی بر این بحران راه را برای جهانی شدن آماده ساخت. لذا دشمنان به فکر افتادند لا اقل: کمربند امنیتی دور ایران ایجاد کنند، تا بیش از این پیشروی نکند. اما در این دوران هم رهبر معظم انقلاب، یک تنه  با این بحران مقابله کرد، و در آخرین روزهای سال 2017با: نابودی کامل داعش، آخرین حلقه کمربند امنیتی دور ایران هم، ازبین رفت این پیروزی طبیعتا بزرگتر و: بالاتر از پیروزی بر بحران: هویت قومی ملی یا اسلامی بود. لذا قدرتی در جهان وجود ندارد که بتواند: عرض اندام نماید. طبیعی است که همانطور که رهبر کبیر انقلاب اسلامی و رهبر معظم انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و جنگ منطقه ای را پیش بردند، فقط باید با دیدگاه ایشان راه ادامه پیدا کند، تا انشاءالله بحران هویت جهانی اسلام، که با هدایت امام زمان عج است به ظهور ایشان منجر شود.( از پس لرزه های نابودی داعش هم نباید ترسید)



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مدیریت جهانی بحران،
لینک های مرتبط :

دکتر هاشمی وزیر بهداشت می گوید «قبلا بیماریهای واگیر دار باعث مرگ میلیونها ایرانی می شدند ولی الان80درصد مرگ ها بر اثر بیماری های خود گیر است» مثل پرخوری! پرخوری شیرینجیات باعث قند بالا و دیابت می شود که براساس اعلام منابع 5میلیون ایرانی دچار دیابت هستند و 5میلیون دیگر در حال ابتلا می باشند بالاترین نرخ دیابت هم به استان یزد متغلق بود که بخاطر قطاب و باقلوا و حلوا .. است. پرحوری در روغن ها مخصوصا روغن جامد به بیناری های قلبی عروقی می انجامد که نهایت آن سکته قلبی است. حالا چرا این موضوع برعکس شده است؟ چون قدیم ها نان گیر نمی آمد و شیرینی فقط مخصوص در باریها بود و مردم  از گرسنگی علف بیابان می خوردند و از تشنگی آب جوب میل می نمودند زیرا دولت علیه انگلیس همه گندم ها و مواد خوراکی را برای لشکریان استعماریش در ایران می کرد و اگر کسی نمی فروخت آنها را آتش می زد تا به دست آلمانها نیافتد نیمی از جمعیت آنموقع یعنی 14میلیون مردم از قحطی و بیماریهای واگیر دار مردند. الحمد لله با خیزش مردمی خداوند هم برکت را زیاد کرد و در دوران انقلاب اسلامی از یکسو بیماریهای واگیر دار از قبیل حصبه وبا تیفوئید سرخجه مالاریا و غیره از بین رفته و ریشه کن شدند و مرگ و میرهای بیمارستانی کمتر شد. با اینکه جمعیت هم زیاد شد ولی هرگز قحطی و کمبود نبوده و اگر روزی هم احساس کمبود می شد بلافاصله واردات انجام می گردید مانند موضوع تخم مرغ که در روزهای اخیر به بازیچه یک مشت نادان تبدیل شده و کویا اصلا تخم مرغ آماده ورود بوده است تا مردم احساس کمبود نکنند ممکن است به علت گرانی برخی ها قادر به خرید آن نبودند ولی کمیته امداد و سازمان بهزیستی و وزرات رفاه وظیف شان پوشش دادن این خانوار ها بوده است و دلیل موفقیت این طرح هم منتج به نتیجه بودن آن است بطوریکه مصرف شیرینی و مواد غذایی در ایران چند برابر متوسط مصرف شیرینی دنیا است در هیچیک از اقلام خوراکی یا پوشاکی نسبت پایین تر از سه برابر متوسط جهانی نداریم. البته اینجا باید به نقش هیات های مذهبی هم توجه کرد که در ایام محرم ماه رمضان و کلیه اعیاد و عزاداری ها سنگ تمام می گذارندو حتی اگر کسی  به هر دلیل نتوانست از این عذا استفاده کند به درب خانه او می برند و این را یک فریضه الهی برای رسیدگی به همسایه ها میدانند. حال باید منتظر بود هیجان مقابل آن هیجانات قحطی گذشته فروکش کند تا مردم به مصرف سرانه طبیعی قانع باشند. زیرا هنوز رعب و وحشت آن سالها از طریق پدر و مادر ها به فرزندانشان هم منتقل شده به همین دلیل تا صدای اعتراضی بلند می شود مردم به جای اینکه با نخریدن مقاومت نشان دهند برعکس به بازار ها می ریزند و باقیمت های بالا هم شده هرچه بتوانند می خرند و درخانه انبار می کنند. لذا تنها را ه حل مسئله این است که مردم از نظر روانی اشباع شوند و خطری را در جلو راه نبیند. لذا دولت بجای تهیه دستور های بهداشتی غذا دستور های روانی آرامش تهیه نماید. در واقع دولت نباید حتی به موافقین هم اجازه راهپیمایی و آشوب ندهد چه برسد به اینکه فریم خود را گشاد کند ولارج بازی در بیاورد و هر روز در گوشه و کنار این مملکت آشوب باشد. اینطور به نظر می رسد که شهردار تهران این موضع را فهمیده ولی فقط در بردهای تبلیغاتی می نویسند شهر آرامش و الا هرگونه سحن او در مصاحبه چالش برانگیز بوده و اگر مخالفان او بخواهند مانند اجمدی نژاد سیم قاطی کنند ببینید چه می شود اما به حمد الله این مملکت صاحب دارد و مردم بدانند انقلاب اسلامی برگشت پذیر نیست تا مادامیکه پرچم انقلا به دست بابرکت حضرت مهدی عج برسد



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دولتمردان به خوبی میدانند که: مردم از گرانی و تورم و امثال اینها، ناراحت نیستند بلکه آنها از بی عدالتی ناراحت هستند! که چرا قشر عظیمی از مردم، حقوق ماهیانه زیر یک میلیون تومان دارند، ولی نورچشمی ها و مسئولین، تا بیش از 230برابر حقوق می گیرند. تنها راه حل آن هم این است که :صندوقی درست شود و حقوق یکماه مسئولین، در آن صندوق باشد، تا به پرداختهای ضروری اختصاص داده شود. بنده خودم دوبار در زمان طاغوت، دستگیر شدم بار اول، با استفاده از امپول ها چند بار مصرف، به زردی مبتلا شده، بطوریکه همسرم هم مرا نمی شناخت! می گفتند آنتی ژن مثبت است، و فقط شش ماه مهلت زنده ماندن می دهد. البته با آزاد شدنم تحت مداوای سنتی قرار گرفتم: مثلا ماهی حوض را بصورت زنده، باید قورت می دادیم تا سم موجود در معده را، مکش کند. گرچه مرگ سراغ ما نیامد، ولی بخصوص همسرم بارها می گفت برو: ازمایش بده در ازمایشهای معمولی، نشان نمی  داد ولی آزمایش های انتقال خون، نشان می داد یعنی کیت های ازمایشی آنها کامل بود. لذا مجبور شدیم در سازمان بیماریهای خاص، پرونده بسازیم و همسرم هم در این مدت طلاق گرفت، و هنوز هم مرا می بیند می گوید زرد شدی! برو آزمایش بده. اما از هیچ گونه امکانات بیماریهای خاص استفاده نکردیم. علاوه بر آن وقتی فاو به دست رزمندگان اسلام افتاد، ما را هم آنجا اعزام کردند، امکانات بسیار کم بود! به من بجای لباس نظامی بادگیر داده بودند. لذا وقتی که شیمیایی شد، ما هیچ امکاناتی نداشتیم، والان سالها است که نفس تنگی دارم، ولی تابحال از هیچ امتیازی استفاده نکردم، تا شاید خدا شهادت را نصیب بگرداند. اما در این چهل سال چه افرادی را، ندیدم که با خون شهدا چه می کردند؟ چه امتیازهایی گرفتند. ممکن است عده ای حق شان باشد، ولی بیشتر آنهایی که از امکانات بالا برخوردار شدند، اصلا در مبارزه یا جنگ نبودند، و فقط از نسیم آن خود را باد می زدند: شهید رجایی همیشه به کابینه خود، نان و ماست می داد! اما وقتی موسوی آمد، همه چیز تغییر کرد. کسانی که در گوشه زندان ها از بین می رفتند، و به مدد همین مردم ازاد شدند، دست از کاخ نشینی برنداشتند. اصلا درد مردم را فراموش کردند. بعد هم گفتند این ژن مرغوب ما است، که اینطور از امکانات مردم، برای خود استفاده می کنیم. براساس یک آمار بیش از: یک میلیون نفر از مدیران دولتی و شرکتها، بالای ده میلیون تومان در امد دارند، که نیمی از آنها بالای صد میلیون: دستمزد و اضافه کار و حق ماموریت می گیرند. لذا اگر فقط یکماه حقوق اینها به صندوق واریز شود، چیزی حدود شش هزار میلیارد تومان، موجودی صندوق می شود یعنی یارانه یکسال مردم، که با این پول، کل طلب مردم از بانکهای منحله پرداخت می شود. و بعدا اگر دادگستری توانست اموالی را زنده کند، به آنها پس بدهد. این امر برای خودشان خوب است، مردم میدانند که: اینها دست از در امد های میلیاردی برنمی دارند، قانون را هم دور می زنند، ولی حداقل برای حفظ موقعیت خودشان هم شده، این کا را بکنند. زیرا معلوم نیست این آتش زیر خاکستر، کی دوباره فوران کند و: حتما نه مورد تایید دولتمردان خواهد بود، و نه به نفع عربستان و اسرائیل و آمریکا! و عاقبت خواهند دید پولی را که با رضایت خاطر خود، ندادند به زور از آنان گرفته می شود. ممکن دوسه روزی با اتهام جاسوسی برای: امریکا یا عربستان یا پول گرفتن از: وهابی ها بهائیان و اسرائیل، مردم عقب نشینی کنند، ولی این سلاح کهنه ای است، زیرا که سالها است غارتگران بیت المال، به این بهانه ها هر روز در آمد خود را بالاتر برده اند، ولی بالاخره مردم هم خدایی دارند و: اگر مسئولین خوب عمل نکنند به غصب الهی گرفتار می شوند، و به جایی پرتاب می شوند که: فرعون ها و قارون ها رفتند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سخنران پدافند سایبری گفت: ما برای رتبه گرفتن، باید به قانون آنها پایبند یاشیم، والا می بینیم که سنگاپور یا مالزی و عمان، از ما جلوتر هستند. واقعا باید این مسئله حل شود: و درست هم حل شود، ما باید بدانیم سیستم سایبری این کشورها، را آمریکا می دهد و: حریم خصوصی در این زمینه هم وجود ندارد. یعنی همه اطلاعات سایبری و: برنامه های پدافندی آن، با اطلاعات کامل در اختیار آمریکا است. اما ایران درست بر عکس است، همین تظاهرات و نا امنی های اخیر، کاملا سایبری بوده و تلگرام و اینستاگرام، نقش بسیاری داشته اند. لذا وقتی اطلاعات باز باشد و ایران رو بازی کند، باید همه برنامه پدافندی خود را، به آمریکا بدهد و نتیجه آن می شود که: به موقع ضربه خود را وارد می کنند. همین الان آمریکا اعلام کرده اینترنت رایگان، به ایران می دهد تا مانع فیلترینگ شود، ولی آیا توانست؟ راه دیگری وجود دارد و آن، مهندسی معکوس است یعنی وقتی پدافند سایبری ایران، به قدری قوی است که همه آفند ها، را دفع می کند پس در رنبه بالاتر: از همه قرار دارد. لذا از این دیدگاه یعنی روش: منتج به نتیجه، ایران در همه زمینه ها رتبه یک را دارد: در زمینه ها نظامی آمریکا 7تریلیون دلار، در عراق هزینه کرد تا به ایران بیاید، ولی حالا خودشان اعتراف دارند که: کار احمقانه ای بوده. در زمینه های اقتصادی سال ها ایران را تحریم کردند، ولی ایران توانست روی پای خود بایستد، و نیازهای خود را تامین کند، تا جاییکه دیگران هیچ کاری نتوانستند بکنند. در زمینه سیاسی و مدیریت اجتماعی، همیشه متکی به مردم خود بوده، لذا عناصر وابسته فقط چند روزی از: غافلگیری سایبری استفاده می کنند! در زمینه های فرهنگی با اینکه، ابزار و لشکر رسانه ای غرب را ندارد، ولی طوری بازی کرده که: ابزار و سایل آنها وسیله: تبلیغ فرهنگی ایران شوند. اغلب جاهایی هم که ضربه خورده، به بهانه همین شفافیت بوده! مثلا احمدی نژاد به همراه دانشمندان اصلی: هسته ای در تلویزیون ظاهر می شود، بلافاصله آن افراد ترور می شوند. ویروس استاک نت را کسانی به ایران وارد کردند که: به بهانه بازدید از سایت های هسته ای، از سوی سازمان ملل یا سازمان انرژی اتمی، وارد تهران می شدند. همین تظاهرات و تجمعات مردمی هم، ساده اندیشی برای شفافیت بوده! زیرا چند روز قبل شهردار تهران اعلام کرد: ما باید پارکهایی برای اعتراض مردمی تعبیه کنیم! واقعا اگر نمی دانید مردم چه می خواهند، باید فاتحه شما را خواند، و اگر می دانید چه نیازی به این گفته دارد؟ فقط نشان می دهد خط دادن برای اعتراض های ضد نظام است. یا اینکه وقتی به نمایندگان مجلس گفته می شود: مردم را برای تجمع جلو درب مجلس دعوت نکنید، می گویند پس کجا باید بروند؟ یعنی فهمیدن حرف مردم اینقدر مشکل است؟ که باید تجمع کنند تا شنیده شود، و یا نظر دیگری پشت این برنامه است؟ طبیعی است که مردم راههای محتلفی: برای پیگیری مطالبات خود دارند، مثلا کسانی که در بانکهای ربوی، با سود های غیر قانونی، پس انداز کردند خودشان مقصرند، و نباید دیگران را به این مهلکه بیاورند. این حرفی که میزنند: ما به اعتبار بانک مرکزی، در آن سپرده گذاشتیم، دروغ محض است زیرا سود اعلامی: بانک مرکزی 12درصد بود، ولی این آقایان تا 22درصد هم سود گرفتند، به قول شاعر جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود؟ هر عاقلی میداند که: بانکها اینهمه سود بالا را، از خانه پدری و یا ارثیه نیاودند، بلکه کلاه به کلاه می کردند، حالا اگر از بدنه دولت کسانی هستند: دوست دارند این اعتراضات ادامه پیدا کند، به همین جا می رسد که شیشه بانکها را بشکنند، و به ارکان نظام توهین کنند، تا این عده طرفدار فتنه، بتوانند عقده سال 1388را بازکنند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 255 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :