ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
اقتصاد مقاومتی و تجارت جهانی
برنامه امام علی ع، برای درمان بحران اقتصادی و: مدیریت سیستم اقتصادی بیمار، بسیار روشن و روز آمد است. ایشان ریاضت دولتی را بهترین راه حل معرفی نموده است. دولت ایران به دلیل استفاده از: نیروهای یقه سفید که اکثرا در: آمریکا و انگلیس دوره دیده اند، اصلا فکر اسلامی کردن: بودجه و اقتصاد را نداشته اند. و اگر فشار روحانیون نبود، شاید اسم آن را هم نمی بردند. یکی از این ها که خیلی هم مهم است،آیا تابحال کسی شنیده یا خوانده که: در بررسی بودجه دولت، از مکاسب یا حلال و حرام صحبتی بمیان آید؟ گویا بودجه، جزیره ای جدا از ایران و اسلام است، و اصلا نباید پرسید که درآمد دولت حلال است یا مباح! یا خدای نکرده حرام؟ در حالیکه دولت حقوق 16میلیون و شاید، حقوق همه مردم ایران را پرداخت می کند! و لقمه حلال باید به دست مردم بدهد. وقتی در اسلام تاکید شده: حتی لقمه شبه ناک هم نباید به زن و بچه داد. آیا کارمندان دولت از ان مستثنی هستند؟4میلیون کارمند رسمی کشوری 4 میلیون کارمند لشکری 4میلیون کارمند قراردادی 4میلیون مستمری بگیر، از دولت حقوق می گیرند! نان شب آنها به درآمد دولت وابسته است. اگر کمترین شبهه ای در آن باشد، همه گرفتار عواقب آن می شوند. درآمد دولت اگر از نفت باشد، چون از انفال بحساب می آید و: فروش آن به دست دولت اشکالی ندارد، برای دادن حقوق حلال است. اما متاسفانه می بینیم که: شعار اقتصاد منهای نفت، باعث می شود که دولت از پرداخت حقوق، از منابع درآمد نفتی منع شود. بخش دیگری که دولت میتواند: حقوق کارکنان را از ان پرداخت کند، مالیات ها و عوارض و: درآمد های گمرکی و مشابه آن است، که درصد بالایی از این مالیات ها، با کسر از حقئوق کارمندان بدست می آید، و دولت ناچار است در مقابل آن خدمات دیگری ارائه کند. لذا از دایره پرداخت حقوق خارج می شود. تنها راه دولت برای پرداخت حقوق، ( هزینه جاری ) استقراض از سیستم بانکی و: گرانفروشی ارز است . علت اینکه دولت گران می فروشد، برای این است که قیمت اصلی، باید صرف استخراج نفت و یا: سرمایه گذاری برای صنایع نفتی شود. لذا دولت نمیتواند برای کسری بودجه و: تامین منابع مالی پرداخت حقوق اقدام کند، با سه برابر کردن قیمت دلار های نفتی، این امکان میسر است. تا بتواند دو برابر آن را صرف هزینه های جاری، یا پرداخت بدهیها کند. ظاهرا این دو روش را که: بودجه نویسهای قبل و بعد از انقلاب، پیشنهاد کرده اند راه فراری ندارد. یعنی دولتها 6یا 7سال قیمت ارز را ثابت، یا متناسب با تورم نگه می دارند. ولی در دوسال آخر، راهی جز چند برابر کردن نرخ ارز نمی بینند. اما حضرت علی ع، نه کسری بودجه داشته! و نه سیستم بانکی یا تبدیل ارز، ولی کشوری بزرگی را اداره می کرده که: از غرب به اسپانیا و مغرب، و از شرق به سنگاپور و چین می رسید! ایشان با حذف بوروکراسی و تمرکز اداری، هزینه جاری مهمی نداشته. اگر درآمدی هم بوجود می امد، به نسبت مساوی بین مردم تقسیم می کرد.اگر تقسیم بیت المال، باز هم فقر فقرا را برطرف نمی کرد، شخصا و از اموال شخصی خود، افراد زمینگیر و یتیم را پشتیبانی می کرد. خارج از وقت اداری (شبانه) انبان به دوش، به محلات فقیر نشین می رفت، و پارگی سیستم را ترمیم می کرد. مهمترین دستور العمل بودجه ای ایشان، این بود که امرا و فرمانداران و کارگزاران، باید با حداقل امکانات و در حد: فقیر ترین اشخاص جامعه زندگی کنند، تا فقرا به خدا بدبین نشوند. آیا سیستم بودجه ای ما علوی است؟ یا ضد علوی؟ کارگزاران اسلامی، شبانه در استخر فرح تفریح می کنند، یا اینکه شبانه انبان به دوش، به محلات فقیر نشین می روند؟

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اگر مزدوران آمریکا بگذارند، دولت آمریکا و ابر قدرتی آن، سالهاست که مرده! زیرا آنها مرده او را هم، آرایش می کنند تا: وقتی در تابوت گذاشته شد، مردم نترسند! اصولا از وقتی که امام حمینی فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، و در این چهل سال ثابت شد که: دولت نظامی آمریکا نتوانست هیچ غلطی بکند، باید میدانستیم که سازمان سیا، اف بی آی و پنتاگون مرده است. ولی مسئولین ایرانی نگذاشتند: مردم حرف امام خمینی را باور کنند. چون آنها دو دسته بودند: یا دو تابعیتی! یا در انتظار دوتابعیتی شدن! یک نمونه بالارفتن قیمت دلار، نسبت به ریال بود. که امثال نهاوندی دو تابعیتی، آن را پی گیری می کرد، هیچگاه هم مورد مواخذه قرار نگرفت. استیضاح وزیر کار و اقتصاد، نشان داد که آدرس غلط هم داده. مجلس بجای ریشه، شاخه ها را هرس می کنند! تیم اقتصادی دولت را، نهاوندیان اداره می کند نه: وزیر اقتصاد یا وزیر کار. گرچه تقصیر آنها هم این بود که، مطیع دستورات نهاوندیان بودند! دلار 4200تومنی جهانگیری را، به دلار 8هزارتومنی تبدیل کردند. یعنی نظر ایشان حتی بالاتر از: نظر معاون اول هم هست. زیرا نه مجلس می تواند او را استیضاح کند، و نه دولت قادر است: تئوریهای او را عمل نکند. در خارج از کشور هم، دادگاه لاهه نشان داد که اگر، شکایتی از سوی ایران مطرح شود، رسیدگی می کند. حالا چرا در این چهل سال، هیچ شکایتی از آمریکا نشد؟ جواب آن روشن است: مسئولین دولتی ایران یا دو تابعیتی بودند، یا شهید و مجروح شدند! عین همین حرکت در بین علمای طرفدار دولت مطرح بوده، کسانی که از ربوی بودن بانکها دفاع می کردند! و شورای فقهی بانک مرکزی، نمونه آن است که این اعضا، بجای مبارزه با رباخواری سعی داشتند: با مسامحه آن را جزو احکام اسلامی کنند! تا راه را برای رباخواری باز کنند. آنها به بانکها مشاوره داده بودند که: بنام عقود اسلامی وام بدهند، ولی فقط در سود ثابت آنها شریک باشند! اگر طرف مقابل قسط نداد، بتوانند اموال او را مصادره کنند! با اینکه مصادره اموال به دلیل بدهکاری در اسلام جایز نیست(المفلس فی امان الله) وفقیر وندار، در امان خدا هستند. ولی شورای فقهی، حتی مصادره اموالی که از مستثنیات دین هستند! را جایز اعلام کرده بود. حنده دار این بود که: این موضوع قانون مدنی را نقض می کرد، ولی آنها به استناد روایاتی تجویز شده بود. آنها حتی یکبار اعلام نکردند: استقراض از سیستم بانکی یا: بالابردن قیمت دلار برای تامین بودجه، دزدی از اموال مردم است. علما دیگری هم که مانند شورای فقهی بانکها، همه رفتار دو تابعیتی ها را تایید می کردند، اگر ضررشان زیادتر از این شورای فقهی نبود، کمتر هم نبود. زیرا مردم را خسرالدنیا والاخره می کرد! اگر مردم به حکم سیاستمداران دو تابعیتی، گوش می کردند: فقط دنیای آنها تهدید می شد، ولی وقتی مسئله شرعی می شد، آخرت مردم نیز در خطر می افتاد. البته آقای نهاوندیان هم به اندازه کافی، دوره دیده و نقطه ضعف علما را هم داشت، که بتواندآنها را متقاعد کند(اولین کسی بود که علما را به دانشکده اقتصاد دعوت کرد) که سرشان به همان: کتاب و مباحثه مشغول باشد، و مسائل مردم و جوانان را به او واگذار کنند.. حضرت علی ع می فرماید: فرزند زمان خود باش. در حالیکه جوانان ما، درگیر ماهواره و اینترنت بودند. آنها را ترغیب می کرد: که فقط به تحقیق کتابخانه ای، در باره سخنرانی های حوزوی اقدام کرده! و با فاصله گرفتن از دنیای ماهواره و اینترنت، به دشمنی با جوانان پرداخته، یا آنها را به علت توجه به مسائل روز، بی دین ولا ابالی بدانند. حتی یک اعتراض از: طلاب جوان را نپذیرفت! روزنامه ایران ارگان دولت نوشت: این اعتراض تهدید رئیس جمهور است! در حالیکه علما میتوانند: با استفاده از اینترنت و به وسیله چت کردن، بطور دائم با جوانان مرتبط باشند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 شهریور 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

مشکل در جامعه اسلامی وجود ندارد، زیرا که جامعه در حال تعادل است، و تنشی در ان دیده نمی شود. اگر کمی هم سرو صدا هست، دلیل ذهنی دارد. که ما به ازای خارجی ندارد. باید بدانیم تعریف مشکل چیست؟ براساس نظریه حل مشکل یا حل مسئله، مشکل در دوحالت پیش می آید: اول اینکه از برنامه زمان بندی عقب افتاده باشیم . دوم اینکه انحراف در بیان یا: عمل به هدف به وجود آمده باشد. هردو اینها ذهنی است و: اشخاص میتوانند با کم و زیاد کردن آن، مشکل را برای خود ایجاد کنند. مثلا گرانی امری است واقعی، اما وقتی مشکل ساز است که: از برنامه زمان بندی عقب یا جلو بیافتد: مردم انتظار گرانی 10درصد، یا تورم یک رقمی را دارند.  اما اگر اجناس دوبرابر قیمت گران شوند دور از انتظار است. پس اگر ذهن مردم برای گرانی دو برابری آماده باشد،  مشکلی نیست. لذا بحران سازان، از همین موضوع استفاده می کنند: ذهن مردم را به گرانی های کوچک مشغول می کنند، لذا آنها گرانی بزرگ را تحمل نمی کنند. البته بحران سازان یک فن دیگری هم دارند: شیفت یا عقب نشینی از ایده های خود! دقت کنید: وقتی گرانی بوجود آید، نیمی از مردم منتفع می شوند، و نیمی ضرر می کنند. لذا جامعه تعادل پیدا می کند: چون نیروی دوطرف برابر است، همدیگر را حنثی می کنند. ولی بحران سازان با شیفت به یکی از دوطرف، وزن آن را اضافه می کنند. لذا درگیری و بحران ایجاد می شود. تا موقعی که مسکن ارزان است،  طرفدار مسکن سازان هستند، و فریاد برمی اورند که کار ها خوابیده! کسی خانه نمی خرد، بیکاری بیداد می کند! چون فعالیت ساختمانی، با 500شغل دیگر در ارتباط است... ولی وقتی مسکن رونق گرفت! فوری عقب نشینی می کنند و: بجای طرفداری از انبوه سازان، برضد آنها شورش می کنند! می گویند مسکن گران شده، مردم توان خرید ندارند، فقر در جامعه بیداد می کند! کسانی که نان ندارد بخورد، کی به فکر مسکن می افتند! در گرانی سکه وارز و غیره هم همین است. بالا رفتن ارز، نیمی از جامعه را خرسند می کند، ولی بحران سازان به سوی نیم دیگر می روند. اگر ارز و طلا ارزان شود، این بار به سراغ طلاسان و بانکها می روند! و وکیل مدافع آنها می شوند. دلیل اینکه چرا همیشه نیمی ضرر می بینند، و دقیقا همان 50پنجاه است، بسیار ساده است: هر خریدی از یک فروشنده انجام می شود! پول یا کالا، از بین نمی رود بلکه از یک جیب به جیب دیگری می رود.(قانون مبادله انرژی) اگر اجاره بها بالا رود، موجران خوشحال می شوند. چون همیشه موجران به تعداد مستاجران خانه دارند، لذا با هم نسبت مساوی تشکیل می دهند. اگر طلا ارزان شود، فروشندگان طلا ضرر می کنند، ولی خریداران آن سود می برند. هر ریالی که از جیب کسی بیرون می رود، در جیب دیگری وارد می شود. بحران سازان سعی می کنند: این نسبت را به هم بزنند، یا آن را معکوس نشان دهند. مثلا می گویند سود طلا، به جیب یک عده دلال می رود. دلال که برای ذخیره دائم، یا نابودی کردن، طلا را نمی خرد. بلکه می خرد تا بیشتر بفروشد! پس تعداد خریداران زیاد است. و برای همین هم شاکی هستند. چون اگر تعداد کم بود، مردم غصه ای نداشتند! می گفتند قیمت بالا برود، ما که نمی خواهیم! (کسی که خر ندارد از قیمت یونجه خبر ندارد)! لذا سازگاری با وضع جدید، بزودی اتفاق می افتد. سودی که دلالان یا فروشندگان می برند، بین جامعه تقسیم می شود، زیرا فروشنده سکه ناچار است، پول را در بانک بگذارد یا: ماشین و خانه بخرد یا بین: دوستان خود خرج کند! به همین دلیل است که قانون ظروف مرتبطه، در جریان نقدینگی هم صادق است. اگر حتی کسی باشد که نخواهد خرج کند، دادگاه به زور از او می گیرد و تقسیم می کند!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در کنگره آموزش شیمی در دانشگاه علم وصنعت، نمایشگاهی ترتیب داده بودند که نشان می داد: علم شیمی مانند همه علوم دیگر، ریشه در ایران و دانشمندان ایرانی دارد. ولی همه اینها فقط برای مصرف داخلی و محدود بود! زیرا در انسوی مرزها، همه چیز برعکس است. نه تنها ایران را نمی شناسند، بلکه تاریخ ایران را اشتباه می فهمند !یا ایران را جزیی از عراق و عربستان می دانند! این فاصله عمیق تفاوت برداشت: بین داخل و خارج نسبت به ایران، نشان از کم کاری دستگاههای دیپلماسی فرهنگی و سیاسی است. البته دیپلماسی فقط چند کار دار یا: وابسته فرهنگی داشتن نیست. دیپلماسی در برداشت مدیران جامعه تعریف می شود. اگر آنان بی اعتنا باشند، کاردار و وابسته فرهنگی هم منزوی می شود. علاوه بر وزارت خارجه و سازمان ارتباطات اسلامی، موسسات آموزشی و فرهنگی و امثال آن زیادی: از جمله بنیاد سعدی یا بنیاد فردوسی و امثال آن! که به آموزش زبان فارسی در کشو.رهای دیگر، مشغول هستند ولی در چهل سال یا بیشتر عمرخود، فقط به داشتن دو یا سه علاقمند کفایت کرده اند! هر جا همایش و کنگره بین المللی برگزار می شود، همان ها بعنوان نماینده کشورشان می آیند. علت این کم کاری در اندیشه مدیران عالی و میانی ما نهفته است. وقتی که دو تابعیتی ها، مقامات کشور ما را اشغال کرده اند، بدیهی است که فرهنگ بومی معطل می ماند! و فرهنگ غربی بجای آن تبلیغ می شود. کارمند سفارت یا سازمان های دیگر هم، خحالت می کشند راجع به ایران حرف بزنند! فقط در حد تکلیف کار هایی را انجام می دهند. در واقع موفق ترین مبلغ ایرانی، کسی است که دو تابعیتی باشد! ارزشهای ایرانی را در خود خاموش کرده، و ارزشهای غربی را معرفی کند. درواقع جاسوس دوجانبه باشد، با تراز مثبت نسبت به غرب! به همین دلیل است که در غرب، رازی  و ابن سینا را یک دانشمند عرب می دانند. زیرا ایرانی وجود ندارد که از آن دفاع کند! زبان دفاع کنندگان فقط در داخل دراز است، آنهم بخاطر باطل نشدن تابعیت ایرانی آنها، زیرا مطابق قانون اساسی، کسی که تابیعت یک کشور دیگر را بگیرد، بطور طبیعی تابعیت ایرانی او لغو می شود. حداقل اگر می خواهند ایران را، زیر مجموعه عربستان معرفی کنند، لا اقل عرب پیامبری را مطرح کنند، نه عرب آل سعود را. پیامبر وظیفه ای داشت جهانی. یعنی تئوری پیامبر انترناسیونالیستی بود. زیرا ناسیونالیسم، باعث تکه تکه شدن مردم دنیا، در قالب قومیت ها می شود. ولی انترنالیسم به وحدت آنها کمک می کند. پیامبر اسلام رحمه للعالمین بود! در حالیکه مسئولین ما، رحمه للایران یا رحمه للامریکا هستند! به بقیه کاری ندارند. بجز مقام معظم رهبری، بقیه مسئولین دو دسته هستند! یا دو تابعیتی هستند یا در انتظار دو تابعیتی شدن، و فقط به دنبال: اخبار ترامپ هستند که ببینند او کی عطسه کرد بنویسند! و مردم ایران را از او بترسانند. و حاضر نیستند هیچ کمکی، به لبنان یا سوریه و یا مردم آواره روهنگیا بشود. زیرا آمال آنها فقط امریکا است، بنابر این بقیه را نمی بینند یا نمی خواهند ببینند. باید مدیران عالی و متوسط، کمی به فکر معرفی ایران باشند. فکر نکنند با معرفی ایران، رقیب های خود را بالا می برند! که متاسفانه به دلیل همین رقابت های ناسالم: اقتصادی فرهنگی و سیاسی این روند ادامه دارد. هیچگاه پیشرفتهای ایران مطرح نمی شود، و ابرقدرت بودن ایران را کسی باور نمی کند! زیرا می ترسد اگر ایران را ابر قدرت معرفی کند، رقیب شان برنده این معرفی باشد. لذا تمام گرفتاری های اقتصادی سیاسی و فرهنگی فعلی، ( اگر وجود داشته باشد!) فقط به دلیل نادیده گرفتن: جایگاه ایران اسلامی بعنوان: تنها ابر قدرت جهانی است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پیامبر اسلام در سن چهل سالگی، به پیامبری مبعوث شد. یعنی از حالت خودسازی بیرون آمد، و مامور دیگر سازی شد. چون در چهل سالگی عقل انسان به کمال می رسد. انقلاب اسلامی ایران نیز، در الگو برداری از زندگی پیامبر، دوران خودسازی یا درونی خود را تمام کرده، به بلوغ فکری و کاری رسیده و: از این به بعد باید وارد دیگر سازی شود. ماموریت اصلی انقلاب اسلامی، از این تاریخ به بعد می باشد. در بررسی زندگی پیامبر، شاهد  افت و خیز های زیادی هستیم، ولی مامور ابلاغ نبوده است. اگر کار نیکی انجام می داده، در حد یک انسان معمولی بوده. ولی در چهل سالگی خداوند با ایشان، ارتباط بر قرار می کند و ایشان را: مامور هدایت جهانیان می کند. انقلاب اسلامی هم اگر افت و خیز هایی داشته، در چهار چوب درونی بوده: یا برای حفظ مرزها انجام می گرفته. از این به بعد باید نقش جهانی و بین المللی خود را ایفا کند. از امروز به بعد نمی تواند بگوید: اگر  در یمن کشتار می شود، ساز مان های بین المللی سکوت نکنند! یا اگر در فلسطین قتل عام می شود، خود را عقب نگه دارد و فقط به: در خواست از سازمان های بین المللی و: کشورهای عربی و اسلامی اکتفا نماید. امروز دیگر وقت آن گذشته که: در مقابل خواسته های مردم رنگین پوست اروپا و آمریکا، سر در لاک خود فرو برده و: بگوید بما مربوط نیست! یا اگر در چین ایغور ها را نسل کشی می کنند، چشم پوشی کند و بگوید به ما ربطی ندارد. امروز دیگر انقلاب اسلامی فقط برای ایران نیست! یک انقلاب جهانی برای همه مردم دنیا است. اگر تا دیروز کسی ایران را نمی شناخت، یا آن را با عراق و عربستان و اسرائیل! اشتباه می گرفت، اکنون انقلاب اسلامی برای همه مردم دنیا شناخته شده است. لذا همه دنیا از ان انتظار دارند. باید که از پوسته خود بیرون آید، و فقط به فکر حل مشکلات داخلی، یا تامین رفاه 80میلیونی ایرانی نباشد. مردم ایران با اینکه یک درصد جمعیت دنیا را دارند! 8درصد منابع خدادادی در آن است. لذا بخوبی میتوانند مشکلات خود را حل کنند، و اگر هم تا کنون برخی مشکلات حل نشده، برای رقابت ها و رفاقت ها است. عده ای در مسابقات عقب افتاده اند، و عده ای بیش از اندازه جلو رفته اند. این اختلاف طبقاتی است که: به شکل مشکلات بروز می کند. و این رقابت ها هم نتیجه: تراکم نیروها در داخل است. برخی متفکران می خواهند که ایران، در همه کار ها اول باشد! و نمره بیست بگیرد، مثل ورزشکاران ایران که نقره می گیرند، ناراحت هستند! زیرا فقط طلا را حق خود می دانند. هرگاه مدیران و نیروهای کیفی خود را صادر کرده ایم، موفق تراز همه بوده اند. اکنون بیشترین مدیران جهانی ایرانی هستند. در موضوع تحریم می بینیم که: هیچ تفاوتی زندگی مردم نداشته. فقط برخی ها که هول شده یا ترسیده اند، کار را خراب کرده یا فساد انجام داده اند. ولذا وقت آن است که حرکتی جهانی، به رهبری ایران آغاز شود. مدیران ایرانی در هر کجای دنیا هستند، با این نهضت هماهنگ شوند. مرز بندی ها اکنون فقط در روی کاغذ مطرح است، ولی باید از روی کاغذ هم محو شود. همه دنیا زیر یک شعار حمع شوند، اختلافات هم از بین برود. صدور انقلاب اسلامی آغاز شود، و مردم دنیا هم به همکاری دعوت شوند. فکر محدود میهن پرستی را، کنار بگذارند و مردم تمام دنیا را دوست داشته باشند.  امام علی ع می فرماید: مردم   دو دسته هستند:  یا  هم کیش  هستند یا همنوع! سیاه و سپید و زرد و سرخ، فرق ندارند همه دارای کرامت انسانی هستند. همه مردم دنیا زاده یک آدم و حوا و آفریده یک خدای واحد هستند. در این مسیر با هکاری مردم دنیا، هیچ قدرتی یا دسته و: گروهی نمی تواند در مقابل آن مقاومت نماید. و دشمنان محکوم به فنا هستند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1 شهریور 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
در کنفرانس ریاضی مطرح شد که: علاقمندان ریاضی در ایران، سیر نزولی داشته اند و از 400هزار در سال 1357به: 200هزار در سال 97 رسیده اند. این کنفرانس که 59مین دوره خود را برگزار می کند، هیچگونه مسئولیتی در این زمینه قبول نکرد! در حالیکه اساس بی رغبتی به ریاضیات، نتیجه عملکرد خودشان است. زیرا از ایران فاصله گرفته اند و: به حل مسائل روزمره آمریکایی ها مشغول هستند! آقای سید اسماعیل محمودی که: خیلی به جذب دانشجویان و دانش آموزان علاقه داشت، فقط به دنبال دریافت سکه بود! البته بی تقصیر هم نیست، زیرا وقتی می بیند دوتابعیتی ها،  رئیس جمهور و مشاور شده اند، ناچار است که فقط مسائل دوتابعیتی ها را مطرح کند! از کراف و نظریه اعداد استفاده کند: تا بتواند نقشه راه: گفتگو های ایران و امریکا را مدل سازی کند! استادان دیگر هم از ایران فقط  شعار بنام خدا، یا سرود اجباری را بیاد دارند. بقیه همه ذکر خیر آمریکا و انگلیس است! هزار نفر مهمان داشتند ولی، یک نفر که از آمریکا آمده بود، برایشان مهم بود! به گفته امام خمینی: ما از شر رضا خان و محمدرضا، نجات پیدا کردیم ولی از شر تربیت یافته های  آمریکا، نمی توانیم نجات پیدا کنیم! با اینکه بزرگترین اساتید ریاضی، در ایران بوده اند و عمر خیام ها و پرفسور حسابی ها داشته ایم، چسبیده اند به میرزاخانی، آنهم عکس های بی حجاب او را پشت سرهم، بعنوان نماد ریاضی ایران  و: زنان ریاضی دان جهان نشان می دادند! با اینکه پرفسور هشترودی در بیان خود که پخش شد، تاکید داشت رشد علم، اخلاق را به عقب برده، ولی باز هم آقایان بر رشد علم بدون اخلاق تاکید داشتند! به همین دلیل است که ایرانی های شرکت کننده: در کنکور از ریاضی دورتر می شوند! زیرا هیچ نسبتی بین خود و: فرهنگ ریاضی آقایان نمی بینند. شاید در 59سال بیش از 59هزار مقاله رسیده! ولی دریغ از یک مقاله که: به نقش ریاضی در مذهب اشاره کند. مذهب اسلام ومخصوصا شیعه، پر است از ادبیات ریاضی : خداوند یک است! سردسته اعداد. علت العلل و بوجود آورنده اعداد دیگر. 5تن آل عبا و هفت آسمان ،هشت بهشت و 12امام و 14معصوم، سی جزء قران  114 سوره و 124هزار پیامبر و 6666آیه قران و .. همه نشان از نقش مهم ریاضی در: مذهب و یا بالعکس، نقش مهم مذهب در ارتقا ریاضی است. عبادت ها، ایام همه با عدد و ریاضی سرو کار دارند. شکیات نماز یک معادله گسسته است. رشد مسلمانان یک معادله پیوسته است. کوثر رسول یک تضایف یا توان  است. رشد فرزندان امام سجاد ع: زیدیه و باقریه و همه یک نمودار تراکمی است. معادله خطی هواداران و شیعیان، اکنون به معادله غیرخطی تبدیل شده و: به حد بینهایت نزدیک می شود! قدرت مذهب هم مشتق پذیر است! (اخلاقیات) و هم انتگرال گیر. هم افزایی یا سینرژی شیعه، در این 40 سال محاسبه نشده! در حالیکه قبلا آماری از شیعه نبود، اصلا مذهب محسوب نمی شد، ولی الان در زیر هر سایه درختی در جهان، یک شیعه خانه دارد. و در کنار هر رودخانه، یک موذن اذان می گیود. تکرار نام پیامبر و نام علی ع، با لگاریتم هم قابل نشان دادن نیست! یک جلوش بی نهایت صفرها، داستان دیروز است. امروز ده به توان بینهایت ها، باید به میدان بیایند. گیگا بایت که برای ابر کامپیوتر ها، بسیار مهم است برای مغز بشری، فقط یک نخاع را تشکیل می دهد! برای محاسبه نعمت های خدا، همه کامپیوتر ها می سوزند! و آن وقت ریاضیدانان ما یا انجمن ریاضی، برای 11هزار یورو نمی تواند: عضویت خود را در انجمن ریاضی جهانی تثبیت نماید. چون حق عضویتش سه سال است که پرداخت نشده! همه اینها را ریاست بنیاد ملی علم ایران، در یک کلمه جواب دادند: انجمن ریاضی باید به مردم وصل شود!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 31 مرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
برخی ساده لوح ها به دلالی حمله می کنند! و آن را بد می دانند ولی، از بازار یابی پشتیبانی می کنند و آن را لازم میدانند. در حالیکه دلالی همان بازار یابی است!  چون هر کالایی که به دست مشتری نرسد، به دلال نیاز دارد. اما گاهی اسم های جدید ما را غافل می کند! در اقتصاد اولیه که به اقتصاد: کالی به کالی هم معروف هست، هرکس کالای خود را با دیگری مبادله می کرد. لذا از تولید به مصرف واقعی وجود داشت. اما پیشرفت بشری باعث شد: تا بین تولید کنندگان ومصرف کنندگان، فاصله بیافتد  و هم اینکه: نیاز های مصرف کننده و تولیدات متنوع شود. ولذا فاصله بین این دو را، فروشندگان و یا خریدارن پر کردند. که هر دو به معنی دلالی است. یعنی خریدار عمده فقط برای مصرف خود نمی خرید، قروشنده هم فقط برای خود نمی فروخت. با اختراع پول، یک واسطه یا دلال دیگر، یه نام موسسات پولی و بانکی اضافه شد. می گویند بانک به معنی نیمکت است. نزولخواران و پول سازان و سفته بازان، روی نیمکت می نشستند و: مردم برای گرفتن پول پیش آنها می رفتند. کم کم تبدیل به باجه شد. اکنون برای خود حکومتی جهانی دارد. در این موقع تولید کننده، و مصرف کننده  فقط  پولمی شناختند. لذا واسطه مصرف کننده وتولید کننده  آشنایی و دوستی نبود، بلکه فقط پول بود. بعدا گروهی پیدا شدند که مصرف کننده را، به کالای مورد نیاز خود راهنمایی می کردند، که بنام تبلیغاتچی  یا بازاریاب معروف شدند.  اکنون طوری واسطه ها زیاد شده اند، که مصرف کننده در آمریکا، می تواند کالای تولیدی یک چینی، یا فرانسوی را بخرد. اما این توسعه، هزینه هایی هم داشته است: برخی ها این هزینه را تا 95درصد هم دانسته اند. یعنی سنگ ساختمانی را اگر در نظر بگریم، مواد اولیه آن رایگان است! هزینه های برش و صیقل دادن آن را، اگر جزو هزینه تولید بدانیم، فقط 5درصد قیمت فروش آن در آمریکا است! سنگ چینی سالها وجود داشته ولی، فروش نمی رفته چون بازاریابی نداشته!  چون هزینه بازاریابی(معرفی ، ارسال و فروش آن) بسیار گران بود. اما بازار یاب این را با افزایش قیمت جبران می کند. قیمت ها را بالا می گوید: تا همه هزینه ها پوشش داده شود. ایران بعد از چین، بزرگترین تولیدکننده سنگ است، ولی فروشنده آن نیست! پس: دلالی یا بازاریابی آن ضعیف است . البته برخی دلالی یا بازاریابی را هم، دو قسمت خیر وشر برایش در نظر می گیرند! آنهاییکه دلالی را بد می دانند، درواقع جنبه منفی آن را در نظر می گیرند، و اغلب دید گاه بشر اولیه را دارند. یعنی تولید به مصرف را، بهترین راه می دانند. به زبان امروزی، بازاریاب خوب کسی است که کالا را، به مشتری واقعی برساند. اما بازاریاب بد آن است که کالا را، از سر سفره یک مصرف کننده بردارد، و برای دیگری بفرستد! یا اینکه کالای غیر اساسی ( کالایی که مورد نیاز نیست) را به مردم معرفی و بفروشد. مانند بازاریابی برای: مواد مخدر یا مشروبات و سیگار و..بنابر این حذف واسطه یا دلال، بطور کلی اشتباه است ولی، در مواردی که نیاز به دلالی نیست، طبیعتا قیمت تا 95درصد پایین می اید. بهترین کسانی که میتوانند: با دلال مبارزه کنند خود مصرف کنندگان هستند. قدم رنجه فرمایند به محل تولید بروند و بخرند! وقتی آنها مبارزه نمی کنند، یعنی به این دلالی راضی هستند. البته گاهی هم آنها را مجبور به: راضی بودن می کنند! مثلا نهاوندیان از ابتدای انقلاب اسلامی، وظیفه افزایش نرخ دلار را داشته، و چون دوتابعیتی است، ترس از هیچ کاری هم ندارد! با نفوذ  در میان اصتاف و بازاریها هم،  شوک های دلاری را توجیه می کرده. اخیرا هم که دکتر سیف گفته: افزایش دلار تا قیمت 80هزار ریال، به دستور ایشان بوده است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 مرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
وقتی که بیمه ها به اختلاس و: غارت بیت المال محکوم شدند، یک جوانی را پیدا کردند که: همه امضا ها را گردن گرفت! و به زندان افتاد. البته به او قول همکاری دادند: بعد از اینکه آب ها از آسیاب افتناد، اورا تبرئه کنند. در طول زندانی اش هم، برای خانواده اش سرپرست تعیین کردند، و به حساب خودش در زندان هم، مبالغ زیادی بطور مرتب واریز می کردند. بطوریکه بانی تمام امور خیریه هیات های زندان شده بود! غذایش همیشه خارج از زندان می آمد! و برای عاشورا تاسوعا هم، از همان چلوکباب ها نذری می داد! در زندان تهران بزرگ، همه او را می شناختند و می گفتند: دست به خیر است. البته تا جاییکه ما اطلاع داریم، برخی های دیگر هم هستند! مثلا در وزارت علوم سابق، صدها هزار سکه هدیه شد ( بگویید گم شد). دکتر امیدی نامی، که به قضا احضار شد گفت: بنده خبر ندارم ذیحساب امضا کرده! باید جواب دهد او، اکنون 18 سال است که در زندان است! البته به او گفته اند امضا کن کار خودت بوده، ما رد مال می دهیم آزاد می شوی! این را می گویند گردن نگرفتن! او اگر همان اول می گفت: قبول دارم آزاد می شد، ولی می گوید ذیحساب که دستور دهنده نیست! ذیحساب حساب رس است. من که نمی توانستم سکه هدیه بدهم! اکثرا اینطور هستند، مثلا برای دوران هاشمی، اختلاس ها که زیاد شد همه تبرئه شدند! و گردن رفیق دوست انداختند. در دوران خاتمی و کروبی، همه تبرئه شدند و گردن یک جوان سی ساله، بنام شهرام جزائری انداختند! هر عاقلی می پرسید: یک جوان سی ساله، بدون پشتوانه و ناشناخته، چطور می تواند اینهمه دزدی کند! در دوران احمدی نژاد هم، زنجانی نامی را پیداکردند و گفتند: این سرباز آقای نوربخش بوده، و دلار برایش خورد می کرده! بابک زنجانی حتی به پای اعدام هم رفت، ولی همچنان در وی آی پی است. دردوران روحانی چند نفر دستگیر شدند، ولی بجای زندان اوین، به هتل اوین رفتند! ومانند یک سفر خارجی، چند روزی بودند و برگشتند! ولی هنوز کسی را پیدا نکردند که: سی سال داشته باشد، دستش از همه جا کوتاه باشد، و در اندازه بارکشی اینهمه اختلاس جدید باشد! البته شاید هم باشد، بهرحال پیشنهاد های وسوسه انگیزی، به آنها می شود. اما هنوز 8 سال بپایان نرسیده! و در دیزی هنوز باز است. اگر دیدند که در دیزی بسته شد، شاید آن موقع اسم را اعلام کنند! والا هنوز وقت است. خاتمی و هاشمی و احمدی نژاد، تا موقعی که بر سر قدرت بودند، پاکدست و کم هزینه و ساده زیست بودند! بعد که دوره آنها تمام شد، ناگهان سرو صدا بلند شد که: چه ها نکرده اند. ولذا یک قانون کلی است: مردم منتظر اعلام اسامی مفسدین نباشند، یا لا اقل مدتی صبر کنند، تا معاون اول جدیدی بیاید، معاون اول فعلی را نقد کند! به همین دلیل است که: ظهور امام زمان طولانی می شود. زیرا افراد زیادی می گویند: اگر حکومت دست ما باشد، به عدالت رفتار می کنیم. و نیازی به امدن امام زمان نیست. خدا هم به آنها قدرت و مال می دهد. اما آنها خود را گم می کنند! و به دنبال رفتار طاغوت های گذشته می روند. هاشمی نمونه آن است، وی در زندان طاغوت  بسیار مقاوم بود، کتابهای ضداستعماری و: تفسیر های ضد طاغوتی نوشت، ولی عاقبت در استخر فرح غرق شد! اینکه ایشان را غرق کردند، یا غرق شد مهم نیست، مهم این است که ایشان، در استخر فرح پهلوی چه می کرد! لابد این را هم به زور برده بودند؟ همه کاخ های شاه، به کاخ موزه تبدیل شد ولی، کاخ مرمر که مرکز فرماندهی هاشمی بود، همچنان در ید قدرت ایشان ماند! جالب بود که ایشان با امکانات همین کاخ، سفره نذری هم می داد! اقطاری ماه رمضان، عید دیدنی ایام عید و: نذری ماه های محرم و صفر به راه بود! و این نشان می دهد که آدمها، چه زود رنگ عوض می کنند، ولو هاشمی رفسنجانی باشند. مگر اینکه عنایت امام زمان عج باشد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 281 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :