ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
یکشنبه 13 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
حضرت علی می فرماید:ای مردان که مرد نیستید! بلکه شبیه به مردان هستید، اما مقصود ایشان چه کسانی هستند؟ این جمله وقتی گفته شده که: حضرت علی مردم را به جنگ و جهاد دعوت می کرد، ولی آنها بهانه بیکاری و بحران اقتصادی، می اوردند و می گفتند: کسی نیست مزرعه های ما را شخم بزند، محصولات ما در اثر دوری ما، خراب خواهد شد. کسانی که اگر تابستان به جنگ دعوت می شدند، گرمای هوا را بهانه می کردند و اگر: زمستان بود سردی هوا را. حال ببینیم اینها چه کسانی هستند؟ و چه مشخصاتی دارند و: در زمان ما به چه کسانی اطلاق می شود؟ مسلما این افراد از کافران و منافقان نیستند! زیرا اصو لا شمشیر حضرت علی، به سوی آنها است که نمونه آن، معاویه است که در شام مستقر است، و برای خود کاخ سبز و: خدم و حشم درست کرده است. نمونه دیگر ان خوارج هستند، که از خواندن نماز شب، و تلاوت قران کوتاهی نمی کردند. و یا طلحه و زبیر که: صحابی پیامبر بودند، سابقه مبارزه و جبهه را در پرونده خود داشتند. بلکه مقصود امام علی ع کسانی بود که: در حال حاضر، آمادگی جبهه رفتن را نداشتند! و به صلح فکر می کردند. بسیاری از آنها در جنگهای مختلفی، در کنار امیرالمومنین بودند، در جنگ صفین و نهروان و جمل، شرکت کرده بودند، ولی الان ادعا می کردند که: وظبفه خود را انجام داده اند، و بیش از این نباید از آنها انتظار داشت. مشخصه مهم تمام این اشباه الرجال، طرفدار صلح بودن آنها است. آنها باجنگ مخالف بودند، حضرت علی را هم به ترک جنگ تشویق می کردند. معتقد بودند که حالا دوران سازندگی است! باید به کشاورزی و دامداری اهمیت داد، بجای شمشیر، داس و چکش در دست گرفت. می گفتند از بس با معاویه جنگ کردیم، خسته شدیم، حالا نوبت استراحت است. می گفتند: جنگ خرابی های زیادی بار آورده، افراد بیشماری را از دست داده ایم، کودکان و زنان بسیاری بی سرپرست شده اند، الان موقع آن است که به خودمان برسیم! بالای سر زن و بچه های خود باشیم. کشاورزی و صتعت و تجارت را توسعه دهیم، خرابی ها را باز سازی کنیم! از یتیمان حمایت کنیم و: به فقرا کمک نماییم. آنها در واقع جنگ را مایه مصیبت، و صلح را مایه ارامش و توسعه میدانستند. در حالیکه حضرت علی، به عتوان حاکم بزرگترین کشورهای دنیا، به آنها می گفت: من شبانه روز شما را به جهاد دعوت می کنم، ولی شما هر روز کمتر ترغیب می شوید، بیشتر مایل هستید که جنگ و جهاد را نعطبل کنید، و به زندگی دنیایی خود برسید. چرا چنین می فرمود؟ برای ایشان اولویت: اشتغال و اقتصاد و رفاه مردم نبود، بلکه از بین بردن ریشه های فساد و بی عدالتی بود. ایشان میدانست اگر معاویه بر سرکار باشد، کاخ های خود را از خون مردم، بزرگتر و زیباتر می سازد! زنان و دختران بیشتری را به فساد می کشد، شیعیان بیشتری را شکنجه می کند، و مبارزان زیادتری را می کشد. اما مردم نمی دانستند، فکر می کردند که معاویه ثروتمند و بخشنده است، و خزانه او از غیب پر می شود. کیسه زر را مانند گندم، از مزرعه درو می کند! و با بخشندگی به همه میدهد. اکنون در زمان ما هم عده ای، راجع به آمریکا چنین می اندیشند! البته فرق امروزی ها، با دیروزی ها این است که: آنجا مردم عادی با این خیالات، به مخالفت امیر المومنین می پرداختند، ولی در زمان ما تحصیلکرده ها، افراد تکنوکرات و یقه سفید، در این توهم هستند. تصور آنها این است که آمریکا، دارای ثروت زیادی است، که به راحتی میتواند همه را خوشبخت کند! هرچه گفته می شود که 4برابر بودجه سالانه اش، بدهکار است، اصلا باور نمی کنند و تصور می کنند: این موضوع، ساخته پرداخته ذهن است.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : اشباه الرجال یعنی چه؟،
لینک های مرتبط :

قران ایاتی دارد که برخی از انان، خوانده و عمل می شوند. اما آیاتی که به آن عمل نمی شود هم زیاد است. هر ایه قران فرمان خدا است، و اگر بر زمین بماند، یعنی سخن خدا و فرمان او اجرا نشده است. مهمترین آیات آن مربوط به جهاد است. برخی از علما، اصلا معتقدند این ایات اشتباه است! و باید از دیدگاه دیگری آنها را تعبیر کرد. مثلا محقق داماد در یک سخنرنی غرا، گفت که قران صلح طلب است! ولی بعد که یک مسیحی گفت: در قران آمده: هرجا کافران را دیدید دستگیر کنید و اعدام نمایید (قاتلوهم حیث ثقفتمو هم) ساکت ماند! و چیزی نگفت. یکی از دلایلی که بنده تئوری جنگ تمدن ها را، در سال 1356(1978) در مسجد الهادی، در شیهای قدر مطرح کردم، آن بود که هادی غفاری فرزند شهید غفاری، در سخنان خود از شعار: بسم الله القاسم الجبارین و مدرک الهاربین، استفاده می کرد و در تفسیر: سوره محمد ص به ایات جهاد آن اشاره می نمود. در آن زمان هم مثل حالا، فروع دین ما  نصف آن شده بود: نماز و روزه وحج، در راس آنها بود. اگر به خمس و زکات هم نوبت می رسید، می گفتند ولی از جهاد، امر بمعروف و نهی از منکر و: تولی و تبری هیچ خبری نبود. یعنی تقریبا 20تا 30درصد دین بیان می شد. در حالیکه در قران، زکات همپای نماز است. یعنی فقط حرف نباید زد! بلکه از مال هم باید مایه گذاشت. ولی کسانی که در راه خدا جهاد می کنند، مقام شان از همه بالاتر است. زیرا خداوند کسانی را که در راه او، به صف ایستاده و مبارزه و جهاد می کنند، را بسیار دوست دارد(صفا کانهم بنیان مرصوص). لذا باعث شد که این آیات از طرف کسان دیگری مطرح شود، تا هشداری باشد برای علما. زیرا مصداق سبقت گرفتن دیگران: در عمل به قران است. در سال 1344سازمان مجاهدین خلق، با ایده جهادی و اسلامی، از نهضت آزادی جدا شد. اساس کار آنها بر پایه تفسیر ایات جهاد بود و: قیام مسلحانه را تبلیغ می کردند و: ثابت کردند در علم مبارزه هم، اسلام حرف بالاتری دارد. گرچه این گروه اعدام شدند، باقیمانده های ان هم، به سیاسی کاری روی آوردند. اکنون هم، به ضدخلق تبدیل شده اند. ولی این حوادث در گذشته و: در زمان ما هم بوده است. وقتی به قران عمل نمی شود، و ایات آن مهجور می ماند، طبیعتا از جاهای دیگری سر در می اورد. در زمان ائمه به دلیل مشکلات امنیتی، افراد دیگری پرچم جهاد را بلند می کردند. در زمان امام حسن عده ای، او را (مذل المومنین خطاب کردند! که یعنی) با صلح خود مومنین را ذلیل کرد. در زمان امام سجاد و امام باقر و صادق زیدیه بودند: که بر پایه قیام و شمشیر ایات الهی را تفسیر می کردند. و در زمان امام رضا علویان بودند. بهرحال بعد از وفات امام خمینی در زمان ما هم، گروههایی در دنیا آمدند که: جهاد  را اساس تفسیرات خود میدانستند. تا جبران کمبود علمای معطله کنند. گرچه آنها هم مانند مجاهدین خلق، عاقبت ضدخلق شدند ولی دلیل عمده آن، بی توجهی علمای راستین به ایات جهاد بود، که جاذبه آن را نایدیده می گرفتند. این جاذبه در جاهای دیگر مانند: طالبات در افغانستان، القاعده در عربستان، و داعش در عراق و سوریه، خود را نشان داد. یعنی آیات جهاد اگر از سوی علمای راستین، معطل بماند، دیگران آن را به سلیقه خود اجرا خواهند کرد. از سراسر دنیا از همه اقوام و ملل، و از همه ادیان و مذاهب به داعش و القاعده پیوستند. در ابعاد داخلی هم همینطور بود: تعطیلی ایات جهاد در سی سال بعد از جنگ، باعث ایجاد فتنه های زیادی شد. فتنه گران در واقع کسانی بودند که: از جاذبه های جنگ و جهاد، برعلیه علمایی استفاده می کردند که: جهاد را نادیده گرفته بودند! و مانند اشباه الرجال زمان علی ع، کشت و کار را بهانه می کردند تا جهاد را از دیدگاه مردم حذف کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آیات معطله و فسادهای تالیه،
لینک های مرتبط :
اینکه برخی ها خود را در هر شرایطی، صلح طلب میدانند برای این است که: از چتر امنیتی جنگجویانی برخوردارند که: شبانه روز از مرزهای آبی و خاکی و فضایی، عقیدتی و اقتصادی و سیاسی محافظت می کنند. تا آنها تجاوز و جنگ را حس نکنند! حداکثر وقتی می بینند یک هندوانه خیلی بزرگی را! می خواهند قاچ بزنند، مجبورند چاقو دست بگیرند. که البته آن هم مهم نیست، زیرا آنها هندوانه را دوست دارند، ولی دلیلی ندارد که هندوانه هم، آنها را دوست داشته باشد! یا از انها بدش بیاید. تازه اگر بدش هم بیاید، زبان ندارد که بگوید که: ای صلح طلب چرا اینگونه وحشیانه، بدن مرا پاره پاره می کنی و می خوری! از نظر آدم های سترون که شعار: صلح در هر شرایطی را می دهند، کشتن گوسفند  و مرغ و پذیرایی: با گوشت بوقلمون و قرقاول هم صلح آمیز است. زیرا که نتیجه اینهمه کشتار در: کشتارگاههای شهر، تشکیل جمع صمیمی از صلح دوستان، در کنار یک سفره رنگین است. آنها احمق تر از آن هستند که بدانند: امنیت غذایی یعنی همین: کار کردن روتین کشتارگاههای مرغ و گوسفند و گاو.. در سایه جنگندگی مرزبانانی به دست آمده، که حتی شبانه در منزل خودشان هم نیستند. کودکان آنها باید حسرت: دیدار پدر را داشته باشند، تا کودکان اینها در کنار پدرانشان، در کنار سفره های رنگارنگ، با شکم پر! سخنرانی مفصل ضد جنگ داشته باشند. آنها نمی دانند اگر آیات جهاد را تعطیل کردند، و درب شهادت را بستند، این نشان می دهد که: آنها از اولیا خدا نبودند، زیرا به فرموده امام علی ع، جهاد دری از درهای بهشت است، که خداوند آن را برای: اولیا خاص خود باز می کند. اگر جوانان را از شهادت در: میدان های جهاد بترسانیم، باید جنازه آنها را در تصادفات جاده ای پیدا کنیم! یا در کتار جویهای عفن دخانی و روانگردان ببینیم. در ایران، کل افرادی که در جنگ شهید شدند، شاید کمتر از یکدهم کسانی است که: در تصادفات جاده ای یا نزاع ها و: درگیری های محلی، جان خود را از دست داده اند. در دوران جنگ، جمعیت جوان کشور، در صدر آمار کشورهای جهان بود. ولی در زمان صلح التماسی اقایان، زیر درصد های جهان قرار گرفت. لشکر جوانان دیروز، اکنون به لشکر پیران تبدیل شده، در حالی که جایگزین ندارند. یعنی نسل ایرانی در حال انقراض است. با گذشت چند سال دیگر،محل پرورش غیر ایرانی هایی خواهد بود که: در جنگها آواره شده و به ایران پناه آورده اند. در واقع صلح التماسی، بدون سروصدا ملت ایران را نابود کرد. درحالیکه جنگ تحمیلی، او را رشد داده بود. آنهاییکه از جنگ با امریکا ، و ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، ترسیدند چه کردند؟ جز اینکه این ترس خود را، در جان مردم انداختند؟ و صلح را گدایی کردند؟ صلحی که گدایی شد، کمتر از جنگی که آنها ما را از آن می ترساندند، خسارت وارد نکرد. هنوز بعد از سی سال، باید از مردم عذرخواهی کنند، که نتوانستند اشتغال و ازدواج جوانان را حل کنند! و مشکلات مردم را رفع کنند. اگر اسرائیل یا آمریکا حمله می کرد، آیا بیشتر از اینها خسارت می زد؟ سی سال است که هر کاری می کنند: تا مردم را از مشکلات اقتصادی نجات دهند. اما خودشان می گویند نتوانستیم! مگر حمله آمریکا به یمن ولبنان و غزه و عراق، غیر از این کار ها را کرد؟ اما مردم لبنان و غزه و یمن و عراق، اقتخار می کنند که برای مبارزه با دشمن رو در رو، این مشکلات را تحمل می کنند. آنها اگر یک هواپیمای آمریکایی را ساقط کنند همه غصه ها را فراموش می کنند. در حالیکه مردم ایران، هر روز توقع شان بالاتر می رود! صدها برابر زمان طاغوت کار می کنند، باز می شنوند که ایران را خراب کردید! و مسئولیت هم قبول نمی کنید.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : صلح التماسی، جنگ تحمیلی را به دنبال دارد!،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

لایه های شرک و کفر و نفاق، در مقابل اسلام صف بسته اند، تا از روی زمین برداشته نشوند، به توطئه خود ضد اسلام ادامه می دهند. لذا جنگ در این گونه مواقع ضروری است: تا این لایه ها از بدنه بشریت جدا شوند. بشریت بتواند پوست اندازی کرده، با لایه نوین و پوست تمیز، به زندگی خود ادامه دهد. این کمترین، در سال های قبل از انقلاب هم، این سه دسته را در زمان خودمان، صهیونیزم و امپریالیزم و ارتجاع عرب نام گذاری کرده، و ضرورت جنگ با این سه را یاد آور شدم. و نام آن را جنگ تمدن ها گذاشتم. متاسفانه این تئوری که جزوه آن، در سال 1356 در دانشگاه تهران،به شکل پروژه ارائه شده بود و: در مسجد الهادی شبهای قدر، در پای تخته ترسیم شده بود، سال ها بعد بنام هانتیگتون مطرح شد و: بعد در ایران هم گروهی کاسه از آش داعتر، گفتند که جنگ تمدن ها باید تبدیل به: گفتگوی تمدن ها شود! از آن زمان، اتحاد زر و زور و تزویر، قوی تر شد و هر روز جنگ تازه ای، برعلیه اسلام آغاز کرد. دشمن از همان سال ها، با تمام این گفتگوها، ایران را تروریست نامید، و خود، بدترین رفتار تروریستی را انجام داد و: منطفه را به اشوب کشید. ولی همیشه بکصدا می گفتند: ایران عامل بی ثبات و اشوب در منطقه است. عربستان و اسرائیل و آمریکا، در هیچ برهه ای از تاریخ، گفتگوی تمدن ها را باور نکردند، و همیشه به دنبال جنگ بودند. آل سعود قارون زمان، یا همان قدرت اقتصادی و نماینده زر بود. آمریکا نماینده زور، و اسرائیل نماینده تزویر، که بنام دین یهود و توهم هولوکاست، کشتار غیریهودیان را آغاز کرد. جنگ تمدن ها دلیل علمی و مکانیزم تاریخی داشت، نه توصیه اخلاقی و رمانتیک. آنهاییکه با توهم گفتگوی تمدن ها، تصور می کردند امری اخلاقی و رمانتیک است، فقط دست های ما را بستند، و بدون سلاح در مقابل دشمن قرار دادند. آنها هم کنک می زدند و هم، شکنجه می کردند و عاقبت هم، تقصیرها را به گردن ما می انداختند. درحالیکه اگر از همان ابتدا، از جنگ نمی ترسیدیم و مانند: امام خمینی می ایستادیم، پیروزی با ما بود، و اینهمه تحقیر هم نمی شدیم. ترسوهای انقلابی! که دور امام خمینی را گرفته بودند، او را از صدام می ترساندند و: می گفتند او شوخی ندارد، اگر گفته حمله می کنم حتما حمله می کند! اگر معاهده الجزایر را قبول کنیم او ساکت می شود. اما، امام می دانست چه بخواهد و چه نخواهد، صدام حمله خواهد کرد. توهم صلح با او، یک بی احتیاطی بیش نیست. دیدیم که صدام آن معاهده را پاره کرد، و حمله را آغاز نمود. اکنون نیز عده ای مانند دعایی های آن زمان، با اینکه می بینند برجام پاره شده، ولی به روی خود نمی اورند! دلیل این امر ترس از جنگ است. خداوند آیات جهاد را برای چنین مواقعی فرستاده! تا مومنان تا پای جان بایستند. نه اینکه بخاطر جلوگیری از جنگ، به هر شرایطی تن دهند! ما می دانیم دلیل اصلی قبول برجام هم، ترس از جنگ بود و: انقلابیون بعد از انقلاب! دیگر ایات جهاد خدا را نمی شنیدند! بلکه ایات منسوخ را بهانه قرار می دادند، تا ضعف و زبونی آنان جلوه نکند. آیه صریح قران می فرماید( و قاتلوهم حتی لاتکونو فتنه) آنها را بکشید تا فتنه گری باقی نماند، ولی به حصر آنان اکتفا شد. قران می فرماید( فقاتلو ائمه الکفر) رهبران کفر را بکشید، ولی اینها می گویند: تالیف قلوب میکنیم! ضاید ترامپ سرغقل بیاید. عجیب است که اجتهاد در مقابل نص صریح قران، در مورد جهاد و قتال در شکل: مصلحت خود را نشان می دهد. گرفتاری و فقر مردم را بهانه می کنند: تا گرفتاری جدیدی به آن اضافه نشود. ولی قران برعکس آن را می گوید. همه گرفتاریهای مستضعفان از جهاد نکردن ما است: چرا در راه خدا و مستضعفان جنگ نمی کنید؟ نسا75. اگر کارزار نکنید خداوند شمارا از بین می برد، و قوم دیگری را می آورد.مائده 54 لذا جنگ با آمریکا، تنها راه رفع فقر و بیکاری و پریشانی است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : جنگ ضرورتی اجتناب تاپذیر،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

عده ای می خواهند برجام را پاره کنند، عده ای می خواهند آن را آتش بزنند، و برخی آن را تنها راه نجات می دانند! برخی آن را خیانت به کشور می نامند. در میان این همه را ههای افراط و نفریط، راه میانه آن است که برجام رها شود، و از رسانه ها حذف شود. زیرا چنانچه این امر اتفاق نیافتد، فقط راه حل جنگ باقی می ماند! در این راه بازنده اصلی هم، آمریکا خواهد بود. بنده در سال 1361روش تحلیل سیاسی را، در مجله جوانان امروز چاپ کردم، و در آن موقع مدعی شدم: تنها راه تحلیل سیاسی درست، تحلیل مکتبی است. برای توضیح مختصر آن باید عرض کنم که: در ان زمان تحلیل برپایه تضاد، مد روز بود مخصوصا تفکر کمونیست ها، در بین مذهبی ها جا باز کرده بود. آنها معتقد بودند هرکاری آمریکا می کند، ما باید برعکس آن عمل کنیم! مثلا اگر از کسی یا چیزی تعریف کرد، ما باید آن را بدنام کنیم. البته این روش برخی جاها مناسب است، ولی قانون کلی و درست نیست، زیرا آنها از حقوق بشر حرف می زنند، ما نباید ضد حقوق بشر عمل کنیم. اما متاسفانه کسانی که به جنگ کمونیست ها می رفتند، می گفتند ما باید مثل آنها فکر کنیم! تا بتوانیم جواب خوبی به آنها بدهیم. و الان اکثریت مسئولین، که سنین بالایی دارند، تقریبا از لحاظ ساختار فکری، همینطورند هرچند بخواهند خود را غیر از آن نشان بدهند. اما تحلیل مکتبی آن است که: طبق فرموده قران کریم، پیامبر اسلام الگوی رفتاری ما است(ولکم فی رسول الله اسوه حسنه). یعنی باید با نحلیل رفتار ایشان (سیره عملی و نظری) راه خود را پیدا کنیم. و راههای دیگر را رها کنیم. یکی از رفتار پیامبر هم، سه سال در شعب ابی طالب، زندگی در تحریم بود. که تقریبا مشابه برجام امروزی، چندین کشور یا قبیله متحد شدند و: پیامبر  را تحریم کردند. اما خداوند موریانه ها فرستاد، تا آن پیمان نامه که 80نفر مهر و امضا! کرده بودند را بخورد. خود بخود تحریم از بین رفت. مشابه این امر در صلح حدیبیه و: بعد از ان در صلح امام حسن ع می بینیم. یعنی دشمن که صلح را به مسلمانان تحمیل کرد، یا تحریم را بر آنان اجبار نمود، خودش بیشتر ضرر می بیند، و به ناچار کنار می رود. در داستان صلح امام حسن ع، موضوع بسیار روشن تر بود: زیرا که معاویه خودش آن را پاره کرد. ولی امام حسن ع آن را بدون پاره کردن، کنار گذاشت. و صحبتی از صلحنامه نبود. حتی امام حسین ع، صحبتی از صلح نامه جز در موارد ضروری، نمی کرد. تا اینکه عملا صلح نامه نقض شد: یعنی معاویه برخلاف صلح نامه، با امام حسن ع، که قرار بود کسی را برای جانشینی، تعیین نکند یزید را برگزید، و از همه برای او بیعت گرفت. این موضع باز هم در سکوت گذشت، و بایکوت خبری شد، تا زمانیکه معاویه از دنیا رفت، و یزید از امام حسین ع برای خود بیعت خواست. اینجا موضوع علنی شد، و امام حسین فرمود که: من بیعت نمی کنم، و برای این امر از مدینه هجرت کرد: و به مکه رفت، ولی در انجا نیز تهدید به ترور شد، لذا باز هم میدان را خالی کرد، تا دشمن دست از لجبازی بردارد، تا اینکه درکربلا جلوی مهاجرت ایشان را گرفتند، وایشان را شهید کردند. یزید هم پس از چند ماهی، براثر قیام مردمی دق کرد و مرد. بهرحال برای جستجوی نحلیل درست، فقط باید به سیره پیامبران و: ائمه مراجعه کرد تا در قبال: هزینه های ایجاد شده برای مردم، در مقابل خدا پاسخ داشت. والا اجرای نظریه شخصی، و اجنهاد در مقابل نص، گناه است و تمام هزینه ها به عهده: کسانی است که با منیت خود، به بیراهه می روند. زیرا که من در اینجا شیطان است. اگر از قران استفاده نکنیم، و فقط متکی به دانسته های خود در: علوم سیاسی و روابط بین المللی باشیم، خسارت های جبران ناپذیری را باید منتظر باشیم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : انزوای برجام تنها راه حل،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 8 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

دشمنان مردم بر سه دسته اند: یکی آنها که شمشیر را، از رو بسته و همیشه آماده جنگ هستند، آرامش و مذاکره برای آنها معنی ندارد. مانند دشمنی حق و باطل و: دشمنی شیطان با انسان. که شیطان قسم خورده: همیشه بدنیال منحرف کردن مردم باشد. این نوع دشمن را، دشمن قسم خورده هم می گویند: زیرا که قسم خورده تا: آخرین لحظه و توان خود ساکت نباشد. دشمن نوع دوم، در زمان جنگ اسپانیا شناخته شدند! وقتی که دشمن اصلی با چهار ستون نظامی، به مادرید حمله کرد، یک گروه هم در داخل کشور، با آنها هماهنگ بودند و لذا، به ستون پنجم دشمن معروف شدند. ژنرال مولا از سرکردگان فرانکو، به جمهوریخواهان نوشت: من با چهار ستون از شمال و غرب و شرق و حنوب، به مادرید حمله می کنم ولی اینها مهم نیست! ستون پنجمی دارم که: در کنار شماست. آنها چون با شما مخالف هستند، پس خواسته یا ناخواسته، به نفع ما کار می کنند، بدون اینکه دستمزدی بگیرند. در زمان ما که آمریکا دشمن مردم ایران است، ولی خودشان اذعان دارند کاری از دستشان بر نمی اید! لذا تکیه آنها بر افرادی است که: با قانون اساسی و اصل ولایت فقیه مخالف هستند. زیرا اینها بدون اینکه از امریکا پولی بگیرند، دستورات آنها را اجرایی می کنند: از الان شایع کردند که تا شش ماه دیگر، که تحریم ها اثر بگذارد، ایران نفس نمی تواند بکشد! البته ملت ایران می داند: از این شش ماه ها فراوان گفته اند، چهل سال است که عادت آنها، به این شش ماه ها، یک اعتیاد شده است. لذا اعتنایی به این حرفها نمی کنند. ولی ستون پتجم ساکت نیست، هر لحظه از دری و هرساعت از دروازه جدیدی، وارد میشوند و طرح های جدیدی، در قالب کهنه ارائه می دهند.  اما اینها هم در ایران اثری ندارند. لذا آنها به فکر دشمن سوم، زیرنام خط سوم هستند. این دشمن شمشیر را از رو نبسته! بلکه کاملا غلاف کرده، خود را حامی و طرفدار انقلاب، مردم و نظام معرفی می کند. فقط چند مورد نقد و نظر دارد! اگر حرفهای نامربوطی هم می گوید، برای استفاده از آزادی بیان است. دشمن سوم حتی رای مردم را هم دارد، سعی می کند با توجه به حرکت مردمی، جهت خود را تغییر دهد. باد از هرطرف که بیاید، به آن طرف می رود. برای جلب اعتماد مردم، نماز هم می خواند! اما نمازجمعه نمی رود چون نقد دارد! روزه هم می گیرد، به همه هم افطاری می دهد. لازم باشد پیشانی خود را هم، متورم می کند. ولی اگر دید مردم یا گروه هوادار او، مخالف روزه و نماز هستند، نه تنها صحبتی از روزه و نماز نمی کند، بلکه طوری حرف می زند که گویا،  از فرعون و شداد هم بی دین تر است. جبهه می رود و عکس یادگاری هم می گیرد. ولی اگر لازم شد می گوید: لازم بود یک عکس هم داشته باشیم! تنها چیزی که در او تغییر نمی کند، دوستی با دشمن است. همیشه و همه جا، حرف اول حرف دشمن است، اصلا دشمن برای او کسی نیست که: باید با او دشمنی کرد. فردی لایق و فهمیده، از همه نظر جنتلمن و چیز فهم، اهل مذاکره و منطق. می گوید دشمن را نباید لعن یا نفرین نمود. اصلا نباید با دشمن بی احترامی کرد! آنها هم آدم هستند و اهل مذاکره، اگر عیبی هم هست از خودمان است. وی بازیکن خوبی هم هست! ولی همیشه اشتباها، گل به خودی می زند. و برای اثبات حرف خود می گوید: خودی و غیر خودی نداریم، همه بشر هستند. ما نباید بین مردم دو دستگی ایجاد کنیم. همیشه طرفدار دوستی با دشمنان است. وحدت را در یکی دانستن دوست و دشمن می داند. اما اگر دشمن حرفی برعلیه خودی زد، حق دارد. مردم احمق هستند! نمی فهمند. بیسواد هستند و عقب افتاده، والا می فهمیدند که: دشمن دانا به از نادان دوست!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : دشمن مردم،
لینک های مرتبط :
حصار موجود در مرز آمریکا با مکزیک

در حالیکه ترامپ دور آمریکا را دیوار می کشد، دوست داران او در ایران، فکر می کنند این ایران است! که مرز مکزیک را دیوار می کشد. لذا می گویند دور ایران دیوار نکشید! این ترامپ است که از سازمان های بین المللی خارج می شود، همه تعهدات را زیر پا می گذارد، به قولهایی که به کره شمالی داده، عمل نمی کند و لی هواداران ترامپ درایران! می گویند نمی توانیم دور ایران دیوار بکشیم. تخم لقی که در دهان آنها شکسته، از ابتدای انقلاب لقلقه دهانشان بوده، و خون به دل امام کردند! حالا هم می خواهند تکرار کنند. از نظر آنها اگر ترامپ همه مرزها را دیوار بکشد، خیلی خوب است! چون می خواهد از ورود: مهاجران غیرقانونی جلوگیری کند. اگر از همه معاهدات خارج شود، و همه قولهای خود را زیر پا بگذارد، خوب است! چون می خواهد به فکر داخل باشد، و وضع مردم خود را ساماندهی کند. اگر سر عربستان را شیره بمالد، یا فلسطینی ها را بکشد، از خود دفاع کرده و می خواهد: بدهی های آمریکا را کم کند. اما اگر همین کار را ایرانی ها بکنند، فاجعه است و در تاریخ، چنین چیزی اتفاق نیافتاده! و مملکت را به عقب می برد، و مردم را زیر فشار قرار می دهد. اصلا کسی چنین چیزی هم نگفته باشد، اینها در خیال خود فکر می کنند که گفته است. در حالیکه خودشان مدتها گفتند: برجام حتی اب خوردن ما راهم تامین می کند، ولی دیدیم که نه تنها آب خوردن را تامین نکرد، بلکه همه آنهاییکه از بی آبی دم میزدند، جاسوس از آب در آمدند، و بر خیل جاسوسان محیط زیستی اضافه شدند. مدتها گفتند که اگر مذاکره کنیم، ایران گلستان می شود! پول های ما را بر می گردانند. نه تنها چنین نشد، بلکه تحریم های ظالمانه هر روز بیشتر شد! ولی چون خودشان را تحریم نکردند، آن را حس نمی کنند و قبول هم ندارند. به قول  دانشمندی، آمریکا در همه چیز ایران را تحریم کرده! الا موادمخدر و سیگار و مشروبات الکلی. این نشان می دهد که آمریکا دشمنی خود را، ادامه می دهد. ولی این مهم نیست، زیرا دشمن هرکاری می کند، از او انتظاری غیر از این هم نیست. ولی کسانی هستند که آن را توجیه می کنند! سعی می کنند آن را منطقی جلوه دهند، اینها هم مهم نیستند! زیرا مزدوران مارک دار آمریکا هستند. مانند کسانی که تخریب بقیع را توجیه می کنند، می گویند خوب است! زیرا که آنها وهابی هستند و: براساس عقاید خودشان، این کار را کردند. و تاکنون هم حرف آنها پیش بوده، و عربستان هیچ انعطافی برای: بازسازی بقیع شریف از خود نشان نمی دهد. اما گروه سوم کسانی هستند: از هر دو اینها بدتر عمل می کنند: خود را میهن پرست و مردم دوست میدانند. عمل آنها، مسخره کردن است. زیرا مردم میتوانند در مقابل: بی منطقی و یا منطق زور، مقاومت کنند ولی در مقابل تمسخر، نمی دانند چه کنند. آنها نمی گویند حرف ترامپ درست است، تا مردم بدانند آنها مزدور آمریکا هستند، بلکه گفته رهبری را به مسخره می گیرند! و افراد حزب الله را هجو می کنند، و همه حرفهای آنها را بصورت طنز، وانمود می کنند. مثلا در شعار مرگ بر آمریکا، طبیعی است که ترامپ به آن حمله کند، مزدوران مستقیم آمریکا هم، هرجا بتوانند جلوی مردم را بگیرند، تا پرچم آمریکا را آتش نزنند، یا شعار مرگ بر آمریکا ندهند. اما دسته سوم این کار را نمی کنند، بلکه بعنوان دوست وارد صحنه می شوند، و در صف مردم جا می زنند، اما شعار مرگ بر آمریکا را مسخره می کنند. دل مردم را خالی می کنند و: حرفهایی را به مردم نسبت می دهند که: اصلا کسی این حرفها را نزده، و بعد آن را مسخره می کنند! «شاید برخی بگویند دور خودمان دیوار بکشیم». در حالیکه هیچ کس چنین حرفی نزده! ولی ذهن مردم را خراب کرده، و به ارکان نظام توهین می کنند.ی کشد! ما باید سرزنش شویم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ترامپ دیوار می کشد! ما باید سرزنش شویم.،
لینک های مرتبط :

همه ما با کمک های خداوندی آشنا هستیم، همیشه کلمه خدایا کمکم کن! بر لب ما جاری است. ولی عده هستند که این را قبول نمی کنند، نه اینکه از خدا کمک نمی خواهند، بلکه معتقدند خدا در حق آنها کم گذاشته! و باید بیشتر از این ها میداد. لذا اثبات اینکه خدا انسان را کمک می کند، بسیار ساده است. وجود خدا یک معادله و: وجود بشر معادله بعدی است، ولی یک معادله سوم هم در این وسط هست. ما می خواهیم راجع به آن صحبت کنبم. لذا بیشتر نظرما بر روی افرادی است که: معادلات ریاضی را بالاتر از: آیات قران و حرف های مادی و سطح پایین، برایشان از کلمات عالی بیشتر ارزش دارد. آنها می خواهند شیب مثبت یا منفی: رابطه معادلات بین انسان و خدا را، محاسبه کنند تا بدانند اصلا: رابطه ای بین خدا و انسان هست؟ اگر هست بزگتر از صفر است، یا کوچکتر از آن. البته در حل مسائل سه معادله ای، معمولا میتوان معادله دوم را نادیده گرفت. ولی این اقایان اصرار دارند که: آن را محاسبه و حل کنیم. علیت اینکه در این نوع معادلات، دومی حذف می شود این است که نتیجه معادله اول، از معادله دوم عبور کرده و: در معادله سوم خود را نشان می دهد. مثلا ما آتش را زیر آب روشن می کنیم، این خودش یک معادله دارد که: میزان حرارت آنرا محاسبه می کند. اما آتش با آب چکونه رفتار می کند؟ ما فرمولی برای آن نداریم، احتیاجی هم به آن نداریم. زیرا نتیجه بالارفتن درجه حرارت آتش، عینا در آب خود را نشان می دهد. اما در این مقاله ما می خواهیم ببینیم: آب با آتش چه می کند؟ برخی ها توانسته اند به آن جواب دهند: میزان حرارت آتش در مولکلول های اب، اثر می گذارد و گردش آنها را، سریعتر می کند! لذا گرمتر می شوند. سرعت گردش مولکول ها، معادله خاص خود را دارد. در اینجا هم کمک خداوند به بشر، از همه جهات معلوم است. به انسان موجودیت داده، اعضا و جوارح به آن عطا کرده، و خرد زندگی کردن را به او تلقین کرده است. اما می خواهیم ببینیم: این چطوری انجام شده است؟ مکانیسم یا معادله آن چطور است. همانطور که میدانیم: انسان دارای جسم و روح یا روان است. جسم اگر تحت فشار غیر متعارف باشد، زخم می شود و روح هم پریشان می شود. مثلا وقتی چاقو دست انسان را می برد، درواقع بین نسوج بدن جدایی می اندازد. امداد رسانی و غذا به: بخشهای کناری ازبین میرود. لذا خون یا غذای داخل آن، به بیرون می ریزد و ضمن ترکیب با هوا، به چرک یا دمل تبدیل می گردد. راه درمان آن هم دوختن متناظر: رگ ها و جوارح به هم است. که کار پزشک جراح است. حالا ممکن است جراحی: سرپایی باشد یا بستری شود. روان انسان هم همینطور است: اگر عذاب ببیند دچار دو شخصیتی یا تجزیه شخصیت می شود، که اصطلاحا روانپریش می شود. خود را نادرشاه یا فاطمه زهرا یا امام زمان می پندارد! خداوند دراین گونه موارد، دستورات لازم را در قران ذکر کرده است. هرکس با نماز خواندن، و ذکر یاد خدا درمان می شود. زیرا به خود یاد آوری می کند که: خدایی هست و او بنده خدا است. واز دوشخصیتی وتجزیه شخصیتی، در امان می ماند. جسم انسان هم همینطور است: میتوان در مغز انسان، جای درد و لذت را جابجا کرد. با تلقین بخود میتواند: آن را سازگار کند. مجاهدی که به جنگ می رود و زخم برمی دارد، خوشحال است! زیرا میداند این زخم او، یک سرمایه گذاری است. بنابر این از لذت های آنی، برای لذت های آتی گذشت می کند. مرگ بزرگترین ترس در زندگی است، اما وقتی انسان بداند که این فقط: یک انتقال است، دیگر ترس او از بین می رود. و سعی دارد انتقال هرچه زودتر و: بهتر صورت بگیرد. درد زایمان بهترین مثال است. مادری که درد زیادی می کشد هیچگاه ناراحت نیست و: نمی گوید بچه نمی خواهم، اورا بکشید تا من درد نداشته باشم!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : خداوند چگونه انسان را کمک می کند؟،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 273 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :