ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
یکشنبه 6 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

واردات بی رویه و عدم صادرات، موانع اصلی رونق تولید هستند. تحلیل گران اقتصادی  برای اینکه اصل موضوع دیده نشود، آن را به عوامل دیگر نسبت می دهند. ایران دارای همه امکانات برای تولید هست، دربرخی موارد بهترین شرایط را دارد. رونق هم انجام شده. ولی در همان نظفه خفه شده است. زیرا سوداگران بین المللی، برای دریافت پورسانت های دلاری، و به جیب زدن میلیاردها پول بی زبان، فوری دست به کار یک اشوب، یا کمبود شده، با احتکار یا گرانفروشی، دولت را وادار به واردات می کنند. مخصوصا این کار را در بازه زمانی: قبل از عرضه انجام می دهند. مثلا گندم یا برنج فصل برداشت بخصوصی دارند. طبیعی است که ذخائر قبلی، با نزدیک شدن به زمان برداشت، کاهش می یابد و خود را آماده: دریافت تولیدات جدید می کند. در این موقع هست که وارد کنندگان، کمبود طبیعی را بزرگ نشان داده، و دولت را وادار به واردات می کنند! تا تنش بوجود نیاید و کمبود در بازار نباشد. با افتخار هم اعلام می کنند: تمام بنادر ایران پر است از: کالاهای وارداتی! بعد کالای وارد شده قبل از عرضه تولید داخلی، بازار را اشباع کرده، خریداری برای تولید داخلی نمی ماند. این است رمز نابودی تولید داخلی، و رونق تولید خارجی! در سال رونق تولید. البته آنها مدعی هستند: بین دهقان ایرانی یا برزیلی تفاوتی نیست، بنابر این رونق تولید آنها هم، اشکالی ندارد. زیرا در پیام رهبری هم، حد و مرزی اعلام نشده! که مانع رونق تولید کشورهای دیگر بشود. کلک زدن به همین سادگی، در  همه زمینه ها هست تا بیشتر: پول به جیب بزنند و دستگیر هم نشوند. مثلا بازار متشکل پولی و ارزی، یکی از همین کلک مرغابی ها است. درست در زمانی که دلار پایین می اید، تصویب و برای اجرا ابلاغ می شود! در حالی که هدف آن ثبات بازار اعلام می شود، ولی این ثبات بازار، نیاز زمانی بود که دلار بالا می رفت. یعنی آن موقع که ریال تضعیف می شد، کاهش ارزش پول ملی غرور ملی را جریحه دار می کرد، به میدان نیامد. ولی حالا که پهباد ها غرور ملی را ترمیم کردند، و دلار را سرافکنده نمودند، آمده تا نگذارد دلار سقوط کند. البته منظور آنها این است که: پول ملی تقویت شود، ولی کدام پول ملی؟ پول ملی آمریکا و انگلیس. لذا در هدفگذاری اشتباهی نشده است، فقط در تعیین مکان آن اشتباهی کوچک رخ داده است. اینها می گویند پول ملی امریکا هم، حیف است ضرر کند. زیرا اقتصاد ایران تاب اوری زیادی دارد، و میتواند تا صدهزارم تضعیف پول خود را تجمل کرده، مردم هم اعتراضی نکنند! ولی اگر پول آمریکا یا انگلیس تضعیف شود، مرم آنجا بیکار می شوند! شرکتها ورشکسته و بدبختی گریبانگیر شان می شود. ما که نباید باعث بدبختی دیگران بشویم؟ ایران همه چیز دارد، اگر دلار کم شد میتواند از لیر ترکیه، روبل روسی و یا دینار عراقی استفاده کند. ولی آنها که نمی توانند: بجز دلار و یورو ارز دیگری را قبول کنند. چون چیزی نیست که با آن بخرند! فقط یک فرق اساسی اینجا هست. و آن اینکه اگر به کسی خوبی کردی، طبیعتا باید تشکر کند! اما انگلیس و امریکا هیچوقت: از ایران تشکر نمی کنند! چه آن زمان که نفت را به غارت می بردند، و چه الان که دارایی های ایران را توقیف، یا مصادره می کنند. وزیر حارجه آمریکا بعد از اینهمه لجن پراکنی، در خواست دارد که به ایران بیاید! و با ایرانی ها گفتگو کند. اما یک معذرت خواهی کوچک هم نمیکند. شاید هم ایران آنقدر بزرگوار است، که انها فکر نمی کنند کینه ای به دل بگیرد. یا حرفهای بد انها را شنیده باشد. پس کل مسئله این است: در دل دوست به هرحیله رهی باید کرد. طاعت ار دست نیاید، گنهی باید کرد:با عقب مانده خواندن ایران عذر خواهی می کنند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : موانع رونق تولید،
لینک ها :

رئیس هیات مدیره استارت آپها، از اینکه دوستانش همه به خارج رفته! ولی خودش نتوانسته ناراحت بود. ولی نمیداند وقتی که خارج، جزو داخل نبود گذشته! الان خارج هم داخل حساب می شود. رئیس جمهور اشاره کردند که: ایران در سالهای گذشته تجزیه شده، خطیب نمازجمعه هم، همه آنها را از چشم استعمار پیر دید. اما الان انگلستان دچار تجزیه شده! هر چهار قسمت آن اعلام استقلال کرده اند. دیگر انگلیسی وجود ندارد! اگر هم فکر می کنند هست، این برخی ایرانی ها هستند، که جای ان را گرفته اند. دولت آمریکا نمونه خوبی است. سردمداران آن مایلند به ایران بیایند، و دستبوس شوند ولی میرحسین ها نمی گذارند! به آنها می گویند که باید تحریم را بیشتر کنند. لذا آمریکای اصلی، مال ایران است و شما هرجا بروید، یعنی در ایران هستید. در کانادا هم نمی توانید ادعا کنید که: آنها ایرانی نیستند. بلکه از ماست که برماست. هر سیاست ضد ایرانی را، خود ایرانی های آنجا تزریق می کنند! لذا کل جهان متعلق به ایران شده، و اگر برخی ها گستاخی می کنند، برای این است که سرشان در آخور: هاشمی ها و کروبی ها و موسوی ها است! لذا اگر دانشمندان ایرانی، به هرجا بروند قدر ببینند و بر صدر نشینند. بنابر این اگر کار آفرینی، در ایران رقیب زیاد دارد، و نمی تواند سربلند کند، برود در خارج! چون همه جای جهان ایران من است. از اول هم همینطور بوده، و ما برعکس فکر می کردیم. آمریکایی ها که به ایران آمده بودند، خودشان می گفتند شما دست به سینه راه بروید، و به ما دستور دهید! ما همه کار ها را انجام می دهیم. اخطار انها به روسیه در جنگ دوم جهانی، باعث شد تا دوباره ایران، از سوی روسیه اشغال نشود! اگر آنها را بد ببینیم، بخاطر عینکی بود که اهالی فتنه، به ما می دادند! آلمان قدرتمند آن موقع، خود را اریایی می دانست، و به آن افتخار می کرد! آتاتورک به احترام ایرانی ها، دستور داده بود ویزا نباشد! پست های مهم همه کشورهای دنیا، به ایرانی ها سپرده شده، و تا اکنون هم ادامه دارد. همه آنهاییکه به خارج رفتند(البته بجز ضد انقلاب)، منشا خدمات برای ایران هم بودند. مهاجرت معکوس هم داشتند. پس موضوع فرار مغزها نیست، بلکه دست یافتن به علوم است حتی: اگر در ثریا باشد! تنگ نظری مدیران و کار آفرینان، به اینجا ختم نمی شود! آنها نمی دانند که در ایران، تولیدد اشباع شده: همه چیز هست و اگر هم نباشد، به اشاره چشمی فراهم می شود. مانند کارخانه لنت سازی قزوین، یا آب سنگین اراک. علت عدم تولید و یا راکد بودن کارگاهها هم، به همین دلیل است. یعنی دولت را فریب می دهند تا: پول تزریق کند بعد می بینند که: مشتری ندارد! یا دولت، آنها را گول می زند و برای: ورشکسته کردن آنها، واردات می کند! مثل کارخانه عظیم اتوس سازی در نجف آباد، که دولت از خارج اتوبوس وارد می کند! ذرت را از برزیل وارد می کند، آنهم با ارز یارانه ای! طبیعی است که کشاورز ورشکست می شود. یا برنج وخودروهای لوکس و غیره! یعنی تولید نه تنها اشباع شده، بلکه در مرحله دامپینگ خارجی ها است. آنها هم صف ایستادند تا: ارزانتر به ایران بفروشند! مثل قضیه تبعیض مثبت! به نفع زنان، که خانم کار افرین مطرح کرد! دولت تصویب می کند 50درصد پست ها، در اختیار زنان باشد ولی زن متخصص، برای این کار ها نیست. لذا بجای شایسته سالاری، زن سالاری را اجرا می کنند. نتیجه ای که از این نوع جلسات گرفته می شود بجای بستر سازی برای تولید، بستر زدایی می شود. همه راههای ورشکست کردن آنها را، به هم یاد می دهند. مثل انداختن آنها در دامن بانکها است. زیرا به بهانه باز پرداخت جند برابری وام، بانک مدیران را زندانی و: کارخانه ها را مصادره می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : کار افرینان پرتوقع!،
لینک ها :

دستکاری در خلقت خدا، برای اثبات بی خدایی! کار را بجایی رسانده که: اطبا با دانایی تمام از عوارض داروها شیمیایی، باز هم ترجیح می دهند آن را تجویز کنند! مثلا انسولین تزریق کردن، یکی از خطرناکترین داروها است! زیرا اصلا نمی توان: منحنی تابع آن را با افزایش قند خون تنظیم کرد، و لذا بیشتر مواقع، بیمار دچار افت شدید قند خون می شود. که گاهی منجر به مرگ یا ناقصی می شود. این دارو در بسیاری مواقع، سبب چاقی می شود و دیابت را تشدید می کند! پزشکان توپ را به زمین بیمار می اندازند و می گویند: باید وزن کم کنی! واو که نمی داند عامل اصلی چاقی، همان انسولین است، لذا نمی تواند وزن کم کند! دچار افسردگی می شود که خود این امر، دارای عوارض بیشماری می شود. به نظر می رسد: دستور خداوند برای تنظیم قند خون، از شدت سادگی آن، غیر قابل باور است، ولی داروهای شیمیایی به دلیل پیچیدگی زیاد، باور پذیر است. یکی از دستورات حداوند کم خوردن غذا، لقمه های کوچک برداشتن و طول دادن مدت غذا خوردن است! دلیل این امر از نظر دیابت، یک مبارزه نرم برای: بهداشت و سلامت انسان است. زیرا پرخوری و تند خوری، باعث می شود قند خون انسان بالا رفته، مهلت ترشح انسولین از دست برود. انسولین بطور طبیعی در بدن انسان ساخته می شود. بوی غذا باعث ترشح انسولین می شود. غذا خوردن هم، باعث ترشح آن می شود، ولی سرعت آن به سرعت غذاخوردن سریع نمی رسد! پس اگر سرعت و حجم غذا را کم کنیم، بدن انسولین را به اندازه کافی تولید می کند. در گذشته پادشاهان از جمله کسانی بودند که: پرخوری می کردند! لذا اطبا برای تنظیم قند آنها مطالعه می کردند. در آکادمی دیابت تهران تصویری نشان داده شد: که انسولین اولیه در غرب از سگ گرفته شده، و پمپ آن مانند کوله پشتی بزرگ بود! ولی در ایران، توصیه پزشکان به پادشان قی کردن بود! یعنی پادشاه یا تاجر و ورزشکار ثروتمند، هرچه می خواست غذا می خورد، و لذت آن را می برد! بعد که شکمش پر می شد و: او را عذاب می داد، پرطاوس یا پر مرغی به او می دادند، تا با تحریک گلو، غذاهای خورده را بیرون بریزد، و شکم را سبک کند. تا بدن بتواند خود را با آن تنظیم کند. داروهای شیمیایی هم، حکم پر مرغ را دارند. انسولین می رود تا جلوی تبدیل شدن: گلوکز به قند را بگیرد! تا همه بدون تجزیه از پایین دفع شوند! اما در طب اسلامی بجای درمان، به بهداشت توجه می شد. دستور روزه گرفتن و کم غذا خوردن و قناعت کردن، بر همه دستورات غلبه داشت. طبابت آن پزشک مسیحی در زمان پیامبر این را ثابت می کند! در برخی موارد هم، که اشخاص دوست نداشتند رعایت کنند! غذای ترکیبی داده می شد: مثلا می گفتند فلان چیز را با عسل بخورید! یا اگر خربزه خوردید (تب ولرز) را، با غذای دیگری جبران نمایید. همراه کباب کوبیده، حتما سماق یا ریحان خورده شود. زیرا سماق با دفع خاصیت چربی کباب، زحمت معده را کم می کند. البته این موضوع هم مانند دیگر موضوعات، در قرون معاصر دچار تحریف شد! و جای قاتل و مقتول عوض شد. یعنی پزشکان غرب رفته و هوادار داروهای شیمیایی، عوارض داروهای شیمیایی را، فراموش کرده برای داروهای گیاهی، دنبال یافتن عوارض می رفتند. مثلا بخور دادن پهن گرم گاو را، برای رفع سرما خوردگی، بهانه می کردند و همه طب سنتی را، زیر سوال می بردند. البته از خاصیت آن مطلع بودند، ولی برای آن حواشی درست می کردند که مثلا در جهان متمدن! از این کار ها نمی شود. به نظر می رسد زمان تعادل در افکار پزشکی، فراهم شده و پزشکان باید بدون تعصب، به تجربیات هزاران ساله احترام بگذارند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : دفاع تمام قد از: عوارض جانبی داروهای شیمیایی!،
لینک ها :
پنجشنبه 3 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

آرامش اصل و قاعده است، ولی تنش اتفاقی و عارضه ای است.  یعنی جهان طبیعت از روی نظم و قاعده حرکت می کند، و هیچ حادثه غیر روتینی در ان بوجود نمی اید. از این رو جهان در آرامش کامل و دائمی است. علت آن هم عدم وجود اختیار در میان اشیا، مواد و اجزا جهان می باشد. اما وقتی خداوند انسان را آفرید، در واقع می خواست این آرامش را به هم بریزد! شور و غوغا و عشق در ان پدید اید. لذا این آرامش از نظر انسان هم، چندان قابل قبول نیست. یکنواختی و حرکت در مسیر ثابت، سرنوشت روزمره و تکراری، از طبع انسان به دور است. مثلا در جنگل هر حیوانی میتواند: حیوان دیگری را بخورد، یا گیاهی را از زندگی ساقط کند. این قانون همیشگی و دائمی و ثابت است، و کسی هم به آن اعتراض نمی کند! حتی برخی فلاسفه گفته اند: که انسان نیز باید از قانون جنگل پیروی کند: زور مداران، فقیران را ببلعند و آنها هم هیچ اعتراضی نکنند! مانند ماکیاولی و دیگران. برخی فلاسفه دیگر هم،عکس قضیه را گفته اند: چرخه غذایی یاد شده را، یک تکامل می دانند. لذا شوق تکامل لذتی بوجود می اورد، در نتیجه هیچکس اعتراضی نمی کند! بلکه از ان راضی هم هست. مثلا دانه گندم وقتی توسط انسان خورده می شود، خدا را شکر می کند! زیرا سلولز او تبدیل به سلول، شده و فیبر آن به فیبرینوژن! بنابراین ارتقا یافته، در مسیر تکامل قرار می گیرد. و از این کار لذت می برد: مولانا می گوید: از جمادی مردم و نامی شدم! و از نما مردم زحیوان سرزدم! ینابر این هرچه باشد، چون انعکاس فکر بشری است، تابع جبر و اختیار هم هست. یعنی برای چوب لذتی تصور می شود: که اگر آتش زده شود خوشحال شود، یا اینکه دردی برای او تصور می شود که: اگر بصورت تخته یا نی بریده شد، ناله سردهد! اگر گردش زمین و اسمان در ارامش است، جامعه نیز به تبع قانون طبیعت، دارای یک آرامش بنام تعادل می باشد. اما انسان به اراده خود، این نظم را برهم می زند، تا نظم نوینی ایجاد کند. و این را تنش می نامد. مثلا در بدن انسان، تولید آنزیم های گوناگون نظم خودش را دارد. ولی انسان که وقت و بی وقت غذا می خورد، این آنزیم ها بیشتر ترشح می شود. لذا ناگهان فشار خون یا میزان قتد بالا می رود! زیرا غذا با خود گلوکز دارد، که تجزیه شده به قند مبدل می شود. در اینجا بدن باید انسولین ایجاد کند! ولی ایجاد انسولین تابع ریاضی دارد! لذا نمی تواند با منحنی یا تابع قند، یکنواختی کند و انسان دچار بی حالی، یا افت قند می شود! در همایش آکادمی دیابت در هتل اوین، نکات بسیار ظریفی توسط اساتید مطرح شد: که مثلا در کل جهان حدود 436میلیون نفر! درگیر این تنش هستند. یعنی نمی توانند میزان انسولین را، با میزان قند خود هماهنگ کنند! و همه اینها به اختیار انسان بستگی دارد: زیرا فشار خون یا قند خون و..  یا همه بیماری ها، براثر خوردن غذا تنش افرین می شوند. به همین دلیل خداوند دستوراتی داده مانند: روزه گرفتن و یا آرام غذا خوردن، تا این تنش را به روتین یا ارامش تبدیل کند. اما آدم ها به دلیل لذت: استفاده از اراده خود، خدا را هم نادیده می گیرند. یعنی به میل خود هرچه می خواهند: مخفی و اشکار می خورند! در جریان های سیاسی هم، ایجاد تنش فقط به دلیل دوری از خدا است. مثلا وقتی نخست وزیر جدید انگلیس، در اولین سخنرانی خود، گرایش به ملاها ی ایرانی را، دلیل تعویض وزرا بیان می کند، یعنی به دنبال تنش است.  لذت اینکه بگوید: من این کار را می کنم! باعث می شود: دستورات خدا را برای زندگی بدون تنش، در نظر نگیرند. اما دنیا مانند اقیانوسی از انسان ها است، که رقص قطره ها را، حتی اگر درجهت مخالف باشد، همسو و همجهت طوفانها، یا بادهای موسمی می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تبدیل تنش به ارامش،
لینک ها :
چهارشنبه 2 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

پیگیری ترامپ و انگلیس برای: امنیت خودشان در خلیج فارس و تنگه هرمز، نشان می دهد آنها قصد باز پس دادن کشتی ایرانی را ندارند! ودلیل عمده آن هم لو رفتن نقش روسیه، در این فاجعه است .البته برخی کشورها سعی دارند: این موضوع را نادیده بگیرند، ولی طبیعی است که آمریکا و انگلیس، در این کار تنها بمانند. برای تحلیل آینده این باید گفت: انقلاب اسلامی از ابتدا تا کنون، یک روش روشن داشته است و آن اینکه: دشمن را با دست جبر تاریخ از بین می برده است. وقتی رهبر انقلاب می فرماید: براساس وعده الهی، فلسطینی ها پیروز می شوند، و این را امری قطعی و تخلف ناپذیر می داند. یعنی پایان کار برای انقلاب اسلامی روشن است. و پیروزی حق بر باطل امری محتوم می باشد. این اعتقاد مانند پتک بر سر مستکبران کوبیده می شود، و آنها را  دست و پاچه می کند! بطوریکه دچار اشتباهات فاحش شده، و بر اشتباهات خود اصرار می ورزند! و به دست خودشان گور خود را می کنند. انقلاب اسلامی هم این تجربه را نه فقط، از سال های 1979دارد بلکه از ابتدای تاریخ، انقلاب اسلامی بوده و تا کنون هست، و تا انتهای تاریخ هم خواهد بود. هابیل اولین مقتول تاریخ است! ولی هیچکس نمی داند چرا او کشته شد؟(بای ذنب قتلت؟)البته میدانند ولی سوال آنها از باب تعجب است(استفهامی). یعنی از خود می پرسند چه گناهی مرتکب شده بود، که سزاوار مرگ بود؟ یا چرا قابیل، اینقدر از خود دیوانگی نشان داد، که برادرش را از بین برد؟ الان هم مردم می پرسند: چرا کشتی ایران را توقیف کردند؟ و هنوز رها نمی کنند. مگر چه تخلفی کرده که باید نابود شود؟ انها وقتی کشتی خودشان توقیف شد، تازه فهمیدند دزدی دریایی یعنی چه. و حالا به دنبال مخفی کردن: این جرم بزرگ خود هستند. کلاغی خواهد آمد و: راه را برای آنها روشن خواهد کرد! یعنی کسی که حرف خدا را نمی پذیرد، عاقبت مجبور است به حرف حیوانات: پست تر از خود گوش بدهد. و آن کلاغ کسی جز ترامپ نیست. در جریان های بعدی هم، این موضوع حماقت و کشتار قابیلیان، تکرار می شود. شهادت حضرت مسیح (به اسمان رفتن ایشان) را نگاه کنید: همه مردم سر زمین با اعتقاد راسخ به دین، پیامبر الهی را آنقدر شکنجه می دهند، که به صلیب کشیده می شود. درست مانند حضرت ابراهیم ع، که همه مردم با اکثریت ارا! او را در آتش انداختند. یا نهضت امام حسین ع که: صدها هزار در مقابل یک اقلیت 72نفری، صف کشیدند. در انقلاب مشروعه هم دیدیم که: هزاران نفر مشروطه خواه، یک شیخ مشروعه خواه را به دار آویختند! و نوه او مجبور شد: دین را انکار کند! تا زنده بماند(طبری). ریشه انقلاب اسلامی نه در 15خرداد 42 است، و نه در 22بهمن 1357بلکه: خط سرخی است که از ابتدا، تا انتهای تاریخ کشیده شده است. و شیاطین اگر کاری می کنند، فقط آبروی خود را می برند. در سال 1357 همه دنیا یک طرف بودند، و از رژیم شاه حمایت می کردند، ولی مردم با دست خالی، همه را کنار زدند. ائتلاف عربی غربی و عبری: بر ضد مردم یمن  یا بحرین و لبنان و سوریه هم، با همین متر اندازه گیری می شود. مردمی با دست خالی که: ابر قدرتهای ثروت و قدرت و سیاست را، به چالش کشیدند. خون هر شهید از یمن یا بحرین، پرچمی برافراشته شد تا همه دنیا بدانند که: ابزار، قدرت نمی آفریند بلکه ایمان هست: که قدرت می آفریند. حالا غولهای جهان (ناو ها و هواپیمابرها) ایران را به دزدی دریایی متهم می کنند! اما حقیقت مثل خورشید خود را نشان می دهد. آنها هرکاری توانستند انجام دادند! در تحریم مردم انقلابی، از میرحسین ها تا ترامپ ها دست به یکی شدند ولی حالا، خودشان باید: تاوان آنچه را، که انجام داده اند، پس بدهند


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : کشتی را پس نمی دهند،
لینک ها :
سه شنبه 1 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

رئیس جمهور محترم در مورد: جلوگیری از قاچاق سوخت، ایده ای را مطرح کردند که: چند وزارتخانه مامور شوند تا با داده پردازی، از بدو تولید سوخت تا انتهای توزیع، آن را رصد کنند: یک انبار داری ملی برای نفت و مشتقات آن تهیه شود. این البته فی نفسه کار سختی نیست، و پیش نیازی هم نمی خواهد! و شاید یک استارت آپ هم بتواند: این کار را انجام دهد! برای اینکه چنین کاری در تمام شرکتهای: بزرگ و کوچک دنیا در حال اجرا است، و بارکد نام دارد. اما دلیل اینکه اجرا نمی شود مهم است! اگر دقت کنیم نفت یا حامل های انرژی، در ایران جایگاههای تولید مشخصی دارند: صد پالایشگاه در مجموع 64میلیون لیتر بنزین تولید می کنند، ولی 72میلیون لیتر مصرف می شود، که به معنی قاچاق سوخت و واردات آن می باشد. درواقع سرانه هر ایرانی یک لیتر بنزین است. حسابداری و انبارداری آن نباید سخت باشد. اکنون شرکتهای چند ملیتی در جهان هستند که: نرم افزار انبارداری آنان در 200کشور، میزان موجودی را، برخط، رصد می کند. لذا رصد کردن 80میلیون نفر با سرانه یک لیتر بنزین یا: نفت و گاز و پتروشیمی کار سختی نمی تواند باشد. شاید هم وجود دارد: ولی به آن توجه نمی شود. مرکز مدیریت همه اینها در سازمان برنامه و بودجه است، که شدیدا مخالف ان لاین شدن است! حتی در وزارت اطلاعات یا قوه قضائیه نیز، سیستم ها پایش نمی شوند. شاید بتوان یکی از دلایل آن را عقب ماندگی، یا عقب نگهدارندگی سیتم عامل ها دانست. و این از تفکر مدیران، یا رهبران ناشی می شود که به: سیستم اینترنتی و برخط، بدبین هستند. نمونه آن برگزاری انتخابات است، که هنوز نتوانسته مجوز الکترونیکی شدن را  دریافت کند. حتی برخی مسئولان حاضر، به پذیرش سیستم پارالل یا همزمان: دستی و ماشینی هم نیستند. بدبینی آنها به سیستم ماشینی، هرگز از بین رفتنی نیست. مانند پزشکان که حاضر نیستند از: خودپرداز در مطب خود استفاده کنند. چون فکر می کنند اشتباه محاسبه، خطا و هک شدن در سیستم ماشینی، خیلی بیشتر از سیستم دستی است! می گویند: چون تکنولوژی را دشمن تولید کرده، لذا سوار بر ان است و: هرکاری بخواهد می کند. برخی طراحان سیستم هم با عملکرد جاسوسانه خود، بر این موضوع صحت می گذارند. اولین کلاهبرداری کامپیوتری، در شرکت نفت اتفاق افتاد! زیرا اولین جایی بود که سیستم ماشینی را، در دهه1350جایگزین سیستم دستی کرد. مهندس عامل که دانشجوی فقیری بود، در عرض یکسال بار خود را بست، و بخارج فرار کرد. این نوع برخورد ها از نظر مدیریتی، مقاومت در مقابل تغییرات بیرون سازمانی است. و تا زمانی که مدیران قدیمی وجود دارند، این مقاومت هم ادامه دارد. لذا برای وزیر جوان ارتباطات، بسیار ساده است که همه اطلاعات 80میلیون را، در یک پکیج ارائه دهد، ولی یک نفر در مقابل اینهمه مدیران قدیمی، نمی تواند کاری از پیش ببرد. بنابر این ابتدا باید اندیشه مدیران متحول شود، و یا اینکه مقاومت نکنند. در مرحله بعد امنیت سایبری مهم است. اگر اطلاعات در یکجا باشد، دشمن راحت تر به آن دست پیدا می کند! اکنون دشمن هزاران کودک را، از پاکستان و افغانستان بطور دائم وارد می کند، تا اشراف اطلاعاتی خود بر چهار راه ها و خیابان های ایران را، از دست ندهد ولی اگر سیستمی شود، فقط کافی است هکر استخدام کند! و یا آنها را نفوذ دهد. این دو مانع اگر برطرف شود، طراحی سیستم انجام شده و آماده است. نه تنها در مورد نفت و گاز بلکه،تمام داراییهای انسانی و مادی میتواند: در سیستم یکپارچه و جامع اعمال شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : داده پردازی ملی،
لینک ها :
سه شنبه 1 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

آدرس اشتباهی در مورد فساد، باعث شده که هیچ وقت ریشه کن نشده، بلکه هر روز عملیاتی تر شود. لذا باید تمام تحلیل های تا به امروز را، کنار گذاشت و به نحلیل نوینی از: حامیان و عاملان فساد رسید. دلیل مهم این امر آن است که: تحلیل عوامل فساد سیاسی و اقتصادی هم، مانند دیگر تحلیل ها معکوس عمل می شود! و جای قاتل و مقتول را اشتباه نشان می دهد. وقتی خاوری میلیاردها دلار اختلاس می کند و: به کانادا می رود و خوشگذرانی می کند، تحلیل رادیو های بیگانه و یا صدا وسیمای خودمان، این است که باید مدیرعامل جدید بانک ملی را، زیر نظر داشت تا دوباره اتفاق نیافتد! در حالیکه این مدیران عامل بانکها، یا افراد خودی نیستند که دزدی یا اختلاس می کنند، بلکه عامل اصلی کشور کانادا است، که با اعزام نفرات کارکشته، باعث می شود تا آنها، در بدنه اقتصادی نفوذ کنند و بالا روند، بعد هم اموال را دزدیده تحویل آمریکا یا کاندا بدهند. و تحت الحمایه تا آخر عمر، راحت زندگی کنند. حضرت علی ع در جنگ جمل فرمود: هرکس فرار کرد او را دنبال نکنید! ولی در جنگ صفین دستور برعکس داد! از او سوال کردند: علت این تضاد در فرمانها چیست؟ فرمود در جنگ جمل، فراریان عقبه نداشتند، یعنی فراریان واقعا فرار می کردند، و سراغ زندگی خود می رفتند. ولی در جنگ صفین چون معاویه، در عقبه جنگ بود فراریان را، دوباره تجهیز و به جنگ برمیگرداند. بنابر این در مورد دزدی  و فساد هم، باید اینطور اندیشید. یک وقت کسی بخاطر سیر کردن شکم خود، دزدی می کند. که این دزدی محسوب نشده و حد هم بر او جاری نمی شود. دریکی از دادگاهای غربی قاضی منصفی، بعد از فهمیدن اصل قضیه نه تنها، جریمه دزد را خودش می پردازد، بلکه مبلغی هم به او کمک می کند! وقتی از او سوال می کنند علتش چیست؟ می گوید من قاضی، باید تنبیه شوم که در کشورم، گرسنه ای برای سیر کردن شکمش، دست به دزدی می زند. بنابر این در فساد و دزدی نبایدتصور کرد: با کشف یک انبار احتکاری یا  اعلام اختلاس چند مسئول بانکی، کار اصلاح می شود! زیرا اینها برگ هایی از یک درخت تنومند هستند. و این درخت باید: از ریشه کنده شود. والا هر بار برگ های آن را بکنیم، چه بسا درخت احساس کند: در حال غرس شدن هست! و بیشتر تقویت شود. قوه قضائیه اگر عزم راسخ دارد، باید مامور مخفی بفرستد آقای خاوری را بکشد! زیرا قرارداد استرداد مجرمین، یا پلیس بین الملل و امثال آن، چماقی است که مانندحقوق بشر، فقط برای کوبیدن به فرق ما، درست شده است. آقای خاوری مجرم، مفسد اقتصادی و فراری است. دزدی کرده و حکم او اعدام است. و باید اجرا شود. هرکس به هر بهانه مانع اجرای این حکم شود، شریک جرم او و شاید آمر و عامل او باشد. در همه دنیا اینطور است. مگر اسرائیل به زور وارد خانه های: مردم نمی شود وخانه آنها را خراب نمی کند؟ و عاقبت هم می گوید: آنها غیر قانونی ساخته بودند. چرا نباید فلسطینی ها بولدوزر را منفجر نکنند؟ واگر نمی کنند، شریک جرم اسرائیلی ها هستند! چون طبق قانون و عرف( الساکت اخی الظالم). کسیکه سکوت می کند برادر ظالم است. در لبنان و نیجریه و یمن و بحرین و: همه دنیای مستضعفین هم، باید بیدار شوند. و بدانند اگر جواب دندان شکن ندهند، خودشان هم دشمن هستند! چرا همه مظلومین جهان، یکطرفه به آن پای بند هستند؟ وقتی آمریکا از برجام خارج شد، یعنی برجام فسخ شد. چون طرفین اصلی آمریکا و ایران بودند، بقیه شاهد محسوب می شدند. وقتی یک طرفه به آن پایبند باشند، دشمن فکر بد می کند! و پر رو می شود. به مرده هم اگر رو بدهند، جای خود را خیس می کند! در امر فسادهم اگر زردی هست! علامت خیس کردن پر روها است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : عقبه فساد کجاست؟،
لینک ها :

انسان موجودی است که دارای: رفتار دوگانه جبر و اختیار است. به دنیا آمدن هرکسی جبر است، چون خودش نخواسته! اما اینکه آب وغذا بخورد یا نخورد، اختیاراست. فلاسفه مادی  سعی دارند: جنبه اختیاری  را منکر شوند، و بگویند همه چیز انسان جبر است. برخی ها آن را جبر ذاتی می دانند، و برخی ها هم نتیجه ابزار. چون ابزار ساخت بشر رشد و تغییر می کند، بنابر این انسان نیز براساس تغییر ابزار است. به همین جهت انسان را که: پشت ابزار است نمی بینند. البته عمدا نمی بیند، زیرا می خواهد برتری خود را اثبات کند. مثلا در جنگ بین فلسطین و رژیم جعلی، چون رژیم اسرائیل دارای لودر های بزرگ است، به خود حق می دهد تمام خانه های فلسطینی ها را خراب کند. و طوری تبلیغ می کند که: مردم با لودر و بولدوزر دشمن شوند، نه با اسرائیل! به همین جهت اگر ابومازن راست می گوید، تخریب منزل فلسطینی ها را خط قرمز اعلام کند. و در صورت تجاور اسرائیلی ها، آن ها را با موشک های دوش پرتاب نابود کند. در این صورت فلسفه آنها هم نابود می شود! و دیگر جرات تخریب منازل فلسطینی ها، یا ادامه شهرک سازی ها را نخواهند داشت. در  ایران هم، تا موقعی که پهباد امریکایی سرنگون نشده بود، آنها خود را پشت ابزار ها پنهان کرده، و به رسم قانون جنگل، خود را قدرت مند می دیدند، و ضعفا را از بین می بردند. اما با این موضوع، از خواب بیدار شدند و فهمیدند: دست بالای دست بسیار است. یا هنگامی که کشتی نفت کش ایران را، به رسم دزدی دریایی، توقیف کردند و قصد پس دادن آن هم ندارند، فقط به این دلیل بود که ابزار خود را، بزرگتر و قدرتمند تر می دیدند. اما توقیف کشتی آنها توسط سپاه پاسداران، چرت آنها را پاره کرد. لذا این دید ابزار گرای آنها را باید خوب شناخت، و مطابق آن عمل کرد. یعنی وقتی هزاران عتیقه جات ایرانی را سرقت می کنند، حق خود می دانند! زیرا دارای ابزار های پیشرفته هستند. و تا موقعی که مسئولین ایران، این را نفهمند و عمل متقابل انجام ندهند، دزدی و تحریم و هزاران کار خلاف دیگر انها، ادامه پیدا می کند. مسئولین نباید فکر کنند این رافت اسلامی است! زیرا حق مردم است و باید: بازگردانده شود. اگر فقط یک قطعه الماس کوه نور سرقت شده، برگردانده شود پشتوانه مالی تقیت می شود، تورم و گرانی کاهش پیدا می کند. و این کار، از هر راه ممکن یعنی حتی ضد دزدی هم باشد، باید برگردانده شود. اموال اختلاس شده ایران هم همینطور، نباید دست روی دست گذاشت، تا مردم زیر فشار زندگی کنند، بعد آمریکایی ها و کانادایی های ظالم، با پول ایران خوشگذرانی کنند. باید پولهای بلا صاحب مستقر در بانکهای سوئیس، و دیگر بانکها( بای نحو کان) مسترد شود. دولت  و مسئولین نباید همه چیز را به جبر تاریخ بسپارند، باید از هر راهی شده ولو بدل: کار های خودشان، آن را برگرداند. چند میلیارد دلار از این اموال برگردانده شود، آیا باز هم مردم در محرومیت خواهند بود؟ باز هم کسر بودجه ادامه خواهد یافت. اگر ارتش حزب الله، که قدرت دارد به حمایت از مردم غزه، ستاد مرکزی ارتش رژیم اسرائیل را بزند، آیا بازهم اسرائیلی ها اقدام به کشتار فلسطینی ها می کنند؟ و این مسئولیت حزب الله را گوشزد نمی کند؟ همانطور در یمن، وقتی پهباد ها به سوی ریاض حرکت نمی کنند، شیطنت آل سعود ادامه می یابد. از بمباران فرودگاه ملک خالد یا شرکت آرام کو، آنها چیزی احساس نمی کنند. زیرا فکر می کنند در حاشیه امن هستند! و یمنی ها هرگز به آل سعود، و قصر های آن حمله نخواهد کرد. پس مسئولیت یمنی ها هم، برای دفاع از مردم مظلوم خودشان، این است که کاخ و مرکز فساد آل سعود را بزنند. و از تبلیغات سعودی ها نترسند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : جبر تاریخ به زیان مستکبران،
لینک ها :


( کل صفحات : 328 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :