ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

حقوقهای نجومی باعث جذب بیشتر مردم، به بدنه دولت شده و آن را چاق، و بی خاصیت می کند! لذا دولت برای کوچکتر کردن خود، باید که همه حقوقها را یکسان کند! مانند حضرت علی که حتی حاضر نشد به: عموی خود درصد بیشتری از بیت المال بدهد. زیرا حقوق های نجومی حرام است. و لقمه حرام باعث پرخوابی و: نرسیدن به عبادت است. بخش خصوصی می گوید: چون مدیرعامل یا مدیر فروش، میلیاردها دلار برای ما سود آوری دارد، لذا یک درصد از آن مبلغ زیادی نیست! ولی دولتی ها می گویند: اگر کمتر از بخش خصوصی بدهیم، آنها جذب بخش خصوصی می شوند. پس معلوم می شود عنصر اصلی جاذبیت مشاغل دولتی همین است. لذا هیچکدام از مدیران دولتی، کار آئی ندارند و فقط بخاطر رقابت بابخش خصوصی مانده اند. این در حالی است که کارمند یا کارگزار ، باید به قصد خدمت به استخدام دولت در اید، و عملکرد فوق، هرگونه قصد خدمتگزاری را از بین برده، به سوی انگیزه حفظ قدرت می کشاند. فلسفه اسلامی تشکیل دولت، با فلسفه تمام اساتید علوم سیاسی غرب فرق دارد. دولت در اسلام، نماینده مستضعفین است که خداوند اراده کرده، آنها را حاکم کند و آنها را وارث همه امکانات زمین نماید:(ونرید ان نمن..) اما دولت غیر اسلامی، چه در تئوری و چه در عمل نماینده: مستکبران و زور گویان و ثروتمندان است. همان مثلث سه بعدی زر و زور و تزویر. که امروزه در شکل امپریالیزم مسیحیان، صهیونیزم یهودیان و ارتجاع عرب، خود را نشان می دهد. هرگونه تشابه دولت اسلامی با دولت استکباری، و یا گرته برداری از ان، یا قبول معیار های مربوطه، باعث انتقال از یکی به دیگری است. به عبارت ساده تر مردم، برحسب فطرت پاک خود، همگی انسان های مفید و عادل و اسلامخواه هستند، ولی در دوران بلوغ که دچار تحول فکری، جسمی می شوند ممکن است: همه فطرت خود را زیر پا بگذارند، و عنصر ضد بشر و ضد خدا شوند. واز راه عدالت خارج شده وبه خوی استکباری عادت کنند. مهمترین شاخص آن زور گفتن به دیگران، فریب دادن و یا استثمار گردن آنها است. این افراد در طول زمان، مشابه خود را شناسایی کرده، و باهمدیگر سازمانی را ایجاد می کنند: تا بهتر زور بگویند، فریب بدهند و بهره  برداری کنند. لذا طبقه مستکبران یا  دولت استکباری بوجود می اید. طبیعتا به دلیل وجود اختیار در انسان، قدرت هر دو طرف مساوی است! یعنی اگر مظلومین هم باهمدیگر یکدست شوند، و دولت مستضعفین را تشکیل دهند، حداکثر خود را به توان مساوی با آنها می رسانند! لذا قادر به جلوگیری آنها، یا شکست دادن نمی شوند. اینجاست که ازخداوند درخواست کمک می کنند. مانند دوکفه ترازوی مساوی، که با کوچکترین اضافه شدنی به یک کفه، آن را سنگین تر میکند، خداوند هم بر آنها منت می گذارد و: برایشان پیامبری با معجزات می فرستد. این معجزات همان چیزی هستند که: در دو طرف ترازو یافت نمی شود، و وقتی به یک طرف اضافه می شود، طرف دیگر را هوا می کند! اما به محض قطع این معجزات، کفه تراوز برمی گردد و این بار، بدلیل عکس العمل ترازو، طرف مستضعفین هوا می شود! حادثه ای که بلافاصله بعد از غیبت: چهل روزه حضرت موسی اتفاق افتاد، یا بعد از رحلت پیامبر اسلام، خود را نشان داد. اما وضع به همین منوال ادامه پیدا کرد، تا نوه پیامبر را هم شهید کردند. گرچه ترازو به حالت قبلی باز گشت، و حرکت سینوسی خود را آغاز نمود، و تا زمان ولایتعهدی امام رضا بالا بود. ولی بعد از شهادت امام رضا ع، دوباره روبه پایین امد، تا اینکه با  غیبت امام زمان به اوج رسید. در زمان های بعدی هم، این حرکت دیاپازونی ادامه دارد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
سازمان های جاسوسی، از قدیم الایام وجود داشته اند، ولی چون ارتباطات سخت بود، معمولا نتایج آن بعد از سالها کشف می شد. در جنگها این امر بسیار لازم بود. زیرا باید از نقشه ها، عملکرد و استعداد نیروهای طرف اطلاعات کاملی داشت. هرچه این اطلاعات بیشتر بود، اشراف اطلاعاتی بیشتری به دست می امد. هرچه زمان جلوتر می رفت، تکامل این حرکت ها بیشتر می شد. در زمان حضرت علی ع به بالاترین حد خود، در ان زمان رسید زیرا: بزرگترین حکومت جهانی تشکیل شده بود: از شرق اروپا تا غرب چین، از مصر تا ترکستان در زیر: یک سیستم اطلاعاتی بودند. نقش ایرانیان در این سیستم بسیار روشن بود! حتی در قادسیه که ظاهرا، به عنوان جنگ اعراب علیه ایران نامیده می شود، سران هر دو طرف ایرانی بودند! به نوشته مورخین، ایرانی های ساکن یمن، که اکثرا مازندرانی بودند، در خط مقدم آعراب، و از فرماندهان بودند. در این طرف نیز مازندرانی ها، خط مقدم بودند! به گفته مهندس بهشتی مازندرانیها، قومی عجول بودند که: منتظر حوادث نمی ماندند! و حرکت آنها برای کل ایران بود! در 8سال دفاع مقدس هم، آنها در خط مقدم بودند! و 157نفر غواص شهید نمونه آن است. جالب است بدانیم که: در لبنان هم به همین شکل بود! به نقل از مهندس چمران، بالاترین عناصر اطلاعاتی فالانژها، شیعه بودند و هواداران آیت الله صدرهم شیعه بودند. میتوان گفت تیزبینی پیامبر و حضرت علی ع، در شناخت منافقین و ستون پنجم، راه را برای پیروانشان ساده تر کرده است. وقتی که در مرز شرقی اروپا، ماموران دولتی یک قطعه طلا، از پای یک زن مسیحی به زور گرفتند می فرماید: اگر کسی از این خبر ناراحت شده، و دق کند نباید او را سرزنش کرد. گشت های حضرت علی در دوران حکومت، در میان مردم، او را از هر نوع سیستم اطلاعاتی بی نیاز می کرد! ولی با این حال به مالک اشتر می نویسد: (وابعث العیون) جاسوسانی را بگذار، تا اطلاعات را به تو برسانند. امام علی ع معتقد است : اگر فرمانده ای از وضع مردم خود، اطلاع نداشته باشد گناهکار است! و اگر اطلاع داشته باشد ولی اقدامی هم نکند، گناهکار است. آن حضرت  پیک هایی را در فواصل معینی، مامور کرده بود تا با آخرین سرعت، اخبار را به مرکز برسانند. در حالیکه خبر مرگ معاویه، از دمشق تا کوفه سه روز به طول انجامید! از این رو الان ما 100میلیون سادات در جهان داریم! که همگی ادعا می کنند: از نسل حضرت علی و فاطمه هستند. حفاظت اطلاعاتی دقیق از این افراد، باعث شده که غالبا شناسایی نشوند، زیرا به محض شناسایی، از سوی حکام جائر دسته جمعی شهید می شدند. امام صادق در باره حفظ اسرار بسیار تاکید دارد. این آموزشها باعث شد تا: ایران اسلامی در طول تاریخ، همیشه سر آمد بوده! حتی در هنگامی که ظاهرا استعمار می شد: ایده سازمان ملل را مطرح کرد: که بنام توافق تهران معروف است. قرار شد زبان فارسی که تا آن موقع، زبان بین المللی بود زبان رسمی: سازمان ملل هم بشود، که شعر هایی از سعدی ومطالبی از: منشور کورش و داریوش، در آن درج کردند. حتی اساس قانون آن، از قانون همورابی و کمبوجیه و: سنگ نوشته های مانده از هخامنشیان بود. گرچه با خیانت همین ایرانیان، ابتدا یک زبان بی طرف: مانند اسپرانتو را که ترکیب همه زبانها می گفتند، پیشنهاد کردند و همین باعث شد، آنها هیچکدام را نپذیرند و زبان: فاتح جنگ دوم جهانی یعنی روزولت حاکم شود. انقلاب اسلامی هم در شرایطی ایجاد شد، که هیچ اطلاعاتی دست دشمن نبود، آنها هرگز چنین چیزی را پیش بینی نمی کردند. اکنون نیز همه سازمانهای اطلاعاتی دنیا، مقهور اشراف اطلاعاتی ایران هستند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : اشراف اطلاعاتی یعنی چه؟،
لینک ها :

تحریم های آمریکا یک فرمول دارد: فزاینده و بدون بازگشت! لذا کسانی که تصور می کنند: آمریکا تحریم ها را بردارد یا کمتر کند، کاملا در اشتباه هستند. اول اینکه آن را مظهر اقتدار خود می داند، لذا از آن کوتاه نمی آید! دوم اینکه امکانات اقتصادی و مالی: چنین کاری را ندارد و: سوم اینکه نقطه تقارن ریاضی و هندسی: ظهور آن است و: به معنی: افول می باشد. ظهور قدرت آمریکا از 1948 با پیروزی در: جنگ دوم جهانی و بمباران ژاپن آغاز شد، و با کمک های بشر دوستانه اش به: کشورهای جنگ زده اروپا و آسیا ادامه یافت. طبیعتا این سیر صعودی، باید ادامه می یافت که: قدرت و نفوذ آمریکا نیز مستمر باشد، لذا سعی کرد با استعمار مخفیانه کشورها، وغارت اموال آنها، به این کمک ها ادامه دهد ولی با وقوع انقلاب اسلامی، و آشکار شدن غارتگری های او، مخصوصا از اپک و کشورهای نفت خیز، کم کم دست او از غارت دنیا کوتاه شد، اما او مجبور بود که به کمک هایش ادامه دهد! تا اینکه 22تریلیون بدهی بالا آورد، بدون اینکه بتواند جای آن را با: غارت های بین المللی از جمله عربستان و امارات  پرکند. لذا برای موجه جلوه دادن ناتوانی درکمک ها، آن را تحریم، یا قطع کمک ها و یا تعرفه گمرکی نام گذاشت. البته تحریم ها همزمان با: تسخیر لانه جاسوسی اش در تهران آغاز شد ولی قبل از آن بلوکه کردن دارایی های ایران ،و عدم تحویل میلیاردها دلار: خرید های ایران آغاز شده بود. لذا در این دوران، به عنوان یک استراتژی در آمد. مخصوصا در دوران ترامپ که: وی اعلام کرد می خواهد به کشورش، بیشتر رسیدگی کند. این تحریم ها به روسیه، کره شمالی و همه کشورهای خط مقاومت تا: ونزوئلا کشیده شد. از این به بعد گسترش هم پیدا خواهد کرد. زیرا وجود بدهی های کلان، اثرات خود را نشان خواهد داد، و مردم با عواقب آن بیشترآشنا خواهند شد. پس اگر در میان دولت های خط مقاومت، از ایران و روسیه، لبنان و سوریه و نزوئلا و کره شمالی، و حتی چین کسانی وجود دارند که: بخواهند با مذاکره، این تحریم ها را بردارند، یک اشتباه تاریخی و شدیدا: ضد ملی و استعمار گرایانه می کنند! به عنوان نمونه به استعفای: دکتر ظریف اشاره می شود. دکتر ظریف که با تئوری التماسی، سر میز مذاکره رفته و برجام و: دیگر معاهدات را امضا کرده است، فقط به این دلیل بوده که تحریم ها را بردارند! اما استعفا داد! زیرا در یک روز از سوریه و آمریکای جنوبی، به ایران آمدند و اتحاد: نه به آمریکا کلید خورد. و امید ظریف به برداشت تحریم ها، به یاس مبدل شد. البته با عدم قبول استعفا، ایشان رویکرد بهتری در پیش گرفت. وی در اولین سخنان رسمی گفت: به غرب زدگان هشدار می دهم: بدون آمریکا هم زنده می مانیم! واین نشان داد که وزارت خارجه تا کنون، اشتباهات استراتژیک زیادی داشته، که به برداشت تحریم ها امیدوار بوده. حضور وزیر خارجه ونزوئلا و بشار اسد، بدون هماهنگی با وزارتخارجه نیز، نشانه ضعف آن بوده. ولی امید می رود با تحولات جدید، رویه وزارت خارجه در: پشت کردن به مقاومت تغییر کند، و به قدرت درونی بیشتر توجه نماید. ما از ایشان می خواهیم، ادبیات خود را باز هم ارتقا دهد! و بگوید: آمریکا بدون کمک ایران، نمیتواند زنده باشد! و بزودی ترامپ هم، مانند پمپیو و آل سعود، باید فارسی حرف بزند! چون در گام دوم انقلاب، اولین کار توسعه زبان فارسی است و: این کار باید از آمریکا شروع شود، زیرا جایگزینی زبان انگلیسی بجای فارسی، در 1945 توسط روزولت انجام شد،  توافق تهران در 1942 که: در ایجاد سازمان ملل نقش داشت، زبان فارسی و شعر سعدی را انتخاب کرد. ولی انها ابتدا زبان جعلی اسپرانتو، و بعد انگلیسی را تصویب نمود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ترامپ هم باید فارسی حرف بزند!،
لینک ها :

شخص مجعول الحالی که: به او پرفسور می گفتند، و دکتر به دنبالش می بستند، طی یک سخنرانی در سالن اجلاس سران، رفتن مردم به میدان ازادی را، آزادی مزخرف خواند، و مدیران کراواتی گروههای کسب و کار ماهان هم، برای او دست زدند! اتفاقا همین دیشب بود که در جلسه پیشکسوتان جهاد و شهادت، فرمانده ناحیه شهید محلاتی گفت: جدیدا شنیده می شود که می گویند: از رضاشاه پرسیدند: وضعت چطور است؟ گفت من تا حالا جهنم بودم، ولی از بس به محمد رضا شاه گفتند: خدا پدرت را بیامرزد، من الان وضعم خوب است و آمدم به بهشت. یکی دیگر از سخنرانان گفت: در مهد کودکها به بچه ها غذا نمی دهند! و می گویند امام زمان قرار است: بیاید به شما غذا بدهد! بعد که نیامد می گویند دروغ است! خوب که بچه ها گرسنه شدند، یک سوپرمن آمریکایی، درلباس مردعنکبوتی وارد می شود، و برای بچه ها غذا می آورد! و لذا از پیشکسوتان خواست: دوباره به میدان بیایند و برای جوانها توضیح دهند: که چرا آزادی می خواستند، و چرا استقلال و جمهوری اسلامی را شعار می دادند! اما پیشکسوتان گفتند: اگر چه تابحال دعوت نشدند، ولی بهتر است از این به بعد، ماهی یکبار جلسه بگذارند، تا باز نشسته های ارتش و سپاه و بسیج که: در جبهه ها و در عرصه انقلاب حضور داشتند، و تاریخ زنده این مملکت هستند، بیایند و اتاق فکر تشکیل دهند. در بررسی این نظریه، باید گفت که: پیشکسوتان در مقابل دو گروه شیطانی قرار دارند: که در دوطرف آنها ایستاده اند: یکی آنها را دعوت به دنیا و پولدار شدن می کند، و دیگری انها را دعوت به بی تفاوتی! عملکر شیطان درون هم، مانند شیطان برون (آمریکا و اذناب آن) می باشد. از یکسو به این ها می گویند: شما چرا حقوق تان کم است؟ چرا نتوانستید یک حانه بخرید یا: ماشین داشته باشید؟ بروید دنبال اینها، زیرا اگر خانه در شمال شهر و: ماشین شاسی بلند و ویلا در شمال کشور، و سفرهای خارجی نداشته باشید، مردم به شما اعتماد نمی کنند! و می گویند کسی که نتوانسته برای خود، کاری بکند نمی تواند برای مردم هم مفید باشد! حتی ممکن است اولین کسانی که این حرف را می زنند، فرزندان خودشان باشند و: پدر رابه جرم ساده زیستی، بی عرضه بخوانند! حالا اگر اینها رفتند سراغ دنیا، و جمع آوری مال، گروه دوم شیطان حرفهای خود را عوض کرده، درست درنقطه مقابل می گویند: این آقا رفت جبهه که: برای خودش خانه و ماشین بخرد! مردم در گرسنگی و فشارند، این بابا به سفرهای خارجی می رود! گرانی و تورم داد مردم را در آورده، ایشان با زن و بچه و ایل و تبارش، بی خیال مردم، در ویلاهای کیش و شمال، خوش می گذراند. این است که پیشکسوت هم مانند بقیه، گیر می کند: آیا دزدی کند، یا ساده زندگی کند؟ هر دو طرف زبان شیطان را دراز کرده است. در زبان فارسی، از این حرفها زیاد است، که بسیاری از انها تبدیل به ضرب المثل شده: ده درویش در گلیمی بخسبند، و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند! چرا که زبان فارسی، عمر هزاران ساله دارد و همه نوع رفتار های: انسانی را به خود دیده است! با اینکه زبان عربی، زبان قران و زبان بهشتی ها است، ولی به این مقدار توسعه نیافته. ایرانی ها در همه زمان ها، زبان خود را حفظ کردند! واکنون هم که در حال استحاله به زبان انگلیسی است، باید مواظب آن بود. زیرا زبان حافظ و سعدی و مولوی و خیام است! همه جهان، باید اشعار آنها را ترجمه کنند تا بفهمند، ولی در ایران و چند جای دیگر، هیچ تفسیری لازم ندارد. گاهی همه حرفها، به زبان شعر آنها بیان می شود.حتی آقای خرم، همین مطالب شاعران را، برای مردمی که با آن زندگی می کند، خواند و فکر کرد: چیز جدیدی کشف کرده است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آزادی مزخرف یا خرم مزخرف؟،
لینک ها :

دشمن در دوطرف موضوع ایستاده است! تا اگر دولت بازار آزاد ایجاد کرد، بگوید قیمت ها سلیقه ای است، کسی به کسی نیست و هرکس، هرچقدر دلش می خواهد می فروشد! دولتی های طرفدار این جناح هم، با لحن آرامتری می گویند: نظارت نیست و: قیمت ها راه خود را می روند و: تورم مردم را ناراحت کرده است، اگر چند نفر از این گرانفروش ها را اعدام کنند، موضوع حل می شود، همانطور که رضاشاه، نانوای گرانفروش را در تنور انداخت ! و دلسوزی هایی از این دست.. تا دولت را پشیمان کنند و حتی، پای مقام رهبری را هم به میدان بکشند. بعد که دولت نظارت اعمال کرد، خطاکاران را جریمه یا مجازات نمود، حالا آنطرف دشمن جلو می آید: و می گویند: در ایران نرخ ها دستوری است! ارز با نرخ دستوری نباید باشد! باید در بازار، ارز زیاد ریخت تا قیمت خود بخود متعادل شود. و از انجا نتیجه می گیرند: پس اقتصاد در دست دولت است، و دولت زور گویی می کند! بازار را تحت فشار قرار می دهد و: سرمایه ها را فراری می دهد. اگر چند نفر مانند سلطان سکه هم اعدام شد! می گویند: حقوق بشر در ایران رعایت نمی شود، و تا کنون چند نفر اعدام شده اند! اگر گرانفروش ها را تنبیه کنند، آنها می گویند زجر و شکنجه بسیار زیاد شده! و هرکسی برای یک لقمه نان کاری می کند، او را می گیرند ومی برند! و توپخانه، همینطور توپ در می کند! و دولت را و رهبری را زیر فشار می گذارد. دراینجا چه باید کرد؟ یک راه این است که در زمین آنها بازی کرد! یعنی گاهی بازار را آزاد کرد، تا شعار های آنوری باطل شود. بعد هم بازار را کنترل کرد، تا شعارهای این وری تعطیل شود. دولتها همیشه این کار را کرده اند! ارز را ثابت نگه می دارند تا بگویند: بازار را کنترل می کنند. وقتی سروصدای این وری ها در می آید، ناگهان نرخ ارز را رها می کنند، تا آنها کیش و مات شوند. نوبت آنوری ها شد و سروصدا که زیاد شد، رئیس بانک مرکزی را عوض می کنند، و دوباره کنترل ارز و بازار را در دست می گیرند! اما راه بهتری هم هست. مردم ایران نشان داده اند که با هر دو روش سازگارند! یعنی کنترل قیمت شود، هیچگاه مردم از رکود کسب و کار گله نمیکنند! بلکه آنهایی که رسانه ای دارند، و برحسب اتفاق، اصلا حقوق خود را از انور، و به دلار می گیرند، شاکی می شوند و می گویند: ما خودمان را نمی گوییم! به فکر مردم هستیم! برعکس، وقتی هم تورم بالا می رود و: همه قیمت ها افزایش می یابد، مردم چیزی نمی گویند! بلکه همان رسانه های زنجیره ای، می گویند گرانی پدر مردم را در اورده، و همه اعتراض دارند. این همان حرف قبلی است، یعنی از خودشان مایه نمی گذارند، چون حقوقشان به دلار، از سوی بن سلمان تضمین شده است، بلکه از مردم! می گویند. اما مردم می دانند اگر چیزی گران شد، برای همه گران می شود. و هرکسی سود خود را به دست می اورد. کسی که پراید داشت، واصلا به درد نمی خورد، حالا دوبرابر قیمت نو، از او می خرند! چون همه ماشین یا منزل دارند، لذا ضرر نمی کنند! اگر ماشین بفروشند، گونی گونی پول می برند؛ اگر هم لازم داشته باشند، کسی بزور از انها نمی گیرد. پس بنابر این دولت نباید اسیر رسانه های زنجیره ای شود، بلکه سعی کند عدالت را اجرا کند. زیرا مردم از کمبود یا گرانی، ناراحت نیستند از بی عدالتی ناراحتند.  بجای افزایش حقوق های نجومی، به مردم یارانه بدهد. هردو اینها از نظر هزینه با هم مساوی هستند! یعنی حقوق 50میلیونی یک نفر یارانه هزار نفر می شود. لذا حقوق های نجومی را کم کرده، به یارانه ها اضافه کند! آنوقت دولت هم لاغرتر و چابکتر می شود. چون آنهایی که برای چاپیدن، در دولت نفوذ کرده اند، آن را رها می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بازار آزاد باشد یا نباشد؟،
لینک ها :
چهارشنبه 8 اسفند 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

اگر هر کشوری نسبت به کشور دیگر، مزیت نسبی داشته باشد، ایران مزیت مطلق بر همه کشورها دارد! با وجود 15 کشور همسایه، اقوام گوناگون و آب و هوای چهار فصل، معادن نفت و گاز بی نظیر، چه کشوری چنین مزیتی دارد؟ در مزیت های نسبی، همه چیز مصنوعی و ظاهری است! ولی در مزیت مطلق همه چیز واقعی، و درونی است. مهندس بهشتی در همایش ملی آئین، صلح و تنوع فرهنگی گفت: تنوع قومی و فرهنگی در ایران را، باهیچیک از کشورها نباید مقایسه کرد! برای اینکه آمریکا و کانادا، با اینکه تنوع فرهنگی یا قومی دارند، ولی مربوط به مهاجرت اقوام، و یا تبعید بزهکاران است! ولی تنوع قومی در ایران درونی است! یافته های مهندس بهشتی را، باید با آب طلا نوشت و حفظ کرد، زیرا برخلاف جریان مدرنیته، که در صدد  نابودی ایران و ایرانیت است، و سعی دارد هویت آمریکایی برای ان گدایی کند، این نظریات جان تازه ای به هویت: بزرگترین حکومت واحد جهانی، در طول تاریخ و تا امروز می دهد. سخنران دیگری در این همایش گفت که: هرجای دنیا بروید نشانی از ایران و ایرانی هست، در کشور آلبانی اسامی همه ایرانی هستند! البته همه این نظریات خوب است، ولی هنوز به مبانی آن اشاره ای نمی شود. مبانی مزیت مطلق ایران، در یکتاپرستی آن است.3757سال پیش که زرتشت در کنار: رود ارس بدنیا آمد، آن وقت هیچ قوم مطرحی در جهان نبود! اگر هم بودند بصورت فراری، یا تبعیدی به آنجا رفته بودند. زرتشت در تبیین یکتاپرستی بسیار کوشید، گرچه او را دوگانه پرست معرفی کردند، ولی اثار باقی مانده این است که: نور بر ظلمت پیروز می شود، یعنی حتی اگر او را دوخدایی هم بوده، با این بیان دو خدا را، به یک خدا تبدیل نمود! نوروز در آئین رزتشتی، روز پیروزی این یکتا پرستی است. اگر اصحاب الرس را همان اصحاب الارس، بدانیم ماههای دوازده گانه که: مرکز تنظیمات و محاسبات آنها بوده، بدرستی اثبات می کند که: حضرت ابراهیم نیز، در روز 13بدر آن بت ها را شکست! و بر قوم خورشید پرست پیروز شد! و آئین مهر را به یکتاپرستی رساند. بنابر این، ادامه دین توحیدی ابراهیم به : یهودیت و مسیحیت و اسلام رسید. زنجیره یا سلسله  قبل از ایشان هم، حداقل به زمان حضرت نوح می رسد، که همه جهان زیر آب رفتند، و فقط یک کشتی از موجودات باقی ماندند! که اطراف رود ارس بزمین نشست، و جهان از آنجا آغاز شد. اقوام مختلف طی زمان های بعدی، از همانجا به جهان پخش شدند. با گسترش این مبانی، همه تنوع فرهنگی و قومی و قبیله ای، در سراسر جهان توجیه علمی و تاریخی پیدا می کند. به همین دلیل، جریان مدرنیته، برعکس این مبانی حرکت کرده و: همه جا آن را سرکوب نموده، تا بتواند صلح و سازش بین انسانها را نابود، و آنها را به جان هم بیاندازد! تا دنیا رو به نابودی برود. در واقع نابودگر اصلی، تئوریسین های علوم انسانی مدرن هستند، که بشر را به سوی دشمنی و کشتار می کشانند! و مجری آنها هم افرادی مثل: ترامپ و جان بولتن و پمپئو هستند! صلح از نظر مدرنیته، یعنی اینکه انسان ها، به همدیگر کاری نداشته باشند! موفقترین حالت همزیستی انسانها در مدرنیته، خنثی بودن روابط انسانی است. مانند همسایه های یک آپارتمان، که همدیگر را نمی شناسند! و با هم کاری ندارند. اما صلح در اسلام و ایران، یعنی به همدیگر کمک کنند! با هم بوده و از احوالات یکدیگر، با خبر باشند. یک ایرانی وقتی به دوستش می رسد: اول می پرسد چه خبر؟ یعنی ایا برای دوستش، اتفاقی افتاده که او خبر نداشته باشد؟ ولی مدرنیته می گوید: حتی سلام هم نکیند، فقط بالفظ توهین آمیزی بگویید های! بای! یعنی من با شما کاری ندارم. زود ازمن دور شو. 


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
زیرا ترور پمیو واجب شرعی است: او با اعلام نظر های سخیفانه، باعث شد تا مرگش قطعی و اعدام او واجب شود، و هرکس دستش برسد، باید این کار را انجام دهد! او که دائم همه مسلسمان و رهبران آن را، تروریست می داند، بگذار برای یک دفعه هم شده، معنی تروریسم را بفهمد! به سه دلیل اعدام او تنفیذ می شود: ابتدا باید بدانیم منطق عقلایی، این حکم را تایید می کند! می گویند علت اینکه برادران یوسف، به پدرشان گفتند که یوسف را، گرگ خورده تقصیر پدرشان بود! چون او خودش، این موضوع را مطرح کرد و گفت: اگر شما یوسف را با خود ببرید، شاید او را گرگ بخورد. برادران هم دستور پدر را اجرا کردند! خالا پمپیو خودش از ترور و تروریست صحبت می کند، و حرف در دهان مردم می گذارد، لذا از تمامی ملت آمریکا درخواست می شود: که او را مورد خشم قرار دهند. تا بداند مزه ترور یعنی چه. حتی دیگر ملت ها در این زمینه مسئولیت دارند. یعنی همه مردمی که: فکر می کنند برادر آنها بودند!  مردم ونزوئلا از همه پیشقدم تر باشند، زیرا دخالت مستقیم آمریکا درکشور آنها در حال انجام است. که از طریق این سه نفر یعنی: پمپیو و ترامپ و جان بولتن هدایت می شود.  قبلا هم رهبر انقلاب هم فرموده بود: مرگ بر امریکای ایرانیان، یعنی مرگ بر این سه نفر! لذا اگر مردم واقعا تروریست بودند، باید این سه نفر سالها پیش کفن پوسیده باشند! در حالیکه مردم ایران و جهان، به شدت دلرحم و مهربان هستند! اگر کاری که مایک پنس، در کلمبیا انجام می دهد ایران هم انجام دهد، خواهند دید که با یک پهباد، میتوانند جلسه آنها را با خاک یکسان کنند! ولی وزیر خارجه ایران، بعد از دیدار با وزیر خارجه ونزوئلا، استعفا می دهد تا این در این:  دور باطل جنگ آفرینی گیر نکند. البته آمریکاییها بازهم پیشدستی می کنند، و می گویند بخاطر حضور بشار اسد بوده! زیرا مایک پمپیو می گوید: وزیر خارجه و رئیس جمهور در ایران، ویترین هستند! ولی تاریخ نشان خواهد داد که: پمپیو چقدر دروغ گو و مداخله گر بوده است.  امید است سال دیگر، رهبر ایران،  مادورو را بحضور پذیرفته و: همین حرفها را به او بگوید ، و او را قهرمان ملی مردم جنوب آمریکا، بداند و این مدال به ایشان بدهد. زمان بخوبی ثابت خواهد کرد که ناراحتی آقای پمپیو، از جای دیگری بوده است! زیرا مشاهده می کند: هرجا می خواهند حضور نظامی داشته باشند، تیرشان به سنگ می خورد و: شکست خورده از انجا بیرون می آیند. درگیری با رئیس جمهور ونزوئلا، این را ثابت می کند که آمریکا، در جهان دچار بن بست شده! و فقط میتواند در حیاط خلوت خود، عربده کشی کند. دارو دسته نیویورکی و: هفت تیرکش ها و گاوچرانهای تگزاسی، بدانند که دوره آنها تمام شده نه دیگران. بدانند که آنها به بن بست رسیده اند نه دیگران. همه میدانند: امروزه پیشران تاریخ معاصر، انقلاب اسلامی ایران است: چه آنها بخواهند یا نخواهند، بدانند یا خود را به نادانی بزنند. عملکرد آنها هرچه باشد، مانند غریق در مرداب است، که برای نجات خود دست و پا می زند. بزودی فرزندان خمینی، دست و پای انها را هم قطع خواهند! و هیچ راه نجاتی نخواهند داشت. دیوار فریب رسانه ای آنها ترک برداشته، و بزودی بر سرشان خراب خواهد شد. قهرمان واقعی کسی است که: بتواند پایان دادن به کار این ها را، به نام خود ثبت کند. آنها هم بهتر است به دنبال راه نجات باشند، تنها راه نجات آنها، دست کمک به سوی ایران است. اگر ترامپ و جان بولتن یا پمیو هم، مانند دیگران زانوی ادب در: مقابل اسلام بزنند و: به فرمان های قران سر خم کنند، نجات خواهند یافت.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : برای یکبار هم شده، تروریست بودن را، نشان دهیم!،
لینک ها :

در قدیم یک دیو سیاهی بود که: تخت خوابی داشت، آدمها را در آن تخت می خواباند، اگر مساوی بودند که هیچ، ولی اگر بزرگتر بودند، از بالا پایین آن می برید تا اندازه شوند! و مساوات برقرا شود! حالا کار پژو هشگاه علوم انسانی شده! آمریکا را در نظر می گیرد، اگر کشورهای دیگر با آمریکا هماهنگ بودند که هیچ، ولی اگر مثل آنها عمل نکردند، می گوید هیجان اجتماعی دارند، و باید هیجان آنها را آرام کرد! جامعه شناس آنجا همه چیز را با هایدگر می سنجد! تاریخ را از ان موقع می داند، بقیه ماقبل تاریخ حساب می شوند. در رشته های دیگر هم همینطور است : مدیریت اززمان پیتر دراکر آغاز می شود! صنعت از زمان مهندس فردریک تیلور. بعلت کوتاه بودن عمر: دانش علوم انسانی در غرب، ناچار کلمه تاریخ را حذف کرده، و زمان بجای آن می نویسند! مثلا وقتی می خواهند بگویند: نظریات اشتباه را تاریخ قضاوت خواهد کرد، می گویند زمان قضاوت می کند! اقتصاد آقایان بعد از سال 1933 شروع می شود: و قبل از آن اقتصاد نبوده و اگر هم بوده، بحران بوده و بهتر است اقتصاد کلاسیک نامگذاری شود، تا با توهین علمی مانع رشد آن شد! روانشاسی آنها بر روی: کودکی فروید تثبیت شده، همه جرایم و نابسامانی های بشری، به دوران کودکی رهبران برمی گردد! روانشناسی های نوین اصلا درست نیستند، و باید فقط با تخت خواب فروید، سنجیده شوند. جراحی و طب از زمان: کلود برنارد شروع می شود که گفت: من هر وقت زیر تیغ جراحی خدا را دیدم، به آن قائل هستم. تاریخ و سیاست هم از سالهای 1948یعنی: پیروزی کامل آمریکا در: جنگ دوم جهانی و بمیاران قدرتمندانه! هیرو شیما شروع می شود مخصوصا: با کمک های طرح مارشال، که کام همه جنگ زدگان را، از ژاپن گرفته تا ایران واروپا شیرین کرد! خلاصه  نه تنهاعلم و صنعت، بلکه شروع جهان از آمریکا است. و ما بقی کهنه پرستی و ارتجاع است! و به عنوان نقطه های تاریک بشریت مانند: جنگ های جهانی اول و دوم و یا دوران قرون وسطی، باید کنار گذاشته شود، بحث نباید کرد. از نظر این اقایان، دانشگاه باید حصاری دور خود بکشد! به کسانی اجازه تدریس بدهند، که از نوک سر تا فرق پا آمریکایی باشند!(آن سه هزار نفری که برای رهبری و گام دوم ، نامه نوشتند باید اخراج شوند؟) اگر در کانادا یکی روزنامه می خرد، بدون آنکه آن را بخواند! با افتخار بگویند: برای تقویت بنیه مالی رسانه است، ولی اگر هزاران ایرانی برای کمک به صنعت خودرو، همه محصولات آن را هرچند گرانتر بخرند، باید احمق فرض شوند. هر عملکردی در آمریکا، پهن مثبت، و مشابه آن در ایران، منفی محسوب شود!خودشان حاضر نیستند در این وانفسای اقتصادی: به قول خودشان یک ریال دست کسی بدهند، و این را عاقلانه میدانند! ولی پیش پرداخت های میلیونی هزاران نفر را، برای خرید خودرو تولید داخل، هیجانی و غیر عاقلانه می دانند. از نظر آنها مخاطب رسانه های غربی، میلیاردی هستند ولی کسی، به صدا و سیمای ایران توجه نمی کند! یک یا دونفر که روسری از سر خود برمی دارند، برای آنها خیلی هستند! و میلیاردها زنی که حجاب دارند، نباید به حساب بیایند. واقعا تعجب است که چطور این استادان، و تحلیلگران پول از جمهوری اسلامی می گیرند! ولی برای آمریکا تبلیغ می کنند. هنوز بعد از چهل سال می گویند: انقلاب اشتباه بوده و مردم نفهم هستند، رهبران ایران نارضایتی ایجاد می کنند. جالب است که از طرف مردم هم، خود را وکیل می دانند! در هر کلمه می گویند نارضایتی ها، افزایش یافته و مردم به بحران رسیده اند! در حالیکه خودشان به  بحران رسیده اند. و فراموش کردند که : مردم را نفهم خطاب می کردند!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : تاریخ از 1948 می شود؟،
لینک ها :


( کل صفحات : 306 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :