ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
پنجشنبه 7 شهریور 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

توانمند سازی عملکرد مثبتی است که: جامعه نسبت به ناتوانان انجام می دهد. اساس این کار ضرب المثل ژاپنی است که: می گوید به شخص ماهی ندهید، بلکه ماهیگیری یاد بدهید! اما متاسفانه چنین کار اسیب های بزرگی: در جامعه و بصورت پنهان بوجود می اورد، که روحیه ستیزه جویی و پرخاشگری را افزایش می دهدو جامعه دچار حالت روانی می شود که: هیچگاه سیری پذیر نیست و همیشه: دارای مطالبات بناحق می باشد. مثلا وقتی سیل می اید، مردم نیاز به کمک فوری دارند، یعنی باید برای انها ماهی داد، حتی ماهی پخته و آماده مصرف! حال اگر آنها را در گل و لای رها کنیم، و بگوییم ما در صدد توانمندی شما هستیم! یا مثلا کلاس ماهیگیری بگذاریم! یا دوره آموزش فنی مهندسی تاسیس کنیم، آیا کار بجایی کرده ایم؟ کلان قضیه هم صادق است. یعنی در کل جامعه هم، به فکر سیر کردن شکم کسی نباشیم، بلکه همه پول نفت یا درآمد ارزی را مصرف زیر ساختها بکنیم! به جایی می رسیم که در کشور هزاران ورزشگاه ساخته می شود، بدون ورزش کننده! هزاران بیمارستان ساخته می شود، بدون بیمار یا پزشک! و یا تجهیزات. یا مانند غربیها هزاران کلاهک هسته ای، با بیشترین هزینه ها ساخته می شود، و دنیا را به کشتزار بمب های خوشه ای، اتمی و کشتار جمعی تبدیل می کنند، ولی همگی در انبار ها پوسیده از بین می رود. اکنون دولت دستور ساخت 99هزار مسکن را داده، ارتش نیز به همین مقدار برای پرسنل سازمانی و ناجا کمیته امداد و ستاد100امام و.. در حالیکه 3میلیون خانه خالی فقط در تهران موجود است. چه معنی می دهد: همه ثروت را به داراییهای منجمد تبدیل کنیم، و در دست ادارات و بانکها باشد؟ ویلاها و مهمانسراهای دولتی، که جای خالی برای مسافران کنار دریا نگذاشته، و برای گردشگر چیزی جز نفرت زدایی بار نمی اورد. کمیته امداد و هزاران موسسه خیریه هر کدام صدها و میلیون ها نفر، زیر پوشش گرفته و چهره کشور را، یک گداخانه بزرگ ترسیم می کنند. در حالیکه ما اصلا گدا و فقیر نداریم! این فقیر سازی یا به اصطلاح خودشان توانمند سازی، برای اشتغال خودشان است. در همه موسسات خیریه، هزینه های جاری از هزینه های امدادی بیشتر است. دلیل آن هم روشن است چون موسسه، به کارمند و دفتر و دستک نیاز دارد، ولو اینکه مدد جو هم نداشته باشد! این سیاست غلط یعنی مهربانی بیش از حد، در تمام سطوح دیده می شود: خودرو سازی بعنوان مادر صنعت ایران مطرح می شود، ولی 60سال است که هنوز مونتاژ می کند، و بدهی می افزاید. سالها است که می گویند اقتصاد منهای نفت! واین اتفاق افتاده ولی آقایان نمی گذارند! نفت را حراج می کنند، به دیگران می دهند و پولش را نمی گیرند! ولی در بودجه می نویسند، و ریالش را خرج می کنند! اینهمه داروها و غذا صد درصد ایرانی تولید می شود، تا مردم را مجبور کنند که: از داروها استفاده کنند. یعنی مردم را بیمار و محتاج دارو معرفی می کنند، در حالیکه هیچ احتیاجی به مصرف داروها نیست! و همگی براثر تبلیغات دارو سازان مصرف می شود! آنقدر وضع تولید را خراب معرفی می کنند، تا تولید از حد اشباع گذشته و مشتری نداشته باشد. و مردم را مجبور به مصرف سه برابری میکنند. تا بگویند تولید کم داریم. همه بزرگتر ها یادشان است که: مصرف برنج در ایران سالانه بود! یکبار در سال آنهم شب عید، سبزی پلو با ماهی می خوردند. اما با واردات برنج آمریکایی، مردم را مجبور کردند روزی سه وعده برنج بخورند! بطوریکه فرزندان ما اگر: برنج نخورند می گویند غذا نخوردیم! یا در مصرف برق و آب و دیگر حامل های انرژی. بیایید بخاطر خدا، دست از تبلیغات: منفی و سیاهنمایی و امداد نمایی بردارید.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سیب های توانمند سازی،
لینک ها :
پنجشنبه 7 شهریور 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

امروز خداوند، ماموریت جهانی برای کشمیر رقم زده است. باید مردم کشمیر قدر خود را بدانند. و به وظیفه سنگین خود عمل کنند. ظاهر موضوع، آزار دهند و تلخ است! آغاز آن با کشتار بخشی از مردم کشمیر، و لغو قانون 370شروع شد. ولی پایان آن شیرین است، زیرا عدو شود سبب خیر! اگر خدا خواهد. الان هم خدا خواسته تا این رسالت سنگین را، بر دوش کشمیری ها بگذارد. شاید کشمیر را کسی نمی شناخت، و به بازی نمی گرفت. ولی امروز در مرکز جهان است. امری که قبلا باعث شده بود: همیشه به عنوان یک زائده تصور شود که: باری است بر دوش دولت پاکستان! پاکستان یا هند باید هر از چند گاهی، چند  سرباز کشته می دادند و دیگر هیچ. اما امروز وظیفه ایران اسلامی، به گردن آنها است. چرا که خداوند ترجیح داده: از یک مشت لیبرال کاسه لیس آمریکا، روی گردان شود. کسانی که همه دنیا یشان ترامپ است، و اینکه راهی باشد تا آنها بتوانند: یک عکس یادگاری با آن بگیرند. آنها می گویند اگر این عکس یادگاری گرفته شود، ما با دنیا حرف زده ایم! و جهان مارا قبول کرده است. آنها با دولت هند هم زدو بند دارند، و از کشتار کشمیر سخنی به میان نمی آورند. البته این وظیفه قبلا به حزب الله لبنان، و مدتی به یمنی ها واگذار شد. ولی انها هم فقط به فکر نجات خود بودند! و به فکر جهان و مردم مسضعف جهان نبودند. و در قضیه کشمیر هم، مانند ایران، کوتاه آمدند. یقه سفید های ایرانی، برای کسب بیشتر سود! و خارج کردن پول و فرستادن آنها: به بانکهای آمریکا و اسرائیل و سوئد، همه چیز را دوپهلو می گویند! یکی به میخ می زنند و یکی به نعل. یک روز می گویند: ما باید با دنیا مذاکره کنیم! و منظورشان از دنیا هم فقط ترامپ است، زیرا با هر جا مذاکره می کنیم، قبول ندارند و دنیا حساب نمی کنند. بعد که می بینند مردم موافق نیستند، می گویند ما شتر را مجانی می دهیم! به شرطی که گربه آویزان شده آن ر، صد هزار بخرند! حزب الله لبنان هم مجبور شده: با خط اینها حرکت کند! و هنوز که هنوز است، جواب اسرائیل را نداده! یمنی ها هم با اینکه قدرت دارند: آل سعود را از بین ببرند، ولی این کار را نمی کنند! زیرا یقه سفید های ایران گفته اند: اگر به آل سعود حمله کنید یعنی: خانه خدا راخراب کرده یا به: مسجد الحرام حمله نموده اید! که باعث می شود ما را به حج راه ندهند. لذا راه کشمیر با تمام این اتفاقات انتخاب شده است. آنها باید شرق دنیا را با انقلاب اسلامی اشنا کنند. و قدرت نوظهور چین  و هند را مهار کنند. پاره کردن قانون 370مانند: پاره کردن برجام، باعث شده تا دودستگی بین شرقی ها افزایش یابد. و بودایی و هندوها تمایل بیشتری به مهاجرت داشته باشند. علاقمندان مهاجرت به کشمیر، مهمانان خدا هستند برای اشنایی با اسلام و شیعه، لذا از نام هندو یا بودایی نترسند، بلکه آنها را مهمان بدانند و بر: روح وجان آنها اثر بگذارند، اینها سربازان اینده اسلام هستند. جعفری، همان قاسم سلیمانی شرق است. که باید بتواند روح هندو ها و بودایی ها را صیقل دهد، و آنها را عاشق اسلام کند. و این کار از کسی برنمی آید جز کشمیر! زیرا کشمیر با سه کشور هند و چین و پاکستان(وهابی) همسایه است. و جایی است که هر سه کشور، به آن علاقه دارند. محبت اساس عشق است، و عشق هم در نهایت عشق به خدا تبدیل می شود. بعبارت علمی تر! اگر ایران باعث شد تا شوروی از هم پاشید، حزب الله لبنان  در مقابل اسرائیل و یمن هم در مقابل آل سعود است. اما کشمیر در مقابل جهان سوم است! تئوری سه جهانی خطرناکتر از تئوری: کمونیزم و امپریالیزم و صهیونیزم است. زیرا خود را نه در مقابل، که بدوا در کنار معرفی، و ضربه خود را از پشت سر وارد می کند. مانند کاری که مائو با ارتش چین کرد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : وظیفه مسلمانان کشمیر،
لینک ها :
چهارشنبه 6 شهریور 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

علیرغم توطئه های صندوق بین المللی پول، و اذناب ان در ایران، دوران دلار به سر آمد و: دوران اقتصاد منهای دلار آغاز شده است. مقایسه ارز نیمایی با قیمت بازار آزاد، نشان می دهد که ارز نیمایی بالاتر از بازار آزاد خرید دارد، این یعنی تزریق پول دولت و بیت المال به جیب: واسطه و دلالان ارز . و یعنی اینکه ممانعت از سقوط هرچه بیشتر ارز و دلار: در مقابل ریال و تومان. این سقوط دلار از زمان سقوط پهباد امریکایی، آغاز شده و بعد از این هم ادامه خواهد داشت. گرچه بانک مرکزی بعنوان نوچه صندوق بین المللی پول، سعی در ثبات قیمت دارد! یعنی نمی خواهد بگذارد که: دلار بیش از این سقوط کند، ولی دیگر کار از کار گذشته و مدیرکل بانک مرکزی هم، خیانتکار نیست که بیش از این به ضرر پول ملی گام بردارد. البته اطرافیان و شایعه سازان، جور دیگر عمل می کنند: و ذهن جامعه را تحریف کرده، و قضیه را موقتی و بی اغتبار نشان می دهند! علاوه بر اینکه آنها سعی می کنند: این سقوط را موقتی نشان دهند بلکه: اصلا آن را منکر شده، در خیال خود هنوز همان قیمت های بالا را، مورد محاسبه قرار می دهند! مثلا خودرو سازان یا صنعتگران وابسته! هنوز هم قیمت کالای خود را پایین نیاورده، و می گویند ارز گران شده است! دشمنان بدانند گیوتین قوه قضائیه، پشت گردن آنها است و اگر بخواهند: بیش از این روی تثبیت نرخ ارز هزینه کنند، بعنوان اخلال در نظام اقتصادی دستگیر خواهند شد. باید نرخ نیمایی بسیار کمتر از بازار ارز باشد، تا سقوط آینده آن را تضمین کند. به این ترتیب دلالان هم مجبور می شوند: کمتر بخرند، و چون اغلب فروشنده هستند، قبول می کنند، و نقدینگی دلالان کاهش می یابد. ولی وقتی فروشنده ارز نیمایی را بالاتر ببیند، دلار را به سیستم بانکی وارد کرده، و نقدینگی دولتی را تخلیه می کند. ضمن اینکه برنامه و بودجه هم،به بهانه: خرید ارزاق! وکالاهای اساسی دلار را از خزانه خارج می کند. بعد هم 180میلیارد دلار گم می شود! و بجای کالاهای اساسی هم، خودرو و لوازم آرایشی وارد می شود. در حالیکه اگر 5درصد این دلار ها، به بازار ارز ازاد تزریق شود: سقوط ارزش دلار 95درصد خواهد بود. زیرا به دلیل سقوط پهباد، مردم مطمئن شدند که جنگی در کار نخواهد بود. و اگر هم آمریکا یا هرکس دیگر، خطایی کند دست برتر ایران آن را در نطفه خفه می کند. لذا نیازی به فرار از ایران، یا ذخیره دلار نمی بینند! و همه فروشنده شده اند. بانک مرکزی با اینکه به این تحلیلها رسیده، ولی همیشه سعی می کند: با پیچیدگی های زیاد، جلوی آن را بگیرد و به اضطلاح خود، تثبیت نرخ کند. یا برای واردات کالاهای اساسی، اطمینان به مردم بدهد. که اینها همه جرم است. زیرا اطمینان دادن آنها، با هدف منجمد کردن ذخیره ارزی، و تزریق گرانی در مردم است. زیرا مردم می گویند: هرموقع دولت اطمینان داده، برعکس شده و لذا، جنس ها گران خواهد شد! پس به سراغ ذخیره آذوقه رفته، و سه برابر نیاز خود خرید می کنند! در حالیکه تمام انبار های ایران پر است، گمرکات و کشتی ها نوبت های طولانی: برای تخلیه دارند. این یعنی ذخیره برای بیش از یکسال وجود دارد، و نیازی به اطمینان دادن نیست. به نظر می رسد اگر قوه قضائیه، عطف به ماسبق کند، باید از بهزاد نبوی طراح سیستم کوپنی! شروع کند. زیرا به بهانه کوپن، مردم را به مصرف سه برابری تشویق کردند، و باعث بالا رفتن نرخ ارز! و گرانی کالاها شدند. و سالانه تا 50میلیارد دلار را به پولهای سرگردان تبدیل کردند، که فعلا اعتراف میکنند 180میلیارد آن گم شده! ولی به نظر ما همه پول نفت ها(500بی) گم شده! یا حیف و میل شده ومردم را هم، با کوپن سرگرم کردند! سرشکستن و گردو دادن!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : اقتصاد بدون دلار!،
لینک ها :
سه شنبه 5 شهریور 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

تاریخ ایران را باید دوباره نوشت، بطوری که نه دیدگاههای هردودوت در ان باشد، و نه دیدگاه ضعف امپراطوری دائمی ایران. یک نمونه کوتاه که ذکر خواهد شد، نشان می دهد که ایران همیشه از درون شکست می خورده، یعنی هیچ قدرت بالاتر از ایران نبوده، که بتواند درگیر شود. بطور نمونه حمله عربها به ایران در صدر اسلام، برخلاف آنچه تاریخ نویسان نوشته اند، و بیان می شود یک حمله خارجی نبود! بلکه قیام استانی بود. یک استان بر استانهای دیگر پیروز شد. کتب پیش از آل سعود، در تمام دنیا نشان می دهد که: عربستان استانی از ایران بود. حتی فرماندار یمن را امپراطوران ایران انتخاب می کردند. این استان چند بار بر علیه حکومت مرکزی قیام کرد. بار اول حکومت ضحاک ماردوش بود، که بر فلسطین و شامات مسلط شد، و خود را پادشاه ایران خواند. تاریخ نشان می دهد که یک آهنگر بنام کاوه، با درفش کاویانی خود، با او جنگید و او را نابود کرد، و دوباره بر آنجا مسلط شدند. برخی ها می گویند این کاوه، همان فریدون یا کورش است! که فردوسی از نام اصلی او یعنی کورش ذکری نمی کند. بار دوم در زمان اردشیر بابکان بود، که وی دستور داد این شورش را در عربستان سرکوب کنند، و دستور داد تا روسری زنان ایرانی را، بر سر مردان کنند که تحقیر شوند!  بار سوم در زمان شاپور ذوالاکتاف بوده، که اعراب شورشی را ازپشت، دست بسته می کرد تا کتفهای انان بهم بچسبد! گفته اند که شانه هایشان را در می اورد. لذا تا ظهور اسلام، اعراب جزء ایران بودند حتی در زمان پیامبر، باذان از سوی خسرو پرویز بر یمن، حجاز و تهامه فرمانروایی داشت. پس از اسلام از سوی پیامبر در همین سمت ابقا شد. وی در سال ۱۰ هجری کشته شد، و پسرش (شهر) از سوی پیامبر در همان سمت ابقا گردید. لذا حمله اعراب را یک حمله قومیتی باید دانست. زیرا تحت قیومیت ایران بودند و: داخلی محسوب می شدند. در زمینه جنگهای روم یا مغول هم به همین شکل است. روم همیشه تحت فرمان ایرانیان بود. یک دانشمند نادان مثل ارسطو، باعث شد تا اسکندر بر شاه و فرمانروای خود  غلبه کند. ارسطو که در آسیای صغیر( روم یا قسطنطنیه) زندگی می کرد، شاهد باز بود!(همجنسگرا) و طبق قانون ایران زوج او را محکوم به اعدام کردند! وی از این موضوع بر آشفت، و تصمیم گرفت استاد اسکندر شده، او را بر ضد ایران تربیت کند. تا اینکه بالاخره او به ایران حمله کرد. بعد از اسکندر، دوباره پادشاهان ایرانی، روم را زیر سلطه حود در آودند، شاپور دوم شکست نهایی را بر انها تحمیل نمود. حمله مغول نیز چنین است: بخش غربی چین با تمام بودایی مذهبی هایشان، به مسلمانان گرایش داشته و خود را، زیر پرچم مسلمانها می دانستند. ولی دولت های ایران از آنها می ترسیدند. علت جنگ  و حمله مغول ها، کشته شدن 450نفر بازراگان مسلمان مغولی بود! که در شهر اترا کشته شدند. مغولها هم با قصد قیام بر علیه: مرکزیت به ایران حمله کردند، و پس از تسلط بر ایران به فرهنگ ایرانی تعالی بخشیدند، بسیاری از کتب در زمان بایسنقر، جمع آوری و نوشته شد، که هنوز هم مورد استفاده است. اعراب هم، همه وزرا کارگزارن خود را از ایرانیان (فارسی زبان) انتخاب می کردند. و رسم شاهان را ادامه می دادند. در حال حاضر غیر از این حمله ها، بقیه حمله ها داخلی محسوب می شده! مثلا مبارزه صفویان با عثمانیان، مانند مبارزه ایل قاجار با زندیه بوده است. زیرا عثمانیها هم با اینکه دشمن صفویه بودند، ولی درمراودات رسمی، از کلمات فارسی استفاده می کردند. درواقع مانند مغولها و اعراب، خود را ایرانی دانسته، و معتقد بودند: بهتر از صفویه ایران را اداره خواهند کرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : قیامهای استانی!،
لینک ها :

برخلاف گفته آقای نوبخت، نرخ ها را باد پایین می آورد نه آقایان! زیرا اقایان منافعشان در نرخ های بالا است، گرانی دلار و بالا رفتن قیمت ها، مالیات بیشتری را به جیب دولت می ریزد، و در هیاهوی گرانی، بنزین و برق هم گران می شود. اما خداوند به باد دستور می دهد: تا ابرها را به شهرها ببرد و از انها باران بریزد، و محصولات کشاورزی فراوان و ذخیره سدها پر و کمبود اب برطرف شود. چند وقت پیش هم آقای رئیس جمهور، در ارومیه مدعی شده بود: دریاچه ارومیه را دولت پر کرده است. و آن را نتیجه تدبیر خود میدانست نه خدا. تعجب در این است که آقای روحانی، موقع انتخابات خدایی شده بود! ولی بعد جدایی شد. حجت الاسلام رستگاری می گفت: که ایشان همیشه دست به دامان قران بود، و از خدا می خواست پیروز شود! استخاره هم کرده بود خوب امده بود! حالا چرا باد و اب  را مسخره می کنند معلوم نیست. ایشان می گوید: اگر بدانیم با ملاقاتی، منافع ملی تامین و کشور آبادتر می‌شود، دریغ نخواهیم کرد، یعنی خدا و رهبری هیچ، فقط آبادی کشور! که با تفسیر خودش همه چیز را تعیین می کند. اینهمه رهبر معظم می گوید: ما با آمریکا مذاکره نمی کنیم، ایشان سیگنال به ترامپ می دهد! سیگنالی که قبلا معلوم شده جوابش خوار کننده است. زیرا برجام را به آب و غذای مردم ربط دادند، و گفتند تحریم های ظالمانه را برمی دارد، ولی برعکس حتی خودشان هم تحریم شدند. الان با اضطرار و اینو ببین و اونو ببین، می خواهند برجام را زنده نگهدارند. نباید تصور کرد که مردم در این زمینه بی اطلاع هستند. حتی اگر روزنامه ایران یا خبرگزاری ایرنا! بخواهند لاپوشانی کنند و یا معکوس نشان دهند. رادیو آمریکا و فرانس پرس و اور نیوز می گویند که: دیپلماسی التماسی تا کجاها به دریوزگی کشیده شده است. فروش نفت با کشتی روسی و زیر سایه روسها هم، نه با قدرت دیپلماسی بلکه با قدرت نظامی آزاد شد. دلیل آن تحیر کشتی بعد از ازادی است. در حالیکه همان نفت را به: عراق یا افغانستان و ترکیه می دادند، اینهمه دردسر نداشت. و دوبرابر قیمت هم فروش می رفت. اما روسیه خودش آن را به آمریکا اطلاع داد، تا جلوی فروش نفت ایران را بگیرد، و خود به مقام اولین تولید و صادر کننده نفت دنیا تبدیل شده، عربستان را هم پشت سر بگذارد. قیمت نفت را تا سی درصد کاهش دهد. چین و ژاپن و هند، به مدد همین دیپلماسی، پول نفت ایران را می خورند! و جنس های آشغال خود را دامپینگ می کنند. حالا برای التماس به آنها، چه بهانه ای دارند؟ آقای نوبخت و آقای همتی ! این بخت دولت یا همت بانک مرکزی نبود که: دلار را پایین کشید، بلکه سقوط پهباد آمریکایی آن را زمین زد. دلیل آن هم این است که علیزغم میل شما، هنوز هم سقوط می کند! و سقوط آن ادامه خواهد داشت. تلاش شما برای بالا نگهداشتن آن نتیجه نخواهد داد. زیرا ارز نیمایی را طراحی کردید، تا مانع سقوط دلار شود، حالا بیت المال را در جیب دلالان ارز می ریزد، تا دلار را ده هزار تومان بخرند، و به شما 12هزار تومان بفروشند! تا مثلا تثبیت نرخ دلار کرده باشید. آنموقع که بانک مرکزی می بایست: تثبیت کند نمی کرد و دلار دائم افزایش می یافت، حالا که دلار در حال نابودی است، با این ابزار برای آن چتر نجات می سازند. همه صنایع و مدیران اصلاح طلب آن، تقصیر را به گردن گرانی دلار می انداختند! تولیدات را گران میکردند، ولی الان که دلار سقوط کرده، باز هم از گران کردن و بدهی های دلاری می گویند. یعنی نه تنها به دستور بانک مرکزی، کاهش نرخ را باور نمی کنند! بلکه خیال می کنند دلار هنوز درحال بالا رفتن است. زهی به این وابستگی فکری به بیگانگان به بهای سقوط ارزش پول ملی، و نارضایتی مردم از گرانی و تورم.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : نرخها را باد پایین می اورد!،
لینک ها :
دوشنبه 4 شهریور 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

با انزوای آمریکا، پیروزی ایران در جنگ تحریم ها تایید شد. و ملت بزرگ ایران موفقیت چشمگیری در عرصه تولید به دست آورد. طبق آمار هیات دولت همه روستاهای ایران، از آب اشامیدنی و برق و گاز و برخوردارند. همه طرح های صنعتی یکی پس از دیگری، به بهره برداری می رسد. روزانه بیش از هزار طرح تولیدی و صنعتی نیز افتتاح می شود. سرزمین ایران را شوق تولید و توسعه فرا گرفته، در صنایع نظامی و دفاعی، از آمریکا و روسیه و چین جلو زده، واکنون تنها قدرت بلامنازع جهان است. آنهم نه از راه تقلید یا مونتاژ، بلکه همه با دانش بومی. که کسی نمی تواند آن را خدشه دار کند. پیروزی تیم دانشجویی دانشگاه شریف، در مسابقات هوافضای آمریکا نشان می دهد: که آنها دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارند. و ترامپ بهتر است لالمونی بگیرد! در نمایشگاه فرش دستباف ایران، هنر و صنعت، بهشتی ساخته است که نظیری در جهان ندارد. نمایشگاه صنایع و زیر ساخت های روستایی، نشان می دهد، که روستائیان توانسته اند: از شهریها هم استخدام کنند! بسیاری از کسانی که در نمایشگاه صنایع دستی، کار می کردند و تولید را به نمایش می گذاشتند، از تحصیلکرده های تهرانی بودند که لباس: کردی و لری و بلوچی و ترکی را به تن کرده بودند. مسئول مالکیت معنوی جهانی، با شوق زیاد از صنایع ایران حرف می زد، و می گفت ایرانی ها به دلیل پرمشغله بودن، وقعی برای ثبت اختراعات خود نمی گذارند! نمایشگاه بین المللی تهران، همه نا امید ها را به جهنم می فرستاد. الان دانشگاهها به دنبال پس گرفتن: دشت نا امید خود از افغانستان، آرارات از ترکیه و نجات بحرین و باز گرداندن آن هستند. یعنی ایران از لحاظ کار و تولید، اشباع شده و باید مازاد آن را صادر کند. البته غربی ها و غرب زده ها برعکس آن معتقدند! آنها می گویند اول صادرات، و مازاد آن به مصرف داخلی برسد. ولی چشم ودل ایرانی پر است: از کالاهای تولید خود. سردار یزدی هم در همایش امروز هم گقت که: (کارمندان ما قشر زحمت کشی هستند، بسیار خوب عمل می کنند). برخی از کارمندها وضو می گیرند، و سر کار می روند! زیرا در اسلام کار کردن و تولید کردن، عبادت است. کسی که اظهار نامه مالیاتی می نویسد، باید وضو بگیرد و حقیقت را بنویسد، تا مبادا سهم دولت را کم بدهد، یا از مال خود و زن و بچه اش کم کند. کارمند مالیات هم همینطور. یک ریال حق و ناحق، مسئولیت دنیایی و عقبایی دارد. چنین بود که امام خمینی هم،  کار مند ها را ستود و به آنها فرمود: کسی که به وظیفه اش خوب عمل می کند، پیروز است. گرچه برخی ها سعی دارند: این پیروزی ها را در کام مردم تلخ کنند، ولی بدانند که مردم همه چیز را متوجه می شوند. یکی از این کار ها، جنگ روانی اقتصادی است، باید گفت در جنگ نرم افزاری، هنوز دشمن تکتازی می کند. که مهمترین آنها مسئله گرانی کالاها است. گرانی امری موهوم و تصوری است، که بر اثر جنگ روانی ایجاد شده است. زیرا تولید به اندازه کافی است، ولی دشمن با هول و لا، مردم را به مصرف بیشتر ترغیب می کند. این مصرف بیشتر یا اصراف است که: باعث گرانی می شود. در تمام دنیا وقتی چیزی گران می شود، مردم نمی خرند! ولی جنگ روانی دشمن، باعث شده که مردم تحریک شوند و: دو یا سه برابر بخرند، اصراف کنند. همه آمار ها نشان از مصرف سه برابری ایرانیان دارد. یعنی اگر همه تولیدات ایران سه برابر هم شده باشد، هنوز ترس از کمبود مردم را می آزارد. واین همان پاشنه آشیل مردم و : موضوع جنگ روانی دشمن، برای گران کردن کالا ها است. باید مردم آگاه باشند و مصرف را مدیریت کنند، مسئولین هم با تواضع و تایید، جنگ روانی را دامن نزنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : پیروزی در جنگ اقتصادی،
لینک ها :

در حالیکه تولید در کشور به حد اشباع رسیده، و باعث احتکار و قاچاق به انسوی مرزها شده، معلوم نیست چرا بعضی ها موانع تولید را مطرح می کنند. زیرا هرکه فیل خواهد جور هندوستان کشد. به نظر می رسد فقط به یک دلیل آن را بزرگ می کنند: تخریب مدیریت کشور وتبلیغ نا کارآمدی نظام اسلامی ! یعنی پس از چهل سال هنوز نتوانسته: تولید خود را سرو سامان بدهد. در حالیکه همان اولین سال به فرمان امام خمینی، همه به تولید روی آوردند، و کشور اشباع شده است. با طرح موانع تولید، اولا زحمات تولید کنندگان که بیش از حد یک کشور تولید می کنند هدر می رود و ناسپاسی از انها باعث نا امیدی  و دست کشیدن از تولید می گردد. ثانیا واردات را ترویج و آن را توجیه می کند. تا به هر بهانه ای واردات انجام شود! در حالیکه رئیس اتحادیه کشتارگاهها می گوید: لاشه روی دست کشتار گاهها مانده! ولی با گرانی مصنوعی، برای واردات گوشت از رده خارج! زمینه سازی می کنند. در حالیکه برنج و مرکبات و میوه در دست کشاورز، باد کرده و فاسد می شود، زمینه واردات برنج و چای و نیشکر را می چینند، تا خزانه را از دلارها خالی کنند. طرح موانع تولید، باعث می شود توقع تولید کنندگان بالا برود، انتظار داشته باشند که نه مالیات بدهند، نه بیمه کنند و نه به شهرداری عوارض بپردازند. و لذا خزانه را از ریال هم خالی کنند.  وقتی 97 درصد داروها تولید داخل است، و باید به فکر صادرات آن باشند، طرح مشکلات و موانع تولید، بطور مصنوعی آستانه تحریک تولید کنندگان را، برای گران کردن افزایش می دهد! لذا گرانی ها هم بوجود می آید. برای اینکه تولید کنند توجیه پیدا می کنند: تا برای گران کردن اقدام کند. از همه مهمتر، بر فرض وجود موانع تولید، آیا راه آن سروصدا کردن است؟ یا اینکه ببینند کجا هست، و اگر قابل رفع است رفع کنند . ریش و قیچی در دست همان هایی است، که از موانع تولید دم می زنند! ولی آنها نمی دانند این همنوایی با: گروههای قشار باعث می شود تا: هرچه بیشتر ضد انقلاب تطهیر شود. چون فکر می کنند که مثلا: در قبل از انقلاب این موانع نبوده! هرکس از راه می رسیده، یک کارخانه می زده! امروز در جشنواره شهید اندرزگو، یکی از داوران گفت این جشنواره، سی سال تاخیر داشته. به این معنی که: دشمن برای کار آمد نشان دادن خود، سالها تبلیغ می کند و از: نداشته های خود سرمایه های گران سنگ درست می کند. ولی مسئولین برای رای اوردن در انتخابات، همه عملکرد ها را زیر سوال می برند. آن وقت نسل جوان ما، به چیزی افتخار کند؟ هرجا می روند خود مسئولین: اپوزیسیون و ضد انقلاب هستند! نخبگان می گویند: هرجا می رویم به ما می گویند: چرا در ایران مانده ای! بنابر این باید بجای تبلیغ موانع تولید، و بزرگنمایی چیزی که وجود ندارد! به واقع نمایی پیشرفت های تولیدی کشور پرداخت. شکایت چند نفر فراری مالیات یا ضد حقوق کارگر، نباید باعث شود که مسئله جور دیگری مطرح، و جای خادم و خائن عوض شود. مهمترین دلیلی که موانع تولید وجود ندارد، و ملت ایران همه موانع را از سر راه برداشته، همین که هیچ چیز تغییر نمی کند! یعنی چهل سال است از بحث: تولید و اشتغال و رفع موانع تولید می گذرد، و همه هم می گویند و دستور  هم می دهند! و بخشنامنه هم می کنند، ولی چیزی تغییر نمی کند زیرا کف دست مو ندارد که: از ان مو برداشت کنند! گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحباخانه چیست؟ کسی که نه می خواهد حقوق کار گر رعایت کند، نه سرمایه بیاورد(وام بگیرد، زمین مجانی بگیرد)، ونه مالیات و بیمه بدهد،چرا باید تولید را به دست او داد؟ با کت و شلوار دیگران، که نباید داماد شوند. تولید زیر زمینی نتیجه همین تفکرات است.(دلیک مونجوق یرده قالماز)تولید زمین نمی ماند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : جشنواره ای با سی سال تاخیر،
لینک ها :

آیا آنهاییکه صحبت از موانع تولید می کنند، میدانند چه می گویند؟ بزرگترین مانع تولید، احکام اسلام است! کافی است بدانیم 400میلیون نفر در جهان، در تولید آبجو مشغول بکارند! ولی تولید آن در ایران ممنوع است. همینطور مشروبات الکلی، مواد مخدر و گوشت خوک و غذای سگ و گربه و سوسک سرخ کرده و تمساح گوشتی و ..آیا می خواهید موانع رفع شود، که اینها را تولید کنند؟ طبیعی است که اسلام مهمتر است، و نباید بخاطر رونق تولید، احکام اسلام را زیر پا گذاشت. ممکن است بگوبند منظور ما این نیست! ولی دشمن منظور شما را بیان می کند! و چون شما کلی می گویید! مصداق آن را دشمن تعیین می کند. مانند اینکه ما بگوییم آزادی نیست آنها هم بگویند: در ایران ازادی نیست. منظور آنها حجاب اجباری و شلاق زدن متهمان و: دیگر احکام الهی است. ولی منظور شما ممکن است چیز دیگری باشد (المعنی فی بطن شاعر). یکی دیگر از موانع تولید، مالیات و بیمه و عوارض است! اگر مالیات حق الناس است، کسی نمی تواند آن را ببخشد. همینطور عوارض و حق بیمه و..آنهاییکه نمی خواهند کارمند خود را بیمه کنند، تولید شان به چه دردی می خورد؟ در احکام اسلام داریم: کسی که خمس مالش را نداده، حق تصرف در ان ندارد، و اگر تصرف کند غصب است! چه کسی می خواهد دولت  و شهرداری را از: درامد پایدار منع کند؟ هیچ محاسبه شده که چه مقدار، معافیت های مالیاتی وضع شده؟ ازکیسه خلیفه بخشیدن که هنر نیست. اگر کسی می خواهد تولید کند، باید حق دولت و شهرداری و کارگر را کاملا پرداخت کند. اگر ذره ای از این حق برای خود بردارد، غصب کرده و کسب او حرام می باشد. پس می بینیم آنهاییکه از موانع تولید می نالند، می خواهند مکاسب محرمه (فی ذاته او عن عوارضه) انجام دهند. و اسلام مانع آنها است. تعجب از این است: کسانی از موانع تولید انتقاد می کنند، که مجتهد جامع الشرایط هم هستند. اگر مصداق را بیان نکنند، تشکیک در مصداق خلاف فقاهت است. شاید بگویند منظور ما بروکراسی است. بورکراسی را اگر نمی دانند چیست، سوال کنند. ولی همه اینها که گفته شد بوروکراسی و کاغذ بازی است. یعنی طبق قانون، یا ایات قرانی و مصوبات مجلس و آئین نامه های اجرایی دولت، این کار ها می شود. واگر نشود خلاف است. مثلا رشوه گرفتن موقعی اتفاق می افتد که: بخواهند قوانین را رعایت نکنند. واین رشوه باعث می شود: کسی که صلاحیت تولید را نداشته، بتواند صاحب کارخانه شود. تولیدی که اساس آن برحرام و: نادیده گرفتن قوانین و مقررات است، چه دردی از مردم دوا می کند؟ از موانع دیگری که ذکر می شود، گرفتن مجوز است! وقتی شغلی یا تولیدی به حد اشباع رسیده، طبیعی است که به افراد جدید نباید مجوز داد. یا اگر کسی مکاسب محرمه یا تولیدات غیراسلامی مانند: مانتوهای بدون دکمه یا لباس های مشابه کفار، می خواهد داشته باشد، طبیعی است که مجوز داده نخواهد شد. فشار انها برای گرفتن مجوز، نباید باعث شود تا علما فکر کنند که: مجوز از روی غرض و مرض داده نمی شود. زیرا خیلی از انها که نمی توانند مجوز بگیرند، با امضای همین اقایان ممنوع الکار شده اند. چهارمین موردی که موانع تولید ذکر می شود، نبودن نقدینگی یا نداشتن سرمایه در گردش است. کارخانه ای که فرسوده شده، و تولیدات آن از رده خارج شده، چه اصراری است که به راه بیافتد؟ کسانی که می خواهند انواع کالاهایی که: در بازار اشباع است تولید کنند، چرا باید حمایت شوند؟ بیت المال به اینها بدهند که: تولیدات نامرغوب به بازار بدهند؟ بگذارند آنها تعطیل شود و: کارخانه مدرن که نیاز جامعه است ایجاد شود. کالا اگر مورد نیاز باشد خودش نقدینگی می اورد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : موانع تولید یعنی چه؟،
لینک ها :
جمعه 1 شهریور 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

همه مسئولین در نقض اپوزیسیون ظاهر می شوند! هرکس اشتباهات را به گردن دیگری می اندازد! بالاترین مقام اجرایی می گوید: اختیارات ندارم ورهبری هم، از مسئولین خواهش می کند، تا فرمانش ببرند. مدیران ادرات بخشنامه می کارند، و گزارش درو می کنند. طرح های افتاح شده و نشده، هر روز کلنگ می خورد و: قیچی ها ربان ها را می برند. به کجا می روند؟ در قدیم می گفتند: یک کمونیست از شوروی به ایران آمد، و مسلمان شد! به او گفتند توکه ضد دین بودی و: میگفتی کمونیست یعنی خدانیست، چطور یک شبه مسلمان شدی؟ گفت آمدم دیدم که امام خمینی یک حرفی می زند! هاشمی یک حرف دیگر و موسوی حرف سومی می زند! فهمیدم خدایی هست که این مملکت را نگهداشته!الان هم پمپیو کارگردان است، هرچه می گوید مردم هم آن را تکرار می کنند! می گوید همه جای ایران را فساد گرفته! مسئولین دزد هستند، پول مردم را برای خودشان ذخیره می کنند! تبلیغات آنها چنان قوی وزیاد است، که مسئولین را هم به موضع اپوزیسیون کشانده، آنها هم می گویند فساد زیاد است! هیچ کاری صورت نگرفته، و ایران ویران شده است. از شکسته نفسی خود سوء استفاده کرده، و زبان گویای پمپیو می شوند. آنهاییکه می ترسند صریح بگویند، با اشار و شعر و فیلم آن را می گویند، و آنهاییکه می توانند، به رسانه های معاند می گویند. آنهایی که به رسانه های زنجیری داخلی دسترسی دارند، در ان منعکس می کنند. نخبگان هم وظیفه خود می دانند! به نظریه نخبگی، بی توجهی مسئولین اسم گذاری کنند، و یا دقیقا همه حرفهای پمپیو را، در یک کپسول کرده، در جلسه با رهبری ان را، با گریه بیان کنند! رهبری هم تایید می کند! و فقط می گوید نا امید نشوید! مشکلات هست. یا در جلسه مسئولین می گوید: از تولید حمایت کنید! و مقررات را بردارید! اگر مقررات نباید باشد، چرا مجلس هست و هیات دولت؟ و اگر انها گفتند باید اینها باشد، چرا مخالفت؟ مسئله این است که همه را از رادیوهای بیگانه می گیرند، اگر تجربه کنند خواهند فهمید که مردم، زندگی خودشان را می کنند! بهترین نوع زندگی را دارند. به موقع بهرین غذاها را می خورند، بهترین وسیله ها را استفاده می کنند، و به موقع تفریحات سنگین و پرخرج را، از سر می گذرانند. اگر تولید در کشور نیست، پس اینهمه احتکار از کجا می آید؟ اگر پول نیست و مردم فقیرند، پس اینهمه دزدی برای چی است؟ دزدی نشان ثروت های بیشمار است. جالب است کسانی دزدی می کنند که: بیشتر از همه دارند! و کسانی گدایی می کنند که: با ماشین های اخرین سیستم رفت و آمد می کنند، و کسانی بر سر چهار راه ها، کودکان کار نام می گیرند که: میلیارد ها دلار خرج کرده اند تا: از آنسوی آبها بیایند و میلیون ها ریال، خرج کرده اند تا زبان فارسی یاد بگیرند! و حاضر نیستند چهار راه خود را، به هیچ قیمتی بفروشند. اگرمردم فقیر هستند و بی پول و بی غذا، پس چرا همه آمارها، از مصرف سه برابری ایرانیان، سخن می گویند؟ لابد اجنه ها هستند آنها را مصرف می کنند! یا یک قشر کوچک، سه برابر تمام ملت ایران می خورند و می آشامند! در حالیکه آنها هم یک شکم بیشتر ندارند، واگر همان سه برابر متوسط بخورند، مرض قند و چربی وچاقی می گیرند! همه اینها بخاطر آن است، که خدا را فراموش کرده اند! حضرت علی ع با اینکه باغهای زیادی در: مدینه احداث کرده و چاههای فراوانی کنده بود، همه آنها را وقف می کرد و خودش، نان خشک و نمک می خورد. و مردم ما به دلیل فراموشی خدا، همه چیز می خورند و به همه بیماریها دچار می شوند، باز هم می گویند کم است! با اینکه همه چیز مثبت است، و تمام دنیا این را می دانند، ما می خواهیم ذهن آنها را مخدوش کنیم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چه کسی برخیزد؟،
لینک ها :

دستگاههای دولتی و شبه دولتی درایران، به علت وابستگی فرهنگی و فکری به غرب، اصلا پیگیر حقوق ملت ایران از غرب نیستند، یا آن را ضروری نمی دانند! در حالیکه هر روز پمپیو شخصا، در همه نشست ها، رهبری و نظام را مورد توهین قرار می دهد، و متهم به فساد و اخاذی می کند، کسی تا کنون پاسخی نداده! حتی احساس مسئولیت هم نمی کنند، که یک لایحه اعتراضیه بدهند. آنها هر روز در تبلیغات خود، ملت ایران را تهدید می کنند. از جنگ و از تحریم می ترسانند! و نخبگان ما بجای دفاع از ایران، دچار یاس و نا امیدی می شوند! و همه سخنان آنان را عینا، به عنوان اعتراض در حضور رهبری مطرح می کنند! عجیب است که چرا هنوز کسی، قدرت ایران را باور نمی کند، و از حق آن دفاع نمی کند. همه مسئولین از بالا تا پایین، نقش اپوزیسیون را بازی می کنند، و همه اعتراف می کنند که اشتباهات زیادی داشته ایم! و همه می گویند که مدیریت کشور، باعث بروز اینهمه مشکلات شده است! و بدیهی است که انتقاد از مدیریت، به راس آن برمی گردد.! در حالیکه زمان آن رسیده، که سر خود را بالا بگیریم و به: پیشرفت های کشور خود افتخار کنیم، و مطالبات را، به سوی علت عقب ماندگی سالهای گذشته، برگردانیم. اگر آمریکا و روسیه و چین، پول نفت ما را نمی دهند، این امر باعث کمبود ذخیره ارزی شده، و قیمت دلار را بالا نگهمیدارد، در حالیکه دشمنان و دوستان می گویند: این تورم و گرانی، عملکرد مدیریت سطوح بالا است. یا اینکه سرقت پولهای ایران، از طریق اختلاس و دزدی کار: کشورهایی امثال کانادا و استرالیا و سوئیس است، که به دزدان و اختلاس گران، روش دزدی را یاد داده و نهایتا، آنها را پناه می دهند، تا حاشیه امنی برای دزدان و اختلاس گران دیگر، ایجاد شود و این روند ادامه یابد. و تبلیغات دوست و دشمن! عکس قضیه را مطرح کرده، و اصلا به این جنبه اشاره ای نمی کنند. دزدی دریایی انگلیس  را در جبل الطارق، قانونی دانسته و دستگیری کشتی متخاصم، که از کانال خروجی تنگه وارد می شد را، دزدی دریایی ایرانیان تبلیغ می کنند! هزاران فیلم و سریال ساختار شکن، برای ایرانیان می سازند و هزینه های کمر شکن آن را می پردازند، تا در فضای ایران پخش شود! و بعد می گویند مردم ایران فاسد و خواستار بی حجابی هستند. میلیاردها کیلومتر مربع از خاک ایران را تجزیه کرده، اموال ایران را به غارت بردند، هنوز هم به دنبال تجزیه بیشتر هستند. به بهانه فقر و سوء مدیریت و کسر بودجه و امثال آن، تجزیه سرزمین ما را تایید کرده یا: بعنوان مناطق ازاد و ویژه، از دسترس ایران خارج می کنند. لذا موقع آن رسیده برخیزیم و از کیان خود دفاع کنیم! همانطور که در جنگ هشت ساله قیام کردند. اسرار نهفته در دل دفاع مقدس، که هنوز هم بیان نمی شود، به ما می گوید که دولتها (مخصوصا در دولت میر حسین موسوی) با: واردات کالاهای به اصطلاح اساسی، به نرخ دولتی، هم تولید داخل را نابود کردند، و هم بودجه و خزانه را خالی کردند، تا هیچ کمکی به دفاع مقدس نکنند. بارها فرماندهان وابسته به آن دولت، اعلام کردند که بودجه زیر خط قرمز است! و عاقبت هم با این بهانه جام زهر را، به دست رهبر کبیر انقلاب اسلامی دادند. امروز باید همه پول نفت ایران باز پس گرفته شود، عتیقه جات و تاریخ و تمدن ایران که قاچاق شده، برگردانده شود پولهادر بانکهای سوئیس و آمریکا و انگلیس به ایران برگردد. منتظر قوه قضائیه یا قوه مجریه هم نباید ماند! آنها نه تنها مایل نیستند، بلکه ترجیح می دهند باز هم بیشتر: به خارج بفرستند تا جای پای اختمالی برای بازنشستگی خود داشته باشند. اگر فقط بهای نفت فروشی به ایران برگردد، همه مشکلات اقتصادی مردم رفع می شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : بسیج عمومی برای احقاق حق ایران،
لینک ها :


( کل صفحات : 268 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :