ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

زمان آن فرا رسیده تا: آمریکا و اروپا را دوباره فتح کنیم! دموکرات های آمریکا، جلیقه زرد های اروپا و مردم غزه نیاز به کمک دارند. باید صدای آنها را شنید، و در مقابل زور گویان ایستاد! و بار دیگر تاریخ را از نو ساخت. پارلمان اروپا که در تسخیر نئولیبرال ها بوده، اکنون بر سر دوراهی است: نئولیبرالیزم را نمی خواهد ولی: آنها زور گو و قاتل هستند، تا کنون هزاران نفر را در زندانها اسیر کرده، یا در خیابان ها کشته و یا مجروح نموده اند. جلیقه زردها نیاز به کمک دارند، فریاد آنها را بشنوید و به کمک آنها بشتابید! و رژیم های نئولیبرال را سرنگون کنید. دموکراتهای کنگره در امریکا، سعی دارند جلوی تندروی کاخ سفید را بگیرند، ولی آنها هم زور گو هستند! بیش از یک چهارم آمریکایی ها را در زندان کرده، در خیابان ها کشته یا مجروح نموده اندً. باید به کمک آنها رفت و کاخ سفید را، بر سر زورگویان خراب کرد! مردم غزه از زور گویی اسرائیل، به خشم آمده و مواد آتش زا پرتاب کرده اند، ولی اسرائیل هم مثل اربابانش، زور گو و ستمگر است: هزازان فلسطینی را در زندان کرده، و یا در خیابان ها کشته، و مجروح نموده است، آنها هم به یاری نیاز دارند. به کمک آنها بروید و کنست را، بر سر نتانیاهو ودیگر مزدوران فرود آورید. مردم نگران عربستان نیز، قیام کرده اند ولی دولت آل سعود نیز، آنها را در زندان کرده و یا: در خیابانها می کشد و زخمی می کند. باید انقلابیون جهان بروند، و این رژیم سفاک را از بین برده! و ریاض را گورستان آنها کنند. چرا که مردم آنها همگی از یک: مرکز جهانی استکبار ستم دیده، و یارای مقابله نداشته، نیاز به کمک دارند (یا للملسمین).  دولت ها و افراد غیر انقلابی، که ترس از کمک دارند، بهتر است حداقل دست از خیانت بردارند. آنها فقط 25تریلیون از ایران دزدیده، به آمریکا برده اند تا آن را حفظ کنند! 750تریلیون دلار، به بانکهای سوئیس انتقال داده اند، تا پارلمان اروپا را زنده نگهدارند! در برابر تبلیغات اسرائیلی ها ترسیده، و20تریلیون دلار را، بوسیله یهودی ها و بهایی ها، به اسرائیل برده اند تا آن را محافظت کنند! در مقابل عربستان کرنش کرده! در اپک و جاهای دیگر عقب نشینی کرده، و اجازه داده اند تا 300تریلیون دلار نفت ایران، به جیب آل سعود برود! ای ترسو های خیانت کار! اگر به کمک مردم عربستان و اروپا و آمریکا و فلسطین نمی روید، و از گلوله و آنها می ترسید، لا اقل خیانت نکنید! از این به بعد نگذارید پول ایران، خرج ترمیم چهره این جنایتکاران شود. تاکی باید بانک مرکزی و دیگران، در فکر انتقال دلارها به آمریکا و اروپا باشند؟ به هر بهانه ای بخواهند: به آنها پول برسانند! آنها به فراریان و ضدانقلاب و سلطنت طلبها، کمک می کنند تا راحت تر، پولهای ایران را ببرند و در بانکهای: سوئیس مریکا و عربستان و اسرائیل بریزند. دنبال سویفت هستند، تا بهتر و راحت تر، دلارها را خارج کنند! بجای حمایت از سرقت های آمریکا و اروپا، برای یکبار هم شده، در مقابل آنها بایستند! بجای التماس کردن برای: برگرداندن داراییهای ایران، به دادگاهها مراجعه کنند. و اموال بلوکه شده و سرقت رفته ایران را مطالبه کنند.  هرچند که تنها راه برگرداندن: داراییهای ایران از بانکهای سوئیس و امریکایی، فقط جنگ است! آنها به زبان خوش، اینهمه اموال دزدی را پس نمی دهند! باید انگشتان آنها قطع شود، حکم اسلامی در باره آنها اجرا شود، تا دیگر کسی جرات نکند: به راحتی اموال تاریخی، طلا و دلارهای ایران را تقدیم آنها کند. و اگر نه در محضرتاریخ، محاکمه شده و مانند قاجار مفتضح خواهد شد. بیگانه پرستی آنها، ایران را به روسیه و انگلیس بخشیده، امپراطوری بزرگ ایران به 70کشور جدید تبدیل کرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : باید آمریکا را فتح کرد!،
لینک ها :
پنجشنبه 2 خرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

برخلاف شکل موجود، تولید ثروت یک راه حل غلط است! زیرا که فرماندهان تولید ثروت، کسانی هستند که می خواهند: آن را به غارت ببرند! در واقع بصورت علمی، سرمایه گذاران طرحها، کسانی هستند که عاقبت، اصل و فرع آن را به آمریکا، یا کانادا می برند! در اینجا ما با یک تناقض بزرگ روبرو هستیم: که اگر دقت نشود به تحلیل های نادرست کشیده می شود. اصرار بر واردات از یکسو، و اصرار بر صادرات از سوی دیگر، این تناقض را آشکار می کند. وقتی که دولت افتخار می کند که: امکانات واسکله های تخلیه: کشتی های بین المللی در چاه بهار را، هفت برابر کرده است! یعنی واردات در کشور هفت برابر شده است. بنابر این، آمار خودکفایی و عدم نیاز به واردات، همه دروغ شمرده می شود. از آن طرف هم، بخش خصوصی می گوید: شما نفت خام را به ما بدهید، خودمان صادر می کنیم و: پول آن را هم می گیریم، فقط شرطش آن است که: معادل آن(همه دلارها را در همان خارج بدهیم) کالا وارد کنیم. پس صادرات غیرنفتی هم، دروغ از آب در می اید. ارتباط نامناسب این دو، یعنی غارت اموال و تولیدات ایران.  زیرا هر دو طرف، به ضرر ایران است. کالایی که صادر می شود: اولا نوع مرغوب باید باشد! قیمت آن زیر قیمت بازار جهانی باشد، همه اینها به اقتصاد ایران ضربه وارد می کند. کالای وارداتی هم، باید کالایی باشد که طرف قبول کند: پول های نفت را بجای آن بردارد! یعنی ما نفت گرانقیمت را می دهیم، و به بهانه تحریم، کالاهای بنجل و حراجی را می خریم!(مانند کالاهای چینی یا هندی). برایند این دو یعنی غارت ایران. مورد مهمتر خروج دارایی های: بدون بازگشت از ایران است. فراری ها، ضد انقلاب ها، ودارندگان اقامت دوگانه، پناهندگان به اروپا، هرکدام بخشی از دارایی های ایران را مستمرا خارج می کنند. اختلاس گران هم، با کمک بانک مرکزی و بانکهای آمریکایی، بالاترین دزدی ها را از ایران می کنند. این هم یعنی غارت ایران. ترامپ با پول ایرانی ها روی کارمی آید! اگر کنگره به روسیه گیر داده، منظورش ایران است! یعنی می خواهد ثابت کند: ترامپ با پول سرمایه داران خط مقاومت، روی کار امده است. دلیل آن هم روشن است: در وعده های انتخاباتی ترامپ، همه اینها را می توان دید. اما بعد از ورود به کاخ سفید، لابی صهیونیست ها، به او فشار اوردند، تا همه چیز را فراموش کند. الان او و وزیر خارجه اش، هرچه نگاه می کنند، اطرافشان پر از ایرانی است! سرمایه داران بزرگ ایرانی، در حمایت از انتخابات، نقش آفرین بودند. مسئولین مهم بیشتر موسسات، ایرانی تبار هستند، حتی در ناسا 15هزار ایران مشغول بکار است. در اروپا و آمریکا، همه متخصصان و سرمایه داران، ایرانی تبار هستند. لذا هیچگونه مخالفتی نباید بکنند. اما می کنند! این هم یعنی غارت ایران. شاید بتوان گفت: مخالفت های زبانی ترامپ، فقط دلخوش کردن همسر یهودی اوست. اما خود ترامپ بیشتر به: سرمایه گذران ایرانی فکر می کند. زیرا در فکر غارت ایران است. البته بزودی خواهد دید که لابی صهیونیست ها، فقیر تر از ان هستند، که در دور دوم هم بتوانند، نقشی داشته باشند. لذا مسئولین ایرانی بدانند: که آمریکا فروپاشیده و اداره آن، در دست ایرانی ها است. به تهدیدهای زبانی انها مخصوصا: زر زدن های وزیر خارجه آمریکا توجه نکنند. اروپا هم میداند، خروج ایران از برجام، شیشه عمر شان است. لذا آن را سفت چسبیده اند. تحلیل های اشتباه، ممکن است در غارت ایران به آنها کمک کنند! کسی که پول نفت را می دهد و: مشروبات الکلی یا لوازم ارایش وارد می کند، با کسی که نان را از: سفره مردم بر می دارد و صادر می کند. هردو به یک میزان، به غارت ایران کمک می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تولید ثروت برای غارت!،
لینک ها :
چهارشنبه 1 خرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

جنگ روانی موجود همه چیز را برعکس نشان می دهد! از نظر فرماندهان این جنگ، آمریکا بزرگترین قدرت قرن است، و تا ابد خواهد بود، و می تواند با یک اشاره همه ایران را نابود کند! ولی واقعیت این است که آمریکا ترسیده، و اکنون موضع دفاعی یا انفعالی گرفته است. و می گوید اگر ایران حمله کند! ما از خود دفاع می کنیم. البته آنها خواهند گفت که این جمله نشان ترس یا انفعالی بودن آمریکا نیست، بلکه نشان انسانیت اوست که نمی خواهد حمله کند، و ایران را هم جنگ طلب معرفی کند. ولی اشکالی ندارد دروغ که حناق! نیست یک دفعه آدم را خفه کند. بگذار هرچه می خواهند بگویند، اما یک اصل ایرانی می گوید: دروغگو کم حافظه است زیرا فراموش می کند: دودقیقه پیش چه گفته! در حالیکه اگر حرفهای آنها را کنار هم بگذاریم، حرکت زیگزاگی دارد تا مثل: گربه مرتاض علی، همیشه روی پنجه روی زمین بیافتد. سالها بود که با اعزام ناو به خلیج فارس، می گفتند که ما به ایران حمله می کنیم! و آن را از بین می بریم و: رژیم جدیدی روی کار می اوریم. همه اینها اگر یادشان رفته باشد، فقط کافی است سری به ارشیو فاکس نیوز، یا هر خبرگزاری دیگر بزنند. با عکس و تفصیلات آنجاست: که دنبال بهانه بودند تا جنگ را شروع کنند. ولی حالا گربه عابد شده است! آنها فراموش کردند که بینی شان، به خاک مالیده شده است. کنگره آمریکا از ترامپ و دارو دسته اش، خواسته تا بروند و راجع به ایران توضیح دهند! اینهم جالب است: قبلا کنگره اصلا نیازی به توضیح نداشت، پشت سر ترامپ فرمان حمله را صادر می کرد: و می گفت ما نمی گذاریم ایران، به سلاح هسته ای دست پیدا کند! غافل از انکه قبلا همین شعار را هم برای عراق داده بودند: و توزرد از آب در آمد. البته آمریکا سالهاست که شکسته و فرو ریخته، ولی این شکسته بند های داخلی بودند، که آن را سرپا نگهداشتند! یکی از انها بانک مرکزی است: که  داراییهای ایران را رصد می کرد، به عنوان بیلان کار به صندوق بین المللی پول می داد! آمریکا به سراغ آنها رفته، از ورود آن به ایران جلوگیری می کرد! که باعث بالارفتن نرخ دلار می شد. دلار که در تمام دنیا ضعیف شده بود، در ایران دائما تقویت می شد. یکی دیگر وزارت امور خارجه بود! این دو ستونهایی بودند که: در اثر انقلاب هیچ ضربه ای ندیده، کماکان ماموریت خود را ادامه می دادند:  شاهد 17هزار ترور در ایران بودیم، همه تروریست ها هم به خارج می رفتند! ولی وزارت امور خارجه اصلا اقدامی نمی کرد. شاهد میلیارد ها دلار اختلاس و دزدی بودیم، که دزدان با افتخار تمام، به آمریکا و اروپا می رفتند و: بانکهای سوئیس را پر می کردند. یا سهام شرکت های ورشکسته را می خریدند، و اقتصاد آمریکا را نجات می دادند. اما هیچ نشانی از دفاع حقوقی نبود. زیرا وزارت خارجه، اروپا و آمریکا را نه تنها مالک دنیا و ایران می دانستند، بلکه اینهمه دزدی را حق او شمرده! و کمترین خدمتی به آنها می گفتند. هم اکنون منافقین کوردل، در آلبانی هستند و ایران می تواند: درخواست استرداد مجرمین کند! ولی هرگز به این کار فکر نکردند! زیرا اصلا ایران را در حدی نمی دانستند، که حقی داشته باشد، هرچه حق است برای امریکایی هاست، حتی وقتی منافقین در عراق بودند، راحت تر بود. اگر تحولی در وزرات خارجه، یا بانک مرکزی بشود، خواهید دید که ایران چه جقوق بزرگی را، از دست داده است. چه اشکال دارد که ماده واحده ای، به مجلس بدهند و همه این حقوق را پس بگیرند؟ گرچه اگر بخواهند، همین قوانین موجود هم کفایت می کند. کسی که آدم کشته و فرار کرده، یا اختلاس کرده و پناهنده شده، مهدور الدم است! یعنی خون او حلال است و: هرکس می تواند آنها را اعدام کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

جنگ روانی برای پیشبرد جنگ نظامی است، و جنگ نظامی آخرین نقطه: مقاومت هر کدام از طرفین می باشد، که پس از آن سقوط یک طرف را درپی خواهد داشت. اما جنگ روانی برخلاف تئوری های موجود، از سوی دشمن طراحی و اجرا نمی شود! زیرا دو دلیل عمده مانع این کار می شود: یکی نداشتن اطلاعاتی کافی دشمن، از ریزه کاری های فرهنگی یکدیگر است. دلیل دوم بی اثر بودن آن است، زیرا وقتی دشمن حرفی می زند، مسلما برای منافع خودش است، وکسی که عاقل باشد، حرف او را نمی پذیرد. بنابر این جنگ روانی از سوی دوستان، آنهم دوستان بسیار نزدیک، که با همه ریزه کاری ها آشنایی دارند، صورت می گیرد! مانند جنگ روانی پدر علیه پسر، یا پسر علیه پدر. زیرا هر دو میدانند اگر به فلان موضوع، اشاره شود چه عکس العملی خواهند داشت! از این جهت باید دوستان بسیار نزدیک را، به دو نوع خودی و غیر خودی تقسیم کرد. خودی آنهایی هستند که: جنگ روانی را برای خودشان نگهمیدارند، و به عنوان اختلاف سلیقه یا اختلاف خانوادگی، نمی گذارند کسی بفهد. ولی غیر خودی ها آنهایی هستند که: جار می زنند تا کسان دیگری که: منتظر سوء استفاده هستند، از ان بهره ببرند. مثلا کسانی که در ایران اعتراض می کنند، تا 95درصد این اعتراضات خودی است. زیرا دشمن نمی تواند از ان بهره برداری کند. جلوی مجلس جمع می شوند، مشکلاتشان را می گویند. مسولان به آنها گوش داده، آن ها را رفع میکنند. اما کسانی هستند که بعنوان غرامت دیده از: بانکهای خصوصی جمع می شوند! اول به رادیو های بیگانه خبر می دهند، و عکس و تفصیلات را برای آنها می فرستند! و دشمن هم از انها، بعنوان ستون پنجم استفاده می کنند. حرف آنها هم حقیقت نیست! زیرا موقعی که پول می گذاشتند و سود می گرفتند، دولت کاره ای نبود! حالا که ضرر کردند، دولت را مسئول می دانند. سواری را به دیگران دادند، و دستمزدش را از کس دیگری می خواهند! در مسائل اقتصادی همه اینگونه است. یعنی افراد بین خودشان قرار مدار می گذارند. تا موقعی سود می برند، دولت را در نظر نمی گیرند، حتی مالیات و عوارض را پرداخت نمی کنند! چون اصلا با اظهار آن مخالفت هستند. اما همینکه از سود، ضرر می کنند سراغ دولت می ایند. و معلوم نیست ضرر کرده باشند، چون دولت به روابط فیمابین آنها، جاهل است. خودشان عالمانه سر دولت را کلاه می گذارند. کسانی پولها را اختلاس یا دزدی می کنند، اگر در ایران بمانند که دستگاه قضایی، آنها را دستگیر می کند. لذا می بینیم که به دستور دشمن (امریکا و اروپا) پولها را اختلاس می کنند، به آنجا برده پناهندگی می گیرند. شاکیان بجای اینکه دولت کانادا یا اروپا یا آمریکا را، مقصر بدانند که چرا آنها را حمایت کرده، و مسترد نمی کنند، یقه دولت ایران را می گیرند! در بحث های سیاسی یا فقهی هم چیزی مشابه آن است. سالها بود که عده ای در حوزه، فلسفه را قبول نداشتند و امام خمینی، که فلسفه درس می داد، ظرف غذای او را آب می کشیدند! که یعنی نجس است. یا اینکه او را سیاسی می دانستند و می گفتند: دین از سیاست جدا است!مانند فرزند علامه امینی می گفتند: اسلام دین حکومت نیست! و هنوز هم دست بردار نیستند. البته تناقض آنها در حکومت پیامبر در مدینه، و حکومت حضرت علی در کوفه آشکار می شد، یا می گفتند اسلام دین حب است! ولی بغض آن را فراموش می کردند. به همان میزان که مومنان:خدا را دوست دارند،( اشد حبا لله) به دشمنان خدا سخت می گیرند( اشدا علی الکفار). ولی اقایان یکطرف را می گیرند! ممکن است این حرف را مارکسیسم یا لیبرالیزم هم بگوید، ولی کسی به حرف آنها گوش نمی دهد. اما از دوستان چه؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : پیروز جنگ روانی کیست؟،
لینک ها :
یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

برخی ها تصور می کنند که: جو سازی های منفی کار دشمنان است! گرانی و تورم و فقر، جنگ در راه و بی خانمانی سیل زده ها! و موضوعاتی از این قبیل را چه کسی دامن می زند؟ آیا این آمریکا یا اروپا است؟ در حالیکه خود آنها هم با این مسئله، دست به گریبان هستند. بنابراین باید تفاوت گذاشت بین کسی که جوسازی منفی می کند، و کسی که دوست دارد: جوسازی منفی شود. دشمن از جمله دوم است، یعنی دوست دارد اخبار و شایعات منفی زیاد شود. ولی خودش قادر به این کار نیست: زیرا از یکسو مردم می دانند او دشمن است، لذا سخنانش را باور نمی کنند! و از سوی دیگر اطلاعات کافی ندارد، و یا هزینه اطلاعات دقیق را نمی تواند بپردازد. بنابر این همه شیطنت ها، داخلی و از دوستان نزدیک است! آنهم فقط برای به دست اوردن: قدرت و یا ثروت بیشتر! مثلا برای اینکه خودش رئیس جمهور شود، با سیاهنمایی می خواهد بگوید: اگر به من رای بدهید از اینها بهتر عمل می کنم! یا اینکه کالاهایش خریدار ندارد، برای فروش بیشتر انها کیفیت کالای دیگران را، زیر سوال می برد. با بررسی چند مورد مشکلات حادمطرح شده، از سوی آنان موضوع را بهتر متوجه می شویم. مسئله فقر و حقوق های زیر خط فقر، از ان جمله است. که اغلب نمایندگان مجلس روی آن مانور می دهند. طبیعی است که این کار را برای: گرفتن بیشتر امکانات برای حوزه انتخابیه می کنند. ولی اثر تخریبی آن را در کل جامعه، در نظر نمی گیرند. در حالیکه اگر توجه شود، تمام محصولات و کالاهای مصرفی، در حد رایگان بین مردم توزیع می شود. زیرا اگر قیمت نان را با قیمت جهانی مقایسه کنیم، حتی هزینه دستمزد کارگر نانوا را پوشش نمی دهد. مابه التفاوت 90درصدی این قیمت، در چند مرحله از محل درآمد های نفتی سوبسید داده می شود: سوبسید وام و امکانات به کشاورزان! گندمکاران، سیلوها و کارخانجات آرد، و کاهش قیمت آرد تحویلی به نانوا، سوبسید بیمه و مالبات به نانوا و غیره. همگی نشان می دهد دولت در سطح وسیعی، حقوق به مردم پرداخت می کند. تفریغ بودجه اگر آماده شود، نشان می دهد سالانه 120میلیارد دلار، صرف پرداخت حقوق و مزارای پنهان، به مردم می شود: هزینه های عمرانی و زیر ساخت ها، سوبسید های حامل های انرزی سلامت و آموزش، همه اینها را اگر از مردم بگیرند، هر فرد ایرانی باید 15000دلار پرداخت نماید! که پرداخت نمی کند. طبیعی است اگر این درآمد مخفی به: درآمد ایرانیان اضافه شود، تعیین خط فقر دچار مشکل می شود. و ایران از لحاظ درآمدی، در بالاترین نقطه جهان خواهد ایستاد. دلیل مهم دیگر این موضوع، آمار کالاها و مواد مصرفی در ایران است. اگر مردم ایران فقیر هستند، یا 75درصد آنها زیر خط فقر هستند، پس چرا مصرف گوشت، برنج و مایحتاج دیگر در ایران، سه برابر متوسط جهانی است؟ چرا بیماری چاقی و دیابت و چربی خون غوغا می کند؟ چرا مصرف گاز و آب و برق و..چهار برابر متوسط جهانی است؟ لابد اجنه ها هستند که مصرف می کنند! البته بجز مرکز آمار، که راستی آزمایی نمی کند و: یکطرفه آمار می دهد، تاکید صدا وسیما هم بر روی مشکلات: پیشنهادی خبرنگاران هم، مازاد این جوسازی ها است. راستی ازمایی آمار از طریق مقابله صورت می گیرد. مثلا اگر کسی درآمد خود را کم اظهارکند. باید دید هزینه هایش هم کم است؟ کسی که خانه و ماشین، ویلا و باغات دارد(که هزینه آب و برق آن، بالاتر از حقوق بازنشستگی می شود) اگر بگوید من بازنشسته ام، و فقط حقوق بازنشستگی دارم،  کسی باور نمی کند. اما صدا و سیما، مرکز آمار و نمایندگان مجلس باور می کنند! البته فقط برای تبلیغات عملکرد خود! یا سوژه قرار دادن آن.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چه کسی جوسازی می کند؟،
لینک ها :
یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

شاید به نظر برسد که: شایعه ساز فردی دارای دوشاخ و دم باشد! ولی این طور نیست، او در کنار ما است و: به دنبال هر حادثه ای خبری از خود جعل می کند. این خبر ممکن است از روی ساده باوری باشد، یا خیانت پیشگی. مثلا رئیس رسانه ملی گفته است: که آمریکا تجهیزات خود را آماده کرده، تا بعد از ماه رمضان به ایران حمله کند! این گفته او دوحالت دارد: یا از روی سادگی است، که چنین ساده باوری نباید رئیس رسانه ملی باشد. افکار عمومی یک ملت و شاید جهان را، به دست کسی داده اند که ساده اندیش و ترسو است. حرف فرماندهان سپاه و ارتش را نمی شنود، ولی حرف جان بولتن و پمپیو را خوب می شنود، و باور می کند! این شخص لایق راهبری یک رسانه بزرگ نیست. او فقط باید به امور فنی بپردازد، و از پرداختن به امور دیگر خود داری کند. حالا اگر خدای نکرده، مغرض باشد و بخواهد تشویش اذهان عمومی بکند، که اصلا جای او در رسانه ملی، حتی در قسمت فنی هم نیست! بلکه جای او در درون زندانها، به حکم جاسوسی یا تحریک افکار عمومی، و تشویق دشمن به تجاوز است. به نظر می رسد که حالت دوم قوی تر باشد! زیرا که اصلا جنگی در بین نیست: رهبر انقلاب فرموده که نه ما جنگ را شروع می کنیم، و آنها هم می دانند که جنگ به نفعشان نیست! حتی ترامپ یا وزیر خارجه آمریکا، برایان هوک و جان بولتون و کنگره هم، گفته اند هیچ دستوری برای جنگ با ایران صادر نشده! رئیس ستاد ارتش هم گفته: رفت و آمد ناوهای آمریکایی، مثل همیشه و حتی کمتر است! و خلیج فارس از همیشه خلوت تر است. باز رئیس رسانه ملی این ها را نشنیده! یا خود را به نشنیدن زده است. حتی اگر آنها هم برنامه جنگی داشته باشند، باید این نوع اظهار نظر ها در شورای عالی امینت ملی مطرح شود، نه اینکه به فضای مجازی و رسانه ها کشیده شود. ماه رمضان تمام شده، و ما خواهیم دید که هیچ جنگی صورت نمی گیرد، ولی این باید دلیل بزرگی برای محاکمه: رئیس رسانه شود و یا حداقل کنار گذاشته شود. تا کنون می دیدیم، که شایعه جنگ بسیار قوی پحش می شود، ولی نمی دانستیم ریشه آن در ریاست صدا و سیمای خودمان است. وقتی رئیس رسانه ملی جنگ طلب باشد، رده های پایین مثل خبرنگاران، تحلیل گران و تهیه کنندگان هم اثر می گیرند. بطور طبیعی در فضای مجازی و رسانه ای نیز نفوذ می کند. تحلیلگران واحد مرکزی خبر، بجای نقل سخنان رئیس سناد ارتش، و بررسی ایعاد آن به نقل سخنان: دشمنان پرداخته و ساعتها در باره آن، سخن پراکنی می کنند و یا مستند پخش می کنند! تمام صداو سیما پر می شود از چهره: ترامپ و بولتون و برایان هوک! به هر بهانه ای نظرات داخل خانه آنها هم، پخش می شود ولی برای پخش تحلیل های سپاه، وجوهات کلان طلب می کنند، و یا می گویند وقت نداریم! و برنامه ها پر است. اگر هم مجبور شوند، برنامه سرد و سختی را پخش می کنند، که طرفدار نداشته باشد. بعد هم می گویند بوقی است! یعنی دستوری است: و ارتش و سپاه  دستور دادند. به دنبال آن اظهار نظر های نتانیاهو، آل سعود و دیگر مرتجعان، همه اخبار را پر می کند! و تحلیل ها راجع به آنان بیشتر می شود. حتی به اندازه ای که برایان هوک را نشان می دهند، سخنان رهبری را نشان نمی دهند! روش آنها در بازرگانی، تجارت و اقتصادهم برعکس خواسته مردمی است. آنها غالبا با نشان دادن نقاط ضعف، سیاهنمایی واقعی می کنند. به سراغ چند گرانفروش می روند، و قیمت آنها را به تمام فروشنده ها القا می کنند. و اگر مجبور شوند به کاهش قیمت بپردازند، طوری آن را بیان می کنند که: به مردم القا کنند دروغ، و کاهش قیمت در کار نیست. حتما برنامه بعد از حمله هم، تهیه کرده اند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شایعه ساز کیست؟،
لینک ها :
جمعه 27 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

آمریکا باید از شورای امنیت اخراج شود. البته بهتر است که خود ترامپ پیشقدم شود، و قبل از استیضاح این کار را انجام دهد. زیرا کنگره بدنیال تخقیق در این مورد است. براساس تحقیقات کنگره، ایران اصلا تهدید به حساب نمی اید، و تا کنون کسی را تهدید نکرده، در هیچیک از عملیات منتسبه شرکت نداشته است. بلکه این عربستان بود که حادثه یازده سپتامبر را، بوجود آورد و داعش و طالبان را، با پول نفت به راه انداخت و القاعده را، به رهبری یکی از همین شاهزاده های سعودی ایجاد کرد. ولی همه جا انگشت اتهام به سوی ایران است: جای قاتل و شهید عوض شده است. با اینکه هیچ فرمانی برای جنگ با ایران، از سوی کنگره صادر نشده، ولی ترامپ و دار ودسته اش، چنان نشان می دهند که گویا به فرمان کنگره! مامور جنگ با ایران هستند. تا کنون ترامپ از خیلی موافقنامه های بین المللی خارج شده، لذا اگر از شورای امنیت ساز مان ملل هم خارج شود، اتفاقی نمی افتد . اما اگر خودش به انتخاب و اراده خارج نشود، به دلایل زیادی باید آنها را اخراج کرد! مهمترین دلیل در گیری با ایران است. برجام را پاره کرده و از قطعنامه های سازمان ملل، سرپیچی نمود. از سارمان زیر مجموعه و توافقنامه های معتبر آن خارج شده است. دلیل مهم دیگر این است که: از حق وتو خود به نفع رژیم اشغالگر خیلی سوء استفاده نموده است. اعضا دائم و غیر دائم شورای امینت، باید این لکه ننگ را از دامان خود پاک کنند! هیچیک از اعضا دائم شورای امنیت، از حق وتو استفاده نکرده! و تک روی ننموده. ولی آمریکا از حق وتو  بسیار سوء استنفاده کرده، از توافقنامه ها خارج شده، و قطعنامه های شورای امینت را ( مثلا 2332 برجام) را زیر پا گذاشته است. سومین دلیل مهم این است که بدون اجازه شورای امینت، در تمام کشورها پایگاههای نظامی ایجاد کرده، واستقلال آنها را خدشه دار کرد. به تنهایی به چندین کشور حمله نظامی نموده، آنجا را اشغال کرده، یا به رژیم های کودتایی آنها، کمک نظامی نموده، و یا به آنها اسلحه فروخته تا: با دولت قانونی خود جنگ کنند! ( مانند ونزوئلا و کوبا). البته رسانه ها هم بی تقصیر نیستند زیرا، اخیرا ترامپ گفته که رسانه های جعلی، مشغول پخش اخبار نادرست، در مورد ایران هستند. اما فقط موضوع ایران نیست، که شورای امنیت باید در مورد آن، آمریکا را اخراج کند. بلکه ترامپ و دوستانش در مورد نژاد پرستی، سیاست های ضد مهاجرت، و اعزام ناوهای جنگی برای: ایجاد تنش هم شریک جرم هستند. چنین عضوی شایسته شورای امنیت سازمان ملل نمی باشد. اخیرا هم که اعلام کرده حق عضویت چندین سال را نپرداخته، و تصمیم به پرداخت هم ندارد. کمک های خود به سازمان های خیریه، مخصوصا آوراگان فلسطین را هم قطع کرده، و همه آنها را به جیب شرکت خودش ریخته، یا خرج داماد و دخترش نموده! یا برای در خواست همسر یهودی اش، به اسرائیل فرستاده تا مردم آمریکا، همچنان در فقر بیکاری به سر ببرند. اگر بلایی که بر سر همه کشرها آورده، فقط یکی از انها را بر سر خودش بیاورند، کافی است! مثلا کودکان یمنی که با سلاح های امریکایی، بمباران می شوند، یکباره تغییر جهت دهد و کودکان آمریکایی و: فرزندان و نوه های ترامپ را بمباران کند. کافی است برای یکی از جرمهایی که: پلیس آمریکا می کند(مانند کشتار سیاهپوستان) و عفو بین الملل آنها را می داند، او را محاکمه کنند. یا اینکه بگویند در زندانهای آمریکا، چه می گذرد و بیش از یک چهارم مردم آمریکا، چرا در زندان هستند؟ آیا کسی ضمانت می کند: آنهاییکه بیرون هستند بهتر از زندانی ها هستند؟ یا زندانبانها که از شکنجه زندانیان لذت می برند، آیا خودشان از زندانیها بهترند؟ پول مردم بی خانمان چه می شود؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : اخراج از شورای امنیت!،
لینک ها :

همایش روابط عمومی ها، همیشه با یک جمله پایان می پذیرد: مسئولین به نقش روابط عمومی ها اهمیت بدهند! ولی تاکنون کسی به آسیب شناسی آن نپرداخته، و نگفته چرا چهل سال است که مسئولین، به روابط عمومی ها توجه نمی کنند؟ آیا این اشکال از خود روابط عمومی ها است یا از مسئولین؟ بطور طبیعی اشکال از مسئولین نخواهد بود، زیرا مسئولین بطور مستقیم از سوی مردم انتخاب می شوند، و یا از سوی انتخاب شده ها معرفی می گردند. اگر اشکالی هم باشد به این انتخاب ها مربوط می شود، که شورای نگهبان و امثال آن مواظب هستند: چنین موردی پیش نیاید. پس اشکال متوجه روابط عمومی ها است. زیرا روابط عمومی ها هم مثل بقیه سازمان ها و ادارات، دستپخت غرب هستند و تنها: زبان غربی ها را می فهمند. لذا مسئولین که باغرب محالفند، به آنها توجه نمی کنند. وقتی انقلاب در یک کشور رخ داده، باید این تفکر انقلابی، در تمام سازمانها و ادارات آن نفوذ کند. در دوران فوق لیسانس مدیریت، در دانشگاه تربیت مدرس یاد می دادند که: مقاومت در مقابل تعییرات، یک بیماری است که در برخی ها، تا هفت سال طول می کشد. ولی روابط عمومی ها، دچار بیماری مزمن شده، اصلا حاضر به پذیرش اصول انقلابی و اسلامی نیستند! همان تئوریهای غربی را از زبان استادان: آمریکا پرست یاد می گیرند و به کار می بندند. یکی از اصول انقلابی در روابط عمومی ها، قبول داشتن مردم است. در حالیکه روابط عمومی های فعلی، مردم را چشم و گوش بسته می خواهند. مایلند هر انچه آنها می گویند بعنوان خبر پخش شود. خبرنگاران را پشت در ها نگهمیدارند، تا خبر اصلی پخش نشود! لذا جامعه پر می شود از: خبر های غیر اصلی یا شایعه. معمولا بهترین خبرها برای خبرنگاران ایرانی، خبرهایی است که از آنسوی مرزها می رسد! مردم هم بیشتر به اخبار آنسوی مرزها توجه دارند. چون می دانند که روابط عمومی ها، مردم ایران را لایق دانستن خبرهای تازه نمی دانند!آنها داغترین خبر ها را به: رهبران خارجی خود می دهند. البته در این گونه کارها ممکن است منافع شخصی در کار باشد. یعنی خبرنگاران ایرانی پولی ندهند! ولی خبرگزاری های خارجی، آن را بخرند! ولی برخی روابط عمومی ها آنقدر غرب زده هستند، که نیازی به پرداخت پول هم نیست. گرایش غربی که اینهمه از ان صحبت می شود، به این صورت خود را نمایش می دهد: که مردم خودمان نامحرم می شوند، ولی سازمان سیا و موساد و العربیه، خودی محسوب شده، اولین خبرها از انها درز می شود. همیشه خبرها، به نقل از خبرگزاری های خارجی! از رسانه ها به مردم می رسید. این اقبال مردم به رسانه های خارجی، بی دلیل نیست. البته مردم با رویکرد متفاوتی از روابط عمومی ها، به اخبار خارجی گوش می دهند. منظور انها باور کردن اخبار خارجی ها نیست، بلکه فهمیدن نظر یا دانستن خبر تازه است. والا در تحلیل ها و بررسی ها، درست برعکس آن باور می کنند. زیرا دشمن نامش دشمن است، و نمی تواند خیر خواه باشد. مشکلات روابط عمومی ها بسیار فراوان است. اما مهمتر از ان، موضوع نداشتن عرق ملی است. روابط عمومی ها از پیشرفت های سازمان خودشان، ناراحت هستند! زیرا آنها مایلند اساتید خارجی خود را، برای تدریس و مشاوره دعوت کنند، ولی پیشرفت های ایران، جلوی انها را می گیرند. لذا بجای پخش خبر، به تحقیر خبر می پردازند. اول نظر رسانه های بیگانه را مطرح می کنند! بعد اگر خواستند اشاره ای هم به موضوع می کنند، که طبیعتا در ذهن های پر شده، جایی برای دریافت ندارد. لذا پیشنهاد می شود: کمی عرق ملی، کمی توجه به مردم، و کمی دوری گزیدن از: اساتید خارجی را رعایت کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :


( کل صفحات : 320 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :