ندای ماهین
یک روز از این دل پر پرواز بسازیم در خاک بقیع چار حرم باز بسازیم
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
دوشنبه 6 فروردین 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
بانکها هم از گسست اقتصادی دور نماندند، و درایران اسلامی دارای دو وظیفه اصلی و غیر اصلی شدند: که در ماندگاری و بقای آنها موثر است. وظیفه اصلی بانکها از نظر مردم و: انقلاب اسلامی ایران، امانت داری و نگهداری پول است. که درمقابل آن کارمزد دریافت می کند. لذا بازی باپول مانند: سرمایه گذاری یا اعطا تسهیلات و غیره، که با بهره سروکار دارد وظیفه: غیراصلی یا حرام برای بانکها محسوب می شود. زیرا پرداخت هر نوع بهره با هر نرخ، ایجاد استرس در وام گیرنده می کند، و او را برای کارهای خلاف تشویق می کند: تا بتواند هم بهره بانکها را بدهد و: هم برای خود سودی به دست آورد: یعنی سعی مضاعف. وام گیرنده اگر میتوانست سعی معمولی هم بکند! نیاز به وام پیدا نمی کرد. در واقع وام گیرنده برای جبران: کم توانی خود نیاز به وام دارد. و اگر او را به نوان مضاعف وادار کنیم، مجبور است از راههای دیگری جبران کند. لذا در اصطلاح مردم، قرض الحسنه قرض الپس نده است. یعنی هر کس با هر پرستیژی، وام می گیرد میداند که: همه تعهدات خود رانمی تواند انجام دهد، لذا از طرف صندوق های مردمی، هیات امنا و خیرین، اقساط عقب افتاده او را متقبل می شوند، و از طرف بانکها هم، دولت معمولا سوبسید مربوطه را می پذیرد. و چون دولت هم نمی تواند فعالیت مضاعف داشته باشد، اغلب در بدهی های سنواتی، یا مشکوک الوصل بانکها باقی می ماند. و اضطراب های بزرگ بودجه ای، برای دولت یا بانکها درست می کند. لذا باید بانکها بپذیرند که برای بقای خود، فقط به وظائف اصلی عمل کنند، و از ورود به دنیای رباخواری خودداری نمایند. نفرت مردم از رباخواری بانکها، باعث گسست در روش پس انداز، سرمایه گذاری و حتی دریافت و پرداخت آنها شده است. مثلا در مورد حسابهای جاری، اعتماد مردم بیشتر است، زیرا هرموقع بخواهند پول واریز و برداشت می کنند. و بانکها بجز کارمزد حق تصرف، یا ادعای دیگری ندارند. ولی در موقع پس انداز، یا اخذ وام به انواع و اقسام کلک ها و: خلافکاری ها روی می اورند. وقتی بانکها اعلام می کنند: برای پس انداز ها جایزه می دهند، مردم هم فقط در مدت تعیین شده، موجودی خود را ترمیم می کنند! بلافاصله پس از انقضا مدت، پس اندازها به سوی بانک دیگر حرکت می کنند. تا در فاز زمانی آن قرار بگیرند. لذا مقصود بانک از جذب سرمایه های نقدی، براورده نمی شود و هزینه جایزه ها، بر زیان سنواتی آنها افزوده می شود. در موقع وام دادن نیز همین طور است: وقتی بانک اعلام اعطای تسهیلات می کند، طبیعتا شرایط را بیان می کند که: معمولا کسی قادر به اجرای آن نیست! مثلا چک برگشتی نداشته باشد، گردش حساب او بالا باشد، یا ضامن کارمند رسمی داشته باشد، و یا سپرده گذاری نماید! اما مردم که از بانکها زرنگترند، در بانک مرکزی کسی را پیدا می کنند که: چکهای برگشتی آنها را چند روز نشان ندهد! (مثلا کارمند اشتباه کند و در حساب های مرده اعمال کند). یا نامه ای جعل می کنند که: فیش حقوقی یک کارمند رسمی را نشان می  دهد، یا فاکتور جعل می کنند! یا برای بالا بردن گردش مالی، رقمی را بارها واریز و برداشت می کنند! حتی با دستیاری کارمندان بانکها، آدرس های جعلی می دهند و یا: دسته چکهای یک روزه می گیرند! برای همین است که اکثر وام های پرداختی بانکها، لاوصول مانده و بانکها، هیچ اقدامی نمی توانند انجام دهند! از همین جا می توان فهمید که چرا: فریاد قوه قضاییه یا ستاد: مبارزه با فساد اقتصادی بلند است، برای همین است که رباخواری، جنگ با خدا اعلام شده یعنی: مفسدان اقتصادی با رباخواری، هم خود را به دردسر انداخته هم خدا را.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : گسل اقتصادی در بانکها،
لینک های مرتبط :
از آنجا که بانکها از عوامل اصلی: سرمایه داری جهانی برای از بین بردن: بنگاههای تولیدی در ایران هستند، لذا اقتصاد گسسته ایران، برمبتای بانکی و غیر بانکی تعریف شد. مکانیزم نابود سازی تولید ایرانی، توسط بانکها به صورتی اجرا می شد که: شائبه برای کسی ایجاد نکند! و آن اینکه به وسیله پرداخت وام، آنها را جذب می کردند، اطلاعات کامل آنها را، به عنوان ارزیاب طرح، به دست می آوردند. سپس با پرداخت وام با بهره های بالا، و اخذ چند برابری ضمانت نامه، آغاز مصادره کارخانه آنها کلید می خورد. با اولین عقب افتادگی اقساط، بانکها فوری به سراغ: به روز کردن بدهی رفته و: کارخانه را مصادره کرده، مدیران فعال آن را زندانی، یا تحت پیگرد قرار می دادند. پس از مصادره نیز، کارگران را اخراج و زمین کارخانه را، به قیمت روز می فروختند یا در آن، مجمتمع های اداری و تجاری و مسکونی ایجاد می کردند. و فاتحه کارخانه و اقتصاد کشور خوانده می شد. حتی قدرت وزیر صنعت و: گریه شبانه امام جمعه ها هم، کارساز نبود. لذا با راهنمایی احکام اسلامی که: رباخواری را حرام می دانست، از همان ابتدای انقلاب اسلامی، اقتصاد موازی یا گسسته طراحی شد. صندوق های قرض الحسته و: سازمان اقتصاد اسلامی تاسیس شد، تا مانع این فاجعه شوند. ولی مدتی که گذشت و: بانکها متوجه عملکرد مثبت آن شدند، با قدرت بانک مرکزی، به جنگ آنها رفته و همه را تارومار کردند، سازمان اقتصاد اسلامی هم متهم به: همکاری با انان شد، و مجوزش باطل گردید. اما مردم از پای ننشستند، هم اکنون در هرخانه و هرفامیل، صندوق های اعتباری وجود دارد. که بسیاری از آنان، مالباختگان بانکی را حمایت می کنند، و برای خرده فروشان، سرمایه کسب و کار ارائه می دهند، و طبق دستور اسلام، اصلا سود نمی گیرند! اگر شخص قادر به پرداخت اقتصاد هم نباشد، از موجودی خیرین و هیات امنا، آن را ترمیم می کنند. لذا یکی از ناجی های بزرگ اقتصادایران، همین صندوقهای قرض الحسته محلی و فامیلی هستند. و الا باید به گدایی سرمایه داران خارجی و: بانک  می رفتیم! همانطور که عده ای برای کمک گرفتن می روند، ولی سر از زندان بدهکاران غیرعمد! در می آورند. ناجی بعدی که با کمک همین صندوق ها، به راه اقتاد و ناجی اقتصاد ایران شد، تولید کنندگان زیر زمینی یا بدون پروانه بود. هر کار گاه تولیدی که پروانه می گرفت، بلافاصله بانکها ، بیمه و دارایی به سراغ او می رفتند، و تابودش می کردند! لذا سیستم تولید زیر زمینی در ایران شکل گرفت، تا از دست گزمه های بانکی، وابسته به سرمایه داری جهانی، در امان باشد. هزینه تولید برای این نوع کارگاهها، تا دویست درصد ارزانتر می شد! لذا کالاهای ارزان به: بازار تحویل می دادند و: مردم هم از آنها خرید می کردند. تولیدات زیر زمینی، در حد اشباع بازار انجام وظیفه می کردند! به طوریکه آنان که ناتوان از تولید ارزان بودند، به خارج رفتند. البته بازار پولی و مالی و: صنایع تولیدی مخفی، طبیعتا به سازمان توزیع مخفی نیز احتیاج داشت! این بود که محیط فرابازار بوجود آمد، و سیستم بسیار قدرتمندی در توزیع شکل گرفت، که  بانکی ها برای از بین بردن آن، هیچ امکانات نداشتند! زیرا آنها نه وام می خواستند، و نه محل کار و نه بیمه! چون همه اینها دامی برای: نابودی تولید بود. بانکی ها برای تحقیر این سیستم توزیع هم، دست به کار جعل عنوان شده! و برای این گروه هم: دستفروشی را بهانه کردند. در قدرت دستفروشان همین بس که: مدیریت مترو مانعی نشد! شهرداری و فرمانداری ها هم، نتوانستند کاری کنند. این دستفروشها فقط در شب عید هر سال، برابر تمام طول سال همه بنگاههای اقتصادی، گردش مالی و موجودی کالا ثبت می کنند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 4 فروردین 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
خیلی ها ذوق می کنند و: خیلی ها هم وحشت که: چرا آمریکا 10نفر دیگر را تحریم کرد! نمیدانند این تحریم ها، بن بست کنگره آمریکایی است، زیرا نشان می دهد آنها، هیچ مشغولیت دیگری ندارند! و فقط می خواهند با این کار ها، در چشم رسانه ها باشند. ازسوی دیگر نشان از قدرت: اقتصادی ایران دارد زیرا هرچه: تحریم می کنند تمام نمی شود، بلکه اضافه تر هم می شود!  از آغاز تحریم ها که 40سال می گذرد، تا امروز ثابت شده که: تحریم های آمریکایی هیچ ضرری به: نظام جمهوری اسلامی وارد نشده. بلکه علاقمندان به دور زدن تحریم ها را، بیشتر کرده و از انان، قهرمان ملی و جهانی ساخته است. این فقط یک جنبه تحریم هاست. جنبه دیگران نابودی سرمایه داری در: آمریکا است که نشان می دهد: مانند کیسه گندمی است که: موشها آن را سوراخ کرده اند: و براحتی همه سرمایه های آمریکا، از آن بیرون می ریزد. در بدبختی کنگره آمریکا هم، همین بس که در دام ضدانقلاب های ایرانی افتاده، و انشاء های آنها را قرائت می کنند. توهم مالیخولیایی گروههای ضد انقلاب، که الان به چهل سالگی آن نزدیک می شوند، همین است که فکر می کنند: فردا است که به ایران برگردند، و تاج پادشاهی را بر سرگذارند. اما این فردای آنها، چهل سال است هر روز عقب می افتد. آنها اگر از آمار و ریاضیات، کوچکترین اطلاعی داشتند، از این همه خفت و خواری، باید آرزو می کردند: زمین دهان باز کند و: آنها را ببلعد. ولی به دلیل عقب افتادگی ذهنی و: معلولیت فکری که دارند، هرگز این را احساس نمی کنند و: به قول ضرب المثل فارسی، می گویند مرغ انها یکپا دارد. از سوی دیگر قدرت اقتصاد ایران: در برابر تحریم ها از اقتصاد گسسته آن، نشات می گیرد. یعنی چون انقلاب اسلامی، به قدرت های اقتصادی پیوست نشد، و از ابتدا به آنها، نه گفت. لذا برای  خود یک اقتصاد جدیدی را، پایه گذاری کرد که با هیچیک از: فرمول های آنها سازگار نبود و باعث شد تا قدرت مانور و عملکرد آنها را نابود شود. اگر اقتصاد ایران را بررسی کنیم، این گسسنگی به خوبی معلوم است. بطوریکه میتوان گفت: به طبقات جدید هم تبدیل شده اند. حداقل یک گسل در اقتصاد ایران وجود دارد، و آن گسل، بین اقتصاد سرمایه داری و اقتصاد اسلامی، جدایی وصف ناپذیری ایجاد کرده، که ارتباط آنها را به صفر رسانده است. به همین جهت است که: مردم ایران با اقتصاد خودشان، بسیار شاد و پر حوصله زندگی می کنند، که تفریحات نوروزی و: درخواست تعطیلات بیشتر، آن را اثبات می کند. فقط 9میلیون تخت هتل، در روزهای اول نوروز اشغال شده است، که اگر متوسط هرشب را برای هرنفر 30هزار بدانیم، مبلغی می شود که در: هیچ دفتر حسابی نمی گنجد! و این در ایامی بوده که: بانکها و اداره جات همه تعطیل بودند! به عبارت دیگر، اقتصاد مردم ایران نه به: موسسات بزرگ و نه به خارج، و نه به دولت وابستگی ندارد. همه آنها که تعطیل باشند، اقتصاد مردم فعالتر است. سیستم تولید در این اقتصاد همه زیر زمینی و سیستم توزیع آن هم، دستفروشی است، که مانع تسلط اداری یا دیپلماتیک بر آن می شود. همانطور که ذکر شد، برای فعال شدن خود، نیازمند عدم فعالیت های رسمی هستند! گردش مالی و پولی، تولید و توزیع کالا، بالاترین کارکرد خود را، در مواقع تعطیلی دولتی و رسمی! از خود بروز می دهند. لذا نه تنها کنگره آمریکا، حتی مزدوران و مبلغان داخلی آنها هم، نمی توانند این سیستم را شناسایی، یا از کار بیاندازند. این سیستم که با یک بیجک! سویفت را دور می زند، نه تنها از تحریم خزانه داری آمریکا، ضرری نمی بیند، حتی بانک ها هم، از شناسایی و توقیف آن عاجزند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بن بست تحریم کنندگان.،
لینک های مرتبط :
جمعه 3 فروردین 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

اقتصاد را برحسب برخی تعلیقات، به اقتصاد خرد و کلان تقسیم می کنند. ولی به دلیل پیوستگی جهانی، گاهی به اقتصاد ملی و :فراملی هم نگاهی انداخته می شود. اما به نظر می رسد این تقسیم بندی ها نشان از یک اقتصاد گسسته است. زیرا وقتی سیستم اقتصادی یکپارچه باشد، زیر سیستم ها و فرا سیستم های: فراوانی خواهد داشت ولی، همه با هم هماهنگ خواهند بود. مانند بدن انسان که دارای: سیتسم های عضلانی و گوارشی و... هست، ولی همه آنها در جهت رشد و: زنده ماندن بدن فعالیت می کنند. در صورتی که نظم سیستماتیک به هم بخورد، آنوقت یک سیستم بجای حمایت از سیستم های دیگر، به آنها حمله می کند مانند اختلالی که: در بیماری ام اس به وجود می آید. در طبیعت ناهماهنگی سیستم وجود ندارد، یعنی همه سیستم ها و زیر سیستم ها، طوری طراحی و برنامه ریزی شده اند که: فقط در جهت تکامل یکدیگر حرکت می کنند و: این هوشمندی الهی و خدا دادی به آنها است، که گاهی از آن به عنوان غریزه و: گاهی به عنوان جاذبه نام برده می شود. چون همه اینها دقیقا تحت حمایت خداوند متعال است. حتی دوری سیستم ها که ضد جاذبه هم باشد، باز به نفع سیستم بوده و: توسعه جهان نام گرفته است(انا لموسعون). اما در انسان یک موضوع متفاوت است: و آن اراده یا اختیار انسانی است، که میتواند جهت را عوض کند. می گویند افراد جبری که اصلا به: اختیار انسان اعتقاد ندارند هم، موقع عبور از خیابان، اول سمتی را نگاه می کنند: تا خودرویی آنها را زیر نگیرد! لذا وجود اختیار در انسان باعث می شود: از روند تکاملی اشیا هم جلوگیری کند، یا آن را سرعت بخشد. به این جهت اقتصاد، یک علوم انسانی است، که با همه پیچیدگی های علمی خود، باز هم فرمان او دست بشر است: و به هرطرف بخواهد می چرخاند. لذا پیوسته دیدن اقتصاد، آن را از حوزه علوم انسانی خارج می کند. چنانچه برخی ها مدیریت را، به  این سرنوشت دچار کردند! آنها مدیریت را مانند: فرمول های مکانیکی و صنعتی، یکی از اجزا تولید تامگذاری کرده! و در داتشگاههای صنعتی درس می دهند. آنها ارتباط صنعت و دانشگاه را هم، پیوسته فرض کرده و بطور مکانیکی: فرموله می کنند. شاید این تئوری بدون اینکه بیان شود، در طول تاریخ اجرا می شده: بخصوص در قرن نوزده و بیست، که اوج مادیگرایی بوده است. یعنی اقتصاد همان ابزار تولید بود! و ارزش افزوده، ملعون و ضد بشری حساب می شد. انسان به واسطه ابزارش شناخته می شد، درست مثل اینکه برخی ها می گویند: هویت مرد به کار اوست، و اگر بیکار باشد بی هویت است. اما انقلاب اسلامی و تئوری اسلامی، ثابت کرد که همه عوامل موثر است. و حداقل همه اینها، نیروهای معنوی و مادی است، که باید هر دو مورد توجه باشد. لذا معلمی هم شغل است: مانند دیگر شغل ها، نویسندگی و هنر مندی هم شغل است، گرچه ما تولید مادی یا: کار یدی از آنها نمی بینیم! زیرا براساس تئوری لنین: هرکس از زور بازوی خود، نان بخورد کارگر است(پرولتر) و بقیه، انگل جامعه یا بورژوا هستند. با ظهور انقلاب اسلامی، انقلاب های دیگر هم معنوی شدند! لذا شعار های بشدت مادی آنها، تعدیل و به شعارهای اسلامی نزدیک شد! و برعکس، برخی معتقدان اسلامی هم، ریویزیونیست شدند و اقتصاد را، زیربنا اعلام کردند و: توسعه فرهنگی و سیاسی حتی استقلال نظامی را، منوط به توسعه اقتصادی دانستند. در حالیکه در انقلاب اسلامی شعار می داند: بی نفتی بی برقی می کشیم، قسم به خوت شهدا شاه ترا می کشیم! یعنی تولید و توزیع، در مرحله دوم است! ونظریه مازلو معکوس است. به همین دلیل  مردم یمن و ملت فلسطین زنده است، و زنده خواهد ماند. و ایران اسلامی هم با تمام تحریم ها، سربلند و پیروز و: ابرقدرت یکه تاز جهان است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 فروردین 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
ضرورت های تاریخی هستند که: میتوانند فرصتها را به تهدیدها، یا بالعکس تبدیل کنند. زیرا ضرورت های تاریخی، بستری برای پدیده های سیاسی هستند. وقتی ضرورت تاریخی بر: پیشرفت اسلام و آینده نگاری دین خدا است، هر نوع قرصت که با این زمینه، هماهنگ نباشد به تهدید تبدیل می شود، و هرنوع تهدید هم به فرصت . دشمنان اسلام فرصت های زیادی داشتند: ولی به دلیل ضدیت آنها با جریان تاریخ، همه این فرصت ها به تهدید تبدیل شد! و فرصت سوزی تاریخی روش: عملکردی آنها ثبت شد. اما بر عکس، انقلاب اسلامی تهدید های فراوانی شد، ولی همه این تهدیدها به فرصت تبدیل شد! داعش نمونه این فرضیه است، در ابتدای امر داعش فرصت طلایی: برای اتحاد غربی و عربی و عبری بود، تا اسلام را با نیروهای مسلمان سرکوب کند! اما در نهایت طوری شد که خود آنها هم دشمن داعش شدند، و با فرار به جلو، اعلام کردند ما داعش را از بین بردیم! اما همین امر یا مشابه آن القاعده، تهدیدی بر علیه اسلام بود، ولی نهایتا جایی رسیدند که: ولیعهد عربستان بانفرت از القاعده، اعلام کند خانواده بن لادن، در ایران زندگی می کنند! واین حوادث و حوادث مشابه آن، در تمام طول چهل سال: بالندگی انقلاب اسلامی وجود داشت! واقعه طبس یک نمونه آن در: ابتدای انقلاب اسلامی است. وقتی که دانشجویان خط امام، سفارت امریکا در تهران را تسخیر و: جاسوسان را کت بسته، تحویل مقامات قضایی ایران دادند. آمریکا سعی کرد آنها را قبل از: تحویل به مقامات نجات دهد! لذا طرحی پیشرفته در صحرای نوادا اجرا کرد. باسابقه ترین نیروهای خود را، برای حمله به لانه جاسوسی اش در تهران، و نجات آنها از طریق صحرای طبس،آموزش داد. ولی  پیشرفته ترین نیروهای هلی برد و هوابرد آنها، زمین گیر شدند و در: همان طبس نابود شدند. اما این تهدید آمریکا تبدیل به: فرصتی برای ایران شد، تا ثابت کند آمریکا تحت تصرف ایران است! و یکی از استان های ایران محاسبه خواهد شد. اشغال دائمی سفارتخانه آمریکا، به منزله تصرف نمادین تمام خاک آمریکا می باشد، که برای پرهیز از درگیری ، جنگ و کشتار سربازان آمریکایی، در حد سمبولیک انجام شد. شبیه همین حرکت در دریاها اتفاق افتاد! آمریکا فکر کرد: نیروی هوایی او ضعیف است و: نتوانسته با ارتش  و سپاه ایران مقابله کند، لذا از راه خلیج فارس و: نیروی دریایی اقدام به حمله نمود. که بلافاصله همه تفنگداران: دریایی حمله کننده دستگیر و دوباره: مانند همان موقع کت بسته تحویل: مقامات قضایی شدند که مانند گروگانها آزاد شدند: تا پیام صلح با ملت امریکا باشند. تا این تهدید هم، تبدیل به فرصتی شود: دولت آمریکا بداند دیگر: ابر قدرت جهان نیست و باید در مقابل: ابر قدرتی ایران سرتعظیم فرود آورد. اما برخی هنوز درس نگرفته، و باز به دنبال تهدید ها رفتند! یکی از این تهدید ها، اشغال عراق و افغانستان به منظور: محاصره ایران بود، که بعد از سالها، با بجای گذاشتن 2تریلیون بدهی، از آنجا اخراج شدند! ترامپ با انتقاد از این وضع فکر کرد که: بهتر عمل خواهد کرد! عربستان 200میلیارد وعده پول به ترامپ داد. و او فقط توانست یک پیام: ضد سپاه برای ایران بفرستد! اما نادان نمی دانست که: با این پیام نوروزی، گور آل سعود را کنده است! زیرا داریوش و کورش کسانی بودند که: همه دنیا را تحت تصرف ایران داشتند: حتی عربستان با فرمانداران ایرانی اداره می شد. کورش بنا بر استاد تاریخی همان فریدون، یا کاوه آهنگر است که: ضحاک آل سعودی را! از فلسطین بیرون راند. داریوش مصر راهم تصرف و: کانال سوئز را ایجاد کرد.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اصلاح شبکه توزیع و: سرمایه گذاری دولت در بخش: ریلی، جاده ای و هوایی برای ارسال ارزان: کالاهای تولید شده به بازار های هدف، بهترین راه حمایت از: تولید داخلی است. زیرا تولیدات ایرانی کافی است، ولی توزیع نامناسب است. به قول معروف چاه را نکنده، مناره را دزدیده اند! مانیازی به افزایش تولید نداریم، زیرا بسیاری از ظرفیت های تولید ما، زیر 50درصد هستند و بسیاری از آنها، ورشکسته و یا تعطیل شده اند. ظاهرا به دلیل نبود بازار بوده است، ولی بازار هم وجود دارد، اما ارتباط آنها قطع یا بسیار گران است. مثلا سنگ معدن در ایران بسیار زیاد و رایگان است، ولی فقط معضل حمل آن، باعث می شود بسیار گران تمام شود و: در مسیر حمل نیز خسارت فراوانی ببیند. همه محصولات معدنی ما، رایگان و فراوان هستند ولی به همین دلیل ذکر شده با: قیمت های باور نکردنی عرضه می شوند، که از قیمت های مشابه خارجی هم بالاتر است. سنگ از ایتالیا به ایران می آید، ارزانتر است! تا سنگ رایگان معدن گرانیت: همدان یا تروارتن و مرمریت یزد. طلا و مس و دیگر معادن کانی فلزی هم، همینطور است. در ایران که گاز فراوان است، معادن ما را ذغالسنگی طراحی کرده اند! و در ترکیه که ذغالسنگ فراوان است، طراحی گازسوز دارند! نورد اهواز یا فولاد اصفهان، صتایع قابل رقابت جهانی هستند، ولی معضل حمل و نقل و توزیع، آنها را زمین گیر کرده است . در محصولات کشاورزی هم ما کمبود نداریم، همه این محصولات به دلیل بالا بودن: هزینه حمل یا پیچیدگی توزیع، معمولا در مزارع از بین می روند! پرت این محصولات ازبین رونده، گاه تا 50درصد اصل آن می شود. ما حتی در (ریزیجوالیشن) استفاده از مواد پرت شده هم، غنی هستیم که: کنجاله چغندر قنذ یا کمپوست نیشکر نمونه آن است. میتوان گفت سی درصد محصولات، در مزرعه از بین می روند و: سی درصد آن هم در مسیر حمل تا مصرف کننده، غیرقابل مصرف می شوند. اگر این ها کنترل و مدیریت شوند، اصلا نیازی به افزایش تولید نیست. نه تنها در صنایع کشاورزی و امور تغذیه، یا معادن نقت و گاز و کانی های فلزی و غیر فلیزی، این معضل وجود دارد بلکه در: صنایع بالادستی و پایین دستی هم همینطور است. صنایع خودرو سازی، واگن و تراکتور سازی و غیره هم، مانند لوازم خانگی، درب کارخانه بسیار ارزان است. بطوریکه پراید با هفت میلیون تومان، میتواند صادر شود! ولی به دلایل توزیع نامناسب در داخل، تا 22میلیون تومان یعنی: سه برابر قیمت بالامی رود. در تحلیل این: چهارده میلیون تومان زیادی قیمت، میتوان گفت بیش از یک سوم آن، هزینه های مالی و رباخواری است. یعنی تبدیل شدن خودروسازی، به سلف فروشی، یا دریافت پول پیش از مشتریان، باعث ایجاد هزینه های مالی، تا حد رباخواری می شود. یک سوم دیگر آن هم، نتیجه سوء مدیریت و هزینه های: کارگری و بیمه ای است. زیرا استخدام کارگر یا کارمند، به شدت روابطی است و فقط: جهت اخاذی از شرکت( دریافت وام حقوق های بالا و اخنلاس) صورت می گیرد. بطوریکه هزینه سنوات و جریمه و: بخش اعظمی از هزینه های: بالاسری تولید را تشکیل می دهد. یک سوم دیگر آن بابت توزیع می باشد: زیرا در توزیع طبق لیست، امکانات فراوانی برای تحویل(آپشن) وجود دارد. ولی موقع تحویل آن، از خریدار کش می روند! و همین باعث کاهش کار آمدی شده و: بزودی آنها را روانه تعمیرات گارانتی می کند. نهایتا میتوان گفت: تولید در ایران به اشباع رسیده، و از ظرفیت های موجود خود بالاتر است، ولی توزیع ناقص است: مانند کسی که گندم زیادی را، در کیسه می ریزد ولی: این کیسه سوراخ است!

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : حمایت از تولید فقط با منع دلالی،
لینک های مرتبط :

کسانی که از تورم صحبت می کنند، درواقع صحه برعملکرد دلالان می گذارند، و کارکرد آنها را بنام اقتصاد ایران می نویسند. در حالیکه مردم اصلا تورم را و: به طریق اولی دلالان را، به رسمیت نمی شناسند. و به زندگی خود می پردازند. بالاترین و موثرترین کالا، در اقتصاد هر کشور کالاهای کشاورزی است. و ما در طی چند سال، افزایش قیمتی در آن نمی بینیم! زیرا گندم در پای خرمن، بسیار ارزان است یا: میوه جات در باغ ها و سبزیجات در مزرعه، بسیار ارزان هستند. مردم با مراجعه به آنها، خرید ارزان را انجام می دهند. در بسیاری از مواقع این محصولات بر اثر: کم قیمتی به کود سال آینده تبدیل می شوند! مثلا سیب درختی در آذربایجان، مرکبات در شمال و: سیب زمینی و پیاز در اکثر: نقاط ایران مازاد بر مصرف بوده، قاسد شده و در همان محل باقی می مانند. بنابر این در شرایط تولیدی و مصرفی آن، نه تنها تورمی وجود ندارد، بلکه برعکس آن می باشد. گاهی از سال های قبل هم ارزانتر می شود. اما اقتصاد دانان که در: تنور تولید می دمند اینها را نمی بینند! بلکه نولید ار نظر آنها، قیمت میوه های لوکس بازار های: تجریش و بهجت آباد و امثال آن است، که قیمت تولیدات تا دهها برابر هم، بالا می رود و همه آنها از عملکرد دلالان است. از نظر اسلامی، حق دلالی یا تجارت، ده درصد است یعنی اگر میوه در باغها، هزار تومان است باید هزار و صد تومان به: دست مصرف کننده برسد. ولی دلالان دارای اقتصاد دانان! متعددی هستند که براسا تئوری سرمایه داری، به آنها اجازه می دهد تا جاییکه تیغشان می برد، گران کنند و می گویند: عرضه و تقاضا تعیین می کند. اقتصاد دانان بی معرفت هم، نمی دانند که دلالان، مکانیزم را دست کاری می کنند! مثلا تولید را در محل تولید، ارزان می خرند ولی کم می خرند، تا عرضه کم باشد و بعد قیمت ها بالا برود! یا اینکه سازمان هرمی برای خود تعریف می کنند، که از محل خرید تا محل عرضه، چند دست بچرخد و هر کدام، ده درصد را هم مطالبه کنند، و بعنوان ارزش افزوده کالا، مطلوبیت و یا مزیت آن جا بزنند. به همین دلیل صنایع هم دچار نورم: توهمی می شوند: آمریکا تحریم می کند، زیرا می خواهد عرضه کم شود، و قیمت بالا رود. مردم عادی می فهمند و: خرید نمی کنند تا تقاضا هم کم شود. ولی اقتصاد دانان در تنور تورم می دمند، یعنی تحریم آمریکا را به یک: جنگ روانی بزرگ تبدیل می کنند، تا مردم حتما خرید کنند! که تقاضا بالا رود و: قیمت ها هم پرواز کنند. مهران مدیری با دلسوزی می گوید: کارگری که به فروشگاه می رود، قیمت ها را نگاه می کند! و دست خالی برمی گردد، با کسی که اصلا قیمت ها را نگاه نمی کند، و همه چیز کارت می کشد فرق دارد! بله این دو فرق شان در همین است: زیرا کارگران را با قیمت تعاونی: خودشان مقیاس می کنند، ولی ثروتمندان آن را با: دلارهای آمریکایی و: قیمت های جهانی! علت عدم خرید کارگر، اعتراض به تورم است، ولی علت خرید ثروتمندان، قبول آقایی دلار و توهم تورم است. خرید شب عید این تفاوت را بخوبی روشن می کند: مردم همه جا هستند و: همه چیز هم می خرند، ولی از دست فروشها! زیرا دست فروش ها، فارغ از توهم تورم هستند! اجناس آنها بسیار ارزان و مرغوبتر است. علت نخریدن مردم از مغازه ها، و یا بازار های رسمی هم همین است، که آنها به واسطه دلالی قیمت ها را، تا ده برابر گران می فروشند. زیرا نگاه آنها به خارج و اقتصاد بیرونی: بر پایه دلار است، اما نگاه مردم و دستفروشان، نگاه اقتصاد بیرونی و تولید داخلی و: حمایت از خرده فروشی است. تراکنش بانکی و گردش مالی: موسسات رسمی تفاوت عمده و: معنی داری را به نفع: دستفروشان نشان می دهد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : خرید شب عید نشان داد: تورمی وجود ندارد!،
لینک های مرتبط :
Image result for ?ایرانیان در آمریکا?‎
سالی که گذشت، جمهوری اسلامی ایران، کانون توجهات خبری، سیاسی و اقتصادی بود بطوریکه می توان گفت: تمام رسانه ها و دولت ها، کاری جز بحث در مورد ایران نداشتند. سران کشورها در تجمعات خود، مردم و رسانه های جهان هم، در نحلیل ها و گفتگوهای خود، یک پای ثابت بنام ایران داشتند. می توان گفت که: همه آنها به نفع ایران صحبت می کردند: چه آنهاییکه در ظاهر، مخالف ایران بوده و: سیاست های آن را قبول نداشتند، و چه آنهاییکه سیاست های کلی نظام را، پذیرفته بودند و از آن دفاع می کردند. زیرا مهم، کاربری و جستجوگری کلمه ایران است. تقریبا هیچ شغلی از کار پیگیری: اخبار ایران مهمتر و در آمد زا تر نبوده است. خبرهای داغی که از مخالفان و موافقان، در بورس بود، از معاملات بزرگ و کوچکی که: هرکس به وسع خود، از طریق قانونی یا قاچاق انجام می دادند، اگر پرسود تر نبود، کم فایده هم نبوده است. از خبر های داغ جاسوسان هسته ای آمریکا، تا معاملات شیرین صنعتی فرانسوی ها، همگی نشان از رونق: ایران گرایان داشته است. شاید بتوان گفت: منفی گرایان ایرانی، بیشتر از مثبت گرایان نفع برده اند! به همین دلیل مخالف گویی رونق داشته، ولی اینطور نیست! حضور مردم آمریکا و اروپا، برعلیه تبعیض و نؤاد پرستی، گویای سود آوری بیشتر مردم مثبت گرا هست. یک مقایسه ساده بین: معترضین خیابانی برعلیه ایران، و معترضین خیابانی برعلیه غرب، در سراسر جهان نشان از تحکیم موقعیت ایران، در ثبیت تصرف جهان، و قلوب جهانیان است. البته جمهوری اسلامی ایران، از همان بدو تاسیس این محبوبیت را داشته، ولی غرب آن را نکذیب می کرده، یا با توطئه سکوت آن را نادیده می گرفته. ولی امروزه، گفتمان غالب، فقط گفتمان ایرانی است. دشمنان ما از کوچک و بزرگ، فقط یک نوار ضبط کرده اند! همان حرفهای همیشگی و نوهین و: افنراها را تکرار می کنند. اما سخنان ایرانی و حرف های انقلاب اسلامی، همه جدید و امید آفرین است. اگر کلید واژه های ضدانقلاب و: سردمداران غربی را دنبال کنیم، فقط چند شعار نخ نما بیشتر نیست، که از همان ابتدا تا اکنون، مانند طوطی تکرار می کنند! آنها می گویند در ایران، حقوق زن رعایت نمی شود! در حالیکه خودشان نه تنها حقوق زنان را، بلکه حقوق مردان و کودکان و: سالخوردگان را هم رعایت نمی کنند. در اسلام خانه داری، شغل مقدس است، و باید از سوی شوهر به رسمیت شناخته شده، و دستمرد مناسب پرداخت شود. ولی آنها روسپیگری را! شغل مقدس برای زنان می دانند، حتی حقوق روسپی ها را هم بالا می کشند! این را خود زنها بیشتر متوجه می شوند، و برای همین است: روزانه هزاران زن به حجاب و: ارزشهای اسلامی اضافه می شوند، ولی فقط یکی دو نفر پیدا می شوند که: روسری از سر بردارند! آنها هم به خاطر تطمیع این کار را می کنند. در زمینه علمی و صنعت می بینیم: جهشی که در ایران صورت گرفته، همه را مبهوت کرده و: در تمام زمینه ها، نخبگان ایرانی در جهان سرآمد هستند، درست مثل کسی که تازه به آب، دسترسی پیدا کرده و نشان می دهد که: شناگر قابلی است. در زمینه ثروت خدا دادی هم، هیچکس نمی تواند انکار کند: ایران است که چرخ: اقتصاد دنیا را می چرخاند. اگر ایران با فرانسه و یا کل اروپا، قرارداد نداشته باشد، صنایع آنها ورشکسته می شوند. بزرگترین بازار همه: تولید کنندگان جهان، ایران است که با فداکاری تمام، صنایع داخلی خود را در: حمایت از صنایع جهانیان، کمتر مورد حمایت قرار می دهد. بر اثر صدور مدیران کار آمد به جهان، خود دچار کمبود مدیر شده است، و این موضوع را از: دستمزدهایی که به ایرانیان در: سطح جهان می دهند، می توان فهمید. دنیا همیشه بالاترین دستمزدها را می پردازد، تا مدیران و نخبگان ایرانی، به سوی آنان جذب شوند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ایرانی شدن جهان یا جهانی شدن ایران؟،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 263 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :